﻿1
00:00:02,002 --> 00:00:04,337
"آب"

2
00:00:04,337 --> 00:00:06,214
"خاک"

3
00:00:06,214 --> 00:00:08,341
"آتش"

4
00:00:08,341 --> 00:00:09,634
"باد"

5
00:00:10,677 --> 00:00:14,806
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:14,806 --> 00:00:18,893
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,102 --> 00:00:23,231
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,231 --> 00:00:26,359
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:26,735 --> 00:00:30,530
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:30,530 --> 00:00:32,365
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,490 --> 00:00:34,576
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:34,576 --> 00:00:38,329
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,329 --> 00:00:41,958
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:47,964 --> 00:00:50,383
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,759 --> 00:00:53,344
.تو و ساکا بايد با آنگ بريد به يه جاي امن

16
00:00:53,470 --> 00:00:55,597
.اين تنها راهي‌ـه که ميشه اميد رو زنده نگه داشت

17
00:00:56,097 --> 00:00:59,434
!من به آواتار ملحق ميشم
.و بهش کمک ميکنم که شکستت بده

18
00:00:59,851 --> 00:01:04,064
،از اون جايي که حالا يه خائن احمق و خنگ شدي
و اينقدر دلت ميخواد که من بميرم،چرا معطل ميکني؟

19
00:01:04,189 --> 00:01:05,690
.چون من سرنوشت خودم رو ميدونم

20
00:01:06,191 --> 00:01:08,193
.شکست دادن تو سرنوشت آواتاره

21
00:01:08,651 --> 00:01:11,237
.من يه جاي خوب ميشناسم که ميتونيم بريم و يه مدت امنيت داشته باشيم

22
00:01:11,571 --> 00:01:13,281
.معبد باد غربي

23
00:01:19,120 --> 00:01:23,750
آتش : کتاب سوم
قسمت دوازدهم : معبد باد غربي

24
00:01:37,639 --> 00:01:39,349
.اين تحقير آميزه

25
00:01:39,766 --> 00:01:41,476
...منظورت شکست مفتضحانه‌ي ما به دست ملت آتشه

26
00:01:41,476 --> 00:01:44,270
يا اينکه مجبوريم تا معبد باد غربي پياده راه بريم؟...

27
00:01:44,771 --> 00:01:46,106
.هر دو

28
00:01:46,523 --> 00:01:50,110
.متأسفم بچه،اما آپا از حمل کردن اين همه آدم خسته ميشه

29
00:01:52,904 --> 00:01:54,489
.ميخوام بدونم بقيه‌ي افراد حالشون چطوره

30
00:01:54,614 --> 00:01:56,407
.احتمالاً در راه رفتن به يه زندانن

31
00:01:56,616 --> 00:01:59,661
.مثل اينکه بابام تازه بيرون اومده بود،اما حالا دوباره داره برميگرده اون تو

32
00:02:01,371 --> 00:02:02,497
.من دلم براي پيپسکوئيک تنگ شده

33
00:02:03,123 --> 00:02:05,125
.من دلم براي اون موقع که پام تاول نداشت تنگ شده

34
00:02:08,086 --> 00:02:10,380
.هي! رسيديم! ميتونم حس کنم

35
00:02:11,923 --> 00:02:14,717
...آه،...فکر کنم پاهات بايد چشماشون رو چک کنن

36
00:02:16,177 --> 00:02:18,847
!نه،اون درست ميگه،ما رسيديم

37
00:02:22,100 --> 00:02:24,936
.واو! اين فوق العاده است

38
00:03:01,055 --> 00:03:03,349
.چه منظره‌ي خيره کننده‌اي

39
00:03:03,558 --> 00:03:07,187
.تنها منظره‌اي که من علاقه دارم ببينم،آواتار توي غل و زنجيره

40
00:03:08,438 --> 00:03:13,151
.ميدوني که 100 ساله کسي آواتار رو نديده

41
00:03:13,693 --> 00:03:17,614
.شانس پيدا کردنش اينجا خيلي کمه

42
00:03:17,864 --> 00:03:19,657
.اول هر کدوم از معابد باد رو چک ميکنيم

43
00:03:19,657 --> 00:03:20,742
.بعد دور دنيا رو ميگرديم

44
00:03:20,742 --> 00:03:23,828
.حتي دور افتاده‌ترين جاها رو هم ميگرديم تا پيداش کنيم

45
00:03:23,870 --> 00:03:25,205
...پرنس زوکو

46
00:03:25,705 --> 00:03:29,000
.از تبعيدتون فقط يک هفته گذشته...

