﻿1
00:00:03,586 --> 00:00:07,716
همش یه خواب می‌بینم

2
00:00:07,716 --> 00:00:11,136
خواب اون یارویی رو می‌بینم که
خودشو توی دشت دار زد

3
00:00:11,136 --> 00:00:16,891
،چرا درست قبل اینکه خودشو دار زد
اون داستان رو برامون تعریف کرد؟

4
00:00:16,891 --> 00:00:20,687
مشخصاً این چیزیـه که هرگز نمی‌فهمیم

5
00:00:20,687 --> 00:00:23,857
شرط می‌بندم می‌خواسته یکی اونو ببخشه

6
00:00:23,857 --> 00:00:29,195
،از اونجا که ما مارسل رو ول کردیم و فرار کردیم
چندان حق اظهار نظر نداریم

7
00:00:30,155 --> 00:00:33,867
...بنا به دلایلی، همش فکر می‌کنم که

8
00:00:33,867 --> 00:00:37,996
...اون پیرمرد، به نظرم خواسته‌اش این بود که

9
00:00:37,996 --> 00:00:41,082
یکی قضاوتش کنه

10
00:00:42,375 --> 00:00:47,172
هی. چهار سالـه که ندیدمت، راینر

11
00:00:49,382 --> 00:00:55,555
آم، ها؟ مگه شما دوستای قدیمی نیستید؟

12
00:00:55,555 --> 00:00:58,016
اینطور نیست، آقای کروگر؟

13
00:00:58,016 --> 00:01:02,520
آره. خیلی با هم حرف داریم

14
00:01:02,520 --> 00:01:05,607
اصلاً نمی‌دونم از کجا شروع کنم

15
00:01:08,193 --> 00:01:09,944
...غیرممکنـه

16
00:01:11,196 --> 00:01:12,906
!ارن

17
00:01:12,947 --> 00:01:18,912
حمله به تایتان
فصل پایانی

18
00:02:39,450 --> 00:02:44,455
اعلان جنگ

19
00:02:54,966 --> 00:02:58,469
لرد تایبر، تقریباً وقتشـه

20
00:02:58,469 --> 00:03:00,180
صحیح

21
00:03:00,180 --> 00:03:01,931
!خدای من

22
00:03:01,931 --> 00:03:07,187
به به! اومدید بهم انگیزه بدید، خانم آزومابیتو؟

23
00:03:07,187 --> 00:03:11,566
.امیدوارم مزاحم نشده باشم
.فقط اومدم ببینم‌تون

24
00:03:11,566 --> 00:03:15,778
،با توجه به ترسم از صحنه
مطمئنم ظاهر خوبی ندارم

25
00:03:15,778 --> 00:03:23,786
.نه، به نظر باشهامت میاید
.تمام طایفه‌ی من می‌دونن که چقدر شجاع هستید

26
00:03:23,786 --> 00:03:26,372
بشین، راینر

27
00:03:27,498 --> 00:03:33,713
جای خوبی داریم، مگه نه؟
میشه هر چی روی صحنه اتفاق میفته رو شنید

28
00:03:33,713 --> 00:03:36,841
ساختمون بالا سرمون کاملاً مسکونیـه

29
00:03:36,841 --> 00:03:44,515
پشت صحنه‌ست، ولی پر از آدماییـه که
منتظرن پرده‌ها بره بالا

30
00:03:46,893 --> 00:03:49,646
درست بالا سرمون

31
00:03:50,647 --> 00:03:55,068
ها؟ آقای کروگر؟ دست‌تون زخمی شده؟

32
00:03:55,068 --> 00:03:59,072
آره. فقط یه زخم کوچیکـه

33
00:03:59,072 --> 00:04:02,617
راینر، بشین

34
00:04:06,913 --> 00:04:09,791
خب، فکر کنم بهتر باشه برگردم

35
00:04:09,791 --> 00:04:12,502
نه، فالکو

36
00:04:12,502 --> 00:04:15,672
تو باید همینجا بمونی و گوش بدی

37
00:04:15,672 --> 00:04:16,839
ها؟

38
00:04:16,839 --> 00:04:21,552
فالکو...فقط هر کاری میگه بکن

39
00:04:21,552 --> 00:04:23,596
باشه

40
00:04:23,596 --> 00:04:27,100
خیلی خب، بریم؟

41
00:04:31,479 --> 00:04:36,526
اوه! خیلی وقتـه ندیدمتون، آقای لئونهارت

42
00:04:36,526 --> 00:04:41,739
خانم بران...آخرین بار وقتی پسرتون
برگشت خونه همدیگه رو دیدیم، درستـه؟

