﻿1
00:00:05,880 --> 00:00:07,215
!لعنتی

2
00:00:18,101 --> 00:00:20,145
ارن، بیدار شدی؟

3
00:00:20,145 --> 00:00:22,564
.فقط یکم دیگه اونجا طاقت بیار
.همه چیز درست میشه

4
00:00:23,606 --> 00:00:25,984
هیستوریا حالش خوبه؟

5
00:00:25,984 --> 00:00:27,694
ارن، گوش کن

6
00:00:28,445 --> 00:00:31,156
پدر من متحد بشریت در داخل دیوارها بوده

7
00:00:31,156 --> 00:00:34,325
از خیلی سال پیش و برای
سال‌های بسیار در آینده

8
00:00:34,325 --> 00:00:36,286
ما مشخصا درباره‌ی اون اشتباه می‌کردیم

9
00:00:37,203 --> 00:00:42,876
.درسته که اون برای تیم شناسایی یه مشکل بوده
...و افراد اون واقعا پیشوا نیک رو کشتن

10
00:00:43,460 --> 00:00:45,837
ولی اون چاره‌ی دیگه‌ای نداشت

11
00:00:46,212 --> 00:00:49,340
هر کاری که کرده، مجبور بوده
به خاطر بشریت انجام بده

12
00:00:49,924 --> 00:00:53,762
هیستوریا. بذار من بقیه رو توضیح بدم

13
00:00:58,725 --> 00:01:01,186
...داره یادم میاد...آره

14
00:01:02,145 --> 00:01:05,440
آخرین چیزی که یادمه اون دوتا هستن

15
00:01:06,399 --> 00:01:07,901
چقدر گذشته؟

16
00:01:08,443 --> 00:01:12,697
...کاپیتان... آرمین
چه بلایی سر تیم شناسایی اومد؟

17
00:01:19,496 --> 00:01:23,750
این دیوارا چرا اینطورین؟
چرا اینطوری می‌درخشن...؟

18
00:01:24,751 --> 00:01:26,836
...نمی‌تونم تشخیص بدم روزه یا شب

19
00:01:27,670 --> 00:01:29,881
...نه، صبر کن ببینم

20
00:01:31,091 --> 00:01:35,595
من قبلا اینجا نبودم؟

21
00:01:36,054 --> 00:01:40,350
چی شده؟
این اولین باریه که اومدی اینجا

22
00:01:40,642 --> 00:01:43,353
ولی عجیب نیست اگه بشناسیش

23
00:01:44,479 --> 00:01:45,939
منظورش از این حرف چیه؟

24
00:01:49,025 --> 00:01:51,778
پدر، به ارن توضیح بده

25
00:01:52,070 --> 00:01:53,947
آره، می‌خوام همین کارو بکنم

26
00:01:54,614 --> 00:01:57,325
ولی قبلش یه کاری هست
که می‌خوام امتحان کنم

27
00:01:58,660 --> 00:02:02,705
اگه اینکارو بکنیم، شاید خودش
همه چیز رو به یاد بیاره

28
00:02:13,800 --> 00:02:15,635
این...چیه؟

29
00:02:16,469 --> 00:02:18,012
...من اینا رو ندیدم

30
00:02:19,722 --> 00:02:20,723
!نه

31
00:02:21,474 --> 00:02:22,725
!اینا خاطرات کی هستن؟

32
00:02:25,145 --> 00:02:26,104
!این کلید

33
00:02:27,355 --> 00:02:28,356
یعنی این...؟

34
00:02:29,566 --> 00:02:30,650
...امکان نداره

35
00:02:51,671 --> 00:02:53,715
بابا؟

36
00:03:01,931 --> 00:03:03,016
خب؟

37
00:03:07,896 --> 00:03:11,524
گناه پدرت رو...یادت اومد؟

38
00:04:41,906 --> 00:04:46,911
"گناه"

39
00:04:49,998 --> 00:04:53,918
!تو محشری هیستوریا
!ببین الان چقدر خوب می‌تونی بخونی

