﻿1
00:00:03,044 --> 00:00:07,215
‫بچه‌ها، مرسی که اومدین!
‫بهتون خوش گذشت؟

2
00:00:07,549 --> 00:00:09,259
‫چه خبره؟

3
00:00:09,259 --> 00:00:10,969
‫نـ ــ نمی‌دونم.

4
00:00:22,105 --> 00:00:24,733
‫الحق که خیلی آدم باحالی‌ای، اومه-چان!

5
00:00:27,902 --> 00:00:30,196
‫خب، امروز تموم شد رفت پی کارش!

6
00:00:30,196 --> 00:00:32,574
‫مرخصین! مرخصین!

7
00:00:33,533 --> 00:00:37,662
‫می‌گم، این اطراف جایی غذای بیرون‌بر دارن؟

8
00:00:38,121 --> 00:00:40,290
‫ها؟ چرا؟

9
00:00:41,082 --> 00:00:42,625
‫«چرا»؟

10
00:00:43,585 --> 00:00:46,171
‫برای جشن بعدِ دعوا دیگه.

11
00:00:50,258 --> 00:00:51,468
‫چه خبره...

12
00:00:51,885 --> 00:00:53,845
‫چرا بیرون جشنو گرفتیم؟

13
00:00:53,845 --> 00:00:55,764
‫این‌طور مهمونی‌ها رو باید بیرون بگیریم.

14
00:00:56,848 --> 00:00:59,309
‫اینجا دقیقاً چه خبره؟

15
00:02:35,780 --> 00:02:36,614
‫وای!

16
00:02:36,614 --> 00:02:38,408
‫همه چه خوشمزه‌ن.

17
00:02:38,449 --> 00:02:41,494
‫الحق که از غذاهای محله‌ی غذا ‌فروشا کمتر از این انتظار نمی‌ره!

18
00:02:42,036 --> 00:02:44,831
‫خیلی‌خب، بزنیم به بدن!

19
00:02:47,208 --> 00:02:48,459
‫خوشمزه‌ست!

20
00:02:49,335 --> 00:02:50,545
‫همه‌شون خیلی خوشمزه‌ن!

21
00:02:51,588 --> 00:02:53,089
‫واقعاً خوشمزه‌ست.

22
00:02:54,048 --> 00:02:56,426
‫وایسا، لیمو هم داریم!

23
00:02:56,968 --> 00:02:58,720
‫منگل، رو همه‌ش نریز.

24
00:02:59,220 --> 00:03:02,640
‫چـ ـ چه خوب می‌تونن توی این شرایط غذا بخورن.

25
00:03:02,640 --> 00:03:03,850
‫همینو بگو.

26
00:03:04,726 --> 00:03:08,104
‫عه، سو-سان تو هم موافقی؟ خدا رو شکر.

27
00:03:08,104 --> 00:03:10,648
‫آه، من الان رژیمم.

28
00:03:10,648 --> 00:03:11,608
‫رژیمی؟

29
00:03:13,776 --> 00:03:15,069
‫این یارو چشه؟

30
00:03:16,029 --> 00:03:19,657
‫چطور می‌تونه با کسی که تا الان داشت دعوا می‌کرد غذا بخوره؟

31
00:03:20,867 --> 00:03:21,826
‫اصلاً...

32
00:03:22,744 --> 00:03:24,954
‫می‌شه اسم اونو گذاشت دعوا؟

33
00:03:25,330 --> 00:03:27,290
‫چطور می‌تونه این کارا رو بکنه؟

34
00:03:28,249 --> 00:03:29,834
‫من که عمراً...

35
00:03:31,085 --> 00:03:32,503
‫چی شده توگامه؟

36
00:03:32,754 --> 00:03:34,714
‫لب به غذا نزدی.

37
00:03:42,430 --> 00:03:44,057
‫عذر می‌خوام.

38
00:03:47,435 --> 00:03:53,191
‫کل این اتفاق تقصیر من بود.

39
00:03:53,650 --> 00:03:56,569
‫اینکه شیشیتورن چطور فاسد شد.

40
00:03:56,569 --> 00:03:59,280
‫حمله‌ی دیروز و همه‌ی جریانات امروز...

