﻿1
00:00:02,419 --> 00:00:04,796
"آب"

2
00:00:04,796 --> 00:00:06,673
"خاک"

3
00:00:06,673 --> 00:00:08,758
"آتش"

4
00:00:08,758 --> 00:00:10,051
"باد"

5
00:00:11,136 --> 00:00:15,265
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,265 --> 00:00:19,352
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,519 --> 00:00:23,648
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,648 --> 00:00:26,818
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,152 --> 00:00:30,989
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:30,989 --> 00:00:32,824
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,907 --> 00:00:35,035
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,035 --> 00:00:38,747
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,747 --> 00:00:42,375
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,006 --> 00:00:50,216
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,967 --> 00:00:54,054
.تو خودت رو ثابت کردي پسرم

16
00:00:54,596 --> 00:00:56,264
.به خونه خوش اومدي

17
00:00:56,264 --> 00:00:58,058
.يه خورشيد گرفتگي در راه‌ـه

18
00:00:58,141 --> 00:01:02,937
.خورشيد کاملاً توسط ماه پوشيده ميشه و آتش افزارها بي توان ميشن

19
00:01:03,188 --> 00:01:05,857
.اون روزيه که بايد به ملت آتش حمله کنيم

20
00:01:05,940 --> 00:01:07,609
.روز خورشيد سياه

21
00:01:07,692 --> 00:01:10,528
.من هميشه ميدونستم که بايد با پادشاه آتش رو در رو بشم

22
00:01:10,653 --> 00:01:12,572
.اما الآن ميدونم که بايد تنها اينکار رو انجام بدم

23
00:01:13,907 --> 00:01:18,411
آتش : کتاب سوم
قسمت نهم : کابوس‌ها و روياهاي روزانه

24
00:01:28,421 --> 00:01:32,342
.همينجاست،محل اصلي گردهمايي نيروهاي حمله

25
00:01:32,592 --> 00:01:34,469
چجوري اينجا رو انتخاب کردي؟

26
00:01:34,552 --> 00:01:37,347
من و بابام قبل از اينکه از هم جدا بشيم
.اين جزيره رو روي نقشه پيدا کرديم

27
00:01:37,472 --> 00:01:41,267
.يه جاي دور افتاده است و بندرگاهش هم با صخره‌ها پوشيده شده
.به نظر امن‌ـترين جا مياد

28
00:01:41,434 --> 00:01:44,813
.انتخاب خوبي بود ساکا،ما هم که 4 روز جلوتر از برنامه اينجا رسيديم

29
00:01:45,605 --> 00:01:47,148
چهار روز؟

30
00:01:47,232 --> 00:01:49,484
حمله تا 4 روز ديگه است؟

31
00:01:51,611 --> 00:01:56,950
...هرچي،بالاخره از الآن 4 روز مونده.بيا فعلاً آروم باشيم و

32
00:01:58,576 --> 00:02:00,495
...ساکا درست ميگه آنگ

33
00:02:00,578 --> 00:02:02,330
.رسيديم اينجا،آماده‌ايم...

34
00:02:04,207 --> 00:02:06,626
.فکر کنم

35
00:02:25,186 --> 00:02:27,814
.دوران ابديتت تموم شده پادشاه آتش

36
00:02:27,897 --> 00:02:29,691
.من ميخوام شکستت بدم

37
00:02:30,775 --> 00:02:37,240
واقعاً؟ اون وقت چجوري ميخواي اينکار
.رو بکني در صورتي که حتي شلوار پات نيست

38
00:02:38,825 --> 00:02:40,410
.اوه نه

39
00:03:03,016 --> 00:03:07,228
.اون فقط يه خواب بود مومو،من هنوز شلوار پام هست

40
00:03:08,354 --> 00:03:10,648
.خب،بهتره تمرين کنم

41
00:03:26,706 --> 00:03:28,833
ميوه‌ي تازه نميخواييد پرنس زوکو؟

42
00:03:29,500 --> 00:03:31,252
ميتونم پاهاتون رو بشورم قربان؟

43
00:03:32,503 --> 00:03:33,796
ماساژ سر نميخوايد؟

44
00:03:34,380 --> 00:03:35,924
حوله‌ي داغ؟

45
00:03:50,480 --> 00:03:54,108
پرنس زوکو،مشکلي هست؟
نميخوايد با تخت حرکت کنيد؟

46
00:03:54,275 --> 00:03:56,778
.من فقط دارم ميرم خونه‌ي مِي،زياد دور نيست

47
00:03:56,903 --> 00:03:59,906
.در شأن يه پرنس نيست که هيچ جايي پياده سفر کنن قربان

