﻿1
00:01:15,250 --> 00:01:16,375
‫نه! نه!

2
00:01:19,875 --> 00:01:20,875
‫نه، تو رو خدا

3
00:01:52,500 --> 00:01:59,416
« آمریکای نخستین »
‫« فصل اول: قسمت سوم »

4
00:02:11,500 --> 00:02:13,875
‫می‌خوای همینجوری بری رو مخم
‫تا از کوره در برم دیگه؟

5
00:02:14,750 --> 00:02:17,125
‫دارم به خدا یادآوری می‌کنم که
ما هنوز اینجاییم

6
00:02:17,916 --> 00:02:19,000
‫برادر پرَت

7
00:02:19,875 --> 00:02:20,791
خودش ‫خبر داره

8
00:02:22,625 --> 00:02:24,583
‫پس چرا آبیش‌ام رو برنمی‌گردونه پیشم؟

9
00:02:24,625 --> 00:02:27,083
‫باز هم دنبال زنت می‌گردیم،

10
00:02:27,125 --> 00:02:29,583
‫اما دیگه کم‌کم باید قبول کنی که

11
00:02:29,625 --> 00:02:32,125
‫هر احتمالی وجود داره

12
00:02:40,750 --> 00:02:42,125
‫آبیشِ من زنده‌ست

13
00:02:44,375 --> 00:02:45,416
‫خودم دیدمش

14
00:02:47,750 --> 00:02:49,625
‫همین دیشب بغلش کردم

15
00:02:51,750 --> 00:02:53,125
‫تو چشماش نگاه کردم

16
00:02:57,791 --> 00:03:00,500
‫برادر ولزی! سراغ شما رو می‌گیرن

17
00:03:09,125 --> 00:03:10,750
‫روز بخیر، آقایون

18
00:03:10,750 --> 00:03:13,166
‫سر راه اردوگاه‌تون رو دیدیم،
‫گفتیم یه سَر بیایم این طرفی

19
00:03:14,250 --> 00:03:18,666
واسه سَرِ یکی جایزه گذاشتن؛
امیدوار بودیم ‫شما یه خبرهایی داشته باشید

20
00:03:19,291 --> 00:03:24,791
تقریباً یک ‫هفته‌ی پیش،
یه زن با پسرش بریجر رو ترک کردن

21
00:03:24,791 --> 00:03:27,041
‫شمال اینجا دیدیم‌شون

22
00:03:27,041 --> 00:03:28,166
کجاها؟

23
00:03:28,666 --> 00:03:31,541
‫چند کیلومتری همینجا. نزدیک تیلور درا

24
00:03:37,875 --> 00:03:39,750
‫« سارا هالوی به اتهام قتل و
‫سرقت تحت تعقیب است »

25
00:03:39,875 --> 00:03:40,666
‫« پاداش ۱۵۰۰ دلاری »

26
00:03:43,125 --> 00:03:44,250
‫فرار کنید!

27
00:03:52,666 --> 00:03:54,750
‫متأسفانه همچین کسی رو ندیدیم، برادر

28
00:03:56,500 --> 00:03:58,416
‫حیف شد

29
00:04:00,166 --> 00:04:01,875
‫والا همچین هم بعید نبود

30
00:04:04,125 --> 00:04:05,125
‫عه

31
00:04:06,041 --> 00:04:07,000
‫بله

32
00:04:08,041 --> 00:04:09,291
‫تو رو یادمـه

33
00:04:10,666 --> 00:04:13,875
‫یادمـه همین چند صباح پیش،
‫داشتی بار و بندیلت رو می‌بستی برگردی بریجر

34
00:04:15,625 --> 00:04:16,500
‫عجب

35
00:04:17,250 --> 00:04:19,666
‫انگار تا دم جهنم رفتی و برگشتی

36
00:04:19,666 --> 00:04:21,291
‫از حمله‌ی سرخپوست‌ها جون سالم به در برده

37
00:04:22,625 --> 00:04:24,041
‫مشخصـه خدا بهش رحم کرده

38
00:04:25,416 --> 00:04:27,791
‫خب، این زنی که ما دنبالشیم،

39
00:04:27,791 --> 00:04:30,375
‫همونیـه که راهنماش که
‫خودش رو به کشتن داد،

40
00:04:30,375 --> 00:04:32,541
‫پا شد اومد بریجر، پیش شما

41
00:04:34,750 --> 00:04:36,375
‫مثل بقیه کُشتنش

42
00:04:37,875 --> 00:04:38,708
‫کِی اونوقت؟

43
00:04:38,750 --> 00:04:39,875
‫تقریباً یه هفته پیش

44
00:04:40,541 --> 00:04:41,375
‫هفته‌ی پیش؟

45
00:04:42,416 --> 00:04:44,625
‫خب، پس حتماً معجزه شده

46
00:04:46,416 --> 00:04:48,916
‫بله، سه روز هم نمیشه که دیدیم‌شون

47
00:04:48,916 --> 00:04:53,000
‫سُر و مُر و گُنده. با پسرش و یه دختر دیگه

48
00:04:54,041 --> 00:04:55,041
‫یه زنِ دیگه؟

49
00:04:57,291 --> 00:04:58,375
‫زن من نبود؟

50
00:04:59,125 --> 00:05:02,250
‫چمی‌دونم والا، یادم نیست
‫خانمت چه شکلی بود

51
00:05:04,875 --> 00:05:05,875
‫خب...

52
00:05:06,625 --> 00:05:09,250
جسدش رو پیدا نکردیم

53
00:05:09,250 --> 00:05:12,250
‫این زنی که دنبالشی هم
از بازمانده‌های همون حمله‌ست

54
00:05:12,875 --> 00:05:14,583
‫شاید با هم همسفر شدن

55
00:05:14,625 --> 00:05:20,541
‫امکانش هست برادر کوک و پرت
همراهتون بیان با هم دنبالشون بگردید؟

56
00:05:20,541 --> 00:05:22,458
‫البته که چشم‌شون دنبال پاداش نیست

57
00:05:22,500 --> 00:05:25,250
‫این زنی که دنبالشید احتمالاً
‫می‌دونه چه بلایی سر خانمش اومده