47
00:03:29,834 --> 00:03:33,129
.بايد يه مدت براي خوب شدن و استراحت بذاريد

48
00:03:33,171 --> 00:03:37,592
.از تنبل‌ترين مرد ملت آتش انتظار شنيدن چه چيز ديگه‌اي رو داشتم

49
00:03:38,927 --> 00:03:42,430
...تنها راه دوباره بدست آوردن افتخارم پيدا کردن آواتاره

50
00:03:43,473 --> 00:03:45,141
.که همينطور هم ميشه...

51
00:04:07,747 --> 00:04:09,958
.خيلي متفاوت‌تر از معبد باد شماليه

52
00:04:10,375 --> 00:04:12,168
.در عجبم که اتاق‌هاي مخفي هم داره يا نه

53
00:04:12,627 --> 00:04:14,379
.بيايد بريم نگاه کنيم

54
00:04:19,467 --> 00:04:22,637
.شماها بريد،من فکر کنم ما بايد در مورد چندتا چيز صحبت کنيم

55
00:04:23,888 --> 00:04:25,515
.باهات مسابقه ميدم دوک

56
00:04:25,556 --> 00:04:28,351
.بهت گفتم که اسمم دوک نخ ريسي نيست

57
00:04:28,351 --> 00:04:29,894
من چرا نميتونم برم؟

58
00:04:29,894 --> 00:04:32,230
.بايد تصميم بگيريم الآن ميخوايم چيکار کنيم

59
00:04:32,230 --> 00:04:35,066
و از اونجايي که تو آواتاري گفتيم شايد
.بايد تو هم بخشي از اين موضوع باشي

60
00:04:37,443 --> 00:04:38,653
.منصفانه است

61
00:04:39,237 --> 00:04:40,780
خب،نقشه‌ي جديد چيه؟

62
00:04:40,780 --> 00:04:42,365
...خب اگه نظر من رو بخواي

63
00:04:42,407 --> 00:04:45,535
.نقشه‌ي جديد...همون نقشه‌ي قديدميه

64
00:04:45,535 --> 00:04:50,039
تو بايد به هر چهار عنصر مسلط بشي
.و قبل از اومدن شهاب سنگ با پادشاه آتش رو به رو بشي

65
00:04:50,081 --> 00:04:51,874
!اوه آره،عاليه

66
00:04:51,874 --> 00:04:54,419
.مشکلي نيست،خيلي راحت انجامش ميدم

67
00:04:54,711 --> 00:04:57,338
.آنگ،کسي نگفت که قراره آسون باشه

68
00:04:57,338 --> 00:04:59,674
.خب،حتي ممکن هم نيست تا سخت باشه

69
00:04:59,757 --> 00:05:02,468
از کجا بايد يه استاد آتش افزاري پيدا کنم؟

70
00:05:03,094 --> 00:05:04,804
.ميتونيم دنبال جانگ جانگ بگرديم

71
00:05:04,929 --> 00:05:09,434
.آره،حتماً.عمراً دوباره بتونيم به جانگ جانگ رو ببينيم

72
00:05:09,809 --> 00:05:10,643
...اين کيـ

73
00:05:10,935 --> 00:05:14,272
.اوه،بيخيال...اگه مهم باشه خودم ميفهمم

74
00:05:15,106 --> 00:05:17,317
.اوه خب،حدس بزن چي شد،ما هيچکس رو نميتونيم پيدا کنيم

75
00:05:17,317 --> 00:05:19,319
پس چرا نميريم يه دور خوب توي معبد بزنيم؟

76
00:05:23,698 --> 00:05:24,824
اون چشه؟

77
00:05:26,326 --> 00:05:29,454
.بايد يکي باشه که بتونه بهش آتش افزاري ياد بده

78
00:05:33,166 --> 00:05:34,167
...سلام

79
00:05:34,167 --> 00:05:35,168
.زوکو هستم...

80
00:05:35,168 --> 00:05:37,295
.اما فکر کنم احتمالاً خودتون از قبل من رو ميشناسيد

81
00:05:37,295 --> 00:05:39,213
.يه جورايي...آه

82
00:05:39,255 --> 00:05:43,468
.خب،موضوع اينه که،من خيلي تجربه‌ي آتش افزاري دارم

83
00:05:43,468 --> 00:05:45,303
.و از نظر خودم هم خيلي کارم خوبه

84
00:05:45,345 --> 00:05:47,555
...خب خودت از نزديک ديدي

85
00:05:47,597 --> 00:05:49,223
...ميدوني،همون موقع که داشتم بهت حمله ميکردم...

