﻿1
00:00:02,293 --> 00:00:04,671
"آب"

2
00:00:04,671 --> 00:00:06,548
"خاک"

3
00:00:06,548 --> 00:00:08,675
"آتش"

4
00:00:08,675 --> 00:00:09,968
"باد"

5
00:00:11,011 --> 00:00:15,140
"خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند"

6
00:00:15,140 --> 00:00:19,227
"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,436 --> 00:00:23,565
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,565 --> 00:00:26,693
"اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,068 --> 00:00:30,864
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:30,864 --> 00:00:32,699
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,824 --> 00:00:34,909
"و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن"

12
00:00:34,909 --> 00:00:38,663
"خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره"

13
00:00:38,663 --> 00:00:42,292
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:47,964 --> 00:00:51,968
خاک : کتاب دوم
قسمت دوم : غار دو عاشق

15
00:00:56,973 --> 00:00:58,683
شماها کارتون زود تموم میشه،درسته؟

16
00:00:58,683 --> 00:01:02,145
.من میتونم تو 2 دقیقه آماده بشم،جداً،هر وقت

17
00:01:02,145 --> 00:01:04,731
.خب،داشتی مدل اختاپوس رو بهم نشون میدادی

18
00:01:04,731 --> 00:01:08,193
.درست.بزار موضع گیریت رو ببینم

19
00:01:09,527 --> 00:01:12,238
.خیلی خب،بیا ببینیم چی تو چَنته داری

20
00:01:21,539 --> 00:01:23,792
.اختاپوس خوبی از آب در میایی،کارآموز آنگ

21
00:01:33,259 --> 00:01:35,386
!هی،هی! مردم رودخونه

22
00:01:35,428 --> 00:01:36,888
.ما مردم رودخونه نیستیم

23
00:01:36,930 --> 00:01:40,266
نیستین؟پس چه جور مردمی هستین؟

24
00:01:40,308 --> 00:01:42,102
.فقط...مردم

25
00:01:42,102 --> 00:01:44,896
...مگه ما همه باهم برادر خواهر نیستیم؟هووو

26
00:01:44,896 --> 00:01:45,772
تو کی هستی؟

27
00:01:45,814 --> 00:01:48,316
.من چانگم و این همسرم لیلیه

28
00:01:48,316 --> 00:01:53,321
.ما کوچ نشینیم.هرجا که قسمت ما رو ببره خوشحالیم

29
00:01:53,363 --> 00:01:57,158
.شماها کوچ نشینین؟چه عالی! منم کوچ نشینم

30
00:01:57,200 --> 00:01:59,077
.هی،منم کوچ نشینم

31
00:01:59,119 --> 00:02:01,538
.میدونم...همین الآن گفتی

32
00:02:01,538 --> 00:02:03,915
.اُه.شورت قشنگیه

33
00:02:08,795 --> 00:02:12,340
.من چیزی برای خوردن پیدا نکردم،نمیتونم اینطوری زندگی کنم

34
00:02:12,382 --> 00:02:16,511
.من به دنیا نیومدم که یه فراری بشم
!غیر ممکنه

35
00:02:16,511 --> 00:02:19,305
عمو داری چیکار میکنی؟

36
00:02:19,305 --> 00:02:22,308
.تو الآن داری به بوته‌ی نادر اژدهای سفید نگاه میکنی

37
00:02:22,350 --> 00:02:27,522
!میشه باهاش یه چایی خوش طعم درست کرد،

38
00:02:27,522 --> 00:02:32,402
.اون،یا بوته‌ی سفید یشمی که سمّیه

39
00:02:32,402 --> 00:02:36,156
.ما غذا میخوایم نه چایی،من دارم میرم ماهی بگیرم

40
00:02:36,197 --> 00:02:41,953
هوم،چای لذیذ یا سم کشنده؟

41
00:02:46,082 --> 00:02:48,793
.هی،ساکا باید یه چندتا از این داستانا رو بشنوی

42
00:02:48,793 --> 00:02:50,587
.اینا همه جا بودن

43
00:02:50,587 --> 00:02:53,256
.خب،نه همه جا،کلّه فلشی کوچولو

44
00:02:53,256 --> 00:02:58,261
اما جاهایی هم که نبودیم
.از طریق داستان‌ها و آهنگها درباره‌ش شنیدیم

