﻿1
00:00:01,543 --> 00:00:02,752
. چاره ای نداریم

2
00:00:03,962 --> 00:00:05,755
. این دنیا بی رحمه

3
00:00:15,098 --> 00:00:17,934
... نابودتـ .... ـون می کنم

4
00:00:18,476 --> 00:00:19,310
... نه

5
00:00:20,061 --> 00:00:21,354
! می کشمتون

6
00:00:24,941 --> 00:00:28,319
... اون روز ، بشریت به یاد آورد

7
00:00:30,947 --> 00:00:33,950
. ترسی که از اونا توی جونشون بود

8
00:00:50,759 --> 00:00:51,676
! ارن

9
00:00:53,303 --> 00:00:54,345
... ارن

10
00:02:25,019 --> 00:02:30,024
دیوار
( حمله به محله ی استوهس ( بخش سوم

11
00:02:30,984 --> 00:02:35,864
، بیاید برای سلامت سه الهه‌مون دعا کنیم

12
00:02:35,864 --> 00:02:38,032
، برای ماریا ، رُز و سینا

13
00:02:38,533 --> 00:02:40,785
... برای صلح پایدار و امنیتمون

14
00:02:41,161 --> 00:02:44,455
! ما نباید به دیوارهای مقدس شک کنیم

15
00:02:44,873 --> 00:02:47,792
، دیوارهایی از نور که دستای خداوند اونا رو بالا بُرده

16
00:02:48,168 --> 00:02:53,840
. با ایمان ما قوی تر می شه

17
00:02:54,632 --> 00:02:57,677
، یه قلب بی گناه که به خدا اعتقاد داره

18
00:02:57,677 --> 00:03:00,805
! تنها محافظ ما در برابر غول هاس

19
00:03:01,222 --> 00:03:04,684
- تنها راه ما برای دور نگه داشتن اونا

20
00:03:13,902 --> 00:03:14,944
یه غول ؟

21
00:03:15,445 --> 00:03:16,863
اینجا چیکار می کنه ؟

22
00:03:26,331 --> 00:03:27,081
... نه

23
00:03:27,582 --> 00:03:28,625
! نرو سمت دیوار

24
00:03:45,683 --> 00:03:48,603
. این دفعه ، انگار اون داره کنترل اوضاع رو به دست می گیره

25
00:03:48,603 --> 00:03:49,562
. آره

26
00:03:49,562 --> 00:03:53,358
. اما ارن توی مبارزه قبلی نتونسته بود غول زن رو شکست بده

27
00:03:55,526 --> 00:03:59,489
... حالا که غول شده ، حتما عزمش رو برای مبارزه جمع کرده

28
00:03:59,489 --> 00:04:00,490
- به این راحتی شکست نمی خوره

29
00:04:00,490 --> 00:04:03,660
. روحیه ی مبارزه به تنهایی کافی نیست

30
00:04:04,244 --> 00:04:05,536
! خودتم اینو می دونی ، جان

31
00:04:07,664 --> 00:04:10,833
... شکست دادن آنی چیزی بیشتر از این می خواد

32
00:04:12,877 --> 00:04:13,920
! یه محوطه ی باز

33
00:04:15,380 --> 00:04:17,048
! غول زن داره می ره سمت یه جای باز

34
00:04:17,048 --> 00:04:19,259
! اونجا نمی تونیم از تجهیزات مانور استفاده کنیم

35
00:04:19,801 --> 00:04:21,552
! پخش شید و خودتون رو برسونید به اون طرف

36
00:04:21,719 --> 00:04:22,512
! اطاعت

37
00:04:27,183 --> 00:04:28,893
! زود ، زود ، یالا

38
00:04:28,893 --> 00:04:29,894
... منطقی نیست

39
00:04:29,894 --> 00:04:31,062
یه غول اینجا چیکار می کنه ؟

40
00:04:39,779 --> 00:04:40,905
... آنی

41
00:04:41,864 --> 00:04:47,161
. تو همیشه یه جوری رفتار می کردی انگار هر چی دور و ورته احمقانس

42
00:04:48,538 --> 00:04:51,165
. همیشه به نظر می رسید حوصلت سر رفته

43
00:04:53,835 --> 00:04:56,713
. اونم زمانی بود که مهارت های رزمیت رو نشون می دادی