43
00:04:42,573 --> 00:04:46,703
،حالا که حرفش شد
شنیدم هوور توی خواب از دنیا رفته

44
00:04:46,703 --> 00:04:54,752
آره. همیشه می‌گفت که چقدر به فداکاریِ
پسرش برای مارلی افتخار می‌کنه

45
00:04:54,752 --> 00:04:56,462
...مطمئنم دخترتون هم

46
00:04:56,462 --> 00:04:58,506
اون نمُرده

47
00:05:00,216 --> 00:05:05,722
آنی زنده‌ست. اون قول داده که برمی‌گرده

48
00:05:07,682 --> 00:05:14,981
فکرشو بکن، جنگ قراره بین این همه جا
توی منطقه‌ی نگهداری اعلام بشه

49
00:05:14,981 --> 00:05:18,443
!واو! حتی ژنرال کالوی هم اومدن اینجا

50
00:05:18,443 --> 00:05:22,363
!تمام بنیان ارتش مارلی اینجاست

51
00:05:22,363 --> 00:05:25,533
!و تمام این خانواده‌ها و سفیرای قدرتمند

52
00:05:25,533 --> 00:05:30,163
!همینطور تمام روزنامه‌های مهم دنیا

53
00:05:30,163 --> 00:05:33,333
!انگار تمام توجه دنیا به ماست

54
00:05:33,333 --> 00:05:36,669
تایبرها واقعاً قدرتمندن

55
00:05:36,669 --> 00:05:39,672
با این حال درست مثل ما الدیایی هستن

56
00:05:42,592 --> 00:05:44,093
شروع شد

57
00:05:44,093 --> 00:05:47,722
فالکو و آقای بران هنوز برنگشتن؟

58
00:05:47,722 --> 00:05:52,393
جنگجویان مارلی، فرمانده مگت احضارتون کردن

59
00:06:11,621 --> 00:06:17,710
ارن...چطوری؟
چرا اومدی اینجا؟

60
00:06:19,796 --> 00:06:22,256
به همون دلیلی که تو اومدی

61
00:06:24,592 --> 00:06:29,013
متوجه نمیشی؟
به همون دلیل که تو اینجایی

62
00:06:29,013 --> 00:06:32,350
چون چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

63
00:06:37,438 --> 00:06:40,483
انگار شروع شده

64
00:06:40,483 --> 00:06:42,193
بیا گوش کنیم

65
00:06:44,570 --> 00:06:47,657
بیاید نگاهی به گذشته بندازیم

66
00:06:47,657 --> 00:06:49,992
،تقریباً صد سال قبل

67
00:06:49,992 --> 00:06:54,872
امپراطوری الدیا با قدرت غول‌ها
به دنیا حکومت می‌کرد

68
00:06:55,998 --> 00:07:00,002
،از زمان قیام یمیرِ بنیان‌گذار تا به امروز

69
00:07:00,128 --> 00:07:02,922
فرهنگ‌ها و مردمان بی‌شماری
توسط غول‌ها از بین رفتن

70
00:07:02,922 --> 00:07:05,925
تاریخ آن‌ها دزدیده شد

71
00:07:05,925 --> 00:07:11,722
مسیر خونین امپراطوری الدیا
تبدیل به تاریخ بشریت شد

72
00:07:11,722 --> 00:07:20,273
،و وقتی امپراطوری الدیا دیگه دشمنی نداشت
خیلی زود به جون همدیگه افتادن

