﻿1
00:00:20,979 --> 00:00:25,775
30 سال آزگار من يکي از محترم‌ترين
آدم‌هاي «محله‌ي چيني‌ها» بودم

2
00:00:26,484 --> 00:00:29,571
حالا دارم مثل يه پيازچرونِ فرومايه قايم ميشم

3
00:00:29,946 --> 00:00:31,906
اين موقتي‌ـه

4
00:00:31,906 --> 00:00:34,367
يه زماني مي‌تونستم بدون ترس
از اينکه يه نفر يه تبرچه

5
00:00:34,409 --> 00:00:37,912
بزنه تو پشتم توي خيابون راه برم

6
00:00:38,788 --> 00:00:40,999
چون ميدونستم خيابوني‌ها
ازم مي‌ترسن

7
00:00:41,791 --> 00:00:43,334
...الان

8
00:00:43,376 --> 00:00:45,378
وقاري توي اين‌کار نيست

9
00:00:45,420 --> 00:00:47,380
آسمون هميشه ابري نمي‌مونه

10
00:00:48,798 --> 00:00:50,550
شرايط تغيير مي‌کنن

11
00:00:50,967 --> 00:00:52,427
خودت مي‌بيني

12
00:02:06,334 --> 00:02:11,256
"Warrior"
فصل 1
قسمت 7 : ببر و روباه

13
00:02:55,008 --> 00:02:58,219
آتوي» ، طبق معمول قشنگ»
جنس خوب رو از بنجل تشخيص ميدي

14
00:02:58,261 --> 00:02:59,929
اين يکي خاص‌ـه

15
00:02:59,971 --> 00:03:03,766
از زمان تولدش واسه ازدواج 
با جنگ‌سالار «دانگ ژو» بزرگش کردن

16
00:03:03,808 --> 00:03:05,101
واسه زندگی بار اومده

17
00:03:05,101 --> 00:03:05,185
واسه زندگی بار اومده

18
00:03:06,853 --> 00:03:10,190
اگه بخريش مي‌توني هر جور
داستان چرندي که بخواي دربياري

19
00:03:10,190 --> 00:03:12,609
دخترهاي من دستشون تو جیب خودشونه

20
00:03:13,234 --> 00:03:15,695
ولي اين يکي استعدادهايي داره

21
00:03:21,242 --> 00:03:24,746
- من نبايد بذارم ناراحت بشن
- تو نبايد بذاري من ناراحت بشم

22
00:03:24,787 --> 00:03:25,830
که الان ناراحتم

23
00:03:28,333 --> 00:03:30,126
وايسا

24
00:03:40,762 --> 00:03:43,598
- چند سالش‌ـه؟
- نميدونم

25
00:03:43,598 --> 00:03:45,558
17-18

26
00:03:45,558 --> 00:03:47,810
پدرش واسه تسويه‌ي بدهي فروختش

27
00:03:47,810 --> 00:03:51,814
چندان پُرحرف نيست منتها اکثر
مشتري‌ها با اين قضيه مشکلي ندارن

28
00:03:52,732 --> 00:03:55,485
حتي بهتر . دختره حرف گوش کنیه

29
00:03:55,485 --> 00:03:59,447
ميدوني چقدر نادره که همچين
دختری وفادار باشه؟

30
00:03:59,447 --> 00:04:03,576
البته که قيمتش 2 برابرـه
ولي گمونم مي‌توني 5 برابرش رو دربياري

31
00:04:04,077 --> 00:04:05,328
اهل کجاست؟

32
00:04:05,370 --> 00:04:08,665
«اهل يه دهکده‌ي شيلاتي توي «شاندونگ
که درياچه‌اش هم خشک شده

33
00:04:08,706 --> 00:04:10,959
اسمش «يومي» همچين چيزي بود

34
00:04:11,000 --> 00:04:13,002
يومينگ‌زو»؟»

35
00:04:13,044 --> 00:04:14,337
مي‌شناسيش؟

36
00:04:15,797 --> 00:04:19,634
خب ، اگه مي‌خوايش بهتره
سريع تصميمت رو بگيري

37
00:04:26,099 --> 00:04:28,601
اين يکي قبلاً فروخته شده

38
00:04:39,195 --> 00:04:40,780
بابا ، حال‌ـت خوبه؟

39
00:04:40,822 --> 00:04:43,032
چي؟

40
00:04:43,074 --> 00:04:45,201
کل شب يه کلمه هم باهام حرف نزدي

41
00:04:45,243 --> 00:04:48,079
واقعاً؟ متأسفم عزيزم

42
00:04:48,579 --> 00:04:50,832
گمونم حواسم يه‌کم پرت‌ـه

43
00:04:51,291 --> 00:04:52,834
کمکي ازم برمياد؟

44
00:04:52,875 --> 00:04:54,919
چيزي نيست که خودت رو نگرانش کني

45
00:04:54,961 --> 00:04:56,921
فقط چندتا مشکل کاري جزئي‌ـه

46
00:04:58,339 --> 00:04:59,882
همون حکم احداث خطوط ماشين کابلي؟

47
00:05:04,470 --> 00:05:06,097
باهام حرف بزن بابا

48
00:05:10,101 --> 00:05:13,521
بِلِيک» بهم قولِ اون قرارداد رو داده بود»
قسم خورد که مال منه

