﻿1
00:00:16,516 --> 00:00:18,893
،ویلیام فالکنر می‌گفت
«گذشته هرگز نمی‌میره»

2
00:00:19,978 --> 00:00:21,771
«حتی دیگه گذشته هم نیست»

3
00:00:22,689 --> 00:00:24,983
درواقع هنوز داره اتفاق میفته

4
00:00:26,276 --> 00:00:28,737
اگه هدف آیزاک اینه که
،خواهرش رو نجات بده

5
00:00:30,572 --> 00:00:32,240
چرا پاگزلی رو دزدیده؟

6
00:00:32,240 --> 00:00:33,950
.خیلی‌خب
پخش بشید، بچه‌ها

7
00:00:33,950 --> 00:00:35,785
شما از اون طرف برید -
!پاگزلی -

8
00:00:35,785 --> 00:00:37,829
...یه نابغه مغزخوار

9
00:00:37,829 --> 00:00:39,914
داداش کودن من
به چه دردش می‌خوره؟

10
00:00:43,168 --> 00:00:44,210
هیچ اثری از پسرتون نیست

11
00:00:44,210 --> 00:00:47,047
نظری ندارید چرا کسی باید اونو بدزده؟

12
00:00:47,047 --> 00:00:48,840
کاملاً واسمون معماست، کلانتر

13
00:00:48,840 --> 00:00:51,801
کسی به ذهنتون می‌رسه که
از خانوادتون کینه داشته باشه؟

14
00:00:51,801 --> 00:00:53,511
ممکنه این یه جور انتقام‌گیری باشه؟

15
00:00:53,511 --> 00:00:56,097
ما رو مقصر می‌دونید که
پسرمون دزدیده شده؟

16
00:00:56,973 --> 00:00:58,975
گروه‌های جست‌وجو
تمام شب دنبالش می‌گردن

17
00:00:58,975 --> 00:01:02,103
،والدینی که توی مراسم بودن
با بچه‌هاشون رفتن خونه

18
00:01:02,103 --> 00:01:04,564
،تا فردا بعد از ظهر
،وسایل بقیه دانش‌آموز‌ها رو جمع می‌کنیم

19
00:01:04,564 --> 00:01:06,357
و بچه‌ها رو می‌فرستیم خونه‌شون

20
00:01:07,192 --> 00:01:09,778
،متاسفم. ما هرکاری از دستمون برمیاد
انجام میدیم

21
00:01:09,861 --> 00:01:10,737
« کلبه‌ی راتوود »

22
00:01:10,820 --> 00:01:13,990
پدرت و لرچ رو فرستادم تا
به گروه جست‌وجو ملحق بشن

23
00:01:13,990 --> 00:01:15,366
اونا پاگزلی رو پیدا نمی‌کنن

24
00:01:15,366 --> 00:01:16,659
آیزاک زیادی باهوشه

25
00:01:16,659 --> 00:01:17,994
باید باهمدیگه کار کنید

26
00:01:18,036 --> 00:01:20,663
و توانایی‌های غیبی‌تون رو روی هم بذارید
تا پیداش کنید

27
00:01:20,663 --> 00:01:22,832
مادرم کبوتریه که
نمی‌تونه شرارت رو ببینه

28
00:01:22,832 --> 00:01:26,503
توانایی غیبی منم فعلاً
بدون اجازه رفته مرخصی

29
00:01:27,670 --> 00:01:31,382
برای همین باید به کلاغ دیگه‌ی خانواده‌تون
رو بیاری

30
00:01:31,382 --> 00:01:32,425
مادرم؟

31
00:01:32,425 --> 00:01:35,303
الان وضعیت بحرانی‌ه

32
00:01:44,187 --> 00:01:47,774
مامان، ممنون که انقدر یهویی برگشتی

33
00:01:47,774 --> 00:01:50,693
آخه چرا کسی باید به خودش زحمت بده
پاگزلی رو بدزده؟

34
00:01:50,693 --> 00:01:52,904
،قصد اهانت ندارم

35
00:01:52,904 --> 00:01:55,573
ولی من اجسادی سراغ دارم که
از اون پسر بیشتر ارزش دارن

36
00:01:55,573 --> 00:01:57,909
آدمرباهاش دنبال پول باج نیستن

37
00:01:58,409 --> 00:02:00,495
پاگلزی یا نقش مهره‌ای رو داره که
،ما رو دور نگه داره

38
00:02:00,537 --> 00:02:02,163
یا هم حقه‌ایه که ما رو بکشه وسط

39
00:02:03,373 --> 00:02:06,584
خاطرات خوشایند زیادی از این اتاق دارم

40
00:02:07,293 --> 00:02:10,171
...هنوزم فریاد‌های وحشت‌زده همکلاسی‌هام

41
00:02:10,171 --> 00:02:12,841
،«توی «کلاس تسخیر پیشرفته‌ی راتوود
توی گوشمه

42
00:02:14,467 --> 00:02:16,010
ترسوهای بزدل

43
00:02:23,768 --> 00:02:26,354
اینجا لازمه که واقعاً
ارتباط فیزیکی داشته باشیم

44
00:02:33,736 --> 00:02:37,240
حالا باید تمام دلخوری‌های گذشته رو
از ذهنمون پاک کنیم

45
00:02:37,240 --> 00:02:39,117
،دلخوری‌های گذشته‌ی من
مثل شراب مرغوبه

46
00:02:39,159 --> 00:02:40,493
،هرچی بیشتر می‌گذره
بهتر جا میفته

47
00:02:40,493 --> 00:02:41,578
منم همینطور

48
00:02:45,415 --> 00:02:47,792
کبوترها و کلاغ‌ها
باهم شعله‌ور می‌شوند

49
00:02:47,792 --> 00:02:51,421
با بال‌هایی تاریک و چشمانی نافذ

50
00:02:51,963 --> 00:02:54,883
ما را از دل شب و سحرگاه عبور بده
و به‌سوی حقیقت راهنمایی کن

51
00:02:54,883 --> 00:02:57,927
،قدرت‌هایمان را به این سخن
سوگند می‌دهیم

52
00:02:57,927 --> 00:03:00,221
این همه راه رانندگی نکردم که
توی تاریکی دست بقیه رو بگیرم

