﻿1
00:00:00,542 --> 00:00:03,712
. ترسوها

2
00:00:03,712 --> 00:00:07,507
! خفه شید و بذارید خودم بار مسئولیتش رو به دوش بکشم

3
00:00:13,513 --> 00:00:17,809
... چیزی که تو الان لازم داری سخنرانی برای بقیه نیست

4
00:00:17,809 --> 00:00:19,310
. تمرینه ...

5
00:00:21,271 --> 00:00:23,314
. تصمیمم رو گرفتم

6
00:00:24,065 --> 00:00:27,235
. ارن تحت مسئولیت گروه شناسایی قرار گرفت

7
00:00:27,235 --> 00:00:30,113
. و مقرر شد که ماموریت های بیرون دیوار رو انجام بده

8
00:00:32,782 --> 00:00:36,661
! نگا کن ، دوست من
حالا واقعا پیروز شدیم

9
00:00:36,703 --> 00:00:39,789
این اولین افتخار ماس

10
00:00:39,831 --> 00:00:46,087
. حالا ، دوست من
بیا این پیروزی رو جشن بگیریم و آماده ی مبارزه ی بعدیمون بشیم

11
00:00:59,726 --> 00:01:21,498
هیچ مرگی بیهوده نیست
تا وقتی فقط یه پیکان باقی بمونه ، مبارزمون ادامه داره
... دشمنمون دیوونس ... اما شکستش می دیم
... دشمنمون گندس ... پس می پریم روش
شرافته که توی دستامونه
و به نامِ پیروزی ، می خونیم
بال های آزادی روی پشتامونه

12
00:01:22,832 --> 00:01:28,922
به قلب هامون قسم می خوریم

13
00:01:28,963 --> 00:01:33,468
به حلقه ی جنون حمله می کنیم

14
00:01:35,053 --> 00:01:37,388
و توی آسمون فریاد می کشیم

15
00:01:37,430 --> 00:01:41,643
بال هامون رو باز می کنیم و فریاد می زنیم ، آزادی

16
00:01:55,532 --> 00:02:00,245
واحد عملیات ویژه
( پیش درآمدی به ضدحمله ( بخش دوم

17
00:02:01,079 --> 00:02:05,834
تروست

18
00:02:08,711 --> 00:02:12,298
مقر سابق واحد شناسایی

19
00:02:12,298 --> 00:02:15,051
. مقر سابق واحد شناسایی

20
00:02:16,511 --> 00:02:19,764
. یه قلعه ی قدیمیه که تجدید ساخت شده

21
00:02:19,764 --> 00:02:22,475
، با اینکه به نظر خفن میاد

22
00:02:23,059 --> 00:02:27,564
همچین مقری که از دیوارها و رودخونه ها دوره

23
00:02:27,564 --> 00:02:30,441
. به درد واحد شناسایی نمی خوره

24
00:02:31,484 --> 00:02:36,114
. داستان ساختنش برمی گرده به ذوق و شوق های اول تاسیس واحد شناسایی

25
00:02:36,114 --> 00:02:42,620
اما کی فک می کرد همچین قلعه ی بزرگی برای مخفی کردن تو استفاده بشه ؟

26
00:02:46,124 --> 00:02:48,334
. شاخ نشو ، تازه کار

27
00:02:48,334 --> 00:02:49,043
چی ؟

28
00:02:49,544 --> 00:02:51,921
، نمی دونم این مزخرفی که می گن تو غولی راسته یا نه

29
00:02:51,921 --> 00:02:55,758
- اما نمی تونیم بذاریم کاپتان لیوای وقت ارزشمندشو

30
00:03:01,222 --> 00:03:04,684
. وقتی سوار اسبی و حرف هم می زنی معلومه زبونتو گاز می گیری

31
00:03:04,684 --> 00:03:06,561
. اولین لحظه ، بیشترین تاثیر رو روی بقیه داره

32
00:03:06,561 --> 00:03:08,980
دیدی اون تازه کار مثل چی ترسیده بود ؟

33
00:03:08,980 --> 00:03:12,567
. فک کنم اینقدر بد ضایع شدی که نمی دونست چی بگه

34
00:03:12,567 --> 00:03:16,529
. با اینحال ، هنوز همه چی همونطوره که فکر می کردم

35
00:03:16,529 --> 00:03:20,200
هی ، تو قبلا اینجوری حرف نمی زدی مگه نه ؟

36
00:03:20,867 --> 00:03:25,496
، اگه ، بر حسب اتفاق می خوای ادای کاپتان لیوای رو در بیاری