58
00:05:27,791 --> 00:05:30,625
‫نگفته بود با پسرش کجا می‌خواد بره؟

59
00:05:31,375 --> 00:05:32,500
‫چرا

60
00:05:32,500 --> 00:05:33,791
‫دویست دلار میدم

61
00:05:34,791 --> 00:05:37,000
اگه ‫بذاری برادر پرت و کوک همراهتون بیان

62
00:05:38,250 --> 00:05:39,250
‫دویست هزار دلار

63
00:05:41,041 --> 00:05:43,250
‫خیلی‌خب، قبول می‌کنیم

64
00:05:45,875 --> 00:05:46,875
‫کدوم وَری بریم؟

65
00:05:47,500 --> 00:05:48,500
‫کروکس اسپرینگز

66
00:05:49,791 --> 00:05:51,916
‫مسیرش ناهمواره ها. مطمئنی؟

67
00:05:54,125 --> 00:05:55,750
‫عشق با آدم چه‌ها که نمی‌کنه

68
00:06:12,875 --> 00:06:14,791
‫چشمت به این زنه و پسره افتاد،

69
00:06:15,291 --> 00:06:16,666
‫درجا بفرست‌شون سینه‌ی قبرستون

70
00:06:18,125 --> 00:06:19,750
‫نمی‌دونم تا چه اندازه دیدن

71
00:06:20,250 --> 00:06:22,000
‫مهم نیست چی دیدن و چی ندیدن

72
00:06:23,541 --> 00:06:24,875
‫به خطرش نمی‌ارزه

73
00:06:28,791 --> 00:06:30,416
‫باید این قائله رو ختمش کنیم، برادر

74
00:06:31,375 --> 00:06:32,166
‫می‌فهمی؟

75
00:06:32,750 --> 00:06:33,875
‫آره

76
00:06:35,291 --> 00:06:36,291
‫دوستت دارم

77
00:06:38,875 --> 00:06:39,875
‫برو

78
00:07:02,541 --> 00:07:03,541
‫آقای رید

79
00:07:04,750 --> 00:07:05,750
‫میشه بی‌زحمت...

80
00:07:06,291 --> 00:07:07,916
‫باید بازم هیزم بندازیم توی آتیش

81
00:07:09,291 --> 00:07:11,625
‫بچه‌ها دارن یخ میزنن

82
00:07:13,416 --> 00:07:15,000
‫- ما...
‫- دود می‌کنه، خطریـه

83
00:07:15,000 --> 00:07:17,916
‫به درک که خطریـه،
‫باید همین الان این کار رو بکنیم

84
00:07:19,791 --> 00:07:20,791
‫داریم یخ میزنیم

85
00:07:23,750 --> 00:07:24,625
‫آقای رید

86
00:07:26,625 --> 00:07:27,791
‫آقای رید، خواهش می‌کنم

87
00:07:34,416 --> 00:07:36,041
‫پسرجون، پاشو دنبالم بیا

88
00:07:43,750 --> 00:07:44,875
‫باید سنگ جمع کنیم

89
00:07:46,000 --> 00:07:47,041
‫هر چی صاف‌تر بهتر

90
00:07:49,416 --> 00:07:50,625
‫کوچیک بردار

91
00:07:53,750 --> 00:07:54,625
‫کوچیکتر

92
00:07:58,500 --> 00:07:59,750
‫یه سؤال بپرسم؟

93
00:08:03,791 --> 00:08:05,125
‫- معنی‌شون چیـه؟
‫- معنی چی؟

94
00:08:06,291 --> 00:08:07,416
‫روی دستت

95
00:08:12,625 --> 00:08:14,583
تعداد آدم‌هاییـه که کُشتی؟

96
00:08:14,625 --> 00:08:15,750
‫نه

97
00:08:15,750 --> 00:08:17,875
‫کی بهت یاد داده اونجوری بجنگی؟

98
00:08:19,000 --> 00:08:20,000
‫شوشونی‌ها

99
00:08:25,000 --> 00:08:26,416
‫از مرگ می‌ترسی؟

100
00:08:32,625 --> 00:08:33,625
‫نه

101
00:08:35,250 --> 00:08:36,750
‫نه تا وقتی‌که به‌حق باشه

102
00:08:40,750 --> 00:08:42,125
‫این‌ها رو گرم می‌کنیم

103
00:08:43,250 --> 00:08:45,125
‫بعد چال‌شون می‌کنیم و
‫روشون دراز می‌کِشیم

104
00:08:45,791 --> 00:08:47,375
‫همین گرم نگه‌تون می‌داره

105
00:08:49,125 --> 00:08:51,000
‫اونوقت دیگه می‌تونید غُر زدن رو بذارید کنار

106
00:08:57,500 --> 00:08:59,375
‫اینها برای منـه. برو برای خودتون پیدا کن

107
00:09:01,000 --> 00:09:03,000
‫برای دختره و برای مامانت هم بیار

108
00:09:04,375 --> 00:09:05,250
‫بجنب

109
00:09:06,041 --> 00:09:07,916
‫- برو
‫- چشم، آقا

110
00:09:07,916 --> 00:09:09,000
‫من هم باهات میام

111
00:09:11,625 --> 00:09:12,875
‫باید سنگ جمع کنیم

112
00:09:14,291 --> 00:09:15,541
‫هر چی صاف‌تر بهتر

113
00:09:15,541 --> 00:09:16,625
‫خیلی بزرگ نباشن

114
00:09:25,416 --> 00:09:26,500
‫اون چیـه؟

115
00:09:32,166 --> 00:09:33,250
‫دارو

116
00:09:35,666 --> 00:09:36,791
‫داروی چی؟

117
00:09:44,791 --> 00:09:47,041
‫بابای پسره اصلاً از اومدنت خبر نداره

118
00:09:49,291 --> 00:09:51,375
‫مطمئنی توی کروکس اسپرینگزه؟

119
00:09:51,375 --> 00:09:52,375
‫آره

120
00:09:53,041 --> 00:09:55,000
‫اتفاقاً خیلی هم مرد موفقیـه

121
00:09:55,666 --> 00:09:57,625
‫توی حومه‌ی شهر،
حق استخراج طلا داره

122
00:09:58,500 --> 00:09:59,500
حق استخراج طلا؟

123
00:10:01,125 --> 00:10:02,125
‫آره

124
00:10:05,875 --> 00:10:07,500
حقی که هیچوقت نخواسته
‫باهات سهیم بشه

125
00:10:14,041 --> 00:10:17,750
‫توی سن پایین ول‌مون کرد رفت.
‫دوین خیلی کوچولو بود.

126
00:10:20,416 --> 00:10:21,500
‫فکر کنم ببینه...

127
00:10:22,500 --> 00:10:24,750
‫وقتی ببینه دوین چه گل‌پسری شده،

128
00:10:25,916 --> 00:10:27,166
‫حتماً با آغوش باز می‌پذیرتش

129
00:10:27,166 --> 00:10:28,416
‫

130
00:10:30,750 --> 00:10:31,625
‫امیدِ مادرانه

131
00:10:35,875 --> 00:10:37,875
‫فعلاً تنها چیزی که برام مونده، امیده

132
00:10:40,166 --> 00:10:42,750
‫اگه خودت بچه داشتی،
‫حتماً درکم می‌کردی

133
00:10:50,750 --> 00:10:52,666
‫اون شعله کوچولوهه رو نگاه

134
00:10:54,041 --> 00:10:54,875
‫آره

135
00:11:46,666 --> 00:11:48,041
‫گردنبندم. مال منـه

136
00:11:49,500 --> 00:11:52,000
‫گفتم گردنبندم رو پس بده!

137
00:12:08,041 --> 00:12:09,375
‫گردنبندم رو می‌خوام!

