﻿1
00:00:02,544 --> 00:00:04,921
"آب"

2
00:00:04,921 --> 00:00:06,798
"خاک"

3
00:00:06,798 --> 00:00:08,925
"آتش"

4
00:00:08,925 --> 00:00:10,218
"باد"

5
00:00:11,261 --> 00:00:15,390
"خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند"

6
00:00:15,390 --> 00:00:19,477
"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,686 --> 00:00:23,815
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,815 --> 00:00:26,943
"اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد"

9
00:00:27,318 --> 00:00:31,114
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,114 --> 00:00:32,949
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,074 --> 00:00:35,160
"و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن"

12
00:00:35,160 --> 00:00:38,913
"خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره"

13
00:00:38,913 --> 00:00:42,500
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,131 --> 00:00:50,508
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,884 --> 00:00:53,511
نمیدونین باد بزن فقط آتیش رو قویتر میکنه؟

16
00:00:56,848 --> 00:00:59,267
.من لانگ فنگ هستم،رئیس دای لی

17
00:00:59,559 --> 00:01:01,061
چرا نمیذاری ما با پادشاه صحبت کنیم؟

18
00:01:01,269 --> 00:01:04,773
پادشاه خاک وقت این رو نداره
.که در کش مکش‌های سیاسی دخالت کنه

19
00:01:04,856 --> 00:01:07,025
!پس پادشاه فقط یه دست نشونده است

20
00:01:07,233 --> 00:01:08,860
!اون عروسک خیمه شب بازی توئه

21
00:01:09,277 --> 00:01:12,072
...وقتشه که عمیق‌تر فکر کنی

22
00:01:12,113 --> 00:01:15,825
.و شروع به پرسیدن سوال‌های بزرگ از خودت بکنی...

23
00:01:15,825 --> 00:01:18,828
کی هستی و "خودت" چی میخوای؟

24
00:01:19,245 --> 00:01:21,331
.من خودم میتونم حریفت بشم

25
00:01:24,751 --> 00:01:26,169
!دلم برات تنگ شده بود رفیق

26
00:01:28,213 --> 00:01:32,342
خاک : کتاب دوم
قسمت هجدهم : پادشاه خاک

27
00:01:37,514 --> 00:01:40,016
بیشتر از اون چیزی که تو فکرش رو بکنی
.دلم برات تنگ شده بود رفیق

28
00:01:45,522 --> 00:01:49,400
،ببینین،ما از دست دای لی فرار کردیم
...آپا رو گرفتیم،دارم بهتون میگم

29
00:01:49,484 --> 00:01:52,695
،باید الآن بریم پیش پادشاه خاک و نقشه‌مون رو بهش بگیم...
.ما الآن رو شانسیم

30
00:01:52,695 --> 00:01:56,241
یه ساعت خوشی بعد از هفته‌ها دردسر
.نشون دهنده‌ی رو شانس بودن نیست

31
00:01:56,282 --> 00:01:57,575
.میتونیم ازش استفاده کنیم

32
00:01:57,575 --> 00:02:01,538
،اگه بخوایم موقع خورشید گرفتگی به ملت آتش حمله کنیم
.به پشتیبانی پادشاه خاک نیاز داریم

33
00:02:01,955 --> 00:02:03,748
چی باعث شده فکر کنی ما پشتیبانی اون رو میگیریم؟

34
00:02:03,790 --> 00:02:08,503
نمیدونم متوجه شدی یا نه،ولی معمولاً کارا برای
.گروه کوچیک ما اونقدرا هم راحت پیش نمیره

35
00:02:08,670 --> 00:02:12,549
،میدونم،ولی من حس خوبی در این مورد دارم
.این دفعه فرق میکنه

36
00:02:12,549 --> 00:02:14,968
.ساکا،لانگ فنگ کنترل شهر رو به دست داره

37
00:02:14,968 --> 00:02:17,554
.توطئه‌ی اون با دای لی خیلی قدرتمنده

38
00:02:17,762 --> 00:02:21,099
من فکر میکنم ما فقط باید پرواز کنیم
.و این شهر وحشتناک رو رها کنیم

39
00:02:21,099 --> 00:02:25,061
...من با شیرینم،به اندازه‌ی کافی از باسینگ سِی دیدم

40
00:02:25,061 --> 00:02:26,938
.و حتی نمیتونم ببینم...

