﻿1
00:00:15,080 --> 00:00:21,320
‫«نوجوانی»
‫«فصل یک، قسمت سوم»

2
00:00:23,320 --> 00:00:26,160
‫« ماه هفتم »

3
00:00:43,480 --> 00:00:44,560
‫اوه

4
00:00:51,360 --> 00:00:52,520
‫اینجا کار می‌کنی؟

5
00:00:53,040 --> 00:00:55,440
‫- اوم، من بازدیدکننده‌م
‫- درستـه

6
00:00:59,560 --> 00:01:02,200
‫درستـه. میشه یه لحظه بیای داخل؟

7
00:01:03,520 --> 00:01:05,120
‫شرمنده. یکم دیر کردم.

8
00:01:05,160 --> 00:01:09,000
‫اشکالی نداره.
‫توی دوربین‌ها دیدم داشتی می‌اومدی بالا.

9
00:01:09,040 --> 00:01:10,560
‫دارن میارنش پایین

10
00:01:11,480 --> 00:01:14,280
‫اوم، شنیدم با یکی دعواش شده

11
00:01:14,320 --> 00:01:17,200
‫- از کجا شنیدی؟
‫- گزارشش اومده بود

12
00:01:17,240 --> 00:01:20,280
‫- اگه ببینم خیلی به کارم میاد...
‫- توی کارت... تاثیری داره؟

13
00:01:20,320 --> 00:01:21,960
‫توی ارزیابیت؟

14
00:01:22,960 --> 00:01:24,440
‫می‌خوام ببینمش

15
00:01:24,480 --> 00:01:28,440
‫خیلی‌خب.
‫الان پورتش رو وصل می‌کنم.

16
00:01:37,520 --> 00:01:39,520
‫خب، این‌چندوقته خیلی ساکت بوده

17
00:01:40,720 --> 00:01:42,480
‫نمی‌دونم تاثیری داره یا نه

18
00:01:43,000 --> 00:01:47,640
‫نمی‌دونم چیزی که من فکر می‌کنم و می‌بینم
‫توی ارزیابیت تاثیری داره یا نه

19
00:01:48,280 --> 00:01:50,520
‫این هم از این

20
00:01:57,320 --> 00:01:59,960
‫- آره، فقط یه چندتا کبودی و خراش بوده
‫- گزارشش رو خوندم

21
00:02:00,000 --> 00:02:02,680
‫- جفت‌شون هم رو مقصر می‌دونن
‫- می‌دونم، گزارشش رو خوندم

22
00:02:05,440 --> 00:02:08,040
‫این... پنجمین باریـه که میای ملاقات؟

23
00:02:08,800 --> 00:02:10,040
‫بله

24
00:02:10,080 --> 00:02:11,960
‫می‌دونی می‌خوای تو گزارشت چی بگی؟

25
00:02:12,600 --> 00:02:14,360
‫اگه می‌دونستم که نمی‌اومدم اینجا

26
00:02:15,000 --> 00:02:18,040
‫خب، اون یکی همکارت.
‫فقط سه جلسه لازم داشت...

27
00:02:18,080 --> 00:02:19,360
‫چیز دیگه‌ای نگو

28
00:02:19,400 --> 00:02:22,200
‫مهمـه که ندونم بقیه‌ی روانشناس‌ها چی میگن،

29
00:02:22,240 --> 00:02:23,720
‫چی‌کار می‌کنن یا چه فکر می‌کنن

30
00:02:28,320 --> 00:02:31,400
‫مهم اینـه که مهم‌ترین ارزیابی انجام شه،
‫نه سریع‌ترین

31
00:02:31,440 --> 00:02:35,640
‫- ببخشید، یه لحظه حماقت کردم
‫- نه، من کردم... آخه فقط طرز کار من اینطوریـه

32
00:02:39,720 --> 00:02:42,480
‫درستـه.
‫جیمی رسید.

33
00:02:42,520 --> 00:02:43,760
‫می‌برمت اونجا

34
00:02:44,680 --> 00:02:47,240
‫باید از دستگاه یه هات‌چاکلت بگیرم

35
00:02:47,280 --> 00:02:48,560
‫یادم نرفته

36
00:03:32,040 --> 00:03:33,480
‫ولم کن!

37
00:03:34,000 --> 00:03:36,520
‫نه! تو ولم کن!

38
00:03:37,040 --> 00:03:39,680
‫خب، تو زیرزمین اتاق شکنجه داریم

39
00:03:40,200 --> 00:03:42,440
‫دولت هم تاییدش کرده.
‫همه‌چیز مخفیانه‌ست.

40
00:03:42,960 --> 00:03:44,000
‫اونا دیگه چی‌ان؟

41
00:03:44,040 --> 00:03:46,400
‫دوست داره که تو هات‌چاکلتش
‫مارشمالو باشه

42
00:03:46,440 --> 00:03:49,480
‫کارت رو خیلی جدی گرفتی.
‫تاحالا از این کارا نکردم.

43
00:03:49,520 --> 00:03:52,480
‫این واسه مارک بود فک کنم

44
00:03:53,320 --> 00:03:55,560
‫بیچاره کل بدنش با رادیاتور سوخته

45
00:03:56,400 --> 00:03:59,040
‫البته نمی‌دونم چی‌کار کرده که
‫آوردنش اینجا

46
00:03:59,840 --> 00:04:02,240
‫مثل جیمیِ تو خیلی معروف نیست

47
00:04:02,920 --> 00:04:05,520
‫- بجنبید!
‫- دونفرمون داریم میایم

48
00:04:07,920 --> 00:04:10,040
‫خب دیگه.
‫اگه کاری داشتی می‌دونی کجام.

49
00:04:14,920 --> 00:04:16,680
‫- حال‌تون خوبـه؟
‫- بله

50
00:04:19,440 --> 00:04:21,240
‫- سلام جیمی
‫- سلام

51
00:04:22,040 --> 00:04:24,240
‫- اگه باهامون کاری داشتید، همین نزدیکیم
‫- بله

52
00:04:24,240 --> 00:04:26,120
‫- تو هم همینطور جیمی
‫- باشه

53
00:04:26,160 --> 00:04:27,920
‫حواس‌مون هست، خب؟

54
00:04:34,160 --> 00:04:35,160
‫هات چاکلت

55
00:04:35,200 --> 00:04:36,680
‫با... با ترافل؟

56
00:04:36,720 --> 00:04:37,920
‫با کلی ترافل

57
00:04:39,280 --> 00:04:41,280
‫یادت موند.
‫مرسی.

58
00:04:41,800 --> 00:04:44,920
‫نصف ساندویچم هم برات نگه داشتم که
‫اگه گشنت شد بخوری

59
00:04:44,960 --> 00:04:46,040
‫چی هست؟

60
00:04:46,760 --> 00:04:48,000
‫پنیر و خیارشور

61
00:04:48,920 --> 00:04:50,320
‫بدون گوجه؟

62
00:04:50,360 --> 00:04:52,600
‫گوجه خیلی با خیارشور جور در نمیاد

63
00:04:53,120 --> 00:04:54,240
‫سالاد هم نیوردی؟

64
00:04:54,840 --> 00:04:56,480
‫یعنی همچین کاری باهات می‌کنم؟

65
00:05:00,040 --> 00:05:02,560
‫نه گوجه هست و نه سالاد.
‫فقط پنیره و خیارشور.

66
00:05:02,600 --> 00:05:06,080
‫- می‌خوای؟ می‌تونم برای بعدم نگهش دارم
‫- نه، می‌خورم

67
00:05:06,120 --> 00:05:09,920
‫البته خیارشور رو مطمئن نیستم ولی می‌خورم

68
00:05:13,200 --> 00:05:15,520
‫- خودت درستش کردی؟
‫- آره

69
00:05:15,560 --> 00:05:18,520
‫- زیاد ساندویچ درست می‌کنی؟
‫- چیه، برات عجیبـه؟

70
00:05:19,040 --> 00:05:21,400
‫نه. مامانم هم درست می‌کنه.

71
00:05:21,440 --> 00:05:23,320
‫خب، پس شدیم دونفر

72
00:05:26,000 --> 00:05:26,920
‫خوشمزس

73
00:05:26,960 --> 00:05:27,960
‫یکم داغـه

74
00:05:28,520 --> 00:05:29,760
‫داغ بودنش مشکلی نیست

75
00:05:35,760 --> 00:05:39,120
‫- از دفعه پیش خیلی بهتر شدی
‫- یعنی چی؟

76
00:05:39,640 --> 00:05:41,600
‫می‌بینم رنگ و روت باز شده

77
00:05:42,440 --> 00:05:45,000
‫- صدات مثل مامان‌بزرگا شد
‫- جدی؟

78
00:05:45,040 --> 00:05:47,720
‫«اوه، رنگ و روت باز شده.
‫حتماً اون‌قدر مریض نبودی.»

79
00:05:48,400 --> 00:05:50,560
‫- صدای خوبی بود
‫- نه

80
00:05:52,400 --> 00:05:54,960
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگت رو زیاد می‌بینی؟

81
00:05:54,960 --> 00:05:58,080
‫- خب، این اواخر که نه
‫- نه، منظورم قبل از این اتفاقاتـه

82
00:05:58,960 --> 00:06:00,480
‫آره، یکم

83
00:06:00,480 --> 00:06:03,880
‫مامان و بابای پدریم رو آره.
‫مامانم با مامان‌بابای خودش کنار نمی‌اومد.

