﻿1
00:00:18,291 --> 00:00:19,625
‫به سیارۀ «زندار» خوش‌اومدین

2
00:00:20,625 --> 00:00:23,375
‫جایی که دیر یا زود
‫شانسِ همه ته می‌کشه

3
00:00:25,375 --> 00:00:26,666
‫حتی شانسِ «یاندو»

4
00:00:36,250 --> 00:00:38,375
‫یه نفر این بلا رو سرش آورده

5
00:00:41,125 --> 00:00:45,250
‫اما سؤال اصلی اینه که..
‫کار کی بوده؟

6
00:00:51,125 --> 00:00:55,375
‫افسر نبیولا، دیگه می‌تونید
‫از جسد فاصله بگیرید

7
00:00:55,750 --> 00:00:57,125
‫پلیس‌های اصل‌کاری اومدن

8
00:00:57,875 --> 00:01:00,500
‫مثل این‌که یه خلافکار بالفطره
‫بالأخره به سزای اعمالش رسید

9
00:01:01,166 --> 00:01:02,375
‫من که مشکلی نمی‌بینم

10
00:01:03,916 --> 00:01:07,250
‫خب بچه‌ها، می‌خوام این صحنۀ جرم
‫تا یه ساعت آینده پاکسازی و جمع‌وجور شده باشه

11
00:01:07,625 --> 00:01:09,666
‫به همین زودی پرونده رو حل کردی، ها؟

12
00:01:10,875 --> 00:01:14,666
‫دلیلی نمی‌بینم یه کثافتِ «فرقۀ سیاهی»
‫بخواد کارمـو بهم یاد بده

13
00:01:14,750 --> 00:01:16,375
‫عضو سابق فرقۀ سیاه

14
00:01:17,125 --> 00:01:20,166
‫من ستاره‌های رو دوشم رو
‫اینجا به‌دست آوردم، مثل خودت

15
00:01:21,666 --> 00:01:23,375
‫ببینم مشکلی داریم، افسر؟

16
00:01:23,500 --> 00:01:24,625
‫اینجا زندارـه

17
00:01:25,125 --> 00:01:26,875
‫چیزی که زیاده مشکل.

18
00:01:27,750 --> 00:01:28,750
‫صحیح

19
00:01:29,250 --> 00:01:31,333
‫جون بِکنین. گفتم یک ساعته

20
00:01:43,000 --> 00:01:44,000
‫زمان

21
00:01:47,500 --> 00:01:48,625
‫فضا

22
00:01:50,250 --> 00:01:51,250
‫واقعيت

23
00:01:54,166 --> 00:01:56,000
‫این‌ها بيشتر از يک خط صاف هستن

24
00:02:00,750 --> 00:02:05,375
‫منشوری از احتمالات بی‌پايان‌اند

25
00:02:07,666 --> 00:02:11,500
‫که درشون يک انتخاب واحد
‫ممکنه به واقعيت‌های بی‌شماری منتهی بشه

26
00:02:13,875 --> 00:02:17,000
‫و باعث ایجاد دنیاهایی متفاوت
‫از اون چه شما می‌شناسین می‌شه

27
00:02:20,875 --> 00:02:22,125
‫من «ناظر» هستم

28
00:02:24,416 --> 00:02:27,666
‫و راهنمای شما در این واقعیت‌های گسترده.

29
00:02:29,125 --> 00:02:32,875
‫با من همراه باشید و به این سؤال بیاندیشید که...

30
00:02:36,208 --> 00:02:37,916
‫«چه می‌شد اگر؟»

31
00:02:37,916 --> 00:02:41,208
‫فصل دوم، قسمت اول:
‫«چه می‌شد اگر نبیولا عضو یگان نووا می‌شد؟»

32
00:02:44,375 --> 00:02:47,500
‫سفر همه برای رسیدن به رستگاری
‫از درون تاریکی آغاز می‌شه

33
00:02:49,000 --> 00:02:51,041
‫و نبیولا هم از این قاعده مستثنی نبود

34
00:02:52,291 --> 00:02:56,375
‫در این دنیای موازی،
‫رونانِ حاکم به تانوس خیانت کرد

35
00:02:57,375 --> 00:03:00,750
‫تایتانِ دیوانه کسی رو دید
‫که به‌اندازۀ خودش عطش قدرت داشت

36
00:03:00,875 --> 00:03:04,000
‫و هنگام سقوطش، خواهر نبیولا
‫رو هم با خودش برد

37
00:03:04,041 --> 00:03:05,375
‫...با خودش برد

38
00:03:06,375 --> 00:03:10,166
‫من سرگردان و
‫غوطه‌ور در ویرانه‌ی گذشته‌م بودم

39
00:03:12,291 --> 00:03:16,041
‫تا زمانی که یه نفر
‫توی وجودم نوری دید

40
00:03:22,541 --> 00:03:26,916
‫«نووا پرایم» با عشق و محبت
‫مسیر جدیدی پیش‌روم قرار داد

41
00:03:27,000 --> 00:03:28,375
‫دست منو بگیر

42
00:03:34,250 --> 00:03:36,000
‫در «یگان نووا» سوگند یاد کردم

43
00:03:36,041 --> 00:03:38,250
‫به دنبال نور باش، خودت نور باش

44
00:03:38,375 --> 00:03:39,916
‫هرگز از مسیر نور منحرف نشو

45
00:03:40,500 --> 00:03:44,375
‫اما چه می‌دونستم که
‫سیاه‌ترین روزها رو قرار بود ببینیم،

46
00:03:45,250 --> 00:03:50,250
‫وقتی مردی که خونۀ اولم رو نابود کرده بود،
‫تا بُن دندان مسلح اومد سراغ خونۀ جدیدم

47
00:03:50,291 --> 00:03:51,375
‫- برو! زودباش!
‫- فرار کنید!

