﻿1
00:00:10,427 --> 00:00:12,178
‫تابستون پرحادثه‌ای بود

2
00:00:19,894 --> 00:00:22,397
‫الان توی زیرزمین
‫قاتل سریالی‌ای بسته شدم که

3
00:00:22,439 --> 00:00:24,691
‫معتقده کابوس‌ها به واقعیت تبدیل نمیشن

4
00:00:31,072 --> 00:00:33,408
‫توهم زده که من قربانی بعدیشم

5
00:00:37,162 --> 00:00:40,457
‫می‌ذارم با این توهم خوش باشه تا
‫توضیح بدم توی چه مخمصه‌ای گیر افتادم

6
00:00:44,252 --> 00:00:48,006
‫« شش هفته قبل »

7
00:00:49,841 --> 00:00:52,886
‫تعطیلاتم رو صرف مسلط شدن
‫روی توانایی ذهنیم کردم

8
00:00:53,428 --> 00:00:56,139
‫تمامی جواب‌ها توی کتاب وردهای گودی بود

9
00:00:57,599 --> 00:00:59,517
‫حالا که روی توانایی خودم مسلطم،

10
00:00:59,601 --> 00:01:03,104
‫تمرکزم رو روی وسواس قدیمی‌ای که
‫از شیش سالگی باهامـه می‌ذارم

11
00:01:03,855 --> 00:01:06,941
‫قربانی شماره‌ی ۱۱ قبل از مرگش

12
00:01:07,025 --> 00:01:08,485
‫مظنون رو توصیف کرد

13
00:01:08,568 --> 00:01:10,487
‫پوست‌کنِ کانزاس‌سیتی،

14
00:01:10,528 --> 00:01:12,864
‫گریزپاترین قاتل سریالی آمریکا

15
00:01:12,864 --> 00:01:14,491
‫همه جا رو خون گرفته بود

16
00:01:14,574 --> 00:01:16,117
‫واسه اینکه بتونم ذهنی پیداش کنم،

17
00:01:16,201 --> 00:01:18,953
‫تنها چیزی که می‌خواستم
‫یه شیء از صحنه‌های جرمش بود

18
00:01:18,995 --> 00:01:19,996
‫« جعبه‌ی مدارک »

19
00:01:30,090 --> 00:01:31,758
‫یازدهمین قربانی پوست‌کن

20
00:01:31,841 --> 00:01:34,677
‫وقتی که ربوده شد،
‫توپ بولینگ باارزشش رو انداخت

21
00:01:44,437 --> 00:01:45,355
‫« کانزاس »

22
00:01:47,774 --> 00:01:50,151
‫حالا که جای پوست‌کن رو پیدا کرده بودم،

23
00:01:51,945 --> 00:01:55,156
‫یه مانع آزاردهنده‌ی دیگه مونده بود
‫که باید ازش عبور می‌کردم

24
00:01:56,908 --> 00:01:58,952
‫به فرودگاه نیوآرک خوش آمدید

25
00:01:59,577 --> 00:02:03,498
‫بازرسی‌های تصادفی
‫در این فرودگاه الزامی است

26
00:02:05,291 --> 00:02:09,587
‫مسافران پرواز اِی‌اِی8272 خط هوایی
‫اِمریکن ایرلاینز به مقصد کانزس‌سیتی

27
00:02:09,587 --> 00:02:11,297
‫وارد گیت 43 شوند

28
00:02:17,971 --> 00:02:20,098
‫چیز دیگه‌ای همراه‌تون نیست؟

29
00:02:20,890 --> 00:02:23,101
‫ایشون رو با دستگاه فلزیاب بررسی کن

30
00:02:24,102 --> 00:02:25,103
‫دست‌ها بالا

31
00:02:46,124 --> 00:02:48,001
‫توجه تمامی مسافران...

32
00:02:52,505 --> 00:02:56,426
‫خانم جَوون، کدوم بخش از
‫«اقلام ممنوعه» رو متوجه نمیشی؟

33
00:02:56,509 --> 00:02:57,552
‫اون جاییش که فکر می‌کنید

34
00:02:57,635 --> 00:03:00,263
‫چپوندن صدها نفر توی یه
‫لوله‌ی فلزی توی آسمون

35
00:03:00,305 --> 00:03:02,974
‫آرمان‌شهری درست می‌کنه که
‫توش نیازی به هیچ سلاحی نیست

36
00:03:03,057 --> 00:03:04,767
‫میشه بیای این کیف رو بررسی کنی؟

37
00:03:05,518 --> 00:03:06,519
‫اومدم

38
00:03:15,069 --> 00:03:17,822
‫دارم میرم به کنفرانس
‫مومیایی‌کنندگان تازه‌کارِ کانزاس‌سیتی

39
00:03:17,947 --> 00:03:19,282
‫اون یه دست مصنوعیـه

40
00:03:20,366 --> 00:03:21,993
‫آره، ولی مشکل اینجا نیست

41
00:03:22,827 --> 00:03:24,412
‫این رو چی میگی؟

42
00:03:26,080 --> 00:03:27,207
‫عجیبـه

43
00:03:28,541 --> 00:03:30,960
‫روحم هم خبر نداره اون از کجا پیداش شده

44
00:03:31,044 --> 00:03:34,214
‫این عملاً صد میلی‌لیتره که
‫یعنی اجازه‌ی حملش رو نداری

45
00:03:34,255 --> 00:03:36,633
‫ممنون میشم وقت‌مون رو نگیری

46
00:03:37,884 --> 00:03:39,719
‫کرم ضد آفتاد؟ واقعاً که!

47
00:03:44,599 --> 00:03:47,352
‫« میزوری، کانزاس‌سیتی »

48
00:03:54,525 --> 00:03:57,320
‫خدمات قتل‌های سریالیت رو
‫آنلاین هم ارائه میدی؟

49
00:04:42,907 --> 00:04:44,450
‫برات یه کادو درست کردم

50
00:04:51,749 --> 00:04:54,460
‫اینجوری همه‌ی مهمون‌های ویژه‌ام رو

51
00:04:54,627 --> 00:04:56,129
‫به یاد می‌سپارم

52
00:05:04,804 --> 00:05:07,390
‫بذار من هم حاصل دست‌رنجم رو نشونت بدم

53
00:05:54,562 --> 00:05:55,646
‫چی؟

54
00:05:56,105 --> 00:05:58,399
‫چیزی نیست.
‫یه مشکل ذهنی کوچیکـه.

55
00:05:58,483 --> 00:06:01,027
‫یه کلمه از این اتفاقات رو
‫به کسی نمیگی، فهمیدی؟

56
00:06:01,110 --> 00:06:02,487
‫مخصوصاً به مامانم

57
00:06:03,279 --> 00:06:04,155
‫حالا...

58
00:06:07,450 --> 00:06:08,868
‫بیا عروسک‌بازی کنیم

59
00:07:04,924 --> 00:07:09,554
‫« ونزدی »
‫« قسمت اول: روز از نو، مصیبت از نو »

60
00:07:23,192 --> 00:07:25,570
‫« پوستِ پوست‌کن غلفتی کنده شد »

61
00:07:30,908 --> 00:07:33,619
‫اینجا چیزی در مورد
‫اشک‌های سیاه ننوشته

62
00:07:34,662 --> 00:07:36,956
‫بهت که گفتم،
‫یه مشکل ذهنی ساده‌ست

63
00:07:36,998 --> 00:07:39,375
‫عزیزدلم، لرچ وسایل‌ها رو تو ماشین بار زده

64
00:07:39,375 --> 00:07:40,710
‫باید راه بیفتیم

65
00:07:40,710 --> 00:07:43,212
‫تو که نمی‌خوای روز اول مدرسه رو دیر کنی؟

66
00:07:43,212 --> 00:07:46,340
‫دوست داشتم امسال تابستون
‫وقت بیشتری باهات بگذرونم

67
00:07:47,008 --> 00:07:48,718
‫حس می‌کنم اصلاً ندیدمت

68
00:07:48,801 --> 00:07:51,888
‫نویسنده‌ها قبل از شروع دوباره،
‫باید فنجون خلاقیت‌شون رو پر کنن

69
00:07:51,971 --> 00:07:55,516
‫پس من هم خودمو غرق علایق خودم،
‫یعنی شکنجه و تحقیر کردم

70
00:07:55,600 --> 00:07:57,894
‫کِی میشه رمانت رو بخونم؟

71
00:07:57,977 --> 00:07:59,270
‫وقتی که خورشید نابود بشه و

72
00:07:59,353 --> 00:08:01,939
‫زمین توی شعله‌های آخرالزمان از بین بره

73
00:08:02,982 --> 00:08:04,901
‫زود، مادر. زود

74
00:08:08,237 --> 00:08:10,239
‫حواست باشه به کی وفاداری

75
00:08:19,665 --> 00:08:20,666
‫« جریچو »
‫« هشت کیلومتر »

76
00:08:23,127 --> 00:08:24,587
‫باریکلا، پسرم

77
00:08:24,670 --> 00:08:27,381
‫تو و عمو فسترِت
‫هر دو یه توانایی رو دارید

78
00:08:27,465 --> 00:08:30,384
‫الحق که فرزند خلف پدر جلادتی

79
00:08:30,384 --> 00:08:33,721
‫وقتی دستت رو تو هر پریز برقی بکنی،
‫چهارتا چیز یاد می‌گیری

