﻿1
00:00:02,544 --> 00:00:04,921
"آب"

2
00:00:04,921 --> 00:00:06,798
"خاک"

3
00:00:06,798 --> 00:00:08,883
"آتش"

4
00:00:08,883 --> 00:00:10,176
"باد"

5
00:00:11,261 --> 00:00:15,390
"خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند"

6
00:00:15,390 --> 00:00:19,477
"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,686 --> 00:00:23,773
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,773 --> 00:00:26,943
"اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد"

9
00:00:27,277 --> 00:00:31,114
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,114 --> 00:00:32,949
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,033 --> 00:00:35,160
"و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن"

12
00:00:35,160 --> 00:00:38,872
"خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره"

13
00:00:38,872 --> 00:00:42,500
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,131 --> 00:00:50,341
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,925 --> 00:00:52,427
...ملت آتش پدر و مادر من رو کشت

16
00:00:52,719 --> 00:00:54,012
.من فقط 8 سالم بود...

17
00:00:54,512 --> 00:00:57,015
سلام،اسم من جودی‌ـه

18
00:00:57,140 --> 00:01:00,226
ما در مورد یه خورشید گرفتگی فهمیدیم
.که ملت آتش رو بی دفاع میکنه

19
00:01:00,810 --> 00:01:02,937
...این یکی از سیاست‌های مهم باسینگ سِی‌ـه

20
00:01:03,146 --> 00:01:06,232
.که درون دیوارها نباید از جنگ اسم ببرین...

21
00:01:08,610 --> 00:01:12,322
!شما نمیفهمید! اونا از ملت آتشن! باید حرفم رو باور کنید

22
00:01:13,073 --> 00:01:17,118
!هیچ جنگی درون دیوارها نیست،اینجا ما در امانیم

23
00:01:17,535 --> 00:01:20,121
!اینجا ما آزادیم

24
00:01:20,205 --> 00:01:22,624
.من فهمیدم که تو دنبال گاومیشت میگردی

25
00:01:22,624 --> 00:01:26,544
!خیلی بد میشه اگه نتونی خواسته‌ات رو تکمیل کنی

26
00:01:28,129 --> 00:01:33,134
خاک : کتاب دوم
"قسمت هفدهم : درياچه‌ی "لااوگای

27
00:01:47,315 --> 00:01:49,692
.ما یه چاپخونه پیدا کردیم تا پوسترهامون رو درست کنه

28
00:01:51,528 --> 00:01:54,322
.هی،من فکر کردم طراحی "پوستر آپای گم شده" کار منه

29
00:01:54,447 --> 00:01:56,324
.من کل روز رو داشتم روی آپای خودم کار میکردم

30
00:01:57,408 --> 00:01:59,744
.ساکا،فلش روی سر آپاست

31
00:02:00,286 --> 00:02:02,455
!این خود سرشه

32
00:02:02,914 --> 00:02:04,666
چرا پا از سرش اومده بیرون؟

33
00:02:04,707 --> 00:02:08,294
!اونا شاخ‌هاشن
یه مدتیه که ندیدمش،باشه؟

34
00:02:08,419 --> 00:02:10,755
.از نظر من کاملاً شبیه خودشه

35
00:02:11,131 --> 00:02:15,552
...مرسی من واقعاً سخت
چرا احساس میکنی باید یه همچین کاری بکنی؟

36
00:02:15,552 --> 00:02:17,679
.بیاین به همین نسخه‌ی حرفه‌ایش بسنده کنیم

37
00:02:17,679 --> 00:02:21,933
!یالا،بیاید مشغول بشیم

38
00:02:39,075 --> 00:02:42,328
.پس تو اون نابغه‌ی پشت این چای شگفت انگیز هستی

39
00:02:42,328 --> 00:02:44,664
!کل مردم دارن در مورد تو حرف میزنن

40
00:02:44,956 --> 00:02:47,083
.امیدوارم "پاو" بهت پول خوبی بده

41
00:02:47,125 --> 00:02:49,377
.چای خوب خودش یه پاداشه

42
00:02:49,377 --> 00:02:52,505
.اما نباید حتماً تنها پاداش باشه

43
00:02:52,714 --> 00:02:55,341
نظرت در مورد چایخونه‌ی خودت چیه؟

44
00:02:55,341 --> 00:02:59,137
.چایخونه‌ی خودم؟ این یه رویاست که به حقیقت پیوسته

