﻿1
00:00:02,752 --> 00:00:06,923
یه خونه می‌گیرم توی یکی از محله‌های
عالیِ منطقه‌ی داخلی

2
00:00:07,841 --> 00:00:13,179
شب و روز، بهترین نوشیدنی ها رو می‌خورم

3
00:00:14,681 --> 00:00:17,475
حرف دیگران اصلاً برام مهم نیست

4
00:00:19,060 --> 00:00:26,026
زن و بچه‌هام و حتی نوه‌هام هم
لایق یه زندگی خوب هستن

5
00:00:34,325 --> 00:00:36,536
جان، منم

6
00:00:38,872 --> 00:00:40,707
بیرون منتظرم

7
00:00:43,376 --> 00:00:46,921
صداشو نشنیدم

8
00:00:46,921 --> 00:00:52,177
.هیچی نشنیدم
.نرو. فکر نکن

9
00:00:52,177 --> 00:00:58,266
اگه همینجا بمونم، به اون خونه‌ی عالی
توی منطقه‌ی داخلی می‌رسم

10
00:00:59,726 --> 00:01:01,686
...اگه بمونم

11
00:01:08,610 --> 00:01:11,863
ممنون که اومدی، جان

12
00:01:11,863 --> 00:01:17,786
.میکاسا همه چی رو بهم گفت
.شرمنده نبودم

13
00:01:17,786 --> 00:01:22,082
با توجه به شرایط کار جفت‌تون خوب بوده

14
00:01:23,875 --> 00:01:30,340
.وضع لیوای خرابـه ولی زنده‌ست
.به این زودیا نمی‌تونه بجنگه

15
00:01:30,340 --> 00:01:37,430
،با چندتا از اعضای باقیمونده‌ی ارتش مارلی
مِن‌جمله غول بارکش، متحد شدیم

16
00:01:37,430 --> 00:01:42,393
.فقط برای اینکه جلوی ارن رو بگیریم
.نسل‌کُشی اشتباهـه

17
00:01:43,436 --> 00:01:45,772
چطوری می‌خواید جلوشو بگیرید؟

18
00:01:45,772 --> 00:01:52,153
.اول به نیروهای بیشتری نیاز داریم
.گزینه‌هامون به کسایی که گیر میاریم، بستگی داره

19
00:01:52,153 --> 00:01:57,534
ولی بدون شما و اعضای دیگه‌ی نُه غول
کاری نمی‌تونیم بکنیم

20
00:01:57,534 --> 00:02:04,582
ارتش سابق از هم پاشیده، پس من
...دیگه مافوق‌تون نیستم. ولی ازتون می‌خوام

21
00:02:04,582 --> 00:02:06,626
قبول می‌کنم

22
00:02:06,626 --> 00:02:11,589
نمی‌ذارم ارن آدمای بیشتری رو بکُشه

23
00:02:11,589 --> 00:02:18,596
باید جلوشو بگیرم، حتی اگه اینکارو می‌کنه
تا از ما و جزیره حفاظت کنه

24
00:02:18,596 --> 00:02:20,265
...میکاسا

25
00:02:21,516 --> 00:02:27,981
گیریم جلوی ارن رو گرفتیم. بعدش چی؟

26
00:02:28,857 --> 00:02:33,444
اون فقط چهار سالِ دیگه
غول بنیان‌گذار رو داره

27
00:02:33,444 --> 00:02:36,406
بعدش چی میشه؟

28
00:02:36,406 --> 00:02:43,121
اگه سال‌های بعدش بازم موردِ
،نفرتِ دنیا قرار بگیریم

29
00:02:43,121 --> 00:02:48,001
جلوی ارن رو گرفتن یعنی
جزیره‌مون نابود میشه

30
00:02:48,001 --> 00:02:55,300
از دید من، مارلی فکر می‌کنه به محض اینکه
بهمون حمله بشه، از رژه‌ی ویرانگر استفاده می‌کنیم

31
00:02:55,300 --> 00:03:00,513
،فکر کنم دست از سرمون برمی‌دارن
حداقل برای یه مدت