41
00:03:59,280 --> 00:04:00,615
‫همه‌شون.

42
00:04:00,990 --> 00:04:03,409
‫واقعاً بابت همه‌چیز عذر می‌خوام.

43
00:04:03,409 --> 00:04:05,328
‫کامه-چان، اینو من باید...

44
00:04:17,340 --> 00:04:20,385
‫شنیدی که چی گفت. ساکورا چی‌کار می‌کنی؟

45
00:04:22,720 --> 00:04:24,138
‫تو تصمیم بگیر.

46
00:04:27,475 --> 00:04:29,560
‫هر تنبیهی رو قبول می‌کنم.

47
00:04:31,020 --> 00:04:33,147
‫تنها کار درست برای من همینه.

48
00:04:46,119 --> 00:04:48,997
‫هرطور شده... باید یه آدم خیلی خفن بشی!

49
00:04:49,706 --> 00:04:51,708
‫حق نداری دیگه از این کارای خز بکنی!

50
00:04:53,918 --> 00:04:55,169
‫حالیته؟

51
00:05:01,509 --> 00:05:03,011
‫قول می‌دم.

52
00:05:08,433 --> 00:05:11,561
‫خب دیگه، تموم شد رفت پی کارش.

53
00:05:12,103 --> 00:05:13,980
‫اوه، این چیه؟

54
00:05:17,900 --> 00:05:19,360
‫بیدمشک سوخاری.

55
00:05:21,154 --> 00:05:25,867
‫اومه-چان، تو چطوری با وجودی که رئیسی
‫یه‌طوری هستی انگار خیلی بهت خوش می‌گذره؟

56
00:05:28,995 --> 00:05:32,290
‫من... عاشق غذا خوردنم.

57
00:05:37,670 --> 00:05:39,756
‫منم عاشق غذا خوردنم.

58
00:05:39,756 --> 00:05:42,175
‫من عاشق کاری‌ام! تو چی اومه-چان؟

59
00:05:42,425 --> 00:05:44,385
‫من بیشتر طرف املت برنجی‌ام.

60
00:05:44,385 --> 00:05:47,138
‫اما بیشتر از غذا خوردن،

61
00:05:47,430 --> 00:05:51,017
‫اینو دوست دارم که آدما رو دور هم
‫جمع کنم و موقع غذا خوردن بزم بگیرم.

62
00:05:51,476 --> 00:05:54,979
‫درمورد چیزای مختلف حرف بزنیم، مثل احمقا بخندیم...

63
00:05:54,979 --> 00:05:58,024
‫این‌طوری اتفاقای بدی که توی زندگیت می‌افته پاک یادت می‌ره.

64
00:05:58,524 --> 00:06:01,611
‫اون‌طور لحظه‌ها رو... بیشتر از هرچیزی می‌خوام.

65
00:06:02,070 --> 00:06:05,323
‫برای همین الان داره حسابی بهم خوش می‌گذره.

66
00:06:05,740 --> 00:06:11,954
‫و این هیچ ربطی به اینکه من رئیسم نداره.

67
00:06:13,539 --> 00:06:16,125
‫راست می‌گی... همینه.

68
00:06:16,667 --> 00:06:21,381
‫الان یادم اومد... روزایی قبل از رئیس شدنمو.

69
00:06:21,839 --> 00:06:24,884
‫وقتی همه می‌خندیدن و بهم خیلی خوش می‌گذشت.

70
00:06:25,468 --> 00:06:28,429
‫ولی اون‌موقع متوجه نبودم.

71
00:06:28,763 --> 00:06:32,350
‫خیال می‌کردم اگه اون بالای بالا باشم خیلی بهم خوش می‌گذره.

72
00:06:40,566 --> 00:06:44,153
‫چرا... نفهمیدم؟

73
00:06:46,531 --> 00:06:52,703
‫عموماً، آدما وقتی نفس می‌کشن نمی‌گن «ممنون اکسیژن».

74
00:06:53,329 --> 00:06:54,580
‫یعنی اینکه...

75
00:06:54,580 --> 00:06:59,877
‫چیزای سرگرم‌کننده درست جلوی چشمات بودن،
‫این‌قدر برات عادی بوده که متوجه‌شون نبودی.