86
00:05:49,223 --> 00:05:51,851
.آه،آره فکر کنم بايد بخاطرش ازت معذرت خواهي کنم

87
00:05:52,060 --> 00:05:53,770
.امـ...اما،به هر جهت...من الآن خوبم

88
00:05:53,936 --> 00:05:55,605
.يعني فکر ميکردم قبلاً خوبم

89
00:05:55,605 --> 00:05:58,107
.اما فهميدم که بد بودم

90
00:05:58,524 --> 00:06:04,072
اما به هر حال...فکر کنم وقتش رسيده که
.به گروهتون ملحق بشم و به آواتار آتش افزاري ياد بدم

91
00:06:09,827 --> 00:06:11,996
!خب،جوابت چيه؟

92
00:06:14,123 --> 00:06:16,125
!آره،منم همين رو ميگفتم

93
00:06:17,502 --> 00:06:20,713
چجوري بايد اينا رو متقاعد کنم که من طرف اونام؟

94
00:06:21,255 --> 00:06:22,423
عمو چيکار ميکرد؟

95
00:06:22,965 --> 00:06:29,389
،زوکو،تو بايد به درون خودت نگاه کني
.تا خودت رو از دست اون يکي خودت نجات بدي

96
00:06:30,014 --> 00:06:35,061
.تنها اون موقع خود واقعيت خودش رو آشکار ميکنه

97
00:06:38,106 --> 00:06:40,608
!حتي وقتي دارم به جاي اون حرف ميزنم نميتونم بفهمم منظورش چيه

98
00:06:41,150 --> 00:06:42,443
آزولا چيکار ميکرد؟

99
00:06:43,736 --> 00:06:50,701
گوش کن آواتار من ميتونم به گروهتون ملحق بشم
.يا ميتونم يه کار خيلي وحشتناک با تو و دوستات بکنم

100
00:06:50,743 --> 00:06:52,620
.انتخاب با خودته

101
00:06:53,454 --> 00:06:55,873
.فکر کنم اونقدرا توي نقش بازي کردن خوب نيستم

102
00:07:08,678 --> 00:07:12,223
آنگ،حالا ميتونيم در مورد اينکه تو بايد آتش افزاري ياد بگيري صحبت کنيم؟

103
00:07:12,223 --> 00:07:18,146
.چــي؟ فشار باد توي گوشام خيلي زياده نميتونم بشنوم
.اين حرکت حلقوي رو داشته باشيد

104
00:07:22,191 --> 00:07:25,862
.آنگ،فکر کنم بايد در مورد آينده‌ي خودمون برنامه بچينيم

105
00:07:26,154 --> 00:07:30,741
خيلي خب،ميتونيم وقتي دارم ميز بزرگ
.پايشو رو بهتون نشون ميدم درموردش حرف بزنيم

106
00:07:31,075 --> 00:07:33,619
.اوه،شما عاشق اتاق بازتاب صدا در طول تمام روز ميشيد

107
00:07:33,828 --> 00:07:35,496
.فکر کنم اون بايد صبر کنه

108
00:07:42,378 --> 00:07:44,881
.سلام.زوکو هستم

109
00:07:50,970 --> 00:07:56,184
...شنيدم که شماها دارين اين اطراف پرواز ميکنيد پس
.فکر کردم همينجا منتظرتون بمونم

110
00:08:06,819 --> 00:08:09,030
.ميدونم بايد از ديدن من اينجا غافلگير شده باشين

111
00:08:09,238 --> 00:08:12,074
.در واقع نه،از اونجايي که تو کل دنيا ما رو دنبال کردي

112
00:08:12,700 --> 00:08:16,245
...درسته...خب،آه به هر حال

113
00:08:16,287 --> 00:08:19,957
.چيزي که ميخواستم بهتون بگم...اينه که من تغيير کردم

114
00:08:20,374 --> 00:08:22,502
.و آه،من الآن خوب شدم

115
00:08:22,835 --> 00:08:24,837
.و فکر کنم بايد به گروهتون ملحق بشم

116
00:08:25,087 --> 00:08:28,674
.اوه،و ميتونم به تو آتش افزاري ياد بدم

117
00:08:30,927 --> 00:08:31,886
...ببين،من،آه

118
00:08:32,053 --> 00:08:33,596
!تو الان ميخواي چيکار کني؟

119
00:08:33,679 --> 00:08:36,849
!امکان نداره فکر کني يک در هزار کسي از ما بهت اعتماد ميکنه،ميتوني؟

120
00:08:36,933 --> 00:08:38,893
!يعني فکر ميکني ما چقدر احمقيم؟

121
00:08:39,060 --> 00:08:42,605
آره،همه‌ي کاري که هميشه کردي اين بود که
.رد ما رو بزني و آنگ رو دستگير کني

122
00:08:43,064 --> 00:08:44,357
.کارهاي خوبم کردم

123
00:08:44,607 --> 00:08:48,444
.يعني توي باسنگ سِي ميتونستم گاوميشت رو بدزدم اما آزادش کردم

