﻿1
00:00:02,460 --> 00:00:04,838
"آب"

2
00:00:04,838 --> 00:00:06,715
"خاک"

3
00:00:06,715 --> 00:00:08,842
"آتش"

4
00:00:08,842 --> 00:00:10,093
"باد"

5
00:00:11,177 --> 00:00:15,306
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,306 --> 00:00:19,394
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,602 --> 00:00:23,690
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,690 --> 00:00:26,860
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,193 --> 00:00:31,031
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,031 --> 00:00:32,866
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,949 --> 00:00:35,076
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,076 --> 00:00:38,788
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,788 --> 00:00:42,417
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,048 --> 00:00:50,258
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:51,217 --> 00:00:54,804
.تو داري به تنها آب افزار توي کل قطب جنوب نگاه ميکني

16
00:00:55,096 --> 00:00:59,017
.اين کشتي از زماني که مامان بزرگم يه دختر بچه بود خالي بوده

17
00:00:59,309 --> 00:01:02,270
.اين کشتي از اولين سري حمله‌ي ملت آتش اينجا مونده

18
00:01:02,395 --> 00:01:05,023
.افسانه‌ها ميگن ماه اولين آب افزار بود

19
00:01:05,148 --> 00:01:08,068
.اجداد ما ديدن که چجوري آب رو هل ميداد و مکشيد

20
00:01:08,318 --> 00:01:10,403
.و اونا هم ياد گرفتن چجوري خودشون اينکار رو انجام بدن

21
00:01:10,612 --> 00:01:13,656
.من هميشه متوجه اين ميشدم که قدرت آب افزريم شب‌ها قويتره

22
00:01:16,284 --> 00:01:17,494
داري چيکار ميکني؟

23
00:01:17,660 --> 00:01:19,496
.دارم آب خودم رو درست ميکنم

24
00:01:20,038 --> 00:01:24,042
آتش : کتاب سوم
قسمت هشتم : عروسک گردان

25
00:01:37,222 --> 00:01:42,936
.ناگهان اونا توي تاريکي در انتهاي راهرو صدايي شنيدن

26
00:01:47,690 --> 00:01:50,110
...اومد توي روشنايي مشعل

27
00:01:50,360 --> 00:01:54,572
.و اونا فهميدن که شمشير وينگ-فان تسخير شده...

28
00:01:57,826 --> 00:02:00,870
.فکر کنم از داستان "مردي با دست شمشيري" بيشتر خوشم اومد

29
00:02:01,121 --> 00:02:03,706
.دورهمي‌هاي قبل از خواب قبيله‌ي آب بايد خيلي مسخره باشه

30
00:02:03,957 --> 00:02:05,583
.نه،صبر کن،من يکي خوبش رو بلدم

31
00:02:05,625 --> 00:02:08,044
.و اين يه داستان واقعي مختص قبليه‌ي آب جنوبيه

32
00:02:08,128 --> 00:02:10,505
...اينم يه دونه از اون داستان‌هايه که ميگه "يکي از دوستاي پسرخاله‌ام

33
00:02:10,588 --> 00:02:12,632
"يه يارويي ميشناخت که اين براش اتفاق افتاده؟...

34
00:02:17,387 --> 00:02:20,682
.ببخشيد که شما رو ترسوندم،اسم من "هاما"ست

35
00:02:20,932 --> 00:02:24,894
.شما بچه‌ها اين وقت شب نبايد تنهايي اين بيرون باشيد

36
00:02:25,186 --> 00:02:29,774
،من اين نزديکي يه مسافرخونه دارم
چرا نميايد يه کم چاي داغ بخوريد و توي جاي گرم بخوابيد؟

37
00:02:37,198 --> 00:02:40,410
.مرسي که گذاشتيد ما امشب اينجا بمونيم،مسافرخونه‌ي قشنگي داريد

38
00:02:40,660 --> 00:02:42,495
.نظر لطف شماست

39
00:02:42,579 --> 00:02:44,205
.ميدونيد،بايد مراقب باشيد

40
00:02:44,289 --> 00:02:47,792
.مردم توي اون جنگلي که اردو زده بوديد ناپديد ميشن

41
00:02:47,917 --> 00:02:49,627
منظورتون چيه ناپديد ميشن؟

42
00:02:49,711 --> 00:02:54,215
...وقتي ماه کامل ميشه،مردم وارد جنگل ميشن

43
00:02:54,507 --> 00:02:57,760
.و بيرون نميان...

