﻿1
00:00:02,377 --> 00:00:04,754
"آب"

2
00:00:04,754 --> 00:00:06,631
"خاک"

3
00:00:06,631 --> 00:00:08,717
"آتش"

4
00:00:08,717 --> 00:00:10,010
"باد"

5
00:00:11,094 --> 00:00:15,223
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,223 --> 00:00:19,310
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,519 --> 00:00:23,606
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,606 --> 00:00:26,776
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,110 --> 00:00:30,947
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:30,947 --> 00:00:32,782
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,866 --> 00:00:34,993
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:34,993 --> 00:00:38,705
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,705 --> 00:00:42,333
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,006 --> 00:00:50,425
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,842 --> 00:00:52,218
خب،نقشه‌ي جديد چيه؟

16
00:00:52,510 --> 00:00:55,013
.نقشه‌ي جديد همون نقشه‌ي قديميه

17
00:00:55,055 --> 00:00:59,684
تو بايد به هر چهار عنصر مسلط بشي
.و قبل از اومدن شهاب سنگ با پادشاه آتش رو به رو بشي

18
00:00:59,726 --> 00:01:02,187
از کجا بايد يه استاد آتش افزاري پيدا کنم؟

19
00:01:02,353 --> 00:01:06,941
.سلام.زوکو هستم
.فکر کنم ديگه وقتش رسيده که به گروه‌تون ملحق بشم

20
00:01:07,025 --> 00:01:09,027
.و به آواتار آتش افزاري ياد بدم

21
00:01:09,110 --> 00:01:13,615
و ميدونم که سرنوشتم اينه که بهت کمک کنم
.تا تعادل رو به دنيا برگردوني

22
00:01:13,740 --> 00:01:17,243
.فکر کنم تو واقعاً قرار بوده که استاد آتش افزاري من بشي

23
00:01:18,369 --> 00:01:22,373
آتش : کتاب سوم
قسمت سيزدهم : استادان آتش افزاري

24
00:01:24,959 --> 00:01:30,965
ميدونم مضطربي،اما يادت باشه...آتش افزاري
.در نفس خودش چيزي نيست که ازش بترسي

25
00:01:32,967 --> 00:01:35,470
.باشه،چيزي نيست که ازش بترسم

26
00:01:35,595 --> 00:01:40,600
اما اگه بهش احترام نذاري،مثل يه
.کومودو-کرگدن عصباني تو رو ميجوه و تُفت ميکنه بيرون

27
00:01:41,392 --> 00:01:45,355
.حالا بهم نشون بده چي بلدي
.هر چقدر آتيش که ميتوني توليد کني

28
00:01:52,362 --> 00:01:56,866
.شايد يه کم بيشتر دستور العمل احتياج داشته باشم
يه نمونه شايد؟

29
00:01:57,075 --> 00:02:00,578
.ايده‌ي خوبيه.بهتره که يه چند قدم بري عقب

30
00:02:07,085 --> 00:02:10,880
!اون چي بود؟
.اون بدترين آتش افزاري‌اي بود که تا حالا ديدم

31
00:02:11,381 --> 00:02:13,383
.من فکر کردم خوبه

32
00:02:18,429 --> 00:02:20,140
چرا اينطوري ميشه؟

33
00:02:20,223 --> 00:02:25,228
.شايد به خاطر ارتفاعه-
.آره،ميتونه باشه-

34
00:02:33,862 --> 00:02:40,285
...فقط نفس بکش و-
.اون يکي يه جورايي داغ بود-

35
00:02:40,285 --> 00:02:43,371
!الکي من رو تشويق نکن
!خودت ميدوني بايد چجوري باشه

36
00:02:43,371 --> 00:02:44,664
.ببخشيد سيفوي آتشين

37
00:02:44,706 --> 00:02:46,332
!و ديگه من رو اونطوري صدا نکن

38
00:02:50,253 --> 00:02:54,716
سلام احمقا،اشکالي نداره عنصر احمقانه افزاري شما دوتا احمق رو نگاه کنم؟

