﻿1
00:00:42,200 --> 00:00:45,166
.مراقب باشین، قدرتمنده

2
00:00:45,666 --> 00:00:46,566
.باشه

3
00:00:48,300 --> 00:00:52,033
.چ-چی شده؟ چرا اول صبحی اینجا اومدین

4
00:00:56,800 --> 00:01:00,033
.به نظر می‌رسه اینجا نیست

5
00:01:00,433 --> 00:01:02,900
.این‌قدر خرت و پرت اینجا ریخته، که مطمئن نیستم

6
00:01:04,066 --> 00:01:05,900
.همه چیز رو بیرون بندازین

7
00:01:09,400 --> 00:01:12,200
اون‌ها دارن چی کار می‌کنن؟

8
00:01:14,333 --> 00:01:15,433
.فرار کرده

9
00:01:16,300 --> 00:01:17,000
چی؟

10
00:01:17,500 --> 00:01:19,000
.گاردار فرار کرده

11
00:01:19,566 --> 00:01:23,266
آخه دلیل دیگه‌ای هم می‌بینی که اول صبحی اینجا بیان؟

12
00:01:29,700 --> 00:01:30,933
!آرنهید سان

13
00:03:21,333 --> 00:03:25,633
قسمت شانزدهم    هدف بزرگ

14
00:03:30,400 --> 00:03:31,933
!اِینار، صبرکن

15
00:03:32,800 --> 00:03:36,300
!دارم می‌گم که صبرکن، اِینار

16
00:03:37,133 --> 00:03:41,433
.اگه گاردار فرار کرده، احتمالش هست که دوباره دنبال آرنهید سان بگرده

17
00:03:43,900 --> 00:03:46,166
آخه دنبال آرنهید رفتن چه سودی برای تو داره!؟

18
00:03:46,866 --> 00:03:48,933
می‌خوای اون رو از گاردار پس بگیری؟

19
00:03:52,433 --> 00:03:55,533
...نمی‌دونم، ولی

20
00:03:57,333 --> 00:04:03,166
.ولی حتماً کاری هست که بتونم به خاطر آرنهید سان انجام بدم

21
00:04:26,366 --> 00:04:27,666
!آرنهید سان

22
00:04:33,766 --> 00:04:35,533
.خودش نیست

23
00:04:35,533 --> 00:04:38,966
.گاردار نیست. فقط همون دوتا برده هستن

24
00:04:40,233 --> 00:04:43,533
اسم‌هاشون چی بود؟

25
00:04:43,533 --> 00:04:46,066
.ها، منظورت برده‌های ارباب هست

26
00:04:47,166 --> 00:04:49,533
تورفین و اِینار، که این‌طور؟

27
00:04:49,933 --> 00:04:52,033
.آره، خودشون هستن

28
00:04:52,033 --> 00:04:54,033
آخه برای چی اینجا اومدن؟

29
00:04:55,366 --> 00:04:58,300
آنیکی، باید حالا چی کار کنیم؟ باید بریم دستگیرشون کنیم؟

30
00:05:00,266 --> 00:05:04,766
.نه، اونا رو به حال خودشون رها کن. بذار به چیزی که به خاطرش اومدن برسن

31
00:05:17,333 --> 00:05:20,566
...چیزه، آرنهید سان

32
00:05:23,200 --> 00:05:27,333
.بله. به خاطر گاردار اومدین

33
00:05:29,033 --> 00:05:30,733
می‌دونی؟

34
00:05:34,533 --> 00:05:35,333
.بله

35
00:05:38,033 --> 00:05:41,733
.من... کمکش کردم فرار کنه

36
00:05:43,333 --> 00:05:46,766
.من طناب گاردار رو باز کردم

37
00:05:50,766 --> 00:05:54,466
...گاردار، اون... نگهبانش رو

38
00:05:54,966 --> 00:06:03,500
...فکر می‌کردم هر دوتامون کشته می‌شیم، برای همین

39
00:06:11,933 --> 00:06:23,866
.بعد گاردار همه‌ی کسایی که اومده بودن ببینن چی شده رو کشت

40
00:06:28,866 --> 00:06:30,500
...تعداد کشته‌ها بیش‌تر شد

41
00:06:31,000 --> 00:06:33,700
.اوضاع نمی‌تونه از اینی که هست بدتر بشه...

