﻿1
00:00:15,291 --> 00:00:16,833
‫آه...

2
00:00:17,416 --> 00:00:19,041
‫حقیقتاً معرکه نیست؟

3
00:00:19,416 --> 00:00:21,250
‫بهترین موقعِ سالـه

4
00:00:22,250 --> 00:00:27,916
‫خب، بذارید یکی از داستان‌های موردعلاقه‌م
‫دربارۀ جشن‌های «یول» رو براتون بگم
‫(جشنی باستانی که بعدها با کریسمس یکی شد)

5
00:00:28,541 --> 00:00:30,750
‫شب قبل از کریسمس بود،

6
00:00:30,791 --> 00:00:32,875
‫و در سراسر شهر،

7
00:00:32,916 --> 00:00:37,541
‫انتقام‌جویان داشتند
‫با ابرقدرت نوظهوری می‌جنگیدند

8
00:00:37,625 --> 00:00:39,791
‫جوراب‌ها به شومینه آویزون بودن...

9
00:00:41,000 --> 00:00:42,750
‫خب، البته دیگه نه

10
00:00:42,791 --> 00:00:43,875
‫ثور دقیقاً کجاست؟

11
00:00:51,625 --> 00:00:55,250
‫آهان بله. احتمالاً دارید پیش خودتون می‌گید
‫این یارو دیگه کیه

12
00:00:55,291 --> 00:00:57,875
‫شاید بهتر باشه به کمی عقب‌تر برگردم

13
00:01:03,250 --> 00:01:04,250
‫زمان

14
00:01:07,666 --> 00:01:08,666
‫فضا

15
00:01:10,375 --> 00:01:11,416
‫واقعيت

16
00:01:14,291 --> 00:01:16,125
‫این‌ها بيشتر از يک خط صاف هستن

17
00:01:20,875 --> 00:01:25,500
‫منشوری از احتمالات بی‌پايان‌اند

18
00:01:27,875 --> 00:01:31,500
‫که درشون يک انتخاب واحد
‫ممکنه به واقعيت‌های بی‌شماری منتهی بشه

19
00:01:34,125 --> 00:01:37,541
‫و باعث ایجاد دنیاهایی متفاوت
‫از اون چه شما می‌شناسین می‌شه

20
00:01:41,000 --> 00:01:42,375
‫من ناظر هستم

21
00:01:44,500 --> 00:01:47,625
‫و راهنمای شما در این واقعیت‌های گستردۀ جدید.

22
00:01:49,250 --> 00:01:53,041
‫با من همراه باشید و به این سؤال بیاندیشید که...

23
00:01:56,416 --> 00:01:57,625
‫«چه می‌شد اگر؟»

24
00:01:57,833 --> 00:02:01,958
‫فصل دوم، قسمت سوم:
‫«چه می‌شد اگر هپی هوگان کریسمس را نجات می‌داد؟»

25
00:02:04,875 --> 00:02:06,625
‫خیلی‌خب، بیاید از اول شروع کنیم

26
00:02:07,250 --> 00:02:12,000
‫این فقط دو ساعت قبل‌تره،
‫و برج هنوز آتش نگرفته بود

27
00:02:12,041 --> 00:02:17,041
‫به چپ، چپ‌تر. ببر...
‫نه، زیاد رفتید چپ. وایسا وایسا!

28
00:02:18,625 --> 00:02:20,916
‫از گنجشک ۱ به طوطی ۲، صدام رو داری؟

29
00:02:21,000 --> 00:02:22,250
‫یه وضعیت کد قرمز داریم اینجا

30
00:02:22,291 --> 00:02:25,375
‫دارسی، بهت که گفته بودم،
‫تا زمانی که یکپارچه‌سازیِ جارویس تموم بشه

31
00:02:25,416 --> 00:02:27,125
‫فقط برای موارد اضطراری
‫از این خط استفاده کن

32
00:02:27,250 --> 00:02:29,375
‫ای بابا. گنجشک ۱ داره صحبت می‌کنه، رئیس

33
00:02:29,416 --> 00:02:31,791
‫و قشنگ کد قرمز شده.
‫مسئول کترینگ و غذا اینجاست،

34
00:02:31,875 --> 00:02:35,000
‫و تنها چیزی که داره سِرو می‌شه
‫تیکه‌های پنیر و هویج‌ـه

35
00:02:35,125 --> 00:02:37,375
‫مسئول سرگرمی کجاست؟
‫ساندویچ هات‌داگ کو؟

36
00:02:37,416 --> 00:02:40,125
‫دارسی، می‌خوای برای این کار تو دانشگاه
‫نمرۀ اضافی بگیری؟ خوب گوش بده

37
00:02:40,250 --> 00:02:42,291
‫این جشن کریسمس انتقام‌جویان،
‫اولین تجربۀ من نیست

38
00:02:42,375 --> 00:02:44,625
‫باشه بابا. دریافت شد، طوطی ۲

39
00:02:44,666 --> 00:02:47,250
‫وایسا ببینم، چرا من طوطی‌ام؟
‫تازه طوطی شماره ۲

40
00:02:47,291 --> 00:02:49,291
‫- طوطی یک کیه؟
‫- برنارد از بخش حسابداری

41
00:02:50,125 --> 00:02:51,416
‫خیلی‌خب، واقعاً دلمو شکوندی

42
00:02:51,500 --> 00:02:55,541
‫بوقلمون ۱ یا فلامینگو ۶ هم می‌تونم بهت بدم.
‫آها، طوطی دم‌دراز چطوره؟

43
00:02:55,625 --> 00:02:59,375
‫صبر کن. یه ایدۀ بهتر به سرم زد.
‫یه مأموریت فوق ویژه برات دارم

44
00:02:59,416 --> 00:03:01,791
‫گیلاس ماراشینو. داره تموم می‌شه،

45
00:03:01,791 --> 00:03:03,416
‫و اگه این نباشه تونی نمی‌تونه
‫نوشیدنی داغش رو بخوره

46
00:03:03,500 --> 00:03:06,041
‫عه، من نمی‌دونستم ملت
‫تو نوشیدنی داغ گیلاس می‌ریزن

47
00:03:06,125 --> 00:03:07,666
‫هی، تو می‌خوای منو بفرستی دنبال نخودسیاه

48
00:03:07,750 --> 00:03:10,500
‫فقط دنبال کمی آرامش روی زمین‌ام، خب؟
‫آی!