44
00:04:58,089 --> 00:05:01,009
... گفتی هیچ کدوم از اینا مهم نیست اما

45
00:05:01,801 --> 00:05:06,514
. از دید من ، خودتم به این حرف اعتقاد نداشتی

46
00:05:07,223 --> 00:05:11,185
... فقط فک می کردم تو دروغگوی تابلویی هستی

47
00:05:11,185 --> 00:05:13,855
چیه که ارزش کشتن اینهمه آدمو داره !؟

48
00:05:29,620 --> 00:05:30,788
... این وضع

49
00:05:31,497 --> 00:05:32,373
، فرمانده

50
00:05:32,790 --> 00:05:34,542
، حتی اگه بتونیم غول زن رو بگیریم

51
00:05:35,043 --> 00:05:36,794
! ممکنه قبلش کل شهر رو نابود کنن

52
00:05:37,295 --> 00:05:39,172
. به هر حال اینکارو می کنیم

53
00:05:39,172 --> 00:05:40,923
. این تصمیم ارنه

54
00:05:41,758 --> 00:05:43,509
. آماده باشید بگیریدش

55
00:05:43,509 --> 00:05:44,469
. بله قربان

56
00:05:48,473 --> 00:05:49,349
... ارن

57
00:05:50,141 --> 00:05:52,352
... کسی نگفته بود اینجا همچین خبراییه

58
00:05:52,977 --> 00:05:55,772
چرا غول ها دارن اینجا می جنگن ؟

59
00:05:56,105 --> 00:05:58,191
چی شده ؟

60
00:05:59,442 --> 00:06:01,652
غول ها دارن با هم می جنگن ؟

61
00:06:01,652 --> 00:06:02,612
... بله

62
00:06:02,612 --> 00:06:05,114
! شهر بدجوری نابود شده

63
00:06:05,740 --> 00:06:09,744
. تعداد تلفات ، چه نظامی چه غیرنظامی ، خیلی زیاده

64
00:06:11,371 --> 00:06:14,624
اروین ! همه ی اینا بخاطر نقشه ی توئه !؟

65
00:06:15,583 --> 00:06:16,542
. درسته

66
00:06:19,796 --> 00:06:22,090
. همه ی اینا تصمیم شخصِ من بود

67
00:06:23,174 --> 00:06:24,801
. نمی خوام بهونه بتراشم

68
00:06:29,055 --> 00:06:31,808
حتما می دونستی اگه همچین نقشه ای رو

69
00:06:31,808 --> 00:06:33,976
. توی شهر اجرا کنی ، اینجوری می شه

70
00:06:34,310 --> 00:06:37,105
چطور ؟ چرا اینکارو کردی ؟

71
00:06:40,900 --> 00:06:42,068
تا بشریت رو

72
00:06:43,444 --> 00:06:45,029
. پیروز کنم

73
00:06:45,363 --> 00:06:47,073
! مزخرفه

74
00:06:47,532 --> 00:06:49,117
! تو خیانتکاری

75
00:06:49,117 --> 00:06:52,954
! اگه همینجا اعدامت کنم هم هیچ کس ککش هم نمی گزه

76
00:06:54,080 --> 00:06:55,248
. من مشکلی ندارم

77
00:06:55,540 --> 00:06:58,042
. اما بعدش خودت فرماندهی رو به عهده بگیر

78
00:06:59,210 --> 00:07:01,087
. نباید بذاری غول زن فرار کنه

79
00:07:01,379 --> 00:07:02,755
. پائل مسئول آرایشه

80
00:07:03,089 --> 00:07:04,674
. وایل حواسش به تدارکاته

81
00:07:05,383 --> 00:07:06,884
. با اونا همکاری کن تا هر جوری شده به سمت دیوار شرقی بکشیش

82
00:07:06,884 --> 00:07:09,554
! و - وایسا ... وایسا
. با اونا همکاری کن تا هر جوری شده به سمت دیوار شرقی بکشیش

