﻿1
00:00:02,502 --> 00:00:03,420
آب

2
00:00:04,838 --> 00:00:05,755
"خاک"

3
00:00:06,798 --> 00:00:07,841
"آتش"

4
00:00:09,092 --> 00:00:10,093
"باد"

5
00:00:11,302 --> 00:00:15,432
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,432 --> 00:00:19,519
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,728 --> 00:00:23,815
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,815 --> 00:00:26,985
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد"

9
00:00:27,318 --> 00:00:31,156
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,156 --> 00:00:32,991
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,074 --> 00:00:35,201
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,201 --> 00:00:38,913
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,913 --> 00:00:42,500
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:01:00,602 --> 00:01:02,020
اون بوي چيه؟

15
00:01:02,729 --> 00:01:03,813
.سوپ برنجه

16
00:01:03,813 --> 00:01:05,690
.مطمئنم خوشت نمياد

17
00:01:09,319 --> 00:01:11,780
.در واقع،بوي خوبي داره

18
00:01:11,780 --> 00:01:13,406
.يه پياله ميخوام عمو

19
00:01:14,491 --> 00:01:19,204
.حالا که تبت برطرف شده،يه جورايي متفاوت به نظر مياي

20
00:01:19,370 --> 00:01:20,872
.امروز يه روز جديده

21
00:01:20,997 --> 00:01:22,957
...يه آپارتمان جديد گرفتيم

22
00:01:22,957 --> 00:01:25,877
.مبلمان جديد،و امروز روز بزرگ باز کردن چايخونه‌ي جديدته...

23
00:01:26,086 --> 00:01:27,629
.اوضاع بر وفق مراده،عمو

24
00:01:33,635 --> 00:01:37,639
.بابات رو بيشتر از دو ساله نديدي،حتماً بايد خيلي هيجان زده باشي

25
00:01:38,598 --> 00:01:42,519
.ميدونم که بايد باشم اما الآن حالت تهوع دارم

26
00:01:42,519 --> 00:01:45,396
.مضطرب نباش،اون حتماً از ديدنت خوشحال ميشه

27
00:01:45,688 --> 00:01:46,815
پس تو چي؟

28
00:01:46,940 --> 00:01:49,067
از بابت ديدن اين گورو مضطربي؟

29
00:01:49,109 --> 00:01:51,945
.اصلاً،من آماده‌ام که به حالت آواتاري مسلط بشم

30
00:01:51,986 --> 00:01:53,613
.به هر قيمتي اين کار رو انجام ميدم

31
00:01:56,074 --> 00:01:57,617
!يه هفته ديگه ميبينم،يپ يپ

32
00:02:15,260 --> 00:02:16,594
.ساکا،از ديدنت خوشحالم

33
00:02:35,989 --> 00:02:37,991
!ساکا؟

34
00:02:38,074 --> 00:02:39,534
!سلام بابا

35
00:02:46,666 --> 00:02:50,253
.نگاه کن باسکو،مبارزان کيوشي اينجان تا از ما محافظت کنن

36
00:02:51,129 --> 00:02:52,964
هيجان زده نيستي؟

37
00:02:54,924 --> 00:02:56,801
.هفته‌ي سختي براي من بوده

38
00:02:56,801 --> 00:02:58,678
...مورد اعتمادترين مشاورم،لانگ فنگ

39
00:02:58,678 --> 00:03:02,640
و مأمورهاي داي لي اون سعي کردن...
.کنترل باسينگ سِي رو از من بگيرن

40
00:03:02,640 --> 00:03:06,102
واقعاً بده که نتونيد به کساني
.که خيلي بهتون نزديکن اعتماد کنيد

41
00:03:06,102 --> 00:03:07,103
.اما خبر خوب هم داريم

42
00:03:07,770 --> 00:03:09,355
...الآن که داريم صحبت ميکنيم

43
00:03:09,355 --> 00:03:13,610
انجمن پنج تن توي يه جلسه براي ترتيب...
...يه حمله به ملت آتش در تابستون هستن

44
00:03:13,610 --> 00:03:16,070
.در روز يه خورشيد گرفتگي...

45
00:03:16,446 --> 00:03:17,780
واقعاً؟

46
00:03:17,780 --> 00:03:21,451
.حالا اين به نظر نقشه‌ي فوق العاده و هوشمندانه‌اي مياد

47
00:03:26,581 --> 00:03:30,335
.پايگاه ژنرال "فانگ"،حمله رو شروع ميکنه

48
00:03:30,335 --> 00:03:35,423
دقيقاً تا دو ماه ديگه ارتش
...و نيروي درياي به ملت آتش در

49
00:03:35,423 --> 00:03:38,009
.روز خورشيد سياه حمله ميکنن...

50
00:03:38,218 --> 00:03:43,139
...يا ميتونيم مومو رو بفرستيم تا يه کم خسارت بزنه،چون

51
00:03:44,140 --> 00:03:45,433
.ببخشيد

52
00:03:48,353 --> 00:03:52,607
تمام چيزي که ميخوايم
.امضاي پادشاه خاک براي اجراي نقشه است

53
00:03:54,817 --> 00:03:58,154
،من سريعاً اين طومار رو به ايشون ميرسونم
.متشکرم ژنرال هاو

54
00:04:16,464 --> 00:04:17,548
سلام؟

55
00:04:19,342 --> 00:04:21,261
شما گورو پاتيک هستيد،درسته؟

56
00:04:21,261 --> 00:04:24,013
کسي که اين پيغام رو به شاخ آپا وصل کرد؟

57
00:04:24,097 --> 00:04:31,187
بله،من برادر روحاني مردمت
.و دوست شخصي راهب گياتسو

58
00:04:31,771 --> 00:04:35,566
توي پيغامتون،گفتيد ميتونيد بهم ياد بديد
.چجوري کنترل حالت آواتاري رو بدست بيارم

59
00:04:35,775 --> 00:04:36,567
چجوري؟

60
00:04:36,567 --> 00:04:42,448
تو اول بايد در درون خودت به تعادل برسي
.قبل از اينکه تعادل رو در دنيا برقرار کني

61
00:04:42,657 --> 00:04:46,077
.و اولين قدم براي به دست آوردن تعادل با اين شورع ميشه

62
00:04:46,077 --> 00:04:47,829
!بخور

63
00:04:51,624 --> 00:04:54,294
!مزه‌ي آب پياز و موز ميده

64
00:04:54,294 --> 00:04:56,212
.چون که همونه

65
00:05:02,218 --> 00:05:03,845
.فکر کنم بايد بريم راست

66
00:05:03,845 --> 00:05:05,596
چي داري ميگي؟

67
00:05:05,596 --> 00:05:07,807
.ايالت بِي فانگ از اين طرفه

68
00:05:07,807 --> 00:05:10,393
.من مطمئنم داري اشتباه ميکني

69
00:05:10,393 --> 00:05:13,980
هي،ميشه يه لحظه شما دوتا پيرزن باهم دعوا نکنيد؟

70
00:05:13,980 --> 00:05:15,982
.من بايد برم دستشويي

71
00:05:18,693 --> 00:05:20,278
.باشه،اما سريع باش

72
00:05:21,279 --> 00:05:22,739
!چه مرگته

73
00:05:23,281 --> 00:05:29,579
!اوه،خيلي زيرکانه بود تاف
.تلاش خوبي کردي،اما نميتوني من رو گول بزني

74
00:05:29,620 --> 00:05:32,832
!بذارين بيام بيرون،تا دخل هر دوتاتون رو بيارم

75
00:05:32,832 --> 00:05:37,545
...دهنت رو ببند،تو ممکنه فکر کني بهترين خاک افزار دنياي

76
00:05:37,545 --> 00:05:39,922
.اما حتي تو هم نميتوني فلز افزاري کني...

