﻿1
00:00:49,132 --> 00:00:53,803
کتاب اول: آب
قسمت بيستم:
محاصره شمال قسمت دوم

2
00:01:03,229 --> 00:01:05,273
باور نميشه که گمش کردم.

3
00:01:05,315 --> 00:01:07,233
تو هرکاري که ميتونستي انجام دادي...

4
00:01:07,275 --> 00:01:10,111
... و الان ما بايد هرکاري که ميتونيم بکنيم تا اونو برگردونيم.

5
00:01:10,153 --> 00:01:14,449
زوکو نميتونه خيلي دور شده باشه. ما پيداش ميکنيم. آنگ سالم ميمونه.

6
00:01:14,491 --> 00:01:16,409
باشه.

7
00:01:20,330 --> 00:01:24,209
بسيار خب. تو اينجا ميموني،مومو، ممکنه آنگ برگرده.

8
00:01:24,209 --> 00:01:26,294
يپ! يپ!

9
00:01:55,365 --> 00:01:57,700
سلام؟ ببخشيد که مزاحمت شدم،...

10
00:01:57,742 --> 00:02:01,246
.. اما من واقعا بايد روح هاي ماه و اقيانوس رو پيدا کنم.

11
00:02:01,287 --> 00:02:04,207
برو... بيرون.

12
00:02:05,375 --> 00:02:06,793
تو هنوز اينجايي؟

13
00:02:06,835 --> 00:02:08,878
بله! من بايد...

14
00:02:10,672 --> 00:02:14,759
شايد اون چيز بتونه کمکت کنه؟دنبالش کن!

15
00:02:16,386 --> 00:02:18,638
بلاخره!

16
00:02:25,770 --> 00:02:27,647
برگرد!

17
00:02:29,524 --> 00:02:31,609
سلام، آنگ.

18
00:02:31,651 --> 00:02:33,403
روکو!

19
00:02:57,510 --> 00:02:59,304
پناهگاه!

20
00:03:09,606 --> 00:03:15,945
روکو، قبيله ي آب تحت حمله قرار گرفته.
من بايد ارواح ماه و اقيانوس رو پيدا کنم!

21
00:03:15,987 --> 00:03:19,741
ماه و اقيانوس از ارواح قديمي هستند.

22
00:03:19,782 --> 00:03:25,830
اونها از جهان ارواح به جهان فاني که خيلي به آغاز نزديکه رفتند.

23
00:03:25,830 --> 00:03:31,211
فقط يک روح رو ميشناسم که به قدر کافي مسن باشه تا به ياد داشته باشه

24
00:03:31,211 --> 00:03:32,045
کي؟

25
00:03:32,086 --> 00:03:41,095
اسم اون روح کوه هست. اما اون خيلي خطرناکه. بهش ميکن...صورت دزد.

26
00:03:41,095 --> 00:03:46,976
وقتي با اون صحبت ميکني بايد خيلي
مراقب باشي تا هيچ احساساتي از خودت بروز ندي...

27
00:03:47,018 --> 00:03:54,359
...حتي يه ابراز احساسات ساده در غير اينصورت اون صورتت رو ميدزده!

28
00:04:11,834 --> 00:04:16,798
بلاخره تو رو به دست آوردم.  اما بخاطر اين طوفان شديد نميتونم ببرمت خونه.

29
00:04:16,798 --> 00:04:20,593
هميشه يه چيزي بوده. نه چيزي که بخواي بفهميش.

30
00:04:20,635 --> 00:04:24,555
تو شبيه خواهر مني. قبلا همه چيز... براي اون ساده بود.

31
00:04:24,555 --> 00:04:28,559
اون نابغه ي کنترل آتشه... و همه اون رو ستايش ميکنن.

32
00:04:28,601 --> 00:04:34,274
پدرم گفت اون خوش شانس به دنيا اومده.
و گفت من خوش شانس بودم که به دنيا اومدم.

33
00:04:34,315 --> 00:04:37,527
من به شانس نيازي ندارم، نميخوامش.

34
00:04:37,568 --> 00:04:40,905
من هميشه بايد تقلا ميکردم و مي جنگيدم و اين چيزيه که منو قوي کرده.

35
00:04:40,947 --> 00:04:43,366
اين منو تبديل به چيزي که هستم کرده.

36
00:05:12,895 --> 00:05:15,940
نيازي نميبينم که به يادت بندازم ما زمان محدودي داريم.

