﻿1
00:00:29,779 --> 00:00:31,239
‫کاپیتان لیوای؟

2
00:00:32,240 --> 00:00:34,993
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده،
‫ولی خیلی شانس آوردیم

3
00:00:35,285 --> 00:00:37,871
‫بزرگ‌ترین دشمن‌مون غرق خون شده

4
00:00:38,288 --> 00:00:40,665
‫بذار به سرش شلیک کنم

5
00:00:40,707 --> 00:00:41,833
‫اون مُرده

6
00:00:42,333 --> 00:00:45,587
‫تو تیررَس انفجار بمب نیزه‌ای بوده

7
00:00:45,587 --> 00:00:47,255
‫داخل بدنش بدتره،

8
00:00:47,255 --> 00:00:50,091
‫چون اعضای بدنش رو تکه‌تکه کرده
‫و اونو فوراً کُشته

9
00:00:52,802 --> 00:00:54,345
‫بذار من ببینمش

10
00:00:56,723 --> 00:00:58,892
‫بلدم چطوری نبض آدما رو بگیرم

11
00:00:59,184 --> 00:01:00,810
‫اونو بهم نشون بده

12
00:01:04,147 --> 00:01:05,148
‫بخار!

13
00:01:10,445 --> 00:01:13,114
‫داره ناپدید میشه؟
‫مگه مُرده؟

14
00:01:13,156 --> 00:01:17,285
‫نه، اونا وقتی میمیرن
‫بخار جذب نمی‌کنن

15
00:02:12,549 --> 00:02:13,550
‫اون فرار کرد!

16
00:02:13,550 --> 00:02:14,384
‫لعنتی!

17
00:02:15,718 --> 00:02:17,595
‫دنبالش کنین!
‫نذارین فرار کنه!

18
00:02:19,514 --> 00:02:20,765
‫آقای زیک

19
00:02:21,599 --> 00:02:23,143
‫چه اتفاقی افتاد؟

20
00:02:24,519 --> 00:02:25,895
‫نمی‌دونم

21
00:02:29,607 --> 00:02:34,863
‫یه دختر کوچیک که نمی‌شناختمش
‫یه خمیر درست کرد و بدنم رو باهاش پوشوند

22
00:02:36,239 --> 00:02:38,158
‫نمی‌دونستم کجام

23
00:02:38,408 --> 00:02:40,410
‫فقط می‌تونستم نگاه کنم

24
00:02:41,411 --> 00:02:44,289
‫حس می‌کردم چندین سال ادامه داره

25
00:02:45,165 --> 00:02:47,584
‫ولی این حس رو هم داشتم
‫که مثل یه چشم بهم زدنه

26
00:02:48,918 --> 00:02:50,712
‫این چیزی بود...

27
00:02:51,921 --> 00:02:53,298
‫که دیدم

28
00:02:54,007 --> 00:02:56,134
‫این همون مسیر بود

29
00:02:56,759 --> 00:02:58,011
‫آقای زیک

30
00:02:58,136 --> 00:03:01,222
‫شما سپاه 30 نفره‌ی تیم بررسی رو

31
00:03:01,222 --> 00:03:03,474
‫با تبدیل کردن‌شون به تایتان، رام کردین، درسته؟

32
00:03:04,392 --> 00:03:05,977
‫الان کجان؟

33
00:03:06,311 --> 00:03:09,272
‫خب، اتفاقات زیادی افتاد
‫و الان همه‌شون مُردن

34
00:03:09,814 --> 00:03:14,027
‫دیگه هیشکی نیست
‫که بخواد جلومون رو بگیره

35
00:03:15,528 --> 00:03:18,907
‫فقط باید ادامه بدیم، باشه؟

36
00:03:19,657 --> 00:03:20,783
‫ارن

37
00:04:49,414 --> 00:04:51,416
‫[محکومیت]

38
00:04:59,966 --> 00:05:01,467
‫چی شده؟

39
00:05:02,385 --> 00:05:04,220
‫شروع شده

40
00:05:05,138 --> 00:05:08,975
‫تایتان‌ها دارن کارشونو شروع می‌کنن

41
00:05:12,520 --> 00:05:14,522
‫آقای گالیارد!