77
00:05:50,224 --> 00:05:53,353
.موقعيت خارق العاده‌اي گيرمون اومده دخترا

78
00:05:53,770 --> 00:05:57,231
بالاخره مِي يه آرايشي ميکنه که افسرده کننده نيست؟

79
00:05:58,733 --> 00:06:03,071
.من دارم در مورد فتح کل قلمرو خاک حرف ميزنم

80
00:06:03,071 --> 00:06:08,993
صد سال ملت آتش سعي کرد
...به زور از بيرون به باسينگ سِي وارد بشه

81
00:06:08,993 --> 00:06:13,956
.اما حالا ما داخليم و ميتونيم خودمون اينجا رو بگيريم...

82
00:06:13,956 --> 00:06:18,503
.خداي من،تو خيلي مقتدري،واقعاً اين رو در موردت تحسين ميکنم

83
00:06:18,503 --> 00:06:23,758
از داخل ما موقعيت عالي‌اي براي ترتيب دادن
.يه کودتا و سرنگون کردن پادشاه خاک داريم

84
00:06:23,758 --> 00:06:25,718
.کليدش داي لي‌ـه

85
00:06:26,052 --> 00:06:29,931
.هر کسي که داي لي رو کنترل کنه،باسينگ سِي رو کنترل ميکنه

86
00:06:34,644 --> 00:06:40,066
،براي مسلط شدن به حالت آواتاري
.تو بايد همه‌ي "چاکرا"هات رو باز کني

87
00:06:40,775 --> 00:06:44,445
.آنگ،هر چيزي که در مورد چاکراها ميدوني بهم بگو

88
00:06:44,487 --> 00:06:45,988
چاکراها چي هستن؟

89
00:06:46,864 --> 00:06:50,952
!اوه،فهمديم،فکر کنم بايد از پايه شروع کنيم

90
00:06:51,828 --> 00:06:56,541
،آب توي اين نهر جريان پيدا ميکنه
.خيلي شبيه به حالتي که انرژي در بدنت جريان پيدا ميکنه

91
00:06:57,208 --> 00:07:01,587
،همونطوري که ميبيني اينجا چندتا حوضچه هست
.که قبل از اينکه آب جريان پيدا کنه توي اينا ميچرخه

92
00:07:02,296 --> 00:07:05,591
.اين حوضچه‌ها مثل چاکراهاي ما هستن

93
00:07:05,591 --> 00:07:09,011
پس چاکراها حوضچه‌هاي انرژي دوّار توي بدن ما هستن؟

94
00:07:09,137 --> 00:07:10,221
!دقيقاً

95
00:07:10,763 --> 00:07:15,309
،اگه چيزي ديگه‌اي در کار نبود
.اين نهر پاک و منزه جريان پيدا ميکرد

96
00:07:15,309 --> 00:07:19,772
گرچه،زندگي بهم ريخته و درهم‌ـه
.و چيزهايي در اين نهر ميفتن

97
00:07:19,772 --> 00:07:21,774
و بعد چي ميشه؟

98
00:07:22,024 --> 00:07:23,526
نهر نميتونه جاري بشه؟

99
00:07:23,526 --> 00:07:24,527
.بله

100
00:07:24,527 --> 00:07:28,030
...اما اگه ما راه بين حوضچه‌ها رو باز کنيم

101
00:07:28,030 --> 00:07:29,907
.انرژي جاري ميشه

102
00:07:35,163 --> 00:07:38,040
.هفت چاکارا در بدن وجود داره

103
00:07:38,040 --> 00:07:40,626
...هر حوضچه‌ي انرژي هدفي داره

104
00:07:40,626 --> 00:07:44,589
.و ميتونه توسط يه نوع گره روحي بسته بشه...

105
00:07:44,589 --> 00:07:45,882
...به ياد داشته باش

106
00:07:46,174 --> 00:07:49,135
.باز کردن چاکراها تجربه‌ي خطيري‌ـه...

107
00:07:49,135 --> 00:07:54,932
،و زماني که مراحل رو شروع کردي
.نميتوني تا هر هفت‌ها رو باز نکردي دست نگه داري

108
00:07:55,391 --> 00:07:56,809
آماده‌اي؟

109
00:07:58,728 --> 00:08:00,605
.به هر قيمتي اينکار رو انجام ميدم

110
00:08:00,730 --> 00:08:03,399
.اول چاکراي خاک رو باز ميکنيم

111
00:08:03,399 --> 00:08:07,653
در انتهاي ستون فقرات قرار داره
...و به حس مبارزه براي زندگي مربوطه

112
00:08:07,653 --> 00:08:09,864
.و با ترس مسدود ميشه...

113
00:08:09,864 --> 00:08:12,825
از چي بيشتر از همه ميترسي؟

114
00:08:13,034 --> 00:08:17,079
.بذار ترس‌هات برات واضح بشن

115
00:08:29,300 --> 00:08:30,259
...آنگ

116
00:08:30,259 --> 00:08:32,428
.رويات واقعي نيست...

117
00:08:32,720 --> 00:08:37,892
.تو نگران زندگيت هستي اما بايد اون ترس‌ها رو رها کني

118
00:08:37,892 --> 00:08:41,979
.بذار ترس‌هات توي نهر جاري بشن

119
00:08:44,899 --> 00:08:48,486
.تو چاکراي خاکت رو باز کردي

120
00:08:57,245 --> 00:08:58,579
...بعدي

121
00:08:58,579 --> 00:08:59,580
چاکراي آب؟

122
00:08:59,956 --> 00:09:04,460
!آفرين! شايد تو هم روزي يه گورو بشي

123
00:09:04,877 --> 00:09:09,715
.اين چاکرا به احساس لذت مربوطه و با گناه مسدود ميشه

124
00:09:09,715 --> 00:09:14,637
.حالا ببين کدوم گناهت مسئوليت سنگي رو دوشت داره

125
00:09:14,845 --> 00:09:17,932
براي چه چيزي خودت رو مقصر ميدوني؟

126
00:09:21,769 --> 00:09:23,688
.من فرار کردم

127
00:09:34,073 --> 00:09:35,992
.من به همه‌ي اونا صدمه زدم

128
00:09:35,992 --> 00:09:39,870
...حقيقت رو قبول کن که اين چيزا اتفاق افتاده

129
00:09:40,037 --> 00:09:44,375
.اما بهشون اجازه نده انرژيت رو تار و مسموم کنن...