124
00:08:48,694 --> 00:08:49,779
.اين خودش خيليه

125
00:08:52,240 --> 00:08:54,242
.به نظر ميرسه آپا دوستش داره

126
00:08:54,242 --> 00:08:59,372
احتمالاً خودش رو با عسل يا يه همچين چيزي پوشونده
.تا آپا ليسش بزنه،من خر نميشم

127
00:08:59,622 --> 00:09:03,960
،ميتونم درک کنم چرا نميتونيد به من اعتماد کنيد
.و ميدونم يه سري اشتباه تو گذشته انجام دادم

128
00:09:03,960 --> 00:09:05,586
.مثل زماني که به روستاي ما حمله کردي

129
00:09:05,795 --> 00:09:09,799
يا زماني که گردنبند مادرم رو دزديدي و
.ازش استفاده کردي تا رد ما رو بزني و دستگيرمون کني

130
00:09:10,174 --> 00:09:13,344
.ببينيد،من قبول ميکنم که يه سري کاراي وحشتناک انجام دادم

131
00:09:13,469 --> 00:09:17,640
اينکه سعي داشتم شما رو دستگير کنم اشتباه بود
.و متأسفم که به قبيله‌ي آب حمله کردم

132
00:09:18,057 --> 00:09:20,560
و هيچوقت نبايد اون آدمکش اهل ملت آتش
.رو دنبال شما ميفرستادم

133
00:09:20,685 --> 00:09:21,852
...من سعي ميکنم دست از

134
00:09:21,852 --> 00:09:24,146
!صبر کن ببينم! تو مرد منفجره رو دنبال ما فرستادي

135
00:09:24,480 --> 00:09:26,357
...خب،اون اسمش نيست،اما

136
00:09:26,357 --> 00:09:29,944
!اوه،ببخشيد،نميخواستم به دوستت توهين کنم

137
00:09:30,236 --> 00:09:31,529
.اون دوست من نيست

138
00:09:31,737 --> 00:09:35,366
!اون يارو من و کاتارا رو توي زندان انداخت و سعي کرد ما رو منفجر کنه

139
00:09:37,076 --> 00:09:38,578
تو چرا هيچي نميگي؟

140
00:09:39,412 --> 00:09:41,914
.خودت يه بار گفتي فکر ميکني ميتونيم با هم دوست باشيم

141
00:09:42,957 --> 00:09:45,167
.ميدوني که من خوبي هم توي خودم دارم

142
00:09:50,006 --> 00:09:53,134
.امکان نداره بعد از اون همه کاري که کردي ما بهت اعتماد کنيم

143
00:09:53,134 --> 00:09:55,136
.ما هيچوقت نميذاريم به ما ملحق بشي

144
00:09:55,803 --> 00:09:58,014
!بايد از اينجا بري،حالا

145
00:10:01,601 --> 00:10:04,520
.من دارم سعي ميکنم توضيح بدم که ديگه اون آدم نيستم

146
00:10:04,729 --> 00:10:06,731
.يا تو ميري،يا ما حمله ميکنيم

147
00:10:07,898 --> 00:10:12,445
.اگه من رو به عنوان دوست نمي‌پذيرين،شايد به عنوان زنداني قبولم کنيد

148
00:10:12,612 --> 00:10:14,155
!نه،نميکنيم

149
00:10:15,781 --> 00:10:17,950
!از اينجا برو و ديگه هم برنگرد

150
00:10:18,075 --> 00:10:22,622
...و اگه يه بار ديگه ببينيمت
.خب بهتره که ديگه نبينيمت

151
00:10:39,263 --> 00:10:41,807
.آه،نميتونم باور کنم چقدر احمقم

152
00:10:41,891 --> 00:10:45,645
،يعني چي داشتم با خودم فکر مي‌کردم
.بهشون گفتم يه آدمکش دنبال‌شون فرستادم

153
00:10:45,936 --> 00:10:50,232
چرا نگفتم آزولا اينکار رو کرد؟
.اونا باور ميکردن،احمق

154
00:10:57,323 --> 00:10:59,367
چرا بايد سعي کنه اونطوري ما رو خر کنه؟

155
00:10:59,367 --> 00:11:01,994
.واضحه که ميخواد ما رو به سمت يه تله بکشونه

156
00:11:01,994 --> 00:11:05,414
.اين درست مثل وقتيه که با هم تو زندان توي باسينگ سِي بوديم

157
00:11:05,623 --> 00:11:10,252
اون شروع کرد به صحبت کردن در مورد مادرش
.و جوري نقش بازي کرد که انگار واقعاً يه انسان با احساساته