84
00:06:03,880 --> 00:06:05,680
‫آره، درموردش حرف زدیم

85
00:06:06,520 --> 00:06:09,520
‫خب، مامان‌بابای بابات چجوری‌ان؟

86
00:06:10,560 --> 00:06:13,040
‫نمی‌دونم، مثل خودشون

87
00:06:13,560 --> 00:06:14,960
‫خب، یعنی چی؟

88
00:06:16,440 --> 00:06:20,280
‫دوست دارن همه‌چیز طبق میل خودشون باشه.
‫«آبکی نیست. خیلی حیف شد»

89
00:06:20,320 --> 00:06:23,800
‫یا مثلا، «اگه یه تیکه کنار شامم باشه،
«خوشحال میشم آماندا

90
00:06:23,840 --> 00:06:26,320
‫یه تیکه... یه تیکه از چی؟

91
00:06:26,840 --> 00:06:29,000
‫نون

92
00:06:29,560 --> 00:06:32,480
‫- تو باکلاسی، مگه نه؟
‫- نه، فقط اهل اونجایی که تو هستی نیستم

93
00:06:32,520 --> 00:06:35,080
‫خب اگه به نون نمیگید «تیکه»
‫پس چی بهش میگید؟

94
00:06:35,120 --> 00:06:36,480
‫همم، نون

95
00:06:38,840 --> 00:06:40,000
‫باکلاسی

96
00:06:40,400 --> 00:06:42,440
‫اگه به باکلاس بودن من راضی میشی
‫پس آره جیمی، باکلاسم

97
00:06:42,440 --> 00:06:45,480
‫خب، بابابزرگت رو چی صدا می‌زنی؟
‫شرط می‌بندم بهش میگی «پدربزرگ».

98
00:06:45,520 --> 00:06:47,040
‫- نه‌خیرم
‫- شرط می‌بندم

99
00:06:47,080 --> 00:06:48,560
‫بهش میگن «پدرجان»

100
00:06:48,600 --> 00:06:49,680
‫چی؟

101
00:06:50,240 --> 00:06:51,200
‫جداً؟

102
00:06:51,240 --> 00:06:54,080
‫- آره
‫- وای!

103
00:06:54,120 --> 00:06:57,440
‫- ای خدا، تاحالا نشنیده بودم
‫- نمی‌دونم چرا

104
00:06:57,480 --> 00:07:00,560
‫خیلی‌خب. شاید خودش ازم خواسته که
‫اینطوری صداش بزنم. مطمئن نیستم.

105
00:07:00,600 --> 00:07:02,800
‫خدایا، واقعاً‌ باکلاسی

106
00:07:05,280 --> 00:07:06,880
‫نمی‌خوای ساندویچ رو یه مزه بکنی؟

107
00:07:07,680 --> 00:07:10,160
‫بعداً می‌خورم.
‫آخه خیارشور...

108
00:07:11,160 --> 00:07:12,320
‫حالم ازش بهم می‌خوره

109
00:07:12,360 --> 00:07:13,600
‫حالت بهم می‌خوره؟

110
00:07:14,320 --> 00:07:16,360
‫- اوه،‌ پس بدجوری گند زدم
‫- آره، خیلی

111
00:07:16,400 --> 00:07:17,520
‫باشه

112
00:07:19,680 --> 00:07:21,440
‫خب، میشه درمورد خودت حرف بزنیم؟

113
00:07:22,080 --> 00:07:24,520
‫خیلی از اخلاق‌های بابات رو
‫توی بابابزرگت می‌بینی، آره؟

114
00:07:25,480 --> 00:07:26,520
‫آره خب، نمی‌دونم

115
00:07:27,280 --> 00:07:30,280
‫شباهت‌تون تو حرف زدن‌شونـه یا
‫کارهاشون هم شبیهـه؟

116
00:07:30,320 --> 00:07:32,360
‫بابا و باباش چه‌جور آدم‌هایی‌ان؟

117
00:07:33,160 --> 00:07:34,160
‫مَردن دیگه

118
00:07:35,400 --> 00:07:39,240
‫خب، یعنی می‌تونم از کلمه‌ی
‫«مردونه» استفاده کنم؟

119
00:07:39,760 --> 00:07:41,160
‫استفاده که کردی

120
00:07:42,000 --> 00:07:45,680
‫من وقتی کلمه‌ی «مردونه» رو می‌شنوم،
‫یاد تعمیرات و این چیزا می‌افتم

121
00:07:46,320 --> 00:07:47,800
‫دوست دارن وسیله درست کنن

122
00:07:47,840 --> 00:07:51,240
‫از ورزش خوش‌شون میاد.
‫دوست دارن برن مِی‌خونه.

123
00:07:52,200 --> 00:07:53,240
‫آره

124
00:07:53,840 --> 00:07:56,120
‫مِی‌خونه که نه، ولی آره

125
00:07:56,160 --> 00:07:57,800
‫بابات نمیره مِی‌خونه؟

126
00:07:58,360 --> 00:08:00,560
‫نه... نه راستش

127
00:08:01,200 --> 00:08:02,640
‫نه‌ به‌اندازه‌ی پدرجانم

128
00:08:03,160 --> 00:08:06,000
‫- نمی‌ذاری یادم بره دیگه، آره؟
‫- نه

129
00:08:07,560 --> 00:08:09,800
‫پس بابابزرگت بیشتر اهل مِی‌کده‌ست، آره؟

130
00:08:10,800 --> 00:08:14,280
‫نمی‌دونم. اون...
‫دیگه خیلی بهمون سر نمی‌زنه.

131
00:08:14,320 --> 00:08:15,280
‫چقدر می‌بینیش؟

132
00:08:17,600 --> 00:08:19,760
‫شاید دوهفته‌ یه بار، اونم یک‌شنبه‌ها

133
00:08:19,760 --> 00:08:21,520
‫بعضی‌وقتا هم وسط هفته،
‫روزایی که...

134
00:08:21,560 --> 00:08:25,000
‫مامان و بابام جفت‌شون سر کارن،
‫اما بیشتر مامان‌بزرگم رو می‌بینم

135
00:08:26,240 --> 00:08:27,680
‫تعطیلات هم بیشتر می‌بینم‌شون

136
00:08:28,240 --> 00:08:30,680
‫- یه بار باهاشون رفتیم «تنریفه»
‫- روز تعطیل؟

137
00:08:31,200 --> 00:08:33,440
‫نه، رفته بودیم موز بچینیم

138
00:08:35,320 --> 00:08:38,600
‫- معلومـه که روز تعطیلی بوده
‫- خیلی‌خب

139
00:08:39,120 --> 00:08:43,960
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم یه نفر
«تو جواب سوالم بگه «رفتم موز بچینم

140
00:08:48,160 --> 00:08:52,040
‫یه چیز دیگه هم که وقتی کلمه‌ی
‫«مردونه» رو می‌شنوم یادش می‌افتم،

141
00:08:52,080 --> 00:08:53,800
‫اون مردونگی مردهاست که...

142
00:08:53,800 --> 00:08:56,200
‫چون بهت گفتم صدات مثل مامان‌بزرگ‌ها شد
‫این حرفا رو شروع کردی

143
00:08:56,200 --> 00:08:58,080
‫چی؟

144
00:08:58,920 --> 00:09:01,840
‫چون بهت گفتم صدات مثل مامان‌بزرگ‌ها شد
‫این حرفا رو شروع کردی

145
00:09:01,840 --> 00:09:04,560
‫هی داری درمورد چیزای مردونه حرف می‌زنی

146
00:09:04,600 --> 00:09:05,720
‫آره

147
00:09:05,760 --> 00:09:08,200
‫دفعه‌ی اولی که اومدی،
‫سوالای واقعی می‌پرسیدی

148
00:09:08,240 --> 00:09:11,200
‫«درستـه جیمی؟
‫می‌دونی این اشتباهـه یا نه، جیمی؟»

149
00:09:11,720 --> 00:09:14,640
‫- حالا فقط داری چرت و پرت میگی
‫- امیدوارم اینطوری نباشه

150
00:09:14,680 --> 00:09:17,160
‫خب هست،
‫چون دفعه‌ی اول اینطوری حرف می‌زدی،

151
00:09:17,200 --> 00:09:20,360
‫«اگه یه خوچکه هندی بالغ یکی از
‫بچه‌‌هاش رو بخوره، طبیعیه یا عجیبـه؟»

152
00:09:20,400 --> 00:09:22,600
‫- اون‌وقت حالا میگی، «شما به نون چی میگید؟»
‫- بیخیال

153
00:09:22,600 --> 00:09:24,280
‫- برام جالب بود
‫- حس می‌کنم داری کلک می‌زنی

154
00:09:24,280 --> 00:09:26,280
‫کلک؟ کلک واسه چی؟

155
00:09:27,760 --> 00:09:29,160
‫بابام خوبه

156
00:09:30,360 --> 00:09:31,360
‫خب؟

157
00:09:32,440 --> 00:09:33,920
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونم.

158
00:09:34,440 --> 00:09:35,960
‫حرف زدن درموردش...

159
00:09:36,840 --> 00:09:38,120
‫لازم نیست

160
00:09:40,720 --> 00:09:44,240
‫باشه، هرجور تو بخوای.
‫اما من نمی‌خواستم بهت کلک بزنم.

161
00:09:47,760 --> 00:09:50,400
‫- حالا هم عصبانیت کردم
‫- نه

162
00:09:53,480 --> 00:09:56,520
‫میشه نوشته‌هات رو ببینم؟
‫چی درموردم نوشتی؟

163
00:09:56,520 --> 00:09:58,680
‫- مگه دیدی چیزی بنویسم؟
‫- حتماً یه چیزایی می‌نویسی

164
00:09:58,680 --> 00:09:59,920
‫آره

165
00:09:59,960 --> 00:10:02,720
‫میشه ببینم چی نوشتی؟
‫کلاً چی‌ها نوشتی؟

166
00:10:03,240 --> 00:10:04,440
‫البته که نمی‌تونی

167
00:10:05,160 --> 00:10:08,440
‫- وکیل‌ها گفتن تو واسه‌مون کار می‌کنی
‫- همچین چیزی نمیگن، جیمی

168
00:10:08,480 --> 00:10:11,880
‫و این رو می‌دونم چون آخرین بار که
‫این رو بهم گفتی،‌ ازشون پرسیدم

169
00:10:11,880 --> 00:10:13,200
‫باهاشون حرف می‌زنی؟

170
00:10:13,800 --> 00:10:16,600
‫توضیح دادم. تیم شما من رو استخدام کرده اما
‫من واسه تو کار نمی‌کنم

171
00:10:16,600 --> 00:10:19,080
‫- چی بهشون میگی؟
‫- دارم یه گزارش مستقل...