40
00:04:54,669 --> 00:04:57,338
!واسه اینه که تو خیلی بهم یاد دادی

41
00:04:57,505 --> 00:05:00,842
.هی، نباید اینطوری باشه
.تو همیشه آبریزش بینی داری

42
00:05:00,842 --> 00:05:03,845
تو باید بیشتر خانمانه باشی، هیستوریا

43
00:05:04,512 --> 00:05:05,763
بیا، فین کن

44
00:05:09,809 --> 00:05:11,728
!خوبه! خیلی خوب بود

45
00:05:14,105 --> 00:05:14,981
هی

46
00:05:14,981 --> 00:05:15,815
همم؟

47
00:05:15,815 --> 00:05:17,734
خانمانه بودن یعنی چی؟

48
00:05:18,151 --> 00:05:25,074
خب...فکر کنم خانمانه بودن یعنی بیشتر
شبیه این دختری که اینجاست باشی

49
00:05:25,575 --> 00:05:26,784
کریستا؟

50
00:05:27,201 --> 00:05:30,496
درسته. تو هم کریستا رو
دوست داری. مگه نه، هیستوریا؟

51
00:05:30,496 --> 00:05:31,247
آره

52
00:05:31,789 --> 00:05:36,210
،کریستا همیشه به فکر بقیه‌ست
چون خیلی مهربونه

53
00:05:36,210 --> 00:05:38,546
تو هم باید سعی کنی مثل کریستا باشی

54
00:05:39,339 --> 00:05:42,592
دنیا پر از درد و عذابه

55
00:05:43,176 --> 00:05:48,056
پس باید طوری زندگی کنی که
مفید باشی و همه دوستت داشته باشن

56
00:05:48,431 --> 00:05:49,098
باشه

57
00:05:50,308 --> 00:05:53,019
در این صورت، می‌خوام شبیه تو باشم

58
00:05:53,436 --> 00:05:53,936
ها؟

59
00:05:54,520 --> 00:05:58,358
وقتی بزرگ شدم، فکر می‌کنی
بتونم دقیقا مثل تو باشم؟

60
00:06:01,152 --> 00:06:01,778
!حتما

61
00:06:02,278 --> 00:06:05,365
!حتما، حتما
!اصلا مشکلی نداره

62
00:06:13,122 --> 00:06:16,376
ببخشید هیستوریا، ولی وقتشه من برم

63
00:06:16,959 --> 00:06:19,212
دوباره باید منو فراموش کنی

64
00:06:19,670 --> 00:06:21,005
تا وقتی دوباره همدیگه رو ببینیم

65
00:06:21,381 --> 00:06:22,090
ها؟

66
00:06:34,936 --> 00:06:38,981
اون دختره دیگه کی بود؟

67
00:06:50,576 --> 00:06:52,578
چی شده، هیستوریا؟

68
00:06:53,371 --> 00:06:54,122
چرا؟

69
00:06:55,415 --> 00:06:58,459
چرا تا الان اونو فراموش کرده بودم؟

70
00:06:59,752 --> 00:07:01,587
من هرگز تنها نبودم

71
00:07:02,422 --> 00:07:05,383
اون دختر همیشه پیشم بود

72
00:07:07,051 --> 00:07:11,431
...اون بهم کتاب داد
...بهم خوندن و نوشتن یاد داد

73
00:07:11,431 --> 00:07:13,015
...و با من خیلی مهربون بود

74
00:07:13,391 --> 00:07:15,768
چطور تونستم اونو فراموش کنم؟

75
00:07:17,061 --> 00:07:19,313
تو با فریدا آشنا شدی؟

76
00:07:20,064 --> 00:07:21,315
فریدا؟

77
00:07:21,816 --> 00:07:25,278
...اگه یه دختر با موهای بلند مشکی بوده

78
00:07:25,903 --> 00:07:28,281
به احتمال زیاد فریدا ریس بوده

79
00:07:28,781 --> 00:07:31,075
اون خواهر ناتنی تو بود

80
00:07:32,285 --> 00:07:36,456
حتما نگرانت بوده و هر از گاهی
بهت سر می‌زده

81
00:07:37,206 --> 00:07:42,420
،اگه خاطراتت رو پاک می‌کرده
اینکارو فقط برای حفاظت از تو می‌کرده