41
00:02:28,022 --> 00:02:34,028
اما حالا که آپا رو پس گرفتیم هیچی نمیتونه ما رو از گفتن
.حقیقت به پادشاه خاک متوقف کنه،در مورد توطئه و جنگ

42
00:02:34,028 --> 00:02:35,822
.دیدی،آنگ با منه

43
00:02:36,531 --> 00:02:40,869
اصلاً این همون دلیلیه که اول از همه
.براش اینجا اومدیم،باید تلاشمون رو بکنیم

44
00:02:41,536 --> 00:02:46,499
خب،من فکر میکنم اگه پادشاه خاک حقیقت
.رو میدونست،اوضاع میتونست تغییر کنه

45
00:02:46,791 --> 00:02:52,005
!من به این ساکا با نگرش مثبت اعتماد ندارم
!لانگ فنگ شست و شوی مغزیت داده،نداده؟

46
00:02:56,885 --> 00:02:59,804
اون احتمالاً دای لی‌ـه که داره دنبال ما میگرده،پس...؟

47
00:03:00,889 --> 00:03:02,307
!بیاین پرواز کنیم

48
00:03:07,103 --> 00:03:11,357
میتونیم لطفاً یه زین جدید بخریم؟
!سواری روی پشتِ خالی خیلی ترسناکه

49
00:03:14,152 --> 00:03:16,613
.اینجاست.کل اون ساختمون قصره

50
00:03:16,696 --> 00:03:18,865
.تالار پادشاه خاک باید توی مرکزش باشه

51
00:03:18,948 --> 00:03:22,535
باید مراقب باشیم،احتمالاً لانگ فنگ
.از اومدن ما به پادشاه خاک خبر داده

52
00:03:22,619 --> 00:03:26,915
چرا باید همچین فکر کنی؟
!من فکر میکنم ما راحت میریم داخل فرود میایم.آهـــــه

53
00:03:28,166 --> 00:03:29,250
!اون چی بود؟

54
00:03:29,292 --> 00:03:33,046
!سنگهای زمین به هوا! بازم داره میاد

55
00:04:26,474 --> 00:04:27,558
!ببخشید

56
00:04:37,026 --> 00:04:39,612
.متأسفم! ما فقط باید بریم داخل تا پادشاه خاک رو ببینیم

57
00:05:32,707 --> 00:05:36,044
.جدی،ما طرف شماهایم

58
00:05:45,636 --> 00:05:46,888
.اون تو

59
00:05:53,811 --> 00:05:55,605
تاف،کدوم راه میرسه به پادشاه خاک؟

60
00:05:55,688 --> 00:05:58,941
.از کجا باید بدونم؟ من هنوزم میگم از باسینگ سِی بریم

61
00:06:08,826 --> 00:06:10,203
!!!دزد

62
00:06:10,286 --> 00:06:12,205
.ببخشید،در اشتباهی

63
00:06:18,294 --> 00:06:22,548
.تو کار درست رو با آزاد کردن گاومیش آواتار انجام دادی

64
00:06:22,757 --> 00:06:24,634
.من حس خوبی ندارم

65
00:06:32,892 --> 00:06:34,352
!زوکو

66
00:06:41,567 --> 00:06:45,113
.حالا این یه در فوق العاده است،باید به یه جایی راه داشته باشه

67
00:06:56,290 --> 00:06:58,251
!دفعه‌ی بعد یه اخطاری بدین

68
00:07:07,135 --> 00:07:08,594
.ما باید با شما صحبت کنیم

69
00:07:08,719 --> 00:07:11,431
!اونا اینجان تا شما رو سرنگون کنن

70
00:07:11,431 --> 00:07:14,434
.نه،ما طرف شمایم،ما اومدیم کمک کنیم

71
00:07:14,475 --> 00:07:15,768
.باید به ما اعتماد کنید

72
00:07:15,768 --> 00:07:20,606
،شما به قصر من حمله کردید
...همه‌ی نگهبان‌هام رو ناکار کردید،در خوشگلم رو شکستید

73
00:07:20,606 --> 00:07:23,317
بعد انتظار دارید بهتون اعتماد کنم؟...