53
00:03:00,221 --> 00:03:02,223
تا کی باید ادامه بدیم؟

54
00:03:02,223 --> 00:03:03,808
مامان! محض تنوع یک بار ساکت باش

55
00:03:03,850 --> 00:03:05,268
سعی داریم پاگزلی رو پیدا کنیم

56
00:03:07,061 --> 00:03:08,062
یه چیزی حس می‌کنم

57
00:03:08,062 --> 00:03:09,647
منم حسش می‌کنم

58
00:03:09,647 --> 00:03:10,773
تو هم حس می‌کنی، ونزدی؟

59
00:03:20,950 --> 00:03:22,076
!عجله کن، گومز

60
00:03:24,370 --> 00:03:26,581
هیچکس نمی‌فهمه ما اینجا بودیم

61
00:03:32,587 --> 00:03:33,963
« مدرسه نورمور »

62
00:04:26,724 --> 00:04:29,727
« ونزدی »
« فصل دوم »
« قسمت پایانی »
« این یعنی مصیبت »

63
00:04:39,404 --> 00:04:41,781
...دیدم تو و پدر، وقتی دانشجو بودید

64
00:04:41,781 --> 00:04:43,783
آیزاک رو زیر درخت جمجمه دفن کردید

65
00:04:45,660 --> 00:04:48,788
اگه یه روزی می‌خوای بار حقیقت رو
از روی دوشت برداری، وقتش الانه

66
00:04:54,127 --> 00:04:55,753
به اندازه کافی وقتم رو تلف کردی

67
00:04:55,753 --> 00:04:57,338
شبی که اون سانحه
،برای ایزاک اتفاق افتاد

68
00:04:58,047 --> 00:04:59,549
،من و پدرت

69
00:05:00,216 --> 00:05:02,010
توی آزمایشگاهش بودیم

70
00:05:03,219 --> 00:05:04,887
توی برج ایاگو

71
00:05:07,557 --> 00:05:12,228
آیزاک مطمئن بود که دستگاهش
برای همیشه فرانسواز رو علاج می‌کنه

72
00:05:12,228 --> 00:05:15,440
مطمئن بود دیگه هرگز در سایه وحشت از
تبدیل شدن به هاید، زندگی نخواهد کرد

73
00:05:16,566 --> 00:05:21,237
ولی اون دستگاه انرژی زیادی لازم داشت
تا نیرو بگیره

74
00:05:21,863 --> 00:05:23,364
،و برای این کار

75
00:05:23,364 --> 00:05:25,908
آیزاک رفت سراغ بهترین دوستش

76
00:05:26,492 --> 00:05:27,327
پدر

77
00:05:31,456 --> 00:05:33,958
آخه گومز چه کمکی می‌تونست بکنه؟

78
00:05:34,834 --> 00:05:39,172
اون موقع، گومز هم به اندازه پاگزلی
انرژی تولید می‌کرد

79
00:05:40,214 --> 00:05:43,843
و گومز با کمال میل حاضر بود
به دوستش کمک کنه

80
00:05:43,843 --> 00:05:46,262
ولی آیزاک فریبش داده بود

81
00:05:48,056 --> 00:05:50,016
فقط یک جرقه براش کافی نبود

82
00:05:53,895 --> 00:05:55,271
،بدون اطلاع فرانسواز

83
00:05:55,271 --> 00:05:57,940
آیزاک حاضر بود برای
،نجات جون فرانسواز

84
00:05:57,940 --> 00:05:59,359
جون پدرت رو فدا کنه

85
00:05:59,859 --> 00:06:02,362
،حتی از قبل
...زیر درخت جمجمه

86
00:06:02,362 --> 00:06:04,739
قبر پدرت رو کنده بود تا آماده باشه

87
00:06:16,542 --> 00:06:18,211
،وقتی من رسیدم

88
00:06:18,211 --> 00:06:21,172
گومز عزیزم در دو قدمی مرگ بود

89
00:06:21,964 --> 00:06:26,552
خرابکاری من، باعث شد دستگاه
دچار جنون بشه

90
00:06:36,187 --> 00:06:38,481
فرانسواز از انفجار جون سالم به در برد

91
00:06:38,481 --> 00:06:39,565
ولی آیزاک نه

92
00:06:40,274 --> 00:06:42,193
...و اون تجربه، باعث شد پدرت

93
00:06:42,193 --> 00:06:46,572
برای همیشه تواناییِ طردشدگان رو
از دست بده

94
00:06:48,408 --> 00:06:49,409
هوم

95
00:06:50,618 --> 00:06:51,619
چرا روش سرپوش گذاشتید؟

96
00:06:51,619 --> 00:06:53,788
چون آگوستوس استون‌هرست
تهدیدمون کرد

97
00:06:53,788 --> 00:06:55,957
ما می‌دونستم مخفیانه اون آزمایشگاه رو
برای آیزاک ساخته

98
00:06:55,957 --> 00:06:58,835
،اگه یک کلمه حرف می‌زدیم
ما رو به جرم قتل لو می‌داد

99
00:06:58,835 --> 00:07:00,128
عجله کن، گومز

100
00:07:01,546 --> 00:07:03,381
هیچکس نمی‌فهمه ما اینجا بودیم

101
00:07:04,215 --> 00:07:07,301
پس آیزاک رو توی همون قبری دفن کردید که
برای پدر کنده شده بود؟

102
00:07:11,806 --> 00:07:12,890
بله

103
00:07:13,516 --> 00:07:15,059
حتماً آیزاک داره دوباره تلاش می‌کنه

104
00:07:15,059 --> 00:07:17,353
این بار می‌خواد از پاگزلی
به عنوان منبع انرژی استفاده کنه

