﻿1
00:00:19,019 --> 00:00:21,938
‫لیست نوبت‌دهی استازا تا ۶ ماه پره

2
00:00:21,938 --> 00:00:25,358
‫چطوری تونستی بدون وقت قبلی، بیاریش جریکو؟

3
00:00:25,358 --> 00:00:28,194
‫دلش برای اعضای جداشده‌ی بدن شده کباب میشه

4
00:00:28,820 --> 00:00:31,197
‫سه‌برابر دستمزد معمولش هم بهش پول دادم

5
00:00:31,781 --> 00:00:34,951
‫خیلی ناراحت شدم که تولدِ تینگ رو یادم رفت

6
00:00:34,951 --> 00:00:36,494
‫کارم غیرقابل‌بخششـه

7
00:00:36,494 --> 00:00:38,788
‫این چندوقته ذهنم درگیر بچه‌ها و

8
00:00:38,830 --> 00:00:40,540
‫مدیریت مراسم خیریه بوده

9
00:00:40,540 --> 00:00:42,250
‫نه، نه، نه...

10
00:00:42,250 --> 00:00:44,044
‫غمت نباشه، خوشگل خانمم

11
00:00:44,669 --> 00:00:47,547
‫تینگ یه ساعت دیگه که
‫زیر دستای ماهر استازا باشه،

12
00:00:47,922 --> 00:00:49,549
‫از این رو به اون رو میشه

13
00:00:51,134 --> 00:00:53,553
‫بگو ببینم، چه‌خبر از مراسم خیریه؟

14
00:00:54,721 --> 00:00:55,972
‫زجرآوره

15
00:00:59,350 --> 00:01:00,393
‫دیشب...

16
00:01:01,102 --> 00:01:04,105
‫یهو یه حسی بهم گفتم که زنگ بزنم به مامان و

17
00:01:04,105 --> 00:01:05,815
‫ازش بخوام که

18
00:01:06,316 --> 00:01:07,984
‫مهمون افتخاری مراسم باشه

19
00:01:09,360 --> 00:01:10,987
‫چقدر ناراحت‌کننده

20
00:01:11,696 --> 00:01:14,449
‫اون ثروتمندترین فارغ‌التحصیل نِورموره

21
00:01:15,158 --> 00:01:18,036
‫مطمئنم واسه همین بود که
‫مدیر دُرت استخدامم کرد

22
00:01:18,036 --> 00:01:19,746
‫اصلاً اینطور نیست عزیزم

23
00:01:20,497 --> 00:01:23,374
‫هیچوقت نمی‌فهمم که چرا...

24
00:01:24,084 --> 00:01:26,336
‫...مادر عزیزم

25
00:01:26,336 --> 00:01:29,714
‫تک‌تک برخوردهاش رو این‌قدر طاقت‌فرسا می‌کنه

26
00:01:29,714 --> 00:01:33,551
‫خوشبختانه آستانه تحمل درد من خیلی بالاست

27
00:01:34,385 --> 00:01:37,514
‫اصلاً همین اخلاقت من رو دیوونه‌ت کرده

28
00:01:42,977 --> 00:01:44,562
‫شاید بتونم...

29
00:01:44,562 --> 00:01:47,482
‫ کمکت کنم که ذهنت رو از...

30
00:01:47,524 --> 00:01:48,983
‫مادرت دور کنی

31
00:02:11,923 --> 00:02:17,470
‫عزیزم، میرم یه لباسی بپوشم که
‫یکم بهتر باشه

32
00:02:18,429 --> 00:02:21,933
‫یه چیزی بپوش که پر از میخ و سگک باشه

33
00:02:27,438 --> 00:02:29,440
‫« تلاشت قابل‌‌تحسین بود ونزدی،
‫مادر دوست داشتنیت »

34
00:02:30,942 --> 00:02:33,403
‫قدرت شنوایی خفاش‌طورت رو دست‌کم گرفتم

35
00:02:33,403 --> 00:02:35,613
‫غریزه‌ی مادرانه‌م رو هم همینطور

36
00:02:37,323 --> 00:02:40,827
‫واقعاً فکر کردی کتاب گودی رو
‫اونجا قایم می‌کنم؟

37
00:02:40,827 --> 00:02:43,454
‫کادوهای «روز مردگان» رو که
‫همینجا قایم می‌کردی

38
00:02:43,454 --> 00:02:45,707
‫چون خودم می‌خواستم پیداشون کنی

39
00:02:47,750 --> 00:02:49,878
‫قصه‌ی شبانه‌ی موردعلاقم رو یادتـه؟

40
00:02:49,878 --> 00:02:51,087
‫اوهوم

41
00:02:51,087 --> 00:02:53,882
‫رونوشتِ «محاکمات جادوگری در سیلم»

42
00:02:53,882 --> 00:02:57,343
‫هیچ‌چیزی سریع‌تر از یاوه‌گویی‌های محکومان
‫خواب رو به چشمات نمی‌آورد

43
00:02:57,343 --> 00:02:59,679
‫بهشون اجازه می‌دادن تا
حرف‌شون رو به حاکم بزنن

44
00:03:00,722 --> 00:03:02,473
‫همین لطف رو هم به من می‌کنی؟

45
00:03:05,768 --> 00:03:07,353
‫تو آخرین الهامی که بهم شد،

46
00:03:08,104 --> 00:03:10,565
‫فهمیدم که من مسئول مرگ ایند بودم

47
00:03:12,192 --> 00:03:13,234
‫چی دیدی؟

48
00:03:13,234 --> 00:03:15,028
‫سنگ قبری که اسم ایند روش بود

49
00:03:15,028 --> 00:03:17,614
‫وسط یه گورستان پر از کلاغ بود

50
00:03:17,614 --> 00:03:19,991
‫کلاغ یک‌چشمی رهبری‌شون می‌کرد

51
00:03:21,576 --> 00:03:24,287
‫بعدش سر و کله‌ی ایند پیداش شد و
‫می‌گفت تقصیر منـه

52
00:03:25,455 --> 00:03:28,499
‫گالپین رو هم همون کلاغ یک‌چشم کشت

53
00:03:28,499 --> 00:03:31,252
‫همکار سابقش رو هم همون پرنده‌ها کشتن

54
00:03:32,378 --> 00:03:35,048
‫این‌ها حملات تصادفی‌ای نیستن.
‫یه نفر پشت‌شونـه

55
00:03:35,715 --> 00:03:37,133
‫یه اِیوین؟

56
00:03:39,344 --> 00:03:42,513
‫باید قاتل رو پیدا کنم،
قبل این که دستش به ایند برسه

57
00:03:44,557 --> 00:03:47,143
‫دلیل این که بهت رو انداختم
‫این نیست که چون مادرمی،

58
00:03:47,268 --> 00:03:49,187
‫واسه اینه که همکارِ غیب‌گوی منی

59
00:03:49,187 --> 00:03:53,316
‫به‌عنوان یه همکار غیب‌گو، متوجه هستی که
‫الهامات تو قابل اتکا نیستن و

60
00:03:53,316 --> 00:03:55,401
‫برداشت‌های زیادی میشه ازشون کرد

61
00:03:55,401 --> 00:03:57,153
‫الهامات من این‌طوری نیستن

62
00:03:57,695 --> 00:03:59,906
‫من به تواناییم مسلط شده بودم

63
00:03:59,906 --> 00:04:02,408
‫می‌تونستم دقیق اون چیزی که
می‌خواستم رو ببینم

64
00:04:03,660 --> 00:04:05,954
‫مثل اون قاتل زنجیره‌ای دیگه؟

65
00:04:06,788 --> 00:04:08,122
‫توی کانزاس سیتی

66
00:04:11,459 --> 00:04:13,920
‫هر هنرمندی امضای خودش رو می‌خواد

67
00:04:14,337 --> 00:04:17,298
‫استدلال خیلی قانع‌کننده‌ای رو مطرح کردی...

68
00:04:18,925 --> 00:04:21,177
‫برای این که هیچوقت اون کتاب رو بهت ندم

69
00:04:21,928 --> 00:04:24,305
‫تو به هیچ‌چیزی تسلط پیدا نکردی

70
00:04:24,305 --> 00:04:26,849
‫اما فقط توی اون کتابه که می‌تونم
‫جواب سوالام رو پیدا کنم

71
00:04:26,849 --> 00:04:27,976
‫اونا جواب نیستن

72
00:04:27,976 --> 00:04:29,852
‫میون‌بُرن...

73
00:04:29,852 --> 00:04:33,773
‫که تو رو به بی‌راهه‌‌ای
پر از درد و رنج می‌کشونن

74
00:04:33,773 --> 00:04:37,193
‫بی‌راهه‌ای که تو میگی برای من
‫مثل کوچه خلوت می‌مونه

75
00:04:37,485 --> 00:04:39,195
‫عین اوفیلیا حرف می‌زنی

76
00:04:39,904 --> 00:04:42,865
‫اون هم عجول و یه‌دنده بود و

77
00:04:42,865 --> 00:04:46,077
‫گذاشت که توانایی‌هاش به جنون برسوننش

78
00:04:46,411 --> 00:04:47,912
‫من خواهر تو نیستم

79
00:04:47,912 --> 00:04:49,455
‫نه، تو دختر منی

80
00:04:50,248 --> 00:04:52,333
‫و مثل مادرم که

81
00:04:52,333 --> 00:04:55,211
‫اوفیلیا رو به حال خودش رها کرد،
‫تو رو رها نمی‌کنم

82
00:04:55,670 --> 00:04:57,213
‫فکر نکن چیزی تموم شده

83
00:05:05,388 --> 00:05:06,514
‫تیش؟

84
00:05:08,057 --> 00:05:09,726
‫ببخشید قندعسلم

85
00:05:10,393 --> 00:05:13,855
‫حا‌ل‌وهوای عشقولانه یهو از سرم پرید

86
00:05:17,025 --> 00:05:18,192
‫باشه واسه بعد

87
00:05:20,695 --> 00:05:25,116
« ونزدی »
« فصل دوم »

88
00:05:26,951 --> 00:05:30,455
« قسمت دوم »
« نجوای مصیبت »

89
00:05:34,834 --> 00:05:38,129
‫تا وقتی که مامانم جلوی پام سنگ می‌اندازه و
‫دستم به کتاب گودی نمی‌رسه،