49
00:05:13,771 --> 00:05:16,858
منم سر حرفش کل کسب و کارم رو
به خطر انداختم

50
00:05:16,858 --> 00:05:18,568
کلي فولاد خريدم

51
00:05:18,568 --> 00:05:22,447
اگه اون قرارداد به‌زودي منعقد نشه
مجبور ميشم اعلام ورشکستگي کنم

52
00:05:22,488 --> 00:05:24,032
ممکنه خونه رو از دست بدم

53
00:05:24,991 --> 00:05:26,826
خونه‌ي مادرت رو

54
00:05:28,244 --> 00:05:30,371
فکر مي‌کردم در دست اقدام‌ـه

55
00:05:30,788 --> 00:05:33,207
در دست اقدام يعني هنوز منعقد نشده ديگه

56
00:05:34,083 --> 00:05:35,668
مي‌تونم باهاش صحبت کنم

57
00:05:37,462 --> 00:05:39,839
بعيد ميدونم اون دنبال صحبت کردن باشه

58
00:05:42,008 --> 00:05:43,760
ببخشيد؟

59
00:05:47,388 --> 00:05:50,808
من با اون ازدواج کردم
ديگه مي‌خواي چي‌کار کنم؟

60
00:05:50,808 --> 00:05:52,977
واسه منم راحت نيست

61
00:05:53,478 --> 00:05:55,480
...به نظرت چطوره که ازت بخوام -
که بدرد نخور باشم -

62
00:05:55,480 --> 00:05:57,523
...به نظرت چطوره که ازت بخوام -
که بدرد نخور باشم -

63
00:05:58,900 --> 00:06:00,360
اون شوهرت‌ـه

64
00:06:03,529 --> 00:06:05,656
منم دخترتم

65
00:06:07,492 --> 00:06:10,411
خجالت بکش بابا

66
00:06:23,007 --> 00:06:24,801
چيز ديگه‌اي مي‌خواي؟

67
00:06:32,350 --> 00:06:33,893
- «بيل»
- بله؟

68
00:06:34,936 --> 00:06:37,522
نه . نه

69
00:06:37,563 --> 00:06:38,981
ديگه نمي‌‌خوام

70
00:06:39,023 --> 00:06:40,024
بيا

71
00:06:51,244 --> 00:06:54,163
- مشکلي داري رفيق؟
- نه

72
00:06:54,163 --> 00:06:56,707
مشکلي ندارم رفيق

73
00:06:56,707 --> 00:06:58,918
تمام شب رو اينجا نشستي
و بِرّ و بِرّ من رو نگاه مي‌کردي

74
00:06:59,627 --> 00:07:01,921
اگه مي‌خواي حرفي بهم بزني بزن

75
00:07:01,963 --> 00:07:05,133
مي‌تونم برات يه نوشيدني بخرم
گروهبان‌ «اوهارا»؟

76
00:07:06,342 --> 00:07:07,718
به قدر کافي سیرم

77
00:07:07,760 --> 00:07:10,388
يه ايرلندي دست رد به تعارف کسی نمیزنه؟

78
00:07:10,388 --> 00:07:10,513
يه ايرلندي دست رد به تعارف کسی نمیزنه؟

79
00:07:12,306 --> 00:07:14,934
فکر نکنم بخوام توي
همچين دنيايي زندگي کنم

80
00:07:15,476 --> 00:07:17,228
خب ، شايد بهتره بري سر اصل مطلب کوفتي‌ـت

81
00:07:17,270 --> 00:07:20,857
ميدوني ، يکي از ايرلندي‌هايي که
مي‌شناختمش بهم گفت :

82
00:07:20,898 --> 00:07:25,486
توي ايرلند فقط روزهايي نوشیدنی مي‌خوريم "
که توي اسم‌شون «شنبه» باشه

83
00:07:25,486 --> 00:07:29,198
که ميشه سه‌شنبه ، پنج‌شنبه
اين شنبه ، اون شنبه

84
00:07:29,198 --> 00:07:31,534
" خودِ شنبه و روز قبلِ شنبه

85
00:07:31,534 --> 00:07:35,496
کل شب رو اينجا منتظر موندي تا فقط
يه جوک چرت رو برام تعريف کني؟

