﻿1
00:00:15,280 --> 00:00:17,520
‫شب بخیر، خانم‌ها و آقایون

2
00:00:17,560 --> 00:00:19,800
‫در زندگیِ هر فردی لحظاتی وجود دارد که

3
00:00:19,840 --> 00:00:23,280
‫باید جور دیگری احساس مسئولیت کند

4
00:00:24,640 --> 00:00:28,120
‫بنده بر این باورم در طول پنج سالی که

5
00:00:28,160 --> 00:00:31,360
‫به عنوان رئیس‌جمهور به این دولت خدمت کردم،
‫با افتخار این حس مسئولیت رو همواره با خود داشتم

6
00:00:31,400 --> 00:00:33,080
‫احساس مسئولیت می‌کنم که...

7
00:00:33,120 --> 00:00:34,680
‫« سرزمین باسک »
‫« ۲۹‏ ژانویه، سال ۱۹۸۱ »

8
00:00:34,720 --> 00:00:37,640
‫دلایل استعفای قطعی خودم رو
‫خدمت شما توضیح بدم

9
00:00:38,720 --> 00:00:42,080
‫ما در مقطع حساسی قرار داریم،
‫هم در زندگی شخصی خود و

10
00:00:42,120 --> 00:00:43,200
‫هم در تاریخِ...

11
00:00:43,240 --> 00:00:44,440
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

12
00:00:44,480 --> 00:00:47,000
‫وقتش رسیده که با آسایش‌خاطر و
‫مستقیماً از خودمون بپرسیم که

13
00:00:47,040 --> 00:00:48,200
‫چه خبر شده، بابا؟

14
00:00:48,240 --> 00:00:51,120
‫آیا با ماندن در این موقعیت می‌توانیم
بهتر ‫به جامعه‌مون خدمت کنیم یا خیر؟

15
00:00:51,160 --> 00:00:52,800
‫ایشالا چیزی نیست

16
00:00:53,440 --> 00:00:55,680
‫از بقیه شنیدم ممکنه شورش بشه

17
00:00:55,720 --> 00:00:57,120
‫با توجه به شرایط کنونی...

18
00:00:57,160 --> 00:00:59,000
‫نه بابا، مردم هزارجور حرف می‌زنن

19
00:00:59,040 --> 00:01:01,920
‫بنده به این نتیجه رسیدم که ماندنِ من
‫در سِمت ریاست جمهوری به صلاح اسپانیا نیست

20
00:01:01,960 --> 00:01:03,040
‫کلاس‌هات چطور پیش میره؟

21
00:01:03,920 --> 00:01:05,480
‫دیگه نمی‌خوام حقوق بخونم

22
00:01:06,720 --> 00:01:07,640
‫چی؟

23
00:01:08,720 --> 00:01:10,280
‫می‌خوام روزنامه‌نگار بشم

24
00:01:13,560 --> 00:01:16,680
‫اگه دخترم می‌خواست راه من رو ادامه بده،
‫از صمیم قلب بهش افتخار می‌کردم

25
00:01:18,600 --> 00:01:20,840
‫سال آخرتـه

26
00:01:21,600 --> 00:01:22,800
‫مدرکت رو بگیر

27
00:01:22,840 --> 00:01:24,280
‫بعدش باهم صحبت می‌کنیم

28
00:01:24,320 --> 00:01:26,440
‫خودت خوب می‌دونی که مرغم یه پا داره

29
00:01:31,560 --> 00:01:33,880
‫می‌دونم، بیا بریم خونه

30
00:01:33,920 --> 00:01:37,760
‫...بخاطر آرای اعتماد شما به من

31
00:01:37,800 --> 00:01:41,360
‫صمیمانه بابت همه‌چیز از شما سپاسگزارم

32
00:02:00,000 --> 00:02:01,280
کیفم

33
00:02:02,520 --> 00:02:03,840
‫توی دفترت جا موند

34
00:02:03,880 --> 00:02:07,800
‫عجب روزنامه‌نگار زرنگی که
‫همه‌چیش رو این‌وَر و اون‌وَر جا می‌ذاره

35
00:02:09,160 --> 00:02:10,520
‫الان برمی‌گردم

36
00:02:37,320 --> 00:02:40,160
‫نه!

37
00:02:40,680 --> 00:02:42,200
‫نه!

38
00:02:44,120 --> 00:02:46,360
‫نه!

39
00:02:46,880 --> 00:02:49,320
‫نه!

40
00:04:04,520 --> 00:04:05,600
‫برنی رو ندیدی؟

41
00:04:05,640 --> 00:04:09,400
‫برنی؟ همیشه این‌موقع‌ها میره نوشیدنی فروشی 

42
00:04:19,120 --> 00:04:21,640
‫می‌دونیم مصرف مواد داره همه‌گیر میشه

43
00:04:22,160 --> 00:04:24,880
اما امروز چیزی جز خبر بانک مهم نیست

44
00:04:25,640 --> 00:04:27,760
‫بجنب، مانوئل. لطفاً آماده‌اش کن

45
00:04:28,840 --> 00:04:30,480
‫خیلی‌خب، قبولـه

46
00:04:30,520 --> 00:04:31,920
‫ممنونم. خداحافظ

47
00:04:32,960 --> 00:04:34,080
‫آماده‌ست؟

48
00:04:38,200 --> 00:04:39,600
بذار ببینم

49
00:04:41,000 --> 00:04:44,200
‫«هویت مهاجمانِ سرقت بزرگ ‫بانک مرکزی همچنان

50
00:04:44,240 --> 00:04:45,880
‫در هاله‌ای از ابهام باقی مانده»

51
00:04:45,920 --> 00:04:48,560
‫«اگرچه مقامات بر این باورند که

52
00:04:48,600 --> 00:04:51,640
‫افراطیون راست‌گرا و اعضای گارد مدنی
‫در این حادثه دخیل هستند،

53
00:04:51,680 --> 00:04:54,640
‫این روزنامه به منبعی نزدیک
‫به تحقیقات دست یافته است که

