﻿1
00:00:01,001 --> 00:00:05,255
چهار سال رو با جنگیدن سرِ
حاکمیت یه شبه‌جزیره تلف کردیم

2
00:00:05,255 --> 00:00:11,553
و دوتا غول جنگی اصلی‌مون تقریباً
به دست ناوگان دشمن تیکه تیکه شدن

3
00:00:11,553 --> 00:00:17,475
نبوغ انسانی بالاخره فائق می‌آید و»
«غول زرهیِ مارلی را در هم می‌شکند

4
00:00:18,393 --> 00:00:22,939
مطبوعات کشورهای دیگه، نیروهای
شرق میانه رو تحسین می‌کنن

5
00:00:22,939 --> 00:00:26,985
به نظرتون این یه پیروزی برای مارلیـه؟

6
00:00:26,985 --> 00:00:30,030
مگت، می‌خوای نظرت رو بگی؟

7
00:00:30,030 --> 00:00:33,616
ژنرال، متأسفانه زمانش فرا رسیده

8
00:00:33,616 --> 00:00:37,996
بشریت قدرت غول‌ها رو تحت‌الشعاع قرار داده

9
00:00:37,996 --> 00:00:43,334
در حالی که ما شدیداً روی قدرت غول‌ها و
،توسعه‌ی مستعمرات‌مون تکیه کرده بودیم

10
00:00:43,334 --> 00:00:47,922
کشورهای دیگه داشتن سلاح‌هایی برای
مقابله با ما می‌ساختن

11
00:00:47,922 --> 00:00:52,552
در نتیجه، استراتژیِ ما
به ضرر خودمون تموم شده

12
00:00:52,552 --> 00:00:58,767
،در حال حاضر، توی نبردهای زمینی
غول‌های ما بی‌رقیبن

13
00:00:58,767 --> 00:01:05,523
،ولی اگه هواپیماها همینطوری پیشرفت کنن
موشک‌ها مثل بارون می‌ریزن روی سرمون

14
00:01:05,523 --> 00:01:12,655
،در حالی که غول‌ها، شیاطین زمین
جز تماشا کردن کاری نمی‌تونن بکنن

15
00:01:16,576 --> 00:01:20,580
ما غول بالداری نداریم؟

16
00:01:20,580 --> 00:01:23,833
...ژنرال، می‌خوام بگم که عصر غول‌ها

17
00:01:23,833 --> 00:01:25,376
می‌دونم

18
00:01:25,376 --> 00:01:29,464
،در آینده‌ی نزدیک
نوآوری‌مون توی جنگ رو از دست میدیم

19
00:01:29,464 --> 00:01:32,383
نه، شاید الانش هم دادیم

20
00:01:32,383 --> 00:01:39,349
ولی ببینید ما که زمانی قهرمانانی بودیم که شیاطینِ
الدیایی رو شکست می‌دادیم، الان به چه روزی افتادیم

21
00:01:39,349 --> 00:01:41,893
اجازه هست، ژنرال؟

22
00:01:41,893 --> 00:01:44,854
می‌خوام نظرم رو بگم

23
00:01:44,854 --> 00:01:49,234
زیکِ شگفت‌انگیز. حرفتو بزن

24
00:01:49,234 --> 00:01:55,240
ما باید عملیات جزیره‌ی پارادایس رو
ادامه بدیم و غول بنیان‌گذار رو پس بگیریم

25
00:01:56,574 --> 00:02:03,206
،همونطور که فرمانده مگت می‌گفتن
مارلی باید سلاح‌های بهتری بسازه

26
00:02:03,206 --> 00:02:08,169
گر چه مردم بقیه‌ی دنیا
همینطوری منتظر نمی‌مونن

27
00:02:08,169 --> 00:02:12,132
ارتش ما وقت می‌خواد تا کاملاً
ساختارش رو تغییر بده

28
00:02:12,132 --> 00:02:16,136
ولی به این منظور، تیتر روزنامه‌های دنیا
:باید این باشه

29
00:02:16,136 --> 00:02:21,516
مارلی پارادایس را اشغال می‌کند و»
«قدرت تمام غول‌ها را به دست می‌گیرد

30
00:02:23,726 --> 00:02:27,355
یه سال از دوره‌ات مونده، درسته؟

31
00:02:27,355 --> 00:02:33,945
بله، و نگرانم که کُلت نتونه قدرت کاملِ
غول هیولا رو به ارث ببره

32
00:02:35,780 --> 00:02:37,282
که اینطور

33
00:02:37,282 --> 00:02:43,163
توی سال آخرت، می‌خوای شکستِ
چهار سال قبلت رو جبران کنی؟

