﻿1
00:00:00,959 --> 00:00:04,963
‫« موزه‌ی گاتهام »

2
00:00:16,683 --> 00:00:19,102
‫بفرما، رفیق.
‫اوبراین هستم از روزنامه‌ی گازتا.

3
00:00:19,185 --> 00:00:21,438
‫اگه بعد از دیدنِ عکس‌تون توی روزنامه،
‫یه نسخه‌ی کپی‌شو خواستید، باهام تماس بگیرید

4
00:00:21,521 --> 00:00:23,189
‫نرخ‌هام خیلی معقول هستن

5
00:00:26,568 --> 00:00:29,571
‫« مجموعه‌ی وین »

6
00:00:59,642 --> 00:01:03,605
‫« بتمن: شوالیه‌ی شنل‌پوش »

7
00:01:03,730 --> 00:01:05,607
‫به هر حال، اتفاقی که افتاد همین بود

8
00:01:05,690 --> 00:01:08,943
‫و گمونم وکیلم با دفتر دادستانی ناحیه
‫به یه توافقی برسه،

9
00:01:08,943 --> 00:01:12,572
‫کاناپه خیلی راحت‌تره، بروس.
‫برو اونجا بشین.

10
00:01:12,655 --> 00:01:15,867
‫نه، راحتم. نمی‌خوام زیاد
‫وقت‌تون رو بگیرم، دکتر

11
00:01:15,950 --> 00:01:19,537
‫- من زیاد اهل گِلِه کردن و نِق زدن نیستم
‫- نه، البته

12
00:01:20,205 --> 00:01:23,458
‫ولی این مشکل «ضرب و شتم مجرمانه» هست

13
00:01:23,541 --> 00:01:26,711
‫و کمی غر زدن بخشی از
‫مصالحه‌ی شما برای زندان نرفتن بوده

14
00:01:26,795 --> 00:01:27,712
‫درسته. ولی من...

15
00:01:27,796 --> 00:01:31,091
‫فقط باید چند هفته بیای تراپی.
‫مثل آب خوردنه، عزیزم.

16
00:01:31,174 --> 00:01:35,720
‫پس، با توجه به وخامت موضوع، به نظرم
‫باید هرچقدر که لازمه براش وقت بذاریم

17
00:01:35,804 --> 00:01:37,472
‫ها؟

18
00:01:37,555 --> 00:01:39,474
‫خوشحالم که هم‌نظریم

19
00:01:39,557 --> 00:01:41,893
‫حالا، تابحال شده که توی موقعیت‌های دیگه‌ای

20
00:01:41,976 --> 00:01:44,479
‫به خشونت متوسل بشید؟

21
00:01:44,562 --> 00:01:46,981
‫چی؟ بیخیال

22
00:01:47,065 --> 00:01:50,276
‫به من می‌خوره زیاد از کوره در برم؟

23
00:01:50,360 --> 00:01:53,113
‫ظاهر معمولاً فریبنده‌ست

24
00:01:53,196 --> 00:01:56,491
‫و حقیقت اینه که بروس،
‫تو واقعاً از کوره در رفتی

25
00:01:57,408 --> 00:02:01,079
‫ببین، یارو مادرم رو مسخره کرد،
‫من هم یه مشت بهش زدم

26
00:02:01,162 --> 00:02:02,831
‫هر کسی جای من بود همین کار رو می‌کرد

27
00:02:02,914 --> 00:02:07,001
‫ولی آره، گمونم می‌دونم که کارم اشتباه بود

28
00:02:08,211 --> 00:02:14,092
‫اون فاجعه‌ای که توی دوران کودکیت داشتی،
‫معلومـه و منطقی‌ـه که منبع درده

29
00:02:14,717 --> 00:02:17,262
‫می‌خوای راجع به اتفاقی که واسه
‫پدر و مادرت افتاد حرف بزنیم؟

30
00:02:17,345 --> 00:02:18,763
‫نه

31
00:02:18,847 --> 00:02:22,142
‫ببین، این واسه خیلی وقت پیش بود و
‫خیلی بد بود

32
00:02:22,225 --> 00:02:26,354
‫ولی من الان یه مرد بالغم.
‫دیگه چندان بهش فکر نمی‌کنم.