37
00:03:25,496 --> 00:03:27,498
. خواهش می کنم تمومش کن

38
00:03:27,498 --> 00:03:30,710
... آخه شما دوتا یه مو هم شبیه نیستید

39
00:03:31,878 --> 00:03:34,714
می خوای منو غل و زنجیر کنی ، پترا ؟

40
00:03:34,714 --> 00:03:38,718
. هنوز کلی راه داری تا زنِ مناسبِ من بشی

41
00:03:39,093 --> 00:03:42,096
. اگه زبونت رو گاز می گرفتی و از خونریزی می مردی راحت می شدیم

42
00:03:42,096 --> 00:03:45,016
. همش هم لاف می زنی که چند تا غول کشتی

43
00:03:45,016 --> 00:03:50,271
. خیالت راحت ؟ لافِ غول هایی که شما کشتید رو هم براتون زدم

44
00:03:50,897 --> 00:03:55,485
، اینا افراد واحد عملیاتِ ویژه ی گروه شناسایی هستن

45
00:03:55,485 --> 00:03:56,945
. یا واحد لیوای

46
00:03:56,945 --> 00:03:59,656
! واقعا که خاک بر سرت

47
00:03:59,656 --> 00:04:05,078
. پترا رال . ده تا غول رو کشته . توی کشتن 46 تا غول دیگه کمک کرده

48
00:04:06,162 --> 00:04:10,750
. آرورو بوسارتد . 39 تا غول کشته . توی کشتن 9 تا غول هم کمک کرده

49
00:04:11,584 --> 00:04:13,503
. اینا بهترین های بهترین هان

50
00:04:16,047 --> 00:04:21,344
. ارد جین . 14 تا کشته ، توی 32 تا کمک کرده

51
00:04:21,344 --> 00:04:25,765
. گانسر شولتز . 7 تا کشته ، توی 40 تا کمک کرده

52
00:04:27,225 --> 00:04:32,105
. اونا کار کشته های واحد شناسایی هستن که شخصا توسط کاپتان لیوای انتخاب شدن

53
00:04:32,105 --> 00:04:38,945
. و ... اینا همونایی هستن که اگه رم کنم ، منو می کشن

54
00:04:40,780 --> 00:04:42,740
. چقدر علف هرز در اومده

55
00:04:43,032 --> 00:04:44,951
. به چه وضعی افتاده

56
00:04:44,951 --> 00:04:47,412
. خیلی وقته کسی ازش استفاده نکرده

57
00:04:47,412 --> 00:04:49,580
. احتمالا ، داخل هم یه سانت گرد و خاک نشسته

58
00:04:49,580 --> 00:04:52,625
. واقعا مشکل بزرگیه

59
00:04:53,334 --> 00:04:55,586
. باید یه جوری درستش کنیم

60
00:05:04,387 --> 00:05:07,056
. طبقه ی بالا رو تمیز کردیم

61
00:05:08,349 --> 00:05:11,185
من کجای ساختمون باید بخوابم ، قربان ؟

62
00:05:12,603 --> 00:05:14,689
. اتاق تو توی زیرزمینه

63
00:05:15,023 --> 00:05:17,442
بازم زیرزمین ، قربان ؟

64
00:05:17,442 --> 00:05:21,904
. معلومه . تو هنوز کنترلت دست خودت نیست

65
00:05:22,530 --> 00:05:24,615
، اگه تو خواب و بیداری غول بشی

66
00:05:24,615 --> 00:05:26,743
. اگه زیرزمین باشی ، حداقل می تونیم سریع بگیریمت

67
00:05:27,285 --> 00:05:32,165
. این یکی از شرایطی بود که در عوض دادنِ تو به ما برامون گذاشتن

68
00:05:32,165 --> 00:05:33,750
. قانونیه که باید اطاعت کنیم

69
00:05:36,377 --> 00:05:38,087
. می رم تو اتاقا بچرخم

70
00:05:38,087 --> 00:05:40,423
. ارن ، تو این اتاقو تمیز کن

71
00:05:40,423 --> 00:05:41,257
. چشم ، قربان

72
00:05:47,221 --> 00:05:49,223
. قیافت نشون می ده خیلی ناامید شدی ، ارن

73
00:05:49,223 --> 00:05:50,391
بله ؟

74
00:05:50,391 --> 00:05:52,852
. راستی ، من ارن صدات می زنم

75
00:05:52,852 --> 00:05:54,979
. آخه کاپتان لیوای اینجوری صدات می زنه

76
00:05:54,979 --> 00:05:57,023
. هر چی نباشه ، اینجا حرف اون قانونه

77
00:05:57,398 --> 00:06:00,485
، خب ... من مشکلی با این ندارم

78
00:06:00,485 --> 00:06:03,446
اما جدی قیافم ناامیدی رو نشون می ده ؟

79
00:06:03,446 --> 00:06:05,281
. اصلا تعجبی نداره

80
00:06:05,573 --> 00:06:09,911
اون شبیه اون قهرمان کامل و بی نقصی که مردم فکر می کنن هست ، نیست ، مگه نه ؟