34
00:02:43,163 --> 00:02:45,331
درستـه

35
00:02:45,331 --> 00:02:50,420
سوء استفاده‌های ناجور
،گریشا ییگر باید به آخر برسه

36
00:02:50,420 --> 00:02:53,798
به دست خودم، یعنی پسر سابقش

37
00:02:54,007 --> 00:02:59,971
حمله به تایتان
فصل پایانی

38
00:04:20,176 --> 00:04:25,139
قطار نیمه‌شب

39
00:04:31,187 --> 00:04:34,941
متأسفم برای نشوندن حرفم به کُرسی
تو رو کوبیدم، کُلت

40
00:04:34,941 --> 00:04:37,944
نباش. معرکه بودی

41
00:04:37,944 --> 00:04:41,864
فکرشو بکن، یه الدیایی که
!ژنرال حرفاشو گوش میده

42
00:04:42,865 --> 00:04:46,619
توی تاریخ غول هیولایی مثل تو نبوده

43
00:04:46,619 --> 00:04:50,540
گاهی منو یاد غول بنیان‌گذار میندازه

44
00:04:50,540 --> 00:04:55,920
چرا تو انقدر خاصی؟
خون سلطنتی که توی رگ‌هات نیست

45
00:04:55,920 --> 00:05:00,633
خدا می‌دونه. گمونم قبل اینکه
سر در بیاریم، می‌میرم

46
00:05:00,633 --> 00:05:06,889
،اوه، ولی وقتی خاطراتم بهت می‌رسه
متوجه راز بزرگم میشی

47
00:05:06,889 --> 00:05:09,183
راز؟ چه رازی؟

48
00:05:09,183 --> 00:05:13,980
 
.امیدوارم به کسی نگی

49
00:05:13,980 --> 00:05:15,940
دیگه دیره. یه گزارش می‌خوام

50
00:05:15,940 --> 00:05:17,233
!فرمانده -
!فرمانده -

51
00:05:17,233 --> 00:05:22,697
فکر کردید الدیایی‌ها می‌تونن حریم خصوصی داشته باشن؟

52
00:05:22,697 --> 00:05:24,657
!خیر، قربان

53
00:05:28,161 --> 00:05:31,039
می‌تونی ظرف یه سال پارادایس رو فتح کنی؟

54
00:05:31,039 --> 00:05:35,460
بهتره بگیم فقط یه سال
وقت دارم تلاش کنم

55
00:05:35,460 --> 00:05:41,299
،توی سه سال گذشته
هر کشتی دیدبانی‌ای که به پارادایس فرستادیم، برنگشته

56
00:05:41,299 --> 00:05:44,427
زیک، نظرت در این باره چیه؟

57
00:05:44,427 --> 00:05:51,309
،از اونجایی که 32 کشتی غرق شدن
فکر نمی‌کنم کار یدونه غول باشه

58
00:05:51,309 --> 00:05:58,191
.حداقل دوتا، از جمله ارن ییگر
.حتماً جلوی خروج‌شون رو گرفتن

59
00:05:58,191 --> 00:06:03,488
،موافقم. اگه به جزیره حمله کنیم
کشتی‌هامون نیاز به پشتیبانی دارن

60
00:06:03,488 --> 00:06:08,993
بله. ولی فقط غول‌هاشون نیستن که
تهدید محسوب میشن

61
00:06:14,290 --> 00:06:15,583
...صبر کن

62
00:06:19,921 --> 00:06:25,468
،انگار خواب خوبی می‌دیدی
پس بیدارت نکردم

63
00:06:25,468 --> 00:06:30,640
هنوز بابت اتفاقی که اونجا افتاد
...ازت تشکر نکردم. گلیارد

64
00:06:30,640 --> 00:06:32,308
ممنونم

65
00:06:32,308 --> 00:06:34,477
از من تشکر نکن

66
00:06:34,477 --> 00:06:41,109
،اگه قدرت غول زرهی 9 سال پیش به من می‌رسید
اینطوری نمی‌شد

67
00:06:41,109 --> 00:06:46,364
برادرم هم ازت حفاظت نمی‌کرد و
یه غول نمی‌خوردش

68
00:06:46,364 --> 00:06:48,366
تو خاطرات مارسل رو دیدی؟

69
00:06:48,366 --> 00:06:54,580
نه، ولی به قدر کافی از اون دختره یمیر که
قبل از من بوده، دستگیرم شده

70
00:06:54,580 --> 00:06:58,960
عجب اسم تأثیر گذاری واسه
یه زن رقت‌انگیزه

71
00:07:00,211 --> 00:07:04,340
به لطف اون نیست که غول آرواره‌ی
برادرم رو پس گرفتیم؟

