﻿1
00:00:02,585 --> 00:00:04,921
"آب"

2
00:00:04,921 --> 00:00:06,798
"خاک"

3
00:00:06,798 --> 00:00:08,925
"آتش"

4
00:00:08,925 --> 00:00:10,218
"باد"

5
00:00:11,261 --> 00:00:15,432
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,432 --> 00:00:19,477
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,686 --> 00:00:23,815
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,815 --> 00:00:26,985
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,318 --> 00:00:31,114
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,114 --> 00:00:32,949
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,074 --> 00:00:35,160
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,160 --> 00:00:38,913
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,913 --> 00:00:42,542
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:45,670 --> 00:00:52,719
آتش : کتاب سوم
قسمت دهم : روز خورشيد سياه (بخش اول) - حمله

15
00:01:06,066 --> 00:01:08,818
.صبح شده مومو بيدار شو-
.به نظر ميرسه خوب خوابيدي-

16
00:01:08,985 --> 00:01:12,322
.مثل يه بچه گوزن-شير،آماده‌ام تا با پادشاه آتش رو به رو بشم

17
00:01:12,739 --> 00:01:14,908
خب استراتژيت براي شکستش چيه؟

18
00:01:14,908 --> 00:01:18,328
ميخواي روشن بشي و با چندتا حرکت حالت آواتاري پدرش رو در بياري؟

19
00:01:18,536 --> 00:01:21,081
...نميتونم،وقتي آزولا با صاعقه من رو زد

20
00:01:21,122 --> 00:01:23,083
.چاکراي هفتم من بسته شد...

21
00:01:23,083 --> 00:01:26,586
.در نتيجه ارتباطم رو با تمام انرژي‌هاي کيهاني کهکشان قطع کرد

22
00:01:27,003 --> 00:01:28,296
ميدوني الآن چي شنيدم؟

23
00:01:28,296 --> 00:01:32,217
.چرت و پرت...روحاني...اجي مجي...چرت و پرت...يه چيزي در مورد فضا

24
00:01:33,343 --> 00:01:37,305
اوه نه،ساکا فکر ميکني مه حمله رو عقب ميندازه؟

25
00:01:38,681 --> 00:01:41,643
.نه،اون خود حمله است

26
00:01:52,237 --> 00:01:53,696
.تو تونستي بياي بابا

27
00:01:53,696 --> 00:01:56,282
تونستي راحت جاي هر کسي که بهت گفته بودم رو پيدا کني؟

28
00:01:56,407 --> 00:01:59,369
.تونستم،ولي يه کم نگرانم ساکا

29
00:01:59,369 --> 00:02:02,247
.بعضي از اين افراد واقعاً قيافه‌شون به مبارز نميخوره

30
00:02:04,249 --> 00:02:06,501
.اينجا هيچيش مثل مرداب ني

31
00:02:06,709 --> 00:02:08,503
فکر مَکني اون چيه "تو"؟

32
00:02:08,503 --> 00:02:11,589
.يجور تله‌ي انفجاري براي ملت آتش که آدم رو ميخوره

33
00:02:11,589 --> 00:02:13,716
."اون فقط يه سنگه "دو

34
00:02:13,758 --> 00:02:15,718
!!اوه،عجب

35
00:02:15,760 --> 00:02:19,597
.فقط من اينطور فکر ميکنم يا اونا واقعاً يه کم خل ميزنن

36
00:02:19,639 --> 00:02:22,016
.من فقط دلم ميخواست اونا شلوار پاشون بود

37
00:02:22,684 --> 00:02:27,105
.شلوار يک توهم‌ـه،همينطور مرگ

38
00:02:28,273 --> 00:02:29,566
.سلام کاتارا

39
00:02:31,484 --> 00:02:32,527
.هارو

40
00:02:32,527 --> 00:02:35,405
کاتارا من و پدرم رو تشويق کرد که روستامون رو پس بگيريم

41
00:02:35,488 --> 00:02:40,827
.تو به ما کمک کردي شجاعتمون رو به دست بياريم کاتارا
.حالا ما اينجاييم که به تو کمک کنيم

42
00:02:42,537 --> 00:02:44,747
...امکان نداره،اون

43
00:02:44,873 --> 00:02:49,627
.کرگدن از ديدن راهزن کور خوشحاله -
شما اومدين براي يه مسابقه‌ي دوباره؟-

44
00:02:49,627 --> 00:02:56,301
.منفي،صخره و کرگدن ديگه براي سرگرمي ديگران مسابقه نميدن

45
00:02:56,384 --> 00:02:59,512
.حالا ما براي قلمرو خودمون ميجنگيم

46
00:03:00,138 --> 00:03:01,431
.چه باحال

47
00:03:15,153 --> 00:03:16,529
اون يه اختراع جديد بود؟

48
00:03:16,571 --> 00:03:21,326
...بله،اما متأسفانه قابليت آتش زا بودن

49
00:03:21,326 --> 00:03:24,245
.سس بادوم زميني يکي از معايب اونه...

50
00:03:24,287 --> 00:03:26,289
تو داري بمب سس بادوم زميني درست ميکني؟

51
00:03:26,456 --> 00:03:29,500
...اون مخرب-
.و خوش مزه هستن-

52
00:03:31,794 --> 00:03:34,380
تونستي روي نقشه‌هايي که برات فرستادم خوب کار کني؟

53
00:03:34,505 --> 00:03:39,302
.بله،تونستم و فکر ميکنم ملت آتش خيلي غافلگير بشه

54
00:03:39,302 --> 00:03:42,055
.آنگ،بابم و من اين رو براي تو درست کرديم

55
00:03:45,475 --> 00:03:48,228
.يه گلايدر جديد،اين فوق العاده است

56
00:03:48,228 --> 00:03:52,607
.و به عنوان يه افزونه‌ي جديد،بخش ميان وعده هم بهش اضافه کردن

57
00:03:54,692 --> 00:03:57,362
.مطمئنم به کار مياد

58
00:03:59,614 --> 00:04:02,575
.شرط ميبندم از اينکه توي اين سلول موندي خسته شدي پيره مرد

59
00:04:02,909 --> 00:04:07,997
.خب،خيلي بده،تو ديگه پات رو از پشت اين ديوارها بيرون نميذاري

60
00:04:08,289 --> 00:04:09,540
.صبحانه

61
00:04:09,791 --> 00:04:14,879
.مراقب باش "مينگ"،زياد نزديک نشو.بوي گندش بيهوشت ميکنه

62
00:04:17,298 --> 00:04:21,469
.من دزدکي يه کم چاي "واي-جِي" برات آوردم
.ميدونم از چايي‌هاي کمياب خوشت مياد