76
00:07:01,337 --> 00:07:03,923
‫درستش اینه قبل از اینکه از دستشون بدی، متوجه‌شون بشی.

77
00:07:04,757 --> 00:07:07,593
‫واقعاً... خدا رو شکر.

78
00:07:14,434 --> 00:07:16,978
‫می‌شه یه چیز دیگه ازت بپرسم؟

79
00:07:18,271 --> 00:07:20,398
‫اومه-چان، تو که از این چیزا خوب سر در میاری.

80
00:07:20,898 --> 00:07:22,733
‫پس برای چی رئیس شدی؟

81
00:07:26,362 --> 00:07:30,616
‫چون می‌خوام موقع غذا خوردن با همه خوش بگذرونم.

82
00:07:31,117 --> 00:07:34,203
‫تا وقتی همه خوشحال باشن و خنده‌شون به‌راه باشه،

83
00:07:34,495 --> 00:07:36,664
‫منم می‌تونم کیف غذا خوردنمو ببرم.

84
00:07:40,209 --> 00:07:44,130
‫و وقتی به این فکر کردم که توی این شهر
‫چی‌کار می‌تونم بکنم تا بتونم به این کار ادامه بدم،

85
00:07:44,464 --> 00:07:46,924
‫فقط با رئیس فورین شدن، ممکن بود.

86
00:07:47,300 --> 00:07:48,509
‫همین.

87
00:07:50,219 --> 00:07:52,680
‫قصدم رسیدن به اینجا نبود.

88
00:07:52,930 --> 00:07:55,933
‫کارهایی بود که می‌خواستم با رئیس بودن انجام بدم.

89
00:07:56,559 --> 00:08:00,396
‫اگه یه راه دیگه برای انجامش بود،
‫ شایدم اون راهو انتخاب می‌کردم.

90
00:08:00,980 --> 00:08:05,860
‫اما اگه می‌کردم، اون‌وقت دیگه نمی‌تونستم
‫اینجا باهاتون غذا بخورم و اختلاط کنم.

91
00:08:09,906 --> 00:08:12,700
‫اومه-چان، تو واقعاً عجب آدمی هستی.

92
00:08:12,909 --> 00:08:16,245
‫این‌همه چیز درمورد خودت می‌دونستی و رئیس شدی.

93
00:08:16,245 --> 00:08:18,998
‫نه بابا، من که رئیس نشدم.

94
00:08:20,124 --> 00:08:21,751
‫بقیه اجازه‌شو دادن.

95
00:08:23,920 --> 00:08:26,088
‫تنهایی که نمی‌تونی بالا مالاها رو بگیری، واردی که؟

96
00:08:28,007 --> 00:08:32,345
‫منم فقط به‌خاطر این تونستم برسم
‫این بالا چون بقیه بلندم کردن.

97
00:08:32,803 --> 00:08:36,974
‫چون بقیه تونستن کاری که می‌خوام
‫بکنم رو درک کنن و کمکم کردن.

98
00:08:37,517 --> 00:08:41,020
‫برای همین وقتی رسیدم اینجا بهش فکر کردم.

99
00:08:41,437 --> 00:08:45,608
‫آرزوهام دیگه فقط آرزوهای خودم نیستن.

100
00:08:46,567 --> 00:08:49,820
‫برای همین، برای برآورده‌شدن اون آرزوها،

101
00:08:50,571 --> 00:08:55,451
‫مهم نیست چه مانعی، چقدر غیرمعقول یا غیرمنطقی باشه.

102
00:08:59,580 --> 00:09:02,416
‫من... عمراً باخت تو کارم نیست.

103
00:09:15,638 --> 00:09:19,308
‫اومه-چان، بار دنیا روی شونه‌هاته.

104
00:09:19,850 --> 00:09:22,144
‫جون ندارن... مشت‌هات.

105
00:09:22,853 --> 00:09:24,480
‫دلیلشو نمی‌فهمی؟

106
00:09:25,106 --> 00:09:27,358
‫واسه اینکه برای هیچ و پوچ می‌جنگی.

107
00:09:29,860 --> 00:09:31,028
‫چوجی.

108
00:09:31,821 --> 00:09:32,905
‫آه.