138
00:12:10,500 --> 00:12:12,291
‫مال تو نیست!

139
00:12:12,291 --> 00:12:13,500
‫بدش به من!

140
00:12:50,166 --> 00:12:51,666
‫از کِی تا حالا لنگ میزنه؟

141
00:12:51,666 --> 00:12:54,625
‫نمی‌دونم. مسیر سنگ و کلوخ زیاد داشت و
یکم تعادلش رو از دست داد

142
00:12:56,875 --> 00:12:58,791
‫یه سنگ توی سُمش گیر کرده

143
00:12:59,625 --> 00:13:00,875
‫سوار این اسب نشو

144
00:13:01,750 --> 00:13:04,166
‫پسره رو سوارش می‌کنیم،
‫ببینیم می‌تونه حملش کنه یا نه

145
00:13:05,500 --> 00:13:06,791
‫دوین، وقت حرکتـه

146
00:13:09,000 --> 00:13:09,875
‫یالا!

147
00:13:10,750 --> 00:13:12,666
‫باید اسب‌هامون رو با هم عوض کنیم

148
00:13:13,500 --> 00:13:14,458
چرا؟

149
00:13:14,500 --> 00:13:16,541
‫- چون ناچاریم
‫- چرا خب؟

150
00:13:17,166 --> 00:13:18,041
‫دوین؟

151
00:13:19,000 --> 00:13:20,333
‫- چی شده؟
‫- هیچی

152
00:13:20,375 --> 00:13:22,250
‫- زخمی شدی؟
‫- نه، چیزی نیست

153
00:13:47,250 --> 00:13:48,875
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- از جاتون جُم نخورید

154
00:13:49,666 --> 00:13:51,541
دو ماه، همینجا نگهش دار. جلو نیاید

155
00:13:54,041 --> 00:13:55,000
‫بسپارش به من

156
00:13:56,125 --> 00:13:57,000
‫گم شدی؟

157
00:13:57,791 --> 00:13:58,625
‫سلام

158
00:14:00,000 --> 00:14:01,000
‫اسمت چیـه؟

159
00:14:01,750 --> 00:14:02,750
‫چیزیت شده؟

160
00:14:03,750 --> 00:14:05,291
‫چیزی نیست. ‫ما کمکت می‌کنیم

161
00:14:07,875 --> 00:14:08,750
‫نترسی ها

162
00:14:14,541 --> 00:14:16,125
‫جات پیش‌مون امنـه

163
00:14:18,125 --> 00:14:19,250
‫بابا!

164
00:14:20,750 --> 00:14:22,708
‫بابایی اینجاست؟ پس بریم دنبال بابا

165
00:14:22,750 --> 00:14:23,625
‫خوبـه؟

166
00:14:24,291 --> 00:14:26,000
‫ما اون طرفی نمیریم

167
00:14:26,750 --> 00:14:27,875
‫چی؟ یعنی چی؟

168
00:14:27,875 --> 00:14:30,583
یعنی ‫اونجا چیز خوبی عایدمون نمیشه

169
00:14:30,625 --> 00:14:31,666
‫این بچه چی؟

170
00:14:32,250 --> 00:14:33,375
‫این بچه چی؟

171
00:14:34,416 --> 00:14:36,291
‫میگه خونواده‌ام اونجان

172
00:14:36,291 --> 00:14:39,416
‫اگه واقعاً خونواده‌اش اونجا بودن،
الان از توی جنگل صداش میزدن

173
00:14:40,000 --> 00:14:42,416
آیزک، لاأقل خودمون بریم
‫ببینیم چه خبره

174
00:14:42,416 --> 00:14:43,500
‫ولش کن

175
00:14:44,500 --> 00:14:45,375
‫نه

176
00:14:48,000 --> 00:14:49,000
‫این کیـه؟

177
00:14:49,000 --> 00:14:50,208
‫اسم هم داره؟

178
00:14:50,250 --> 00:14:51,458
‫مامان، این کیـه؟

179
00:14:51,500 --> 00:14:52,750
‫دوست جدیدمونـه

180
00:14:53,541 --> 00:14:54,750
‫قراره باهامون بیاد؟

181
00:14:54,750 --> 00:14:57,000
‫می‌خوایم کمکش کنیم خونواده‌اش رو پیدا کنه

182
00:14:57,625 --> 00:14:59,000
‫ایشون دو ماهـه

183
00:14:59,000 --> 00:15:00,750
‫فکر کنم باید سوار اسب من بشه

184
00:15:00,750 --> 00:15:02,791
‫- همراهمون میاد؟
‫- نه. هی!

185
00:15:04,000 --> 00:15:05,375
‫فکر خوبی نیست

186
00:15:06,375 --> 00:15:09,416
‫یه سؤال؛ اگه تنها بودی،
ولش می‌کردی به امون خدا؟

187
00:15:09,416 --> 00:15:10,625
‫آره

188
00:15:13,791 --> 00:15:15,916
‫پس بگو چرا دارو می‌خوری!

189
00:16:26,625 --> 00:16:27,791
‫ما پیداش کردیم

190
00:16:28,375 --> 00:16:31,500
‫تک و تنها... پیداش کردیم

191
00:16:39,375 --> 00:16:40,291
‫از اسب پیاده نشو

192
00:16:40,291 --> 00:16:41,250
‫خانم

193
00:16:41,875 --> 00:16:43,833
‫خانم، دختر شماست؟

194
00:16:49,125 --> 00:16:51,458
‫آقا؟ دختر شماست؟

195
00:16:51,500 --> 00:16:53,208
‫خیال می‌کردیم گم شده

196
00:16:53,250 --> 00:16:54,541
‫نه. خب، ما پیداش کردیم

197
00:16:54,541 --> 00:16:55,833
‫سارا، سوار اسبت شو

198
00:16:55,875 --> 00:16:58,250
‫- تک و تنها بود
‫- چطوری جبران کنم؟

199
00:16:58,250 --> 00:17:01,333
‫- می‌خواستیم مطمئن بشیم جاش امنـه
‫- نه، باید بمونید

200
00:17:01,375 --> 00:17:04,541
‫خانم، ما چیز خاصی نداریم.
‫بیاید یکمی سوپ بخورید.

201
00:17:04,541 --> 00:17:05,458
‫- دور هم می‌خوریم
‫- نه

202
00:17:05,500 --> 00:17:08,208
‫- نیازی نیست، باید راه بیفتیم
‫- یه سوپـه دیگه. لطفاً...

203
00:17:08,250 --> 00:17:09,500
‫آقای رید!

204
00:17:10,875 --> 00:17:12,166
‫از جات تکون نخور

205
00:17:16,250 --> 00:17:17,250
‫هی

206
00:17:19,000 --> 00:17:20,666
‫آروم باش، سرکار

207
00:17:24,375 --> 00:17:27,250
‫مامان!