48
00:04:34,065 --> 00:04:35,650
چند ساعته بيداري؟

49
00:04:35,692 --> 00:04:37,402
.يکي دو ساعت

50
00:04:37,485 --> 00:04:40,113
.اگه قراره با اوزاي مقابله کنم بايد به يه عالمه مهارت مسلط بشم

51
00:04:40,196 --> 00:04:43,616
.ميدوني يه چيزي هست به نام تمرين بيش از اندازه

52
00:04:53,751 --> 00:04:54,961
مثل اينکه نميفهمي،مگه نه؟

53
00:04:55,044 --> 00:04:58,673
.حالتم بده،بي دقتم و هنوز هيچي از آتش افزاري نميدونم

54
00:04:58,840 --> 00:05:00,842
.حتي پايه‌ش رو

55
00:05:00,967 --> 00:05:05,138
مشکلي نيست آنگ،خورشيد گرفتي
.در هر صورت جلوي آتش افزاري رو ميگيره

56
00:05:05,346 --> 00:05:08,558
.نياز نداري چيزي در موردش بدوني
.بعلاوه،عنصر مزخرفيه

57
00:05:08,683 --> 00:05:11,602
.باشه،اما هنوز بايد روي چيزاي ديگه کار کنم

58
00:05:11,728 --> 00:05:13,646
.بهتره کل روز رو تمرين کنم

59
00:05:32,081 --> 00:05:33,249
.شب بخير کاتارا

60
00:05:33,708 --> 00:05:35,126
.شب بخير ساکا

61
00:05:35,460 --> 00:05:36,753
.شب بخير تاف

62
00:05:37,003 --> 00:05:38,171
.شب بخير آپا

63
00:05:38,296 --> 00:05:39,589
.شب بخير مومو

64
00:05:39,630 --> 00:05:43,426
...شب بخير آپا و مومو-
.بگير بخواب ديگه خير سرت-

65
00:06:01,110 --> 00:06:03,738
.دوران ابديتت تموم شده پادشاه آتش

66
00:06:03,863 --> 00:06:05,823
.من ميخوام شکستت بدم

67
00:06:05,948 --> 00:06:08,576
.و اين دفعه شلوارم رو هم آوردم

68
00:06:09,577 --> 00:06:11,579
.اينطور به نظر ميرسه

69
00:06:11,662 --> 00:06:15,666
اما براي امتحان رياضيت آماده‌اي؟

70
00:06:16,626 --> 00:06:20,797
.امتحان رياضي؟ اوه نه،پاک امتحان رياضي رو فراموش کردم

71
00:06:27,345 --> 00:06:29,180
.بايد آماده باشم

72
00:06:38,481 --> 00:06:41,025
.آنگ،الآن نصفه شبه

73
00:06:41,150 --> 00:06:42,944
.بايد بري بخوابي

74
00:06:42,985 --> 00:06:45,571
.اما شلوارم و امتحان رياضيم رو فراموش کردم

75
00:06:50,827 --> 00:06:53,329
جلسه‌ي جنگي؟ در مورد چي حرف ميزني؟

76
00:06:53,454 --> 00:06:57,250
.آزولا يه اشاره‌اي کرد،من فکر کردم تو هم داري ميري

77
00:06:57,417 --> 00:06:59,460
.فکر کنم دعوت نيستم

78
00:07:03,589 --> 00:07:05,341
.بيدار شو آنگ

79
00:07:05,800 --> 00:07:07,885
.بيدار شو خواب آلو

80
00:07:08,886 --> 00:07:11,097
.صبح شده خورشيد در اومده

81
00:07:11,180 --> 00:07:14,517
.تو خواب موندي،حمله رو از دست دادي

82
00:07:23,234 --> 00:07:25,361
.ساکا بلند شو،بايد بدونم امروز چه روزيه

83
00:07:25,445 --> 00:07:27,864
!چي؟ کي داره حرف ميزنه؟

84
00:07:29,240 --> 00:07:31,993
.آروم باش،هنوز 2 روز ديگه به حمله باقي مونده

85
00:07:32,160 --> 00:07:35,830
.ساکا تو بايد بيدار بشي و مهارت بالا رفتن از ديوارت رو تمرين کني

86
00:07:35,997 --> 00:07:37,206
چي؟

87
00:07:37,290 --> 00:07:40,209
...توي يکي از خواب‌هام تو داشتي از دست سربازهاي ملت آتش فرار ميکردي

88
00:07:40,334 --> 00:07:43,421
.و سعي داشتي از يه صخره بالا بري،ولي خيلي کند بودي و اونا گرفتنت...