45
00:02:58,303 --> 00:03:01,014
!اونا گفتن ما رو برای دیدن یه سوسک بزرگ شب میبرن

46
00:03:01,014 --> 00:03:05,935
توی راه یه آبشاری هست که یه رنگین کمون درست میکنه
.که هیچوقت محو نمیشه

47
00:03:05,977 --> 00:03:10,607
،ببینین،من متنفرم از اینکه موج منفی بفرستم
.ولی از اونجایی که کاتارا درگیره،فکر کنم به عهده‌ی منه

48
00:03:10,648 --> 00:03:16,821
.ما باید به اوماشو بریم،نه آهنگ،نه کرم و قطعاً بدون رنگین کمون

49
00:03:16,863 --> 00:03:22,452
.واو،به نظر میرسه یه نفر "تب مقصد" گرفته.هه

50
00:03:22,452 --> 00:03:25,079
.تو خیلی نگران اینی که کجا میری

51
00:03:25,121 --> 00:03:29,250
.تو باید کمتر به "کجا" رفتن و بیشتر به خودِ "رفتن" فکر کنی

52
00:03:29,250 --> 00:03:32,962
.او...ما...شو

53
00:03:33,004 --> 00:03:35,131
...ساکا درست میگه ما باید پادشاه بومی رو پیدا کنیم

54
00:03:35,131 --> 00:03:37,675
.تا آنگ بتونه توی یه جای امن خاک افزاری یاد بگیره...

55
00:03:37,717 --> 00:03:40,929
.خب،به نظر میرسه میخواین برین اوماشو

56
00:03:40,929 --> 00:03:47,393
.یه داستان قدیمی در مورد یه راه مخفیه...درست از بین کوه‌ها

57
00:03:47,393 --> 00:03:49,520
واقعیه یا یه افسانه است؟

58
00:03:49,520 --> 00:03:55,360
.اُه،یه افسانه‌ی واقعیه و اندازه‌ی خودِ خاک افزاری قِدمَت داره

59
00:03:55,360 --> 00:04:00,657
"...دو عاشق،از دیدن هم دیگه محرومند،...بین مردمشون جنگه"

60
00:04:00,657 --> 00:04:06,329
"یه راهی ساختن که باهم باشن"

61
00:04:06,329 --> 00:04:09,249
آره،یه چند تا خط بعدی رو یادم رفت
...ولی بعدش اینطوری میشه

62
00:04:09,791 --> 00:04:11,834
.فکرکنم ما به همین پرواز بچسبیم بهتر باشه

63
00:04:11,876 --> 00:04:15,421
.ما قبلاً هم با ملت آتش مقابله کردیم.مشکلی برامون پیش نمیاد

64
00:04:15,463 --> 00:04:18,466
...آره،ممنون به خاطر کمکتون اما آپا متنفره که بیاد زیر زمین

65
00:04:18,508 --> 00:04:22,136
و ما باید کاری رو که باعث میشه
.آپا بیشتر احساس راحتی بکنه انجام بدیم

66
00:04:22,178 --> 00:04:23,888
!پرتاب

67
00:04:29,727 --> 00:04:32,855
.غار عِشقولانه،بزن بریم

68
00:04:40,488 --> 00:04:44,575
زوکو،یادته اون بوته رو که فکر میکردم ممکنه چایی باشه؟

69
00:04:44,575 --> 00:04:46,077
!تو اینکار رو نکردی

70
00:04:46,119 --> 00:04:49,455
.کردم،و چایی نبود

71
00:04:50,248 --> 00:04:54,085
.وقتی جوش‌ها رسوخ کنه توی گلوم،خفه میشم

72
00:04:54,085 --> 00:04:57,714
...اما ببین چی پیدا کردم! اینا توت باکوئی هستن

73
00:04:57,714 --> 00:05:01,509
.که به عنوان درمان گیاه سفید یشمی شناخته شدن...

