﻿1
00:00:03,276 --> 00:00:07,350
‫بعداً می‌بینمت، ارن.

2
00:00:17,010 --> 00:00:19,530
‫ها؟ میکاسا...

3
00:00:19,950 --> 00:00:21,756
‫بیا برگردیم.

4
00:00:21,756 --> 00:00:24,234
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

5
00:00:24,234 --> 00:00:27,006
‫خیلی گیجی. کاملاً خوابت برده بود؟

6
00:00:27,006 --> 00:00:28,434
‫نه...

7
00:00:28,434 --> 00:00:32,382
‫چیزه فقط، حس می‌کنم یه رویای طولانی دیدم.

8
00:00:33,978 --> 00:00:35,826
‫در مورد چی بود؟

9
00:00:36,372 --> 00:00:38,388
‫یادم نمیاد...

10
00:00:40,404 --> 00:00:41,370
‫ارن،

11
00:00:41,874 --> 00:00:43,596
‫برای چی گریه می‌کنی؟

12
00:00:49,644 --> 00:00:59,640
‫[بخش 1]
‫[رژه ویرانگر]

13
00:01:04,764 --> 00:01:09,930
‫گوش‌کن، هلیل.

14
00:01:10,350 --> 00:01:13,794
‫من می‌خوام تا وقتی این کیسه
‫پُر می‌شه اینجا پول پس‌انداز کنم.

15
00:01:13,794 --> 00:01:18,792
‫بعدش به اندازه کافی برای همه
‫پول داریم که بریم یه جای خوب زندگی کنیم.

16
00:01:19,590 --> 00:01:23,454
‫ولی، رمزی، اگه به این کارت ادامه بدی...

17
00:01:23,454 --> 00:01:26,310
‫یه روزی دست چپـت رو هم از دست می‌دی.

18
00:01:27,108 --> 00:01:30,258
‫نباید بابابزرگ رو بیشتر ازین ناراحت کنی.

19
00:01:31,182 --> 00:01:34,164
‫ولی یه نفر باید اینکارو بکنه.

20
00:01:34,962 --> 00:01:38,532
‫وقتی همه‌مون تو اون چادر های کُهنه
‫گیر کردیم،

21
00:01:38,532 --> 00:01:40,632
‫زنده‌مون تو زمستون خیلی سخت می‌شه...

22
00:01:40,632 --> 00:01:42,942
‫مردم هر سال دارن جونـشون رو از دست می‌دن.

23
00:01:43,908 --> 00:01:49,242
‫پس، هلیل، اگه من مُردم، لطفاً
‫این پول رو بین همه تقسیم کن.

24
00:01:49,788 --> 00:01:51,132
‫رمزی...

25
00:01:53,946 --> 00:01:55,248
‫قایمـش کن!

26
00:01:57,726 --> 00:01:59,112
‫چه خبر شده؟

27
00:01:59,112 --> 00:02:02,556
‫مردم شهر... دارن فرار می‌کنن؟

28
00:02:04,656 --> 00:02:05,748
‫چرا؟

29
00:02:34,896 --> 00:02:38,508
‫بعداً، اگرچه مطمئن نیستم
‫چقدر بعد در آینده،

30
00:02:39,516 --> 00:02:42,162
‫این مردم رو قتل عام می‌کنم.

31
00:02:43,926 --> 00:02:45,942
‫خیلی زود همه‌شون خواهند مُرد.

32
00:02:46,992 --> 00:02:50,352
‫نه، من می‌کُشمشـون.

33
00:02:52,074 --> 00:02:54,426
‫از قبل مشخص شده که انجامش می‌دم.

34
00:02:55,854 --> 00:03:02,700
‫فکر می‌کنم هیچوقت راهی برای
‫نجات جزیره پارادایس پیدا نکردیم.

35
00:03:03,834 --> 00:03:05,976
‫هر چیزی که اینجاست
‫قراره نابود بشه.

36
00:03:07,740 --> 00:03:09,378
‫خانه‌ها،

37
00:03:09,378 --> 00:03:11,142
‫مردم،

38
00:03:11,142 --> 00:03:12,906
‫حیوانات،

39
00:03:12,906 --> 00:03:14,292
‫زندگی‌ها،

40
00:03:14,964 --> 00:03:16,140
‫رویاهاشون...

41
00:03:22,146 --> 00:03:25,002
‫مامان چی فکر می‌کنه؟

42
00:03:25,884 --> 00:03:30,294
‫اونی که می‌میره نباید
‫ما الدیایی‌ها باشیم؟

43
00:03:31,554 --> 00:03:34,620
‫همونطور که پادشاه دیوارها
‫راهی که به مرگ منتهی شد رو انتخاب کرد؟

44
00:03:35,460 --> 00:03:37,896
‫حداقل، تعداد کشته‌شدگان
‫داخل این جزیره

45
00:03:37,896 --> 00:03:40,206
‫بخش کوچکی از بقیه دنیا خواهد بود.

46
00:03:41,214 --> 00:03:46,926
‫اینم درسته که اگه الدیایی‌ها
‫از بین برن، مشکلات غول‌ها هم به کل حل می‌شه.

47
00:03:49,110 --> 00:03:53,772
‫فقط نمی‌تونم قبول کنم که
‫همه‌چی به این شکل تموم بشه...

48
00:03:56,964 --> 00:03:58,308
‫این صحنه...

49
00:03:59,652 --> 00:04:01,794
‫تو خاطرات آینده‌ام دیده بودمـش.

50
00:04:03,096 --> 00:04:04,776
‫به احتمال زیاد،

51
00:04:05,490 --> 00:04:07,548
‫این پسر رو نجات می‌دم.

52
00:04:14,352 --> 00:04:18,258
‫این بچه یه پناهنده خارجیه
‫که کارش هم جیب‌بریه.

53
00:04:18,258 --> 00:04:21,072
‫اینجا محل کسب و کار ماست.

54
00:04:21,072 --> 00:04:23,802
‫به عبارت دیگه، برای ما،
‫این یعنی کنترل آفت.

55
00:04:23,802 --> 00:04:27,456
‫اینجا هیچی به تو ربط نداره.
‫برو گمشو.

56
00:04:28,170 --> 00:04:31,194
‫آره... درسته.

57
00:04:33,672 --> 00:04:36,192
‫چی فکر می‌کنم؟

58
00:04:36,780 --> 00:04:39,342
‫بالاخره این بچه رو هم می‌کُشم.

59
00:04:40,098 --> 00:04:41,694
‫فکر می‌کنم کی هستم؟

60
00:04:44,298 --> 00:04:45,558
‫اینو بگیر!

61
00:04:45,558 --> 00:04:48,330
‫من کارای به‌شدت وحشتناکی
‫رو انجام دادم.

62
00:04:48,330 --> 00:04:50,850
‫حق ندارم مثل یه
‫انسان عادل رفتار کنم.

63
00:04:59,502 --> 00:05:02,988
‫به نظر میاد آینده تغییری نمی‌کنه.

64
00:05:03,282 --> 00:05:04,290
‫ممنون!

65
00:05:06,306 --> 00:05:08,616
‫منم مثل تو هستم، راینر.

66
00:05:09,288 --> 00:05:11,262
‫یه آشغال بی‌کفایتـم.

67
00:05:13,404 --> 00:05:15,126
‫نه، درست نیست.

68
00:05:15,126 --> 00:05:16,638
‫تازه من بدتر ازین حرفا هستم.

69
00:05:17,394 --> 00:05:18,570
‫متاسفم.

70
00:05:19,410 --> 00:05:22,812
‫ببخشید. ببخشید.

71
00:05:23,820 --> 00:05:26,046
‫چرا گریه می‌کنی؟

72
00:05:26,550 --> 00:05:29,028
‫رمزی! هلیل!

73
00:05:29,028 --> 00:05:31,422
‫عجله کنید! با ما بیاید!

74
00:05:31,422 --> 00:05:32,556
‫رمزی!

75
00:05:35,286 --> 00:05:37,302
‫فرار کنید! فرار کنید!

76
00:05:37,302 --> 00:05:38,772
‫برای چی غول‌ها اونجا هستن؟

77
00:05:38,772 --> 00:05:39,822
‫کوه‌ها!

78
00:05:39,822 --> 00:05:41,292
‫برید به سمت ارتفاعات!

79
00:05:41,292 --> 00:05:43,812
‫فایده نداره! ببینید!

80
00:05:43,812 --> 00:05:45,912
‫غول‌ها روی کوه‌ها هم هستن!

81
00:05:45,912 --> 00:05:46,836
‫خدایا خودت کمک کن!

82
00:05:46,836 --> 00:05:48,810
‫کارمون تمومه!

83
00:05:48,810 --> 00:05:50,826
‫راه فراری نداریم!

84
00:05:50,826 --> 00:05:53,724
‫یعنی مارلیایی‌ها بدون اینکه
‫به ما بگن فرار کردن؟

85
00:05:53,724 --> 00:05:55,824
‫خیلی سریعـن!

86
00:05:55,824 --> 00:06:01,368
‫بیاید حداقل جون بچه‌هارو نجات بدیم!
‫رمزی، قراره که زیر دست و پای
‫اونها له بشیم؟

87
00:06:03,426 --> 00:06:05,988
‫این اتفاق نمیفته! تسلیم نشو!

88
00:06:08,802 --> 00:06:12,666
‫برای نجات جزیره... برای نجات الدیا...

89
00:06:13,422 --> 00:06:15,690
‫ولی... فقط این نیست...

90
00:06:28,458 --> 00:06:29,718
‫پول‌!

91
00:06:29,718 --> 00:06:30,432
‫هلیل!

92
00:06:31,230 --> 00:06:33,498
‫واقعیت دنیای بیرون از دیوارها

93
00:06:34,128 --> 00:06:37,950
‫با دنیایی که رویاشو داشتم
‫زمین تا آسمون فرق داشت...

94
00:06:40,638 --> 00:06:42,066
‫هلیل!

95
00:06:46,476 --> 00:06:50,256
‫با دنیایی که تو کتاب آرمین
‫بود فرق داشت.

96
00:06:52,104 --> 00:06:56,808
‫وقتی فهمیدم که بیرون از دیوارها
‫بشریت از بین نرفته،

97
00:06:57,984 --> 00:06:58,992
‫من...