86
00:07:37,582 --> 00:07:40,877
اين برگه شوخي نيست

87
00:07:48,009 --> 00:07:50,970
- اين ديگه چه کوفتي‌ـه؟
«مأمورت «لي -

88
00:07:51,262 --> 00:07:53,764
- 2 نفر رو توي «جورجيا» به قتل رسونده
- چرنده

89
00:07:53,806 --> 00:07:56,434
به يکي‌شون شليک کرده
گلوي اون يکي رو هم بُريده

90
00:07:56,476 --> 00:07:58,769
قرباني‌ها از اقوام خودش بودن

91
00:07:58,936 --> 00:08:00,980
بعد هم غيبش زده

92
00:08:01,022 --> 00:08:02,940
بچه‌ي زبلي‌ـه

93
00:08:02,982 --> 00:08:04,901
خيلي تميز زده به چاک

94
00:08:06,569 --> 00:08:08,654
ولي هميشه يه ردي از مجرم مي‌مونه ، مگه نه؟

95
00:08:09,238 --> 00:08:11,157
منم اون رد رو دنبال کردم

96
00:08:11,157 --> 00:08:13,159
از اين‌سر کشور تا اون‌سر کشور

97
00:08:13,701 --> 00:08:15,786
آخه کار من همينه

98
00:08:15,786 --> 00:08:17,663
خب ، بايد اذعان کنم

99
00:08:17,997 --> 00:08:21,959
انتظار نداشتم وقتي گيرش ميارم
نشون پليس داشته باشه

100
00:08:21,959 --> 00:08:24,962
اين قضيه اوضاع رو يه‌کم پيچيده مي‌کنه

101
00:08:25,004 --> 00:08:28,466
ببين گروهبان ، من نهايت احترام
رو براي مجريان قانون قائلم

102
00:08:29,467 --> 00:08:31,302
ولي قتل قتل‌ـه

103
00:08:32,303 --> 00:08:33,763
و جايزه هم جايزه‌ست

104
00:08:37,016 --> 00:08:39,143
...پس من لازم دارم که

105
00:08:40,019 --> 00:08:44,482
...گروهبان ، تقاضاي محترمانه‌ام ازت

106
00:08:46,609 --> 00:08:48,611
فقط يه‌خُرده همکاري‌ـه

107
00:08:49,320 --> 00:08:50,738
...و بابت همکاريت

108
00:08:51,322 --> 00:08:55,368
حاضرم که جايزه‌اش رو تقسيم کنم

109
00:08:56,953 --> 00:09:00,289
کلاغ‌ها گفتن که اون
پول به کارِت مياد

110
00:09:03,501 --> 00:09:06,045
- 500 دلار؟
- صدات رو بيار پايين

111
00:09:07,672 --> 00:09:09,924
نمي‌خوايم کس ديگه‌اي هم جاه‌طلب بشه

112
00:09:12,009 --> 00:09:13,719
نصف-نصف

113
00:09:13,761 --> 00:09:16,180
البته اجرت من ازش کم ميشه

114
00:09:26,691 --> 00:09:28,192
ميدوني چيه؟

115
00:09:30,778 --> 00:09:32,572
فکر کنم اون نوشيدني رو مي‌خورم

116
00:09:58,764 --> 00:10:00,141
«آسام»

117
00:10:01,934 --> 00:10:03,603
برادر

118
00:10:07,231 --> 00:10:10,985
«اينم خراج اضافه از طرف «يات سن
براي جبران کسري هفته‌ي پيش

119
00:10:11,027 --> 00:10:12,945
عاليه . چم و خم کار داره دست‌ـت مياد

120
00:10:12,987 --> 00:10:14,780
بيا واست نوشيدني  رديف کنم

121
00:10:14,780 --> 00:10:17,033
راستش بايد برم . قراره يکي رو ببينم

122
00:10:17,033 --> 00:10:19,243
پس يه جا يه کار
واسه خودت تور کردي

123
00:10:19,243 --> 00:10:23,456
نه . کارا رو مي‌سپارم به خودت
من از يه زني خوشم اومده

124
00:10:23,456 --> 00:10:26,125
ارزوني خودت . 

125
00:10:26,125 --> 00:10:28,169
ولي جدّي خوشحالم قبل از اينکه
حمام خون راه بيفته

126
00:10:28,169 --> 00:10:30,296
مي‌خواي يه‌خُرده به خودت برسی

127
00:10:30,671 --> 00:10:32,923
درمورد چي حرف ميزني؟

128
00:10:33,215 --> 00:10:34,884
يه ليوان ديگه

129
00:10:34,925 --> 00:10:36,052
خبري‌ـه؟

130
00:10:36,093 --> 00:10:38,763
نبايد راجبش حرف بزنم -
«يانگ جون» -

131
00:10:39,930 --> 00:10:43,476
اونا سعي کردن
توي روز روشن پدرم رو بکُشن

132
00:10:43,517 --> 00:10:45,811
نمي‌تونيم اين‌کارشون رو بي‌جواب بذاريم

133
00:10:45,853 --> 00:10:47,938
داريم به «لانگ زي» حمله مي‌کنيم

134
00:10:48,648 --> 00:10:52,485
«پدر جون» فهميد که «لانگ زي» توي
يه سکونت‌گاه خارج از «محله‌ي چيني‌ها» قايم شده