109
00:09:36,909 --> 00:09:40,037
‫پس واسه همین... مشتام جون نداشتن.

110
00:09:41,581 --> 00:09:43,457
‫عمراً نمی‌تونستم ببرم!

111
00:09:48,546 --> 00:09:51,799
‫تا بعد. بازم بیاین باهم وقت بگذرونیم.

112
00:09:52,091 --> 00:09:56,554
‫غذاهای اینجا حرف ندارن، ولی ما هم
‫سمت خودمون چیزای محشری داریم.

113
00:09:56,554 --> 00:09:57,471
‫واقعاً؟

114
00:09:57,471 --> 00:09:58,681
‫آره بابا.

115
00:09:58,931 --> 00:10:01,350
‫کاش یه چیزی با خودم آورده بودم.

116
00:10:01,350 --> 00:10:02,184
‫اوه!

117
00:10:03,644 --> 00:10:06,230
‫یادم رفته بود از نونوایی کاکتوس با خودم نون گوشتی آوردم.

118
00:10:07,398 --> 00:10:10,735
‫می‌خوری؟ نونشون حتی وقتی سرد شده هم خوشمزه‌ست.

119
00:10:11,068 --> 00:10:14,488
‫نه خب، اون دیگه فقط سرد نشده.

120
00:10:14,780 --> 00:10:15,948
‫ممنونم.

121
00:10:16,991 --> 00:10:18,701
‫دفعه‌ی دیگه، داغِ از تنور دراومده بخور!

122
00:10:18,701 --> 00:10:19,493
‫اوهوم!

123
00:10:35,551 --> 00:10:37,470
‫می‌بینمتون!

124
00:10:39,221 --> 00:10:41,015
‫می‌بینمت!

125
00:10:50,316 --> 00:10:51,651
‫رفتن.

126
00:10:52,151 --> 00:10:53,027
‫اوهوم.

127
00:10:54,236 --> 00:10:55,988
‫می‌گم، کامه-چان.

128
00:10:57,740 --> 00:10:59,617
‫من... دیگه فهمیدم.

129
00:11:01,160 --> 00:11:05,331
‫کاری که من کردم... چیزی نیست که با یه
‫عذرخواهی خشک و خالی درست بشه.

130
00:11:07,041 --> 00:11:07,875
‫اوهوم.

131
00:11:08,376 --> 00:11:14,131
‫ولی بازم، نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.
‫و حتی نمی‌دونم چی‌کار می‌تونم بکنم.

132
00:11:15,424 --> 00:11:18,969
‫ولی بازم من... من...

133
00:11:20,137 --> 00:11:21,681
‫به همه‌تون نیاز دارم.

134
00:11:22,890 --> 00:11:23,891
‫پس...

135
00:11:25,726 --> 00:11:27,269
‫منم همینم.

136
00:11:28,104 --> 00:11:30,564
‫کاری که من کردمم دود نمی‌شه بره هوا.

137
00:11:32,400 --> 00:11:34,318
‫منم می‌خوام یه‌طوری جبران کنم.

138
00:11:34,735 --> 00:11:38,781
‫ولی بعد از اینکه عذرخواهی کردم،
‫نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.

139
00:11:40,241 --> 00:11:42,827
‫ولی برای همینم که شده...

140
00:11:44,453 --> 00:11:46,580
‫باید با موقعیت روبه‌رو شم.

141
00:11:50,626 --> 00:11:53,921
‫این دفعه بیا باهم... دنبال جواب بگردیم.

142
00:11:58,384 --> 00:11:59,260
‫آره.

143
00:12:08,185 --> 00:12:09,270
‫چیه؟

144
00:12:10,020 --> 00:12:13,524
‫این‌همه بلا سرش اومده، ولی هنوزم نون گوشتیه.

145
00:12:16,360 --> 00:12:18,195
‫خوشمزه‌ست.

146
00:12:18,320 --> 00:12:20,239
‫یعنی داغ و تازه‌ش چطوریه؟

147
00:12:33,961 --> 00:12:35,880
‫ها؟ بازم بارون؟

148
00:12:39,717 --> 00:12:43,095
‫راست می‌گیا... چه عجیب.

149
00:12:44,346 --> 00:12:48,350
‫خورشیده تازه داشت دوباره می‌تابید.