44
00:02:58,011 --> 00:03:00,180
کي بازم چاي ميخواد؟

45
00:03:00,847 --> 00:03:04,350
.نگران نباشيد اينجا جاتون کاملاً امنه

46
00:03:04,601 --> 00:03:09,272
چرا نميايد تا اتاق‌هاتون رو بهتون نشم بدم
تا بتونيد شب خيلي خوب استراحت کنيد؟

47
00:03:19,741 --> 00:03:21,910
.ميدونم مومو اينجا خيلي ترسناکه

48
00:03:22,118 --> 00:03:24,829
.نميدونم بتونم بخوابم يا نه

49
00:03:34,631 --> 00:03:36,466
.بيدار شو،بيدار شو

50
00:03:36,633 --> 00:03:39,344
.وقت خريد رفتنه

51
00:03:46,768 --> 00:03:49,270
.اون آقاي يائو به نظر ميرسيد عاشقتونه

52
00:03:49,395 --> 00:03:52,649
.شايد بايد برگرديم ببينم بهمون يه کم سس مجاني کومودو ميده يا نه

53
00:03:52,815 --> 00:03:56,486
...يعني ميخواي من رو مجبور کني از جذابيت‌هام استفاده کنم

54
00:03:56,778 --> 00:03:58,988
تا سر اون مرد بيچاره رو کلاه بذارم؟...

55
00:03:59,197 --> 00:04:02,825
.فکر کنم من و تو خيلي راحت با هم کنار ميايم

56
00:04:03,117 --> 00:04:06,287
تا هفته‌ي دگه هيچ "موز-خاکستر"ي نمياري؟

57
00:04:06,537 --> 00:04:11,042
خب مجبورم يکي از پسرام رو بفرستم به
.جزيره‌ي هنگ-وا و سفرش هم 2 روز طول ميکشه

58
00:04:11,376 --> 00:04:14,504
.اوه،درسته،فردا ماه کامله

59
00:04:14,754 --> 00:04:17,924
.دقيقاً،من ديگه نميتونم يکي از باربرهام رو توي جنگل از دست بدم

60
00:04:18,174 --> 00:04:20,718
...مردمي که توي جنگ ناپديد ميشن

61
00:04:20,969 --> 00:04:22,512
...اتفاقاي عجيب در طول ماه کامل...

62
00:04:22,720 --> 00:04:25,139
.اين ماجرا بوي مسخره بازي‌هاي دنياي ارواح رو ميده

63
00:04:25,390 --> 00:04:27,517
...شرط ميبندم اگه اطراف شهر يه دوري بزنيم

64
00:04:27,600 --> 00:04:31,020
ميفهميم که اين مردم با طبيعت چيکار کردن...
.که ارواح رو عصباني کرده

65
00:04:31,187 --> 00:04:35,024
!!بعدم تو ميتوني اين راز کوچيک رو فشنگي به مدل آواتاري حل کني

66
00:04:35,316 --> 00:04:37,610
.کمک به مردم،اين کار منه

67
00:04:37,610 --> 00:04:39,904
!!عجب شهر مرموزي اينجا داريدا

68
00:04:39,988 --> 00:04:44,075
.شهر مرموز براي بچه‌هاي مرموز

69
00:04:51,541 --> 00:04:53,293
.اون هاما يه کم عجيب به نظر مياد

70
00:04:53,376 --> 00:04:56,170
.انگار يه چيزي ميدونه يا داره يه چيزي رو پنهان ميکنه

71
00:04:56,296 --> 00:04:57,714
.مسخره است

72
00:04:57,880 --> 00:05:00,800
.اون يه زن خوبه که ما رو اينجا راه داد و گذاشت اينجا بمونيم