42
00:06:39,066 --> 00:06:39,966
...اِینار

43
00:06:40,900 --> 00:06:43,000
.ما رو زیر نظر گرفتن

44
00:06:43,000 --> 00:06:46,900
.کنار آرنهید سان بشین و تظاهر کن که داری کمکش میکنی ظرف بشوره

45
00:06:54,266 --> 00:06:58,333
.آروم باش، بهمون توضیح بده که چه اتفاقی افتاده

46
00:07:01,866 --> 00:07:07,433
.آخ-آخه گاردار به خاطر این درگیری‌ها به شدت مجروح شده بود

47
00:07:08,766 --> 00:07:15,700
.زیربارون فرار کردیم تا به خونه‌ی ارباب پیر رسیدیم

48
00:07:17,466 --> 00:07:23,466
.ولی وقتی داشتم زخماش رو مداوا می‌کردم گاردار هوشیاری‌ش رو از دست داد

49
00:07:24,533 --> 00:07:27,033
.نمی‌تونستم اون رو تکون بدم

50
00:07:27,666 --> 00:07:31,966
.ولی به سختی تونستم بالاخره مخفی‌ش کنم

51
00:07:33,566 --> 00:07:36,333
.پس گاردار سان اینجاست

52
00:07:36,900 --> 00:07:42,366
.آره. ارباب پیر بهم کمک کردن

53
00:07:42,966 --> 00:07:46,633
.کمی بعد از اون هِوی سان و بقیه‌ رسیدن

54
00:07:48,266 --> 00:07:55,433
.اون‌ها فکر می‌کنن گاردار فرار کرده و یکجایی اینجا مخفی شده

55
00:07:57,266 --> 00:08:03,133
.اونا منتظرن که گاردار دوباره به خاطر من اینجا پیداش بشه

56
00:08:03,566 --> 00:08:06,900
.هِوی سان و دوتا دیگه از سربازاش داخل خونه هستن

57
00:08:10,033 --> 00:08:14,633
چرا... چرا تنهایی همچین کار خطرناکی کردی؟

58
00:08:15,333 --> 00:08:19,666
اونم درست بعد اینکه گفتی به خاطر بچه‌ی درون شکمت
.می‌ذاری این طوفان بیاد و بره

59
00:08:27,566 --> 00:08:29,866
چرا؟

60
00:08:39,633 --> 00:08:41,033
...شاید

61
00:08:42,600 --> 00:08:46,933
.شاید دارم رویا می‌بینم

62
00:08:47,833 --> 00:08:54,566
.رویای اینکه با بچه‌ی داخل شکمم و گاردار زندگی‌م رو دوباره از اول شروع کنم

63
00:08:56,300 --> 00:09:01,400
...فکر می‌کنم ممکنه که دوباره برگرده

64
00:09:04,966 --> 00:09:09,100
.فکر می‌کنم ممکنه دوباره برگرده

65
00:09:14,766 --> 00:09:22,966
...آخه فقط اعتماد بود که توی اون چشم‌ها دیدم

66
00:09:29,000 --> 00:09:31,800
.خیلی فلک‌زده می‌رسید

67
00:09:34,600 --> 00:09:42,200
.از وقتی هیجالتی رو از دست دادیم توی بدبختی زندگی کردیم

68
00:09:45,466 --> 00:09:49,900
...برای همین باز دارم رویا می‌بینم

69
00:10:02,900 --> 00:10:07,366
زخم‌های گاردار سان چه‌جوری هست؟ خون‌ریزی‌‌ش متوقف شده؟

70
00:10:12,633 --> 00:10:17,033
.از سمت راست قفسه‌ی سینه‌ش خون‌ریزی شدید داشت

71
00:10:18,100 --> 00:10:22,633
.حتی وقتی داشتم مخفی‌ش می‌کردم خون‌ریزی متوقف نشد

72
00:10:25,000 --> 00:10:27,133
.این زمان خیلی مهمی هست

73
00:10:35,833 --> 00:10:37,066
...آرنهید سان

74
00:10:39,000 --> 00:10:44,233
آماده‌ای سرنوشتت رو با گاردار رقم بزنی؟

75
00:10:54,000 --> 00:10:59,300
.اگه رویای زندگی با گاردار رو داری، باید با هم‌دیگه فرار کنین

76
00:11:01,566 --> 00:11:03,833
.اما شما حامله‌ای

77
00:11:04,600 --> 00:11:07,100
.این مسیر سختی هست

78
00:11:08,866 --> 00:11:10,966
...اما اگه بازم آماده‌ای

79
00:11:12,566 --> 00:11:14,500
.پس بهت کمک می‌کنم...