98
00:07:02,352 --> 00:07:04,452
‫نا امید شدم.

99
00:07:09,240 --> 00:07:12,474
‫من... می‌خواستم...

100
00:07:16,716 --> 00:07:20,622
‫می‌خواستم که... همه‌چیو نابود کنم...

101
00:07:23,604 --> 00:07:26,712
‫ببخشید. ببخشید.

102
00:07:28,140 --> 00:07:29,316
‫متاسفم.

103
00:07:40,782 --> 00:07:42,714
‫خیلی معذرت می‌خوام!

104
00:07:50,568 --> 00:07:52,920
‫زودباشید! دروازه رو باز کنید!
‫خواهش می‍کنم بذارید وارد بشیم!

105
00:08:29,166 --> 00:08:32,064
‫آهای؟ کسی اونجا نیست؟

106
00:08:32,064 --> 00:08:33,702
‫کسی نیست!

107
00:08:37,188 --> 00:08:38,322
‫عزیزم.

108
00:08:39,498 --> 00:08:43,656
‫همینجاست، مگه نه؟
‫روز قیامت فرا رسیده.

109
00:10:08,790 --> 00:10:10,722
‫ازون لحظه که متولد شدم،

110
00:10:11,310 --> 00:10:14,418
‫همیشه یه دیوار خفه‌کننده
‫در مقابل من خودنمایی می‌کرد.

111
00:10:16,140 --> 00:10:17,610
‫آب‌های جوشان،

112
00:10:18,324 --> 00:10:19,794
‫سرزمین‌های یخی،

113
00:10:20,466 --> 00:10:21,978
‫زمین‌های برفی...

114
00:10:30,714 --> 00:10:32,772
‫آدمایی که شاهد این
‫چیزا بودن

115
00:10:38,610 --> 00:10:41,928
‫کسایی بودن که بزرگترین آزادی
‫رو تو زندگی‌شون به دست آوردن.

116
00:10:48,228 --> 00:10:49,530
‫این...

117
00:10:53,016 --> 00:10:54,528
‫آزادیـه!

118
00:11:00,534 --> 00:11:05,700
‫بالاخره به این صحنه رسیدیم.

119
00:11:13,176 --> 00:11:14,688
‫مگه نه، آرمین؟

120
00:11:20,778 --> 00:11:21,828
‫ارن...

121
00:11:22,500 --> 00:11:24,684
‫دیگه زخم‌هات خوب شدن؟

122
00:11:25,272 --> 00:11:27,708
‫ها؟ آنی؟

123
00:11:30,480 --> 00:11:33,672
‫آره، ازونجایی که کلی وقت داشتیم...

124
00:11:33,672 --> 00:11:39,258
‫هرگز تصور نمی‌کردم که انقدر راحت
‫کنار هم باشیم.

125
00:11:43,080 --> 00:11:44,970
‫می‌خوای کنارم بشینی؟

126
00:11:50,976 --> 00:11:54,966
‫می‌خواستم... ازت تشکر کنم.

127
00:11:54,966 --> 00:11:55,974
‫ها؟

128
00:11:56,520 --> 00:11:59,376
‫برای اینکه سال‌های سال
‫میومدی پیشـم و باهام حرف می‌زدی.

129
00:12:00,846 --> 00:12:01,980
‫ممنون.

130
00:12:03,282 --> 00:12:05,004
‫اوه. آره.

131
00:12:05,718 --> 00:12:09,204
‫انقدر تنها بودم که گمون می‌کردم
‫قراره دیوانه بشم.

132
00:12:09,204 --> 00:12:12,984
‫گوش‌کردن به صحبت‌های تو
‫و هیچ تنها خوشی من بود.

133
00:12:13,782 --> 00:12:14,748
‫آنی...

134
00:12:14,748 --> 00:12:20,670
‫ولی چرا این‌همه وقتـت رو برای حرف زدن
‫با تیکه سنگی که هرگز جواب نمی‌ده گذاشتی؟

135
00:12:22,014 --> 00:12:25,878
‫دخترای شادتر و خوشگل‌تر هم بودن، درسته؟

136
00:12:27,096 --> 00:12:29,070
‫این...

137
00:12:29,070 --> 00:12:30,372
‫موضوع این نیست.

138
00:12:32,136 --> 00:12:35,034
‫بخاطر این بود که
‫دلم می‌خواست ببینمت، آنی.

139
00:12:43,476 --> 00:12:44,736
‫چرا؟

140
00:12:45,324 --> 00:12:47,802
‫چی؟ واقعاً نمی‌دونی؟

141
00:12:48,054 --> 00:12:50,028
‫اونم بعد اینکه هیچ منو کلی دست انداخت؟

142
00:12:52,800 --> 00:12:54,312
‫نمی‌دونم.

143
00:13:00,990 --> 00:13:04,812
‫اصلاً دارم چیکار می‌کنم؟

144
00:13:05,400 --> 00:13:08,592
‫الآن، هزاران نفر،
‫اگه به صدها میلیون نفر نرسیده باشه،

145
00:13:08,592 --> 00:13:13,296
‫دارن تو سرتاسر دنیا زیر
‫پا له می‌شن، و ما...

146
00:13:17,874 --> 00:13:19,302
‫می‌دونم.

147
00:13:19,722 --> 00:13:24,468
‫تو با دشمنی مثل من حرف می‌زدی
‫چون تو آدم خوبی هستی، درسته؟

148
00:13:25,056 --> 00:13:28,332
‫به همون دلیل که بیخیال صحبت
‫کردن با ارن نمی‌شی.

149
00:13:28,962 --> 00:13:30,810
‫ممکن بود هر لحظه بیدار بشم.

150
00:13:31,356 --> 00:13:35,346
‫صحبت با هیولا راه دیگه‌ای
‫برای جلوگیری از درگیری بود.

151
00:13:35,976 --> 00:13:37,320
‫درسته؟

152
00:13:51,726 --> 00:13:53,196
‫نرو.

153
00:13:54,624 --> 00:13:57,774
‫ضمناً، قبلاً هم این حرفارو زدم، ولی...

154
00:13:57,774 --> 00:14:00,462
‫واقعاً از عبارت "آدم خوبه" متنفرم.

155
00:14:02,058 --> 00:14:04,620
‫خیلی از آدم‌هارو کُشتم.

156
00:14:04,620 --> 00:14:07,812
‫مردم عادی رو... حتی بچه‌ها رو...

157
00:14:08,484 --> 00:14:13,986
‫و حالا تصمیمی گرفتم که
‫خیانت به مردم جزیره‌ام محسوب می‌شه،

158
00:14:13,986 --> 00:14:15,960
‫و دوستانم رو به قتل رسوندم.

159
00:14:16,842 --> 00:14:19,110
‫منم مدت‌هاست که به هیولا تبدیل شده‌ام.

160
00:14:20,454 --> 00:14:23,226
‫بخشی از من گمون می‌کرد که، یه روزی،

161
00:14:23,226 --> 00:14:27,006
‫قولی که من و ارن به همدیگه
‫برای اکتشاف دنیای ناشناخته دادیم

162
00:14:28,392 --> 00:14:30,660
‫به واقعیت تبدیل می‌شه.

163
00:14:32,172 --> 00:14:35,574
‫دنیای ناشناخته چیزی نبود که
‫توصیفـش می‌کردن، درسته؟

164
00:14:36,246 --> 00:14:40,992
‫آره. با دنیایی که رویاشو داشتم
‫خیلی فرق داشت.

165
00:14:42,210 --> 00:14:43,470
‫ولی...

166
00:14:52,878 --> 00:14:58,464
‫می‌خوام باور داشته باشم که
‫هنوز هم چیزی فرای دیوارها وجود داره

167
00:14:59,094 --> 00:15:00,732
‫که ما ازش بی‌خبر هستیم.

168
00:15:14,550 --> 00:15:16,230
‫ساکته، مگه نه؟

169
00:15:16,230 --> 00:15:19,842
‫مردم اودیها حتماً قبلاً
‫به سمت جنوب قرار کردن.

170
00:15:19,842 --> 00:15:22,446
‫با توجه به اینکه هیچکدوم
‫از کشتی‌ها نیستن.

171
00:15:22,908 --> 00:15:26,982
‫خب، پس، ما روی قبیله آزومابیتو
‫حساب باز می‌کنیم.

172
00:15:26,982 --> 00:15:31,518
‫بله، و ما باید هر کاری که می‌تونیم رو
‫برای آماده پرواز شدن کشتی هوایی انجام بدیم.

173
00:15:32,568 --> 00:15:33,912
‫روپوشـش رو بردارید!

174
00:15:33,912 --> 00:15:34,878
‫عجله کنید!

175
00:15:34,878 --> 00:15:37,524
‫لعنتی! مواد منفجره جلوی دست و پا هستن.

176
00:15:37,524 --> 00:15:38,742
‫بیاید ببریمـشون و بندازیمـشون دور.

177
00:15:38,742 --> 00:15:39,876
‫صبر کنید.

178
00:15:40,464 --> 00:15:44,874
‫ممکنه بتونیم ازشون استفاده کنیم.
‫بیاید اونارو تو کشتی هوایی بار بزنیم.

179
00:15:48,654 --> 00:15:51,384
‫آخه چطور ممکنه؟!

180
00:15:51,804 --> 00:15:53,988
‫همه‌شون مُرده‌ان؟

181
00:15:53,988 --> 00:15:57,768
‫فرامانده ماگات... خانواده‌ام تو لیبریو...
‫همه‌شون؟!

182
00:15:58,440 --> 00:16:02,640
‫رژه ویرانگر همین الآنش هم بخش بزرگی از
‫قاره مارلی رو نابود کرده.

183
00:16:02,640 --> 00:16:04,782
‫پس ما الآن باید چیکار کنیم؟

184
00:16:04,782 --> 00:16:08,982
‫قراره چیکار کنیم؟
‫دیگه کسی باقی نمونده!

185
00:16:13,308 --> 00:16:16,416
‫متاسفم. نمی‌دونم.

186
00:16:18,558 --> 00:16:21,750
‫آنی، تجهیزاتـت رو بررسی کن.