172
00:10:19,120 --> 00:10:23,760
‫- چی بهت میگن؟
‫- درمورد جرم قبل از حکم می‌نویسم

173
00:10:24,280 --> 00:10:26,760
‫که قاضی می‌خونتش تا به درکی از تو و

174
00:10:26,800 --> 00:10:29,240
‫درک تو از اتهاماتت برسه، خب؟

175
00:10:31,920 --> 00:10:35,920
‫من فقط می‌خوام باهات حرف بزنم جیمی و
‫تو رو وادار کنم که باهام حرف بزنی

176
00:10:38,160 --> 00:10:40,160
‫آره، قبلاً چندتا سوال بی‌شیه‌پیله پرسیدم

177
00:10:40,160 --> 00:10:41,280
‫اما فکر می‌کنم...

178
00:10:41,320 --> 00:10:42,640
‫حوصلت رو سر بردم؟

179
00:10:43,160 --> 00:10:44,800
‫- نه
‫- خیلی‌خب

180
00:10:49,760 --> 00:10:52,080
‫به‌نظرم تو و بقیه‌ی افراد مربوطه

181
00:10:52,120 --> 00:10:55,800
‫خیلی پیچیده‌تر از این هستین که
‫بشه با سوالات بی‌شیله‌پیله درک‌تون کرد

182
00:10:56,680 --> 00:11:00,080
‫دفعه‌ی پیش گفت‌وگوی خوبی داشتیم.
‫یه بار دیگه امتحانش کنیم؟

183
00:11:00,280 --> 00:11:01,640
‫دفعه‌ی پیش درمورد چی حرف زدیم؟

184
00:11:01,640 --> 00:11:04,480
‫درمورد دوستات حرف زدیم،
‫خواهرت، مامانت...

185
00:11:04,520 --> 00:11:06,920
‫- یادم نمیاد چیزی درموردشون گفته باشم
‫- خب، گفتی

186
00:11:06,920 --> 00:11:10,480
‫که چه حسی درموردشون داری. حال لیسا چطوره.
‫این که به‌نظرت مامانت چه فکری درموردت می‌کنه.

187
00:11:10,480 --> 00:11:14,480
‫- حالا می‌خوای درمورد بابام حرف بزنی؟
‫- می‌خوام درمورد خیلی چیزا حرف بزنم

188
00:11:18,560 --> 00:11:21,520
‫می‌تونم درمورد سوالاتی که نوشته بودم تا
‫امروز ازت بپرسم، حرف بزنم

189
00:11:21,520 --> 00:11:22,760
‫اگه فایده‌ای داشته باشه

190
00:11:23,600 --> 00:11:25,040
‫خیلی‌خب. باشه.

191
00:11:26,280 --> 00:11:29,680
‫خب، می‌خواستم درمورد اون دعوات حرف بزنم

192
00:11:29,720 --> 00:11:32,600
‫- چیز خاصی نبود
‫- برام جالبـه که چرا باهاش دعوات شده

193
00:11:32,640 --> 00:11:34,680
‫- اون اول من رو زد
‫- چرا؟

194
00:11:35,760 --> 00:11:37,960
‫چون سر یه مسائلی کَل‌کَل داشتیم

195
00:11:38,480 --> 00:11:40,280
‫مهم نیست.
‫دعوای درست‌حسابی‌ای نبود.

196
00:11:40,800 --> 00:11:42,520
‫- یعنی اونقدرا جالب نیست؟
‫- نه

197
00:11:42,560 --> 00:11:44,360
‫خیلی‌خب، بگذریم

198
00:11:44,400 --> 00:11:47,240
‫- چیـه؟ یعنی الان رئیس منم؟
‫- اوهوم، شاید

199
00:11:50,920 --> 00:11:54,960
‫این رو هم نوشته بودم که ازت بپرسم
‫حست درمورد مرد بودن چیـه

200
00:11:55,960 --> 00:11:57,840
‫دنبال کیر و تخمی؟

201
00:11:59,480 --> 00:12:02,680
‫دوست دارم بدونم حست درمورد مرد بودن چیه

202
00:12:03,560 --> 00:12:04,440
‫نمی‌دونم

203
00:12:04,960 --> 00:12:06,800
‫سوال خیلی بزرگیـه، نه؟

204
00:12:07,360 --> 00:12:09,280
‫ولی دعوا سوال خیلی کوچیکیـه

205
00:12:09,800 --> 00:12:13,120
‫واسه همین این که ببینم
‫گفت‌وگومون به کجا می‌رسه و

206
00:12:13,120 --> 00:12:17,440
‫یکم هلش بدم سمت این که مثلاً نظرت رو ‫درموردِ
بابا و بابابزرگت بدونم، بیشتر به دردم می‌خوره

207
00:12:17,440 --> 00:12:19,120
‫این که به‌نظرت اونا چه‌جور مردهایی‌ان

208
00:12:19,160 --> 00:12:23,080
‫به‌جای این که فقط بگم،
‫«خب جیمی، به‌نظرت مرد بودن چه حسی داره؟»

209
00:12:24,840 --> 00:12:27,440
‫«خب جیمی، به‌نظرت مرد بودن چه حسی داره؟»

210
00:12:27,480 --> 00:12:28,840
‫این کلک نیست

211
00:12:31,880 --> 00:12:33,600
‫فقط یه گفت‌‌وگوئـه

212
00:12:37,400 --> 00:12:40,320
‫پس به‌نظرت اشکالی نداره که
‫درمورد بابات حرف بزنیم؟

213
00:12:43,280 --> 00:12:46,720
‫میشه فقط نوشته‌هات رو ببینم؟
‫این که چی نوشتی، چطوری نوشتی‌شون؟

214
00:12:46,760 --> 00:12:47,680
‫نه‌خیر

215
00:12:48,320 --> 00:12:49,840
‫دیگه اونقدرا هم رئیس نیستی

216
00:12:52,760 --> 00:12:54,480
‫بابات از کارش خوشش میاد؟

217
00:12:55,240 --> 00:12:57,520
‫تعمیرکار توالتـه.
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

218
00:12:58,320 --> 00:12:59,240
‫خیلی زحمت می‌کشه

219
00:12:59,760 --> 00:13:04,000
‫چندین ساعت کار می‌کنه. اوج کارش هم وقت‌هاییـه که
تو ساعات تعطیل، لوله‌کشی اضطراری پیش میاد

220
00:13:04,000 --> 00:13:05,320
‫آدم بامزه‌ایـه؟

221
00:13:05,320 --> 00:13:06,360
‫بعضی‌وقتا آره

222
00:13:06,400 --> 00:13:07,360
‫بامحبتـه؟

223
00:13:07,960 --> 00:13:09,960
‫- نه، این حرفت عجیب بود
‫- عصبانی چی؟

224
00:13:10,800 --> 00:13:11,840
‫به‌گمونم

225
00:13:11,880 --> 00:13:13,320
‫تا چقدر عصبانی میشه؟

226
00:13:13,800 --> 00:13:14,960
‫هیچوقت کتکم نمی‌زنه

227
00:13:15,000 --> 00:13:16,400
‫خیلی‌خب، ادامه بده

228
00:13:17,120 --> 00:13:18,320
‫چی رو ادامه بدم

229
00:13:19,000 --> 00:13:21,520
‫- همین رو می‌خواستی بدونی؟
‫- چرا میگی عصبانیـه؟

230
00:13:21,560 --> 00:13:24,080
‫خب عصبانی میشه دیگه.
‫همه‌مون میشیم.

231
00:13:24,120 --> 00:13:27,800
‫خیلی‌‌خب. اشکالی نداره.
‫عصبانیتش معمولیـه.

232
00:13:29,400 --> 00:13:35,160
‫خب، یه بار که بدجوری عصبانی شده بود،
‫زد یه انباری رو ترکوند اما...

233
00:13:35,760 --> 00:13:37,840
‫...این دیگه اوج عصبانیتشـه

234
00:13:37,880 --> 00:13:39,240
‫ترسیده بودی؟

235
00:13:40,360 --> 00:13:43,760
‫نه، اون موقع به‌نظرم خیلی خنده‌دار بود

236
00:13:44,280 --> 00:13:47,520
‫نظر لیسا هم همین بود.
‫مامانم فرستادمون طبقه‌ی بالا.

237
00:13:49,200 --> 00:13:50,960
‫همیشه اینطوری نیست

238
00:13:51,840 --> 00:13:53,120
‫مگه این که چی بشه

239
00:13:54,520 --> 00:13:56,320
‫وقتایی که سر کار نیست،‌
‫چی‌کار می‌کنه؟

240
00:13:58,160 --> 00:13:59,880
‫حس می‌کنم داری آزمایشش می‌کنی

241
00:13:59,920 --> 00:14:02,560
‫نه، فقط دوست دارم دید تو رو
‫درمورد اون بدونم

242
00:14:03,320 --> 00:14:06,200
‫حضور پررنگی تو زندگیت داره.
‫بزرگسال قابل‌اعتمادت بوده.

243
00:14:06,240 --> 00:14:08,720
‫آره، چون... کسی رو قضاوت نمی‌کنه

244
00:14:09,560 --> 00:14:11,360
‫اون... آدم مهربونیـه

245
00:14:11,920 --> 00:14:13,120
‫از شنیدنش خوشحال شدم

246
00:14:14,400 --> 00:14:16,600
‫خب وقتایی که سر کار نیست،
‫چی‌کار می‌کنه؟

247
00:14:18,480 --> 00:14:20,960
‫در کل همه‌ی ورزش‌ها رو دوست داره

248
00:14:21,520 --> 00:14:25,040
‫مامانم همیشه میگه، اگه حتی بولینگ روی چمن هم
‫نگاه کنه، یه چیز خنده‌دار از توش در میاره

249
00:14:25,040 --> 00:14:27,000
‫تو حاضری باهاش بولینگ روی چمن تماشا کنی؟

250
00:14:27,520 --> 00:14:30,080
‫نه، من اهلش نیستم

251
00:14:30,120 --> 00:14:31,440
‫به ورزش علاقه نداری؟

252
00:14:31,920 --> 00:14:33,480
‫- نه
‫- هیچ ورزشی؟

253
00:14:34,680 --> 00:14:39,480
‫آره، خیلی ورزشم خوب نیست اما...
‫راحت کلاس‌های ورزش رو می‌پیچونم

254
00:14:40,040 --> 00:14:41,320
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟

255
00:14:42,680 --> 00:14:45,480
‫مثلاً میگم، سردرد دارم.
‫پام درد می‌کنه.

