﻿1
00:00:02,502 --> 00:00:04,879
آب.

2
00:00:04,879 --> 00:00:06,756
خاک.

3
00:00:06,756 --> 00:00:08,883
آتش.

4
00:00:08,883 --> 00:00:10,176
باد.

5
00:00:11,219 --> 00:00:15,348
خيلي قبل، چهار ملت با هماهنگي و در کنار هم زندگي ميکردند

6
00:00:15,348 --> 00:00:19,436
اما بعد، همه چيز با حمله ملت آتش تغيير کرد

7
00:00:19,644 --> 00:00:23,773
فقط آواتار، کسي که براي تمام چهار عنصر اصلي
تسلط داشت ميتونست اونها رو متوقف کنه.

8
00:00:23,773 --> 00:00:26,901
اما درست وقتي که جهان به اون نياز داشت اون ناپديد شد

9
00:00:27,235 --> 00:00:31,072
صد سال گذشت، و من و برادرم يک آواتار جديد پيدا کرديم.

10
00:00:31,072 --> 00:00:32,907
يک کنترل کننده باد به نام آنگ

11
00:00:33,033 --> 00:00:35,118
و با اينکه اون يک کنترل کننده باد با مهارت هست،

12
00:00:35,118 --> 00:00:38,872
ولي قبل از نجات مردم بايد چيزهاي زيادي رو ياد بگيره.

13
00:00:38,872 --> 00:00:42,500
اما من باور دارم که آنگ ميتونه جهان رو نجات بده.

14
00:00:49,049 --> 00:00:52,302
کتاب اول:آب
قسمت دهم:جت

15
00:01:18,620 --> 00:01:21,164
مومو کجاست؟

16
00:01:23,958 --> 00:01:26,002
تحمل کن مومو!

17
00:01:39,182 --> 00:01:41,643
خيلي خب... اين هم از شما.

18
00:01:41,726 --> 00:01:45,021
اين کارشو ميسازه.

19
00:01:46,564 --> 00:01:48,733
اون کار...

20
00:01:52,570 --> 00:01:55,657
اينها تله هاي ملت آتشن...اينو از روي ساختمانش ميشه فهميد.

21
00:01:55,698 --> 00:01:59,786
بهتره اردوگاه رو جمع کنيم، و حرکت کنيم.

22
00:01:59,994 --> 00:02:02,038
آه-آه... اينبار پرواز نميکنيم.

23
00:02:02,163 --> 00:02:02,831
چي؟

24
00:02:02,914 --> 00:02:03,998
چرا ما نميتونيم پرواز کنيم؟

25
00:02:04,082 --> 00:02:07,418
دربارش فکر کن. بطريقي پرنسس زوکو و ملت آتش ما رو پيدا ميکنن.

26
00:02:07,502 --> 00:02:10,088
اين بخاطر اينه که اونها آپا رو ميبينن...اون بيش از حد جلب توجه ميکنه..

27
00:02:10,171 --> 00:02:12,465
چي؟! آپا بيش از حد جلب توجه نميکنه!

28
00:02:12,549 --> 00:02:18,221
اون يه هيولاي غول پيکر پشمالو به همراه يه علامت
روي سرشه... خيلي سخته که اونو نديد!

29
00:02:18,304 --> 00:02:20,765
سوکا فقط حسودي ميکنه چون اون هيچ علامتي نداره

30
00:02:20,849 --> 00:02:21,808
من ميدونم همتون ميخوايد پرواز کنيد،...

31
00:02:21,850 --> 00:02:25,061
اما غريزه من بهم ميگه ما بايد اينبار محتاط باشيم و راه بريم....

32
00:02:25,145 --> 00:02:26,771
کي گفته تو اربابي؟

33
00:02:26,813 --> 00:02:28,606
من ارباب نيستم...من يه رهبرم.

34
00:02:29,065 --> 00:02:32,944
تو يه رهبري؟اما صدات هنوز ميلرزه!

35
00:02:32,986 --> 00:02:36,656
من بزرگترم و ضمنا يه جنگجو هستم. پس... من رهبرم!

36
00:02:36,739 --> 00:02:40,660
اگه کسي رهبر باشه، اون آنگه. منظورم اينه که اون آواتاره.

37
00:02:40,743 --> 00:02:44,581
شوخي ميکني... اون فقط يه بچه مسخره است!

38
00:02:44,664 --> 00:02:45,415
اون درست ميگه.