49
00:03:10,625 --> 00:03:12,750
‫پنجاه میلیون دلار خرج‌تون شده،
‫بعد نمی‌تونید جلو پاتونو ببینید؟

50
00:03:12,791 --> 00:03:14,791
‫همه‌چیز تحت کنترله؟

51
00:03:14,875 --> 00:03:18,750
‫رئیس هیل. چه تیپِ... کریسمسی‌ای زدین

52
00:03:18,875 --> 00:03:21,500
‫حالا که جارویس برای تعمیرات خاموش شده...

53
00:03:21,541 --> 00:03:24,666
‫آها می‌خواستم درمورد همین باهاتون
‫صحبت کنم. چندتا پیام دارم

54
00:03:24,750 --> 00:03:26,250
‫درمورد ارتقای ماتریس خطرات...
‫(بخشی از سیستم امنیتی)

55
00:03:26,375 --> 00:03:28,666
‫شاید بهتر باشه کارهای امنیتی رو
‫بسپری به حرفه‌ای‌ها

56
00:03:28,750 --> 00:03:30,375
‫اما من خودم تو زمینۀ امنیت حرفه‌ایم

57
00:03:30,416 --> 00:03:32,625
‫ازت می‌خوام که تمرکزتـو بذاری
‫روی مهمونی امشب

58
00:03:32,750 --> 00:03:34,916
‫عقاب ۱، عقاب ۱.
‫در مرکز فرماندهی بهتون احتیاج داریم

59
00:03:35,000 --> 00:03:36,916
‫- اومدم
‫- عقاب ۱؟

60
00:03:37,000 --> 00:03:39,291
‫این مهمونی کریسمس خیلی مهمه، آقای هوگان

61
00:03:39,375 --> 00:03:42,750
‫بعد از این سال سختی که گذروندیم،
‫مردم به یه بهانه برای جشن و شادی نیاز دارن

62
00:03:42,791 --> 00:03:44,916
‫و روی تو حساب می‌کنم که
‫این‌کارو انجام بدی

63
00:03:45,166 --> 00:03:46,208
‫بله، خانم

64
00:03:47,375 --> 00:03:48,375
‫هوم...

65
00:03:48,416 --> 00:03:50,750
‫پلی‌لیست کریسمسی

66
00:03:50,875 --> 00:03:55,541
‫پلی‌لیست حانوکا...
‫این آهنگ ماریا کری رو ریپیت. خودشه!

67
00:03:56,916 --> 00:03:59,875
‫سال نوی همگی...

68
00:04:00,250 --> 00:04:02,416
‫سرگی، دیالوگمـو خراب کردی پسر

69
00:04:04,666 --> 00:04:10,000
‫یا شاید هم این داستانِ جاستین همرـه
‫که چطور کریسمس رو خراب کرد

70
00:04:10,291 --> 00:04:12,916
‫بعد از اون که
‫این پیمانکار صنایع دفاعیِ فاسد

71
00:04:13,000 --> 00:04:15,125
‫نزدیک بود نمایشگاه استارک رو منفجر کنه

72
00:04:15,875 --> 00:04:18,500
‫دید که رفته توی «لیست بدها»
‫(استعاره از بچه‌هایی که شیطونی کردند
‫و بابانوئل برای اون‌ها هدیه نمیاره)

73
00:04:18,708 --> 00:04:20,375
‫و حالا وقت داشت فکر کنه،

74
00:04:20,541 --> 00:04:22,041
‫و شرایط رو در نظر بگیره.
‫(علوم مهندسی مکانیک)

75
00:04:22,250 --> 00:04:23,541
‫وقت داشت که...

76
00:04:24,291 --> 00:04:26,375
‫قشنگ به آینده‌ش فکر کنه

77
00:04:26,500 --> 00:04:32,625
‫شاید بشه گفت توی این جهان موازی،
‫جاستین همر یه‌کم بیش از حد وقت داشت

78
00:04:38,125 --> 00:04:39,750
‫هی، «راستی»،
‫اونو می‌دیش به من؟

79
00:04:39,875 --> 00:04:41,375
‫اینا اصلاً چطوری وارد اینجا شدن؟

80
00:04:41,416 --> 00:04:43,875
‫اسم من «رستم لیونید ویاچسلاو»ـه

81
00:04:43,916 --> 00:04:46,125
‫و دقیقاً واسه همین
‫قراره راستی صدات کنیم

82
00:04:46,208 --> 00:04:47,250
‫« بارگذاری برنامه »

83
00:04:47,291 --> 00:04:49,541
‫دوستان، عزیزان، گوش بدید

84
00:04:49,625 --> 00:04:51,416
‫اگر آروم و ساکت بمونید،

85
00:04:51,500 --> 00:04:55,000
‫بهتون قول میدم که
‫برای تعطیلات کریسمس خونه باشید

86
00:04:55,041 --> 00:04:59,000
‫هی، روز کریسمس که گریه نمی‌کنن

87
00:04:59,041 --> 00:05:01,250
‫می‌دونی، وقتی ۷ سالم بود

88
00:05:01,375 --> 00:05:04,375
‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای
‫یه تفنگ «رد رایدر بی‌بی» می‌خواستم.
‫(تفنگی که در فیلم داستان کریسمس ۱۹۸۳ استفاده می‌شود)

89
00:05:04,416 --> 00:05:06,750
‫به پدر مادرم التماس کردم.
‫به بابانوئل التماس کردم

90
00:05:06,875 --> 00:05:09,791
‫خیلی تصادفی زبونم گیر کرد به تیربرق
‫(اشاره به سکانس فیلم)

91
00:05:09,791 --> 00:05:12,125
‫اینا داستانِ یه فیلم قدیمی نیست؟

92
00:05:12,250 --> 00:05:13,750
‫آره، همون که لامپ پادار توش بود

93
00:05:13,875 --> 00:05:17,666
‫خفه بابا. ولی کریسمس اون سال
‫تفنگ بی‌بی رو نگرفتم. می‌دونی چرا؟