42
00:05:14,897 --> 00:05:17,233
‫می‌دونم کار آسونی نیست

43
00:05:17,275 --> 00:05:18,568
‫پیک!

44
00:05:18,609 --> 00:05:20,403
‫تو به ما خیانت نکردی؟

45
00:05:20,403 --> 00:05:23,698
‫گابی، واقعاً فکر کردی
‫همرزم‌های خودمو می‌فروشم؟

46
00:05:23,698 --> 00:05:27,493
‫ولی تو گفتی حتی اگه ما به
‫مارلی خدمت کنیم بازم هیچ آینده‌ای نداریم!

47
00:05:27,493 --> 00:05:28,995
‫ببین

48
00:05:32,290 --> 00:05:34,417
‫من به مارلی ایمان ندارم

49
00:05:35,710 --> 00:05:40,048
‫به همرزم‌هایی که سال‌ها
‫کنارمون جنگیدن ایمان دارم

50
00:05:43,509 --> 00:05:45,011
‫علامت دود دیده میشه

51
00:05:45,678 --> 00:05:48,848
‫پیک و گالیارد
‫موقعیت خودشونو نشون دادن

52
00:05:49,682 --> 00:05:51,476
‫اون غول بنیانگذاره

53
00:05:54,145 --> 00:05:56,397
‫انتقام لبریو رو ازش بگیر!

54
00:05:56,981 --> 00:05:59,650
‫همینجا کارشو تموم می‌کنیم

55
00:06:15,041 --> 00:06:17,001
‫هُل بدین!

56
00:06:24,550 --> 00:06:25,635
‫خانوم پیک!

57
00:06:25,885 --> 00:06:27,011
‫خانوم پیک!

58
00:06:27,637 --> 00:06:29,013
‫خانوم پیک!

59
00:06:31,349 --> 00:06:32,475
‫پورکا!

60
00:06:37,814 --> 00:06:40,149
‫درد داره!

61
00:07:06,759 --> 00:07:10,513
‫تو فکرم که چرا مارلی
‫یه همچین حمله غافلگیرانه‌ای رو انجام داده

62
00:07:11,305 --> 00:07:16,436
‫امکان نداره با این اطلاعات کم‌شون
‫این همه خطر کنن

63
00:07:16,602 --> 00:07:17,645
‫ارن!

64
00:07:18,146 --> 00:07:19,397
‫صدامو میشنوی؟

65
00:07:20,106 --> 00:07:22,483
‫خواهش می‌کنم از بدن غول بیا بیرون!

66
00:07:22,859 --> 00:07:27,447
‫برو تو ساختمون و با قدرت غول چکش جنگی
‫از زیر زمین فرار کن!

67
00:07:27,488 --> 00:07:30,032
‫اگه این کارو بکنیم
‫ممکنه شانس با ما باشه!

68
00:07:54,515 --> 00:07:55,558
‫بیا

69
00:07:56,684 --> 00:07:57,727
‫راینر

70
00:08:02,773 --> 00:08:04,150
‫تو بودی، درسته؟

71
00:08:04,859 --> 00:08:08,112
‫کسی که مارلی رو متقاعد کرده
‫که یه همچین کار احمقانه‌ای بکنه

72
00:08:13,075 --> 00:08:14,619
‫سربازها رو جمع کنین!

73
00:08:16,704 --> 00:08:17,705
‫عجله کنین

74
00:08:18,122 --> 00:08:19,415
‫از ارن محافظت کنین!

75
00:08:22,210 --> 00:08:23,211
‫ارن...