54
00:04:54,680 --> 00:04:56,840
اظهار دارد ممکن است
‫این افراد سارقین حرفه‌ای بانک باشند»

55
00:04:57,760 --> 00:05:00,520
‫«در زمان انتشار این خبر،
‫اعضای دایره‌ی مبارزه با سرقت

56
00:05:00,560 --> 00:05:04,800
‫در حال انجام جستجوها و
‫بازجویی‌ها برای تأیید این فرضیه هستند»

57
00:05:04,840 --> 00:05:06,080
‫منبعم این‌ها رو بهم گفته

58
00:05:06,120 --> 00:05:08,280
‫اگه حقیقت داشته باشه،
به نفع ما پیش میره

59
00:05:08,320 --> 00:05:10,880
‫اگر هم نباشه،
‫می‌گیم صرفاً یه فرضیه بوده

60
00:05:13,400 --> 00:05:14,680
بدم نمیاد

61
00:05:15,200 --> 00:05:16,600
‫«نکته کلیدی اینجاست»

62
00:05:16,640 --> 00:05:20,800
‫«دموکراسی‌ای که نتواند با عزت
‫پاسخ کسانی که بی‌امان به آن حمله می‌کنند را بدهد،

63
00:05:20,840 --> 00:05:22,840
‫باید فاتحه‌اش را خواند»

64
00:05:26,880 --> 00:05:31,360
‫عالیـه. اصلاحات رو اعمال کن و
‫بفرست برای چاپ

65
00:05:32,200 --> 00:05:33,800
‫باریکلا، مایدر

66
00:05:36,440 --> 00:05:38,520
‫- ممنونم
‫- مرسی از تو

67
00:05:43,480 --> 00:05:46,960
‫« بانک مرکزی »

68
00:06:09,080 --> 00:06:12,600
‫« ۱۴‏ ساعت بعد از شروع محاصره »

69
00:06:15,720 --> 00:06:17,360
‫مراقب باش، یکمی داغـه

70
00:06:18,320 --> 00:06:20,320
‫خیلی ممنونم، آقای رویان

71
00:06:21,200 --> 00:06:22,840
‫نگران نباشید، خانم

72
00:06:22,880 --> 00:06:26,200
‫- همه‌چی درست میشه
‫- حماقت کردیم

73
00:06:28,840 --> 00:06:30,560
‫اون اسناد ما رو به قهقهرا می‌برن

74
00:06:30,600 --> 00:06:32,080
‫اون اسناد از اینجا خارج شدن

75
00:06:33,280 --> 00:06:35,400
‫بهت قول میدم،
‫ما هم زنده از اینجا بریم بیرون، خب؟

76
00:06:36,560 --> 00:06:37,600
‫قول میدم

77
00:06:40,720 --> 00:06:42,000
‫چه خبره؟

78
00:06:50,040 --> 00:06:52,800
‫- صدای چیه؟
‫- بالأخره، لعنتی

79
00:06:52,840 --> 00:06:53,840
‫هیس

80
00:06:56,120 --> 00:07:00,600
‫در حال حاضر، آرامشی اطراف بانک مرکزی حاکم است که
حکم آرامش قبل از طوفان را دارد

81
00:07:00,640 --> 00:07:03,760
به نظر می‌رسد که
‫شبِ سختی رو در پیش داشته باشیم

82
00:07:03,800 --> 00:07:05,480
‫شک نکن، 

83
00:07:05,520 --> 00:07:09,120
‫اما لحظه به لحظه شما رو در جریان قرار می‌دیم.
‫خیلی از شما متشکرم.

84
00:07:09,160 --> 00:07:10,320
‫لعنتی، پسر

85
00:07:10,360 --> 00:07:13,720
‫- درست شو! کار کن!
‫- هی! هی، هی! بس کن!

86
00:07:13,760 --> 00:07:15,480
‫- آروم باش
‫- آرومم، آرومم

87
00:07:15,520 --> 00:07:19,280
‫بچه‌ها، باید خونسردی‌مون رو حفظ کنیم.
‫خب؟ زمان داره به نفع ما پیش میره.

88
00:07:19,320 --> 00:07:20,600
‫نه بابا؟ چطوری؟

89
00:07:20,640 --> 00:07:23,560
‫این آشفته‌بازار اصلاً به نفع دولت نیست.
‫بهم اعتماد کن.

90
00:07:24,440 --> 00:07:25,560
‫خونسردیت رو هم حفظ کن

91
00:07:30,840 --> 00:07:32,680
‫این همه‌مون رو  لو میده

92
00:07:32,720 --> 00:07:34,680
‫خب، همه‌مون می‌دونستیم
‫داریم پا روی دُم شیر می‌ذاریم

93
00:07:34,720 --> 00:07:37,240
‫باید با همه صحبت کنیم و
قدم بعدی‌مون رو مشخص کنیم

94
00:07:37,280 --> 00:07:39,800
‫هرچی نباشه، جامعه‌مون دموکراسیـه، درسته؟

95
00:08:07,040 --> 00:08:08,120
‫همینجاست

96
00:08:34,480 --> 00:08:39,200
فرمانده، این دیواری که مستقیم
‫به زیرزمین بانک منتهی میشه سنگ خالصـه

97
00:08:39,240 --> 00:08:43,040
‫نه اون‌ها می‌تونن از فاضلاب فرار کنن و
‫نه ما می‌تونیم بریم داخل

98
00:08:43,080 --> 00:08:44,280
‫ممنونم، ستوان

99
00:08:45,920 --> 00:08:49,560
‫تنها راه ورود از طریق سقفـه که
‫اینجوری نمی‌تونیم غافلگیرشون کنیم

100
00:08:49,600 --> 00:08:53,000
‫صرفاً یه چند دقیقه‌ای لازمه تا
‫بتونیم طبقات بالا رو ایمن کنیم