94
00:05:19,500 --> 00:05:23,875
‫چون‌که اینجا آمریکاست و
‫اگر چیزی رو می‌خوای، خودت باید بدستش بیاری

95
00:05:29,125 --> 00:05:32,541
‫ای خدا، پنج دقیقه جارویس رو از برق می‌کشی
‫کل ساختمون بهم می‌ریزه

96
00:05:38,125 --> 00:05:39,125
‫ها؟

97
00:05:43,125 --> 00:05:44,125
‫عه، رئیس؟

98
00:05:44,250 --> 00:05:48,708
‫اصلاً نگران نباشید. برنامه‌ریزی مجدد
‫پروتکل‌های فرماندهی، انتخاب هدف‌های جدید

99
00:05:48,708 --> 00:05:50,833
‫«تمام کارکنان داخل ساختمان»
‫به‌نظر خوب میاد

100
00:05:50,916 --> 00:05:51,625
‫چی؟

101
00:05:51,666 --> 00:05:52,875
‫«ورود به سیستم؛
‫جاستین همر خوش آمدید»

102
00:05:57,833 --> 00:06:00,250
‫بترکونیدشون، «جانی فایو»ها
‫(یک ربات نظامی، ساخت آمریکا)

103
00:06:01,208 --> 00:06:03,041
‫«عقاب ۱»

104
00:06:04,125 --> 00:06:05,125
‫اوه!

105
00:06:05,166 --> 00:06:07,041
‫- خب بچه‌ها
‫- همر؟

106
00:06:07,166 --> 00:06:10,916
‫یه سِرُم پادگن دارای تشعشعات گاما
‫پشت این در قرار داره

107
00:06:11,041 --> 00:06:12,041
‫خون هالک

108
00:06:12,083 --> 00:06:14,583
‫- یا به عبارتی «مایع آمنیوتیک» (مایع در اطراف جنین)
‫- چندشم شد

109
00:06:14,666 --> 00:06:18,291
‫..که ابرقهرمان بعدی رو به این دنیا میاره.
‫یعنی بنده

110
00:06:18,416 --> 00:06:20,416
‫من الانشم از ۱۰ تا تونی استارک باهوش‌ترم

111
00:06:20,541 --> 00:06:23,916
‫و خیلی زود قدرتمندتر از ۱۲ تا
‫کاپیتان آمریکا هم می‌شم

112
00:06:24,625 --> 00:06:26,208
‫پس بریم تو کارش دیگه

113
00:06:26,291 --> 00:06:27,541
‫مشکلی نیست

114
00:06:27,666 --> 00:06:29,166
‫اذیت نکن پسر. این چیه؟

115
00:06:29,291 --> 00:06:30,791
‫شما که گفتید متخصص باز کردن گاوصندوقید

116
00:06:30,833 --> 00:06:32,666
‫بله، و الان گاوصندوق رو باز می‌کنم

117
00:06:34,083 --> 00:06:37,416
‫می‌دونستم باید تیم سوکوایی‌ها
‫رو انتخاب می‌کردم

118
00:06:37,541 --> 00:06:38,916
‫هیل. هیل، جواب بده

119
00:06:39,041 --> 00:06:42,208
‫- سه تا مهاجم وارد آزمایشگاه تونی شدن
‫- منطقی بود اول به اسلحه‌خونه حمله کنن

120
00:06:42,291 --> 00:06:44,291
‫تونی یه‌مدته که داره
‫با خون بَنر ور میره،

121
00:06:44,333 --> 00:06:47,208
‫که ببینه می‌تونه یه هالک
‫بدون مشکل خشم ازش بسازه

122
00:06:47,291 --> 00:06:48,791
‫- موفق هم شده؟
‫- خب، زمان‌بره

123
00:06:49,250 --> 00:06:50,250
‫من میرم بالا

124
00:06:50,291 --> 00:06:53,166
‫اوه اوه، خیلی بد شد.
‫خب، خیلی‌خب

125
00:06:53,208 --> 00:06:55,666
‫هر وقت عشق منو برداشتید
‫خبرم کنید

126
00:06:55,708 --> 00:06:58,833
‫وقتشه که من برم
‫و روی تخت پادشاهی تونی بشینم

127
00:06:58,875 --> 00:07:01,583
‫- سیفون رو هم نمی‌کشم، اگه بگیری چی میگم
‫- اَه

128
00:07:01,708 --> 00:07:04,041
‫آره، همرـه
‫داره میره دستشوییِ تونی

129
00:07:04,166 --> 00:07:05,166
‫وای

130
00:07:05,208 --> 00:07:07,916
‫- هوگان، تو می‌تونی نمونه‌ها رو نجات بدی؟
‫- آره. فکر کنم یه ورودی بلدم

131
00:07:08,041 --> 00:07:09,833
‫خوبه. چون همر هم من می‌گیرم

132
00:07:12,583 --> 00:07:14,291
‫قشنگ خورد توی جینگل‌بل‌هام

133
00:07:14,333 --> 00:07:15,916
‫عه! عه! وای!

134
00:07:17,208 --> 00:07:18,541
‫خدایا

135
00:07:18,541 --> 00:07:20,916
‫تونی گفت: «یه مهمونی کریسمسی بگیر
‫خوش می‌گذره»

136
00:07:21,041 --> 00:07:22,291
‫«چه اتفاق بدی می‌خواد بیفته؟»

137
00:07:22,333 --> 00:07:25,416
‫بهشون گفتم که کانال کولر
‫مشکل امنیتی داره، ولی نه!