48
00:03:51,416 --> 00:03:52,916
‫رونان و نیروهاش حمله کردن

49
00:03:53,000 --> 00:03:56,000
‫و سیارۀ زندار رو تا مرز نابودی کشوندن

50
00:03:56,291 --> 00:03:59,375
‫و نووا پرایم از سر ناچاری،
‫تصمیم سختی گرفت

51
00:03:59,416 --> 00:04:01,000
‫سپر ساز رو فعال کن

52
00:04:03,500 --> 00:04:07,000
‫اون زندار رو پشت یک سپر سیاره‌ایِ
‫غیرقابل‌نفوذ قرنطینه کرد

53
00:04:07,416 --> 00:04:09,500
‫که ۵۰ سال دوام داشت،

54
00:04:10,666 --> 00:04:13,375
‫و سیاره‌مون رو از چنگ اون درآورد

55
00:04:16,125 --> 00:04:18,125
‫زندار اون‌موقع نجات پیدا کرد

56
00:04:19,291 --> 00:04:20,375
‫اما به چه قیمتی؟

57
00:04:26,750 --> 00:04:30,666
‫حالا پنج سال می‌گذره
‫و انزوا همه‌مون رو به جنون کشونده

58
00:04:31,250 --> 00:04:35,500
‫ولی بهرحال، امیدی باشه یا نباشه،
‫من سوگند یاد کردم

59
00:04:43,500 --> 00:04:45,500
‫«گارتان سال» و نوچه‌هاش

60
00:04:45,625 --> 00:04:48,500
‫با گشتن دنبال اسلحۀ قاتل
‫وقت‌شونو تلف کردن،

61
00:04:51,625 --> 00:04:53,791
‫درحالی‌که در واقع باید دنبال

62
00:04:55,041 --> 00:04:56,250
‫اسلحۀ مقتول می‌گشتن

63
00:04:58,916 --> 00:05:02,916
‫من و یاندو یه گذشته‌ای با هم داشتیم
‫و یه‌سری خاطره ساختیم

64
00:05:03,791 --> 00:05:05,500
‫خاطراتی که به دردم می‌خورن

65
00:05:07,000 --> 00:05:10,250
‫نبی، من و تو تیم خفنی هستیم

66
00:05:12,416 --> 00:05:14,500
‫نبی، من و تو تیم خفنی هستیم

67
00:05:17,875 --> 00:05:20,416
‫نبی، من و تو تیم خفنی هستیم

68
00:05:23,000 --> 00:05:24,875
‫نبی، من و تو تیم خفنی هستیم

69
00:05:26,000 --> 00:05:28,625
‫نبی، من و تو...

70
00:05:34,125 --> 00:05:35,166
‫چی؟

71
00:05:41,375 --> 00:05:45,000
‫وای یاندو، درگیر چه داستانی شده بودی؟

72
00:05:49,125 --> 00:05:50,916
‫خب، خبری نشد؟

73
00:05:51,000 --> 00:05:52,125
‫شرمنده، خانوم افسر

74
00:05:52,166 --> 00:05:55,416
‫توی بایگانی‌های زندار
‫اثری از این شماتیک‌ها پیدا نکردیم

75
00:05:55,500 --> 00:05:57,291
‫حتی توی شبکۀ سایه؟

76
00:05:57,375 --> 00:05:59,625
‫جواب منفی‌ـه. از استعلام شما ممنونیم

77
00:05:59,750 --> 00:06:00,875
‫افتخار بنده‌ست

78
00:06:01,416 --> 00:06:02,666
‫شورش صورت گرفته

79
00:06:02,750 --> 00:06:05,125
‫فوری دوتا واحد
‫به پاساژ زندار اعزام کنید

80
00:06:05,250 --> 00:06:07,125
‫امکانش نیست.
‫الان داریم سمت جنوب

81
00:06:07,166 --> 00:06:08,750
‫عدم برق‌رسانی رو حل می‌کنیم

82
00:06:09,791 --> 00:06:13,125
‫افسر نبیولا، شنیدم که
‫رفته بودی سر صحنۀ قتل یاندو

83
00:06:13,375 --> 00:06:15,000
‫می‌دونم که با هم رفیق بودید

84
00:06:15,041 --> 00:06:16,125
‫بله همین‌طوره

85
00:06:16,250 --> 00:06:20,000
‫اون شهرتِ سیاه و سفیدی داشت،
‫ولی اصلاً آدم بدذاتی نبود

86
00:06:20,166 --> 00:06:21,541
‫تو هم همین‌جور بودی

87
00:06:22,125 --> 00:06:25,416
‫شما یه فرصت به من دادید
‫هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم

88
00:06:26,125 --> 00:06:29,541
‫من اون زمان بهت اعتماد کردم
‫و الانم می‌خوام بهت اعتماد کنم