101
00:08:53,040 --> 00:08:54,480
‫بعد طبقه‌ی هم‌کف رو بگیریم

102
00:08:54,520 --> 00:08:57,840
‫اما اگه مواد منفجره داشته باشن،
‫فرصت کافی برای استفاده ازشون رو دارن

103
00:08:57,880 --> 00:08:59,760
‫فکر نکنم مواد منفجره داشته باشن

104
00:08:59,800 --> 00:09:02,280
‫اگر هم داشته باشن، شک دارم اونقدری
‫دل‌وجرأت داشته باشن که ازشون استفاده کنن

105
00:09:02,320 --> 00:09:03,760
‫ممکنه کل ساختمون رو منفجر نکنن،

106
00:09:03,800 --> 00:09:06,600
‫ولی درگیری مسلحانه باعث میشه
‫خیلی از افراد بی‌گناه کشته بشن

107
00:09:07,760 --> 00:09:10,880
‫اگه از پشت‌بوم وارد بشیم،
‫میزان تلفات‌مون تا چه حده؟

108
00:09:10,920 --> 00:09:12,040
‫مشخص نیست، ژنرال

109
00:09:12,080 --> 00:09:14,640
‫اما اگه مقابله به مثل کنن،
‫ممکنه ده‌ها نفر بمیرن یا که زخمی بشن

110
00:09:14,680 --> 00:09:16,240
‫ابداً، این گزینه رو فراموش کنید

111
00:09:16,280 --> 00:09:19,280
‫رئیس‌ قبول نمی‌کنه
‫همچین ریسکی بکنیم

112
00:09:37,720 --> 00:09:38,800
‫صاحب اینجا شمایی؟

113
00:09:39,760 --> 00:09:41,080
‫- شما؟
‫- بجنبید، بگیریدش

114
00:09:41,120 --> 00:09:43,360
‫- هی، پسر! داری چیکار می‌کنی؟
‫- خفه‌خون بگیر!

115
00:09:43,400 --> 00:09:45,160
‫- یالا!
‫- چه خبر شده؟

116
00:09:45,200 --> 00:09:47,480
‫- راه بیفت
‫- بیا

117
00:10:03,280 --> 00:10:04,240
‫بلوند کیه؟

118
00:10:04,920 --> 00:10:07,160
‫- چی؟
‫- بلوند، کیـه؟

119
00:10:08,200 --> 00:10:10,440
‫یکی از سارقین بانک مرکزیـه، درسته؟

120
00:10:11,640 --> 00:10:13,160
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

121
00:10:13,200 --> 00:10:15,040
‫ببین، الدنگ

122
00:10:15,080 --> 00:10:17,120
‫توی میدون کاتالونیا،
‫چنان آشفته‌بازاری به‌پا شده که

123
00:10:17,160 --> 00:10:20,480
‫اگه زبون وا نکنی و همه‌چی رو بهم نگی،
‫می‌اندازمت گوشه‌ی هلفدونی بخوابی

124
00:10:20,520 --> 00:10:21,880
‫حالیت شد؟

125
00:10:22,640 --> 00:10:24,400
‫خیلی‌خب، از اول شروع می‌کنیم

126
00:10:24,440 --> 00:10:26,120
‫بلوند کیه؟

127
00:10:27,280 --> 00:10:28,760
‫نمی‌دونم کیه

128
00:10:28,800 --> 00:10:31,320
‫اینجوری صداش می‌زنم
‫چون توتون بلوند می‌کِشه

129
00:10:31,360 --> 00:10:33,040
‫اما موهای خودش قهوه‌ای تیره‌ست

130
00:10:33,880 --> 00:10:35,360
‫هرازگاهی میاد اینجا

131
00:10:36,200 --> 00:10:38,360
‫شب‌ها با یه دختر مو خرمایی خوش بر و رو میاد

132
00:10:38,400 --> 00:10:41,840
‫یکی دو لیوان نوشیدنی می‌زنن و
‫بعدش میرن

133
00:10:41,880 --> 00:10:44,400
‫واقعیتش همین هفته‌ی پیش،
‫به قدری بد بودن که

134
00:10:44,440 --> 00:10:48,200
‫هی تکرار می‌کردن بانی و کلاید
‫یا یه همچین چیزی‌ان

135
00:10:49,480 --> 00:10:51,560
‫گفتن قراره دست به بزرگترین سرقت قرن بزنن

136
00:10:51,600 --> 00:10:54,560
‫- من همچین چیزی شنیدم
‫- اسمش چیه؟

137
00:10:55,560 --> 00:10:59,160
‫- بخدا قسم، نمی‌دونم
‫- دختره چی؟

138
00:11:00,280 --> 00:11:01,400
‫دختره به نظر آدم حسابی می‌اومد

139
00:11:01,440 --> 00:11:04,640
‫خداوکیلی اسمش رو نمی‌دونم. باور کنید

140
00:11:06,880 --> 00:11:08,760
‫همراه‌مون میای. بریم

141
00:11:08,800 --> 00:11:11,640
‫- پاشو، بریم
‫- خیلی‌خب، حرکت کن

142
00:11:27,240 --> 00:11:28,520
‫خفه‌ شید

143
00:11:34,360 --> 00:11:37,280
‫بسیارخب، آقایون

144
00:11:40,640 --> 00:11:43,000
‫اگه کسی حرفی برای گفتن داره، بفرما

145
00:11:43,680 --> 00:11:46,160
‫مو لا درز نقشه‌تون نمی‌رفت،
‫اما نتیجه نداد

146
00:11:46,800 --> 00:11:48,680
‫به نظرم بهتره تسلیم بشیم

147
00:11:49,320 --> 00:11:52,560
‫چون اگه نیروهای ویژه بریزن اینجا و
‫شروع به تیراندازی کنن، همه‌مون با خاک یکسانیم

148
00:11:53,160 --> 00:11:56,600
‫- نظر من اینـه
‫- من هم با برادرم موافقم

149
00:11:56,640 --> 00:12:00,040
‫تسلیم شدن تنها راهیـه که
‫باعث میشه ۳۰ سال برامون نبُرن