39
00:02:55,175 --> 00:02:56,593
!برو بيرون

40
00:02:56,676 --> 00:03:03,683
.باشه،آروم باش.فقط داشتم شوخي ميکردم
.عنصر احمقانه افزاري،هنوزم حس شوخ طبعي خودم رو دارم

41
00:03:15,570 --> 00:03:20,074
.همه گوش کنيد،من يه سري خبر خيلي بد دارم،من چيزم رو از دست دادم

42
00:03:21,075 --> 00:03:23,578
.به من نگاه نکن،من به وسايلت دست نزدم

43
00:03:24,370 --> 00:03:27,582
.دارم در مورد آتش افزاريم حرف ميزنم،اون از بين رفته

44
00:03:31,502 --> 00:03:34,297
ببخشيد،من فقط دارم به چيز مسخره‌اي
.که تو اين موضوع هست فکر ميکنم

45
00:03:34,297 --> 00:03:38,676
ميدوني...اينکه چقدر به نفع ما ميشد اگه
خيلي وقت پيش آتش افزاريت رو از دست داده بودي؟

46
00:03:38,718 --> 00:03:42,472
.خب،کاملاً از بين نرفته،فقط به يه دلايلي ضعيفتره

47
00:03:42,764 --> 00:03:45,475
.شايد به اون اندازه که فکر ميکني خوب هستي،نيستي

48
00:03:49,562 --> 00:03:51,648
.فکر کنم به خاطر اينه که سمتم رو عوض کردم

49
00:03:52,023 --> 00:03:53,316
.مسخره است

50
00:03:53,650 --> 00:03:58,947
.نميدونم،شايد نيست
...شايد آتش افزاري تو از خشم شعله ميگره

51
00:03:58,988 --> 00:04:02,492
.و تو هم ديگه مثل قبل اون خشم رو نداري که آتيشت رو روشن کني...

52
00:04:02,617 --> 00:04:07,121
...پس تمام کاري که بايد بکنيم اينه که زوکو رو عصباني کنيم
.آسونه

53
00:04:10,208 --> 00:04:14,003
...خيلي خب،بس کن! ببين،حتي اگه حق با تو باشه

54
00:04:14,045 --> 00:04:18,299
.من ديگه نميخوام روي تنفر و خشم تکيه کنم
.بايد يه راه ديگه باشه

55
00:04:18,549 --> 00:04:22,178
.تو بايد ياد بگيري که آتش افزاريت رو از يه منبع ديگه به دست بياري

56
00:04:22,178 --> 00:04:24,639
.من منبع اصلي رو پيشنهاد ميکنم

57
00:04:25,014 --> 00:04:28,518
چجوري بايد اينکار رو انجام بده؟
با پريدن تو يه آتشفشان؟

58
00:04:28,601 --> 00:04:33,606
.نه،زوکو بايد برگرده به هر چيزي که اصل و پايه‌ي آتش افزاريه

59
00:04:33,606 --> 00:04:35,775
خب،همون پريدن تو يه آتشفشان‌ـه؟

60
00:04:35,984 --> 00:04:40,697
.نميدونم،موش کورها عنصر افزارهاي اصيل براي خاک افزاري هستن

61
00:04:41,072 --> 00:04:44,575
.يه روز،وقتي که بچه بودم،فرار کردم و تو يه غار قايم شدم

62
00:04:48,871 --> 00:04:50,164
.اونجا باهاشون آشنا شدم

63
00:05:00,508 --> 00:05:02,510
...اونا کور بودن،درست مثل من

64
00:05:02,510 --> 00:05:06,931
.پس ما همديگه رو درک ميکرديم...
...من تونستم خاک افزاري ياد بگريم

65
00:05:07,056 --> 00:05:11,019
.نه فقط به عنوان يه هنر رزمي،بلکه به عنوان جلوه‌اي از حس‌هام...