89
00:06:29,625 --> 00:06:30,666
‫خانم؟

90
00:06:30,916 --> 00:06:32,375
‫برو روی یه خط امن

91
00:06:35,625 --> 00:06:36,750
‫انجام شد

92
00:06:37,375 --> 00:06:38,916
‫زندار در معرض خطر بزرگی قرار داره

93
00:06:39,000 --> 00:06:42,166
‫یاندو با نیروهای سیاهیِ خطرناکی
‫دم‌خور شده بود،

94
00:06:42,250 --> 00:06:46,083
‫و اگر حدسم درست باشه،
‫زندار فقط تا طلوع فردا وقت داره

95
00:06:48,125 --> 00:06:50,250
‫اتفاقاً سر صحنۀ جرم یه چیزی پیدا کردم

96
00:06:50,291 --> 00:06:54,875
‫دقیق نمی‌دونم چیه، ولی بنظر
‫یاندو واسه محافظت از اون جونش رو داد

97
00:06:55,000 --> 00:06:58,250
‫به‌خاطر همین غریزه‌ت بود که
‫اون ستاره‌ها رو بهت دادم، نبیولا

98
00:06:58,375 --> 00:06:59,541
‫به حرف دلت گوش بده

99
00:06:59,625 --> 00:07:01,875
‫و هر کاری لازمه انجام بده

100
00:07:02,500 --> 00:07:04,875
‫وگرنه می‌ترسم که زندار
‫طلوع دوباره‌ی خورشید رو نبینه

101
00:07:05,625 --> 00:07:07,375
‫متوجهِ دستوراتم شدی، افسر؟

102
00:07:09,416 --> 00:07:10,750
‫ناامیدتون نمی‌کنم

103
00:07:28,750 --> 00:07:29,875
‫حکم داری؟

104
00:07:42,625 --> 00:07:43,625
‫سلام هاوارد

105
00:07:45,000 --> 00:07:46,875
‫- تویی که
‫- کار و کاسبی چطوره؟

106
00:07:46,958 --> 00:07:48,333
‫خب می‌دونی دیگه، دنیا داره فرو می‌پاشه
‫و من صاحب یه کافه‌ام.

107
00:07:48,333 --> 00:07:49,500
‫خب می‌دونی دیگه، دنیا داره فرو می‌پاشه
‫و من صاحب یه کافه‌ام.

108
00:07:49,583 --> 00:07:51,250
‫اوضاع‌مون عالیه!

109
00:07:51,333 --> 00:07:52,875
‫و حالا که حرف از عالی شد... گارسون،

110
00:07:52,958 --> 00:07:56,250
‫یه خوراکی کوچیک برای این خانم متشخص میاری؟

111
00:07:56,333 --> 00:07:57,833
‫یا هر چیز دیگه‌ای که می‌خوری؟

112
00:07:59,208 --> 00:08:02,208
‫ای بابا. تو اصلاً مرخصی نمی‌ری؟

113
00:08:03,583 --> 00:08:05,833
‫خیله‌خب دوستان.
‫دور ددیِ بزرگ رو خلوت کنید

114
00:08:05,875 --> 00:08:08,208
‫ولی آخه هاوی، رو دور بودی

115
00:08:08,250 --> 00:08:10,333
‫- خواهش می‌کنم، میندی
‫- باشه، ببخشید بابا

116
00:08:10,458 --> 00:08:11,500
‫آره، بعداً باز برمی‌گردی

117
00:08:12,583 --> 00:08:15,125
‫پس اگه این تیر افتاده دست تو،

118
00:08:15,208 --> 00:08:18,958
‫حدس می‌زنم که رنگ پوست یاندو
‫یه آبیِ روشن‌تری شده باشه

119
00:08:21,375 --> 00:08:23,958
‫اون برای محافظت از این
‫جونش رو فدا کرد

120
00:08:25,375 --> 00:08:26,833
‫عجب چیز زیباییـه

121
00:08:26,958 --> 00:08:28,083
‫من این تصاویر رو توی

122
00:08:28,208 --> 00:08:30,375
‫تمام آرشیوهای زندار جستجو کردم

123
00:08:30,458 --> 00:08:32,125
‫- چیزی نتونست شناساییش کنه
‫- وای!

124
00:08:32,208 --> 00:08:33,833
‫تو یه دستی توی همه‌چیز داری، هاوارد

125
00:08:33,875 --> 00:08:35,208
‫- درجه‌یکه!
‫- بگو چی می‌دونی؟

126
00:08:35,250 --> 00:08:39,208
‫ببین چه اسرارِ...
‫نبی، این چیز فوق‌العاده‌ایه

127
00:08:39,333 --> 00:08:42,083
‫- خب چیه؟
‫- چیه؟

128
00:08:42,125 --> 00:08:44,000
‫- سؤال من بود
‫- کارآگاه‌مون تویی

129
00:08:44,083 --> 00:08:46,583
‫- برای همین اومدم ازت سؤال کنم
‫- خب من از کجا بدونم؟