187
00:16:22,380 --> 00:16:25,488
‫هنوز با تجهیزات مانور سه بعدی جدید
‫کار نکردی، مگه نه؟

188
00:16:26,160 --> 00:16:29,058
‫برو با راینر این اطراف چرخ بزن
‫تا بهش عادت کنی.

189
00:16:32,124 --> 00:16:33,048
‫چرا؟

190
00:16:35,106 --> 00:16:39,726
‫باید... کاری که از دستمون برمیاد رو انجام بدیم...
‫پس...

191
00:16:39,726 --> 00:16:42,414
‫فکر می‌کنم بهتون گفتم که
‫من دیگه نیستم.

192
00:16:43,338 --> 00:16:45,690
‫حتی قصد نداری که همراه
‫ما سوار کشتی هوایی بشی؟

193
00:16:47,328 --> 00:16:50,016
‫ببخشید، ولی من کنار می‌کشم.

194
00:16:51,612 --> 00:16:57,618
‫اینکه می‌خواید بشریت رو نجات بدید...
‫واقعاً درکـش نمی‌کنم.

195
00:16:58,794 --> 00:17:05,220
‫این بشریتی که می‌خواید نجاتـش بدید
‫از بدو تولد تو مارلی مارو مورد

196
00:17:05,220 --> 00:17:07,446
‫آزار و اذیت قرار می‌دادن.

197
00:17:08,118 --> 00:17:11,478
‫حتی اگه فرضاً
‫رژه ویرانگر همین الآن متوقف بشه،

198
00:17:11,478 --> 00:17:13,746
‫با از بین رفتن مارلی،

199
00:17:13,746 --> 00:17:17,526
‫دیگه هیچکس نمونده که
‫از الدیایی‌ها محافظت کنه.

200
00:17:20,592 --> 00:17:22,776
‫واقعاً از این بابت متاسفم،

201
00:17:23,280 --> 00:17:25,758
‫وقتی اونا دارن همه چیزـشون رو

202
00:17:25,758 --> 00:17:28,110
‫برای اون امید کوچیکی که
‫واسه نجات وطنـشون دارن می‌ذارن.

203
00:17:30,000 --> 00:17:33,360
‫ولی... من دیگه توان جنگیدن ندارم.

204
00:17:34,746 --> 00:17:36,678
‫می‌خوام مابقی عمری که
‫برام باقی مونده رو

205
00:17:37,854 --> 00:17:40,248
‫در آرامش سر کنم.

206
00:17:50,160 --> 00:17:51,546
‫از کی اتفاق افتاد؟

207
00:17:52,806 --> 00:17:54,486
‫چی؟

208
00:17:54,486 --> 00:17:56,628
‫باشه. فهمیدم.

209
00:17:56,628 --> 00:17:57,762
‫چی رو فهمیدی؟

210
00:17:59,988 --> 00:18:03,894
‫دیگه لازم نیست عذاب بکشی.

211
00:18:05,952 --> 00:18:12,504
‫ولی... آرمین قراره سوار کشتی هوایی بشه
‫و همراه ما به سمت ارن حرکت کنه.

212
00:18:15,528 --> 00:18:16,788
‫می‌دونم.

213
00:18:19,392 --> 00:18:22,416
‫تو چی؟ تو چی می‌خوای؟

214
00:18:22,962 --> 00:18:26,532
‫می‌خوای برای نجات بشریت ارن رو بکشی؟

215
00:18:28,506 --> 00:18:29,556
‫نمی‌کشمـش.

216
00:18:30,732 --> 00:18:33,378
‫ارن خیلی زیاده‌روی کرده،
‫ولی من برش می‌گردونم.

217
00:18:33,378 --> 00:18:36,024
‫تمام کاری که می‌کنم اینه.

218
00:18:38,166 --> 00:18:39,678
‫راستی،

219
00:18:40,392 --> 00:18:42,072
‫شال گردنت رو گُم کردی؟

220
00:18:44,424 --> 00:18:45,558
‫دارمش.

221
00:18:51,060 --> 00:18:54,042
‫دیوانه شدید! هنوز باید استراحت کنید!

222
00:18:54,420 --> 00:18:56,940
‫استراحت کنم؟

223
00:18:56,940 --> 00:19:02,904
‫اگه یه ثانیه دیگه بیشتر دراز بکشم، شما عوضی‌ها
‫کلاً منو فراموش می‌کنید.

224
00:19:02,904 --> 00:19:09,414
‫و اون عوضی ریشو که بخاطر شکستن بازوش
‫از حال رفته بود الآن به هوش اومده.

225
00:19:09,414 --> 00:19:12,102
‫لعنت به من اگه نتونیم مجبورش کنیم
‫بهمون بگه ارن به کدوم سمت می‌ره.

226
00:19:14,874 --> 00:19:18,822
‫با فرض بر اینکه یک ناوگان ترکیبی جهانی
‫برای حمله به پارادایس وارد عمل بشه،

227
00:19:19,662 --> 00:19:22,350
‫اونا در بندر نظامی کاریفا اجتماع خواهند داشت.

228
00:19:22,854 --> 00:19:24,324
‫بعد از حمله به لیبریو،

229
00:19:24,744 --> 00:19:28,944
‫ما بهشون یک ماه فرصت می‌دیم
‫تا متحدین خودشون رو جمع کنن،

230
00:19:28,944 --> 00:19:32,346
‫بعدش تو با لمس زیک قدرت
‫غول بنیان‌گذار رو به دست میاری

231
00:19:32,892 --> 00:19:35,118
‫و یک رژه ویرانگر محدود راه می‌اندازی.

232
00:19:35,916 --> 00:19:39,360
‫مثل آب خوردن با چندصدتا غول
‫در بخش خارجی دیوارهای شیگانشینا

233
00:19:39,360 --> 00:19:41,670
‫می‌تونی اونا رو از سر راه برداری.

234
00:19:42,216 --> 00:19:44,652
‫تنها هدف همینه؟

235
00:19:45,618 --> 00:19:49,608
‫این می‌تونه برای دور نگه داشتن اونا
‫از جزیره پارادایس برای دهه‌ها کافی باشه؟

236
00:19:50,196 --> 00:19:54,018
‫کشوری که ناوگان نظامی خودش رو از دست می‌ده
‫به سمت سقوط اقتصادی کشیده می‌شه.

237
00:19:54,018 --> 00:19:58,638
‫اگه این اتفاق برای تمامی کشورهای بزرگ بیفته،
‫بیشتر از یک ضربه بزرگ به اونها خواهد بود.

238
00:19:59,310 --> 00:20:04,140
‫اگه بخوام هدف دیگه‌ای رو انتخاب بکنم، این
‫قلعه‌ها تو کوه‌های جنوب مارلیـه.

239
00:20:04,518 --> 00:20:08,172
‫پایگاه تحقیقاتی کشتی هوایی
‫که اینجا واقع شده تا حدودی نگران کننده‌ست.

240
00:20:12,162 --> 00:20:16,866
‫به احتمال زیاد، هدف دوم ارن اونجاست.

241
00:20:17,916 --> 00:20:19,764
‫فورت سالتا...
‫[پایگاه تحقیقاتی استحکامات و کشتی هوایی مارلی]

242
00:20:20,310 --> 00:20:23,040
‫درسته. اگه بدونه سلاحی وجود داره

243
00:20:23,040 --> 00:20:25,854
‫که کوچک‌ترین شانسی برای
‫نابودی غول بنیان‌گذار داره...

244
00:20:26,442 --> 00:20:29,298
‫انتظار می‌ره که بعد از بندر نظامی کاریفا
‫به اونجا بره.

245
00:20:30,012 --> 00:20:32,112
‫اون برای نابود کردن کشتی‌های هوایی می‌ره.

246
00:20:34,128 --> 00:20:36,816
‫مثل یه بچه خوب و حرف گوش‌کن
‫جواب دادی.

247
00:20:37,614 --> 00:20:40,134
‫الآن یه خواهشی از همه‌تون دارم.

248
00:20:41,646 --> 00:20:43,662
‫خواهش می‌کنم اعتراف کنید.

249
00:20:43,662 --> 00:20:47,862
‫زیک شکست خورده بود.
‫ولی حق با اون بود.

250
00:20:48,702 --> 00:20:52,692
‫تنها راه حل مشکل دو هزار ساله الدیایی‌ها

251
00:20:52,692 --> 00:20:55,380
‫همون راه حل خلاص‌سازیش بود.

252
00:20:56,220 --> 00:20:58,824
‫مطمئنم می‌تونید ازین وضع
‫فاجعه‌ای که توش قرار داریم متوجه بشید.

253
00:20:59,748 --> 00:21:01,932
‫باشه. من اعتراف می‌کنم.

254
00:21:03,150 --> 00:21:05,544
‫نتونستم هیچ راه حلی، امید، یا آینده‌ای،

255
00:21:05,922 --> 00:21:08,568
‫به ارن نشون بدم.

256
00:21:09,198 --> 00:21:11,046
‫به ناتوانی خودم اعتراف می‌کنم.

257
00:21:17,178 --> 00:21:19,404
‫همه سوخت کشتی رو آوردیم.

258
00:21:19,404 --> 00:21:21,168
‫بذاریدشون همونجا.

259
00:21:33,894 --> 00:21:35,784
‫لطفاً اون دوتا رو با خودتون ببرید.

260
00:21:36,372 --> 00:21:40,320
‫اینکه روی کشتی باشن
‫امنیت‌شون رو تضمین نمی‌کنه.

261
00:21:40,992 --> 00:21:43,176
‫ولی بهتر ازینه که سوار کشتی هوایی بشن.

262
00:21:43,764 --> 00:21:48,426
‫البته، حتماً اینکارو می‌کنم،
‫ولی خودشون هم قبول می‌کنن؟

263
00:21:48,426 --> 00:21:50,694
‫تو اتاقـشون حبسـشون می‌کنم.

264
00:21:51,282 --> 00:21:53,970
‫تا زمانی که کشتی هوایی
‫بلند نشده اجازه ندید بیرون بیان.

265
00:21:54,852 --> 00:21:56,322
‫شما چطور؟

266
00:21:56,742 --> 00:21:59,472
‫باید دینم رو به هم‌رزم‌های
‫کُشته شده‌ام ادا کنم.