66
00:05:11,894 --> 00:05:14,480
...براي اونا،خاک افزارهاي اصيل

67
00:05:14,564 --> 00:05:19,569
.موضوع فقط مبارزه نبود...
.اين روش اونا براي تعامل با دنيا بود

68
00:05:21,321 --> 00:05:26,826
،فوق العاده بود تاف.من از راهب‌ها ياد گرفتم
.اما باد افزارهاي اصيل گاوميش‌هاي پرنده بودن

69
00:05:27,493 --> 00:05:30,496
.شايد يه بار تو بتوني يه چيزي بهم ياد بدي رفيق

70
00:05:31,539 --> 00:05:33,333
.خب،اين به من کمکي نميکنه

71
00:05:33,416 --> 00:05:36,919
،آتش افزارهاي اصيل اژدهاها بودن
.و اونا منقرض شدن

72
00:05:37,086 --> 00:05:42,091
،منظورت چيه؟ روکو يه اژدها داشت
.و وقتي هم که من بچه بودم يه عالمه اژدها وجود داشت

73
00:05:42,175 --> 00:05:44,218
خب ديگه خبري از اونا نيست،باشه؟

74
00:05:44,385 --> 00:05:45,887
.باشه،باشه،متأسفم

75
00:05:46,179 --> 00:05:48,598
...اما شايد يه راه ديگه باشه

76
00:05:48,639 --> 00:05:52,643
اولين افرادي که از اژدهاها آتش افزاري
.ياد گرفتن "مبارزان خورشيد" باستان بودن

77
00:05:53,144 --> 00:05:57,440
مبارزان خورشيد؟
.خب مطمئنم وقتي من بچه بودم ديگه خبري از اين يکي نبود

78
00:05:57,523 --> 00:06:04,530
نه،اونا هزاران سال پيش مردن،اما تمدن‌شون
.زياد از جايي که ما الآن هستيم دور نيست

79
00:06:04,572 --> 00:06:07,492
.شايد بتونيم با سرک کشيدن توي خرابه‌هاشون يه چيزايي بفهميم

80
00:06:07,533 --> 00:06:13,039
.درست مثل همون چيزي که راهب‌ها قبلاً به من ميگفتن
"بعضي مواقع سايه‌هاي گذشته ميتونه در حال حس بشه"

81
00:06:13,247 --> 00:06:14,290
خب که چي؟

82
00:06:14,332 --> 00:06:19,837
شايد با ايستادن جايي که اونا 1000 سال پيش بودن بتوني
يه جور انرژي فرا طبيعي از مبارزان خورشيد قديمي بگيري؟

83
00:06:19,962 --> 00:06:25,968
يه چيزي تو همين مايه‌ها.يا من يه راهي پيدا ميکنم که بتونم
.دوباره آتش افزاري کنم يا آواتار بايد يه استاد جديد پيدا کنه

84
00:06:35,937 --> 00:06:40,483
،ما ساعت‌هاست که داريم پرواز ميکنيم،نميدونم چرا
.ولي فکر ميکردم اين چيز خيلي تندتر باشه

85
00:06:42,193 --> 00:06:47,073
آپا درست ميگه زوکو،ما توي گروهمون معمولاً
.مأموريت‌هامون رو با نگرش مثبت بيشتري شروع ميکنيم

86
00:06:47,073 --> 00:06:48,616
.باورم نميشه

87
00:06:48,950 --> 00:06:51,452
.نگران نباش،عادت ميکني

88
00:07:04,507 --> 00:07:08,469
با اينکه اين ساختمان‌ها باستاني هستن
.اما يه چيزي هست که خيلي در موردشون آشناست

89
00:07:08,511 --> 00:07:12,098
.مطمئنم معبد حکيمان آتش يه جورايي از روي اينا درست شده

90
00:07:12,098 --> 00:07:14,892
.خيلي خب،يه چيزي هم در مورد معماري ياد گرفتيم

91
00:07:15,017 --> 00:07:20,022
.اميدوارم يه چيزي در مورد آتش افزاري هم ياد بگيريم
.گذشته ميتونه معلم خوبي باشه

92
00:07:25,862 --> 00:07:29,365
!زوکو،فکر کنم گذشته سعي داره من رو بکشه

93
00:07:29,532 --> 00:07:33,828
.نميتونم باور کنم،قدمت اين تله بايد قرن‌ها باشه،اما هنوز کار ميکنه