39
00:02:45,498 --> 00:02:48,376
چرا پسرها هميشه فکر ميکنن يه نفر بايد رهبر باشه؟

40
00:02:48,459 --> 00:02:51,045
من مطمئنم تو تا وقتي علاقمند نشدي نميتوني يه ارباب باشي ..

41
00:02:51,129 --> 00:02:53,673
من علاقمند شدم...تو...فقط اونو نديدي.

42
00:02:53,756 --> 00:02:57,343
به کي؟مادربزرگ؟ من مادربزرگ رو ديدم.

43
00:02:57,385 --> 00:02:59,095
نه...بعد از مادربزرگ.

44
00:02:59,179 --> 00:03:02,473
ببين،غريزه من ميگه ما با راه رفتن روي پاهامون شانس بهتري داريم....

45
00:03:02,515 --> 00:03:04,684
... و يه ليدر بايد به غريزه اش اعتماد کنه.

46
00:03:04,767 --> 00:03:08,313
خيلي خب، ما راه تو رو امتحان ميکنيم اي رهبر دانا.

47
00:03:08,354 --> 00:03:11,399
کي ميدونه...شايد راه رفتن باحال باشه.

48
00:03:11,524 --> 00:03:15,486
راه رفتن آشغاله! چطور مردم بدون يه گاو پرنده اينور و اونور ميرن؟

49
00:03:15,570 --> 00:03:16,738
نميدونم آنگ.

50
00:03:16,863 --> 00:03:20,700
چرا از غريزه سوکا نميپرسي...بنظر مياد اون همه چيز رو ميدونه.

51
00:03:20,783 --> 00:03:22,076
هاها.خيلي بامزه بود.

52
00:03:22,160 --> 00:03:24,204
من از آوردن اين بسته ها خسته شدم.

53
00:03:24,287 --> 00:03:28,374
ميدوني بايد از کي بخواي که مدتي اينو بياره؟ غريزه سوکا.

54
00:03:28,458 --> 00:03:32,212
ايده خوبيه! هي، غريزه سوکا، تو ميخواي....

55
00:03:32,295 --> 00:03:33,713
خيلي خب، خيلي خب... فهميدم.

56
00:03:33,796 --> 00:03:35,465
ببينيد بچه ها،منم خستم.

57
00:03:35,548 --> 00:03:40,929
اما چيزي که الان مهمه اينه که ما از دست ...ملت...آتش... در امان بمونيم.

58
00:03:43,973 --> 00:03:45,683
بدوييد!

59
00:03:49,270 --> 00:03:50,355
ما گير افتاديم.

60
00:03:50,480 --> 00:03:53,066
سوکا،لباست!

61
00:04:00,698 --> 00:04:03,618
اگه شما بزاريد ما بريم، ما قول ميديم بهتون صدمه نزنيم.

62
00:04:03,701 --> 00:04:05,328
داري چيکار ميکني؟

63
00:04:05,411 --> 00:04:06,788
بلوف ميزنم.

64
00:04:06,871 --> 00:04:11,709
تو؟ قول ميدي به ما صدمه نزني؟

65
00:04:12,168 --> 00:04:14,545
کار خوبي بود،سوکا! چطور اينکارو کردي؟

66
00:04:14,629 --> 00:04:16,839
اه..غريزه؟

67
00:04:16,923 --> 00:04:19,133
نگاه کن.

68
00:04:30,103 --> 00:04:32,146
شما شکست ميخوريد.

69
00:04:36,943 --> 00:04:39,612
اونها روي درختان!

70
00:04:58,214 --> 00:04:59,799
هي، اون مال من بود!

71
00:04:59,882 --> 00:05:03,219
دفعه بعد سريعتر باش.

72
00:05:22,405 --> 00:05:24,073
خدايا!

73
00:05:33,249 --> 00:05:34,292
هي.

74
00:05:34,375 --> 00:05:36,127
سلام.

75
00:05:38,546 --> 00:05:41,466
تو يه کل يه ارتش رو تقريبا تنهايي از بين بردي!

76
00:05:41,591 --> 00:05:45,887
ارتش؟ پففف.اينجا فقط حدود،دوازده نفر بودن!

77
00:05:45,970 --> 00:05:48,556
اسم من جته، و اينها جنگجويان آزاد من هستن.

78
00:05:48,639 --> 00:05:54,562
اسنيرز...لانگشات...اسملربي...دوک و پيسکوييک.

79
00:05:54,645 --> 00:05:58,733
پيپسکوييک...چه اسم بامزه اي.