45
00:02:59,137 --> 00:03:03,558
اینجا چه خبره؟ داری سعی میکنی چای ساز منو قاپ بزنی؟

46
00:03:03,558 --> 00:03:06,853
متأسفم پاو،اما این کار دیگه،درست میگم؟

47
00:03:06,853 --> 00:03:11,649
.موشی،اگه بمونی تو رو دستیار مدیر میکنم

48
00:03:11,733 --> 00:03:14,152
.صبر کن،دستیار ارشد مدیر

49
00:03:14,235 --> 00:03:17,197
.من برات یه آپارتمان جدید توی حلقه‌ی بالایی مهیا میکنم

50
00:03:17,197 --> 00:03:19,908
.چایخونه مال خودته تا هر کاری که بخوای انجام بدی

51
00:03:19,949 --> 00:03:21,576
.آزادی کامل برای هرگونه خلاقیتی

52
00:03:21,576 --> 00:03:24,871
حتی میتونم اسم مغازه هم خودم بذارم؟-
.البته-

53
00:03:24,954 --> 00:03:28,875
آه،دستیار ارشد اجرایی مدیر؟

54
00:03:33,087 --> 00:03:34,464
شنیدی،برادر زاده؟

55
00:03:34,464 --> 00:03:35,882
...این مرد میخواد

56
00:03:35,924 --> 00:03:39,552
.یه چایخونه برای خودمون توی حلقه‌ی بالایی شهر بده...

57
00:03:39,594 --> 00:03:41,304
.درسته مرد جوان

58
00:03:41,304 --> 00:03:44,682
.زندگیتون قرار برای بهتر شدن تغییر کنه

59
00:03:44,682 --> 00:03:46,643
.سعی میکنم ازش لذت ببرم

60
00:04:18,132 --> 00:04:20,260
.من همین الآن پخش همه‌ی پوسترها رو تموم کردم

61
00:04:20,260 --> 00:04:21,970
کسی خبری از آپا نیاورده؟

62
00:04:22,178 --> 00:04:24,430
.فقط یه روز شده،صبور باش

63
00:04:27,976 --> 00:04:31,187
!واو،حق با تو بود
!صبر واقعاً نتیجه میده

64
00:04:34,023 --> 00:04:38,278
.سلام،آنگ و کاتارا و ساکا و تاف

65
00:04:38,403 --> 00:04:41,281
چه اتفاقی برات افتاد؟ دای لی انداختت زندون؟

66
00:04:41,281 --> 00:04:44,701
!چی،زندون؟ معلومه که نه

67
00:04:44,701 --> 00:04:48,663
.دای لی محافظین رسم و رسومات فرهنگی ما هستن

68
00:04:48,663 --> 00:04:51,082
.اما تو توی جشن پادشاه خاک ناپدید شدی

69
00:04:51,082 --> 00:04:54,419
.اوه،من فقط یه سفر کوچیک به دریاچه‌ی لااوگای رفتم

70
00:04:54,460 --> 00:04:57,338
.بیرون توی روستا،خیلی آرامش بخش بود

71
00:04:57,547 --> 00:04:59,841
...اما بعد اونا تو رو با یه زن دیگه جایگزین کردن

72
00:04:59,841 --> 00:05:01,509
.که اونم گفت اسمش جودی‌ـه...

73
00:05:02,218 --> 00:05:03,553
.من جودی‌ام

74
00:05:03,886 --> 00:05:04,887
چرا اینجایی؟

75
00:05:05,555 --> 00:05:09,309
.پخش آگهی و چسبوندن پوستر به دیوارهای شهر ممنوعه

76
00:05:09,600 --> 00:05:11,352
.نه بدون اجازه‌ی رسمی

77
00:05:11,519 --> 00:05:14,063
.ما نمیتونیم صبر کنیم تا برای همه چیز اجازه بگیریم

78
00:05:14,063 --> 00:05:17,233
شما کاملاً توسط قوانین شهر
...ممنوع از ادامه‌ی

79
00:05:17,233 --> 00:05:19,569
.چسبوندن پوستر میشید...