83
00:07:10,012 --> 00:07:10,888
... تو

84
00:07:11,347 --> 00:07:13,307
واقعا داری می گی

85
00:07:13,891 --> 00:07:15,601
این به بشریت کمک می کنه ؟

86
00:07:16,227 --> 00:07:18,438
. ایمان دارم که قدمی رو به جلوئه

87
00:07:24,819 --> 00:07:26,571
. همگی اسلحه هاتونو بیارید پایین

88
00:07:26,571 --> 00:07:28,072
! بهش دستبند بزنید

89
00:07:28,531 --> 00:07:29,323
. بله ، قربان

90
00:07:30,324 --> 00:07:32,285
. همه ی نیروهامون رو بسیج کنید

91
00:07:32,743 --> 00:07:35,872
! اولویت اولتون نجات شهروندا و خالی کردن شهره

92
00:07:35,872 --> 00:07:36,789
! بله

93
00:07:38,708 --> 00:07:42,837
. اروین ، دادگاه مجازات تو رو تعیین می کنه

94
00:07:43,504 --> 00:07:46,174
. وقتی این جنگ تموم بشه ، خودم با پای خودم می رم دادگاه

95
00:07:47,133 --> 00:07:49,051
. لیوای ، تو همینجا بمون

96
00:07:49,552 --> 00:07:50,928
. تو که از مرگ الکی بدت میاد

97
00:07:51,554 --> 00:07:53,264
. آره ، بدم میاد

98
00:07:53,890 --> 00:07:55,975
. چه خودم کسی رو الکی بکشم چه باعثش بشم

99
00:08:02,190 --> 00:08:04,692
کسی که نمی تونه هیچی رو قربانی کنه

100
00:08:05,610 --> 00:08:08,237
برای اینکه به یه هیولا پیروز بشی ، باید

101
00:08:10,406 --> 00:08:12,325
. حاضر باشی انسانیتت رو دور بندازی

102
00:08:16,329 --> 00:08:18,623
... مشخصه که آنی می تونه اینکارو بکنه

103
00:08:22,627 --> 00:08:23,503
... آنی

104
00:08:25,463 --> 00:08:26,214
! آنی

105
00:08:42,355 --> 00:08:43,022
... آنی

106
00:08:43,314 --> 00:08:46,984
. پدرت تنها متحد توئه

107
00:08:59,497 --> 00:09:00,831
... من

108
00:09:01,290 --> 00:09:04,877
... غول ها رو

109
00:09:06,546 --> 00:09:08,965
! تا آخرین نفرشون می کشم

110
00:09:30,027 --> 00:09:30,987
! ارن

111
00:09:34,323 --> 00:09:35,116
... اون

112
00:09:36,117 --> 00:09:36,867
! ارن

113
00:09:36,867 --> 00:09:37,910
! نه

114
00:09:38,744 --> 00:09:41,455
... الان ، نمی دونیم ارن تو رو تشخیص می ده یا نه