33
00:02:26,437 --> 00:02:30,316
‫می‌دونی، ترومای سرکوب شده
‫یه چیزیه که ممکنه حتی

34
00:02:30,400 --> 00:02:33,069
‫متوجه نشی دچارش هستی
‫تا وقتی که اتفاقی بیفته

35
00:02:33,153 --> 00:02:35,196
‫سرکوب شدن یجورایی...

36
00:02:38,783 --> 00:02:44,622
‫می‌تونی سارق مسلح رو برامون توصیف کنی؟
‫مثلاً موهاش یا چشماش چه رنگی بود؟

37
00:02:44,706 --> 00:02:47,792
‫- هیچی؟
‫- نه

38
00:02:47,876 --> 00:02:49,961
‫خیلی تاریک بود

39
00:02:50,044 --> 00:02:51,379
‫نتونستم صورتش رو ببینم

40
00:02:51,462 --> 00:02:55,925
‫حتی... اسلحه‌اش رو هم ندیدم

41
00:02:56,009 --> 00:03:01,222
‫کارآگاه، این بچه به قدر کافی عذاب کشیده.
‫اصرار دارم که دیگه باید ببرمش.

42
00:03:01,306 --> 00:03:04,767
‫آره. خیلی‌خب.
‫اگه خبر جدیدی شد اطلاع میدم.

43
00:03:04,851 --> 00:03:06,603
‫ممنون

44
00:03:06,686 --> 00:03:10,064
‫- تراپی چطور بود، ارباب بروس؟
‫- یه ساعت وقت الکی حروم شد

45
00:03:10,148 --> 00:03:12,275
‫دکتر خیال می‌کنه می‌تونه روی افکارم اثر بذاره

46
00:03:12,358 --> 00:03:14,277
‫از این خبرها نیست

47
00:03:21,951 --> 00:03:24,454
‫« پنجشنبه‌ی آینده می‌بینمت، بروس.
‫دکتر کوئینزل »

48
00:03:24,871 --> 00:03:28,458
‫- اون چیه، قربان؟
‫- هیچی

49
00:03:32,545 --> 00:03:34,964
‫لنگِ ظهره، خانم سلینا

50
00:03:35,048 --> 00:03:36,591
‫داره عصر میشه

51
00:03:36,591 --> 00:03:38,885
‫« مهلت پرداخت گذشته »
‫« اخطار نهایی »

52
00:03:39,052 --> 00:03:42,347
‫- امروز بازم صورت‌حساب و قبض اومد
‫- بذار کنار بقیه

53
00:03:45,391 --> 00:03:46,935
‫دوشیزه سلینا

54
00:03:47,018 --> 00:03:49,646
‫به زودی برق رو قطع می‌کنن

55
00:03:49,729 --> 00:03:52,857
‫و من هم بدم نمیاد یه حقوقی بگیرم

56
00:03:52,941 --> 00:03:56,194
‫تقصیر من نیست که بابایی هیچی برامون نذاشته

57
00:03:56,277 --> 00:03:59,530
‫خب، میشه اقلاً گربه‌های ولگرد رو نیارید خونه؟

58
00:03:59,614 --> 00:04:02,325
‫هزینه‌ی غذای گربه به تنهایی
‫جیب‌مون رو خالی کرده

59
00:04:02,408 --> 00:04:06,537
‫اینقدر نگران نباش، گرتا.
‫ترتیب همه چی رو میدم.

60
00:04:06,621 --> 00:04:08,248
‫- به نحوی
‫- بله

61
00:04:08,331 --> 00:04:11,459
‫این لحن‌تون حسابی بهم دلگرمی داد

62
00:04:11,542 --> 00:04:13,461
‫هیچوقت اینطوری سر بالا به پدرم جواب نمی‌دادی

63
00:04:13,544 --> 00:04:15,880
‫خیال نکن متوجه نمیشم

64
00:04:18,967 --> 00:04:21,177
‫آهای گرتا، عزیزم؟

65
00:04:21,261 --> 00:04:24,264
‫هنوز یه چرخ خیاطی داریم، مگه نه؟

66
00:04:24,347 --> 00:04:26,182
‫« سرقت جسورانه از جواهرفروشی مرکز شهر »

67
00:04:26,182 --> 00:04:28,476
‫« پنج سرقت جواهر در سه روز! »

68
00:04:28,476 --> 00:04:31,980
‫« دزد گربه‌ای دوباره سرقت کرد »
‫« نگهبان گفت: سارق بوی خوبی می‌داد »

69
00:04:46,244 --> 00:04:48,121
‫تکون نخور! پلیس!