72
00:07:04,340 --> 00:07:06,968
آره، درستـه

73
00:07:06,968 --> 00:07:10,346
روی اون جزیره چه غلطی می‌کردید؟

74
00:07:10,346 --> 00:07:13,266
هر روز یه آدم جدید نجاتتون می‌داد؟

75
00:07:13,266 --> 00:07:14,100
آره

76
00:07:14,100 --> 00:07:17,145
توی خاطراتش دیدم چه کارایی می‌کردی

77
00:07:17,145 --> 00:07:22,233
جریانش چیه؟ تظاهر می‌کردی که
یه فرد قابل اعتمادی، ها؟

78
00:07:22,233 --> 00:07:24,777
!من که میگم داشتی ادای برادرم رو در میاوردی

79
00:07:24,777 --> 00:07:29,449
پوک، بیا سر به سر کسایی که
تازه توپ خورده توی صورت‌شون نذاریم

80
00:07:29,449 --> 00:07:32,243
انقدر اینطوری صدام نکن، پیک

81
00:07:32,243 --> 00:07:33,411
حالت خوبـه؟

82
00:07:33,411 --> 00:07:36,581
دو ماه از آخرین باری که انسان بودم گذشته

83
00:07:36,581 --> 00:07:40,168
یجورایی راه رفتن با دو پا یادم رفته بود

84
00:07:40,168 --> 00:07:44,046
...ضمناً، راینر
باید بری دیدن گبی و بقیه

85
00:07:44,046 --> 00:07:46,299
اونا نگرانتن

86
00:07:46,299 --> 00:07:48,050
فکر کنم برم

87
00:07:53,181 --> 00:07:55,391
خیلی خسته‌ام

88
00:07:55,391 --> 00:07:58,019
انگار خیلی وقتـه ندیدمت

89
00:07:58,019 --> 00:08:02,148
واقعاً؟ با اینکه همیشه
کنار هم در حال جنگیم؟

90
00:08:02,148 --> 00:08:05,401
خب، احتمالاً یه مدتی مجبور نباشیم

91
00:08:06,444 --> 00:08:08,321
امیدوارم

92
00:08:10,323 --> 00:08:14,368
چه بلایی سر واحد جنگجویان و ما الدیایی‌ها میاد؟

93
00:08:18,414 --> 00:08:23,336
اونا احتمالاً سربازای دشمنی هستن که
از حمله‌ی غول‌های خالص جون سالم به در بردن

94
00:08:23,336 --> 00:08:28,090
وقتی برسن خونه، در این باره حرف می‌زنن که
!جنگ‌افزار غولی چقدر غیرانسانیـه

95
00:08:28,090 --> 00:08:32,011
!همه چی برای ما الدیایی‌ها فقط بدتر میشه

96
00:08:32,011 --> 00:08:36,015
«!اهالی دنیا! بیاید مردمان یمیر رو بکُشیم»

97
00:08:38,100 --> 00:08:40,311
!لعنتی! لعنتی! لعنتی

98
00:08:40,311 --> 00:08:42,855
تمومش کن، اودو

99
00:08:42,855 --> 00:08:45,274
به شهر لگد نزن

100
00:08:45,274 --> 00:08:47,151
!راینر

101
00:08:47,151 --> 00:08:48,945
!می‌تونی راه بری؟

102
00:08:48,945 --> 00:08:52,031
آره. حال شما خوبـه؟

103
00:08:52,031 --> 00:08:53,824
گبی -
آره -

104
00:08:53,824 --> 00:08:56,035
اودو -
گمونم -

105
00:08:56,035 --> 00:08:59,205
زوفیا -
مثل همیشه -

106
00:08:59,205 --> 00:09:01,040
فالکو

107
00:09:01,040 --> 00:09:01,832
سلام

108
00:09:01,832 --> 00:09:05,795
!هی! گفتن که برمی‌گردیم لیبریو

109
00:09:05,795 --> 00:09:07,630
!بیا تا اون موقع قدم بزنیم

110
00:09:07,630 --> 00:09:08,589
!هی

111
00:09:08,589 --> 00:09:09,799
!هیچوقت چنین فرصتی گیرمون نمیاد

112
00:09:09,799 --> 00:09:13,135
بهتر نیست آقای بران استراحت کنن؟

113
00:09:15,429 --> 00:09:18,349
من خوبم. نگران نباش

114
00:09:18,349 --> 00:09:20,434
!خودت برو خونه و استراحت کن

115
00:09:20,434 --> 00:09:22,270
!منم میام

116
00:09:22,270 --> 00:09:26,023
صبر کن، گبی. فرمانده مگت گفتش که
...اونجا جای بچه‌ها