208
00:17:30,416 --> 00:17:31,916
‫تفنگت رو بنداز پایین

209
00:17:31,916 --> 00:17:33,041
از اسب پیاده شو

210
00:17:34,875 --> 00:17:36,125
‫پیاده شو وگرنه پسره رو می‌کُشم

211
00:17:36,125 --> 00:17:37,875
‫بسـه. تفنگت رو بنداز، تو رو خدا

212
00:17:44,916 --> 00:17:46,625
‫- پسره رو بکُشید
‫- نه، نه!

213
00:17:49,000 --> 00:17:52,875
‫تفنگت رو آروم بنداز پایین. یالا

214
00:17:56,875 --> 00:17:58,250
‫آروم

215
00:17:59,541 --> 00:18:00,666
‫آها

216
00:18:03,916 --> 00:18:05,875
‫هفت‌تیرت رو بنداز رو زمین

217
00:18:06,625 --> 00:18:07,666
‫آروم

218
00:18:10,000 --> 00:18:11,000
‫حالا

219
00:18:13,625 --> 00:18:17,500
‫باریکلا. پیاده شو و
‫روی شکمت بخواب

220
00:18:20,750 --> 00:18:21,750
‫آروم

221
00:18:23,375 --> 00:18:24,958
‫خوبـه. آره، آفرین

222
00:18:25,000 --> 00:18:26,916
‫آروم، آروم

223
00:18:32,750 --> 00:18:33,625
‫دَمَر

224
00:18:35,000 --> 00:18:35,875
‫روی زمین

225
00:18:38,041 --> 00:18:40,166
‫- بخواب
‫- ببخشید

226
00:18:46,541 --> 00:18:48,416
‫خوبـه، آروم

227
00:18:49,041 --> 00:18:51,875
‫بخواب. صورتت بخوره به خاک.
‫قشنگ دراز بکِش.

228
00:18:52,791 --> 00:18:53,791
‫آها

229
00:18:54,416 --> 00:18:55,250
‫خوبـه

230
00:18:57,875 --> 00:18:59,375
‫چه حسی داره؟ ها؟

231
00:19:03,000 --> 00:19:04,333
‫آهای!

232
00:19:07,750 --> 00:19:09,166
‫دوین!

233
00:19:12,916 --> 00:19:15,875
‫مامان!

234
00:19:21,291 --> 00:19:23,500
‫می‌خوای توله موله‌ها رو بدی بهم؟

235
00:19:23,500 --> 00:19:24,791
‫خوک خوکـه دیگه، جیم

236
00:19:24,791 --> 00:19:27,750
‫اون گوشه‌ای که اصلاً انگار موشی چیزیـه

237
00:19:28,750 --> 00:19:29,625
‫جیم

238
00:19:35,291 --> 00:19:37,875
‫قبل جوش دادن این معامله،
‫یه ترازو برام جور کن، وینکی

239
00:19:42,125 --> 00:19:43,625
‫آقای وایلد بیل هیکمن

240
00:19:45,750 --> 00:19:47,625
‫انتظار نداشتم
دوباره به این زودی ببینم‌تون

241
00:19:48,875 --> 00:19:51,125
‫اون هم با این تعداد از افراد

242
00:19:52,250 --> 00:19:53,250
‫بریجر

243
00:19:58,750 --> 00:20:00,541
‫کله‌گنده‌ها رو هم که آوردی

244
00:20:00,541 --> 00:20:03,541
‫خب، از برادر هیکمن در مورد گفتگوتون شنیدم

245
00:20:03,541 --> 00:20:06,250
فکر کردم لازمـه خودم یه سر بیام

246
00:20:06,750 --> 00:20:09,666
‫آره، ایشالا که خیلی
تو زحمت نیفتاده باشید، فرماندار

247
00:20:09,666 --> 00:20:10,916
حیفـه، این همه راه کوبیدید اومدید

248
00:20:13,000 --> 00:20:15,625
‫مقصد اصلیم اینجا نیست

249
00:20:18,041 --> 00:20:21,000
‫اگه منتظرید یکی بیاد
‫براتون فرش قرمز پهن کنه،

250
00:20:21,000 --> 00:20:23,083
‫باید بگم که متأسفانه
‫اینجا از این خبرها نیست

251
00:20:23,125 --> 00:20:24,541
‫حتی برای زن جماعت

252
00:20:27,041 --> 00:20:28,625
‫دارم یه نگاهی به زمین‌ها می‌اندازم

253
00:20:30,166 --> 00:20:31,000
باشکوهـه

254
00:20:31,666 --> 00:20:32,666
‫اکثراً مسطحـه

255
00:20:34,500 --> 00:20:36,166
‫خیلی هم ارزشمند

256
00:20:37,791 --> 00:20:38,791
‫شکی درش نیست

257
00:20:43,750 --> 00:20:45,041
خودشـه

258
00:20:51,625 --> 00:20:56,000
‫یکمی جا تنگـه، بخاطر همین
‫از بعضی اتاق‌ها بهینه مصرف می‌کنیم

259
00:21:05,291 --> 00:21:07,125
‫همیشه به پسرم، کاترل، میگم...

260
00:21:10,166 --> 00:21:12,458
‫از اونجایی که همسایه‌ایم،
‫باید رک و پوست‌کنده بهش می‌گفتم که

261
00:21:12,500 --> 00:21:14,583
می‌خوام دفترم توی رقاصه خونه باشه

262
00:21:14,625 --> 00:21:17,125
‫توی سالت‌لیک‌سیتی،
‫رقاصه خونه  غیرمجازه

263
00:21:19,375 --> 00:21:20,875
‫خب، دلیلش مشخصـه

264
00:21:21,500 --> 00:21:25,083
چند تا زن داشتید شما، آقای فرماندار؟
بیست و دو تا؟

265
00:21:25,125 --> 00:21:29,166
در اصل بیست تاست، اما مطبوعات
‫دوست دارن خبرهای مربوط به من رو تحریف کنن

266
00:21:29,875 --> 00:21:33,500
‫صرفاً برای تحریک کسایی که
‫چشم دیدن مردم‌مون رو ندارن

267
00:21:34,541 --> 00:21:37,541
‫عارضم خدمتتون که،
‫بیشتر زنهای من مُسن هستن و

268
00:21:37,541 --> 00:21:41,416
‫به چشمم بیشتر حکم مادر رو دارن تا همسر

269
00:21:42,250 --> 00:21:44,250
‫اینجوری که داستان به‌کل عوض میشه

270
00:21:44,250 --> 00:21:46,916
‫جوری که بعید می‌دونم
اصلاً با بهترین دخترهای ما قابل قیاس باشه

271
00:21:48,541 --> 00:21:52,916
‫به گوشم رسوندن که
مذاکرات اخیرتون با برادر هیکمن

272
00:21:52,916 --> 00:21:55,250
‫شوربختانه متشنج پیش رفته

273
00:21:56,125 --> 00:21:59,625
‫آدم‌تون، بیل، لحنش جوریـه که
‫اصلاً به دلم نمی‌شینه

