﻿1
00:00:03,837 --> 00:00:06,965
‫ازتون ممنونم خانم گوردون.
‫باورم نمیشه.

2
00:00:07,048 --> 00:00:08,717
‫به لطف شما حالا دیگه آزادم.

3
00:00:08,800 --> 00:00:11,511
‫شما آزادید چون لایق آزادی هستید.

4
00:00:11,594 --> 00:00:14,597
‫ما آدم‌ها بیشتر از اونی هستیم که چندتا
‫تصمیم اشتباه بخوان ما رو تعریف کنن.

5
00:00:14,639 --> 00:00:15,932
‫این رو یادتون باشه.

6
00:00:21,646 --> 00:00:24,983
‫یه خلافکار دیگه هم به یه
‫دلیل چرت‌وپرت دیگه آزاد شد.

7
00:00:25,066 --> 00:00:28,153
‫- باز قراره این بحث تکراری رو شروع کنیم؟
‫- اون جرم رو مرتکب شده بود، بارب!

8
00:00:28,236 --> 00:00:31,990
‫ای خدا، یه‌جوری حرف می‌زنی انگار تا حالا
‫شرایط تخفیف مجازات به گوشِت نخورده بابا.

9
00:00:32,073 --> 00:00:34,993
‫- نمیشه فقط اعمال رو...
‫- اتفاقاً اعمال خیلی مهم هستن.

10
00:00:35,076 --> 00:00:38,288
‫...در نظر گرفت.
‫و نمیشه زندان هم همیشه تنها راه‌حل باشه.

11
00:00:38,371 --> 00:00:42,042
‫شاید اگه پلیس‌ها کارشون رو درست
‫انجام می‌دادن و موکل من رو با همچین

12
00:00:42,125 --> 00:00:44,586
‫- مدرک‌های بی‌اساسی متهم نمی‌کردن...
‫- مواظب باش چی میگی باربارا.

13
00:00:44,669 --> 00:00:46,671
‫اون دوتا مأمورهای خوبی هستن، می‌شناسمشون.

14
00:00:46,755 --> 00:00:48,506
‫آره، شاید یه‌سری اشتباه کرده باشن.

15
00:00:48,590 --> 00:00:51,885
‫عجب، پس پلیس‌ها جایزالخطا هستن
‫ولی مردم نه.

16
00:00:51,968 --> 00:00:54,345
‫- خیلی ساده‌ای.
‫- تو هم خیلی بدبینی.

17
00:00:54,429 --> 00:00:58,933
‫ببین، آدم‌ها توی قلب‌شون می‌فهمن
‫چه کاری درسته و چه کاری غلط.

18
00:00:59,017 --> 00:01:02,854
‫امکان نداره نفهمن. پس وقتی کار غلط رو
‫انتخاب می‌کنن، باید به‌خاطرش جواب پس بدن.

19
00:01:02,937 --> 00:01:06,191
‫- خودت هم می‌دونی به این سادگی نیست، بابا.
‫- باید باشه.

20
00:01:06,274 --> 00:01:07,776
‫جناب کمیسر!

21
00:01:07,859 --> 00:01:09,986
‫قربان، باید باهامون بیاید.
‫همین الان خبر رسید که...

22
00:01:09,986 --> 00:01:11,488
‫هوی گوردون!

23
00:01:11,571 --> 00:01:13,865
‫بابا!

24
00:01:19,913 --> 00:01:22,957
‫- خدا رو شکر.
‫- معلومه چه خبره!؟

25
00:01:23,041 --> 00:01:24,793
‫به مشکل خوردیم، قربان.

26
00:02:00,036 --> 00:02:03,081
‫حالا این تیرانداز کی هست؟

27
00:02:03,164 --> 00:02:06,918
‫فلوید لاوتون.
‫یه خلافکار که استخدامش می‌کنن تا آدم بکُشه.

28
00:02:07,001 --> 00:02:09,712
‫- می‌دونیم کی استخدامش کرده یا نه؟
‫- نه، هنوز دارن عملش می‌کنن.

29
00:02:09,796 --> 00:02:11,548
‫شاید یه‌کم طول بکشه
‫تا بتونیم بازجوییش کنیم.

30
00:02:11,631 --> 00:02:14,509
‫فقط می‌دونیم دیشب خبرش توی شهر پخش شد.