80
00:05:59,192 --> 00:06:02,028
تو فکر ميکني اسم من خنده داره؟

81
00:06:02,153 --> 00:06:05,156
اون خنده داره.

82
00:06:20,338 --> 00:06:24,926
ام...ممنون که ما رو نجات دادي جت. ما خوش شانس بوديم که تو اينجا بودي.

83
00:06:25,009 --> 00:06:29,097
من بايد ازت تشکر کنم. ما بايد تا صبح در کمين اين سربازها صبر ميکرديم...

84
00:06:29,180 --> 00:06:32,392
...ما فقط به يک حواس پرتي نياز داشتيم. و بعد شما وارد شديد

85
00:06:32,475 --> 00:06:34,519
ما طبق غريزه اينجا بوديم.

86
00:06:34,560 --> 00:06:38,481
شما داشتيد خودتونو با اينکار به کشتن ميداديد.

87
00:06:41,234 --> 00:06:44,320
هي جت... اين بشکه ها پر از مواد منفجره هستن.

88
00:06:44,404 --> 00:06:46,030
اين عاليه.

89
00:06:46,114 --> 00:06:48,950
و اين جعبه ها پر از آبنبات هستن!

90
00:06:49,033 --> 00:06:52,036
بازم خوبه.مواظب باشيد با هم مخلوطشون نکنيد.

91
00:06:52,078 --> 00:06:54,038
ما ميخوايم اين چيزها رو به مخفيگاه برگردونيم.

92
00:06:54,122 --> 00:06:55,665
شماها يه مخفيگاه داريد؟

93
00:06:55,748 --> 00:06:56,374
ميخوايد اونو ببينيد؟

94
00:06:56,457 --> 00:06:59,168
بله ما ميخوايم ببينمش!

95
00:07:02,380 --> 00:07:03,339
ما رسيديم.

96
00:07:03,423 --> 00:07:05,007
کجا... اينجا که چيزي نيست؟!

97
00:07:05,091 --> 00:07:06,050
نگهش دار

98
00:07:06,134 --> 00:07:08,761
چرا... اين چيکار ميکنه؟

99
00:07:09,762 --> 00:07:10,513
آنگ؟

100
00:07:10,638 --> 00:07:13,266
من ميخوام خودم بالا برم.

101
00:07:15,893 --> 00:07:17,353
محکم نگهم دار کاتارا.

102
00:07:19,063 --> 00:07:21,607
جاي قشنگي داريد!

103
00:07:26,612 --> 00:07:28,406
اين بالا خيلي قشنگه!

104
00:07:28,531 --> 00:07:32,076
اينجا قشنگه... و مهمتر ازاون اين که ملت آتش نميتونن ما رو پيدا کنن.

105
00:07:32,160 --> 00:07:34,954
اونها دوست دارن تو رو پيدا کنن. نه جت؟

106
00:07:35,037 --> 00:07:37,081
اين اتفاق هرگز نميفته، اسملربي

107
00:07:37,165 --> 00:07:39,167
چرا ملت آتش ميخوان تو رو پيدا کنن؟

108
00:07:39,208 --> 00:07:41,836
فکر کنم بنظر اون ها من براشون يه مشکل کوچيک ايجاد ميکنم.

109
00:07:41,961 --> 00:07:45,339
ببين، اونها بيش از چند تا شهر امپراطوري خاک رو تحت اختيارشون در آوردن.

110
00:07:45,423 --> 00:07:48,426
ما بايد براي لشگريانشون کمين ميکرديم،خطوط تدارکاتيشونو نابود ميکرديم،...

111
00:07:48,509 --> 00:07:51,220
... و هرمشکلي که ميتونستيم براشون ايجاد ميکرديم.

112
00:07:51,304 --> 00:07:55,224
يه روز، ما ملت آتش رو براي هميشه از اينجا
بيرون ميکنيم و اون شهر رو آزاد ميکنيم.

113
00:07:55,308 --> 00:07:57,018
اينکار خيلي شجاعانه است.

114
00:07:57,101 --> 00:07:59,854
بله، هيچکس شجاعتر از يه پسر در خانه درختي نيست.

115
00:07:59,937 --> 00:08:01,898
به حرفهاي برادرم توجه نکن.

116
00:08:01,981 --> 00:08:04,442
مشکلي نيست. احتمالا اون روز سختي رو داشته.

117
00:08:04,525 --> 00:08:06,194
پس، شما همه اينجا زندگي ميکنيد؟

118
00:08:06,277 --> 00:08:08,529
درسته. لانگشات اينجاست؟

119
00:08:08,613 --> 00:08:10,907
شهر اون توسط ملت آتش سوزانده شد.