80
00:05:20,069 --> 00:05:23,656
!!!ما به قوانین اهمیت نمیدیم و تقاضای اجازه هم نمیکنیم

81
00:05:23,656 --> 00:05:27,368
ما خودمون داریم آپا رو پیدا میکنیم
!و تو باید از جلوی دست و پای ما کنار بری

82
00:05:27,869 --> 00:05:30,246
.اون ممکنه به ضررمون تموم بشه

83
00:05:30,413 --> 00:05:31,164
.برام مهم نیست

84
00:05:31,581 --> 00:05:34,208
.از حالا به بعد هر کاری میکنیم تا آپا رو پیدا کنیم

85
00:05:34,208 --> 00:05:36,794
.آررره!!! بیاین چندتا قانون بشکنیم

86
00:05:49,140 --> 00:05:52,810
.من خیلی از کارت با آواتار و دوستاش ناامید شدم جودی

87
00:05:53,102 --> 00:05:56,105
.امیدوار بودم که بتونی این اوضاع رو کنترل کنی

88
00:05:56,189 --> 00:05:59,359
.متأسفم،اما اونا دیگه به من اعتماد ندارن

89
00:05:59,567 --> 00:06:02,820
.فکر نکنم بتونم اینجوری کار کنم

90
00:06:02,820 --> 00:06:07,241
.جودی،پادشاه خاک تو رو به دریاچه‌ی لااوگای دعوت کرده

91
00:06:10,036 --> 00:06:13,664
.باعث افتخارمه که دعوتشون رو بپذیرم

92
00:06:14,749 --> 00:06:18,252
.خوبه،حالا برو و منتظر دستورات بعدی باش

93
00:06:22,215 --> 00:06:24,592
...اگه آواتار به گشتن دنبال گاومیشش ادامه بده

94
00:06:24,592 --> 00:06:28,346
میتونه تعادلی رو که خیلی سخت برای...
.به دست آوردنش توی شهر تلاش کردیم از بین ببره

95
00:06:28,346 --> 00:06:31,099
حتی میتونه به قیمت از دست دادن
.کنترل‌مون روی پادشاه خاک تموم بشه

96
00:06:31,099 --> 00:06:32,850
باید ترتیبش رو بدیم؟

97
00:06:32,850 --> 00:06:36,479
.نه،این خیلی خطرناکه که مستقیم باهاش رو به رو بشیم

98
00:06:36,896 --> 00:06:40,983
.بذار ببینیم میتونیم هنوز این موضوع رو...بی سر و صدا تموم کنیم

99
00:06:46,280 --> 00:06:50,076
.خب،من داشتم به اسم‌های چایخونه‌ی جدیدم فکر میکردم

100
00:06:50,076 --> 00:06:53,329
اژدهای یاسمین چطوره؟

101
00:06:53,329 --> 00:06:57,375
.خیلی دراماتیکه،شاعرانه است و یه جذبه‌ی خاصی داره

102
00:06:57,375 --> 00:07:01,254
.آواتار توی باسینگ سِی‌ـه و گاومیشش رو گم کرده

103
00:07:03,548 --> 00:07:06,008
.ما شانس یه زندگی جدید رو اینجا داریم

104
00:07:06,342 --> 00:07:08,469
...اگه بخوای شروع به ایجاد دردسر کنی

105
00:07:08,469 --> 00:07:11,806
امکانش هست همه‌ی چیزای خوبی...
.که داره برای ما اتفاق میافته رو از دست بدیم

106
00:07:11,848 --> 00:07:14,016
.چیزای خوبی که داره برای تو اتفاق میافته

107
00:07:14,016 --> 00:07:16,060
...تا حالا فکر کردی که من چیز بیشتری از زندگی

108
00:07:16,060 --> 00:07:18,354
به جز یه آپارتمان خوب و شغل سِرو کردن چای میخوام؟...