31
00:02:14,592 --> 00:02:16,427
‫برای کُشتن گوردون جایزه گذاشتن.

32
00:02:16,511 --> 00:02:18,888
‫یکی از مخبرهامون امروز
‫صبح زنگ زد خبرش رو داد.

33
00:02:18,972 --> 00:02:21,558
‫می‌خوان کمیسرِ پلیس رو بکُشن؟

34
00:02:21,641 --> 00:02:24,269
‫- خیلی جرأت دارن.
‫- خیلی هم پول دارن.

35
00:02:24,352 --> 00:02:25,353
‫از همین شروع می‌کنیم.

36
00:02:25,436 --> 00:02:28,189
‫باید دنبال دشمنی بگردیم که
‫منابع زیادی داره.

37
00:02:28,273 --> 00:02:30,692
‫هر چقدر دلت می‌خواد
‫توی پرونده‌ها بگرد، مانتویا

38
00:02:30,775 --> 00:02:34,070
‫ولی من که میگم بریزیم توی خیابون‌ها
‫خون به‌پا کنیم.

39
00:02:34,154 --> 00:02:38,491
‫یه حمله‌ی کامل با نیروی ویژه.
‫یه تکون اساسی به کل ایست اِند میدیم.

40
00:02:38,575 --> 00:02:41,202
‫همه‌شون رو می‌کشونیم اینجا،
میزنیم ناکارشون میکنیم

41
00:02:41,286 --> 00:02:43,913
‫بولاک راست میگه.
‫خیر سرمون پلیسیم.

42
00:02:43,997 --> 00:02:47,125
‫نباید بذاریم مردم فکر کنن
‫می‌تونن خیلی راحت به پلیس تیراندازی کنن.

43
00:02:47,208 --> 00:02:48,626
‫نه، نیروی ویژه نه.

44
00:02:48,710 --> 00:02:51,171
‫نمی‌خوام خیابون‌های
گاتهام رو ‫منطقه‌ی جنگی کنم.

45
00:02:51,254 --> 00:02:53,548
‫پرونده رو پیگیری کنید
‫اما منطقی و بی سر و صدا.

46
00:02:54,257 --> 00:02:55,675
‫عجب.

47
00:02:55,717 --> 00:02:57,719
‫[دفتر کمیسر گوردون]

48
00:02:59,345 --> 00:03:02,056
‫باید یه تیم امنیتی برات بذاریم.

49
00:03:02,140 --> 00:03:03,474
‫به‌نظرم برو دنبال کارهاش، رنی.

50
00:03:03,474 --> 00:03:07,020
‫بیخیال شو باربارا.
‫یارو رو که گرفتیم. نمی‌خوام دیگه...

51
00:03:07,103 --> 00:03:08,605
‫روی سرت جایزه گذاشتن بابا!

52
00:03:08,688 --> 00:03:11,232
‫فکر کردی فقط همین یه نفر رو می‌فرستن؟

53
00:03:11,316 --> 00:03:14,110
‫میشه لطفاً به دختر من بگی...

54
00:03:14,194 --> 00:03:17,071
‫درست میگه.
‫به‌نظرم خونه‌ی امن هم گزینه‌ی خوبیه.

55
00:03:17,155 --> 00:03:19,490
‫فقط تا زمانی که بفهمیم قضیه چقدر بیخ داره

56
00:03:19,574 --> 00:03:21,075
‫- و کی می‌خواد بُکشدت.
‫- رنی...

57
00:03:21,159 --> 00:03:23,536
‫- اگه رئیس تورن باشه چی؟
‫- چرا باید تورن بخواد من رو بکُشه؟

58
00:03:23,620 --> 00:03:27,832
‫چه‌می‌دونم. شاید می‌خواد قبل از انتخابات،
‫افکار عمومی رو تحت تأثیر قرار بده.

59
00:03:27,916 --> 00:03:29,000
‫کار تورن نیست.

60
00:03:29,083 --> 00:03:33,338
‫و غیر از اون، دوست ندارم
‫عین یه خرگوش ترسو فرار کنم.

61
00:03:33,421 --> 00:03:36,966
‫تازه، اگه برم معلوم نیست
‫فلس و بولاک چه غلطی می‌کنن.