89
00:07:43,546 --> 00:07:46,799
.اما اون فقط يه خواب بود
.من کوهنورد خوبيم

90
00:07:46,924 --> 00:07:49,469
.پس از اون صخره برو بالا،سريع برو بالا

91
00:07:57,768 --> 00:07:59,687
.آواتار احمق،صخره‌ي مسخره

92
00:07:59,770 --> 00:08:02,690
.خواب مسخره،من خيلي تند ميتونم از صخره برم بالا

93
00:08:04,400 --> 00:08:05,109
.اون رو نخور

94
00:08:05,693 --> 00:08:08,279
...توي خوابم ما درست وسط حمله بوديم

95
00:08:08,404 --> 00:08:12,700
.و تو مجبور بودي بري دستشويي،ما هم به خاطر مثانه‌ي کوچيکت مرديم...

96
00:08:12,867 --> 00:08:16,662
،و تو هم ديگه نبايد موهات رو اونجوري ببندي
...توي خوابم موهات به يه شاخه گير کرد

97
00:08:16,704 --> 00:08:18,998
...آنگ...ميدونم تو فقط ميخواي کمک کني

98
00:08:19,123 --> 00:08:22,793
.اما واقعاً بايد خودت رو جمع و جور کني...
.داري نابود ميشي

99
00:08:24,795 --> 00:08:27,840
.تو درست ميگي،من دارم ديوونه ميشم

100
00:08:35,932 --> 00:08:39,727
مثل اين ميمونه که هر وقت به اين فکر ميکنم
.که چقدر مضطربم آخرش بيشتر مضطرب ميشم

101
00:08:40,228 --> 00:08:42,522
.مثل يه گوله‌ي برفي بزرگ از رشته‌هاي عصبي‌ام

102
00:08:42,647 --> 00:08:45,483
.بايدم باشي،چون بايد با پادشاه آتش مبارزه کني

103
00:08:45,608 --> 00:08:49,570
بدترين مرد روي کره‌ي زمين و بهتره برنده بشي
.وگرنه همه‌ي ما کارمون تمومه

104
00:08:49,737 --> 00:08:51,489
.ساکا اين حرفات کمکي نميکنه

105
00:08:51,572 --> 00:08:54,075
.چيه؟ حقيقت داره،موضوع همينه،خودشم ميدونه

106
00:09:02,708 --> 00:09:06,963
.چرا نميري سر اصل مطلب و بهم نميگي که چي داره آزارت ميده

107
00:09:07,129 --> 00:09:11,217
.خودت ميدوني چي آزارم ميده،بايد تا چند روز ديگه با پادشاه آتش مبارزه کنم

108
00:09:12,718 --> 00:09:18,099
در مورد اين پادشاه آتش بيشتر برام بگو،چرا اينقدر ازش ميترسي؟

109
00:09:18,349 --> 00:09:21,269
.خودت گفتي،اون بدترين مرد روي کل زمينه

110
00:09:21,394 --> 00:09:24,063
.منم بايد شکستش بدم و دنيا رو نجات بدم

111
00:09:24,939 --> 00:09:27,817
زندگي بعضي مواقع يه همچين حسي به آدم ميده،مگه نه؟

112
00:09:27,900 --> 00:09:31,279
.انگار همه‌ي ما داريم سعي ميکنيم دنيا رو از بدي نجات بديم

113
00:09:31,445 --> 00:09:33,948
باشه،اما چيکار ميکتونم بکنم که حالم بهتر بشه؟

114
00:09:34,031 --> 00:09:36,200
ميخواي داد زدن توي اين پشم رو امتحان کني؟

115
00:09:54,802 --> 00:09:56,470
.سلام زوزو

116
00:09:56,554 --> 00:09:59,640
.اگه براي شونه زدن موي سلطنتي اومدي متأسفانه بايد صبر کني