105
00:07:17,353 --> 00:07:20,148
اون سنگ‌قبر آدامز که
،توی پیش‌آگاهیم دیدم

106
00:07:20,648 --> 00:07:21,858
حتماً اسم پاگزلی روشه

107
00:07:24,360 --> 00:07:27,280
به نظرم بهتره
،تا وقتی پاگزلی پیدا میشه

108
00:07:27,530 --> 00:07:29,073
تو و تینگ برید پیش مامان‌بزرگ

109
00:07:29,073 --> 00:07:31,951
این یک بار، من و مامانت
باهم هم‌نظریم

110
00:07:31,951 --> 00:07:34,620
اینا گناهان ما هستن، ونزدی

111
00:07:34,620 --> 00:07:35,997
خودمون باهاشون روبه‌رو میشیم

112
00:07:37,665 --> 00:07:39,375
دیگه نمی‌ذارم توی خطر بیفتی

113
00:07:39,375 --> 00:07:40,460
دیگه دیر شده

114
00:07:59,562 --> 00:08:00,563
متاسفم

115
00:08:01,772 --> 00:08:03,483
لیاقتت بیشتر از حرفاست

116
00:08:06,235 --> 00:08:08,446
متوجه نشده بودم
دوباره باهم حرف می‌زنیم

117
00:08:08,446 --> 00:08:10,031
یکم واسم طول کشید

118
00:08:11,073 --> 00:08:12,450
ولی الان آماده‌ام باهم دوست باشیم

119
00:08:14,494 --> 00:08:16,078
اگه خودت مشکلی نداری

120
00:08:18,456 --> 00:08:19,957
من که خیلی دوست دارم

121
00:08:21,918 --> 00:08:23,503
چرا تغییر عقیده دادی؟

122
00:08:25,838 --> 00:08:28,257
،فهمیدم که جدایی ما
تقصیر من نبوده

123
00:08:29,258 --> 00:08:31,427
می‌دونی، تقصیر هیچکس نیست که
احساساتت تغییر کرده

124
00:08:32,011 --> 00:08:33,804
پس یا می‌تونم
،بابتش عصبانی باشم

125
00:08:33,846 --> 00:08:36,015
یا می‌تونم اینو بپذیرم و
به زندگیم ادامه بدم

126
00:08:37,934 --> 00:08:39,352
راستش بیانکا اینو بهم گفت

127
00:08:40,436 --> 00:08:42,271
خوب بلده دیگران رو قانع کنه

128
00:09:00,957 --> 00:09:04,585
خواهشاً بگو که دیگه با گرگ‌های دروغگو و
کله‌ماری‌های آزمایشی کاری نداری

129
00:09:04,585 --> 00:09:06,712
یه لیست دوست  احتمالی
درست کردم

130
00:09:06,712 --> 00:09:10,258
قبلاً از نظر سازگاریِ
پروفایل شبکه‌های اجتماعی، بررسیشون کردم

131
00:09:10,258 --> 00:09:11,968
،به محض اینکه چند نفر رو گلچین کنی

132
00:09:11,968 --> 00:09:14,637
می‌تونم نامرئی به همشون سر بزنم

133
00:09:14,637 --> 00:09:16,973
ببینم چه چیزایی رو
توی قسمت معرفی ننوشتن

134
00:09:16,973 --> 00:09:18,140
هوم

135
00:09:18,140 --> 00:09:19,934
از کمکت ممنونم

136
00:09:20,434 --> 00:09:24,063
ولی فکر کنم منم یک صفحه
...از دفترچه راهنمای ونزدی آدامز جدا کنم و

137
00:09:24,063 --> 00:09:25,606
یه مدت عشق و عاشقی رو بذارم کنار

138
00:09:29,860 --> 00:09:31,654
...اینکه دستات رو ببندن و

139
00:09:32,280 --> 00:09:34,782
،باهات مثل حیوون خونگی رفتار کنن
،زیادم حال نمیده

140
00:09:36,242 --> 00:09:37,243
مگه نه؟

141
00:09:37,743 --> 00:09:39,453
«!ساندویچ گوشت مرموز»

142
00:09:39,453 --> 00:09:41,080
«غذای موردعلاقه‌ت»

143
00:09:43,082 --> 00:09:44,125
انرژیت رو حفظ کن

144
00:09:44,125 --> 00:09:45,376
لازمت میشه

145
00:09:48,504 --> 00:09:50,923
کاش حداقل توی یکی از این عکس‌ها بودم

146
00:09:53,676 --> 00:09:57,221
هیچوقت درک نکردم چرا دوست داری
مثل معمولی‌ها زندگی کنی

147
00:09:59,056 --> 00:10:03,227
ولی وقتی می‌دونم استون‌هرست
...توی اون آزمایشگاه باهات چی کار کرده

148
00:10:06,230 --> 00:10:08,899
هیچکدوممون به پایانی که
لیاقتش رو داشتیم، نرسیدیم

149
00:10:10,776 --> 00:10:12,361
اون پایان امشب تغییر می‌کنه

150
00:10:16,741 --> 00:10:17,783
بهم قول بده

151
00:10:17,783 --> 00:10:19,702
،هر اتفاقی هم که بیفته

152
00:10:19,702 --> 00:10:20,870
اون کار رو می‌کنی

153
00:10:21,495 --> 00:10:22,872
همونی که حرفش رو زدیم

154
00:10:25,041 --> 00:10:26,334
باید بهم قول بدی

155
00:10:32,131 --> 00:10:35,635
تا ۲۰مایل سمت شمال، ردپای هایدی گذاشتم و
لباس پاگزلی رو انداختم زمین

156
00:10:35,635 --> 00:10:37,887
،بعدشم همونطور که گفتی
ناشناس به پلیس خبر دادم

157
00:10:38,387 --> 00:10:40,306
چه خوب، نه؟

158
00:10:40,306 --> 00:10:42,850
اینطوری دیگه پلیس‌ها ردمون رو نمی‌زنن

159
00:10:42,850 --> 00:10:47,813
حالا وقتشه معشوقه قدیمیت رو
بذاریم روی تخته بازی

160
00:10:47,813 --> 00:10:49,732
ونزدی می‌فهمه داره بازی می‌خوره

161
00:10:49,732 --> 00:10:53,527
آره، خانواده آدامز هیچوقت
اعضای خانواده رو قربانی نمی‌کنن

162
00:10:53,527 --> 00:10:55,112
حتی یه مهره پیاده رو

163
00:10:56,030 --> 00:10:58,491
،و با استفاده از همین ضعف احساسی

164
00:10:59,241 --> 00:11:00,993
کیش و ماتشون می‌کنیم

165
00:11:02,662 --> 00:11:03,871
از پاگلزی خبری نشد؟

166
00:11:03,871 --> 00:11:06,165
.هنوز گم شده
ولی زنده‌ست

167
00:11:06,165 --> 00:11:08,334
آیزاک به هر دری میزنه
تا خواهرش رو نجات بده

168
00:11:08,334 --> 00:11:11,587
.می‌دونم به پاگلزی نیاز داره
فقط باید بفهمم کِی و کجا