63
00:04:22,345 --> 00:04:29,060
،ممنون مينگ،از وقتي که من رو اين تو انداختن
.تو با من خيلي مهربون بودي

64
00:04:35,024 --> 00:04:38,027
.نگران نباش،کارت رو عالي انجام ميدي

65
00:04:40,738 --> 00:04:42,115
.صبح بخير به همه

66
00:04:47,412 --> 00:04:51,124
همونطور که ميدونيد ما امروز داريم
.به ملت آتش حمله ميکنيم

67
00:04:51,124 --> 00:04:54,919
،يعني ميدونم که خودتون ميدونيد
وگرنه چرا بايد همه‌تون اينجا باشيد؟

68
00:04:55,336 --> 00:04:56,629
...به هر حال

69
00:04:59,090 --> 00:05:00,633
.قصر پادشاه آتش اينجاست

70
00:05:00,633 --> 00:05:03,845
،آه،نه،آه صبر کنيد،آه صبر کنيد،صبر کنيد
.اينجاست

71
00:05:03,845 --> 00:05:07,140
امروز يه خورشيد گرفتگي در راه‌ـه و آنگ
.ميخواد با پادشاه آتش مبارزه کنه

72
00:05:07,140 --> 00:05:09,726
.و آتش افزارها هيچ آتيشي ندارن که استفاده کنن

73
00:05:09,726 --> 00:05:11,394
.که اين براي ما خوبه

74
00:05:12,770 --> 00:05:15,148
.ببخشيد بذاريد از اول شروع کنم

75
00:05:15,148 --> 00:05:15,231
.کاتارا و من آنگ رو توي يه گلوله‌ي يخي پيدا کرديم
.ببخشيد بذاريد از اول شروع کنم

76
00:05:15,231 --> 00:05:16,941
.کاتارا و من آنگ رو توي يه گلوله‌ي يخي پيدا کرديم

77
00:05:16,983 --> 00:05:19,068
.حالا من اولش ازش خوشم نميومد،اما زمان که ميگذشت ازش خوشم ميومد

78
00:05:19,110 --> 00:05:21,154
.بعد رفتيم به معبد باد جنوبي،جايي که آنگ قبلاً زندگي ميکرد

79
00:05:21,195 --> 00:05:23,072
.و بعد سوکي رو که يه مبارز کيوشي بود ديديم

80
00:05:23,740 --> 00:05:26,868
.وقتي ميگه اول،منظورش اول اوله

81
00:05:26,909 --> 00:05:29,203
.بعد هارو دستگير شد و حالا هم که سيبيل گذاشته...

82
00:05:29,203 --> 00:05:30,830
.که ميتونيد توي رديف جلويي ببينيدش

83
00:05:30,872 --> 00:05:33,875
.مرسي ساکا،عيبي نداره،چرا يه کم استراحت نميکني

84
00:05:34,625 --> 00:05:37,879
.بذاريد يه چندتا نکته رو براي همه روشن کنم

85
00:05:37,879 --> 00:05:40,506
.امروز،روز خورشيد سياه‌ـه

86
00:05:40,548 --> 00:05:44,761
و من ميخوام از همه‌ي شما به خاطر
.از خود گذشتگي‌ها و شجاعت‌تون تشکر کنم

87
00:05:45,053 --> 00:05:49,724
.حمله دو بخش داره،يه بخش دريايي و يه بخش در خشکي

88
00:05:50,266 --> 00:05:52,852
...براي دسترسي به پايتخت ملت آتش بايد

89
00:05:52,894 --> 00:05:56,397
.از اولين مانع اصلي خودمون در اينجا عبور کنيم...

90
00:05:56,689 --> 00:05:58,941
.دروازه‌ي بزرگ آزولان

91
00:05:58,941 --> 00:06:01,736
.بعد به خشکي حمله ميکنيم،با قدرت

92
00:06:01,736 --> 00:06:05,365
ما بايد در طول مسير با برج‌ها جنگي اونا مبارزه کنيم
.و برج مرکزي رو تحت کنترل بگيريم

93
00:06:05,698 --> 00:06:08,368
.وقتي که اونکار رو بکنيم،بايد تا قصر سلطنتي پيش بريم

94
00:06:08,409 --> 00:06:15,375
.اون موقع خورشيد گرفتگي شروع ميشه-
.ميبخشيد،صخره گيج شده-

95
00:06:15,416 --> 00:06:21,839
هدف حمله به آتش افزارها در طول خورشيد گرفتگي نيست؟
وقتي که آتش افزارها قدرتي ندارن؟

96
00:06:21,839 --> 00:06:25,718
.خورشيد گرفتگي فقط 8 دقيقه طول ميکشه و وقت کافي براي کل حمله نيست

97
00:06:25,718 --> 00:06:28,763
.و قصر سلطنتي هم با آتش افزارها کاملاً محافظت ميشه

98
00:06:28,805 --> 00:06:31,891
.پس اونجاست که ما به برتري خورشيد گرفتگي بيشتر احتياج داريم

99
00:06:31,933 --> 00:06:36,771
.وقتي که اينکار تموم شد،آواتار پادشاه آتش رو شکست داده

100
00:06:36,771 --> 00:06:43,236
.ما کنترل پايتخت ملت آتش رو در دست خواهيم داشت و اين جنگ پايان ميپذيره

101
00:07:44,964 --> 00:07:48,342
.ما همه جا رو دنبالت گشتيم،قايق‌ها آماده‌ي حرکت هستن

102
00:07:48,342 --> 00:07:51,179
.من گند زدم آنگ-
چي؟-

103
00:07:51,220 --> 00:07:55,933
.نقشه‌ي حمله لحظه‌ي مهم زندگي من بود و من کاملاً خرابش کردم

104
00:07:56,100 --> 00:07:58,603
.از هم پاشيدم

105
00:07:58,978 --> 00:08:03,274
،ساکا اون سخنراني لحظه‌ي مهم زندگيت نبود
.اون فقط سخنراني توي جمع بود

106
00:08:03,274 --> 00:08:05,276
.و کسي هم واقعاً توش خوب نيست

107
00:08:05,276 --> 00:08:09,572
.بابام هست،اون نقشه رو خيلي کامل توضيح داد و به همه روحيه داد

108
00:08:09,572 --> 00:08:11,324
.مثل يه رهبر واقعي که بايد از اينکارا بکنه

109
00:08:11,991 --> 00:08:15,077
.ببين،لحظه‌ي مهم زندگيت قرار نيست جلوي يه نقشه باشه

110
00:08:15,119 --> 00:08:17,747
.قراره اونجا باشه،توي ميدون جنگ

111
00:08:17,788 --> 00:08:21,626
تو در مورد همه چيز خيلي مطمئني،از کجا ميدوني که برنده ميشيم؟

