﻿1
00:00:02,293 --> 00:00:04,671
"آب"

2
00:00:04,671 --> 00:00:06,548
"خاک"

3
00:00:06,548 --> 00:00:08,675
"آتش"

4
00:00:08,675 --> 00:00:09,968
"باد"

5
00:00:11,011 --> 00:00:15,140
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,140 --> 00:00:19,227
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,436 --> 00:00:23,565
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,565 --> 00:00:26,693
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,068 --> 00:00:30,864
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:30,864 --> 00:00:32,699
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,824 --> 00:00:34,909
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:34,909 --> 00:00:38,663
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,663 --> 00:00:42,292
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,173 --> 00:00:50,383
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,550 --> 00:00:52,093
پس حمله چي؟

16
00:00:52,135 --> 00:00:56,598
.ما به بابام و گروه حمله در روز خورشيد گرفتگي ملحق ميشيم

17
00:00:56,723 --> 00:00:58,683
.شششــ...ساکت

18
00:00:58,767 --> 00:01:01,478
.ما تو محدوده‌ي دشمنيم

19
00:01:01,561 --> 00:01:04,481
.چيزي که ما احتياج داريم يه چند دست لباس جديده

20
00:01:04,606 --> 00:01:06,816
.آره،قاطي شدن داخل جمعيت بهتر از قايم شدنه

21
00:01:06,900 --> 00:01:08,651
...اگه لباس مبدل ملت آتش رو بپوشيم

22
00:01:08,777 --> 00:01:11,613
.بيرونم به همون اندازه‌ي توي غار بودن در امانيم...

23
00:01:11,696 --> 00:01:13,907
.يه بچه‌ي عادي

24
00:01:14,741 --> 00:01:18,995
آتش : کتاب سوم
قسمت سوم : بانوي نقاشي شده

25
00:01:25,168 --> 00:01:26,628
مومو؟

26
00:01:28,296 --> 00:01:31,591
اوه،مومو؟

27
00:01:33,843 --> 00:01:36,096
.پيدام کردي رفيق

28
00:01:36,262 --> 00:01:38,640
.هي،بچه‌ها فکر کنم اين رودخونه آلوده شده باشه

29
00:01:47,899 --> 00:01:51,069
.خب پس اين توضيح ميده چرا من نميتونم يه ماهي اينجا بگيرم

30
00:01:51,194 --> 00:01:55,406
.چون معمولاً مهارت ماهيگيري من...خيلي عاليه

31
00:01:55,532 --> 00:01:57,492
فهميدين،مثل يه ماهي رو قلاب؟

32
00:01:57,784 --> 00:02:00,286
.هي،شايد بتونيم اونجا غذا بگيريم

33
00:02:05,083 --> 00:02:07,836
.حالا درست مثل يه تپه‌ي کوچيک با شاخ شدي

34
00:02:07,919 --> 00:02:09,295
.خداحافظ،رفيق

35
00:02:12,465 --> 00:02:14,717
.من هيچي حس نميکنم

36
00:02:14,801 --> 00:02:16,302
اين روستا کجاست؟

37
00:02:16,386 --> 00:02:18,138
.وسط رودخونه است

38
00:02:18,221 --> 00:02:19,514
.البته که هست

39
00:02:19,597 --> 00:02:20,890
.اسم من "داک"ـه

40
00:02:20,974 --> 00:02:22,475
ميتونم بپرسم شما کي هستيد؟

41
00:02:22,684 --> 00:02:23,726
.واي،مستعمراتي‌ها

42
00:02:23,810 --> 00:02:26,229
.بپرين بالا،من تا روستا ميرسونم‌تون

43
00:02:29,315 --> 00:02:31,317
چرا شماها تو رودخونه زندگي ميکنيد؟

44
00:02:31,401 --> 00:02:33,111
.چون اينجا يه روستاي ماهيگيريه

45
00:02:33,194 --> 00:02:36,072
.حداقل قبل از اينکه اينجا کارخونه بسازن اينطوري بود

46
00:02:36,156 --> 00:02:38,658
.ارتش فلزاتش رو اونجا درست ميکنه

47
00:02:38,783 --> 00:02:42,036
چند سال پيش ساختنش و شروع
.به آلوده کردن رودخونه‌ي ما کرد