76
00:08:24,378 --> 00:08:25,588
‫چرا؟

77
00:08:51,656 --> 00:08:52,698
‫راینر!

78
00:08:53,282 --> 00:08:54,492
‫اون اومد!

79
00:08:59,664 --> 00:09:01,415
‫پیک، بیا اینجا!

80
00:09:13,844 --> 00:09:14,845
‫گابی!

81
00:09:18,599 --> 00:09:20,184
‫فرمانده ماگاث؟

82
00:09:21,978 --> 00:09:25,398
‫براوون احمق!
‫کی بهت گفت که اینطوری بری تو قلمروی دشمن؟

83
00:09:25,481 --> 00:09:27,817
‫واقعاً متأسفم!

84
00:09:27,817 --> 00:09:29,277
‫چطور تونستی همچین کاری بکنی!

85
00:09:29,318 --> 00:09:30,319
‫گابی!

86
00:09:32,238 --> 00:09:33,239
‫کالت...

87
00:09:33,948 --> 00:09:34,991
‫فالکو

88
00:09:35,283 --> 00:09:36,409
‫اون کجاست؟

89
00:09:40,204 --> 00:09:43,165
‫اون هنوز تُو اون ساختمونه

90
00:09:44,458 --> 00:09:48,671
‫اون مایع نخاع زیک رو خورده
‫و اونجا زندانی شده

91
00:09:49,171 --> 00:09:50,548
‫چی گفتی؟

92
00:09:51,716 --> 00:09:54,218
‫فالکو در کنار 300 سرباز دشمن...

93
00:09:54,260 --> 00:09:56,887
‫که مایع نخاعی خوردن بازداشت شده

94
00:09:57,555 --> 00:10:01,058
‫به جز اونا
‫نزدیک 500 سرباز دیگه اینجان

95
00:10:01,058 --> 00:10:02,935
‫بنظر میاد زیک اینجا نیست

96
00:10:04,020 --> 00:10:06,480
‫ما با موافقت راینر به اینجا اومدیم،

97
00:10:06,731 --> 00:10:09,817
‫اما احتمال استفاده دشمن
‫از قدرت غول بنیانگذار چقدره؟

98
00:10:10,067 --> 00:10:11,402
‫نمی‌دونم

99
00:10:11,402 --> 00:10:16,073
‫ولی واضحه که قدرت غول بنیانگذار
‫کارت برنده اوناست

100
00:10:16,991 --> 00:10:19,243
‫اینکه هنوز ازش استفاده نکردن،

101
00:10:19,994 --> 00:10:25,124
‫به این معنیه که ارن
‫تو حالتی نیست که بتونه اونو فعال کنه

102
00:10:25,666 --> 00:10:28,586
‫واسه فعال کردنش
‫باید چه شرایطی رو داشته باشی؟

103
00:10:32,590 --> 00:10:37,678
‫"حالا ما دو تا غول بنیانگذار
‫و یه غول خون سلطنتی داریم"

104
00:10:39,138 --> 00:10:41,515
‫این جمله رو
‫وقتی زیک تو هواپیما بود شنیدم

105
00:10:41,515 --> 00:10:43,851
‫وقتی داشتن از مارلی عقب نشینی می‌کردن

106
00:10:44,268 --> 00:10:45,561
‫منظورت چیه؟

107
00:10:45,561 --> 00:10:48,981
‫داری میگی زیک
‫یه غول از خاندان سلطنتیه؟

108
00:10:49,649 --> 00:10:53,778
‫از اونجایی که پدر و مادرش
‫رهبر حزب مقاومت بودن... امکانش هست

109
00:10:54,111 --> 00:10:57,073
‫اگه توانایی‌های خاص اون
‫فقط یه دلیل داشته باشه،

110
00:10:57,490 --> 00:10:59,492
‫این همون دلیله

111
00:11:00,493 --> 00:11:05,039
‫حتماً بخاطر نبود زیک نتونستن
‫از قدرت غول بنیانگذار استفاده کنن

112
00:11:05,623 --> 00:11:08,376
‫در این صورت ما نباید اجازه بدیم
‫زیک و ارن همدیگه رو ملاقات کنن

113
00:11:10,795 --> 00:11:12,463
‫فرمانده ماگاث، راینر...