62
00:03:37,050 --> 00:03:39,010
‫نه، من همین‌جا می‌مونم.

63
00:03:46,976 --> 00:03:49,103
‫بارب، وایسا یه لحظه.

64
00:03:49,187 --> 00:03:51,648
‫می‌بینی کارهاش رو؟
‫آخه یه آدم چقدر می‌تونه لجباز باشه؟

65
00:03:51,731 --> 00:03:54,651
‫- آخه انقدر خودخواه؟ انگار نه انگار ما هم بهش اهمیت میدیم.
‫- باربارا.

66
00:03:56,527 --> 00:03:59,572
‫من هر کاری بتونم می‌کنم
‫تا اتفاقی برای پدرت نیوفته.

67
00:03:59,656 --> 00:04:02,450
‫هر کس بخواد بلایی سرش بیاره
‫اول باید از روی جنازه‌ی من رد شه.

68
00:04:03,201 --> 00:04:05,453
‫- باشه؟
‫- ممنون.

69
00:04:05,536 --> 00:04:08,456
‫اگه هر اتفاقی افتاد
‫به دفترم زنگ بزنید.

70
00:04:08,539 --> 00:04:09,874
‫باشه.

71
00:04:16,339 --> 00:04:18,299
‫گندش بزنن.

72
00:04:22,428 --> 00:04:24,430
‫[دانشگاه ایالتی گاتهام]

73
00:04:26,766 --> 00:04:28,268
‫یا خدا!

74
00:04:30,353 --> 00:04:34,023
‫میشه یه‌بار هم که شده
‫عین جن ظاهر نشی؟

75
00:04:34,107 --> 00:04:36,818
‫رفتم قضیه‌ی پدرت رو پیگیری کردم.

76
00:04:36,901 --> 00:04:39,779
‫- یعنی چی!؟
‫- یه‌سری پرس و جو کردم.

77
00:04:39,862 --> 00:04:43,116
‫باشه، میگم، میگم!

78
00:04:43,199 --> 00:04:45,702
‫انگار دستور از داخل زندان بلک گیت داده شده.

79
00:04:45,785 --> 00:04:49,831
‫پاداشش هم عمومیه. یعنی هر کی بتونه
‫کار رو عملی کنه، جایزه بهش میرسه.

80
00:04:49,914 --> 00:04:51,499
‫پدرت هنوز هم مورد هدفشونه.

81
00:04:51,582 --> 00:04:55,253
‫زندان بلک گیت؟
‫یعنی کسی خصومت شخصی باهاش داره؟

82
00:04:55,336 --> 00:04:58,298
‫کمیسر بیشتر از ۳۰ ساله که پلیسه.

83
00:04:58,381 --> 00:05:00,800
‫برای همین لیست مظنون‌هامون زیادن.

84
00:05:00,883 --> 00:05:02,218
‫ای خدا.

85
00:05:03,219 --> 00:05:06,514
‫پدرت رو ببر یه‌جای امن.
‫من میرم باز هم پیگیری کنم.

86
00:05:06,597 --> 00:05:07,890
‫وایسا، چطوری می‌...

87
00:05:15,356 --> 00:05:17,900
‫یارو ایرلندیه که دیروز کتکش زدی رو یادته؟

88
00:05:17,984 --> 00:05:20,111
‫- خب؟
‫- دیشب مُرد.

89
00:05:20,194 --> 00:05:23,114
‫- خونریزی داخلی کرده بود.
‫- بد شد که.

90
00:05:23,990 --> 00:05:25,867
‫یه ۵۰ دلاری بهم بدهی داشت.

91
00:05:43,384 --> 00:05:45,345
‫توی برای گوردون جایزه گذاشتی.

92
00:05:47,972 --> 00:05:50,350
‫نه! نه، کار من نبوده!

93
00:05:50,433 --> 00:05:52,560
‫من فقط یه واسطه‌‍م.
‫به جون خودت...

94
00:05:52,643 --> 00:05:55,313
‫کار یه یارویی به اسم مولرـه.

95
00:05:55,396 --> 00:05:58,274
‫انداختنش انفرادی
‫برای همین به یه واسطه نیاز داشت.

96
00:05:58,358 --> 00:06:01,361
‫البته ببین، یه قضیه‌ای هست.