115
00:09:53,426 --> 00:09:54,927
... هـ - هی

116
00:10:11,444 --> 00:10:12,028
! هی

117
00:10:20,286 --> 00:10:21,704
... عوضی ، می خواد از دیوار

118
00:10:21,704 --> 00:10:22,747
می خواد از دیوار بالا بره !؟

119
00:10:32,506 --> 00:10:32,882
... نه

120
00:10:32,882 --> 00:10:34,216
! اینجوری فرار می کنه

121
00:10:36,844 --> 00:10:38,054
! نمی ذارم

122
00:10:49,273 --> 00:10:50,316
... آنی

123
00:10:52,318 --> 00:10:53,319
. بیوفت

124
00:10:59,700 --> 00:11:00,701
... آنی

125
00:11:02,578 --> 00:11:04,330
. من اشتباه می کردم

126
00:11:05,790 --> 00:11:08,292
. الان خیلی دیره که ازت بخوام منو ببخشی

127
00:11:09,752 --> 00:11:10,836
... اما

128
00:11:10,836 --> 00:11:12,046
... یه خواهشی هست

129
00:11:12,838 --> 00:11:14,382
. که ازت دارم

130
00:11:18,260 --> 00:11:21,472
... می خوای کل دنیا رو دشمن خودت کن

131
00:11:26,977 --> 00:11:32,149
! کل این دیا رو نابود می کنم

132
00:11:32,858 --> 00:11:37,154
، حتی اگه همه ی دنیا ازت متنفر بشن

133
00:11:37,363 --> 00:11:40,741
! پدرت تنها کسیه که طرف توئه

134
00:11:42,702 --> 00:11:44,745
! لعنتی ... اینجوری دختره رو هم می خوره

135
00:11:44,745 --> 00:11:46,372
! ارن ، وایسا

136
00:11:46,372 --> 00:11:47,540
! ارن

137
00:11:47,581 --> 00:11:48,999
... من آزادم

138
00:11:50,292 --> 00:11:52,545
... پس بهم قول بده

139
00:11:53,921 --> 00:11:55,673
... که برمی گردی

140
00:12:10,896 --> 00:12:11,605
چی شد ؟

141
00:12:15,067 --> 00:12:16,068
چی ؟

142
00:12:17,945 --> 00:12:19,447
دارن با هم یکی می شن !؟

143
00:12:28,748 --> 00:12:29,623
! ارن

144
00:12:37,339 --> 00:12:41,260
. شاهد به این مهمی رو نخور ، احمق

145
00:13:14,376 --> 00:13:16,212
اطلاعات قابل ارائه ی فعلی: دیوار ( بخش اول) – سال 784 ... در شبی گرم ، یک معدنچی تصمیم می گیره از زیر دیوار سینا تونل بزنه به اون طرف تا توی دیوار زندگی کنه . " زندگی توی دیوار سینا حتما خیلی حال می ده . " این فکر چند روز پیش وقتی داشت تو معدن کار می کرد ، یه دفعه به ذهنش زده بود . یه جورایی می شه اسمشو گذاشت الهام الهی . اینجوری بود که توی روزای بعد کنار دیوار می چرخید تا بالاخره جایی رو پیدا کرد که جنگل انبوه کنار دیوار بود . اینجوری هیچ کس نمی دیدش و بخاطر درختا هم چشمای تیز نگهبانای بالای سرش ، اونو نمی دید . شب بعد ، کارش رو شروع کرد . با بیلِ زنگ زدش ، معدنچی کندن رو شروع کرد . سرعتش خوب بود و خیلی زود چاله ای به اندازه ی قدش کند . وقتی دیگه نمی تونست گلِ توی چاله رو با بیل بیرون بریزه ، گِل ها رو توی کیسه می کرد و از نردبون بالا می رفت تا خالیش کنه

146
00:13:16,212 --> 00:13:17,713
 معدنچی که همه ی فکر و ذهنش شده بود تونل فقط یه وقتایی برای آب خوردن و استراحت کردن ، دست از کار می کشید . بعد از بیست سال کارِ بی وقفه توی معدن ، معدنچی می دونست که حرفه ایِ این کار شده . توی این بیست سال یاد گرفته بود بهتر ، سریع تر و راحت تر از بقیه تونل بزنه . تونل هایی که هر معدنچی دیگه ای رو هاج و واج می ذاشت ، برای معدنچی ما و بیلش حریف نبود . اما اون روز فرق می کرد . روزها بود داشت می کند ولی به نظر راه به جایی نمی برد . همینطور که می کَند همه ی جهاتِ چاله ای که کنده بود رو امتحان کرد اما فرقی نداشت . پایه ی دیوار انگار تا ابد ادامه داشت و هیچ راهی برای معدنچی باز نذاشته بود . با اینحال ، معدنچی ادامه داد

147
00:13:17,713 --> 00:13:19,381
 دیگه فکر زندگی راحت اون طرف دیوار رو فراموش کرده بود . فقط می خواست به دیوار پیروز بشه . " از اول عمرم تا حالا هر چندسالی که گذاشتم برای تونل کندن ، می ذارم پای شکست دادن این دیوار . " حرفایی بود که وقتی عرقش رو خشک می کرد به خودش زد . سوراخی که کنده بود چهار یا پنج برابر قد خودش بود که رسید به صخره ی سخت . با خودش گفت " سنگِ بستر ؟ " اما به نظر می رسید این سنگ از همون جنسِ خود دیوار باشه . معدنچی بیلش رو روی صخره فرود آورد . بیل خورد شد اما صخره خراش هم بر نداشت . معدنچی قصه ی ما آهی کشید ، آهی عمیق تر از همه ی چاله هایی که توی این بیست سال کنده بود