74
00:05:01,509 --> 00:05:05,722
.اون،یا توت ماکاهونی که باعث کوری میشن

75
00:05:05,763 --> 00:05:10,143
!دیگه ریسک خوردن این گیاه‌ها رو نمیکنیم
.باید از یکی کمک بگیریم

76
00:05:10,143 --> 00:05:12,353
اما کجا باید بریم؟

77
00:05:12,395 --> 00:05:18,818
.ما دشمنای قلمرو خاک و فراری از ملت آتشیم

78
00:05:18,818 --> 00:05:22,196
.اگه قلمرو خاک ما رو پیدا کنه،میکشنمون

79
00:05:22,238 --> 00:05:28,161
.اما اگه ملت آتش ما رو پیدا کنه،کَت بسته تحویل آزولا میدنمون

80
00:05:28,202 --> 00:05:30,997
.همون قلمرو خاک از همه بهتره

81
00:05:31,039 --> 00:05:32,707
چقدر دیگه مونده به تونل برسیم؟

82
00:05:32,707 --> 00:05:35,043
.در واقع،فقط یدونه تونل نیست

83
00:05:35,043 --> 00:05:38,338
...دو عاشق نمیخواستن که کسی به عشقشون پی ببره

84
00:05:38,338 --> 00:05:41,382
.بنابراین اونا یه "هزار تو" درست کردن...

85
00:05:41,382 --> 00:05:42,675
!هزار تو؟

86
00:05:42,675 --> 00:05:45,636
.من مطمئنم یجوری راه رو پیدا میکنیم

87
00:05:46,387 --> 00:05:52,435
.تمام کاری که باید بکنی اینه که به عشق ایمان بیاری
.با توجه به نفرین

88
00:05:55,813 --> 00:05:57,648
!نفرین؟

89
00:05:58,149 --> 00:06:00,651
.هی،هی! رسیدیم

90
00:06:00,651 --> 00:06:03,112
دقیقاً این نفرین چیه؟

91
00:06:03,112 --> 00:06:07,700
،نفرین میگه تنها افرادی که به عشق ایمان دارن
.میتونن تو این غارها زنده بمونن

92
00:06:07,742 --> 00:06:10,119
.در غیر این صورت برای همیشه اون تو گیر میافتن

93
00:06:10,161 --> 00:06:11,371
.و میمیرن

94
00:06:11,371 --> 00:06:17,752
.اُه،آره،و میمیرن.هی،همین الآن بقیه‌ی آهنگ یادم اومد

95
00:06:17,752 --> 00:06:20,546
"و میمیرن"

96
00:06:20,546 --> 00:06:25,343
.دیگه بسه! اصلاً راه نداره ما بریم تو یه سوراخ نفرین شده

97
00:06:25,343 --> 00:06:29,097
.هی،یه نفر داره یه آتیشِ کمپِ بزرگ درست میکنه

98
00:06:29,097 --> 00:06:31,265
.اون آتیشِ کمپ نیست،موکو

99
00:06:31,265 --> 00:06:34,519
.اون ملت آتشه.دارن تعقیبمون میکنن

100
00:06:34,560 --> 00:06:37,605
پس،تنها چیزی که برای عبور از این غارها نیازه ایمان به عشقه؟

101
00:06:37,605 --> 00:06:41,692
.درسته،آقای کله فلشی

102
00:06:46,072 --> 00:06:47,407
.ما از پسش بر میایم

103
00:06:47,407 --> 00:06:49,992
!همه برن داخل سوراخ

104
00:06:59,502 --> 00:07:03,965
صبر کنین! خیلی خطرناکه،مگه آهنگ رو نشنیدی؟

105
00:07:03,965 --> 00:07:09,178
،فقط راه رو به روشون ببندین
.کوه خودش ترتیب بقیه‌ی کارها رو میده