81
00:06:09,911 --> 00:06:14,457
، لیوای واقعی قدش کوتاهه

82
00:06:14,457 --> 00:06:17,210
. بدعنقه ، وحشیه و سخت می تونی بهش نزدیک بشی

83
00:06:17,794 --> 00:06:24,634
. موضوع این نیست . تعجبم بخاطر این بود که چقدر راحت دستور بالایی ها رو اطاعت کرد

84
00:06:24,634 --> 00:06:29,514
فک می کردی ، بخاطر قدرتش ، دیگه براش مهم نیست سلسله طبقات چیه ؟

85
00:06:29,514 --> 00:06:30,807
. بله

86
00:06:31,015 --> 00:06:34,560
. فک می کردم حرف هیچ کس تو گوشش نره

87
00:06:34,560 --> 00:06:39,816
. خودمم جزئیاتش رو نمی دونم ، اما شنیدم یه زمانی واقعا همینجوری بوده

88
00:06:40,942 --> 00:06:47,240
. قبل از اینکه به واحد شناسایی ملحق بشه ، توی دنیای زیرزمینی پایتخت ، برای خودش قاتلی بوده

89
00:06:48,408 --> 00:06:50,827
پس چرا همچین آدمی ... ؟

90
00:06:50,827 --> 00:06:54,705
. نمی دونم . نمی دونم دقیقا چه اتفاقی افتاد

91
00:06:54,705 --> 00:06:59,710
. طبق دستور فرمانده اروین به واحد شناسایی اومد

92
00:07:00,753 --> 00:07:02,004
فرمانده ؟

93
00:07:02,588 --> 00:07:04,090
! هی ، ارن

94
00:07:04,090 --> 00:07:06,134
بله ، قربان ؟

95
00:07:06,134 --> 00:07:09,846
. اصلا خوب نیست . از اول تمیز کن

96
00:07:12,181 --> 00:07:16,185
پس می خوایم توی این سی روز ، بریم بیرون دیوار و یه قلعه برای پشتیبانی درست کنیم ؟

97
00:07:17,103 --> 00:07:20,189
. تازه داریم با کارآموزهای تازه کار هم می ریم

98
00:07:20,690 --> 00:07:23,109
. البته اگه سرباز جدید گیرمون بیاد

99
00:07:24,318 --> 00:07:28,573
. نظر منو بخوای ، می گم داریم عجله می کنیم

100
00:07:29,115 --> 00:07:32,910
. موقعیت فعلی ارن ، موقتیه

101
00:07:32,910 --> 00:07:38,499
. باید خیلی تند و سریع ، به مرکز نشون بدیم که چند مرده حلاجه

102
00:07:39,292 --> 00:07:43,254
- وگرنه ، دیر یا زود ، ژاندارمری بازم سعی می کنه

103
00:07:43,254 --> 00:07:46,174
با من هم آره ، اروین ؟

104
00:07:51,721 --> 00:07:54,682
. مثل همیشه شامه ی تیزی داری ، میکه

105
00:07:55,850 --> 00:07:58,603
. اما در حد تو نیستم

106
00:07:59,854 --> 00:08:01,814
. وقتی زمان مناسبش رسید ، بهت می گم

107
00:08:09,530 --> 00:08:13,659
، فک می کنم تا چند روز آینده دستور داریم اینجا بمونیم

108
00:08:13,659 --> 00:08:17,997
. اما شنیدم قراره برای یه عملیات بزرگِ بیرون از دیوار ، حرکت کنیم

109
00:08:17,997 --> 00:08:22,251
. و تازه سربازهای جدید رو هم باید با خودمون ببریم

110
00:08:22,251 --> 00:08:24,420
راس می گی ، ارد ؟

111
00:08:24,420 --> 00:08:26,214
فک نمی کنی خیلی زوده ؟

112
00:08:26,547 --> 00:08:31,511
... با اینکه تونستن این حمله ی آخر غول ها رو خوب کنترل کنن

113
00:08:31,844 --> 00:08:35,264
. شنیدم اون بچه ها اینقدر خودشونو خراب کردن که پودر شست و شو کم آوردن

114
00:08:35,264 --> 00:08:36,682
همه ی اینا راسته ، فرمانده ؟

115
00:08:36,682 --> 00:08:40,353
. من نقشه ی حرکتمون رو نمی کشم

116
00:08:40,353 --> 00:08:45,191
. اما طرفمون اروینه . اون احتمالا خیلی بیشتر از ما ، به متغیر های دیگه فکر کرده