82
00:07:42,420 --> 00:07:45,089
ها؟ خاطراتم رو پاک می‌کرده؟

83
00:07:45,298 --> 00:07:49,469
،آره، ولی زدن دستت به اون به نظر میاد

84
00:07:49,469 --> 00:07:51,471
دوباره اون خاطرات رو فاش کرده

85
00:07:54,098 --> 00:07:56,100
پدر؟

86
00:07:56,559 --> 00:07:59,061
الان فریدا کجاست؟

87
00:07:59,645 --> 00:08:01,105
می‌خوام ببینمش و ازش تشکر کنم

88
00:08:03,566 --> 00:08:05,776
...اگه اون پیشم نبود، من

89
00:08:06,611 --> 00:08:09,447
باید به خاطر کاری که
برام کرده تشکر کنم

90
00:08:12,450 --> 00:08:15,077
فریدا دیگه توی این دنیا نیست

91
00:08:15,995 --> 00:08:16,662
ها؟

92
00:08:18,414 --> 00:08:20,791
زمانی، من پنج فرزند داشتم

93
00:08:23,211 --> 00:08:27,715
،ولی همسرم و تمام بچه‌هام، از جمله فریدا

94
00:08:27,715 --> 00:08:32,970
،پنج سال پیش به دست پدر اون
گریشا ییگر، کشته شدن

95
00:08:41,437 --> 00:08:44,607
گریشا یه مرد با قدرت غول‌ها بود

96
00:08:45,191 --> 00:08:47,818
...من نمی‌دونم اون مرد کی بود، ولی

97
00:08:50,071 --> 00:08:53,574
هدفش دزدیدن قدرتی بود که
خانواده‌ی ریس در اختیار داشت

98
00:08:55,159 --> 00:08:57,537
...قدرتی که گریشا می‌خواست به دست بیاره

99
00:08:58,538 --> 00:09:01,165
میشه گفت غول اون قدرت‌های متعالی داشت

100
00:09:05,878 --> 00:09:07,338
...ولی فقط این نیست

101
00:09:07,713 --> 00:09:09,799
بعدش اون به تمام خانوادم حمله کرد

102
00:09:10,550 --> 00:09:12,885
اون می‌خواست با خشمش
خاندان ریس رو ریشه کن کنه

103
00:09:15,096 --> 00:09:19,183
اون دیرک 14 ساله و ابل 12 ساله رو له کرد

104
00:09:19,600 --> 00:09:22,770
همسرم و فلورین ده ساله رو که هنوز
محکم نگه داشته بود رو زیر پا خرد کرد

105
00:09:23,396 --> 00:09:26,816
در آخر، پسر بزرگم آلکلین رو گرفت و
انقدر فشارش داد تا مُرد

106
00:09:27,483 --> 00:09:31,404
به طرز معجزه آسایی، فقط من تونستم فرار کنم

107
00:09:37,743 --> 00:09:38,869
...باور نکردنیه

108
00:09:40,955 --> 00:09:42,123
...اون اینطوری

109
00:09:44,667 --> 00:09:47,044
چرا اون باید همچین کار وحشتناکی بکنه؟

110
00:09:56,220 --> 00:09:59,515
!هی، هی، هی، هی، هی

111
00:10:01,434 --> 00:10:04,478
اینجا دارید درباره‌ی چی حرف می‌زنید؟

112
00:10:05,104 --> 00:10:07,773
امیدوارم بدونید اون بیرون
داره اتفاقاتی میفته

113
00:10:08,899 --> 00:10:11,611
کنی؟ چی شده؟

114
00:10:12,194 --> 00:10:16,616
تیم شناسایی یه کودتا رو شروع کرده و
بقیه‌ی گروه‌ها تغییر جبهه دادن