150
00:12:51,771 --> 00:12:52,980
‫خوش برگشتی.

151
00:13:26,889 --> 00:13:30,059
‫چیه، ساساکی؟ کل مدت منتظر ما بودی؟

152
00:13:31,435 --> 00:13:33,354
‫چـ ــ چیزه.

153
00:13:38,901 --> 00:13:41,028
‫بهت که گفتم بسپریش به ما.

154
00:13:43,531 --> 00:13:44,907
‫دیگه تموم شده.

155
00:13:50,746 --> 00:13:51,539
‫واقعاً...

156
00:13:52,665 --> 00:13:53,791
‫واقعاً...

157
00:13:54,500 --> 00:13:56,377
‫ازتون ممنونم.

158
00:14:00,130 --> 00:14:01,715
‫ما برگشتیم!

159
00:14:02,174 --> 00:14:03,217
‫خوش اومـ...

160
00:14:03,300 --> 00:14:05,845
‫وایسا،‌ چی؟ به همین زودی بهش فیصله دادین؟

161
00:14:05,845 --> 00:14:08,639
‫شیشیتورن هنوز عین قبل
‫همین حوالی می‌پلکن؟
‫کــــوتـــوهـــا!
‫ما برگشتیم!

162
00:14:09,431 --> 00:14:10,474
‫الان دیگه باهاشون دوستیم.

163
00:14:11,267 --> 00:14:13,269
‫هردفعه که دعواهاتون از اون بداشه.

164
00:14:13,811 --> 00:14:14,937
‫حالتون خوبه؟

165
00:14:15,354 --> 00:14:16,981
‫اینکه چیزی نیست.

166
00:14:18,524 --> 00:14:20,609
‫تو سر و وضعت خیلی خوبه.

167
00:14:20,860 --> 00:14:23,487
‫من از اون آدمایی‌ام که خیلی عرق نمی‌کنم.

168
00:14:24,238 --> 00:14:26,365
‫ساکورا، تو هم که درب‌وداغونی.

169
00:14:27,950 --> 00:14:29,034
‫خوش برگشتی.

170
00:14:32,288 --> 00:14:34,790
‫چون تو... تنهایی.

171
00:14:36,876 --> 00:14:40,921
‫منم فقط به‌خاطر این تونستم برسم
‫این بالا چون بقیه بلندم کردن.

172
00:14:41,046 --> 00:14:45,050
‫چون بقیه تونستن کاری که می‌خوام
‫بکنم رو درک کنن و کمکم کردن.

173
00:14:45,676 --> 00:14:47,636
‫ساکورا-سان، چی شده؟

174
00:14:47,803 --> 00:14:50,139
‫داشتیم برمی‌گشتیم هم کلاً ساکت بودی.

175
00:14:50,264 --> 00:14:51,056
‫من می‌رم خونه.

176
00:14:51,348 --> 00:14:53,726
‫عــه؟ ساکورا-سان، چی شده؟

177
00:14:54,768 --> 00:14:56,270
‫وایسا، وایسا!

178
00:14:56,270 --> 00:14:57,354
‫چـ ــ چته...

179
00:14:57,354 --> 00:15:00,900
‫امروز رو نباید فراموش کنیم واسه همین جشن می‌گیریم!

180
00:15:00,900 --> 00:15:03,569
‫کوتوها! واسه‌مون قهوه‌ی مخصوص بیار!

181
00:15:06,655 --> 00:15:08,949
‫ارزش جشن‌گرفتن نداره!

182
00:15:08,949 --> 00:15:13,329
‫تو موقع دعوات یه مکالمه داشتی،
‫واسه همین امروز، جشن یادبودِ مکالمه‌ست!

183
00:15:13,579 --> 00:15:16,790
‫هـــا؟ داری چی میگی که من حالیم نمی‌شه؟

184
00:15:16,957 --> 00:15:19,251
‫جشن یادبود مکالمه چیه؟

185
00:15:19,919 --> 00:15:22,546
‫فکر کنم عین جشن یادبود سالاده!

186
00:15:23,881 --> 00:15:25,507
‫اگه می‌خوای
‫جشن بگیری بفرمـ...
‫من...