48
00:02:47,959 --> 00:02:51,671
.مرسي که ما رو رسوندي

49
00:02:51,796 --> 00:02:54,048
.اينجا رو نگاه کنيد

50
00:02:54,174 --> 00:02:55,758
.خيلي غمگينه

51
00:02:55,842 --> 00:02:57,302
.يه مأموريت بزرگتر داريم که بايد روش تمرکز کنيم

52
00:02:57,302 --> 00:02:59,596
.مشکل اين مردم براي خودشونه

53
00:02:59,721 --> 00:03:02,682
،من بهشون پشت نميکنم
.فقط دارم واقع‌گرايانه به موضوع نگاه ميکنم

54
00:03:02,765 --> 00:03:06,019
ما که نميتونيم بريم اينور و اونور
.به هر روستاي درب و داغوني کمک کنيم

55
00:03:06,102 --> 00:03:08,771
.ما با شکست پادشاه آتش بهشون کمک ميکنيم

56
00:03:08,897 --> 00:03:10,481
...هي،دهن گشاد

57
00:03:10,607 --> 00:03:12,817
.فکر کنم

58
00:03:12,942 --> 00:03:15,486
.بيايد فقط چيزي که نياز داريم رو بگيريم و بريم

59
00:03:21,159 --> 00:03:23,578
هي داک،تو اينجا هم کار ميکني؟

60
00:03:23,703 --> 00:03:26,039
.من داک نيستم،"شو"ام

61
00:03:26,122 --> 00:03:28,124
.داک برادرمه

62
00:03:28,208 --> 00:03:29,709
.اما ما همين الآن ديديمت

63
00:03:29,834 --> 00:03:31,878
.تو همون لباس تنته

64
00:03:32,003 --> 00:03:33,880
.تنها تفاوتش کلاهته

65
00:03:33,963 --> 00:03:37,091
.داک تو لنگرگاه کار ميکنه،به خاطر همينه که بهش ميگن داک

66
00:03:37,175 --> 00:03:40,303
."و من تو فروشگاه کار ميکنم به خاطر همين بهم ميگن "شو

67
00:03:40,386 --> 00:03:41,763
.من که نميفهمم

68
00:03:41,846 --> 00:03:44,307
.منم همينطور

69
00:03:44,390 --> 00:03:46,351
چي ميتونم براتون بيارم؟

70
00:03:47,769 --> 00:03:49,729
.هي،من يه معامله‌ي ويژه باهاتون ميکنم

71
00:03:49,812 --> 00:03:54,776
.اگه سه تا ماهي بخريد،من يه صدف مجاني بهتون ميدم

72
00:03:55,860 --> 00:03:57,654
.ما فقط ماهي رو بر ميداريم

73
00:03:59,989 --> 00:04:03,952
ميشه به برادرت بگي ما بايد برگرديم به ساحل؟

74
00:04:04,077 --> 00:04:05,578
.هي،مستعمراتي‌ها

75
00:04:05,703 --> 00:04:08,665
.برادرم بهم گفت يکي رو ميخوايد که برسونت‌تون

76
00:04:11,501 --> 00:04:14,087
ميتونيد يه کم غذا بهم بديد؟

77
00:04:27,684 --> 00:04:30,728
.بازنگري کن،اي استاد برنامه ريزي

78
00:04:30,728 --> 00:04:34,482
براي شروع به نظر ميرسه بايد هر
.روز 43 دقيقه زودتر از خواب بيدار بشيم

79
00:04:34,482 --> 00:04:36,276
چهل و سه دقيقه؟

80
00:04:36,317 --> 00:04:40,947
ببينيد،ما فقط چند هفته تا رسيدن به موقع
.به پادشاه آتش و خورشيد گرفتگي زمان داريم

81
00:04:40,989 --> 00:04:43,449
.که از قضا فقط 8 دقيقه بيشتر طول نميکشه

82
00:04:43,449 --> 00:04:44,993
.و ما الآن يه روز کامل رو از دست داديم

83
00:04:45,076 --> 00:04:47,912
...پس اگه بخوايم به موقع برسيم و از روي برنامه پيش بريم

84
00:04:48,037 --> 00:04:49,455
.بايد زود بيدار بشيم...