115
00:10:16,991 --> 00:10:19,744
،همه می‌دونن که پادشاه کاملا قلابی ـه

116
00:10:19,744 --> 00:10:21,871
و تمام کله گنده‌ها آخرش دستگیر شدن

117
00:10:22,413 --> 00:10:24,624
آره، یه خر تو خر سلطنتی ـه

118
00:10:26,459 --> 00:10:29,045
دیر یا زود میان اینجا

119
00:10:29,045 --> 00:10:30,880
باید سریع کار رو تموم کنید

120
00:10:31,380 --> 00:10:32,840
آره، خیلی خب

121
00:10:33,299 --> 00:10:37,136
جوخه‌ی کنترل ضد نفرت رو
بردار و از ورودی دفاع کن

122
00:10:38,471 --> 00:10:40,431
فکر کنم قبلا بهت گفتم که

123
00:10:40,431 --> 00:10:43,225
تو و افرادت نباید برای مراسم اینجا باشید

124
00:10:43,225 --> 00:10:45,978
ببخشید، پادشاه. شما رو عصبانی کردم؟

125
00:10:48,314 --> 00:10:51,734
.از این بابت متاسفم
.من فقط خیلی نگران شما هستم

126
00:10:52,610 --> 00:10:56,739
کنی...من بهت اعتماد دارم. برو

127
00:10:57,156 --> 00:10:59,116
منم همینطور، پادشاه

128
00:11:04,997 --> 00:11:09,960
"اطلاعات قابل ارائه‌ی فعلی"
"فریاد"
در میان کسانی که قدرت غول‌ها را دارند، برخی فریاد خاصی دارند. در حالی که غول مونث می‌تواند از فریاد برای کنترل غول‌های خالص استفاده کند، غول خانواده‌ی سلطنتی توانایی مشابهی دارد و گمان می‌رود قدرت تغییر خاطرات انسان را هم دارد

129
00:11:11,796 --> 00:11:17,385
از الان به بعد، هر چی بخوری
از پایین به بالا هضم میشه

130
00:11:17,760 --> 00:11:22,640
بعلاوه، تمام لباس‌هایی که می‌تونی
بپوشی از زانو شروع میشه تا پایین

131
00:11:22,973 --> 00:11:28,354
البته، هفته‌ای یه بار می‌بریمت بیرون و
در ملا عام می‌گردونیمت

132
00:11:30,064 --> 00:11:31,607
...چه قشنگ

133
00:11:32,191 --> 00:11:35,695
این شاید بهترین اثر هنری اختراع شده باشه

134
00:11:36,278 --> 00:11:39,240
تمام اون دهه‌هایی که صرف تصورش
کردم به نتیجه رسیدن

135
00:11:39,699 --> 00:11:44,829
ولی ببین، فقط وقتی جلوی مردمی که
،بهشون ظلم می‌کردی، تحقیر شدی

136
00:11:44,829 --> 00:11:48,499
این شاهکار واقعا کامل میشه

137
00:11:48,499 --> 00:11:49,750
!زاکاری

138
00:11:50,000 --> 00:11:51,711
!فقط صبرکن و ببین

139
00:11:52,211 --> 00:11:55,297
!تنها خون توی بدنت خون برده‌هاست

140
00:11:55,840 --> 00:11:59,135
!اصلا شبیه خون اشرافی ما نیست

141
00:11:59,510 --> 00:12:04,140
به زودی، تمام خاطراتت رو فراموش می‌کنی
!و حتی یادت میره چطور دست شویی کنی

142
00:12:06,267 --> 00:12:08,769
!این توهینت دیگه داره تکراری میشه

143
00:12:08,769 --> 00:12:11,230
!چیز جدیدی بلد نیستی؟

144
00:12:13,190 --> 00:12:14,859
این ممکنه چیز بدی باشه، اروین

145
00:12:15,735 --> 00:12:18,904
تمام مقامات چیزای مشابهی میگن

146
00:12:18,904 --> 00:12:21,240
همونطوریه که پدرت فکر می‌کرد

147
00:12:22,450 --> 00:12:26,829
خاندان ریس حتما می‌تونه خاطرات
مردم رو اونطوری که می‌خواد تغییر بده

148
00:12:27,288 --> 00:12:33,335
،اونطوری که به نظر میاد، نسل‌های مشخصی
از جمله اونا، در برابر اثرش مصون هستن