73
00:05:00,925 --> 00:05:02,593
.اون يه جورايي من رو ياد مامان بزرگ ميندازه

74
00:05:02,635 --> 00:05:05,763
اما اونجا که گفت بچه‌هاي مرموز منظورش چي بود؟

75
00:05:05,972 --> 00:05:07,849
.خدايا،من از کجا بدونم

76
00:05:07,890 --> 00:05:11,602
شايد چون چهارتا بچه‌ي غريبه رو
شب توي جنگل پيدا کرد که اردو زده بودن؟

77
00:05:11,769 --> 00:05:14,439
اون يه کم مرموز نيست؟

78
00:05:14,647 --> 00:05:17,191
.من يه دوري اين اطراف ميزنم

79
00:05:19,986 --> 00:05:22,196
ساکا،ساکا داري چيکار ميکني؟

80
00:05:22,280 --> 00:05:24,615
.تو نميتوني همينجوري توي خونه‌ي مردم سرک بکشي

81
00:05:24,741 --> 00:05:25,783
.مشکلي پيش نمياد

82
00:05:25,950 --> 00:05:29,412
.اون ممکنه تا چند دقيقه‌ي ديگه بياد خونه

83
00:05:29,662 --> 00:05:32,123
.ساکا تو داري کار ميکني که همه‌ي ما رو تو دردسر بندازه

84
00:05:32,332 --> 00:05:33,958
.و اين واقعاً حمل بر بي ادبيه

85
00:05:34,167 --> 00:05:35,543
.من هنوز کارم تموم نشده

86
00:05:35,710 --> 00:05:38,254
...يالا

87
00:05:41,632 --> 00:05:43,843
.خيلي خب،اين واقعاً ترسناکه

88
00:05:44,093 --> 00:05:45,553
.خب اون يه سرگرمي واسه خودش داره

89
00:05:45,636 --> 00:05:47,472
.چيز عجيبي نيست که

90
00:05:47,555 --> 00:05:49,265
.ساکا به اندازه‌ي کافي گشتي

91
00:05:49,474 --> 00:05:51,017
.هاما زود برميگرده

92
00:05:51,100 --> 00:05:54,687
فقط يه مسافرخونه چيِ عادي که عاشق عروسک خيمه شب بازي‌ـه،هاه؟

93
00:05:54,729 --> 00:05:58,024
.شايد به خاطر اينه که نذاره افرادي مثل تو توي وسايلش سرک بکشن

94
00:05:58,316 --> 00:06:00,276
.خواهيم ديد

95
00:06:00,360 --> 00:06:02,278
.خاليه،به جز يه صندوق کوچيک

96
00:06:05,406 --> 00:06:07,408
شما اهل قبيله‌ي آب جنوبي هستين؟

97
00:06:08,409 --> 00:06:09,702
.درست مثل تو

98
00:06:09,952 --> 00:06:11,120
از کجا فهميديد؟

99
00:06:11,329 --> 00:06:13,539
.حرفاتون رو دور آتيش اردوتون شنيدم

100
00:06:13,790 --> 00:06:15,291
اما چرا بهمون نگفتين؟

101
00:06:15,500 --> 00:06:17,835
.ميخواستم سورپرايزتون کنم

102
00:06:18,086 --> 00:06:22,548
من اين همه غذا امروز خريدم تا بتونم
.براتون يه شام قبيله‌ي آبي عالي درست کنم

103
00:06:22,882 --> 00:06:26,177
...البته نميتونم همه‌ي مخلفاتي که ميخوام رو از اينجا تهيه کنم،اما

104
00:06:26,469 --> 00:06:29,972
اگه کام کوات اقيانوسي رو به اندازه جوش...
.بياري خيلي شبيه به آلوي سياه دريايي ميشه

105
00:06:30,973 --> 00:06:33,017
.عاليه

106
00:06:33,101 --> 00:06:35,144
.ميدونستم که همون لحظه که ديدمتون يه پيوندي رو با شما حس کردم