74
00:07:23,317 --> 00:07:24,735
.به نکته‌ی خوبی اشاره کرد

75
00:07:24,735 --> 00:07:29,282
،اگه شما طرف من هستید
.پس اسلحه‌هاتون رو بندازید و سرجاتون وایسید

76
00:07:35,872 --> 00:07:39,417
.دیدید،ما دوستیم،اِی خاکا حضرت

77
00:07:52,680 --> 00:07:54,682
.مهاجم‌ها رو بازداشت کنید

78
00:07:56,726 --> 00:08:00,021
.اما ما سلاح‌مون رو انداختیم،ما هم پیمان شمایم

79
00:08:00,021 --> 00:08:04,233
مطمئن بشید آواتار و دوستاش
.دیگه هیچوقت روشنایی روز رو نبینن

80
00:08:04,442 --> 00:08:07,737
آواتار؟ تو آواتاری؟

81
00:08:07,820 --> 00:08:09,238
.آه،نه،اون

82
00:08:09,864 --> 00:08:10,781
.اینجا

83
00:08:11,741 --> 00:08:15,328
.چه تفاوتی میکنه،والا حضرت؟ اونا دشمنان دولت هستند

84
00:08:15,995 --> 00:08:18,039
.شاید حق با تو باشه

85
00:08:21,626 --> 00:08:25,379
.با این حال به نظر میرسه "باسکو" ازش خوشش میاد
!چیزی که برای گفتن داره رو میشنوم

86
00:08:28,049 --> 00:08:33,429
.خب،قربان الآن یه جنگ در جریانه،برای 100 سال در واقع

87
00:08:33,513 --> 00:08:35,640
.دای لی این رو از شما مخفی نگه داشته

88
00:08:35,973 --> 00:08:39,018
.این یه توطئه است تا شهر و شما رو کنترل کنند

89
00:08:39,060 --> 00:08:41,854
!یه جنگ مخفی؟ این احمقانه است

90
00:08:41,896 --> 00:08:43,689
.کاملاً

91
00:08:43,898 --> 00:08:48,319
،لانگ فنگ،نمیخواست که ما به شما بگیم
.برای همین گاومیش پرنده‌ی ما رو دزدید تا ازمون اخاذی کنه

92
00:08:48,319 --> 00:08:52,031
،و اخاذی کمترینِ جرمهای اونه
.اون دوست ما رو شست و شوی مغزی کرد

93
00:08:52,031 --> 00:08:56,285
.همش دروغه.من تا حالا یه گاومیش پرنده ندیدم اعلی حضرت

94
00:08:56,285 --> 00:08:58,412
.در واقع من فکر میکردم اونا منقرض شدن

95
00:08:58,412 --> 00:09:02,792
.باور ادعاهای شما سخته،حتی از طرف یه آواتار

96
00:09:02,792 --> 00:09:08,089
این اراذل و اوباش بخشی از یه گروه آشوب طلب هستند
.که مأمورهای من چندین هفته است دارن ردشون رو میگیرن

97
00:09:08,089 --> 00:09:13,219
اگه به اونا گوش کنید،درست توی بازی‌ای که
.برای نابودی‌تون هست وارد شدید

98
00:09:14,845 --> 00:09:17,431
.من باید به مشاورم اعتماد کنم

99
00:09:21,435 --> 00:09:23,729
!صبر کنید،من میتونم ثابت کنم اون دروغ میگه

100
00:09:23,729 --> 00:09:28,651
،لانگ فنگ گفت که هیچوت یه گاومیش پرنده رو ندیده
.ازش بخواید تا رداش رو بالا بزنه