80
00:11:16,500 --> 00:11:19,866
.این تنها راهی هست که داریم

81
00:11:30,266 --> 00:11:34,000
تنها راه ما اینه، که این‌طور؟

82
00:11:38,033 --> 00:11:40,766
.منم، کمک می‌کنم

83
00:11:40,766 --> 00:11:44,066
.با هم‌دیگه، ممکنه بتونیم کاری از پیش ببریم

84
00:11:45,566 --> 00:11:46,700
...تورفین

85
00:12:04,700 --> 00:12:06,700
...ها! چی شد

86
00:12:07,033 --> 00:12:08,400
.نخواب

87
00:12:08,400 --> 00:12:12,366
.اگه دوباره چشمات رو از آرنهید برداری، دماغت رو می‌شکونم

88
00:12:12,833 --> 00:12:15,500
.چ-چشم قربان، ببخشید

89
00:12:20,566 --> 00:12:21,433
کیه؟

90
00:12:23,700 --> 00:12:27,666
.چیزه... ناهار رو باید آماده کنم

91
00:12:30,833 --> 00:12:33,633
.وسایلی که نیاز داری بردار و توی حیاط آشپزی کن

92
00:12:33,633 --> 00:12:37,500
.تو طعمه هستی. برای همین باید توی چشم باشی

93
00:12:39,566 --> 00:12:42,300
.بله. متوجه شدم

94
00:12:53,266 --> 00:12:56,833
.چه آدم‌های بدبختی به نظر می‌رسن

95
00:12:57,666 --> 00:12:59,733
مگه نه، هِوی(مار)؟

96
00:13:03,066 --> 00:13:10,600
.می‌گن افراد بی‌چاره چاره‌ای جز تبدیل شدن به برده ندارن

97
00:13:11,366 --> 00:13:13,833
.که به چه جایگاهی تعلق دارن

98
00:13:15,000 --> 00:13:18,200
.ولی من این‌جوری فکر نمی‌کنم

99
00:13:18,633 --> 00:13:24,133
.برده‌ها بدشانس هستن. فقط همین

100
00:13:25,100 --> 00:13:31,233
.اگه من و تو هم بدشانس بودیم، ممکن بود آخر سر تبدیل به برده می‌شدیم

101
00:13:32,266 --> 00:13:36,500
.خب که چی؟ این حرف‌ها ربطی به موضوع ما نداره

102
00:13:36,900 --> 00:13:39,266
.اون پنج‌تا از افراد من رو کشته

103
00:13:39,600 --> 00:13:42,466
.تا اون رو نکشم راحت نمی‌شم

104
00:13:44,000 --> 00:13:47,333
...من نمی‌تونم با این شمشیر و چشم‌های گریون

105
00:13:47,333 --> 00:13:50,433
.یکجا بشینم و مرگ افرادم رو نادیده بگیرم...

106
00:13:55,066 --> 00:13:58,266
.پس شمشیرت رو غلاف کن

107
00:14:02,833 --> 00:14:08,766
.حتی منم می‌دونم اون شمشیر متعلق به اینجا نیست

108
00:14:09,233 --> 00:14:13,900
.برای همین سر و کله‌ت به اینجا باز شده

109
00:14:14,933 --> 00:14:21,100
.ولی شک دارم که غلاف کردن شمشیرت باعث می‌شه چشمات رو به روی همه چیز ببندی

110
00:14:22,833 --> 00:14:27,566
.پیری، دیگه حرف زدن کافی‌ـه. وقتش رسیده بخوابی

111
00:14:30,400 --> 00:14:33,300
.من زمینم رو بهت میدم

112
00:14:34,233 --> 00:14:38,800
.روی زمین کار کن. و زندگی خلق کن

113
00:14:38,800 --> 00:14:42,433
.خیلی بهتر از تکون دادن شمشیر توی هواست

114
00:14:46,033 --> 00:14:52,566
.من دیگه نمی‌تونم سرپا بایستم. به زودی می‌میرم

115
00:14:53,266 --> 00:14:57,233
.این فرصت خوبی هست که زندگی خودت رو از اول شکل بدی