94
00:07:34,245 --> 00:07:37,874
.احتمالاً يه عالمه بيشتر هم هست
.شايد اين يعني نبايد اينجا باشيم

95
00:07:42,628 --> 00:07:45,423
اون نگرش مثبتي که در موردش حرف ميزدي چي شد؟

96
00:07:45,506 --> 00:07:50,470
به علاوه،مردم زماني تله درست ميکنن
.که چيز با ارزشي براي محافظت داشته باشن

97
00:07:52,847 --> 00:07:54,849
.ببين،اين به نظر اميدوار کننده مياد

98
00:07:54,891 --> 00:07:58,936
.گرچه مطمئن نيستم اين چه چيزي در مورد منبع اصلي آتش افزاري به ما ميگه

99
00:07:59,604 --> 00:08:01,606
.به نظر من اونا خيلي عصباني هستن

100
00:08:01,606 --> 00:08:04,192
.من فکر ميکردم اژدهاها با مبارزان خورشيد دوستن

101
00:08:04,192 --> 00:08:06,444
.خب،راه جالبي براي نشون دادنش داشتن

102
00:08:10,406 --> 00:08:16,412
.زوکو،يه اتفاقي براي اژدهاها توي 100 سال گذشته افتاده
.يه چيزي که تو بهم نميگي

103
00:08:16,662 --> 00:08:18,664
.پدر پدر بزرگم سوزن اتفاق افتاد

104
00:08:18,664 --> 00:08:24,504
.اون سنت شکار اژدها رو براي شکوه بنا کرد
.اژدهاها آتش افزارهاي برتر بودن

105
00:08:24,504 --> 00:08:28,549
،و اگه ميتونستي بر يکي از اونا چيره بشي
...استعداد آتش افزاريت افسانه‌اي ميشد

106
00:08:28,591 --> 00:08:31,594
.و لقب افتخاري "اژدها" نصيبت ميشد...

107
00:08:32,011 --> 00:08:37,016
آخرين اژدهاي بزرگ خيلي قبل‌تر
.از اينکه من به دنيا بيام کشته شد...توسط عموم

108
00:08:38,100 --> 00:08:42,396
اما من فکر ميکردم عموت...نميدونم،خوب بود؟

109
00:08:43,314 --> 00:08:50,321
.اون گذشته‌ي پيچيده‌اي داشت
.سنت خانوادگي فکر کنم،بيا به راه‌مون ادامه بديم

110
00:09:01,040 --> 00:09:02,333
.قفله

111
00:09:05,419 --> 00:09:12,927
.صبر کن،اين يه تقويم سماوي‌ـه
.درست مثل اونايي که حکيمان آتش توي معابدشون دارن

112
00:09:13,052 --> 00:09:19,016
.شرط ميبندم اون سنگ خورشيدي در رو باز ميکنه
.اما فقط وقتي که نور خورشيد با يه زاويه‌ي مناسب بهش بخوره،توي چلّه

113
00:09:19,141 --> 00:09:23,563
اي لعنت به اين شانس! بازم چلّه؟
.نميتونيم اون همه صبر کنيم

114
00:09:23,688 --> 00:09:25,106
.نه نميتونيم

115
00:09:25,314 --> 00:09:29,944
.اما ممکنه بتونيم زمان رو سريعتر کنيم
.ببينيم ميتونيم سنگ خورشيد رو گول بزنيم يا نه

116
00:09:34,740 --> 00:09:35,783
.چيزي اتفاق نميفته

117
00:09:36,075 --> 00:09:37,118
...يالا

118
00:09:42,748 --> 00:09:47,253
ميدوني زوکو،من اهميت نميدم بقيه
.در موردت چي ميگن،تو خيلي باهوشي

119
00:09:54,343 --> 00:09:56,846
.آروم باش،اونا فقط مجسمه هستن

120
00:10:04,478 --> 00:10:07,481
.اينجا نوشته اين يه چيزي به نام "اژدهاي ورزشکار"