138
00:07:25,458 --> 00:07:27,333
‫هیچکس به حرف هپی گوش نمیده

139
00:07:29,666 --> 00:07:31,291
‫دستاتو بگیر بالا سرت، همر

140
00:07:31,333 --> 00:07:32,916
‫حالا آروم تسلیم شو

141
00:07:34,291 --> 00:07:37,291
‫وای، روزی که ازش می‌ترسیدین
‫بالأخره فرا رسیده

142
00:07:37,333 --> 00:07:39,291
‫روزی که با بزرگ‌ترین دشمن

143
00:07:39,333 --> 00:07:41,833
‫تونی استارک روبه‌رو میشی

144
00:07:41,916 --> 00:07:45,041
‫بزرگ‌ترین دشمن؟
‫مگه تو مالیات بر سرمایه‌ای؟

145
00:07:46,333 --> 00:07:47,791
‫اه.. هیچی؟

146
00:07:47,833 --> 00:07:49,291
‫ببین، درست انجام نمی‌دی

147
00:07:49,333 --> 00:07:51,208
‫باید قدرت بیشتری پشتت بذاری

148
00:07:51,291 --> 00:07:53,666
‫کمتر با دست، و بیشتر با پشت

149
00:07:55,958 --> 00:07:57,541
‫آره آره. فهمیدم

150
00:08:00,583 --> 00:08:02,166
‫خب، بریم یه نگاهی بندازیم

151
00:08:03,916 --> 00:08:06,166
‫کوشش؟ خون هالک، خون هالک

152
00:08:06,833 --> 00:08:08,916
‫خون هالک. خون هالک

153
00:08:08,958 --> 00:08:10,666
‫ای بابا، پس کو این...

154
00:08:10,708 --> 00:08:12,458
‫فکر کن... یه شیشۀ کوچیکه

155
00:08:13,166 --> 00:08:15,458
‫هپی، خون هالک رو پیدا کن،
‫خون هالک رو... نه!

156
00:08:17,916 --> 00:08:19,666
‫هی، هی. تو هم این صدا رو شنیدی؟

157
00:08:24,958 --> 00:08:28,041
‫اوه، گرفتمش...

158
00:08:28,083 --> 00:08:29,916
‫- هیس، صدا نده
‫- این جوک‌های مسخره‌ت

159
00:08:30,041 --> 00:08:31,958
‫جلوی یک استاد تکواندو و جوجوتسو

160
00:08:32,041 --> 00:08:34,125
‫- و موای‌تای فایده‌ای نداره
‫- موج رو عوض کنم

161
00:08:36,041 --> 00:08:37,041
‫بله

162
00:08:37,166 --> 00:08:39,833
‫- من مهارت‌های جنگ تو زندان رو
‫- خدایا

163
00:08:39,916 --> 00:08:41,666
‫توی خود حیاط زندان یاد گرفتم

164
00:08:41,791 --> 00:08:43,916
‫هوم.. شاید موشی چیزیـه

165
00:08:44,041 --> 00:08:46,666
‫ولی می‌خوای بدونی مهم‌ترین چیزی که
‫تو حبس یاد گرفتم، چی بود؟

166
00:08:46,708 --> 00:08:47,708
‫بفرما

167
00:08:47,791 --> 00:08:50,041
‫برنده‌ها تقلب می‌کنن

168
00:08:53,166 --> 00:08:54,166
‫نه، ماریا!

169
00:08:54,291 --> 00:08:56,208
‫اوه، وای

170
00:08:59,333 --> 00:09:02,583
‫مثل سایه باش.
‫یه سایه باش. یه سایۀ شناور

171
00:09:06,916 --> 00:09:08,041
‫منو می‌بینید دیگه، نه؟

172
00:09:08,166 --> 00:09:09,416
‫آره حاجی، می‌بینیمت

173
00:09:09,541 --> 00:09:11,791
‫رئیس، یه مأمور امنیتی اینجاست

174
00:09:11,916 --> 00:09:15,333
‫چه حرکت زیرکانه‌ای.
‫فکر کردی می‌تونی حواس همر رو پرت کنی؟

175
00:09:16,041 --> 00:09:18,791
‫- هی! بیا اینجا ببینم
‫- خون هالک. فقط خون هالک رو می‌خوام

176
00:09:18,916 --> 00:09:20,958
‫کجا می‌خوای فرار کنی؟

177
00:09:21,041 --> 00:09:23,833
‫یالا دیگه. آدم باید چی‌کار کنه
‫یه شیشه از خون بنر رو پیدا کنه؟

178
00:09:23,916 --> 00:09:25,166
‫هالک... هان؟

179
00:09:25,416 --> 00:09:26,666
‫تیرِ مجهز به خرده‌کاغذ؟

180
00:09:26,708 --> 00:09:30,041
‫بی‌خیال تونی. داری هاک‌آی رو
‫برای جشن تولدها می‌فروشی؟

181
00:09:30,166 --> 00:09:32,666
‫خون هالک! آهان آره! خود خودشه!

182
00:09:33,958 --> 00:09:37,083
‫خب. برای این کارای خطرناک
‫قطعاً باید حقوق بیشتری بگیرم

183
00:09:39,583 --> 00:09:40,916
‫ای وای!

184
00:09:40,958 --> 00:09:42,958
‫نه! چرا این‌جوری شد؟

185
00:09:43,708 --> 00:09:45,208
‫برید کنار، اِلف‌های کوچولوی من

186
00:09:50,416 --> 00:09:51,583
‫وای این اصلاً خوب نیست

187
00:09:54,958 --> 00:09:56,166
‫وای این اصلاً خوب نیست

188
00:09:56,208 --> 00:09:57,291
‫همر

189
00:09:58,291 --> 00:10:00,333
‫با تمام قدرت‌تون بزنیدش

190
00:10:00,708 --> 00:10:02,666
‫اوه اوه!

191
00:10:02,791 --> 00:10:04,916
‫- اونجا اونجا اونجا. زودباش
‫- هی! برگرد اینجا!

192
00:10:05,041 --> 00:10:07,125
‫بله، ببین با کار کردن برای
‫یه دانشمند روانیِ

193
00:10:07,125 --> 00:10:09,500
‫معتاد به کافئین،
‫چه‌چیزایی که یاد نمی‌گیری. بگیرش!