80
00:08:34,597 --> 00:08:36,849
‫عجیبـه که تو هیچ قدرتی نداری، بابا

81
00:08:37,892 --> 00:08:40,645
‫طردشده بودن ربطی به توانایی‌هات نداره

82
00:08:40,728 --> 00:08:42,438
‫یه حالت ذهنیـه

83
00:08:43,731 --> 00:08:45,316
‫باید روی هدف‌گیریت کار کنی

84
00:08:45,316 --> 00:08:48,069
‫پاگزلی از اون اول هم
‫هدف‌گیریش مشکل داشت

85
00:08:48,402 --> 00:08:51,489
‫از جیش‌کردنش بگیر
‫تا اولین شلیکِ نارنجک‌اندازش

86
00:08:52,073 --> 00:08:54,867
‫لرچ می‌تونه گواهی بده.
‫مگه نه، پیرمرد؟

87
00:09:07,171 --> 00:09:10,091
‫خوشحالم می‌بینم
‫بالاخره به برادرت اهمیت میدی

88
00:09:10,132 --> 00:09:13,135
‫دارم به این فکر می‌کنم که چطور
‫می‌تونم از تواناییش به نفع خودم استفاده کنم

89
00:09:13,177 --> 00:09:15,346
‫این شد یه چیزی، فتنه کوچولوی من

90
00:09:15,346 --> 00:09:17,723
‫تو خانواده مایی وجود نداره

91
00:09:17,932 --> 00:09:19,183
‫فقط خودتی که مهمی

92
00:09:22,770 --> 00:09:24,397
‫یه تابلوی ایست اونجاست

93
00:09:24,397 --> 00:09:25,898
‫وسطش رو هدف بگیر

94
00:09:26,482 --> 00:09:27,942
‫فکر نکنم بتونم

95
00:09:28,359 --> 00:09:31,696
‫اگه نزنی، مجبور میشم
‫دکمه‌ی خروج فوری رو بزنم

96
00:09:31,737 --> 00:09:34,407
‫فقط دکمه‌ی صندلی باباست که کار می‌کنه

97
00:09:34,448 --> 00:09:36,659
‫دادم تینگ درستش کرد

98
00:10:46,395 --> 00:10:47,521
‫بیا اینجا ببینم!

99
00:11:48,541 --> 00:11:49,792
‫اومدن سراغم

100
00:11:49,792 --> 00:11:52,378
‫اگه بلایی سرم اومد،
‫مدرک توی اتاق عملیات جاش امنـه

101
00:12:31,083 --> 00:12:33,335
‫« آدامز »

102
00:12:33,377 --> 00:12:37,214
‫این اولین باریـه که
‫با پای خودت برگشتی مدرسه

103
00:12:37,923 --> 00:12:41,093
‫- چه حسی داری؟
‫- انگار برگشتم به صحنه‌ی جرم

104
00:12:41,427 --> 00:12:43,971
‫خوب می‌دونم جسدها کجا دفن شدن

105
00:12:44,054 --> 00:12:45,931
‫دیگه خبری از آشوب کنترل‌نشده نیست

106
00:12:45,973 --> 00:12:48,100
‫افسار اینجا رو به‌دست می‌گیرم

107
00:12:48,517 --> 00:12:50,311
‫مراقب باش، عزیزم

108
00:12:50,394 --> 00:12:53,063
‫داشتنِ کنترل اغلب یه توهمی بیش نیست

109
00:12:53,856 --> 00:12:57,193
‫مثل من که می‌ذارم بابات فکر کنه
‫اون حرف آخر رو توی این خانواده می‌زنه

110
00:12:57,193 --> 00:12:59,528
‫به نظرت اینجا واقعاً دوستی پیدا می‌کنم؟

111
00:12:59,570 --> 00:13:01,822
‫کلی دوست پیدا می‌کنی

112
00:13:01,822 --> 00:13:03,783
‫این جماعت از خودمون هستن

113
00:13:03,783 --> 00:13:05,242
‫پاگزلی بیچاره

114
00:13:05,284 --> 00:13:07,620
‫من و بابات میریم وسایلش رو بچینیم

115
00:13:07,661 --> 00:13:11,791
‫بهم قول بده که
‫مراقب برادرت هستی

116
00:13:11,791 --> 00:13:13,042
‫همیشه مراقبشم

117
00:13:20,800 --> 00:13:22,343
‫بذار اصول اولیه‌ی
‫اینجا رو تو گوشِت فرو کنم

118
00:13:22,384 --> 00:13:24,178
‫بی‌اجازه با کسی چشم‌تو‌چشم نمیشی

119
00:13:26,514 --> 00:13:29,725
‫« به آکادمی نِوِرمور خوش آمدید »

120
00:13:32,102 --> 00:13:32,937
‫اوه!

121
00:13:33,020 --> 00:13:34,396
‫بستنی!

122
00:13:37,566 --> 00:13:38,567
‫ونزدی!

123
00:13:38,651 --> 00:13:40,528
‫- اونم اینجاست!
‫- اونجا، لباس مشکی تنشـه!

124
00:13:44,448 --> 00:13:46,075
‫میشه یه امضا بدی؟

125
00:13:47,117 --> 00:13:48,744
‫من فقط با خون امضا می‌کنم

126
00:13:49,203 --> 00:13:50,996
‫من هم جز این انتظاری نداشتم

127
00:13:51,163 --> 00:13:52,665
‫نگفتم با خونِ خودم

128
00:13:55,251 --> 00:13:57,461
‫دیگه با شما کاری نداریم

129
00:13:57,503 --> 00:13:58,629
‫هرّی

130
00:14:01,632 --> 00:14:02,925
‫آزاردهنده بود

131
00:14:03,467 --> 00:14:05,177
‫پس بهتره بهش عادت کنی

132
00:14:05,219 --> 00:14:09,014
‫بعد از این که مدرسه رو از دست اون
‫زائر اهریمنی نجات دادی واسه خودت کسی شدی

133
00:14:09,014 --> 00:14:10,641
‫چرا هنوز براشون مهمـه؟

134
00:14:11,851 --> 00:14:14,270
‫خیلی دنبال شُهرت نیستی، نه؟

135
00:14:14,353 --> 00:14:16,897
‫محبوبیت از قوانین فیزیک پیروی نمی‌کنه

136
00:14:16,981 --> 00:14:20,192
‫هر چی بیشتر اونو پس بزنی،
‫بدتر سراغت میاد

137
00:14:22,695 --> 00:14:24,196
‫ونزدی آدامز!

138
00:14:24,446 --> 00:14:26,365
‫اِی داد بی‌داد

139
00:14:26,407 --> 00:14:30,035
‫ملاقات با ناجی نورمور باعث خرسندی منـه

140
00:14:30,077 --> 00:14:31,495
‫بذار خودم رو معرفی کنم

141
00:14:31,495 --> 00:14:33,414
‫بری دورت، مدیر جدیدتون

142
00:14:34,248 --> 00:14:35,374
‫آمم...

143
00:14:35,457 --> 00:14:37,126
‫برچسب می‌خوای؟

144
00:14:37,543 --> 00:14:40,254
‫فقط اگه از اونایی باشه که
‫روش «من را احیا نکنید» زده

145
00:14:41,797 --> 00:14:44,258
‫پس این همون زبون نیشداریـه که شنیده بودم

146
00:14:44,383 --> 00:14:45,551
‫عاشقشم

147
00:14:46,093 --> 00:14:49,054
‫می‌خوام مراسم
‫«آتش‌بستان بنیان‌گذار» رو برگردونم

148
00:14:49,138 --> 00:14:50,806
‫یه آیین قدیمی از طردشدگانـه

149
00:14:50,890 --> 00:14:53,350
‫یه آتیش بزرگ به پا می‌کنیم.
‫فرداشب برگزار میشه و

150
00:14:53,434 --> 00:14:56,937
‫بهترین بخشش اینـه که
‫می‌خوام تو دانش‌آموز افتخاری ما باشی

151
00:14:57,021 --> 00:14:58,856
‫ترجیح میدم زنده‌زنده من رو بسوزونید

152
00:14:58,856 --> 00:15:02,776
‫لطفاً بهش فکر کن.
‫می‌خوام توی این تقلا متحد باشیم.

153
00:15:02,818 --> 00:15:03,986
‫کدوم تقلا؟

154
00:15:03,986 --> 00:15:06,196
‫برگردوندن نورمور به روزهای اوجش
‫(نورمور تا ابد)

155
00:15:06,238 --> 00:15:07,990
‫پشت‌سر مُرده حرف زدن شگون نداره،

156
00:15:07,990 --> 00:15:10,659
‫ولی ویمز توی این یه مورد
‫حسابی گند زد

157
00:15:10,743 --> 00:15:12,995
‫من هم می‌دونم
‫پشت‌سر مرده حرف زدن شگون نداره

158
00:15:13,078 --> 00:15:15,289
‫منفور کردن زنده‌ها برام لذت‌بخش‌تره

159
00:15:17,958 --> 00:15:18,959
‫ایول!

160
00:15:35,809 --> 00:15:36,852
‫« قهرمان ما »

161
00:15:37,811 --> 00:15:40,022
‫باید تله‌های بهتری اینجا بذاریم

162
00:15:52,576 --> 00:15:54,536
‫- چطوری، هم‌اتاقی؟
‫- اینِد

163
00:15:55,871 --> 00:15:58,707
‫خیلی‌خب! همه برید بیرون.
‫ممنون از کمکی که کردید.

164
00:16:00,125 --> 00:16:01,835
‫- یالا
‫- بهت که گفتم!