274
00:22:00,791 --> 00:22:04,541
‫انگار چشمشون دنبال چیزیـه که
‫بقیه حاضر نیستن تقدیم‌شون کنن

275
00:22:05,291 --> 00:22:09,541
بنده عذرخواهم که شما
‫همچین برداشتی کردید، آقای بریجر

276
00:22:09,541 --> 00:22:12,083
‫بهتون اطمینان خاطر میدم
‫نیت بنده این نیست

277
00:22:12,125 --> 00:22:14,000
‫نیت شما چیـه، آقای فرماندار؟

278
00:22:18,500 --> 00:22:19,791
قلعه‌ات رو می‌خوام

279
00:22:21,500 --> 00:22:23,166
‫جز این بود تعجب می‌کردم

280
00:22:24,125 --> 00:22:28,625
‫اگه دست ارتش بهش برسه که
‫کار شما، مورمون‌ها، تمومـه

281
00:22:36,291 --> 00:22:40,375
‫چی شد که اومدید اینجا، آقای بریجر؟

282
00:22:42,625 --> 00:22:43,500
‫همم...

283
00:22:44,875 --> 00:22:46,000
‫عطش

284
00:22:47,250 --> 00:22:50,583
‫تقریباً یه هفته‌ی تموم،
‫از چنگال دوتا خرس گریزلی و

285
00:22:50,625 --> 00:22:52,250
‫قبیله‌ی بلکفوت فراری بودم

286
00:22:53,166 --> 00:22:55,041
‫روز دوم،
هر چی آب داشتم تموم شد

287
00:22:55,750 --> 00:22:59,291
‫وقتی که گمم کردن،
‫دیگه جونِ دستشویی هم نداشتم

288
00:22:59,291 --> 00:23:01,500
‫اونجا بود که پام به اینجا رسید

289
00:23:02,500 --> 00:23:04,500
‫رودخونه دور تا دورش رو گرفته بود

290
00:23:06,000 --> 00:23:09,500
‫همین که سیراب شدم،
‫با خودم گفتم دیگه وقتشـه سر و سامون بگیرم

291
00:23:11,500 --> 00:23:15,125
‫گمون کنم من هم به واسطه‌ی عطشم
‫پام به این زمین‌ها باز شده، آقای بریجر

292
00:23:15,125 --> 00:23:17,333
‫اون هم فقط با ۵۰ دلار توی جیبم

293
00:23:17,375 --> 00:23:20,666
‫عطشی که ایمانم رو قوی‌تر می‌کنه

294
00:23:20,666 --> 00:23:22,250
‫حالا جفت‌مون اینجا نشستیم

295
00:23:23,375 --> 00:23:27,041
‫توی یه انباری خاک‌گرفته که
‫سه‌تا اتاق اون‌طرف‌ترش رقاصه‌خونه‌ست

296
00:23:27,041 --> 00:23:29,875
‫همگی سیرابیم،
‫اما همچنان تو این فکریم که

297
00:23:29,875 --> 00:23:33,875
‫بهترین راه برای حفظ اون رودخونه
‫برای همیشه چیـه؟

298
00:23:38,666 --> 00:23:42,250
‫باید تا سه روز آینده
‫به مسائل کلیسا رسیدگی کنم، آقای بریجر

299
00:23:42,250 --> 00:23:45,500
‫تموم که شد،
‫باید گفتگومون رو ادامه بدیم

300
00:23:46,125 --> 00:23:47,041
‫من اینجا هستم

301
00:23:47,625 --> 00:23:48,750
‫تحت هر شرایطی

302
00:23:51,375 --> 00:23:53,583
‫خب، نظرتون چیـه
‫تا اونموقع یه چرتکه بندازید و

303
00:23:53,625 --> 00:23:56,375
‫مبلغ معقولی برای فروش ارائه بدید؟

304
00:23:56,375 --> 00:23:58,250
‫رقمی که مورد قبول جفت‌مون باشه

305
00:23:59,250 --> 00:24:00,041
‫آره

306
00:24:00,625 --> 00:24:03,041
‫زیادی از حد به اینجا وابسته شدم

307
00:24:03,750 --> 00:24:05,833
‫الان هم دیگه سنی ازم گذشته و
هم ‫توانی برام نمونده که

308
00:24:05,875 --> 00:24:07,791
‫بخوام برم دنبالِ یه جایی مثل اینجا

309
00:24:08,875 --> 00:24:11,583
‫پس، اگه اشتباه نکنم
‫رقمی که برای من معقول باشه

310
00:24:11,625 --> 00:24:15,000
‫باعث میشه آه از نهاد تو بلند بشه، فرماندار

311
00:24:16,541 --> 00:24:18,750
‫من مرد روزهای سختم، آقای بریجر

312
00:24:20,916 --> 00:24:21,750
‫هر چی شما بگید

313
00:24:22,750 --> 00:24:23,666
‫روز خوش

314
00:24:24,791 --> 00:24:26,375
توی مسیر مراقب باشید

315
00:24:27,625 --> 00:24:30,250
‫شنیدم توی دوران اوج غارتگری هستیم، فرماندار

316
00:24:30,750 --> 00:24:34,125
‫خداوند یار و یاور منـه، آقای بریجر.
‫نگران نباشید.

317
00:24:35,375 --> 00:24:36,166
‫سَمی؟

318
00:24:36,875 --> 00:24:39,916
‫گمونم تا فرصت هست،
بهتره بریم نوشیدنی بزنیم

319
00:24:39,916 --> 00:24:41,125
‫اوهوم

320
00:25:00,375 --> 00:25:01,541
‫چرا دارید...

321
00:25:03,666 --> 00:25:06,250
‫دار و ندارمون رو گرفتید دیگه.
‫ولمون کنید بریم.

322
00:25:08,375 --> 00:25:09,541
‫نه همه‌ چی

323
00:25:16,666 --> 00:25:17,916
‫صبح بخیر، سرکار

324
00:25:28,041 --> 00:25:29,250
‫کاریش نداشته باشید

325
00:25:39,250 --> 00:25:40,125
‫ولمون کنید!