106
00:07:26,112 --> 00:07:29,782
.مشکلی نیست آپا،مشکلی برامون پیش نمیاد،امیدوارم

107
00:07:29,824 --> 00:07:34,537
.ما از اینجا میریم بیرون،تنها چیزی که میخوایم یه نقشه است
چانگ،اون مشعلا چقدر دوام میارن؟

108
00:07:34,537 --> 00:07:36,706
.اِه،هر کدوم تقریباً دو ساعت

109
00:07:36,706 --> 00:07:40,209
.و ما 5 تا مشعل داریم...پس میکنه 10 ساعت

110
00:07:40,251 --> 00:07:43,588
.این طوری که نمیشه اگه همه با هم روشن باشن

111
00:07:43,629 --> 00:07:45,339
.اُه،درسته

112
00:07:45,339 --> 00:07:48,801
.من یه نقشه درست میکنم که ببینیم دقیقاً از کجاها رفتیم

113
00:07:48,801 --> 00:07:53,306
.بعد باید بتونیم مثل یه جورچین حلش کنیم و در بریم

114
00:08:01,564 --> 00:08:04,066
.شما دوتا نباید مال این اطراف باشین

115
00:08:04,066 --> 00:08:06,611
...ما خیلی خوب میدونیم که نباید به گل سفید یشمی دست بزنیم

116
00:08:06,611 --> 00:08:10,239
.چه برسه بخوایم بجوشونیمش و بخوریمش...

117
00:08:11,741 --> 00:08:13,493
خب،از کجا میاین؟

118
00:08:13,493 --> 00:08:15,161
.بله،ما مسافریم

119
00:08:15,203 --> 00:08:17,079
اسمم دارین؟

120
00:08:17,121 --> 00:08:26,881
.اسم؟البته که اسم داریم،اسم من...لیه و اینم عموم...موشیه

121
00:08:26,881 --> 00:08:32,220
بله،برای برادرزاده‌ام اسم پدرش رو گذاشتیم
.پس به طوری خلاصه بهش میگیم جونیور

122
00:08:32,220 --> 00:08:35,848
.موشی و جونیور،ها؟اسم من سانگه

123
00:08:35,890 --> 00:08:40,019
به نظر میرسه گرسنه باشین،چرا برای شام نمیمونین؟

124
00:08:40,061 --> 00:08:42,647
.متاسفم،اما ما باید حرکت کنیم

125
00:08:42,688 --> 00:08:46,067
،این که خیلی بد شد
.چون مامانم همیشه اردکِ کبابیِ زیادی درست میکنه

126
00:08:46,067 --> 00:08:48,736
دقیقاً کجا زندگی میکنی؟

127
00:08:49,946 --> 00:08:53,074
.ساکا،این دهمین بن بستیه که ما رو بهش آوردی

128
00:08:53,074 --> 00:08:56,410
.اصلاً با عقل جور در نمیاد ما قبلاً اینجا بودیم

129
00:08:56,452 --> 00:09:01,832
.ما به نقشه نیاز نداریم،به عشق احتیاج داریم
.این آقا کوچولو میدونه

130
00:09:01,832 --> 00:09:04,794
.آره،ولی منم از یه نقشه بدم نمیاد

131
00:09:04,835 --> 00:09:07,380
.یه چیز عجیبی اینجا هست

132
00:09:07,380 --> 00:09:13,010
.تنها یه توضیح وجود داره
.تونل‌ها دارن تغییر میکنن

133
00:09:18,432 --> 00:09:23,271
.دخترم بهم گفت شما فراری هستین،ما هم یه زمانی فراری بودیم

134
00:09:23,271 --> 00:09:27,608
،وقتی یه دختر کوچولو بودم
.ملت آتش به مزارع دهکده‌مون حمله کرد

135
00:09:27,608 --> 00:09:33,823
.تمام مردها رو بردن.اون آخرین باری بود که پدرم رو دیدم