112
00:08:21,626 --> 00:08:24,629
.چون همين الآنش هم يه بار دنيا رو توي باسينگ سِي نا اميد کردم

113
00:08:24,670 --> 00:08:28,174
.نميذارم دوباره شکست بخورم

114
00:08:33,346 --> 00:08:37,934
.اوناهاش،دروازه‌ي بزرگ آزولان-
.من هيچ دروازه‌اي نميبينم-

115
00:08:38,601 --> 00:08:41,729
.کاتارا،تو و مرداب افزارها يه پوشش از مه براي همه درست کنيد

116
00:08:41,729 --> 00:08:46,734
درست مثل کاري که با راهبندون نيروي دريايي
.ملت آتش کرديم اونا رو سر کار ميذاريم

117
00:08:56,911 --> 00:08:59,830
.همينطوري ادامه بديد،تقريباً رد شديم

118
00:09:31,988 --> 00:09:33,990
.همه برن به پايين عرشه

119
00:09:34,991 --> 00:09:37,702
.بيا اميدوار باشيم که اختراعت کار کنه

120
00:10:02,977 --> 00:10:06,230
.هيچکس سوار نيست قربان-
کجا رفتن؟-

121
00:10:17,325 --> 00:10:19,702
.واقعاً ايندفعه گل کاشتي پسرم

122
00:10:19,702 --> 00:10:23,539
...آره،تبريک ميگم ساکا تو تونستي چيزي رو اختراع کني که

123
00:10:23,539 --> 00:10:26,375
.از روش سفر با پرواز هم بدتره...

124
00:10:26,375 --> 00:10:27,793
کلاه خود؟

125
00:10:28,628 --> 00:10:31,756
.من فقط ايده رو دادم،مکانيک‌مون همه‌ي کارا رو کرد

126
00:10:31,756 --> 00:10:33,841
.خودت رو دست کم نگير پسرم

127
00:10:33,841 --> 00:10:39,430
اين ايده‌ي تو بود که از آب افزاري استفاده کنيم
.تا زيردرياي بره پايين و حرکت کنه

128
00:10:39,430 --> 00:10:45,645
.هوشمندانه بود،گرچه رمزگشايي طرح اصلي يه کم سخت بود

129
00:10:45,811 --> 00:10:49,398
.متأسفانه يه مشکل بود که نتونستم حلش کنم

130
00:10:49,398 --> 00:10:52,276
.زيردريايي‌ها ميزان کمي هوا دارن

131
00:10:52,276 --> 00:10:56,113
.قبل از اينکه به خشکي برسيم بايد بيايم به سطح آب

132
00:10:58,282 --> 00:11:00,576
.وقت ناهاره ژنرال آيرو

133
00:11:01,202 --> 00:11:04,163
.و اين دفعه براتون يه پياله بيشتر برنج آوردم

134
00:11:04,246 --> 00:11:05,247
.متشکرم مينگ

135
00:11:06,415 --> 00:11:12,171
.اين مهرباني تو باعث شد که روزهاي سخت زندان برام قابل تحمل بشه

136
00:11:12,672 --> 00:11:16,092
.فکر ميکنم بايد بقيه‌ي روز رو مرخصي بگيري

137
00:11:16,300 --> 00:11:19,345
چي؟-
.حالت خوب نيست-

138
00:11:19,470 --> 00:11:22,598
.شايد بياد بري خونه و استراحت کني

139
00:11:22,973 --> 00:11:24,558
.نه،من حالم کاملاً خوبه

140
00:11:24,725 --> 00:11:30,523
.بهم اعتماد کن،اين برات بهتره که امروز بعد از ظهر اينجا نباشي

141
00:11:43,869 --> 00:11:46,288
پس ديگه همينه،ها؟

142
00:11:46,497 --> 00:11:50,084
آماده‌اي که ملت آتش بفهمه آواتار زنده است؟

143
00:11:50,126 --> 00:11:51,919
.من آماده‌ام

144
00:11:55,673 --> 00:11:57,800
.،دفعه‌ي بعدي که به خشکي ميايم،توي ساحله

145
00:11:59,009 --> 00:12:00,594
.پس گوش به زنگ باشيد و هوشمندانه بجنگيد

146
00:12:01,595 --> 00:12:04,014
.حالا ديگه وقت استراحت تمومه،برگرديد به زيردريايي‌ها

147
00:12:09,854 --> 00:12:11,731
...آنگ-
...کاتارا من-

148
00:12:12,481 --> 00:12:13,983
.تو اول بگو

149
00:12:14,650 --> 00:12:17,403
.ما خيلي مشکلات رو باهم پشت سر گذاشتيم

150
00:12:17,403 --> 00:12:19,780
.و منم ديدم که تو چقدر پيشرفت کردي

151
00:12:20,156 --> 00:12:23,534
تو ديگه اون بچه کوچولوي مسخره
.که توي گلوله‌ي يخي پيدا کردم نيستي

152
00:12:23,659 --> 00:12:27,580
،فکر کنم چيزي که سعي دارم بگم اينه که
.من واقعاً بهت افتخار ميکنم

153
00:12:29,206 --> 00:12:33,502
از امروز به بعد همه چيز تغيير ميکنه مگه نه؟-
.آره،همينطوره-

154
00:12:34,336 --> 00:12:37,298
اگه...اگه برنگردم چي؟-

155
00:12:43,220 --> 00:12:45,973
کاتارا،داري چيکار ميکني؟
.وقتشه که بريم زير آب

156
00:12:45,973 --> 00:12:48,726
.چي؟ آره،حواسم هست

157
00:13:07,870 --> 00:13:10,414
.متأسفم مِي

158
00:13:25,429 --> 00:13:28,224
آدم چه ميدونه؟
.واقعاً به کار اومد

159
00:13:39,193 --> 00:13:39,985
.همه در موقعيت

160
00:13:40,653 --> 00:13:44,698
!خاک افزارها توي تانک‌هاتون،سواري سختي در پيش داريم

161
00:14:32,913 --> 00:14:34,623
!اژدر رو آماده کنيد

162
00:14:37,793 --> 00:14:39,128
!آتش

163
00:16:33,826 --> 00:16:37,955
!ما يکي کم هستيم
.پس اين هيو کجا رفته

164
00:16:55,347 --> 00:16:58,058
هي تو،کجا بودي؟

165
00:16:59,268 --> 00:17:04,648
.ارتباط با طبيعت
.زمان ميبره که اين همه جلبک جمع کني

166
00:17:22,875 --> 00:17:24,376
!بابا،مراقب باش

167
00:17:50,861 --> 00:17:53,989
.ساکا،ما بايد اون برج‌هاي جنگي رو نابود کنيم،اين تنها شانس ماست