256
00:14:46,000 --> 00:14:46,920
‫دل‌پیچه دارم

257
00:14:47,600 --> 00:14:50,960
‫«آقا، سرم داره گیج میره.
‫میشه بشینم؟» از این‌جور بهونه‌ها

258
00:14:51,000 --> 00:14:53,160
‫نظرت بابات... درمورد این کار چیه؟

259
00:14:54,680 --> 00:14:56,240
‫خب... اون...

260
00:14:57,000 --> 00:14:59,080
‫اون... اون خبر نداره

261
00:15:00,560 --> 00:15:04,160
‫می‌دونست اهل ورزش و
‫این‌جور چیزا نیستم

262
00:15:08,000 --> 00:15:10,680
‫من... قبلاً...
‫قبلاً من رو می‌برد فوتبال

263
00:15:11,440 --> 00:15:12,680
‫این...

264
00:15:13,880 --> 00:15:17,160
‫قضیه‌ی فوتبال... واسه روزهای شنبه بود

265
00:15:18,560 --> 00:15:19,760
‫و اون...

266
00:15:23,960 --> 00:15:26,080
‫خیلی تشویقم می‌کرد و
...بهم روحیه می‌داد ولی

267
00:15:29,760 --> 00:15:31,760
‫ولی وقتی... مثلاً موقعیت خراب می‌کردم...

268
00:15:47,640 --> 00:15:49,560
‫اون... اون‌طرف رو نگاه می‌‌کرد

269
00:15:51,840 --> 00:15:53,480
‫وانمود می‌کرد که چیزی ندیده؟

270
00:15:56,280 --> 00:15:57,800
‫شاید، یا این که...

271
00:16:00,000 --> 00:16:03,240
‫شاید نمی‌خواست من...

272
00:16:03,760 --> 00:16:05,640
‫شرمندگیش رو ببینم

273
00:16:06,320 --> 00:16:07,440
‫شرمندگیش؟

274
00:16:09,160 --> 00:16:10,360
‫نمی‌دونم

275
00:16:11,480 --> 00:16:12,560
‫شرمساریش رو

276
00:16:16,720 --> 00:16:19,280
‫وقتی شرمساریش رو دیدی
‫چه حسی داشتی؟

277
00:16:21,240 --> 00:16:23,760
‫- باید بگی اون شرمنده نشده
‫- جدی؟

278
00:16:24,280 --> 00:16:25,280
‫آره

279
00:16:25,960 --> 00:16:28,520
‫باید بگی،
‫«مطمئنم شرمنده نبوده»

280
00:16:28,560 --> 00:16:30,080
‫«فقط پیش خودت این فکر رو کردی جیمی»

281
00:16:30,120 --> 00:16:33,960
‫یا مثلاً، ‌«واقعاً همچین فکری می‌کنی؟
‫تو که شرمنده‌ش نمی‌کنی»

282
00:16:34,000 --> 00:16:37,200
‫- بقیه این رو بهت گفتن؟
‫- حرف درست همینـه

283
00:16:37,240 --> 00:16:38,480
‫به این نمیگن دروغ گفتن؟

284
00:16:38,520 --> 00:16:39,600
‫نه

285
00:16:40,120 --> 00:16:42,240
‫نمی‌دونم.
‫من از دروغ خوشم نمیاد.

286
00:16:51,560 --> 00:16:53,640
‫منم اهل ورزشای مدرسه‌ نبودم

287
00:16:55,800 --> 00:16:59,240
‫آره خب، حتماً تو بقیه چیزا خوب بودی، آره؟

288
00:16:59,760 --> 00:17:01,040
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

289
00:17:02,760 --> 00:17:04,400
‫بهت می‌خوره...

290
00:17:04,920 --> 00:17:06,600
‫باهوشم که هستی، واسه همین...

291
00:17:06,600 --> 00:17:09,280
‫از نظر خودت، تو بقیه‌ چیزها خوب نبودی؟

292
00:17:10,880 --> 00:17:13,320
‫نه. برام مهم نبود که... خوب نباشم

293
00:17:14,240 --> 00:17:16,160
‫داشتن همچین حسی باید سخت باشه

294
00:17:16,680 --> 00:17:17,600
‫نه

295
00:17:18,800 --> 00:17:21,000
‫به‌نظرم بیشتر مردم اینطوری فکر می‌کنن

296
00:17:21,000 --> 00:17:23,080
‫بیشتر مردم فکر می‌کنن که
‫تو همه‌چیز بی‌استعدادن؟

297
00:17:23,080 --> 00:17:24,520
‫بیشتر مردم آره

298
00:17:25,200 --> 00:17:26,800
‫خواهرت هم همچین حسی داره؟

299
00:17:27,520 --> 00:17:28,440
‫نه

300
00:17:29,040 --> 00:17:30,120
‫لیسا باهوشـه

301
00:17:30,640 --> 00:17:31,800
‫بابات چی؟

302
00:17:33,520 --> 00:17:34,680
‫نمی‌دونم

303
00:17:35,840 --> 00:17:37,200
‫مامانم هم همچین فکری می‌کنه

304
00:17:37,720 --> 00:17:39,800
‫مامانت فکر می‌کنه تو همه‌چیز بی‌استعداده؟

305
00:17:40,760 --> 00:17:42,520
‫بلده کباب درست کنه ولی...

306
00:17:43,040 --> 00:17:44,720
‫آخه خودت باید ازش بپرسی

307
00:17:46,640 --> 00:17:47,600
‫هنوز ندیدی‌شون؟

308
00:17:47,640 --> 00:17:49,240
‫- خونوادت رو؟
‫- آره

309
00:17:49,280 --> 00:17:51,480
‫تلفنی... با بابات حرف زدم

310
00:17:52,000 --> 00:17:54,000
‫- جدی؟
‫- آره. به‌عنوان بخشی از ارزیابیم

311
00:17:54,040 --> 00:17:55,200
‫حالش چطوره؟

312
00:17:55,240 --> 00:17:58,320
‫بدک نیست. ناراحتـه که اینجایی.
‫بیشتر از این نمی‌تونم چیزی بگم.

313
00:18:05,160 --> 00:18:06,560
‫خب... اشتباهـه...

314
00:18:07,560 --> 00:18:08,680
‫که من اینجام

315
00:18:12,320 --> 00:18:14,240
‫میشه یه سوال ازت بپرسم؟

316
00:18:14,880 --> 00:18:15,960
‫معلومـه که می‌تونی

317
00:18:16,880 --> 00:18:20,640
‫- تو می‌تونی من رو از اینجا بیاری بیرون؟
‫- متاسفانه تو این زمینه به دردت‌ نمی‌خورم

318
00:18:20,640 --> 00:18:23,240
‫چرا نتونستن من رو تو یه زندان مناسب بذارن؟

319
00:18:23,280 --> 00:18:25,880
‫- مرکز بهتری دردسترس نبود
‫- پس گذاشتنم دیوونه‌خونه؟

320
00:18:25,920 --> 00:18:28,440
‫- اسمش مرکز آموزشی امنـه
‫- آموزشی؟

321
00:18:29,040 --> 00:18:31,080
‫واسه چه کاری بهمون آموزش میدن؟

322
00:18:31,120 --> 00:18:33,040
‫بقیه‌ی بچه‌ها که همش دارن جیغ و داد می‌زنن

323
00:18:33,040 --> 00:18:36,000
همش خودشون رو عقب و جلو می‌کنن و
‫سر سریال «خیابان کورونیشن» داد می‌زنن

324
00:18:36,000 --> 00:18:37,560
‫از اول تا آخر سریال

325
00:18:37,600 --> 00:18:41,040
‫یکی از بچه‌ها هروقت استیو مک‌دونالد رو
‫می‌بینه می‌زنه به سرش. اینجا دیوونه‌خونه‌ست.

326
00:18:41,080 --> 00:18:44,440
‫- اینجا بهترین جا برای تو بود
‫- چطور رایان تونست تا موقع دادگاهش خونه بمونه؟

327
00:18:44,480 --> 00:18:46,520
‫رایان متهم به همچین جرم سنگینی نیست

328
00:18:46,560 --> 00:18:49,240
‫متهم. همش میگید متهم.

329
00:18:49,280 --> 00:18:52,320
‫اگه اون کار رو کردم... اگه بهش صدمه زدم...
...فلان میشه اما من این کار رو نکردم پس

330
00:18:52,320 --> 00:18:56,040
‫- تا اونجایی که من می‌دونم...
‫- واسه دادگاه جابجا میشم؟

331
00:18:56,080 --> 00:18:57,480
‫هنوز تصمیمی گرفته نشده

332
00:18:57,520 --> 00:18:59,960
‫نمی‌دونی قراره کجا باشه؟
‫لندن یا همین اطراف؟

333
00:19:00,000 --> 00:19:03,120
‫باید بشینی جیمی.
‫اگه نشینی، مجبور میشم...

334
00:19:03,160 --> 00:19:05,280
‫نمی‌دونی یا به من نمیگی؟

335
00:19:05,320 --> 00:19:07,680
‫هنوز تصمیمی گرفته نشده.
‫باید بشینی!

336
00:19:07,720 --> 00:19:08,600
‫نمی‌خوام بشینم!

337
00:19:08,640 --> 00:19:10,720
‫اگه نشینی،
‫مجبور میشم بحث رو تموم کنم

338
00:19:10,760 --> 00:19:12,680
‫- شاید بخوام همچین کاری کنی!
‫- جداً؟

339
00:19:12,720 --> 00:19:15,880
‫عصبانیت می‌کنه. مجبور میشی بری خونه و
‫دوباره برگردی.