150
00:12:00,560 --> 00:12:02,000
‫چی داری میگی؟ زده به سرت؟

151
00:12:02,040 --> 00:12:04,280
‫با این بلبشویی که به‌پا کردیم،
‫بیخیال پول بشیم؟

152
00:12:04,320 --> 00:12:07,080
‫خیلی‌خب، ۸۰۰ میلیون توی خزانه‌ست

153
00:12:08,120 --> 00:12:11,160
‫می‌خواید همینجوری به امون خدا ول‌شون کنیم؟
‫یا که کاری که بخاطرش اومدیم رو به پایان برسونیم؟

154
00:12:14,440 --> 00:12:15,600
‫کواس؟

155
00:12:19,000 --> 00:12:22,240
‫به نظرم برای فرار از اینجا با پول،
‫شانس‌مون خیلی کمـه

156
00:12:23,760 --> 00:12:25,200
‫اما خب، یه روزنه‌ی امیدی هست

157
00:12:26,760 --> 00:12:27,760
‫گوش کنید بهم

158
00:12:28,760 --> 00:12:32,480
‫تا وقتی‌که گروگان‌ها پیش‌مون‌ان،
‫برگ برنده دست ماست

159
00:12:33,480 --> 00:12:37,600
‫اگه مشکلی پیش بیاد،
‫دولت بیشترین آسیب رو می‌بینه

160
00:12:38,800 --> 00:12:42,000
‫یه راه خروج برامون فراهم می‌کنن.
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارن.

161
00:12:46,120 --> 00:12:49,000
‫باید طاقت بیاریم، آقایون

162
00:12:49,040 --> 00:12:50,680
‫بیاید شجاع باشیم

163
00:12:52,400 --> 00:12:53,680
‫خب؟

164
00:12:55,800 --> 00:12:57,240
‫بیاید رأی‌گیری کنیم

165
00:12:57,280 --> 00:12:59,880
‫هرکی موافق تسلیمـه،
‫دستش رو بلند کنه

166
00:13:04,280 --> 00:13:06,400
‫کی مخالفـه؟

167
00:13:17,680 --> 00:13:18,640
‫بریم سرکارمون

168
00:13:29,320 --> 00:13:31,440
‫جناب رئیس‌،
‫نمی‌تونیم تن به خواسته‌شون بدیم

169
00:13:31,480 --> 00:13:34,880
‫نشونه‌ی ضعفـه و عواقب بدی به دنبال داره

170
00:13:36,520 --> 00:13:40,160
‫خیلی زود، سرتاسر کشور آدم‌ربایی و
‫گروگانگیری باب میشه

171
00:13:40,200 --> 00:13:42,040
‫چطوری پیش بریم پس؟

172
00:13:43,320 --> 00:13:44,760
‫نباید به خشونت متوسل شد

173
00:13:44,800 --> 00:13:46,040
‫اصلاً جزو گزینه‌ها نیست

174
00:13:46,080 --> 00:13:48,040
‫ممکنه به قیمت جون افراد بی‌گناه تموم بشه

175
00:13:48,880 --> 00:13:50,680
‫می‌تونیم براشون تله بذاریم

176
00:13:51,440 --> 00:13:52,280
‫شما؟

177
00:13:54,320 --> 00:13:57,760
‫سرهنگ دوم مانگلانو،
‫مدیر جدید اطلاعات اسپانیا

178
00:13:59,880 --> 00:14:03,400
‫جاسوس‌هاتون کجا بودن
‫وقتی‌ نقشه‌ی همچین چیزی رو می‌ریختن؟

179
00:14:03,440 --> 00:14:07,680
‫شاید هم بعضی‌هاشون توش دست داشتن،
‫مثلاً ۲۳اُم فوریه؟

180
00:14:07,720 --> 00:14:08,880
‫دست بردار، ژنرال

181
00:14:08,920 --> 00:14:11,320
‫من به‌تازگی به سِمت مدیریت منصوب شدم

182
00:14:11,360 --> 00:14:13,680
‫بهتون قول میدم از حالا به بعد،
‫همه‌چی دستخوش تغییر بشه

183
00:14:13,720 --> 00:14:16,560
‫میشه برگردیم سراغ مسئله‌ی فعلی، آقایون؟

184
00:14:17,560 --> 00:14:19,640
‫پیشنهادتون چیه، سرهنگ؟

185
00:14:23,440 --> 00:14:27,120
‫می‌تونیم اجازه بدیم با
‫دوتا اتوبوس، همراه با گروگان‌ها

186
00:14:27,160 --> 00:14:28,720
‫تا فرودگاه برن

187
00:14:29,680 --> 00:14:32,680
‫به محض اینکه وارد هواپیما بشن و
‫گروگان‌ها رو آزاد کنن،

188
00:14:32,720 --> 00:14:36,560
‫نیروهای ویژه رو می‌فرستیم
‫توی هواپیما بهشون رحم نکنن

189
00:14:36,600 --> 00:14:38,120
‫تر و تمیز و ساده

190
00:14:41,200 --> 00:14:42,800
‫نظری نداری، ژنرال؟

191
00:14:44,600 --> 00:14:47,200
‫قراره فردا اول وقت،
‫یه سری اطلاعات از پایگاه‌ها به دستم برسه و

192
00:14:47,240 --> 00:14:51,640
‫اونوقت می‌تونیم تأیید کنیم
‫گارد مدنی دخیل بوده یا نه

193
00:14:52,960 --> 00:14:56,760
‫اگه باشن که نمی‌تونیم
‫باهاشون وارد درگیری مسلحانه بشیم

194
00:14:56,800 --> 00:14:59,640
‫توی پادگان‌ها همچین چیزی رو نمی‌پذیرن

195
00:14:59,680 --> 00:15:03,080
‫اما اگه اینطوری نباشه،
‫مانعی برای اقدام کردن نمی‌بینم

196
00:15:03,840 --> 00:15:05,800
‫- بهشون رحم نکنید
‫- دیدی؟

197
00:15:07,720 --> 00:15:10,040
‫بسیارخب. فردا اول وقت،
‫دوباره صحبت می‌کنیم

198
00:15:10,080 --> 00:15:11,480
‫از جفت‌تون ممنونم

199
00:15:35,840 --> 00:15:36,760
‫خب؟

200
00:15:39,560 --> 00:15:41,440
‫هیچی؟

201
00:15:44,840 --> 00:15:48,280
‫- اگه حافظه‌ات برگشت، بهم زنگ بزن
‫- به روی چشم

202
00:15:48,320 --> 00:15:49,480
‫حالا برو

203
00:15:53,480 --> 00:15:56,440
‫واسه این بپا بذار.
‫بیشتر از اون چیزی که زبون وا کرده می‌دونه.