117
00:09:59,765 --> 00:10:02,393
پس فکر کنم يه ملاقات جنگي بزرگ در راه‌ـه،ها؟

118
00:10:02,518 --> 00:10:04,478
.و ظاهراً من رو اونجا نميخوان

119
00:10:04,562 --> 00:10:07,440
.منظورت چيه؟ البته که ميخوان اونجا باشي

120
00:10:07,565 --> 00:10:10,568
اوه آره؟ فکر کنم به همين خاطره که هيچکس
.به خودش زحمت نداد تا به من بگه

121
00:10:10,693 --> 00:10:15,573
،اوه زوکو،اينقدر احساساتي نباشي
.من مطمئنم که بابا تو رو اونجا ميخواد

122
00:10:15,781 --> 00:10:17,617
...احتمالاً به اين خاطر دعوت نشدي چون

123
00:10:17,658 --> 00:10:20,202
.خيلي واضحه که تو بايد اونجا باشي...

124
00:10:20,328 --> 00:10:24,165
خب،تو دعوت شدي؟-
.البته،من پرنسس اين ملت هستم-

125
00:10:24,332 --> 00:10:27,126
.و من پرنس ملت هستم-
.دقيقاً-

126
00:10:27,251 --> 00:10:29,587
.پس اين قدر مثل يه بچه‌ي توهم زده رفتار نکن

127
00:10:29,712 --> 00:10:33,466
.فقط برو به ملاقات-
.فراموشش کن من نميرم-

128
00:10:36,969 --> 00:10:42,266
خيلي خب،چيزي که تو نياز داري يه مشت و مال
.به سبک قديميه که همه‌ي اضطرابت خالي بشه

129
00:10:42,475 --> 00:10:43,934
.مشت و مال رو شروع کن

130
00:10:49,315 --> 00:10:54,153
.تاف فکر کنم اين داره بهم آسيب ميزنه

131
00:10:57,657 --> 00:11:00,242
.متأسفم،فراموش کردم تو پوستت مثل يه بچه لطيفه

132
00:11:00,368 --> 00:11:03,537
.خب يه چيز ديگه هم هست که ميتونيم امتحان کنيم

133
00:11:05,831 --> 00:11:07,750
.طب سوزني

134
00:11:14,006 --> 00:11:16,842
.زوکو،اين فقط يه ملاقات مسخره است

135
00:11:17,343 --> 00:11:19,553
کي اهميت ميده؟-
.من نميدم-

136
00:11:19,637 --> 00:11:21,764
.خب،خوبه نبايدم بدي

137
00:11:21,847 --> 00:11:24,058
يعني اصلاً چرا ميخواي بري؟

138
00:11:24,141 --> 00:11:27,395
.فقط به اين فکر کن که توي آخرين جلسه‌ي جنگي‌اي که رفتي چه اتفاقي افتاد

139
00:11:28,396 --> 00:11:30,106
.ميدونم

140
00:11:30,189 --> 00:11:32,233
ميدوني چي باعث ميشه حالت بهتر بشه؟

141
00:11:33,109 --> 00:11:35,236
.دستور دادن به خدمتکارا

142
00:11:35,361 --> 00:11:38,656
.ممکنه من دلم يه سيني پر از تارت ميوه بخواد

143
00:11:38,823 --> 00:11:41,325
.و شايدم يه دور توي شهر با تخت

144
00:11:43,619 --> 00:11:47,289
.مرسي بابت همه چي بچه‌ها-
پس حس ميکني يه کم از اضطرابت کم شده؟-

145
00:11:47,456 --> 00:11:49,208
آماده‌ي خواب خوب هستي؟

146
00:11:50,251 --> 00:11:54,672
.فکر کنم يه جورايي يه ذره،يه کم،کوچولو حالم بهتره