340
00:19:15,920 --> 00:19:17,560
‫جیمی، اگه نشینی...

341
00:19:17,600 --> 00:19:19,960
‫نمی‌خوام بتمرگم!

342
00:19:20,000 --> 00:19:23,080
‫نمی‌تونی بهم بگی کِی بشینم!

343
00:19:23,120 --> 00:19:25,480
‫کنترلی روی این که من چه سگی...

344
00:19:25,520 --> 00:19:27,840
‫به من نگاه کن!

345
00:19:27,880 --> 00:19:30,800
‫کنترلی روی این که من
‫تو زندگیم چی‌کار می‌‌کنم، نداری!

346
00:19:30,840 --> 00:19:33,000
‫این رو بکن تو اون مغز پوک لعنتیت!

347
00:19:34,320 --> 00:19:35,520
‫لعنتی!

348
00:19:35,560 --> 00:19:37,080
‫همه‌چی مرتبـه؟

349
00:19:41,520 --> 00:19:43,200
‫- مشکلی نیست
‫- لعنتی

350
00:19:44,920 --> 00:19:45,840
‫جیمی

351
00:19:47,960 --> 00:19:50,520
‫داد زدم.
‫ببخشید.

352
00:19:52,480 --> 00:19:53,800
‫- می‌خوای ببرمش؟
‫- نه

353
00:19:53,840 --> 00:19:56,440
‫البته اگه اشکالی نداره،
‫من میرم یه لیوان چایی بخورم

354
00:19:58,200 --> 00:20:00,920
‫میشه یه لیوان هات چاکلت دیگه
برام بیاری لطفاً؟

355
00:20:01,560 --> 00:20:03,120
‫- حتماً
‫- لازم نیست

356
00:20:03,160 --> 00:20:04,160
‫حتماً

357
00:20:42,960 --> 00:20:44,440
‫دردسر درست کرد، آره؟

358
00:20:50,200 --> 00:20:51,880
‫میشه توی اتاق رو نگاه کنم؟

359
00:20:52,400 --> 00:20:54,600
‫- بی‌صداست
‫- اشکال نداره. میشه نگاه کنم؟

360
00:20:54,640 --> 00:20:58,720
‫معلومـه. «خونه‌ی من و تو نداره.»
‫یه همچین چیزی میگن.

361
00:21:04,680 --> 00:21:06,200
‫- اول شما
‫- ممنون

362
00:21:21,000 --> 00:21:22,120
‫چی می‌بینی؟

363
00:21:24,160 --> 00:21:28,120
‫منظورم اینـه که، دنبال چی می‌گردی؟
‫زبان بدن و این‌جور چیزا؟

364
00:21:30,600 --> 00:21:33,480
‫آخه درحال‌حاضر دارم یه کتاب
‫درمورد همین موضوع می‌خونم

365
00:21:36,880 --> 00:21:38,680
‫خواهرم بهم دادتش

366
00:21:41,200 --> 00:21:42,120
‫راستش...

367
00:21:43,880 --> 00:21:45,880
‫آدم‌ها مخفی‌کاری می‌کنن

368
00:21:45,880 --> 00:21:51,160
‫می‌دونم من لازم نیست این رو بهت بگم اما...
‫خیلی چیزها رو مخفی می‌کنن

369
00:21:53,040 --> 00:21:56,160
‫شاید با بدن‌شون راستش رو بگن، درستـه؟

370
00:21:57,480 --> 00:21:59,320
‫- با صورت‌هاشون...
‫- آره، شاید

371
00:22:03,280 --> 00:22:04,680
‫من کار شما رو نمی‌تونم بکنم

372
00:22:05,200 --> 00:22:07,080
‫منم مطمئنم که کار شما رو نمی‌تونم بکنم

373
00:22:07,600 --> 00:22:09,080
‫می‌خوای شغل‌هامون رو جابجا کنیم؟

374
00:22:09,760 --> 00:22:10,920
‫ساعت کاریت چطوریه؟

375
00:22:11,440 --> 00:22:13,360
‫حقوقت چقدره؟

376
00:22:13,400 --> 00:22:17,440
‫- حقوق تعطیلاتت چطوریـه؟
‫- نه، من بیشتر اوقات شغلم رو دوست دارم

377
00:22:18,640 --> 00:22:21,520
‫خب... من از کارم متنفرم

378
00:22:23,000 --> 00:22:25,000
‫پس احتمالاً همینطوری به‌نفعت باشه

379
00:22:27,480 --> 00:22:28,360
‫درستـه

380
00:22:29,080 --> 00:22:30,280
‫همین‌قدر لازم داشتم

381
00:22:30,800 --> 00:22:31,640
‫موفق باشی

382
00:22:32,520 --> 00:22:34,200
‫- خوشحال شدم که کمک کردم
‫- ممنونم

383
00:22:35,120 --> 00:22:36,080
‫ممنون

384
00:22:51,880 --> 00:22:53,880
‫اگه براتون راحت‌تره،
‫من هم داخل می‌مونم

385
00:22:53,880 --> 00:22:55,960
‫نه، اصلاً

386
00:22:56,000 --> 00:23:00,720
‫خب جیمی. من مامور پلیس نیستم.
‫نیومدم اینجا تا ازت اعتراف بگیرم.

387
00:23:00,760 --> 00:23:04,960
‫فقط اومدم اینجا تا درکت کنم.
‫می‌دونم فکر می‌کنی دارم بهت کلک می‌زنم.

388
00:23:05,000 --> 00:23:06,800
‫این رو... این رو یه قرن پیش گفتم

389
00:23:06,840 --> 00:23:10,480
‫فقط اومدم تا درکی از ادراک تو داشته باشم

390
00:23:13,160 --> 00:23:15,040
‫من هم درک می‌کنم که

391
00:23:16,080 --> 00:23:19,000
‫تو باید درکی از ادراک من داشته باشید

392
00:23:20,720 --> 00:23:21,880
‫ادامه بده

393
00:23:22,840 --> 00:23:23,960
‫سوالاتت رو بپرس

394
00:23:24,720 --> 00:23:26,280
‫الان دیگه بهترم

395
00:23:31,120 --> 00:23:32,640
‫خیلی‌خب...

396
00:23:36,440 --> 00:23:41,800
‫خب، به‌گمونم چیز دیگه‌ای که در رابطه با
‫کلمه‌ی «مردونه» به ذهنم میاد اینـه که

397
00:23:41,840 --> 00:23:45,000
‫مردهایی با ویژگی مردونه
‫چه حسی درمورد زن‌ها دارن؟

398
00:23:46,240 --> 00:23:48,600
‫- دوباره برگشتیم سر اون، آره؟
‫- آره. مشکلی هست؟

399
00:23:49,920 --> 00:23:51,520
‫نه

400
00:23:52,600 --> 00:23:55,720
‫باید درکی از ادراک من درمورد زن‌ها داشته باشی

401
00:23:56,200 --> 00:23:58,160
‫- هات‌چاکلتت یادم رفت
‫- نمی‌خواد

402
00:23:58,200 --> 00:24:01,280
‫- الان برات میارم
‫- نه، بشین لطفاً

403
00:24:03,880 --> 00:24:05,720
‫نمی‌خوام. لیاقتش رو ندارم.

404
00:24:05,760 --> 00:24:06,960
‫داد زدم

405
00:24:09,080 --> 00:24:11,680
‫درمورد مردها و زن‌ها و
هرچی که می‌خوای سوال بپرس

406
00:24:13,680 --> 00:24:16,320
‫خب، باید درمورد مردها و
‫زن‌ها دیدگاه‌هایی داشته باشی

407
00:24:17,440 --> 00:24:19,120
‫رفتار بابات با مامانت چطوره؟

408
00:24:20,720 --> 00:24:23,960
‫- دوباره می‌خوای مجبورم کنی از بابام ایراد بگیرم؟
‫- نه، ایراد نه

409
00:24:24,160 --> 00:24:25,720
‫راستش رفتار بابام با مامانم خوبه

410
00:24:25,720 --> 00:24:27,240
‫گفتی یه انباری رو داغون کرده

411
00:24:27,280 --> 00:24:30,320
‫آره، فقط از دست خودش عصبانی میشه اما
‫هیچوقت کتکش نمی‌زنه

412
00:24:30,360 --> 00:24:32,040
‫با بقیه زن‌ها هم حرف می‌زنه؟

413
00:24:32,560 --> 00:24:34,440
‫- چی؟
‫- رفتارش با بقیه‌ی زن‌ها هم دوستانه‌ست؟

414
00:24:34,480 --> 00:24:37,120
‫چی؟
‫نه، اون عاشق مامانمـه

415
00:24:37,160 --> 00:24:39,840
‫نه، منظورم اینـه که دوست زنی هم داره یا نه؟

416
00:24:40,440 --> 00:24:43,400
‫نه، رفقاش رفیق‌هاشن

417
00:24:43,440 --> 00:24:44,560
‫و مرد هم هستن؟

418
00:24:45,120 --> 00:24:46,840
‫اشتباهـه مگه؟
‫یعنی چی؟

419
00:24:46,880 --> 00:24:49,000
‫نه. نه، اشتباه نیست

420
00:24:50,520 --> 00:24:52,520
‫فکر کردم دیگه حرفامونو درباره بابام زدیم

421
00:24:52,520 --> 00:24:55,160
‫- جیمی، من می‌خوام درکی از...
‫- می‌خوای درک کنی

422
00:24:55,680 --> 00:24:58,720
‫می‌دونم اما... هیچ‌کدوم از حرفا
‫هیچ ربطی به اون ندارن

423
00:24:59,600 --> 00:25:01,560
‫باشه، خیلی‌خب

424
00:25:01,600 --> 00:25:04,680
‫- خودت رفیقی داری که زن باشه؟
‫- نه

425
00:25:06,000 --> 00:25:08,320
‫مثل بابات، رفقات مَردن؟

426
00:25:09,520 --> 00:25:13,480
‫اون یکی مشاور، سوالات معمولی‌تری
‫می‌پرسه، می‌دونستی؟

427
00:25:13,480 --> 00:25:15,040
‫- باشه
‫- می‌خوای بدونی چی می‌پرسه؟

428
00:25:15,080 --> 00:25:17,280
‫- نباید بدونم
‫- همینطوری میگم

429
00:25:17,320 --> 00:25:20,240
‫نباید بدونم جیمی.
‫نتیجه‌گیری‌های من باید مستقل باشن.