121
00:10:18,993 --> 00:10:21,996
.زوکو بيا اينجا،ميخوام با من ورزش کنی

122
00:10:22,038 --> 00:10:24,332
چي؟-
فقط انجامش بده؟-

123
00:10:26,334 --> 00:10:28,836
.بيا قدماي مجسمه‌ها رو دنبال کنيم

124
00:10:32,632 --> 00:10:37,219
.نميبيني؟ اين حرکات ورزشی نيستن
.اين مجسمه‌ها دارن يه درس به ما ميدن

125
00:10:37,845 --> 00:10:40,806
.فکر ميکنم يه جور حالت خاص آتش افزاري مبارزان خورشيده

126
00:10:41,557 --> 00:10:44,560
.بهتره يه کم آتش افزاري واقعاً خوب به ما ياد بده

127
00:10:52,193 --> 00:10:56,697
.هورا! صبر کن
اون دقيقاً چيه؟

128
00:10:56,947 --> 00:10:59,241
.يه جور سنگ الماس مانند مرموزه

129
00:10:59,283 --> 00:11:01,661
!خب بهش دست نزن-
چرا؟-

130
00:11:01,661 --> 00:11:04,288
يادته اون بيرون با نيزه‌ها چه اتفاقي افتاد؟

131
00:11:04,288 --> 00:11:08,292
.من فقط خيلي به يه چيز با ارزش گنده که روي پايه است مشکوکم

132
00:11:09,585 --> 00:11:12,672
.انگار زنده است

133
00:11:16,634 --> 00:11:18,552
!اوه،نه اين يه تله‌ي ديگه است

134
00:11:20,971 --> 00:11:24,975
.نميتونم آزاد بشم
.مثل يه جور چسب ميمونه

135
00:11:43,828 --> 00:11:46,330
!من نميتونم حرکت کنم زوکو.يه کاري بکن

136
00:11:47,039 --> 00:11:48,833
!من؟ منم نميتونم حرکت کنم

137
00:11:55,339 --> 00:11:56,549
.متوقف شد

138
00:11:56,632 --> 00:12:01,137
.حداقل هوا داريم،شايد اگه آروم بمونيم بتونيم يه راه فراري پيدا کنيم

139
00:12:07,476 --> 00:12:11,480
تو حتماً بايد اون تخم مرغ براق رو برميداشتي،مگه نه؟

140
00:12:11,480 --> 00:12:16,318
.حداقل من باعث شدم يه اتفاقي بيفته
.اگه پاي تو بود که از توي محوطه جلوتر نميرفتيم

141
00:12:16,318 --> 00:12:17,361
!کمک

142
00:12:18,320 --> 00:12:22,032
براي کي داري داد ميزني؟
.قرن‌ها کسي اينجا زندگي نکرده

143
00:12:22,324 --> 00:12:24,827
خب تو فکر ميکني بايد چيکار کنيم؟

144
00:12:25,745 --> 00:12:28,247
به جايگاه خودمون تو جهان هستي فکر کنيم؟

145
00:12:33,461 --> 00:12:34,920
کي اونجاست؟

146
00:12:47,475 --> 00:12:52,396
،به خاطر تلاش براي دزديدن سنگ خورشيد ما
.شما بايد به سختي مجازات بشيد

147
00:12:52,396 --> 00:12:57,485
.ما اينجا نيومديم که سنگ خورشيد شما رو بدزديم
.ما اينجا اومديم تا ريشه‌ي باستاني آتش افزاري رو پيدا کنيم

148
00:12:58,527 --> 00:13:03,532
،آره،درسته.واضحه که اونا دزدن
.اومدن که گنج‌هاي مبارزان خورشيد رو بدزدن

149
00:13:03,741 --> 00:13:08,954
.خواهش ميکنم،من معمولاً اين کارت رو رو نميکنم،اما...من آواتارم

150
00:13:13,667 --> 00:13:15,169
.فقط به حرف ما گوش بديد

151
00:13:15,419 --> 00:13:21,342
.اسم من زوکوـه،پرنس بر حق ملت آتش
.يا حداقل قبلاً بودم

152
00:13:21,383 --> 00:13:24,178
...من ميدونم که مردمم روش‌هاي آتش افزاري رو تحريف کردن

153
00:13:24,220 --> 00:13:28,474
.تا با خشم و غضب روشن بشه،اما حالا ميخوام روش حقيقي رو ياد بگيرم...