117
00:09:26,023 --> 00:09:29,235
ولی الان دیدم که اون طرفی رفت

118
00:09:30,695 --> 00:09:32,738
الکی نگران

119
00:09:37,868 --> 00:09:38,786
!صبر کنید

120
00:09:38,786 --> 00:09:39,996
ها؟

121
00:09:44,875 --> 00:09:47,420
شماها واسه اون مغازه زیادی کوچیکید

122
00:09:53,593 --> 00:09:58,514
شماها شاهد شجاعت الهه‌ی الدیایی‌مون بودید؟

123
00:09:58,514 --> 00:10:05,813
گبی به جای 800 سرباز الدیایی
!با قطار زرهی طرف شد

124
00:10:05,813 --> 00:10:09,108
!چرا اونکارو کردی، احمق؟

125
00:10:09,108 --> 00:10:14,989
هم‌رزم‌ها! اصلاً می‌دونید چرا
این احمق جونشو به خطر انداخت؟

126
00:10:14,989 --> 00:10:22,788
خب، من می‌دونم! اینکارو کرد تا جونِ
!همتون توی واحد الدیایی رو نجات بده

127
00:10:22,788 --> 00:10:26,208
!آره

128
00:10:26,208 --> 00:10:28,586
من میرم خفشون می‌کنم

129
00:10:28,586 --> 00:10:30,463
بذار خوش باشن

130
00:10:31,714 --> 00:10:33,799
فقط همین یه شب

131
00:10:35,176 --> 00:10:39,055
!...گبی! گبی! گبی -
...من! من! من -

132
00:10:39,055 --> 00:10:41,599
دوباره بلندش کردن

133
00:10:41,599 --> 00:10:47,480
به هر حال به نظر میاد که
غول زرهی به اون می‌رسه

134
00:10:47,480 --> 00:10:52,568
...آره. دختری که عاشقتـه غولتو می‌گیره و

135
00:10:52,568 --> 00:10:55,321
تا 27 سالگی زنده می‌مونه

136
00:10:56,238 --> 00:11:00,284
البته اگه قبلش توپ‌ها تیکه تیکه‌اش نکنن

137
00:11:00,284 --> 00:11:02,662
مشکلی با این قضیه نداری؟

138
00:11:04,121 --> 00:11:10,670
چی گفتی؟ داری به افتخار
به دست آوردنِ یکی از نُه غول توهین می‌کنی؟

139
00:11:10,670 --> 00:11:16,050
اگه این رو گزارش کنم، تو و تمام خانوادت
تبدیل به سلاح‌های غولی میشید

140
00:11:16,050 --> 00:11:20,346
!صبر کن! بذار یجور دیگه بگم

141
00:11:20,346 --> 00:11:25,935
من، فالکو گرایس، امیدوارم
!از خون شیطانیِ یمیر و اجدادم رها بشم

142
00:11:25,935 --> 00:11:28,187
!من زندگیم رو به مارلی می‌سپرم

143
00:11:28,187 --> 00:11:32,191
و افتخار به دست آوردن
یکی از نُه غول چی؟

144
00:11:32,191 --> 00:11:35,277
باعث سربلندیمـه که
یه مارلیاییِ افتخاری باشم و

145
00:11:35,277 --> 00:11:39,990
فرصت نشون دادن وفاداریم
!به میهن‌مون نصیبم بشه

146
00:11:39,990 --> 00:11:43,035
تو می‌خوای که وارثِ غول زرهی باشی؟

147
00:11:45,329 --> 00:11:48,416
!ممنون

148
00:11:48,416 --> 00:11:51,252
!کسی که باید وارث غول زرهی باشه... منم

149
00:11:51,252 --> 00:11:52,211
درسته

150
00:11:52,211 --> 00:11:54,088
ها؟

151
00:11:54,088 --> 00:11:59,677
تو باید گَبی رو از این آینده‌ی
تاریکی که انتظارمون رو می‌کشه نجات بدی

152
00:12:01,721 --> 00:12:06,726
بازو بند
کاربرد این بازوبندها برای تشخیصِ «شیاطین» الدیایی
از نژادهای دیگر است. الدیایی‌هایی از طبقات بالاتر
ممکن است بازوبندهایی با رنگ‌های متفاوت
داشته باشند. همچنین رنگ بازوبند
می‌تواند بسته به نظامی یا غیرنظامی بودنِ الدیایی
،متفاوت باشد. بستن بازوبند برای الدیایی‌های مارلی
.زمانی که به بیرون می‌روند، الزامی است
بازوبند الدیایی
اطلاعات قابل ارائه‌ی فعلی