73
00:07:20,273 --> 00:07:23,443
جنگ بزرگ غولی به راه افتاد

74
00:07:23,443 --> 00:07:28,322
،خانواده‌هایی که قدرت هشت غول رو داشتن
جنگی خونین راه انداختن

75
00:07:28,322 --> 00:07:33,536
یک مارلیایی از این موقعیت به نفع
خودش استفاده کرد و پیِ پیروزی رفت

76
00:07:33,536 --> 00:07:36,539
اون قهرمان ما هلوس بود

77
00:07:36,539 --> 00:07:38,791
،به خاطر اعمال نفوذهای هوشمندانه‌اش

78
00:07:38,791 --> 00:07:43,838
بزرگان امپراطوری الدیا فریب خوردن و
یکی یکی همدیگه رو کُشتن

79
00:07:43,838 --> 00:07:46,883
،با متحد شدن با خانواده‌ی تایبر

80
00:07:46,883 --> 00:07:53,473
اونا پادشاه فریتزِ شکست ‌ناپذیر رو مجبور
به فرار و عقب ‌نشینی به جزیره کردن

81
00:07:55,099 --> 00:08:01,731
،ولی با اینکه به جزیره‌ی پارادایس فرار کرد
همچنان قدرتش رو حفظ کرد

82
00:08:01,731 --> 00:08:09,197
ده‌ها میلیون غول توی جزیره منتظرن
تا دنیا رو زیر پاهاشون له کنن

83
00:08:09,197 --> 00:08:16,746
،تنها دلیلی که تا الان این اتفاق نیفتاده
فقط از سر شانسـه

84
00:08:16,746 --> 00:08:20,082
علمای ما توجیه دیگه‌ای ندارن

85
00:08:20,082 --> 00:08:27,632
،برای از بین بردن این تهدید
،میهن ما مارلی، چهار غول رو به جزیره فرستاد

86
00:08:27,632 --> 00:08:33,262
ولی اونا شکست خوردن و
فقط غول زرهی برگشت

87
00:08:33,262 --> 00:08:40,353
،تاریک‌ترین لکه در تاریخ بشریت
امپراطوری الدیا، زنده و پابرجاست

88
00:08:40,353 --> 00:08:46,400
می‌شنوی، راینر؟
مگه واسه همین دیوار رو خراب نکردید؟

89
00:08:46,400 --> 00:08:50,112
شما می‌خواستید دنیا رو نجات بدید

90
00:08:50,112 --> 00:08:51,989
اینطور نیست؟

91
00:08:53,115 --> 00:08:55,618
توی دروازه کارت دارن، ییگر

92
00:08:55,618 --> 00:08:57,578
باشه

93
00:08:57,578 --> 00:08:59,455
شما دوتا از این طرف

94
00:09:03,125 --> 00:09:08,130
.حس می‌کنم تو رو قبلاً یه جا دیدم
اهل کجایی؟

95
00:09:08,130 --> 00:09:15,680
.غرب، طرفای لاکوا، ولی بهم گفتن بیام اینجا
.نیومدم با الدیایی‌ها گپ بزنم

96
00:09:15,680 --> 00:09:19,892
حیف شد. یجورایی از ریشت خوشم میاد

97
00:09:19,892 --> 00:09:21,060
!اوه

98
00:09:21,060 --> 00:09:22,562
!پیکـه

99
00:09:23,604 --> 00:09:24,772
چیکار می‌کنی؟ بیا بریم

100
00:09:24,772 --> 00:09:25,773
این چه کاری بود؟

101
00:09:25,773 --> 00:09:31,946
از اونجایی که اونا سوار غول بارکش میشن و
میرن به جنگ، خوبـه که رابطه‌ی نزدیکی داشته باشیم

102
00:09:31,946 --> 00:09:36,659
الان یه شکاف توی این رابطه ایجاد نکردی؟

103
00:09:36,659 --> 00:09:37,952
خبری نیست؟

104
00:09:37,952 --> 00:09:40,621
تا الان چیز عجیبی ندیدم

105
00:09:40,621 --> 00:09:45,167
.هر چی دیدی رو بهم گزارش بده
.هر چقدر هم که کوچیک باشه