32
00:03:00,513 --> 00:03:06,561
،اگه جزیره رو برای همیشه نابود نکنیم»
«خدا می‌دونه کِی نابودمون می‌کنن

33
00:03:06,561 --> 00:03:11,232
این مردم دنیا رو بیشتر از سخنرانیِ
ویلی تایبر تحریک می‌کنه

34
00:03:11,232 --> 00:03:18,406
احتمالاً حق با توئـه، ولی باید حداقل
چند سالی واسه جزیره وقت بخره

35
00:03:18,406 --> 00:03:25,622
الانش هم چندین سال رو برای گشتن
دنبال راه‌حل هدر دادیم و به هیچ جا نرسیدیم

36
00:03:25,622 --> 00:03:28,166
!...واسه همین ارن تصمیم گرفته

37
00:03:28,166 --> 00:03:30,585
!نسل‌کُشی اشتباهـه

38
00:03:32,253 --> 00:03:37,759
!به هیچ وجه نمیشه توجیهش کرد

39
00:03:42,555 --> 00:03:46,726
ببخشید که داد زدم

40
00:03:46,726 --> 00:03:52,774
حق با جانـه. افکار رویاپردازانه‌ی احمقانه‌ی من
ارن رو مجبور به این کار کرده

41
00:03:52,774 --> 00:03:58,363
،و با وجود تمام وراجی‌هام
من از مشکل فرار کردم

42
00:03:58,363 --> 00:04:03,701
...می‌خواستم همه چی رو فراموش کنم
...فقط می‌خواستم زندگی کنم

43
00:04:03,701 --> 00:04:07,705
ولی هنوزم فرمانده‌ی یگان شناسایی‌ام

44
00:04:07,705 --> 00:04:14,504
حس می‌کنم تمام کسایی که قلب‌شون رو
فدای بشریت کردن، چشم‌شون به منـه

45
00:04:14,504 --> 00:04:21,010
اکثرشون مُردن و حتی نمی‌دونستن
بشریتی اونور دیوارها هست

46
00:04:21,010 --> 00:04:26,516
ولی مطمئنم هیچکدوم انقدر
،خودخواه نبودن که بگن

47
00:04:26,516 --> 00:04:30,353
،تا وقتی جزیره آزاد باشه»
«هیچ مشکلی نیست

48
00:04:31,813 --> 00:04:37,360
این تنها فرصت‌مون برای اینـه که
جلوی کُشتار جمعی رو بگیریم

49
00:04:50,790 --> 00:04:52,709
...هانجی

50
00:04:54,043 --> 00:04:58,006
من...تا ابد عضو یگان شناسایی‌ام

51
00:04:58,006 --> 00:05:02,969
شبِ پایان

52
00:05:22,322 --> 00:05:27,535
میشه انقدر به هم زل نزنید و
یه کمکی بهم بکنید؟

53
00:05:28,536 --> 00:05:32,999
هم‌سفره شدن با دشمنان جنگ، ها؟

54
00:05:32,999 --> 00:05:36,961
کنجکاوم بدونم چرا نظرتون عوض شده؟

55
00:05:36,961 --> 00:05:46,262
.اگه بذارید ارن موفق بشه، به دنیای ایده‌آل‌تون می‌رسید
.بهشتی برای شیاطین جزیره

56
00:05:46,262 --> 00:05:51,851
،اگه شما به زیک و ارن کمک نمی‌کردید

57
00:05:51,851 --> 00:05:55,146
ما نمی‌ذاشتیم به هم برسن

58
00:05:55,146 --> 00:06:01,903
.یه بار توضیح دادم، ژنرال
.ما نسل‌کُشی نمی‌خوایم

59
00:06:01,903 --> 00:06:07,492
وگرنه مشغول سوپ درست کردن توی
جنگلی که توش قایم شدیم نبودیم

60
00:06:07,492 --> 00:06:10,745
بالاخره حس عدالت‌خواهی‌تون گُل کرده، ها؟

61
00:06:10,745 --> 00:06:16,876
عدالت؟ می‌خوای واسه ما
دَم از عدالت بزنی؟

62
00:06:16,876 --> 00:06:22,256
فکر می‌کنی چون با غول‌هایی که شما
فرستادید، جنگیدیم، شیطانیم؟