158
00:11:10,252 --> 00:11:15,591
اون ميخواد بهش اعتماد کني و دلت براش بسوزه
.پس گاردت رو باز کني،بعد هم اون حمله کنه

159
00:11:16,425 --> 00:11:20,346
.مشکل اينه که جواب داد،من دلم براش سوخت

160
00:11:20,554 --> 00:11:23,349
.حس کردم انگار واقعاً گيجه و آسيب ديده

161
00:11:23,808 --> 00:11:28,896
اما واضحه که وقتي زمانش رسيد اون تصميم خودش
.رو گرفت و ما هم تاوانش رو پس داديم

162
00:11:29,355 --> 00:11:31,232
.ما نيمتونيم بهش اعتماد کنيم

163
00:11:31,232 --> 00:11:36,153
.من يه جورايي يه اعترافي دارم که بکنم
يادتونه وقتي شما مريض بودين من توسط ژائو دستگير شده بودم؟

164
00:11:36,153 --> 00:11:39,782
،و تو مجبورمون کردي قورباغه‌ي يخ زده بمکيم
چطوري ميتونم فراموش کنم؟

165
00:11:39,782 --> 00:11:43,994
.تا يه ماه روي زبون کوچيکه‌ي خودم يه زيگيل داشتم

166
00:11:44,412 --> 00:11:47,415
.ساکا من بهش نگاه کردم و گفتم که چيزي اونجا نبود

167
00:11:47,915 --> 00:11:51,043
.ميتونستم حسش کنم،مثل اينکه زبون کوچيکه‌ي خودم بودا

168
00:11:51,460 --> 00:11:55,381
به هر حال وقتي ژائو من رو بسته بود
.اين زوکو بود که اومد و من رو نجات داد

169
00:11:55,881 --> 00:11:57,800
.اون زندگيش رو به خاطر نجات من به خطر انداخت

170
00:11:58,092 --> 00:12:01,804
امکان نداره،من مطمئنم فقط به خاطر
.اينکه خودش دستگيرت کنه آزادت کرد

171
00:12:01,804 --> 00:12:05,182
.آره،قبولش کن آنگ،تو چيزي به جز يه جايزه‌ي بزرگ براي اون نيستي

172
00:12:05,182 --> 00:12:06,392
.احتمالاً حق با شماست

173
00:12:06,392 --> 00:12:10,479
و اون چرت و پرتا در مورد آزاد کردن آپا چي بود؟
!چه دروغگويي

174
00:12:10,688 --> 00:12:12,523
.در واقع اون دروغ نميگفت

175
00:12:13,023 --> 00:12:18,362
اوه،هورا،بعد از يه دوره زندگي شيطاني
.حداقل آزار حيوانات رو به ليستش اضافه نکرد

176
00:12:18,446 --> 00:12:24,577
من فقط دارم ميگم...با توجه به خانواده‌ي داغونش
.و اينکه چجوري بزرگ شده،ميتونست خيلي بدتر از اينم بشه

177
00:12:25,411 --> 00:12:28,873
.درست ميگي تاف،بيا بريم پيداش کنيم و بهش يه مدال بديم

178
00:12:28,873 --> 00:12:32,084
."جايزه‌ي "به اون اندازه که ميتونستي عوضي بشي ولي نشدي

179
00:12:32,084 --> 00:12:35,921
تمام چيزي که من ميدونم اينه که اون مدتي
.که داشت با ما حرف ميزد رو راست بود

180
00:12:35,963 --> 00:12:39,925
شايد همه‌ي شما داريد ميذاريد احساسات آسيب ديده‌اي
.که داريد جلوي درست فکر کردن‌تون رو بگيره

181
00:12:40,134 --> 00:12:43,637
گفتنش براي تو آسونه! تو که اون موقع
...وقتي به دزداي دريايي گفت به ما حمله کنن که نبودي

182
00:12:43,721 --> 00:12:45,931
...يا وقتي که جزيره‌ي کيوشي رو آتيش زد...

183
00:12:45,931 --> 00:12:48,184
.يا وقتي که سعي کرد من رو توي معبد آتش بگيره...