430
00:25:20,280 --> 00:25:22,400
‫باشه، خیلی‌خب.
‫هیچی نمیگم.

431
00:25:23,760 --> 00:25:25,600
‫نظرت درمورد زن‌ها چیه؟

432
00:25:26,680 --> 00:25:27,640
‫ازشون خوشم میاد

433
00:25:27,680 --> 00:25:30,480
‫اما همونطور که گفتی،
‫دوستی خاصی باهاشون نداری؟

434
00:25:30,880 --> 00:25:32,120
‫البته خنگ هم نیستم‌ها

435
00:25:32,120 --> 00:25:34,600
‫- به‌ زن‌ها علاقه اری؟
‫- آره، مریض نیستم

436
00:25:35,680 --> 00:25:38,240
‫به این نتیجه رسیدیم که دوست نداری

437
00:25:38,280 --> 00:25:40,560
‫- آره
‫- اما فکر نمی‌کنم قبلاً این رو پرسیده باشم

438
00:25:40,600 --> 00:25:42,200
‫دلت می‌خواد دوست داشته باشی؟

439
00:25:42,240 --> 00:25:43,520
‫آره، کیه دلش نخواد؟

440
00:25:44,040 --> 00:25:46,400
‫اگه دوست داشتی،
‫باهاش چی‌کار می‌کردی؟

441
00:25:46,440 --> 00:25:47,920
‫یعنی چی؟

442
00:25:47,960 --> 00:25:51,640
‫خب، می‌بردیش بیرون؟
‫اگه می‌بردیش، کجا می‌بردیش؟

443
00:25:54,400 --> 00:25:55,680
‫سینما

444
00:25:57,000 --> 00:25:58,520
‫برید سینما چه فیلمی ببینید؟

445
00:26:01,600 --> 00:26:02,440
‫فیلم ترسناک

446
00:26:03,600 --> 00:26:05,400
‫فیلمای مناسب بالای پونزده‌سال؟

447
00:26:05,680 --> 00:26:09,160
‫همم. آره، سخت‌گیر نیستن.
‫راحت میشه رفت داخل.

448
00:26:10,040 --> 00:26:11,880
‫بعد از سینما هم...

449
00:26:12,640 --> 00:26:14,800
‫می‌بردیش قدم بزنی یا
‫یه راست می‌بردیش خونه؟

450
00:26:14,840 --> 00:26:15,880
‫نه

451
00:26:16,600 --> 00:26:17,880
‫یه راست نمی‌بردمش خونه

452
00:26:19,200 --> 00:26:20,200
‫این دیگه چی بود؟

453
00:26:21,400 --> 00:26:22,240
‫هی؟

454
00:26:22,760 --> 00:26:24,320
‫این دیگه چه کار چرتی بود؟

455
00:26:26,040 --> 00:26:28,640
‫عین یه ملکه‌ی عوضی بهش علامت دادی که بره،‌ آره؟

456
00:26:41,840 --> 00:26:45,720
‫باید بگیری بشینی

457
00:27:01,600 --> 00:27:02,760
‫لعنتی

458
00:27:03,880 --> 00:27:05,040
‫لعنتی

459
00:27:06,840 --> 00:27:07,680
‫لعنتی

460
00:27:12,040 --> 00:27:13,160
‫ای لعنتی

461
00:27:14,720 --> 00:27:16,920
‫- می‌خوای بشینی؟
‫- سیکتیر کن!

462
00:27:19,920 --> 00:27:21,320
‫ای لعنتی

463
00:27:22,400 --> 00:27:25,280
‫لعنتی.
‫لعنتی.

464
00:27:36,160 --> 00:27:37,120
‫تموم شد؟

465
00:27:45,800 --> 00:27:46,680
‫خیلی‌خب

466
00:27:50,240 --> 00:27:51,720
‫می‌تمرگم

467
00:27:55,160 --> 00:27:56,080
‫حالا راضی شدی؟

468
00:28:00,000 --> 00:28:00,840
‫هی؟

469
00:28:04,640 --> 00:28:06,160
‫خب، حالا می‌خوای بری؟

470
00:28:08,320 --> 00:28:09,360
‫داری میری؟

471
00:28:10,560 --> 00:28:11,800
‫تو می‌خوای که برم؟

472
00:28:13,240 --> 00:28:14,720
‫دست من نیست، مگه نه؟

473
00:28:16,120 --> 00:28:18,160
‫جیمی، اگه می‌خوای برم،
‫میرم

474
00:28:38,880 --> 00:28:44,040
‫تو یکی از جلسات قبلی‌مون گفتی که‌
‫چندتا دوست داری، تامی و رایان

475
00:28:45,600 --> 00:28:47,960
‫اما خودت رو آدم محبوبی نمی‌دونی

476
00:28:50,800 --> 00:28:52,320
‫آره

477
00:28:52,920 --> 00:28:55,720
‫گفتی که اذیتت کردن.
‫هرسه‌تاتون رو اذیت کردن.

478
00:28:56,280 --> 00:28:58,360
‫آدم‌هایی مثل تو عاشق حرف زدن
‫درمورد اذیت و آزارن

479
00:28:58,360 --> 00:29:00,200
‫گفتی که به تامی می‌گفتن سکه یه پوندی

480
00:29:00,200 --> 00:29:02,680
‫چون مامانش خریدهاش رو
‫توی فروشگاه پوندلند می‌کرده

481
00:29:02,680 --> 00:29:04,120
‫آره، اما اونجا خرید نمی‌کنه

482
00:29:04,160 --> 00:29:05,680
‫به رایان هم می‌گفتن کودن

483
00:29:05,720 --> 00:29:07,040
‫رایان کودنـه

484
00:29:07,960 --> 00:29:09,120
‫این یه جورایی حقیقت داشت

485
00:29:09,120 --> 00:29:12,200
‫- سه‌تایی‌تون احساس طرد شدگی داشتید
‫- چه کلمات قلنبه‌سلنبه‌ای میگی

486
00:29:12,200 --> 00:29:14,360
‫می‌گفتی که بعضی‌اوقات برخوردها فیزیکی هم می‌شد

487
00:29:14,400 --> 00:29:16,640
‫بچه‌ها از پنجره‌ی کلاس‌ها
‫روتون تُف می‌کردن

488
00:29:16,680 --> 00:29:18,560
‫براتون لنگ می‌انداختن و هل‌تون می‌دادن

489
00:29:23,320 --> 00:29:24,160
‫آره

490
00:29:24,200 --> 00:29:29,000
‫- روتون لقب می‌ذاشتن و سوء‌استفاده‌ی فیزیکی می‌کردن
‫- نه. فقط برام لنگ می‌گرفتن و روم تف می‌کردن

491
00:29:29,040 --> 00:29:31,920
‫جیمی، سوال من اینـه که،
‫تو واسه چی اکانت اینستاگرام داری؟

492
00:29:32,440 --> 00:29:33,280
‫چی؟

493
00:29:33,960 --> 00:29:35,560
‫- خب لازم دارم
‫- واسه چی؟

494
00:29:36,320 --> 00:29:38,320
‫تا اکانت بقیه رو ببینم

495
00:29:38,960 --> 00:29:40,480
‫اگه نداشته باشی، نمی‌تونی ببینی

496
00:29:41,200 --> 00:29:45,840
‫درستـه. و خیلی از زن‌ها رو هم
‫توی‌ اینستاگرام فالو داری. خیلی از مدل‌ها.

497
00:29:46,480 --> 00:29:47,320
‫آره

498
00:29:48,440 --> 00:29:50,760
‫ولی مجبور نیستی خودت عکس بذاری.
‫چرا می‌ذاری؟

499
00:29:50,800 --> 00:29:52,920
‫منظورم عکس از خودتـه

500
00:29:53,880 --> 00:29:55,920
‫نمی‌دونم. اجازه ندارم؟

501
00:29:56,760 --> 00:29:57,600
‫آره

502
00:29:58,720 --> 00:30:02,920
‫می‌خوای با نشون دادن خوش‌گذرونی‌هات با تامی و
‫رایان، ثابت کنی که زورگوها اشتباه می‌کنن؟

503
00:30:02,960 --> 00:30:03,920
‫چی؟ نه

504
00:30:03,920 --> 00:30:05,960
‫تا خوش‌گذرونی‌هات با خونوادت رو نشون بدی؟

505
00:30:05,960 --> 00:30:07,960
‫امکان نداری عکسی از اونا بذارم

506
00:30:08,720 --> 00:30:11,160
‫اگه همچین چیزی دیدی،
‫واسه اینه که خواهرم تگم کرده

507
00:30:11,200 --> 00:30:13,960
‫چون فکر می‌‌کنی ممکنه کسی
‫از عکس‌هات خوشش بیاد؟

508
00:30:14,000 --> 00:30:17,000
‫ممکنه با یکی حرف بزنی،
‫دوست جدید پیدا کنی، با یه دختر آشنا شی؟

509
00:30:17,040 --> 00:30:19,080
‫چی؟ نه.
‫منظورت چیه؟

510
00:30:24,480 --> 00:30:28,840
‫کیتی تو مناسبت‌های مختلف
‫زیر عکس‌هات کامنت گذاشته