63
00:06:22,256 --> 00:06:27,970
،گوش کن، ما با جون و دل جنگیدیم
!چون نمی‌خواستیم خورده شیم

64
00:06:27,970 --> 00:06:31,933
به نظرت این کاریـه که
!شیاطین می‌کنن، رفیق؟

65
00:06:33,351 --> 00:06:37,105
آره، از دید من که شیطان هستید

66
00:06:37,105 --> 00:06:42,276
تهدید پارادایس به واقعیت پیوست و
الان دنیا در خطره

67
00:06:42,276 --> 00:06:47,407
جنگیدن‌هاتون شما رو
به اینجا رسونده. اشتباه می‌کنم؟

68
00:06:47,407 --> 00:06:54,080
،اگه دیوار خراب نمی‌شد و ارن مجبور نمی‌شد
،زنده زنده خورده شدن مادرش رو ببینه

69
00:06:54,080 --> 00:06:58,626
!این کار رو نمی‌کرد
!شما مجبورش کردید از رژه‌ی ویرانگر استفاده کنه

70
00:06:58,626 --> 00:07:03,381
می‌خوای درباره‌ی گذشته حرف بزنی؟

71
00:07:04,465 --> 00:07:11,180
خبر داری اول الدیا بوده که
به مردم مارلی ظلم و ستم کرده دیگه؟

72
00:07:11,180 --> 00:07:15,393
هنوزم بعد دو هزار سال
ادای قربانی‌ها رو در میارید؟

73
00:07:15,393 --> 00:07:18,604
انگار دارم با یه مشت بچه حرف می‌زنم

74
00:07:18,604 --> 00:07:25,445
رنج و سختیِ جزیره در مقایسه با دو هزار سال
تاریخ وحشتناک، هیچی نیست

75
00:07:26,404 --> 00:07:28,489
جانم؟

76
00:07:31,784 --> 00:07:34,704
بیخیال. کافیـه دیگه

77
00:07:34,704 --> 00:07:40,084
حرف زدن درباره‌ی گذشته‌ای که
هیچکدوم توش نبودیم، احمقانه‌ست

78
00:07:40,084 --> 00:07:46,048
جان، ژنرال توی درک ما به مشکل خورده

79
00:07:46,048 --> 00:07:49,760
ما شیاطین عجیبی هستیم که
،حاضرن از بهشت‌شون بگذرن

80
00:07:49,760 --> 00:07:55,933
تا به دنیایی که می‌خواد نابودشون کنه، کمک کنن

81
00:07:55,933 --> 00:08:00,646
ما چند ماهی توی دنیای بیرون زندگی کردیم

82
00:08:00,646 --> 00:08:04,984
نمی‌تونیم دوباره بشیم
شیاطین جزیره‌ی از همه جا بی‌خبر

83
00:08:10,573 --> 00:08:14,952
خب، می‌تونید اونو بکُشید؟

84
00:08:19,790 --> 00:08:22,835
می‌تونید ارن رو بکُشید؟

85
00:08:26,130 --> 00:08:29,175
از راه‌های دیگه‌ای هم
میشه جلوشو گرفت

86
00:08:29,175 --> 00:08:35,515
.فکرشو می‌کردم اینو بگی
پس چی؟ می‌خواید منصرفش کنید؟

87
00:08:35,515 --> 00:08:41,521
فکر می‌کنید می‌تونید نظر یکی رو که می‌خواد
بشریت رو نابود کنه، عوض کنید؟

88
00:08:41,521 --> 00:08:45,691
تا باهاش حرف نزنیم، معلوم نیست

89
00:08:45,691 --> 00:08:53,366
فرضاً نتونستید راضیش کنید و جلوی
رژه‌ی ویرانگر رو نگرفت. اونوقت چی؟

90
00:08:53,366 --> 00:08:57,662
نمی‌تونید جواب بدید چون نمی‌تونید بهش
به چشم دشمن نگاه کنید؟