101
00:09:28,651 --> 00:09:31,320
!چی؟ من ردام رو در نمیارم

102
00:09:37,618 --> 00:09:40,162
.درست همونجا! آپا گازش گرفت

103
00:09:40,162 --> 00:09:42,206
هیچوت یه گاومیش پرنده رو ندیدی،ها؟

104
00:09:42,999 --> 00:09:48,129
.اون یه نشان مادرزادی‌ـه،مرسی که به همه نشونش دادین

105
00:09:48,129 --> 00:09:51,465
خب،من فکر میکنم هیچ راهی نیست
.که ثابت کنه اون نشان‌ها از کجا اومدن

106
00:09:51,465 --> 00:09:52,633
!البته که هست

107
00:09:58,306 --> 00:10:01,642
.آره،اون کاملاً ثابتش میکنه

108
00:10:03,769 --> 00:10:06,731
.اما اون تئوری مسخره‌ی توطئه رو ثابت نمیکنه

109
00:10:08,816 --> 00:10:11,736
.با این حال،فکر میکنم این موضوع ارزش بررسی رو داره

110
00:10:11,736 --> 00:10:15,573
.آه،باشه،قبوله،آره

111
00:10:24,540 --> 00:10:28,919
.داری میسوزی،تو یه تب شدید گرفتی

112
00:10:28,961 --> 00:10:31,464
.این بهت کمک میکنه خنک بشی

113
00:10:31,464 --> 00:10:32,923
تشنمه

114
00:10:36,093 --> 00:10:42,016
،بیا یه کم آب تمیز برای خوردن
.زیر پتو دراز بکش و با عرق کردن دفعش کن

115
00:11:01,702 --> 00:11:08,292
.پس،یه قطار این شکلیه؟ فکر نمیکردم اینقدر...عمومی باشه

116
00:11:08,709 --> 00:11:11,420
پس شما تا حالا از حلقه‌ی بالایی بیرون نیومدید؟

117
00:11:11,545 --> 00:11:15,966
.من تا حالا از قصر بیرون نیومده بودم
.حالا به اون میگن روش مسافرت

118
00:11:18,302 --> 00:11:21,472
خب،میشه بپرسم کجا داریم میریم؟

119
00:11:21,472 --> 00:11:24,475
.زیر دریاچه‌ی لااوگای،پادشاها

120
00:11:24,475 --> 00:11:26,435
.به مقر فرماندهی مخفی دای لی

121
00:11:26,435 --> 00:11:30,189
شما به زودی قراره جایی که تمام شست و شوهای مغزی
.انجام میشد و نقشه‌های توطئه آمیز ریخته میشد و ببینید

122
00:11:39,407 --> 00:11:40,408
!نیستش

123
00:11:41,033 --> 00:11:45,955
اوه،نگو؟
.مشکلی نیست،هنوز نگرش مثبتم رو دارم

124
00:11:46,247 --> 00:11:49,500
.دای لی باید خبر دار شده باشه که ما میایم و مدارک رو نابود کرده

125
00:11:49,500 --> 00:11:53,295
...هوم.کاملاً درست از آب در اومد

126
00:11:53,295 --> 00:11:57,591
هی،اگه چیزی هم باشه،این ثابت میکنه
.توطئه وجود داشته حتی بیشتر

127
00:11:58,008 --> 00:12:01,095
.حق با لانگ فنگ بود،این وقت تلف کردن بود...

128
00:12:01,178 --> 00:12:04,890
.اگه من رو ببخشید،میخوام برگردم به قصر

129
00:12:05,599 --> 00:12:08,811
.دیوار! امکان نداره تونسته باشن اون رو به موقع درست کنن

130
00:12:08,811 --> 00:12:10,271
.اوه،آره

131
00:12:12,022 --> 00:12:16,527
،اگه با ما به دیوار بیرونی بیاید
.میتونیم بهتون نشون بدیم جنگ مخفی واقعیه

132
00:12:16,902 --> 00:12:19,989
!هیچ پادشاه خاکی تا حالا روی دیوار بیرونی نبوده

133
00:12:19,989 --> 00:12:23,033
.من دیگه وقت برای این مسخره بازی‌ها ندارم

134
00:12:24,660 --> 00:12:28,205
!!اگه با ما بیاید این دفعه میتونید سوار آپا بشید