37
00:05:15,982 --> 00:05:21,738
اگه ما قبيله ي آب رو قبل از طلوع
کامل ماه شکست نديم، غير قابل شکست ميشن.

38
00:05:21,779 --> 00:05:24,866
بهت اطمينان ميدم همه چيز رو تحت کنترل دارم.

39
00:05:24,907 --> 00:05:27,952
به همين خاطر قصد دارم ماه رو نابود کنم.

40
00:05:27,994 --> 00:05:30,621
ماه رو نابود کني!؟ چطوري؟

41
00:05:30,663 --> 00:05:33,249
فرمانده چوي!

42
00:05:33,708 --> 00:05:36,836
آماده روبرويي با سرنوشتت شو!

43
00:05:39,130 --> 00:05:45,303
داشتم ميگفتم... چند سال پيش من به يه راز بزرگ و نيرومند پي بردم...

44
00:05:45,345 --> 00:05:48,931
...شخصيت روح ماه، حالت فاني داره...

45
00:05:48,973 --> 00:05:50,058
چي؟

46
00:05:50,099 --> 00:05:54,103
من يک وکيل جوان بودم که
در امپراطوري خاک به ژنرال شو خدمت مي کردم...

47
00:05:54,145 --> 00:06:00,693
من يک کتابخانه مخفي پيدا کردم،
در زير زمين.. من طومار به طومار رو با دقت خوندم.

48
00:06:00,693 --> 00:06:07,116
يکي از اونها شامل يک عکس پرجزئيات و کلمه هاي ماه و اقيانوس بود.

49
00:06:07,158 --> 00:06:12,246
بعد از اون من ميدونم که اين ارواح ميتونن پيدا بشن.. و کشته بشن.

50
00:06:12,246 --> 00:06:14,791
و اين سرنوشت منه که اينکارو بکنم.

51
00:06:14,832 --> 00:06:18,252
ژائو، ارواح نبايد مسخره بشن!

52
00:06:18,294 --> 00:06:22,423
بله، بله، من ميدونم تو از ارواح ميترسي، آيرو.

53
00:06:22,465 --> 00:06:25,760
من شايعاتي درباره سفر تو به جهان ارواح شنيدم.

54
00:06:25,802 --> 00:06:30,681
اما ماه و اقيانوس زندگي ابديشون رو
رها کردن تا قسمتي از جهان ما بشن...

55
00:06:30,723 --> 00:06:34,560
...و حالا اونها نتيجه اش رو ميبيننن!

56
00:06:51,619 --> 00:06:57,125
اوه!هووف! تو فقط يه دم فرفري دماغ آبي هستي.

57
00:07:01,379 --> 00:07:06,217
هيچ ترسي نشون نداده. هيچ احساسي بروز نده.

58
00:07:18,563 --> 00:07:23,401
سلام؟ من دنبال يه روح به نام کوه ميگردم.

59
00:07:35,121 --> 00:07:37,707
خوش اومدي!

60
00:07:39,292 --> 00:07:40,418
متشکرم.

61
00:07:40,460 --> 00:07:46,591
دوست قديمي من، آواتار. مدت زيادي گذشته.

62
00:07:46,632 --> 00:07:47,967
تو منو ميشناسي؟

63
00:07:47,967 --> 00:07:50,511
چطور ميتونم فراموشت کنم!

64
00:07:50,553 --> 00:07:53,723
يکي از جسم هاي قبلي تو سعي کرد من رو بکشه!

65
00:07:53,764 --> 00:07:56,893
حدودا 800 يا 900 سال پيش.

66
00:07:56,934 --> 00:08:03,065
نميدونستم. چرا اون.. يا من.. سعي کردم تو رو بکشم؟

67
00:08:03,065 --> 00:08:09,113
اه، اين مربوط به دزديدن صورت کسي بود که تو دوستش داشتي...

68
00:08:14,994 --> 00:08:18,206
البته، اين مربوط به گذشته ي ماست.

69
00:08:18,247 --> 00:08:21,876
چرا من بايد از تو براي کاري که در
زندگي گذشته ات کردي کينه اي داشته باشم؟

70
00:08:21,876 --> 00:08:28,716
بهرحال، تو الان يک شخص ديگه اي
هستي. تو پيش من اومدي... با يه صورت جديد.

71
00:08:33,054 --> 00:08:35,765
فکر کنم ما بايد يه مدتي اينجا باشيم.