91
00:09:00,540 --> 00:09:06,671
می‌دونستم. اگه ما مارلیایی‌ها
،سعی کنیم ارن رو بکُشیم

92
00:09:06,671 --> 00:09:13,844
شما مسلماً با ما می‌جنگید
تا ازش حفاظت کنید

93
00:09:13,844 --> 00:09:17,682
مگه نه، میکاسا؟

94
00:09:17,682 --> 00:09:25,106
حتی نمی‌تونی چیزی رو تصور کنی که
از ارن برات مهم‌تر باشه

95
00:09:25,106 --> 00:09:28,359
!پس می‌خوای از شرم خلاص شی؟

96
00:09:29,986 --> 00:09:32,572
!ها؟ -
!لئونهارت -

97
00:09:47,295 --> 00:09:53,259
.احساست رو درک می‌کنم
.من فقط به یه دلیل می‌خوام جلوی ارن رو بگیرم

98
00:09:53,259 --> 00:09:59,432
.تا پدرم که توی مارلیـه نمیره
.واسه همین به کمکت نیاز دارم

99
00:09:59,432 --> 00:10:03,185
اگه تونستید نظر ارن رو عوض کنید، چه بهتر

100
00:10:03,185 --> 00:10:07,898
ولی تا اونموقع نباید بجنگیم

101
00:10:18,451 --> 00:10:20,202
باشه

102
00:10:22,788 --> 00:10:28,836
!خیلی خب، خیلی خب
!سوپ حاضره! بیاید غذا بخوریم

103
00:10:31,130 --> 00:10:35,426
،حتی با اسب‌های سرحال
تا بندر پنج ساعت راهـه

104
00:10:35,426 --> 00:10:43,851
طبق گفته‌های کیومی آزومابیتو، یه کشتی هوایی
برای دیدن رژه‌ی ویرانگر اونجاست

105
00:10:43,851 --> 00:10:47,146
با اون به غول بنیان‌گذار نزدیک میشیم

106
00:10:47,146 --> 00:10:51,359
می‌دونستم. آزومابیتوها از پشت بهمون خنجر زدن

107
00:10:51,359 --> 00:10:57,615
.مشکل پیدا کردنِ غول بنیان‌گذاره
.سوخت‌مون محدوده

108
00:10:57,615 --> 00:11:04,538
.درستـه. واسه همین اونو گرفتیم
ییگر اول کجا میره؟

109
00:11:04,538 --> 00:11:10,586
،نمی‌دونم. حتی اگر هم می‌دونستم
چرا باید بهتون می‌گفتم؟

110
00:11:10,586 --> 00:11:15,800
تو همه چی رو درباره‌ی
دنیای خارج به ییگر یاد دادی

111
00:11:15,800 --> 00:11:22,264
.احتمالاً از قبل نقشه‌ی رژه‌ی ویرانگر رو کشیده
.باید یه چیزی بدونی

112
00:11:22,264 --> 00:11:23,516
آشغال

113
00:11:23,516 --> 00:11:24,934
ها؟

114
00:11:26,560 --> 00:11:32,400
چرا باید با عوضی های مارلیایی‌ای
مثل شما همکاری کنم؟

115
00:11:32,400 --> 00:11:35,861
چون زندگیت بهش بنده

116
00:11:35,861 --> 00:11:39,156
فایده نداره. اون خودش می‌خواد بمیره

117
00:11:39,156 --> 00:11:43,536
مگه تو برای نجات وطنت
با مارلی نمی‌جنگیدی؟

118
00:11:43,536 --> 00:11:47,415
اگه نابود بشه، برات مهم نیست؟

119
00:11:48,666 --> 00:11:50,042
...یلنا

120
00:11:50,042 --> 00:11:52,878
براش مهم نیست

121
00:11:52,878 --> 00:11:58,676
بذارید بگم چرا. چون اون هم
یه مارلیایی عوضیه

122
00:12:00,803 --> 00:12:06,308
توی لیبریو خوب گول‌مون زدی، یلنا

123
00:12:07,476 --> 00:12:11,814
،گذشته‌ات رو که بررسی کردیم
خیلی شوکه شدیم

124
00:12:11,814 --> 00:12:14,775
،با اینکه یه مارلیایی عادی‌ای

125
00:12:14,775 --> 00:12:21,699
از وقتی با زیک آشنا شدی، وانمود کردی
اهل کشوری هستی که مارلی اشغال کرده