130
00:08:46,708 --> 00:08:47,708
‫آخه تو ببین اینو

131
00:08:47,750 --> 00:08:50,000
‫کدوم خل‌وچلی می‌دونه که این چیه؟

132
00:08:50,083 --> 00:08:52,583
‫اوه، این یه هستۀ پردازنده مرکزی شهری‌ـه

133
00:08:52,625 --> 00:08:54,083
‫واحد بی-۴۲ باشه، فکر کنم

134
00:08:54,125 --> 00:08:56,083
‫فکر نمی‌کردم چیزی ازشون باقی مونده باشه

135
00:08:56,208 --> 00:08:58,708
‫- تو این چیزا رو از کجا بلدی؟
‫- خب من خیلی اطلاعات دارم

136
00:08:58,750 --> 00:09:02,333
‫- صرفاً یه خوشگل‌پسر نیستم
‫- تکرار می‌کنم، چی شد!؟

137
00:09:02,458 --> 00:09:04,125
‫هستۀ اطلاعاتی. چی توشه؟

138
00:09:04,208 --> 00:09:05,583
‫والا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

139
00:09:05,708 --> 00:09:08,625
‫ادارۀ بهداشت، اَبَرداده‌ها،
‫جریمه‌های پرداخت‌نشده،

140
00:09:08,708 --> 00:09:11,333
‫آمار ساعات شلوغی،
‫کد سورسِ سپر ساز،

141
00:09:11,458 --> 00:09:12,708
‫حتی یک سینک آشپزخونۀ واقعی

142
00:09:12,875 --> 00:09:14,708
‫- یکی برگرد عقب
‫- جریمه‌های پرداخت‌نشده؟

143
00:09:14,750 --> 00:09:16,125
‫- نه
‫- آمار ساعت‌های شلوغی؟

144
00:09:16,208 --> 00:09:19,708
‫- اون یکی بابا
‫- کد سورس سپر ساز؟

145
00:09:19,833 --> 00:09:20,833
‫خودشه

146
00:09:20,875 --> 00:09:23,958
‫مثل این‌که یه نفر می‌خواد
‫سپر سیاره‌ای رو غیرفعال کنه

147
00:09:24,083 --> 00:09:25,958
‫ولی چرا باید بخوان این‌کارو بکنن؟

148
00:09:26,708 --> 00:09:28,625
‫یکی می‌خواد موقعیت برای حمله ایجاد کنه

149
00:09:28,708 --> 00:09:31,208
‫باید وارد سیستم مرکزی بشم
‫و اون کدها رو نابود کنم

150
00:09:31,333 --> 00:09:34,208
‫- قبل از این‌که لو برن
‫- هی نبی، ببینم مطمئنی؟

151
00:09:34,333 --> 00:09:39,083
‫کمتر کسی از این‌جور جاها
‫سالم میاد بیرون

152
00:09:39,125 --> 00:09:41,875
‫و این یعنی خیلی از کسانی که
‫وارد این مکان‌ها می‌شن

153
00:09:41,958 --> 00:09:44,250
‫در نهایت می‌میرن، برای همیشه

154
00:09:45,125 --> 00:09:46,458
‫برای همیشه می‌میرن

155
00:09:47,333 --> 00:09:50,541
‫من این پرونده رو پیگیری می‌کنم،
‫حالا به هرجا می‌خواد ختم شه

156
00:09:54,916 --> 00:09:57,708
‫اگر می‌خواستم وارد اون سیستم مرکزی بشم،

157
00:09:57,750 --> 00:10:01,333
‫به کمک کسی نیاز داشتم که به
‫هکِ سیستم‌های امنیتی رده‌بالا معروف باشه

158
00:10:01,375 --> 00:10:04,583
‫یه کسی که قبلاً
‫به سیستم‌های زندار نفوذ کرده بود

159
00:10:08,458 --> 00:10:09,708
‫زندانیِ درخواستی؟

160
00:10:09,833 --> 00:10:11,500
‫«ایکس ۲۳۵۷»

161
00:10:11,875 --> 00:10:14,500
‫آیا متوجه هستید که
‫ورود به یک مرکز اصلاح و تربیت

162
00:10:14,583 --> 00:10:16,083
‫ممکنه جان‌تون رو تهدید کنه؟

163
00:10:16,125 --> 00:10:17,125
‫- بله
‫- هی!

164
00:10:17,208 --> 00:10:19,000
‫آیا خودتون مسئولیتش رو می‌پذیرید

165
00:10:19,083 --> 00:10:21,083
‫و می‌دونید که هر اتفاقی اینجا رخ بده

166
00:10:21,125 --> 00:10:23,333
‫- پای خودتونه؟
‫- اوهوم

167
00:10:23,791 --> 00:10:25,333
‫مسئولیت همه‌چیزو قبول می‌کنم

168
00:10:28,583 --> 00:10:30,125
‫افسر نبیولا

169
00:10:31,583 --> 00:10:33,000
‫یان‌راگ

170
00:10:34,625 --> 00:10:37,750
‫می‌بینم که هنوز همون تیپ قدیمی رو می‌زنی

171
00:10:37,833 --> 00:10:38,958
‫عه

172
00:10:41,708 --> 00:10:44,250
‫خب منو که می‌شناسی.
‫کارها رو راحت انجام میدم

173
00:10:44,333 --> 00:10:47,833
‫بله واقعاً راحت.
‫خیلی‌وقته ندیدمت

174
00:10:47,958 --> 00:10:48,958
‫وقت تنگه،

175
00:10:49,000 --> 00:10:52,458
‫و من به یکی احتیاج دارم که
‫بتونه سیستم امنیتی زندار رو دور بزنه