106
00:09:45,167 --> 00:09:47,461
چشم، قربان

107
00:09:47,461 --> 00:09:49,505
اینجا. بیاید تو

108
00:09:55,386 --> 00:09:57,221
فرمانده مگت کجاست؟

109
00:09:57,221 --> 00:09:58,431
!پورکو

110
00:10:04,312 --> 00:10:11,110
اینجا چه خبره؟
چرا معاون فرمانده بران انقدر ترسیده؟

111
00:10:11,110 --> 00:10:14,780
مگه کروگر از دوستای قدیمیش نیست؟

112
00:10:16,198 --> 00:10:20,703
دوست قدیمی؟ یعنی از چند سال قبل؟

113
00:10:20,703 --> 00:10:24,957
،اگه بیشتر از چهار سال باشه
!توی جزیره‌ی پارادایس با هم آشنا شدن

114
00:10:24,957 --> 00:10:28,085
!نه، امکان نداره

115
00:10:28,085 --> 00:10:31,088
...چون این یعنی

116
00:10:31,088 --> 00:10:33,090
...غیرممکنـه

117
00:10:33,090 --> 00:10:34,508
!چطور ممکنـه...؟

118
00:10:34,508 --> 00:10:35,509
اطلاعات قابل ارائه‌ی فعلی
عملیات جزیره‌ی پارادیس

119
00:10:35,551 --> 00:10:39,472
برای پس گرفتن غول بنیان گذار، مأموریتی
.تحت فرماندهیِ تئو مگت انجام شد
.چهار جنگجو برای تکمیل این مأموریت فرستاده شدند
مارسل گلیارد، راینر بران، برتولت هوور و آنی لئونهارت
مأموریت آن‌ها این بود که به جزیره‌ی پارادایس
نفوذ کنند، غول بنیان‌گذار را پس بگیرند و آن را
،به مارلی باز گردانند. پنج سال پس از شروع عملیات
.دو جنگجو توسط دشمن دستگیر شده و یکی کُشته شد
با اینکه یک زندانی با قدرت غول آرواره
،به مارلی باز گردانده شد، از اعضای اصلی
.فقط راینر صحیح و سالم باز گشت

120
00:10:39,930 --> 00:10:45,102
حالا، تا اینجای داستانی که گفتم رو همه بلدن

121
00:10:45,102 --> 00:10:49,690
گر چه، حقیقت کمی فرق می‌کنه

122
00:10:49,690 --> 00:10:55,863
،با انتقال قدرت غول چکش جنگ
خاندان تایبر خاطراتش رو هم به ارث برد

123
00:10:55,863 --> 00:11:02,036
الان حقایقی که متوجه شدیم رو
برای اولین بار برملا می‌کنم

124
00:11:02,036 --> 00:11:05,122
،تقریباً صد سال پیش

125
00:11:05,122 --> 00:11:11,337
نه هلوس بود که به جنگِ غولیِ بزرگ
پایان داد و نه خاندان تایبر

126
00:11:11,337 --> 00:11:18,469
کسی که به مبارزه پایان داد و دنیا رو
نجات داد کسی نبود جز...پادشاه فریتز

127
00:11:18,469 --> 00:11:22,723
تاریخ ظالمانه‌ی امپراطوری الدیا
موجب آزردگی خاطرش بود و

128
00:11:22,723 --> 00:11:25,476
از جنگ‌های داخلی بی‌پایان خسته شده بود و

129
00:11:25,476 --> 00:11:31,482
مهم‌تر از همه، ظلم و ستم
بی‌پایان مارلی عذابش می‌داد

130
00:11:31,482 --> 00:11:34,902
،وقتی که غول بنیان‌گذار رو به ارث برد

131
00:11:34,902 --> 00:11:41,325
با خانواده‌ی تایبر دست به یکی کرد و
یه قهرمان مارلیایی جعلی ساختن

132
00:11:41,325 --> 00:11:43,953
اسمش «هلوس» بود

133
00:11:43,953 --> 00:11:50,751
پادشاه هر تعداد الدیایی‌ای که تونست رو
با خودش به جزیره برد و دروازه‌ها رو بست