130
00:09:44,500 --> 00:09:51,591
،اگه ميخواي روي دنيا تأثير مثبتي داشته باشي
.بايد اول خودت رو ببخشي

131
00:09:56,429 --> 00:10:00,057
.اين خليج مستقيم ميره با حومه‌ي باسينگ سِي

132
00:10:00,558 --> 00:10:05,521
ما از اين مين‌هاي مخلوط براي متوقف کردن
.کشتي‌هاي ملت آتش به داخل استفاده ميکنيم

133
00:10:05,730 --> 00:10:08,482
.پدرت خودش مين‌هاي مخلوط رو اختراع کرد

134
00:10:09,317 --> 00:10:14,238
...مخرّب،خاصيت شناوري و

135
00:10:14,572 --> 00:10:16,449
.بوي بد...

136
00:10:16,449 --> 00:10:20,953
.خيلي دقيق و عميق بهش نگاه کردي
.اين مين‌ها با ماهي مرداب و جلبک پر شدن

137
00:10:20,953 --> 00:10:25,124
،وقتي يک کشتي اين مين‌ها رو منفجر ميکنه
...جلبک ميره توي پره‌هاي کشتي

138
00:10:25,124 --> 00:10:29,086
.و بوي بد خدمه رو مجبور به ترک کشتي ميکنه

139
00:10:29,295 --> 00:10:32,214
"من بهش ميگم "غرق کن-خفه کن

140
00:10:33,716 --> 00:10:35,051
!خوب بود بابا

141
00:10:35,343 --> 00:10:38,137
!تو قطعاً پسر همون پدري

142
00:10:38,596 --> 00:10:42,099
.هاکودا،ديده بان‌هامون چهار کشتي ملت آتش رو رصد کردن

143
00:10:42,099 --> 00:10:44,268
.باتو،اين مين‌ها رو بار بزنين

144
00:10:44,268 --> 00:10:47,313
!بقيه‌ي افراد هم براي جنگ آماده بشيد

145
00:10:49,315 --> 00:10:50,941
من بايد چيکار کنم بابا؟

146
00:10:51,150 --> 00:10:55,321
مگه گوش نميدي؟
.گفتم بقيه‌ي افراد براي جنگ آماده بشن

147
00:11:03,829 --> 00:11:07,750
کي فکرش رو ميکرد که
...وقتي به عنوان پناهنده به اين شهر اومديم

148
00:11:07,750 --> 00:11:11,003
.من آخر سر چايخونه‌ي خودم رو اداره ميکنم...

149
00:11:11,545 --> 00:11:16,133
.چيزي که دلت ميخواد رو دنبال کن زوکو،و زندگي بهت پاداش ميده

150
00:11:16,133 --> 00:11:17,927
.تبريک ميگم عمو

151
00:11:17,927 --> 00:11:20,012
.من خيلي شکر گزارم

152
00:11:20,012 --> 00:11:24,850
،تو استحقاقش رو داري
.اژدهاي ياسمين بهترين چايخونه‌ي شهر ميشه

153
00:11:24,850 --> 00:11:30,272
نه،من به خاطر اينکه تو تصميم گرفتي
.که اين روز بخصوص رو با من شريک بشي متشکرم

154
00:11:30,272 --> 00:11:33,109
.بيشتر از اون چه که فکرش رو بکني ارزش داره

155
00:11:35,361 --> 00:11:37,697
.حالا بيا براي اين مردم يه کم چايي درست کنيم

156
00:11:39,365 --> 00:11:42,368
!آره! بيا يه کم چاي درست کنيم

157
00:11:46,330 --> 00:11:50,543
.سوم،چاکراي آتشه،در شکم قرار داره

158
00:11:50,543 --> 00:11:54,213
!چاکراي آتش من ميخواد چيزي به جز آب پياز و موز بخوره

159
00:11:55,923 --> 00:11:57,800
.خوب اومدي.ادامه ميديم

160
00:11:58,634 --> 00:12:03,514
اين چاکرا مربوط به قدرت خواستن‌ـه
.و با سر افکندگي مسدود ميشه

161
00:12:03,514 --> 00:12:05,558
بابت چي سر افکنده‌اي؟

162
00:12:06,517 --> 00:12:09,937
چه چيزهايي بزرگترين نااميدي‌ـه درونت هستن؟

163
00:12:13,607 --> 00:12:16,068
.من ديگه هيچوقت آتش افزاري نميکنم

164
00:12:16,068 --> 00:12:17,403
.نميتونم

165
00:12:17,403 --> 00:12:22,199
،اگر اين بخش از زندگيت رو ناديده بگيري
.هيچوقت تعادل پيدا نميکني

166
00:12:22,199 --> 00:12:27,872
.تو آواتاري،و بنابراين،يه آتش افزاري

167
00:12:34,170 --> 00:12:40,468
!اون چاکارا بيشتر مثل آروغ زدن يه گاوميش باز شد تا يه نهر جاري

168
00:12:42,511 --> 00:12:47,057
...مزه‌ي پياز و موز ميده،اما به طرز عجيبي يه چيز ديگه هم هست

169
00:12:47,057 --> 00:12:49,101
خيار شور؟...

170
00:12:55,399 --> 00:12:58,402
.من ديگه از پوشيدن اين لباس مبدل‌هاي دخترونه خسته شدم

171
00:12:58,652 --> 00:13:00,946
!نميدونم يه نفر چجوري ميتونه توي اينا بجنگه

172
00:13:00,946 --> 00:13:05,367
شايد بخاطر همين شکست دادن
.مبارزان کيوشي و گرفتن لباساشون اينقدر آسون بود

173
00:13:06,076 --> 00:13:08,871
چقدر ديگه بايد به پادشاه خاک خدمت کنيم؟

174
00:13:08,871 --> 00:13:12,833
اگه مجبور باشم يه تپه ديگه
.از مدفوع خرس رو تميز کنم،بالا ميارم

175
00:13:12,833 --> 00:13:18,297
پرنسس آزولا قول داده به محض اينکه آواتار رو
.دستگير کنيم برميگرديم به ملت آتش

176
00:13:18,297 --> 00:13:20,132
.فقط بايد صبور باشيم

177
00:13:20,132 --> 00:13:21,091
!ساکت باش

178
00:13:21,091 --> 00:13:24,011
ميخواي کل قصر بفهمن ما از ملت آتشيم؟

179
00:13:24,011 --> 00:13:25,846
.ببخشيد

180
00:13:33,729 --> 00:13:38,275
.کارتون خوب بود دخترا.من مطمئنم داي لي پيام رو ميرسونه

181
00:13:39,860 --> 00:13:43,197
.چهارمين چاکرا در قلب قرار داره

182
00:13:43,239 --> 00:13:47,493
.به عشق و علاقه مربوطه و با غم و اندوه مسدود ميشه

183
00:13:49,036 --> 00:13:52,623
.بذار همه‌ي غم و اندوهت جلوي روت بياد

184
00:14:16,230 --> 00:14:19,400
...تو غم از دست دادن بزرگي رو حس کردي

185
00:14:20,484 --> 00:14:23,696
...اما عشق نوعي از انرژي‌ـه...

186
00:14:23,696 --> 00:14:27,116
.و در اطراف ما در گردشه...