70
00:04:56,087 --> 00:04:59,549
‫آهای فلس. همون ضعیفه سلینا کایلـه

71
00:04:59,632 --> 00:05:02,593
‫چیکار می‌کنی، خانم؟
‫می‌خواستی به یه نون و نوایی برسی؟

72
00:05:02,677 --> 00:05:04,929
‫یجورایی نقشه‌ام همین بود، آره

73
00:05:14,397 --> 00:05:15,815
‫چه ماشین خوبی

74
00:05:29,370 --> 00:05:32,874
‫چطوره وقتی برگشتیم
‫یه فنجون شکلات داغ بخورید؟

75
00:05:32,957 --> 00:05:34,792
‫این چطوره، ارباب بروس؟

76
00:05:43,009 --> 00:05:44,427
‫آقای وین؟

77
00:05:45,261 --> 00:05:46,304
‫بروس؟

78
00:05:46,387 --> 00:05:50,058
‫شرمنده. یه‌کم خمارم.
‫تا دیر وقت با دوستِ خانمم بودم.

79
00:05:50,141 --> 00:05:51,392
‫سؤالتون چی بود؟

80
00:05:51,476 --> 00:05:55,396
‫داشتم می‌گفتم جلسه‌ی قبلی‌مون
‫مشخص کرد که شما صد درصد

81
00:05:55,480 --> 00:05:57,899
‫اثرات قتل والدین‌تون رو سرکوب کردید

82
00:05:57,982 --> 00:06:02,111
‫تابحال به این فکر کردید که شاید
‫از جهات دیگه هم خودتون رو سرکوب می‌کنید؟

83
00:06:02,195 --> 00:06:05,156
‫کل این زندگی که برای خودتون ساختید،

84
00:06:05,239 --> 00:06:09,035
‫به نظر خیلی... معلوم و واضح میاد

85
00:06:09,118 --> 00:06:10,953
‫یجورایی کلیشه‌ای‌ـه

86
00:06:11,037 --> 00:06:15,124
‫شاید راهی برای محافظت از خودتون
‫در برابر دردهای آتی‌ـه

87
00:06:15,208 --> 00:06:17,251
‫اگه اینطور باشه، قابل درکه

88
00:06:17,335 --> 00:06:19,337
‫مصیبت سختی داشتید، اون هم توی بچگی

89
00:06:19,420 --> 00:06:22,173
‫یا هم که هیچی رو سرکوب نمی‌کنم و

90
00:06:22,256 --> 00:06:26,219
‫کلی درآمد مازاد و یه زندگی اجتماعی
‫خیلی فعال دارم

91
00:06:26,302 --> 00:06:28,805
‫اوه، بله. شما رو توی صفحات اجتماعی دیدم

92
00:06:28,888 --> 00:06:32,100
‫شما و مدل‌ها، شما و ستاره‌های سینما

93
00:06:32,183 --> 00:06:36,312
‫ولی بروس، با چند نفر بودی که
‫به قرار دوم ختم بشه؟

94
00:06:36,396 --> 00:06:39,440
‫- این تراپی‌ـه یا اعتراف توی کلیسا؟
‫- بیخیال

95
00:06:39,524 --> 00:06:43,486
‫طوری وانمود می‌کنی که انگار
‫شادترین  مجرد گاتهام هستی

96
00:06:43,569 --> 00:06:47,198
‫ولی هیچ کدوم از این زن‌ها
‫چیزی بیشتر از وسیله برات بودن؟