187
00:15:25,883 --> 00:15:28,135
‫می‌خوام باهات حرف بزنم.

188
00:15:32,056 --> 00:15:34,683
‫فکر می‌کردم تک و تنها می‌تونم بالادستی بشم.

189
00:15:35,935 --> 00:15:38,771
‫فکر می‌کردم قوی‌ترین آدم، بالادستیه.

190
00:15:39,730 --> 00:15:42,608
‫ولی انگار اوضاع این‌جوری نیست.

191
00:15:46,320 --> 00:15:48,739
‫خب، چطور بود؟

192
00:15:48,864 --> 00:15:50,491
‫مکالمه‌ت با توگامه رو می‌گم.

193
00:15:52,034 --> 00:15:54,578
‫نه. دارم می‌گم که باهاش مکالمه‌ای نداشتم.

194
00:15:54,870 --> 00:15:56,997
‫صدای مشتام و چیزای دیگه رو نمی‌شنیدم.

195
00:16:01,460 --> 00:16:05,214
‫اوه، گرفتم.
‫پس این‌طوری تعبیرش کردی.

196
00:16:05,506 --> 00:16:08,676
‫ساکورا-کن، چه رمانتیک تشریف داری.

197
00:16:08,759 --> 00:16:10,761
‫ساکورا-سان، ماشالا هزار ماشالا.

198
00:16:11,428 --> 00:16:13,806
‫چتونه شماها؟ نخندین!

199
00:16:13,806 --> 00:16:17,351
‫وای، شرمنده. درست بهت توضیح ندادم.

200
00:16:17,893 --> 00:16:20,771
‫عجب بچه‌ی صاف‌وصادقی‌ای.

201
00:16:20,938 --> 00:16:23,023
‫ولی درمورد تلپاتی که حرف نمی‌زدم.

202
00:16:23,023 --> 00:16:25,401
‫حتی منم صداها رو نمی‌شنوم.

203
00:16:29,154 --> 00:16:33,450
‫وقتی گفتم مشت‌ها یه زبان هستن،
‫منظورم زبون رایج یه مملکت نبود.

204
00:16:33,951 --> 00:16:37,579
‫منظورم این بود؛ راهیه که باهاش چیزی
‫رو بیان کنی، یا چیزی که بیان شده رو قبول کنی.

205
00:16:38,288 --> 00:16:42,334
‫و مشت‌ها از زبان قدیمی‌ترین.
‫یه راه و وسیله‌ی ابتدایی‌ان.

206
00:16:42,584 --> 00:16:45,337
‫واسه همین به‌نظرم چیزی که بیان می‌شه هم می‌تونه اولیه باشه.

207
00:16:45,671 --> 00:16:47,047
‫اولیه؟

208
00:16:48,340 --> 00:16:50,759
‫مثلاً؛‌ اگه از کسی خوشت بیاد یا بدت بیاد.

209
00:16:52,594 --> 00:16:53,554
‫چشمام!

210
00:16:53,887 --> 00:16:55,431
‫بابا، وایسا سوگیشیتا.

211
00:16:55,431 --> 00:16:57,641
‫واااا، سمی هم بود!

212
00:16:57,766 --> 00:17:00,060
‫ای خدا! شماها دارین چی‌کار می‌کنین؟

213
00:17:00,060 --> 00:17:01,687
‫همه‌شو خشک کن، خب؟

214
00:17:03,897 --> 00:17:05,691
‫شرمنده، کوتوها.

215
00:17:07,901 --> 00:17:10,279
‫تو با توگامه صحبت کردی.

216
00:17:10,279 --> 00:17:12,740
‫شاید واسه اینه که داره از توگامه خوشت میاد؟

217
00:17:13,657 --> 00:17:14,700
‫هــــا؟

218
00:17:15,701 --> 00:17:16,660
‫واسه همین...

219
00:17:17,161 --> 00:17:20,414
‫اون‌موقع پریدی جلو که به تومیاما مشت بزنی.

220
00:17:22,291 --> 00:17:26,003
‫به‌نظر من که این قشنگ نشون می‌ده تونستی باهاش صحبت کنی.