267
00:22:00,144 --> 00:22:02,202
‫وظیفه‌ام رو به عنوان یک مبارز و جنگجو
‫انجام خواهم داد.

268
00:22:15,054 --> 00:22:16,356
‫هانجی!

269
00:22:16,356 --> 00:22:19,632
‫تا یه ساعت دیگه، می‌تونیم
‫برای پرواز آماده بشیم!

270
00:22:19,632 --> 00:22:20,724
‫فهمیدم!

271
00:22:21,900 --> 00:22:25,974
‫شنیدید که چی گفت.
‫همه‌تون، تجهیزاتتون رو بررسی کنید.

272
00:22:26,562 --> 00:22:27,486
‫چشم، فرمانده!

273
00:22:33,828 --> 00:22:37,986
‫دوتا انگشت هم برام کفایت می‌کنه.
‫من آماده‌ام.

274
00:22:39,120 --> 00:22:42,102
‫پس تنها کسی که فرار می‌کنه منم...

275
00:22:42,102 --> 00:22:43,446
‫بهش فکر نکن.

276
00:22:44,412 --> 00:22:47,856
‫از اولش هم، تو هرگز
‫مطیع خواسته‌های مارلی نبودی.

277
00:22:48,360 --> 00:22:50,880
‫دیگه مجبور نیستی
‫چیزی رو به دوش بکشی.

278
00:22:52,854 --> 00:22:55,878
‫تو تمام این مدت، دلم می‌خواست

279
00:22:56,592 --> 00:22:58,692
‫از تو و برتولت عذرخواهی کنم.

280
00:22:58,692 --> 00:23:00,582
‫همه‌اش برمیگرده به اون روز،

281
00:23:00,582 --> 00:23:03,396
‫روزی که من به ماموریتی که
‫آغاز این اتفاقات بود ادامه دادم.

282
00:23:03,984 --> 00:23:06,882
‫اون روز، اگه من برمی‌گشتم،

283
00:23:07,428 --> 00:23:12,510
‫تو و برتولت می‌تونستید برید خونه
‫و خانواده‌هاتون رو ببینید.

284
00:23:14,316 --> 00:23:17,298
‫حتی معذرت‌خواهی کردن هم
‫بهم احساس گستاخ بودن رو می‌ده.

285
00:23:18,516 --> 00:23:23,178
‫آره. نمی‌دونم چندبار تصمیم گرفتم
‫که بکُشمت، فقط جلوی خودم رو گرفتم.

286
00:23:25,152 --> 00:23:28,176
‫خوشحالم که منو نکُشتی.

287
00:23:34,350 --> 00:23:36,198
‫مواظب گبی و فالکو باش.

288
00:23:37,500 --> 00:23:39,180
‫بله، قربان.

289
00:23:43,086 --> 00:23:44,934
‫آنی!

290
00:23:44,934 --> 00:23:47,034
‫آنی، مراقب خودت باش!

291
00:23:47,034 --> 00:23:48,210
‫بعدا می‌بینیمت!

292
00:23:58,836 --> 00:24:01,356
‫آرمین، مشکلی با این قضیه نداری؟

293
00:24:02,112 --> 00:24:03,204
‫با کدوم قضیه؟

294
00:24:03,582 --> 00:24:07,194
‫راستش رو بخوای، روش حساب کرده بودم.

295
00:24:07,194 --> 00:24:10,218
‫ولی آنی به اندازه کافی جنگیده.

296
00:24:11,436 --> 00:24:13,746
‫من...

297
00:24:14,754 --> 00:24:17,610
‫می‌خوام آنی همیشه خود واقعیش باشه.

298
00:24:19,374 --> 00:24:21,978
‫شما دوتا از اومدن با ما مطمئن هستید؟

299
00:24:21,978 --> 00:24:26,724
‫حتی اگه رژه ویرانگر متوقف بشه، الدیایی‌ها
‫خودشون رو تو موقعیت چندان خوبی نمی‌بینن...

300
00:24:26,724 --> 00:24:32,016
‫ازینکه بهش اعتراف کنم متنفرم،
‫ولی حق با تو بود، هانجی.

301
00:24:32,016 --> 00:24:35,880
‫ژنرال ماگات یک دستور نهایی بهمون داد:

302
00:24:36,720 --> 00:24:40,542
‫که باهمدیگه کار کنیم
‫و هر کاری که لازمه رو انجام بدیم.

303
00:24:41,508 --> 00:24:42,684
‫پیک.

304
00:24:43,230 --> 00:24:47,346
‫خیلی دوست دارم که بعضی وقت‌ها
‫پشت غول بارکش بشینم و گرمای وجودش رو حس...

305
00:24:47,346 --> 00:24:48,774
‫نه.

306
00:24:48,774 --> 00:24:50,748
‫چقدر یهویی و عجیب
‫رفتارت تغییر کرد.

307
00:24:53,436 --> 00:24:57,762
‫می‌بینم که عشقت به غول‌ها
‫هنوز بی‌نتیجه مونده، چهار چشمی.

308
00:24:57,762 --> 00:24:59,778
‫خیلی زود با هم رفیق می‌شیم.

309
00:25:05,616 --> 00:25:09,522
‫بگو ببینم، لیوای.
‫به نظرت همه‌شون دارن تماشا می‌کنن؟

310
00:25:11,118 --> 00:25:16,284
‫به نظرت الآن می‌تونیم با افتخار در
‫مقابل هم‌رزم‌های کُشته‌شدمون بایستیم؟

311
00:25:18,090 --> 00:25:21,282
‫خواهش می‌کنم عین اون حرف نزن.

312
00:25:24,852 --> 00:25:27,540
‫خوبه. شروع به سوخت‌گیری کنید!

313
00:25:28,002 --> 00:25:29,346
‫چشم، قربان.

314
00:25:30,060 --> 00:25:31,404
‫خداروشکر.

315
00:25:31,404 --> 00:25:34,596
‫قبل ازینکه رژه ویرانگر به
‫اینجا برسه تمومش می‌کنیم.

316
00:26:01,392 --> 00:26:02,946
‫فلوک...

317
00:26:03,366 --> 00:26:06,516
‫نگو که کل این مسیر رو
‫تا اینجا به کشتی چسبیده بودی...

318
00:26:06,516 --> 00:26:07,440
‫هانجی!

319
00:26:09,372 --> 00:26:11,724
‫تو باک سوخت چند تا سوراخ ایجاد شده!

320
00:26:16,470 --> 00:26:18,276
‫با این وضعیت نمی‌تونیم پرواز کنیم!

321
00:26:18,276 --> 00:26:19,326
‫امیدت رو از دست نده.

322
00:26:20,082 --> 00:26:22,476
‫اگه این سوراخ‌هارو بپوشونیم،
‫می‌تونیش راهش بندازیم!

323
00:26:23,232 --> 00:26:24,492
‫ابزار جوشکاری رو بیارید!

324
00:26:26,928 --> 00:26:28,482
‫چقدر زمان می‌بره؟

325
00:26:29,070 --> 00:26:32,850
‫با صفحات حلبی، تو یه ساعت
‫به سختی میشه تمومش کرد.

326
00:26:40,578 --> 00:26:42,342
‫این صدا...

327
00:26:43,980 --> 00:26:44,862
‫نگو که...

328
00:26:47,676 --> 00:26:48,852
‫اینجاست.

329
00:26:50,028 --> 00:26:52,800
‫رژه ویرانگر... اینجاست.

330
00:26:54,900 --> 00:26:57,126
‫اینکارو نکنید.

331
00:26:57,672 --> 00:27:01,116
‫خواهش می‌کنم... نرید...

332
00:27:01,116 --> 00:27:04,098
‫موتور رو بررسی کن! عجله کن!
‫فلوک...
‫هر لحظه برای سوخت‌گیری مجدد آماده باشید!

333
00:27:04,098 --> 00:27:09,810
‫هر... کسی... که...
‫در جزیره... هست... کُشته می‌شه...

334
00:27:09,810 --> 00:27:14,136
‫شیاطین ما...

335
00:27:15,354 --> 00:27:17,664
‫تنها و تنها...

336
00:27:18,336 --> 00:27:21,906
‫امید... ما هستن...

337
00:27:23,670 --> 00:27:25,770
‫زودباش! فلوک!

338
00:27:25,770 --> 00:27:27,156
‫اون مُرده.

339
00:27:28,332 --> 00:27:32,910
‫همونطوریه که تو گفتی، فلوک.

340
00:27:33,414 --> 00:27:36,354
‫ولی نمی‌تونم تسلیم بشم.

341
00:27:37,110 --> 00:27:38,664
‫حتی اگه امروز بی‌فایده باشه،

342
00:27:39,924 --> 00:27:41,688
‫شاید یه روزی...

343
00:27:53,196 --> 00:27:55,212
‫آخه چرا؟ بذار بیایم بیرون!

344
00:27:55,212 --> 00:27:57,270
‫غول‌ها بیخ گوشمون هستن، مگه نه؟

345
00:27:57,270 --> 00:27:58,488
‫بذار بیایم بیرون!
‫درو باز کن!

346
00:27:58,488 --> 00:28:00,042
‫زودباش!
‫ساکت شید!

347
00:28:04,788 --> 00:28:07,476
‫آرمین، نقشه‌ای داری؟

348
00:28:08,736 --> 00:28:11,424
‫فقط یکی.

349
00:28:11,424 --> 00:28:14,154
‫من اینجا می‌مونم و سرعتشون رو کم می‌کنم.

350
00:28:14,154 --> 00:28:15,792
‫این کار تو نیست.

351
00:28:15,792 --> 00:28:19,110
‫تو تنها برگ برنده ما
‫برای متوقف کردن ارن هستی.

352
00:28:20,202 --> 00:28:21,252
‫من انجامش می‌دم.

353
00:28:21,252 --> 00:28:22,638
‫البته که این کار درستی نیست.

354
00:28:23,184 --> 00:28:27,132
‫نمی‌تونیم بیشتر از این
‫قدرت‌های غولی خودمون رو از دست بدیم.

355
00:28:27,972 --> 00:28:31,038
‫کسی که شما رو به اینجا کشونده من هستم.