97
00:06:04,405 --> 00:06:08,201
‫بعد از این که اون یارو اولیه گند زد،
‫مولر جایزه رو دو برابر کرد.

98
00:06:08,284 --> 00:06:11,662
‫میگن یه گروه آدمکش حرفه‌ای
‫قراره بیان به شهر

99
00:06:11,746 --> 00:06:14,999
‫تا عین آدم کار رو تموم کنن.

100
00:06:31,766 --> 00:06:33,768
‫دان، دان، دان.

101
00:06:41,442 --> 00:06:45,321
‫باز چیه، اوهارا؟
‫من که پول این هفته‌‍ت رو دادم.

102
00:06:45,405 --> 00:06:48,449
‫ببین، تو و اون رفیق‌های نگهبانت بهتره...

103
00:06:48,533 --> 00:06:51,119
‫- وای خدا، نه.
‫- سلام مولر.

104
00:06:51,661 --> 00:06:53,871
‫چرا می‌خوای کمیسر گوردون رو بکُشی؟

105
00:06:53,955 --> 00:06:56,791
‫نه، نه، به‌خدا کار من...

106
00:06:56,874 --> 00:06:59,710
‫اصلاً من...

107
00:07:07,135 --> 00:07:09,720
‫همین حالا همه چیز رو بگو.

108
00:07:25,236 --> 00:07:27,321
‫عجب گیری افتادیم.

109
00:07:36,747 --> 00:07:39,542
‫باز قضیه چیه؟
‫من که گفتم چیزیم نمیشه.

110
00:07:39,625 --> 00:07:41,752
‫شرمنده، ولی هنوز مورد هدف هستید قربان.

111
00:07:41,836 --> 00:07:44,630
‫- افراد بیشتری قراره بیان سراغتون.
‫- بابا، خواهش می‌کنم.

112
00:07:44,714 --> 00:07:46,257
‫باید از اینجا ببریمت.

113
00:07:46,340 --> 00:07:50,595
‫نه، من توی این شهر نماینده‌ی قانونم.
‫قرار نیست کوله‌بارم رو ببندم و در برم.

114
00:07:50,678 --> 00:07:53,431
‫اگه افراد بیشتری قراره بیان
‫پس بذار بیان.

115
00:07:53,514 --> 00:07:55,975
‫ای خدا، یه نگاه به اطرافت بنداز بابا.

116
00:07:56,058 --> 00:07:57,852
‫اگه کسی بخواد اینجا بیاد سراغت

117
00:07:57,935 --> 00:08:00,313
‫تمام همسایه‌ها هم به خطر میوفتن.

118
00:08:00,396 --> 00:08:02,732
‫انگار یادت رفته
‫خانم جانسون هم همین خونه‌ی بغلیه.

119
00:08:03,357 --> 00:08:06,235
‫نباید همچین خطری رو
‫با خودت به این محله بیاری.

120
00:08:07,653 --> 00:08:09,363
‫خودتون هم می‌دونین که درست میگه.

121
00:08:17,205 --> 00:08:18,915
‫خیلی‌خب، باشه.

122
00:08:26,047 --> 00:08:30,176
‫بگو ببینم، آدمکش‌های قراردادی هم
‫«قربانی شرایط خاص» حساب میشن؟

123
00:08:30,259 --> 00:08:33,262
‫جدی الان می‌خوای باز این بحث رو شروع کنی؟

124
00:08:33,346 --> 00:08:37,099
‫فقط خواستم بگم یه‌وقت‌هایی
‫حد وسطی وجود نداره.

125
00:08:37,183 --> 00:08:39,143
‫بسه دیگه، سوار شو بابا.

126
00:09:04,919 --> 00:09:08,339
‫- جواب نمیدن، پنی‌ورث.
‫- لازمه باز هم زنگ بزنم قربان؟

127
00:09:08,422 --> 00:09:13,177
‫آره. من هم سعی می‌کنم پیداشون کنم.
‫باید بدونن با چی طرفن.

128
00:09:35,074 --> 00:09:37,702
‫حتی مسافرخونه هم کافی بود.

129
00:09:37,785 --> 00:09:41,414
‫نه، می‌بریمتون یه خونه‌ی امن درست و حسابی.