134
00:11:50,751 --> 00:11:53,421
،اون مدعی شد که اگه خطری تهدیدشون بکنه

135
00:11:53,421 --> 00:11:57,758
هزاران غول برای انتقام آزاد میشن

136
00:11:57,758 --> 00:12:02,596
با این حال، اون هرگز چنین قصدی نداشت

137
00:12:02,596 --> 00:12:09,311
،شاه فریتز عهدی مبنی بر کناره‌گیری از جنگ بست
تا طرز تفکر اون به نسل‌های بعد منتقل بشه

138
00:12:09,311 --> 00:12:13,983
به همین خاطر، طرز تفکر
کارل فریتز منتقل شده و

139
00:12:13,983 --> 00:12:18,988
غول‌ها هرگز جزیره رو
برای حمله ترک نکردن

140
00:12:18,988 --> 00:12:25,619
،که یعنی، کسی که امنیتِ دنیای ما رو تأمین می‌کنه
...پادشاه «رذلِ» دیوارهاست

141
00:12:25,619 --> 00:12:29,665
کارل فریتز، و میلِ او برای صلح

142
00:12:31,375 --> 00:12:34,962
صلح تنها چیزی بود که می‌خواست

143
00:12:34,962 --> 00:12:41,260
ولی اگه مارلی قدرت می‌گرفت و اقدام به گرفتنِ
،غول بنیان‌گذار یا جونش می‌کرد

144
00:12:41,260 --> 00:12:43,429
اون مقاومت نمی‌کرد

145
00:12:43,429 --> 00:12:50,436
اون معتقد بود، گناهان الدیایی‌ها
انقدر سنگینـه که هرگز قابل جبران نیست

146
00:12:50,436 --> 00:12:54,106
،با اینحال، تا روز قصاص»

147
00:12:54,106 --> 00:13:00,112
،بگذارید طعم یک بهشت کوتاه رو بچشم
بدون هیچ درگیری‌ای در درون دیوارها

148
00:13:00,112 --> 00:13:02,990
«این تنها خواسته‌ی من از شماست

149
00:13:02,990 --> 00:13:05,701
این آخرین خواسته‌ی اون بود

150
00:13:05,701 --> 00:13:06,702
ها؟

151
00:13:06,702 --> 00:13:08,788
یعنی چی؟

152
00:13:08,788 --> 00:13:10,539
...اگه این درست باشه

153
00:13:10,539 --> 00:13:16,462
اینکه مارلی و خاندان تایبر دنیا رو نجات دادن رو
شاه فریتز از خودش در آورده؟

154
00:13:16,462 --> 00:13:23,135
،اگه پادشاه دیوارها حمله نمی‌کنه
چرا میگن جزیره‌ی پارادایس یه تهدیده؟

155
00:13:23,135 --> 00:13:26,180
،بله... در ازای امنیت ما

156
00:13:26,180 --> 00:13:33,312
خاندان تایبر با کارل فریتز دست به یکی کردن و
الدیایی‌ها رو به مارلی فروختن

157
00:13:33,312 --> 00:13:39,652
ما چیزی نیستیم جز خائن‌هایی با شرافت دروغی

158
00:13:39,652 --> 00:13:44,949
،دلیل اینکه من اینجا ایستادم و به خواست خودم
،راهم رو از این تاریخ دروغی جدا می‌کنم

159
00:13:44,949 --> 00:13:50,079
اینـه که می‌دونم دنیای ما
در معرض خطر بزرگی قرار داره

160
00:13:50,079 --> 00:13:51,622
!فرمانده

161
00:13:51,622 --> 00:13:56,335
جنگجویان و سربازایی که
برای آوردن‌شون فرستادیم، گم شدن