90
00:05:38,129 --> 00:05:41,257
‫شاید مجبور شم این پرونده رو به
‫روش سنتی حل کنم

91
00:05:42,091 --> 00:05:45,261
‫شاید گالپین بالاخره یه سرنخ به‌دردبخور
‫به جا گذاشته باشه

92
00:05:46,471 --> 00:05:49,390
‫حتی وقتی مُرده هم، جون می‌کَنه یه چیزی بگه

93
00:05:50,099 --> 00:05:51,934
‫وای! بدبخت شدم

94
00:05:52,518 --> 00:05:54,062
‫هیچی ندارم بپوشم

95
00:05:55,021 --> 00:05:57,482
‫لباس گورخریم کجاست؟

96
00:05:57,482 --> 00:05:58,691
‫از شرمندگی قایم شده

97
00:05:58,691 --> 00:06:01,319
‫می‌خوای به اون تخمِ چشم حال‌بهم‌زن زُل بزی یا

98
00:06:01,319 --> 00:06:02,695
‫به داد دوستت برسی؟

99
00:06:02,695 --> 00:06:04,614
اردوی طبیعت‌گردی یه‌‌‌شبه‌ست

100
00:06:04,614 --> 00:06:06,407
‫مگه چندتا لباس لازمت میشه؟

101
00:06:06,407 --> 00:06:07,575
‫یکی واسه اتوبوس،

102
00:06:07,575 --> 00:06:10,578
‫بعدش واسه وقتی دور آتیشیم،
‫بعدش واسه شنای آخر شب،

103
00:06:10,578 --> 00:06:13,081
‫بعدش پیاده‌روی صبح و بعدش هم گردهمایی آخر

104
00:06:13,081 --> 00:06:15,458
‫صبحونه و ناهار و شام رو هم که دیگه نگم

105
00:06:15,458 --> 00:06:17,668
‫اگه می‌اومدی، فرصت خیلی خوبی برای

106
00:06:17,668 --> 00:06:19,420
‫آشنایی با دسته‌ی گرگ‌ها نصیبت می‌شد

107
00:06:19,420 --> 00:06:22,924
‫همونطور که ولتر یه زمانی گفته،
‫«اوج سعادت در تنهایی پرمشغله نهفته‌ست»

108
00:06:22,924 --> 00:06:24,634
‫نمی‌تونی تا ابد از آدم‌ها دوری کنی

109
00:06:25,593 --> 00:06:28,262
‫خنده‌داره، حالا انگار خودت ۲۴ ساعته
چسبیدی به ایجکس

110
00:06:28,262 --> 00:06:31,349
‫عین راکون‌های بدبخت،
هی کادو می‌ذاره دم خونه

111
00:06:32,100 --> 00:06:35,019
‫آخه انتظار نداشتم رابطه‌م با
برونو این‌قدر زود گرم شه

112
00:06:35,019 --> 00:06:37,355
‫اصلاً اون مرحله‌ی صحبت کردن رو پیچوندیم

113
00:06:38,398 --> 00:06:40,566
‫نمی‌دونم چطوری همه‌چی رو با ایجکس تموم کنم

114
00:06:40,566 --> 00:06:43,111
‫یه ضربه‌ی سریع به سر باید کارساز باشه

115
00:06:43,111 --> 00:06:46,906
‫نمی‌خوام ناراحتش کنم.
‫تقصیر اون نیست که بین‌مون فاصله افتاد

116
00:06:48,074 --> 00:06:50,660
‫دیوینا لباست رو قرض نگرفته بود؟

117
00:06:50,660 --> 00:06:52,662
‫وای خدا. شاید گرفته. مرسی

118
00:06:56,499 --> 00:06:58,626
‫نمی‌دونم دیوینا لباسش رو
‫قرض گرفته یا نه

119
00:06:58,626 --> 00:07:01,921
‫فقط لازم داشتم سروصدا کمتر بشه تا
‫بتونم فکر کنم

120
00:07:04,006 --> 00:07:06,467
‫اون الهام بین خودمون می‌مونه

121
00:07:07,218 --> 00:07:10,221
‫می‌خواست به‌خاطر یه لباس 
‫عین سیلویا پلات خودش رو بکشه

122
00:07:10,221 --> 00:07:13,349
‫از کجا معلوم اگه می‌دونست مرگش
‫بهم الهام شده، چه واکنشی نشون می‌داد؟

123
00:07:13,349 --> 00:07:16,394
‫ایند داره می‌میره؟
میشه تو مراسم خاک‌سپاریش آواز بخونم؟

124
00:07:16,394 --> 00:07:18,020
‫آهنگ «جایی فراتر از رنگین‌کمان»

125
00:07:18,020 --> 00:07:20,523
‫خیلی هم به ایند می‌خوره.
‫متنش رو هم که بلدم

126
00:07:20,523 --> 00:07:22,525
‫چندوقته که اینجایی؟

127
00:07:22,650 --> 00:07:24,402
‫دوباره محوش کن

128
00:07:24,652 --> 00:07:26,028
‫ایند قرار نیست بمیره

129
00:07:26,028 --> 00:07:27,738
‫چون قبلش قاتل رو پیدا می‌کنم

130
00:07:28,906 --> 00:07:30,032
‫اگه جیکت در بیاد...

131
00:07:30,032 --> 00:07:33,202
‫به یه روش خبیثانه‌ای دخلم رو میاری

132
00:07:33,411 --> 00:07:34,704
‫خودم می‌دونم

133
00:07:36,164 --> 00:07:37,999
‫حالا حرکت بعدی‌مون چیه؟

134
00:07:37,999 --> 00:07:39,584
‫حرکت بعدی‌ای در کار نیست

135
00:07:40,126 --> 00:07:42,003
‫همین الانش یه دست راست دارم

136
00:07:42,003 --> 00:07:43,629
‫دست راست دیگه‌ای لازم ندارم

137
00:07:43,629 --> 00:07:45,548
‫برو مزاحم یکی دیگه شو

138
00:07:45,548 --> 00:07:47,300
‫هرچی بیشتر من رو از خودت برونی،

139
00:07:47,800 --> 00:07:49,760
‫بیشتر دلم می‌خواد خوشحالت کنم

140
00:07:50,678 --> 00:07:53,306
‫شگرد قدیمیِ «سوءاستفاده‌ی احساسی»

141
00:07:56,642 --> 00:07:58,728
‫برای یه مراسم خاکسپاری دیرم شده

142
00:07:59,437 --> 00:08:03,024
‫اگه وقتی برگشتم، اینجا بودی،
‫مجبور میشم پیش‌پیش یه مراسم دیگه بگیرم

143
00:08:08,946 --> 00:08:10,323
« اسلرپ »

144
00:08:10,364 --> 00:08:13,910
‫یعنی اسلرپ خودش برگشته؟

145
00:08:13,910 --> 00:08:16,287
‫آره، امروز صبح که اومدم اینجا بود

146
00:08:17,705 --> 00:08:18,956
‫عوض شده

147
00:08:18,956 --> 00:08:20,541
‫فکر کنم... حالش داره خوب میشه

148
00:08:21,667 --> 00:08:23,211
‫یه نگاه به داخل جمجمه‌ش بنداز

149
00:08:25,630 --> 00:08:29,008
‫اصلاً فکر کنم داره مغز در میاره

150
00:08:29,008 --> 00:08:30,134
‫بی‌نظیره

151
00:08:30,718 --> 00:08:33,638
‫انگار داره با یه سرعت ماورایی

152
00:08:33,679 --> 00:08:35,515
‫خودش رو احیا می‌کنه

153
00:08:36,015 --> 00:08:38,267
‫مطمئن باش به‌خاطر این گوشت سحرآمیزه

154
00:08:38,267 --> 00:08:40,728
‫هرچی بیشتر بخوره، بیشتر جون می‌گیره

155
00:08:41,521 --> 00:08:43,814
‫اگه دوباره فرار کرد چیکار کنیم؟

156
00:08:44,565 --> 00:08:45,566
‫نمی‌کنه

157
00:08:46,275 --> 00:08:50,196
‫شاید بی‌مغز باشه اما می‌دونه که
‫اینجا یه پناهگاه امن داره

158
00:08:50,196 --> 00:08:52,198
‫دیگه کی قراره ازش محافظت کنه؟

159
00:08:52,490 --> 00:08:55,076
‫وای! این لارو رو نگاه

160
00:08:57,703 --> 00:09:01,332
‫شب‌پره‌ی جسد‌خوار نیوانگلندی.
‫به‌شدت کمیابه. تنها جایی که دیده شده توی...

161
00:09:01,332 --> 00:09:02,708
‫جنازه‌ها بوده؟

162
00:09:05,002 --> 00:09:07,338
‫چی شده پسرم؟

163
00:09:10,007 --> 00:09:13,135
‫شنیدی؟ اولین کلمه‌ش رو گفت

164
00:09:13,135 --> 00:09:15,638
‫مخ...

165
00:09:15,638 --> 00:09:17,181
‫جانم، منم مخصلتم!

166
00:09:17,181 --> 00:09:18,182
‫طرف زامبیـه

167
00:09:18,182 --> 00:09:21,686
‫به تو که نمیگه مخلصتـه.
‫می‌خواد بگه «مُخ»

168
00:09:23,187 --> 00:09:25,231
‫اون کلمه‌ی «ز دار» رو نگو

169
00:09:26,023 --> 00:09:27,066
‫احساساتیـه

170
00:09:27,733 --> 00:09:29,151
‫آخه چطور نمی‌دونی؟

171
00:09:29,151 --> 00:09:30,861
‫ما قراره دوستش باشیم!

172
00:09:32,238 --> 00:09:34,490
‫گاز گرفتن نداریم! گاز گرفتن نداریم!
‫اسلرپ بد!

173
00:09:34,490 --> 00:09:36,742
‫این خیلی خطرناکـه. باید به یکی بگیم

174
00:09:36,742 --> 00:09:37,910
‫نه!