356
00:28:31,038 --> 00:28:34,398
‫و ما دوستان و هم‌رزم‌های زیادی
‫رو برای رسیدن به اینجا به قتل رسوندیم.

357
00:28:34,986 --> 00:28:37,128
‫مسئولیت تمام اینها با منه.

358
00:28:37,800 --> 00:28:39,102
‫هانجی...

359
00:28:41,076 --> 00:28:42,882
‫آرمین آرللت.

360
00:28:42,882 --> 00:28:47,040
‫بدین وسیله شما رو به عنوان پانزدهمین
‫فرمانده گروهان شناسایی منصوب می‌کنم.

361
00:28:48,636 --> 00:28:51,744
‫این موقعیت و جایگاه نیاز
‫به کیفیت خاص و مشخصی داره...

362
00:28:51,744 --> 00:28:54,558
‫نیازمند یک ذهن برتره که
‫همیشه به دنبال درک مسائل بیشتر باشه.

363
00:28:55,440 --> 00:28:58,044
‫هیچکسی اینجا مناسب‌تر از تو نیست.

364
00:28:59,220 --> 00:29:01,026
‫همه‌رو به تو می‌سپارم.

365
00:29:03,630 --> 00:29:05,268
‫خب، همین بود.

366
00:29:05,268 --> 00:29:06,738
‫می‌بینمـتون.

367
00:29:07,242 --> 00:29:08,628
‫آه، بله.

368
00:29:08,628 --> 00:29:12,828
‫الآن لیوای زیر دست توئه،
‫پس حسابی ازش کار بکش.

369
00:29:21,060 --> 00:29:23,328
‫هی. چهار چشمی.

370
00:29:24,336 --> 00:29:26,142
‫تو درک می‌کنی لیوای، درسته؟

371
00:29:26,142 --> 00:29:29,838
‫بالاخره نوبت من رسیده.

372
00:29:32,316 --> 00:29:36,684
‫از این میلی که برای داشتن
‫یه خداحافظی باحال دارم گیج شدم.

373
00:29:37,230 --> 00:29:39,204
‫جلوی کاری که
‫می‌خوام بکنم رو نگیر.

374
00:29:48,822 --> 00:29:50,754
‫قلبت رو فدا کن.

375
00:29:57,474 --> 00:29:59,784
‫اولین باریه که
‫این حرف رو از دهن تو می‌شنوم.

376
00:30:01,212 --> 00:30:02,892
‫هانجی!

377
00:30:16,206 --> 00:30:20,658
‫آه، غول‌ها واقعاً شگفت‌انگیز هستن!

378
00:31:10,806 --> 00:31:13,284
‫سوراخ‌ها بسته شد!
‫سوخت‌گیری کنید!

379
00:31:13,284 --> 00:31:15,552
‫عجله کنید! یالا!

380
00:31:40,248 --> 00:31:41,802
‫درست بالا سرمون هستن!

381
00:31:41,802 --> 00:31:45,036
‫دیگه وقتی برای سوخت‌گیری نداریم!
‫موتور رو روشن کنید!

382
00:31:48,900 --> 00:31:50,790
‫رو به حلو هُلش بدید!

383
00:31:57,300 --> 00:31:58,434
‫به زمان بیشتری احتیاج دارن؟!

384
00:32:01,920 --> 00:32:02,928
‫داغه!

385
00:32:19,938 --> 00:32:21,702
‫راهش بندازید!

386
00:32:22,248 --> 00:32:23,340
‫دستمو بگیر!

387
00:32:47,028 --> 00:32:47,994
‫هانجی...

388
00:33:02,652 --> 00:33:05,508
‫خداحافظ، هانجی.

389
00:33:06,810 --> 00:33:07,944
‫ما رو تماشا کن.

390
00:33:25,794 --> 00:33:26,760
‫کشتی پرنده!

391
00:33:29,112 --> 00:33:30,540
‫پرواز کرد.

392
00:33:32,052 --> 00:33:36,420
‫هانجی، تو وظیفه‌ات رو انجام دادی.

393
00:33:37,218 --> 00:33:38,856
‫اروین؟

394
00:33:38,856 --> 00:33:40,200
‫شما بچه‌ها...

395
00:33:49,524 --> 00:33:50,616
‫فهمیدم.

396
00:33:54,270 --> 00:33:59,814
‫بهت بگم، بعد ازینکه فرمانده شدم
‫حتی وقت سر خاروندن هم نداشتم.

397
00:34:01,032 --> 00:34:03,006
‫یعنی، با حماقت‌های ارن.

398
00:34:03,006 --> 00:34:05,904
‫آره، حتماً کلی سختی کشیدی.

399
00:34:06,786 --> 00:34:08,214
‫می‌تونی برامون تعریف کنی.

400
00:34:09,138 --> 00:34:10,020
‫باشه.

401
00:34:11,574 --> 00:34:21,570
‫[بخش 2]
‫[گناه‌کاران]

402
00:34:38,454 --> 00:34:39,840
‫سوخت کشتی...

403
00:34:39,840 --> 00:34:43,242
‫آره. فقط تونستن که نصف باک
‫رو پُر کنن.

404
00:34:44,082 --> 00:34:46,476
‫ما رو به فورت سالتا می‌رسونه؟

405
00:34:48,156 --> 00:34:50,214
‫مطمئن می‌شم که به قلعه برسیم.

406
00:34:51,810 --> 00:34:56,850
‫این پرواز آخرین امیدمونه،
‫و هانجی برای این پرواز جونش رو داد.

407
00:34:57,396 --> 00:35:01,638
‫شما رو به اون منطقه می‌رسونم. قسم می‌خورم.

408
00:35:03,276 --> 00:35:07,350
‫پس شما مطمئن بشید که
‫جلوی رژه ویرانگر رو می‌گیرید،

409
00:35:08,442 --> 00:35:09,954
‫به هر قیمتی که شده.

410
00:35:11,214 --> 00:35:12,474
‫جلوشو می‌گیریم.

411
00:35:12,474 --> 00:35:15,036
‫روی تو حساب باز کردیم، اونیان‌کاپون.

412
00:35:17,346 --> 00:35:18,270
‫و حالا...

413
00:35:19,068 --> 00:35:20,874
‫بیاید درباره نقشه‌مون حرف بزنیم.

414
00:35:22,764 --> 00:35:26,880
‫پیک، فرمانده لیوای، شکل و شمایل
‫غول بنیان‌گذار تقریباً این شکلیه؟

415
00:35:26,880 --> 00:35:30,114
‫آره، هرچند من نتونستم به خوبی نگاهش کنم.

416
00:35:30,618 --> 00:35:35,406
‫اساساً، یه بقچه انبوهی از استخوان‌هاست
‫که مثل یه حشره در حرکت هستن.

417
00:35:35,574 --> 00:35:39,900
‫اگه شبیه یه غول عادی باشه، ارن باید
‫تو گردن و نزدیک به سر حضور داشته باشه.

418
00:35:39,900 --> 00:35:43,512
‫با توجه به قابلیت‌های غول چکش جنگ،
‫تضمینی براش نیست.

419
00:35:44,394 --> 00:35:48,678
‫به عبارت دیگه، ما نمی‌دونیم که
‫ارن تو کدوم قسمت قرار داره.

420
00:35:49,266 --> 00:35:53,550
‫حتی اگه ندونیم اون کجاست،
‫می‌تونیم کُلش رو نابود کنیم.

421
00:35:54,306 --> 00:35:57,624
‫درست همونطوری که بندر لیبریو رو

422
00:35:58,674 --> 00:36:01,152
‫با غول عظیم‌الجثه نابود کردید.

423
00:36:04,512 --> 00:36:08,292
‫این قطعاً موثر ترین روش خواهد بود.

424
00:36:09,468 --> 00:36:12,744
‫ولی اینو می‌ذاریم برای بعد ازینکه
‫فرصتمون رو برای صحبت با ارن استفاده کردیم.

425
00:36:13,626 --> 00:36:16,734
‫اگه بازم راهی برای متوقف کردن ارن باقی نموند،

426
00:36:17,406 --> 00:36:19,044
‫این آخرین راه حل ما میشه.

427
00:36:21,312 --> 00:36:24,462
‫خیلی عالیه که آخرین راه حل رو داریم،

428
00:36:24,462 --> 00:36:28,788
‫ولی مگه ارن از طریق زیک
‫غول بنیان‌گذار رو کنترل نمی‌کنه؟

429
00:36:28,788 --> 00:36:32,988
‫اگه اول زیک رو بکُشیم
‫رژه ویرانگر متوقف نمی‌شه؟

430
00:36:33,870 --> 00:36:36,600
‫درسته. احتمالش هست!

431
00:36:36,600 --> 00:36:40,506
‫هیچ مدرک قطعی‌ای وجود نداره،
‫ولی هانجی فکر می‌کرد که این عملی می‌شه.

432
00:36:40,506 --> 00:36:43,194
‫ولی اگه از موقعیت زیک هم
‫خبردار نباشیم...

433
00:36:43,824 --> 00:36:50,292
‫فقط باید اون آشغال بی‌مصرف رو پیداش کنیم،
‫اون هیولا، لای اون استخوان‌هاست.

434
00:36:58,650 --> 00:37:02,220
‫من کار زیک رو تموم می‌کنم.

435
00:37:04,404 --> 00:37:08,226
‫کمکم کنید.

436
00:37:09,780 --> 00:37:10,830
‫فرمانده...

437
00:37:12,426 --> 00:37:17,508
‫به روی چشم. دوستان و هم‌رزم‌های زیادی
‫رو کُشتیم تا این شی به پرواز دربیاد.

438
00:37:18,810 --> 00:37:22,674
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم که این کُشت و کُشتار
‫بیهوده صورت گرفته باشه.

439
00:37:23,934 --> 00:37:27,168
‫همه‌چیز باید در جهت متوقف کردن
‫رژه ویرانگر باشه.

440
00:37:27,672 --> 00:37:29,268
‫من جونم رو هم برای اینکار می‌دم.

441
00:37:30,612 --> 00:37:31,662
‫جان...

442
00:37:32,292 --> 00:37:38,844
‫من به ساموئل و دز شلیک کردم
‫و بقیه آدمایی که می‌شناختم رو تیکه‌پاره کردم.