117
00:08:45,191 --> 00:08:49,570
. درسته که ما توی وضعیت ناجوری هستیم

118
00:08:49,570 --> 00:08:55,826
، از طرف دیگه ، ما مسیر بازپسگیری ماریا که با کلی کشته بدست آورده بودیم رو از دست دادیم

119
00:08:55,826 --> 00:08:58,913
. اما از طرف دیگه ، الان نور امیدی بهمون تابیده

120
00:09:07,463 --> 00:09:10,132
. هنوزم نمی تونم باور کنم

121
00:09:10,132 --> 00:09:13,928
می گن " می تونی تبدیل به غول بشی " اما اصلا این یعنی چی ، ارن ؟

122
00:09:14,762 --> 00:09:18,558
... خاطراتم از اون لحظات خیلی تاره اما

123
00:09:18,558 --> 00:09:21,060
. یه جورایی مثل خواب و بیداری می موند

124
00:09:21,060 --> 00:09:24,480
. اما می دونم که با صدمه زدن به خودم شروع می شه

125
00:09:24,480 --> 00:09:25,815
- مثلا ، اگه دستمو گاز

126
00:09:26,190 --> 00:09:30,903
وایسا بینم ، من چرا ... این یکی رو می دونم ؟ 

127
00:09:31,862 --> 00:09:34,156
. همه ی شما هم اینو می دونید

128
00:09:34,156 --> 00:09:36,993
. ما هم بیشتر از اون چیزی که توی گزارش ها نوشته نتونستیم ازش بکشیم

129
00:09:36,993 --> 00:09:40,079
. اما اون دست روی دست نمی ذاره

130
00:09:42,540 --> 00:09:47,378
. مداخله های اون حتی ممکنه تو رو به کشتن بده ، ارن

131
00:09:47,378 --> 00:09:49,255
اون ؟ کی ؟

132
00:09:53,926 --> 00:09:57,638
! عصر بخیر ، آقایون واحد لیوای

133
00:09:57,847 --> 00:10:00,516
انگار توی قلعه خیلی راحتید ؟

134
00:10:00,516 --> 00:10:01,851
. زود رسیدی

135
00:10:01,851 --> 00:10:04,145
چطور می تونستم راحت بشینم ؟

136
00:10:04,145 --> 00:10:06,230
سرگرد هانجی ؟

137
00:10:06,230 --> 00:10:07,898
. ببخشید منتظرت گذاشتم ، ارن

138
00:10:07,898 --> 00:10:13,613
. مسئولیت آزمایش دو تا از غول هایی که توی شهر زنده گرفته بودیم با منه

139
00:10:13,613 --> 00:10:16,657
. می خوام که توی آزمایش فردا کمکم کنی

140
00:10:16,657 --> 00:10:18,868
. اومدم اجازه ی اینو بگیرم

141
00:10:18,868 --> 00:10:21,162
گفتید آزمایش ؟

142
00:10:21,621 --> 00:10:22,747
- من باید چیکار کـ

143
00:10:22,747 --> 00:10:27,293
! معلومه دیگه ، همون کارای محشری که می کنی

144
00:10:27,627 --> 00:10:31,839
. امم ... خودم نمی تونم بهت اجازه بدم

145
00:10:32,465 --> 00:10:35,676
. اجازه ی من ، دست خودم نیست

146
00:10:35,676 --> 00:10:37,970
لیوای ، برنامه ی ارن برای فردا چیه ؟

147
00:10:38,554 --> 00:10:39,847
. تمیز کردن حیاط

148
00:10:39,847 --> 00:10:41,974
! پس خدا رو شکر ، تصمیمم رو گرفتم

149
00:10:42,266 --> 00:10:43,392
. چشم

150
00:10:43,934 --> 00:10:47,313
اما این آزمایشات روی غول ها که می گید چیه ؟

151
00:10:47,313 --> 00:10:47,563
همم ؟

152
00:10:49,106 --> 00:10:52,193
... همم ... این آزمایشات روی غول ها چیه

153
00:10:52,443 --> 00:10:54,111
. هوی . ازش نپرس

154
00:10:55,821 --> 00:10:58,324
واقعا اینقدر برات جالب بود و نمی گفتی ؟

155
00:10:58,324 --> 00:10:59,950
. انگار چاره ی دیگه ای ندارم

156
00:11:00,493 --> 00:11:02,912
انگار باید هر چی می دونم

157
00:11:03,704 --> 00:11:07,833
. درباره ی اون خوشگلایی که گرفتیم بهت بگم

158
00:11:08,376 --> 00:11:13,297
اطلاعات قابل ارائه ی فعلی
( ایمان دیوار ( بخش اول
. تشکلی مذهبی که قدرتش توی دیوارهای داخلی روز به روز بیشتر می شه
، اونا دیوار رو می پرستن و به کسی اجازه نمی دن بهش دست بذاره
. حتی برای مقاصد دفاعی