107
00:06:35,228 --> 00:06:37,105
.و منم ميدونستم که شما يه رازي رو مخفي ميکنيد

108
00:06:37,188 --> 00:06:38,815
.پس فکر کنم هردومون درست ميگفتيم

109
00:06:39,023 --> 00:06:41,776
.اما متأسفم که داشتيم فضولي ميکرديم

110
00:06:42,026 --> 00:06:44,612
.عذرخواهي پذيرفته شد

111
00:06:44,862 --> 00:06:47,156
.حالا بيايد غذا بپزيم

112
00:07:05,049 --> 00:07:07,260
.من از آلوي سياه دريايي بدم مياد

113
00:07:07,468 --> 00:07:09,595
.من فکر کردم که کام کوات اقيانوسي هستن

114
00:07:09,679 --> 00:07:10,805
.يه چيزي تو همون مايه ها

115
00:07:10,847 --> 00:07:13,850
کي سوپ پنج گل ميخواد؟

116
00:07:17,228 --> 00:07:20,773
.شصت سال پيش بود که تهاجم‌ها شروع شد

117
00:07:47,842 --> 00:07:49,469
.اونا پشت سر هم اومدن و اومدن

118
00:07:49,677 --> 00:07:54,724
هر بار تعداد بيشتري از آب افزارهامون
.رو دستگير ميکردن و با خودشون ميبردن

119
00:07:59,145 --> 00:08:00,730
.ما تمام تلاشمون رو کرديم تا اونا رو دور نگه داريم

120
00:08:00,938 --> 00:08:04,734
اما تعدادمون همونطور که حمله‌ها ادامه پيدا ميکرد
.به تدريج کمتر و کمتر ميشد

121
00:08:12,450 --> 00:08:17,205
.بالاخره من هم دستگير شدم

122
00:08:18,247 --> 00:08:21,417
.من رو زنجير زده بردن

123
00:08:21,667 --> 00:08:25,338
.آخرين آب افزار قبيله‌ي آب جنوبي

124
00:08:29,675 --> 00:08:30,968
چطوري فرار کردين؟

125
00:08:31,177 --> 00:08:33,429
و براي چي تو ملت آتش مونديد؟

126
00:08:33,638 --> 00:08:35,056
.متأسفم

127
00:08:35,223 --> 00:08:38,226
.ديگه حرف زدن در موردش دردناکه

128
00:08:38,476 --> 00:08:40,186
.ما کاملاً درک ميکنم

129
00:08:40,394 --> 00:08:42,480
.مادرمون رو توي يه تهاجم از دست داديم

130
00:08:42,688 --> 00:08:44,857
.اوه،بچه‌ها بيچاره

131
00:08:46,984 --> 00:08:49,904
.نميتونم احساسم رو در مورد ملاقات با شما به خوبي ابراز کنم

132
00:08:50,154 --> 00:08:52,240
.باعث افتخار منه،شما يه قهرمانيد

133
00:08:52,448 --> 00:08:55,993
.من هيچوقت فکر نميکردم که يه آب افزار جنوبي رو ببيننم

134
00:08:56,285 --> 00:08:58,371
.من دوست دارم بهت چيزايي که ميدونم رو ياد بدم

135
00:08:58,579 --> 00:09:01,415
.تا بتوني وقتي من مردم رسومات جنوبي رو حفظ کني

136
00:09:01,958 --> 00:09:04,001
.بله،بله البته

137
00:09:04,252 --> 00:09:08,256
.اينکه در مورد ميراثم ياد بگيرم برام خيلي ارزش داره

138
00:09:12,760 --> 00:09:14,512
...وقتي توي قطب جنوب بزرگ ميشي

139
00:09:14,679 --> 00:09:19,433
.آب افزارها کاملاً خونه‌هاشون با برف و يخ و دريا احاطه شده...

140
00:09:19,725 --> 00:09:22,019
...اما همونطور که حتماً توي سفرات متوجه شدي

141
00:09:22,228 --> 00:09:24,814
.اين مورد هر جايي که بري صادق نيست...