149
00:12:34,545 --> 00:12:35,838
این اصلا چطوری...؟

150
00:12:36,547 --> 00:12:43,304
اگه ریس بتونه فریاد ارن رو به دست بیاره
تمام این شورش تبدیل به هیچی میشه

151
00:12:43,971 --> 00:12:48,350
به عنوان مدرک، اونا دارن همه‌ی
رازهاشون رو بدون شرم میگن

152
00:12:48,726 --> 00:12:51,145
انگار می‌دونن بلایی که
در راهه، حتما سرمون میاد

153
00:12:51,604 --> 00:12:52,480
...که اینطور

154
00:12:52,980 --> 00:12:57,276
در واقع، ممکنه این رو هم کاملا فراموش کنیم

155
00:12:58,110 --> 00:13:03,991
ولی به نظر من شکنجه شدن اونا به دست زاکاری

156
00:13:03,991 --> 00:13:06,202
از هیچی بهتره

157
00:13:07,119 --> 00:13:08,704
من اون مرد رو درک نمی‌کنم

158
00:13:09,163 --> 00:13:12,750
واقعا تعجب می‌کنم اون تمام
عمرش رو گذاشته تا بتونه اینکارو بکنه

159
00:13:13,209 --> 00:13:15,628
فرمانده، شما درباره‌ی اون می‌دونستید؟

160
00:13:16,045 --> 00:13:18,798
از دهنم در رفت

161
00:13:19,715 --> 00:13:20,841
...دقیقا

162
00:13:22,051 --> 00:13:25,137
فکر می‌کردم دالیس زاکاری
همچین چیزی بخواد

163
00:13:26,138 --> 00:13:28,933
برخلاف تو، من خیلی به شرط بندی علاقه ندارم

164
00:13:29,517 --> 00:13:31,268
...و بازم، برخلاف تو

165
00:13:32,019 --> 00:13:35,481
من برای تعداد افرادی که توی
زندگیم باقی موندن ارزش قائلم

166
00:13:37,149 --> 00:13:42,363
دلیل اینکه ازت حمایت کردم این بود که
فکر می‌کردم این تصمیم درست برای بشریت ـه

167
00:13:42,905 --> 00:13:46,033
،اگه تصمیم مطلوب دولت بود

168
00:13:46,325 --> 00:13:49,370
من آماده بودم که دربرابر زاکاری بجنگم

169
00:13:50,746 --> 00:13:56,168
عجیبه، ما همرزم‌هایی هستیم که یه کودتا رو
...دنبال می‌کنیم، و ببین چی دارم میگم

170
00:13:56,669 --> 00:14:02,091
یه بار یه آهنگ شنیدم که بشریت بالاخره دست
از مبارزه برمی‌داره، ولی کی اینطوری میشه؟

171
00:14:04,093 --> 00:14:04,760
!فرمانده

172
00:14:05,511 --> 00:14:07,555
!تمام نیروها حاضر و آماده‌ان

173
00:14:08,347 --> 00:14:09,390
!ما آماده‌ی حرکت هستیم

174
00:14:12,226 --> 00:14:17,106
انسان‌ها به مبارزه با هم ادامه میدن
تا جایی که فقط یه انسان یا کمتر باقی بمونه

175
00:14:19,650 --> 00:14:23,028
امیدوار بودم جواب بهتری
از یه اغراقِ غمناک بشنوم

176
00:14:23,571 --> 00:14:25,281
!تمام نیروها، به صف بشید

177
00:14:25,614 --> 00:14:30,035
ماموریت ما برای باز پس گیریِ
!ارن و هیستوریا الان شروع میشه

178
00:14:30,411 --> 00:14:34,248
ما به مکان‌شون که فکر می‌کنیم
!کلیسای منطقه‌ی ریس ـه، میریم

179
00:14:37,167 --> 00:14:38,168
فهمیدید؟

180
00:14:38,794 --> 00:14:40,170
اون کنیِ قاتل ـه

181
00:14:40,671 --> 00:14:43,048
اگه اونجا باشه، بزرگترین مانع ماست

182
00:14:43,591 --> 00:14:46,635
،در صورتی که یه تهدید باشه
به عنوان دشمن با من برابری می‌کنه