159
00:11:13,297 --> 00:11:18,177
اطلاعات قابل ارائه ی فعلی
( ایمان دیوار ( بخش دوم
، از زمان سقوط دیوار ماریا
، تعداد پیروانشون شدیدا افزایش پیدا کرده
. و قدرتشون هم بیشتر شده

160
00:11:19,512 --> 00:11:25,059
. اول ، پنج تا آزمایشی که قبلا روی غول های دیگه انجام داده بودیم ، روشون انجام دادیم

161
00:11:27,520 --> 00:11:28,187
. سلام

162
00:11:29,105 --> 00:11:32,441
. اول ، سعی می کردیم باهاشون حرف بزنیم

163
00:11:33,067 --> 00:11:36,237
حالت چطوره ؟ اسمت چیه ؟

164
00:11:36,237 --> 00:11:37,530
جاییت درد می کنه ؟

165
00:11:38,155 --> 00:11:40,282
! سرگرد ، زیادی بهش نزدیک شدید

166
00:11:42,743 --> 00:11:43,744
. سلام

167
00:11:44,537 --> 00:11:45,996
امروز هوا عالی نیست ؟

168
00:11:45,996 --> 00:11:46,789
گشنت نیست ؟

169
00:11:48,958 --> 00:11:50,042
! وای

170
00:11:50,042 --> 00:11:50,876
! وای وای ، نزدیک بود

171
00:11:50,876 --> 00:11:52,962
! سرگرد ، خیلی خطرناکه

172
00:11:52,962 --> 00:11:59,176
. متاسفانه ، انگار این دفعه هم نتونستیم با هم ارتباط برقرار کنیم

173
00:12:01,262 --> 00:12:06,767
اما برای من ، بودن با غول ها اینقدر خوشحال کنندس

174
00:12:06,767 --> 00:12:08,769
. که خستگیِ کل روز رو از تنم بیرون می کنه

175
00:12:09,937 --> 00:12:15,067
. خیلی وقت پیشا ، قبیله ای بود که آدما رو می خورد

176
00:12:15,609 --> 00:12:18,237
، به مسافرایی که از مسیرای اون اطراف رد می شدن حمله می کردن

177
00:12:18,237 --> 00:12:19,321
، هر چی داشتن ازشون می دزدیدن

178
00:12:19,321 --> 00:12:20,531
، می کشتنشون

179
00:12:20,531 --> 00:12:22,658
. و گوشتشون رو می خوردن

180
00:12:23,159 --> 00:12:26,829
. بازم یکی دیگه از مراسم نامگذاریش رو شروع کرد

181
00:12:26,829 --> 00:12:29,498
دفعه ی آخر چی بود ؟

182
00:12:29,498 --> 00:12:31,459
. چیکاچیرونی و آلبرت

183
00:12:31,459 --> 00:12:37,214
. اونا تا 25 سال اینکارو ادامه دادن

184
00:12:37,214 --> 00:12:42,511
. توی این مدت ، بیشتر از 500 نفر طعمه ی اونا شدن

185
00:12:42,511 --> 00:12:46,515
. احتمالا بیشتر از آدماییه که شما خوردید

186
00:12:47,183 --> 00:12:51,270
. اونا آزمایشای زیادی رو هم برای آماده کردن غذاشون انجام می دادن

187
00:12:51,604 --> 00:12:53,731
. گوشتِ آدما رو می کردن استیک

188
00:12:54,273 --> 00:12:57,651
. رون ها رو می بریدن و لوله می کردن و باهاش آبگوشت درست می کردن

189
00:12:57,651 --> 00:13:01,447
. گوشت سفت رو چرخ می کردن ، خورد می کردن و بعد سرخ می کردن

190
00:13:01,447 --> 00:13:04,867
. از چربی و اعضای داخلی بدن ، حتی سوسیس هم درست می کردن

191
00:13:05,242 --> 00:13:09,121
. درسته . خوب می دونستن " آشپزی " یعنی چی

192
00:13:09,497 --> 00:13:12,124
. اینجاس که شما با اونا فرق می کنید

193
00:13:12,666 --> 00:13:19,131
. اما بعدش اون آدمخور ها یه اشتباهی کردن و همشون دستگیر شدن و بعد اعدام شدن

194
00:13:19,381 --> 00:13:22,134
. مثل شما

195
00:13:22,134 --> 00:13:25,846
، شما اشتباه کردید که به آدما حمله کردید

196
00:13:25,846 --> 00:13:27,515
. و دستگیر شدید

197
00:13:29,266 --> 00:13:35,064
. با این داستان ، اسم رئیس های اون قبیله رو روی شما می ذارم