120
00:08:10,990 --> 00:08:15,661
و ما دوک رو درحال دزديدن غذامون پيدا کرديم.
من فکر نميکنم اون هرگز يه خونه واقعي داشته باشه.

121
00:08:15,745 --> 00:08:18,080
تو چطور؟

122
00:08:18,706 --> 00:08:21,250
ملت آتش والدين منو کشتن.

123
00:08:21,334 --> 00:08:25,338
من فقط هشت سالم بود. اون روز منو براي هميشه تغيير داد.

124
00:08:25,421 --> 00:08:28,549
سوکا و من مادرمون رو به خاطر ملت آتش از دست داديم.

125
00:08:28,633 --> 00:08:32,011
من خيلي متأسفم، کاتارا.

126
00:08:40,770 --> 00:08:46,901
امروز ما ضربه ديگه اي برضد ملت حريص آتش زديم.

127
00:08:48,152 --> 00:08:51,364
من يه شادي خاصي بعد از نگاه کردن به صورت يک سرباز پيدا کردم،...

128
00:08:51,447 --> 00:08:57,328
.... وقتي دوک روي کلاهش پريد و مثل يک
ميمون حريص وحشي ازش سوارش شد

129
00:09:00,498 --> 00:09:04,085
حالا، ملت آتش فکر ميکنن نبايد درباره
يه تعداد بچه که توي درخت ها قايم شدن...

130
00:09:04,168 --> 00:09:09,507
...نگران باشن. شايد اونها راست بگن.

131
00:09:11,175 --> 00:09:16,222
يا شايد... اونها اشتباه مرگباري ميکنن!

132
00:09:19,433 --> 00:09:21,894
هي جت،سخنراني خوبي بود.

133
00:09:22,019 --> 00:09:25,565
ممنون. اتفاقا من واقعا تحت تأثير تو و آنگ قرار گرفتم.

134
00:09:25,648 --> 00:09:27,817
اون فوق العاده ترين کنترلي بود که تا الان ديده بودم.

135
00:09:27,900 --> 00:09:32,613
خب،اون عاليه. اون آواتاره. من بايد يه مقدار بيشتر تمرين کنم.

136
00:09:32,697 --> 00:09:35,950
آواتار هاه؟ خيلي جالبه.

137
00:09:36,033 --> 00:09:37,368
ممنون جت.

138
00:09:37,493 --> 00:09:40,037
خب من شايد راهي رو بدونم که تو و آنگ بتونيد در نبرد به ما کمک کنيد.

139
00:09:40,162 --> 00:09:42,873
متأسفانه ما بايد امشب اينجا رو ترک کنيم.

140
00:09:42,999 --> 00:09:47,753
سوکا، تو با من شوخي ميکني! من فردا
به تو براي انجام يک مأموريت مهم نياز دارم.

141
00:09:47,837 --> 00:09:49,714
چه مأموريتي؟

142
00:10:02,727 --> 00:10:03,894
چيکار ميکني؟

143
00:10:03,936 --> 00:10:06,731
ششش~دارم به لرزش ها گوش ميدم.

144
00:10:06,814 --> 00:10:08,065
حيله خوبي بود.

145
00:10:08,149 --> 00:10:12,194
هنوز نه. صبر کن! بله، چيزي داره نزديک ميشه.

146
00:10:12,278 --> 00:10:13,195
چند نفر هستن؟

147
00:10:13,237 --> 00:10:16,073
فکر کنم فقط يه نفر.

148
00:10:16,741 --> 00:10:19,493
کارت خوب بود،سوکا. اسلحه ات رو آماده کن.

149
00:10:23,122 --> 00:10:27,168
صبر کن! اعلام خطر اشتباه بود.. اون فقط يه پير مرده.

150
00:10:31,130 --> 00:10:33,341
تو جنگل هاي ما چيکار ميکني،زالو؟

151
00:10:33,466 --> 00:10:37,386
خواهش ميکنم آقا، من فقط يه مسافرم.

152
00:10:45,978 --> 00:10:50,524
ميخواي شهرها رو نابود کني؟ ميخواي خانواده هامون رو نابود کني؟ميخواي؟!

153
00:10:50,608 --> 00:10:54,445
اوه...خواهش ميکنم بزار برم...رحم کن...

154
00:10:54,528 --> 00:10:59,784
ملت آتش ميزارن مردم برن؟! ملت آتش رحم دارن؟!