162
00:13:56,335 --> 00:13:58,462
!یه تیم جستجو تشکیل بدید

163
00:13:58,462 --> 00:14:00,005
!بله، قربان

164
00:14:01,632 --> 00:14:04,009
یعنی شروع شده؟

165
00:14:05,052 --> 00:14:08,097
...لعنتی، درد می‌کنه! تف بهش

166
00:14:08,097 --> 00:14:10,349
این دیگه چه کوفتیـه؟

167
00:14:10,349 --> 00:14:13,769
باید یه گودال برای مهار جنگجوها باشه

168
00:14:13,769 --> 00:14:19,650
یه تله‌ی کلاسیکـه. حتی برای تبدیل شدن
یکی‌مون هم تنگـه، چه برسه به دوتا

169
00:14:19,650 --> 00:14:25,906
.آره، له میشیم و می‌میریم
چرا آخه اون سرباز عوضی اینکارو کرد؟

170
00:14:25,906 --> 00:14:31,829
نمی‌دونم، ولی حس می‌کنم قبلاً
یه جایی دیدم‌شون

171
00:14:35,207 --> 00:14:39,712
.همونجا وایسید و نگاه کنید
.این کفاره‌ی منـه

172
00:14:43,299 --> 00:14:50,139
،با استفاده از قدرت غول بنیان‌گذار
کارل فریتز سه دیوار بنا کرد

173
00:14:50,139 --> 00:14:55,269
این دیوارها که از ده‌ها میلیون
،غولِ عظیم‌الجثه تشکیل شدن

174
00:14:55,269 --> 00:14:59,732
ابزاری برای دفاع و حمله
در راه حفاظت از صلح بودن

175
00:14:59,732 --> 00:15:04,570
ولی اخیراً، یک قیام توی جزیره‌ی
پارادایس اتفاق افتاده

176
00:15:04,570 --> 00:15:11,577
صلح شاه فریتز توسط شخصی که
غول بنیان‌گذار رو دزدیده، از بین رفته

177
00:15:11,577 --> 00:15:17,958
.بار دیگر، تهدیدی علیه دنیای ما وجود داره
!فردی شورشی در برابر صلح

178
00:15:17,958 --> 00:15:21,837
!اسم اون «ارن ییگر»ـه

179
00:15:24,548 --> 00:15:30,471
...تو منو گول زدی
...منو بگو که بهت احترام می‌ذاشتم

180
00:15:30,471 --> 00:15:33,515
!ولی تو منو گول زدی

181
00:15:33,515 --> 00:15:37,603
.ببخشید، فالکو
.به کمکت نیاز داشتم

182
00:15:37,603 --> 00:15:38,979
ها؟

183
00:15:40,272 --> 00:15:45,319
!نامه‌ها! اونایی که بهم دادی بفرستم
!اونا چی بودن؟

184
00:15:48,280 --> 00:15:53,619
،اونا به دست خانواده‌ام نرسیدن
ولی به دست هم‌رزم‌هام رسیدن

185
00:15:55,746 --> 00:15:58,457
!امکان نداره! شوخی می‌کنی

186
00:15:58,457 --> 00:16:02,086
هم‌رزم‌هات؟

187
00:16:02,086 --> 00:16:09,093
تهدید جزیره‌ی پارادایس، رژه‌ی ویرانگرِ
میلیون‌ها غول عظیم‌الجثه‌ست

188
00:16:09,093 --> 00:16:13,722
همونطور که اشاره کردم، عهد شاه فریتز
برای کناره‌گیری از جنگ، به نوادگان شاه

189
00:16:13,722 --> 00:16:17,101
اجازه‌ی استفاده از قدرت کامل
غول بنیان‌گذار رو نمیده

190
00:16:17,101 --> 00:16:22,106
اما در حال حاضر، این «ارن ییگر» که
،صاحب غول بنیان‌گذاره

191
00:16:22,106 --> 00:16:26,110
هر لحظه ممکنه رژه‌ی ویرانگر رو آغاز کنه

192
00:16:26,110 --> 00:16:32,032
،به محض اینکه رژه‌ی ویرانگر آغاز بشه
دیگه کاری از ما ساخته نیست

193
00:16:32,032 --> 00:16:36,161
تنها کاری که می‌تونیم بکنیم، لرزیدن زیر پاهای
عامل نابودی‌مون و فرارهای بیهوده‌ست