135
00:10:52,526 --> 00:10:56,197
بولو» رفته تا دخل خودش»
و زن احمقش  رو بياره

136
00:10:56,197 --> 00:10:59,116
...فردا خب ، فقط بيا بگيم که

137
00:10:59,116 --> 00:11:01,494
اوضاع قراره جالب بشه

138
00:11:03,079 --> 00:11:06,040
اگه ميدونيم اون‌ها کجان
چرا همه‌مون نميريم اونجا؟

139
00:11:06,040 --> 00:11:07,833
ديوار موش داره و موش هم گوش رفيق

140
00:11:07,833 --> 00:11:11,087
«پدر جون» نمي‌خواست خطرِ خبردار شدن
لانگ زي» از نقشه‌مون رو به جون بخره»

141
00:11:11,087 --> 00:11:14,090
قبل از اينکه بفهمن از کي خوردن
بولو» ميره ترتيب‌شون رو ميده و مياد»

142
00:11:18,844 --> 00:11:20,262
«آتوي»

143
00:11:21,013 --> 00:11:23,265
داري چي‌کار مي‌کني؟
نمي‌توني سرت رو بندازي پايين و بياي تو

144
00:11:23,307 --> 00:11:25,267
«لانگ زي» يه خونه
خارج از «محله‌ي چيني‌ها» داره

145
00:11:25,309 --> 00:11:27,395
- بايد بدونم کجاست
- چي؟

146
00:11:27,436 --> 00:11:29,897
اون‌ها مي‌خوان «ماي لينگ» رو بکُشن

147
00:11:31,816 --> 00:11:33,401
يه چيزهايي راجبه يه خونه به گوشم خورده

148
00:11:33,401 --> 00:11:36,028
- منتها نميدونم کجاست
- خب ، کي ميدونه؟

149
00:11:36,028 --> 00:11:38,322
- نمي‌تونم خودم رو درگير اين ماجرا کنم
- «آتوي»

150
00:11:38,322 --> 00:11:41,409
- تو هم نبايد خودت رو درگيرش کني
- «ماي لينگ» خواهرم‌ـه

151
00:11:41,409 --> 00:11:44,829
اون توي «چين» خواهرت بود

152
00:11:44,829 --> 00:11:46,414
اينجا دشمن‌ـت هست

153
00:11:46,414 --> 00:11:48,416
اون همين الانشم 1بار
سعي کرده «پدر جون» رو بکُشه

154
00:11:48,416 --> 00:11:50,084
به خيالت اگه فرصتش پيش بياد

155
00:11:50,084 --> 00:11:53,003
- توي کُشتن‌ـت درنگ مي‌کنه؟
- نمي‌تونم بذارم بميره

156
00:11:53,003 --> 00:11:55,923
تو نمي‌توني جلوي اتفاقي که ميفته رو بگيري

157
00:11:55,965 --> 00:11:58,968
خودت بهم گفتي يکي رو لازم دارم
که بهش اعتماد کنم

158
00:11:59,009 --> 00:12:00,845
يکي خارج از انجمن

159
00:12:01,721 --> 00:12:03,472
به اون شخص نياز دارم

160
00:12:03,514 --> 00:12:05,141
الان

161
00:13:31,560 --> 00:13:34,396
- چي شده؟
- نميدونم

162
00:13:39,527 --> 00:13:41,612
چي‌کار مي‌کني؟

163
00:13:41,695 --> 00:13:43,739
همينجا بمون

164
00:14:07,638 --> 00:14:09,431
چي شده؟

165
00:14:16,522 --> 00:14:18,649
«سلام «ماي لينگ

166
00:14:46,677 --> 00:14:49,263
آره

167
00:14:55,561 --> 00:14:56,896
خودش‌ـه

168
00:15:02,526 --> 00:15:04,278
همينه

169
00:15:04,361 --> 00:15:05,571
بخواب

170
00:15:11,035 --> 00:15:12,119
«ژيائو جينگ»

171
00:15:16,749 --> 00:15:18,584
چه غلطي مي‌کني؟

172
00:15:20,002 --> 00:15:21,670
ولش کن

173
00:15:21,795 --> 00:15:23,881
اگه مي‌خواي «لانگ زي» رو بکُشي
جلوت رو نمي‌گيرم

174
00:15:23,964 --> 00:15:26,425
معلوم‌ـه جلوم رو نمي‌گيري

175
00:15:26,508 --> 00:15:29,303
پدر جون» دستور داده»
جفت‌شون رو بکُشم

176
00:15:31,805 --> 00:15:35,392
نه -
نه؟ -

177
00:15:35,476 --> 00:15:37,728
منظورت چيه نه؟

178
00:15:37,811 --> 00:15:39,897
چه مرگتـه؟

179
00:15:41,482 --> 00:15:43,901
از سر راهم برو کنار

180
00:15:43,984 --> 00:15:45,694
اگه اون رو مي‌خواي

181
00:15:45,778 --> 00:15:47,529
بايد از روي جنازه‌ي من رد بشي

182
00:15:47,571 --> 00:15:49,365
واقعاً؟

183
00:15:51,867 --> 00:15:54,203
...ميدوني

184
00:15:54,286 --> 00:15:56,872
هميشه ميدونستم يه ريگي تو کفش‌ـت هست

185
00:15:56,956 --> 00:15:58,082
آره . همينطوره

186
00:15:58,165 --> 00:16:01,377
نميدونم جريانت چيه

187
00:16:01,460 --> 00:16:04,004
ولي کِيف اين‌کار رو کم نمي‌کنه

188
00:17:39,808 --> 00:17:42,019
کافيـه

189
00:18:22,810 --> 00:18:25,187
«ژيائو جينگ»