97
00:06:47,281 --> 00:06:50,368
‫اصلاً عشقی در کار بوده؟
‫یا حتی شهوت؟

98
00:06:50,451 --> 00:06:52,995
‫یا فقط رفع تکلیف می‌کنی و

99
00:06:53,079 --> 00:06:56,165
‫می‌خوای همون شخصی باشی که
‫اطرافیانت توقع دارن؟

100
00:06:56,249 --> 00:07:00,586
‫من فقط از هر باغی یه گل می‌چینم، دکتر.
‫این که نقص شخصیتی نیست، مگه نه؟

101
00:07:00,670 --> 00:07:03,172
‫زندگی برای آدمایی که
‫جایگاه من رو دارن، متفاوتـه

102
00:07:03,256 --> 00:07:05,466
‫منظورتون آدمایی که پولدارن؟

103
00:07:05,550 --> 00:07:08,136
‫مطمئنم همینطوره

104
00:07:08,219 --> 00:07:09,887
‫خیلی متأسفم، جناب قاضی

105
00:07:09,971 --> 00:07:14,559
‫قسم می‌خورم، فقط توی زمان اشتباه
‫توی مکان اشتباهی بودم

106
00:07:14,642 --> 00:07:19,063
‫من دزدکی وارد اون مغازه‌ها نشدم.
‫لابد کار اون یارو بتمن‌ـه.

107
00:07:19,147 --> 00:07:23,192
‫اینا همه‌اش یه سوءتفاهم غم‌انگیزه

108
00:07:23,276 --> 00:07:26,279
‫خانم کایل، اولین بارتون نیست که
‫پاتون به دادگاه باز شده

109
00:07:26,362 --> 00:07:29,157
‫بهتره توی زندگی‌تون
‫تصمیمات بهتری بگیرید

110
00:07:29,240 --> 00:07:32,076
‫دارم سعی‌ام رو می‌کنم، جناب قاضی

111
00:07:32,160 --> 00:07:36,038
‫آقای دنت، دادستانی نظرش چیه؟

112
00:07:36,122 --> 00:07:38,499
‫خب، جناب قاضی، از اونجا که
‫هیچ مدرکی نداریم که خانم کایل

113
00:07:38,583 --> 00:07:42,044
‫مرتکب این جرایم شده یا کار بتمن بوده
‫که اتفاقاً بتمن هم توی صحنه بوده،

114
00:07:42,128 --> 00:07:45,131
‫و از اونجا که تمام جواهرات
‫دزدیده شده برگردونده شدن،

115
00:07:45,214 --> 00:07:49,760
‫مدعی‌علیه مایله اتهامات رو رفع کنه و
‫دوباره به خانم کایل یه فرصت مجدد بده

116
00:07:51,804 --> 00:07:54,307
‫خیلی‌خب پس. پرونده بسته شد

117
00:08:00,313 --> 00:08:03,107
‫پس وقتی موکل‌های من باشن،
‫خودت رو جر میدی که بندازی‌شون زندان

118
00:08:03,191 --> 00:08:05,985
‫ولی وقتی پولدار و مشهور باشن،
‫قسر در میرن؟

119
00:08:06,068 --> 00:08:08,446
‫اون چه نقشی داره، هاروی؟
‫حامی مالی کارزارتـه؟

120
00:08:08,529 --> 00:08:11,324
‫بیخیال، باربارا.
‫به نظرت اینقدر به قهقرا میرم؟

121
00:08:12,992 --> 00:08:16,704
‫خب، شاید می‌رفتم...
‫اگه ورشکسته و آس و پاس نبود

122
00:08:20,500 --> 00:08:22,418
‫گمونم باید بدیم روی ماشین کار کنن

123
00:08:23,169 --> 00:08:27,715
‫شنیدم اون زنیکه کایل قسر در رفته،
‫بعد تو سر بزنگاه توی صحنه با مدرک گرفتیش

124
00:08:27,798 --> 00:08:30,885
‫لباس گربه پوشیده بوده؟ بیخیال بابا

125
00:08:30,968 --> 00:08:33,763
‫چطوری همچین پرونده‌ی آسونی رو
‫به فنا دادی، بولاک؟

126
00:08:33,846 --> 00:08:36,516
‫- ببند در گاله رو، کوهن!
‫- آروم باش، بولاک

127
00:08:36,599 --> 00:08:39,268
‫آره. خدایی، «صورت‌زخمی»

128
00:08:39,352 --> 00:08:43,439
‫گوش کن، نگران کوهن و
‫اون گربه‌ی موی دماغ نباش

129
00:08:43,523 --> 00:08:48,277
‫اون گربه دیگه جونش تموم شده.
‫باور کن. فقط خودش هنوز نمی‌دونه.