175
00:09:37,910 --> 00:09:40,621
‫اینطوری می‌برنش، شاید هم بدتر...
‫می‌کشنش

176
00:09:40,621 --> 00:09:44,292
‫همین الانش هم مُرده. نمیشه که
بذاریمش اینجا و ‫خودمون بریم اردو

177
00:09:44,333 --> 00:09:45,751
‫نگران اون نباش

178
00:09:46,335 --> 00:09:47,878
‫قبلاً یه نقشه‌ای درموردش کشیدم

179
00:09:58,389 --> 00:10:00,600
‫باشد که خداوند راهت را هموار کند

180
00:10:00,600 --> 00:10:02,935
‫باشد که باد حامی‌ات باشد

181
00:10:02,935 --> 00:10:05,980
‫باشد که آفتاب صورتت را گرم کند و

182
00:10:05,980 --> 00:10:08,816
‫باشد که باران بر مزارعت ببارد

183
00:10:09,066 --> 00:10:12,653
‫باشد که خداوند همواره پشت و
پناهت باشد. آمین

184
00:10:13,988 --> 00:10:15,031
‫دوتا عزادار

185
00:10:16,282 --> 00:10:18,743
‫حق گالپین دونفر کم‌تر بود

186
00:10:18,743 --> 00:10:20,786
‫اداره مجبور بود یه مقام رسمی بفرسته

187
00:10:21,120 --> 00:10:22,913
‫اون قبلاً کلانتر بوده

188
00:10:23,331 --> 00:10:25,666
‫با رایکن شیر یا خط انداختیم و من باختم

189
00:10:26,042 --> 00:10:28,336
‫من هم به‌ نمایندگی از تایلر اومدم اینجا

190
00:10:28,336 --> 00:10:30,671
‫با حالت عبوسی ازم خواست که

191
00:10:30,713 --> 00:10:32,465
‫مطمئن بشم پدرش واقعاً مُرده

192
00:10:32,465 --> 00:10:33,507
‫بهونه‌ی تو چیه؟

193
00:10:33,507 --> 00:10:35,843
‫دارم کارم رو با لذت شخصیم قاتی می‌کنم

194
00:10:35,843 --> 00:10:38,095
‫مراسم‌های خاکسپاری سرگرم‌کننده‌‌ن

195
00:10:38,095 --> 00:10:41,307
‫قاتل‌ها هم عادت دارن که توی
‫مراسم ترحیم قربانی‌هاشون حاضر بشن

196
00:10:41,307 --> 00:10:45,019
‫دکتر فیربرن بهم گفت که
‫رفتی ویلو‌هیل تا تایلر رو ببینی

197
00:10:46,228 --> 00:10:48,272
‫هیچ سرنخی بهت نمیده

198
00:10:48,272 --> 00:10:50,524
‫می‌فرستت دنبال نخود سیاه

199
00:10:50,524 --> 00:10:53,110
‫برای فهمیدن چنین چیزی
‫چندین‌سال تجربه‌ی پلیسی لازم نیست

200
00:10:53,110 --> 00:10:56,781
‫چندین سال تجربه‌ی پلیسی نفهمید که
‫تایلر یه هایده. من فهمیدم

201
00:10:57,365 --> 00:10:59,116
‫پس دیگه لازم نیست بهت هشدار بدم که

202
00:10:59,116 --> 00:11:02,328
‫وادر تیررس یه طرد‌شده‌ی روانی دیگه نشی

203
00:11:02,870 --> 00:11:05,998
‫کسی که گاپلین و بردبری رو کشته، شوخی نداره

204
00:11:06,832 --> 00:11:08,542
‫با سرنوشت بازی نکن خانم آدامز

205
00:11:10,670 --> 00:11:13,130
‫گاپلین تاحالا رفته بود به دیدن تایلر؟

206
00:11:13,964 --> 00:11:16,175
‫واقعاً انتظار داری بهت بگم؟

207
00:11:19,720 --> 00:11:20,721
‫یه‌بار

208
00:11:21,806 --> 00:11:24,058
‫تایلر در عرض چند ثانیه تغییر شکل داد

209
00:11:24,100 --> 00:11:26,644
‫داشت میله‌های تیتانومی رو مچاله می‌کرد

210
00:11:26,686 --> 00:11:28,979
‫پنج‌دقیقه‌ی تمام با قلاده
بهش شوک وارد کردن تا

211
00:11:29,021 --> 00:11:30,690
برگرده به حالت انسانیش

212
00:11:30,690 --> 00:11:32,358
‫تاحالا همچین چیزی ندیده بودم

213
00:11:32,817 --> 00:11:35,569
‫خشم بی حد و حصر بود

214
00:11:37,238 --> 00:11:38,948
‫فکر می‌کنم قاتله...

215
00:11:38,948 --> 00:11:40,366
‫یه اِیوین باشه

216
00:11:41,826 --> 00:11:43,994
‫می‌تونه پرنده‌ها رو کنترل کنه

217
00:11:45,705 --> 00:11:47,039
‫نظریه‌ی جالبیـه

218
00:11:48,499 --> 00:11:51,711
‫باز خداروشکر ما توی ویلوهیل،
بیمار اِیوین نداریم

219
00:11:53,504 --> 00:11:55,047
‫ممنون که راستش رو گفتی

220
00:11:56,173 --> 00:11:59,135
خودت گفته بودی، فقط به لطف توئـه که

221
00:11:59,176 --> 00:12:01,762
تایلر ‫الان پشت میله‌های زندانه و
از شرش راحتیم

222
00:12:02,054 --> 00:12:05,015
‫به‌نظرم این کارت ارزشِ یه
‫لطف متقابل غیررسمی رو داشت

223
00:12:07,393 --> 00:12:09,270
‫گاپلین همین‌ها رو هم بهم نمی‌گفت

224
00:12:22,074 --> 00:12:24,118
« مسافرخانه‌‌ در اپل هالو »

225
00:12:31,000 --> 00:12:32,084
‫وای!

226
00:12:32,084 --> 00:12:34,003
‫به مسافرخونه‌ی‌ در اپل هالو خوش اومدید

227
00:12:34,003 --> 00:12:35,004
‫اتاق می‌خواید؟

228
00:12:35,880 --> 00:12:38,883
‫کلید اتاق ۳۰۲‌ رو می‌خوام

229
00:12:45,848 --> 00:12:47,933
‫کسی نباید مزاحم این مهمون بشه

230
00:12:48,517 --> 00:12:49,769
‫من رو هم اینجا ندیدی

231
00:13:00,613 --> 00:13:01,614
‫منم

232
00:13:06,619 --> 00:13:07,620
‫مامان؟

233
00:13:11,165 --> 00:13:13,417
‫گفته بودم پرده‌ها رو بکشی

234
00:13:13,417 --> 00:13:15,252
‫بیرون که نرفتی، رفتی؟

235
00:13:15,252 --> 00:13:17,213
‫۲۴ ساعته نشستم پای اخبار

236
00:13:18,839 --> 00:13:21,592
‫آره، شنیدم که اِف‌بی‌آی امروز صبح به

237
00:13:21,592 --> 00:13:23,719
‫مجتمع «مورنینگ سانگ» حمله کرده

238
00:13:23,719 --> 00:13:25,262
‫اما گیدیون اونجا نبوده

239
00:13:26,347 --> 00:13:27,848
‫می‌ترسم

240
00:13:27,848 --> 00:13:31,310
‫تنها راه خروجت از اون فرقه،
‫یا با دستبند بود یا کیسه‌ی حمل جسد

241
00:13:31,310 --> 00:13:33,312
‫- نمی‌ذاشتم همچین اتفاقی بیفته
‫- می‌دونم

242
00:13:37,691 --> 00:13:41,278
‫ببین، وقتی گیدیون پیدات کرد
‫توی آسیب‌پذیرترین حالتت بودی

243
00:13:42,112 --> 00:13:43,697
‫تو رو مقصر نمی‌دونم

244
00:13:43,697 --> 00:13:44,782
‫باید بدونی

245
00:13:44,782 --> 00:13:47,117
‫می‌دونیم تنها هدفش از ازدواج باهام

246
00:13:47,117 --> 00:13:50,788
‫این بود که کمکش کنم مردم رو عضو کنیم تا
‫بتونه پول‌شون رو بدزده

247
00:13:52,832 --> 00:13:54,500
‫دیگه کاریـه که شده

248
00:13:54,875 --> 00:13:56,585
‫قسمت سختش تموم شده

249
00:13:56,585 --> 00:13:58,003
‫آوردمت بیرون

250
00:13:58,879 --> 00:14:01,340
‫حالا فقط باید طبق نقشه پیش بری

251
00:14:02,299 --> 00:14:06,262
‫تو مدارک کلاه‌برداری گیدیون رو داری و
‫من هم مامورای فدرال رو افسون کردم

252
00:14:08,305 --> 00:14:10,182
‫پیداش می‌کنن

253
00:14:10,182 --> 00:14:13,727
‫بعد هم که بازداشت شد، ما راحت میشیم

254
00:14:15,896 --> 00:14:17,940
‫قول میدم نذارم بلایی سرت بیاد

255
00:14:21,652 --> 00:14:23,904
این تحقیقات به بن‌بست رسیده

256
00:14:23,946 --> 00:14:27,324
‫فقط با یه سری اقدامات شدید و جدیـه که
‫میشه یه نفر رو زنده کرد

257
00:14:28,075 --> 00:14:31,161
‫اگنس، وقتی اون پیامک‌های فضولی‌کننده‌ت رو
‫برام فرستادی،

258
00:14:31,203 --> 00:14:33,080
‫چطوری قفل گوشی گالپین رو باز کردی؟

259
00:14:35,499 --> 00:14:38,252
« کلانتر سابق جریکو در خانه‌اش فوت شد »

260
00:14:39,628 --> 00:14:42,047
‫دماغش یکم بزرگ‌تره

261
00:14:51,849 --> 00:14:52,850
‫وارد شدم

262
00:14:54,977 --> 00:14:57,187
‫عالی چهره‌ت رو تغییر دادی جوزفین

263
00:14:57,688 --> 00:14:59,648
‫حاضرم واسه ونزدی آدامز هرکاری بکنم

264
00:15:00,858 --> 00:15:04,528
‫قبل این که پلیس‌ها خونه‌ی گالپین رو بگردن،
‫هرچی می‌تونستم رو کِش رفتم

265
00:15:04,528 --> 00:15:06,530
‫دلم می‌خواست برای اولین پرونده‌ی مشترک‌مون،‫

266
00:15:06,572 --> 00:15:08,574
بیشتر از حدم ارائه کنم

267
00:15:09,158 --> 00:15:11,619
‫این که حریم شخصی حالیت نیست،
اعصاب‌خُردکن و

268
00:15:11,660 --> 00:15:13,495
‫چاپلوسی‌ کردن‌هات خسته‌کننده‌ست

269
00:15:14,663 --> 00:15:17,458
‫اما توانایی‌هات فایده‌های خودشون رو
‫برای تحقیقات دارن