187
00:14:27,533 --> 00:14:31,579
.عشق عشاير باد به تو اين دنيا رو ترک نکرده

188
00:14:31,579 --> 00:14:38,419
.هنوز در قلب توئه و به شکل عشق جديدي ظهور کرده

189
00:14:42,548 --> 00:14:45,634
.بذار درد و رنج شسته بشه

190
00:14:46,510 --> 00:14:47,761
.خيلي خوب

191
00:14:49,138 --> 00:14:52,016
ميتونم يه کم آب پياز و موز بخورم؟

192
00:14:53,475 --> 00:14:58,981
.پنجمينِ اونها در اين زنجيره چاکراي صداست،در گلو قرار داره

193
00:14:59,189 --> 00:15:03,611
.مربوط به حقيقته و با دروغ‌ها مسدود ميشه

194
00:15:03,736 --> 00:15:05,613
.اونهايي که به خودمون ميگيم

195
00:15:05,821 --> 00:15:09,283
چرا بهمون نگفتي که تو آواتاري؟

196
00:15:09,283 --> 00:15:11,327
.چون هيچوقت نميخواستم باشم

197
00:15:11,327 --> 00:15:14,705
.تو نميتوني در رابطه با طبيعت خودت دروغ بگي

198
00:15:14,705 --> 00:15:18,876
.تو بايد قبول کني که آواتاري

199
00:15:30,220 --> 00:15:36,727
.خيلي خوبه آنگ.تو چاکراي حقيقت رو باز کردي

200
00:15:37,645 --> 00:15:44,193
،ششمين حوضچه‌ي انرژي،چاکراي روشنايي‌ـه
.در مرکز پيشاني قرار داره

201
00:15:44,193 --> 00:15:48,864
.به بصيرت مربوطه و با توهم  مسدود ميشه

202
00:15:48,864 --> 00:15:54,036
.بزرگترين وَهم دنيا وَهمِ جدايي‌ـه

203
00:15:54,036 --> 00:15:59,792
،چيزايي که فکر ميکني جدا و متفاوت هستن
.در واقع يکي و مشابه‌اند

204
00:15:59,792 --> 00:16:01,377
.مثل چهار ملت

205
00:16:01,669 --> 00:16:03,128
.بله

206
00:16:03,128 --> 00:16:08,008
.ما همه يه نفريم اما به عنوانهاي جدا زندگي ميکنيم

207
00:16:08,008 --> 00:16:11,845
.همه بهم متصليم،همه چيز به هم متصل‌ـه

208
00:16:11,845 --> 00:16:17,142
.درسته،حتي جدايي 4 عنصر هم يه توهمه

209
00:16:17,559 --> 00:16:24,858
...اگه ذهنت رو باز کني ميفهمي که همه‌ي عناصر يکي هستن

210
00:16:24,858 --> 00:16:31,824
چهار قسمت از يه چيز واحد،حتي فلز هم حالتي از خاکه...
.که خالص سازي شده و دوباره کشف شده

211
00:16:38,706 --> 00:16:44,044
!يالا فلز،...جم بخور

212
00:16:45,462 --> 00:16:47,381
!تاف،ديگه نوبت توئه

213
00:16:51,593 --> 00:16:54,763
نظرت چيه مومو؟
يه فنجون چاي قبل از رفتن پيش پادشاه؟

214
00:16:58,851 --> 00:17:00,310
.ميز براي دو نفر لطفاً

215
00:17:00,310 --> 00:17:04,606
.عمو،من دوتا چاي ياسمين،يه دونه سبز و يکي هم با عصاره‌ي ليچ

216
00:17:04,606 --> 00:17:07,526
!تا جايي که ميتونم دارم سريع چايي دم ميکنم

217
00:17:17,745 --> 00:17:19,913
اين آخرين چاکراست،مگه نه؟

218
00:17:19,913 --> 00:17:26,712
،بله،زماني که اين چاکرا رو باز کردي
.قادري به خواست خودت داخل و خارج از حالت آواتاري بشي

219
00:17:26,879 --> 00:17:28,839
...و وقتي که در حالت آواتاري هستي

220
00:17:28,881 --> 00:17:34,470
.کنترل کامل و هوشياري،روي کارهايي که انجام ميدي داري...

221
00:17:34,470 --> 00:17:35,804
.بيا انجامش بديم

222
00:17:35,804 --> 00:17:40,184
.چاکراي تفکر بر روي سقف سر قرار داره

223
00:17:40,184 --> 00:17:43,437
...مربوط به انرژي خالص کهکشاني‌ـه

224
00:17:43,437 --> 00:17:46,065
.و با دلبستگي‌هاي دنيوي مسدود ميشه...

225
00:17:46,065 --> 00:17:50,277
.روي چيزي که تو رو به اين دنيا دلبسته ميکنه تمرکز کن

226
00:17:57,034 --> 00:18:00,454
.حالا،بذار تمام اون دلبستگي‌ها برن

227
00:18:00,579 --> 00:18:05,167
.چي؟ چرا بايد بذارم کاتارا بره؟ من...من...من دوستش دارم

228
00:18:05,334 --> 00:18:12,633
ياد بگير که بذاري بره،وگرنه نميتوني بذاري انرژي
.خالص کهکشاني از طرف دنيا به درونت سرازير بشه

229
00:18:12,633 --> 00:18:15,302
چرا بايد انرژي کهکشاني رو به کاتارا ترجيح بدم؟

230
00:18:15,302 --> 00:18:18,555
چطور احساس دلبستگي به اون ميتونه چيز بدي باشه؟

231
00:18:18,555 --> 00:18:20,724
.سه تا چاکراي قبلي چيزاي خوبي بودن

232
00:18:20,724 --> 00:18:23,852
.تو بايد ياد بگيري که رها کني

233
00:18:27,481 --> 00:18:30,859
،خدا رو شکر که تو اينجايي سوکي
.چيز وحشتناکي داره اتفاق ميافته

234
00:18:30,859 --> 00:18:35,489
،ملت آتش به شهر نفوذ کرده
.من همين الآن پرنس زوکو و عموش رو ديدم

235
00:18:35,739 --> 00:18:37,825
!بايد سريعاً به پادشاه خاک بگيم

236
00:18:38,075 --> 00:18:41,370
!اوه،نگران نباش،من مطمئن ميشم که اون خبر دار شده

237
00:18:49,753 --> 00:18:56,009
.پس زو زو هم توي شهره،فکر کنم وقت يه گردهمايي خانوادگيه

238
00:18:58,428 --> 00:19:00,848
.من متأسفم،اما نميتونم کاتارا رو ول کنم

239
00:19:01,223 --> 00:19:07,563
.آنگ،براي تسلط به حالت آواتاري بايد همه‌ي چاکراها رو باز کني

240
00:19:07,563 --> 00:19:09,439
.خودت رو تسليم کن

241
00:19:09,439 --> 00:19:11,650
.باشه،تلاشم رو ميکنم

242
00:19:16,697 --> 00:19:19,408
...حالا به دلبستگي‌هات فکر کن

243
00:19:19,408 --> 00:19:21,743
.و رهاشون کن...