130
00:09:41,497 --> 00:09:43,541
‫جایی که هیچکس نتونه پیداتون کنه.

131
00:09:48,337 --> 00:09:50,840
‫بابا بیخیال، اسکورت هم گذاشتید؟

132
00:09:50,923 --> 00:09:53,634
‫من که نه.
‫کوریگان، تو گفتی نیروی پشتیبانی بیاد؟

133
00:09:53,718 --> 00:09:57,096
‫نه. مارکوس، برو سمت راست.
‫بذار ببینیم...

134
00:09:57,179 --> 00:09:59,181
‫اونا مأمورهای ما نیستن.
‫مواظب باشید!

135
00:10:49,565 --> 00:10:52,568
‫اینطور که مشخصه، خونه‌ی امن دیگه امن نیست.

136
00:10:52,652 --> 00:10:54,153
‫آره ظاهراً.

137
00:10:57,573 --> 00:10:59,992
‫- حالِت چطوره پسرم؟
‫- خوبم.

138
00:11:00,076 --> 00:11:03,204
‫- گلوله خورد توی دستم.
‫- حالِت خوب نیست.

139
00:11:03,287 --> 00:11:06,040
‫باید ببریمش بیمارستان.

140
00:11:24,016 --> 00:11:25,351
‫همین رو کم داشتیم.

141
00:11:30,981 --> 00:11:32,900
‫نشتی روغن داره.

142
00:11:32,983 --> 00:11:35,903
‫تیر به رادیاتور خورده.

143
00:11:37,405 --> 00:11:41,117
‫باید یه تلفن پیدا کنیم، زنگ بزنیم پاسگاه
‫تا یه آمبولانس برای مارکوس بفرستن.

144
00:11:41,200 --> 00:11:44,578
‫قربان، همین الان دو نفر با ماشین
‫گشت اداره بهمون حمله کردن.

145
00:11:44,662 --> 00:11:46,455
‫الان واقعاً نمی‌دونم به کی میشه اعتماد کرد.

146
00:11:46,539 --> 00:11:49,458
‫رنی درست میگه. شاید بهتره
‫یه‌جا پیدا کنیم تا شب رو صبح کنیم

147
00:11:49,542 --> 00:11:53,838
‫- و به وضعیت راننده برسیم.
‫- به‌نظرت کجا بریم؟

148
00:11:53,921 --> 00:11:55,381
‫الان وسط ناکجا آبادیم.

149
00:12:01,095 --> 00:12:03,097
‫[شهرک مسکونی وین گاردنز]
‫[به‌زودی]

150
00:12:17,027 --> 00:12:19,739
‫از این مخفی‌تر نمیشه.

151
00:12:19,822 --> 00:12:21,991
‫کافیه، بریم.

152
00:12:26,495 --> 00:12:29,749
‫کس دیگه‌ای هم سردشه
‫یا فقط منم؟

153
00:12:29,832 --> 00:12:32,793
‫باید خونه‌ی مدل رو پیدا کنیم.
‫همیشه اول اون رو می‌سازن.

154
00:12:32,877 --> 00:12:37,548
‫- شاید شانست زد و شومینه داشت رفیق.
‫- آره، خدا کنه.

155
00:12:43,179 --> 00:12:46,891
‫خاک بر سرشون. قرار بود فقط
‫تعقیبش کنن، نه اینکه درگیر بشن.

156
00:12:47,516 --> 00:12:49,685
‫حالا چطوری باید پیداشون کنیم؟

157
00:12:56,901 --> 00:12:59,487
‫قطره، قطره، قطره.

158
00:12:59,570 --> 00:13:01,363
‫چی گفتی رئیس؟

159
00:13:02,740 --> 00:13:05,493
‫قطره، قطره، قطره.

160
00:13:07,745 --> 00:13:09,163
‫دینگ، دینگ، دینگ، دینگ.

161
00:13:09,246 --> 00:13:12,458
‫آره، پیداشون کردیم.
‫آفرین رئیس.

162
00:13:19,465 --> 00:13:24,094
‫اختلاف داخلی در تقاطع ویلر و نیکلسون،
‫مأمورها توی محل حضور دارن.