153
00:12:17,987 --> 00:12:20,114
!ما برگشتیم

154
00:12:20,114 --> 00:12:22,408
!ما زنده برگشتیم

155
00:12:22,408 --> 00:12:25,619
!زادگاه محبوبمون، لیبریو

156
00:12:25,619 --> 00:12:27,037
!برگشتیم خونه

157
00:12:27,037 --> 00:12:28,456
...گَبی -
!اومدیم خونه -

158
00:12:28,456 --> 00:12:30,916
میشه لطفاً صداتو بیاری پایین؟

159
00:12:32,501 --> 00:12:37,131
باید موقع نوشیدنی خوردن
فکر اینجاشم می‌کردی

160
00:12:37,131 --> 00:12:40,217
کی بود که بهش نوشیدنی داد؟

161
00:12:40,217 --> 00:12:42,678
به نظر میومد که خودش هم دلش می‌خواست

162
00:12:42,678 --> 00:12:47,850
باورنکردنیه. چطور جرأت کردی مشروباتی که
پیک داد رو تو کل قطار استفراغ کنی؟

163
00:12:47,850 --> 00:12:50,895
باید دیشب خفشون می‌کردیم

164
00:12:51,937 --> 00:12:54,607
شنیدم که همش روی هوا بلندت می‌کردن

165
00:12:54,607 --> 00:12:56,150
!به خاطر کُلت

166
00:12:56,150 --> 00:13:02,531
.به نظرم اشکالی نداره. تو مستحق خوش گذرونی بودی
.کارت واقعاً تحسین‌برانگیز بود

167
00:13:02,531 --> 00:13:04,408
!پیک

168
00:13:06,577 --> 00:13:09,288
...معاون فرمانده بران

169
00:13:09,288 --> 00:13:15,878
...اگه تفکرات اون هم شبیه من باشه چی
و خواسته‌ی اون رهایی الدیایی‌ها از جنگ باشه؟

170
00:13:16,879 --> 00:13:20,174
می‌تونم... بهش اعتماد کنم؟

171
00:13:28,098 --> 00:13:31,393
خداحافظ. سخت نگیر و
از وقت استراحتت لذت ببر

172
00:13:31,393 --> 00:13:34,271
!من که نه! از همین فردا به تمرینات برمی‌گردم

173
00:13:34,271 --> 00:13:37,858
می‌خوای نمراتت رو بالاتر ببری؟ بیخیال

174
00:13:37,858 --> 00:13:39,401
!نخیر

175
00:13:39,401 --> 00:13:43,656
.هی، شما دوتا
.به خودتون سخت نگیرید

176
00:13:54,875 --> 00:13:56,377
!بابا

177
00:14:00,589 --> 00:14:01,841
...زیک

178
00:14:01,841 --> 00:14:04,552
!پدربزرگ! مادربزرگ

179
00:14:04,552 --> 00:14:06,512
!من اومدم خونه

180
00:14:06,512 --> 00:14:09,056
تو دستاورد های بزرگی داشتی، زیک

181
00:14:09,056 --> 00:14:11,267
نه، هنوز نه

182
00:14:11,267 --> 00:14:13,018
!کُلت! فالکو

183
00:14:13,018 --> 00:14:14,728
!کُلت

184
00:14:14,728 --> 00:14:17,189
!بابا! مامان

185
00:14:17,189 --> 00:14:19,316
!گبی -
!گبی -

186
00:14:22,069 --> 00:14:23,571
راینر

187
00:14:24,572 --> 00:14:28,325
.باید خسته باشی
.بیا خونه و استراحت کن

188
00:14:28,325 --> 00:14:32,371
مامان... گمونم بیام و استراحت کنم

189
00:14:35,040 --> 00:14:36,375
!شما برید

190
00:14:36,375 --> 00:14:41,005
!محض رضای خدا
نمی‌دونی چطوری وایسی؟

191
00:14:41,005 --> 00:14:43,340
اونا سربازای مجروح هستن، آقای کاسلو؟

192
00:14:43,340 --> 00:14:46,468
ها؟ برو بذار باد بیاد، بچه

193
00:14:46,468 --> 00:14:49,471
اونا الدیایی‌هایی هستن که
آسیب روحی روانی خوردن

194
00:14:49,471 --> 00:14:51,056
!حتی افراد خودمون؟

195
00:14:51,056 --> 00:14:54,852
بخاطر اینه که مدت طولانی‌ای
به حفاری توی خط مقدم مشغول بودند

196
00:14:54,852 --> 00:14:58,230
این بلاییـه که اون همه
بمب و گلوله سرت میارن

197
00:15:00,149 --> 00:15:01,775
!بوم

198
00:15:03,360 --> 00:15:06,030
!ببین! بازم افتادن

199
00:15:06,030 --> 00:15:09,241
حالت خوبه؟
مشکلی نیست

200
00:15:10,367 --> 00:15:12,912
بازوبندت رو به بازوی اشتباهی بستی

201
00:15:12,912 --> 00:15:19,668
.اشکالی نداره. مطمئنم بهتر میشی
.دیگه لازم نیست بجنگی