244
00:19:21,743 --> 00:19:25,497
.بذار انرژي خالص کهکشاني جاري بشه

245
00:19:53,025 --> 00:19:55,569
!بذاريد برم

246
00:20:11,293 --> 00:20:13,837
!کاتارا در خطره! من بايد برم

247
00:20:14,129 --> 00:20:15,589
.نه آنگ

248
00:20:15,589 --> 00:20:18,842
!با انتخاب دلبستگي،تو اون چاکرا رو بستي

249
00:20:18,842 --> 00:20:23,013
!!اگه الآن بري،ديگه هيچوقت نميتوني وارد حالت آواتاري بشي

250
00:20:36,026 --> 00:20:38,278
!اين يکي ديگه از کلک‌هاشه

251
00:20:38,278 --> 00:20:41,323
يه سوراخ گنده توي جعبه است،چجوري ميتونه يه کلک باشه؟

252
00:20:41,323 --> 00:20:43,075
!نيست

253
00:20:43,492 --> 00:20:44,910
!کاملاً هم واقعيه

254
00:20:53,835 --> 00:20:59,049
.من بزرگترين خاک افزار دنيام
.شما کودن‌ها هم هيچوقت فراموشش نکنيد

255
00:21:08,934 --> 00:21:12,271
من قراره تا ابد با تو اين تو گير کنم،مگه نه؟

256
00:21:13,647 --> 00:21:16,233
!من بايد برم دستشويي

257
00:21:18,151 --> 00:21:21,405
آماده‌اي بريم تا حساب چندتا ملت آتشي رو برسيم؟

258
00:21:21,405 --> 00:21:23,490
.نميدوني اينکار چقدر برام ارزش داره بابا

259
00:21:23,490 --> 00:21:27,286
باعث افتخارت ميشم و بالاخره بهت ثابت ميکنم
.که چه جنگجوي بزرگي هستم

260
00:21:27,703 --> 00:21:32,249
،ساکا تو مجبور نيستي هيچ چيزي رو به من ثابت کني
...من الآنش هم بهت افتخار ميکنم

261
00:21:32,249 --> 00:21:35,127
.و هميشه ميدونستم که تو يه جنگجوي بزرگي...

262
00:21:35,127 --> 00:21:36,128
واقعاً؟

263
00:21:36,128 --> 00:21:40,257
فکر ميکني چرا بعد از رفتنم
بهت اعتماد کردم که مراقب قبيله‌مون باشي؟

264
00:21:51,560 --> 00:21:53,312
.اين نميتونه خبر خوبي باشه

265
00:22:04,573 --> 00:22:08,994
موضوع از چه قراره؟
مأمورهات نصفه شب ميان و منو ميکشونن اينجا؟

266
00:22:08,994 --> 00:22:11,538
!شما با يه مبارز کيوشي اينطوري رفتار نمي کنيد

267
00:22:11,538 --> 00:22:15,042
اما تو يه مبارز کيوشي نيستي،هستي؟

268
00:22:15,042 --> 00:22:17,836
!پرنسس آزولا از ملت آتش

269
00:22:17,836 --> 00:22:19,296
چي ميخواي؟

270
00:22:19,296 --> 00:22:24,134
.ميخوام يه معمله‌اي بکنم
.وقتشه دوباره کنترل باسينگ سِي رو به دست بگيرم

271
00:22:24,134 --> 00:22:26,511
...و توي يه چيزي داري که من نياز دارم

272
00:22:27,971 --> 00:22:30,057
.اعتماد پادشاه خاک...

273
00:22:30,057 --> 00:22:31,892
چرا بايد بهت کمک کنم؟

274
00:22:31,892 --> 00:22:35,687
.چون من ميتونم بهت آواتار رو بدم

275
00:22:35,687 --> 00:22:37,230
.دارم گوش ميدم

276
00:22:42,736 --> 00:22:44,363
.يه پيغام از قصر سلطنتي

277
00:22:47,199 --> 00:22:50,327
!من...من نميتونم باور کنم

278
00:22:50,327 --> 00:22:51,453
چي شده عمو؟

279
00:22:52,037 --> 00:22:53,997
!خبراي عالي

280
00:22:53,997 --> 00:22:59,086
.ما دعوت شديم تا براي پادشاه خاک چاي سِرو کنيم

281
00:23:23,318 --> 00:23:25,779
خب،کاتارا تو چه جور خطريه؟

282
00:23:25,779 --> 00:23:29,116
.نميدونم،توي رويام فقط ميدونستم که به کمک نياز داره

283
00:23:29,116 --> 00:23:33,787
.خيلي بهتر ميشد اگه،گهگُداري اين قدرت آواتاريت يه کم دقيقتر بود

284
00:23:34,579 --> 00:23:36,581
!اون چيه؟

285
00:23:41,211 --> 00:23:42,587
نميخواي برسونيمت؟

286
00:23:45,173 --> 00:23:48,969
.پادشاه خاک و انجمن پنج تن به داي لي اعتماد ندارن

287
00:23:49,469 --> 00:23:51,805
.اونا رهبرتون رو زنداني کردن،لانگ فِنگ

288
00:23:52,055 --> 00:23:55,016
.به زودي اونا به همه‌ي شما پشت ميکنن و شما رو حذف ميکنن

289
00:23:55,392 --> 00:23:58,562
.به دست گرفتن قدرت در امروز،موضوع مرگ و زندگيه

290
00:23:59,271 --> 00:24:01,857
.اين کودتا بايد قطعي و سريع انجام بشه

291
00:24:01,940 --> 00:24:06,445
.پادشاه خاک و هر يک از پنج ژنرال،بايد همزمان دستگير بشن

292
00:24:06,528 --> 00:24:10,157
،در مدتي که داريم دولت رو سرنگون ميکنيم
.لانگ فنگ شما رو تحت دستور من قرار داده

293
00:24:11,074 --> 00:24:14,619
...،اگه هر گونه خيانت،هر گونه کوتاهي

294
00:24:14,828 --> 00:24:18,623
.هر گونه ضعفي احساس بکنم،در آن خفه ميکنمش...

295
00:24:21,126 --> 00:24:22,210
.همين بود

296
00:24:25,297 --> 00:24:29,509
،سخنراني قشنگي بود آزولا،خيلي زيبا و شاعرانه
.و در عين حال ترسناک

297
00:24:29,509 --> 00:24:33,221
آره،من فکر کردم يه کاري ميکني
.اون يارو وحشت کنه

298
00:24:33,346 --> 00:24:38,101
.هنوزم يه سري کار نا تموم مونده،آواتار و برادر و عموم

299
00:24:38,477 --> 00:24:43,106
...خيلي مواقع خودم رو جلوي آستانه‌ي اين قصر تصور کردم

300
00:24:43,940 --> 00:24:47,861
اما هميشه فکر ميکردم...
...به عنوان يه فاتح اينجا باشم...در عوض

301
00:24:48,153 --> 00:24:51,364
...ما مهمان‌هاي شخصي پادشاه خاکيم...

302
00:24:51,448 --> 00:24:53,033
.تا براش چاي سِرو کنيم...