184
00:12:48,601 --> 00:12:50,728
!اصلاً تو چرا بايد بخواي ازش دفاع کني؟

185
00:12:50,895 --> 00:12:54,982
.چون کاتارا،همه‌ي شما دارين يه واقعيت حياتي رو ناديده ميگيريد

186
00:12:55,691 --> 00:12:57,985
.آنگ به يه استاد آتش افزاري نياز داره

187
00:12:57,985 --> 00:13:01,113
.نميتونيم به يه نفر تو اين دنيا فکر کنيم که اينکار رو انجام بده

188
00:13:01,113 --> 00:13:05,284
!حالا يه نفر حيّ و حاضر مياد اينجا و شما حتي بهش فکر هم نمي‌کنيد

189
00:13:07,661 --> 00:13:09,789
.من زوکو رو به عنوان استادم قبول نميکنم

190
00:13:10,915 --> 00:13:12,708
.کاملاً درسته که قبول نميکني رفيق

191
00:13:12,708 --> 00:13:14,668
.خب فکر کنم ديگه موضوع حل شد

192
00:13:15,127 --> 00:13:19,048
.اَه اَه! ديگه داره برام سوال ميشه که اينجا کي واقعاً کوره

193
00:13:28,474 --> 00:13:30,935
!کي اونجاست؟ عقب وايسا

194
00:13:30,935 --> 00:13:31,811
.منم

195
00:13:36,524 --> 00:13:37,983
.تو پاهام رو سوزوندي

196
00:13:38,359 --> 00:13:40,110
!متأسفم
!يه اشتباه بود

197
00:13:41,278 --> 00:13:42,613
!ازم دور شو

198
00:13:46,325 --> 00:13:49,161
!بذار کمکت کنم،متأسفم

199
00:13:51,288 --> 00:13:53,082
!ولم کن! ولم کن

200
00:13:56,001 --> 00:14:00,005
!من نميدونستم که تويي،برگرد

201
00:14:02,466 --> 00:14:06,762
چرا من اينقدر توي خوب بودن بدم؟

202
00:14:17,648 --> 00:14:19,024
کسي تاف رو نديده؟

203
00:14:19,233 --> 00:14:21,735
.از ديروز که اونجوري قاطي کرده بود ديگه نديدمش

204
00:14:21,777 --> 00:14:24,238
.شايد فقط داره معبد باد رو ميگرده

205
00:14:24,405 --> 00:14:26,991
.يه چندتا جاي جالب براي تمرين خاک افزاري هست

206
00:14:27,700 --> 00:14:29,577
.فکر کنم بايد بريم دنبالش بگرديم

207
00:14:29,618 --> 00:14:31,579
.آه،بذار با سنگاش خوش باشه

208
00:14:31,745 --> 00:14:33,914
.من براي اينکه دوباره بخواد سرمون داد بزنه عجله ندارم

209
00:14:33,914 --> 00:14:35,249
.ما ميتونيم بريم دنبالش

210
00:14:35,541 --> 00:14:38,878
.آره،من ميخوام دوباره توي سال مجسمه‌ها سواري کنم

211
00:14:38,919 --> 00:14:41,005
.الآن که ترمزهام رو درست کردم خيلي بهترم ميشه

212
00:14:52,224 --> 00:14:53,601
تاف چي شده؟

213
00:14:53,893 --> 00:14:55,311
.پاهام سوخت

214
00:14:55,561 --> 00:14:57,396
اوه،نه! چي شد؟

215
00:14:57,563 --> 00:15:01,150
.همين الآن بهت گفتم،پاهام سوخت

216
00:15:01,525 --> 00:15:02,860
منظورم اين بود که چطوري؟

217
00:15:02,943 --> 00:15:05,362
.خب،من يه جورايي دشب رفتم زوکو رو ببينم

218
00:15:05,529 --> 00:15:06,780
!تو چيکار کردي

219
00:15:06,947 --> 00:15:07,615
!زوکو

220
00:15:08,449 --> 00:15:11,285
...من فقط فکر کردم اون ميتونه برامون مفيد باشه و

221
00:15:11,285 --> 00:15:14,246
.اگه باهاش صحبت کرده بودم شايد ميتونستيم به يه نتيجه‌اي برسيم

222
00:15:14,413 --> 00:15:15,915
.پس اون بهت حمله کرد

223
00:15:15,915 --> 00:15:18,459
.خب،هم کرد هم نکرد

224
00:15:18,459 --> 00:15:20,294
.يه جور تصادف بود

225
00:15:20,336 --> 00:15:22,171
.اما اون روت آتش افزاري کرد

226
00:15:22,296 --> 00:15:24,006
.آره

227
00:15:24,715 --> 00:15:29,178
.ديدي،تو به زوکو اعتماد کردي و سوختي،تقريباً

228
00:15:29,261 --> 00:15:33,349
.يه مدت طول ميکشه تا پاهات بهتر بشه
.اي کاش ميتونستم زودتر روشون کار کنم

229
00:15:33,474 --> 00:15:34,558
.آره،منم همينطور

230
00:15:34,642 --> 00:15:39,021
.واضحه که اگه زوکو تنها بمونه خيلي خطرناکه
.بايد بريم دنبالش