270
00:15:19,209 --> 00:15:21,337
‫رو در رو بدجنس‌تر هم هست

271
00:15:21,337 --> 00:15:23,505
‫برید. دیگه باهاتون کاری ندارم

272
00:15:28,260 --> 00:15:29,720
‫بهم شک کردن

273
00:15:29,720 --> 00:15:32,598
‫اگه زنده نموندم،
مدارک توی کابین جاشون امنـه

274
00:15:33,390 --> 00:15:34,725
‫کابین؟

275
00:15:34,725 --> 00:15:36,602
‫بردبری چندین ساله که دیگه پلیس نیست

276
00:15:37,436 --> 00:15:41,106
‫بعید بدونم منظورش کابینِ
داخل اداره‌ی پلیس باشه

277
00:15:41,398 --> 00:15:44,610
‫فکر کنم باید دنبال یه آدرس واسه
‫خونه‌ای آپارتمانی جایی باشیم

278
00:15:53,285 --> 00:15:55,621
« کابین »
« ۲۰۱۵ ،پاین کرست »

279
00:15:56,288 --> 00:15:57,790
‫پاین کرست، ۲۰۱۵

280
00:16:10,094 --> 00:16:11,804
‫آره، اما چطوری بریم اونجا؟

281
00:16:13,931 --> 00:16:15,683
« اردوگاه جریکو »

282
00:16:15,724 --> 00:16:18,310
‫انگار بیرون بالاخره من رو فراخوند

283
00:16:19,478 --> 00:16:20,646
‫اسحله‌ها رو جمع کن بریم

284
00:16:34,952 --> 00:16:36,537
‫خبردار!

285
00:16:36,537 --> 00:16:39,581
‫وقتش رسیده به ندای ماجراجویی پاسخ بدیم

286
00:16:42,835 --> 00:16:45,045
‫صبح‌ همگی بخیر، طردشدگان عزیزم!

287
00:16:45,045 --> 00:16:48,298
‫از دیدن چهره‌های سرزنده و
‫بشاش‌تون بسیار خرسندم

288
00:16:48,298 --> 00:16:50,092
‫اتوبوس‌ها رسیدن

289
00:16:50,092 --> 00:16:52,469
‫موقع بار کردن تابوت‌ها مراقب باشید

290
00:16:52,469 --> 00:16:54,680
‫اولاً، مراقب همدیگه باشید

291
00:16:54,680 --> 00:16:56,974
‫دوماً، خوش بگذرونید!

292
00:16:57,474 --> 00:17:00,519
‫برای دو روز کامل، باید تمدن رو بذارم کنار

293
00:17:01,103 --> 00:17:04,189
‫یه پمپ‌پوچینو، دوتا پمپ شکلات،
‫یه پمپ توت‌فرنگی،

294
00:17:04,189 --> 00:17:06,316
‫و یه پمپ اضافه از سس استیک لطفاً

295
00:17:07,359 --> 00:17:09,737
‫به‌گمونم آماده نبودی تا با
کسی تعهد داشته باشی

296
00:17:11,030 --> 00:17:12,072
‫سلام

297
00:17:12,656 --> 00:17:16,076
‫می‌دونم تا دقیقه‌ی نود درمورد این که
‫چی بپوشی، نظرت عوض میشه

298
00:17:18,495 --> 00:17:20,372
‫آره، واقعاً دارم همه‌ی زورم رو می‌زنم تا

299
00:17:20,414 --> 00:17:22,458
‫این عادت چمدون‌ زیاد بستنم رو
بذارم کنار اما

300
00:17:22,458 --> 00:17:24,043
‫تا الان که اصلاً موفق نبودم

301
00:17:24,043 --> 00:17:25,502
‫خب بذار من کمکت می‌کنم

302
00:17:25,502 --> 00:17:27,588
‫زحمت نکش. خودم می‌برم

303
00:17:31,216 --> 00:17:32,426
‫خانم سینکلیر

304
00:17:33,010 --> 00:17:34,011
‫یه لحظه وقت دارید؟

305
00:17:35,888 --> 00:17:36,972
‫ممنون

306
00:17:38,807 --> 00:17:40,559
‫تو اردوگاه همدیگه رو می‌بینیم

307
00:17:41,185 --> 00:17:43,395
‫حتماً. فکر خوبیـه

308
00:17:44,563 --> 00:17:46,273
‫انگار بدجوری کمک می‌خواستید

309
00:17:46,273 --> 00:17:49,443
‫چندتا قانون خودمونی هست که
‫باید به همه اطلاع بدیم

310
00:17:49,443 --> 00:17:52,029
‫چون بعضی‌ها تصمیم گرفتن وقتی که

311
00:17:52,071 --> 00:17:53,947
‫ماه کامله، برن اردوی بیرون‌شهری

312
00:17:53,947 --> 00:17:55,282
‫آقای تودور-پول!

313
00:18:00,621 --> 00:18:02,831
‫وای خدا،‌ آره!

314
00:18:02,831 --> 00:18:06,001
‫پس بالاخره اومدی.
‫قراره کلی بهمون خوش بگذره

315
00:18:06,001 --> 00:18:07,795
‫این‌قدر ذوق نکن حالا

316
00:18:07,795 --> 00:18:11,131
‫این کار فقط یه پوشش برای تحقیقاتم
‫درمورد قتلیـه که در پیش داریم

317
00:18:11,131 --> 00:18:12,841
‫سفر قتلی چهارشنبه

318
00:18:16,220 --> 00:18:18,972
‫گمشو روانی تا پنجه‌هام نخوردن بهت

319
00:18:18,972 --> 00:18:21,183
‫حرص نخور، موهات می‌ریزن‌ها

320
00:18:21,183 --> 00:18:22,893
‫من دستیار ونزدیم

321
00:18:23,477 --> 00:18:25,979
‫تونستم مختصات دقیق کابین رو پیدا کنم

322
00:18:26,438 --> 00:18:28,774
‫با یه پیاده‌روی ۳۰ دقیقه‌‌ای از
اردوگاه بهش می‌رسیم

323
00:18:28,774 --> 00:18:30,776
‫جسارتاً چندتا مسیر رو کشیدم

324
00:18:30,776 --> 00:18:32,361
‫می‌خواست من رو بکشه، یادت رفته؟

325
00:18:32,361 --> 00:18:35,239
‫آره اما موفق نشد، که این نشون میده
‫یه مبتدی بیشتر نیست

326
00:18:35,906 --> 00:18:36,907
‫آخ

327
00:18:38,200 --> 00:18:39,576
‫حقمـه این رو بگی

328
00:18:40,828 --> 00:18:42,037
‫کوله‌م رو بیار

329
00:18:43,080 --> 00:18:44,790
‫یه صندلی کنار پنجره برام نگه دار

330
00:18:45,749 --> 00:18:47,918
‫با چشم باز می‌خوابم

331
00:18:48,627 --> 00:18:50,337
‫خودت رو اذیت نکن توله

332
00:18:50,838 --> 00:18:53,090
‫هرکاری بکنی نمی‌فهمی دارم بهت نزدیک میشم

333
00:18:57,761 --> 00:18:59,596
‫خانم آدامز، خوشحال شدم که دیدم

334
00:18:59,638 --> 00:19:02,349
‫لحظه‌آخری به ماجراجویی‌مون اضافه شدید

335
00:19:02,766 --> 00:19:04,143
‫چیشد نظرتون عوض شد؟

336
00:19:04,184 --> 00:19:07,020
‫طبق تجربیات من،
همیشه یه نفر توی جنگل می‌میره

337
00:19:07,020 --> 00:19:08,355
‫شاید شانس‌مون گفت

338
00:19:50,856 --> 00:19:54,109
‫با این که تلاش کردم خونِت رو خالی کنم اما

339
00:19:54,151 --> 00:19:56,195
‫هنوز کاملاً‌ بی‌خون نشدی

340
00:19:56,195 --> 00:19:57,905
‫چطوری... آبجی؟

341
00:19:57,905 --> 00:19:59,781
‫قضیه‌ی این تابوت خون‌آشام دیگه چیه؟

342
00:20:01,491 --> 00:20:04,745
‫باهاش یواشکی منور و بنزنین میارم

343
00:20:05,746 --> 00:20:07,539
‫واسه... آتیش درست کردن تو جنگل

344
00:20:07,539 --> 00:20:08,749
دور آتیش‌نشینی منظورته دیگه؟

345
00:20:08,749 --> 00:20:11,001
‫حالا... هرچی. همین که بسوزه کافیـه

346
00:20:27,017 --> 00:20:29,937
‫سلام، نابغه‌ی ویرانگر من

347
00:20:31,230 --> 00:20:35,817
با ‫بوی هوای تازه، حالت تهوع نگرفتی؟

348
00:20:36,693 --> 00:20:39,112
‫چیشده افتخار دادید و
‫عین جِن اینجا سبز شدید؟

349
00:20:39,112 --> 00:20:41,698
‫برای والدین همراه فراخوان دادن و

350
00:20:41,698 --> 00:20:45,118
‫من هم که به‌اندازه‌ی کافی در
دامان طبیعت وقت گذروندم

351
00:20:45,619 --> 00:20:47,746
‫می‌دونی که جنگل‌ِ بتنی به حساب نمیاد؟

352
00:20:49,873 --> 00:20:51,375
‫اون اومده اینجا چیکار؟

353
00:20:51,375 --> 00:20:54,920
‫اون ایده‌ی «ارتباط با طبیعت»ـش که
گل‌های رُز گلخونه رو هرس کرد

354
00:20:55,295 --> 00:20:57,714
‫گفتم یه فعالیت خونوادگی از توش در بیاریم

355
00:20:57,714 --> 00:21:01,343
‫من و پاگزلی هم می‌تونیم
‫روابط پدرپسری‌مون رو تقویت کنیم

356
00:21:01,343 --> 00:21:03,053
‫اوم، نه، ممنون بابا

357
00:21:04,179 --> 00:21:06,431
‫من پیش یوجین می‌مونم

358
00:21:06,431 --> 00:21:07,808
‫لرچ، یه کمکی می‌کنی؟

359
00:21:19,361 --> 00:21:21,905
‫شاید شماها هم تونستید سنگاتون رو
‫با هم وا بکنید

360
00:21:50,642 --> 00:21:52,477
‫عین درنده‌ها شدی

361
00:21:54,062 --> 00:21:56,898
‫دوست داری شکارِ بی‌دفاعت باشم؟

362
00:21:57,899 --> 00:21:59,151
‫الان نه عزیز دلم

363
00:22:02,070 --> 00:22:05,449
‫تیش، اصلاً دوست ندارم این‌قدر کلافه باشی

364
00:22:05,449 --> 00:22:07,701
‫کتابه رو بده به ونزدی، خودت رو راحت کن

365
00:22:07,743 --> 00:22:10,996
‫می‌دونم غریزه‌ی تو میگه
کوتاه بیایم اما نمیشه

366
00:22:10,996 --> 00:22:14,041
‫می‌تونم با کینه‌ی شتری کنار بیام اما

367
00:22:14,082 --> 00:22:16,501
‫نمی‌ذارم از دستم بره

368
00:22:16,501 --> 00:22:17,669
‫بعدش هم عزیزم...