155
00:10:59,867 --> 00:11:01,786
جت اون فقط يه پيرمرده!

156
00:11:01,869 --> 00:11:03,663
اون از ملت آتشه! بگرديدش!

157
00:11:03,746 --> 00:11:05,289
اما اون به هيچکس آسيبي نرسونده!

158
00:11:05,373 --> 00:11:09,710
فراموش کردي ملت آتش مادرت رو کشتن؟ يادت باشه چرا داري ميجنگي!

159
00:11:09,794 --> 00:11:11,420
ما وسايلشو گرفتيم،جت.

160
00:11:11,504 --> 00:11:13,172
اينکار درست نيست.

161
00:11:13,255 --> 00:11:16,926
اين چيزي بود که بايد انجام ميشد...حالا بيايد از اينجا بريم.

162
00:11:20,262 --> 00:11:22,640
بيا سوکا!

163
00:11:26,560 --> 00:11:30,606
سوکا!ببين دوک بهم چي داد!

164
00:11:35,986 --> 00:11:38,072
او! اينکارو نکن!

165
00:11:38,155 --> 00:11:40,157
هي سوکا.جت برگشته؟

166
00:11:40,282 --> 00:11:42,368
بله...اون برگشته. اما ما ميريم.

167
00:11:42,451 --> 00:11:43,244
چي؟

168
00:11:43,327 --> 00:11:45,746
اما من اين کلاهو براي اون درست کردم.

169
00:11:45,830 --> 00:11:47,707
رفيقت جت يه آدم کشه.

170
00:11:47,790 --> 00:11:50,084
چي؟نه، اينطور نيست.

171
00:11:50,167 --> 00:11:51,669
اون يه غارتگره کاتارا.

172
00:11:51,752 --> 00:11:56,257
اون يه غارتگر نيست، اون فقط يه روش متفاوت
براي زندگي داره...يه راه باحال براي زندگي.

173
00:11:56,298 --> 00:11:59,468
اون يه پيرمرد بي ضرر رو کتک زد و غارت کرد.

174
00:11:59,593 --> 00:12:02,596
من ميخوام داستان رو از خود جت بشنوم.

175
00:12:02,722 --> 00:12:03,389
سوکا...

176
00:12:03,472 --> 00:12:06,809
... تو بهشون گفتي چه اتفاقي افتاد اما نگفتي اون از ملت آتش بود؟

177
00:12:06,934 --> 00:12:09,687
نه،تو گفتي اون فقط به راحتي داشت از اون جا رد ميشد.

178
00:12:09,770 --> 00:12:13,315
درسته! اما حتي اگه اون از ملت آتش بود، اون يه شخص بي ضرر بود.

179
00:12:13,357 --> 00:12:16,235
اون يه قاتل بود، سوکا.

180
00:12:17,611 --> 00:12:20,406
ميبيني؟ اينجا قسمتي براي زهر داخل خنجر هست.

181
00:12:20,531 --> 00:12:24,118
اون براي از بين بردن من فرستاده شده بود...
تو زندگي منو نجات دادي، سوکا.

182
00:12:24,201 --> 00:12:26,287
ميدونستم يه دليلي وجود داره.

183
00:12:26,370 --> 00:12:27,913
من هيچ خنجري نديدم.

184
00:12:27,997 --> 00:12:29,957
بخاطر اين که اون اينو مخفي کرده بود.

185
00:12:29,999 --> 00:12:33,586
ميبيني سوکا؟ من مطئنم تو فقط درباره خنجر نميدونستي.

186
00:12:33,627 --> 00:12:38,966
اونجا هيچ خنجري نبود!من به کلبه برميگردم و وسايلم رو جمع ميکنم.

187
00:12:39,049 --> 00:12:42,011
بهم بگو شماها الان اينجا رو ترک نميکنيد. من واقعا به شما نياز دارم.

188
00:12:42,094 --> 00:12:43,179
ما چيکار ميتونيم بکنيم؟

189
00:12:43,262 --> 00:12:45,848
ملت آتش نقشه کشيدن تا جنگل ما رو بسوزونن.

190
00:12:45,931 --> 00:12:49,643
اگه شما دو نفر از نيروي کنترل آب براي پر کردن
مخزن استفاده کنيد، ما ميتونيم با آتيش ها بجنگيم.

191
00:12:49,727 --> 00:12:54,899
اما اگه شما الان اينجا رو ترک کنيد، اونها کل دره رو نابود ميکنن.

192
00:12:56,692 --> 00:13:00,529
ما نميتونيم الان بريم وقتي ملت آتش ميخوان يه جنگل رو بسوزنن!