126
00:12:21,699 --> 00:12:26,370
،چون از مارلی ناامید شده بودی
داستان خودت رو سرِ هم کردی

127
00:12:26,370 --> 00:12:31,000
قصه‌ای که توش با شاهزاده‌ات
دنیا رو نجات میدی

128
00:12:31,000 --> 00:12:35,463
دروغ پشتِ دروغ تا جایگاهت رو
توی تاریخ ثبت کنی

129
00:12:35,463 --> 00:12:38,966
باید اشتیاقت رو تحسین کرد

130
00:12:46,390 --> 00:12:48,934
«نجات دنیا»

131
00:12:48,934 --> 00:12:54,231
چیزی قشنگ‌تر و جذاب‌تر از این مگه هست؟

132
00:12:55,900 --> 00:13:01,781
عمل شرافتمندانه‌ی نجات میلیون‌ها نفر
قلب آدمو به وجد میاره

133
00:13:01,781 --> 00:13:06,535
اینکارو می‌کنید تا نفرتی که توی
وجودتون بوده رو از بین ببرید

134
00:13:06,535 --> 00:13:12,124
این چیزیـه که وقتی بهتون
نگاه می‌کنم، می‌بینم

135
00:13:13,626 --> 00:13:17,421
چطوره یه چیزایی رو بهتون یادآوری کنم؟

136
00:13:24,929 --> 00:13:27,431
راینر بران

137
00:13:27,431 --> 00:13:35,022
،به خاطر اینکه دیوار رو خراب کردی
غول‌ها چندتا الدیایی رو خوردن؟

138
00:13:36,565 --> 00:13:39,026
آنی لئونهارت

139
00:13:39,026 --> 00:13:43,656
تو هم خیلی از اعضای یگان شناسایی رو کُشتی

140
00:13:43,656 --> 00:13:49,370
حالا غیرنظامی‌هایی که توی
استوهس لِه کردی هم بماند

141
00:13:49,370 --> 00:13:54,041
...اوه، بریم سراغ اهالی جزیره‌ی پارادایس

142
00:13:54,041 --> 00:14:01,924
باورش سختـه آدم عاقلی مثل تو
اون ویرانی رو توی بندر ایجاد کرد، آرمین

143
00:14:01,924 --> 00:14:08,180
،با احتساب اون غیرنظامی‌ها
تو کوهی از اجساد درست کردی

144
00:14:09,265 --> 00:14:17,565
بیاید کارهای قهرمانانه‌ی بقیه رو هم توی لیبریو
فراموش نکنیم...مخصوصاً جان

145
00:14:17,565 --> 00:14:25,489
وقتی غول بارکش رو هدف گرفته بودی، شجاعانه
یه نیزه‌ی تندری سمت فالکو شلیک کردی

146
00:14:25,489 --> 00:14:32,788
بعلاوه، گبی هم کسیـه که
به ساشا شلیک کرد و اونو کُشت

147
00:14:32,788 --> 00:14:39,295
.ساشا دختر خیلی خوبی بود
.حتی من هم ناراحت شدم

148
00:14:39,295 --> 00:14:46,302
،ولی همتون از دوران آموزشی
مثل یه خانواده کنار هم بودید

149
00:14:46,302 --> 00:14:49,263
غم و اندوهتون باید بی‌حد و حصر باشه

150
00:14:51,599 --> 00:14:54,768
.خوشمزه‌ست، هانجی
بازم هست؟

151
00:14:54,768 --> 00:14:57,771
آره. هنوز کلی مونده

152
00:15:01,025 --> 00:15:03,485
ممنون، یلنا

153
00:15:03,485 --> 00:15:10,242
می‌خواستی همه چیزو رو کنی تا
همه چی رو حل و فصل کنیم، درستـه؟