176
00:10:52,500 --> 00:10:56,208
‫- آخی، و یاد من افتادی
‫- برای همین دستگیرت کردم، نه؟

177
00:10:56,333 --> 00:10:57,833
‫ولی اگه ترجیح میدی اینجا بمونی،

178
00:10:57,958 --> 00:11:00,625
‫خوشحال می‌شم یکی دیگه رو معرفی کنی

179
00:11:02,583 --> 00:11:03,708
‫بفرمایید

180
00:11:06,708 --> 00:11:08,333
‫هشدار قرمز

181
00:11:08,375 --> 00:11:10,750
‫زندانی فراری در بلوک دی

182
00:11:10,833 --> 00:11:13,083
‫تکرار می‌کنم، زندانی فراری

183
00:11:18,208 --> 00:11:19,500
‫ببینم نقشه‌ت همین بود؟

184
00:11:19,583 --> 00:11:20,708
‫منو دست کم گرفتی

185
00:11:44,708 --> 00:11:47,750
‫به خودت زحمت نده.
‫صندلی‌های پرتاب‌شونده رو غیرفعال کردم

186
00:11:47,833 --> 00:11:50,625
‫عه...
‫خب کجا می‌ریم؟

187
00:11:50,958 --> 00:11:52,833
‫یه جایی که بهش دعوت نشدیم

188
00:11:52,875 --> 00:11:56,583
‫- عجب. فکر می‌کردم سوگند خورده بودی
‫- و برای حفظش باید این‌کارو انجام بدم

189
00:11:56,708 --> 00:12:00,333
‫نه بابا؟ از دید من که این‌طور بنظر نمی‌رسه

190
00:12:00,583 --> 00:12:02,375
‫عزیزم من نمی‌خوام درکم کنی

191
00:12:02,458 --> 00:12:04,708
‫فقط می‌خوام مهارتت رو اثبات کنی

192
00:12:11,333 --> 00:12:12,458
‫از اینجا وارد می‌شیم

193
00:12:12,750 --> 00:12:15,250
‫می‌دونی که هیچ ابزاری همراهم ندارم

194
00:12:17,000 --> 00:12:18,458
‫می‌دونی، کم‌کم دارم حس می‌کنم

195
00:12:18,500 --> 00:12:21,000
‫من و تو قدیما
‫تیم خفنی می‌شدیم ها

196
00:12:21,083 --> 00:12:22,208
‫فکر نکنم

197
00:12:22,333 --> 00:12:24,958
‫اوف! ۲۲۰۰ طبقه، ها؟

198
00:12:25,625 --> 00:12:27,583
‫راه درازی در پیش داریم

199
00:12:27,708 --> 00:12:30,458
‫من تو رو فراری ندادم که
‫بیای چیزهای واضح رو تکرار کنی

200
00:12:30,500 --> 00:12:34,208
‫آره، منتها منظورم اینه که
‫نیازی نیست تا صبح طول بکشه

201
00:12:38,708 --> 00:12:40,375
‫چرا وایسادی؟

202
00:12:40,458 --> 00:12:42,375
‫سیم برق‌دار

203
00:12:42,458 --> 00:12:45,583
‫الان یه‌کمی زوده که بخوای
‫مدارتـو بسوزونی، مگه نه؟

204
00:12:49,833 --> 00:12:51,375
‫هستۀ اطلاعاتی داخل اونجاست

205
00:12:58,208 --> 00:13:00,208
‫یالا خوشگله، باهام حرف بزن

206
00:13:00,250 --> 00:13:02,833
‫- می‌دونی چه حرف احمقانه‌ای زدی؟
‫- هیس

207
00:13:02,958 --> 00:13:06,083
‫چیزی وجود نداره که بهش گوش بدی
‫چرخ‌دنده توش نداره

208
00:13:06,208 --> 00:13:07,750
‫نه می‌دونم. فقط خواستم تو ساکت شی

209
00:13:08,625 --> 00:13:10,208
‫گرم‌شدن بیش از حدِ هسته

210
00:13:10,250 --> 00:13:12,333
‫عه، نقشۀ هوشمندانه‌ت این بود؟

211
00:13:12,375 --> 00:13:13,958
‫منو دست کم گرفتی

212
00:13:15,833 --> 00:13:18,708
‫خب، امیدوارم کار کردن زیر آب
‫رو دوست داشته باشی

213
00:13:52,208 --> 00:13:54,750
‫یه هستۀ سیستم مرکزی زنداری

214
00:13:56,500 --> 00:13:57,500
‫خارق‌العاده‌ست

215
00:13:58,958 --> 00:14:04,875
‫هیچ درگاه یا دیسک درایو یا پنل کنترلی نداره

216
00:14:04,958 --> 00:14:07,500
‫تو کار خودتو انجام دادی.
‫بقیه‌ش رو بسپر به من