204
00:16:02,040 --> 00:16:04,560
‫« دیلی بارسلونا »

205
00:16:04,600 --> 00:16:05,760
‫مایدر!

206
00:16:07,160 --> 00:16:08,360
‫چیکاره‌ای الان؟

207
00:16:08,400 --> 00:16:10,480
‫نمی‌دونم.
‫می‌خواستم برم میدون کاتالونا.

208
00:16:10,520 --> 00:16:11,760
‫ببینم اوضاع چه خبره

209
00:16:11,800 --> 00:16:15,760
‫فراموشش کن. حل و فصلش کردم.
‫اگه اتفاقی بیفته، خبردار می‌شیم.

210
00:16:16,360 --> 00:16:17,280
‫نمی‌دونم پس

211
00:16:17,320 --> 00:16:19,360
‫- گمونم میرم بخوابم
‫- بخوابی؟

212
00:16:19,400 --> 00:16:21,920
‫اوهوم

213
00:16:21,960 --> 00:16:24,080
‫عمراً. میای بریم نوشیدنی بزنیم

214
00:16:25,120 --> 00:16:27,520
‫می‌خوام ببرمت یه جای معروف توی بارسلونا

215
00:16:42,560 --> 00:16:44,360
‫هی، کجا؟

216
00:16:44,880 --> 00:16:47,680
‫شرمنده، شماره‌ی ۱.
‫میشه چند کلمه‌ای باهات صحبت کنم؟

217
00:16:49,760 --> 00:16:51,200
‫البته. چی شده؟

218
00:16:52,040 --> 00:16:56,160
‫همه‌مون حسابی نگران خونواده‌هامون هستیم

219
00:16:56,200 --> 00:16:59,120
‫حتماً الان دل‌شون هزار راه رفته.
‫هیچ خبری ازمون ندارن.

220
00:16:59,160 --> 00:17:01,720
‫حتماً اون شک و تردید
‫امون‌شون رو بُریده. درسته؟

221
00:17:02,800 --> 00:17:03,800
‫متأهلی

222
00:17:03,840 --> 00:17:06,680
‫آره، متأهلم و دوتا بچه دارم

223
00:17:06,720 --> 00:17:08,040
‫دوتا پسر

224
00:17:11,520 --> 00:17:14,880
‫من هم دوتا بچه دارم.
‫چند ماه دیگه، میشن سه‌تا.

225
00:17:14,920 --> 00:17:17,240
‫مبارکه

226
00:17:20,760 --> 00:17:23,080
‫خیلی‌خب، می‌تونی به خانمت زنگ بزنی

227
00:17:23,840 --> 00:17:25,160
‫ممنونم

228
00:17:26,280 --> 00:17:27,720
‫بقیه چی؟

229
00:17:36,760 --> 00:17:40,000
‫بهشون بگید که اصلاً
‫قصد آسیب زدن بهتون رو نداریم

230
00:17:40,520 --> 00:17:44,720
‫بلکه صرفاً منتظر مقامات هستیم تا
‫موافقت کنن برای راه خروج‌مون مذاکره کنیم

231
00:17:45,680 --> 00:17:48,880
‫شماره‌ی ۷ و ۸،
‫همه رو به صف کنید. یالا

232
00:17:48,920 --> 00:17:51,840
‫خیلی‌خب. شنیدید که چی گفت.
‫همه پا شن. برید پشتم.

233
00:17:51,880 --> 00:17:54,440
‫- مچکرم
‫- برو بعد ایشون

234
00:17:58,080 --> 00:18:01,120
‫یک. جریان چیه؟

235
00:18:01,160 --> 00:18:05,080
‫اگه خونواده‌هاشون بشن کاسه‌ی داغ‌تر از آش،
‫دولت بیشتر تحت فشار قرار می‌گیره و

236
00:18:06,280 --> 00:18:07,760
‫مجبور میشن قبول کنن

237
00:18:09,520 --> 00:18:10,440
‫خیلی‌خب

238
00:18:10,480 --> 00:18:13,680
‫هی، خوزه. ما هم خونواده داریم ها

239
00:18:13,720 --> 00:18:16,400
‫بهتره به کریستینا زنگ بزنی و
‫خیالش رو راحت کنی

240
00:18:16,440 --> 00:18:17,960
‫تلفن‌هامون شنود میشن

241
00:18:18,000 --> 00:18:20,520
‫پیداش کنن، همدست تلقی میشه

242
00:18:20,560 --> 00:18:22,840
‫می‌دونی توی شرایط سختیـه دیگه؟

243
00:18:22,880 --> 00:18:26,400
‫خواهرت زنِ قوی‌ایـه. خب؟
‫خودش می‌دونه جریان از چه قراره.

244
00:18:26,440 --> 00:18:28,760
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟
‫ناسلامتی زنتـه، پسر

245
00:18:28,800 --> 00:18:32,200
‫اونوقت فکر کردی بخاطر کی
‫دارم خودم رو به آب و آتیش می‌زنم؟ ها؟

246
00:18:33,760 --> 00:18:36,800
‫این سرقت تنها راهیـه که
‫آینده‌ی خونواده‌ام رو تضمین می‌کنه

247
00:18:36,840 --> 00:18:39,920
‫تا بتونه یه خونه‌ی خوب و
‫ماشین درست و حسابی داشته باشه

248
00:18:39,960 --> 00:18:43,280
‫تا بچه‌هام بتونن برن یه مدرسه‌ی درست درمون.
‫پس اعصابم رو داغون نکنید، خب؟

249
00:18:45,720 --> 00:18:49,440
‫سلام، عشق من. آره، من خوبم

250
00:18:50,280 --> 00:18:53,240
‫گریه نکن، عزیزدلم.
‫همه‌چی درست میشه.