109
00:07:18,521 --> 00:07:22,400
.یه زندگیِ با آرامش و موفقیت داشتن بد نیست

110
00:07:22,400 --> 00:07:28,448
بهت پیشنهاد میکنم به اینکه چه چیزی هست که از
.زندگیت میخوای فکر کنی،و چرایی اون

111
00:07:28,448 --> 00:07:30,450
.من سرنوشتم رو میخوام

112
00:07:30,450 --> 00:07:33,536
.حالا این سرنوشت چه معنی‌ای میده به عهده‌ی خودته

113
00:07:34,328 --> 00:07:38,166
!شپشِ چای
.نه،خیلی احمقانه است

114
00:07:41,836 --> 00:07:43,921
.پخش میشیم تا محدوده‌ی بیشتری رو بتونیم پوشش بدیم

115
00:07:43,921 --> 00:07:46,424
.تاف،من فکر میکنم تو باید با من بیای

116
00:07:46,424 --> 00:07:49,802
چرا؟ چون فکر میکنی من نمیتونم یه پوستر بچسبونم؟

117
00:07:53,431 --> 00:07:55,766
بر عکسه،مگه نه؟

118
00:07:56,142 --> 00:07:57,852
.من با ساکا میرم

119
00:08:10,698 --> 00:08:11,782
.فکر کنم بتونم کمکت کنم

120
00:08:16,454 --> 00:08:18,080
!کاتارا! من تغییر کردم

121
00:08:23,377 --> 00:08:25,838
!اینا رو به یه دختر دیگه بگو،جِت

122
00:08:31,135 --> 00:08:33,971
!من نمیخوام باهات مبارزه کنم
!اومدم کمکت کنم

123
00:08:46,567 --> 00:08:47,902
کاتارا،چی شده؟

124
00:08:49,403 --> 00:08:50,613
!جِت برگشته

125
00:08:56,702 --> 00:08:59,080
.ما نمیتونیم به هر حرفی که جت میزنه اعتماد کنیم

126
00:08:59,080 --> 00:09:00,748
.اما حتی نمیدونیم اون برای چی اینجاست

127
00:09:00,790 --> 00:09:04,085
،برام مهم نیست اون برای چی اینجاست
.هر چی هست خوب نیست

128
00:09:04,418 --> 00:09:06,629
!من اومدم کمکتون کنم آپا رو پیدا کنید

129
00:09:09,674 --> 00:09:12,343
.کاتارا،ما باید بهش یه شانس بدیم

130
00:09:12,468 --> 00:09:13,844
!قسم میخورم تغییر کردم

131
00:09:14,095 --> 00:09:16,639
.من آدم بدی بودم و گذاشتم خشمم از کنترل خارج بشه

132
00:09:16,931 --> 00:09:20,351
.اما من الآن حتی گروهم رو هم ندارم
.من اونا رو پشت سر گذاشتم

133
00:09:20,768 --> 00:09:21,978
!داری دروغ میگی

134
00:09:24,564 --> 00:09:26,148
.اون دروغ نمیگه

135
00:09:26,190 --> 00:09:27,108
از کجا مطمئنی؟

136
00:09:27,358 --> 00:09:29,610
.میتونم تنفسش و ضربان قلبش رو حس کنم

137
00:09:29,610 --> 00:09:32,405
وقتی مردم دروغ میگن یه سری
.تغییرات فیزیکی توشون اتفاق میافته

138
00:09:32,405 --> 00:09:34,282
.اون داره راست میگه

139
00:09:34,699 --> 00:09:36,784
.کاتارا،ما هیچ سر نخی نداریم

140
00:09:36,867 --> 00:09:39,662
،اگه جت میگه میتونه ما رو ببره پیش آپا
.باید یه نگاه بهش بندازیم

141
00:09:41,038 --> 00:09:42,123
...خیلی خب

142
00:09:43,082 --> 00:09:46,711
!اما نمیذاریم از جلوی چشمامون بری کنار

143
00:09:46,711 --> 00:09:48,254
.این جایه که من در موردش شنیدم

144
00:09:50,298 --> 00:09:51,716
.هیچی اینجا نیست

145
00:09:52,508 --> 00:09:53,676
!اگه این یه تله باشه؟

146
00:09:53,676 --> 00:09:55,761
!بهت گفتم،من نزدیک اینجا کار میکنم

147
00:09:55,761 --> 00:09:58,639
دو نفر داشتن در مورد یه موجود
.عظیم الجسه‌ی پشمالوای که داشتن حرف میزدن