165
00:16:03,545 --> 00:16:05,714
‫خیلی بهش فشار نیار

166
00:16:06,590 --> 00:16:08,842
‫فشار بی فشار. حلـه. گرفتم

167
00:16:08,884 --> 00:16:11,136
‫توی قفس گرگینه‌ها می‌بینمت؟

168
00:16:11,136 --> 00:16:13,305
‫- با بقیه‌ی بچه‌ها
‫- حتماً، برونو

169
00:16:14,264 --> 00:16:15,265
‫دل تو دلم نیست

170
00:16:19,645 --> 00:16:21,146
‫تعطیلاتت چطور بود؟

171
00:16:21,188 --> 00:16:23,440
‫چون من که بهترین تابستون عمرم رو داشتم و

172
00:16:23,482 --> 00:16:25,693
‫بی‌صبرانه منتظر بودم که
‫واو به واوش رو برات تعریف کنم

173
00:16:25,693 --> 00:16:28,779
‫من هم مطمئنم که بعدش
‫نمی‌خوام سر به تنت باشه، پس...

174
00:16:28,821 --> 00:16:30,114
‫جفت‌مون به خواسته‌مون می‌رسیم

175
00:16:32,032 --> 00:16:34,618
‫خب، بعداً جزئیاتش رو
‫برات تعریف می‌کنم، ولی

176
00:16:34,702 --> 00:16:38,706
‫توی لوپینپالوزایِ پارکِ گلدن گیت
‫یه کادو برات گرفتم

177
00:16:39,581 --> 00:16:41,333
‫نترس، گیسوبند نیست

178
00:16:44,044 --> 00:16:45,045
‫« جنون گرگ خلیج سان فرانسیسکو »

179
00:16:45,045 --> 00:16:47,006
‫گرفتی؟ مثل همون «حماسه‌ی بیوولف»

180
00:16:47,089 --> 00:16:49,258
‫گفتم حتماً از ارجاعات ادبی خوشت میاد

181
00:16:49,299 --> 00:16:52,636
‫هیچی مثل یه شوخی کلامی بد
‫آبروی شعر حماسی رو نمی‌بره

182
00:16:53,554 --> 00:16:56,390
‫من هم برات یه کادو گرفتم.
‫از سفرهای تابستونیم.

183
00:17:05,065 --> 00:17:06,275
‫مرسی

184
00:17:06,650 --> 00:17:10,404
‫درستـه یه‌خرده عجیبـه،
‫ولی پیچ و تاب موهاش خیلی نرمـه

185
00:17:10,446 --> 00:17:12,156
‫موهای انسان واقعیـه

186
00:17:14,867 --> 00:17:18,162
‫امسال کلی هدف دارم

187
00:17:18,245 --> 00:17:20,330
‫می‌خوام جایگاهم رو توی گله تثبیت کنم،

188
00:17:20,372 --> 00:17:23,333
‫کاپیتان گروه رقص و
‫بالاخره عضو انجمن نایت‌شیدز بشم

189
00:17:23,333 --> 00:17:24,668
‫تو چی؟

190
00:17:25,377 --> 00:17:28,464
‫هدفم اینـه از مردم دوری کنم و
‫روی رمان جدیدم، افعی مرگبار، کار کنم

191
00:17:28,714 --> 00:17:31,175
‫این خیلی تحول شخصیتی محسوب نمیشه

192
00:17:31,216 --> 00:17:33,469
‫من متحول نمیشم، پیله می‌زنم

193
00:17:33,886 --> 00:17:36,972
‫حالا که حرف از رمانت شد،
‫اون ناشره خوشش اومد؟

194
00:17:38,891 --> 00:17:41,435
‫اسمش رو «مردن زیر آوار نُت‌ها» گذاشتم

195
00:17:43,604 --> 00:17:45,731
‫اینجاش فکر کنم غلط املاییـه

196
00:17:47,066 --> 00:17:50,527
‫نه. این املای انگلیسی و
‫قدیمی «قطعه‌قطعه کردن»ـه

197
00:17:50,611 --> 00:17:52,654
‫این رمان دو سال از زندگی من بود

198
00:17:52,696 --> 00:17:56,158
‫باید اون رو از دست‌های سرد و بی‌جونم
‫دربیارن تا یه کلمه ازش رو عوض کنن

199
00:17:58,202 --> 00:18:01,121
‫بهتره اون بچه‌های لوسی که
‫امضا می‌خواستن نباشن

200
00:18:01,121 --> 00:18:04,208
‫دست رو دلم نذار! دیگه وقتشـه
‫یه سری حد و مرزها رو تعیین کنیم

201
00:18:04,208 --> 00:18:07,294
‫بیا یه ساعت‌هایی رو واسه امضا دادن
‫توی سالن دانش‌آموزها اختصاص بدیم

202
00:18:09,463 --> 00:18:11,298
‫سلام، ونزدی. تابستون چطور بود؟

203
00:18:11,340 --> 00:18:12,966
‫پوست یه قاتل سریالی رو کندم

204
00:18:13,300 --> 00:18:14,426
‫عجب

205
00:18:14,718 --> 00:18:17,054
‫بگو ببینم... ایند این‌ورها نیست؟

206
00:18:17,888 --> 00:18:19,681
‫زودتر با گله‌اش رفت

207
00:18:19,723 --> 00:18:22,267
‫تهدیدشون کردم اگه نرن لهشون  می‌کنم

208
00:18:22,392 --> 00:18:24,728
‫پس میشه اینو به خودش بدی؟

209
00:18:32,111 --> 00:18:34,196
‫مرسی هوام رو داشتی

210
00:18:34,279 --> 00:18:37,616
‫می‌دونم بیشتر از رنگ‌ها،
‫از خاله‌زنک‌بازی‌های روابط بدت میاد

211
00:18:37,658 --> 00:18:41,286
‫ماکیاولی میگه دوستی یعنی
‫تماشای چکیدن آرامِ رنج‌های یک فرد و

212
00:18:41,286 --> 00:18:44,540
‫افتخار کردن به حضور در
‫ملالت‌انگیزترین لحظات زندگی وی

213
00:18:44,581 --> 00:18:45,582
‫الان منظورت اینـه که...

214
00:18:45,624 --> 00:18:48,293
‫بیشتر از 25 تا کلمه نگو. می‌شنوم

215
00:18:49,086 --> 00:18:51,421
‫دیگه مطمئن نیستم
‫چه حسی به ایجکس دارم

216
00:18:51,505 --> 00:18:53,423
‫مهربون و بامزه‌ست، ولی...

217
00:18:53,507 --> 00:18:56,593
‫هنوز عاشق منِ سابقـه و
‫اون من سابق عوض شده

218
00:18:56,635 --> 00:18:58,428
‫دیدی چی شد؟ دقیقاً 25 کلمه

219
00:18:58,428 --> 00:19:00,222
‫باهاش صحبت کن و از بلاتکلیفی درش بیار

220
00:19:00,222 --> 00:19:03,142
‫اگه آب پاکی رو رو دستش بریزم،
‫مثل تیریـه که صاف...

221
00:19:04,351 --> 00:19:05,519
‫لعنت بهش

222
00:19:11,441 --> 00:19:14,903
‫«خوش برگشتی، ونزدی.
‫همچنان حواسم بهت هست.»

223
00:19:15,696 --> 00:19:18,532
‫- وایسا ببینم. تو بپا داری؟
‫- حسود هرگز نیاسود

224
00:19:31,628 --> 00:19:33,630
‫بپائه رو ندیدم

225
00:19:34,464 --> 00:19:36,258
‫یه چیزی رو صورتتـه

226
00:19:37,426 --> 00:19:38,677
‫چیزی نیست

227
00:19:48,103 --> 00:19:50,105
‫پاتوق سابق من

228
00:19:54,026 --> 00:19:55,569
‫سلام، پاگزلی. من...

229
00:19:55,861 --> 00:19:56,862
‫آخ!

230
00:19:57,779 --> 00:20:00,240
‫برق! خوشم اومد

231
00:20:00,490 --> 00:20:02,409
‫شما هم باید جنت باشی

232
00:20:02,993 --> 00:20:04,620
‫ونزدی خیلی ازتون تعریف کرد

233
00:20:04,703 --> 00:20:07,539
‫کالیبان. اونو خودم گذاشتم

234
00:20:07,623 --> 00:20:11,376
‫من و سو مطمئن نبودیم که
‫یوجین رو به نورمور برگردونیم

235
00:20:11,418 --> 00:20:12,669
‫ولی خودش پافشاری کرد

236
00:20:12,669 --> 00:20:14,421
‫بهرحال من هم
‫توی نجات مدرسه دستی داشتم

237
00:20:14,421 --> 00:20:17,049
‫اون روز رو یادمـه

238
00:20:17,049 --> 00:20:19,635
‫وقتی یه «هاید»
‫شکمت رو پاره کرد چه حسی داشت؟

239
00:20:21,178 --> 00:20:23,680
‫هنوز بعضی شب‌ها
‫با جیغ و داد از خواب می‌پرم

240
00:20:23,722 --> 00:20:24,723
‫واو

241
00:20:25,098 --> 00:20:27,017
‫این که معرکه‌ست!