202
00:15:19,668 --> 00:15:21,086
!بوم

203
00:15:22,421 --> 00:15:26,550
،همونطور که نقشه کشیده بودم
!قطار زرهی رو ترکوندم و از ریل خارج کردم

204
00:15:26,550 --> 00:15:31,555
،واقعاً نقشه‌ام گرفت! ولی همینجور که فرار می‌کردم
!اونا با مسلسل بهم تیراندازی می‌کردن

205
00:15:31,555 --> 00:15:34,141
...و درست قبل از اینکه تیر بخورم

206
00:15:34,141 --> 00:15:37,770
!گلیارد با غول آرواره جونم رو نجات داد...

207
00:15:37,770 --> 00:15:39,521
!فوق‌العاده‌ست، گَبی

208
00:15:39,521 --> 00:15:46,236
تو و شجاعت تو کُلی از سربازامون رو
!نجات داد! تو منجی الدیا هستی

209
00:15:46,236 --> 00:15:48,781
!من خیلی بهت افتخار می‌کنم

210
00:15:49,865 --> 00:15:54,161
راینر. به نظرت گَبی یه جنگجو میشه؟

211
00:15:54,161 --> 00:15:59,500
آره. تقریباً مشخص شده که
اون وارث غول زرهی میشه

212
00:15:59,500 --> 00:16:01,460
خوشحالم اینو می‌شنوم

213
00:16:01,460 --> 00:16:06,423
فکرشو بکن. خانواده‌مون صاحب
دوتا جنگجو میشه. باعث افتخارمـه

214
00:16:06,423 --> 00:16:14,390
،اگه فقط اون شیاطین داخل جزیره از بین برن
ما الدیایی‌ها بالاخره می‌تونیم خوشحال باشیم

215
00:16:14,390 --> 00:16:19,937
ولی، راینر... حتی تو هم به سختی از اون
جزیره و شیاطین جون سالم به در بردی، درسته؟

216
00:16:19,937 --> 00:16:21,897
!بابا، نگو

217
00:16:21,897 --> 00:16:26,652
اون تو جزیره‌ی اون شیاطین فاسد
! پنج سال دووم آورد

218
00:16:26,652 --> 00:16:31,824
،حتی اگه اطلاعاتش محرمانه نبود
این چیزیـه که اون دلش نمی‌خواد دربارش حرف بزنه

219
00:16:31,824 --> 00:16:35,911
.درست میگی
.منو ببخش، برادرزاده

220
00:16:35,911 --> 00:16:39,415
نه، می‌تونم دربارش حرف بزنم

221
00:16:39,415 --> 00:16:42,501
من به ارتش اونا نفوذ کردم

222
00:16:42,501 --> 00:16:47,589
تک تکِ اونا شیاطین وحشی و بی‌رحمی بودن

223
00:16:47,589 --> 00:16:51,760
،توی مراسم معارفه
یکی از اونا شروع کرد به سیب ‌زمینی خوردن

224
00:16:51,760 --> 00:16:55,806
،مربی سرش داد می‌زد
ولی انگار چندان براش مهم نبود

225
00:16:55,806 --> 00:16:58,600
،دختره گفت سیب ‌زمینی رو دزدیده
چون به نظر خوش‌مزه میومده

226
00:16:58,600 --> 00:17:04,690
،وقتی فهمید پاشو از گلیمش درازتر کرده
گفتش که نصفشو میده به مربی

227
00:17:04,690 --> 00:17:09,611
،ولی تیکه‌ی سیب ‌زمینی‌ای که بهش تعارف کرد
حتی نزدیک به نصف هم نبود

228
00:17:09,611 --> 00:17:13,032
،اینکه ملاحظه داشته باشن
اصلاً به ذهن‌شون خطور هم نمی‌کرد

229
00:17:13,032 --> 00:17:16,326
اونا دیگه واقعاً آب از سرشون گذشته

230
00:17:16,326 --> 00:17:20,497
یه احمقی هم بود که
...یادش رفته بود که چرا رفته دستشویی

231
00:17:20,497 --> 00:17:23,751
یه ابلهِ ساده که
...فقط به خودش فکر می‌کرد

232
00:17:23,751 --> 00:17:27,129
یه احمق سنتی که فقط
...نظر دیگران براش مهم بود

233
00:17:27,129 --> 00:17:32,676
یه کودنِ یک‌دنده که رهبری می‌کرد و
...احمق‌هایی که ازش پیروی می‌کردن