72
00:08:38,142 --> 00:08:42,480
نگران نباش! پرنس زوکو نميتونه تو اين هوا خيلي دور بشه.

73
00:08:42,522 --> 00:08:46,984
من نگران اين نيستم که اونها از طوفان
فرار کنن. من نگران اينم که نتونن فرار کنن.

74
00:08:46,984 --> 00:08:48,611
اونها تو اين طوفان نميميرن.

75
00:08:48,653 --> 00:08:51,614
اگه ما يه چيز رو بدونيم اينه که زوکو هيچ وقت تسليم نميشه.

76
00:08:51,656 --> 00:08:55,034
اونها زنده ميمونن... و ما پيداشون ميکنيم!

77
00:08:55,076 --> 00:08:59,914
مدت زيادي از وقتي که صورت
يه بچه رو به کلکسيونم اضافه کردم ميگذره

78
00:08:59,956 --> 00:09:03,125
خب... چطور ميتونم کمکت کنم؟

79
00:09:03,167 --> 00:09:05,711
من بايد ماه و اقيانوس رو پيدا کنم.

80
00:09:05,753 --> 00:09:09,882
نام روحي اونها تويي و لا هست.

81
00:09:09,924 --> 00:09:17,139
فشار دادن... و کشيدن...اين هميشه طبيعت خويشاونديشون بوده.

82
00:09:17,181 --> 00:09:19,850
خواهش ميکنم به من کمک کن اونها رو پيدا کنم.

83
00:09:19,892 --> 00:09:23,437
اگه من ازشون کمک نگيرم يه ملت کاملا از بين ميرن.

84
00:09:23,437 --> 00:09:30,236
اه، تو فکر ميکني به کمکشون نياز داري؟ درواقع اين کاملا يک راه جداست

85
00:09:30,236 --> 00:09:33,155
يک نفر قصد داره اونها رو بکشه!

86
00:09:33,155 --> 00:09:36,659
منظورت چيه؟ چطور ميتونم اونها رو پيدا کنم و ازشون محافظت کنم؟

87
00:09:36,701 --> 00:09:40,246
درواقع تو قبلا اونها رو ديدي.

88
00:09:40,246 --> 00:09:44,292
تويي و لا، ماه و اقيانوس تو،...

89
00:09:44,333 --> 00:09:47,545
...هميشه با هم در يک رقص ابدي مي چرخن.

90
00:09:47,587 --> 00:09:52,883
اونها همديگر رو هماهنگ ميکنند... کشيدن و فشار دادن... زندگي و مرگ...

91
00:09:52,925 --> 00:09:59,056
... خوب و بد... يين... و يانگ.

92
00:10:01,809 --> 00:10:03,853
ماهي کوي!

93
00:10:05,146 --> 00:10:07,481
من بايد الان برم.

94
00:10:07,523 --> 00:10:10,234
ما همديگه رو دوباره ميبينيم.

95
00:10:14,655 --> 00:10:18,075
ارواح در خطرند.من بايد به جهان مادي برگردم.

96
00:10:18,117 --> 00:10:21,787
دوستي اينجاست تا تو رو راهنمايي کنه که برگردي.

97
00:10:21,829 --> 00:10:23,706
هي-باي!

98
00:11:13,464 --> 00:11:17,301
ما اين نقشه رو تا يه جاي خيلي ويژه دنبال ميکنيم.

99
00:11:17,343 --> 00:11:21,931
و وقتي ما به اونجا رسيديم... ماهي گيري ميکنيم.

100
00:11:24,642 --> 00:11:29,021
اينجا جايي که من وارد شدم. اما چطوري ميتونم برگردم؟

101
00:11:35,486 --> 00:11:37,905
خوشحالم که رفت.

102
00:11:42,201 --> 00:11:43,994
مومو!

103
00:11:44,036 --> 00:11:48,582
مومو!اه نه! بدنم کجاست؟

104
00:11:54,797 --> 00:11:59,385
نگاه کن! اون بايد آنگ باشه! يپ! يپ!

105
00:12:07,893 --> 00:12:09,186
خوش اومدي.

106
00:12:09,270 --> 00:12:11,230
خوشحالم که برگشتي.

107
00:12:17,486 --> 00:12:20,448
براي فرار کافي نخواهد بود.

108
00:12:20,489 --> 00:12:22,199
آپا!