183
00:14:47,177 --> 00:14:50,431
،نه...با اون سلاح‌هایی که داره
از من مرگبارترـه

184
00:14:50,681 --> 00:14:53,475
...پس شکست ناپذیره، حداقل برای ما

185
00:14:53,475 --> 00:14:55,936
...اگه می‌تونستیم به نیروها ملحق بشیم

186
00:14:55,936 --> 00:14:56,979
اصلا و ابدا

187
00:14:57,271 --> 00:14:58,731
!می‌دونم، اصلا و ابدا

188
00:14:58,731 --> 00:15:01,483
،اگه تا صبح صبر کنیم
!ارن ممکنه خورده بشه

189
00:15:02,067 --> 00:15:07,489
،حتی اگه چیزی که کاپیتان گفته درست باشه
اینطور نیست که اون نقطه ضعفی نداشته باشه

190
00:15:07,740 --> 00:15:08,991
جدی میگی، آرمین؟

191
00:15:08,991 --> 00:15:13,203
آره، مطمئنم خیلی آموزش دیده، ولی
داشتن تجربه‌ی مبارزه یه چیز دیگه‌ست

192
00:15:13,370 --> 00:15:18,000
برام سواله که چطور با
،کنیِ قاتل زندگی می‌کردی

193
00:15:18,000 --> 00:15:19,793
ولی تقریبا چیزی دربارش نمی‌دونی، لیوای؟

194
00:15:19,793 --> 00:15:23,213
ببخشید، ولی منم همین چند وقت پیش
اسم کاملش رو فهمیدم

195
00:15:24,131 --> 00:15:26,300
مثل اینکه اسمش، کنی آکرمن ـه

196
00:15:27,009 --> 00:15:28,969
از فامیل‌های توئه؟

197
00:15:32,181 --> 00:15:36,727
وقتی والدینم زنده بودن ازشون شنیدم که
،خانواده‌ی پدریم یعنی آکرمن‌ها

198
00:15:37,311 --> 00:15:39,939
توی شهرها مورد آزار قرار می‌گرفتن

199
00:15:41,398 --> 00:15:43,901
،خانواده‌ی مادرم مشرقی بود

200
00:15:43,901 --> 00:15:47,029
پس یه نژاد دیگه بودن که یعنی اونا هیچ جا
نمی‌تونستن همرنگ مردم بشن

201
00:15:47,363 --> 00:15:51,659
هر دو از کسایی بودن که مجبور به فرار به
،کوه‌ها و نزدیک دیوار شده بودن

202
00:15:51,659 --> 00:15:53,118
اینطوری با هم آشنا شدن و ازدواج کردن

203
00:15:54,161 --> 00:15:57,289
ولی من هرگز نفهمیدم چرا آکرمن‌ها
مورد آزار قرار می‌گرفتن

204
00:15:58,165 --> 00:16:02,753
به نظر نمیومد پدرم مثل
مادرم از یه نژاد دیگه باشه

205
00:16:04,755 --> 00:16:07,341
تا حالا لحظه‌ای پیش اومده که

206
00:16:07,341 --> 00:16:10,469
حس کنی یه قدرتی یهویی درونت بیدار شده؟

207
00:16:18,018 --> 00:16:18,811
آره

208
00:16:25,859 --> 00:16:29,238
این برای کنی آکرمن هم پیش اومده

209
00:16:30,155 --> 00:16:32,241
،یه بار، یهویی

210
00:16:32,241 --> 00:16:35,369
حس کرد قدرت خیلی زیادی
،درون بدنش جریان پیدا کرده

211
00:16:35,744 --> 00:16:37,955
و اون دقیقا می‌دونست باید چیکار کنه

212
00:16:39,081 --> 00:16:41,709
منم همچین لحظه‌هایی رو تجربه کردم

213
00:16:56,140 --> 00:16:58,058
راستش رو بگو، پدربزرگ

214
00:16:59,560 --> 00:17:01,979
تو به هر حال قراره بمیری، درسته؟

215
00:17:04,773 --> 00:17:06,108
...کنی

216
00:17:06,525 --> 00:17:09,695
بازم بیرون داشتی اعضای
ژاندارمری رو می‌کشتی؟

217
00:17:10,195 --> 00:17:11,113
...آره

218
00:17:11,947 --> 00:17:14,408
اگه منظورت اونایی هستن اینور و
،اونور سرک می‌کشن