168
00:17:54,281 --> 00:17:56,200
!من يه ايده دارم

169
00:18:19,389 --> 00:18:24,144
.شما دوتا ترتيب اون برج جنگي رو بديد،من به اين يکي ميرسم
.هواي هم ديگه رو داشته باشيد

170
00:18:51,505 --> 00:18:53,715
بابا؟-
!بابا-

171
00:19:00,222 --> 00:19:03,225
.ميدونم يک سري تصميمات اشتباه گرفتم

172
00:19:03,475 --> 00:19:07,146
.اما امروز همه چيز رو درست ميکنم

173
00:19:28,625 --> 00:19:30,335
الآن چطوره بابا؟

174
00:19:30,627 --> 00:19:35,340
.يه کم بهتره،من بايد برگردم پيش نيروها

175
00:19:36,383 --> 00:19:39,761
.تو آسيب ديدي،خيلي بد،ديگه نميتوني مبارزه کني

176
00:19:39,761 --> 00:19:42,764
.همه روي من حساب ميکنن که اين مأموريت رو رهبري کنم کاتارا

177
00:19:43,807 --> 00:19:46,185
.نا اميدشون نميکنم

178
00:19:48,103 --> 00:19:52,983
نميتوني سريعتر خوبش کني؟-
.دارم هر کاري که بتونم ميکنم-

179
00:19:55,736 --> 00:19:56,612
.من انجامش ميدم

180
00:19:56,612 --> 00:19:59,823
.بهت بر نخوره ساکا،اما تو همچين آقاي با دستان شفا دهنده نيستي

181
00:19:59,823 --> 00:20:04,036
.نه،من نيروهاي حمله رو رهبري ميکنم-
.ديوونه بازي در نيار ساکا-

182
00:20:04,328 --> 00:20:06,914
...ممکنه من يه کم ديوونه باشم،اما خورشيد گرفتگي الآنه که شروع بشه

183
00:20:06,997 --> 00:20:09,708
.و ما هم بايد درست وقتي که شروع ميشه بالاي اون آتشفشان باشيم...

184
00:20:09,833 --> 00:20:11,960
.تو از پسش بر مياي

185
00:20:12,211 --> 00:20:14,338
.من خيلي بهت افتخار ميکنم پسرم

186
00:20:15,422 --> 00:20:19,218
.من هنوز فکر ميکنم تو ديوونه‌اي
.اما منم بهت افتخار ميکنم

187
00:20:41,990 --> 00:20:45,285
.همگي گوش کنيد،من ميخوام تانک‌ها حالت نوک تيز بگيرن

188
00:20:46,036 --> 00:20:47,204
.مبارزها و عنصر افزارها در وسط

189
00:20:47,955 --> 00:20:51,750
.ميخوايم اون برج رو بگيريم و به سمت قصر سلطنتي حرکت کنيم

190
00:20:58,840 --> 00:21:00,759
!حــمــلــه کــنــيــد

191
00:21:17,150 --> 00:21:19,236
!عجيبه

192
00:21:28,287 --> 00:21:30,205
!آواتار برگشته

193
00:21:35,794 --> 00:21:37,004
سلام؟

194
00:21:38,171 --> 00:21:39,631
کسي خونه نيست؟

195
00:22:09,578 --> 00:22:12,581
.ملت آتش داره عقب نشيني ميکنه

196
00:22:14,124 --> 00:22:18,003
.ساکا،ما در راه پيروزي هستيم

197
00:22:33,393 --> 00:22:34,728
.نه

198
00:22:36,021 --> 00:22:38,857
!نه،نه،نــــــه

199
00:22:40,025 --> 00:22:43,987
پادشاه آتش اوزاي،تـو کـجـايـي؟

200
00:22:54,206 --> 00:22:58,794
آتش : کتاب سوم
قسمت يازدهم : روز خورشيد سياه (بخش دوم) - خورشيد گرفتگي

201
00:23:21,733 --> 00:23:22,442
!بابا

202
00:23:24,403 --> 00:23:25,904
!دوباره سرپا شدي

203
00:23:25,904 --> 00:23:27,322
.با تشکر از خواهرت

204
00:23:27,322 --> 00:23:30,325
،من در حالتي نيستم که بتونم مبارزه کنم
.اما شايد چيزي باشه که بتونم توش کمک کنم

205
00:23:30,659 --> 00:23:33,453
.همه چيز داره عالي پيش ميره و حتي خورشيد گرفتگي شروع هم نشده

206
00:23:33,495 --> 00:23:39,709
.بيايد اميدوار باشيم شانس بهمون پشت نکنه
کاتارا به نظر ميرسه حواست پرت شده،مشکلي هست؟

207
00:23:40,293 --> 00:23:43,213
آره...اون...اون آنگه؟

208
00:23:44,464 --> 00:23:45,465
چي؟

209
00:23:47,467 --> 00:23:52,973
تو رو خدا بهم بگو کاشف به عمل اومد پادشاه آتش يه پُف تو خالي
.بيش نبود و تو حتي به خورشيد گرفتگي براي شکست دادنش نياز نداشتي

210
00:23:53,306 --> 00:23:58,687
.اون تو قصر نبود،هيچکس نبود،کل پايتخت متروکه است

211
00:23:59,896 --> 00:24:00,897
.اونا ميدونستن

212
00:24:01,231 --> 00:24:02,232
.همه چي تموم شد

213
00:24:02,232 --> 00:24:07,946
احتمالاً پادشاه آتش خيلي وقته رفته.يه جايي توي يه
.جزيره‌ي دور افتاده که در طول خورشيد گرفتگي در امان باشه

214
00:24:08,738 --> 00:24:13,243
.نه،حس ششم من بهم ميگه اون جاي دوري نرفته
.احتملاً يه مخفيگاه همين جاها داره

215
00:24:13,368 --> 00:24:18,373
يه جايي که بتونه بره تا در طول يه محاصره‌ي احتمالي
.در امان باشه ولي بازم بتونه ملتش رو رهبري کنه

216
00:24:18,373 --> 00:24:22,294
،اگه يه مخفيگاه زيرزميني باشه که دنبالش ميگردي
.من کسي هستم که ميتونه پيداش کنه

217
00:24:22,752 --> 00:24:24,463
.مکانيک‌مون اين وسيله‌ي زمان سنج رو بهم داده

218
00:24:24,671 --> 00:24:28,967
.به نظر ميرسه ما حدود 10 دقيقه تا خورشيد گرفتگي وقت داريم
.ده دقيقه تا پيدا کردن پادشاه آتش