194
00:16:36,161 --> 00:16:37,079
ها؟

195
00:16:37,079 --> 00:16:45,087
.همونطور که ویلی میگه... آدم بده منم
.ممکنه دنیا رو نابود کنم

196
00:16:45,087 --> 00:16:49,550
ولی برای من، شما هم آدم بده بودید

197
00:16:49,550 --> 00:16:55,556
اون روز، وقتی که دیوار نابود شد و
،غول‌ها به زادگاه من حمله کردن

198
00:16:55,556 --> 00:16:58,350
من شاهد خورده شدن مادرم بودم

199
00:16:59,560 --> 00:17:02,354
نتونستم درک کنم

200
00:17:02,354 --> 00:17:08,861
چرا، راینر؟
چرا یه غول مادرم رو خورد؟

201
00:17:08,861 --> 00:17:14,408
چون... اون روز، ما دیوار رو شکستیم

202
00:17:14,408 --> 00:17:17,578
برای چی دیوار رو شکستید؟

203
00:17:17,578 --> 00:17:23,500
برای اینکه توی هرج و مرج، مخفیانه
وارد بشیم و ببینیم واکنش شاه چیه

204
00:17:23,500 --> 00:17:25,669
مأموریت‌تون چی بود؟

205
00:17:25,669 --> 00:17:29,506
پس گرفتن غول بنیان‌گذار و نجات دنیا

206
00:17:29,506 --> 00:17:36,889
،که اینطور... اگه قصدتون نجات دنیا بوده
چاره‌ی چندانی نداشتید

207
00:17:40,017 --> 00:17:42,519
:اون موقع، تو بهم گفتی

208
00:17:42,519 --> 00:17:47,441
من کاری می‌کنم شما به بدترین»
«شکل ممکن، رنج بکشید و بمیرید

209
00:17:47,441 --> 00:17:49,860
واسه همین اومدی؟

210
00:17:49,860 --> 00:17:53,530
اوه، خیلی سخت یادم میاد اینو گفته باشم

211
00:17:53,530 --> 00:17:54,990
ها؟

212
00:17:54,990 --> 00:17:57,076
فراموشش کردم

213
00:17:57,076 --> 00:18:02,498
درسته، من تمام کسایی که اون طرف دریا
بودن رو دشمن خودم می‌دونستم

214
00:18:02,498 --> 00:18:05,250
ولی بعداً، از دریا عبور کردم

215
00:18:05,250 --> 00:18:09,963
باهاشون زیر یه سقف خوابیدم و
...با هم هم‌سفره شدیم

216
00:18:10,923 --> 00:18:14,927
راینر، من هم مثل توئم

217
00:18:14,927 --> 00:18:19,389
،درسته، آدمای عوضی اینجا هست
ولی آدمای خوب هم هستن

218
00:18:21,100 --> 00:18:27,189
...اون طرف دریا، بین دیوارها
اونجا هم همینطوره

219
00:18:27,189 --> 00:18:32,820
ولی شماها فکر می‌کردید هر کسی
بین دیوارهاست، شیطانـه

220
00:18:32,820 --> 00:18:38,367
،شما بچه‌هایی بودید که هیچی نمی‌دونستید
ولی این حرفا توی مغزتون فرو شده بود

221
00:18:38,367 --> 00:18:43,330
.شما فقط بچه بودید
چیکار می‌تونستید بکنید؟

222
00:18:43,330 --> 00:18:49,086
درستـه، راینر؟ این از درون آزارت نمی‌داده؟

223
00:18:51,588 --> 00:18:55,551
!نه! تو اشتباه می‌کنی، ارن

224
00:18:55,551 --> 00:18:58,679
،اون روز، وقتی مارسل خورده شد

225
00:18:58,679 --> 00:19:03,767
آنی و برتولت سعی کردن برگردن و
مأموریت رو تموم کنن

226
00:19:04,685 --> 00:19:10,649
ولی من... من باهاشون حرف زدم و
!مجبورشون کردم که ادامه بدن

227
00:19:11,650 --> 00:19:17,614
!می‌خواستم یه قهرمان باشم
!احترام مردم رو می‌خواستم