190
00:18:26,146 --> 00:18:28,107
بايد از اينجا بري

191
00:18:32,820 --> 00:18:34,571
برو

192
00:18:34,613 --> 00:18:37,199
فقط برو

193
00:19:05,018 --> 00:19:06,812
«ماي لينگ»

194
00:19:06,895 --> 00:19:08,480
زخمي شدي؟

195
00:19:10,190 --> 00:19:12,109
من خوبم

196
00:19:20,200 --> 00:19:21,243
تموم شد

197
00:19:26,665 --> 00:19:28,417
استراحت کن

198
00:19:57,112 --> 00:19:59,990
...پس

199
00:20:00,032 --> 00:20:03,368
بالاخره تونستن من رو بکُشن

200
00:20:08,707 --> 00:20:10,959
خوشحالم تو اين‌کار رو مي‌کني

201
00:20:13,879 --> 00:20:16,340
چشمات رو ببند

202
00:20:29,144 --> 00:20:34,233
اونا روح‌شون هم خبر نداره
با کي طرفن ، مگه نه؟

203
00:20:36,652 --> 00:20:40,030
مي‌فهمن

204
00:21:32,708 --> 00:21:34,042
«بيل»

205
00:21:34,126 --> 00:21:36,712
اينجا چي‌کار مي‌کني؟

206
00:21:36,795 --> 00:21:38,672
يادت نرفته يه چيزي رو بهم بگي؟

207
00:21:44,636 --> 00:21:47,347
خب ، به نظرم منطقي‌ـه
که پوستر چاپ بکنن

208
00:21:49,850 --> 00:21:53,895
خيلي خوب من رو نکشيدن
ولي به قدر کافي براي کار دولتي خوبه

209
00:21:53,979 --> 00:21:58,317
از کجا گيرش آوردي؟ -
اوني که قراره سوال بپرسه تو نيستي -

210
00:21:58,400 --> 00:22:01,653
من زندگيم رو سپردم به تو
زندگي خانواده‌ام رو

211
00:22:01,737 --> 00:22:04,948
اوني که فکر مي‌کني نيست -
نيست؟ -

212
00:22:05,032 --> 00:22:07,409
پس چرا بهم نميگي جريان چيه؟

213
00:22:13,332 --> 00:22:14,875
بعد از جنگ

214
00:22:14,958 --> 00:22:17,961
يه خانواده‌ي برده‌هاي آزاد شده
اومدن با ما زندگي کنن

215
00:22:18,045 --> 00:22:21,715
اومدن توي گردوندن مزرعه کمک کنن

216
00:22:21,798 --> 00:22:23,925
تقريباً باهاشون بزرگ شدم

217
00:22:24,009 --> 00:22:26,511
«و خب ، دخترشون »نورا

218
00:22:26,595 --> 00:22:28,263
...خب

219
00:22:28,347 --> 00:22:31,683
از بچگي يه‌جورايي مثل
خواهر و برادر بوديم

220
00:22:31,767 --> 00:22:33,477
...تا اينکه

221
00:22:33,560 --> 00:22:35,062
ديگه نبوديم اگه بفهمي چي ميگم

222
00:22:36,646 --> 00:22:38,774
صداش رو درنياورديم

223
00:22:38,857 --> 00:22:40,817
معمولاً توي انبار غلات
قايمکي همديگر رو ميديديم

224
00:22:43,403 --> 00:22:45,697
ولي ميدونستيم اگه فرصتي براي
يه رابطه‌ي واقعي مي‌خواستيم

225
00:22:45,739 --> 00:22:48,742
بايد گورمون رو از جنوب گم مي‌کرديم

226
00:22:48,867 --> 00:22:50,660
ميرفتيم غرب . شايدم زمين ميخريديم

227
00:22:54,206 --> 00:22:55,791
«نورا»

228
00:22:57,334 --> 00:22:59,336
خب ، اون هميشه اول
از انبار کاه ميرفت بيرون

229
00:23:01,797 --> 00:23:04,883
و من يه‌کم ديگه بعد از اون ميرفتم بيرون

230
00:23:08,261 --> 00:23:10,639
...اين‌دفعه

231
00:23:10,722 --> 00:23:13,600
...اين‌دفعه وقتي رفت من

232
00:23:15,102 --> 00:23:17,687
صداي جيغش رو شنيدم

233
00:23:24,319 --> 00:23:28,281
اومدم بيرون ديدم دو  تا از
پسرعموهام اون رو گرفته بودن