163
00:13:24,178 --> 00:13:27,306
‫تمامی واحدها، تیراندازی
‫و تصادف ماشین با احتمال

164
00:13:27,348 --> 00:13:30,851
‫مجروحیت چند افسر در مسیر
‫دوم جاده‌ی دوژر گزارش شده.

165
00:13:30,935 --> 00:13:33,604
‫جاده‌ی دوژر؟
‫مطمئنی مرکز؟

166
00:13:33,604 --> 00:13:35,731
‫امشب توی اون منطقه مأموری نداریم.

167
00:13:49,453 --> 00:13:52,832
‫جداً میگم قربان، نیازی
‫نیست نگران من باشید...

168
00:13:55,543 --> 00:13:59,672
‫خون زیادی ازت رفته پسر جان.
‫سعی کن تکون نخوری، باشه؟

169
00:13:59,755 --> 00:14:02,967
‫چشم کمیسر...

170
00:14:03,050 --> 00:14:06,220
‫افتضاحه. حتی نمی‌تونیم
‫زنگ بزنیم پشتیبانی بیاد

171
00:14:06,220 --> 00:14:09,014
‫چون نمی‌دونی بین افرادت
‫به کی‌ها می‌تونی اعتماد کنی.

172
00:14:09,098 --> 00:14:11,141
‫اونوقت برات سؤاله که چرا
‫من به سیستم‌تون اعتقاد ندارم.

173
00:14:11,225 --> 00:14:14,770
‫بسه دیگه.
‫من میرم باز پنجره‌ی پشتی رو چک کنم.

174
00:14:20,734 --> 00:14:24,738
‫اینجا هیچ‌جوره توی کتم نمیره.
‫اصلاً حس و حال گاتهام واقعی رو نداره.

175
00:14:24,822 --> 00:14:26,991
‫آره.

176
00:14:27,074 --> 00:14:31,996
‫من رو یاد جایی که بزرگ شدم میندازه.
‫اونجا خیلی آروم بود.

177
00:14:32,079 --> 00:14:36,083
‫وایسا ببینم، گفتی کجا بزرگ شدی؟
‫افاده‌آباد؟ شهرک پولداران؟

178
00:14:36,166 --> 00:14:38,460
‫السورث هیلز.
‫خودت که می‌دونی.

179
00:14:38,544 --> 00:14:41,922
‫همه‌تون مثل هم هستید.
‫مایه‌دارها توی گاتهام دَووم نمیارن

180
00:14:42,006 --> 00:14:44,425
‫برای همین به‌جای اینکه شهر رو درست کنن،
‫می‌ذارن میرن.

181
00:14:44,508 --> 00:14:46,927
‫میرن حومه‌ی شهر که همه چی گل و بلبله.

182
00:14:47,011 --> 00:14:50,097
‫دیگه داری یه طرفه به قاضی میری.
‫ما که درست اون سمت رودخونه بودیم.

183
00:14:50,180 --> 00:14:53,934
‫نه جایی رفتیم نه مایه‌دار بودیم.
‫خونه‌ی پدربزرگم اونجا بود.

184
00:14:54,018 --> 00:14:57,354
‫باشه، قبول.
‫ولی باز هم خود شهر نمیشه.

185
00:14:57,438 --> 00:15:00,232
‫خب، من که دلم برای شهر تنگ نشد.
‫گاتهام...

186
00:15:00,316 --> 00:15:03,360
‫- یه‌سری چیزها کارشون...
‫- از کمک کردن گذشته؟

187
00:15:04,945 --> 00:15:06,614
‫منظورم همچین چیزی نبود.

188
00:15:12,328 --> 00:15:15,414
‫نظرتون چیه من برم قهوه دم کنم؟

189
00:15:15,497 --> 00:15:16,749
‫همه‌مون یه‌کم آروم میشیم.

190
00:15:16,832 --> 00:15:20,210
‫این خونه واقعی نیست کوریگان.
‫غذا توش پیدا نمی‌کنی.

191
00:15:20,294 --> 00:15:22,421
‫بالأخره باید یه‌چیزهایی باشه.

192
00:15:23,297 --> 00:15:24,506
‫گندش بزنن.

193
00:15:31,430 --> 00:15:33,432
‫بنگ!

194
00:15:37,853 --> 00:15:39,980
‫- اسلحه‌‍ت باهاته؟
‫- معلومه.