251
00:18:54,160 --> 00:18:56,480
‫حقیقتاً بهمون گفتن که
‫قصد آسیب زدن به ما رو ندارن،

252
00:18:56,520 --> 00:18:58,200
‫پس نگرانی به دلت راه نده، خب؟

253
00:18:58,240 --> 00:18:59,480
‫کافیه

254
00:19:01,400 --> 00:19:02,360
‫بعدی

255
00:19:05,480 --> 00:19:07,920
‫آره. من خوبم. چیزی نیست.

256
00:19:07,960 --> 00:19:10,400
‫نه، کسی کاری به کاری‌مون نداره.

257
00:19:15,040 --> 00:19:16,520
‫سلام، مامان

258
00:19:16,560 --> 00:19:18,440
‫آره. آره، حال‌مون خوبه. نگران نباش

259
00:19:56,920 --> 00:20:03,360
‫« مهاجمان نقابدار با اعداد
‫همدیگر را صدا می‌زنند »

260
00:20:03,400 --> 00:20:05,800
‫« سیگار توتون بلوند »

261
00:20:12,600 --> 00:20:16,800
‫« چکمه‌های پاشنه کوبایی،
‫ماسک اسکی، سیگار بلوند »

262
00:20:17,640 --> 00:20:19,160
‫خودشون‌ان

263
00:20:21,960 --> 00:20:25,640
‫گروهی که توی بانک مرکزی‌ان همون‌هایی‌ان که
‫به بانک هیسپانو-آمریکن دستبرد زدن

264
00:20:27,640 --> 00:20:31,400
‫مردی که بازداشت کردی
‫مالک نوشیدنی فروشی  اورتز نبود

265
00:20:33,040 --> 00:20:36,400
‫اون نوشیدنی فروشی مال مانوئل ویلاگرانـه

266
00:20:36,440 --> 00:20:37,640
‫خب؟

267
00:20:37,680 --> 00:20:41,480
‫خب، این یارو چندین سال
‫توی سرویس مخفی کار کرده

268
00:20:43,040 --> 00:20:44,840
‫برای کاررو بلانکو

269
00:20:45,520 --> 00:20:47,000
‫جاسوسـه؟

270
00:20:50,800 --> 00:20:54,240
‫« مانوئل ویلاگران سی ساله،
‫برای همکاری با این واحد موافقت می‌کند »

271
00:21:03,440 --> 00:21:07,000
« مادرید »

272
00:21:14,120 --> 00:21:15,920
‫این از مدارک، ستوان

273
00:21:24,320 --> 00:21:26,240
‫خوبه. خوبه

274
00:21:54,440 --> 00:21:58,280
‫« بارسلونا »

275
00:22:03,360 --> 00:22:05,760
‫- چه خبر؟
‫- حالت چطوره؟

276
00:22:05,800 --> 00:22:06,960
‫خوبم

277
00:22:07,840 --> 00:22:08,920
‫بیا تو

278
00:22:27,840 --> 00:22:31,320
‫« کاخ مونکلوآ »

279
00:22:31,840 --> 00:22:34,040
‫- جناب رئیس‌
‫- صبح بخیر، ژنرال

280
00:22:34,080 --> 00:22:36,880
‫همین الان گزارشات از همه‌ی پایگاه‌ها
‫به دست‌مون رسید

281
00:22:36,920 --> 00:22:40,240
‫هیچکدوم‌شون گزارشی مبنی بر
‫مفقودی نیروها یا تسلیحات اعلام نکردن

282
00:22:41,080 --> 00:22:42,960
‫واقعاً گارد مدنی نیستن

283
00:22:43,000 --> 00:22:45,200
‫خداروشکر نیستن، آقای رئیس‌

284
00:22:45,240 --> 00:22:48,360
‫حتماً یه گروه افراطی راست‌گرا یا
‫سارقین بانک‌ان

285
00:22:48,400 --> 00:22:50,480
‫به نظرم احتمال دومی بیشتره

286
00:22:50,520 --> 00:22:52,360
‫پیشنهادت چیه، ژنرال؟

287
00:22:52,400 --> 00:22:54,640
‫باید باز هم تحت فشار بذاریم‌شون تا
‫تسلیم بشن

288
00:22:54,680 --> 00:22:56,800
‫حمله رو می‌ذاریم مرحله‌ی آخر

289
00:22:56,840 --> 00:22:58,880
‫متأسفانه زیاد وقت نداریم

290
00:22:58,920 --> 00:23:01,600
‫حتی رئیس‌جمهور ریگان هم بهم زنگ زده
‫ببینه جریان چیـه

291
00:23:01,640 --> 00:23:05,000
‫حتی اگه به قیمت شغلم هم تموم بشه،
‫باید این مسئله رو رفع و رجوعش کنیم

292
00:23:05,040 --> 00:23:06,640
‫تا بعدازظهر بهم وقت بده

293
00:23:06,680 --> 00:23:10,400
‫اگه تا اون‌موقع تسلیم نشدن،
‫ما وارد می‌شیم

294
00:23:11,600 --> 00:23:14,240
‫بسیارخب، ژنرال.
‫تا بعدازظهر فرصت داری.

295
00:23:19,920 --> 00:23:22,520
‫« ۲۴‏ ساعت بعد از شروع محاصره »

296
00:23:22,560 --> 00:23:24,280
‫می‌خوام از اینجا برم بیرون!

297
00:23:24,320 --> 00:23:26,320
‫می‌خوام برم بیرون!