154
00:13:28,599 --> 00:13:32,311
.روش اصيل
...وقتي که اينجا اومدیم من هيچوقت تصورش هم نميکردم

155
00:13:32,311 --> 00:13:37,817
.که تمدن مبارزان خورشيد هنوز مخفيانه زنده است...
.واقعاً مايه‌ي افتخارمه که در حضور شما باشم

156
00:13:38,442 --> 00:13:40,444
.خواهش ميکنم به ما آموزش بديد

157
00:13:41,529 --> 00:13:47,993
،اگه ميخوايد روش‌هاي خورشيد رو ياد بگيريد
."بايد از استادان ياد بگيرين،"رَن" و "شاو

158
00:13:48,744 --> 00:13:51,205
رَن و شاو؟ اونا دوتا هستن؟

159
00:13:51,580 --> 00:14:00,047
.وقتي خودتون رو به اونا معرفي ميکنيد،اونا شما رو امتحان ميکنن
.اونا قلب‌تون،روح‌تون و دودمان‌تون رو ميخونن

160
00:14:00,381 --> 00:14:04,301
...اگه شما رو لايق ببينن،بهتون آموزش ميدن،اگه نبينن

161
00:14:04,385 --> 00:14:07,388
.در لحظه نابود ميشيد

162
00:14:17,439 --> 00:14:20,025
...اگه ميخوايد بريد و استادان رو ببينيد

163
00:14:20,025 --> 00:14:23,404
.بايد براشون بخشي از "شعله‌ي ابدي" رو ببريد...

164
00:14:24,321 --> 00:14:30,953
.اين آتش اولين آتشه
.توسط اژدهاها به بشر داده شده

165
00:14:30,995 --> 00:14:34,081
.ما براي هزاران سال اون رو روشن نگه داشتيم

166
00:14:34,456 --> 00:14:35,958
.باورم نميشه

167
00:14:36,250 --> 00:14:39,628
...هر کدوم شما بخشي از اون رو براي استادان ميبريد

168
00:14:39,753 --> 00:14:44,258
.تا تعهد خودتون رو به هنر مقدس آتش افزاري نشون بديد...

169
00:14:44,425 --> 00:14:49,597
آم،آقاي رئيس خورشيد،قربان؟
.آره...من هنوز يه آتش افزار نيستم

170
00:14:49,680 --> 00:14:51,891
اين دوستم نميتونه براي منم با خودش حمل کنه؟

171
00:14:52,141 --> 00:14:53,183
.نه

172
00:14:58,355 --> 00:15:05,863
.اين مراسم ماهيت فلسفه‌ي مبارزان خورشيد رو نشون ميده
.بايد گرماي پايداري بهش بديد

173
00:15:06,322 --> 00:15:13,829
.اگه خيلي کوچيکش کنيد شعله خاموش ميشه
.خيلي بزرگش کنيد،ممکنه کنترلش رو از دست بديد

174
00:15:16,373 --> 00:15:19,668
.متأسفم،من فقط يه کم مضطربم

175
00:15:21,629 --> 00:15:23,631
.مثل يه تپش قلب کوچيک ميمونه

176
00:15:24,048 --> 00:15:31,055
.آتش زندگيه،نه فقط نابودي
.شما آتيش‌تون رو ميبريد اون بالا

177
00:15:31,138 --> 00:15:34,642
.غار استادان زير اون سنگه

178
00:15:44,068 --> 00:15:45,903
.عجله کن-
.نميتونم-

179
00:15:46,236 --> 00:15:48,572
.اگه سريع راه برم شعله‌ام خاموش ميشه

180
00:15:48,572 --> 00:15:53,077
.شعله‌ات خاموش ميشه چون خيلي کوچيکه
.تو خيلي ميترسي،يه کم بهش جون بده