114
00:11:12,505 --> 00:11:13,631
‫الان ژنرالم

115
00:11:13,964 --> 00:11:16,050
‫سپر مارلی اونقدرا ضعیف نیست

116
00:11:16,592 --> 00:11:19,261
‫نه، اون تنها سپر دفاعی مارلی نیست

117
00:11:19,720 --> 00:11:23,307
‫در حال حاضر،
‫سرنوشت تمام دنیا تو دستای ماست

118
00:11:24,016 --> 00:11:28,396
‫ما نمی‌خوایم غول بنیانگذار رو بکشیم
‫و مشکل اصلی رو عقب بندازیم

119
00:11:28,938 --> 00:11:33,526
‫امروز، ما غول بنیانگذار رو می‌خوریم
‫و به این جنگ 2000 ساله پایان میدیم

120
00:12:17,778 --> 00:12:19,321
‫کاری می‌کنم تقاصش رو پس بدی

121
00:12:21,323 --> 00:12:24,076
‫واسه ویران کردن شهرمون!

122
00:12:27,913 --> 00:12:28,914
‫ارن

123
00:12:29,165 --> 00:12:31,625
‫تو به تنهایی
‫هیچ تهدیدی حساب نمیشی

124
00:12:32,418 --> 00:12:34,003
‫همین حالا تسلیم شو

125
00:12:34,962 --> 00:12:36,672
‫این پایان توئه

126
00:12:53,522 --> 00:12:55,232
‫بهشون حمله کنین!

127
00:12:55,274 --> 00:12:59,111
‫خیلی به بمب نیزه‌ای علاقه دارن!
‫نثارشون کنین!

128
00:13:11,040 --> 00:13:12,917
‫چه اتفاقی افتاد؟

129
00:13:29,141 --> 00:13:30,810
‫زودباشین!
‫تیر بعدی رو پُر کنین!

130
00:13:30,935 --> 00:13:32,061
‫بله، قربان!

131
00:13:32,770 --> 00:13:36,774
‫مغز غول داغون و مهارت حرکتیش کم شده

132
00:13:36,816 --> 00:13:38,901
‫کارتون عالی بود، فرمانده ماگاث

133
00:13:39,193 --> 00:13:40,361
‫من ژنرالم!

134
00:13:40,736 --> 00:13:44,824
‫بهترین تک‌تیراندازی که داریم فرماندمونه

135
00:13:45,157 --> 00:13:48,285
‫ارتش مارلی
‫به پایین‌ترین میزان خودش رسیده

136
00:13:51,872 --> 00:13:54,250
‫لعنتی، غول آرواره و مسلسل دوباره اومدن!

137
00:14:00,172 --> 00:14:01,507
‫دشمن!

138
00:14:01,507 --> 00:14:02,842
‫روی سقف‌ان!

139
00:14:04,301 --> 00:14:05,636
‫تعدادشون خیلی زیاده!

140
00:14:06,554 --> 00:14:08,848
‫دشمن کُنده!
‫دورشون بزنین!

141
00:14:14,353 --> 00:14:15,604
‫شوخیت گرفته...

142
00:14:16,188 --> 00:14:19,066
‫ما باید تمام رهبران مارلی رو میکُشتیم

143
00:14:19,525 --> 00:14:22,444
‫چطور تونستن تو کمتر از یه ماه
‫خودشون رو بازسازی کنن؟

144
00:14:22,653 --> 00:14:25,698
‫اینطوری غول بنیانگذار خورده میشه!

145
00:14:27,199 --> 00:14:28,284
‫ارن...