242
00:20:27,142 --> 00:20:29,978
‫نظرت چیه یکم پسرها رو تنها بذاریم؟

243
00:20:30,604 --> 00:20:32,689
‫لرچ وسایلت رو میاره

244
00:20:33,065 --> 00:20:35,108
‫پایین می‌بینیمت

245
00:20:39,696 --> 00:20:41,365
‫پسرها، خوب یادتون باشه،

246
00:20:41,448 --> 00:20:45,535
‫دوستانی که اینجا پیدا می‌کنید
‫تا ابد حکم برادرهاتون رو دارن

247
00:20:45,577 --> 00:20:47,537
‫واسه همدیگه آدم می‌کشید و

248
00:20:47,829 --> 00:20:50,123
‫واسه همدیگه عذر موجه جور می‌کنید

249
00:20:56,797 --> 00:20:58,632
‫قضیه‌ی اون حشرات چیه؟

250
00:20:58,840 --> 00:21:00,676
‫اولش فقط می‌تونستم زنبورها رو کنترل کنم،

251
00:21:00,676 --> 00:21:03,220
‫ولی اخیراً تونستم
‫حشرات دیگه هم کنترل کنم

252
00:21:04,137 --> 00:21:05,389
‫اینجا رو

253
00:21:08,392 --> 00:21:11,270
‫چه آبدارن

254
00:21:12,187 --> 00:21:14,690
‫خوراک وعده‌های نصفه‌شبیـه

255
00:21:15,524 --> 00:21:18,277
‫اونا حیوون خونگی حساب میشن،
‫نه خوراکی

256
00:21:18,527 --> 00:21:20,988
‫« بزن به چاک »

257
00:21:22,447 --> 00:21:24,950
‫بعد از اینکه وسایل‌هامون رو چیدیم،
‫وقت بگذرونیم؟

258
00:21:24,992 --> 00:21:27,077
‫راستش، با چند نفر دیگه قرار دارم

259
00:21:27,077 --> 00:21:28,370
‫اگه خواستی، من هم هستم

260
00:21:29,037 --> 00:21:30,789
‫تازه باهاشون رفیق شدم

261
00:21:30,831 --> 00:21:33,458
‫مشکلی نیست.
‫خودم هم رفیقام جدیدن.

262
00:21:33,834 --> 00:21:36,712
‫من خیلی به خواهرت مدیونم،
‫واسه همین قبول کردم هم‌اتاقیت بشم

263
00:21:36,753 --> 00:21:39,381
‫بذار اول ببینیم این به کجا می‌کشه، خب؟

264
00:21:40,590 --> 00:21:42,634
‫آره. حتماً

265
00:21:44,386 --> 00:21:46,096
‫هی، زنبورباز

266
00:21:46,680 --> 00:21:49,850
‫- چه بزرگ شدی
‫- ایجکس. اینجا چیکار می‌کنی؟

267
00:21:50,350 --> 00:21:52,436
‫من مسئول جدید خوابگاه‌تونم

268
00:21:52,477 --> 00:21:55,647
‫- اگه سؤالی دارید...
‫- می‌تونی با مارهات خشکم کنی؟

269
00:21:55,647 --> 00:21:56,690
‫خواب دیدی خیر باشه

270
00:21:56,732 --> 00:22:00,152
‫تو و ایند هنوز باهمید؟
‫یا بالاخره سرش به سنگ خورد؟

271
00:22:00,694 --> 00:22:03,280
‫شما دوتا هیچ سؤالی
‫در مورد خوابگاه ندارید؟

272
00:22:03,989 --> 00:22:08,035
‫خیلی‌خب. پس، به کالیبان خوش اومدید.
‫سال معرکه‌ای در پیش داریم.

273
00:22:17,627 --> 00:22:18,879
‫خودشـه!

274
00:22:18,962 --> 00:22:21,089
‫- باورم نمیشه
‫- خدای من

275
00:22:21,173 --> 00:22:23,884
‫اون زمانی که ازم می‌ترسیدن و
‫متنفر بودن رو بیشتر دوست داشتم

276
00:22:25,427 --> 00:22:28,472
‫مطمئنم که ونزدی از این که
‫امسال بیشتر کنارش باشید لذت می‌بره

277
00:22:28,472 --> 00:22:30,015
‫منظورتون چیه که بیشتر؟

278
00:22:30,057 --> 00:22:33,894
‫جناب دورت ازم خواستن که
‫هدایت کمیته‌ی خیریه‌ی گالا رو به عهده بگیرم

279
00:22:33,894 --> 00:22:36,313
‫سه سال اخیر مسئولیت این کار
‫به عهده‌ی وینسنت ثروپ بود،

280
00:22:36,313 --> 00:22:39,399
‫ولی بعد از این که زیویر
‫به اشتباه متهم به قتل شد،

281
00:22:39,441 --> 00:22:42,486
‫هم پسر و هم کمک‌های مالیش رو
‫از نورمور خارج کرد

282
00:22:42,527 --> 00:22:44,279
‫زیویر امسال نمیاد؟

283
00:22:44,279 --> 00:22:46,698
‫میره به آکادمی راکنباخ توی سوئیس

284
00:22:46,782 --> 00:22:49,534
‫من یه تابستون رو اونجا
‫به عنوان دانش‌آموز مبادله‌ای گذروندم

285
00:22:49,618 --> 00:22:53,163
‫یادمـه، عزیزم.
‫طولانی‌ترین تابستون زندگیم بود.

286
00:22:55,957 --> 00:22:58,126
‫حس می‌کنم غافلگیرتون کردم

287
00:22:58,210 --> 00:23:00,379
‫نه، من عاشق یه غافلگیری خوب‌ام

288
00:23:00,462 --> 00:23:03,382
‫مخصوصاً وقتی که
‫پای خنجر وسط باشه

289
00:23:05,050 --> 00:23:08,595
‫راستش... امیدوار بودم که
‫همین نزدیکی‌ها بمونید

290
00:23:13,183 --> 00:23:16,645
‫فکر کردم کلبه‌ی باغبان
‫فقط واسه اساتیده

291
00:23:17,229 --> 00:23:19,606
‫سال گذشته مریلین ثورنهیل اینجا زندگی می‌کرد

292
00:23:19,606 --> 00:23:21,274
‫ولی به لطف ونزدی،

293
00:23:21,316 --> 00:23:24,069
‫اون الان داره از زندگی
‫توی یه چهاردیواری تنگ‌تری،

294
00:23:24,111 --> 00:23:25,237
‫یعنی زندان، لذت می‌بره

295
00:23:25,278 --> 00:23:27,864
‫به تنگی تابوت نمیشه،
‫ولی آرزو بر جوانان عیب نیست

296
00:23:28,323 --> 00:23:29,950
‫امشب در اختیار شماست و

297
00:23:29,991 --> 00:23:32,869
‫اگه تصمیم گرفتید که
‫هدایت کمیته‌ی خیریه رو به عهده بگیرید،

298
00:23:32,911 --> 00:23:35,455
‫اینجا رو خونه‌ی دوم خودتون بدونید

299
00:23:35,455 --> 00:23:36,706
‫من بیرون منتظر می‌مونم

300
00:23:47,592 --> 00:23:49,678
‫کی این خونه رو چیده؟

301
00:23:49,761 --> 00:23:51,638
‫یه روانی قاتل

302
00:23:51,680 --> 00:23:54,224
‫زود قضاوت نکن، عزیزم

303
00:23:54,516 --> 00:23:57,853
‫همه‌ی روانی‌های قاتل اینقدر کج‌سلیقه نیستن

304
00:23:57,894 --> 00:24:01,690
‫چیزی نیست که اون دست‌های متعفنت
‫نتونن درستش کنن، عزیزکم

305
00:24:02,399 --> 00:24:04,985
‫بابا، زیر سینک
‫چندتا تله موش قدیمی پیدا کردم

306
00:24:05,026 --> 00:24:06,987
‫- یه میان‌وعده‌مون نشه؟
‫- حتماً

307
00:24:08,989 --> 00:24:11,241
‫چرا می‌خوای مسئول مراسم خیریه بشی؟

308
00:24:12,367 --> 00:24:16,413
‫خب، انتظار نداشتم اوضاع
‫اینقدر سریع تغییر کنه

309
00:24:16,455 --> 00:24:19,624
‫پاگزلی امسال عینهو بلوط سمی رشد کرد و

310
00:24:19,708 --> 00:24:22,043
‫حالا که جفت‌تون توی نورمور هستید،

311
00:24:22,085 --> 00:24:25,839
‫داشتم به این فکر می‌کردم که
‫فصل بعدی زندگیم قراره چی باشه

312
00:24:27,257 --> 00:24:29,801
‫تصور این که تو و بابا تو خونه تنها باشید

313
00:24:29,885 --> 00:24:33,221
‫اونقدری من رو می‌ترسونه که
‫انگار عروسک‌های مسکات رو دیدم

314
00:24:33,305 --> 00:24:36,808
‫ولی اگه ناراحتت می‌کنه،
‫قبول نمی‌کنم

315
00:24:37,309 --> 00:24:39,144
‫نافم رو با ناراحتی بریدن، مادر

316
00:24:41,396 --> 00:24:43,648
‫با کلاغ‌ها سر و کار داشتم

317
00:24:46,359 --> 00:24:47,903
‫منظورت خواهرتـه؟

318
00:24:50,489 --> 00:24:53,241
‫همیشه پیچوندی و
‫از خاله اوفیلیا چیزی نگفتی

319
00:25:01,208 --> 00:25:02,918
‫خیلی منو یاد اون می‌ندازی

320
00:25:04,211 --> 00:25:06,254
‫مخصوصاً از وقتی بزرگتر شدی

321
00:25:07,172 --> 00:25:09,216
‫لازم نیست نگران من باشی، مادر

322
00:25:10,133 --> 00:25:12,260
‫بهتره حواست به پاگزلی باشه

323
00:25:12,344 --> 00:25:15,180
‫جفت‌مون هم می‌دونیم که تا ابد نمی‌تونه
‫نونِ قد بلند و جنسیتش رو بخوره