135
00:12:33,544 --> 00:12:34,920
اولین بار پروازته؟

136
00:12:34,920 --> 00:12:37,798
.هم هیجان انگیزه هم ترسناک

137
00:12:37,798 --> 00:12:39,550
.آره،منم ازش متنفرم

138
00:12:40,342 --> 00:12:42,136
.باید باهاتون رو راست باشم

139
00:12:42,136 --> 00:12:47,099
یه قسمتی ازم واقعاً دوست داره چیزی که شما
.در مورد این جنگ میگید...درست نباشه

140
00:12:47,725 --> 00:12:49,143
.آرزوم بود نباشه

141
00:13:09,747 --> 00:13:14,043
داره دیر میشه،میخواید به این زودی کنار بکشید،پادشاه من؟

142
00:13:14,752 --> 00:13:15,961
.من خسته نیستم

143
00:13:16,670 --> 00:13:23,928
،آروم باشید،پادشاه آتش زوکو.فقط رهاش کنید
.خودتون رو بهش بسپارید،یه کم چشماتون رو ببندید

144
00:13:24,220 --> 00:13:29,225
.نه،پادشاه آتش زوکو! به اژدهای آبی گوش نکنید

145
00:13:29,225 --> 00:13:34,438
!باید همین الآن از اینجا برید بیرون
.برید! قبل از اینکه خیلی دیر بشه

146
00:13:36,148 --> 00:13:39,944
!بخوابید پادشاه آتش زوکو

147
00:13:51,163 --> 00:13:55,167
."بخوابید،درست مثل "مادر

148
00:13:56,669 --> 00:13:59,463
!زوکو،کمکم کن

149
00:14:07,179 --> 00:14:08,806
.اون هنوز اونجاست

150
00:14:10,307 --> 00:14:11,892
اون چیه؟

151
00:14:11,892 --> 00:14:17,273
یه دریله! یه دریل بزرگ که توسط
.ملت آتش درست شده تا وارد دیوارهای شما بشه

152
00:14:21,694 --> 00:14:24,488
!نمیتونم باور کنم هیچوقت نمیدونستم

153
00:14:26,574 --> 00:14:29,034
.میتونم توضیح بدم،اعلی حضرت

154
00:14:29,034 --> 00:14:32,454
.این چیزی بیشتر از یه...پرژه‌ی ساخت و ساز نیست

155
00:14:32,454 --> 00:14:39,211
واقعاً؟ پس حتماً میتونی توضیح بدی
.چرا نشان ملت آتش روی پرژه‌ی ساخت و سازتونه

156
00:14:40,880 --> 00:14:45,676
خب،البته که مهمه،میدونی که نمیتونی
.به تولیدات داخلی اطمینان کنی

157
00:14:48,470 --> 00:14:52,433
مطمئناً شما حرف این بچه‌ها رو
به جای حرف‌های وفادارترین خدمتکارتون باور نمیکنید؟

158
00:14:58,939 --> 00:15:01,775
.دای لی،لانگ فنگ رو دستگیر کنید

159
00:15:01,775 --> 00:15:05,404
میخوام برای جرایمی که
.بر علیه قلمرو خاک مرتکب شده محاکمه بشه

160
00:15:15,414 --> 00:15:19,376
،شما نمیتونید من رو دستگیر کنید
.همه‌تون بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید به من نیاز دارید

161
00:15:19,585 --> 00:15:24,256
!مثل اینکه لانگ فنگ دیگه خیلی وقته رفته 

162
00:15:24,298 --> 00:15:27,259
.اوه،آره،خیلی وقت بود منتظر بودم از این کلمه استفاده کنم

163
00:15:32,264 --> 00:15:36,226
میخوام از شما جوانان قهرمان برای باز کردن
.چشمم به روی حقیقت تشکر کنم

164
00:15:36,560 --> 00:15:38,854
تمام این مدت،چیزی که من فکر میکردم
...یه شهر بزرگ و عالی بود