369
00:22:17,669 --> 00:22:20,464
‫تو این ماجرا حمایت بی‌قید و
شرط تو رو می‌خوام

370
00:22:39,941 --> 00:22:41,818
‫ممنون که چادر رو زدی

371
00:22:42,402 --> 00:22:45,030
‫تو این طبیعت، کل دنیا گلخونه‌ی شیشه‌ای منه

372
00:22:49,910 --> 00:22:51,411
‫قضیه‌ی این موشک‌ها چیه؟

373
00:22:52,537 --> 00:22:54,289
‫سیستم هشدار اولیه‌ست

374
00:22:54,289 --> 00:22:55,332
‫هشدار برای چی؟

375
00:23:04,007 --> 00:23:05,801
‫اسلرپ این‌جا چیکار می‌کنه؟

376
00:23:05,801 --> 00:23:07,969
‫همونطور که خودت گفتی، نمی‌تونستیم
‫تنهاش بذاریم!

377
00:23:08,845 --> 00:23:12,808
‫یعنی آوردیش وسط جنگل، توی اردویی که
همه هم‌کلاسی‌هامون هستن؟

378
00:23:13,558 --> 00:23:16,311
‫آروم باش. اگه بخواد فرار کنه سریع می‌فهمیم

379
00:23:20,190 --> 00:23:22,442
‫کارمون تمومه. من‌که میرم پیشِ بقیه بچه‌ها

380
00:23:22,442 --> 00:23:24,152
‫عمراً کنار یه زامبی بخوابم

381
00:23:25,112 --> 00:23:27,781
‫راستش رو بخوای زامبی‌ها اصلاً نمی‌خوابن!

382
00:23:27,781 --> 00:23:28,907
‫آهای؟

383
00:23:28,907 --> 00:23:31,660
‫سلام پسرها. براتون یه هدیه آوردم!

384
00:23:35,872 --> 00:23:40,419
‫خب، مامانت یکم خوراکی آماده کرده که
حین طبیعت‌گردی بخوری

385
00:23:40,419 --> 00:23:43,380
‫کرم خاکی اضافه، حشره، خاک، ناخن پا...

386
00:23:43,380 --> 00:23:45,757
‫هرچیزی که توی خود طبیعتم گیر میاد

387
00:23:46,466 --> 00:23:48,135
‫عالیه. ممنونم

388
00:23:49,594 --> 00:23:50,971
صدای شکمم بود

389
00:23:51,471 --> 00:23:53,014
‫سرموقع خوراکی‌ها رو آوردی!

390
00:23:55,434 --> 00:24:00,105
‫خب، قرار نیست ازم دعوت ‫کنید
بیام چادرتون رو بررسی کنم؟

391
00:24:00,105 --> 00:24:01,356
‫نه، نه

392
00:24:01,606 --> 00:24:03,525
‫یوجین یکم پیش باد معده‌ش رو خالی کرد

393
00:24:04,693 --> 00:24:07,612
‫آره، اون داخل بوی سگ‌مُرده میده

394
00:24:10,198 --> 00:24:12,075
‫خیلی‌خب، اگه مشکلی هم پیش اومد

395
00:24:12,075 --> 00:24:13,869
‫اولین قانون اردو زدن رو یادتون باشه

396
00:24:14,870 --> 00:24:16,204
‫«هیچ اثری از خودتون به‌جا نذارید»

397
00:24:16,788 --> 00:24:19,082
‫مخصوصاً اگه پای جنازه در میونه!

398
00:24:20,792 --> 00:24:22,252
‫نکته خوبی بود آقای آدامز!

399
00:24:29,176 --> 00:24:30,886
‫برای دو روز آینده،

400
00:24:30,886 --> 00:24:32,554
‫اسم اردوگاه جریکو

401
00:24:33,180 --> 00:24:34,723
‫به اردوگاه...

402
00:24:36,141 --> 00:24:37,559
‫طردشدگان تغییر پیدا می‌کنه

403
00:24:43,940 --> 00:24:46,568
‫این سنت سالانه‌ی جدیده «نورمور»ـه

404
00:24:46,568 --> 00:24:49,863
‫یه اردوگاه جنگلی برای تقویت حس همکاری،

405
00:24:49,863 --> 00:24:51,406
‫روحیه‌ی تیمی،

406
00:24:51,406 --> 00:24:53,241
‫و از همه مهم‌تر...

407
00:24:53,241 --> 00:24:54,326
‫افتخارِ مدرسه طردشدگان!

408
00:24:55,994 --> 00:24:56,995
‫ایول!

409
00:24:59,080 --> 00:25:02,667
‫توی اردوگاه طردشدگان،
هیچ خبری از گوشی نیست

410
00:25:03,418 --> 00:25:05,670
‫و تا کیلومترها اطراف،
هیچ معمولی‌ای درکار نیست

411
00:25:09,174 --> 00:25:10,300
‫نه‌خیرم!

412
00:25:13,428 --> 00:25:15,305
‫متاسفانه با بخش آخر حرف‌هاتون موافق نیستم

413
00:25:20,560 --> 00:25:21,728
‫ران کروگر،

414
00:25:21,728 --> 00:25:23,230
‫فرمانده‌ی «افسران کارآموزی ققنوس»

415
00:25:23,230 --> 00:25:25,357
‫من این اردوگاه رو شش ماه پیش
‫برای اردوی سالانه‌مون

416
00:25:25,357 --> 00:25:27,067
‫یعنی اردوگاه «ا.ی.م.ط» رزرو کردم

417
00:25:27,651 --> 00:25:30,737
‫کارآموزها؟
‫«ا.ی.م.ط» یعنی چی؟

418
00:25:30,737 --> 00:25:33,490
اردو کردن، یادگیری، ماجراجویی و طبیعت وحشی

419
00:25:37,536 --> 00:25:39,162
‫ما یه قرارداد امضا شده داریم!

420
00:25:40,247 --> 00:25:44,251
‫که یعنی شما باید هرچه سریع‌تر وسایل‌تون
‫رو جمع کنید و از جنگل بزنید بیرون!

421
00:25:44,251 --> 00:25:46,920
‫خب ما هم یه قرارداد داریم که

422
00:25:47,712 --> 00:25:49,464
‫صاحبِ اردوگاه امضاش کرده!

423
00:25:49,464 --> 00:25:51,967
‫جک پیر، آره. بازنشسته
‫شد و رفت «اورلاندو»

424
00:25:51,967 --> 00:25:53,552
‫الان دیگه پسرهاش این‌جا رو می‌گردونن

425
00:25:54,553 --> 00:25:55,762
‫حتماً دو بار اجاره‌ش دادن!

426
00:25:55,762 --> 00:25:58,348
‫این‌جور سوتی‌ها فقط از معمولی‌ها برمیاد!

427
00:25:58,348 --> 00:26:00,559
‫خب پس گروهبان، فعلاً خداحافظ...

428
00:26:02,936 --> 00:26:05,438
‫من ۳۶۴ روزه که دارم
‫این پسرها رو برای یه چالش بزرگ

429
00:26:05,438 --> 00:26:07,274
‫توی دل طبیعت آماده می‌کنم

430
00:26:07,274 --> 00:26:09,025
‫و این چالش همین هفته برگزار می‌شه!

431
00:26:09,025 --> 00:26:11,903
‫کارآموزان، کمک‌شون کنید
‫وسایل‌شون رو جمع کنن و برن

432
00:26:11,945 --> 00:26:14,197
‫تا ساعت ۴ همه طردشده‌ها
‫باید این‌جا رو تخلیه کرده باشن

433
00:26:14,197 --> 00:26:15,532
‫به روی چشم قربان!

434
00:26:26,793 --> 00:26:30,380
‫اگه تو و این نوچه‌های بی‌جونت
‫اینقدر برای این اردوگاه له‌له می‌زنید

435
00:26:30,922 --> 00:26:32,340
!بیاین و برای به‌دست آوردنش بجنگید

436
00:26:32,340 --> 00:26:33,466
‫ببخشید؟

437
00:26:33,466 --> 00:26:35,468
‫برنده می‌مونه، بازنده می‌ره خونه‌شون!

438
00:26:36,219 --> 00:26:37,554
‫از نظر من ‌که فکر خوبیه

439
00:26:37,554 --> 00:26:40,265
‫مگه این ‌که تو و پسرهات
‫جراتش رو نداشته باشید

440
00:26:44,019 --> 00:26:45,228
‫باشه خانم مو خرگوشی!