194
00:10:14,708 --> 00:10:18,166
‫هی، وایسا وایسا! وایسا!
‫این‌جوری خون هالک رو به فنا می‌دین

195
00:10:18,208 --> 00:10:19,458
‫دیوونه شدین؟

196
00:10:20,958 --> 00:10:22,541
‫عه، این به درد هم می‌خوره

197
00:10:23,041 --> 00:10:25,708
‫بی‌خیالِ حرفی که زدم.
‫برید بگیریدش. همین‌الان

198
00:10:25,791 --> 00:10:27,791
‫هپی.
‫وای، پام شکسته

199
00:10:27,916 --> 00:10:30,583
‫آره، اشکالی نداره
‫من شاید اندازۀ جفت‌مون پا داشته باشم

200
00:10:30,666 --> 00:10:32,708
‫هپی؟ ببین، روی تو حساب کردمـا

201
00:10:32,791 --> 00:10:35,666
‫خودشه؟ همون یارو
‫که مزاحم اَبَر سرُم‌ام شد؟

202
00:10:35,791 --> 00:10:38,041
‫جلوی همر رو بگیر. برج رو نجات بده

203
00:10:38,166 --> 00:10:39,958
‫ماریا! ماریا!

204
00:10:40,041 --> 00:10:43,666
‫فقط ببین چه آتشی در انتظارتـه، خانوم‌جون

205
00:10:43,791 --> 00:10:47,916
‫بهش دستبند بزنید. خسته شدم
‫از بس این زن برنامه‌هامـو خراب کرد

206
00:10:49,333 --> 00:10:53,291
‫باشه، دیگه همه‌چیز به من بستگی داره
‫همه‌چیز به من بستگی داره

207
00:10:53,333 --> 00:10:56,291
‫ای وای، مسئولیت همه‌چیز گردن منه

208
00:11:10,666 --> 00:11:11,666
‫آره، ایول.
‫(کار تیمی)

209
00:11:11,666 --> 00:11:14,500
‫کار تیمی یه‌نفره نمی‌شه.
‫کار تیمی یه‌نفره نمی‌شه!

210
00:11:14,583 --> 00:11:16,041
‫چی؟ نه نه نه!

211
00:11:17,750 --> 00:11:19,958
‫- رومانوف هستم. سلام هپی، سرم شلوغه
‫- ناتاشا؟ ناتاشا؟

212
00:11:20,083 --> 00:11:24,125
‫الان یه مأمور سابق هایدرا
‫که ۱۷ نفر رو کُشته اسلحه‌ش روی منه

213
00:11:24,208 --> 00:11:26,333
‫۱۸ نفر. نیجریه رو فراموش کردی

214
00:11:26,375 --> 00:11:27,958
‫عه، اونم کار تو بود؟
‫خودنما

215
00:11:28,083 --> 00:11:30,458
‫آم... می‌خوای من به تو کمک کنم؟

216
00:11:30,583 --> 00:11:32,458
‫نه بابا. از پسش برمیام. تو مهمونی می‌بینمت

217
00:11:32,500 --> 00:11:35,708
‫آره، اون چیزیش نمی‌شه

218
00:11:35,750 --> 00:11:37,833
‫خب، تونی.
‫جواب بده، تونی، تو رو خدا

219
00:11:37,958 --> 00:11:41,333
چه به موقع زنگ زدی. هپی، میشه به تیمی بگی که
کپی شیلدِ کاپیتان آمریکا

220
00:11:41,375 --> 00:11:43,083
فقط یه بشقاب‌پرنده هم‌رنگ پرچم‌مونـه؟

221
00:11:43,125 --> 00:11:44,583
!تونی، وضعیت اضطراریـه -
!هی -

222
00:11:44,625 --> 00:11:47,125
اینجا هم به مشکل خوردیم. خانم‌های
خونه‌دار کاپیتان رو گیر انداختن. باید برم

223
00:11:47,208 --> 00:11:48,875
!تونی. تونی

224
00:11:50,958 --> 00:11:52,250
خیلی‌خب

225
00:11:52,333 --> 00:11:53,958
یالا. گوشی رو جواب بده. جواب بده

226
00:11:55,500 --> 00:11:57,375
سلام. چی؟ چی؟ گوشی دستت

227
00:11:57,458 --> 00:12:00,500
.کلینت، فکر کنم باید تمومش کنیم
.خورشید داره غروب می‌کنه، رفیق

228
00:12:00,583 --> 00:12:02,958
خیلی‌خیلی هم داره غروب می‌کنه

229
00:12:03,083 --> 00:12:04,083
!بنر! بنر

230
00:12:04,125 --> 00:12:05,708
شرمنده. این آخریـه -
بنر -

231
00:12:05,833 --> 00:12:07,083
!کلینت، فقط اسباب‌بازی رو بده

232
00:12:07,125 --> 00:12:08,958
نمی‌تونم -
بیخیال. بده بهش دیگه -

233
00:12:09,083 --> 00:12:12,375
،زنم گفته «اگه اسباب‌بازی رو نیاوردی
«خودت هم نیا خونه

234
00:12:12,458 --> 00:12:14,583
...لعنتی. کلینت، فقط -
بده بهش بابا -

235
00:12:15,208 --> 00:12:16,208
اوه

236
00:12:17,208 --> 00:12:18,583
!آره

237
00:12:19,708 --> 00:12:21,625
!ایول

238
00:12:22,125 --> 00:12:25,208
.نوشیدنی‌ها رو بریز، پسر
.گیلاس‌ها رو خریدم

239
00:12:25,250 --> 00:12:27,583
گنجشکِ 1، طوطیِ 2 صحبت می‌کنه

240
00:12:27,625 --> 00:12:30,375
صدامو داری؟ وضعیت قرمزه

241
00:12:30,458 --> 00:12:32,375
تروریست‌ها برج رو گرفتن

242
00:12:32,458 --> 00:12:34,833
تروریست‌ها توی کریسمس؟
مگه فیلم «هواپیمای محکومین»ـه؟

243
00:12:34,875 --> 00:12:38,125
نه، صبر کن. «تحت محاصره»؟
نه، نه، نه. این هم نیست. می‌دونم کدومـه

244
00:12:38,208 --> 00:12:40,333
دارم فکر می‌کنم کدوم بلاک‌باستر بود

245
00:12:40,375 --> 00:12:41,833
هی، جان مکلین، حواستو جمع کن

246
00:12:41,875 --> 00:12:45,125
همر الان تمام سلاح‌ها و
زره‌ها رو کنترل می‌کنه

247
00:12:45,208 --> 00:12:46,458
چرا زنگ زدی من، خب؟

248
00:12:46,583 --> 00:12:49,208
به جارویس بگو زنگ بزنه ارتش یا انتقام‌جویان

249
00:12:49,250 --> 00:12:50,958
یا اون یارو ترسناکـه که چشم‌بند داره

250
00:12:51,083 --> 00:12:54,125
.جارویس آفلاینـه و داره یکپارچه‌سازی میشه
...اینطوریـه که