146
00:14:29,368 --> 00:14:31,912
‫تو با بقیه آدما فرق داری

147
00:14:33,873 --> 00:14:35,624
‫تو خاصی

148
00:14:42,590 --> 00:14:44,592
‫مجبورش می‌کنیم کُل انرژیش رو مصرف کنه

149
00:14:44,633 --> 00:14:46,677
‫قدرت غول چکش جنگی قویه،

150
00:14:46,677 --> 00:14:49,054
‫ولی تموم شدن انرژیش زیاد طول نمیکشه

151
00:14:51,515 --> 00:14:52,808
‫یادتون نره

152
00:14:52,808 --> 00:14:56,645
‫این کمین
‫تنها به لطف فداکاری ویلی تایبور امکان پذیر شده

153
00:14:57,271 --> 00:14:59,648
‫درست همونطور که جون خودش رو
‫تو خطر انداخت تا به ما بگه،

154
00:14:59,857 --> 00:15:03,736
‫ما به یه قهرمان واقعی مثل هلوث نیاز داریم!

155
00:15:04,361 --> 00:15:06,906
‫یه قهرمان که دنیا رو نجات میده

156
00:15:08,866 --> 00:15:11,118
‫ارن، بسه دیگه

157
00:15:26,884 --> 00:15:28,510
‫تو شکست خوردی

158
00:15:31,972 --> 00:15:35,100
‫به اندازه کافی همه زجر کشیدن

159
00:15:37,186 --> 00:15:39,939
‫به اندازه کافی به همه زجر دادی!

160
00:15:48,155 --> 00:15:49,239
‫اونیانکوپون

161
00:15:49,823 --> 00:15:51,825
‫هی، اون بیرون چه خبره؟

162
00:15:52,409 --> 00:15:55,371
‫ارتش مارلی با هواپیماهاشون
‫از آسمون بهمون حمله کردن

163
00:15:55,746 --> 00:15:57,206
‫نزدیک 500 تا سرباز، مسلسل،

164
00:15:57,206 --> 00:16:00,000
‫و غول آرواره، همه با هم

165
00:16:00,417 --> 00:16:03,087
‫و ارن داره تنهایی باهاشون مبارزه می‌کنه

166
00:16:03,545 --> 00:16:07,007
‫اون داره مقاومت می‌کنه
‫ولی بزودی از پا در میاد!

167
00:16:08,050 --> 00:16:10,010
‫مارلی غول بنیانگذار رو ازمون میگیره

168
00:16:10,260 --> 00:16:11,512
‫خواهش می‌کنم بهش کمک کنین!

169
00:16:11,553 --> 00:16:14,139
‫همه‌مون باید به ارن کمک کنیم!

170
00:16:15,224 --> 00:16:16,642
لعنت به این مزخرفات

171
00:16:17,476 --> 00:16:19,311
‫گفتی همه‌مون؟

172
00:16:19,561 --> 00:16:21,522
‫این جنگ توئه!

173
00:16:21,605 --> 00:16:23,440
‫فکر کردی ما ازت اطاعت می‌کنیم؟

174
00:16:23,440 --> 00:16:25,150
‫تو به ما خیانت کردی!

175
00:16:25,985 --> 00:16:27,361
‫متأسفم

176
00:16:27,486 --> 00:16:31,240
‫ولی اگه با یلنا مخالفت می‌کردم
‫سرم رو به باد میدادم!

177
00:16:31,240 --> 00:16:34,868
‫تو بودی که با ما خوب رفتار می‌کردی

178
00:16:34,868 --> 00:16:38,539
‫اونم در حالی که نقشه داشتی
‫با خوردن اون نوشیدنی جزیره بهشت رو بگیری!

179
00:16:38,956 --> 00:16:42,459
‫کافیه!
‫به اندازه کافی بهم خیانت شده!

180
00:16:42,918 --> 00:16:46,714
‫توسط راینر، برتولت، آنی و حالا ارن!