136
00:09:33,864 --> 00:09:37,034
.منم سالهاست که پدرم رو ندیدم

137
00:09:37,118 --> 00:09:40,830
اُه،توی نبرده؟

138
00:09:43,624 --> 00:09:45,209
.آره

139
00:09:49,880 --> 00:09:54,302
.تونل‌ها...دارن تغییر میکنن...حتماً نفرینه

140
00:09:54,343 --> 00:09:57,221
.میدونستم که نباید میومدیم این تو

141
00:09:57,263 --> 00:10:00,099
.درسته،باید به حرفت گوش میدادیم،جان خودت

142
00:10:00,141 --> 00:10:03,853
.همه ساکت،گوش کنین

143
00:10:15,573 --> 00:10:18,618
.یه چیز دندون دار گنده‌ی پرنده

144
00:10:18,993 --> 00:10:21,871
!نه! یه گرگ-خفاشه

145
00:11:07,333 --> 00:11:13,798
.آره،دیگه کارت فایده‌ای نداره،ما از هم جدا شدیم
.اما تو حداقل ما رو داری

146
00:11:13,798 --> 00:11:16,842
!نــــــــــــــــــــــــــه

147
00:11:25,810 --> 00:11:29,188
.میتونم پیشت بشینم؟من میدونم که تو چه دورانی رو طی کردی

148
00:11:29,188 --> 00:11:35,277
.ما همه‌مون این دوران رو طی کردیم
.ملت آتش بهت آسیب زده

149
00:11:40,282 --> 00:11:44,662
.اشکالی نداره،اونا به منم صدمه زدن

150
00:11:53,045 --> 00:11:58,259
"نذار سنگ‌هایی که از سقف میافتن لبخندت رو به اخم تبدیل کنه"

151
00:11:58,259 --> 00:12:04,098
"وقتی که تونل‌ها در تاریک ترین حالت خودشونن"
"اون موقع است که به یه دلقک نیاز داری،هی"

152
00:12:04,557 --> 00:12:09,395
"اُه،نذار غار ناامیدت کنه،ساکــــــــا"

153
00:12:15,276 --> 00:12:17,445
!آنگ،نگاه کن

154
00:12:17,778 --> 00:12:19,530
.ما راه خروج رو پیدا کردیم

155
00:12:41,218 --> 00:12:42,970
.این راه خروج نیست

156
00:12:42,970 --> 00:12:46,640
!نه...یه مقبره است

157
00:13:02,156 --> 00:13:07,578
.اینا باید دو عاشق توی افسانه باشن که اینجا دفن شدن

158
00:13:07,578 --> 00:13:10,581
.این تصاویر داستانشون رو تعریف میکنه

159
00:13:19,006 --> 00:13:22,426
اونا هم دیگر رو بالای کوهی که روستاهاشون
.رو از هم جدا میکرد ملاقات کردن

160
00:13:24,303 --> 00:13:27,973
.اما عشق اونا به هم خیلی قوی بود و یه راهی پیدا کردن

161
00:13:30,643 --> 00:13:33,521
.دو عاشق خاک افزاری رو از گورکن‌ها یاد گرفتن

162
00:13:33,521 --> 00:13:36,148
.اونا به اولین خاک افزارها تبدیل شدن

163
00:13:36,190 --> 00:13:39,026
اونا یه تونل با دقت بالا درست کردن
.که بتونن با هم مخفیانه ملاقات کنن

164
00:13:40,361 --> 00:13:44,198
.اون توی یکی از جنگ‌های بین دو روستا کشته شد

165
00:13:45,616 --> 00:13:50,287
،زن نابود شد
.اون یه چشمه از قدرت بیکران خاک افزاریش رو آزاد کرد

166
00:13:50,287 --> 00:13:52,957
.اون میتونست همه رو نابود کنه

167
00:13:54,041 --> 00:13:56,669
.اما در مقابل اون پایان جنگ رو اعلام کرد

168
00:13:56,710 --> 00:14:02,550
هر دو روستا بهش کمک کردن تا شهری رو بسازه
.که همه بتونن با صلح کنار هم زندگی کنن