251
00:12:54,208 --> 00:12:55,750
دارسی، تو نابغه‌ای

252
00:12:55,833 --> 00:12:59,458
مرسی. من هفت هشت سالی توی کالج بودم

253
00:12:59,500 --> 00:13:01,083
البته قصد پُز دادن ندارم. حالا چی گفتم؟

254
00:13:01,125 --> 00:13:03,208
جارویس یه پردازندۀ مرکزی
توی زیرزمین داره

255
00:13:03,250 --> 00:13:06,375
،اگه جارویس رو دوباره فعال کنیم
می‌تونیم کنترل ساختمون و هر چی داخلشـه رو

256
00:13:06,458 --> 00:13:07,583
پس بگیریم

257
00:13:07,625 --> 00:13:10,958
طوطیِ 2، میگی رجینالد ول‌جانسونِت باشم؟

258
00:13:11,000 --> 00:13:13,708
رجینالد ول‌جانسون؟
از فیلمـه همینو یادتـه؟

259
00:13:13,833 --> 00:13:14,833
اوه، لعنتی

260
00:13:18,125 --> 00:13:19,375
ها؟

261
00:13:20,458 --> 00:13:22,083
منو می‌بینید دیگه، نه؟

262
00:13:30,375 --> 00:13:33,083
باشه. باشه. باشه

263
00:13:33,958 --> 00:13:35,333
خیلی‌خب -
!هی -

264
00:13:41,208 --> 00:13:43,583
!گمونم تنها راه فرار از بیرونـه

265
00:13:48,958 --> 00:13:51,458
...یا خدا

266
00:14:24,750 --> 00:14:27,583
دیدی؟ خون هالک توی بدنمـه

267
00:14:27,708 --> 00:14:29,833
گمونم بهتره یه دست امتحانش کنم

268
00:14:32,333 --> 00:14:34,333
وایسا. وایسا. می‌شنوی؟

269
00:14:34,375 --> 00:14:35,625
برو، برو، برو

270
00:14:36,458 --> 00:14:38,250
زنجیرش رو کامل پاره کردم

271
00:14:38,333 --> 00:14:41,250
عصبانیتم چی؟
نباید یهو قاتی کنم

272
00:14:41,333 --> 00:14:43,083
آروم باش. نفس عمیق بکش

273
00:14:43,125 --> 00:14:44,458
این برام خوبـه، نه؟

274
00:14:46,208 --> 00:14:48,958
.طوطیِ 2، تکرار کن
رئیس، اونجا همه چی روبراهـه؟

275
00:14:49,000 --> 00:14:51,625
چون صدات کمی شبیه دارت ویدر شده

276
00:14:51,708 --> 00:14:53,833
.فقط کمی وقت می‌خوام
.دارم به یه چیزایی عادت می‌کنم

277
00:14:53,875 --> 00:14:56,750
باورم نمیشه کل ساختمون رو
این جعبۀ پیزوری می‌گردونه

278
00:14:56,833 --> 00:14:59,458
،دورۀ کارآموزی بعدیم باید برم ویکی‌لیکس

279
00:14:59,500 --> 00:15:02,333
چون قشنگ یاد گرفتم هک...اوه، نه

280
00:15:05,208 --> 00:15:06,750
!عجب

281
00:15:07,708 --> 00:15:09,875
!یه اتاق مخفی

282
00:15:09,958 --> 00:15:12,125
خیال کردی درِ ورودی
پردازندۀ مرکزیـه، مگه نه؟

283
00:15:12,208 --> 00:15:15,208
.هر کسی بود همین فکر رو می‌کرد
.اینجا نارنیایِ خرخون‌هاست

284
00:15:15,250 --> 00:15:18,125
باید یه بک‌آپ از هوش مصنوعی جارویس
توی زیرزمین باشه

285
00:15:18,208 --> 00:15:21,333
.رئیس، یکی دیگه هم باهاشـه
.توی زیرزمین

286
00:15:21,458 --> 00:15:24,083
.صبر کن. یه فکر بهتری دارم
.برگردید پنت‌هاوس

287
00:15:24,208 --> 00:15:27,375
بهتره کاری کنیم خودشون
بیان سمتِ همر

288
00:15:27,458 --> 00:15:30,083
.خیلی‌خب. بذار ببینم، رئیس
.یدونه فرایدی داریم

289
00:15:30,208 --> 00:15:33,875
.واردزورث. ایدیتِ یک
.انگار از اون معماهای بی‌بی‌سیـه

290
00:15:33,958 --> 00:15:35,333
!دارسی، فقط یکی رو انتخاب کن

291
00:15:35,458 --> 00:15:37,333
به‌به! میریم واسه ورنر

292
00:15:37,458 --> 00:15:39,083
!وای

293
00:15:39,125 --> 00:15:41,125
دارسی؟ دارسی، صدامو داری؟

294
00:15:41,958 --> 00:15:46,083
.باشه. گنجشکِ 1، جواب بده
طوطیِ 2 صحبت می‌کنه. صدامو داری؟

295
00:15:46,458 --> 00:15:48,208
این کار می‌کنه؟

296
00:15:48,333 --> 00:15:53,208
،تنها فرق بین قهرمان و آدم بده
روابط عمومیِ خوبـه

297
00:15:53,250 --> 00:15:56,333
ببین، توی این کشور واسه اینکه
بخشیده شی، نباید اظهار پشیمونی کنی

298
00:15:56,375 --> 00:15:58,083
نه، باید تغییر بِرَند بدی

299
00:15:58,125 --> 00:16:00,958
با اون خونِ هالک هم می‌خواستم
همین کار رو بکنم

300
00:16:01,000 --> 00:16:04,500
.ولی ازم دزدیدیش، هپی هوگان
.ولی نگران نباش

301
00:16:04,583 --> 00:16:08,458
،بعد از تشریح جسدت
مهندسی‌معکوسش می‌کنم

302
00:16:08,583 --> 00:16:09,958
نذار بترسوندت، هپی

303
00:16:10,083 --> 00:16:13,083
،درستـه. هو، هو، هوگان
،این دخترِ کارآموزت رو گرفتم