219
00:24:29,593 --> 00:24:31,094
.ما هنوزم ميتونيم انجامش بديم،هنوزم ميتونيم پيروز بشيم

220
00:24:33,013 --> 00:24:35,932
.صبر کن،اگه اونا ميدونستن ما داريم ميايم،پس همه چيز ميتونه يه تله باشه

221
00:24:36,308 --> 00:24:39,978
شايد بايد از زماني که داريم استفاده کنيم
.تا مطمئن بشيم همه صحيح و سالم از اينجا ميريم

222
00:24:40,687 --> 00:24:44,357
هر کسي که امروز اينجا اومده،خودش رو
.براي هر چيزي توي اين مأموريت آماده کرده

223
00:24:44,816 --> 00:24:46,109
.اونا از خطراتش آگاه هستن

224
00:24:46,568 --> 00:24:51,531
.اگه هنوز شانس و اميدي باشه،فکر کنم اونا ميخواستن که آنگ بره دنبالش

225
00:24:52,199 --> 00:24:52,699
تو چي فکر ميکني؟

226
00:24:52,699 --> 00:24:57,412
،تو کسي هستي که بايد با پادشاه آتش رو به رو بشي
.هر تصميمي که بگيري من ازش حمايت ميکنم

227
00:25:00,290 --> 00:25:01,291
.بايد سعيم رو بکنم

228
00:25:08,340 --> 00:25:09,758
چيزي اون پايين احساس ميکني؟

229
00:25:10,383 --> 00:25:14,304
.آره،يه سري تونل‌هاي طبيعي و متقاطع داخل آتشفشان هست

230
00:25:14,554 --> 00:25:17,140
چيز ديگه نيست؟ يه سازه‌اي اونجا نيست؟

231
00:25:19,392 --> 00:25:23,897
.يه چيز بزرگ،سنگين و ساخته شده از فلز توي اعماق آتشفشان هست

232
00:25:24,147 --> 00:25:25,565
.به نظر من که يه مخفيگاه سري‌ـه

233
00:25:30,487 --> 00:25:31,988
.مراقب خودتون باشيد،ما زود برميگرديم

234
00:25:35,325 --> 00:25:36,535
.از اينطرف،اون يکي بن بسته

235
00:25:36,660 --> 00:25:38,161
بدون تو چيکار ميکرديم؟

236
00:25:38,495 --> 00:25:40,080
.توي ماگماي داغ هلاک ميشدين و ميسوختين

237
00:25:40,121 --> 00:25:41,498
.آره،مطمئناً

238
00:25:45,669 --> 00:25:48,463
.تونل اون طرف ادامه پيدا ميکنه و ما رو مستقيم ميبره به مخفيگاه

239
00:25:48,547 --> 00:25:50,757
.بايد سريع باشيم،اما مراقب

240
00:25:52,676 --> 00:25:53,885
اون چطوري مراقب بود؟

241
00:25:54,010 --> 00:25:57,180
.اشتباه ميکردم بايد سريع،مراقب و خوش شانس باشيم

242
00:26:04,104 --> 00:26:06,815
.هيچ زميني نيست،فقط يه رودخونه از مواد مذابه

243
00:26:07,983 --> 00:26:10,193
!سوار بشيد و محکم بچسبيد

244
00:26:22,914 --> 00:26:24,416
!عجب دري‌ـه

245
00:26:28,962 --> 00:26:29,963
!مشکلي نيست

246
00:26:40,432 --> 00:26:43,018
!من خيلي خوشحالم که تو رو به گروه اضافه کرديم

247
00:27:06,791 --> 00:27:10,795
!عقب نشيني کنيد! همه بريد به موقعيت دفاعي دوم! عقب نشيني کنيد

248
00:27:14,132 --> 00:27:16,217
.تا خورشيد گرفتگي فقط چند دقيقه مونده

249
00:27:16,718 --> 00:27:19,596
...بايد بتونيم تا وقتي که شروع ميشه به بالاي تپه برسيم

250
00:27:19,638 --> 00:27:23,099
!و کل قصر رو تا زماني که تموم ميشه تحت کنترل در بياريم...

251
00:27:26,811 --> 00:27:28,605
.اگه بخواي ميتونيم اينجا صبر کنيم

252
00:27:28,647 --> 00:27:32,150
!نه،ميخوام مثل بقيه جلو برم

253
00:27:42,160 --> 00:27:46,539
.اتاق پادشاه آتش اون طرف ته راهرو سمت چپ بالاي راه پله است.خيلي واضحه

254
00:27:47,332 --> 00:27:48,333
.مرسي

255
00:27:59,344 --> 00:28:02,138
.فقط 30 ثانيه تا خورشيد گرفتگي کامل باقي مونده

256
00:28:07,894 --> 00:28:10,772
.من آماده‌ام،آماده‌ام تا با پادشاه آتش رو به رو بشم

257
00:28:15,443 --> 00:28:18,530
!پس واقعاً زنده‌اي

258
00:28:20,031 --> 00:28:21,991
.شک داشتم که ممکنه زنده مونده باشي

259
00:28:22,033 --> 00:28:25,704
!مهم نيست! من از ماه‌ها قبل در مورد حمله ميدونستم

260
00:28:31,376 --> 00:28:33,545
.من آماده‌ام که باهات رو به رو بشم

261
00:28:37,507 --> 00:28:40,510
پرنس زوکو،اينجا چيکار ميکنيد؟

262
00:28:54,858 --> 00:28:58,862
.خورشيد گرفتگي داره شروع ميشه،عينک خورشيد گرفتگي خودتون رو بذاريد

263
00:29:11,833 --> 00:29:14,043
چرا اينجايي؟

264
00:29:14,461 --> 00:29:15,754
.من اينجام که حقيقت رو بگم

265
00:29:15,962 --> 00:29:21,050
.گفتن حقيقت وسط يه خورشيد گرفتگي
.اين بايد جالب باشه

266
00:29:26,890 --> 00:29:31,394
.اول از همه،توي باسينگ سِي اون آزولا بود که آواتار رو شکست داد،نه من

267
00:29:32,604 --> 00:29:34,397
چرا بايد در مورد اون بهم دروغ گفته باشه؟

268
00:29:34,856 --> 00:29:37,066
.چون آواتار نمرده،اون زنده موند

269
00:29:38,026 --> 00:29:39,027
!چي؟

270
00:29:39,444 --> 00:29:43,448
،در واقع احتمالاً اون داره اين حمله رو رهبري ميکنه
.ممکنه همين الآن در حال اومدن به اينجا باشه

271
00:29:43,865 --> 00:29:46,951
گمشو بيرون! اگه صلاح خودت رو ميدوني
!همين الآن از اينجا گمشو بيرون