195
00:15:40,064 --> 00:15:43,525
‫پس شما برید پشت خونه رو پوشش بدید.

196
00:16:11,804 --> 00:16:13,180
‫بیا بریم.

197
00:16:16,642 --> 00:16:18,268
‫- چند نفرن؟
‫- تا ۷ نفرشون رو دیدم

198
00:16:18,352 --> 00:16:19,937
‫اما توی حرکت بودن.
‫احتمالاً بیشترن.

199
00:16:21,814 --> 00:16:22,815
‫موقعیت ساعت ۱۰!

200
00:17:31,300 --> 00:17:32,843
‫جاخالی.

201
00:17:34,344 --> 00:17:35,429
‫آپرکات!

202
00:17:39,850 --> 00:17:40,893
‫لگد!

203
00:17:42,728 --> 00:17:45,689
‫پوووف!
‫بَم بوم بوم!

204
00:18:46,917 --> 00:18:47,960
‫بـوم.

205
00:18:56,760 --> 00:18:59,972
‫دیگه تموم شد.
‫قرارداد هم لغو شد.

206
00:19:00,055 --> 00:19:01,974
‫- دیگه کسی نمیاد.
‫- خوبه.

207
00:19:02,057 --> 00:19:06,854
‫- حالا همه می‌تونن دست از نگرانی برای من بردارن.
‫- کمیسر، هدف تو نبودی.

208
00:19:06,937 --> 00:19:08,105
‫چی!؟

209
00:19:10,816 --> 00:19:13,277
‫آخیش.

210
00:19:14,444 --> 00:19:17,739
‫شرمنده دختر جون.
‫جایزه از اولش هم برای کُشتن بابات نبود.

211
00:19:17,823 --> 00:19:20,450
‫یه موکل داشتی که الان توی
‫بلک گیت خیلی ازت دلخوره.

212
00:19:20,534 --> 00:19:22,035
‫من...

213
00:19:22,119 --> 00:19:26,373
‫ببین، من خودم هم دلم نمی‌خواد
‫اما پاداشش خیلی رقم بالاست.

214
00:19:28,417 --> 00:19:32,045
‫بیخیال کوریگان، واقعاً که فکر نمی‌کنی
‫بتونی از این قضیه قسر در بری؟

215
00:19:32,129 --> 00:19:34,006
‫معلومه که می‌تونم.
‫می‌بینی؟

216
00:19:34,089 --> 00:19:36,425
‫انگار این یارو تونسته شانسی یه گلوله در کنه

217
00:19:36,508 --> 00:19:39,344
‫و من هم درست بعدش
‫دوتا گلوله توی سینه‌‍ش خالی کردم.

218
00:19:57,446 --> 00:19:59,198
‫خوبی؟

219
00:19:59,281 --> 00:20:00,365
‫آره.

220
00:20:54,670 --> 00:20:56,129
‫ببین، من جایزه رو از روت برداشتم.

221
00:20:56,213 --> 00:21:00,175
‫پس...یادت باشه این رو به دوستت بگی.

222
00:21:00,259 --> 00:21:03,178
‫باشه؟
‫بگو کاری که گفت رو کردم.

223
00:21:08,058 --> 00:21:11,979
‫من وظیفه‌‍م رو برات انجام دادم.
‫بهترین توافق ممکن رو برات گیر آوردم

224
00:21:12,062 --> 00:21:14,147
‫اونوقت در عوض، تو دنبال کُشتنم بودی.

225
00:21:14,231 --> 00:21:17,985
‫بهترین توافق این بود؟
‫اینجا؟

226
00:21:18,860 --> 00:21:21,029
‫هیچ می‌دونی اینجا چه‌جوریه؟

227
00:21:21,113 --> 00:21:24,157
‫شاید یه‌سری کارهای غلط کرده باشم
‫ولی مثل بقیه نیستم.

228
00:21:24,241 --> 00:21:26,743
‫فقط چندتا اشتباه کردم.
‫تو...

229
00:21:27,452 --> 00:21:30,872
‫می‌تونستی توافق بهتری برام گیر بیاری.
‫من حقم نیست اینجا باشم.

230
00:21:33,959 --> 00:21:36,670
‫راستش، فکر کنم اتفاقاً حقته.