304
00:16:13,125 --> 00:16:14,958
ولی واسه کریسمس فقط تو رو می‌خوام

305
00:16:15,000 --> 00:16:18,208
باید اعتراف کنم بازی با کلمات قشنگی بود

306
00:16:18,333 --> 00:16:20,583
قربونت. پنج دقیقه دیگه
توی پنت‌هاوس باش

307
00:16:20,625 --> 00:16:22,458
وگرنه کارآموزت از بابانوئل
یه گلوله کادو می‌گیره

308
00:16:22,583 --> 00:16:24,708
ولی من که خیلی نازم

309
00:16:24,750 --> 00:16:28,375
.ضمناً هپی، یه لطفی به هممون بکن
.قهرمان بازی در نیار

310
00:16:28,458 --> 00:16:31,083
.آسانسور رو فعال کن
.الان میام بالا

311
00:16:34,083 --> 00:16:35,750
خیلی‌خب. ببینیم اینجا چی هست

312
00:16:35,833 --> 00:16:39,708
،با توجه به وزنش و اینکه صدا نداره
حدسم ساعت رولکسـه

313
00:16:39,833 --> 00:16:44,708
خدای من. میلیاردرمون برای
کاپیتان آمریکا جوراب گرفته

314
00:16:44,833 --> 00:16:48,375
.مطبوعات دروغ می‌گفتن
.این دوتا جدی با هم مشکل دارن

315
00:16:48,458 --> 00:16:50,750
جوراب با کیفیت هدیۀ خیلی خوبیـه

316
00:16:53,375 --> 00:16:55,375
هی، هپی، اومدی ازمون شکر قرض بگیری؟

317
00:16:55,458 --> 00:16:56,750
آبکشش کنید، بچه‌ها

318
00:16:57,583 --> 00:16:58,750
!هپی، نه

319
00:17:01,500 --> 00:17:02,833
!اوه

320
00:17:02,875 --> 00:17:05,083
پودینگِ انجیرمون رو بده

321
00:17:06,750 --> 00:17:08,708
چی؟ «ببار ای برف»؟

322
00:17:08,833 --> 00:17:10,500
اوه، به خُشکی شانس

323
00:17:13,333 --> 00:17:15,208
اون دیگه چیـه؟

324
00:17:15,250 --> 00:17:16,750
زلزله؟ زلزله‌ست؟

325
00:17:24,833 --> 00:17:26,583
فکر کنم هپی هوگانـه

326
00:17:33,083 --> 00:17:35,708
آهای؟ یه عجیب‌الخلقه افتاده به جون‌مون

327
00:17:35,750 --> 00:17:37,958
پس واسه چی به شما پول میدم؟

328
00:17:38,083 --> 00:17:39,083
واسه این نمیدی

329
00:17:39,208 --> 00:17:43,083
.یالا، یالا. اتاق یوگا
استودیوی کارائوکه. خدایی؟

330
00:17:43,208 --> 00:17:45,000
!اسلحه‌خونۀ انتقام‌جویان. یافتم

331
00:17:49,000 --> 00:17:50,000
...آه

332
00:17:53,208 --> 00:17:55,833
عجب. گردنت از ثور هم کلفت‌تره

333
00:17:55,875 --> 00:17:57,958
باحالـه، نه؟
تازه مهمونی هنوز شروع نشده

334
00:17:58,958 --> 00:18:00,583
...ببین، اگه جارویس رو دوباره راه بندازیم

335
00:18:00,708 --> 00:18:02,625
،خودم فهمیدم. گنجشکِ 1

336
00:18:02,708 --> 00:18:05,208
.گفتی رو من حساب می‌کنی
.این حرفت خیلی برام باارزشـه

337
00:18:05,250 --> 00:18:06,583
همر داره میره سمت اسلحه‌خونه

338
00:18:06,625 --> 00:18:09,583
اون با من. شما جارویس رو دوباره راه بندازید

339
00:18:09,708 --> 00:18:13,083
وقتشـه همر رو عین میخ بکنم تو زمین

340
00:18:13,625 --> 00:18:15,958
!همر! همر

341
00:18:17,250 --> 00:18:18,250
اوه

342
00:19:05,708 --> 00:19:09,833
دیگه آخر خطـه، همر. معجزۀ
کریسمسی هم در کار نیست

343
00:19:09,958 --> 00:19:12,875
به همین خیال باش، هالک هوگان

344
00:19:16,625 --> 00:19:18,833
!خدای من! بابانوئلـه

345
00:19:18,875 --> 00:19:20,125
واقعیـه

346
00:19:30,708 --> 00:19:32,333
من بابانوئلم، پسر

347
00:19:33,375 --> 00:19:36,333
همر داره هالک‌باستر رو کنترل می‌کنه

348
00:19:36,458 --> 00:19:39,458
.باید سریع کنترلش رو پس بگیریم
.جارویس رو آپلود کن

349
00:19:39,583 --> 00:19:41,458
جارویس نیست. آلمانیشـه

350
00:19:43,333 --> 00:19:45,750
این بدترین کارآموزی تاریخـه

351
00:19:50,708 --> 00:19:52,458
یالا، هپی. اینطوری نباش

352
00:19:52,583 --> 00:19:54,625
.بیا سریع تمومش کنیم
.فقط یه تیکه‌ات رو می‌خوام

353
00:19:54,708 --> 00:19:55,958
تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

354
00:20:04,458 --> 00:20:08,375
عمراً حقوق استارک برای
سر و کله زدن با همر کافی باشه

355
00:20:12,583 --> 00:20:14,500
هی، چیکار می‌کنید؟

356
00:20:16,208 --> 00:20:17,208
هیچ‌کار؟

357
00:20:21,000 --> 00:20:23,333
ایول! بهترین رئیس دنیا

358
00:20:23,375 --> 00:20:24,458
دارسی، جدی میگی؟

359
00:20:24,500 --> 00:20:28,208
خب، شنیدن این حرف از زبون کسی که
کلی رئیس داشته، واقعاً ارزشمنده