511
00:30:30,040 --> 00:30:30,960
‫آره

512
00:30:36,240 --> 00:30:38,600
‫چی‌کار می‌کنی؟

513
00:30:45,320 --> 00:30:47,440
‫- این... این چیه؟
‫- جا باز کن

514
00:30:51,480 --> 00:30:53,200
‫اون این رو نوشته

515
00:30:54,520 --> 00:30:57,720
‫نه... تو اجازه داری این سوالات رو بپرسی؟

516
00:30:57,760 --> 00:31:00,240
‫- دیلون اجازه‌ی این سوالات رو داده؟
‫- آره

517
00:31:03,440 --> 00:31:06,400
‫آره. اجازه دارم درمورد روابط سوال بپرسم، جیمی

518
00:31:07,400 --> 00:31:10,480
‫اما اگه این ناراحتت می‌کنه یا
‫اگه سوالی داری

519
00:31:10,520 --> 00:31:13,760
‫افرادی تو این مرکز هستن که
‫می‌تونن کمکت کنن. خب؟

520
00:31:19,760 --> 00:31:22,080
‫کیتی این رو تو قسمت فید فیسبوکت نوشته

521
00:31:23,000 --> 00:31:24,080
‫فیسبوک؟

522
00:31:25,440 --> 00:31:26,640
‫اینستاگرام

523
00:31:28,360 --> 00:31:29,480
‫حالت خوبه؟

524
00:31:30,480 --> 00:31:31,680
‫یکم قرمز شدی

525
00:31:32,200 --> 00:31:33,960
‫وقتی داد زدم ترسوندمت؟

526
00:31:35,920 --> 00:31:38,680
‫- این رو توی اینستاگرامت نوشته
‫- آخه‌، من فقط ۱۳ سالمـه

527
00:31:39,360 --> 00:31:41,200
‫فکر نکنم اونقدرا ترسناک باشم

528
00:31:46,240 --> 00:31:49,160
‫- می‌تونی بهم بگی این‌ها چه شکلک‌هایی‌ان؟
‫- خیلی خجالت‌آوره، نه؟

529
00:31:50,120 --> 00:31:52,160
‫که از یه بچه‌ی ۱۳ ساله بترسی

530
00:31:53,600 --> 00:31:54,680
‫وای

531
00:31:56,000 --> 00:31:57,960
‫معنی این شکلک‌ها چیه جیمی؟

532
00:32:03,360 --> 00:32:06,280
‫معنی این لوبیا قرمزها چیـه؟
‫لوبیا قرمزن دیگه؟

533
00:32:09,360 --> 00:32:12,960
‫وانمود می‌کنه من عضوی از اون
‫گروه‌های حقیقتم

534
00:32:13,920 --> 00:32:15,120
‫چه گروه‌های حقیقتی؟

535
00:32:16,840 --> 00:32:20,200
‫گروه‌هایی که توش میگن زن‌ها ما رو نمی‌خوان و
‫بهمون اهمیت نمیدن

536
00:32:21,600 --> 00:32:23,600
‫- تو عضو اون گروه‌هایی؟
‫- نه

537
00:32:23,640 --> 00:32:25,160
‫اما می‌دونی که توش چی میگن؟

538
00:32:25,200 --> 00:32:27,840
‫آره، چون همه درموردشون حرف می‌زدن

539
00:32:28,360 --> 00:32:31,800
‫چیزای مربوط به اینسل‌ها.
‫منم یه نگاه انداختم اما خوشم نیومد.

540
00:32:33,760 --> 00:32:37,360
‫و منظور اون از این حرف‌ها
‫این بود که تو یه اینسلی؟

541
00:32:39,480 --> 00:32:40,320
‫آر

542
00:32:41,200 --> 00:32:42,640
‫میشه همه‌شون رو توضیح بدی؟

543
00:32:51,760 --> 00:32:55,400
‫عشق می‌خوام، بهش نمی‌رسم

544
00:32:57,440 --> 00:32:59,000
‫گلوم داره می‌ترکه

545
00:32:59,040 --> 00:33:01,760
‫قرص قرمز، منفجر شدن

546
00:33:01,800 --> 00:33:04,000
‫این مثل همون قرص قرمزه

547
00:33:04,960 --> 00:33:06,880
‫این هم قضیه‌ی ۸۰-۲۰ـه

548
00:33:08,080 --> 00:33:09,400
‫قضیه ۸۰-۲۰ دیگه چیه؟

549
00:33:11,400 --> 00:33:15,440
‫این که ۸۰ درصد زن‌ها
‫فقط به ۲۰ درصد از مردها علاقه دارن

550
00:33:17,120 --> 00:33:20,120
‫البته فکر کنم در این مورد درست میگن

551
00:33:24,120 --> 00:33:26,880
‫و تقریباً تعداد زیادی هم
‫کامنت‌هاش رو لایک کردن

552
00:33:28,520 --> 00:33:31,000
‫آره، به‌نظرشون خیلی خنده‌دار بوده

553
00:33:32,440 --> 00:33:34,480
‫حتماً این برات خیلی بی‌رحمانه بوده

554
00:33:36,720 --> 00:33:37,880
‫به گمونم

555
00:33:37,920 --> 00:33:39,880
‫این کار رو با کس دیگه‌ای هم کرده بود؟

556
00:33:40,400 --> 00:33:42,600
‫- نه
‫- پس چرا با تو این کار رو کرد؟

557
00:33:46,120 --> 00:33:48,240
‫چون... چون من زشتم

558
00:33:49,160 --> 00:33:53,120
‫- فکر می‌کنی دلیل کارهاش این بوده؟
‫- خب، به گمونم زشت‌تر از من وجود نداره...

559
00:33:54,720 --> 00:33:56,240
‫درمورد این قضیه باهاش حرف زدی؟

560
00:33:56,760 --> 00:33:58,360
‫- آره
‫- چی گفتی؟

561
00:34:00,240 --> 00:34:03,600
‫نمی‌دونم.
‫«من اون چیزی نیستم که تو میگی» یا...

562
00:34:03,640 --> 00:34:05,040
‫اون‌وقت اون چی گفت؟

563
00:34:08,960 --> 00:34:09,920
‫اون فقط...

564
00:34:10,760 --> 00:34:14,720
‫لبخند زد و گفت «باشه» و
‫گذاشت و رفت

565
00:34:16,120 --> 00:34:17,840
‫به این هم فکر نکردی که به کسی بگی؟

566
00:34:17,880 --> 00:34:20,520
‫- واسه این قضیه یکم دیر شده
‫- حتماً خیلی برات دردناک بوده

567
00:34:20,560 --> 00:34:21,720
‫من اون رو نکشتم

568
00:34:22,800 --> 00:34:26,720
‫چون اون ویدیو رو دیدی فکر می‌کنی
‫این کار رو کردم. اما دیگه اعتمادی به ویدیوها نیست.

569
00:34:26,760 --> 00:34:27,960
‫همش اخبار جعلیـه

570
00:34:28,000 --> 00:34:30,440
‫- من نیومدم اینجا که قضاوت کنم
‫- من اون رو نکشتم

571
00:34:30,760 --> 00:34:32,920
‫اون آشغال بود.
‫خودت هم می‌تونی ببینی.

572
00:34:32,960 --> 00:34:35,080
‫باید می‌کشتمش اما این کار رو نکردم.
‫من فقط...

573
00:34:37,080 --> 00:34:38,120
‫تنها کاری که...

574
00:34:41,640 --> 00:34:42,880
‫تنها کاری که کردم...

575
00:34:48,800 --> 00:34:49,960
‫نگاش کن

576
00:34:50,000 --> 00:34:52,680
‫یه جوری امیدواره که انگار قراره چیز مهمی بگم

577
00:34:58,080 --> 00:34:58,960
‫تنها کاری که کردم....

578
00:35:00,720 --> 00:35:03,400
‫این بود که بعد از اون عکس...
‫ازش خواستم با هم بریم بیرون

579
00:35:04,360 --> 00:35:07,160
‫رفتم پیشش و بهش گفتم ناراحت شدم که
‫این کار رو باهاش کردن

580
00:35:07,280 --> 00:35:09,480
‫که عکسش رو به همه نشون دادن.
‫عکس خودش رو.

581
00:35:10,160 --> 00:35:12,440
‫و می‌خواستم بدونم که
‫باهام میاد جشنواره یا نه

582
00:35:13,880 --> 00:35:18,200
‫راستش، با خودم گفتم که شاید الان ضعیف باشه یا...

583
00:35:18,720 --> 00:35:20,640
‫گفتم شاید ضعیف باشه واسه همین...

584
00:35:22,880 --> 00:35:25,600
‫چون همه داشتن بهش می‌گفتن آشغال و

585
00:35:25,640 --> 00:35:27,600
‫یا مثلاً می‌گفتن «صاف» و این‌جور چیزا

586
00:35:27,640 --> 00:35:30,160
‫واسه همین با خودم گفتم
‫حالا که ضعیف شده

587
00:35:30,840 --> 00:35:33,240
‫شاید... شاید ازم خوشش بیاد

588
00:35:35,840 --> 00:35:37,880
‫هوشمندانه‌ست، مگه نه؟

589
00:35:37,920 --> 00:35:40,480
‫که وقتی همه ریختن سرش
‫ازش بخوای باهاش بری بیرون؟

590
00:35:41,400 --> 00:35:44,120
‫خب، رفتم پیشش و بهش گفتم که
‫بابت اتفاقاتی که افتاده ناراحتم و

591
00:35:44,120 --> 00:35:46,120
‫فیجت عوضی بوده

592
00:35:46,120 --> 00:35:48,600
‫و گفتم که اگه دوست داره
‫با هم بریم جشنواره

593
00:35:49,360 --> 00:35:53,360
‫ضعف اون باعث شده بود که راحت‌تر
‫به‌دست بیاد، تئوریت همین بود؟

594
00:35:55,240 --> 00:35:56,400
‫اوهوم. آره.

595
00:35:59,360 --> 00:36:01,360
‫فکر می‌کردم گفتی که ازش خوشت نمیاد

596
00:36:01,960 --> 00:36:06,240
‫خب، اون صافه. این واقعیتـه.
‫اما برام مهم نیست. اشکالی نداره.

597
00:36:08,040 --> 00:36:10,800
‫بهترین گرم‌کنی که
‫می‌تونستم پیدا کنم رو پوشیدم و...