324
00:25:15,263 --> 00:25:17,474
‫تازه، مغزش در حد یه سوسک سرگین‌خواره و

325
00:25:17,557 --> 00:25:19,809
‫جاه‌طلبی‌اش هم اندازه‌ی
‫یه کارمند محافظه‌کار فرانسویـه

326
00:25:22,938 --> 00:25:25,023
‫چی شده عزیزم؟

327
00:25:27,108 --> 00:25:29,486
‫ونزدی داره یه چیزهایی رو ازم مخفی می‌کنه

328
00:25:31,071 --> 00:25:33,490
‫نمی‌ذارم تاریخ تکرار بشه

329
00:25:42,165 --> 00:25:43,583
‫من می‌تونم از پس مادرم بر بیام

330
00:25:45,460 --> 00:25:48,088
‫از کسی کمک نمی‌خوام
‫چون نیازی ندارم

331
00:25:48,171 --> 00:25:49,714
‫کمکِ تو رو هم لازم ندارم

332
00:25:50,632 --> 00:25:52,759
‫توی کار من دخالت نکن،
‫با اون انگشت‌های فضولت

333
00:26:04,229 --> 00:26:07,691
‫اسم مقتول کارل بردبری‌ـه،
‫کارآگاه خصوصی محلی

334
00:26:07,774 --> 00:26:08,984
‫خیلی آدم نچسبی بود

335
00:26:08,984 --> 00:26:11,903
‫شاهدها هم گرگ مالیگن و
‫دبی پرایزمن هستن

336
00:26:11,987 --> 00:26:15,740
‫گرگ مدیر فروشگاه پیگلی‌ویگلی‌ـه و
‫دبی هم یکی از صندوق‌دارهاشـه

337
00:26:15,824 --> 00:26:17,325
‫پس کارل بردبری اینجا

338
00:26:17,325 --> 00:26:20,412
‫مُچ اون دوتا عاشق‌پیشه‌ی سوپرمارکتی‌مون
‫رو موقع قرار مخفی‌شون گرفته

339
00:26:20,495 --> 00:26:23,373
‫که یهو یه دسته کلاغ انتحاری بهش حمله کردن

340
00:26:23,456 --> 00:26:26,209
‫این دیگه واقعاً بی‌سابقه‌ست،
‫حتی برای شهری مثل جریکو

341
00:26:26,293 --> 00:26:28,503
‫جسد رو برسونید سردخونه
‫قبل از اینکه بوی گندش بلند بشه

342
00:26:30,964 --> 00:26:33,008
‫ونزدی، چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

343
00:26:33,091 --> 00:26:34,634
‫فقط دارم از منظره لذت می‌برم

344
00:26:36,720 --> 00:26:38,138
‫کلانتر سانتیاگو

345
00:26:38,763 --> 00:26:40,682
‫قول میدم بهتر از کلانتر قبلی باشم

346
00:26:40,765 --> 00:26:42,350
خیلی خب باشه

347
00:26:58,658 --> 00:27:00,076
‫آخ...

348
00:27:00,702 --> 00:27:02,829
‫گالپین؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

349
00:27:02,912 --> 00:27:06,541
‫مقتول دوستم بود. کارل بردبری

350
00:27:06,625 --> 00:27:10,128
‫با هم داشتیم روی یه پرونده کار می‌کردیم و
‫همین اونو به کُشتن داد

351
00:27:10,211 --> 00:27:11,921
‫من ویولونسل می‌زنم، نه ویولن.
‫پس همدردی بی همدردی.

352
00:27:12,797 --> 00:27:15,675
‫بردبری یه چیزی کشف کرده بود.
‫می‌گفت ممکنه روی طردشدگان تأثیر بذاره.

353
00:27:15,759 --> 00:27:19,179
‫- تازه اول راه بودیم
‫- حالا دیگه طردشدگان برات مهم شدن؟

354
00:27:19,846 --> 00:27:21,264
‫پسرم از طردشدگانـه

355
00:27:21,264 --> 00:27:22,932
‫آره، می‌دونم چیکار کرده، ولی...

356
00:27:23,016 --> 00:27:25,268
‫خانم ثورنهیل ازش هیولا ساخته

357
00:27:25,352 --> 00:27:27,020
‫تایلر از اولش هم یه پا هیولا بود

358
00:27:27,646 --> 00:27:29,689
‫خانم ثورنهیل فقط این رو
‫توی وجودش بیدار شد

359
00:27:29,689 --> 00:27:31,691
‫آدما عوض نمیشن. یه نگاه به خودت بنداز

360
00:27:31,775 --> 00:27:33,193
‫تو هنوز هم همون آدم داغون و خیال‌پردازی که

361
00:27:33,234 --> 00:27:35,070
‫دیگه نمی‌تونی پشت اون
‫نشان دوزاری قایم شی

362
00:27:35,153 --> 00:27:36,821
‫نشان که هیچوقت جلوی تو رو نگرفت، گرفت؟

363
00:27:38,865 --> 00:27:41,284
‫اگه کمکم کنی می‌تونیم
‫ته و توی ماجرا رو در بیاریم

364
00:27:42,494 --> 00:27:45,955
‫همینطوری اتفاقی سر اون صحنه‌ی جرم
‫پیدات نشد، آدامز

365
00:27:46,039 --> 00:27:48,792
‫جذبش شدی، مثل پروانه‌ای که بی‌اختیار
‫به سمت شعله‌ی آتش میره

366
00:27:52,003 --> 00:27:55,256
‫حیف که بینش روان‌شناختی‌ات
‫واسه نجات پسرت کمکی بهت نکرد

367
00:28:00,136 --> 00:28:02,013
‫اگه نظرت عوض شد، بیا سراغم

368
00:28:03,973 --> 00:28:07,268
‫فقط یادت باشه...
‫پرنده‌ها همیشه چشماشون بازه

369
00:28:23,284 --> 00:28:28,456
‫امشب قراره داستان درخت جمجمه رو بشنوید

370
00:28:29,916 --> 00:28:33,461
‫رسم قدیمی کالیبان هالـه که شب اول مدرسه
‫این داستان رو تعریف می‌کنن

371
00:28:37,215 --> 00:28:38,842
‫« بیمارستان »

372
00:28:38,842 --> 00:28:43,054
‫روزی روزگاری پسری بود با قلبی بیمار

373
00:28:44,055 --> 00:28:45,765
‫تمام روزهایش را در تخت‌خواب می‌گذراند و

374
00:28:45,849 --> 00:28:49,144
‫طرح‌هایی از دستگاه‌های شگفت‌انگیزی می‌کِشید
‫که آرزو داشت روزی آن‌ها را بسازد

375
00:28:51,479 --> 00:28:54,065
‫پزشکان گفتند چند ماه بیشتر زنده نیست

376
00:28:55,316 --> 00:28:57,652
‫پس تصمیم گرفت قلبِ خودش را بسازد

377
00:28:59,946 --> 00:29:02,949
‫تا جسمش بتواند پا به پای
‫ذهن نابغه‌اش بیاید

378
00:29:13,293 --> 00:29:15,378
‫جراحی موفقیت‌آمیز بود

379
00:29:15,462 --> 00:29:17,964
‫ولی آن قلب مکانیکی
‫شخصیت پسرک را عوض کرده بود

380
00:29:19,215 --> 00:29:21,217
‫« آکادمی نورمور »

381
00:29:21,676 --> 00:29:23,094
‫سرد و بی‌احساس شد و

382
00:29:23,636 --> 00:29:25,638
‫آتش جاه‌طلبی، موتور حرکتش

383
00:29:34,189 --> 00:29:36,024
‫هنگامی که پا به نورمور گذاشت

384
00:29:36,107 --> 00:29:39,778
‫همگان او را نابغه‌ای بی‌همتا دانستند، نابغه‌ای
‫که تاریخ این مکان هرگز به خود ندیده بود

385
00:29:41,821 --> 00:29:44,282
‫اما اختراعاتش رفته‌رفته خطرناک شدند

386
00:29:46,159 --> 00:29:47,619
‫تا اینکه یک شب...