360
00:20:33,833 --> 00:20:35,208
هنگ کرده. نمی‌تونیم وارد شیم

361
00:20:35,250 --> 00:20:37,958
.لعنت بهت، گرونۀ بدبختی
.سریع، کنترل‌آلت‌دیلیت

362
00:20:39,333 --> 00:20:40,750
عجب. جدی جواب داد

363
00:20:40,833 --> 00:20:44,958
اینو موقع کارآموزی توی بخش آی‌تیِ
دانشگاه کالور یاد گرفتم

364
00:20:45,083 --> 00:20:47,708
تابحال یه شغل واقعیِ باحقوق داشتی

365
00:20:58,958 --> 00:21:00,000
عصر بخیر

366
00:21:00,083 --> 00:21:03,458
ایول. خیلی‌خب، پروتکل هالک‌باسترِ
ورونیکا رو از کار بنداز

367
00:21:03,583 --> 00:21:08,833
.در ابتدا، انسان ماشین را کنترل می‌کرد
.اکنون سرنوشت انسان در دست ماشین‌هاست

368
00:21:11,708 --> 00:21:13,833
آره، باشه. زنگ می‌زنی انتقام‌جویان؟

369
00:21:13,875 --> 00:21:16,333
به قول آلمانی‌ها، نه

370
00:21:18,208 --> 00:21:21,333
این دیگه چه برنامه‌ایـه؟
سیریِ هیچ‌انگارهاست؟

371
00:21:21,458 --> 00:21:22,458
عین بابام حرف می‌زنه

372
00:21:22,583 --> 00:21:24,333
هپی، خودت باید یه کاریش کنی

373
00:21:27,875 --> 00:21:33,458
.یکم موی‌تای نوش‌جان کن
.حالا جوجیتسو و تکواندو

374
00:21:38,458 --> 00:21:40,625
چرا حالیت نمیشه شکست خوردی، عجیب‌الخلقه؟

375
00:21:40,708 --> 00:21:42,583
چی؟

376
00:21:57,958 --> 00:22:01,125
.آییی لعنت
!اون هیولا داره زره‌ام رو می‌خوره

377
00:22:03,958 --> 00:22:04,958
ها؟

378
00:22:09,500 --> 00:22:11,875
بروس، یه کمکی می‌کنی؟

379
00:22:11,958 --> 00:22:13,708
نه، خودتون از پسش برمیاید

380
00:22:18,583 --> 00:22:20,458
ثور کجاست؟

381
00:22:20,583 --> 00:22:21,750
اون هپی نیست؟

382
00:22:21,833 --> 00:22:22,875
آم، نه

383
00:22:23,625 --> 00:22:25,583
این چه جونوریـه؟

384
00:22:28,958 --> 00:22:31,083
نه، نه، نه. اون خودیـه

385
00:22:31,208 --> 00:22:33,708
تکرار می‌کنم، اون خودیـه

386
00:22:35,000 --> 00:22:37,833
ناتاشا! منم

387
00:22:38,500 --> 00:22:40,125
خدای من. هپی؟

388
00:22:40,208 --> 00:22:41,333
درست گفتم

389
00:22:41,375 --> 00:22:45,708
این آدم خوبـه‌ست. آدم بده اونـه

390
00:22:47,708 --> 00:22:49,458
توی زره‌ام چیکار می‌کنی؟

391
00:22:49,583 --> 00:22:50,958
هیچ‌کار؟

392
00:22:55,500 --> 00:22:56,500
...آم

393
00:23:13,708 --> 00:23:15,833
تو نجاتم دادی. چرا؟

394
00:23:15,958 --> 00:23:18,583
.کریسمسـه، همر
.نیکی به مردمان

395
00:23:18,625 --> 00:23:20,333
حتی به بدهاشون

396
00:23:20,375 --> 00:23:21,375
آها

397
00:23:26,000 --> 00:23:29,083
.بابت مهمونی شرمنده، تونی
.مطمئنم بیمه خسارت بیشترشو میده

398
00:23:29,208 --> 00:23:32,208
،شوخی می‌کنی؟ تا تو رو دارم
بیمه می‌خوام چیکار؟

399
00:23:32,250 --> 00:23:34,708
.مرسی، تونی. صبر کن
می‌تونی درمانم کنی دیگه؟

400
00:23:34,833 --> 00:23:36,083
تا ابد که اینطوری نمی‌مونم؟

401
00:23:37,833 --> 00:23:40,833
.رئیس بخش امنیتیم، دوستان
.تشویقش کنید

402
00:23:40,958 --> 00:23:42,333
ایول، هپی -
آفرین، هپی -

403
00:23:42,458 --> 00:23:44,083
عالی بود، پسر -
 کریسمس  مزخرف-

404
00:23:44,208 --> 00:23:47,250
،اما در ادامۀ این داستان کریسمسی

405
00:23:47,333 --> 00:23:52,250
،برج همچنان سالم و پابرجا بود
مزیّن به گل و گیاه و تزئینات

406
00:23:52,333 --> 00:23:55,333
،سپس تونی استارک خطاب به تیمش گفت

407
00:23:55,458 --> 00:23:58,958
فکر کنم همه موافقن که
بهتره بریم یه چیزی بخوریم

408
00:23:59,083 --> 00:24:03,000
.حسابی گشنه‌امـه
.بعد اون درگیری می‌تونم یه کیک میوه‌ایِ کامل بخورم

409
00:24:03,083 --> 00:24:06,875
،اما این صدا را پس از دور شدن قهرمانان شنیدم

410
00:24:06,958 --> 00:24:09,708
«...کریسمس همگی مبارک و امیدوارم همه»

411
00:24:10,500 --> 00:24:11,500
بچه‌‌ها؟

412
00:24:11,958 --> 00:24:13,333
ای بابا. به مهمونی نرسیدم

413
00:24:15,125 --> 00:24:17,708
«امیدوارم همه شب خوبی داشته باشید»

414
00:26:04,958 --> 00:26:07,791
!عیدتون مبارک