198
00:13:35,731 --> 00:13:37,274
. تو سونی هستی

199
00:13:37,608 --> 00:13:39,527
. تو هم بین

200
00:13:40,820 --> 00:13:45,866
. اما نگران نباشید . نمی ذارم اعدامتون کنن

201
00:13:46,450 --> 00:13:47,785
. خوشحالم از دیدنت ، شاونی

202
00:13:48,369 --> 00:13:49,703
. تو هم ، بین

203
00:13:50,996 --> 00:13:52,915
. امیدوارم با هم کنار بیایم

204
00:13:54,333 --> 00:14:00,965
. روی غول 7 متری اسم بین و روی غول 4 متری اسم سونی رو گذاشتم

205
00:14:05,719 --> 00:14:09,598
. بعد اونا رو از نور خورشید محروم کردیم

206
00:14:09,598 --> 00:14:12,935
. مشخصه که غول ها توی شب خیلی کمتر فعالیت دارن

207
00:14:12,935 --> 00:14:17,940
. این آزمایشات می خواست ثابت کنه غول ها یه جور قدرت از نور خورشید می گیرن

208
00:14:18,774 --> 00:14:22,111
. از غول تا غول توی نتیجه ی آزمایش فرق زیادی بود

209
00:14:24,029 --> 00:14:25,698
. خیلی خوب تلاش کردی ، سونی

210
00:14:26,657 --> 00:14:29,243
. شب بخیر . فردا می بینمت

211
00:14:29,994 --> 00:14:35,541
... فعالیت اسونی ، یه ساعت بعد از اینکه نور خورشید بهش نرسید کم شد . اما

212
00:14:35,541 --> 00:14:39,753
انگار دوست داری شبا بیدار بمونی ، نه ، بین ؟

213
00:14:39,753 --> 00:14:43,215
. عیبی نداره . من پیشت می مونم

214
00:14:44,258 --> 00:14:47,136
. بین تا سه ساعت سرزنده موند

215
00:14:50,472 --> 00:14:52,725
. همیشه منو غافلگیر می کردن

216
00:14:52,975 --> 00:14:55,644
. اونا آب یا غذا لازم نداشتن

217
00:14:55,644 --> 00:14:59,273
. اعضایِ صوتیشون سر جاشه اما نیاز به تنفس نداشتن

218
00:14:59,273 --> 00:15:02,735
. تنها چیزی که لازم داشتن تا زنده بمونن ، نور خورشیده

219
00:15:03,152 --> 00:15:06,030
، راستشو بخوای ، خیلی دلم می خواست ببینم اگه کاملا نور خورشید رو ازشون بگیریم چی می شه

220
00:15:06,030 --> 00:15:09,617
. اما این موشای آزمایشگاهی خیلی ارزشمند بودن . نمی تونستم بذارم بمیرن

221
00:15:09,867 --> 00:15:13,871
. قبلی ها رو اشتباهی کشتیم

222
00:15:14,455 --> 00:15:18,626
. وقتی می خواستیم سر یکیشون رو جدا کنیم ، من اشتباهی به پشت گردنش ضربه زدم

223
00:15:18,918 --> 00:15:22,671
. اسمشون چیکاچیرونی و آلبرت بود

224
00:15:23,297 --> 00:15:25,591
. چه خنده های تو دل برویی داشتن

225
00:15:26,175 --> 00:15:29,637
. خیلی بخاطر کاری که باهاشون کردم ، از خودم ناراحتم

226
00:15:31,555 --> 00:15:34,934
. دلم نمی خواد دیگه این اتفاق بیوفته

227
00:15:36,644 --> 00:15:38,812
... هانجی - سان

228
00:15:40,856 --> 00:15:42,232
، و بعدش

229
00:15:42,232 --> 00:15:48,656
! رفتم سراغ مرحله ی بعدی ، تستِ حسشون از درد با لمس کردنشون

230
00:15:54,912 --> 00:15:57,498
... سرگرد ، شما که نباید جیغ بکشید

231
00:15:57,498 --> 00:15:59,041
چطور می تونم وقتی این کارو می کنم جیغ نکشم !؟

232
00:16:00,793 --> 00:16:02,711
! بین داره درد می کشه

233
00:16:03,295 --> 00:16:07,925
! تسلیم نشو ، بین ! طاقت بیار

234
00:16:08,842 --> 00:16:14,139
. باید می دیدیم به جز پشت گردنشون ، نقطه ضعف دیگه ای دارن یا نه