142
00:09:25,022 --> 00:09:27,191
...ميدونم،وقتي توي صحرا گير افتاده بوديم

143
00:09:27,358 --> 00:09:29,860
.حس کردم که تقريباً هيچي نيست که بتونم انجام بدم...

144
00:09:30,069 --> 00:09:34,282
.به همين خاطره که بايد يادبگيري آب رو هر جايي که هست کنترل کني

145
00:09:34,615 --> 00:09:36,867
.من حتي از عرق خودم براي آب افزاري استفاده کردم

146
00:09:37,076 --> 00:09:39,453
.اين خيلي مبتکرانه است کاتارا

147
00:09:39,704 --> 00:09:41,831
.تو داري مثل يه استاد واقعي فکر ميکني

148
00:09:42,081 --> 00:09:45,585
اما ميدونستي که ميتوني حتي از هواي خالي هم آب بيرون بکشي؟

149
00:09:49,922 --> 00:09:53,467
.بايد يه ذهن باز داشته باشي کاتارا

150
00:09:53,759 --> 00:09:57,179
.توي جاهايي که فکرشم نميکني آبه

151
00:09:58,055 --> 00:10:04,353
.اينجا بايد زيباترين طبيعت توي کل ملت آتش باشه

152
00:10:04,645 --> 00:10:07,064
.من که چيزي نميبينم تا باعث بشه يه روح عصباني بشه

153
00:10:07,189 --> 00:10:11,110
.شايد روح ماه بد شده

154
00:10:11,402 --> 00:10:13,988
...روح ماه يه خانم با شخصيت و دوست داشتنيه

155
00:10:14,238 --> 00:10:16,032
.اون با دلسوزي و مهربوني به آسمون حکومت ميکنه

156
00:10:16,240 --> 00:10:18,409
.و...با خلوص نيت ماهانه

157
00:10:20,286 --> 00:10:21,912
.ميبخشيد قربان

158
00:10:21,996 --> 00:10:25,166
ميتونيد چيزي در مورد روحي که مردم رو ميدزده بهمون بگيد؟

159
00:10:25,333 --> 00:10:29,211
.تنها يه مرد اون رو ديده و زنده مونده که اونم "دينگ" پيره

160
00:10:29,503 --> 00:10:31,756
دينگ پير کجا زندگي ميکنه؟

161
00:10:31,964 --> 00:10:35,092
.واو،اين گلها خيلي قشنگن

162
00:10:35,509 --> 00:10:37,762
...من قبلاً يه آب افزار ديدم که توي مرداب زندگي ميکرد

163
00:10:37,845 --> 00:10:40,556
.و ميتونست پيچک‌ها رو بوسيله‌ي آب داخلشون کنترل کنه...

164
00:10:40,681 --> 00:10:43,851
.تو حتي ميتوني فراتر از اين هم ببريش

165
00:10:47,730 --> 00:10:50,358
.اون فوق العاده بود

166
00:10:50,608 --> 00:10:53,069
.البته براي ليلي‌ها خيلي بد شد

167
00:10:53,277 --> 00:10:54,820
.اونا فقط گل هستن

168
00:10:54,987 --> 00:10:57,239
...وقتي تو يه آب افزار توي يه سرزمين غريبه هستي

169
00:10:57,406 --> 00:11:00,034
.کاري رو که براي زنده موندن بايد،ميکني...

170
00:11:00,284 --> 00:11:03,663
.امشب بهت تکنيک نهايي آب افزاري رو ياد ميدم

171
00:11:03,913 --> 00:11:06,707
.فقط ميتونه توي ماه کامل انجام بشه

172
00:11:06,957 --> 00:11:08,834
.وقتي که قدرت عنصر افزاريت در نهايت خودشه

173
00:11:09,043 --> 00:11:11,170
اما خطرناک نيست؟

174
00:11:11,295 --> 00:11:14,465
.من فکر کردم مردم اينجا در طول ماه کامل ناپديد ميشن