130
00:08:48,903 --> 00:08:51,447
‫آخرین گزارش‌ها نشان می‌دهد که
‫تورم و بیکاری در گاتهام

131
00:08:51,531 --> 00:08:53,282
‫همچنان در حال افزایش است

132
00:08:53,366 --> 00:08:56,577
‫و در حالی که مشاوران مالی شهردار
‫به دنبال راه حل هستند،

133
00:08:56,661 --> 00:08:59,080
‫افزایش متعاقب جرایم خشونت‌آمیز،

134
00:08:59,163 --> 00:09:02,583
‫وضعیت اداره پلیس شهر گاتهام را که
‫قبلاً تحت فشار قرار گرفته بود، بدتر کرده

135
00:09:02,667 --> 00:09:05,461
‫و در اتفاقی غافلگیرانه،
‫امروز بعد از ظهر، سلینا کایل،

136
00:09:05,545 --> 00:09:09,090
‫همون به اصطلاح کت‌وومن،
‫بدون اینکه اتهامی بهش زده بشه آزاد شد

137
00:09:09,549 --> 00:09:10,800
‫ظاهراً او مظنون اصلی سلسله سرقت جواهرات

138
00:09:10,883 --> 00:09:12,552
‫در «آپر ایست ساید» بوده است.

139
00:09:12,635 --> 00:09:14,637
‫- ولش کردن
‫- بله، قربان

140
00:09:14,720 --> 00:09:17,557
‫ولی گویا قول داده که دیگه
‫اون کارها رو نکنه

141
00:09:17,640 --> 00:09:19,433
‫...و از محکوم کردنش امتناع کردند

142
00:09:23,271 --> 00:09:27,191
‫مطمئن نبودم این جواب بده، ولی یا خدا

143
00:09:49,922 --> 00:09:51,257
‫وای!

144
00:10:00,683 --> 00:10:02,935
‫همونطور که پایین هم عرض کردم،

145
00:10:03,019 --> 00:10:06,939
‫خانم کایل دیروز بعد از اینکه از
‫دادگاه آزاد شد، از اینجا نقل مکان کرد

146
00:10:07,023 --> 00:10:09,734
‫آشغال
‫دیشب به چهار تا گاوصندوق زده

147
00:10:09,817 --> 00:10:13,529
‫- چهار تا!
‫- آره. و حالا غیب شده

148
00:10:19,577 --> 00:10:24,081
‫خانم سلینا، نمی‌دونم چطوری توقع دارید
‫توی همچین جایی زندگی کنیم

149
00:10:24,165 --> 00:10:26,500
‫بهش عادت می‌کنیم، گرتا. مجبوریم

150
00:10:26,584 --> 00:10:27,627
‫ما فراری هستیم و

151
00:10:27,710 --> 00:10:31,881
‫این اطراف هیچکس براش مهم نیست
‫ما کی هستیم و با پلیس هم حرف نمی‌زنن

152
00:10:31,964 --> 00:10:35,259
‫بعلاوه، از سرقت دیشب
‫پول یه سال اجاره‌ی اینجا رو دادم

153
00:10:35,343 --> 00:10:36,886
‫دیگه به کسی بدهکار نیستیم

154
00:10:36,969 --> 00:10:39,639
‫هنوز یه بدهی‌هایی دارید، خانم سلینا

155
00:10:39,722 --> 00:10:42,350
‫قطعاً که این زندگی اشرافی نیست

156
00:10:42,433 --> 00:10:44,435
‫ولی اگه قراره مثل مجرم‌ها زندگی کنیم،

157
00:10:44,518 --> 00:10:47,521
‫باید از خیر یه سری چیزا بگذریم، نه؟

158
00:10:47,605 --> 00:10:50,232
‫آره خب، تابحال از من خواسته نشده بود که
‫مثل مجرم‌ها زندگی کنم،