109
00:12:25,786 --> 00:12:27,246
براي مبارزه دوباره اومدي؟

110
00:12:27,288 --> 00:12:31,250
بهم اعتماد کن، زوکو. قرار نيست که يک مسابقه انجام بشه.

111
00:12:36,714 --> 00:12:39,175
هي! يه سري طناب با کيفيت!

112
00:12:39,216 --> 00:12:43,637
ما بايد به اون مکان برگرديم! ارواح در خطرند!

113
00:12:47,266 --> 00:12:50,102
صبر کن، ما نميتونيم اونو اينجا رها کنيم.

114
00:12:50,144 --> 00:12:52,188
البته که ميتونيم. بريم.

115
00:12:52,229 --> 00:12:55,649
نه، اگه ما ولش کنيم، اون ميميره.

116
00:12:58,652 --> 00:13:04,617
آره، خيلي کار خوبيه.  اونو که هميشه
مصمم بوده که ما رو بکشه با خودمون ببريم!

117
00:13:35,105 --> 00:13:36,357
تو خوبي؟

118
00:13:36,398 --> 00:13:38,067
احساس ضعف دارم.

119
00:13:38,108 --> 00:13:40,444
منم همين احساسو دارم.

120
00:13:41,195 --> 00:13:43,197
روح ماه در خطره.

121
00:13:43,197 --> 00:13:45,658
من زندگيم رو به روح ماه مديونم.

122
00:13:45,658 --> 00:13:46,784
منظورت چيه؟

123
00:13:46,784 --> 00:13:50,913
وقتي که من به دنيا اومدم خيلي بيمار و ضعيف بودم.

124
00:13:50,913 --> 00:13:53,374
بيشتر بچه ها وقتي به دنيا ميان گريه ميکنن...

125
00:13:53,415 --> 00:13:57,294
... اما وقتي من به دنيا اومدم به خواب فرور رفتم. چشمام بسته شد.

126
00:13:57,336 --> 00:14:00,422
شفا دهنده هاي ما هرکاري که ميتونستن کردن.

127
00:14:00,464 --> 00:14:04,134
اونها به مادرم و پدرم گفتن من ميميرم.

128
00:14:04,176 --> 00:14:07,596
پدرم از ارواح درخواست کرد که منو نجات بدن...

129
00:14:07,638 --> 00:14:10,015
..اون شب،زير ماه کامل،...

130
00:14:10,057 --> 00:14:13,644
...اون منو به اون مکان برد و منو تو درياچه انداخت.

131
00:14:13,727 --> 00:14:19,066
موهاي سياه من سفيد شد. چشمهام رو باز کردم و شروع کردم به گريه،...

132
00:14:19,066 --> 00:14:21,944
و اونها فهميدم من زنده ام.

133
00:14:21,944 --> 00:14:27,074
بخاطر همينه که مادرم اسم من رو يواي گذاشت، براي ماه.

134
00:14:28,701 --> 00:14:35,416
من... حالا يه افسانه ام!ملت آتش براي نسل ها داستان هايي درباره...

135
00:14:35,416 --> 00:14:39,253
... ژائوي بزرگ کسي که ماه رو تيره کرد خواهند گفت.

136
00:14:39,295 --> 00:14:47,636
اونها به من ميگن ژائوي فاتح! ژائوي کشنده ي ماه! ژائوي شکست ناپذير!

137
00:14:47,678 --> 00:14:52,266
هاه! ولم کن! ولم کن!

138
00:14:59,690 --> 00:15:02,067
به خودت زحمت نده!

139
00:15:02,902 --> 00:15:05,237
ژائو! نه!

140
00:15:05,279 --> 00:15:11,160
اين سرنوشت منه... که ماه رو نابود کنم... وقبيله ي آب رو.

141
00:15:11,201 --> 00:15:14,955
نابود کردن ماه فقط به قبيله آب صدمه نميزنه.

142
00:15:14,997 --> 00:15:18,375
اون به همه صدمه ميزنه... همچنين تو.

143
00:15:18,417 --> 00:15:21,754
بدون ماه، همه چيز از هماهنگي خارج ميشن.

144
00:15:21,795 --> 00:15:25,883
تو هيچي درباره اينکه چه هرج و مرجي ميتونه تو جهان رخ بده نميدوني.

145
00:15:25,925 --> 00:15:27,718
اون درست ميگه، ژائو!