85
00:04:49,580 --> 00:04:51,791
.خب،من که زود بيدار نميشم

86
00:04:51,874 --> 00:04:54,919
.يا ميتونيم تمام زمان‌ها غذا خوردن رو پاک کنيم

87
00:04:55,044 --> 00:04:57,130
.چي؟ امکان نداره،فراموشش کن

88
00:04:57,255 --> 00:04:59,173
...فهميدم،اين چطوره؟

89
00:04:59,257 --> 00:05:02,093
...از الآن به بعد وقت غذا و وقت دستشويي رفتن رو

90
00:05:02,176 --> 00:05:03,678
.با هم يکي ميکنيم...

91
00:05:04,929 --> 00:05:07,223
.هي،ممکنه حال بهم زن باشه،اما خيلي مؤثره

92
00:05:07,348 --> 00:05:11,144
.به هر حال،فردا صبح اولين کار بايد ترک اينجا باشه

93
00:05:17,442 --> 00:05:20,028
مشکل چيه،کاتارا؟

94
00:05:20,028 --> 00:05:21,904
.فکر کنم آپا مريضه

95
00:05:22,030 --> 00:05:24,574
.چي،آپا مريضه؟ اين خيلي بده

96
00:05:24,699 --> 00:05:28,286
.واي،ساکا،فکر نميکردم اينقدر اهميت بدي

97
00:05:28,411 --> 00:05:29,829
.البته که اهميت ميدم

98
00:05:29,954 --> 00:05:34,876
.اگه اينطوري باشه شايد مجبور بشم برنامه‌مون رو بندازم دور

99
00:05:35,001 --> 00:05:39,714
و البته نگران اين دوست بزرگ
.و پشمالوم هم هستم که حالش خوب نيست

100
00:05:39,714 --> 00:05:41,257
...احتمالاً بايد به خاطر

101
00:05:41,257 --> 00:05:42,925
.بودن توي آب آلوده مريض شده باشه...

102
00:05:42,967 --> 00:05:44,385
.به نظر که مرض نمياد

103
00:05:44,510 --> 00:05:46,262
حالت خوبه رفيق؟

104
00:05:48,222 --> 00:05:49,891
.زبونش بنفشه

105
00:05:49,974 --> 00:05:51,184
.اون نميتونه خوب باشه

106
00:05:54,437 --> 00:05:57,857
فقط من اين حس رو دارم،يا اينجا واقعاً متفاوت تره؟

107
00:05:58,441 --> 00:06:03,905
هي،شو امروز همه چشون شده؟

108
00:06:03,946 --> 00:06:07,700
.آه،ديشب اتفاق فوق العاده‌اي افتاد

109
00:06:07,825 --> 00:06:12,080
.يه شخص مرموز و فوق العاده به روستامون غذا آورد

110
00:06:12,205 --> 00:06:13,748
.بانوي نقاشي شده

111
00:06:14,374 --> 00:06:16,584
.اون بخشي از افسانه‌هاي روستاي ماست

112
00:06:16,709 --> 00:06:18,294
...ميگن اون روح رودخانه است

113
00:06:18,419 --> 00:06:21,172
.که در زمان نياز مراقب روستامونه...

114
00:06:21,297 --> 00:06:22,840
...من هميشه فکر ميکردم اون فقط يه افسانه است

115
00:06:22,840 --> 00:06:25,885
،ديدي،نيازي نيست ما به اين مردم کمک کنيم
.اونا همين الآنش هم يکي رو دارن تا بهشون کمک کنه

116
00:06:25,885 --> 00:06:28,304
.همه‌ي چيزي که ميخوايم دارو براي دوست مريض‌مونه

117
00:06:28,429 --> 00:06:29,555
دارو؟

118
00:06:29,597 --> 00:06:32,975
.متأسفم،همه‌ي دارويي که داريم مستقيم ميره به کارخونه

119
00:06:33,101 --> 00:06:36,104
.به همين خاطره که اين همه مريض تو روستامون هست

120
00:06:36,187 --> 00:06:39,107
.به نظر ميرسه بايد يه شب ديگه بمونيم تا آپا بتونه استراحت کنه