193
00:13:00,654 --> 00:13:04,283
متأسفم کاتارا. جت خيلي آرومه، اما ما نميتونيم بهش اعتماد کنيم.

194
00:13:04,366 --> 00:13:08,913
ميدوني من چي فکر ميکنم؟ تو حسودي ميکني
چون اون يه جنگجوي بهتر و يه رهبر بهتره!

195
00:13:08,996 --> 00:13:12,166
کاتارا، من به جت حسودي نميکنم. اين فقط غريزه منه...

196
00:13:12,249 --> 00:13:16,712
خب غريزه من بهم ميگه ما بايد يه مدت بيشتر اينجا بوديم و به جت کمک کنيم.

197
00:13:16,796 --> 00:13:18,172
بيا آنگ.

198
00:13:18,255 --> 00:13:20,716
ببخشيد سوکا.

199
00:13:29,517 --> 00:13:31,602
بريم.

200
00:13:53,290 --> 00:13:56,627
حالا گوش کنيد... شما نبايد تا وقتي که علامت منو نشنيديد سد رو منفجر کنيد.

201
00:13:56,710 --> 00:14:00,673
اگه مخزن پر نباشه، لشکر ملت آتش ميتونه زنده بمونه.

202
00:14:00,756 --> 00:14:04,927
اما مردم توي شهر چي؟... مگه اونها هم نميميرن؟

203
00:14:05,010 --> 00:14:08,597
ببين دوک،اين هزينه پاک کردن اين مکان از ملت آتشه.

204
00:14:08,639 --> 00:14:13,811
پس سد رو تا وقتي علامت ندادم منفجر نکنيد...فهميديد؟

205
00:14:16,021 --> 00:14:19,942
فکر ميکني داري کجا ميري؟

206
00:14:24,154 --> 00:14:28,367
سوکا.من خوشحالم که تو پذيرفتي به ما بپيوندي.

207
00:14:28,450 --> 00:14:30,995
من نقشه تونو براي نابود کردن شهر امپراطوري خاک شنيدم.

208
00:14:31,078 --> 00:14:33,706
نقشه ما اينه که اين دره رو از ملت آتش پاک کنيم.

209
00:14:33,789 --> 00:14:37,251
اونجا مردم زندگي ميکنن جت... پدر ها و مادرها و بچه ها.

210
00:14:37,334 --> 00:14:40,087
ما نميتونيم بدون دادن قرباني پيروز بشيم.

211
00:14:40,212 --> 00:14:42,673
تو به کاتارا و آنگ درباره آتش زدن جنگل دروغ گفتي!

212
00:14:42,756 --> 00:14:46,510
بخاطر اينکه اونها نيازهاي جنگ رو نميفهمن. نه به اندازه من و تو.

213
00:14:46,594 --> 00:14:51,348
من ميفهمم.من ميدونم که چيزي که ميخواي بدستش بياري اونجا نيست.

214
00:14:51,432 --> 00:14:57,479
من اميدوار بودم ذهنتو باز کنم، اما الان ميتونم ببينم که تو انتخابتو کردي.

215
00:14:57,563 --> 00:15:02,318
من نميتونم بزارم به کاتارا و آنگ اخطار بدي.
اونو به يک پياده روي ببريد... يه پياده روي  طولاني.

216
00:15:02,401 --> 00:15:04,069
تو نميتوني اينکارو بکني!

217
00:15:04,194 --> 00:15:11,243
مطمئن باش سوکا. ما امروز به يک پيروزي بزرگ دربرابر ملت آتش ميرسيم.

218
00:15:11,577 --> 00:15:14,288
جت... من بابت رفتار سوکا ازت عذر ميخوام..

219
00:15:14,371 --> 00:15:16,916
نگران نباش...اون قبلا عذرخواهي کرد.

220
00:15:16,999 --> 00:15:19,668
واقعا؟سوکا عذرخواهي کرد؟

221
00:15:19,752 --> 00:15:24,256
بله... منم تعجب کردم.فکر کردم تو يا کس ديگه اي باهاش حرف زده.

222
00:15:24,381 --> 00:15:25,466
بله، من باهاش حرف زدم.

223
00:15:25,549 --> 00:15:27,384
من حدس ميزدم که تو بهش چيزي گفته باشي.

224
00:15:27,468 --> 00:15:31,013
بهرحال، اون و پيپسکوييک و اسملربي براي يه مأموريت گشت زني رفتن.