217
00:14:08,000 --> 00:14:09,583
‫به چیزی هم دست نزن

218
00:14:12,125 --> 00:14:15,250
‫یک جاندار سایبرنتیک با کلاس اُمگا
‫شناسایی شد

219
00:14:15,333 --> 00:14:17,208
‫کاش خودتم به توصیه‌ت گوش می‌کردی

220
00:14:17,458 --> 00:14:19,541
‫سازگاری تأیید شد

221
00:14:23,500 --> 00:14:24,958
‫دیدی گفتم؟

222
00:14:25,208 --> 00:14:26,750
‫برقراری ارتباط رو آغاز کن

223
00:14:27,000 --> 00:14:29,833
‫برقراری ارتباط آغاز شد

224
00:14:32,500 --> 00:14:33,833
‫بارگیری رو آغاز کن

225
00:14:39,958 --> 00:14:41,583
‫بارگیری کامل شد

226
00:14:41,625 --> 00:14:43,208
‫فایل‌های منبع رو حذف کن

227
00:14:43,333 --> 00:14:45,500
‫فایل‌های منبع حذف شدند

228
00:14:45,583 --> 00:14:48,583
‫قطع‌کردن ارتباط آغاز شد

229
00:14:48,708 --> 00:14:50,125
‫راستش، فکر کنم من

230
00:14:50,166 --> 00:14:52,666
‫بهتر می‌تونم از این کد سورس استفاده کنم

231
00:14:53,333 --> 00:14:56,458
‫باید اقرار کنم که فکر نمی‌کردم
‫انقدر راحت پیش بره

232
00:14:56,583 --> 00:14:58,583
‫خیلی دل‌رحم شدی

233
00:14:58,708 --> 00:15:00,708
‫پروسۀ قطع ارتباط مختل شد

234
00:15:00,833 --> 00:15:02,708
‫خرابی سیستم

235
00:15:02,750 --> 00:15:04,708
‫گرمای بیش از حد سیستم

236
00:15:04,750 --> 00:15:06,375
‫سیستم در وضعیت بحرانی

237
00:15:06,958 --> 00:15:10,083
‫آها راستی دیگه نمی‌خواد
‫نگرانِ زندار باشی

238
00:15:10,208 --> 00:15:12,750
‫رونان برنامه‌های بزرگی براش داره

239
00:16:15,958 --> 00:16:18,708
‫تو. تویی...

240
00:16:19,500 --> 00:16:21,625
‫می‌دونستم با این انفجار نمی‌میره

241
00:16:21,708 --> 00:16:24,083
‫اون از اولم جون‌سخت بود

242
00:16:24,125 --> 00:16:26,208
‫آره. درستش می‌کنیم اینو

243
00:16:27,833 --> 00:16:29,333
‫همه‌ش یه تله بود

244
00:16:29,875 --> 00:16:34,500
‫این‌که پروندۀ یاندو رو بهم دادی،
‫و فرستادیم سراغ کدهای سپر

245
00:16:35,375 --> 00:16:37,958
‫همه و همه برای این‌که
‫کمک کنی به سرزمین‌مون تجاوز کنن

246
00:16:38,625 --> 00:16:41,833
‫تو سوگند خوردی که از زندار دفاع کنی

247
00:16:41,875 --> 00:16:43,250
‫و ببین اون سوگند ما رو به کجا رسوند

248
00:16:44,208 --> 00:16:45,958
‫دنیا داره از هم می‌پاشه

249
00:16:46,000 --> 00:16:49,833
‫ملت دارن خرخرۀ همـو می‌جوئن.
‫نمی‌تونیم این‌جوری ادامه بدیم

250
00:16:49,875 --> 00:16:52,958
‫و گاهی‌اوقات تسلیم‌شدن خجالت نداره

251
00:16:54,208 --> 00:16:56,625
‫خجالت نداره؟
‫و دیگه چی؟

252
00:16:56,958 --> 00:17:02,125
‫خب البته که رونان قول داده
‫در ازای همکاری‌ام منو حاکم نگه داره

253
00:17:02,708 --> 00:17:06,375
‫بدون یه سایبورگ هیچ‌جوره نمی‌شد
‫به هستۀ اطلاعاتی نفوذ کرد

254
00:17:07,125 --> 00:17:09,833
‫بعد یادم اومد که
‫یه سایبورگ استخدام کرده بودم

255
00:17:09,875 --> 00:17:11,625
‫تمام این مدت داشتی ازم استفاده می‌کردی

256
00:17:11,833 --> 00:17:14,750
‫تو یه ماشینی.
‫چه توقعی داشتی؟

257
00:17:17,333 --> 00:17:20,458
‫کارشو یه‌سره کنید و آخر سر
‫حتماً قطعاتش رو ذوب کنید

258
00:17:20,500 --> 00:17:21,500
‫بله خانوم

259
00:17:53,250 --> 00:17:55,708
‫خیله‌خب، دیگه تمومش کنیم بره

260
00:18:10,083 --> 00:18:12,333
‫هیچ موجودی از این سقوط
‫جون سالم به‌در نمی‌بره

261
00:18:12,375 --> 00:18:13,583
‫نظرتون چیه رئیس؟

262
00:18:14,125 --> 00:18:15,708
‫مرگش رو اعلام می‌کنم، پسرا

263
00:18:18,250 --> 00:18:22,375
‫افسر نبیولا، پایان دورۀ خدمت

264
00:18:34,208 --> 00:18:36,208
‫مرگ بر یگان نووا

265
00:18:36,333 --> 00:18:37,958
‫زندار را آزاد کنید

266
00:18:38,416 --> 00:18:42,875
‫- مرگ بر یگان نووا. زندار را آزاد کنید
‫- راه گم کردی، نوواییِ آشغال