175
00:11:14,590 --> 00:11:16,425
.اوه،کاتارا

176
00:11:16,634 --> 00:11:20,012
دو استاد آب افزار در زير نور ماه کامل؟

177
00:11:20,304 --> 00:11:22,890
.من که فکر نميکنم چيزي براي نگراني داشته باشيم

178
00:11:29,939 --> 00:11:30,981
دينگ پير؟

179
00:11:32,942 --> 00:11:34,026
.آه،لعنتي

180
00:11:34,110 --> 00:11:35,152
چيه؟

181
00:11:35,319 --> 00:11:36,821
نميتونيد ببينيد سرم شلوغه؟

182
00:11:37,029 --> 00:11:39,323
.ماه کامل داره بالا مياد

183
00:11:39,573 --> 00:11:43,202
.و چرا هميشه همه اين رو بهم ميگن،من اونقدرها هم پير نيستم

184
00:11:47,415 --> 00:11:49,208
.خب،حداقل قلبم جوونه

185
00:11:52,253 --> 00:11:56,966
.حداقل هنوز آماده‌ي اين نيستم که هيولاي ماه من رو بگيره

186
00:11:57,299 --> 00:11:59,343
.ما ميخواستيم در مورد همين ازتون بپرسيم

187
00:11:59,427 --> 00:12:01,595
چهره‌ي روحي که شما رو گرفت قشنگ ديديد؟

188
00:12:01,721 --> 00:12:03,431
.هيچ روحي نديدم

189
00:12:03,639 --> 00:12:05,683
.فقط حس کردم يه چيزي من رو گرفته

190
00:12:05,891 --> 00:12:08,102
.مثل اين که تسخير شده بودم

191
00:12:08,310 --> 00:12:12,064
.مجبورم کرد که به سمت کوه حرکت کنم

192
00:12:12,356 --> 00:12:15,735
.سعي کردم باهاش مبارزه کنم اما نميتونستم دست و پام رو کنترل کنم

193
00:12:16,026 --> 00:12:19,405
.نزديک بود که من رو توي يه غار ببره

194
00:12:19,697 --> 00:12:25,911
و منم بالا رو نگاه کردم تا ماه رو ببينم چون فکر کردم
.اون آخرين باري هست که روشنايي رو ميبينم

195
00:12:26,287 --> 00:12:29,373
.اما بعد خورشيد شروع به طلوع کرد

196
00:12:29,623 --> 00:12:31,709
.و بعد دوباره کنترل خودم رو به دست گرفتم

197
00:12:31,917 --> 00:12:35,212
منم دُمم رو گذاشتم رو کولم و تا جايي که ميتونستم
.سريع دويدم و از اون کوه دور شدم

198
00:12:35,463 --> 00:12:38,466
چرا يه روح بايد بخواد مردم رو ببره به کوه؟

199
00:12:38,716 --> 00:12:39,925
!اوه،نه

200
00:12:39,967 --> 00:12:42,344
.من شنيدم که مردم زير کوه داشتن داد ميزدن

201
00:12:42,428 --> 00:12:45,014
.روستايي‌هاي گمشده بايد هنوزم اونجا باشن

202
00:12:54,273 --> 00:12:57,485
ميتوني قدرتي که ماه کامل ميده رو حس کني؟

203
00:13:00,488 --> 00:13:04,408
نسل‌ها اون با روشنايي خودش آب افزارها
.رو مورد عنايت خودش قرار داده

204
00:13:04,700 --> 00:13:09,705
.به ما اين قدرت رو داده تا کارهاي خارق العاده انجام بديم

205
00:13:10,039 --> 00:13:13,501
.من هيچوقت اينقدر حس زنده بودن نداشتم

206
00:13:17,463 --> 00:13:18,839
.همينجاست

207
00:13:19,006 --> 00:13:20,841
.من نميتونم اون پايين چيزي ببينم

208
00:13:21,050 --> 00:13:23,677
.به خاطر همينه که من رو داري،بيايد بريم

209
00:13:32,228 --> 00:13:34,021
.نجات پيدا کرديم

210
00:13:34,230 --> 00:13:38,651
،نميدونستم ارواح يه همچين زندان‌هايي درست ميکنن
کي شما رو اينجا آورد؟