147
00:11:54,839 --> 00:11:57,758
.شايد-
.پس کار ما اينجا تمومه-

148
00:13:15,169 --> 00:13:16,712
چي شد آنگ؟

149
00:13:16,796 --> 00:13:18,422
.مشکل اين کابوس‌هاست

150
00:13:18,464 --> 00:13:20,382
.همينجوري بدتر و بدتر ميشن

151
00:13:20,591 --> 00:13:23,677
.به نظر ميرسه وقت يه جلسه‌ي مشاوره‌ي ديگه است

152
00:13:24,678 --> 00:13:26,972
.نه،اون کمکي نميکنه،هيچي کمک نميکنه

153
00:13:27,431 --> 00:13:29,475
.فقط يه چيزه که ميتونم انجام بدم

154
00:13:30,017 --> 00:13:32,728
.ميخوام تا حمله يه سره بيدار بمونم

155
00:13:33,437 --> 00:13:36,023
.بهت که گفتم،نميتونم بخوابم

156
00:13:36,148 --> 00:13:38,567
.آنگ،تمام شب بيدار موندن نميتونه برات خوب باشه

157
00:13:38,692 --> 00:13:42,071
.در واقع کل شب بيدار موندن بهم وقت داد تا فکر کنم

158
00:13:42,238 --> 00:13:44,615
.و يه سري چيزاي بزرگي رو متوجه شدم کاتارا

159
00:13:44,740 --> 00:13:46,408
چه چيزاي بزرگي؟

160
00:13:46,450 --> 00:13:49,703
.الآن همه چيز رو خيلي واضحتر ميبينم،اينکه چه چيزي واقعاً مهمه

161
00:13:49,870 --> 00:13:51,914
.واقعاً چرا دارم اينکار رو ميکنم

162
00:13:51,997 --> 00:13:54,750
...دارم اينکار رو ميکنم که دنيا رو نجات بدم اما بيشتر از اون

163
00:13:54,875 --> 00:13:59,255
.دارم اينکار رو براي کسايي که دوست دارم انجام ميدم...
.من دارم اينکار رو براي تو انجام ميدم کاتارا

164
00:13:59,463 --> 00:14:01,715
آنگ چي داري ميگي؟-

165
00:14:02,758 --> 00:14:04,635
.آه،دارم در مورد زندگي زير دريا صحبت میکنم

166
00:14:05,344 --> 00:14:06,470
.به نظر تک مياد

167
00:14:14,311 --> 00:14:17,398
.پرنس زوکو،همه منتظر شما هستن

168
00:14:17,523 --> 00:14:18,399
چي؟

169
00:14:18,440 --> 00:14:20,276
...درجه‌دارترين دريادارها و ژنرال‌ها و وزيران جنگ

170
00:14:20,359 --> 00:14:23,696
.و پرنسس هم اومدن،فقط شما نيستيد...

171
00:14:24,154 --> 00:14:27,324
پس بابام من رو توي جلسه ميخواد؟

172
00:14:27,491 --> 00:14:30,494
.پادشاه آتش فرمودند بدون شما شروع نميکنن قربان

173
00:14:39,169 --> 00:14:40,838
.تسليم شو پادشاه آتش

174
00:14:45,467 --> 00:14:49,638
...هي،من اينجا دارم سعي ميکنم براي آپا يه زره درست کنم

175
00:14:49,847 --> 00:14:52,016
.تا مجبور نباشه لخت بره به حمله...

176
00:14:52,141 --> 00:14:53,434
.اون گاوميش توئه

177
00:14:53,642 --> 00:14:57,438
.سيستم دفاعي اوزاي خيلي بي عيب و نقصه
.بايد از روش ديگه بهش نزديک بشم

178
00:15:07,615 --> 00:15:10,618
فکر ميکني غير قابل دسترسي آقاي پادشاه آتش،مگه نه؟

179
00:15:10,868 --> 00:15:13,662
.هي،تو ديگه واقعاً داري عقلت رو از دست ميدي بچه

180
00:15:14,830 --> 00:15:17,666
مومو؟ تو چيزي شنيدي؟

181
00:15:19,126 --> 00:15:21,378
.نه،اما چيزي گفتم

182
00:15:22,922 --> 00:15:26,425
.تو دوست من،فقط يه کم با نابود شدن فاصله داري

183
00:15:35,392 --> 00:15:36,977
.اينجوري بهتره

184
00:15:37,061 --> 00:15:40,689
.اينقدر خسته‌ام که يه لحظه فکر کردم داري باهام حرف مزني

185
00:15:42,483 --> 00:15:44,818
.اوه مومو،بذار برات توضيح بدم

186
00:15:53,953 --> 00:15:56,038
آنگ؟

187
00:15:56,121 --> 00:15:59,500
.ما ديگه کم کم داريم يه کوچولو نگرانت ميشيم

188
00:15:59,875 --> 00:16:01,543
.تو زيادي بيدار موندي

189
00:16:02,920 --> 00:16:05,506
...ببينيد،من چيزي که ميگيد رو ميفهمم و از نگراني‌ـتون ممنونم

190
00:16:05,756 --> 00:16:09,301
.اما تحمل اون اضطراب و کابوس‌ها خيلي سخت بود...