443
00:37:40,986 --> 00:37:43,548
‫بخاطر انجام این کارها خائن خطابم کردن،

444
00:37:43,548 --> 00:37:47,706
‫منم تو این مدت به خودم می‌گفتم
‫که همه این کارها برای نجات دنیاست.

445
00:37:50,100 --> 00:37:51,192
‫هی، راینر.

446
00:37:51,864 --> 00:37:56,316
‫برای تو، برتولت و آنی هم
‫عذاب‌آور بوده، مگه نه؟

447
00:37:58,752 --> 00:38:02,322
‫دیگه حتی برای گناهانی که
‫مرتکب شدم نمی‌تونم طلب بخشش کنم.

448
00:38:03,414 --> 00:38:08,580
‫حتی اگه بشریت رو نجات بدیم،
‫شک دارم که بتونم خودم رو ببخشم.

449
00:38:16,560 --> 00:38:17,484
‫پس...

450
00:38:18,072 --> 00:38:22,104
‫بیاید حداقل باقی‌مونده
‫بشریت رو نجات بدیم.

451
00:38:25,464 --> 00:38:27,858
‫حق با توئه، راینر.

452
00:38:28,404 --> 00:38:30,504
‫حتی اگه نتونیم جبرانش کنیم،

453
00:38:30,504 --> 00:38:33,654
‫هنوز می‌تونیم کارایی
‫که ازمون برمیاد رو انجام بدیم.

454
00:38:38,862 --> 00:38:43,272
‫درسته. ما درست عین هم هستیم، راینر.

455
00:38:45,498 --> 00:38:48,648
‫من هیچوقت حق قضاوت کردن تورو نداشتم.

456
00:38:48,648 --> 00:38:53,142
‫برای نجات بقیه تبدیل به یه قاتل شدم.

457
00:38:54,612 --> 00:38:55,704
‫می‌دونی...

458
00:38:57,006 --> 00:39:01,080
‫شبی که به لیبریو حمله شد،
‫ارن هم همچین حرفی رو بهم زد.

459
00:39:04,566 --> 00:39:09,354
‫حس می‌کنم از برخی تفکراتی که
‫تو مغز ارن می‌گذره سردر بیارم.

460
00:39:09,900 --> 00:39:13,722
‫ممکنه ارن ازمون بخواد که متوقفش کنیم؟

461
00:39:15,696 --> 00:39:17,166
‫منظورت چیه؟

462
00:39:17,166 --> 00:39:21,030
‫خب، فقط این فکر به
‫ذهنم خطور کرد.

463
00:39:22,500 --> 00:39:25,608
‫یه چیزی تمام این مدت منو اذیتم کرده.

464
00:39:27,036 --> 00:39:32,202
‫ارن قدرت تغییر تمام الدیایی‌ها
‫و غول‌هارو داره.

465
00:39:32,916 --> 00:39:37,788
‫و با این وجود قابلیت‌های ما
‫به عنوان یه غول سر جای خودش باقی مونده.

466
00:39:39,636 --> 00:39:43,332
‫منظورت اینه ارن از قصد
‫این اختیار رو بهمون می‌ده؟

467
00:39:43,962 --> 00:39:46,734
‫دقیقاً. بهمون اجازه می‌ده
‫که آزادانه تصمیم بگیریم.

468
00:39:47,532 --> 00:39:51,816
‫انگار داره ما رو امتحان می‌کنه
‫ببینه واکنش ما به کارهایی که انجام می‌ده چیه.

469
00:39:53,160 --> 00:39:57,318
‫چرا؟ ممکنه تو متوقف کردن
‫رژه ویرانگر موفق بشیم.

470
00:39:57,906 --> 00:40:01,392
‫حتماً برای اون هم عذاب آور بوده.

471
00:40:02,064 --> 00:40:06,180
‫مرتکب شدن قتل عام...
‫باری نیست که به راحتی بتونی تحمل بکنی.

472
00:40:06,684 --> 00:40:11,010
‫اگه من جاش بودم، ازینکه قدرت غول بنیان‌گذار
‫رو به شخص دیگه‌ای بسپارم مستاصل می‌شدم.

473
00:40:11,640 --> 00:40:15,000
‫و اگه امکان این کار نبود،
‫می‌خواستم یکی باشه که...

474
00:40:17,562 --> 00:40:18,696
‫کارم رو تموم کنه و جلوم رو بگیره.

475
00:40:19,746 --> 00:40:20,712
‫چی؟

476
00:40:27,852 --> 00:40:29,112
‫دوباره؟!

477
00:40:29,112 --> 00:40:30,204
‫اینجا...

478
00:40:33,648 --> 00:40:36,756
‫چی شد، حرفامون رو می‌شنوه؟

479
00:40:37,386 --> 00:40:39,486
‫ارن! خواهش می‌کنم به حرفام گوش بده!

480
00:40:39,864 --> 00:40:41,502
‫دیگه کافیه!

481
00:40:41,502 --> 00:40:47,088
‫مطمئنم که هیچکس نمی‌تونه تا
‫صدها سال به جزیره حمله کنه!

482
00:40:47,088 --> 00:40:50,910
‫ویرانی و ترسی که ایجاد کردی
‫در همین حد زیاد بوده!

483
00:40:50,910 --> 00:40:55,026
‫اگه الآن دست نگه داری، می‌تونیم به همه اینا
‫با موافقت با معاهده عدم تجواز پایان بدیم!

484
00:40:55,026 --> 00:40:57,630
‫دیگه مجبور نیستی آدمای
‫بیشتر رو بکُشی!

485
00:40:57,630 --> 00:40:59,856
‫جزیره دیگه الآن مشکلی نداره!

486
00:41:04,140 --> 00:41:06,198
‫متاسفم، ارن!

487
00:41:06,198 --> 00:41:09,138
‫ما بودیم که تورو به اینجا رسوندیم!

488
00:41:10,482 --> 00:41:11,658
‫ارن...

489
00:41:11,658 --> 00:41:12,876
‫ارن!

490
00:41:12,876 --> 00:41:15,228
‫ازینجا به بعدش رو بسپار به ما!

491
00:41:15,732 --> 00:41:19,974
‫مجبور نیستی بخاطر ما
‫دست به نسل‌کشی بزنی!

492
00:41:20,436 --> 00:41:22,242
‫درسته.

493
00:41:22,242 --> 00:41:23,124
‫ارن!

494
00:41:23,838 --> 00:41:26,484
‫بعد از بلایی که سر ساشا اومد
‫ازت متنفر بودم،

495
00:41:26,484 --> 00:41:29,256
‫ولی در حقیقت، توهم داشتی
‫عذاب می‌کشیدی، مگه نه؟!

496
00:41:29,718 --> 00:41:33,078
‫با این وجود، من حتی سعی نکردم که
‫از دیدگاه تو به همه چیز نگاه کنم!

497
00:41:38,118 --> 00:41:39,084
‫ارن...

498
00:41:39,756 --> 00:41:44,082
‫من... می‌خوام که بار گناهانت
‫رو باهات شریک بشم.

499
00:41:44,082 --> 00:41:47,526
‫گناهانی که مرتکب شدی...
‫تقصیر ما هم هست.

500
00:41:48,282 --> 00:41:52,104
‫پس خواهش می‌کنم، دیگه دست رد
‫به سینه ما نزن.

501
00:41:53,238 --> 00:41:57,102
‫خواهش می‌کنم، ارن، برگرد پیش ما!

502
00:41:58,992 --> 00:42:00,546
‫حرفاشون رو شنیدی، ارن.

503
00:42:01,134 --> 00:42:04,326
‫اگه الآن تمومش کنی، فقط
‫یه لگد بهت می‌زنم.

504
00:42:05,502 --> 00:42:08,736
‫خب؟ وقتش نشده که
‫حرفی بزنی؟

505
00:42:14,238 --> 00:42:15,246
‫ارن؟!

506
00:42:16,044 --> 00:42:18,228
‫رژه ویرانگر متوقف نمیشه.

507
00:42:19,362 --> 00:42:24,486
‫همچنین آینده جزیره پارادایس رو
‫به دست تقدیر نمی‌سپارم.

508
00:42:25,662 --> 00:42:27,762
‫من به راهم ادامه می‌دم.

509
00:42:31,626 --> 00:42:32,634
‫اونجا.

510
00:42:42,462 --> 00:42:43,554
‫ارن!

511
00:42:47,250 --> 00:42:49,812
‫ها؟! اون یه... بچه نیست؟!

512
00:42:49,812 --> 00:42:52,122
‫آره، ولی خود ارنـه!

513
00:43:00,312 --> 00:43:01,152
‫ارن!

514
00:43:01,152 --> 00:43:03,462
‫برای چی ردمون می‌کنی، ارن؟

515
00:43:03,462 --> 00:43:05,772
‫چرا فکر می‌کنی نمی‌تونی
‫روی ما حساب کنی؟

516
00:43:06,612 --> 00:43:10,434
‫برای چی اجازه می‌دی قدرت‌های
‫غولی ما برامون باقی بمونه؟

517
00:43:10,434 --> 00:43:12,534
‫اینجا می‌تونیم هر قدر بخوایم
‫حرف بزنیم، درسته؟

518
00:43:12,870 --> 00:43:14,256
‫باهامون حرف بزن!

519
00:43:14,256 --> 00:43:16,188
‫ما همیشه باهم بودیم!

520
00:43:16,188 --> 00:43:18,540
‫خواهش می‌کنم بیشتر ازین
‫ازمون دور نشو!

521
00:43:18,918 --> 00:43:20,262
‫ارن!

522
00:43:20,808 --> 00:43:26,268
‫برای به دست آوردن آزادی،
‫آزادی دنیا رو ازشون می‌گیرم.

523
00:43:26,940 --> 00:43:30,930
‫ولی هیچ چیزی رو
‫از هیچ‌یک از شما ها نخواهم گرفت.

524
00:43:32,022 --> 00:43:33,912
‫شما همه‌تون آزاد هستید.

525
00:43:37,356 --> 00:43:40,926
‫شما آزادید تا از آزادی دنیا دفاع کنید.