441
00:26:46,021 --> 00:26:47,772
ما هم موافقیم

442
00:26:48,315 --> 00:26:49,482
‫پیشنهادت چیه؟

443
00:26:53,570 --> 00:26:55,947
‫در پی تغییر ناگهانی‌ای در
‫برنامه‌مون ایجاد شد،

444
00:26:55,947 --> 00:27:01,578
‫مفتخرم آغاز اولین دوره جنگ رنگی
‫«طردشدگان» و «کارآموزان» رو اعلام کنم

445
00:27:01,578 --> 00:27:06,708
‫هر تیم، یک زفر اختصاصی خواهد داشت
‫که توسط دانش‌آموزان داوینچی طراحی شده

446
00:27:08,168 --> 00:27:10,420
‫قوانین مسابقه خیلی ساده‌ست

447
00:27:10,420 --> 00:27:13,131
‫هر تیم می‌تونه تا ده عضو داشته باشه

448
00:27:13,131 --> 00:27:16,551
‫اعضا به دو گروه «مدافع» و
‫«مهاجم» تقسیم می‌شن

449
00:27:17,385 --> 00:27:20,764
‫مدافعان باید «زفر»ِ تیم مقابل رو
‫گروگان بگیرن

450
00:27:20,764 --> 00:27:25,644
‫و مهاجمان باید به هر روشی که صلاح بدونن،
‫برای بازپس‌گیری «زفر»شون اقدام کنن

451
00:27:27,062 --> 00:27:29,773
‫هر تیمی که موفق شد زفرش رو پس بگیره،

452
00:27:29,773 --> 00:27:31,775
‫یک منور شلیک می‌کنه

453
00:27:34,110 --> 00:27:37,572
‫بعدش مسابقه بعدی آغاز می‌شه،
‫باید از آبشارهای سایدریک عبور کنید

454
00:27:37,572 --> 00:27:39,824
‫دوباره برگردید این‌جا، به سمت برج دیده‌بانی

455
00:27:40,867 --> 00:27:44,871
‫اولین تیمی که «زفر» خودش رو روی
‫سه‌پایه‌ی بالای برج قرار بده، برنده‌ست

456
00:27:46,247 --> 00:27:48,583
‫پنج دقیقه فرصت دارید
هم‌تیمی‌هاتون رو انتخاب کنید

457
00:27:50,001 --> 00:27:51,711
‫«نایت‌شیدها» دوباره دور هم جمع شدن!

458
00:27:51,711 --> 00:27:53,797
‫- من و برونو می‌خوایم توی تیم باشیم
‫- منم می‌خوام

459
00:27:53,797 --> 00:27:55,173
‫اه، داداش

460
00:27:55,590 --> 00:27:58,760
‫شرمنده، فقط اعضای نایت‌شید
‫می‌تونن توی تیم باشن!

461
00:28:04,015 --> 00:28:06,476
‫- اما اشکالی نداره، بفرمایید
‫- خب نقشه چیه؟

462
00:28:07,060 --> 00:28:08,770
‫خب، ما می‌تونیم از «زفر» محافظت کنیم

463
00:28:08,770 --> 00:28:11,648
‫من هرکسی اومد سمت‌تون رو با
‫سنگ می‌زنم و تو هم افسون‌شون می‌کنی!

464
00:28:11,648 --> 00:28:13,441
‫بقیه‌مون به تیم حریف حمله می‌کنیم

465
00:28:13,942 --> 00:28:15,402
‫موفق باشید اسکل‌ها!

466
00:28:18,780 --> 00:28:21,825
‫من تختم رو با یه چادر عوض
‫کردم تا کلبه‌ی گالبین رو پیدا کنم

467
00:28:21,825 --> 00:28:25,745
‫عمراً بذارم یه‌مشت کله‌پوک ‫عضله‌ای
جلوی ماموریتم رو بگیرن

468
00:28:27,122 --> 00:28:31,751
‫نوآ، دیلن، گریفین، جاسپر

469
00:28:32,752 --> 00:28:34,379
‫شما باید یه محدوده‌ی دفاعی درست کنید!

470
00:28:35,505 --> 00:28:38,758
‫- اصلاً نذارید این اُسکل‌ها نزدیک بشن!
‫- به‌روی چشم قربان!

471
00:28:39,676 --> 00:28:43,805
‫من یه‌سری تجهیزات غیرمجاز هم
‫قاچاقی آوردم که مسابقه رو عادلانه کنیم

472
00:28:47,642 --> 00:28:50,478
‫بیلی، تو فرمانده‌ی گروه ضربتی!

473
00:28:50,478 --> 00:28:53,273
‫فقط و فقط باید برنده بشیم!

474
00:28:53,273 --> 00:28:54,607
‫به‌روی چشم قربان

475
00:28:54,607 --> 00:28:56,860
‫هیچ شکستی درکار نیست

476
00:28:56,860 --> 00:28:59,070
‫- به‌روی چشم قربان!
‫- نشنیدم

477
00:28:59,070 --> 00:29:00,196
‫به‌روی چـشـم قربان!

478
00:29:07,245 --> 00:29:09,664
‫- موفق باشید بچه‌ها
‫- ایجکس، از این سمت!

479
00:29:10,665 --> 00:29:13,418
‫- گروه ضربت، جدا بشید
‫- چشم قربان. بریم!

480
00:29:28,391 --> 00:29:30,435
‫- حواست رو جمع‌کن کارآموز!
‫- چشم قربان

481
00:29:31,978 --> 00:29:34,314
‫اگه هدفون توی گوش‌شون ‫باشه
نمی‌تونم افسون‌شون کنم

482
00:29:49,913 --> 00:29:51,706
‫کلاه اون یارو کله‌ماریه رو هدف بگیر

483
00:29:56,503 --> 00:29:57,587
‫نه!

484
00:29:57,587 --> 00:29:58,713
‫چشمات رو ببند

485
00:30:04,385 --> 00:30:07,096
‫گرفتمش! منور رو شلیک کنید!

486
00:30:07,096 --> 00:30:09,182
‫ایول!

487
00:30:13,603 --> 00:30:16,231
‫منور سبز.
‫کارآموزها «زفر»ـشون رو پس گرفتن

488
00:30:19,359 --> 00:30:20,568
‫ایول

489
00:30:20,568 --> 00:30:21,694
‫آره!

490
00:30:24,489 --> 00:30:25,532
‫سگ‌ها رو خبر کن

491
00:30:34,415 --> 00:30:35,625
‫آماده باشید!

492
00:30:44,843 --> 00:30:46,928
‫- مراقب باش!
‫- گاز اشک‌آوره!

493
00:30:50,807 --> 00:30:52,308
‫نیروی هوایی رو خبر کن

494
00:31:26,885 --> 00:31:28,428
‫برید گمشید! برید گمشید!

495
00:31:36,436 --> 00:31:38,187
‫با جنگ شیمیایی نمی‌تونی

496
00:31:38,187 --> 00:31:39,939
‫اشک من رو در بیاری!

497
00:31:55,204 --> 00:31:57,749
‫منور بنفش! ونزدی «زفر» رو گرفت

498
00:31:57,749 --> 00:31:58,791
‫آخ جون

499
00:32:09,260 --> 00:32:11,012
‫ولی ونزدی خیلی عقبه

500
00:32:24,233 --> 00:32:25,234
‫زود باشید

501
00:32:25,234 --> 00:32:26,277
‫زود باش، زود باش

502
00:32:29,948 --> 00:32:31,407
‫زود باش، یالا!

503
00:32:31,407 --> 00:32:32,408
‫آره، ایول!

504
00:32:46,714 --> 00:32:47,924
‫چیکار کنیم؟

505
00:33:12,198 --> 00:33:13,199
‫چی؟ بی‌خیال!

506
00:33:13,783 --> 00:33:14,909
‫زود باش بریم

507
00:33:18,413 --> 00:33:19,831
‫آره!

508
00:33:59,078 --> 00:34:02,790
‫کلبه‌ی گالپین حدوداً چهار کیلومتر با
اردوگاه فاصله داره

509
00:34:02,790 --> 00:34:05,752
‫حواست به بازگشتِ
‫شکنجه‌گر بال‌سیاه‌مون باشه!

510
00:34:08,046 --> 00:34:11,424
‫اگه الان حرکت کنیم، می‌تونیم قبل از
‫اینکه کسی بفهمه کار رو تموم کنیم و برگردیم

511
00:34:12,091 --> 00:34:14,844
‫امشب توی دورِ آتیش‌نشینی اردوگاه
‫حضور دارید دیگه خانم آدامز؟

512
00:34:15,428 --> 00:34:18,514
‫من معمولاً از شکنجه‌های ‫عجیب‌غریب
لذت می‌برم. امشب نیستم

513
00:34:19,098 --> 00:34:21,309
‫آخه بیشتر آدم‌ها دچار «ت.ا.ج.م» می‌شن

514
00:34:21,309 --> 00:34:22,560
‫" ترس از جا موندن »

515
00:34:22,560 --> 00:34:25,104
‫من «ت.ا.م» دارم.
‫ترس از مشارکت!

516
00:34:26,355 --> 00:34:27,356
‫خب...

517
00:34:28,483 --> 00:34:32,195
‫فقط خواستم ازت تشکر کنم که حقِ
‫اون معمولی‌ها رو گذاشتی کف دست‌شون

518
00:34:32,695 --> 00:34:35,406
‫برای کسی که ادعا می‌کنه ضد اجتماعه،

519
00:34:35,406 --> 00:34:37,366
‫تو توی یه بعدازظهر، کاری کردی که

520
00:34:37,366 --> 00:34:40,078
‫حتی با هزارتا تمرین آمادگی هم ممکن نیست

521
00:34:41,162 --> 00:34:42,163
‫پس ازت ممنونم

522
00:34:49,295 --> 00:34:52,048
‫می‌خوام با یک کلمه
عملکرد امروزتون رو توصیف کنم،

523
00:34:52,048 --> 00:34:53,007
‫اسفناک!

524
00:34:53,007 --> 00:34:54,342
‫به‌روی چشم قربان

525
00:34:54,342 --> 00:34:58,763
‫یه طردشده‌ی ریزه‌میزه شکست‌تون داد!

526
00:34:58,763 --> 00:35:00,306
‫اونم یه دختر

527
00:35:02,642 --> 00:35:04,310
‫الان چه حسی دارید؟

528
00:35:05,269 --> 00:35:07,814
‫جواب درست حسِ بی‌ارزش بودنـه!

529
00:35:07,814 --> 00:35:10,191
‫ممنون بابت بازخورد ارزشمندتون، قربان!

530
00:35:10,191 --> 00:35:13,277
‫شکست خوردید و وسط میدون نبرد تحقیر شدید

531
00:35:13,986 --> 00:35:18,199
‫اما ققنوس‌ها همیشه بعد از شکست جون می‌گیرن!

532
00:35:18,866 --> 00:35:19,867
‫امشب

533
00:35:20,451 --> 00:35:22,995
‫اردوگاه جریکو رو پس می‌گیریم!

534
00:35:22,995 --> 00:35:24,413
‫به‌روی چشم قربان!