159
00:10:50,316 --> 00:10:53,027
‫ولی هیچکس حرف منو گوش نمیده، مگه نه؟

160
00:10:53,110 --> 00:10:54,320
‫درسته

161
00:10:54,403 --> 00:10:57,239
‫گربه‌ی سوگلی مامانی نیستی تو؟
‫آره که هستی

162
00:10:57,365 --> 00:11:00,993
‫« موج جنایت گربه ادامه دارد... »

163
00:11:00,993 --> 00:11:03,329
‫شاید وقتشه برید بالا

164
00:11:03,412 --> 00:11:05,873
‫سعی کنید یه چند ساعتی بخوابید

165
00:11:05,956 --> 00:11:08,084
‫شاید بهتره بذارید پلیس‌ها
‫با خانم کایل سر و کله بزنن

166
00:11:08,167 --> 00:11:12,672
‫هر چی نباشه، اون فقط یه دزد جواهراتـه.
‫نه یه شرور واقعی، قربان.

167
00:11:12,755 --> 00:11:15,508
‫و بروس وین امروز
‫قرار ملاقات داره، پس...

168
00:11:15,591 --> 00:11:17,885
‫قرار ملاقات؟ فکر خوبیـه

169
00:11:17,968 --> 00:11:19,512
‫لیموزین رو در بیار

170
00:11:19,595 --> 00:11:21,180
‫میرم لباس عوض کنم

171
00:11:23,933 --> 00:11:26,686
‫مطمئنید هیچ‌جوره نمی‌تونم
‫نظرتون رو عوض کنم؟

172
00:11:26,936 --> 00:11:29,647
‫نمایش قرار بود تا سه هفته‌ی دیگه هم
‫ادامه پیدا کنه و...

173
00:11:30,356 --> 00:11:31,816
‫نه. متأسفانه باید اصرار کنم

174
00:11:31,899 --> 00:11:34,151
‫و مطمئنم خانواده‌های دیگه هم
‫باهام موافقن

175
00:11:34,235 --> 00:11:36,362
‫با وجود اون زنیکه کت‌وومن

176
00:11:36,445 --> 00:11:39,740
‫میشه اقلاً تا آخر هفته بمونن؟

177
00:11:42,451 --> 00:11:46,038
‫- خب، همه چی خوب پیش رفت؟
‫- نقشه در جریانه. ببرمون خونه

178
00:11:46,122 --> 00:11:50,668
‫راستش، یه قرار دیگه دارید، قربان،
‫با دکتر کوئینزل

179
00:11:53,587 --> 00:11:54,797
‫پس اگه دنبالِ بهترین جواهراتی هستید که

180
00:11:54,797 --> 00:11:59,343
‫اشراف گاتهام اونا رو به موزه بخشیدن،
‫فقط دو روز دیگه وقت دارید

181
00:12:00,886 --> 00:12:04,140
‫- این آخرین جلسه‌ی منـه
‫- جدی؟

182
00:12:04,223 --> 00:12:06,183
‫زمان چقدر سریع می‌گذره

183
00:12:06,267 --> 00:12:09,437
‫و من...واقعاً می‌خوام ازتون
‫تشکر کنم، دکتر کیو

184
00:12:09,520 --> 00:12:14,608
‫اعتراف می‌کنم که اولش یه‌کم سماجت می‌کردم،
‫ولی به نظرم خیلی مفید بود

185
00:12:17,862 --> 00:12:19,113
‫جدی میگم

186
00:12:19,196 --> 00:12:22,575
‫می‌دونی چیه، بروس؟
‫مدارکت رو امضاء می‌کنم

187
00:12:22,658 --> 00:12:24,493
‫وای خدا. ممنون دکتر. من واقعاً...