121
00:06:39,232 --> 00:06:41,275
.فکر کنم حق با توئه

122
00:06:41,401 --> 00:06:43,778
غذا داري بهمون بفروشي؟

123
00:06:43,903 --> 00:06:47,698
ماهي يک سر دوست داريد يا دو سر؟

124
00:06:47,824 --> 00:06:50,576
.دو سر

125
00:06:50,701 --> 00:06:53,246
.چيه؟ اينطوري با پول کم چيز بيشتري گيرت مياد

126
00:07:21,482 --> 00:07:25,111
.مرسي بانوي نقاشي شده

127
00:07:35,371 --> 00:07:37,498
سلام داک،شو اين اطراف هست؟

128
00:07:37,623 --> 00:07:42,044
...بذاريد ببينم

129
00:07:42,128 --> 00:07:44,922
سلام،دوباره برگشتيد،آره؟

130
00:07:45,006 --> 00:07:46,382
.ما بازم غذا ميخوايم

131
00:07:46,674 --> 00:07:48,759
.اوه،خب،اين خيلي بده

132
00:07:48,843 --> 00:07:50,261
...شايد اگه خوش شانس باشيد

133
00:07:50,261 --> 00:07:52,472
...بانوي نقاشي شده شب به ديدنتون بياد...

134
00:07:52,472 --> 00:07:53,556
.و دوست‌تون رو خوب کنه...

135
00:07:53,681 --> 00:07:56,058
...و شايد براي نصفه شب غذا هم برامون درست کنه

136
00:07:56,184 --> 00:07:57,810
.و همه با هم يه آهنگ بخونيم...

137
00:07:57,894 --> 00:08:00,062
.آره شايد

138
00:08:00,188 --> 00:08:02,440
.ميدونيد،اون ديشب بازم به ديدين ما اومد

139
00:08:02,523 --> 00:08:04,525
.بيشتر مردم مريض ما رو خوب کرد

140
00:08:04,650 --> 00:08:06,694
به همين خاطره اينجا اينقدر شاد به نظر مياد؟

141
00:08:06,777 --> 00:08:10,156
.بلي،همه‌ش بخاطر بانوي نقاشي شده است

142
00:08:10,239 --> 00:08:14,619
ميتونيد تصور کنيد چقدر يه روستا ميتونه
توسط يه بانو تحت تأثير قرار بگيره؟

143
00:08:14,744 --> 00:08:16,204
يعني،روح؟

144
00:08:16,204 --> 00:08:18,039
...خب،اميدوارم هر شب برگرده

145
00:08:18,039 --> 00:08:20,791
.وگرنه اينجا راحت برميگرده به همون وضعي که قبلاً داشت...

146
00:08:20,791 --> 00:08:22,418
چرا اينو ميگي؟

147
00:08:22,418 --> 00:08:24,420
.ببين اين مردم چقدر حالشون بهتره

148
00:08:24,420 --> 00:08:27,924
آره،الآن،ولي بدون اون اون نميتونستن
.از خودشون دفاع کنن

149
00:08:27,965 --> 00:08:29,717
...اگه اون واقعاً ميخواست کمک کنه

150
00:08:29,800 --> 00:08:32,887
.از جادوي روحيش استفاده ميکرد تا اون کارخونه رو منفجر کنه

151
00:08:36,724 --> 00:08:38,726
.جادوي روحي اونجوري نيست ساکا

152
00:08:38,809 --> 00:08:44,398
...بيشتر اينجوريه

153
00:09:07,213 --> 00:09:09,715
چي شده رفيق؟

154
00:09:09,840 --> 00:09:12,885
.خودشه

155
00:09:13,010 --> 00:09:14,971
.سلام روح بانوي نقاشي شده

156
00:09:23,938 --> 00:09:26,941
.ببخشيد،نميخوام مزاحم بشم

157
00:09:27,024 --> 00:09:31,654
.اما دوست من مريضه و ما واقعاً يه برنامه‌ي فشرده داريم

158
00:09:31,779 --> 00:09:36,200
.صبر کن،اما من پل عالي بين دنياي تو و خودم هستم

159
00:09:41,455 --> 00:09:44,584
.من هِي باي رو ميشناسم،ما دوستاي جون جوني هم هستيم

160
00:10:08,149 --> 00:10:10,234
.اسم من آنگه

161
00:10:10,234 --> 00:10:13,654
.من آواتارم

162
00:10:13,738 --> 00:10:16,032
.خب،سلام،آواتار

163
00:10:16,115 --> 00:10:19,493
.دوست داشتم ميتونستيم صحبت کنيم،اما من سرم خيلي شلوغه