235
00:16:15,140 --> 00:16:17,142
. واقعا کار کمرشکنی بود

236
00:16:19,478 --> 00:16:25,734
سونی ؟ الان قلبت رو شکافتم . درد نداره ؟

237
00:16:25,734 --> 00:16:26,860
چه حالی داری ؟

238
00:16:27,987 --> 00:16:31,365
. در مقایسه با بین ، سونی خیلی ساکت تر بود

239
00:16:31,740 --> 00:16:34,326
. خیلی کم واکنش نشون داد

240
00:16:35,160 --> 00:16:38,539
همم ؟ چی شده ؟

241
00:16:41,250 --> 00:16:43,335
! سرگرد ، برگرد عقب

242
00:16:43,335 --> 00:16:47,339
! هاها ، خیلی نزدیک بودا

243
00:16:47,339 --> 00:16:49,216
! ممکنه واقعا بمیری

244
00:16:50,467 --> 00:16:55,055
. سونی خوب نمی تونست احساساتش رو نشون بده

245
00:16:55,055 --> 00:16:57,599
. همش می خواست کله ی منو بکنه

246
00:16:57,599 --> 00:16:59,560
... امم ، هانجی - سان

247
00:17:00,728 --> 00:17:05,858
چطور می تونستی اینقدر بی خیال جلوی یه غول وایسی ؟

248
00:17:07,985 --> 00:17:14,074
. اونا دشمنای خونی ما هستن که ما رو تا مرز انقراض پیش بردن

249
00:17:14,491 --> 00:17:19,038
. مطمئنم شما هم قبلا مجبور شدید جلوی تهدیدشون وایسید

250
00:17:20,289 --> 00:17:21,790
. درسته

251
00:17:21,790 --> 00:17:26,086
. خیلی از دوستام جلوی چشمام توسط همینا کشته شدن

252
00:17:27,087 --> 00:17:32,259
. اون موقع که به واحد شناسایی ملحق شدم ، با تنفر باهاشون جنگیدم

253
00:17:33,177 --> 00:17:36,597
... اما بعد یه روزی فهمیدم

254
00:17:37,598 --> 00:17:41,518
. روزی که کله ی قطع شده یه غول سه متری رو شوتیدم

255
00:17:43,062 --> 00:17:45,564
. سبک بود . عجیب بود

256
00:17:46,231 --> 00:17:48,275
. بدن غول ها ، سبکه

257
00:17:49,860 --> 00:17:56,617
. اصلا همچین بدن های بزرگی نباید بتونن روی دوتا پا وایسن یا راه برن

258
00:17:57,284 --> 00:17:59,703
. همه ی غول ها همینطورن

259
00:17:59,703 --> 00:18:05,000
. اعضای قطع شده ی بدنشون خیلی از اون چیزی که باید ، سبک تر بود

260
00:18:05,417 --> 00:18:11,673
. شنیدم وقتی تو تبدیل به غول شدی ، اون بدن یه دفعه پیداش شد

261
00:18:13,592 --> 00:18:22,476
. فک کنم چیزایی که ما می بینیم ، حقیقت موضوع نیستن

262
00:18:26,897 --> 00:18:32,444
. من سال ها با نفرت با غول ها می جنگیدم

263
00:18:33,320 --> 00:18:38,200
. حالا می خوام متفاوت با بقیه نگاهشون کنم

264
00:18:39,243 --> 00:18:41,703
. ممکنه نتیجه ای نداشته باشه

265
00:18:42,246 --> 00:18:43,080
، اما بازم

266
00:18:43,997 --> 00:18:45,499
. تلاشمو می کنم

267
00:18:52,881 --> 00:18:56,844
. از وقتی اومدم تو گروه شناسایی ، همش دارم با موردای عجیب روبرو می شم

268
00:18:57,427 --> 00:18:59,429
. فقط هانجی - سان نیست

269
00:18:59,429 --> 00:19:01,056
. همشون آدمای عجیبین

270
00:19:01,473 --> 00:19:04,726
. اینجا یه جورایی بهشت آدمای عجیبه

271
00:19:05,060 --> 00:19:09,815
. اما یه جورایی جاییه برای کسایی که دنبال ایجاد تغییرن

272
00:19:09,815 --> 00:19:12,151
. این واحد شناساییه

273
00:19:13,193 --> 00:19:14,069
، هانجی - سان

274
00:19:15,320 --> 00:19:19,825
می شه لطف کنید و بیشتر درباره ی آزمایشاتتون برام تعریف کنید ؟

275
00:19:19,825 --> 00:19:21,535
ها ، واقعا ؟

276
00:19:21,535 --> 00:19:27,374
. بله . فک می کنم هرچی بیشتر بدونم ، بیشتر توی آزمایش فردا به درد می خورم

277
00:19:27,374 --> 00:19:33,839
. درسته ... موقع خلاصه کردن ، یه سری از جزئیات رو نگفتم

278
00:19:33,839 --> 00:19:35,591
. پس بذار همه چیزو برات تعریف کنم

279
00:19:35,591 --> 00:19:37,718
. البته ممکنه خیلی طول بکشه

280
00:19:37,718 --> 00:19:38,594
. عیبی نداره

281
00:19:38,594 --> 00:19:43,932
. اولین باری که یه غول رو گرفتیم ، یه نظریه ای دادم