272
00:29:47,076 --> 00:29:50,455
!اون يه چيز ديگه است! من ديگه از تو دستور نميگيرم

273
00:29:50,997 --> 00:29:56,628
تو از من پيروي ميکني يا اينکه اين
.نفس‌هاي گستاخانه‌ت آخرين‌شون خواهد بود

274
00:29:57,504 --> 00:30:01,925
!دوباره فکر کن! من همه‌ي حرفام رو ميزنم و تو گوش ميدي

275
00:30:05,553 --> 00:30:07,555
اون کجاست؟ پادشاه آتش کجاست؟

276
00:30:08,515 --> 00:30:12,227
هوم،منظورت اينه که من به اندازه‌ي کافي براي تو خوب نيستم؟
!احساساتم رو جريحه دار کردي

277
00:30:13,061 --> 00:30:15,772
.وقت ما رو تلف نکن و اطلاعات رو بهمون بده

278
00:30:15,939 --> 00:30:18,817
.تو الآن قدرتي نداري،پس در موقعيت نيستي که درخواستم رو رد کني

279
00:30:19,067 --> 00:30:22,362
!و در ضمن حقيقت رو بگو،من ميتونم بفهمم اگه دروغ بگي

280
00:30:22,612 --> 00:30:25,031
!مطمئني؟ من دروغ گوي خوبي هستما

281
00:30:27,283 --> 00:30:31,996
من يه پلاتيپوس-خرس 120 متري بنفش
.با شاخ‌هاي صورتي و بال‌هاي نقره‌اي هستم

282
00:30:34,082 --> 00:30:35,750
!باشه،کارت خوبه،قبول ميکنم

283
00:30:38,294 --> 00:30:41,005
!اما واقعاً بايد به همون حقيقت بچسبي که برات بهتره

284
00:30:48,680 --> 00:30:52,183
.وقتي باسينگ سِي رو ترک کردم،چندتا سوغاتي به خونه آوردم

285
00:30:54,477 --> 00:30:55,687
.مأمورهاي داي لي

286
00:31:10,243 --> 00:31:11,744
!اطراف رو محاصره کنيد

287
00:31:11,870 --> 00:31:14,747
بايد تا زماني که خورشيد گرفتگي تموم ميشه
.قصر رو تحت کنترل خودمون در بياريم

288
00:31:15,248 --> 00:31:18,626
.در غير اين صورت بايد براي زندگي خودمون بجنگيم

289
00:31:23,798 --> 00:31:27,093
!بس کنيد! با آرامش تسليم بشيد و ما بهتون صدمه نميزنيم

290
00:31:27,218 --> 00:31:28,803
!ما هيچوقت تسليم نميشيم

291
00:31:34,183 --> 00:31:35,602
.خيلي خب،تسليم ميشيم

292
00:31:38,146 --> 00:31:42,650
!اوناهاش،قصر سلطنتي ملت آتش،ما اين همه راه رو اومديم

293
00:31:42,692 --> 00:31:44,527
.هنوز تموم نشده

294
00:31:47,572 --> 00:31:51,534
براي يه مدت طولاني،تمام چيزي که ميخواستم
.اين بود که تو دوستم داشته باشي،که قبولم کني

295
00:31:51,701 --> 00:31:56,205
،فکر ميکردم چيزي که ميخواستم افتخارم بود
.اما واقعاً فقط داشتم سعي ميکردم تو رو خوشحال کنم

296
00:31:56,873 --> 00:32:01,377
.تو،پدرم،کسي که فقط به خاطر حرف زدن نابجا من رو تبعيد کرد

297
00:32:01,419 --> 00:32:04,213
...پدرم،کسي که من رو به مبارزه طلبيد

298
00:32:04,255 --> 00:32:06,466
.يه پسر بچه‌ي 13 ساله رو به يه اَگني کاي...

299
00:32:06,466 --> 00:32:09,344
چطوري ميتوني يه دوئل با يه بچه رو براي خودت توجيه کني؟

300
00:32:09,469 --> 00:32:10,845
.ميخواستم بهت احترام گذاشتن رو آموزش بدم

301
00:32:11,220 --> 00:32:13,222
!اون ظالمانه بود،و اشتباه

302
00:32:13,264 --> 00:32:14,974
.پس تو هيچي ياد نگرفتي

303
00:32:15,266 --> 00:32:19,771
!نه،من همه چيز رو ياد گرفتم
!و مجبورم بودم همه چيز رو خودم ياد بگيرم

304
00:32:20,521 --> 00:32:24,525
...وقتي که بزرگ ميشديم،بهمون ياد دادن که ملت آتش بزرگترين تمدن تاريخه

305
00:32:24,817 --> 00:32:29,155
و يه جورايي جنگ هم روشي بود که ميخواستيم...
.بزرگي خودمون رو با بقيه‌ي دنيا تقسيم کنيم

306
00:32:29,989 --> 00:32:35,203
!چه دروغ فوق العاده‌اي بود
!مردم دنيا از ملت آتش ترسيدن

307
00:32:35,828 --> 00:32:42,043
!اونا بزرگي ما رو نميبينن بلکه از ما متنفرن
!و حقمون هم همونه! ما عصري از وحشت در دنيا درست کرديم

308
00:32:42,335 --> 00:32:49,634
،و اگه ميخوايم که دنيا خودش رو نابود نکنه
.بايد اون عصر رو با عصر صلح و مهربوني تعويض کنيم

309
00:32:50,385 --> 00:32:55,390
عموت مغزت رو شست و شو داده،مگه نه؟

310
00:32:56,849 --> 00:32:58,559
.آره،همينطوره

311
00:34:22,018 --> 00:34:24,520
!نميتونم بگيرمش،اون خيلي سريعه

312
00:34:39,035 --> 00:34:41,871
!صبر کنيد! آنگ،تاف،ديگه حمله نکنيد

313
00:34:42,497 --> 00:34:45,291
!نميبينيد داره چيکار ميکنه؟ اون فقط داره باهامون بازي ميکنه

314
00:34:45,416 --> 00:34:47,001
!حتي تلاش نميکنه اين مبارزه رو ببره

315
00:34:47,085 --> 00:34:49,295
!درست نيست،من دارم تمام تلاشم رو ميکنم

316
00:34:49,712 --> 00:34:52,298
.تو داري سعي ميکني ما رو اينجا نگه داري و همه‌ي وقتمون رو تلف کني

317
00:34:52,340 --> 00:34:56,135
.آم،درسته،فکر کنم همين الآن دوستت گفت نابغه

318
00:34:56,260 --> 00:35:00,056
.و از اونجايي هم کور تشريف داري بايد بگم که حرف مزخرفي زدي