164
00:10:19,619 --> 00:10:20,995
.آره،منم همينطور

165
00:10:21,120 --> 00:10:23,748
.از همينم متنفرم

166
00:10:23,873 --> 00:10:26,083
.ميدوني به عنوان يه روح خيلي قشنگي

167
00:10:26,208 --> 00:10:30,963
زياد پيش نمياد با روحي ملاقات کنم اما همون
.چندتايي هم که بعضي اوقات ميبينم...زياد جذاب نيستن

168
00:10:31,088 --> 00:10:33,466
...ممنونم،اما

169
00:10:33,549 --> 00:10:36,427
.تو آشنا هم به نظر ميرسي

170
00:10:36,552 --> 00:10:38,220
.خيلي ها اين رو ميگن

171
00:10:38,346 --> 00:10:41,223
.نه،تو واقعاً آشنا به نظر مياي

172
00:10:41,307 --> 00:10:45,269
.ببين،من ديگه واقعاً بايد برم

173
00:10:45,561 --> 00:10:47,772
کاتارا؟

174
00:10:47,897 --> 00:10:48,981
.سلام آنگ

175
00:10:49,065 --> 00:10:51,776
تو بانوي نقاشي شده هستي؟ اما چطوري؟

176
00:10:51,901 --> 00:10:55,112
.اول نبودم،فقط سعي داشتم به روستا کمک کنم

177
00:10:55,112 --> 00:10:57,782
...اما از اونجايي که به هر حال همه فکر کردن من کي هستم

178
00:10:57,782 --> 00:11:02,620
.فکر کنم فقط يه جورايي بهش تبديل شدم...

179
00:11:02,745 --> 00:11:04,914
پس تو شب قايمکي بيرون ميرفتي؟

180
00:11:05,039 --> 00:11:07,166
صبر کن،اصلاً آپا مريضه؟

181
00:11:07,291 --> 00:11:11,045
...ممکنه به خاطر توت‌هاي بنفشي که بهش ميدادم مريض باشه

182
00:11:11,170 --> 00:11:13,172
.اما به جز اون،حالش خوبه...

183
00:11:13,172 --> 00:11:16,467
نميتونم باور کنم تو به همه دروغ گفتي
.تا بتوني به اين روستا کمک کني

184
00:11:16,467 --> 00:11:18,928
.متأسفم،ميدونم نبايد ميگفتم

185
00:11:19,011 --> 00:11:20,513
.نه،فکر ميکنم عاليه

186
00:11:20,638 --> 00:11:23,307
.تو مثل يه قهرمان مخفي هستي

187
00:11:23,432 --> 00:11:25,351
...خب،اگه ميخواي کمک کني

188
00:11:25,434 --> 00:11:29,021
.يه چيز ديگه هم هست که بايد انجام بدم...

189
00:11:38,072 --> 00:11:40,282
ميخواي اين کارخونه رو نابود کني؟

190
00:11:40,408 --> 00:11:43,327
.آره،ساکا فقط داشت شوخي ميکرد،اما حق با اون بود

191
00:11:43,452 --> 00:11:47,289
خلاص شدن از شر اين کارخونه تنها راهيه
.که ميشه يه کمک هميشگي به اين مردم کرد

192
00:12:35,379 --> 00:12:36,672
اوه،واقعاً؟

193
00:12:36,756 --> 00:12:40,009
يه پياده روي صبحگاهي؟

194
00:12:42,219 --> 00:12:45,181
.من ميدونم تو بانوي نقاشي شده‌اي

195
00:12:45,181 --> 00:12:47,016
.ميدونم شب‌ها قايمکي بيرون ميرفتي

196
00:12:47,016 --> 00:12:51,729
و ميدونم درمورد آپا دروغ ميگفتي
.و بهش توت‌هايي که زبون رو بنفش ميکنه ميدادي

197
00:12:54,356 --> 00:12:57,151
.کاتارا،کاري که تو کردي کل مأموريت ما رو به خطر انداخت