219
00:17:14,408 --> 00:17:16,869
الان دیگه زیرِ زمین دارن
به رشد درخت‌ها کمک می‌کنن

220
00:17:19,580 --> 00:17:21,498
،حالا که حرفش شد

221
00:17:21,498 --> 00:17:24,668
خانواده‌ی جدا شده به جنوب و
اطراف شیگانشینا رفتن

222
00:17:25,627 --> 00:17:29,339
ولی معلوم شد اونجا هم
دست از سرشون برنداشتن

223
00:17:29,339 --> 00:17:31,925
هنوز هم حسابی بدبخت هستن

224
00:17:32,926 --> 00:17:34,344
موضوع چیه؟

225
00:17:35,054 --> 00:17:38,557
مگه آکرمن‌ها قبلا جنگجویانی نبودن که
از پادشاه دفاع می‌کردن؟

226
00:17:39,099 --> 00:17:41,894
حالا تمام خانواده در آستانه‌ی انقراض ـه

227
00:17:42,686 --> 00:17:45,647
چیکار کردی که انقدر شاه عصبانی شده؟

228
00:17:48,150 --> 00:17:51,403
.زودباش، حرف بزن
نمی‌خوای به نوه‌ی عزیزت بگی؟

229
00:17:57,326 --> 00:17:59,953
کدوم نوه‌ی عزیز؟

230
00:18:00,287 --> 00:18:04,917
کنیِ قاتل، وحشت پایتخت؟

231
00:18:05,793 --> 00:18:09,338
خانواده‌ی آکرمن مورد نفرت شاه نیست

232
00:18:09,797 --> 00:18:12,007
فقط...اونا از ما می‌ترسن

233
00:18:12,549 --> 00:18:16,929
به خاطر اینه که شاه نمی‌تونه
خانواده‌ی آکرمن رو کنترل کنه

234
00:18:18,013 --> 00:18:19,306
کنترل کنه؟

235
00:18:20,015 --> 00:18:23,185
من شخصا همه چیز رو نمی‌دونم

236
00:18:23,185 --> 00:18:33,070
ولی درسته که خانواده‌ی ما زمانی
مبارز پادشاه و از حامیان حیاتی اون بوده

237
00:18:33,445 --> 00:18:39,076
گرچه، پادشاه قدرت غول‌ها رو از نسلی
به نسلی دیگه منتقل می‌کنه

238
00:18:39,743 --> 00:18:42,996
ها؟ قدرت غول‌ها چیه؟

239
00:18:43,163 --> 00:18:45,791
اونا قدرت بزرگی در اختیار دارن که

240
00:18:45,791 --> 00:18:51,505
می‌تونن خاطرات مردم رو تغییر بدن و
کاری کنن گذشته رو کاملا فراموش کنن

241
00:18:52,005 --> 00:18:54,550
.به جز یه سری خاندان‌های اشرافی

242
00:18:55,217 --> 00:18:59,513
بین اونا، دو گروه بودن که به
پادشاه پشت کردن

243
00:19:00,347 --> 00:19:04,643
خاندان مشرقی‌ها و خانواده‌ی آکرمن

244
00:19:05,727 --> 00:19:07,437
پس آزارها به خاطر اینه

245
00:19:08,313 --> 00:19:10,190
داستان وحشتناکی ـه

246
00:19:14,570 --> 00:19:17,906
این داستان دلگرم کننده‌ای نیست که
،بخوای توی بستر مرگت بشنوی

247
00:19:17,906 --> 00:19:20,117
ولی من خواهر کوچیکم رو پیدا کردم

248
00:19:21,160 --> 00:19:24,079
کوچل توی یه خونه زیرِ زمین
مشغول به کار بوده

249
00:19:27,332 --> 00:19:29,543
می‌خواد بچه رو به دنیا بیاره و
به حرف من گوش نمیده