387
00:29:48,787 --> 00:29:52,332
‫نبوغش به قیمت جانش تمام شد

388
00:29:56,628 --> 00:29:58,254
‫طبق افسانه‌ها

389
00:29:59,130 --> 00:30:01,966
‫جسد او در پای درخت جمجمه

390
00:30:02,050 --> 00:30:03,802
‫در قبری بی‌نشان دفن شده

391
00:30:05,678 --> 00:30:08,473
‫ولی اگر گوش‌ات را بر چشم چپِ
‫توخالیِ جمجمه بگذاری،

392
00:30:10,391 --> 00:30:12,769
‫هنوز هم می‌توانی صدای
‫قلب چرخ‌دنده‌ای‌اش را بشنوی

393
00:30:14,187 --> 00:30:15,605
‫تیک

394
00:30:15,814 --> 00:30:17,232
‫تیک

395
00:30:17,482 --> 00:30:18,900
‫تیک

396
00:30:19,818 --> 00:30:22,987
‫تنها شجاع‌ترین‌های کالیبان هال،
‫جرئت کرده‌اند شبانه بیرون بروند

397
00:30:23,071 --> 00:30:27,075
‫تا صدای تیک‌تاک قلب مکانیکی را بشنوند

398
00:30:29,410 --> 00:30:30,829
‫شما چی؟ جرئتش رو دارید؟

399
00:30:45,343 --> 00:30:47,887
‫خانم بارکلی، ممنون که وقت گذاشتید

400
00:30:47,971 --> 00:30:50,473
‫چه روز اولِ فوق‌العاده‌ای

401
00:30:50,557 --> 00:30:54,060
‫چه دلچسبـه که انرژی طردشدگان
‫اینجا رو پر کرده

402
00:30:55,770 --> 00:30:58,231
‫مایه‎ی مباهاتِ مشهورترین
‫فارغ‌التحصیلان‌مونـه

403
00:31:02,485 --> 00:31:03,903
‫این مدت شما رو زیر نظر داشتم

404
00:31:04,696 --> 00:31:06,906
‫رفتارت با اطرافیان‌تون رو دیدم

405
00:31:06,990 --> 00:31:08,950
‫کاریزما چیزی نیست که بشه...

406
00:31:09,033 --> 00:31:11,411
‫یاد گرفت. موهبت ذاتیـه

407
00:31:11,494 --> 00:31:13,955
‫و شما لبریز از کاریزما هستید

408
00:31:14,706 --> 00:31:18,001
‫غلط نکنم، یه روز وارد
‫عرصه‌ی سیاست میشی، نه؟

409
00:31:18,585 --> 00:31:21,337
‫ایده‌ی ایجاد تحول واقعی
‫برای طردشدگان برام جذابـه

410
00:31:21,838 --> 00:31:23,631
‫خب، اگه بهت بگم که

411
00:31:23,715 --> 00:31:26,926
‫از همین امروز می‌تونی جرقه‌ی
‫اون تحول رو بزنی، چی میگی؟

412
00:31:27,010 --> 00:31:30,054
‫در جایگاه رابط دانش‌آموزی
‫مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی

413
00:31:31,014 --> 00:31:34,100
‫اگه بخوایم به هدف‌مون برسیم،
‫باید حسابی فضا رو داغش کنیم

414
00:31:34,183 --> 00:31:38,438
‫تو هم اون شور و عامل جذابیتی که
‫دنبالش بودم رو داری

415
00:31:38,521 --> 00:31:39,522
‫آ...

416
00:31:39,522 --> 00:31:41,941
‫عجب. باعث افتخارمـه

417
00:31:42,525 --> 00:31:44,903
‫ولی مطمئن نیستم وقتش رو داشته باشم که
‫همچین مسئولیتی رو به عهده بگیرم

418
00:31:45,737 --> 00:31:47,155
‫خیلی متأسفم

419
00:31:49,741 --> 00:31:51,159
‫من هم همینطور

420
00:31:51,868 --> 00:31:54,495
‫یعنی، تو یه دانش‌آموز بورسیه‌ای هستی دیگه؟

421
00:31:54,579 --> 00:31:56,289
‫اوضاع مالی مدرسه خیلی خرابـه

422
00:31:56,372 --> 00:31:59,042
‫اگه هم نتونیم پول لازم رو جمع کنیم

423
00:31:59,125 --> 00:32:03,421
‫شاید مجبور بشم یه سری از
‫دانش‌آموزان بورسیه‌ای رو مرخص کنم

424
00:32:10,470 --> 00:32:13,056
‫می‌دونم مردم چه حسی
‫نسبت به سیرن‌ها دارن

425
00:32:13,806 --> 00:32:15,683
‫ولی من همچین نظری ندارم

426
00:32:16,434 --> 00:32:20,104
‫هیچ طردشده‌ای نباید تحقیر یا محدود بشه

427
00:32:20,188 --> 00:32:21,898
‫واسه همین گزینه‌تون من بودم؟

428
00:32:22,482 --> 00:32:23,733
‫چون سیرن هستم؟

429
00:32:23,733 --> 00:32:27,820
‫بهره‌بردن از مهارت‌های قانع‌کردنت
‫برای اهداف خیر، شایسته‌ی تشویقـه

430
00:32:28,863 --> 00:32:30,281
‫مطمئنم که باهام هم‌نظری

431
00:32:31,407 --> 00:32:33,701
‫همه‌مون خیر و صلاح نورمور رو می‌خوایم

432
00:32:33,785 --> 00:32:36,371
‫پس چطوره یه نگاهی به برنامه‌هات بندازی و

433
00:32:36,454 --> 00:32:38,206
‫ببینی میشه اینو هم توش جا داد یا نه

434
00:32:40,333 --> 00:32:42,669
‫فردا نتیجه‌ی تصمیمت رو بهم بگو

435
00:32:56,224 --> 00:32:57,642
‫تینگ!

436
00:32:57,642 --> 00:32:59,143
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

437
00:33:00,228 --> 00:33:01,688
‫ونزدی سرت داد زد؟

438
00:33:02,730 --> 00:33:06,067
‫این شُهرت ناگهانی واقعاً
‫از راه به درش کرده

439
00:33:06,150 --> 00:33:08,569
‫به نظر من بعضی‌ها
‫کلاً جنبه‌ی شُهرت رو ندارن

440
00:33:08,653 --> 00:33:09,946
‫وقتی هم تحت فشاری،

441
00:33:09,946 --> 00:33:12,073
‫دم‌دستی‌ترین کیسه‌بوکس نزدیکان هستن

442
00:33:12,156 --> 00:33:13,908
‫البته در این حالت تو نقشِ
‫دستکش بوکس رو داری

443
00:33:15,827 --> 00:33:18,037
‫خوب می‌دونم عدم تعلق چه حسی داره

444
00:33:18,121 --> 00:33:19,539
‫ولی اینطور نیست

445
00:33:20,415 --> 00:33:21,791
‫می‌دونی چی لازم داری؟

446
00:33:21,791 --> 00:33:24,794
‫یه جا که بتونی بهش بگی خونه.
‫من هم یه جای عالی سراغ دارم.

447
00:33:33,553 --> 00:33:35,304
‫هیچ‌جا خونه نمیشه، تینگ

448
00:33:37,432 --> 00:33:38,850
‫به جمع‌مون خوش اومدی

449
00:34:06,210 --> 00:34:08,755
‫« اولیویا فرامپ »

450
00:34:31,569 --> 00:34:33,863
‫« درخت جمجمه »

451
00:35:55,444 --> 00:35:57,655
‫این اثر «سرگئی پروکفیف»ـه

452
00:36:00,241 --> 00:36:03,035
‫خانم کاپری هستم.
‫رئیس جدید بخش موسیقی.

453
00:36:03,119 --> 00:36:04,620
‫همون ایسادورا کاپری که

454
00:36:04,704 --> 00:36:06,414
‫اولین آلبوم کلاسیکش،
‫یعنی «زوزه گرگ» رو

455
00:36:06,414 --> 00:36:08,082
‫وقتی فقط ده سالش بود منتشر کرد؟

456
00:36:08,166 --> 00:36:09,917
‫نمی‌دونستم طرفداری برام مونده باشه

457
00:36:10,001 --> 00:36:12,336
‫من همیشه مجذوب بچه‌های نابغه بودم

458
00:36:12,420 --> 00:36:15,548
‫تمرکز، نبوغ و عطشِ بی‌پایان
‫برای رسیدن به کمال

459
00:36:15,631 --> 00:36:18,467
‫خوشبختانه قبل از اینکه خفه‌ام کنه،
‫تونستم خودمو نجات بدم

460
00:36:18,551 --> 00:36:20,928
‫فکر می‌کردم تدریس برای
‫اوناییـه که نواختن بلد نیستن

461
00:36:22,388 --> 00:36:25,892
‫از یه گروه جوون‌ شجاع که
‫با وجود شرایط سخت،

462
00:36:25,975 --> 00:36:28,477
‫مدرسه‌شون رو نجات دادن، انگیزه گرفتم

463
00:36:28,561 --> 00:36:31,814
‫به این نتیجه رسیدم که وقتشه
‫دِینم رو به جامعه‌ام ادا کنم

464
00:36:35,109 --> 00:36:37,528
‫راه سختی در پیش داریم

465
00:36:38,362 --> 00:36:41,490
‫- دستم یکم سفت شده
‫- نه، مشکل از دستت نبود

466
00:36:41,574 --> 00:36:44,660
‫دردت تنها جذابیت اجرات بود

467
00:36:45,286 --> 00:36:48,706
‫می‌دونستی پروکفیف استاد شطرنج بوده؟

468
00:36:48,789 --> 00:36:53,294
‫برای همین کنسرتوهاش
‫اینقدر زیرکانه و فریبنده‌ان

469
00:36:53,377 --> 00:36:56,672
‫اون می‌خواد نوت‌ها رو حس کنی

470
00:36:56,756 --> 00:36:59,050
‫نه که پیش‌بینی‌شون کنی

471
00:36:59,133 --> 00:37:01,093
‫من دنبال درس و نکته نیستم

472
00:37:01,177 --> 00:37:03,054
‫واسه دلِ و رضایت خودم می‌زنم

473
00:37:03,137 --> 00:37:05,848
‫با این‌حال انگار موسیقی
‫رضایت کافی رو بهت نمیده

474
00:37:08,684 --> 00:37:10,519
‫اینقدر سعی نکن کنترلش کنی

475
00:37:11,562 --> 00:37:15,691
‫باید تسلیم هرج‌ومرج زیباش بشی

476
00:37:15,775 --> 00:37:18,527
‫من خودم عامل هرج‌ومرجم.
‫تسلیمش نمیشم.