326
00:25:43,375 --> 00:25:46,625
‫هر چی کمتر حواسشون بهمون باشه،
‫ما فرصت بیشتری برای فرار داریم

327
00:25:52,000 --> 00:25:53,750
‫می‌خوای چیکارمون کنن؟

328
00:26:24,166 --> 00:26:25,750
‫می‌خواستید صحبت کنید، کاپیتان؟

329
00:26:28,291 --> 00:26:30,750
‫چی از حمله‌ی مِدوز می‌دونی؟

330
00:26:33,375 --> 00:26:35,875
‫تا جایی که من خبر دارم،

331
00:26:37,000 --> 00:26:39,500
بعضی از ‫مردم‌مون رو سلاخی کردن

332
00:26:40,125 --> 00:26:41,625
‫کار سرخپوست‌ها نبود

333
00:26:43,750 --> 00:26:45,875
‫یکی از بازمانده‌هاش پیش ماست و
‫خلافش رو میگه

334
00:26:45,875 --> 00:26:49,416
‫مدعی شده... که کارِ
‫قبیله‌ی گرگ‌هاست

335
00:26:51,500 --> 00:26:53,500
‫از بازمانده منظورت جیکوب پرتـه؟

336
00:26:54,875 --> 00:26:55,750
‫بله

337
00:26:56,250 --> 00:27:00,291
‫می‌خوام از آقای پرت بپرسم
‫ببینم اون شب واقعاً چی شد

338
00:27:03,041 --> 00:27:05,958
‫شرمنده ناامیدتون می‌کنم،
‫اما متأسفانه راهی سفری شده

339
00:27:06,000 --> 00:27:08,500
‫بره همسرش، خواهر آبیش رو که
‫ربوده شده پیدا کنه

340
00:27:09,625 --> 00:27:12,458
‫خب، شنیدیم سفیدپوست‌ها
‫توی حمله دخیل بودن

341
00:27:12,500 --> 00:27:14,291
‫شما هم که جمیعاً سفیدپوست‌اید

342
00:27:18,916 --> 00:27:23,416
‫امیدوارم آقای پرت هنوز عقلش سر جاش باشه که
‫بتونه جزئیات ماجرا رو برامون تعریف کنه

343
00:27:23,416 --> 00:27:24,750
‫

344
00:27:25,500 --> 00:27:29,333
‫خب، متأسفانه پرت یکمکی گیج و ویج شده

345
00:27:29,375 --> 00:27:32,250
‫اما اگه خواستید با چشم‌های خودتون ببینید،

346
00:27:33,041 --> 00:27:35,125
‫مسیرشون سمت سیدار فالز بود

347
00:27:36,416 --> 00:27:38,958
‫من شنیدم قبیله‌ی گرگ‌ اونجا مخفی شدن

348
00:27:39,000 --> 00:27:42,875
‫از اونجایی هم که رد فِدر
‫همه‌شون رو قلع و قمع کرده،

349
00:27:43,666 --> 00:27:45,541
‫گمونم جای خوبیـه برای شروع

350
00:27:46,916 --> 00:27:51,250
‫اگه تو... واقعاً علاقمند بودی
‫از مردمت محافظت کنی،

351
00:27:52,000 --> 00:27:54,000
‫الان اونجا بودی و ‫یه حرکتی میزدی

352
00:27:54,000 --> 00:27:58,166
‫اما الان اینجا وایسادی و با من و
‫افرادم سرِ جنگ داری

353
00:27:59,625 --> 00:28:02,500
‫شما نهاد نظامی نیستید، آقای ولزی

354
00:28:03,250 --> 00:28:04,750
بلکه دار و دسته‌ی مورمون هستید

355
00:28:06,291 --> 00:28:09,208
‫مدرکی مبنی بر دست داشتن‌تون
‫توی این حملات پیدا کنم،

356
00:28:09,250 --> 00:28:12,916
‫دولت ایالات متحده عزم این ارتشی که
ازش دم میزنی رو محک میزنه

357
00:28:15,125 --> 00:28:16,125
‫روز خوش

358
00:28:17,500 --> 00:28:18,500
‫بریم، پسرها

359
00:28:30,125 --> 00:28:32,750
‫احتمالاً درمورد رد فِدر راست میگن

360
00:28:34,041 --> 00:28:36,500
‫آره، یه چندتا پیشاهنگ بفرست سیدار فالز

361
00:28:37,416 --> 00:28:40,250
‫ببین می‌تونن این یارو رد فِدر رو پیدا کنن

362
00:29:18,125 --> 00:29:19,375
‫اسمت چیـه؟

363
00:29:21,375 --> 00:29:22,916
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

364
00:29:27,666 --> 00:29:28,791
‫هی، سرکار

365
00:29:30,000 --> 00:29:31,250
‫اسمش چیـه؟

366
00:29:48,875 --> 00:29:51,041
‫اسم مامانیت چیـه؟

367
00:29:51,041 --> 00:29:52,000
‫دست‌مون رو باز کن

368
00:29:53,416 --> 00:29:55,000
‫پول، خوراک، چی می‌خوای؟

369
00:29:55,750 --> 00:29:57,666
‫اسم مامانت چیـه؟

370
00:29:57,666 --> 00:29:58,625
‫سارا؟

371
00:30:09,375 --> 00:30:11,250
‫هر چی بخواید بهتون میدیم

372
00:30:13,625 --> 00:30:14,500
‫چی می‌خواید؟

373
00:30:18,375 --> 00:30:20,875
‫تو حاضری، سارا؟

374
00:30:22,041 --> 00:30:23,375
‫هر چی خواستیم بهمون بدی؟

375
00:30:26,041 --> 00:30:26,875
‫آره

376
00:30:30,291 --> 00:30:32,416
‫- مامان
‫- چی می‌خوای؟

377
00:30:32,416 --> 00:30:33,750
‫بگو ببینم چی می‌خوای

378
00:30:33,750 --> 00:30:36,291
‫مامان. مامان!

379
00:30:36,291 --> 00:30:37,416
‫بعید می‌دونم

380
00:30:37,416 --> 00:30:38,750
‫- مامان!
‫- ولش کن

381
00:30:39,875 --> 00:30:42,916
‫مامان! مامان! نه!

382
00:30:42,916 --> 00:30:44,625
‫- نه!
‫- ولش کنید!

383
00:30:44,625 --> 00:30:46,625
‫- بهش دست نزن!
‫- مامان، نه!

384
00:30:47,291 --> 00:30:48,625
‫نه!

385
00:30:49,916 --> 00:30:51,291
‫ولش کن!

386
00:30:52,625 --> 00:30:53,500
‫بگیرش!

387
00:30:56,750 --> 00:30:58,625
‫نه!

388
00:31:04,375 --> 00:31:05,875
‫تو رو خدا!

389
00:31:06,625 --> 00:31:09,500
‫نه!