228
00:19:17,614 --> 00:19:20,701
!تقصیر منـه

229
00:19:20,701 --> 00:19:24,538
!اینکه مادرت رو یه غول خورد تقصیر منـه

230
00:19:24,538 --> 00:19:27,916
لعنت به خونی که باهاش به دنیا اومدم

231
00:19:27,916 --> 00:19:32,379
بیشتر از هر کسی، دلم می‌خواست که
الدیایی‌ها از بین برن

232
00:19:32,379 --> 00:19:37,342
!دیگه بُریدم... از خودم! فقط منو بُکش

233
00:19:37,342 --> 00:19:41,430
ولی آرزوی مرگ ندارم

234
00:19:41,430 --> 00:19:46,518
چون من توی این دنیا متولد شدم

235
00:19:46,518 --> 00:19:50,355
!ما مردمی از نژادها و ملل مختلف هستیم

236
00:19:50,355 --> 00:19:57,237
با این حال، الان وقتشـه که با هم
!بر علیه دشمن وحشتناکمون متحد بشیم

237
00:19:57,237 --> 00:20:02,034
،اونایی که می‌خوان زنده بمونن
!قدرتتون رو به من بسپرید

238
00:20:02,201 --> 00:20:05,913
!ای کسایی که آرزوی یه آینده رو دارید

239
00:20:07,623 --> 00:20:13,045
اگه با هم کار کنیم، می‌تونیم هر مانعی که
!سر راهمون قرار می‌گیره رو کنار بزنیم

240
00:20:15,505 --> 00:20:20,260
،همونطور که فکر می‌کردم
من مثل توئم

241
00:20:20,260 --> 00:20:21,470
ها؟

242
00:20:21,470 --> 00:20:29,228
ازتون می‌خوام برای جنگ بر علیه
!شیاطینِ پارادایس به من بپیوندید

243
00:20:29,228 --> 00:20:32,522
به نظرم اینطوری متولد شدیم

244
00:20:32,522 --> 00:20:39,529
،همینجا و همین الان
...به نمایندگی از دولت مارلی

245
00:20:39,529 --> 00:20:42,199
من راهم رو ادامه میدم

246
00:20:42,199 --> 00:20:43,283
ها؟

247
00:20:43,283 --> 00:20:46,078
تا زمانی که دشمن‌هام رو نابود کنم

248
00:20:52,876 --> 00:20:57,923
،به دشمنان‌مون در جزیره‌ی پارادایس...
!اعلان جنگ می‌کنم

249
00:21:21,238 --> 00:21:34,876
نگاهی زود گذر به یه دنیای خالی انداختم

250
00:21:35,168 --> 00:21:45,554
:اگه می‌تونی، از اینجا برو و اینو بهش بگو

251
00:21:48,807 --> 00:21:55,439
،بر فراز ابرها، پرنده‌های آتش دیده‌ی زیادی

252
00:21:55,772 --> 00:22:02,321
با لبخندی خاکسترها رو از روی بال‌هاشون پاک می‌کنن

253
00:22:02,404 --> 00:22:08,660
میشه لطفاً یه نفر

254
00:22:08,952 --> 00:22:14,833
به دنیا خبر بده که من اینجا بودم؟

255
00:22:15,459 --> 00:22:29,181
زندگی من بعد از پودر شدن استخون‌هام ادامه پیدا می‌کنه

256
00:22:29,473 --> 00:22:44,821
زندگی من بعد از پودر شدن استخون‌هام ادامه پیدا می‌کنه

257
00:22:50,077 --> 00:22:50,285
...آنچه در قسمت بعد خواهید دید

258
00:22:50,327 --> 00:22:53,413
غول حمله ناگهان ظاهر می‌شود

259
00:22:53,413 --> 00:22:58,585
در میان غرش‌هایش، تعداد زیادی
بی‌رحمانه سلاخی می‌شوند

260
00:22:58,585 --> 00:23:02,631
،برای متوقف کردن خشم ارن
غول چکش جنگ ظاهر می‌شود

261
00:23:02,631 --> 00:23:06,176
«قسمت بعد: غول چکشِ جنگ»