221
00:17:28,213 --> 00:17:31,258
‫حـ ــ حالا تونستم این‌کارو بکنم، که چی اصلاً؟

222
00:17:31,258 --> 00:17:33,510
‫چرا باید براش جشن بگیریم؟

223
00:17:33,886 --> 00:17:35,471
‫خب،‌ می‌دونی...

224
00:17:38,265 --> 00:17:39,933
‫چون خوشحالم می‌کنه.

225
00:17:40,184 --> 00:17:41,351
‫هــا؟

226
00:17:41,351 --> 00:17:42,436
‫می‌دونی، وقتی من...

227
00:17:42,603 --> 00:17:45,481
‫شنیدم یکی داره از بیرونِ شهر میاد اینجا،

228
00:17:45,481 --> 00:17:49,443
‫با خودم می‌گفتم «خب اون بیرون آدمای کنجکاو
‫زیادن»، و مونده بودم چه‌جور آدمی هستی.

229
00:17:53,655 --> 00:17:57,159
‫دیروز و امروز که دیدمت... از یه‌چیزی مطمئن شدم.

230
00:18:01,455 --> 00:18:02,998
‫تو پسر گلی هستی.

231
00:18:04,541 --> 00:18:07,169
‫و کسی عین تو اومده به شهر ما.

232
00:18:08,295 --> 00:18:10,130
‫اینه که منو خوشحال می‌کنه.

233
00:18:13,967 --> 00:18:16,553
‫پس بهتر نیست بهش بگیم جشن خوش‌آمدگویی؟

234
00:18:16,553 --> 00:18:17,304
‫هوم، هوم.

235
00:18:17,304 --> 00:18:19,223
‫جشن یادبود مکالمه رو کسی نمی‌فهمه آخه.

236
00:18:19,473 --> 00:18:21,517
‫اوه، حق فرمودی!

237
00:18:23,435 --> 00:18:24,645
‫همین اسمه خوبه براش!

238
00:18:25,646 --> 00:18:26,647
‫چطوری...

239
00:18:28,315 --> 00:18:31,110
‫چطوری می‌تونی همه‌چیو این‌قدر راحت قبول کنی؟

240
00:18:31,777 --> 00:18:32,986
‫چطوری بی‌خیالش می‌شی؟

241
00:18:33,946 --> 00:18:37,991
‫همه‌ی آدمای این شهر و بچه‌های فورین هم همینن.

242
00:18:38,951 --> 00:18:40,536
‫من...

243
00:18:40,536 --> 00:18:44,373
‫من اومدم که بالا مالاها رو بگیرم.
‫اومدم تو رو شکستت بدم.

244
00:18:47,960 --> 00:18:49,795
‫نمی‌تونم همچین کاری رو بکنم.

245
00:18:50,838 --> 00:18:55,175
‫من از اولش هم نمی‌تونستم بقیه رو توی زندگیم راه بدم.

246
00:18:56,510 --> 00:18:59,429
‫واسه همین بود که تصمیم گرفتم تنهایی قوی شم.

247
00:19:01,056 --> 00:19:07,104
‫اومدم اینجا چون می‌خواستم بالادستیِ بقیه
‫بشم و خودمو همین‌طوری که هستم، قبول کنم

248
00:19:08,480 --> 00:19:13,318
‫ولی انگاری واسه رئیس‌شدن، به بقیه هم نیازه.

249
00:19:14,444 --> 00:19:16,780
‫و چون نمی‌تونم بقیه رو توی زندگیم راه بدم،

250
00:19:17,406 --> 00:19:20,200
‫هیچ‌وقت رئیس نمی‌شم.

251
00:19:21,160 --> 00:19:23,537
‫صـ ــ صبر کن ببینم ساکورا-سان!

252
00:19:30,419 --> 00:19:31,879
‫سـ ــ ساکورا-سان.

253
00:19:32,087 --> 00:19:35,507
‫تو دیروز بهم گفتی که خز نیستم!

254
00:19:36,925 --> 00:19:40,220
‫ولی خب، خز نیستی

255
00:19:40,679 --> 00:19:43,891
‫درست‌وحسابی بهم نگاه کردی.

256
00:19:44,224 --> 00:19:46,560
‫من خیلی به‌خاطرش خوشحال شدم.