267
00:18:43,583 --> 00:18:46,083
‫- هی! مراقب باش!
‫- چه مرگته؟

268
00:18:46,125 --> 00:18:49,250
‫- حرفی داری؟
‫- مرگ بر یگان نووا. زندار را آزاد کنید

269
00:18:49,333 --> 00:18:51,125
‫

270
00:18:52,083 --> 00:18:53,750
‫- سنگ، کاغذ
‫- گروت، گروت

271
00:18:53,833 --> 00:18:56,833
‫ولی کاغذش قابل بُرش نیست،
‫چون از جنس سنگه

272
00:18:57,125 --> 00:18:59,083
‫ببین

273
00:18:59,333 --> 00:19:00,958
‫ببینم این سر و صداها واسه چیه؟

274
00:19:01,083 --> 00:19:02,875
‫وای نبیولا.
‫نبی، حالت خوبه؟

275
00:19:03,833 --> 00:19:05,833
‫خدای من، به زور شناختمش

276
00:19:06,208 --> 00:19:07,333
‫دوست دارم بگم
‫بهت گفته بودما،

277
00:19:07,375 --> 00:19:09,625
‫ولی مغزت پاچیده،
‫واسه همین یادت نمی‌مونه

278
00:19:09,708 --> 00:19:12,083
‫من حالم خوبه
‫فقط یکم نوشیدنی می‌خوام

279
00:19:12,708 --> 00:19:14,875
‫با تفنگ و یه دست

280
00:19:16,208 --> 00:19:19,333
‫یه دختر باید چی‌کار بکنه
‫که اینجا بهش سرویس بدن؟

281
00:19:19,375 --> 00:19:22,083
‫وای خدا. دارم صدای قاتی‌کردنِ
‫پردازنده‌هات رو می‌شنوم

282
00:19:22,125 --> 00:19:25,000
‫آره نبی، کلوخ جان بی‌راه نمیگه.
‫تو خیلی وضعت خرابه

283
00:19:25,083 --> 00:19:29,083
‫- حتی فکر نکنم بتونیم قطعات باقیمونده‌تـو بفروشیم
‫- گفتم که حالم خوبه

284
00:19:34,208 --> 00:19:36,750
‫وای نه. خیلی بد شد

285
00:19:36,833 --> 00:19:38,750
‫اینا که نباید پول بدن!

286
00:20:04,500 --> 00:20:06,958
‫خانم تشریف آوردن.
‫به دنیای زندگان خوش برگشتی

287
00:20:07,208 --> 00:20:09,208
‫من یه لحظه واقعاً داشتم با خودم می‌گفتم

288
00:20:09,333 --> 00:20:11,833
‫- «سر مراسم ختمش چی بگم؟»
‫- من خوبم

289
00:20:11,958 --> 00:20:13,833
‫حالا، اون تفنگ‌هایی که گفتم...

290
00:20:13,958 --> 00:20:17,458
‫تفنگ؟ نبیولا، من حتی اگرم
‫مثلاً تسلیحات سنگین داشتم،

291
00:20:17,583 --> 00:20:23,208
‫یعنی در حد نظامی، و مرگبار،
‫که نمی‌گم دارم ها،

292
00:20:23,333 --> 00:20:25,208
‫بیرون کشیدن این سلاح‌ها
‫برای کار و کاسبی خوب نیست

293
00:20:25,333 --> 00:20:27,750
‫نووا پرایم داره به رونان کمک می‌کنه
‫به اینجا حمله کنن

294
00:20:27,833 --> 00:20:29,583
‫این برای کاسبیت چه فایده‌ای داره؟

295
00:20:29,708 --> 00:20:33,000
‫- بیزینس از پس خودش برمیاد
‫- مردم زندار زجر خواهند کشید

296
00:20:33,083 --> 00:20:35,833
‫- بیشتر نوشیدنی می‌خورن
‫- نووا پرایم پروانه کسبت رو باطل می‌کنه

297
00:20:36,083 --> 00:20:37,208
‫نه‌خیر!

298
00:20:37,250 --> 00:20:39,125
‫سنگ کاغذ قیچی، آماده شین!

299
00:20:39,208 --> 00:20:40,333
‫ساعت خوشی‌ـه

300
00:20:45,000 --> 00:20:46,000
‫من گروت هستم

301
00:20:53,333 --> 00:20:54,750
‫حله. پس همه‌مون خیلی خفن شدیم

302
00:20:56,708 --> 00:20:57,958
‫ببخشید، باید این سؤال رو بپرسم

303
00:20:58,000 --> 00:20:59,500
‫ما اجازه داریم این کارا رو بکنیم؟

304
00:20:59,583 --> 00:21:01,958
‫آخه با وجود این تفنگ‌ها
‫شاید از نظر اخلاقی درست نباشه

305
00:21:05,583 --> 00:21:08,500
‫ساختمون رو پاکسازی کردیم.
‫فقط بچه‌های خودمون موندن

306
00:21:08,583 --> 00:21:10,083
‫پس کار رو شروع می‌کنیم

307
00:21:10,125 --> 00:21:12,833
‫به رونان قول دادم که
‫تا طلوع سپر رو می‌کشم پایین

308
00:21:28,083 --> 00:21:30,208
‫- خودنما!
‫- این استایل کاریـه. تو هم داشته باش

309
00:21:30,333 --> 00:21:32,708
‫استایل داشته باشم؟
‫ناسلامتی باندانا بستم ها

310
00:21:34,833 --> 00:21:36,250
‫باورنکردنیـه

311
00:21:41,708 --> 00:21:45,083
‫من گروت هستم!