169
00:14:02,591 --> 00:14:07,179
.اسم زن "اوما" و اسم مرد "شو" بود

170
00:14:07,221 --> 00:14:12,476
.اسم اون شهر شد اوماشو،به عنوان یادگاری از عشقشون

171
00:14:17,231 --> 00:14:19,525
.در تاریکی عشق از همه چیز روشن‌تره

172
00:14:19,733 --> 00:14:23,821
.اُه،عالیه! نقشه‌ات دوباره ما رو به یه بن بست دیگه هدایت کرد

173
00:14:23,863 --> 00:14:28,951
لااقل من دارم دنبال راه حل میگردم
.و سعی میکن خودمون رو از اینجا رها کنم،موکو

174
00:14:28,951 --> 00:14:31,704
ووو،ووو،یه لحظه صبر کن،ما داریم دنبال راه حل میگردیم؟

175
00:14:31,745 --> 00:14:34,957
.چون من الآن یه ساعتی میشه که یه راه حل دارم

176
00:14:34,957 --> 00:14:38,919
!آره! ما همه‌مون داریم دنبال راه چاره میگردیم

177
00:14:38,919 --> 00:14:42,423
،خب،پس به این گوش کن
...اگه عشق کلید بیرون رفتن از اینجاست

178
00:14:42,423 --> 00:14:47,177
.پس تنها کاری که باید بکنیم اینه که یه آهنگ بخونیم...

179
00:14:50,055 --> 00:14:52,766
چجوری میخوایم راه خروجمون از این تونل‌ها رو پیدا کنیم؟

180
00:14:52,808 --> 00:14:54,685
من یه ایده‌ی مسخره دارم؟

181
00:14:54,727 --> 00:14:56,186
چی؟

182
00:14:56,186 --> 00:14:58,564
.بیخیالش،خیلی مسخره است

183
00:14:58,606 --> 00:15:00,274
کاتارا،چیه؟

184
00:15:00,274 --> 00:15:03,444
،من داشتم فکر میکردم
...که نفرین میگه ما برای همیشه اینجا گیر میافتیم مگر

185
00:15:03,444 --> 00:15:05,905
.اینکه به عشق ایمان بیاریم...

186
00:15:05,946 --> 00:15:06,947
...خب

187
00:15:06,947 --> 00:15:08,532
میخوای به چه نتیجه‌ای برسی؟

188
00:15:08,824 --> 00:15:11,619
.دیدی؟گفتم ایده‌ی مسخره‌ایه

189
00:15:11,619 --> 00:15:15,247
...ما... حرف زدن 

190
00:15:15,247 --> 00:15:20,002
ما ؟داشتم به چی فکر میکردم؟میتونی تصورش رو بکنی؟

191
00:15:20,002 --> 00:15:24,757
.آره،هههه،من قطعاً دلم نمیخواست 

192
00:15:24,757 --> 00:15:30,095
،اُه،خب نمیدوستم که تا این حد گزینه‌ی مزخرفیه
!ببخشید که پیشنهاد دادم

193
00:15:30,137 --> 00:15:34,391
...نه،نه منظورم اینه،اگه یه انتخاب بین تو و مردن بود

194
00:15:34,433 --> 00:15:35,517
!اُه

195
00:15:35,559 --> 00:15:39,772
.چیه؟من ترجیح میدادم که تا بمیرم.این یه تعریفه

196
00:15:39,813 --> 00:15:43,442
!خب من مطمئن نیستم حاضر بودم کدوم رو انتخاب کنم

197
00:15:43,484 --> 00:15:46,236
من چه مرگمه؟

198
00:15:46,236 --> 00:15:47,947
"حتی اگر گم بشی نمیتونی عشق رو گم کنی چون توی قلبته"