165
00:15:38,854 --> 00:15:44,276
که در اصل پر از احمق بود و همینه...
.که باعث میشه منم پادشاه احمق بشم

166
00:15:45,778 --> 00:15:48,781
.ما با ملت آتش در جنگیم

167
00:15:48,989 --> 00:15:50,616
.به خاطر همینه که ما به باسینگ سِی اومدیم،اعلی حضرت

168
00:15:51,408 --> 00:15:53,994
به خاطر اینکه فکر میکنیم شما میتونید
.به ما کمک کنید تا به جنگ خاتمه بدیم

169
00:15:54,203 --> 00:15:57,581
.ما زمان زیادی نداریم،این تابستون یه شهاب در راهه

170
00:15:57,581 --> 00:16:02,544
،انرژی اون به آتش افزارها قدرتی باور نکردنی میده
.دیگه نمیشه جلوی اونا رو گرفت

171
00:16:02,753 --> 00:16:07,299
.اما هنوز امید هست،قبل از اومدن شهاب ما یه فرصت عالی داریم

172
00:16:07,299 --> 00:16:09,218
.یه خورشید گرفتگی در راهه

173
00:16:09,218 --> 00:16:14,431
.خورشید به طور کامل توسط ماه پوشیده میشه و آتش افزارها ناتوان میشن

174
00:16:14,431 --> 00:16:15,891
چه پیشنهادی داری میدی،ساکا؟

175
00:16:15,891 --> 00:16:21,689
.اون همون روزیه که ما باید به ملت آتش حمله کنیم،روز خورشید سیاه

176
00:16:22,815 --> 00:16:26,944
.نمیدونم،اون نیازمنده انتقال نیروها به بیرون باسینگ سِی‌ـه

177
00:16:26,944 --> 00:16:29,196
.شهر کاملاً آسیب پذیر میشه

178
00:16:29,196 --> 00:16:35,077
شما الآن هم آسیب پذیر هستید،ملت آتش
.تا زمانی که باسینگ سِی سقوط نکنه دست بردار نیست

179
00:16:35,077 --> 00:16:39,665
شما میتونید سرجاتون بشینید
...و منتظر اون اتفاق بمونید یا میتونید حمله کنید

180
00:16:39,665 --> 00:16:42,126
.و به خودتون شانس یه مبارزه رو بدین...

181
00:16:45,879 --> 00:16:47,881
.خیلی خب،شما حمایت من رو دارید

182
00:16:47,881 --> 00:16:52,344
.بابت مداخله معذرت میخوام

183
00:16:53,137 --> 00:16:56,682
.ایشون ژنرال "هاو" هستن،رئیس انجمن پنج تن

184
00:16:56,974 --> 00:16:58,851
.برترین ژنرال‌های من

185
00:16:59,768 --> 00:17:05,232
ما دفتر لانگ فنگ رو گشتیم.فکر کنم چیزهایی پیدا کردیم
.که برای همه میتونه جالب باشه

186
00:17:06,567 --> 00:17:12,281
.اینها فایلهای مخفی هر کس توی باسینگ سِی‌ـه،از جمله شما بچه‌ها

187
00:17:12,281 --> 00:17:13,782
فایلهای مخفی؟

188
00:17:13,991 --> 00:17:15,701
.تاف بِی فانگ

189
00:17:18,328 --> 00:17:24,001
.این یه نامه از طرف مادرته،مادرت توی شهره و میخواد تو رو ببینه

190
00:17:24,001 --> 00:17:29,006
لانگ فنگ نامه‌های ما رو از طرف خونه‌مون جمع کرده؟
.واقعاً تأسف باره

191
00:17:29,965 --> 00:17:34,887
این طومار به شاخ گاومیشت وصل بود
.وقتی دای لی اون رو دستگیر کرد

192
00:17:34,887 --> 00:17:37,056
.از معبد باد شرقیه

193
00:17:37,890 --> 00:17:42,061
احیاناً نامه‌ای برای من و ساکا هست؟

194
00:17:42,895 --> 00:17:44,646
.متأسفانه نه

195
00:17:46,982 --> 00:17:50,527
.اما یه گزارش اطلاعات هست که ممکنه براتون جالب باشه