146
00:15:27,718 --> 00:15:33,015
ژنرال آيرو، چرا من از اينکه خيانت تو رو کشف کردم شگفت زده نشدم؟

147
00:15:33,015 --> 00:15:37,186
من خيانتکار نيستم،ژائو. ملت آتش هم به ماه نياز دارند.

148
00:15:37,227 --> 00:15:40,773
ما به هماهنگي وابسه ايم.

149
00:15:40,814 --> 00:15:49,365
هر کاري با اون روح بکني ده برابرش رو روت انجام ميدم! آزادش کن، حالا!

150
00:16:32,157 --> 00:16:35,577
نه، تموم نشده.

151
00:17:50,527 --> 00:17:51,695
تو زنده اي؟

152
00:17:51,695 --> 00:17:54,865
تو سعي کردي منو بکشي!

153
00:17:56,742 --> 00:18:02,623
آره. من اينکارو کردم. تو روح آبي هستي... و دشمن ملت آتش!

154
00:18:02,664 --> 00:18:04,750
تو آواتار رو آزاد کردي!

155
00:18:04,792 --> 00:18:07,044
من انتخابي نداشتم!

156
00:18:09,713 --> 00:18:14,468
تو بايد شکستت رو ميپذيرفتي.. رسواييت رو!

157
00:18:14,468 --> 00:18:18,097
بعد، حداقل ميتونستي زندگي کني!

158
00:18:28,732 --> 00:18:31,944
خيلي دير شده. اون مرده.

159
00:18:31,944 --> 00:18:34,488
تو توسط روح ماه لمس شدي. قسمتي از زندگي اون درون توئه!

160
00:18:34,530 --> 00:18:42,746
آره، راست ميگي. اون به من زندگي داد. شايد بتونم اونو بهش برگردونم.

161
00:18:42,746 --> 00:18:45,541
نه! تو نبايد اينکارو بکني!

162
00:18:45,582 --> 00:18:47,334
اين وظيفه ي منه، سوکا.

163
00:18:56,802 --> 00:18:57,719
نه!

164
00:19:48,687 --> 00:19:52,983
خداحافظ،سوکا. من هميشه با تو خواهم بود.

165
00:20:24,139 --> 00:20:26,892
نميتونه اتفاق افتاده باشه!

166
00:20:36,193 --> 00:20:38,445
دستمو بگير!

167
00:20:54,169 --> 00:20:56,797
من تصميم گرفتم به قطب جنوب برم.

168
00:20:56,838 --> 00:20:59,424
تعدادي از بقيه کنترل کننده ها و شفا دهنده ها ميخوان به من بپيوندن.

169
00:20:59,424 --> 00:21:02,678
وقتشه که ما به قبيله خواهرمون در بازسازي کمک کنيم.

170
00:21:02,719 --> 00:21:06,139
درباره آنگ چي؟ اون هنوز بايد کنترل کردن آب رو ياد بگيره.

171
00:21:06,139 --> 00:21:12,354
خب، پس اون بهتره براي صدا کردن تو از "استاد کاتارا" استفاده کنه.

172
00:21:13,313 --> 00:21:17,401
ارواح به من يک بينايي از زمان تولد يواي دادند.

173
00:21:17,442 --> 00:21:24,616
من... يه زن جوان شجاع و زيبا ديدم...در حد و اندازه ي روح ماه.

174
00:21:24,658 --> 00:21:26,410
من ميدونستم که اين روز ميرسه.

175
00:21:26,451 --> 00:21:27,786
شما بايد افتخار کنيد.

176
00:21:27,828 --> 00:21:33,041
با افتخار. و غمگين

177
00:21:33,917 --> 00:21:36,461
شگفت زده شدم، پرنس زوکو،...

178
00:21:36,545 --> 00:21:41,800
... شگفت زده شدم که اين بار سعي نميکني آواتار رو دستگير کني

179
00:21:41,842 --> 00:21:43,176
من خسته ام.

180
00:21:43,218 --> 00:21:49,391
پس بايد استراحت کني. يه مرد به استراحتش نياز داره.

181
00:22:00,527 --> 00:22:02,029
تو هم همينطور، مومو.

182
00:22:02,029 --> 00:22:03,947
بيا اينجا.

183
00:22:13,790 --> 00:22:24,176
آيرو يه خائنه و برادرت زوکو يک شکست خورده است. من يه مأموريت برات دارم.