535
00:35:33,256 --> 00:35:36,551
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

536
00:35:36,551 --> 00:35:37,718
‫♪ ممنونم ♪

537
00:35:39,345 --> 00:35:42,557
‫♪ دردسر توی راهه ♪

538
00:35:45,268 --> 00:35:49,397
‫♪ زلزله‌ و رعد و برق به چشمم می‌خوره ♪

539
00:35:51,274 --> 00:35:55,194
‫♪ امروز، روز خوبی نیست... ♪

540
00:35:57,196 --> 00:35:59,782
‫♪ یه‌ امشب رو جایی نرو ♪

541
00:35:59,782 --> 00:36:03,161
‫♪ ممکنه یه بلایی سرت بیاد ♪

542
00:36:03,161 --> 00:36:07,498
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

543
00:36:09,333 --> 00:36:12,670
‫♪ صدای طوفان رو می‌شنوم ♪

544
00:36:15,548 --> 00:36:18,509
‫♪ می‌دونم که پایان‌ نزدیکه ♪

545
00:36:20,970 --> 00:36:25,183
‫♪ می‌ترسم که رودخانه طغیان کنه ♪

546
00:36:27,101 --> 00:36:31,439
‫♪ صدایِ خشم و ویرانی به گوشم می‌رسه ♪

547
00:37:01,886 --> 00:37:03,804
‫هر آینه‌ای یک سمت تاریک داره!

548
00:37:16,859 --> 00:37:17,860
‫پاتریشا ردکار

549
00:37:22,073 --> 00:37:23,157
‫برونته ویگن

550
00:37:25,660 --> 00:37:27,286
‫جولیان میوهاش

551
00:37:27,870 --> 00:37:29,747
‫اینا آگهی‌های فوتِ اعضای مختلف «طردشدگان»ان

552
00:37:30,581 --> 00:37:32,500
‫بعضی هاشون بیشتر از پونزده ساله که فوت شدن!

553
00:37:33,751 --> 00:37:35,461
‫همه‌شون بیمارانِ ویلوهیل بودن

554
00:37:39,215 --> 00:37:40,383
‫" لوئیس "

555
00:37:41,050 --> 00:37:45,054
‫اگه اون پشت قضیه‌ی قتل طردشدگان باشه،
‫قربانی بعدی‌ش «ایند»ـه!

556
00:37:59,819 --> 00:38:02,405
‫فقط با کتاب گودی می‌تونم
قدرتم رو دوباره به‌دست بیارم

557
00:38:03,447 --> 00:38:06,867
‫یه‌بار مودبانه درخواست کردم.
‫حالا وقتشه یکم جدی‌تر باشم

558
00:38:14,166 --> 00:38:15,251
‫♪ از دور دست‌ها ♪

559
00:38:15,751 --> 00:38:20,923
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها ♪

560
00:38:20,923 --> 00:38:23,092
‫♪ می‌بینم ♪

561
00:38:27,638 --> 00:38:28,723
‫ممنونم

562
00:38:30,016 --> 00:38:32,268
‫واقعاً صدای قشنگی دارید خانم آدامز

563
00:38:32,268 --> 00:38:33,269
‫اوه...

564
00:38:33,769 --> 00:38:35,980
‫من معمولاً فقط توی
‫مراسم‌های خاکسپاری آواز می‌خونم

565
00:38:37,023 --> 00:38:40,526
‫دیدار خودجوشِ مراسم خیریه‌ست؟

566
00:38:40,526 --> 00:38:41,527
‫نه

567
00:38:43,029 --> 00:38:44,905
‫اما با مادرم تماس گرفتم

568
00:38:45,781 --> 00:38:46,782
‫وای!

569
00:38:47,825 --> 00:38:52,163
‫خب، می‌دونم که دیگه سال‌هاست
‫جزو اهداکننده‌های فعال نیست

570
00:38:52,163 --> 00:38:54,832
‫تونستی قانعش کنی نظرش رو عوض کنه؟

571
00:38:55,458 --> 00:38:57,251
‫جواب تماسم رو نداد

572
00:38:57,251 --> 00:39:00,629
‫خب، می‌تونیم دعوت‌ش کنیم بیاد مدرسه

573
00:39:01,213 --> 00:39:03,215
‫گفتگوهای حضوری نتیجه بهتری دارن

574
00:39:03,215 --> 00:39:06,302
‫به‌نظر می‌رسه رابطه‌تون خیلی پیچیده‌ست

575
00:39:07,928 --> 00:39:10,097
‫اون‌که خیلی آدم صاف و ساده‌ایه

576
00:39:10,097 --> 00:39:14,226
‫دوست داره همه‌چیز رو کنترل کنه و
من از این کارها خوشم نمیاد

577
00:39:15,394 --> 00:39:19,523
‫خب خانم آدامز، یکم دقت کنید.
‫هدفِ «نِورمور» دقیقاً همینه

578
00:39:20,066 --> 00:39:22,735
‫به‌نظرتون می‌تونید
اختلاف‌هاتون رو کنار بذارید و

579
00:39:22,735 --> 00:39:24,111
‫آشتی کنید؟

580
00:39:25,154 --> 00:39:28,199
‫مامانم ترجیح می‌ده سم بخوره تا با
من آشتی کنه

581
00:39:29,450 --> 00:39:30,451
‫آهان...

582
00:39:32,453 --> 00:39:34,121
‫بعد از این‌که توله‌ها رو انداختیم توی قفس،

583
00:39:34,121 --> 00:39:37,166
‫یواشکی می‌ریم سمت دریاچه و یکم شنا می‌کنیم.
‫پایه‌ای؟

584
00:39:38,501 --> 00:39:40,169
‫ما چند وقته از هم جدا شدیم؟

585
00:39:42,171 --> 00:39:44,090
‫می‌دونم که کله‌ماری‌ها
،گیرایی‌شون خیلی پایینه

586
00:39:45,424 --> 00:39:47,259
‫اما دلم نمی‌خواست باور کنم
‫از هم جدا شدیم

587
00:39:54,016 --> 00:39:55,393
‫حق با توئـه ایجکس

588
00:39:56,852 --> 00:40:00,106
‫باید همون اول، وقتی که مدرسه شروع شده بود
‫بهت می‌گفتم احساساتم تغییر کرده

589
00:40:00,815 --> 00:40:02,983
‫- نکنه کار من اشتباهی کردم؟
‫- نه

590
00:40:05,569 --> 00:40:06,987
‫فقط، توی این تابستونی که گذشت،

591
00:40:06,987 --> 00:40:10,658
‫فهمیدم من دیگه اون دختر ضعیف و بی‌اعتماد
‫به‌نفسی نیستم که نمی‌تونه با هیچکس دوست بشه

592
00:40:10,658 --> 00:40:11,867
‫اما من عاشقِ همون دختر بودم

593
00:40:12,451 --> 00:40:13,452
‫می‌دونم

594
00:40:15,287 --> 00:40:17,915
‫ولی اون دختر گرگینه شد. خودش رو پیدا کرد!

595
00:40:20,501 --> 00:40:22,211
‫اصلاً نیومدی باهام صحبت کنی!

596
00:40:23,754 --> 00:40:26,382
‫کاش خیلی زودتر از این‌ها با هم
‫حرف می‌زدیم، قبل از این‌که...

597
00:40:27,007 --> 00:40:29,093
‫قبل از این‌که تنهایی رابطه‌مون رو
فراموش کنی

598
00:40:30,219 --> 00:40:31,429
‫من واقعاً متاسفم...

599
00:40:34,390 --> 00:40:38,018
‫فکر نمی‌کردم رابطه‌م با
‫برونو اینقدر زود جدی بشه

600
00:40:43,607 --> 00:40:45,860
‫اون روز که رفته بودیم «اوریا هیپ» رو
‫یادت میاد؟

601
00:40:49,822 --> 00:40:52,450
‫به‌هرحال از قدیم گفتن موش و گربه
‫هیچوقت نمی‌تونن با هم دوست بشن

602
00:41:11,343 --> 00:41:13,262
‫راستش رو بخواین دلم واسه کله‌ماریه سوخت!

603
00:41:13,762 --> 00:41:16,098
‫- منم!
‫- راه بیفتید!

604
00:41:29,904 --> 00:41:30,905
‫ونزدی...

605
00:41:31,697 --> 00:41:34,408
‫توی دور آتیش‌نشینی نبودی!

606
00:41:34,408 --> 00:41:36,285
‫پس خداروشکر زمان‌بندیم بی‌نقص بوده

607
00:41:37,077 --> 00:41:38,662
‫اومدی حرف بزنیم؟

608
00:41:38,662 --> 00:41:41,081
‫توی این خانواده با صحبت چیزی حل نمی‌شه

609
00:41:41,081 --> 00:41:42,875
‫با زور بازو کارهامون رو پیش می‌بریم

610
00:41:42,875 --> 00:41:44,168
‫اکثر اوقات هم با کثیف‌کاری!

611
00:41:44,710 --> 00:41:47,087
‫مثل الان که کتابِ گودی رو دزدیدی

612
00:41:48,839 --> 00:41:51,675
‫یه فرصت دیگه بهت می‌دم که
‫مثل آدم بیاری پسش بدی!

613
00:41:51,675 --> 00:41:53,427
‫می‌دونی که از این خبرها نیست

614
00:41:54,136 --> 00:41:55,846
‫پس دیگه هیچ چاره‌ای واسه‌م نمی‌مونه

615
00:41:58,265 --> 00:42:00,518
‫من تو رو به «دوئل کورکورانه» دعوت می‌کنم

616
00:42:07,441 --> 00:42:10,819
‫می‌خوای با چشمان بسته مبارزه کنیم؟

617
00:42:12,154 --> 00:42:15,699
‫این نمایش بوی دستای
‫استخونی مادربزرگتو می‌ده

618
00:42:15,699 --> 00:42:17,326
امی‌دونم که چندوقتیـه با هم حرف می‌زنید

619
00:42:17,326 --> 00:42:19,870
‫دقیقاً همینطوری من رو
‫می‌انداخت به جون اوفیلیا!

620
00:42:19,870 --> 00:42:21,747
‫این قضیه هیچ ربطی به مادربزرگ نداره

621
00:42:21,747 --> 00:42:23,707
‫موضوع اینه که تو پات رو از
گلیمـت درازتر کردی

622
00:42:25,209 --> 00:42:27,253
‫امشب مبارزه می‌کنیم، زیر نور ماه کامل!