231
00:15:39,104 --> 00:15:41,732
.متنفرم که با پاي خودم برم تو يه دعوا ولي حق با توئه

232
00:15:41,732 --> 00:15:44,777
.بعد از کاري که با تاف کرد فکر نميکنم چاره‌اي داشته باشيم

233
00:15:45,152 --> 00:15:47,780
.خيلي ماهره ولي ما يه راه پيدا ميکنيم که بگيريمش

234
00:15:47,863 --> 00:15:49,698
.شايد بايد فقط دعوتش کنيد برگرده اينجا

235
00:15:49,990 --> 00:15:52,326
.اون يه بار خودش پيشنهاد داده که زنداني ما بشه

236
00:15:52,826 --> 00:15:56,664
...آره...بگيم برگرده و بهش بگيم زنداني ما بشه

237
00:15:56,664 --> 00:16:01,210
بعد که گرفتيمش کاري ميکنيم و واقعاً زنداني...
.خودمون ميکنيمش،عمراً شک کنه

238
00:16:01,251 --> 00:16:03,671
.تو استاد سورپرايزي ساکا

239
00:16:06,423 --> 00:16:08,759
.آه،همينه

240
00:16:09,093 --> 00:16:11,220
.حالا ميدونم بقيه‌ي شما چه حسي داريد

241
00:16:11,261 --> 00:16:13,639
.اينکه نتوني با پاهات جايي رو ببيني خيلي مزخرفه

242
00:16:45,295 --> 00:16:49,800
.دست نگه دار! ديگه نميخوام آواتار رو تعقيب کني

243
00:16:51,135 --> 00:16:54,346
!اين مأموريت تمومه
.دارم بهت دستور ميدم دست نگه داري

244
00:16:58,976 --> 00:17:01,520
.اگه به حمله کردن ادامه بدي بهت پولي نميدم

245
00:17:03,188 --> 00:17:06,025
.آه،خيلي خب،دو برابر بهت ميدم که دست نگه داري

246
00:18:09,588 --> 00:18:12,549
.اون داره کل اينجا رو منفجر ميکنه که از روي صخره بيفته

247
00:18:17,262 --> 00:18:20,557
.نميتونم برم بيرون و روش آب افزاري کنم بدون اينکه منفجرم کنه

248
00:18:20,557 --> 00:18:23,060
.و نميتونم زاويه‌ي خوبي از اين پايين ازش بدست بيارم

249
00:18:24,603 --> 00:18:26,605
.من ميدونم چجوري زاويه‌ش رو بدست بيارم

250
00:18:42,663 --> 00:18:45,290
.خيلي خب رفيق،الآن نا اميدم نکن

251
00:18:56,051 --> 00:18:58,137
!آره بومرنگ

252
00:19:04,351 --> 00:19:06,937
!آوو بومرنگ

253
00:19:48,979 --> 00:19:52,733
.نميتونم باور کنم که دارم اين رو ميگم...ولي مرسي زوکو

254
00:19:52,858 --> 00:19:55,569
!هي،من چي؟ من اون کار رو با بومرنگ کردم

255
00:19:55,569 --> 00:19:59,281
.گوش کنيد،ميدونم ديروز خوب منظورم رو توضيح ندادم

256
00:19:59,323 --> 00:20:02,826
.تو اين چند سال گذشته خيلي چيزا به سرم اومده،و سخت هم بوده

257
00:20:03,118 --> 00:20:07,247
اما دارم ميفهمم که بايد همه‌ي اون اتفاق‌ها
.برام ميفتاد تا حقيقت رو بفهمم

258
00:20:08,165 --> 00:20:11,877
،من فکر کردم افتخارم رو از دست دادم
.و به نحوي پدرم ميتونست اون رو به من برگردونه

259
00:20:13,086 --> 00:20:15,756
.اما الآن ميدونم،که کسي نميتونه افتخارت رو بهت بده

260
00:20:15,923 --> 00:20:19,259
.اون چيزيه که خودت با انتخاب کاري که درسته به دست مياري

261
00:20:19,676 --> 00:20:22,346
همه‌ي چيزي که الآن ميخوام اينه که
.نقشم رو توي پايان دادن اين جنگ داشته باشم

262
00:20:23,263 --> 00:20:27,267
و ميدونم که سرنوشتم اينه که بهت کمک کنم
.تا تعادل رو به دنيا برگردوني

263
00:20:29,102 --> 00:20:32,231
.بابت کاري که باهات کردم متأسفم
.يه تصادف بود

264
00:20:32,314 --> 00:20:34,316
.آتيش ميتونه خطرناک و وحشي باشه

265
00:20:34,524 --> 00:20:38,946
پس به عنوان يه آتش افزار بايد
...بيشتر مراقب باشم و قدرتم رو کنترل کنم

266
00:20:38,987 --> 00:20:41,490
.تا ناخواسته به مردم صدمه نزنم...