154
00:15:10,242 --> 00:15:16,081
حیف خودت مغز رفیق‌هاتو به خاطر
رویای شکست‌خورده‌ات ترکوندی

155
00:15:16,081 --> 00:15:20,419
و حیف که الان آرزوی مرگ داری

156
00:15:23,255 --> 00:15:26,550
ولی واقعاً تو زحمت افتادی

157
00:15:29,762 --> 00:15:32,556
اوه، داشت یادم می‌رفت

158
00:15:32,556 --> 00:15:38,896
اسم اون دوست‌تون که قبلاً بهم گفته بودی چی بود؟

159
00:15:38,896 --> 00:15:41,982
آها، درسته...مارکو

160
00:15:44,818 --> 00:15:51,116
گفتی آنی یجوری توی مرگش دخیل بوده، درستـه؟

161
00:15:51,116 --> 00:15:56,288
حقیقت پشت مرگش رو از آنی پرسیدی؟

162
00:15:59,375 --> 00:16:05,631
.من تجهیزات مانور سه‌بعدی مارکو رو ازش گرفتم
...به خاطر همین یه غول اونو

163
00:16:05,631 --> 00:16:09,009
اون فقط از دستورات من پیروی می‌کرد

164
00:16:13,555 --> 00:16:19,853
مارکو یه صحبت پنهانی بین من و برتولت رو شنید

165
00:16:19,853 --> 00:16:22,856
می‌ترسیدم هویتم لو بره

166
00:16:22,856 --> 00:16:29,905
گفتم بهترین راه برای ساکت کردن مارکو
اینـه که یه غول بخورتش

167
00:16:29,905 --> 00:16:35,911
پس بعد اینکه انداختمش روی پشت‌بومِ
،یه ساختمون و نگهش داشتم

168
00:16:35,911 --> 00:16:41,125
گفتم آنی تجهیزات مانور سه‌بعدیش رو در بیاره

169
00:16:41,125 --> 00:16:46,005
،مارکو هم که نمی‌تونست جایی بره
یه غول اومد و خوردش

170
00:16:53,345 --> 00:16:58,892
مارکو قبل مرگش...چیزی نگفت؟

171
00:16:58,892 --> 00:17:02,479
«ما هنوز حتی درباره‌اش صحبت نکردیم»

172
00:17:02,479 --> 00:17:07,693
.آره...درستـه
.اصلاً سعی نکردیم صحبت کنیم

173
00:17:07,693 --> 00:17:13,574
واسه همینـه که هنوز می‌خوایم
همدیگه رو بکُشیم

174
00:17:13,574 --> 00:17:19,204
.زیاد هم برای حرف زدن دیر نشده
،اینجا نشستیم و داریم حرف می‌زنیم

175
00:17:19,204 --> 00:17:23,959
،ولی اگه قبلاً بود
میفتادیم به جونِ هم

176
00:17:23,959 --> 00:17:30,591
کی فکرش رو می‌کرد که ما دور آتش
جمع بشیم و غذا بخوریم؟

177
00:17:33,802 --> 00:17:40,684
،وقتی داشتم خورده شدن مارکو رو می‌دیدم
از خودم پرسیدم چرا یه غول داره اونو رو می‌خوره

178
00:17:40,684 --> 00:17:47,900
،خشمم بهم غلبه کرد و پیش خودم گفتم
چطور جرأت می‌کنی مارکو رو بخوری؟» و کُشتمش»

179
00:17:47,900 --> 00:17:52,071
بسه دیگه. عذاب وجدان ذهنت رو درگیر کرده

180
00:17:52,071 --> 00:17:56,533
منو نبخش. من...واقعاً بی‌ارزشم

181
00:17:56,533 --> 00:17:58,702
!کافیـه

182
00:18:01,080 --> 00:18:03,165
متأسفم

183
00:18:19,890 --> 00:18:20,766
!هی! جان

184
00:18:20,766 --> 00:18:22,184
!ولش کن

185
00:18:23,435 --> 00:18:25,104
!بس کن

186
00:18:25,104 --> 00:18:26,605
!جان

187
00:18:31,360 --> 00:18:32,903
!گبی

188
00:18:36,073 --> 00:18:38,534
معذرت می‌خوام

189
00:18:38,534 --> 00:18:48,919
...ما... می‌خواستیم همه‌ی مردم
جزیره‌ی پارادایس رو از بین ببریم