191
00:16:09,468 --> 00:16:12,262
.بيدار موندن بهترين راه براي منه که باهاش مقابله کنم

192
00:16:12,388 --> 00:16:14,223
.آره،به اين بچه کاري نداشته باشيد

193
00:16:14,306 --> 00:16:16,308
هي،کي نظر تو رو خواست؟

194
00:16:17,142 --> 00:16:18,852
.بچه‌ها بيخيال

195
00:16:18,936 --> 00:16:23,941
نه،من ديگه حالام از اين يارو که هميشه دهنش و باز ميکنه
.و هي به من امر و نهي ميکنه بهم خورده

196
00:16:24,149 --> 00:16:26,443
.اوه،خوشت نمياد،پس بيا همين حالا کار رو يه سره کنيم

197
00:16:26,819 --> 00:16:30,155
ساکا،ما بايد چيکار کنيم؟-
در مورد چي؟-

198
00:16:30,280 --> 00:16:31,365
.در مورد اون

199
00:17:07,067 --> 00:17:09,737
.بيخيال بچه‌ها،ما همه با هم هستيم

200
00:17:47,900 --> 00:17:50,319
.فقط نياز دارم که بپرم توي يه آبشار سرد

201
00:17:59,536 --> 00:18:01,622
پس،چطور بود؟

202
00:18:01,705 --> 00:18:05,084
.وقتي به جلسه رسيدم همه بهم خوشآمد گفتن

203
00:18:06,085 --> 00:18:09,421
.پدرم برام يه جا در نظر گرفته بود،ميخواست درست کنارش بشينم

204
00:18:09,546 --> 00:18:11,924
.تقريباً دست راستش بودم

205
00:18:12,466 --> 00:18:15,886
.زوکو،اين عاليه،تو بايد خوشحال باشي

206
00:18:21,725 --> 00:18:23,977
.در طول جلسه من پرنس کامل بودم

207
00:18:25,437 --> 00:18:29,942
.پسري که پدرم ميخواست،اما اون من نبودم

208
00:18:47,126 --> 00:18:51,672
.اوه،نگاه کن يه توهم ديگه،يه تخت خيالي که از ابر درست شده

209
00:18:52,005 --> 00:18:54,341
.ببينيد،شماها هي بهم ميگيد که بايد بخوابم

210
00:18:54,466 --> 00:18:57,261
.اما نميتونم،حمله فرداست

211
00:18:57,344 --> 00:18:59,054
...آنگ-
.نه کاتارا-

212
00:18:59,138 --> 00:19:03,892
هنوز خيلي چيزا هست که ياد نگرفتم
.من به خواب نيازي ندارم،چيزي که نياز دارم تمرينه

213
00:19:04,143 --> 00:19:05,561
.زودباش،يه مشت بهم بزن

214
00:19:06,645 --> 00:19:08,522
.من نميزنمت

215
00:19:08,605 --> 00:19:09,857
ميخواي من بزنم؟

216
00:19:09,857 --> 00:19:11,567
.من پيشرفتت رو ديدم

217
00:19:11,650 --> 00:19:13,944
.تو به اندازه‌ي کافي باهوش،شجاع و قوي هستي

218
00:19:14,236 --> 00:19:16,029
واقعاً اينطور فکر ميکني؟

219
00:19:16,113 --> 00:19:19,950
.همه‌مون همين فکر رو ميکنيم،تو ميتوني،تو آماده‌اي

220
00:19:20,117 --> 00:19:22,244
.تو خود خودشي اسکلت برقي

221
00:19:22,870 --> 00:19:24,663
.مرسي بچه‌ها

222
00:19:36,300 --> 00:19:38,969
.دوران ابديتت تموم شده پادشاه آتش

223
00:19:39,094 --> 00:19:43,640
.واقعاً؟ تو ميخواي من رو شکست بدي؟ تو که حتي شلوار پات نيست

224
00:19:44,808 --> 00:19:48,312
.نه،پادشاه آتش اوزاي،خودت شلوار پات نيست

225
00:19:53,525 --> 00:19:56,069
.نههه ابروم رفت