116
00:14:59,833 --> 00:15:05,300
.من برای اینکه انجیل برام می‌خوندی بهت مدیونم

117
00:15:08,966 --> 00:15:12,700
.دیگه این حرفای چرت و پرت رو تموم کن

118
00:15:12,700 --> 00:15:14,700
.من از این کارها نمی‌کنم

119
00:15:16,666 --> 00:15:17,666
.آنیکی

120
00:15:17,666 --> 00:15:18,400
چیه؟

121
00:15:18,766 --> 00:15:20,633
.یه چیزی اونجاست

122
00:15:24,133 --> 00:15:27,266
.اونجا. کنار سومین درختی که اونجاست

123
00:15:28,366 --> 00:15:31,400
.احتمالا! باید خودش باشه

124
00:15:34,933 --> 00:15:36,466
.خیلی‌خب

125
00:16:08,666 --> 00:16:09,700
.اومدن بیرون

126
00:16:10,166 --> 00:16:13,200
...یک، دو، سه

127
00:16:13,700 --> 00:16:15,400
.خوبه. همه‌شون بودن

128
00:16:19,900 --> 00:16:22,466
.اِینار، روی کمکت حساب کردم

129
00:16:40,066 --> 00:16:41,533
.پراکنده بشین

130
00:16:41,966 --> 00:16:44,800
.باید از موقعیت‌های مختلف دنبالش کنیم

131
00:16:49,866 --> 00:16:54,700
.قربان، خیلی ببخشید، ولی باید ارابه و اسبتون رو قرض بگیرم

132
00:16:54,700 --> 00:16:58,366
.قول میدم با کار کردن براتون جبران کنم

133
00:16:59,266 --> 00:17:01,733
.مهم نیست

134
00:17:01,733 --> 00:17:05,100
.از همه این‌ها مهم‌تر، من رو هم سوار گاری کنین

135
00:17:05,100 --> 00:17:10,066
.اگه من اونجا باشم، می‌تونیم بهونه بیاریم که دارم اطراف زمین می‌چرخم

136
00:17:10,066 --> 00:17:14,500
...ولی شما رو نمی‌تونیم قاطی این قضایا کنیم

137
00:17:15,633 --> 00:17:18,333
.من همین الان درگیر شدم

138
00:17:18,833 --> 00:17:22,600
.حرف زدن رو تموم کن و کمکم کن

139
00:17:23,500 --> 00:17:26,866
.چ-چشم. خیلی ممنونم

140
00:17:31,866 --> 00:17:33,333
...لعنت بهت گاردار

141
00:17:33,733 --> 00:17:35,633
.داره سعی می‌کنه به جنگل فرار کنه

142
00:17:36,233 --> 00:17:39,366
.توی اون جنگل به سختی می‌تونیم از اسبامون استفاده کنیم

143
00:17:39,366 --> 00:17:41,833
.دنبالش کنین. نباید بذاریم وارد جنگل بشه

144
00:17:45,900 --> 00:17:48,266
...گندش بزنن! خیلی دوره

145
00:18:05,566 --> 00:18:08,700
.زنده‌ست. زخم‌هاش به خوبی مداوا شده

146
00:18:09,966 --> 00:18:12,633
.ولی مثل سنگ یخ زده

147
00:18:13,600 --> 00:18:15,400
.خون زیادی از دست داده

148
00:18:16,933 --> 00:18:19,400
.خواهش می‌کنم... دوام بیار

149
00:18:24,666 --> 00:18:25,900
.خیلی سریع می‌دوه

150
00:18:26,566 --> 00:18:30,766
.هرجور فکر می‌کنم یه آدم زخمی نمی‌تونه این‌جوری بدوه

151
00:18:32,266 --> 00:18:34,500
!اِسپایدر! برگرد

152
00:18:34,500 --> 00:18:36,400
.شما اون رو دنبال کنین

153
00:18:36,933 --> 00:18:39,033
.نیازی نیست حتماً باهاش مبارزه کنین

154
00:18:39,033 --> 00:18:43,266
.اگه گاردار باشه، شما هیچ شانسی مقابلش ندارین

155
00:18:43,866 --> 00:18:46,000
.بعداً براتون نیروی پشتیبانی می‌فرستم

156
00:18:46,000 --> 00:18:48,100
.تا اون موقع تعقیبش کنین

157
00:18:48,566 --> 00:18:50,000
متوجه شدین؟

158
00:18:50,366 --> 00:18:51,633
.روی کمک شما حساب کردم

159
00:18:52,533 --> 00:18:55,533
چی؟ صبرکن، آنیکی؟ داری کجا میری؟

160
00:18:58,833 --> 00:19:01,000
.گاری آماده شد

161
00:19:01,000 --> 00:19:03,266
.باید سریع خودمون رو به جنوب برسونیم

162
00:19:03,766 --> 00:19:07,833
.وقتی از اینجا خارج شدین، به سختی می‌تونن دنبال‌ـِتون راه بی‌افتن