169
00:11:11,587 --> 00:11:13,714
لعنتی. اومده اینجا

170
00:11:13,714 --> 00:11:14,715
کی؟

171
00:11:15,591 --> 00:11:16,509
آیزاک؟

172
00:11:17,093 --> 00:11:18,761
نه. بابام

173
00:11:18,761 --> 00:11:21,847
معمولاً یکی از دستیارهاش رو
می‌فرسته دنبالم

174
00:11:21,847 --> 00:11:23,683
مامانت نمی‌تونست بیاد دنبالت؟

175
00:11:23,683 --> 00:11:26,811
سرش با شوهر معمولی جدیدش و بچه‌ش شلوغه

176
00:11:27,395 --> 00:11:29,438
من اشتباهی بودم که باعث شد
...اون و پدرم

177
00:11:29,438 --> 00:11:31,482
،تا مدت‌ها بعد از پایان تاریخ انقاضاشون
باهم بمونن

178
00:11:31,482 --> 00:11:33,317
باروت، پنی‌سلین، تخته شکنجه

179
00:11:34,193 --> 00:11:35,486
همشون اشتباه بودن

180
00:11:36,946 --> 00:11:39,949
فقط می‌خوام بگم من عاشق گروهمونم

181
00:11:39,949 --> 00:11:41,409
ما مثل سه تفنگداریم

182
00:11:41,409 --> 00:11:42,410
مراقب باش

183
00:11:42,410 --> 00:11:43,494
!اگنس

184
00:11:44,245 --> 00:11:45,996
خداحافظ. سال بعد می‌بینمتون

185
00:11:47,289 --> 00:11:49,875
،کاش می‌تونستم کمک کنم
ولی باید برم داخل قفس گرگینه‌ها

186
00:11:49,875 --> 00:11:51,544
کاپری حسابی بهم هشدار داد

187
00:11:51,544 --> 00:11:53,379
باید زود برم داخل و
آرامشم رو حفظ کنم

188
00:11:53,379 --> 00:11:56,173
،برای همین نرم‌افزار مدیتیشن دارم
لیست آهنگ‌های محبوبم

189
00:11:56,173 --> 00:11:58,426
و ذخیره نقره کلوئیدیِ اضافه

190
00:11:59,802 --> 00:12:01,554
دیگه چه مشکلی می‌خواد پیش بیاد، هان؟

191
00:12:02,346 --> 00:12:04,473
اول صبح میام اونجا آزادت می‌کنم

192
00:12:05,933 --> 00:12:06,976
قول میدی؟

193
00:12:11,355 --> 00:12:13,315
تو. می‌خوایم دوباره
مرده‌ها رو بیدار کنیم

194
00:12:13,315 --> 00:12:15,317
چقدر مونده تا شب‌پره‌های جسدخوارت
پرواز کنن؟

195
00:12:15,317 --> 00:12:17,653
متاسفانه برای همیشه زمین‌گیر شدن

196
00:12:17,653 --> 00:12:20,406
چرخه حیات شب‌پره جسدخوار
فقط ۳۶ ساعته

197
00:12:23,033 --> 00:12:24,452
ونزدی، واقعاً متاسفم

198
00:12:24,452 --> 00:12:26,495
،پاگلزی می‌خواست باهام دوست بشه
منم بهش محل ندادم

199
00:12:26,495 --> 00:12:29,039
،شاید اگه مهربون‌تر بودم
..حس نمی‌کرد نیاز داره

200
00:12:29,039 --> 00:12:30,791
رفیق جون‌جونیِ زامبی‌ها بشه

201
00:12:30,791 --> 00:12:32,543
من محافظ برادرم هستم

202
00:12:32,543 --> 00:12:34,754
،برای امنیت خودش
باید می‌انداختمش توی قفس

203
00:12:34,754 --> 00:12:38,090
.دارم میرم کلبه هامر
باید زنبورهام رو زودتر به خواب زمستانی ببرم

204
00:12:38,090 --> 00:12:39,425
...دوست داری بیای

205
00:13:02,072 --> 00:13:04,033
ونزدی، دارم میرم دیدن پدر ومادرت

206
00:13:04,033 --> 00:13:05,743
،یه نفر موقع پیاده‌روی
لباس پاگلزی رو پیدا کرده

207
00:13:05,743 --> 00:13:08,537
جست‌وجو رو از جریکو
منتقل می‌کنم به برلینگتون

208
00:13:08,537 --> 00:13:10,539
به نظر میاد حقه‌ای باشه تا
اطلاعات غلط بهتون بدن

209
00:13:11,081 --> 00:13:13,417
،من دنبال شواهد میرم
نه حس ششم

210
00:13:14,794 --> 00:13:17,171
بالاخره دفترم رو پس گرفتم

211
00:13:18,380 --> 00:13:22,384
سقوط سنگین دُرت، باعث شد
یادگار من ارزشمند بشه

212
00:13:22,384 --> 00:13:26,388
حالا دیگه هیئت‌مدیره با محبت
به دوران ویمز نگاه می‌کنن

213
00:13:26,388 --> 00:13:30,184
مشخصه نورمور نیاز داره
سکان رو به شخص مسلطی بسپاره

214
00:13:30,184 --> 00:13:33,145
رهبری که شخصیت اخلاقیِ بی‌عیب و نقصی داره

215
00:13:33,145 --> 00:13:35,606
،تو روی قتل روآن و وجود یک هاید
سرپوش گذاشتی

216
00:13:36,899 --> 00:13:38,484
اشتباهاتی رخ داد

217
00:13:39,109 --> 00:13:41,111
ولی همش مال گذشته‌هاست

218
00:13:45,491 --> 00:13:47,284
رفتم کلبه هامرز

219
00:13:47,284 --> 00:13:49,829
اسلرپ هم اونجا بود، ولی الان دیگه
کاملاً شکل انسان شده

220
00:13:49,829 --> 00:13:50,996
گفت اینو بهت بدم

221
00:13:50,996 --> 00:13:54,458
،گفت اگه یک کلمه به کسی بگم
میاد سراغم

222
00:13:54,458 --> 00:13:56,377
ونزدی، من ترسیدم

223
00:13:56,377 --> 00:13:58,504
.برگرد خوابگاه
در رو قفل کن

224
00:13:59,088 --> 00:14:00,089
!همین الان

225
00:14:05,386 --> 00:14:07,596
« نیمه شب »

226
00:14:22,820 --> 00:14:25,865
آیزاک فکر کرده می‌تونه
منو بکشونه اونجا تا کارم رو بسازه