148
00:13:19,381 --> 00:13:21,383
 اطلاعات قابل ارائه ی فعلی : دیوار ( بخش دوم ) – رفیقش با اخم پرسید
" دیوار ؟ " ، معدنچی که مشروبش رو می خورد گفت : " عجیبه ، نه ؟ " . " کی فکرشو می کرد دیوار اینقدر تا اعماق زمین ادامه داشته باشه ؟ " ، معدنچی و دوستش دور میزی پشتِ مهمونخونه ای توی گوشه ی دور افتاده از شهر نشسته بودن . بیشتر روزا ، معدنچی با تنها دوستش بعد از کار می رفت اونجا . اون روز ، فردای روزی که سعی کرده بود زیر دیوار رو بکنه ، بازم بعد از روز کاری ، رفتن اونجا . و بعد ، معدنچی که می دونست دوستش رازش رو برملا نمی کنه ، داستان رو براش گفت . " شاید دیوار دورِ ما نیست ، شاید زیرزمین هم دور و ورومون رو گرفته " ، حرفی بود که معدنچی زد. و بعدش گفت " ببین یه چیزی ... اصلا این دیوارا چی هستن ؟ "  که رفیقش یه دفعه سرفه کرد و یه نگاهی به اطراف انداخت. بقیه ی مشتری ها مشغول مشروب خوری ، تیکه انداختن به دخترا یا داد زدن سر همدیگه بود

149
00:13:21,383 --> 00:13:22,802
 هیچ کس حواسش به اونا نبود . با اینحال ، معدنچی چیز دیگه ای نگفت . اگه کسی یه کلمه از حرفاشو می شنید ، ژاندارمری مثل مور و ملخ می ریخت اونجا . رفیقش پرسید : " مگه مهمه ؟ " . " همینطوری که تا حالا زندگی کردی ، زندگی کن . فقیری اما کار داری و اینقدری در میاری که بتونی مشروبتم بخوری . همین بس نیست ؟ " . " معدنچی هم گفت " آره والا " . " آره کافیه . فردا بر می گردم سر کارم . فک کنم همه ی زندگی من همینه دیگه . " اما روز بعد معدنچی نیومد سر کار. فرداش هم نیومد ... و همینطور پس فرداش . رفیقش چند دفعه رفت خونه ی دوستش اما اثری ازش ندید .

150
00:13:22,802 --> 00:13:24,345
 اون معدنچی نه فامیلی داشت نه دوست نزدیکِ دیگه ای برای همین کسی نبود که ازش بشه پرسید کجا رفته  . رفیق معدنچی که دیگه نمی دونست چیکار کنه ، رفت پیش افراد پادگان و همه ی داستان رو براشون تعریف کرد .  فردای اون روز ، ژاندارمری و پادگان گروه جستجوی بزرگی درست کردن . حتی اگه معدنچی مجرمی بود که می خواست بره اون طرف دیوار ، اینهمه نیرو زیادی بود . دوستش نمی فهمید چرا اینهمه برای پیدا کردنش خودشونو به آب و آتیش می زنن . اما نه از اون معدنچی اثری پیدا کردن نه از چاله ای که کنده بود . و یه روزی ، دوستش رو هم دیگه کسی ندید

151
00:13:30,100 --> 00:13:31,018
... ارن

152
00:13:32,102 --> 00:13:33,103
میکاسا ؟

153
00:13:33,854 --> 00:13:34,939
آنی کجاس ؟

154
00:13:47,576 --> 00:13:48,953
... لعنتی

155
00:13:48,953 --> 00:13:50,496
این چیه !؟

156
00:13:50,496 --> 00:13:53,666
تا اینجا اومدیم و هنوز چیزی نمی گی ، آنی !؟

157
00:13:54,041 --> 00:13:55,459
! بیا بیرون

158
00:13:55,459 --> 00:13:57,461
! بیا بیرون و کاری که شروع کردی رو تموم کن

159
00:13:57,753 --> 00:14:01,715
! هی ، نامردیه ... آنی ! آنی

160
00:14:03,759 --> 00:14:04,385
. بسه دیگه

161
00:14:06,679 --> 00:14:07,680
. فایده نداره

162
00:14:12,518 --> 00:14:14,436
! با سیم ها تور درست کنید

163
00:14:14,937 --> 00:14:17,189
. می بندیمش و می بریمش زیر زمین

164
00:14:17,189 --> 00:14:18,148
. بله قربان

165
00:14:19,942 --> 00:14:26,198
اگه نتونیم از آنی اطلاعات بکشیم ، چجوری می خوایم این بلبشو رو توجیه کنیم ؟