234
00:23:29,741 --> 00:23:33,161
عوضی ‌هاي بدجنسي بودن

235
00:23:33,245 --> 00:23:35,997
فکر کنم تو حال خودشون نبودن و يه مدتي به ما

236
00:23:36,081 --> 00:23:38,166
...شک کرده بودن و

237
00:23:41,545 --> 00:23:43,046
اونا يه داس داشتن

238
00:23:45,215 --> 00:23:47,926
نورا» مبارزه کرد»

239
00:23:48,009 --> 00:23:50,929
درست روبروي من کُشتنش

240
00:23:53,348 --> 00:23:55,600
مرگش رو تماشا کردم

241
00:24:02,149 --> 00:24:03,900
پس اونا رو کُشتي

242
00:24:05,527 --> 00:24:08,071
خب ، درجا به يکي‌شون شليک کردم

243
00:24:10,115 --> 00:24:12,993
...ولي فقط يه تير توي تفنگ داشتم پس

244
00:24:13,118 --> 00:24:16,413
اون داس رو گرفتم
و رفتم سراغ اون يکي

245
00:24:18,331 --> 00:24:20,625
بعد اينکه مُرد يه مدتي
بازم ادامه دادم

246
00:24:26,381 --> 00:24:31,136
بعد «نورا» رو دفن کردم
و همون‌شب از شهر رفتم

247
00:24:31,219 --> 00:24:33,180
پدر و مادرم به قدر کافي کشيده بودن

248
00:24:34,681 --> 00:24:37,142
چرا اينجا؟

249
00:24:37,225 --> 00:24:39,519
چرا «سانفرانسيسکو»؟

250
00:24:39,603 --> 00:24:42,147
«گمونم اگه «سانفرانسيسکو
به اقيانوس ختم نمي‌شد

251
00:24:42,230 --> 00:24:45,567
بازم ادامه ميدادم -
چرا پليس شدي؟ -

252
00:24:45,650 --> 00:24:48,528
لابد فکر کردي اين يه‌جور توبه‌ست

253
00:24:48,612 --> 00:24:51,198
توبه؟

254
00:24:51,281 --> 00:24:52,991
به‌خاطر چي؟

255
00:24:53,074 --> 00:24:56,870
اون عوضیا حق‌شون بود
اونا نامزدم رو کُشتن

256
00:24:56,912 --> 00:24:58,872
عجب داستاني بود

257
00:24:58,914 --> 00:25:01,958
شايدم واقعي باشه

258
00:25:02,042 --> 00:25:04,753
ولي چيزي عوض نميشه

259
00:25:04,836 --> 00:25:07,714
جايزه جايزه‌ست و قانون هم قانون‌ـه

260
00:25:09,841 --> 00:25:11,635
ببين ، يه سخنراني کامل
درباره‌ي راه آسون

261
00:25:11,718 --> 00:25:13,303
و راه سخت بلدم . مي‌خواي بشنوي؟

262
00:25:18,934 --> 00:25:21,520
احمق نباش

263
00:25:21,603 --> 00:25:24,356
زنده يا مُرده جايزه‌ات فرقي نمي‌کنه

264
00:25:24,439 --> 00:25:28,068
ولي راه درازي براي حمل جسدـه

265
00:25:28,151 --> 00:25:29,945
چاقو رو بذار کنار پسر

266
00:25:30,028 --> 00:25:33,031
اين جريان اونطوري که
فکر مي‌کني تموم نميشه

267
00:25:33,114 --> 00:25:34,741
ميدوني ، حق با اونـه

268
00:25:47,128 --> 00:25:48,672
باشه

269
00:25:48,755 --> 00:25:50,006
کافيـه

270
00:25:50,090 --> 00:25:52,217
مي‌خوام بتونه راه بره

271
00:25:54,427 --> 00:25:58,181
ديگه توي «سانفرانسيسکو» جايي نداري

272
00:25:58,265 --> 00:26:00,725
مي‌توني توي بقيه‌ي کشور به کارِت برسي

273
00:26:00,809 --> 00:26:04,271
ولي اگه برگردي اينجا
کارِت رو تموم مي‌کنيم

274
00:26:05,355 --> 00:26:08,692
به سر و وضعش برسيد
و سوار قطار بکنيدش

275
00:26:18,410 --> 00:26:20,495
حداقل مي‌تونستي بهم هشدار بدي

276
00:26:20,620 --> 00:26:24,499
اونطوري که کِيف نميداد

277
00:26:24,583 --> 00:26:28,169
راستش اولش نميدونستم
قراره چي‌کار کنم

278
00:26:28,253 --> 00:26:30,797
بايد از زبون خودت مي‌شنيدم

279
00:26:30,880 --> 00:26:34,926
به نظرم يه قاتل خونسرد نيستي
ولي خدا رو چه ديدي

280
00:26:35,010 --> 00:26:39,848
در هر صورت مي‌خواستم نجات‌ـت بدم
يا پولي به جيب بزنم