623
00:42:27,962 --> 00:42:30,256
‫این چالش رو قبول می‌کنی؟

624
00:42:37,555 --> 00:42:39,306
‫پس مین کوچولوی من این‌جاست!

625
00:42:44,228 --> 00:42:45,229
‫عزیزم،

626
00:42:46,522 --> 00:42:49,733
با ونزدی قراره بریم وسط جنگل مبارزه کنیم

627
00:42:49,733 --> 00:42:51,485
‫و مشکلات‌مون رو حل کنیم

628
00:42:53,404 --> 00:42:54,780
‫از این عالی‌تر نمی‌شه!

629
00:42:54,780 --> 00:42:57,366
‫منم می‌رم تو یکی از
این حمام‌های محلی دوش بگیرم

630
00:42:57,366 --> 00:42:58,826
‫خوش بگذره

631
00:43:09,003 --> 00:43:11,547
‫اول محیط بیرونی چادرها رو امن کنید

632
00:43:11,547 --> 00:43:14,925
‫بعدشم با مهارت‌های گره‌زنی‌تون
‫دست و پای طردشده‌ها رو ببندید

633
00:43:14,925 --> 00:43:16,093
‫قربان،

634
00:43:16,885 --> 00:43:19,013
‫فکر نمی‌کنیم این‌بار فکر خوبی باشه!

635
00:43:19,013 --> 00:43:20,556
‫اون‌ها بازی رو منصفانه بُردن

636
00:43:20,556 --> 00:43:24,351
‫کی بهتون گفته فکر کنید؟
‫با فکر کردن کُشته می‌شین!

637
00:43:25,060 --> 00:43:27,646
‫زنده موندن‌تون به این بستگی ‫داره که
از دستورات پیروی کنید

638
00:43:27,646 --> 00:43:29,148
‫از دستورات من!

639
00:43:29,148 --> 00:43:31,483
‫نظاره کنید و یاد بگیرید

640
00:43:31,483 --> 00:43:34,820
‫با غافل‌گیری و عملیات پنهونی‌مون
پیروز میدانیم

641
00:43:35,613 --> 00:43:37,197
‫برید، برید، برید!

642
00:43:38,115 --> 00:43:39,491
‫شماها با من بیاین

643
00:43:43,329 --> 00:43:44,955
‫یالا، یالا، یالا

644
00:44:13,108 --> 00:44:14,109
‫- اسلرپ؟
‫- اسلرپ؟

645
00:44:18,197 --> 00:44:19,281
‫آفرین پسرم!

646
00:44:21,075 --> 00:44:25,829
‫«دوئل کورکورانه» از قدیمی‌‌ترین
‫رسوم خانواده‌ی آدامزه!

647
00:44:25,829 --> 00:44:27,831
‫نتیجه‌ی این دوئل قطعی و لازم‌الاجراست

648
00:44:27,831 --> 00:44:29,750
‫از عواقبش باخبرم!

649
00:44:30,834 --> 00:44:32,211
‫تینگ شاهد مبارزه ما خواهد بود

650
00:44:32,795 --> 00:44:35,297
‫ترجیح دادم این اختلاف به
‫بیرون از خانواده‌مون درز نکنه

651
00:44:35,297 --> 00:44:36,757
‫توی این مورد باهات موافقم

652
00:44:43,097 --> 00:44:46,100
‫هر کسی که قلب شیشه‌ایِ
‫شخص مقابل رو بشکافه، برنده‌ست!

653
00:44:46,850 --> 00:44:48,310
‫اگه من بردم،

654
00:44:49,228 --> 00:44:51,146
‫باید کتاب گودی رو پس بدی

655
00:44:51,146 --> 00:44:52,481
‫و اگه من بُردم

656
00:44:55,025 --> 00:44:56,026
‫آتیشش می‌زنم

657
00:44:59,530 --> 00:45:01,615
‫از تصمیمت مطمئنی؟

658
00:45:23,846 --> 00:45:25,597
‫می‌دونستم باید به یکی بگیم!

659
00:45:25,597 --> 00:45:27,516
‫خب اسلرپ با تو صمیمی‌تر بود

660
00:45:27,516 --> 00:45:30,978
‫نگه داشتن یه زامبی قاتل،
‫باعثِ اخراج هردوتاتون می‌شه!

661
00:45:30,978 --> 00:45:33,147
‫- اه!
‫- تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

662
00:45:33,147 --> 00:45:36,942
‫دارم با رسیدگی به کارهای کم‌اهمیتِ
‫خواهرت، توانایی‌هام رو بهش ثابت می‌کنم

663
00:45:37,443 --> 00:45:38,736
‫مثل زنده نگه داشتن شما دوتا!

664
00:45:41,363 --> 00:45:42,740
‫باید اسلرپ رو پیدا کنیم

665
00:45:44,199 --> 00:45:45,242
‫عمراً

666
00:45:45,242 --> 00:45:47,077
‫من دیگه با این زامبیـه هیچ کاری ندارم

667
00:45:47,077 --> 00:45:49,788
‫نترس بابا. اسلرپ هیچوقت
!نخواسته مغزم رو بخوره

668
00:45:49,788 --> 00:45:51,999
‫چون جز کالری خالی هیچی نداره!

669
00:45:52,624 --> 00:45:56,336
‫ببینید، آخر باری که با یه هیولا
‫توی جنگل تنها بودم

670
00:45:56,336 --> 00:45:57,629
‫کارم به کُما کشید

671
00:45:58,839 --> 00:45:59,923
‫اینقدر پز نده

672
00:46:12,060 --> 00:46:15,606
‫پیر شدی‌ها مامان،
‫می‌تونم صدای لرزش استخون‌هات رو بشنوم

673
00:46:32,456 --> 00:46:34,625
‫هنوز توی مبارزات شمشیر به
‫شمشیر، با خودت چاقو میاری؟

674
00:46:49,181 --> 00:46:50,891
‫هر چی بلدم از تو یاد گرفتم

675
00:46:50,891 --> 00:46:52,851
‫اما من همه‌ی تکنیک‌هام رو بهت یاد ندادم

676
00:48:01,712 --> 00:48:05,340
‫می‌بینم که هوای تازه روستا بهت ساخته!

677
00:48:13,098 --> 00:48:16,059
‫امشب چقدر شیطون شدی!

678
00:48:18,520 --> 00:48:19,730
‫بازی تبر...

679
00:48:23,775 --> 00:48:25,152
‫بذار...

680
00:48:29,531 --> 00:48:31,742
‫نه اسلرپ! بابام نه!

681
00:48:43,211 --> 00:48:45,339
‫برید کنار. برید کنار

682
00:48:45,339 --> 00:48:46,548
‫چی شده؟

683
00:48:47,090 --> 00:48:48,717
‫♪ ای عشق من ♪

684
00:48:51,136 --> 00:48:53,889
‫برید! برگردید توی چادرهاتون. فرار کنید

685
00:49:25,170 --> 00:49:26,421
‫ببخشید عزیزم!

686
00:49:52,948 --> 00:49:54,992
‫زامبی‌های نوجوان...

687
00:49:54,992 --> 00:49:57,202
‫کارآموزان ریاکار...

688
00:50:00,622 --> 00:50:03,291
‫اردو زدن خیلی وحشیانه‌تر از
چیزی بود که فکر می‌کردم

689
00:50:06,545 --> 00:50:09,047
‫متوجه شدم که طبیعت ما رو دور هم جمع نمی‌کنه

690
00:50:11,341 --> 00:50:12,843
‫بلکه ما رو از هم جدا می‌کنه

691
00:50:22,269 --> 00:50:23,812
‫ضعیفارو می‌بلعه

692
00:50:25,647 --> 00:50:27,899
‫و به قوی‌ها اجازه زیستن می‌ده

693
00:50:36,074 --> 00:50:37,743
‫از مادرم شکست خوردم

694
00:50:38,660 --> 00:50:40,370
‫کتاب گودی رو ازم گرفتن

695
00:50:41,371 --> 00:50:42,748
‫قدرتم رو از دست دادم

696
00:50:44,791 --> 00:50:47,044
‫و هنوز یه قدم هم به نجات ایند نزدیک‌ نشدم

697
00:50:48,503 --> 00:50:51,423
‫حالا در مقابل شکارچی‌ای که
‫دائماً ما رو زیر نظر داره بی‌دفاعم!

698
00:50:54,760 --> 00:50:56,595
‫جلوی چشم همه‌مون پنهان شده

699
00:50:58,388 --> 00:51:00,640
‫منتظر زمانِ مناسبه تا زهر خودش رو بریزه

700
00:51:10,192 --> 00:51:12,819
‫ساعت شنی این تحقیق به آخرهای خط رسیده

701
00:51:14,279 --> 00:51:17,991
‫چرا گالپین اعضای فوت‌شده «طردشدگان» رو
زیر نظر داشته؟

702
00:51:21,161 --> 00:51:22,621
‫لوئیس کیه؟

703
00:51:24,039 --> 00:51:26,917
‫و چه ربطی به مرگ قریب‌الوقوع ایند داره؟

704
00:51:29,252 --> 00:51:31,505
‫در این جنگل دو مسیر وجود داره

705
00:51:35,383 --> 00:51:37,719
‫و من باید مسیر کمتر شناخته‌شده رو
انتخاب کنم

706
00:51:40,680 --> 00:51:42,015
‫و اون مسیر

707
00:51:43,475 --> 00:51:44,768
‫به «ویلوهیل» ختم می‌شه

708
00:51:47,395 --> 00:51:51,149
‫دکتر فیربرن، مهمون جدیدمون رسید
‫فرستادیمش اتاق ۳۹۸۹

709
00:51:51,149 --> 00:51:53,110
‫باید حسابی حواس‌تون به این یکی باشه

710
00:51:53,110 --> 00:51:56,780
‫خیلی خطرناکه،
‫دست‌کم باعث مرگ دو نفر شده

711
00:51:56,780 --> 00:51:59,199
‫دستور نظارت بیست‌وچهارساعته رو صادر می‌کنم

712
00:51:59,199 --> 00:52:01,451
‫به هیچ عنوان نباید ریسک کنیم

713
00:52:07,582 --> 00:52:09,334
‫به «ویلوهیل» خوش اومدی!