598
00:36:12,480 --> 00:36:15,400
‫اصلاً نمی‌دونم چرا دارم
‫این‌ها رو بهت میگم اما من فقط گفتم

599
00:36:15,440 --> 00:36:17,120
‫«می‌خوای با هم بریم جشنواره؟»

600
00:36:17,160 --> 00:36:18,480
‫اون چی گفت؟

601
00:36:22,920 --> 00:36:23,920
‫اون فقط...

602
00:36:25,560 --> 00:36:28,320
‫فقط خندید و گفت،
‫«هنوز اونقدر بدبخت نشدم»

603
00:36:29,800 --> 00:36:32,120
‫اون شکلک‌ها هم بعد از این قضیه بود؟

604
00:36:34,160 --> 00:36:35,120
‫آره

605
00:36:35,560 --> 00:36:39,600
‫یعنی به‌خاطر این که فکر کردی می‌تونی ازش
‫بخوای باهاش بری بیرون، بهت حمله کرده؟

606
00:36:39,600 --> 00:36:41,840
‫- این چیزاییـه که تو میگی
‫- به‌نظرت این نامردی بود؟

607
00:36:42,400 --> 00:36:46,000
‫به‌نظر تو هم اون آشغال بود دیگه؟

608
00:36:46,520 --> 00:36:48,240
‫که همه‌ی این کارها رو کرده

609
00:36:48,240 --> 00:36:50,200
‫به‌نظرت یه آشغال‌ی ظالمـه

610
00:36:53,440 --> 00:36:55,880
‫اون یه آشغال‌ی ظالم بود، مگه نه؟

611
00:36:55,920 --> 00:36:58,360
‫اما قضیه همینـه دیگه، متوجهی؟

612
00:36:58,400 --> 00:37:00,600
‫اون شب من حتی دستم هم بهش نخورد

613
00:37:02,360 --> 00:37:04,360
‫می‌تونستم بهش دست بزنم
‫اما نزدم، فقط...

614
00:37:04,880 --> 00:37:07,960
‫چاقو داشتم. اونم ترسیده بود.
‫اما اون کار رو نکردم.

615
00:37:09,960 --> 00:37:14,120
‫می‌تونستم به‌ هرجایی از بدنش دست بزنم.
‫واقعاً هم دلم می‌خواست اما نزدم. فقط...

616
00:37:16,720 --> 00:37:18,920
‫بیشتر پسرها حاضر بودن بهش دست بزنن

617
00:37:22,760 --> 00:37:25,200
‫پس این باعث میشه من آدم بهتری باشم

618
00:37:28,640 --> 00:37:29,840
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

619
00:38:07,040 --> 00:38:09,320
‫منظوری از... حرفام نداشتم.
‫من فقط خستم.

620
00:38:09,360 --> 00:38:12,960
‫دارم زیادی حرف می‌زنم.
‫خستم. من فقط...

621
00:38:13,000 --> 00:38:15,440
‫خیلی خیلی خستم

622
00:38:17,920 --> 00:38:19,240
‫من نکشتمش

623
00:38:19,280 --> 00:38:21,680
‫جیمی، درکی از مرگ داری؟

624
00:38:22,520 --> 00:38:24,840
‫- چی؟
‫- درکی از مرگ داری؟

625
00:38:25,920 --> 00:38:26,880
‫آره

626
00:38:26,920 --> 00:38:29,440
‫متوجهی که کیتی مُرده و
‫دیگه هیچوقت برنمی‌گرده؟

627
00:38:29,480 --> 00:38:30,680
‫من اون کار رو نکردم

628
00:38:31,200 --> 00:38:33,200
‫هر ادعایی که درمورد شخصیتش داری...

629
00:38:33,240 --> 00:38:36,600
‫- جدی نگفتم که اون یه آشغاله
‫- هر ادعایی که بکنی، اون دیگه مُرده

630
00:38:37,680 --> 00:38:38,880
‫هرکسی که اون رو کشته،

631
00:38:38,920 --> 00:38:41,640
‫احتمالِ زندگی آینده‌ش رو ازش گرفته

632
00:38:45,440 --> 00:38:47,400
‫نمی‌خواستم درموردش حرفای بد بزنم.
‫اون فقط...

633
00:38:47,400 --> 00:38:50,760
‫- جیمی، گوش کن. متوجه هستی؟
‫- اون فقط از من خوشش نمی‌اومد

634
00:38:52,560 --> 00:38:54,440
‫آره، احمق که نیستم

635
00:38:55,960 --> 00:38:58,800
‫- متوجه هستی که قتل جرم محسوب میشه؟
‫- آره

636
00:38:59,440 --> 00:39:02,680
‫متوجهی که اگه گناهکار شناخته بشی،
‫بازداشت می‌مونی؟

637
00:39:02,720 --> 00:39:05,640
‫- کیه که ندونه؟
‫- متوجه هستی که کی این تصمیم رو می‌گیره؟

638
00:39:06,520 --> 00:39:08,760
‫- قاضی. هیئت منصفه
‫- خوبه

639
00:39:16,120 --> 00:39:18,040
‫جیمی، این آخرین جلسه‌مونـه

640
00:39:19,360 --> 00:39:20,160
‫چی؟

641
00:39:20,200 --> 00:39:22,200
‫- کاری که می‌خوام تشویقت کنم انجامش بدی...
‫- نه. چرا؟

642
00:39:22,240 --> 00:39:25,080
‫اینـه که از تموم خدمات روان‌درمانی‌ای که
‫بهت پیشنهاد میشه، استفاده کنی

643
00:39:25,120 --> 00:39:27,040
‫- نه. چرا؟
‫- به‌نظرم به نفعتـه

644
00:39:27,080 --> 00:39:29,480
‫- نه، این کار رو نمی‌کنم
‫- خب، این نظر من بود

645
00:39:29,520 --> 00:39:32,000
‫بعداً که برگشتی.
‫میای به دیدنم؟

646
00:39:32,040 --> 00:39:34,240
‫متاسفانه جای دیگه‌ای کار دارم

647
00:39:35,880 --> 00:39:39,800
‫- یعنی تموم شد؟ همه‌چیز تموم شد؟
‫- امیدوارم حرفایی که زدم رو جدی بگیری

648
00:39:39,800 --> 00:39:43,000
‫- ممنون بابت وقتی که گذاشتی. به فرانک میگم...
‫- ممنون بابت وقتی که گذاشتم؟

649
00:39:43,000 --> 00:39:46,640
‫- فرانک! خوشحالم که باهام حرف زدی...
‫- حرفام رو باور کردی؟

650
00:39:46,680 --> 00:39:49,760
‫- به قاضی میگی؟
‫- به‌نظرم تو با صداقت حرف زدی

651
00:39:49,800 --> 00:39:51,960
‫اما تنها توصیه‌ای که من به قاضی می‌کنم،
‫درک توئـه

652
00:39:52,000 --> 00:39:55,160
‫درک من، باشه

653
00:39:57,000 --> 00:39:59,080
‫- بهش نمی‌خوره خداحافظی مناسبی باشه
‫- چرا، هست

654
00:39:59,120 --> 00:40:01,240
‫- اما بهش نمی‌خوره
‫- دیگه کافیـه

655
00:40:01,280 --> 00:40:02,720
‫نه، هنوز کارمون تموم نشده

656
00:40:02,760 --> 00:40:05,000
‫- چرا، شده. ممنون فرانک
‫- نه، نه!

657
00:40:05,040 --> 00:40:06,560
‫میشه یه چیزی بپرسم؟

658
00:40:07,280 --> 00:40:08,200
‫آره

659
00:40:11,160 --> 00:40:13,560
‫از من خوشت میاد؟

660
00:40:24,480 --> 00:40:27,640
‫- جیمی، من به‌عنوان یه مقام رسمی اومدم اینجا
‫- یعنی اینطور فکر نمی‌‌کنی؟

661
00:40:27,680 --> 00:40:30,680
‫- شغل من ارزیابی تو بود
‫- چون من ازت خوشم میاد

662
00:40:30,720 --> 00:40:33,240
‫اونطوری نه. نه که برام جذاب باشی.
‫به‌عنوان یه آدم منظورمـه.

663
00:40:33,240 --> 00:40:36,040
‫- خب دیگه پسر. بیا بریم
‫- نه، یعنی حتی یه ذره هم از من خوشت نمیاد؟

664
00:40:36,080 --> 00:40:37,960
‫پس نظرت درموردم چیه؟

665
00:40:38,560 --> 00:40:41,040
‫- تصمیمت رو بگیر دیگه!
‫- این واقعاً کارآمد بود

666
00:40:41,080 --> 00:40:43,320
‫نری بهشون بگی من چی‌کار کردم‌ها!

667
00:40:43,360 --> 00:40:44,880
‫- جراتش رو نداری!
‫- هی، بیخیال

668
00:40:44,920 --> 00:40:48,160
‫نری اونجا بگی...
‫ولم کن! جراتش رو نداری!

669
00:40:48,200 --> 00:40:49,480
‫- هی!
‫- لعنتی!

670
00:40:49,520 --> 00:40:52,200
‫- بیخیال جیمی، رفیق. دست بردار
‫- حتی یه ذره هم از من خوشت نمیاد؟

671
00:40:52,240 --> 00:40:53,360
‫باشه جیمی؟
‫بیا بریم

672
00:40:53,400 --> 00:40:55,440
‫- پس نظرت درموردم چیه؟
‫- خب دیگه

673
00:40:55,480 --> 00:40:57,200
‫فقط به بابام بگو که چیزیم نیست!

674
00:40:57,880 --> 00:41:00,560
‫- بهش بگو حالم خوبـه!
‫- جیمی، داری به خودت آسیب می‌زنی

675
00:41:00,600 --> 00:41:02,880
‫- بهش بگو حالم خوبه!
‫- آروم باش

676
00:41:02,920 --> 00:41:04,200
‫بهش بگو که خوبم!

677
00:41:04,240 --> 00:41:07,040
‫بهش بگو که حالم خوبه،‌ تو رو خدا!

678
00:42:20,280 --> 00:42:21,800
‫وای خدا