188
00:12:24,577 --> 00:12:27,788
‫چون فکر نکنم برای خودت یا
‫بقیه خطری محسوب بشی

189
00:12:27,872 --> 00:12:31,125
‫ولی گذشته از این، فکر نمی‌کنم
‫باهمدیگه به پیشرفتی رسیده باشیم

190
00:12:31,208 --> 00:12:32,293
‫خنده‌داره

191
00:12:32,376 --> 00:12:35,087
‫اکثر بیمارانم از خداشونـه که

192
00:12:35,171 --> 00:12:38,382
‫مقصرانه‌‌ترین رازها و تاریک‌ترین
‫امیال‌شون رو باهام درمیون بذارن

193
00:12:38,466 --> 00:12:40,593
‫اگه نمی‌دونستم،

194
00:12:40,676 --> 00:12:45,055
‫خیال می‌کردم همین آدم تو خالی و
‫سطحی‌نگری که تظاهر می‌کنی هستی

195
00:12:45,890 --> 00:12:47,433
‫ولی من کارم رو بلدم

196
00:12:47,516 --> 00:12:49,894
‫موانع تو خیلی بلند هستن

197
00:12:49,977 --> 00:12:53,230
‫واسه من بیش از حد بلند هستن
‫که نمی‌تونم ازشون رد بشم

198
00:12:53,314 --> 00:12:55,357
‫ولی من حاضرم ادامه بدم

199
00:12:55,441 --> 00:12:58,110
‫حاضرم اگه بخوای، ادامه بدم بروس

200
00:12:58,194 --> 00:13:00,321
‫جلساتی که دادگاه دستورش رو داده بود تموم شد،

201
00:13:00,404 --> 00:13:04,366
‫ولی گمونم بهتره به جلساتت
‫به‌عنوان بیمارم ادامه بدی

202
00:13:04,450 --> 00:13:06,619
‫حالا، به نظرت جالب نیست؟

203
00:13:07,244 --> 00:13:11,999
‫ممنون بابت پیشنهادتون، دکتر،
‫ولی الان ردیفِ ردیفم، قول میدم

204
00:13:12,833 --> 00:13:15,419
‫پس میشه اینا رو برام امضاء کنید؟

205
00:13:17,254 --> 00:13:21,509
‫- اینا رو به دست لوشس فاکس برسون حتماً
‫- جلسه‌ی آخرتون بود، نه؟

206
00:13:21,592 --> 00:13:23,594
‫آره، خدا رو شکر

207
00:13:23,677 --> 00:13:26,764
‫واقعاً از حرف زدن باهاش
‫هیچی عایدتون نشد، قربان؟

208
00:13:26,847 --> 00:13:29,433
‫چون اغلب فکر می‌کردم که شاید مفید باشه...

209
00:13:29,517 --> 00:13:31,685
‫من خوبم. حالا تمومش کن

210
00:13:32,686 --> 00:13:35,147
‫بله، ارباب بروس

211
00:14:21,986 --> 00:14:24,029
‫اونا تاوانش رو پس میدن

212
00:14:25,114 --> 00:14:27,700
‫- اونا؟
‫- همه‌شون

213
00:14:27,783 --> 00:14:30,411
‫کاری می‌کنم تقاصش رو پس بدن

214
00:14:30,494 --> 00:14:32,621
‫و تو هم قراره کمکم کنی

215
00:14:39,044 --> 00:14:42,131
‫ارباب بروس، حتی اگه امشب
‫خانم کایل رو بگیرید،

216
00:14:42,214 --> 00:14:44,174
‫قاضی شاید دوباره ولش کنه

217
00:14:44,258 --> 00:14:46,594
‫این دفعه نه

218
00:14:55,603 --> 00:14:57,187
‫یا خدا!

219
00:14:57,271 --> 00:14:59,356
‫وای خدا!

220
00:14:59,440 --> 00:15:02,192
‫بیل اوبراین از روزنامه‌ی گاتهام گازتا؟

221
00:15:02,276 --> 00:15:05,279
‫آره، یعنی... نه؟

222
00:15:05,362 --> 00:15:08,991
‫- به کمکت نیاز دارم
‫- البته. چه...کمکی؟

223
00:15:09,074 --> 00:15:12,286
‫خودت چی فکر می‌کنی؟
‫ازت می‌خوام یه سری عکس بگیری

224
00:15:19,710 --> 00:15:22,421
‫تمام گشتی‌ها به گوش.
‫آژیر بی‌صدا از موزه‌ی گاتهام...