526
00:43:42,480 --> 00:43:45,378
‫و منم آزادم تا به حرکت ادامه بدم.

527
00:43:46,428 --> 00:43:52,056
‫تا موقعی که به اعتقادات خودمون
‫پایبند باشیم، درگیری و جنگ اجتناب ناپذیره.

528
00:43:54,450 --> 00:43:57,306
‫فقط یه کاری هست که می‌تونیم
‫انجامش بدیم.

529
00:43:58,692 --> 00:43:59,910
‫جنگیدن.

530
00:44:02,682 --> 00:44:04,320
‫ولی...

531
00:44:05,118 --> 00:44:06,630
‫پس چرا...

532
00:44:07,344 --> 00:44:09,780
‫مارو به اینجا آوردی؟

533
00:44:10,746 --> 00:44:14,820
‫تا بهتون بگم که نیازی به بحث
‫و صحبت کردن نیست.

534
00:44:17,298 --> 00:44:19,734
‫اگه دلتون می‌خواد جلوی من رو بگیرید،

535
00:44:19,734 --> 00:44:22,254
‫کاری کنید نفس آخرم رو بکشم.

536
00:44:23,556 --> 00:44:25,740
‫همه‌تون آزادید.

537
00:44:31,830 --> 00:44:32,754
‫چی شد؟

538
00:44:32,754 --> 00:44:33,552
‫حال همگی خوبه؟

539
00:44:35,568 --> 00:44:39,684
‫به نظر حق با من بود.

540
00:44:40,398 --> 00:44:43,086
‫پس واقعاً هیچ راهی
‫برای درست کردنش نیست؟

541
00:44:46,992 --> 00:44:49,512
‫به نظر می‌رسه قرار نیست
‫با راه‌های مسالمت‌آمیز حلش کنیم.

542
00:44:50,352 --> 00:44:51,318
‫حالا چی...

543
00:44:52,704 --> 00:44:53,838
‫فرمانده؟

544
00:45:05,052 --> 00:45:07,110
‫حالا کجا می‌ریم؟

545
00:45:07,404 --> 00:45:10,764
‫چند روز آینده رو برای سفر
‫به هیزورو سپری می‌کنیم.

546
00:45:10,764 --> 00:45:15,342
‫اعتقاد دارم که گروه بانو میکاسا
‫رژه ویرانگر رو متوقف می‌کنه.

547
00:45:15,762 --> 00:45:20,928
‫هر چند، انتظار دارم که هیزورو همین الآن هم
‫به عنوان یک ملت در حال فروپاشی باشه.

548
00:45:22,146 --> 00:45:25,632
‫به نظر میاد یه مدتی به جز ماهی
‫چیزی برای خوردن گیرمون نمیاد.

549
00:45:26,346 --> 00:45:29,370
‫غذاهای دریایی هیزورو فوق‌العاده هستن.

550
00:45:29,916 --> 00:45:31,470
‫خوبه.

551
00:45:31,470 --> 00:45:34,116
‫اوه، گمون کنم پرنده هم برای خوردن باشه.

552
00:45:38,568 --> 00:45:41,760
‫من کسی هستم که ارن و زیک
‫رو به همدیگه رسوندم.

553
00:45:43,776 --> 00:45:45,918
‫تصور می‌کنم هیچ راهی برای جبران گناه

554
00:45:45,918 --> 00:45:49,278
‫این کشتار دسته جمعی
‫که به بار آوردم وجود داشته باشه.

555
00:45:52,344 --> 00:45:55,578
‫پس، اگه بتونی به عقب برگردی
‫و همه چیز رو دوباره انجام بدی،

556
00:45:55,578 --> 00:46:00,030
‫دیگه با الدیایی‌ها همکاری نمی‌کنی
‫و نابودی جزیره پارادایس رو تماشا می‌کنی؟

557
00:46:02,214 --> 00:46:04,860
‫زمان به عقب برنمی‌گرده.

558
00:46:05,532 --> 00:46:09,354
‫ولی پشیمانی من
‫تا ابد گریبان‌گیرم خواهد بود.

559
00:46:10,278 --> 00:46:13,470
‫نمی‌تونم بگم هر کاری در
توانم بود به منظور ‫پیدا کردن

560
00:46:13,512 --> 00:46:16,242
راهی برای نجات
الدیایی‌ها انجام دادم.

561
00:46:17,292 --> 00:46:23,046
‫سود و افتخار طایفه و خانواده‌ام رو
‫وظیفه اصلی خودم قرار دادم.

562
00:46:29,934 --> 00:46:34,512
‫چرا حتماً باید از دست دادن رو
‫تجربه کنیم تا بفهمیم که...

563
00:46:36,864 --> 00:46:41,568
‫چگونه باید به دیگران احترام بذاریم و ارزش بدیم
‫بدون اینکه خودمون رو تو اولویت قرار بدیم؟

564
00:46:44,928 --> 00:46:48,708
‫ولی حالا... خیلی دیر شده.

565
00:46:52,656 --> 00:46:56,142
‫آنی، من... یه خوابی دیدم.

566
00:46:56,814 --> 00:46:59,544
‫یه خواب؟ از گالیارد بود؟

567
00:47:00,006 --> 00:47:03,450
‫یه خواب از زیک بود...
‫نه، در اصل خاطرات زیک بود.

568
00:47:03,450 --> 00:47:07,440
‫اگه اشتباه نکنم، غول زن می‌تونه قدرت
‫غول‌های دیگه رو جذب اعضای بدنشون

569
00:47:07,440 --> 00:47:09,792
‫تقلید کنه و جذب کنه، درسته؟

570
00:47:10,254 --> 00:47:13,782
‫آره. ازونجایی که غول زن قدرت
‫تقلید منحصر به فردی رو داره،

571
00:47:13,782 --> 00:47:15,420
‫مجبور بودم که هر خرت و پرتی
‫رو بخورم.

572
00:47:15,420 --> 00:47:16,932
‫ولی این چه اهمیتی داره؟

573
00:47:16,932 --> 00:47:18,066
‫درست همونطور که حدس می‌زدیم!
‫پس، بنابراین...

574
00:47:18,066 --> 00:47:20,082
‫شاید کاری باشه که بتونیم انجام بدیم!

575
00:47:20,082 --> 00:47:21,426
‫ولی نه... صبر کن، در مورد...

576
00:47:21,426 --> 00:47:22,812
‫اوه، دهنتون رو ببندید!

577
00:47:22,812 --> 00:47:24,702
‫برید یکم زغالی چیزی بیارید با خودتون!

578
00:47:28,398 --> 00:47:31,338
‫گفتی خاطرات زیک رو دیدی؟

579
00:47:31,716 --> 00:47:36,462
‫بله. من با خوردن مایع نخاعی
‫زیک تبدیل به غول شدم.

580
00:47:36,462 --> 00:47:40,326
‫به نظر میاد بخاطر همینه که برخی از
‫ویژگی‌های غول هیولا رو بروز میده.

581
00:47:40,830 --> 00:47:43,728
‫فهمیدم. ادامه بده.

582
00:47:44,232 --> 00:47:46,458
‫خاطره‌ای که اغلب می‌بینم...

583
00:47:47,130 --> 00:47:49,608
‫خاطره‌ایه که دارم روی
‫ابرها پرواز می‌کنم.

584
00:47:50,322 --> 00:47:53,640
‫و فقط این نیست.
‫بهم این حس رو میده که...

585
00:47:54,564 --> 00:47:56,412
می‌تونم واقعاً انجامش بدم.

586
00:48:07,626 --> 00:48:09,894
‫اونجا فورت سالتاـست.

587
00:48:10,314 --> 00:48:12,414
‫واقعاً اونجا کشتی هوایی هست؟

588
00:48:12,414 --> 00:48:17,454
‫چه‌میدونم. تا وقتی به
‫اونجا نرسیم هیچی مشخص نیست.

589
00:48:17,454 --> 00:48:21,024
‫واقعاً فکر می‌کنی با دزدین یه کشتی هوایی
‫می‌تونید فرار کنی؟

590
00:48:21,024 --> 00:48:23,334
‫شما الدیایی‌ها؟

591
00:48:26,358 --> 00:48:28,962
‫حرف دهنت رو بفهم، مارلیایی.

592
00:48:29,508 --> 00:48:33,456
‫اگه زیر پای یه غول له و لورده نشدی
‫همه‌ش به لطف ماست.

593
00:48:33,456 --> 00:48:37,824
‫اگه حدسمون درباره کشتی هوایی غلط باشه،
‫خانواده‌ات تو رژه ویرانگر از بین می‌رن.

594
00:48:38,328 --> 00:48:41,604
‫اگه بهمون خیانت کنی، یه گلوله حرومت می‌کنم.

595
00:48:41,604 --> 00:48:44,838
‫این تنها راه نجات همگی ماـست.

596
00:48:45,174 --> 00:48:50,130
‫مهم نیست که چقدر احتمالش کم باشه.
‫همه‌مون جون سالم بدر می‌بریم.

597
00:48:55,212 --> 00:48:57,354
‫مشکلی نیست، خانم بران.

598
00:48:57,354 --> 00:48:59,118
‫اون دوتا خیلی قوی هستند.

599
00:48:59,118 --> 00:49:01,344
‫مطمئنم که پیش رانیر و کلت هستند...

600
00:49:01,344 --> 00:49:03,948
‫دخترمون تو سرزمین شیاطینه!

601
00:49:03,948 --> 00:49:06,342
‫چطوری اونجا زنده می‌مونه؟

602
00:49:07,392 --> 00:49:10,122
‫اگه بیخیال جنگجو شدن می‌شد،

603
00:49:10,122 --> 00:49:12,390
‫تو لحظه‌های آخر می‌تونستیم
‫در کنار هم باشیم...

604
00:49:16,086 --> 00:49:17,514
‫راینر...

605
00:49:18,858 --> 00:49:22,008
‫آقای فینگر، اون بازوبند رو
‫از پنجره پرت کنید بیرون.

606
00:49:22,512 --> 00:49:28,518
‫این بازوبند چیزیه که دخترم با فداکردن
‫همه چیزش برای کمک به من به دست آورده.

607
00:49:29,484 --> 00:49:30,534
‫اوف...