390
00:31:20,416 --> 00:31:23,416
‫بالای اون تپه؟ تپه دومی؟

391
00:31:24,750 --> 00:31:25,625
‫رد فِدر

392
00:31:27,541 --> 00:31:29,083
‫بیاید تا بعد از ظهر صبر کنیم

393
00:33:00,791 --> 00:33:01,791
‫به‌هوش اومد؟

394
00:33:03,500 --> 00:33:04,291
‫نه

395
00:33:26,375 --> 00:33:27,875
‫- آبیش
‫- چه خبر شده؟

396
00:33:33,500 --> 00:33:36,875
‫♪ سپاس خدای را، در آینده ♪

397
00:33:38,000 --> 00:33:40,750
‫♪ دوباره منجی از راه میرسه ♪

398
00:33:42,000 --> 00:33:47,375
‫♪ وقتی‌که زمین شکوفه‌بارون میشه ♪

399
00:33:48,416 --> 00:33:50,458
‫♪ میتونه مأمنی باشه برای قدیس... ♪

400
00:33:50,500 --> 00:33:52,750
‫یه فکری به حال رفیق مورمونیت ببین

401
00:33:54,166 --> 00:33:55,250
‫زخمی شده

402
00:33:56,500 --> 00:33:57,416
‫ناخوشـه

403
00:33:57,416 --> 00:33:59,125
‫خب، بخواد همین وضعی پیش بره
‫من هم ناخوش میشم

404
00:33:59,750 --> 00:34:02,166
‫محض رضای خدا،
‫از وقتی باهامون همراه شده،

405
00:34:02,166 --> 00:34:04,208
‫داره همین چرت و پرت رو می‌خونه

406
00:34:04,250 --> 00:34:05,375
‫♪ حمد و ستا... ♪

407
00:34:05,375 --> 00:34:06,875
‫بسه دیگه، خدا لعنتت کنه!

408
00:34:09,916 --> 00:34:12,666
‫می‌خوام آبیش بدونه دارم میرم دنبالش

409
00:34:14,375 --> 00:34:17,083
‫اتفاقاً خیلی فکر خوبیـه،
‫اما محض رضای خدا، پرت

410
00:34:17,125 --> 00:34:19,000
‫به بقیه‌مون رحم کن

411
00:34:21,500 --> 00:34:24,875
‫از مناجات خوششون نمیاد.
اما ‫من بدم نمیاد، آقای پرت.

412
00:34:24,875 --> 00:34:30,083
‫اگه قبیله‌ی گرگ برده باشدش، نه الان،
‫نه هیچوقت دیگه صدات رو نمی‌شنوه

413
00:34:30,125 --> 00:34:31,916
‫نیازی نیست بهش بگی

414
00:34:31,916 --> 00:34:33,291
‫همینجوری گفتم

415
00:34:33,291 --> 00:34:37,416
‫خودم شنیدم رد فِدر زن‌های سفیدپوست رو
‫چند روز مداوم شکنجه میده و بهشون اهانت می‌کنه

416
00:34:38,000 --> 00:34:43,666
‫بدون وقفه، عینهو همین سرودش 

417
00:34:44,625 --> 00:34:46,125
‫حالا اگه دهن وامونده‌ات رو ببندی، پرت

418
00:34:47,375 --> 00:34:49,416
‫احتمال داره صدای جیغ و فریادِ
‫زن خوشگلت رو بشنوی

419
00:35:23,625 --> 00:35:25,583
‫مامان. مامان

420
00:35:30,125 --> 00:35:31,500
‫سرم درد می‌کنه

421
00:35:32,250 --> 00:35:35,041
‫تمرکزت رو بذار روی باز کردن دست‌هات

422
00:35:40,875 --> 00:35:42,375
‫نمی‌دونم از پسش بر میام یا نه

423
00:35:47,625 --> 00:35:49,541
‫قبل اینکه خونه رو ترک کنی،

424
00:35:50,625 --> 00:35:51,875
‫سرگرمیت چی بود؟

425
00:35:53,625 --> 00:35:54,625
‫ماهیگیری دوست داری؟

426
00:35:56,291 --> 00:35:58,166
‫- تابحال ماهیگیری نرفتم
‫- نه؟

427
00:35:59,625 --> 00:36:00,500
‫چرا؟

428
00:36:01,125 --> 00:36:03,416
‫جایی نبود که بشه ماهیگیری کرد

429
00:36:22,125 --> 00:36:24,458
‫قول میدم از اینجا بریم،

430
00:36:24,500 --> 00:36:28,875
‫خودم ماهیگیری بهت یاد بدم،
‫اما باید یه قولی بهم بدی

431
00:36:30,291 --> 00:36:31,875
‫که قوی بمونی

432
00:36:33,250 --> 00:36:34,500
‫عینهو مامانت

433
00:36:36,625 --> 00:36:38,375
‫مامان! مامان!

434
00:36:40,541 --> 00:36:42,416
‫- دست از سرش بر دارید
‫- هی!

435
00:36:42,416 --> 00:36:43,958
‫به یه چیز دیگه فکر کن

436
00:36:44,000 --> 00:36:44,875
‫الیور توئیست

437
00:36:46,666 --> 00:36:48,250
‫مامان! ولش کنید!

438
00:36:48,875 --> 00:36:51,000
‫مامان! ولش کنید!

439
00:36:53,916 --> 00:36:56,958
‫«در نُهمین سالگرد تولد الیور توئیست،
‫وی پسری استخوانی و رنگ‌پریده بود و

440
00:36:57,000 --> 00:36:58,833
‫هم قد و قامت کوچکی داشت.»

441
00:36:58,875 --> 00:37:02,125
‫«در نُهمین سالگرد تولد الیور توئیست،
‫وی پسری استخوانی و رنگ‌پریده بود و

442
00:37:02,125 --> 00:37:03,625
‫هم قد و قامت کوچکی داشت.»

443
00:37:03,625 --> 00:37:06,791
‫«در نُهمین سالگرد تولد الیور توئیست،
‫وی پسری استخوانی و رنگ‌پریده بود و

444
00:37:06,791 --> 00:37:08,750
‫هم قد و قامت کوچکی داشت.»

445
00:37:23,041 --> 00:37:24,416
‫هرزه‌ی الاغ!

446
00:38:52,500 --> 00:38:54,375
‫- می‌خواستم بهت بگم...
‫- نه

447
00:38:55,375 --> 00:38:58,416
‫لطف دارید، آقای رید.
‫اما ترحم‌تون به دردم نمی‌خوره.

448
00:39:02,375 --> 00:39:05,041
‫مُهر تأییدیـه به طرز فکر اونها
‫درمورد ضعیف بودنِ من

449
00:39:05,750 --> 00:39:07,500
‫دیدیم آخر و عاقبت‌شون چی شد

450
00:39:12,750 --> 00:39:16,250
‫تقصیر خودم بود. نباید به اون دختربچه
‫کمک می‌کردیم. من اشتباه کردم.

451
00:39:23,875 --> 00:39:27,583
‫راستش، هر کاری که می‌کنم و
‫همیشه تموم فکر و ذکرم...

452
00:39:27,625 --> 00:39:30,541
‫محافظت از پسرم بوده.
‫اما امروز حواسم پرت شد.