282
00:19:46,560 --> 00:19:51,607
پس چیز جدیدی از حرفایی که بهت زدم یاد نگرفتی ، نه ؟

283
00:19:51,940 --> 00:19:57,613
باید همه ی اینا رو به عنوان یه سرباز یاد می گرفتی . همشو می دونستی ، درسته ؟

284
00:19:58,280 --> 00:20:01,116
. بله . همشو یاد گرفته بودم

285
00:20:01,116 --> 00:20:06,496
! پس بذار یه دفعه دیگه بگم و این دفعه نظرات شخصی و فرض هام رو هم برات می گم

286
00:20:07,497 --> 00:20:08,665
- امم ، فک کنم دیگه

287
00:20:08,665 --> 00:20:09,458
- اول از همه ، غول

288
00:20:10,459 --> 00:20:12,085
سرگرد هانجی اینجاس !؟

289
00:20:13,003 --> 00:20:14,671
... غول های آزمایشی

290
00:20:14,671 --> 00:20:17,299
! هر دوتا غول کشته شدن

291
00:20:26,850 --> 00:20:29,311
! سونی ! بین

292
00:20:29,728 --> 00:20:31,480
! این امکان نداره

293
00:20:31,480 --> 00:20:33,649
! یکی بگه دارم خواب می بینم

294
00:20:35,484 --> 00:20:39,279
این غول های آزمایشی خیلی ارزشمند بودن . کار یه سرباز بوده ؟

295
00:20:39,279 --> 00:20:41,782
. آره . هنوز نمی دونیم کار کی بوده

296
00:20:42,574 --> 00:20:45,452
. ظاهرا هر دوتا غول قبل از طلوع خورشید کشته شدن

297
00:20:45,452 --> 00:20:49,665
. نگهبانی که اونا رو دیده می گه از تجهیزات مانور سه بعدی استفاده می کردن

298
00:20:49,665 --> 00:20:52,793
پس یه حرکتِ از قبل تعیین شده ، توسط حداقل دو نفر بوده ؟

299
00:20:53,168 --> 00:20:54,962
! سونی

300
00:20:54,962 --> 00:20:59,049
. نگا کنید ! سرگرد هانجی داره دیوونه می شه

301
00:21:00,717 --> 00:21:03,303
... اینجا چه

302
00:21:03,303 --> 00:21:06,306
. بیا بریم . از اینجا به بعدش مربوط می شه به ژاندارمری

303
00:21:06,306 --> 00:21:07,891
... بله قربان

304
00:21:11,103 --> 00:21:13,188
تو چی می بینی ؟

305
00:21:15,691 --> 00:21:17,484
فک می کنی دشمنمون کیه ؟

306
00:21:18,318 --> 00:21:19,361
ها ؟

307
00:21:22,155 --> 00:21:25,325
. شرمنده ، سوال عجیبی پرسیدم

308
00:21:56,064 --> 00:22:01,403
، اگه فرض کنیم که من ، من نیستم

309
00:22:01,403 --> 00:22:06,408
می تونی با اطمینان بگی که تو ، تویی ؟

310
00:22:06,408 --> 00:22:11,913
می تونی خودت رو جمع و جور کنی

311
00:22:11,913 --> 00:22:17,085
بعد از اینکه پوسته ی شنیت می شکنه و قلبت می لرزه ؟

312
00:22:17,085 --> 00:22:22,299
صدای یه نفرو می شنیدم که منو صدا می زد

313
00:22:22,299 --> 00:22:26,178
اما الان دیگه گوشام فقط زنگ می زنه

314
00:22:26,178 --> 00:22:31,350
حس می کنم زمان منجمد شد

315
00:22:31,350 --> 00:22:34,269
حالا ، بیدار شو

316
00:22:34,269 --> 00:22:39,232
دارم توی جهنمی تاریک و عمیق قدم می زنم

317
00:22:39,232 --> 00:22:44,529
به سرعت باد ، جونمو برداشتم و فرار کردم

318
00:22:44,529 --> 00:22:49,117
حس کردم یه مرده ی متحرکم

319
00:22:49,117 --> 00:22:54,247
ما از دیوارهامون فرار کردیم

320
00:22:54,247 --> 00:23:00,629
تا توی دنیایی که هیچ جاییش رو نمی شناسیم ، همدیگه رو ببینیم

321
00:23:13,308 --> 00:23:17,771
. تحقیق درباره ی قتل سونی و بین در جریانه

322
00:23:17,771 --> 00:23:21,191
میکاسا ، آرمین و بقیه ی سرباز های دوره ی 104 اُم