227
00:14:30,661 --> 00:14:32,538
...هروقت واضح دیدیش

228
00:14:34,748 --> 00:14:36,709
یه تیر بزن توی مغز زامبی‌ش

229
00:14:49,930 --> 00:14:51,599
تایلر بهم هشداد داده بود
تو خیلی قدرتمندی

230
00:14:51,599 --> 00:14:55,436
حالا به چشم خودم دیدم
چه خرابی می‌تونی به بار بیاری

231
00:14:55,436 --> 00:14:58,898
،برادرم رو بده، بخز برگرد توی سوراخت
و این بار دیگه زنده نشو

232
00:14:59,398 --> 00:15:00,858
می‌دونم چه بلایی سر پدرم آوردی

233
00:15:00,900 --> 00:15:02,359
ولی من بودم که مُردم

234
00:15:02,818 --> 00:15:05,195
به لطف اون و مادر عزیزت

235
00:15:05,863 --> 00:15:09,658
چطوره بذاری برادرت
،تاوان اشتباهات اونا رو بده

236
00:15:09,658 --> 00:15:10,743
اونوقت باهم بی‌حساب بشیم؟

237
00:15:10,743 --> 00:15:12,286
تو اون دستگاه رو نداری

238
00:15:12,786 --> 00:15:14,580
ویلوهیل و برج ایاگو نابود شدن

239
00:15:14,580 --> 00:15:16,498
بازسازیش ماه‌ها طول می‌کشه

240
00:15:16,498 --> 00:15:19,168
،وقتی بالاخره موفق بشی
دیگه واسه نجات خواهرت دیر شده

241
00:15:24,173 --> 00:15:26,050
تلاشت رو تحسین می‌کنم

242
00:15:26,050 --> 00:15:27,343
،منو به حرف می‌گیری

243
00:15:27,343 --> 00:15:29,929
تا دست راستِ وفادارت، شلیک کنه

244
00:15:34,266 --> 00:15:35,267
گیرت انداختم

245
00:15:41,190 --> 00:15:43,150
ولی اون هیچوقت مال تو نبوده

246
00:15:44,276 --> 00:15:45,152
مال منه

247
00:15:46,737 --> 00:15:49,698
از قرار معلوم پدر و مادرت اون شب
همه بدنم رو نکشتن

248
00:16:01,043 --> 00:16:02,753
« آیزاک نایت »

249
00:16:04,588 --> 00:16:06,590
« تینگ »

250
00:16:07,883 --> 00:16:08,926
چه بانمک

251
00:16:08,926 --> 00:16:11,261
تصور کن چقدر غافلگیر شدم
...وقتی دیدم دست راستم

252
00:16:11,261 --> 00:16:14,014
،بدون من
توی راهروهای ویلوهیل پرسه می‌زنه

253
00:16:14,014 --> 00:16:15,432
...و یک داوینچی

254
00:16:16,392 --> 00:16:18,018
بدون دست راستش هیچی نیست

255
00:16:21,772 --> 00:16:24,525
مادرت دستم رو قطع کرد

256
00:16:29,113 --> 00:16:33,784
باعث شد دستگاه
از کنترل خارج بشه و منفجر بشه

257
00:16:34,326 --> 00:16:38,080
حتماً اون جریان برق باعث شده
دستم جون بگیره

258
00:16:38,080 --> 00:16:40,332
،توی موردِ تو
جزء قطعاً از کل بزرگتره

259
00:17:16,618 --> 00:17:18,370
حالا دیگه کامل شدم

260
00:17:25,627 --> 00:17:27,087
...خانواده آدامز

261
00:17:27,838 --> 00:17:30,215
امشب به پایان می‌رسه

262
00:17:32,509 --> 00:17:34,094
اول از خودت شروع می‌کنیم

263
00:18:03,165 --> 00:18:04,917
توی برج ایاگو با یکی قرار داریم

264
00:18:04,917 --> 00:18:08,587
این زندگی کوچیک رقت‌انگیزت
بالاخره یه هدفی پیدا می‌کنه

265
00:18:38,826 --> 00:18:41,703
حالا بالاخره می‌تونیم
مشکل خانواده‌مون رو حل کنیم

266
00:18:42,204 --> 00:18:43,247
!سلام

267
00:18:45,541 --> 00:18:47,417
بریم

268
00:18:49,837 --> 00:18:53,173
،یه نفس عمیق بکش
آروم بده بیرون

269
00:18:53,173 --> 00:18:55,384
حالا گرگ درونت رو مجسم کن

270
00:18:55,384 --> 00:18:57,886
یه روح قدرتمند ولی ملایم

271
00:18:57,886 --> 00:19:00,681
یادت نره که امشب
...شب آرامشه

272
00:19:00,681 --> 00:19:02,015
ایند! بهت نیاز دارم

273
00:19:02,015 --> 00:19:04,434
اگنس؟ فکر کردم تو رفتی

274
00:19:04,476 --> 00:19:05,686
نتونستم ونزدی رو ول کنم

275
00:19:05,686 --> 00:19:07,938
برای همین وقتی بابام نگه داشت
بنزین بزنه، پیچوندمش

276
00:19:08,522 --> 00:19:10,858
آیزاک، ونزدی رو
زیر درخت جمجمه دفن کرده

277
00:19:10,858 --> 00:19:11,942
منم نمی‌تونم درش بیارم

278
00:19:12,985 --> 00:19:14,611
چی؟
خدای من

279
00:19:14,611 --> 00:19:16,572
تینگ کجاست؟ -
اون داستانش مفصل‌تره -

280
00:19:16,572 --> 00:19:18,282
توی راه برات تعریف می‌کنم

281
00:19:18,282 --> 00:19:19,658
!زیاد وقت نداریم

282
00:19:21,994 --> 00:19:24,121
!ونزدی، ما اینجاییم
!طاقت بیار

283
00:19:28,250 --> 00:19:29,960
،ضربان قلب می‌شنوم
ولی ضعیفه

284
00:19:38,177 --> 00:19:39,928
به موقع بهش نمی‌رسیم

285
00:19:40,470 --> 00:19:42,639
نه، نه، نه

286
00:19:49,897 --> 00:19:51,523
اینطوری قدرت کافی ندارم

287
00:19:54,276 --> 00:19:55,903
دیگه نمی‌تونی به حالت قبل برگردی

288
00:19:56,570 --> 00:19:57,738
تو یه آلفایی

289
00:19:58,488 --> 00:19:59,823
نمی‌تونم بذارم بمیره

290
00:20:24,806 --> 00:20:28,101
!ونزدی، بیدار شو. بیدار شو

291
00:20:34,650 --> 00:20:36,360
خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم

292
00:20:38,987 --> 00:20:39,988
ازش لذت بردم

293
00:20:45,410 --> 00:20:46,411
ایند؟

294
00:20:50,082 --> 00:20:51,917
فقط اینطوری می‌شد نجاتت داد

295
00:21:03,387 --> 00:21:05,555
.برو ردش رو بگیر
!همین الان

296
00:21:07,057 --> 00:21:09,059
!ونزدی
!ونزدی

297
00:21:10,519 --> 00:21:12,396
ارواح رو شکر

298
00:21:15,482 --> 00:21:16,650
یا فقط یک روحِ به‌خصوص

299
00:21:17,317 --> 00:21:20,445
اگه عجله نکنید، چیزی براتون نمی‌مونه که
نجات بدید

300
00:21:20,445 --> 00:21:21,905
پاگزلی کجاست؟

301
00:21:35,127 --> 00:21:37,045
همه‌چیز هنوز اینجاست

302
00:21:39,798 --> 00:21:40,632
خوبه

303
00:21:40,632 --> 00:21:43,093
چطوری قراره این آشغال رو
دوباره سرهم کنیم؟

304
00:21:43,093 --> 00:21:44,261
ما نمی‌کنیم

305
00:21:46,471 --> 00:21:47,472
من می‌کنم

306
00:22:22,215 --> 00:22:24,468
بعد از بلاهایی که
،آیزاک سر پدرت آورد

307
00:22:24,509 --> 00:22:26,762
چرا باید بارِ این اطلاعات رو
روی دوش تینگ بذاریم؟

308
00:22:26,970 --> 00:22:29,723
دوست دارم فکر کنم رگه‌های نیکی که
،توی وجود آیزاک مونده بود

309
00:22:29,765 --> 00:22:31,016
یه جوری به تینگ رسید

310
00:22:31,016 --> 00:22:34,311
،ولی الان دوباره به آیزاک وصل شده
و اونم به‌زودی پسرت رو می‌کشه

311
00:22:35,312 --> 00:22:36,855
تو به کلانتر زنگ بزن

312
00:22:36,855 --> 00:22:38,648
اینو بسپر به ما

313
00:22:39,941 --> 00:22:41,735
عشقم، پسرمون رو نجات بده

314
00:23:16,728 --> 00:23:18,063
آیزاک، حالت خوبه؟

315
00:23:18,063 --> 00:23:20,065
خوبم

316
00:23:20,065 --> 00:23:21,775
منبع انرژی رو محکم ببندید

317
00:23:37,207 --> 00:23:40,544
سی ساله منتظر این لحظه‌ام

318
00:23:59,229 --> 00:24:00,480
آماده شو

319
00:24:00,480 --> 00:24:02,524
می‌خوایم باطریت رو جزغاله کنیم

320
00:24:14,202 --> 00:24:15,579
وقتشه، آیزاک

321
00:24:16,496 --> 00:24:17,330
همین الان انجامش بده

322
00:24:19,916 --> 00:24:20,917
!الان

323
00:24:21,668 --> 00:24:23,003
تو بهم قول دادی

324
00:24:41,104 --> 00:24:42,856
وایسا! چی کار می‌کنی؟

325
00:24:43,899 --> 00:24:45,734
مامان، اومدیم تو رو نجات بدیم

326
00:24:45,734 --> 00:24:47,736
دیگه از من گذشته، عزیزم

327
00:24:48,320 --> 00:24:50,113
حالا دیگه نوبت توئه

328
00:24:50,113 --> 00:24:52,407
می‌تونیم از این زندگی نجاتت بدیم

329
00:24:53,742 --> 00:24:55,410
یک شروع تازه بهت بدیم

330
00:24:56,369 --> 00:24:59,289
نه نه، تو حق نداری
!قدرتم رو ازم بگیری

331
00:25:02,751 --> 00:25:03,919
دوستت دارم

332
00:25:04,920 --> 00:25:06,046
این کار رو نکن

333
00:25:06,171 --> 00:25:06,963
خواهش می‌کنم

334
00:25:06,963 --> 00:25:08,256
دوستت دارم، عزیزم

335
00:25:18,225 --> 00:25:19,142
!مامان

336
00:25:20,268 --> 00:25:23,188
.تو از راه‌پله اصلی برو
من از نردبون میرم

337
00:25:28,318 --> 00:25:29,569
!مامان، خواهش می‌کنم

338
00:25:32,906 --> 00:25:33,949
!مامان

339
00:25:37,369 --> 00:25:38,703
مهمون داریم

340
00:25:39,454 --> 00:25:41,081
!خواهش می‌کنم این کار رو نکن

341
00:26:23,456 --> 00:26:24,749
منو بکش

342
00:26:35,135 --> 00:26:36,219
آخه چرا؟

343
00:26:36,469 --> 00:26:37,554
دستم خطا رفت

344
00:26:52,569 --> 00:26:53,778
!تایلر، نه

345
00:26:54,362 --> 00:26:55,488
!نه

346
00:26:59,701 --> 00:27:01,620
!آیزاک

347
00:27:02,996 --> 00:27:04,122
!آیزاک

348
00:27:05,081 --> 00:27:06,082
آیزاک

349
00:27:11,630 --> 00:27:12,505
چیزی نشده

350
00:27:12,505 --> 00:27:14,382
ونزدی؟ -
هیس -

351
00:27:14,382 --> 00:27:15,759
منم مامانت

352
00:27:15,759 --> 00:27:19,638
از بعدِ فیلم «روانی»،از هیچ رابطه مادر-پسری
انقدر لذت نبردم