196
00:17:50,903 --> 00:17:53,530
یه ناوگان کوچیک از کشتی‌های قبایل آب؟

197
00:17:53,530 --> 00:17:55,741
!چی؟ اون میتونه بابا باشه

198
00:17:55,741 --> 00:18:00,746
،در حال محافظت از دهانه‌ی خلیج آفتاب پرست
.به رهبری "هاکودا"،این باباست

199
00:18:03,540 --> 00:18:06,919
.باید بدونی که این یه بیماری طبیعی نیست

200
00:18:06,960 --> 00:18:10,798
.اما نباید از لذت بردن از چای محرومت کنه

201
00:18:10,798 --> 00:18:12,883
چی،چه اتفاقی داره میافته؟

202
00:18:12,883 --> 00:18:17,638
...تصمیم حیاتی‌ای که گرفتی،کاری که توی دریاچه انجام دادی

203
00:18:17,638 --> 00:18:21,100
...آنچنان با تصوّری که از خودت داشتی تناقض داشت...

204
00:18:21,308 --> 00:18:26,688
.که الآن با ذهن و بدنت در جنگی...

205
00:18:26,772 --> 00:18:28,273
این یعنی چی؟

206
00:18:31,360 --> 00:18:34,530
.تو در حال دگرگونی هستی،برادر زاده‌ی من

207
00:18:35,072 --> 00:18:40,494
...تجربه‌ی خوشایندی نخواهد بود،ولی وقتی پیروز شدی

208
00:18:40,494 --> 00:18:44,706
.همون پرنس زیبایی میشی که همیشه بودی...

209
00:18:46,500 --> 00:18:50,212
.نمیتونم باور کنم،یه مرد تو معبد باد شرقی زندگی میکنه

210
00:18:50,379 --> 00:18:51,755
.اون میگه یه "گورو"‌ـه

211
00:18:51,880 --> 00:18:54,925
گورو چیه؟ یه جور ماهیِ پوفیِ سمی؟

212
00:18:54,925 --> 00:18:57,052
.نه،یه متخصص روحانی

213
00:18:57,052 --> 00:19:00,097
اون میخواد بهم کمک کنه
.تا قدم بعدی در سفر آواتاریم رو بردارم

214
00:19:00,222 --> 00:19:02,975
.اون گفته میتونه بهم آموزش بده چجوری حالت آواتاری رو کنترل کنم

215
00:19:03,100 --> 00:19:06,019
.و منم نمیتونم باور کنم بالاخره فهمیدیم بابامون کجاست

216
00:19:06,019 --> 00:19:09,189
...میدونم منظورت چیه،مامانم توی شهره

217
00:19:09,189 --> 00:19:12,734
.و از روی نامه‌ش میشه فهمید اون بالاخره من رو درک میکنه

218
00:19:12,734 --> 00:19:16,321
اینا همشون خبرهای بزرگیه،اما اصلاً از کجا شروع کنیم؟

219
00:19:16,321 --> 00:19:20,033
.متنفرم که این رو بگم اما...ما باید از هم جدا بشیم

220
00:19:20,033 --> 00:19:24,037
جدا بشیم؟ ما تازه آپا رو پیدا کردیم
.و دوباره خانوده رو دور هم جمع کردیم

221
00:19:24,037 --> 00:19:26,248
حالا میخوای جدا بشیم؟

222
00:19:26,957 --> 00:19:28,959
.تو باید این گورو رو ملاقات کنی،آنگ

223
00:19:28,959 --> 00:19:31,962
.اگه بخوایم به ملت آتش حمله کنیم تو باید آماده باشی

224
00:19:33,380 --> 00:19:35,841
...خب اگه من قراره به معبد باد شرقی برم

225
00:19:35,841 --> 00:19:39,386
آپا و من میتونیم شما رو تا خلیج آفتاب پرست برسونیم...
.تا باباتون رو ببینید

226
00:19:39,386 --> 00:19:42,931
یه نفر باید اینجا بمونه و به پادشاه خاک
.توی کشیدن نقشه‌ی حمله به ملت آتش کمک کنه