181
00:16:47,214 --> 00:16:49,383
‫خسته شدم دیگه!

182
00:16:49,591 --> 00:16:55,431
‫چرا باید به ارن کمک کنیم
‫وقتی هیچکدوم‌مون نمی‌تونیم صاحب بچه بشیم؟

183
00:16:55,848 --> 00:16:56,890
‫بگو دیگه!

184
00:16:56,890 --> 00:16:57,683
‫وایســ...

185
00:17:00,060 --> 00:17:02,688
‫بذار حرفشو بشنوم، کانی

186
00:17:12,531 --> 00:17:15,200
‫من چیزی نمی‌دونستم

187
00:17:15,367 --> 00:17:17,870
‫چه در مورد نوشیدنی 
‫و چه در مورد بچه دار نشدن

188
00:17:18,037 --> 00:17:19,955
‫درست مثل بقیه داوطلب‌ها

189
00:17:20,539 --> 00:17:21,957
‫بنظرم اون داره راستش رو میگه

190
00:17:22,583 --> 00:17:25,085
‫یلنا اون حرفو زد...

191
00:17:25,794 --> 00:17:28,005
‫که در مورد موضوع نوشیدنی 
‫به داوطلب‌ها چیزی نگیم

192
00:17:28,672 --> 00:17:32,593
‫در ضمن، من نمی‌خوام تو نقشه
‫مردم الدین نقشی داشته باشم

193
00:17:33,052 --> 00:17:35,596
‫ما فقط می‌خواستیم
‫به توسعه جزیره بهشت کمک کنیم

194
00:17:35,596 --> 00:17:37,931
‫تا بتونیم باهم مارلی رو شکست بدیم!

195
00:17:38,807 --> 00:17:41,435
‫بخاطر همین همچی رو ول کردیم
‫و به این جزیره اومدیم!

196
00:17:42,269 --> 00:17:44,897
‫تو این جزیره خودمونو فدای همه کردیم!

197
00:17:45,939 --> 00:17:49,943
‫این تنها راه ممکن بود
‫چون به آینده این جزیره باور داشتیم !

198
00:17:51,153 --> 00:17:52,571
‫بچه‌ها آینده مان!

199
00:17:52,863 --> 00:17:54,990
‫اگه نقشه موفقیت آمیز باشه،

200
00:17:55,574 --> 00:17:58,285
‫پس این همه تلاش واسه چیه؟

201
00:18:02,998 --> 00:18:04,917
‫خواهش می‌کنم حرفمو باور کنین

202
00:18:09,004 --> 00:18:10,047
‫حرفتو باور می‌کنم

203
00:18:10,297 --> 00:18:11,298
‫آرمین؟

204
00:18:11,715 --> 00:18:13,634
‫قبلاً یه چیزی گفتی،

205
00:18:14,384 --> 00:18:19,014
‫همه بخاطر یه دلیلی خلق شدن،
‫همینطور قبیله «یمیر»

206
00:18:19,681 --> 00:18:22,559
‫چون خلق شدن گونه‌های مختلف جالبه، درسته؟

207
00:18:23,060 --> 00:18:27,314
‫تو موضعی کاملاً مخالف
‫با ایدئولوژی زیک نشون دادی

208
00:18:27,981 --> 00:18:29,608
‫تو همچین آدمی هستی

209
00:18:30,692 --> 00:18:31,860
‫حالا پاشو

210
00:18:32,194 --> 00:18:33,195
‫اونیانکوپون

211
00:18:33,779 --> 00:18:34,780
‫آرمین...