312
00:21:50,000 --> 00:21:51,083
‫نبیولا

313
00:21:51,208 --> 00:21:53,708
‫نووا پرایم.
‫اومدم اینجا تمومش کنم

314
00:21:53,833 --> 00:21:56,583
‫دیر رسیدی.
‫کدها بارگذاری شدن

315
00:21:57,000 --> 00:21:58,208
‫سپر در حال باز شدن

316
00:22:00,125 --> 00:22:02,583
‫رونان همین‌الان داره وارد جوّ سیاره‌مون می‌شه

317
00:22:05,000 --> 00:22:08,750
‫تو نمی‌تونی جلوی این اتفاق رو بگیری،
‫اما هنوز وقت داری به من ملحق شی

318
00:22:08,833 --> 00:22:10,208
‫نه، دیگه دیر شده

319
00:22:12,375 --> 00:22:13,583
‫سپر در حال بسته‌شدن

320
00:22:14,583 --> 00:22:16,000
‫چی؟

321
00:22:20,958 --> 00:22:23,666
‫سپر داره در حین بسته‌شدن
‫سفینه‌ها رو هم نابود می‌کنه

322
00:22:30,750 --> 00:22:33,458
‫کدها. تو منو دور زدی

323
00:22:33,583 --> 00:22:34,958
‫دو بار دورت زدم، در واقع

324
00:22:35,250 --> 00:22:37,500
‫من نقشۀ یان‌راگ رو
‫از اول پیش‌بینی کرده بودم

325
00:22:37,583 --> 00:22:39,708
‫واسه همین یه پیچشی به کدها دادم

326
00:22:39,833 --> 00:22:42,250
‫خب می‌دونی، ماشین به ماشین

327
00:22:42,333 --> 00:22:43,708
‫از کجا خبر داشتی؟

328
00:22:44,083 --> 00:22:47,625
‫به دنبال نور باش، خودت نور باش
‫هرگز از مسیر نور منحرف نشو

329
00:22:47,708 --> 00:22:52,083
‫همون لحظه که بهم گفتی
‫به هر قیمتی شده این پرونده رو حل کنم،

330
00:22:52,125 --> 00:22:54,083
‫فهمیدم که قسم‌مون رو شکوندی

331
00:22:54,458 --> 00:22:56,375
‫گرچه هنوزم دردناکـه

332
00:22:57,958 --> 00:23:00,708
‫کارت تمومه، نووا پرایم
‫تو بازداشتی

333
00:23:00,958 --> 00:23:01,958
‫همه‌تون بازداشتین

334
00:23:02,000 --> 00:23:03,375
‫ببینیم و تعریف کنیم

335
00:23:27,083 --> 00:23:29,958
‫عه ببخشید. می‌تونم یه لحظه
‫وقت‌تون رو بگیرم؟

336
00:23:30,000 --> 00:23:31,625
‫شما از آدم بدهای اصلی نبودی؟

337
00:23:32,250 --> 00:23:33,750
‫نه بابا!

338
00:23:38,833 --> 00:23:40,083
‫وای...

339
00:23:40,208 --> 00:23:41,583
‫- اونه
‫- چی؟

340
00:23:44,833 --> 00:23:47,375
‫آخ! باید قبل از این کار
‫گرم می‌کردم

341
00:23:49,125 --> 00:23:51,500
‫روشن کن. تیک‌آفِ اضطراری

342
00:24:37,875 --> 00:24:39,000
‫دست منو بگیر

343
00:24:39,250 --> 00:24:40,708
‫آخه چرا بهم ملحق نشدی؟

344
00:24:40,958 --> 00:24:42,083
‫من سوگند یاد کردم

345
00:24:42,125 --> 00:24:43,500
‫تو همه‌چیزو خراب کردی!

346
00:25:04,666 --> 00:25:07,833
‫سفر اکثر آدم‌ها برای رسیدن به رستگاری
‫از درون تاریکی آغاز می‌شه

347
00:25:08,333 --> 00:25:11,666
‫اما با کمی شهامت
‫و کمی ایمان به خودتون،

348
00:25:12,583 --> 00:25:17,458
‫اگر از مسیرتون منحرف نشید،
‫می‌تونید نور رو پیدا کنید

349
00:25:18,083 --> 00:25:22,458
‫به به، خانم سوپر نووا اینجاست

350
00:25:23,000 --> 00:25:24,375
‫تو سپرمون رو ترکوندی

351
00:25:24,458 --> 00:25:26,375
‫متجاوزهای فضایی رو هم ترکوندی

352
00:25:26,458 --> 00:25:29,250
‫سیاره‌مون به لطف تو داره
‫دوباره سر پا می‌شه

353
00:25:29,875 --> 00:25:31,875
‫پروانه کسب تو هم در امانـه

354
00:25:32,708 --> 00:25:34,000
‫برای یه کار یک‌شبه بدک نبود

355
00:25:34,125 --> 00:25:35,625
‫بعداً می‌بینمت، اردکی