477
00:37:44,345 --> 00:37:48,015
‫از زمان حضورم در نورمور، دیگه هیچ
‫آتش‌بستان بنیان‌گذاری نداشتیم

478
00:37:48,099 --> 00:37:52,103
‫آره! این دانش‌آموزهای داوینچی
‫عجب استعدادی توی ساختن دارن

479
00:37:52,186 --> 00:37:55,231
‫خلاقیتِ یه انگشت کوچولوشون

480
00:37:55,314 --> 00:37:57,483
‫از کل بدن من بیشتره

481
00:37:58,651 --> 00:38:00,278
‫جواب میده دیگه؟

482
00:38:01,862 --> 00:38:04,448
‫طردشده از پسش بر میاد! عاشقشم!

483
00:38:05,157 --> 00:38:07,201
‫واسه همینـه که رسم و رسوم
‫اینقدر مهمـه

484
00:38:07,285 --> 00:38:09,161
‫حس غرور رو توی دل بچه‌هامون زنده می‌کنه

485
00:38:09,161 --> 00:38:11,747
‫خانواده‌ی آدامز نمونه‌ی بارز طردشدگانی هستن که

486
00:38:11,831 --> 00:38:14,292
‫جلوی فرهنگ عادی سر خم نمی‌کنن

487
00:38:14,375 --> 00:38:16,460
‫و این از صدقه‌سری شماست، خانم آدامز

488
00:38:16,544 --> 00:38:17,962
‫ممنون

489
00:38:18,838 --> 00:38:21,465
‫در مورد ریاست مراسم
‫تصمیم‌تون رو نگرفتید؟

490
00:38:22,133 --> 00:38:24,260
‫من... هنوز دارم سبک‌سنگین‌ می‌کنم

491
00:38:24,844 --> 00:38:27,847
‫می‌خوام کاری رو بکنم که به صلاح نورمور باشه،
‫ولی صلاح خانواده‌ام هم مهمـه

492
00:38:27,930 --> 00:38:29,598
‫متوجهم. باید خیلی چیزها رو در نظر بگیرید

493
00:38:29,682 --> 00:38:32,852
‫واسه همین یه دانش‌آموز رابط
‫بهتون کمک می‌کنه

494
00:38:32,935 --> 00:38:35,354
‫من هم سخت به دنبال
‫اون شخص ممتاز می‌گردم

495
00:38:35,438 --> 00:38:38,566
‫دیگه نگردید. اون اینجاست

496
00:38:38,649 --> 00:38:41,986
‫خانم آدامز، بیانکا بارکلی، یکی از
‫بهترین و باهوش‌ترین دانش‌آموزان‌مون

497
00:38:42,069 --> 00:38:44,405
‫همکاری با یکی از
‫اسطوره‌های نورمور باعث افتخارمـه

498
00:38:44,488 --> 00:38:46,324
‫بیانکا

499
00:38:46,907 --> 00:38:49,827
‫واسه آتش‌بستان امشب بیاید،
‫ببینید داریم در چه جهتی تلاش می‌کنیم

500
00:38:49,910 --> 00:38:52,038
‫بعدش تصمیم‌ بگیرید
‫می‌خواید مشارکت کنید یا نه

501
00:39:00,796 --> 00:39:02,214
‫از طرف خاویر

502
00:39:03,132 --> 00:39:06,677
‫«بهت پیامک زدم، ولی گمونم موبایلی که
‫بهت دادم رو گم کردی»

503
00:39:07,845 --> 00:39:09,972
‫- موبایل داری؟
‫- انداختمش توی وان حموم

504
00:39:17,563 --> 00:39:19,023
‫«فکر کن این هدیه‌ی خداحافظیمـه»

505
00:39:19,106 --> 00:39:20,816
‫«این تصویر یهویی به ذهنم خطور کرد»

506
00:39:20,900 --> 00:39:24,653
‫«نپرس از کجا می‌دونم یا معنیش چیه،
‫ولی حتم دارم بهت مربوطـه»

507
00:39:24,737 --> 00:39:28,282
‫«مگه میشه معما رو
‫از ونزدی آدامز جدا کرد؟ خاویر»

508
00:39:28,908 --> 00:39:30,701
‫یه کلاغ ترسناک روی سنگ قبر

509
00:39:31,577 --> 00:39:33,204
‫- معنیش چیه؟
‫- روحمم خبر نداره

510
00:39:33,287 --> 00:39:36,082
‫من و تینگ می‌ریم مراسم
‫آتش‌بستان بنیان‌گذار. نمیای؟

511
00:39:40,961 --> 00:39:43,631
‫بدون اجازه از ماشین تحریر من استفاده کردی؟

512
00:39:46,217 --> 00:39:47,843
‫«اخیراً کتاب خوبی خوندی؟»

513
00:39:50,262 --> 00:39:51,680
‫رُمانم

514
00:39:53,224 --> 00:39:54,642
‫نیست

515
00:39:56,227 --> 00:39:58,229
‫« بالاتر، بالاتر، بالاتر،
‫منم شیطانِ شعله‌پیکر

516
00:39:58,312 --> 00:40:00,106
‫ز هر بامی که سوزد در شرر
‫همان‌جاست آتشم شعله‌ور »

517
00:40:02,525 --> 00:40:05,903
‫اونی که زاغ سیاهمو چوب می‌زد می‌خواد
‫توی مراسم آتش‌بستان نوشته‌هام رو بسوزونه

518
00:40:05,986 --> 00:40:08,030
‫نگو که این تنها نسخه‌ات بود

519
00:40:09,156 --> 00:40:12,701
‫خدایی؟ دستگاه کپی حتی
‫اختراع قرن 21 هم نیست!

520
00:40:12,785 --> 00:40:15,913
‫نمیذارم حاصل دو سال زحمتم
‫دود بشه بره هوا

521
00:40:32,847 --> 00:40:35,808
‫اون بپا اینجاست. حواست باشه
‫ببین کی چشمش به ماست

522
00:40:35,891 --> 00:40:37,393
‫کیه که چشمش به ما نباشه؟

523
00:40:37,977 --> 00:40:39,395
‫- ایند!
‫- ایند!

524
00:40:41,730 --> 00:40:44,066
‫آهای! نزن جاده‌خاکی.
‫من میرم آتش‌بستان رو نگاه بندازم.

525
00:40:44,150 --> 00:40:45,568
‫تو هم برو اون‌طرف

526
00:40:52,366 --> 00:40:56,245
‫آهای! همین که آتیش روشن شد،
‫یواشکی میرم سمت درخت جمجمه

527
00:40:56,328 --> 00:40:57,955
‫تا اون بچه‌ی مُرده رو از خاک در بیارم

528
00:40:58,038 --> 00:40:59,457
‫کی میاد؟

529
00:41:02,543 --> 00:41:04,753
‫شرمنده. امشب خیلی برام مهمـه

530
00:41:04,837 --> 00:41:07,256
‫دورت قرار بابت اینکه مدرسه رو
‫نجات دادم، ازم قدردانی ‌کنه

531
00:41:14,138 --> 00:41:17,766
‫تینگ، حواس و انگشت‌هات رو جمع کن.
‫اون بپا داره بازی در میاره.

532
00:41:33,282 --> 00:41:35,201
‫«اگه نمی‌خواد رمانت
‫دود بشه بره هوا

533
00:41:35,284 --> 00:41:36,702
‫زیر آتش‌بستان بیا دیدنم»

534
00:41:37,411 --> 00:41:39,246
‫«پی‌نوشت: چندتا غلط تایپی دیگه هم
‫پیدا کردم»

535
00:41:48,255 --> 00:41:49,757
‫ونزدی، چیکار می‌کنی؟

536
00:41:49,840 --> 00:41:51,258
‫آهای! ایند

537
00:41:51,300 --> 00:41:53,010
‫ایجکس. سلام

538
00:41:54,094 --> 00:41:57,431
‫چه خبرا؟ این تابستون
‫رسماً قالم گذاشتی‌ها

539
00:41:57,515 --> 00:42:00,184
‫کلی بهت پیامک زدم.
‫یه عالمه پیغام صوتی فرستادم.

540
00:42:00,267 --> 00:42:02,144
‫شرمنده. روم سیاه

541
00:42:02,228 --> 00:42:04,188
‫توی «اردوگاه گرگ‌ها»
‫دستگاه الکترونیکی اکیداً ممنوع بود

542
00:42:04,271 --> 00:42:06,190
‫یه ماه کامل به هیچی دسترسی نداشتم

543
00:42:06,190 --> 00:42:08,067
‫باورت میشه؟ گمونم اختلال
‫استرس پس از سانحه گرفتم

544
00:42:08,150 --> 00:42:09,652
‫دو روزه که برگشتیم

545
00:42:10,194 --> 00:42:12,488
‫حس می‌کنم انگار
‫داری ازم دوری می‌کنی

546
00:42:12,571 --> 00:42:15,282
‫خب، من سرم با گروه گرم بود

547
00:42:15,366 --> 00:42:17,159
‫تو هم که مسئولیت مشاور خوابگاه رو داری

548
00:42:17,243 --> 00:42:20,079
‫تازه ونزدی رو هم اضافه کن،
‫لعنتی همیشه دردسره

549
00:42:20,663 --> 00:42:22,623
‫آهای ایند. ردیف جلو برات یه جا گرفتم

550
00:42:23,207 --> 00:42:27,294
‫ممنون برونو. ولی الان
‫وسط یه کاری‌ام

551
00:42:27,378 --> 00:42:28,796
‫ونزدی!