319
00:35:00,139 --> 00:35:01,766
.من کل سرت رو ميچرخونم

320
00:35:02,308 --> 00:35:03,601
.اون داره دوباره تحريکت ميکنه

321
00:35:04,018 --> 00:35:06,395
باشه،حالا چيکار کنيم،فقط ناديده‌اش بگيريم؟

322
00:35:07,063 --> 00:35:08,397
.چاره‌ي ديگه‌اي نداريم

323
00:35:08,397 --> 00:35:11,901
.فقط بايد از اينجا بريم بيرون و يه جوري خودمون پادشاه آتش رو پيدا کنيم

324
00:35:12,652 --> 00:35:14,654
.تله هستا! نگيد بهتون اخطار ندادم

325
00:35:15,696 --> 00:35:16,697
!ناديده بگيرينش

326
00:35:17,323 --> 00:35:22,912
!پس اسمت ساکاست،درسته؟
.زنداني دوست داشتنيم خيلي ازت ياد ميکرد

327
00:35:23,830 --> 00:35:26,415
.اون متقاعد شده بود که تو مياي و آزادش ميکني

328
00:35:26,499 --> 00:35:29,794
.البته،تو هيچوقت نيومدي و اون ديگه بيخيالت شد

329
00:35:33,756 --> 00:35:34,757
...بيا ببينم چي ميگي

330
00:35:41,430 --> 00:35:43,724
!سوکي کجاست؟

331
00:35:45,476 --> 00:35:48,771
،بعد از اينکه امروز اينجا رو ترک کردم
.عمو آيرو رو از زندانش آزاد ميکنم

332
00:35:49,438 --> 00:35:53,401
.و براي بخشش اون بهش التماس ميکنم
.اون کسيه که براي من يه پدر واقعي بوده

333
00:35:53,901 --> 00:35:59,323
واقعاً زيباست،شايد بتونه راه و روش چاي درست کردن
.و "شکست" رو بهت آموزش بده

334
00:35:59,615 --> 00:36:02,702
.اما به يه نتيجه‌ي مهمتر هم رسيدم

335
00:36:03,786 --> 00:36:07,290
!من به آواتار ملحق ميشم
.و بهش کمک ميکنم که شکستت بده

336
00:36:07,665 --> 00:36:13,254
،واقعاً؟ از اون جايي که حالا يه خائن احمق و خنگ شدي
و اينقدر دلت ميخواد که من بميرم،چرا معطل ميکني؟

337
00:36:13,754 --> 00:36:18,342
من قدرتي ندارم،تو شمشير دستته،چرا همين الآن تمومش نميکني؟

338
00:36:18,718 --> 00:36:23,306
،چون من سرنوشت خودم رو ميدونم
.شکست دادن تو سرنوشت آواتاره

339
00:36:23,306 --> 00:36:26,309
.خداحافظ

340
00:36:27,226 --> 00:36:31,314
،بزدل! تو فکر ميکني به اندازه‌اي شجاع هستي که با من رو در رو بشي
.اما تنها در طول يه خورشيد گرفتگي اينکار رو ميکني

341
00:36:31,522 --> 00:36:35,818
.اگه شجاعت حقيقي داشتي،ميموندي تا خورشيد در بياد

342
00:36:36,527 --> 00:36:39,906
نميخواي بدوني براي مادرت چه اتفاقي افتاد؟

343
00:36:52,877 --> 00:36:54,378
اون شب چه اتفاقي افتاد؟

344
00:36:54,837 --> 00:37:02,136
پدرم،پادشاه آتش آزولان،به من دستور داد
.تا کار خارج از عقلي رو با تو بکنم،با پسر خودم

345
00:37:02,595 --> 00:37:09,268
و منم ميخواستم انجامش بدم،اما مادرت قضيه رو فهميد
.و قسم خورد که به هر قيمتي ازت محافظت کنه

346
00:37:09,644 --> 00:37:13,356
.اون ميدونست که من تاج و تخت رو ميخوام و يه نقشه پيشنهاد داد

347
00:37:13,356 --> 00:37:19,487
.يه نقشه که توش من پادشاه آتش ميشدم و زندگي تو بهت بخشيده ميشد

348
00:37:20,196 --> 00:37:23,491
!سوکي کجاست؟! جواب بده

349
00:37:24,200 --> 00:37:25,660
!ساکا اون حرف نميزنه

350
00:37:27,578 --> 00:37:29,413
کجا نگه ميداريش؟

351
00:37:29,664 --> 00:37:34,252
.مادرت کار شرورانه و خيانت کارانه‌اي اون شب انجام داد

352
00:37:34,335 --> 00:37:40,341
.اون عواقبش رو ميدونست و قبولشون کرد
.به خاطر خيانتش تبعيد شد

353
00:37:40,591 --> 00:37:41,592
.پس اون زنده است

354
00:37:42,385 --> 00:37:52,895
.شايد،اما حالا ميفهمم که تبعيد براي همچين خطايي خيلي بخشندگي‌ـه
.مجازات تو خيلي شديدتر خواهد بود

355
00:38:14,959 --> 00:38:17,962
.اوه،مثل اينکه آتش افزاري دوباره روشن شده

356
00:38:26,137 --> 00:38:32,143
،بابام ته راهرو و پايين راه پله‌ مخفي سمت چپه
.مطمئنم از اينکه الآن ببينت خيلي بيشتر هم خوشحال ميشه

357
00:38:33,060 --> 00:38:36,022
!من گولش رو خوردم! همه‌ي وقتمون رو هدر دادم

358
00:38:36,147 --> 00:38:41,235
.تقصير تو نيست ساکا.آزولا براي ما آماده بود
.اون براي هر حرکتي نقشه کشيده بود

359
00:38:42,278 --> 00:38:43,904
.و حالا ديگه خيلي ديره

360
00:38:44,196 --> 00:38:49,702
!شايد خيلي دير نيست
.خورشيد گرفتگي تمومه،اما من هنوزم ميتونم با پادشاه آتش رو در رو بشم

361
00:38:50,119 --> 00:38:52,038
.نه،فکر نميکنم اون ايده‌ي خوبي باشه

362
00:38:52,288 --> 00:38:55,916
اما من آماده‌ام! من براي انجام يه کار اومدم
.اينجا و همه روي من حساب ميکنن

363
00:38:56,917 --> 00:38:59,003
.اين دفعه پادشاه آتش ميدونست که ما داريم ميايم

364
00:38:59,045 --> 00:39:02,048
.ما فکر کرديم عنصر غافلگيري رو با خودمون داريم،اما نداشتيم

365
00:39:02,173 --> 00:39:05,760
!فقط امروز روز ما نبود
.کاري که الآن بايد بکنيم اينه که به دوستامون کمک کنيم