199
00:15:52,952 --> 00:15:56,413
.ممنون بابت اردک،فوق العاده بود

200
00:15:56,413 --> 00:15:57,581
.نوش جونتون

201
00:15:57,623 --> 00:16:02,044
این باعث خوشحالیه منه که ببینم
.کسی غذای منو با همچین...وَلعی میخوره

202
00:16:02,044 --> 00:16:04,880
.تمرین زیاد

203
00:16:05,631 --> 00:16:08,050
جونیور،ادبت کجا رفته؟

204
00:16:08,050 --> 00:16:11,512
.باید از این آدمای مهربون تشکر کنی

205
00:16:11,512 --> 00:16:12,888
.متشکرم

206
00:16:12,888 --> 00:16:17,309
.میدونم فکر میکنی دیگه توی دنیا هیچ امیدی وجود نداره،اما هست

207
00:16:17,351 --> 00:16:20,104
!آواتار برگشته

208
00:16:20,145 --> 00:16:22,523
.میدونم

209
00:16:35,077 --> 00:16:40,124
.داری چیکار میکنی؟همین الان اینا بهت مهربونی کردن

210
00:16:40,124 --> 00:16:46,130
پس میخوان یه مقدار بیشتر مهربونی کنن،خب؟

211
00:17:14,366 --> 00:17:17,286
هی،هی.تو ما رو نجات دادی ساکا؟

212
00:17:17,286 --> 00:17:20,330
نه،اونا داشتن از چیزی فرار میکردن؟

213
00:17:20,330 --> 00:17:22,458
از چی؟

214
00:18:03,916 --> 00:18:06,502
.هی،اونا عاشق آهنگن

215
00:18:06,585 --> 00:18:11,548
"گورکن،داره میاد طرف من،یالا دوستان،کمک کنین "

216
00:18:11,548 --> 00:18:13,884
"از گرگ-خفاش بدش میاد،اما عاشق آهنگه"

217
00:18:13,926 --> 00:18:18,305
.اینجا از یه نوعی کریستال درست شده
.اونا فقط توی تاریکی روشن میشن

218
00:18:18,305 --> 00:18:20,557
.اینطوری بود که دو عاشق هم دیگه رو پیدا میکردن

219
00:18:20,557 --> 00:18:24,353
.اونا روشنایی‌هاشون رو خاموش میکردن و دنبال کریستال‌ها میرفتن

220
00:18:25,521 --> 00:18:27,356
.اون باید راه خروج باشه

221
00:18:27,356 --> 00:18:27,397
!بزن بریم

222
00:18:46,416 --> 00:18:49,086
پس ساکا چی؟

223
00:18:55,717 --> 00:18:57,845
!ساکا

224
00:18:58,846 --> 00:19:00,097
شما چجوری اومدین بیرون؟

225
00:19:00,097 --> 00:19:03,392
،درست همونطوری که افسانه میگفت
.گذاشتیم عشق راه رو بهمون نشون بده

226
00:19:03,433 --> 00:19:07,938
.واقعاً؟ما گذاشتیم جونورای بزرگ وحشی راه رو بهمون نشون بدن

227
00:19:23,120 --> 00:19:25,539
چرا پیشونیت قرمزه؟

228
00:19:25,539 --> 00:19:34,214
.کسی برای چیزی که میخوام بگم عکس العمل نشون نده
.فکر کنم اون بچه آواتاره

229
00:19:36,466 --> 00:19:39,094
پس،شماها میخواین با ما به اوماشو بیاین؟

230
00:19:39,094 --> 00:19:39,761
.نُچ

231
00:19:39,761 --> 00:19:41,388
...ساکا،امیدوارم یه چیزی یاد گرفته باشی که

232
00:19:41,388 --> 00:19:47,144
.نذاری نقشه جلوی سفرت رو بگیره...

233
00:19:47,144 --> 00:19:49,229
.فقط برو مِزقونت رو بزن

234
00:19:49,229 --> 00:19:49,271
!هی،نقشه‌ی خوبیه