303
00:24:53,617 --> 00:24:55,744
.سرنوشت چيز خنده داريه

304
00:24:56,036 --> 00:24:57,412
.حتماً همينطوره عمو

305
00:25:03,001 --> 00:25:04,711
چرا اينقدر طولش دادن؟

306
00:25:05,253 --> 00:25:08,507
.شايد پادشاه خاک خواب مونده

307
00:25:11,468 --> 00:25:13,053
.يه چيزي درست نيست

308
00:25:15,680 --> 00:25:17,182
!وقت چايي‌ـه

309
00:25:18,934 --> 00:25:20,644
با داي لي آشنا شديد؟

310
00:25:20,644 --> 00:25:25,148
،اونا خاک افزارن
.اما غريزه‌ي کشتني دارن که خيلي آتش افزارانه است

311
00:25:25,315 --> 00:25:26,942
!خيلي دوستش دارم

312
00:25:27,901 --> 00:25:32,280
تا حالا بهت گفته بودم چجوري لقب "اژدهاي غرب" رو گرفتم؟

313
00:25:32,405 --> 00:25:35,450
.من علاقه‌اي به داستانهاي طولاني ندارم عمو

314
00:25:35,492 --> 00:25:38,495
.در واقع يه جور نمايشه

315
00:26:00,225 --> 00:26:03,562
.بيا،چيزيت نميشه

316
00:26:03,562 --> 00:26:08,233
!نه،من ديگه از فرار کردن خسته شدم،وقتشه با آزولا رو به رو بشم

317
00:26:11,903 --> 00:26:17,117
تو خيلي دراماتيکي،ميخواي چيکار کني،به يه اَگني کاي دعوتم کني؟

318
00:26:17,117 --> 00:26:19,494
.آره! به مبارزه دعوتت ميکنم

319
00:26:19,494 --> 00:26:21,079
.نه مرسي

320
00:26:36,303 --> 00:26:39,431
.کاتارا،حالش خوبه،چيزي براي نگراني نيست

321
00:26:39,556 --> 00:26:43,226
.اما توي رويام،خيلي مطمئن حس کردم که توي دردسره

322
00:26:43,226 --> 00:26:46,646
خب،اون با انجمن ژنرال‌ها براي ترتيب دادن
...نقشه‌ي حمله ملاقات کرد

323
00:26:46,646 --> 00:26:50,275
.و از اون موقع با دوستاتون،مبارزان کيوشي رفته بيرون...

324
00:26:50,525 --> 00:26:52,110
.ديدي آنگ؟ اون با سوکي‌ـه

325
00:26:52,110 --> 00:26:55,864
اونا احتمالاً الآن توي آپارتمانمون هستن
.و دارن در مورد آرايش و اينجور چيزا حرف ميزنن

326
00:26:56,031 --> 00:26:57,866
.باشه،شايد تو درست بگي

327
00:26:57,991 --> 00:27:03,830
.باور کن اگه خطري بود،حس حيواني باسکو اونو ميفهميد

328
00:27:13,006 --> 00:27:14,424
.مهمون داري

329
00:27:36,446 --> 00:27:38,239
.کس ديگه‌اي اينجا نيست

330
00:27:38,323 --> 00:27:41,034
!کاتارا تو دردسره! ميدونستم

331
00:27:41,034 --> 00:27:41,868
.اوه نه

332
00:27:41,868 --> 00:27:44,621
.صبر کنيد يکي پشت دره

333
00:27:46,122 --> 00:27:47,957
.در واقع ميدونم کيه

334
00:27:47,999 --> 00:27:49,417
.اون يکي از دوستاي قديمي منه

335
00:27:49,834 --> 00:27:51,336
!خوشحالم که ميبينم خوبي

336
00:27:51,753 --> 00:27:53,254
.من به کمکتون نياز دارم

337
00:28:00,887 --> 00:28:02,514
شماها همديگه رو ميشناسيد؟

338
00:28:02,514 --> 00:28:04,974
.يه بار توي جنگل ملاقاتش کردم،وقتي که زدمش

339
00:28:04,974 --> 00:28:07,769
.بعدش هم اون بهم چاي و يه نصحيت خيلي خوب داد

340
00:28:07,769 --> 00:28:09,062
ميشه بيام تو؟

341
00:28:12,524 --> 00:28:15,819
.پرنسس آزولا اينجا توي باسينگ سِي‌ـه

342
00:28:15,985 --> 00:28:17,487
.کاتارا بايد پيش اون باشه

343
00:28:17,487 --> 00:28:20,031
.اون برادر زاده‌ي منم دستگير کرده

344
00:28:20,031 --> 00:28:23,618
پس با هم کار ميکنيم و با آزولا مبارزه ميکينم
.و کاتارا و زوکو رو نجات ميديم

345
00:28:23,660 --> 00:28:26,705
.واو،وايسا ببينم،من اون قسمت "زوکو" رو متوجه نشدم

346
00:28:26,705 --> 00:28:29,708
ميدونم که بايد چه احساسي
...در مورد برادر زاده‌ي من داشته باشيد

347
00:28:29,708 --> 00:28:33,753
اما حرفم رو باور کنيد...
.وقتي بهتون ميگم خوبي هم توي وجودش هست

348
00:28:33,753 --> 00:28:38,383
،خوبي درون وجودش به اندازه‌ي کافي خوب نيست
چرا وقتي بيرونشم اينطوري شد برنميگردي؟

349
00:28:38,383 --> 00:28:44,389
،کاتارا تو دردسره،کل باسينگ سِي تو دردسره
.با هم کار کردن بهترين شانس‌مونه

350
00:28:46,099 --> 00:28:49,310
.من يکي رو با خودم آوردم که شايد بتونه بهمون کمک کنه

351
00:28:59,195 --> 00:29:03,032
،آزولا و لانگ فنگ دارن ترتيب يه کدوتا رو ميدن
.اونا ميخوان پادشاه خاک رو سرنگون کنن

352
00:29:03,324 --> 00:29:06,161
خواهرم! اونا کاتارا رو کجا نگه ميدارن؟

353
00:29:06,161 --> 00:29:10,248
توي دخمه‌ي کريستال از زير ساخت‌هاي
.قديمي باسينگ سِي،در عمق زياد زير قصر

354
00:29:11,750 --> 00:29:16,087
.حرکات تمام ژنرال‌ها و پادشاه خاک قدم به قدم بررسي شده

355
00:29:16,755 --> 00:29:20,467
خوبه،و پرنسس ملت آتش داره همکاري ميکنه؟

356
00:29:20,675 --> 00:29:24,512
.اوه بله! بيشتر از همکاري،اون واقعاً رئيس شده

357
00:29:24,596 --> 00:29:28,516
.اون هم ترسناک و هم الهام بخشه،همه در آن واحد

358
00:29:29,017 --> 00:29:30,310
.توضيحش سخته

359
00:29:35,356 --> 00:29:37,066
چرا اونا تو رو اين تو انداختن؟

360
00:29:38,193 --> 00:29:40,028
!اوه صبرکن،بذار حدس بزنم،اين يه تله است

361
00:29:40,069 --> 00:29:45,325
،تا وقتي که آنگ براي نجات من اومد
.تو بتوني اون رو با اون چنگال‌هاي ملت آتشيت بگيري