353
00:27:25,852 --> 00:27:27,604
تایلر؟ عزیزم؟

354
00:27:30,357 --> 00:27:31,191
...عزیزم

355
00:28:03,807 --> 00:28:05,684
.محکم بگیر، پاگزلی
محکم بگیر

356
00:29:13,668 --> 00:29:14,794
!آیزاک

357
00:29:16,463 --> 00:29:18,214
یه چیزی داری که مال منه

358
00:29:22,177 --> 00:29:23,261
!بیاید
!زود باشید

359
00:29:56,211 --> 00:29:57,212
برید

360
00:29:58,379 --> 00:29:59,839
!برید، برید، برید

361
00:30:34,499 --> 00:30:36,042
مامان. بابا

362
00:30:39,170 --> 00:30:40,338
!تیش

363
00:30:48,429 --> 00:30:50,807
.کمک کنید
کمک کنید برش دارم

364
00:31:02,944 --> 00:31:05,989
گمونم پیش‌آگاهیت
درست از آب درنیومد

365
00:31:17,417 --> 00:31:19,377
،به خاطر تو

366
00:31:19,377 --> 00:31:22,297
،تنها کسی که حقیقتاً دوست داشتم
از دست دادم

367
00:31:22,297 --> 00:31:24,757
!آیزاک
!آیزاک

368
00:31:25,341 --> 00:31:26,509
دیگه تموم شد

369
00:31:26,509 --> 00:31:27,927
دخترم رو ول کن

370
00:31:27,927 --> 00:31:29,596
متاسفم، دوست قدیمی

371
00:31:29,596 --> 00:31:33,099
حالا هردوتون می‌فهمید
دردِ واقعی چه حسی داره

372
00:31:34,809 --> 00:31:37,395
،یک قدم دیگه برداری
!گردنش رو می‌شکنم

373
00:31:42,275 --> 00:31:45,361
تینگ، ما می‌دونیم هنوز اونجایی

374
00:31:45,361 --> 00:31:47,488
.برگرد پیش ما، تینگ
ما دوستت داریم

375
00:31:48,197 --> 00:31:49,657
!ما خانواده تو هستیم

376
00:31:49,657 --> 00:31:51,868
این هیچوقت عضوی از خانواده شما نبود

377
00:31:52,702 --> 00:31:53,828
!عضوی از منه

378
00:32:08,801 --> 00:32:10,136
!خطا زدی

379
00:32:19,312 --> 00:32:20,688
بجنب، تینگ

380
00:32:31,282 --> 00:32:32,367
چه اتفاقی داره میفته؟

381
00:33:17,787 --> 00:33:18,705
وقت تموم شد

382
00:34:25,605 --> 00:34:26,939
خوش برگشتی، تینگ

383
00:34:56,511 --> 00:34:59,472
حالا که می‌دونم به معنای واقعی
...از جامه یه نابغه شرور، جدا شدی

384
00:35:00,098 --> 00:35:01,933
منطقیه که انقدر باهم تفاهم داریم

385
00:35:04,060 --> 00:35:05,812
چه حسی داره که بالاخره
حقیقت رو فهمیدی؟

386
00:35:08,439 --> 00:35:10,399
اینکه نمی‌تونی
گذشته رو کنترل کنی

387
00:35:10,942 --> 00:35:12,610
ولی آینده دست خودته

388
00:35:15,988 --> 00:35:17,323
می‌خوای چی کار کنی؟

389
00:35:28,876 --> 00:35:30,503
تو چی فهمیدی؟

390
00:35:30,545 --> 00:35:32,630
دوربین حیات‌وحش
امروز صبح اینو گرفته

391
00:35:34,507 --> 00:35:35,758
این اینده

392
00:35:36,342 --> 00:35:37,844
داشته می‌رفته سمت شمال

393
00:35:37,844 --> 00:35:40,054
فقط پنج مایل با مرز کانادا فاصله داشته

394
00:35:40,054 --> 00:35:41,305
کاپری چطور؟

395
00:35:41,305 --> 00:35:44,475
تونست اطلاعاتی بده که نشون میده
ایند کجا میره؟

396
00:35:44,475 --> 00:35:45,893
اون مفقودالاثر شده

397
00:35:45,893 --> 00:35:48,229
،احتمالاً رفته دنبال شغل بعدیش بگرده

398
00:35:48,229 --> 00:35:51,274
حالا که دیگه نورمور، نورمور شده

399
00:35:53,276 --> 00:35:56,195
« فرانسواز گالپین »
« همسر و مادری محبوب »

400
00:35:56,279 --> 00:35:59,824
« داناوان گالپین »
« ۳۵سال خدمت »

401
00:35:59,907 --> 00:36:01,367
سلام، تایلر

402
00:36:02,869 --> 00:36:05,788
،هرکی که هستی
راهتو بکش برو

403
00:36:08,249 --> 00:36:11,294
هردومون می‌تونیم که تک و تنها
اینجا دووم نمیاری