366
00:39:06,344 --> 00:39:07,845
.فکر کنم حق با شماست

367
00:39:07,970 --> 00:39:10,598
.تو يه شانسي ديگه پيدا ميکني،ميدونم که ميکني

368
00:39:16,062 --> 00:39:19,065
بايد چيکار کنيم هاکودا؟
نبايد تا الآن اتفاقي مي‌افتاد؟

369
00:39:19,231 --> 00:39:20,524
.نميدونم

370
00:39:20,608 --> 00:39:25,780
،اما حالا که خورشيد گرفتگي تموم شده
.انتظار دارم تا چند دقيقه‌ي ديگه چندتا آتش افزار ببينيم

371
00:39:34,163 --> 00:39:38,167
!اختراع خودم،اوه اين خيلي بده

372
00:39:50,096 --> 00:39:51,097
!اونا برگشتن

373
00:40:05,653 --> 00:40:09,448
همش يه تله بود،آزولا ميدونست که ما داريم ميايم
.و هر حرکتي رو پيش بيني کرده بود

374
00:40:10,908 --> 00:40:12,576
!فقط بايد هرچه سريعتر به ساحل برسيم

375
00:40:12,660 --> 00:40:15,371
،اگه بتونيم به زيردريايي‌ها برسيم
.شايد بتونيم صحيح و سالم از اينجا فرار کنيم

376
00:40:15,413 --> 00:40:22,420
!اونا قدرت آسمان رو دارن! اما منم دارم
.هر کاري از دستم بر بياد انجام ميدم تا سرعتشون رو کم کنم

377
00:40:25,339 --> 00:40:27,633
.آپا من و تو هم ميتونيم کمک کنيم

378
00:40:30,386 --> 00:40:32,763
!همه‌ي افراد،بيايد برگرديم به زيردريايي‌ها

379
00:41:01,625 --> 00:41:04,211
!نميتونيم همه‌شون رو کند کنيم،اونا خيلي زيادن

380
00:41:05,129 --> 00:41:06,130
!بيا بريم پيش بقيه

381
00:41:18,976 --> 00:41:19,977
!عمو

382
00:41:25,357 --> 00:41:26,358
عموي من کجاست؟

383
00:41:26,817 --> 00:41:30,112
!اون رفته،خودش رو فراري داد

384
00:41:30,154 --> 00:41:34,074
.من...من هيچوقت چيزي مثل اون نديده بودم،اون به تنهايي مثل يه ارتش بود

385
00:41:41,832 --> 00:41:44,835
.سعي کنيد يه محافظ پيدا کنيد! فکر کنم قراره يه چندتا بمب ببينيم

386
00:42:04,438 --> 00:42:06,440
چرا برنميگردن تا دوباره بهمون حمله کنن؟

387
00:42:07,900 --> 00:42:11,820
!اونا دارن ميرن سمت ساحل،ميخوان زيردريايي‌ها رو نابود کنن

388
00:42:12,363 --> 00:42:13,489
حالا همه‌مون چطوري ميخوايم فرار کنيم؟

389
00:42:13,531 --> 00:42:14,532
.نميتونيم

390
00:42:15,824 --> 00:42:20,538
،پس تنها انتخاب‌مون اينه که بايستيم و مبارزه کنيم
.ما آواتار رو داريم،هنوزم ميتونيم برنده بشيم

391
00:42:21,330 --> 00:42:25,209
!آره،با آواتار ميتونيم برنده بشيم اما يه روز ديگه

392
00:42:25,251 --> 00:42:29,046
.شما بچه‌ها بايد بريد،بايد با هم سوار آپا بشيد و بريد

393
00:42:29,171 --> 00:42:33,175
.چي؟ ما نميتونيم شما رو جا بذاريم
!ما هيچ کس رو جا نمیذاريم

394
00:42:33,717 --> 00:42:36,136
.شما تنها شانس ما بعد اين همه مدت هستيد

395
00:42:36,136 --> 00:42:38,931
.تو و ساکا بايد با آنگ به يه جاي امن بريد

396
00:42:39,056 --> 00:42:41,058
.اين تنها راهي‌ـه که ميشه اميد رو زنده نگه داشت

397
00:42:41,141 --> 00:42:43,852
.بقيه‌ي افراد جوون گروه هم با شما ميان

398
00:42:43,978 --> 00:42:46,605
.بزرگترها عقب ميمونن و تسليم ميشن

399
00:42:46,605 --> 00:42:50,109
.ما زنداني ميشيم،اما همه‌مون از اين جنگ زنده بيرون ميايم

400
00:42:50,859 --> 00:42:54,238
.من در مورد زندان‌هاي ملت آتش تجربه دارم

401
00:42:54,280 --> 00:42:56,782
.آسون نخواهد بود اما ما تحملش ميکنيم

402
00:42:56,865 --> 00:42:57,866
!اونا رسيدن به ساحل

403
00:43:38,490 --> 00:43:39,491
.خدانگهدار پسرم

404
00:43:39,825 --> 00:43:42,328
.خدانگهدار بابا،من واقعاً بهت افتخار ميکنم

405
00:43:47,041 --> 00:43:48,042
.دلم برات تنگ ميشه پيپسکوييک

406
00:43:48,626 --> 00:43:49,627
.مراقب خودت باش دوک

407
00:43:52,379 --> 00:43:53,380
.برميگرديم دنبالتون بابا

408
00:43:53,672 --> 00:43:56,175
.اگه اول خودمون فرار نکنيم

409
00:43:59,470 --> 00:44:02,848
.ما امروز باختيم اما هيچوقت اينقدر به پيروزي نزديک نبوديم

410
00:44:02,890 --> 00:44:06,268
.ما طعم پيروزي رو چشيديم،اين خودش خيليه

411
00:44:06,560 --> 00:44:07,561
.دلمون برات تنگ ميشه بابا

412
00:44:09,813 --> 00:44:13,400
.خدانگهدار بابا،اين دفعه ديگه مدت زمان زيادي از هم دور نميمونيم،قول ميدم

413
00:44:21,533 --> 00:44:27,122
.به خاطر اينکه اين همه شجاع و قوي بوديد ممنونم
.مطمئن باشيد براتون جبران ميکنم

414
00:44:44,598 --> 00:44:45,808
بايد دنبالشون کنيم پرنسس؟

415
00:44:45,891 --> 00:44:49,895
.نه،اونا خيلي سريع هستن،مهم هم نيست،خودشون برميگردن

416
00:44:53,774 --> 00:44:58,278
.من يه جاي خوب ميشناسم که ميتونيم بريم و يه مدت امنيت داشته باشيم
.معبد باد غربي