198
00:12:57,151 --> 00:13:01,489
.ما همين الآن ميريم

199
00:13:01,614 --> 00:13:03,866
و تو از کي ميدونستي؟

200
00:13:03,949 --> 00:13:06,994
.هي،من همين صبح فهميدم

201
00:13:27,223 --> 00:13:28,808
چه خبره؟

202
00:13:28,808 --> 00:13:31,101
.سربازهاي ملت آتش دارن به سمت روستا ميرن

203
00:13:31,101 --> 00:13:32,478
تو چيکار کردي؟

204
00:13:32,603 --> 00:13:34,647
.يه جورايي کارخونه‌ي اونا رو نابود کردم

205
00:13:34,772 --> 00:13:35,898
تو چي؟

206
00:13:35,981 --> 00:13:38,651
.اين ايده‌ي خودت بود-
.من داشتم شوخي ميکردم-

207
00:13:38,776 --> 00:13:42,112
من حتي گفتم از جادوي روحي استفاده کنه
.و صداهاي مسخره از خودم در آوردم

208
00:13:42,238 --> 00:13:44,573
اصلاً به عاقبت کارت فکر کرده بودي؟

209
00:13:44,615 --> 00:13:46,617
.حالا ارتش روستايي‌ها رو سرزنش ميکنه

210
00:13:46,617 --> 00:13:48,661
.همين الآن هم دارن ميرن اونجا تا انتقام بگيرن

211
00:13:48,661 --> 00:13:50,412
خب،چيکار بايد ميکردم؟

212
00:13:50,538 --> 00:13:53,207
.ميرفتي،کاري نميکردي

213
00:13:53,290 --> 00:13:54,458
.نه

214
00:13:54,500 --> 00:13:57,837
.من هرگز و هيچوقت به کسايي که نيازم دارن پشت نميکنم

215
00:13:57,962 --> 00:14:00,256
...من دارم ميرم به روستا

216
00:14:00,339 --> 00:14:03,509
.و هر کاري که بتونم ميکنم...

217
00:14:07,555 --> 00:14:08,597
.صبر کن

218
00:14:08,639 --> 00:14:10,683
.منم ميام

219
00:14:10,808 --> 00:14:13,060
.فکر کردم نميخواي کمک کني

220
00:14:13,143 --> 00:14:16,605
.تو به من نياز داري و من هيچوقت بهت پشت نميکنم

221
00:14:21,944 --> 00:14:24,446
من فکر ميکردم ميتونيم به عنوان
...همسايه و با آرامش کنار هم زندگي کنيم

222
00:14:24,572 --> 00:14:26,156
.اما فکر کنم اشتباه ميکردم...

223
00:14:26,282 --> 00:14:28,951
...شما غذاهاي ما و داروهامون رو دزديديد

224
00:14:29,034 --> 00:14:31,161
.و حالا کارخونه‌ي ما رو نابود کردين...

225
00:14:31,245 --> 00:14:33,789
.ما هيچکدوم از اون کارها رو نکرديم

226
00:14:33,873 --> 00:14:36,625
.آره،بانوي نقاشي شده براي ما غذا آورد

227
00:14:36,750 --> 00:14:39,628
.اون کسيه که بيمارهاي ما رو درمان کرد نه داروهاي شما

228
00:14:39,753 --> 00:14:44,341
.اوه،درسته،بانوي نقاشي شده‌ي مرموز اينکار رو کرد

229
00:14:44,466 --> 00:14:49,847
.و حتماً هم اون علامت ارتش رو روي اين کوزه‌ها کشيده

230
00:14:51,307 --> 00:14:54,935
.اين روستاي دزدها و دروغگو هاست

231
00:14:58,063 --> 00:15:02,401
بانوي نقاشي شده‌تون الآن کجاست؟

232
00:15:02,526 --> 00:15:05,654
.الآن دنيا رو از شر اين روستاي اسفبار خلاص ميکنيم