404
00:36:12,044 --> 00:36:13,462
نه برای مدت طولانی

405
00:36:14,797 --> 00:36:16,340
ولی من می‌تونم نجاتت بدم

406
00:36:18,968 --> 00:36:21,721
دیگه مادرها و ارباب‌ها رو گذاشتم کنار

407
00:36:21,721 --> 00:36:24,223
منم نمی‌خوام هیچکدومش باشم

408
00:36:27,393 --> 00:36:28,603
...می‌خوام

409
00:36:29,520 --> 00:36:32,815
،یه سیستم حمایتی واسه امثال تو
بهت پیشنهاد بدم

410
00:36:32,815 --> 00:36:34,567
،هاید‌های همنوعت

411
00:36:34,567 --> 00:36:37,403
جایی پنهان شدن که
دست دنیا بهشون نمی‌رسه

412
00:36:40,406 --> 00:36:41,824
،اینطوری بخشی از یک گروه میشی

413
00:36:43,075 --> 00:36:47,455
و پیوندی می‌سازی فراتر از
نیاز به یک ارباب

414
00:36:53,711 --> 00:36:54,962
چه نفعی واسه تو داره؟

415
00:36:54,962 --> 00:36:58,007
.تو یه گرگینه‌ای
از اینجا بوش رو می‌فهمم

416
00:36:59,467 --> 00:37:01,052
پدرم یک هاید بود

417
00:37:11,395 --> 00:37:13,314
توی صورتم که منفجر نمیشه، نه؟

418
00:37:13,314 --> 00:37:14,815
یه‌ذره خوراکی واسه توی راه

419
00:37:18,152 --> 00:37:19,862
حواست باشه زیاده‌روی نکنی

420
00:37:19,862 --> 00:37:22,114
واو. ممنون

421
00:37:22,615 --> 00:37:24,575
،می‌دونی
،داشتم فکر می‌کردم

422
00:37:24,575 --> 00:37:27,203
،توی تعطیلات
،اگه زیاد سرت شلوغ نبود

423
00:37:27,203 --> 00:37:28,788
می‌تونی بیای بهم سر بزنی؟

424
00:37:29,956 --> 00:37:31,999
واقعاً؟
بیام خونه‌ی واقعیت؟

425
00:37:32,667 --> 00:37:34,460
دوست‌ها همین کار رو می‌کنن، مگه نه؟

426
00:37:37,463 --> 00:37:38,547
هوم

427
00:37:39,590 --> 00:37:40,633
ونزدی

428
00:37:42,385 --> 00:37:43,386
صبر کن

429
00:37:47,056 --> 00:37:48,307
دفتر خاطرات خاله اوفیلیا

430
00:37:48,307 --> 00:37:49,392
بله

431
00:37:50,142 --> 00:37:51,852
،همونطور که مدام بهم یادآوری میشه

432
00:37:51,852 --> 00:37:54,981
،رازنگه‌داریِ طولانی
می‌تونه عواقب مرگباری داشته باشه

433
00:37:56,065 --> 00:37:58,567
،کتاب هر خانواده‌ای
بخش‌های تاریک خودش رو داره

434
00:38:00,653 --> 00:38:02,154
خانواده ما هم همینطور

435
00:38:03,281 --> 00:38:04,365
ممنون، مادر

436
00:38:06,200 --> 00:38:08,536
چقدر رضایت بخشه که
شما رو باهم می‌بینم

437
00:38:10,496 --> 00:38:12,915
،احیای پیوند خانوادگیتون

438
00:38:12,915 --> 00:38:16,085
اولین قدم بزرگ برای بازیابیِ
توانایی غیبی‌ت بود

439
00:38:18,129 --> 00:38:19,880
،حالا که این اتفاق افتاد

440
00:38:20,423 --> 00:38:22,174
می‌خوام برم مرخصی که
لیاقتش رو دارم

441
00:38:28,097 --> 00:38:33,185
کی فکر می‌کرد تو باشی که
روح منو زنده نگه می‌داری؟

442
00:38:35,604 --> 00:38:37,648
تا دیدار دوباره، ونزدی

443
00:38:49,285 --> 00:38:51,203
واو، اون بیرون چقدر آفتابی‌ه

444
00:38:52,079 --> 00:38:55,416
چقدر آرامش‌بخش که امشب زیر سقف
خودمون که نشتی میده، می‌خوابیم

445
00:38:56,500 --> 00:38:59,003
.بریم وسایلت رو برداریم، عزیزم
بیا بریم

446
00:38:59,003 --> 00:39:00,254
من نمیام خونه

447
00:39:13,809 --> 00:39:15,519
پیغامت رو گرفتم

448
00:39:15,519 --> 00:39:17,521
من همیشه واسه سفر جاده‌ای پایه‌ام

449
00:39:17,521 --> 00:39:20,232
حالا کجا بریم؟
ساحل قتل‌عام؟ دره مرگ؟

450
00:39:20,232 --> 00:39:22,360
میریم شمال تا ایند رو نجات بدیم

451
00:39:23,069 --> 00:39:24,320
اون یه آلفاست

452
00:39:24,320 --> 00:39:27,948
شنیدم اون توله‌سگ‌ها می‌تونن با دندون‌هاشون
،مثل آبنبات تیکه پاره‌ت کنن

453
00:39:27,948 --> 00:39:30,701
و با پنجه‌هاشون مثل گوشت ناهار
قیمه قیمه‌ت کنن

454
00:39:30,701 --> 00:39:31,702
!چقدر خوش بگذره

455
00:39:31,702 --> 00:39:33,079
برو

456
00:39:39,085 --> 00:39:40,503
« مدرسه نورمور »

457
00:39:40,586 --> 00:39:43,756
،یک سال دیگه در نورمور
با هرج‌ومرج و کشتار به پایان رسید

458
00:39:44,924 --> 00:39:47,385
سوالات بی‌جواب مثل لاشخور
بالای سرمون معلق هستن

459
00:39:52,473 --> 00:39:56,060
،چرا به جای رگ گردن تایلر
دستبندش رو با تبر زدم؟

460
00:39:56,060 --> 00:39:58,646
،و آیا این ترحمِ فکرنشده
سبب نابودی من خواهد شد؟

461
00:40:01,482 --> 00:40:04,902
لبخند پدر و مادرم، باعث نمیشه
دروغ‌هاشون پاک بشه

462
00:40:07,029 --> 00:40:08,114
« اوفیلیا فرامپ »

463
00:40:08,823 --> 00:40:11,867
آیا هدیه دادن دفتر خاطرات اوفیلیا
...توسط مادرم، از روی اعتماد بود

464
00:40:12,868 --> 00:40:14,578
یا از روی درماندگیِ خاموش؟

465
00:40:18,958 --> 00:40:20,751
اول باید ایند رو پیدا کنم

466
00:40:23,671 --> 00:40:25,131
بهش قول دادم

467
00:40:25,673 --> 00:40:28,217
ولی دقیقاً چه کسی
دوباره کنارم برمی‌گرده؟

468
00:40:30,052 --> 00:40:31,387
دوستم؟

469
00:40:31,929 --> 00:40:34,014
یا هیولایی که وجودش رو گرفته؟

470
00:40:37,893 --> 00:40:39,353
« اشک‌های سیاه »

471
00:40:48,737 --> 00:40:49,905
خاله اوفیلیا

472
00:41:00,666 --> 00:41:03,085
رازها، پایه و اساس
خانواده آدامز هستن

473
00:41:04,920 --> 00:41:07,590
،سمی و چرکین
درست زیر پوسته ظاهری

474
00:41:18,642 --> 00:41:19,977
!اوفیلیا

475
00:41:20,102 --> 00:41:22,480
« ونزدی باید بمیره »

476
00:41:25,649 --> 00:41:28,068
درحالی‌که به درون ناشناخته‌ها
،رهسپار میشم

477
00:41:28,068 --> 00:41:31,280
مصمم شدم که تک تک دروغ‌ها و
فریب‌ها رو نبش قبر کنم

478
00:41:31,864 --> 00:41:33,157
،یا در راه این کار
بمیرم

479
00:41:34,325 --> 00:41:37,077
به نظر من که تعطیلاتِ ایده‌آلی‌ه