234
00:17:32,676 --> 00:17:35,220
همه‌جور آدمی اونجا هست

235
00:17:35,220 --> 00:17:37,556
و ما هم اونجا بودیم

236
00:17:38,766 --> 00:17:41,894
اون دوران واقعاً برام جهنم بود

237
00:17:47,691 --> 00:17:51,487
.خیلی صحبت کردم
.بیخیالش بشید

238
00:17:51,487 --> 00:17:56,450
منظورت از «همه جور آدم» چیـه؟
اونا آدمای بدی هستن، درسته؟

239
00:17:56,450 --> 00:18:01,747
درسته، گَبی. اون شیاطین دنیای
ما رو تبدیل به جهنم کردن

240
00:18:01,747 --> 00:18:07,086
هیچ معلوم نیست که چه زمانی با غول‌های بزرگ
حمله می‌کنن و دنیا رو نابود می‌کنن

241
00:18:07,086 --> 00:18:12,091
به ما الدیایی‌های خوب بستگی داره که
مطمئن بشیم هرگز اینکارو نمی‌کنن

242
00:18:13,175 --> 00:18:19,139
اونایی که ما رو ترک کردن و
به جزیره فراری شدن، مستحق مجازات بودن

243
00:18:19,139 --> 00:18:22,059
اونا کسایی هستن که ما رو رها کردن

244
00:18:29,817 --> 00:18:33,403
چی شده، گَبی؟ سرحال نیستی

245
00:18:33,403 --> 00:18:36,115
زن عمو کارینا نگرانتـه

246
00:18:36,115 --> 00:18:41,328
اون میگه از وقتی تنهایی از جزیره
برگشتی، خیلی تغییر کردی

247
00:18:41,328 --> 00:18:47,209
.پسر دوازده ساله‌ی اون یه مرد برگشت
.واقعاً نمیشه سرزنشش کرد

248
00:18:47,209 --> 00:18:49,461
به نظر می‌رسه تو دروغ میگی

249
00:18:49,461 --> 00:18:52,131
دروغ؟ در مورد چی؟

250
00:18:52,131 --> 00:18:57,219
نمی‌دونم، ولی فکر می‌کنم زن عمو کارینا می‌دونه

251
00:18:57,219 --> 00:18:58,470
شنیدم یه سرباز بوده

252
00:18:58,470 --> 00:19:00,806
خیلی بده

253
00:19:02,349 --> 00:19:04,101
صبح بخیر

254
00:19:04,101 --> 00:19:05,936
همگی اینجا هستن؟

255
00:19:05,936 --> 00:19:10,440
هر روز که همدیگه رو
تو اتاق فرمانده‌ی جنگ ملاقات نمی‌کنیم

256
00:19:10,440 --> 00:19:12,151
افسر ارشد نیستش؟

257
00:19:12,151 --> 00:19:16,405
.تو این اتاق نه
نمیشه فقط به صرف چای همدیگه رو ببینیم؟

258
00:19:16,405 --> 00:19:18,115
...درسته

259
00:19:19,324 --> 00:19:20,617
،و حالا

260
00:19:20,617 --> 00:19:27,416
،آخرین نبردمون کاملاً ما رو روشن کرد که در آینده‌ای نزدیک
سلاح‌های معمولی از قدرت غول‌ها پیشی می‌گیرن

261
00:19:27,416 --> 00:19:32,588
،هر چی مارلی ضعیف‌تر بشه
نسل الدیایی‌ها بیشتر در معرض تهدید قرار می‌گیره

262
00:19:32,588 --> 00:19:35,132
نسل ما در خطره

263
00:19:35,132 --> 00:19:42,181
برای حل این مشکل، مارلی باید غول بنیان‌گذار و
منابع پارادایس رو به دست بیاره

264
00:19:42,181 --> 00:19:47,519
دنیا باید شدیداً از خطری که اون جزیره
تهدیـش می‌کنه، آگاه بشه

265
00:19:47,519 --> 00:19:51,148
برای گفتن داستان، ما به راوی نیاز داریم

266
00:19:51,148 --> 00:19:54,484
خاندان تایبر این نقش رو ایفا می‌کنن

267
00:19:54,484 --> 00:19:57,487
خاندانی که غول چکش جنگ رو داره؟

268
00:19:57,487 --> 00:20:02,826
گفته شده که تایبرها هیچوقت غول چکش جنگ رو
به خاک دشمن نفرستادن

269
00:20:02,826 --> 00:20:09,041
اونا تو فراری دادن شاه فریتز در طول جنگ
غولیِ بزرگ، نقش بزرگی داشتن