267
00:20:43,533 --> 00:20:46,745
.فکر کنم تو واقعاً قرار بوده که استاد آتش افزاري من بشي

268
00:20:47,037 --> 00:20:54,628
وقتي براي اولين بار سعي کردم آتش افزاري ياد بگيرم،کاتارا
.رو سوزوندم،و بعد از اون ديگه نميخواستم دوباره آتش افزاري کنم

269
00:20:56,338 --> 00:21:00,175
اما حالا ميدونم که ميفهمي آسيب زدن
.به کسايي که دوستشون داري چقدر راحته

270
00:21:01,760 --> 00:21:03,929
.دوست دارم که بهم آموزش بدي

271
00:21:06,306 --> 00:21:10,978
.مرسي،خيلي خوشحالم که من رو توي گروه خودتون قبول کردين

272
00:21:11,478 --> 00:21:15,565
زياد تند نرو،من هنوز بايد از دوستام بپرسم
.که از نظر اونا مشکلي نداشته باشه

273
00:21:15,565 --> 00:21:19,820
تاف،تو کسي هستي که زوکو سوزوند،چي فکر ميکني؟

274
00:21:21,363 --> 00:21:26,201
بذار بياد تو گروهمون.اينطوري بهم بيشتر زمان ميده
.تا تلافي سوزوندن پاهام رو سرش در بيارم

275
00:21:27,244 --> 00:21:27,953
ساکا؟

276
00:21:30,247 --> 00:21:32,958
.هي،تمام چيزي که من ميخوام اينه که پادشاه آتش رو شکست بديم

277
00:21:32,958 --> 00:21:35,836
.اگه تو فکر ميکني که اين راهشه،پس منم باهات موافقم

278
00:21:38,297 --> 00:21:39,089
کاتارا؟

279
00:21:46,722 --> 00:21:49,266
.من با هر چي که تو فکر ميکني درسته کنار ميام

280
00:21:50,684 --> 00:21:53,270
.نا اميدتون نميکنم قول ميدم

281
00:22:04,573 --> 00:22:07,075
.پس،بفرما ديگه،هيچ جا خونه‌ي خود آدم نميشه

282
00:22:07,200 --> 00:22:09,077
.فکر کنم،ميدوني،براي الآن

283
00:22:09,411 --> 00:22:12,080
.وسايلت رو باز کن،ناهار زود آماده ميشه

284
00:22:12,456 --> 00:22:14,624
.آه،به جمع ما خوش اومدي

285
00:22:18,003 --> 00:22:18,837
.آره

286
00:22:19,713 --> 00:22:23,091
.باشه،اين خيلي خيلي عجيبه

287
00:22:31,892 --> 00:22:36,772
.اگه مجبور بشم تمام روزهاي بقيه‌ي عمرم رو صرف تعقيب آواتار ميکنم

288
00:22:36,772 --> 00:22:38,899
.ميدونم سرنوشت منه که اون رو دستگير کنم

289
00:22:39,441 --> 00:22:43,695
.ميدونيد پرنس زوکو،سرنوشت چيز خنده داري‌ـه

290
00:22:44,029 --> 00:22:47,032
.آدم هيچوقت نميدونه چه اتفاقاتي ميفته

291
00:22:47,199 --> 00:22:52,079
...اما اگه يه ذهن باز و قلب روشن داشته باشي

292
00:22:52,120 --> 00:22:55,749
.بهت قول ميدم روزي سرنوشت "خودت" رو پيدا ميکني...

293
00:23:04,049 --> 00:23:07,803
.ممکنه تونسته باشي همه رو راضي کني که اين..."تغييرت" رو باور کنن

294
00:23:07,844 --> 00:23:11,932
اما تو و من خوب ميدونيم که توي انجام دادن
.کار درست تو گذشته خيلي مشکل داشتي

295
00:23:12,724 --> 00:23:15,185
.پس بذار همين الآن يه چيز رو بهت بگم

296
00:23:15,352 --> 00:23:18,563
...اگه يه قدم اشتباه برداري،يه جا سوتي بدي

297
00:23:18,563 --> 00:23:21,108
...يه دليل بهم بده که ممکنه به آنگ آسيب بزني...

298
00:23:21,108 --> 00:23:23,985
.اون موقع ديگه نيازي نيست که نگران سرنوشتت باشي...

299
00:23:24,027 --> 00:23:29,491
.چون من مطمئن ميشم که سرنوشتت تموم بشه،همون جا و همون لحظه،تا ابد