148
00:09:58,639 --> 00:10:00,141
!منم فکر کردم باید آپا باشه

149
00:10:00,141 --> 00:10:01,058
!اون اینجا بود

150
00:10:06,772 --> 00:10:08,149
!از دست دادیمش

151
00:10:08,190 --> 00:10:10,943
.اونا اون چیز بزرگ رو دیروز بردن

152
00:10:10,943 --> 00:10:12,945
.با کشتی اون به یه جور جزیره بردن

153
00:10:12,945 --> 00:10:19,410
،همه روز من داشتم پشم و چیزای دیگه رو که
.آه ازش باقی مونده رو تمیز میکردم

154
00:10:19,535 --> 00:10:21,871
!کدوم جزیره؟ آپا کجاست؟

155
00:10:22,705 --> 00:10:27,668
سر کارگر گفت یه اشرافزاده‌ی پولدار
.از جزیره‌ی "دمِ نهنگ" اونو خریده

156
00:10:27,835 --> 00:10:32,381
،فکر کنم برای باغ وحش یا یه همچین چیزی
.البته گوشتش هم خوبه

157
00:10:32,465 --> 00:10:34,717
!ما باید به جزیره‌ی دم نهنگ بریم

158
00:10:35,509 --> 00:10:37,595
!جزیره‌ی دم نهنگ کجاست؟

159
00:10:37,678 --> 00:10:40,806
.دور،خیلی دور

160
00:10:40,806 --> 00:10:44,602
،اینجاست،نزدیک قطب شمال
.تقریباً تمام راه برگشت به خونه

161
00:10:44,602 --> 00:10:47,855
آنگ،همین که بخوایم تا مرز قلمرو خاک برسیم
.خودش چند هفته وقتمون رو میگیره

162
00:10:47,855 --> 00:10:50,107
.و بعدش باید یه قایق پیدا کنیم تا به جزیره برسیم

163
00:10:50,107 --> 00:10:50,941
.برام مهم نیست

164
00:10:50,941 --> 00:10:53,903
.ما یه شانس داریم تا آپا رو پیدا کنیم،باید تلاشمون رو بکنیم

165
00:10:54,111 --> 00:10:59,825
.باید جالب باشه که یه جزیره رو ببینی
!چند سالی میشه که من تعطیلات نرفتم

166
00:10:59,867 --> 00:11:01,952
موی بیشتری این اطراف نریخته که تمیزش کنی؟

167
00:11:02,411 --> 00:11:07,291
.بازم جارو کنم،فهمیدم،جایی برای یه پیرمرد جاروکش نیست

168
00:11:07,291 --> 00:11:08,292
.حق با توئه آنگ

169
00:11:08,376 --> 00:11:11,128
.در حال حاضر نگرانی اول‌مون باید پیدا کردن آپا باشه

170
00:11:11,253 --> 00:11:12,922
.میتونیم وقتی پیداش کردیم برگردیم

171
00:11:12,922 --> 00:11:14,340
.خیلی خب،بیاین بریم

172
00:11:14,632 --> 00:11:15,758
.منم باهاتون میام

173
00:11:15,883 --> 00:11:17,426
.ما به کمکت نیاز نداریم

174
00:11:17,426 --> 00:11:18,928
چرا به من اعتماد نمیکنی؟

175
00:11:20,680 --> 00:11:22,390
خدایا،در عجبم؟

176
00:11:22,473 --> 00:11:25,601
این یارو دوستت یا همچین چیزی بود؟

177
00:11:25,601 --> 00:11:26,894
!!چی؟ نــه

178
00:11:27,603 --> 00:11:30,147
.میتونم بگم داری درررروغ میگی

179
00:11:32,149 --> 00:11:35,152
.میتونیم یه قطار تا بیرون دیوار بگیریم ولی بعدش باید پیاد بریم

180
00:11:35,152 --> 00:11:37,655
!نگران نباش،توی راه برگشت پرواز میکنیم

181
00:11:37,655 --> 00:11:42,993
،بالاخره داریم باسینگ سی رو ترک میکنیم
!بدترین شهر در طول تاریخ