211
00:13:38,943 --> 00:13:40,528
.روحي در کار نبود

212
00:13:40,694 --> 00:13:41,946
.کار يه جادوگر بود

213
00:13:42,112 --> 00:13:43,948
يه جادوگر؟ منظورت چيه؟

214
00:13:44,156 --> 00:13:47,117
.به نظر شبيه يه پيرزن معمولي ميومد

215
00:13:47,368 --> 00:13:50,704
.اما اون مردم رو مثل يجور عروسک گردان پليد کنترل ميکنه

216
00:13:50,955 --> 00:13:52,456
.هاما

217
00:13:52,623 --> 00:13:54,458
.آره،همون مسافرخونه چي

218
00:13:54,625 --> 00:13:57,169
.ميدونستم يه چيز مرموزي در مورد اون وجود داره

219
00:13:57,378 --> 00:13:58,712
.ما بايد جلوي هاما رو بگيريم

220
00:13:58,879 --> 00:14:02,216
.من اين مردم رو از اينجا ميارم بيرون شما بريد

221
00:14:07,471 --> 00:14:09,098
...چيزي که ميخوام بهت نشون بدم

222
00:14:09,265 --> 00:14:14,061
.رو توي اون زندان فلاکت بار ملت آتش کشف کردم...

223
00:14:14,395 --> 00:14:17,857
نگهبان‌ها هميشه مراقب بودن تا
.هر گونه آب رو از ما دور نگه دارن

224
00:14:18,107 --> 00:14:21,986
اونا به داخل هواي خشک تزريق کردن
.و ما رو از زمين دور نگه داشتن

225
00:14:22,278 --> 00:14:27,658
قبل از اينکه هيچ آبي بهمون بدن دست و پاهامون
.رو قل و زنجير ميکردن تا نتونيم عنصر افزاري کنيم

226
00:14:28,033 --> 00:14:32,538
.هر گونه علامتي از دردسر جزاي وحشتناکي داشت

227
00:14:32,872 --> 00:14:37,293
.و با اينحال،هر ماه من حس ميکردم که ماه با انرژي خودش من رو پر ميکنه

228
00:14:37,626 --> 00:14:40,713
.بايد يه چيزي مي بود که بتونم انجام بدم و فرار کنم

229
00:14:41,005 --> 00:14:45,384
.بعد فهميدم هرجايي که زندگي هست آب هم هست

230
00:14:45,718 --> 00:14:48,929
...موش‌هايي که کف قفس من حرکت ميکردن

231
00:14:49,221 --> 00:14:52,683
.چيزي بيشتر از يه کيسه‌ي پر از آب نبودن...

232
00:14:52,975 --> 00:14:58,731
و من سال‌ها زمان صرف پرورش اين مهارت
.کردم که من رو به سمت آزاديم سوق داد

233
00:14:59,106 --> 00:15:01,442
.خون افزاري

234
00:15:01,692 --> 00:15:04,278
.کنترل آب در بدن کس ديگه

235
00:15:04,528 --> 00:15:07,698
.خواسته‌ي خودت رو به ديگران تحميل کني

236
00:15:07,948 --> 00:15:12,786
.زماني که تونستم به موشها مسلط بشم آماده‌ي انسان‌ها بودم

237
00:15:19,543 --> 00:15:21,670
...و در طول ماه کامل بعدي

238
00:15:21,879 --> 00:15:24,882
.براي اولين براي بعد از ده‌ها سال بالاخره آزاد شدم...

239
00:15:26,383 --> 00:15:30,846
درِ سلول من توسط همون کسي که مأمور
.شده بود من رو داخل نگه داره باز شد

240
00:15:31,138 --> 00:15:35,476
...زماني که به اين تکنيک مسلط شدي ميتوني هر چيزي

241
00:15:35,768 --> 00:15:37,937
.يا هر کسي رو کنترل کني...

242
00:15:38,145 --> 00:15:41,732
...اما رسوخ به درون کسي و کنترلش

243
00:15:42,024 --> 00:15:44,652
.نميدونم همچين قدرتي رو ميخوام يا نه...