552
00:42:29,797 --> 00:42:31,215
‫ونزدی!

553
00:42:32,299 --> 00:42:33,717
‫ونزدی!

554
00:42:39,390 --> 00:42:41,141
‫شب بخیر، نورمور

555
00:42:41,225 --> 00:42:42,476
‫هورا!

556
00:42:42,476 --> 00:42:45,646
‫شب بخیر، به مراسم
‫آتش‌بستان بنیان‌گذار خوش اومدید

557
00:42:45,729 --> 00:42:49,692
‫شب‌مون رو با خوندن سرود رسمی نورمور
‫شروع می‌کنیم

558
00:42:57,449 --> 00:43:01,453
‫♪ نورمور، همیشه در رؤیا ♪

559
00:43:01,537 --> 00:43:05,416
‫♪ سال‌های درس، شادی و غوغا ♪

560
00:43:05,499 --> 00:43:09,712
‫♪ پیوند طردشدگان بنا شد بر اعتماد ♪

561
00:43:09,795 --> 00:43:13,257
‫♪ ولی بقیه رفتند به باد ♪

562
00:43:13,841 --> 00:43:17,928
‫♪ داوینچی، سیرن، کله‎‌ماری، بی‌چهره♪

563
00:43:18,012 --> 00:43:21,932
‫♪ هرگز رگ و ریشه‌ی طردشده‌ات از یادت نره ♪

564
00:43:22,016 --> 00:43:25,644
‫♪ غم‌هایمان طعمه‌ی کلاغ‌های بذله‌گو ♪

565
00:43:25,728 --> 00:43:30,232
‫♪ در سرای ادگار آلن پو ♪

566
00:43:30,316 --> 00:43:36,322
‫♪ در نـــورمــــور ♪

567
00:43:43,662 --> 00:43:45,080
‫یوهو!

568
00:44:04,683 --> 00:44:06,894
‫سلام، رفقا طردشده!

569
00:44:06,977 --> 00:44:08,812
‫به نورمور خوش برگشتید

570
00:44:11,273 --> 00:44:13,400
‫من مدیرتون هستم، بری دورت...

571
00:44:17,404 --> 00:44:20,157
‫امشب هم عصر جدیدی رو جشن می‌گیریم

572
00:44:20,240 --> 00:44:21,659
‫آره!

573
00:44:23,327 --> 00:44:25,663
‫می‌دونم شاید تغییر ترسناک باشه

574
00:44:25,746 --> 00:44:27,956
‫ولی لزومی نداره بترسید

575
00:44:28,040 --> 00:44:29,458
‫می‌دونید چرا؟

576
00:44:29,500 --> 00:44:34,088
‫چون ما طردشدگان قوی هستیم!

577
00:44:35,547 --> 00:44:37,174
‫آره، قوی هستیم!

578
00:44:37,675 --> 00:44:40,886
‫♪ بدون جرقه نمیشه آتیش روشن کرد ♪

579
00:44:41,595 --> 00:44:43,013
‫ونزدی!

580
00:44:43,639 --> 00:44:46,392
‫باید از اونجا بیای بیرون.
‫الانـه اینو آتیشش بزنن.

581
00:44:50,062 --> 00:44:51,605
‫خیلی‌خب. از این به بعد

582
00:44:52,398 --> 00:44:56,485
‫من نایت‌شید و همه‌ی انجمن‌های
‫مخفی رو منحل می‌کنم

583
00:44:57,736 --> 00:45:01,198
‫محافظت از مدرسه‌مون
‫به عهده‌ی همه‌مونـه

584
00:45:02,032 --> 00:45:06,120
‫بنابراین، ما همگی نایت‌شید هستیم

585
00:45:07,496 --> 00:45:08,914
‫آره

586
00:45:11,625 --> 00:45:16,588
‫حالا، به قول طردشده‌ی بزرگ آمریکایی،
‫بروس اسپرینگستین:

587
00:45:17,464 --> 00:45:19,216
‫بدون جرقه

588
00:45:19,299 --> 00:45:20,718
‫نمیشه آتیش روشن کرد!

589
00:46:02,760 --> 00:46:04,178
‫ونزدی!

590
00:46:04,720 --> 00:46:07,222
‫ونزدی! میرم کمک بیارم!

591
00:46:24,823 --> 00:46:26,241
‫آره!

592
00:46:38,754 --> 00:46:40,547
‫هورا!

593
00:46:59,483 --> 00:47:01,151
‫باید آتیش رو خاموش کنیم!

594
00:47:01,235 --> 00:47:03,654
‫مدیر دورت! ونزدی زیر آتیش گیر افتاده

595
00:47:13,330 --> 00:47:14,748
‫وحشت نکنید

596
00:47:16,500 --> 00:47:18,085
‫تشریف‌فرما شد، درست سر وقت!

597
00:47:18,168 --> 00:47:21,213
‫شاگرد افتخاری‌مون، ونزدی آدامز!

598
00:47:24,466 --> 00:47:27,678
‫اگه شجاعتِ تو نبود، امروز
‫هیچ‌کدوم‌مون اینجا نبودیم

599
00:47:28,804 --> 00:47:32,057
‫ونزدی، کمکم می‌کنی از
‫یه سورپرایز ویژه رونمایی کنیم؟

600
00:47:34,476 --> 00:47:37,062
‫دادم اینو بسازن تا یادبودی باشه

601
00:47:37,145 --> 00:47:42,818
‫از اینکه تو و اون گروه دوستای خفن‌ات
‫توی نورمور، مدرسه‌مون رو نجات دادید!

602
00:47:57,916 --> 00:47:59,918
‫میشه مراسم‌مون رو با حرف‌های
‫الهام‌بخشت آراسته کنی

603
00:48:00,002 --> 00:48:02,254
‫تا قدم توی این عصر جدید بذاریم؟

604
00:48:03,088 --> 00:48:05,340
‫ونزدی! ونزدی!

605
00:48:07,175 --> 00:48:08,635
‫ونزدی! ونزدی!

606
00:48:32,367 --> 00:48:33,535
‫امشب...

607
00:48:33,535 --> 00:48:34,953
‫آره!

608
00:48:40,083 --> 00:48:42,419
‫این گردهمایی از نارضایتی ما نشأت گرفته

609
00:48:42,502 --> 00:48:45,339
‫و با کمال میل کسایی که
‫ما رو کنترل کنن، می‌بلعیم

610
00:48:48,425 --> 00:48:50,260
‫نبرد ما تازه شروع شده

611
00:48:51,345 --> 00:48:54,181
‫من هم پرده‌ی نازکِ تمدن رو از
‫روی زخم‌های جامعه کنار می‌زنم

612
00:48:54,264 --> 00:48:57,768
‫و تا وقتی دشمنان‌مون شکست نخوردن،
‫آروم نمی‌گیرم!

613
00:49:05,817 --> 00:49:07,235
‫منظورم هم از دشمن،

614
00:49:07,653 --> 00:49:09,863
‫هر خنگیـه که واسه این شعارهای

615
00:49:09,947 --> 00:49:12,741
‫سطحی و خَز و جنجالی کف زده

616
00:49:12,824 --> 00:49:14,826
‫چی؟

617
00:49:16,787 --> 00:49:18,664
‫فکر کردید من قهرمان‌تونم؟ خیر

618
00:49:19,873 --> 00:49:22,334
‫من همیشه کثیف و با نامردی مبارزه می‌کنم

619
00:49:22,417 --> 00:49:24,044
‫من فقط طرفِ خودمم

620
00:49:24,127 --> 00:49:26,254
‫تنها جایی هم که می‌برمتون، تهِ درّه‌ست

621
00:49:29,299 --> 00:49:31,718
‫پس ازم بُت نسازید

622
00:49:31,802 --> 00:49:33,470
‫چون خودم آتیشش می‌زنم

623
00:50:00,497 --> 00:50:01,915
‫چه غلطی می‌کنی؟

624
00:50:01,957 --> 00:50:04,835
‫- من که اعلام موافقت نکرده بودم
‫- پس باید واسه بقیه‌مون هم خرابش کنی؟

625
00:50:04,918 --> 00:50:07,129
‫تو بهترین دوستمی، ولی میشه
‫یکم کمتر ونزدی‌بازی در بیاری؟

626
00:50:07,212 --> 00:50:08,922
‫ناسلامتی قراره این بهترین سال‌مون باشه!

627
00:50:12,217 --> 00:50:13,635
‫تف توش!

628
00:51:42,557 --> 00:51:43,975
‫آهای، وایسا!

629
00:51:44,935 --> 00:51:46,645
‫ونزدی، وامیستی؟!

630
00:52:16,633 --> 00:52:18,635
‫« به یاد ایند سینکلر »
‫« دختر و خواهری عزیز »

631
00:52:18,635 --> 00:52:21,096
‫اینا همه‌اش تقصیر توئـه، ونزدی

632
00:52:21,680 --> 00:52:23,682
‫اینا همه‌اش تقصیر توئـه

633
00:52:23,765 --> 00:52:25,642
‫من به خاطر تو مُردم

634
00:52:27,978 --> 00:52:29,396
‫من به خاطر تو مُردم

635
00:52:34,526 --> 00:52:35,944
‫ونزدی!