182
00:11:46,622 --> 00:11:48,749
فکر کردم گفتی دیگه گروهت نداری؟

183
00:11:48,874 --> 00:11:49,333
.ندارنم

184
00:11:49,375 --> 00:11:52,461
ما خیلی نگرانت بودیم،چجوری از دست دای لی فرار کردی؟

185
00:11:53,129 --> 00:11:54,422
!دای لی؟

186
00:11:54,422 --> 00:11:56,048
!نمیدونم اون داره در مورد چی حرف میزنه

187
00:11:56,090 --> 00:11:58,884
.اون چند هفته پیش توسط دای لی دستگیر شد

188
00:11:58,884 --> 00:11:59,844
.ما دیدیم که اون و کشون کشون بردن

189
00:12:00,428 --> 00:12:04,056
چرا باید دستگیر میشدم؟
!داشتم با آرامش توی شهر زندگی میکردم

190
00:12:04,140 --> 00:12:08,269
.این خیلی بی معنیه،هر دوشون دارن راست میگن

191
00:12:08,352 --> 00:12:09,562
.این غیر ممکنه

192
00:12:09,603 --> 00:12:10,730
.نه،نیست

193
00:12:11,188 --> 00:12:15,109
،تاف نمیتونه بفهمه کی داره راست میگه
.چون هر دوشون فکر میکنن که دارن راست میگن

194
00:12:15,109 --> 00:12:16,861
!جت رو شست و شوی مغزی دادن

195
00:12:16,861 --> 00:12:18,904
.این دیوونگیه! نمیتونه اینطوری باشه

196
00:12:20,239 --> 00:12:21,907
.ازم دورشید

197
00:12:38,257 --> 00:12:42,011
.از سر راهم برو کنار لاغر مردنی

198
00:13:02,072 --> 00:13:06,035
،اگه میخوای کارت مثل اون مترسک تموم نشه
.هر کاری که من بهت بگم انجام میدی

199
00:13:07,912 --> 00:13:10,206
...دای لی باید جت رو فرستاده باشه تا ما رو گمراه کنه

200
00:13:10,206 --> 00:13:12,249
.و اون سرایدار هم بخشی از نقشه‌شون بود...

201
00:13:12,249 --> 00:13:14,335
.شرط میبندم اونا آپا رو همینجا توی شهر دارن

202
00:13:14,335 --> 00:13:16,587
.شاید اون توی همون جاییه که جت رو بردن

203
00:13:16,879 --> 00:13:18,047
اونا کجا بردنت؟

204
00:13:18,047 --> 00:13:20,966
.هیچ جا،من،من نمیدونم شما دارین در مورد چی حرف میزنید

205
00:13:21,383 --> 00:13:23,803
.ما باید یه راه پیدا کنیم تا حافظه‌ی اصلیش رو برگردونیم

206
00:13:24,386 --> 00:13:27,556
.شاید کاتارا بتونه بغلش کنه،اون باید یه چیزایی رو برگردونه

207
00:13:27,556 --> 00:13:29,558
.شاید تو باید بغلش کنی ساکا

208
00:13:29,558 --> 00:13:31,393
.هی،فقط یه ایده بود

209
00:13:31,393 --> 00:13:32,394
.یه بدش

210
00:13:33,938 --> 00:13:35,856
!اووو،صبر کنین،فهمیدم

211
00:13:40,319 --> 00:13:42,655
.فکر نکنم،جواب بده

212
00:13:42,655 --> 00:13:46,367
سعی کن یه چیزی از گذشته‌ات بیاد بیاری
.که احساساتت رو تحریک کنه

213
00:13:46,700 --> 00:13:50,120
!ملت آتش،یادت بیار با خانوادت چیکار کردن

214
00:13:50,329 --> 00:13:52,748
.چشمات رو ببند،تصورش کن

215
00:14:04,802 --> 00:14:08,013
.نه! خیلی دردناکه

216
00:14:09,014 --> 00:14:11,267
!شاید این کمک کنه

217
00:14:33,581 --> 00:14:37,126
.اونا منو به یه مرکز فرماندهی زیر آب بردن،مثل یه دریاچه