244
00:15:44,902 --> 00:15:47,279
.انتخاب با تو نيست

245
00:15:47,488 --> 00:15:49,949
.اين قدرت در تو وجود داره

246
00:15:50,157 --> 00:15:53,661
و اين وظيفه‌ي توئه که از اين موهبتي که بهت
.داده شده براي بردن در اين جنگ استفاده کني

247
00:15:53,911 --> 00:15:59,124
،کاتارا اونا سعي کردن ما رو نابود کنن
.تمام فرهنگ ما رو،مادر تو رو

248
00:15:59,458 --> 00:16:00,626
.ميدونم

249
00:16:00,793 --> 00:16:04,171
.پس بايد درک کني که من دارم از چي صحبت ميکنم

250
00:16:04,421 --> 00:16:07,841
.ما آخرين آب افزارهاي قبليه‌ي جنوبي هستيم

251
00:16:08,092 --> 00:16:11,053
.ما بايد هر زماني که ميتونيم با اين مردم بجنگيم

252
00:16:11,303 --> 00:16:14,598
.هر جايي که اونا هستن و به هر قيمتي

253
00:16:14,848 --> 00:16:16,600
.اون تويي

254
00:16:16,809 --> 00:16:20,270
.تو کسي هستي که باعث ميشه مردم توي ماه کامل ناپديد بشن

255
00:16:20,521 --> 00:16:23,732
...اونا من رو به همراه برادران و خواهرانم

256
00:16:23,983 --> 00:16:26,026
.توي زندان انداختن که بپوسيم...

257
00:16:26,276 --> 00:16:27,903
.اونا ليقات چيزي مشابه اون رو دارن

258
00:16:28,070 --> 00:16:29,905
.تو بايد کار من رو زنده نگه داري

259
00:16:30,114 --> 00:16:32,491
.اين کار رو نميکنم،من از خون افزاري استفاده نميکنم

260
00:16:32,700 --> 00:16:35,327
.و بهت اجازه نميدم که مردم اين شهر رو بيشتر از اين بترسوني

261
00:16:39,748 --> 00:16:43,377
.بايد قبل از اينکه بر عليه من بشي تکنيکش رو ياد ميگرفتي

262
00:16:43,669 --> 00:16:46,714
.امکان نداره بتوني خودت رو از چنگال من رها کني

263
00:16:47,006 --> 00:16:51,385
.من هر ماهيچه و هر رگ توي بدنت رو کنترل ميکنم

264
00:17:16,285 --> 00:17:18,787
.قدرت عنصر افزاري من از تو قويتره هاما

265
00:17:19,204 --> 00:17:20,748
.تکنيک تو روي من بي فايده است

266
00:17:35,095 --> 00:17:38,599
.ما ميدونيم داشتي تو اين مدت چيکار ميکردي هاما

267
00:17:38,724 --> 00:17:40,309
.تسليم شو،ما تعدادمون بيشتره

268
00:17:40,517 --> 00:17:43,103
.نه

269
00:17:43,312 --> 00:17:45,939
.شما خودتون تعداد خودتون رو کم کرديد

270
00:17:52,905 --> 00:17:54,364
.کاتارا مراقب باش

271
00:17:56,533 --> 00:17:59,036
!مثل اين ميمونه که مغزم خودش يه مغز ديگه داره

272
00:17:59,286 --> 00:18:00,496
!بس کن بازو! بس کن

273
00:18:02,039 --> 00:18:02,956
.حس عجيبي داره

274
00:18:08,170 --> 00:18:10,964
.به دوستات آسيب نزن کاتارا

275
00:18:11,215 --> 00:18:13,300
.و نذار اونا به همديگه آسيب بزنن

276
00:18:15,803 --> 00:18:17,054
!نه

277
00:18:35,280 --> 00:18:37,991
.تو تا ابد زنداني ميشي

278
00:18:38,242 --> 00:18:40,536
.کار من تمام شده

279
00:18:40,786 --> 00:18:43,205
.تبريک ميگم کاتارا

280
00:18:43,455 --> 00:18:47,668
.تو يه خون افزار شدي