166
00:14:26,866 --> 00:14:28,492
. اینهمه آدم بخاطر این ماجرا مردن

167
00:14:28,492 --> 00:14:31,954
. با اینحال ، با وجود اینهمه کشته ، هنوز هیچی نفهمیدیم

168
00:14:33,163 --> 00:14:34,707
چی بدست آوردیم ؟

169
00:14:45,509 --> 00:14:48,846
... فک نکنم بشه اسم این عملیات رو موفقیت آمیز گذاشت

170
00:14:48,846 --> 00:14:49,597
. نه

171
00:14:50,890 --> 00:14:53,350
، ما کاری کردیم که گروه شناسایی بتونه به بقاش ادامه بده

172
00:14:53,851 --> 00:14:56,103
. البته نزدیک بود به قیمت جونمون بشه

173
00:14:58,689 --> 00:15:00,065
. امیدوارم همینطور باشه

174
00:15:10,117 --> 00:15:11,452
... اروین

175
00:15:11,452 --> 00:15:14,538
. چندتا سوال درباره ی این عملیات داشتم

176
00:15:15,289 --> 00:15:18,292
، اگه به کسی مظنون بودی

177
00:15:18,292 --> 00:15:21,128
چرا از ژاندارمری نخواستی کمکت کنن ؟

178
00:15:21,378 --> 00:15:23,547
... شهردار ، چون

179
00:15:23,547 --> 00:15:26,383
، احتمالش بود غول زن متحدایی داشته باشه

180
00:15:27,009 --> 00:15:30,846
. مجبور بودم عملیات رو به اونایی که می شناختم ، محدود کنم

181
00:15:31,263 --> 00:15:35,851
اما صدمه ای که بخاطر این عملیات به استوهس خورده چی ؟

182
00:15:36,310 --> 00:15:38,646
. اینی که می بینید حاصل حداکثر تلاشمونه

183
00:15:39,271 --> 00:15:40,856
. واقعا معذرت می خوایم

184
00:15:40,856 --> 00:15:42,983
فک کردی معذرت خواهی خشک و خالی کافیه !؟

185
00:15:42,983 --> 00:15:45,069
، اگه ولش کرده بودیم

186
00:15:45,069 --> 00:15:49,239
. دیوارها نابود می شد و آدمای خیلی بیشتری می مردن

187
00:15:49,615 --> 00:15:50,866
. که اینطور

188
00:15:51,408 --> 00:15:55,245
، و بعد از اونهمه آدمی که بخاطر این عملیات مردن

189
00:15:55,245 --> 00:15:58,666
مدرک محکم دارید که انقراض بشریت عقب افتاده ؟

190
00:15:59,333 --> 00:16:01,961
فک نمی کنم الان بتونیم حرفی از

191
00:16:01,961 --> 00:16:04,171
. آنی لئون هارت بکشیم

192
00:16:05,089 --> 00:16:07,341
. نه ، منم فک نمی کنم

193
00:16:08,092 --> 00:16:11,220
که یعنی ... همه ی اینا بخاطر هیچ و پوچ بود ؟

194
00:16:17,476 --> 00:16:18,394
... ارن

195
00:16:27,569 --> 00:16:29,029
وضع بدنت خوبه ؟

196
00:16:31,407 --> 00:16:32,449
... آره

197
00:16:33,784 --> 00:16:36,036
. اینقدر زود خوب شدم که یه جورایی خوف کردم

198
00:16:38,247 --> 00:16:41,417
. شنیدم آنی هنوز یخ بسته

199
00:16:42,126 --> 00:16:43,002
. آره

200
00:16:43,877 --> 00:16:44,837
! لعنتی

201
00:16:45,337 --> 00:16:48,424
! از همچین عملیات بزرگی هیچی عایدمون نشد

202
00:16:48,882 --> 00:16:52,553
. آنی حاضر بود همه کاری بکنه تا دست ما به اطلاعات نرسه