181
00:15:53,619 --> 00:15:55,329
اما اگه نتونم کنترلش کنم چي؟

182
00:15:55,329 --> 00:15:59,083
.تو ميتوني.ميدونم که ميتوني،تو با استعدادي بچه

183
00:16:13,097 --> 00:16:20,062
مواجه شدن با قضاوت استادان آتش افزاري
...براي شما خيلي خطرناک خواهد بود.دودمان تو

184
00:16:20,104 --> 00:16:28,112
به طور مستقيم با ناپديد شدن اژدهاها در ارتباط هستند...
.ممکنه استادان از ديدن تو زياد خوشحال نشن

185
00:16:28,195 --> 00:16:29,989
.من اگه بودم،نميشدم

186
00:16:30,155 --> 00:16:32,658
...اما وقتي بفهمن من آواتارم

187
00:16:32,825 --> 00:16:41,834
يادت رفته که با ناپديد شدنت به ملت آتش اجازه دادي
.تا دست به ويراني دنيا بزنه؟ زوال اژدهاها به گردن تو هم هست

188
00:16:54,138 --> 00:16:59,143
ميتونيم الآن برگرديم.همين الآنش هم بيشتر از اون
.چيزي که انتظار داشتيم از آتيش ياد گرفتيم

189
00:16:59,643 --> 00:17:05,357
.نه،اين ماجرا رو تا آخر پيش ميريم
.ما اين استادان رو ميبينيم و ميفهميم که چي در موردشون اينقدر عاليه

190
00:17:05,399 --> 00:17:08,402
اگه قضاوت‌مون کنن و بهمون حمله کنن چي؟

191
00:17:08,402 --> 00:17:13,407
.ما پرنس آتش و آواتار هستيم
.فکر کنم هر کي که باشن بتونيم حريف‌شون بشيم

192
00:17:20,205 --> 00:17:23,208
.بياريدشون بيرون-
!آهنگ-

193
00:18:06,251 --> 00:18:11,757
،کساني که ميخواهند استادن،رَن و شاو رو ملاقات کنند
.حال آتش خود را تقديم ميکنند

194
00:18:16,512 --> 00:18:18,514
.صداشون کن

195
00:18:26,480 --> 00:18:27,439
چه اتفاقي داره ميفته؟

196
00:18:33,237 --> 00:18:36,156
.زوکو،آتيش من خاموش شد-
ميخواي من چيکار کنم؟-

197
00:18:36,198 --> 00:18:37,699
.يه کم از مال خودت بهم بده

198
00:18:37,866 --> 00:18:40,577
.نه،فقط مال خودت رو درست کن-
.نميتونم-

199
00:18:40,911 --> 00:18:44,915
.يه کم از يکي از اون مبارزها بگير
.يالا.اينقدر سعي نکن تقلب کني

200
00:18:45,040 --> 00:18:46,166
!اينقدر خسيس بازي در نيار

201
00:19:13,152 --> 00:19:16,321
.اينا استادان هستن-
هنوزم فکر ميکني ميتونيم ترتيب‌شون رو بديم؟-

202
00:19:17,030 --> 00:19:19,032
.ششش.من هيچوقت همچين حرفي نزدم

203
00:19:22,578 --> 00:19:27,583
.اوه،شروع شد،الآنه که اتفاق بيفته...ناهار براي استادان

204
00:19:27,791 --> 00:19:31,295
."ساکت شو "هام گاو-
!چيه؟ همه دارن بهش فکر ميکنن-

205
00:19:39,761 --> 00:19:43,682
.زوکو،فکر کنم بايد باهاشون مبارزه اژدها رو انجام بديم

206
00:19:43,807 --> 00:19:47,686
چي؟ چه چيزي توي اين موقعيت باعث شد فکر کني که اونا ميخوان ما مبارزه کنیم؟

207
00:19:47,978 --> 00:19:52,482
.خب فکر کنم اونا ميخوان که ما يه کاري بکنيم،فقط بيا امتحانش کنيم