250
00:19:31,170 --> 00:19:31,670
...لعنتی

251
00:19:32,838 --> 00:19:35,883
...به دنیا اومدن توی این دنیای مزخرف

252
00:19:35,883 --> 00:19:38,844
هیچ رویایی ارزشش رو نداره که
توی این دنیا عذاب بکشی

253
00:19:43,473 --> 00:19:44,349
پیداش کردم

254
00:19:45,058 --> 00:19:46,310
یه در مخفی

255
00:19:46,810 --> 00:19:48,770
ارن باید اینجا پیش دشمن باشه

256
00:19:49,271 --> 00:19:51,940
امیدوارم طراحی اینجا
اونطوری که پیش‌بینی کردم باشه

257
00:19:52,357 --> 00:19:54,359
،بهتره این هدیه‌ها جواب بدن
با توجه به اینکه

258
00:19:54,359 --> 00:19:56,361
برای حاضر کردن اونا از مسیر خارج شدیم

259
00:19:59,740 --> 00:20:01,742
حداقل هفت دشمن وجود داره

260
00:20:02,201 --> 00:20:04,870
می‌تونید مطمئن باشید لیوای بین اوناست

261
00:20:05,787 --> 00:20:10,125
همونطور که می‌دونید، آخرین بار
لیوای با کمین خیلی خوبی مواجه شد

262
00:20:10,125 --> 00:20:12,753
و با این حال 12 تا از همرزم‌های ما رو کُشت

263
00:20:13,921 --> 00:20:17,174
،خبری از بقیه‌ی پلیس داخلی نیست

264
00:20:17,174 --> 00:20:19,343
لازم نیست بگم دولت هم
کنترل رو از دست داده

265
00:20:20,260 --> 00:20:21,511
وضعیت خیلی بدی ـه

266
00:20:22,679 --> 00:20:24,223
،در دنیایی به کوچیکی دنیای ما

267
00:20:24,598 --> 00:20:29,228
مرگ بهتر از زندگی‌ای ـه که به محض اینکه
تسلیم بشیم در انتظار ماست

268
00:20:31,480 --> 00:20:36,318
ولی بازم، یه زندگی در بین
این دیوارها فرقی داره؟

269
00:20:37,945 --> 00:20:41,323
ما دشمنی داریم که نمی‌تونیم شکست بدیم و
،تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که صبر کنیم

270
00:20:41,323 --> 00:20:43,700
تا اونا دیوارها رو خراب کنن و
ما رو نابود کنن

271
00:20:44,284 --> 00:20:46,370
،ما تصمیم گرفتیم به ژاندارمری ملحق بشیم

272
00:20:46,370 --> 00:20:50,040
،آرزو داشتیم پلیس داخلی بشیم
و به کنی ملحق شدیم

273
00:20:50,040 --> 00:20:54,294
فقط تا توی این زندگی بی‌معنی توی این
دنیای بی‌معنی دنبال معنی باشیم

274
00:20:55,379 --> 00:20:57,339
...بیاید تا آخر باور داشته باشیم

275
00:20:58,215 --> 00:21:02,469
که کنی و رویای اون، دنیا رو
از این رو به اون رو می‌کنن

276
00:21:06,390 --> 00:21:08,350
!خیلی خب، ما حاضریم

277
00:21:08,767 --> 00:21:09,559
جدی؟

278
00:21:10,644 --> 00:21:14,898
همه هم حاضرن دستاشون رو
به خون آلوده کنن؟

279
00:21:22,906 --> 00:21:24,032
منم همین فکر رو می‌کردم

280
00:23:13,725 --> 00:23:16,144
...برای حفاظت از آرزوی اون

281
00:23:16,144 --> 00:23:17,813
...برای نجات اون

282
00:23:18,480 --> 00:23:20,732
...برای ادامه دادن خاطرات اون

283
00:23:21,650 --> 00:23:25,195
احساسات اونا مستقیم به جنگ ختم میشن

284
00:23:25,987 --> 00:23:27,781
"آرزو"
"قسمت بعدی: "آرزو