203
00:16:52,803 --> 00:16:55,597
. آره ، از دستمون فرار کرد

204
00:16:56,265 --> 00:16:58,058
. ارن بود که گذاشت فرار کنه

205
00:17:02,563 --> 00:17:04,314
مگه نه ، ارن ؟

206
00:17:05,441 --> 00:17:07,109
... اگه اون یه لحظه نبود

207
00:17:08,569 --> 00:17:09,695
، آره

208
00:17:10,487 --> 00:17:12,114
. راس می گی آرمین

209
00:17:13,741 --> 00:17:15,200
. من نتونستم

210
00:17:16,618 --> 00:17:18,871
. وقتی آنی رو دیدم ، یخ بستم

211
00:17:20,873 --> 00:17:22,458
... آرمین آرلت

212
00:17:22,833 --> 00:17:24,418
. جان کرسشتِین

213
00:17:24,418 --> 00:17:25,502
. وقت سوال از شماس

214
00:17:25,794 --> 00:17:26,420
. بله قربان

215
00:17:26,837 --> 00:17:28,297
با ما شروع می کنن ؟

216
00:17:28,297 --> 00:17:30,090
. بعدا می بینمتون

217
00:17:30,090 --> 00:17:31,050
. آره

218
00:17:43,520 --> 00:17:47,107
... اون لحظه خیلی حال داد ، می دونی

219
00:17:49,234 --> 00:17:52,071
. اونهمه هیجان خیلی حال داد

220
00:17:54,114 --> 00:17:57,618
. حتی با خودم می گفتم بمیرم هم عیبی نداره

221
00:17:57,743 --> 00:17:58,452
! ارن

222
00:18:02,581 --> 00:18:04,374
. الان همچین حسی ندارم

223
00:18:11,632 --> 00:18:13,008
خوشحالم که

224
00:18:14,885 --> 00:18:16,136
. برگشتی

225
00:18:21,642 --> 00:18:23,644
. نمی تونم درک کنم

226
00:18:24,311 --> 00:18:27,856
. انسانیتم رو دور بندازم تا به یه هیولا غلبه کنم

227
00:18:28,607 --> 00:18:30,484
این تنها راهه ؟

228
00:18:31,235 --> 00:18:34,822
. این فقط یه راه بین راه های دیگس که انسان ها می تونن غول ها رو شکست بدن

229
00:18:35,906 --> 00:18:37,825
. من فک می کنم ارن می تونه

230
00:18:40,035 --> 00:18:41,036
... بهم بگو

231
00:18:41,703 --> 00:18:44,832
... اگه ارن واقعا هیولا می شد و همه ی غول ها رو نابود می کرد

232
00:18:45,749 --> 00:18:47,835
می شد اسمشو گذاشت پیروزی بشریت ؟

233
00:18:59,054 --> 00:19:00,097
. بخور

234
00:19:18,282 --> 00:19:21,702
... به این راحتیا نمی شه ازشون گذشت

235
00:19:23,203 --> 00:19:27,124
اما فک می کنم ما فرصت فوق العاده خوبی بدست آوردیم

236
00:19:27,666 --> 00:19:30,169
. تا بقای بشریت رو تضمین کنیم

237
00:19:33,255 --> 00:19:38,051
، در مقایسه با زمانی که حتی تصورش رو هم نمی کردیم آدما بتونن تبدیل به غول بشن

238
00:19:38,760 --> 00:19:42,347
. همین که تونستیم یکی از افراد دشمن رو دستگیر کنیم قدم بزرگی رو به جلوئه

239
00:19:42,681 --> 00:19:45,475
. آره ، اونا اون بیرونن

240
00:19:46,185 --> 00:19:47,978
. و همشون رو پیدا می کنیم

241
00:19:48,645 --> 00:19:51,815
. همه ی غول هایی که توی دیوارهان

242
00:19:53,692 --> 00:19:56,320
! حالا نوبت حمله ی ماس

243
00:20:00,616 --> 00:20:05,245
. درخواست فراخوانِ ارن یائگر و گروه شناسایی لغو شد

244
00:20:05,245 --> 00:20:10,584
 
، اختیار آنی لئون هارت به واحد شناسایی داده شد 
 

245
00:20:11,084 --> 00:20:13,045
. و اونا زیر زمین حبسش کردن
 

246
00:20:14,755 --> 00:20:16,465
، اما
 

247
00:20:16,465 --> 00:20:17,716
هنوز خیلی
 

248
00:20:18,550 --> 00:20:22,596
بیشتر از اینا قربانی و زمان لازم بود تا
 

249
00:20:23,096 --> 00:20:27,809
... انسان ها بفهمن چی اونا رو توی دیوارا محبوس کرده
 