608
00:49:31,416 --> 00:49:32,508
‫هی! اونجارو ببینید!

609
00:49:33,264 --> 00:49:36,288
‫اوه، نه! کشتی‌های هوایی!

610
00:49:36,792 --> 00:49:39,144
‫عجله کن! حتی اگه یه دونه
‫باقی مونده باشه می‌تونیم موفق بشیم!

611
00:49:39,144 --> 00:49:40,026
‫می‌دونم!

612
00:49:48,174 --> 00:49:51,156
‫هی، اون مه چیه؟

613
00:49:52,626 --> 00:49:54,432
‫رژه ویرانگره.

614
00:49:55,188 --> 00:49:57,918
‫بالاخره بهمون رسید...

615
00:50:09,132 --> 00:50:11,946
‫دیگه کارمون تمومه!
‫حتی یه دونه هم باقی نمونده!

616
00:50:14,424 --> 00:50:18,330
‫نه... بعد ازینکه این همه راه رو اومدیم...

617
00:50:18,330 --> 00:50:19,716
‫چرا...

618
00:50:19,716 --> 00:50:21,186
‫دیگه تموم شد.

619
00:50:23,832 --> 00:50:24,966
‫صبر کن...

620
00:50:25,596 --> 00:50:29,460
‫اون کشتی‌های هوایی...
‫دارن به سمت غول‌ها می‌رن!

621
00:50:29,460 --> 00:50:31,098
‫یعنی چی؟

622
00:50:31,098 --> 00:50:32,526
‫این یه بمبارونه!

623
00:50:32,526 --> 00:50:35,466
‫قراره غول‌هارو از تو آسمون بترکونن
‫از جایی که دست غول‌ها بهشون نمی‌رسه!

624
00:50:35,466 --> 00:50:38,952
‫سرنوشت تمام بشریت
‫به اونا و حمله‌شون بستگی داره!

625
00:50:41,724 --> 00:50:43,446
‫یه بمبارون؟!

626
00:50:44,118 --> 00:50:45,714
‫قراره نجات پیدا کنیم؟

627
00:50:46,848 --> 00:50:51,888
‫تمامی گروهان کشتی‌های هوایی
‫و سربازانی که در دژ حضور دارند.

628
00:50:52,854 --> 00:50:56,718
‫این دژ آخرین سنگر باقی‌مانده
‫برای تمام بشریته.

629
00:50:58,734 --> 00:51:03,228
‫فشار و باری که روی شانه‌های شما
‫قرار داره قابل اندازه‌گیری نیست.

630
00:51:03,228 --> 00:51:06,252
‫ولی نتیجه هرچی باشه،

631
00:51:06,252 --> 00:51:09,234
‫بدونید که مسئولیتش فقط
‫بر عهده شما نیست.

632
00:51:11,754 --> 00:51:13,266
‫مسئولیت امروز

633
00:51:13,854 --> 00:51:16,752
‫بین تمامی افراد بالغ اینجا تقسیم شده.

634
00:51:17,340 --> 00:51:19,020
‫ما نفرت و کینه رو...

635
00:51:19,020 --> 00:51:21,330
‫به همدیگه القا کردیم
‫و اونو پرورشش دادیم...

636
00:51:21,330 --> 00:51:24,018
‫و باور داشتیم که نجاتمون می‌ده.

637
00:51:24,018 --> 00:51:26,958
‫همه مشکلاتی که ناشی
‫از اعمال خودمون بود رو

638
00:51:26,958 --> 00:51:29,604
‫تو "جزیره‌ای از شیاطین" روی هم تلنبار کردیم.

639
00:51:30,528 --> 00:51:32,292
‫و در نتیجه،

640
00:51:32,292 --> 00:51:34,518
‫اون هیولا متولد شد،

641
00:51:34,518 --> 00:51:38,256
‫و حالا نفرتی که ساختیم رو
‫داره مستقیم به خودمون برمی‌گردونه.

642
00:51:41,742 --> 00:51:44,178
‫اگه، معجزه‌ای رخ بده،

643
00:51:44,178 --> 00:51:46,572
‫موفق بشیم آینده‌ای داشته باشیم،

644
00:51:47,160 --> 00:51:52,914
‫عهد می‌بندم که هرگز یک اشتباه
‫رو دوباره تکرار نکنم.

645
00:52:22,398 --> 00:52:23,448
‫خانم بران؟

646
00:52:23,448 --> 00:52:24,582
‫کارینا؟!

647
00:52:24,582 --> 00:52:30,672
‫تمام این مدت... پسرم رو...
‫به عنوان ابزاری برای انتقام تربیت کردم...

648
00:52:31,302 --> 00:52:36,174
‫تا به این‌لحظه حتی...
‫یک ذره هم براش مادری نکردم...

649
00:52:38,190 --> 00:52:39,408
‫منم همینکارو کردم...

650
00:52:40,374 --> 00:52:42,936
‫امیدوارم که همه شما همین عهد رو ببندید.

651
00:52:44,112 --> 00:52:46,968
‫تا این دوران نفرت متقابل رو از بین ببریم...

652
00:52:47,934 --> 00:52:50,748
‫کشتی‌های هوایی در موقعیت هستن!

653
00:52:50,748 --> 00:52:53,940
‫به محض اینکه در ارتفاع مد نظر
‫از هدف قرار بگیرن بمباران رو شروع می‌کنن!

654
00:52:54,864 --> 00:52:57,888
‫برای ساختن دنیایی که
‫مردمش از همدیگر مراقب می‌کنند...

655
00:52:59,064 --> 00:53:03,768
‫حالا و در همین لحظه، با هیولامون
‫خداحافظی می‌کنیم!

656
00:53:12,462 --> 00:53:14,100
‫غول حمله داره وارد عمل می‌شه!

657
00:53:14,520 --> 00:53:16,830
‫بمباران رو شروع کنید!

658
00:53:17,460 --> 00:53:19,056
‫بمب‌هارو رها کنید!

659
00:53:39,552 --> 00:53:42,576
‫اونا هنوز خیلی ارتفاع دارن
‫و بمب‌ها پشت سر هم دارن از دست می‌رن!

660
00:53:42,576 --> 00:53:44,088
‫باید ادامه بدن!

661
00:53:44,088 --> 00:53:46,314
‫همه چیزشون رو پای این حمله فدا کنن!

662
00:54:45,030 --> 00:54:46,584
‫گروهان کشتی‌های هوایی...

663
00:54:47,634 --> 00:54:51,036
‫کاملاً نابود شدن.

664
00:54:56,454 --> 00:54:57,966
‫متاسفم.

665
00:55:00,948 --> 00:55:03,426
‫از تمام شما بچه‌های بی‌گناه... معذرت می‌خوام.

666
00:55:03,426 --> 00:55:05,442
‫هی... مامانی...

667
00:55:06,366 --> 00:55:08,424
‫غول‌ها دارن به اینطرف میان.

668
00:55:09,516 --> 00:55:10,986
‫می‌ترسم...

669
00:55:10,986 --> 00:55:12,456
‫خیلی معذرت می‌خوام.

670
00:55:16,110 --> 00:55:20,730
‫مطمئنم که آنی و راینر
‫صحیح و سالم تو جزیره پارادایس هستند.

671
00:55:21,990 --> 00:55:23,040
‫بله...

672
00:55:34,464 --> 00:55:35,724
‫نگاه کنید.

673
00:55:38,244 --> 00:55:39,546
‫اون چیه؟

674
00:55:47,106 --> 00:55:49,752
‫لعنتی! داریم وارد دود و مه می‌شیم!

675
00:55:57,732 --> 00:55:58,614
‫دیدمش!

676
00:55:58,614 --> 00:56:00,420
‫آماده پریدن بشید!

677
00:56:00,420 --> 00:56:02,520
‫اونیان‌کاپون، توهم بیا!

678
00:56:02,520 --> 00:56:05,502
‫هنوز نه! تا وقتی که بالای سر
‫غول بنیان‌گذار برسیم ادامه می‌دم!

679
00:56:07,014 --> 00:56:09,492
‫بعدش، فرود اضطراری انجام می‌دم!

680
00:56:09,492 --> 00:56:13,062
‫پس قول بدید که روی غول بنیان‌گذار
‫فرود میاید! فهمیدید؟

681
00:56:13,062 --> 00:56:14,532
‫اونیان‌کاپون!

682
00:56:21,084 --> 00:56:22,134
‫لعنتی اون پایینه.

683
00:56:23,142 --> 00:56:25,284
‫اون غول لعنتی!

684
00:56:25,914 --> 00:56:27,636
‫حالا دیگه دردسری برای پیدا کردنش نداریم!

685
00:56:28,224 --> 00:56:30,408
‫غول هیولا رو هدف قرار بدید!

686
00:56:30,744 --> 00:56:33,390
‫تمام قدرتتون رو برای
‫نابودیش به کار بگیرید!

687
00:56:33,978 --> 00:56:35,910
‫بیاید رژه ویرانگر رو متوقف کنیم!

688
00:56:46,578 --> 00:56:47,334
‫حالا!

689
00:56:53,046 --> 00:56:54,432
‫ارن!

690
00:57:21,648 --> 00:57:24,168
‫لعنتی! نمی‌تونم فرود بیام!

691
00:57:43,278 --> 00:57:44,328
‫راینر!

692
00:58:05,160 --> 00:58:07,050
‫غول زرهی...

693
00:58:07,512 --> 00:58:09,654
‫و حتی غول بارکش؟!

694
00:58:09,654 --> 00:58:12,300
‫اون تجهیزات مانور سه بعدیه...

695
00:58:12,300 --> 00:58:16,122
‫نگو که؟! افراد جزیره پارادایس
‫برای متوقف کردن رژه ویرانگر اومدن؟!

696
00:58:18,264 --> 00:58:19,692
‫راینر!

697
00:58:23,976 --> 00:58:25,026
‫ارن.

698
00:58:26,286 --> 00:58:28,890
‫به محض اینکه ازونجا بیرون بکشیمت،

699
00:58:29,310 --> 00:58:32,334
‫یه سوال دیگه ازت دارم.

700
00:58:33,426 --> 00:58:36,114
‫"دقیقاً تو چه مسیری، آزادی"؟