225
00:15:31,096 --> 00:15:36,060
من خوشحالم که اون آروم شده. معمولا اون خيلي يه دنده است.

226
00:15:36,393 --> 00:15:40,481
خيلي خب، رسيديم. آب هاي زيرزميني
سعي ميکنن از اين دريچه ها خارج بشن.

227
00:15:40,564 --> 00:15:42,358
من بهتون نياز دارم که بهشون کمک کنيد.

228
00:15:42,441 --> 00:15:46,862
من هيچوقت از کنترل کردن آب روي آبي که
نميتونم ببينم استفاده نکردم. نميدونم.

229
00:16:07,758 --> 00:16:09,593
بله! کار خوبي بود!

230
00:16:09,677 --> 00:16:13,639
اين چشمه ها رو توي مخزن خالي کنيد...
بعد از چندتا چشمه ديگه  اون پر ميشه.

231
00:16:13,722 --> 00:16:16,892
نگاه کن، اونجا بخار يه چشمه ديگه هم هست.

232
00:16:16,976 --> 00:16:21,897
خيلي خب. شما دونفر اينکارو ادامه بديد...
من ميرم يه سري چيزهاي مخزن رو چک کنم.

233
00:16:21,981 --> 00:16:23,732
وقتي کارمون تموم شد تو رو اونجا ميبينيم.

234
00:16:23,816 --> 00:16:30,322
درواقع... شايد بهتر باشه وقتي کارتون
تموم شد منو در پشت مخفيگاه ببينيد.

235
00:16:37,705 --> 00:16:41,083
شرط ميبندم ديگه کافيه... البته منظورم اين نيست که از زير کار در بري.

236
00:16:41,166 --> 00:16:43,127
بيا بريم جت رو تو مخزن ببينيم.

237
00:16:43,210 --> 00:16:45,504
فکر کنم ما قبول کرديم جت رو پشت مخفيگاه ببينيم.

238
00:16:45,587 --> 00:16:51,343
خب، ما خيلي زود کارمون تموم شد...
من مطمئنم اون خوشحال ميشه ما رو ببينه.

239
00:16:51,802 --> 00:16:53,929
برو...سريعتر حرکت کن!

240
00:16:54,013 --> 00:16:57,641
چطور ميتونيد وايسيد و هيچکاري نکنيد
وقتي جت داره يه شهر رو کاملا نابود ميکنه.

241
00:16:57,725 --> 00:17:00,310
هي گوش بده سوکا. جت يه رهبر عاليه.

242
00:17:00,394 --> 00:17:06,358
ما از حرفهايي که ميزنه پيروي ميکنيم،و هميشه به نتيجه خوبي ميرسيم.

243
00:17:08,527 --> 00:17:11,905
اگه جت اينطوري رهبري ميکنهف پس اون خيلي چيزها بايد ياد بگيره.

244
00:17:11,989 --> 00:17:13,365
هي!

245
00:17:17,077 --> 00:17:21,415
وقتي شما دوتا اون بالا هستيد شايد بخوايد گره زدن رو تمرين کنيد.

246
00:17:21,540 --> 00:17:28,297
هي اسمالربي... تو ميخواي آجيلهاي ليچيت رو بخوري؟

247
00:17:33,135 --> 00:17:34,303
اونها چيکار ميکنن؟

248
00:17:34,386 --> 00:17:37,264
هي، اونها بشکه هاي قرمزي هستن که از ملت آتش گرفتن.

249
00:17:37,306 --> 00:17:39,933
چرا اونها به مواد منفجره نياز دارن؟

250
00:17:40,017 --> 00:17:42,144
بخاطر اينکه جت ميخواد سد رو منفجر کنه.

251
00:17:42,227 --> 00:17:46,815
چي؟ نه... اون ميخواد شهر رو نابود کنه. اون نميتونه اينکارو بکنه.

252
00:17:46,899 --> 00:17:48,734
من بايد جلوشو بگيرم.

253
00:17:48,817 --> 00:17:52,529
جت نميتونه اينکارو بکنه.

254
00:17:53,280 --> 00:17:54,448
چرا ميتونم.

255
00:17:54,573 --> 00:17:55,783
جت...چرا؟

256
00:17:55,866 --> 00:17:58,869
کاتارا، تو هم اينکارو ميکردي اگه تا حالا
فقط به متوقف کردنشون فکر ميکردي..

257
00:17:58,952 --> 00:18:01,663
درباره اين فکر کن که ملت آتش با مادرت چکار کردن...