257
00:19:47,936 --> 00:19:49,479
‫واسه همین، ساکورا-سان، ‌تو...

258
00:19:50,898 --> 00:19:55,110
‫ها؟ چی؟ می‌خواستم چی بگم؟

259
00:19:55,736 --> 00:19:58,280
‫عیبی نداره. لُب کلامو رسوندی.

260
00:20:00,115 --> 00:20:01,366
‫می‌گم، ساکورا.

261
00:20:01,533 --> 00:20:04,661
‫می‌دونی شرایط صحبت‌کردن با مشت‌هات چه‌جوریه؟

262
00:20:04,828 --> 00:20:06,205
‫شرایط؟

263
00:20:06,538 --> 00:20:10,709
‫باید با یکی مواجه شی، و باید بخوای که اون طرف رو بشناسی.

264
00:20:11,293 --> 00:20:13,086
‫تو از پس اینا براومدی.

265
00:20:14,713 --> 00:20:17,049
‫واسه همینه که تونستی با توگامه صحبت کنی.

266
00:20:17,633 --> 00:20:18,759
‫می‌خوام...

267
00:20:19,051 --> 00:20:20,427
‫درمورد این یارو بدونم.

268
00:20:21,470 --> 00:20:24,723
‫نیازی نیست هر چیز و ناچیزی رو
‫قبول کنی و راهش بدی توی زندگیت.

269
00:20:25,015 --> 00:20:30,020
‫ولی واسه قبول‌کردنش، ‌اول باید با طرف مواجه شی.

270
00:20:31,188 --> 00:20:33,565
‫تو از اونایی هستی که از پسش برمیای.

271
00:20:33,774 --> 00:20:36,443
‫و به چشم من، دلت می‌خواد بقیه رو راه بدی توی زندگیت.

272
00:20:37,194 --> 00:20:39,738
‫هنوزم دست از بقیه نکشیدی.

273
00:20:40,155 --> 00:20:41,531
‫و لازم هم نیست بکشی.

274
00:20:42,241 --> 00:20:43,867
‫پس نظرت چیه تو هم این‌طرفو نگاه کنی؟

275
00:20:44,409 --> 00:20:46,620
‫اگه بکنی، مطمئنم...
‫و اگه از پسش بربیای...

276
00:20:46,620 --> 00:20:49,289
‫اونی می‌شی که می‌خوای
‫به هرچیزی که بخوای می‌رسی.

277
00:20:49,790 --> 00:20:52,334
‫حتی می‌تونی رئیس بشی.

278
00:20:53,543 --> 00:20:54,503
‫باشه؟

279
00:21:07,766 --> 00:21:12,229
‫ا ــ‌ اگه رئیس بشم یعنی تو از من باختی!

280
00:21:13,897 --> 00:21:15,023
‫آرههه!

281
00:21:15,023 --> 00:21:16,817
‫وقتش که شد درموردش حرف می‌زنیم.

282
00:21:18,735 --> 00:21:20,988
‫چته سوگیشیتا؟ می‌خوای بری دسـت‌شویی؟

283
00:21:22,447 --> 00:21:23,573
‫لهت می‌کنم!

284
00:21:23,740 --> 00:21:26,201
‫ها؟ چه مرگته؟ بیا جلو بینم!

285
00:21:27,369 --> 00:21:29,329
‫سـ ــ سوگیشیتا-سان، صبر کن!

286
00:21:29,329 --> 00:21:31,707
‫کل مدت زانوی غم بغل گرفته بود.

287
00:21:31,790 --> 00:21:35,043
‫وایسین بینم!‌ چه غلطی می‌کنین؟

288
00:21:35,168 --> 00:21:38,213
‫اگه می‌خواین دعوا کنین، گمشین بـــیــــرون!

289
00:21:38,630 --> 00:21:41,675
قسمت دهم
مکالمه

290
00:23:12,224 --> 00:23:15,644
‫اومه‌میا جلوی کوتوها واقعاً کم میاره.

291
00:23:15,644 --> 00:23:17,145
‫آره واقعاً.

292
00:23:17,145 --> 00:23:21,274
‫که یعنی رئیس بوفورین...

293
00:23:24,403 --> 00:23:26,446
‫می‌بینم که ازش بو بردی.