218
00:14:37,376 --> 00:14:39,420
صبر کن! یادتونه جودی چی گفت؟

219
00:14:39,628 --> 00:14:42,214
.گفت برای یه تعطیلات به دریاچه‌ی لااوگای رفت

220
00:14:42,339 --> 00:14:44,967
!خودشه! دریاچه‌ی لااوگای

221
00:14:54,894 --> 00:14:56,353
خب این مرکز فرماندهی مخفی کجاست؟

222
00:14:56,812 --> 00:14:58,105
.زیر آب فکر کنم

223
00:14:58,772 --> 00:15:01,233
.یه تونل درست کنار ساحل هست

224
00:15:26,008 --> 00:15:27,968
.همه چیز داره کم کم یادم میاد

225
00:15:31,430 --> 00:15:35,100
.من جودی هستم،به باسینگ سی خوش اومدین

226
00:15:39,396 --> 00:15:42,691
ما خیلی خوش شانسیم که دیوارهامون
.رو داریم تا نظم رو برقرار کنن

227
00:15:46,070 --> 00:15:48,781
فکر کنم ممکنه یه سلول به اندازه‌ی کافی بزرگ
.که بتونن آپا رو توش نگه دارن جلوتر باشه

228
00:15:50,950 --> 00:15:52,910
.فکر کنم همین جا باشه

229
00:15:58,332 --> 00:16:01,210
منتظر کس دیگه‌ای بودی؟

230
00:16:17,017 --> 00:16:18,477
.حالا این یه چیز متفاوته

231
00:16:18,602 --> 00:16:21,146
.شما خودتون رو به دشمنان دولت تبدیل کردید

232
00:16:22,022 --> 00:16:24,191
.دستگیرشون کنید

233
00:17:17,369 --> 00:17:19,079
!لانگ فنگ داره فرار میکنه

234
00:17:30,007 --> 00:17:33,010
!خیلی خب آواتار به اندازه‌ی کافی برام دردسر درست کردی

235
00:17:33,052 --> 00:17:37,222
.این آخرین فرصتته،اگه گاومیشت رو پس میخوای

236
00:17:37,347 --> 00:17:40,267
!پس تو آپا رو داری،بگو کجاست

237
00:17:40,309 --> 00:17:42,061
...قبول کن که همین الآن از شهر بیرون بری

238
00:17:42,061 --> 00:17:43,896
...و من از همه‌ی اتهامات بر علیه تو چشم پوشی میکنم...

239
00:17:43,937 --> 00:17:46,815
.و بهت اجازه میدم تا با حیوونِ خونگیِ گم شده‌ت بری...

240
00:17:46,940 --> 00:17:48,817
!تو در موقعیت معامله نیستی

241
00:17:49,109 --> 00:17:50,277
نیستم؟

242
00:17:50,736 --> 00:17:52,321
!قطعاً نیستی

243
00:17:52,446 --> 00:17:56,617
.جت،پادشاه خاک تو رو به دریاچه‌ی لااوگای دعوت کرده

244
00:17:57,910 --> 00:18:00,537
.باعث افتخارمه که دعوتشون رو بپذیرم

245
00:18:10,798 --> 00:18:14,051
!حالا مال منی

246
00:18:17,137 --> 00:18:18,055
عمو؟

247
00:18:18,180 --> 00:18:20,057
!پس،شبح آبی

248
00:18:20,182 --> 00:18:24,353
برام سوال بود که کی میتونه پشت اون ماسک باشه؟

249
00:18:24,686 --> 00:18:25,813
اینجا چیکار میکنی؟

250
00:18:26,146 --> 00:18:29,274
.منم میخواستم همین سوال رو ازت بپرسم

251
00:18:29,274 --> 00:18:33,737
حالا که گاومیش آواتار رو پیدا کردی میخوای چیکار کنی؟

252
00:18:33,737 --> 00:18:36,406
توی آپارتمان جدیدمون زندانیش کنی؟

253
00:18:36,406 --> 00:18:38,826
باید برم براش چای دم کنم؟

254
00:18:38,826 --> 00:18:40,536
.اولش باید اونو از اینجا ببرم بیرون

255
00:18:40,577 --> 00:18:41,912
"و بعدش چی؟؟"