298
00:23:26,360 --> 00:23:28,280
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام از اینجا برم!

299
00:23:30,520 --> 00:23:32,960
‫- می‌خوام از اینجا برم بیرون!
‫- خفه‌شو!

300
00:23:33,000 --> 00:23:36,240
‫آروم بگیر وگرنه یه بهت شلیک می‌کنم!
‫خفه شو!

301
00:23:36,280 --> 00:23:39,840
‫- هی، هی! داری چیکار می‌کنی؟
‫- میشه خفه‌خون بگیری؟

302
00:23:39,880 --> 00:23:42,600
‫- نه؟ می‌خوای خودم خفه‌ات کنم؟
‫- هی! هی!

303
00:23:43,400 --> 00:23:44,600
‫برو اون‌وَر!

304
00:23:46,000 --> 00:23:47,720
‫از اینجا بریم بیرون،
‫به حسابت می‌رسم

305
00:23:49,520 --> 00:23:53,080
‫- معتاد !
‫- نگران نباش. نفس بکش

306
00:23:53,120 --> 00:23:54,640
‫آروم باش

307
00:23:54,680 --> 00:23:57,320
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم. حمله‌ی عصبی بهش دست داده

308
00:23:57,360 --> 00:24:00,720
‫آروم باش، آروم باش.
‫لطفاً خونسردیت رو حفظ کن.

309
00:24:01,360 --> 00:24:02,400
‫آفرین

310
00:24:02,440 --> 00:24:04,480
‫ببین، اینجا آدم زیاده

311
00:24:05,000 --> 00:24:07,000
‫اگه طولانی‌تر بشه،
‫ممکنه هرکدوم‌شون یه حرکتی بزنن

312
00:24:21,360 --> 00:24:23,360
‫می‌خوام از اینجا برم

313
00:24:24,400 --> 00:24:25,440
‫ممنونم

314
00:24:29,560 --> 00:24:30,560
‫حالت چطوره؟

315
00:24:37,440 --> 00:24:40,120
‫« دیلی بارسلونا »
« حمله به بارسلونا »

316
00:24:41,160 --> 00:24:44,640
‫« گزارش آخرین تحولات »
‫« نوشته‌شده توسط مایدر گارمندیا »

317
00:25:03,160 --> 00:25:04,720
‫چه خبر شده؟

318
00:25:13,400 --> 00:25:14,920
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه وارد عمل شید

319
00:25:14,960 --> 00:25:17,000
‫یالا! همه در جایگاه خود. پیاده شید!

320
00:25:19,000 --> 00:25:20,120
‫شماره ۱!

321
00:25:22,520 --> 00:25:23,760
‫خودروی ضدگلوله!

322
00:25:34,240 --> 00:25:36,040
‫الان می‌خوان وارد بانک بشن؟

323
00:25:38,920 --> 00:25:40,600
‫قراره چیکار کنیم؟

324
00:25:46,240 --> 00:25:49,040
‫شماره ۴، یه استقبال گرم ازشون بکن

325
00:25:49,080 --> 00:25:52,760
‫توجه توجه! افرادی که
‫از توی بانک صدای ما رو می‌شنوید

326
00:25:52,800 --> 00:25:55,280
‫حمله‌ی شما با شکست مواجه شده

327
00:25:56,040 --> 00:26:00,400
برخورد ما با شما، به خودتون بستگی داره

328
00:26:01,440 --> 00:26:05,920
‫یا تسلیم از اونجا میاید بیرون،
‫یا جنازه‌تون رو میاریم بیرون

329
00:26:05,960 --> 00:26:09,160
‫میگه جنازه، 

330
00:26:14,320 --> 00:26:17,440
‫بخوابید! نه، بخوابید رو زمین!
‫بخوابید! گفتم بخوابید روی زمین!

331
00:26:34,560 --> 00:26:36,920
‫چیکار دارید می‌کنید؟
‫زده به سرتون؟

332
00:26:36,960 --> 00:26:39,640
‫زده به سر جانی‌هایی که از داخل بانک
‫دارن تیراندازی می‌کنن

333
00:26:39,680 --> 00:26:41,800
‫رو چه حسابی یه ماشین ضدگلوله فرستادید اونجا؟

334
00:26:41,840 --> 00:26:44,480
‫- باید تحت‌فشار بذاریم‌شون تا تسلیم بشه
‫- کارتون تحریک‌کننده بود

335
00:26:44,520 --> 00:26:46,480
‫باید بدونن اگه با پای خودشون بیرون نیان،

336
00:26:46,520 --> 00:26:47,680
‫به زور میاریم‌شون بیرون

337
00:26:47,720 --> 00:26:49,920
‫فکر حمله به بانک که به سرتون نزده؟

338
00:26:49,960 --> 00:26:51,480
‫همه‌ی گزینه‌ها رو در نظر می‌گیریم

339
00:26:51,520 --> 00:26:54,200
‫کشت و کشتار به‌پا میشه.
‫همینو می‌خوای؟

340
00:26:54,720 --> 00:26:58,040
‫اگه رئیس‌ دستور ورود بده،
‫ما هم اطاعت می‌کنیم

341
00:27:00,920 --> 00:27:04,680
‫بخوابید روی زمین!
‫اگه نشینید سرجاتون تیراندازی می‌کنم!

342
00:27:04,720 --> 00:27:06,920
‫دارید چه غلطی می‌کنید؟
‫برید سمت پنجره‌ها!

343
00:27:12,240 --> 00:27:14,560
‫همه خفه‌خون بگیرید!

344
00:27:15,360 --> 00:27:17,960
‫چیه، نشنیدید چی گفتم؟
‫برید دم پنجره!

345
00:27:19,640 --> 00:27:23,000
‫بچه‌ها، باید حواس‌مون به
‫پشت‌بوم باشه. خب؟

346
00:27:23,040 --> 00:27:24,720
‫تنها راهیـه که می‌تونن ‫از طریقش وارد بشن

347
00:27:24,760 --> 00:27:25,840
‫برید!