163
00:19:08,566 --> 00:19:11,033
.من نیمه‌های راه ازتون جدا می‌شم

164
00:19:11,033 --> 00:19:13,166
.و تا اون‌جایی که بتونم حواس‌ـِشون رو پرت می‌کنم

165
00:19:14,766 --> 00:19:18,866
ارباب؟ می‌تونین تا مرزهای مزرعه ما رو همراهی کنین؟

166
00:19:19,200 --> 00:19:21,666
.معلومه، فهمیدم

167
00:19:53,933 --> 00:19:56,233
.صدای اسب نمی‌شنوم

168
00:19:59,833 --> 00:20:02,233
یعنی اسبش رو رها کرده و تا اینجا دویده؟

169
00:20:08,166 --> 00:20:09,566
.که این‌طور

170
00:20:10,733 --> 00:20:13,733
.پس اون هوشیار نیست

171
00:20:14,500 --> 00:20:17,500
.برای همین نتونستم حضورش رو احساس کنم

172
00:20:24,266 --> 00:20:25,533
...تورفین سان

173
00:20:37,000 --> 00:20:41,633
.بذار بهت بگم، تورفین، من اهل مذاکره نیستم

174
00:20:44,033 --> 00:20:46,533
.با زبون خوش گاردار رو به من بده

175
00:20:47,500 --> 00:20:49,033
...در غیر این صورت

176
00:20:50,266 --> 00:20:51,366
.تو رو می‌کشم...

177
00:20:58,433 --> 00:20:59,966
.اون‌ها سه نفر بودن

178
00:21:00,500 --> 00:21:02,933
.اما هِوی سان الان اینجاست

179
00:21:02,933 --> 00:21:04,533
.حضور بقیه رو احساس نمی‌کنم

180
00:21:05,466 --> 00:21:10,100
.اگه بتونم اون رو یه جوری خلع سلاح کنم، شانس فرار داریم

181
00:21:11,533 --> 00:21:15,466
.از کنار شمشیرش می‌گذرم و یه ضربه به شونه‌ش می‌زنم

182
00:21:18,700 --> 00:21:21,200
تورفین، بالاخره می‌خوای مبارزه کنی؟

183
00:21:21,200 --> 00:21:24,566
.ای وای، انگار این‌دفعه چاره دیگه‌ای نداری

184
00:21:24,966 --> 00:21:27,500
.کمک ما رو داری

185
00:21:27,500 --> 00:21:30,866
.الان دلیل خوبی برای بالا بردن مشت‌هات داری

186
00:21:33,166 --> 00:21:35,466
...ولی، راستش رو بخوای

187
00:21:35,833 --> 00:21:39,800
.مطمئنم اون دلیل خوبی برات هست که بخوای باز مبارزه کنی...

188
00:21:40,866 --> 00:21:43,066
چی کار می‌کنی، تورفین؟

189
00:21:43,500 --> 00:21:51,133
باز می‌خوای یه صلح‌طلب باقی بمونی، یا برای کمک
به یه نفر دیگه حاضری مبارزه کنی؟

190
00:21:53,866 --> 00:21:57,766
کدوم یکی از این مسیرها تو رو تبدیل به یک مبارز واقعی می‌کنه؟

191
00:21:58,300 --> 00:22:00,766
.وقتی برای فکر کردن نداری

192
00:22:02,366 --> 00:22:05,133
.ببین. اون درست مقابلت ایستاده

193
00:23:09,333 --> 00:23:12,133
واقعاً فکر کردی توی خواب و بیداری می‌تونی حریفش بشی؟

194
00:23:44,266 --> 00:23:45,966
.حالت قرارگیری‌ش فرق می‌کنه

195
00:23:46,700 --> 00:23:48,733
...حالت به دست گرفتن یه نیزه یا تبر نیست

196
00:23:49,500 --> 00:23:50,466
شمشیر؟

197
00:23:53,533 --> 00:23:54,566
...نه