256
00:18:42,162 --> 00:18:44,706
!تو هیچوقت به این چیزا فکر نمیکنی

257
00:18:44,915 --> 00:18:49,294
این دقیقاً همون اتفاقیه که وقتی آواتار
.رو توی قطب شمال دستگیر کردی افتاد

258
00:18:49,628 --> 00:18:53,006
!اونو داشتی،بعدش جایی رو نداشتی که بری

259
00:18:53,090 --> 00:18:54,800
!یه راهی پیدا میکردم

260
00:18:54,842 --> 00:18:59,096
.نه! اگه دوستاش پیدات نمیکردن تا حالا از سرما مرده بودی

261
00:19:00,180 --> 00:19:02,015
!من سرنوشت خودم رو میدونم عمو

262
00:19:02,182 --> 00:19:04,268
این سرونشت توئه؟

263
00:19:04,393 --> 00:19:08,605
یا این سرنوشتیه که کس دیگه به زور بهت قبولونده؟

264
00:19:08,605 --> 00:19:11,483
.بس کن عمو،من باید اینکار رو بکنم

265
00:19:11,483 --> 00:19:13,902
!دارم التماست میکنم پرنس زوکو

266
00:19:13,902 --> 00:19:16,947
...وقتشه که عمیق‌تر فکر کنی

267
00:19:16,947 --> 00:19:20,492
.و شروع به پرسیدن سوال‌های بزرگ از خودت بکنی...

268
00:19:20,492 --> 00:19:24,246
کی هستی و "خودت" چی میخوای؟

269
00:19:31,879 --> 00:19:34,673
!جت،منم آنگ

270
00:19:35,674 --> 00:19:36,675
!تو مجبور نیستی اینکار رو بکنی

271
00:19:37,176 --> 00:19:39,469
.متأسفانه اون دیگه انتخابی نداره

272
00:19:49,980 --> 00:19:54,234
!جت،من دوستتم! به ته قلبت نگاه کن

273
00:19:54,943 --> 00:19:56,320
.وظیفه‌ات رو انجام بده،جت

274
00:19:59,072 --> 00:20:03,076
!اون نمیتونه تو رو مجبور بکنه که اینکار رو انجام بدی
.تو یه مبارز آزادی هستی

275
00:20:09,625 --> 00:20:11,585
!انجامش بده! همین الان انجامش بده

276
00:20:30,270 --> 00:20:34,358
.پسرک احمق،مرگ خودت رو انتخاب کردی

277
00:20:36,860 --> 00:20:38,654
.متأسفم،آنگ

278
00:20:38,654 --> 00:20:39,821
!نباش

279
00:20:55,087 --> 00:20:56,046
!این اصلاً خوب نیست

280
00:20:56,296 --> 00:20:59,007
.شما برین آپا رو پیدا کنید،ما مراقب جت هستیم

281
00:20:59,049 --> 00:21:00,634
.ما ترکتون نمیکنیم

282
00:21:00,634 --> 00:21:02,594
.وقت نیست،فقط برید

283
00:21:03,220 --> 00:21:06,223
.ما ازش مراقبت میکنیم،اون رهبر ماست

284
00:21:07,182 --> 00:21:11,436
!نگران نباش کاتارا،من خوب میشم

285
00:21:16,692 --> 00:21:19,111
!داره دروغ میگه

286
00:21:30,831 --> 00:21:33,792
.آپا رفته! لانگ فنگ ما رو اینجا شکست داد

287
00:21:34,167 --> 00:21:36,503
.اگه به حرکتمون ادامه بدیم شاید بتونیم بهشون برسیم

288
00:21:51,768 --> 00:21:53,061
فکر میکنی بتونیم از دستشون فرار کنیم؟

289
00:21:53,103 --> 00:21:54,771
.فکر نمیکنم مهم باشه

290
00:22:05,824 --> 00:22:07,117
چیه مومو؟

291
00:22:40,067 --> 00:22:42,569
.من خودم میتونم حریفت بشم

292
00:22:55,165 --> 00:22:58,001
!آره! آپا

293
00:22:58,126 --> 00:22:59,711
!دلم برات تنگ شده بود رفیق

294
00:23:18,021 --> 00:23:20,399
!تو کار درست رو انجام دادی برادر زاده

295
00:23:24,069 --> 00:23:25,779
.رهاش کن