270
00:20:09,041 --> 00:20:11,710
دنیا به حرف اونا گوش میده

271
00:20:11,710 --> 00:20:14,671
!آفرین به تو پیک! دقیقاً

272
00:20:14,671 --> 00:20:19,176
ولی تایبرها توی کاخ‌های بزرگ‌شون
زندگی خیلی خوبی داشتن

273
00:20:19,176 --> 00:20:23,639
چرا الان باید خودشونو نشون بدن و
وانمود کنن قهرمانن؟

274
00:20:23,639 --> 00:20:28,602
،می‌دونم چی تو ذهنتـه
ولی تایبرها هم نگران مارلی هستن

275
00:20:28,602 --> 00:20:30,187
...ولی ما

276
00:20:30,187 --> 00:20:33,857
،اگه به نجات وطن‌مون مارلی ختم بشه
ازشون ممنون میشم

277
00:20:33,857 --> 00:20:36,985
واحد جنگجویان ما می‌تونه با تایبرها همکاری کنه و

278
00:20:37,527 --> 00:20:40,530
تبدیل بشه به بنیانی برای بازیابی مارلی

279
00:20:40,781 --> 00:20:45,369
،درسته. اینجا تو لیبریو
قراره جشنواره‌ای برگزار بشه

280
00:20:45,369 --> 00:20:46,370
جشنواره؟

281
00:20:46,370 --> 00:20:52,918
گروهی از مهم‌ترین افراد از سرتاسر دنیا
:به اینجا دعوت میشن تا اعلامیه‌ی تایبرها رو بشنون

282
00:20:52,918 --> 00:20:56,838
در کمتر از یک سال، ما کنترلِ»
«پارادایس رو به دست می‌گیریم

283
00:20:56,838 --> 00:21:02,678
سرنوشت مارلی و تمام الدیایی‌ها به این
نقشه بستگی داره. نمی‌تونیم شکست بخوریم

284
00:21:02,678 --> 00:21:08,600
،به خاطر آینده‌ی وطن‌مون مارلی
باید یک‌دل و یک‌رنگ بشیم

285
00:21:08,600 --> 00:21:14,398
،به نظر می‌رسه گلیارد کمی شاکیـه
ولی همیشه کارشو درست انجام میده

286
00:21:14,398 --> 00:21:17,526
،اگه تمام صحبت‌هاشون این باشه
من مشکلی ندارم

287
00:21:17,526 --> 00:21:20,320
به غیر از اون جمله‌ای که زیک گفت

288
00:21:20,320 --> 00:21:21,947
هوم؟

289
00:21:21,947 --> 00:21:25,701
تو این اتاق نه»، ها؟»

290
00:21:35,794 --> 00:21:38,130
...من قراره

291
00:21:39,131 --> 00:21:40,716
به اون جزیره برگردم؟...

292
00:21:40,716 --> 00:21:40,841
....این داستان ادامه دارد
به اون جزیره برگردم؟...

293
00:21:40,841 --> 00:21:43,719
....این داستان ادامه دارد

294
00:21:44,886 --> 00:21:58,525
نگاهی زود گذر به یه دنیای خالی انداختم

295
00:21:58,817 --> 00:22:09,202
:اگه می‌تونی، از اینجا برو و اینو بهش بگو

296
00:22:12,456 --> 00:22:19,087
،بر فراز ابرها، پرنده‌های آتش دیده‌ی زیادی

297
00:22:19,421 --> 00:22:25,969
با لبخندی خاکسترها رو از روی بال‌هاشون پاک می‌کنن

298
00:22:26,053 --> 00:22:32,309
میشه لطفاً یه نفر

299
00:22:32,601 --> 00:22:38,482
به دنیا خبر بده که من اینجا بودم؟

300
00:22:39,107 --> 00:22:52,829
زندگی من بعد از پودر شدن استخون‌هام ادامه پیدا می‌کنه

301
00:22:53,121 --> 00:23:08,470
زندگی من بعد از پودر شدن استخون‌هام ادامه پیدا می‌کنه

302
00:23:13,725 --> 00:23:14,017
...آنچه در قسمت بعد خواهید دید

303
00:23:14,017 --> 00:23:17,896
مارلیاییِ افتخاری. جنگجویی خطیر

304
00:23:17,896 --> 00:23:21,983
.چیزی که می‌خواست باشه
.چیزی که نمی‌تونست باشه

305
00:23:21,983 --> 00:23:26,738
آیا راهی که انتخاب کرده، راه درستیـه؟

306
00:23:26,738 --> 00:23:27,406
درِ   امید
آیا راهی که انتخاب کرده، راه درستیـه؟

307
00:23:27,406 --> 00:23:28,698
«قسمت بعد: «درِ امید
درِ   امید

308
00:23:28,698 --> 00:23:29,282
«قسمت بعد: «درِ امید