281
00:26:39,931 --> 00:26:41,516
بستگي به نتيجه داشت

282
00:26:41,600 --> 00:26:44,060
خب ، شرمنده نااميدت کردم

283
00:26:44,144 --> 00:26:49,733
يه مرد نبايد به‌خاطر انجام
کار درست تقاص پس بده

284
00:26:49,816 --> 00:26:52,569
حتي اگه از راه اشتباهي
انجامش داده باشه

285
00:26:53,987 --> 00:26:55,905
بازم بايد بهم مي‌گفتي

286
00:26:55,989 --> 00:26:58,908
کي به يه مأمور پليس ميگه که
به‌خاطر قتل تحت‌تعقيب‌ـه؟

287
00:27:00,201 --> 00:27:01,953
آره . نکته‌ي ظريفي بود

288
00:27:03,913 --> 00:27:08,084
اسرار ديگه‌اي نداري جنوبي؟ -
نه . فقط همون بود -

289
00:27:08,168 --> 00:27:13,006
متوجه‌اي اون آخرين کسي نيست
که به‌خاطر جايزه مياد سراغت؟

290
00:27:13,089 --> 00:27:14,424
متوجه‌ام

291
00:27:15,550 --> 00:27:17,427
گروهبان

292
00:27:21,014 --> 00:27:22,432
ممنونم

293
00:27:24,142 --> 00:27:26,603
دِينم رو بهت ادا کردم

294
00:27:39,366 --> 00:27:44,120
«قبلاً بهش مي‌گفتن «اسپرينگ ولي
«ولي الان محلي‌ها بهش ميگن «کاو هالو

295
00:27:44,162 --> 00:27:47,123
مالکش تقريباً به 7-6تا
دام‌پرور لبنياتي اجاره‌اش ميده

296
00:27:47,207 --> 00:27:49,042
چراگاه‌هاي خوب و چشمه‌هاي آب گوارا داره

297
00:27:49,125 --> 00:27:51,753
يعني هر چي خرجش کني درمياد

298
00:27:51,836 --> 00:27:53,755
چرا زميني به اين باارزشي رو مي‌فروشه؟

299
00:27:53,838 --> 00:27:55,840
خب ، صاحبش 10 سال پيش توي
«شرکت حمل و نقل «کامستاک

300
00:27:55,924 --> 00:27:59,469
پول زيادي به جيب زد و سودش رو
توي املاک سرمايه‌گذاري کرد

301
00:27:59,552 --> 00:28:01,388
پارسال که ارزش زمين اومد پايين
ضرر سنگيني کرد

302
00:28:01,388 --> 00:28:03,556
«واسه همين بهش ميگن «سفته‌بازي

303
00:28:04,849 --> 00:28:06,893
ميگن به هر دري ميزنه تا
اونجا رو سريع بفروشه

304
00:28:06,976 --> 00:28:10,480
پس بيشتر پيشنهاداتِ پايين بهش ميدن

305
00:28:10,563 --> 00:28:13,441
ولي اگه يه‌ذره بيشتر از
چيزي که مي‌خواد پيشنهاد بديم

306
00:28:13,525 --> 00:28:16,152
به نظرم مي‌تونيم از چنگ‌شون درش‌بياريم

307
00:28:16,236 --> 00:28:18,071
مورد خوبي به دارايي‌هات اضافه ميشه

308
00:28:18,154 --> 00:28:20,532
داريي‌هاي ما

309
00:28:20,615 --> 00:28:23,743
بدون تو نمي‌تونم اين زمين رو بخرم

310
00:28:23,868 --> 00:28:26,913
«منم بدون منابع مالي تو نمي‌تونم «آتوي

311
00:28:26,996 --> 00:28:28,707
خيلي ممنونم

312
00:28:28,707 --> 00:28:29,916
چيه؟

313
00:28:55,233 --> 00:28:58,445
خب ، بر فرض اينکه نقشه‌برداري‌ها
درست از آب دربيان

314
00:28:58,528 --> 00:29:00,447
ماه بعد مي‌تونيم حفاري رو شروع کنيم

315
00:29:00,530 --> 00:29:02,824
«پدر جون»

316
00:29:05,827 --> 00:29:07,954
چي شده؟

317
00:29:08,037 --> 00:29:10,874
اون «لانگ زي» رو کُشت

318
00:29:10,957 --> 00:29:12,876
ولي اون دختره زنده موند

319
00:29:18,548 --> 00:29:22,552
شکي ندارم که «بولو» تا آخرين
نفس يه جنگجوي حقيقي بود

320
00:29:26,264 --> 00:29:29,976
خيلي‌خب ، جنگ مي‌خوان؟

321
00:29:30,059 --> 00:29:31,936
بيايد جنگ تحويل‌شون بديم

322
00:29:48,745 --> 00:29:50,789
اومدن

323
00:30:15,188 --> 00:30:17,398
بايد اونجا مي‌بودم

324
00:30:19,150 --> 00:30:20,777
نه

325
00:30:21,861 --> 00:30:23,863
نه . بايد اينجا مي‌موندي

326
00:30:23,988 --> 00:30:26,074
لانگ زي» رو سرافکنده کردم»