348
00:27:26,400 --> 00:27:29,800
‫آقای رویان، همرام بیا.
‫می‌خوایم باهاشون اتمام حجت کنیم.

349
00:27:38,560 --> 00:27:41,440
‫- الان می‌خواد چی میخوتد اون دیگه؟
‫- یه شیرین‌کاری دیگه

350
00:27:45,120 --> 00:27:48,160
‫به من گوش کنید.
‫تنها راه فرارمون اینـه که

351
00:27:48,200 --> 00:27:51,120
‫قاتی گروگان‌ها بشیم و با جمعیت بریم بیرون

352
00:27:51,160 --> 00:27:52,840
‫اونوقت تکلیف اون ۷۰۰ تا پلیس چی میشه؟

353
00:27:52,880 --> 00:27:54,280
‫کسی تا حالا ندیدتمون

354
00:27:54,320 --> 00:27:56,760
‫اگه کسی نتونه لومون بده،
‫مشکلی پیش نمیاد. متوجه‌اید؟

355
00:28:00,600 --> 00:28:02,000
‫باید به بقیه بگیم

356
00:28:02,040 --> 00:28:04,520
‫- آره. خوزه چی؟
‫- بسپریدش به من

357
00:28:18,720 --> 00:28:19,640
‫بله؟

358
00:28:20,440 --> 00:28:22,800
‫صبح بخیر. رویان هستم

359
00:28:23,440 --> 00:28:25,680
‫مهاجمان ازم خواستن
‫شرایط جدید رو براتون بخونم تا

360
00:28:25,720 --> 00:28:27,880
‫این قائله ختم بشه

361
00:28:30,080 --> 00:28:33,520
‫خودروهای ضدگلوله در اختیارمون قرار بدید
‫تا بتونیم با گروهی از گروگان‌ها

362
00:28:33,560 --> 00:28:35,240
‫تا فرودگاه بارسلونا بریم

363
00:28:36,000 --> 00:28:39,400
‫اونجا باید یه هواپیمای آماده به حرکت باشه
‫تا ما رو تا اسپانیا برسونه

364
00:28:39,920 --> 00:28:44,840
‫اگه به هواپیما حمله کنید، درسته ما می‌میریم
‫اما تموم گروگان‌ها هم می‌میرن

365
00:28:48,400 --> 00:28:51,800
‫لطفاً به من گوش بدید.
‫این مردم هم مثل ما آدم‌ان.

366
00:28:51,840 --> 00:28:54,640
‫چندین ساعتـه که اینجا محبوس شدیم و
‫فضا متشنجـه...

367
00:28:54,680 --> 00:28:57,200
‫ممکنه هر اتفاقی بیفته.
‫متوجه منظورم هستید؟

368
00:28:57,240 --> 00:28:59,240
‫خواهش می‌کنم عجولانه تصمیم نگیرید

369
00:29:01,720 --> 00:29:02,720
‫احسنت

370
00:29:07,560 --> 00:29:09,080
‫آقای رئیس‌

371
00:29:09,120 --> 00:29:12,720
‫این مجرمین حاضر به تسلیم شدن نیستن

372
00:29:13,280 --> 00:29:15,080
‫تصمیم با شماست

373
00:29:16,200 --> 00:29:17,400
‫شروع کنید، ژنرال

374
00:29:17,440 --> 00:29:21,040
‫عملیات رو با نیروهای ویژه هماهنگ کنید.
‫خداوند یار و یاورمون.

375
00:29:59,840 --> 00:30:02,440
‫« اعلیحضرت،
‫بعد از وقایع تلخ بارسلونا،

376
00:30:02,480 --> 00:30:07,160
‫بالاجبار از سمت خود استعفا می‌دهم.

377
00:30:07,200 --> 00:30:08,960
‫ارادتمند شما،
‫لئوپولد کالو سوتلو »

378
00:30:15,440 --> 00:30:16,920
‫اون دوتا رو ببین

379
00:30:26,560 --> 00:30:28,120
‫مسلح‌ان

380
00:30:29,800 --> 00:30:32,200
‫نمی‌فهمم این بالا داریم چه غلطی می‌کنیم

381
00:30:32,240 --> 00:30:34,320
‫همین که آروم بگیری کافیـه

382
00:30:34,360 --> 00:30:36,920
‫انتظار داری وقتی قراره
‫بهمون شلیک کنن آروم باشم؟

383
00:30:36,960 --> 00:30:40,080
‫خیال کردی چرا خوزه اینجا نیست؟
‫واسه چی ما رو فرستاده؟ ها؟

384
00:30:54,920 --> 00:30:56,520
‫ژنرال، ما در محل موردنظریم

385
00:30:56,560 --> 00:30:58,240
‫منتظر دستورات شماییم

386
00:31:05,800 --> 00:31:07,760
‫- بهشون خبر بده نیروهای ویژه اینجان
‫- باشه

387
00:31:07,800 --> 00:31:10,160
‫مراقب باش، خب؟
‫کار احمقانه‌ای نکن

388
00:31:28,000 --> 00:31:30,960
‫« برگه‌ی استعفا »

389
00:31:43,920 --> 00:31:46,200
‫نیروهای ویژه از پشت‌بوم دارن میان

390
00:31:50,400 --> 00:31:52,920
‫شماره ۴، برو دم در ورودی.
‫هوام رو داشته باش.

391
00:31:52,960 --> 00:31:55,840
‫آقای رویان، وقتـشه آماده بشی.
‫قراره بریم بیرون.

392
00:31:55,880 --> 00:31:58,680
‫- چه خبر شده؟
‫- بجنب

393
00:32:09,080 --> 00:32:10,880
‫داره چیکار می‌کنه؟

394
00:32:10,920 --> 00:32:11,920
‫نمی‌دونم

395
00:32:11,960 --> 00:32:14,880
‫هرکاری از این  برمیاد

396
00:33:42,200 --> 00:33:44,240
‫« برگرفته از داستان واقعی »