227
00:19:42,931 --> 00:19:44,433
.فکر کنم اون منم

228
00:19:44,433 --> 00:19:47,352
.نه ساکا،میدونم چقدر دلت میخواد به بابا کمک کنی

229
00:19:47,352 --> 00:19:50,230
.تو برو به خلیج آفتاب پرست،من اینجا پیش پادشاه میمونم

230
00:19:51,523 --> 00:19:56,403
.تو...بهترین...خواهر...دنیایی

231
00:20:03,327 --> 00:20:06,496
.کاتارا،من باید یه چیزی بهت بگم

232
00:20:07,080 --> 00:20:09,082
.خیلی وقت بود منتظر بودم که اینو بهت بگم

233
00:20:09,082 --> 00:20:10,334
چیه آنگ؟

234
00:20:10,667 --> 00:20:12,711
...کاتارا،من

235
00:20:12,836 --> 00:20:17,216
خیلی خب،کی حاضره بره به این سفر مردونه؟

236
00:20:18,634 --> 00:20:21,929
.آنگ و ساکا،سفر خوبی رو براتون آرزو میکنم

237
00:20:22,221 --> 00:20:26,642
،باسینگ سِی از شما متشکره
.ما بی صبرانه منتظر بازگشت ایمن شما میمونیم

238
00:20:28,352 --> 00:20:29,269
.اعلی حضرت

239
00:20:29,269 --> 00:20:31,688
...سه مبارز زن اینجان تا شما رو ببینن

240
00:20:31,688 --> 00:20:33,273
.اونا از جزیره‌ی کیوشی هستن...

241
00:20:33,273 --> 00:20:34,650
.اون سوکی‌ـه

242
00:20:37,152 --> 00:20:38,528
شما این مبارزان رو میشناسید؟

243
00:20:38,528 --> 00:20:43,492
،اوه،آره.مبارزان کیوشی بهترین مبارزها هستن
.همچنین خیلی هم قابل اعتماد

244
00:20:43,492 --> 00:20:45,327
.اون دوستای خوب ما هستن

245
00:20:46,536 --> 00:20:49,289
.پس ما هم به عنوان میهمان افتخاری ازشون قدردانی میکنیم

246
00:20:52,084 --> 00:20:54,002
.من واقعاً دلم براتون تنگ میشه

247
00:21:32,249 --> 00:21:35,335
.دیدی آنگ یه کم نگرش مثبت خیلی عالیه

248
00:21:35,419 --> 00:21:37,838
...پادشاه رو طرف خودمون داریم،لانگ فنگ رو دستگیر کردیم

249
00:21:38,046 --> 00:21:40,882
.و وقتی که برگردیم،سوکی منتظرمه...

250
00:21:40,966 --> 00:21:46,555
.آره،دخترا منتظرمونن،مرسی نگرش مثبت

251
00:21:46,638 --> 00:21:51,268
.همه چیز کاملاً خوب پیش میره،از الآن و تا ابد

252
00:21:59,818 --> 00:22:05,157
...شام،انجمن پنج تن و ارتش به پادشاه خاک وفادارن

253
00:22:05,240 --> 00:22:10,078
.اما دای لی به شما وفادار میمونه،لانگ فنگ،قربان...

254
00:22:24,968 --> 00:22:30,390
سلام؟ مامان؟ کسی هست؟

255
00:22:35,354 --> 00:22:38,607
هی! فکر میکنی با کی طرفی؟

256
00:22:39,107 --> 00:22:44,279
.یه بچه‌ی دهن گشاد و لوس که خیلی از مسیر خونه منحرف شده

257
00:22:53,538 --> 00:22:55,082
...در زمان نیاز ما

258
00:22:55,082 --> 00:22:58,543
،باعث افتخار بالای ماست...
...که به هم پیمانان محترم خود خوش آمد بگم

259
00:22:58,543 --> 00:23:00,087
.مبارزان کیوشی...

260
00:23:01,880 --> 00:23:05,050
.ما خدمتگزاران خاضع و فروتن  پادشاه خاکیم