225
00:15:22,421 --> 00:15:23,505
‫دریافت کردیم

226
00:15:23,589 --> 00:15:25,215
‫تمام گشتی‌ها، لطفاً اعزام بشید

227
00:15:25,299 --> 00:15:27,635
‫شنیدی که. بزن بریم

228
00:15:35,726 --> 00:15:37,394
‫بذارش سر جاش

229
00:16:10,344 --> 00:16:12,805
‫نیازی بهش نیست

230
00:16:32,116 --> 00:16:34,284
‫تو نجاتم دادی. می‌دونستم یه چیزی...
‫آخ! آهای!

231
00:16:34,368 --> 00:16:36,704
‫می‌دونی، خیلی ضد حالی

232
00:16:36,787 --> 00:16:39,415
‫آره، همینطوره

233
00:16:46,964 --> 00:16:51,218
‫خب چند تا عکس گرفتم.
‫ولی، فقط عکس کت‌وومن نیست.

234
00:16:51,301 --> 00:16:54,304
‫چندتا عکس از تو هم هست که داشتی...
‫ترتیب اون پلیس‌ها رو می‌دادی

235
00:16:54,388 --> 00:16:56,890
‫همه‌اش توی یه حلقه فیلمـه

236
00:16:56,974 --> 00:16:59,977
‫ولی می‌تونم... همه رو نابود کنم،
‫اگه همین رو می‌خوای

237
00:17:00,060 --> 00:17:01,645
‫من... سعی ندارم...

238
00:17:01,729 --> 00:17:05,065
‫فقط مطمئن شو عکس‌های کت‌‌وومن پخش میشن.
‫بقیه‌اش برام مهم نیست.

239
00:17:11,989 --> 00:17:12,781
‫گرتا؟ چه عجب

240
00:17:12,781 --> 00:17:16,160
‫ولی این امکان نداره.
‫شما پولی ندارید.

241
00:17:16,243 --> 00:17:18,996
‫نه، نه. گوش کن،
‫یه چندتا از تابلوها رو گرو بذار

242
00:17:19,079 --> 00:17:21,373
‫و اون مجسمه طلایی که بابایی عاشقش بود

243
00:17:21,457 --> 00:17:23,667
‫همونی که رقاص بالرین
‫روی انگشت‌های پاش وایستاده

244
00:17:23,751 --> 00:17:27,212
‫بله، می‌دونم، خانم سلینا.
‫قبلاً فروختمش و

245
00:17:27,296 --> 00:17:30,174
‫همه‌ی چیزهایی که داشتید و دوزار میارزید رو

246
00:17:30,257 --> 00:17:33,469
‫- چی؟ گرتا!
‫- سه ساله بهم حقوق ندادی

247
00:17:33,552 --> 00:17:35,054
‫پس الان پولم رو می‌گیرم

248
00:17:35,137 --> 00:17:39,391
‫کشتی‌ام یه ساعت دیگه به طرف
‫باهاما حرکت می‌‌کنه. به امید دیدار!

249
00:17:39,475 --> 00:17:41,393
‫چرا...

250
00:17:44,813 --> 00:17:48,275
‫گمونم این دفعه شواهد علیه کت‌وومن
‫توی دادگاه قابل استناد باشن

251
00:17:48,358 --> 00:17:51,862
‫اون برمی‌گرده. ولی گاتهام
‫یه مدت از دستش خلاص شده

252
00:17:51,945 --> 00:17:53,572
‫من هم همینطور

253
00:17:53,655 --> 00:17:57,451
‫اون عکس‌های شما شاید
‫بیشتر از کت‌وومن دردسرساز بشن

254
00:17:57,534 --> 00:18:00,704
‫شاید. ولی حالا همگی می‌دونن که
‫میام سراغ‌شون

255
00:18:00,788 --> 00:18:06,251
‫می‌دونید قربان، کمی قبل‌تر داشتم به حرف‌تون
‫راجع به جلسه با دکتر کوئینزل فکر می‌کردم

256
00:18:06,335 --> 00:18:07,586
‫قهوه سرد شده

257
00:18:10,130 --> 00:18:12,549
‫یه فنجون تازه‌ش رو براتون میارم، قربان