190
00:18:48,919 --> 00:18:53,048
،به این امید که دنیا از سر تقصیرات ما بگذره

191
00:18:53,048 --> 00:18:58,720
...می‌خواستیم این جزیره
شیاطین...نابود بشن

192
00:18:58,720 --> 00:19:06,728
و حالا، مادرم، پدرم و هر کسی که
تو لیبریو هست قراره نابود بشه

193
00:19:06,728 --> 00:19:09,064
متأسفم

194
00:19:12,276 --> 00:19:17,364
می‌دونم که خیلی رو می‌خواد
...ازتون این درخواست رو بکنم

195
00:19:17,364 --> 00:19:24,454
!ولی به کمکتون احتیاج داریم! خواهش می‌کنم
!بهتون التماس می‌کنم کمکمون کنید

196
00:19:31,670 --> 00:19:36,258
خواهش می‌کنم! بیاید با هم جلوی
!این رژه‌ی ویرانگر رو بگیریم

197
00:19:36,258 --> 00:19:37,885
!خواهش می‌کنم

198
00:19:37,885 --> 00:19:40,345
!التماس می‌کنم -
!التماس می‌کنم -

199
00:19:40,345 --> 00:19:42,472
!التماس می‌کنم -
!التماس می‌کنم -

200
00:19:42,472 --> 00:19:44,391
!خواهش می‌کنم

201
00:19:44,391 --> 00:19:46,185
ولم کنید

202
00:19:50,606 --> 00:19:52,191
کجا میری جان؟

203
00:19:52,191 --> 00:19:55,861
جان! پس کاسه‌ی دومی که می‌خواستی چی؟

204
00:19:56,945 --> 00:20:00,949
...فایده‌ای نداره...اون رفت

205
00:20:06,205 --> 00:20:07,956
...گبی

206
00:20:13,378 --> 00:20:15,714
چقدر سر و صدا می‌کنید

207
00:20:26,683 --> 00:20:28,018
بلند شو

208
00:20:32,231 --> 00:20:34,274
وقت رفتنـه

209
00:20:34,274 --> 00:20:37,236
می‌خوای کمکمون کنی؟

210
00:20:37,236 --> 00:20:40,072
آره. البته

211
00:20:41,949 --> 00:20:48,372
!هی! پاشو جمع کن خودتو، راینر
!خیلی وقتـه زخمات خوب شدن

212
00:20:58,840 --> 00:21:04,721
گبی... ببخشید که زدمت. حالت خوبـه؟

213
00:21:04,721 --> 00:21:08,475
آره، اشکالی نداره. خوبم

214
00:21:08,475 --> 00:21:11,144
که اینطور

215
00:21:11,144 --> 00:21:15,440
راینر، قرار نیست از تو عذرخواهی کنم

216
00:21:16,900 --> 00:21:19,820
آره، اشکالی نداره

217
00:21:21,530 --> 00:21:23,282
و من...؟

218
00:21:29,955 --> 00:21:31,665
غول بارکشـه

219
00:21:34,293 --> 00:21:39,339
بندر...ییگریست‌ها گرفتنش

220
00:21:39,339 --> 00:21:42,259
حتماً از یه لوکوموتیو استفاده کردن

221
00:21:42,259 --> 00:21:47,014
کلی سرباز با تجهیزات ضدِ غول
اونجا مستقر شدن

222
00:22:02,988 --> 00:22:05,907
....این داستان ادامه دارد

223
00:23:35,914 --> 00:23:37,541
...آنچه در قسمت بعد خواهید دید

224
00:23:37,541 --> 00:23:41,586
برای نجات دنیا، باید ارن را متوقف کنند

225
00:23:41,586 --> 00:23:46,341
،با اینکه در این راه مصمم هستند
یاران قدیمی سد راهشان می‌شوند

226
00:23:47,801 --> 00:23:51,054
« قسمت بعد: « خائن
خائن
خائن