208
00:19:53,066 --> 00:19:53,775
.خيلي خب

209
00:20:20,510 --> 00:20:22,012
.زمان قضاوته

210
00:20:47,537 --> 00:20:48,580
.ميفهمم

211
00:21:09,726 --> 00:21:15,357
.آتش اونا زيبا بود
.يه عالمه رنگ ديدم،رنگ‌هايي که هيچوقت تصورش رو نميکردم

212
00:21:15,691 --> 00:21:17,317
.مثل توازن آتش افزاري

213
00:21:17,693 --> 00:21:25,075
بله،اونا روي شما قضاوت کردن و تصويري
.از معناي واقعي آتش افزاري بهتون نشون دادن

214
00:21:25,117 --> 00:21:30,831
.نميتونم باور کنم هنوز اژدهاي زنده وجود داره
.عمو آيروي من بهم گفت با آخرين اژدها مقابله کرد و کشتش

215
00:21:30,998 --> 00:21:32,291
.پس عموت دروغ گفت

216
00:21:32,541 --> 00:21:44,553
.در واقع کاملاً دروغ نبود،آيرو آخرين خارجي بود که با استادان رو در رو شد
.اونا اون رو هم لايق ديدن و اسرار رو به اون هم منتقل کردن

217
00:21:45,262 --> 00:21:49,266
اونا بايد به خاطر محافظت از اونا دروغ گفته
.باشه تا کس ديگه‌اي شکارشون نکنه

218
00:21:49,975 --> 00:21:53,979
.تمام اين مدت من فکر ميکردم آتش افزاري برابر با نابوديه

219
00:21:54,104 --> 00:22:02,529
.از اون موقعي که به کاتارا آسيب زدم،خيلي ترسيده و دودل بودم
.اما حالا ميدونم که اون واقعاً چيه...اون انرژي و زندگيه

220
00:22:02,863 --> 00:22:08,160
.آره،مثل خورشيده،اما درونت
شماها اين رو ميدونستين؟

221
00:22:08,285 --> 00:22:14,416
.خب،تمدن ما اسمش مبارزان خورشيده...پس آره

222
00:22:14,541 --> 00:22:20,756
.به همين خاطره که قبلاً آتش افزاريم خيلي ضعيف بود
...چون براي ساليان زیادی،دستگيري تو جهت زندگيم بود

223
00:22:20,839 --> 00:22:26,345
،هدفم بود،پس وقتي بهت ملحق شدم...
.روشنايي آتش درونم رو از دست دادم

224
00:22:27,012 --> 00:22:34,019
اما حالا يه جهت جديد دارم.من بايد بهت کمک کنم
.تا پدرم رو شکست بدي و تعادل رو به دنيا برگردوني

225
00:22:44,696 --> 00:22:50,702
...حالا که رازها رو ياد گرفتيد و از وجود قبيله‌ي ما آگاهيد

226
00:22:50,911 --> 00:23:02,881
.ما چاره‌اي نداريم جز اينکه شما رو تا ابد اينجا زنداني کنيم
!فقط شوخي کردم،اما جداً،به کسي نگيد

227
00:23:05,384 --> 00:23:10,180
.با اين تکنيکي که اژدهاها بهمون نشون دادن،من و زوکو توقف ناپذيز ميشيم

228
00:23:14,434 --> 00:23:17,270
.آره،شما دوتا حرکات خيلي قشنگي رو اونجا ياد گرفتيد

229
00:23:17,354 --> 00:23:19,856
.اين يه حالت آتش افزاريه

230
00:23:20,357 --> 00:23:23,652
.ما هم با ورزش پا تا پيروزي بر پادشاه آتش پيش ميريم

231
00:23:23,902 --> 00:23:27,406
!اين يه حالت مقدسه که اتفاقاً هزاران سال قدمت داره

232
00:23:27,406 --> 00:23:33,078
اوه آره؟ حالا اسم اين حالت کوچولوت چيه؟-
.اژدهاي آتشی-