362
00:29:48,119 --> 00:29:50,163
تو يه آدم افتضاحي،ميدوني؟

363
00:29:50,163 --> 00:29:55,335
،هميشه در تعقيب ما،گرفتن آواتار
!سعي براي دستگيري آخرين اميد دنيا براي صلح

364
00:29:55,627 --> 00:29:59,130
!اما براي تو چه اهميتي داره؟ تو پسر پادشاه آتشي

365
00:29:59,172 --> 00:30:01,883
.گسترش جنگ و خشونت و نفرت توي خونت‌ـه

366
00:30:02,300 --> 00:30:03,927
!تو نميدوني داري چي ميگي

367
00:30:03,927 --> 00:30:06,346
!من نميدونم؟! چطور جرأت ميکني

368
00:30:06,679 --> 00:30:09,682
.فکرش هم نميتوني بکني اين جنگ چه بلاهايي سرم آورده

369
00:30:09,891 --> 00:30:14,229
.شخص من.ملت آتش مادرم رو از من گرفت

370
00:30:16,397 --> 00:30:17,482
.متأسفم

371
00:30:19,609 --> 00:30:21,820
.اين تنها چيز مشترک ماست

372
00:30:25,907 --> 00:30:30,870
،خب کسي چه ميدونه
.واقعاً يه شهر باستاني اون زير هست،اما عميق‌ـه

373
00:30:33,748 --> 00:30:38,753
بايد جدا بشيم،آنگ تو با آيرو برو تا حواست به
!کاتارا و اون آدم عصباني عوضي باشه...بر نخوره‌ها

374
00:30:39,003 --> 00:30:40,255
.برنخورد

375
00:30:40,255 --> 00:30:43,424
و منم با تاف ميرم تا به پادشاه خاک
.در مورد کودتاي آزولا هشدار بدم

376
00:30:52,392 --> 00:30:56,563
.پس تاف فکر ميکنه تو نصيحت‌هاي خوبي ميکني
.و چاي عالي‌اي درست ميکني

377
00:30:56,563 --> 00:31:00,692
کليد هر دوش بزرگ شدن به روش درستشه،چي تو ذهنته؟

378
00:31:03,486 --> 00:31:10,577
خب،من با يه گورو ملاقات کردم که قرار بود بهم کمک کنه
.تا به حالت آواتاري مسلط بشم و اين قدرت بزرگ رو کنترل کنم

379
00:31:10,785 --> 00:31:14,455
...اما براي اينکار بايد از کسي ميگذشتم که عاشقشم

380
00:31:14,539 --> 00:31:16,082
.و منم نتونستم...

381
00:31:16,124 --> 00:31:19,419
.در کمال و قدرت خيلي مبالغه شده

382
00:31:19,419 --> 00:31:23,423
من فکر ميکنم تو خيلي باهوش بودي
.که شادي و عشق رو انتخاب کردي

383
00:31:24,966 --> 00:31:27,427
چي ميشه اگه نتونيم همه رو نجات بديم و آزولا رو شکست بديم؟

384
00:31:27,719 --> 00:31:31,389
بدون حالت آواتاري،اگه من به اندازه‌ي کافي قوي نباشم چي؟

385
00:31:31,806 --> 00:31:37,729
.من جوابش رو نميدونم،بعضي وقتا زندگي مثل اين تونلِ تاريکه

386
00:31:37,770 --> 00:31:41,441
...تو هميشه نميتوني نور رو که در انتهاي تونل هست ببيني

387
00:31:42,025 --> 00:31:44,068
...اما اگه فقط به حرکتت ادامه بدي...

388
00:31:47,822 --> 00:31:50,658
.به يه جاي بهتر ميرسي...

389
00:31:57,707 --> 00:31:59,250
.ژنرال هاو اونجاست

390
00:32:12,305 --> 00:32:13,431
!اينجا چه خبره؟

391
00:32:13,556 --> 00:32:15,600
!شما تحت بازداشت خانگي هستيد

392
00:32:15,767 --> 00:32:19,187
!کودتا داره همين الآن اتفاق ميافته
!ما بايد به پادشاه خاک هشدار بديم

393
00:32:39,874 --> 00:32:41,376
!خدا رو شکر که به موقع رسيديم

394
00:32:41,584 --> 00:32:42,961
به موقع براي چي؟

395
00:32:42,961 --> 00:32:46,005
...آره،براي چي به موقع اومدي

396
00:32:47,423 --> 00:32:48,633
با مزه؟...

397
00:32:48,758 --> 00:32:51,594
!آه،من يه جورايي با سوکي‌ـم

398
00:32:51,594 --> 00:32:52,637
کي؟

399
00:32:55,348 --> 00:32:57,183
!اونا مبارزان کيوشي واقعي نيستن

400
00:32:58,685 --> 00:33:00,478
.ببخشيد که نااميدت کرديم

401
00:33:10,989 --> 00:33:13,866
!اووو،مثل اين نميمونه که داريم با هم ميجنگيم

402
00:33:14,784 --> 00:33:16,786
.اين مبارزه...تمومه

403
00:33:26,587 --> 00:33:28,589
.همشون رو از جلوي چشمام دور کنيد

404
00:33:41,811 --> 00:33:44,397
.حالا ميرسيم به جايي که من دورت ميزنم

405
00:33:44,397 --> 00:33:48,234
.داي لي،پرنسس ملت آتش رو دستگير کنيد

406
00:33:49,777 --> 00:33:52,196
!گفتم دستگيرش کنيد

407
00:33:53,281 --> 00:33:54,282
شما چه مرگ‌تونه؟

408
00:33:54,323 --> 00:33:58,995
.اين به خاطر اينه که اونا هنوز تصميم‌شون رو نگرفتن
.اونا منتظرن ببينن که داستان چجوري تموم ميشه

409
00:33:59,037 --> 00:34:00,913
داري در مورد چي حرف ميزني؟

410
00:34:00,955 --> 00:34:03,666
.ميتونم کل گذشته ا‌ت رو توي چشمات ببينم

411
00:34:03,666 --> 00:34:05,460
.تو با هيچي به دنيا اومدي

412
00:34:05,460 --> 00:34:09,172
به خاطر همين مجبور بودي با مشکلات دست و پنجه نرم کني
.و دست و پا بزني و راهت رو به قدرت طي کني

413
00:34:09,756 --> 00:34:15,720
...اما قدرت واقعي...حق الهي براي حکومت
.چيزيه که باهاش به دنيا مياي

414
00:34:15,720 --> 00:34:20,016
حقيقت اينه که اونا نميدونن
...کدوم يک از ما قراره روي اون تخت بشينه

415
00:34:20,058 --> 00:34:22,477
.و کدوم يک از ما قراره تعظيم کنه...