212
00:18:37,950 --> 00:18:39,660
‫منم حرفتو باور می‌کنم

213
00:18:40,035 --> 00:18:41,286
‫ولی حالا چیکار کنیم؟

214
00:18:41,787 --> 00:18:47,084
‫کمک کردن به اونا
‫به معنی حمایت از نقشه اس

215
00:18:47,376 --> 00:18:50,170
‫نه، ما جلوی نقشه‌شون رو میگیریم

216
00:18:51,505 --> 00:18:53,507
‫ولی اگه هردوشون رو از دست بدیم،

217
00:18:53,507 --> 00:18:55,801
‫نمی‌تونیم از این جزیره
‫در مقابل بقیه دنیا محافظت کنیم

218
00:18:55,801 --> 00:18:58,178
‫پس میگی چه غلطی بکنیم؟!

219
00:18:58,178 --> 00:19:02,641
‫باید حداقل یه بار بذاریم دنیا
‫قدرت حمله اونا رو ببینه!

220
00:19:02,641 --> 00:19:05,644
‫هان؟
‫گفتی چیکار کنیم؟

221
00:19:06,019 --> 00:19:07,729
‫می‌خوای چیکار کنی، میکاسا؟

222
00:19:08,397 --> 00:19:09,940
‫می‌خوای به ارن کمک کنی؟

223
00:19:16,196 --> 00:19:17,447
‫می‌خوام بهش کمک کنم

224
00:19:18,824 --> 00:19:23,162
‫ولی مطمئنم فقط بخاطر اینه که
‫من یه اکرمنم

225
00:19:24,830 --> 00:19:26,540
‫درست مثل حرفی که ارن زد

226
00:19:27,749 --> 00:19:31,170
‫این خواست خودم نیست

227
00:19:33,046 --> 00:19:34,173
‫هان؟

228
00:19:34,798 --> 00:19:38,802
‫بنظرم این یه دروغه که ارن گفته

229
00:19:40,262 --> 00:19:43,765
‫حقیقت اینه که
‫گاه به گاه سردرد دارم

230
00:19:44,766 --> 00:19:46,894
‫چرا باید فکر کنی که دروغ گفته؟

231
00:19:46,894 --> 00:19:48,478
‫چرا میپرسی؟

232
00:19:50,022 --> 00:19:54,484
‫اینکه الدین‌ها نمی‌تونن
‫صاحب بچه بشن...

233
00:19:54,484 --> 00:19:56,737
‫بنظرت ارن اینو می‌خواد؟

234
00:20:01,408 --> 00:20:04,745
‫بنظرم همچین چیزی به ارن نمی‌خوره...

235
00:20:04,745 --> 00:20:06,246
‫اما غیرممکن هم نیست

236
00:20:06,288 --> 00:20:07,623
‫ولی این غیرممکنه!

237
00:20:07,664 --> 00:20:08,957
‫داریم در مورد ارن حرف میزنیم!

238
00:20:08,999 --> 00:20:12,127
‫پس چرا با زیک و یلنا در نیوفتاد؟

239
00:20:12,169 --> 00:20:14,338
‫چون مجبور نبود!

240
00:20:14,338 --> 00:20:18,217
‫این به ارن بستگی داره
‫که چه وقت‌ی از قدرت غول بنیانگذار استفاده کنه

241
00:20:18,634 --> 00:20:23,764
‫از لحظه‌ای که یلنا پیشنهاد خود را مطرح کرد،
‫او چاره‌ای به جز قبول کردنش نداشت

242
00:20:23,764 --> 00:20:27,184
‫اگه مخالفت می‌کرد، خدا می‌دونست یلنا
‫واسه متقاعد کردنش دست به چه کاری بزنه

243
00:20:27,434 --> 00:20:33,273
‫ولی اگه درخواست‌شون رو قبول میکرد
‫و کاری می‌کرد که باورشون بشه سمت اوناست...

244
00:20:33,982 --> 00:20:37,402
‫می‌تونست با نقشه
‫از این جزیره محافظت کنه!

245
00:20:38,111 --> 00:20:41,949
‫و هیچکس تا 50 سال آینده نمی‌تونست
‫به جزیره بهشت آسیب بزنه!