327
00:30:28,576 --> 00:30:30,119
اون رو کُشتن

328
00:30:32,997 --> 00:30:34,666
نه . اونا نکُشتن

329
00:30:36,584 --> 00:30:39,254
ديگه وقتش بود

330
00:30:39,337 --> 00:30:42,048
دوره‌ي ماست

331
00:31:10,869 --> 00:31:14,747
وقتي کوچيک‌تر بودم پدرم داستان
يه روباه رو بهم گفت

332
00:31:15,957 --> 00:31:18,835
توي يه مسير سفر مي‌کرد
که يه ببر رو ديد

333
00:31:20,628 --> 00:31:25,091
ببر گيرش انداخت
ولي روباه ترسي نشون نداد

334
00:31:26,968 --> 00:31:30,597
: اين ببر رو گيج کرد و پرسيد

335
00:31:30,722 --> 00:31:33,683
چرا نمي‌ترسي؟»

336
00:31:33,766 --> 00:31:36,352
«آخه همه از من مي‌ترسن

337
00:31:36,436 --> 00:31:38,813
: و روباه جواب داد

338
00:31:38,897 --> 00:31:41,274
«خب ، همه از من هم مي‌ترسن»

339
00:31:42,692 --> 00:31:46,779
: و ببر خنديد ولي روباه اصرار کرد

340
00:31:46,863 --> 00:31:48,823
توي راه دنبالم بيا»

341
00:31:48,907 --> 00:31:52,493
و اگه مسافرهايي که ميان
با ترس و لرز فرار نکردن

342
00:31:52,577 --> 00:31:55,163
«اون‌وقت مي‌توني من رو بخوري

343
00:31:55,246 --> 00:31:58,166
ببر کنجکاو بود

344
00:31:58,249 --> 00:32:01,502
پس توي مسير افتاد دنبال روباه

345
00:32:01,586 --> 00:32:06,591
و وقتي مسافرها روباه رو ديدن
...که يه ببر دنبالش‌ـه

346
00:32:08,343 --> 00:32:10,637
با ترس فرار کردن

347
00:32:12,722 --> 00:32:15,141
حتي با اينکه بچه بودم
فهميدم که روباه

348
00:32:15,224 --> 00:32:18,311
از ترسناکي ببر استفاده مي‌کرده

349
00:32:21,606 --> 00:32:24,609
شوهرم «لانگ زي» اون ببر بود

350
00:32:27,111 --> 00:32:29,739
در بين يه عالمه روباه

351
00:32:30,615 --> 00:32:34,535
همه از ترسي که اون وارد
دل‌هاي مردم کرده بود سود مي‌بردن

352
00:32:34,619 --> 00:32:40,166
و همينطور که پيرتر و ضعيف‌تر شد

353
00:32:41,167 --> 00:32:45,922
بعضي از اين روباه‌ها به اشتباه
فکر کردن که اونا واقعاً ببر هستن

354
00:32:49,467 --> 00:32:55,682
امروز بهشون يادآوري مي‌کنيم
ببر واقعي کيه

355
00:33:32,301 --> 00:33:34,554
خوبي؟ -
شوخي مي‌کني؟ -

356
00:33:34,637 --> 00:33:37,223
دارم واسه کُشتن اونا لحظه ‌شماري مي‌کنم

357
00:33:37,306 --> 00:33:39,058
به‌نظر يه‌کم بي‌قراري

358
00:33:39,142 --> 00:33:41,436
از بچگي «بولو» رو مي‌شناختم

359
00:33:41,519 --> 00:33:44,647
ادم سرسختي بود -
آره -

360
00:33:44,731 --> 00:33:46,649
همينطوره

361
00:33:46,733 --> 00:33:49,944
به خدا فکر مي‌کردم شکست‌ناپذيره

362
00:33:50,028 --> 00:33:51,696
اوضاع داره عوض ميشه مرد

363
00:33:51,779 --> 00:33:53,948
به قدر کافي اينجا نبودي تا حس‌ـش کني

364
00:33:54,032 --> 00:33:56,534
انگار زمين زير پامون داره عوض ميشه

365
00:33:56,617 --> 00:33:59,954
لانگ زي» مُرده»
پدر جون» داره پير ميشه»

366
00:34:00,038 --> 00:34:02,081
نگراني؟ -
نه رفيق -

367
00:34:02,165 --> 00:34:03,499
حاضرم

368
00:34:03,583 --> 00:34:06,461
انگار الان دنياي ماست و بقيه
فقط دارن توش زندگي مي‌کنن

369
00:34:06,544 --> 00:34:08,129
فقط مراقب پشت سرت باش

370
00:34:08,171 --> 00:34:12,800
خودت مراقبش باش
من مشغول کُشت و کُشتار ميشم