416
00:34:22,685 --> 00:34:25,063
.اما من ميدونم و تو هم ميدوني

417
00:34:27,065 --> 00:34:28,357
خب؟

418
00:34:34,655 --> 00:34:37,200
.تو منو توي بازي خودم شکست دادي

419
00:34:37,492 --> 00:34:41,579
.زياد خودت رو دست بالا نگير.تو هيچوقت يه بازيکن نبودي

420
00:34:43,206 --> 00:34:45,583
.متأسفم که اونجا سرت داد زدم

421
00:34:45,583 --> 00:34:46,751
.مهم نيست

422
00:34:46,751 --> 00:34:52,799
فقط مشکل اينه که هميشه وقتي صورت دشمن رو
.تصور ميکردم،صورت تو جلوي چشمم ميومد

423
00:34:52,840 --> 00:34:55,134
.صورت من.ميفهمم

424
00:34:55,134 --> 00:34:57,470
.نه،نه،منظورم اون نبود

425
00:34:57,470 --> 00:35:00,765
،مشکلي نيست
.من ديگه عادت کردم که اين زخم علامت من باشه

426
00:35:00,765 --> 00:35:04,811
.نشان پرنس تبعيد شده
.نفرين شده تا براي هميشه آواتار رو تعقيب کنه

427
00:35:05,186 --> 00:35:12,068
،اما اخيراً فهميدم که آزادم تا سرنوشتم رو خودم تعيين کنم
.حتي اگه هيچوقت از دست اين علامتم آزاد نشم

428
00:35:12,735 --> 00:35:14,821
.شايد بتوني از دستش خلاص بشي

429
00:35:14,821 --> 00:35:15,696
چي؟

430
00:35:15,696 --> 00:35:17,073
.من توانايي ترميم دارم

431
00:35:17,240 --> 00:35:19,909
.اين يه زخمه،نميتونه ترميم بشه

432
00:35:21,828 --> 00:35:24,580
.اين آبي از واديِ ارواح از قطب شماله

433
00:35:24,997 --> 00:35:28,709
،خاصيت‌هاي منحصر به فردي داره
.براي همين اينو براي يه چيز مهم نگه داشته بودمش

434
00:35:29,669 --> 00:35:31,712
...نميدونم کار ميکنه،اما

435
00:35:34,507 --> 00:35:35,133
آنگ

436
00:35:45,059 --> 00:35:48,312
عمو،متوجه نميشم،تو با آواتار چيکار داري؟

437
00:35:48,312 --> 00:35:49,981
.نجات تو،اين کار

438
00:35:50,022 --> 00:35:53,109
.زوکو،وقتش رسيده با هم حرف بزنيم

439
00:35:53,109 --> 00:35:56,571
.برو به بقيه‌ي دوستات کمک کن،ما بهتون ميرسيم

440
00:36:05,037 --> 00:36:06,247
چرا عمو؟

441
00:36:06,247 --> 00:36:08,666
.تو ديگه مردي که قبلاً بودي نيستي زوکو

442
00:36:09,041 --> 00:36:14,005
.تو قويتر،باهوش‌تر و آزادتر از هر وقتي که بودي هستي

443
00:36:14,172 --> 00:36:17,925
.و حالا به دوراهي سرنوشتت رسيدي

444
00:36:18,050 --> 00:36:22,930
!وقتشه که انتخاب کني! وقتشه که درست انتخاب کني

445
00:36:27,643 --> 00:36:33,149
،من يه همچين خيانتي رو از طرف عمو انتظار داشتم
...اما زوکو،پرنس زوکو

446
00:36:33,232 --> 00:36:36,861
تو خيلي چيزا هستي،اما يه خائن نيستي،هستي؟...

447
00:36:36,861 --> 00:36:38,738
.سريع آزادش کن

448
00:36:38,779 --> 00:36:42,825
.برات زياد دير نيست زوکو،تو هنوزم ميتوني خودت رو رها کني

449
00:36:42,950 --> 00:36:46,454
.اون رهايي‌اي که اون بهت پيشنهاد ميده براي تو نيست

450
00:36:46,579 --> 00:36:49,373
چرا نميذاري خودش تصميم بگيره،عمو؟

451
00:36:49,373 --> 00:36:53,461
،من بهت نياز دارم زوکو
.من نقشه‌ي تمام حرکات اين روز رو ريختم

452
00:36:53,461 --> 00:36:56,422
.اين روز باشکوه در تاريخ ملت آتش

453
00:36:56,422 --> 00:36:59,008
.و تنها راهي که ميبريم با همه

454
00:36:59,008 --> 00:37:02,553
.در پايان اين روز تو افتخارت رو پس ميگيري

455
00:37:02,553 --> 00:37:07,391
.عشق پدرت رو به دست مياري،هر چيزي که بخواي به دست مياري

456
00:37:07,391 --> 00:37:15,441
زوکو،التماست ميکنم،به درون قلبت نگاه کن
.و ببين چه چيزيه که واقعاً ميخواي

457
00:37:15,441 --> 00:37:17,276
.آزادي که انتخاب کني

458
00:37:30,081 --> 00:37:31,958
.بايد ساکا و تاف رو پيدا کنيم

459
00:38:27,430 --> 00:38:29,974
هيچ مأمور داي لي‌اي اين دور و برا ميبيني؟

460
00:38:29,974 --> 00:38:31,767
!نه،پاکِ پاکه

461
00:38:37,481 --> 00:38:38,190
!بيايد بريم

462
00:38:38,441 --> 00:38:39,734
!من بدون باسکو نميرم

463
00:40:02,983 --> 00:40:04,485
!من فکر ميکردم تغيير کردي

464
00:40:07,655 --> 00:40:09,031
.تغيير کردم

465
00:40:35,933 --> 00:40:41,647
.يالا،راحته،فقط روي پنجه‌هاي جلوييت بجاي عقبي راه برو
.اينطوري

466
00:40:45,734 --> 00:40:47,445
.کلک جالبيه

467
00:40:49,363 --> 00:40:50,781
.فقط اون خرس رو ببر

468
00:41:48,088 --> 00:41:49,882
!اونا خيلي زيادن

469
00:41:50,424 --> 00:41:54,261
.تنها راهش اينه که اون رو رها کني

470
00:41:54,261 --> 00:41:56,180
.متأسفم کاتارا

471
00:43:10,546 --> 00:43:14,925
!شما بايد از اينجا بريد بيرون
!من تا جايي که بتونم معطل‌شون ميکنم

472
00:44:10,314 --> 00:44:16,362
،ما انجامش داديم زوکو،صد سال طول کشيد
.اما بالاخره ملت آتش باسينگ سِي رو فتح کرد

473
00:44:16,487 --> 00:44:18,238
.من به عمو خيانت کردم

474
00:44:18,238 --> 00:44:20,115
.نه،اون به تو خيانت کرد

475
00:44:21,617 --> 00:44:26,497
،زوکو،وقتي برگردي خونه
.پدر به عنوان قهرمان جنگ بهت خوش آمد ميگه

476
00:44:26,747 --> 00:44:31,210
اما من آواتار رو ندارم،اگه پدر افتخارم رو بهم برنگردونه چي؟

477
00:44:31,502 --> 00:44:37,633
،اون نيازي به اينکار نداره
.امروز تو "افتخارِ" خوت رو بدست آوردي

478
00:44:47,893 --> 00:44:48,811
این اشتباهه