258
00:18:01,747 --> 00:18:04,416
...ما نميتونيم بزاريم اينکارو با کس ديگه اي بکنن، هيچوقت.

259
00:18:04,541 --> 00:18:06,210
اين جواب نيست!

260
00:18:06,293 --> 00:18:08,879
من ميخوام تو منو درک کني کاتارا!

261
00:18:08,962 --> 00:18:11,340
من فکر ميکردم برادرت ميفهمه، اما...

262
00:18:11,423 --> 00:18:12,716
سوکا کجاست؟

263
00:18:16,887 --> 00:18:19,807
من بايد برم به سد.

264
00:18:19,890 --> 00:18:23,727
تو بدون گلايدرت هيچ جا نميري.

265
00:18:25,354 --> 00:18:26,980
من نميخوام باهات بجنگم،جت.

266
00:18:27,064 --> 00:18:30,776
تو بايد اينکارو بکني اگه ميخواي گلايدرتو پس بگيري.

267
00:20:06,705 --> 00:20:17,841
چر، جت؟ من نميتونم باور کنم بهت اعتماد کردم.
تو بهم دروغ گفتي... تو مريضي و من بهت اعتماد کردم!

268
00:20:21,678 --> 00:20:23,013
چيکار ميکني؟

269
00:20:23,138 --> 00:20:24,181
شما دير کرديد.

270
00:20:24,306 --> 00:20:25,891
نه!

271
00:20:30,854 --> 00:20:34,316
سوکا هنوز اينجا نيست... اون تنها شانس ماست.

272
00:20:34,399 --> 00:20:40,864
زود باش،سوکا. متأسفم که بهت شک کردم. خواهش ميکنم.

273
00:20:46,411 --> 00:20:48,580
نه...

274
00:21:07,224 --> 00:21:08,892
سوکا نميتونه تو اين زمان جلوشو بگيره..

275
00:21:08,976 --> 00:21:12,980
همه اون مردم...جت... تو يه هيولايي!

276
00:21:13,063 --> 00:21:15,816
اين يه پيروزي بود، کاتارا. يادت باشه.

277
00:21:15,899 --> 00:21:18,819
ملت آتش از بين رفتن و اين دره امن خواهد بود.

278
00:21:18,902 --> 00:21:22,698
اون امن خواهد بود... بدون تو.

279
00:21:22,781 --> 00:21:23,865
سوکا!

280
00:21:23,949 --> 00:21:26,576
من تو اين مدت به اهالي روستا درباره نقشه ات اخطار دادم،.

281
00:21:26,660 --> 00:21:27,369
چي!

282
00:21:27,494 --> 00:21:31,540
اول اونها حرفهامو باور نميکردن.
سربازهاي ملت آتش فکر ميکردن من يه جاسوسم.

283
00:21:31,623 --> 00:21:35,252
اما يه مرد حرفهاي منو تصديق کرد...اون پيرمرد که تو بهش حمله کردي.

284
00:21:35,335 --> 00:21:41,133
اون بهشون اصرار کرد که بهم اعتماد کنن،
و ما تونستيم همه اونها رو تو اين مدت بيرون ببريم..

285
00:21:43,802 --> 00:21:46,179
خانم پرتي!

286
00:21:46,263 --> 00:21:49,224
سوکا، تو احمقي!  اين دره ميتونست آزاد باشه!.

287
00:21:49,308 --> 00:21:51,935
کي آزاد باشه... همه مرده بودن.

288
00:21:52,019 --> 00:21:53,103
تو خائني!

289
00:21:53,186 --> 00:21:57,316
نه جت. خائن صفت توئه وقتي محافظت از مردم بي گناه رو متوقف کردي.

290
00:21:57,399 --> 00:22:00,068
کاتارا.خواهش ميکنم... کمکم کن.

291
00:22:00,152 --> 00:22:02,404
خداحافظ جت.

292
00:22:02,487 --> 00:22:04,823
يپ يپ.

293
00:22:08,243 --> 00:22:11,788
ما فکر ميکرديم تو به سد رفتي. چطور به جاي اون به شهر رفتي؟

294
00:22:11,872 --> 00:22:14,583
بزار حدس بزنم... غريزه ات بهت گفت.

295
00:22:14,666 --> 00:22:16,543
هي... بعضي وقت ها اون درست ميگه.

296
00:22:16,668 --> 00:22:20,339
امم..سوکا؟ ميدوني داري راه اشتباه رو ميري، درسته؟

297
00:22:20,464 --> 00:22:23,175
و بعضي وقت ها هم اشتباه ميکنه.