453
00:39:32,666 --> 00:39:35,041
‫یادم رفت. فراموش کردم پسر زندگیمـه و بس

454
00:41:52,500 --> 00:41:57,125
‫رنگِ جنگ روی صورتتـه

455
00:41:58,375 --> 00:41:59,416
‫تا همیشه

456
00:42:00,375 --> 00:42:01,916
‫یه نگاه به اطرافت بنداز

457
00:42:03,500 --> 00:42:05,166
‫جنگ کجا بود؟

458
00:42:05,875 --> 00:42:07,750
‫تو انتخابت اینـه که نبینی

459
00:42:08,375 --> 00:42:10,125
‫هیچوقت هم نخواهی دید

460
00:42:12,125 --> 00:42:17,375
‫اینجا دنبال چی اومدی، رد فِدر؟

461
00:42:18,000 --> 00:42:19,625
می‌خوام چند صباحی اینجا بمونم

462
00:42:20,500 --> 00:42:22,208
‫چون دنبالتن

463
00:42:22,250 --> 00:42:26,625
‫پس دشمن‌هات قراره دنبال ما هم بیفتن

464
00:42:27,416 --> 00:42:29,666
‫دشمنِ من و شما نداره

465
00:42:29,666 --> 00:42:33,416
‫هر موجودِ زنده‌ای با تو دشمنی داره

466
00:42:34,166 --> 00:42:37,375
‫ما از پسشون بر نمیایم

467
00:42:38,625 --> 00:42:42,791
‫هرگز پای پسرم رو به جنگ و درگیری باز نمی‌کنم

468
00:42:55,416 --> 00:42:58,250
‫کاپیتان، ترنر برگشتـه.
‫توی بهداریـه.

469
00:42:58,875 --> 00:42:59,708
‫تنهاست؟

470
00:42:59,750 --> 00:43:02,250
‫میگه تموم همراهانش رو کشتن

471
00:43:03,791 --> 00:43:05,250
‫می‌دونی چی شده؟

472
00:43:05,250 --> 00:43:07,458
‫قبیله‌ی گرگ. احتمال زیاد کار رد فِدره

473
00:43:08,625 --> 00:43:10,041
‫- بر پدرت!
‫- بیرون!

474
00:43:19,416 --> 00:43:20,416
‫چی شد؟

475
00:43:22,875 --> 00:43:23,875
‫چه اتفاقی افتاد؟

476
00:43:24,541 --> 00:43:28,125
‫قبیله‌ی گرگ. تا به خودمون بیایم
‫دیدیم بهمون حمله کردن.

477
00:43:32,916 --> 00:43:34,333
‫بعداً دیدم چند نفری‌شون رو
‫از کنارمون گذشتن

478
00:43:34,375 --> 00:43:36,291
‫کی رو دیدی؟ کی؟

479
00:43:36,291 --> 00:43:38,333
‫رد فِدر، بین‌شون بود

480
00:43:38,375 --> 00:43:40,333
‫داشت کدوم طرفی می‌رفت؟

481
00:43:40,375 --> 00:43:42,666
‫جنوب غربی، به سمت تپه‌های کوچیک

482
00:43:42,666 --> 00:43:45,083
‫خیلی‌خب، خوبـه. احسنت.
‫مراقبش باش، دکتر.

483
00:43:45,125 --> 00:43:47,166
‫اردوگاه وینتر برد اون طرفـه

484
00:43:49,125 --> 00:43:51,625
‫می‌خوام چند تا پیشاهنگ بفرستی
‫اردوگاه شوشونی

485
00:43:51,625 --> 00:43:55,875
‫ببین رد فِدر اونجاست یا نه، خب؟
‫مخفی بمون. نذاری ببیندت ها

486
00:43:56,500 --> 00:43:57,500
‫چشم، قربان

487
00:44:04,500 --> 00:44:07,625
‫هر چه زمان بیشتری صرفِ
‫درک این مکان می‌کردم،

488
00:44:10,000 --> 00:44:11,625
‫بیشتر از همیشه دست و پا می‌زدم

489
00:44:17,666 --> 00:44:21,750
‫حس می‌کنم دارم فرسنگ‌ها از
‫درک و فهم خودم دور و دورتر میشم

490
00:44:26,625 --> 00:44:30,000
‫صلح و معصومیت دارن
‫مغلوبِ نفرت و ترس میشن

491
00:44:33,041 --> 00:44:36,625
‫همواره... صلح رو به زوالـه

492
00:44:41,166 --> 00:44:43,666
اینجا ‫کمتر کسی پیدا میشه که
‫رحم و مروّت سرش بشه

493
00:44:50,125 --> 00:44:52,125
‫مَودت فطری مردم
‫داره کمرنگ میشه...

494
00:44:54,750 --> 00:44:57,750
‫حالا، می‌ترسم از اینکه تا به ابد،
‫از دست رفته باشه

495
00:45:03,500 --> 00:45:04,875
‫دردی عمیق بر من چیره شده

496
00:45:04,875 --> 00:45:08,875
‫دردی که ناشی از فقدان همیشگی و
‫بزرگِ عشق و محبتـه

497
00:45:13,125 --> 00:45:15,250
‫جمعیت قلیلی از این سرزمین
‫بویی از شرافت بردن

498
00:45:21,750 --> 00:45:23,541
‫چیزی جز وحشی‌گری اینجا نمونده

499
00:45:27,125 --> 00:45:31,000
‫جوری با اون یه تیکه پارچه وَر میری که
‫من رو یادِ ور رفتن لوکاس با خودش می‌اندازه

500
00:45:31,750 --> 00:45:33,500
‫گفته بود مال خانمشـه

501
00:45:35,125 --> 00:45:36,750
‫عه، نه بابا! راست میگه؟

502
00:45:38,625 --> 00:45:41,416
‫پرت‌جون، میشه بدی
‫من هم یه دستی بهش بکِشم؟

503
00:45:41,416 --> 00:45:43,125
‫از قوه‌ی تخیلم استفاده کنم

504
00:45:44,500 --> 00:45:47,750
‫بهش توجه نکن، آقای پرت.
‫بدبخت تا حالا هیچکسی رو نداشته.

505
00:45:47,750 --> 00:45:48,916
‫چی چی؟

506
00:45:48,916 --> 00:45:50,416
‫بویی از عشق نبُردی

507
00:45:52,125 --> 00:45:53,250
‫تیلی

508
00:45:54,750 --> 00:45:56,500
‫می‌خوای چیکار کنی حالا؟

509
00:45:57,166 --> 00:45:58,000
‫ها؟

510
00:45:59,291 --> 00:46:01,875
‫- تیلی، تمومش کن
‫- که چی خب؟

511
00:46:05,916 --> 00:46:06,916
‫بریم جمع کنیم

512
00:46:09,166 --> 00:46:11,166
‫تصمیم با تو نیست، مورمون

513
00:46:24,125 --> 00:46:25,916
وقتش رسیده که راه بیفتیم

514
00:46:27,291 --> 00:46:29,416
وقتش رسیده، ‫اما مسیرِ تو نیست

515
00:46:33,041 --> 00:46:35,250
معطل نمی‌کنیم تا این زن پیدا بشه

516
00:46:38,250 --> 00:46:39,125
‫تیلی

517
00:46:39,791 --> 00:46:40,750
‫بریم

518
00:46:51,000 --> 00:46:52,250
‫پیداش می‌کنیم

519
00:46:55,166 --> 00:46:56,416
‫تو آدم خوبی هستی، پرت