233
00:15:18,459 --> 00:15:20,461
.دوباره روشنش کنيد

234
00:15:22,379 --> 00:15:25,257
نگاه کن،از کجا مياد؟

235
00:15:25,382 --> 00:15:26,800
.نميدونم

236
00:15:26,884 --> 00:15:29,345
.يه چيز عجيب داره اتفاق ميافته

237
00:15:31,555 --> 00:15:33,682
.هيچ بانوي نقاشي شده‌اي وجود نداره

238
00:15:53,535 --> 00:15:56,872
اون صدا چيه؟-
.شايد خودشه-

239
00:16:14,098 --> 00:16:16,058
.يه کاري بکنيد

240
00:16:24,233 --> 00:16:27,069
.سر پست‌هاتون بياستيد

241
00:16:44,753 --> 00:16:47,214
.خودم به حسابت ميرسم

242
00:17:17,995 --> 00:17:19,288
.اين روستا رو ترک کن و هيچوقت برنگرد

243
00:17:45,856 --> 00:17:47,441
.ميدونستم مياي

244
00:17:47,566 --> 00:17:48,984
.مرسي

245
00:17:49,068 --> 00:17:50,819
.بانوي نقاشي شده،تو بهتريني

246
00:17:50,903 --> 00:17:54,698
.من و برادرهام واقعاً خيلي بهت بدهکاريم

247
00:17:54,782 --> 00:17:58,744
.هي،يه دقيقه صبر کن،من ميشناسمت

248
00:17:58,827 --> 00:18:00,913
.تو بانوي نقاشي شده نيستي

249
00:18:00,996 --> 00:18:03,332
.تو اون دختر مستعمراتي هستي

250
00:18:03,999 --> 00:18:05,501
چطور جرأت ميکني اداي
بانوي نقاشي شده‌ي ما رو در بياري؟

251
00:18:05,501 --> 00:18:06,085
،شايد اون يه آب افزار باشه
.اما اون فقط داشت سعي ميکرد به شما کمک کنه

252
00:18:06,085 --> 00:18:09,088
بخاطر اون اون کارخونه ديگه
...رودخونه‌ي شما رو آلوده نميکنه

253
00:18:09,088 --> 00:18:10,714
.و ارتش ديگه رفته...

254
00:18:10,839 --> 00:18:13,008
.الآن شما بايد زانو بزنيد و ازش تشکر کنيد

255
00:18:13,675 --> 00:18:16,053
...من نبايد مثل کسي که نبودم رفتار ميکردم

256
00:18:16,178 --> 00:18:17,930
.و نبايد بهتون کلک ميزدم...

257
00:18:18,013 --> 00:18:19,848
.اما حس کردم بايد يه کاري بکنم

258
00:18:20,557 --> 00:18:24,228
حق با اونه،اما بايد چيکار کنيم؟

259
00:18:24,353 --> 00:18:27,689
.شايد بتونيم رودخونه رو تميز کنيم

260
00:18:27,773 --> 00:18:30,859
.آره،ميتونيم رودخونه رو تميز کنيم

261
00:18:34,321 --> 00:18:35,114
.بسته نگه داشتن دهنم يه کار تخصصيه

262
00:18:35,114 --> 00:18:38,700
.از طرف ديگه برادرم شو،اون خيلي دهن لقه

263
00:18:39,993 --> 00:18:42,121
پس،داک ميخواي تو تميز کردن اينجا کمک‌مون کني؟

264
00:18:42,204 --> 00:18:45,541
.نه،خانم،من ميرم اون يکي برادرم "بوشي" رو بيارم

265
00:18:45,666 --> 00:18:49,962
.اون عاشق تميز کردن رودخونه‌هاست

266
00:18:50,045 --> 00:18:51,755
.خيلي خب،من بوشيم

267
00:18:51,880 --> 00:18:53,841
.بيايد بريم يه کم کار تميز کردن رودخونه انجام بديم

268
00:18:53,924 --> 00:18:55,926
.آها،ميدونستم

269
00:18:56,051 --> 00:18:57,678
.ميدونستم تو همون يارويي

270
00:18:57,803 --> 00:19:00,305
.تو همون مغازه دار و اوني که قايق داره هستي

271
00:19:00,430 --> 00:19:03,642
.اوه،حتماً داري در مورد برادرهام داک و شو صحبت ميکني

272
00:19:03,725 --> 00:19:05,352
.نه،من همين الآن ديدمت

273
00:19:05,352 --> 00:19:07,604
تو کلاه‌هات رو عوض کردي
.و خودت رو با يه اسم ديگه معرفي کردي

274
00:19:07,604 --> 00:19:10,065
اوه،ميدوني کي اونکار رو ميکنه؟

275
00:19:10,190 --> 00:19:12,276
.برادرم داک

276
00:19:12,359 --> 00:19:14,153
.اون ديوونه است

277
00:19:47,686 --> 00:19:50,480
.مرسي
