﻿1
00:00:00,709 --> 00:00:03,378
‫خانم‌ها و آقایان، نتایج نهایی شده

2
00:00:03,461 --> 00:00:07,465
‫شمارش آرا به پایان رسیده و
‫امشب بنده به‌عنوانِ

3
00:00:07,549 --> 00:00:11,052
‫شهردار جدید گاتهام در خدمت شما هستم

4
00:00:16,641 --> 00:00:18,643
‫این یک پیروزی انتخاباتی ساده نیست

5
00:00:18,727 --> 00:00:22,731
‫اولین قدم به‌سوی تحول گاتهام برای همۀ ماست

6
00:00:22,814 --> 00:00:26,026
‫!شهرِ نظم، قانون و عدالت

7
00:00:27,736 --> 00:00:29,529
‫بله، بله!

8
00:00:29,612 --> 00:00:33,074
‫- شروعی نو در انتظار ماست...
‫- صورتش چرا همچینـه؟

9
00:00:33,158 --> 00:00:36,036
‫...و... چیزه... طلوعی...

10
00:00:36,119 --> 00:00:39,164
‫- ...برای گاتهام و...
‫- قیافه‌شو!

11
00:00:39,247 --> 00:00:41,958
‫...چون ما
‫اگر دست‌ به دستِ هم بدیم...

12
00:00:42,042 --> 00:00:44,252
‫انگار هیولایی چیزیـه!

13
00:00:44,335 --> 00:00:47,672
‫- می‌تونیم بسازیم...
‫- اه‌اه! هیولا!

14
00:00:47,756 --> 00:00:49,632
‫...بهتر... بهتر...

15
00:00:49,632 --> 00:00:50,925
‫هیولا

16
00:00:51,009 --> 00:00:53,762
‫حالم داره بهم می‌خوره

17
00:01:08,026 --> 00:01:09,778
‫بنده هاروی دنت رو همیشه

18
00:01:09,861 --> 00:01:12,530
‫یکی از کارکُشته‌ترین خادمان مردمِ گاتهام
‫می‌دونستم

19
00:01:12,614 --> 00:01:15,742
‫مردی نیکوسرشت و دوستی عزیز

20
00:01:15,825 --> 00:01:18,411
‫امیدوارم هرچه‌سریع‌تر بهبود پیدا کنه

21
00:01:18,495 --> 00:01:21,831
‫در رابطه با کناره‌گیری ناگهانیِ
‫دادستان دنت نظری دارید؟

22
00:01:21,915 --> 00:01:24,000
‫فقط می‌تونم بگم که بنده

23
00:01:24,084 --> 00:01:27,045
‫به دادستان ناحیه‌ای جدیدمون، پیتر میچل،
‫اطمینانِ تام دارم

24
00:01:27,128 --> 00:01:30,590
‫پس میچل دادستان شده... خوش‌به‌حالش

25
00:01:30,673 --> 00:01:33,343
‫همیشه باهوش،

26
00:01:33,426 --> 00:01:35,637
‫مسئولیت‌پذیر، سخت‌کوش و

27
00:01:35,720 --> 00:01:38,890
‫یه نامرده تمام‌عیار بود!

28
00:01:41,142 --> 00:01:42,185
‫تقاصشو پس‌میده

29
00:01:42,268 --> 00:01:44,437
‫همه‌شون تقاص پس‌میدن!

30
00:02:16,469 --> 00:02:18,179
‫« بتمن: شوالیه‌ی شنل‌پوش »

31
00:02:24,978 --> 00:02:26,479
‫« اداره‌ی پلیس »

32
00:02:27,939 --> 00:02:31,276
‫دو هفته... دو هفته از حمله به دادستان‌مون
‫گذشته

33
00:02:31,359 --> 00:02:33,570
‫اون‌وقت برگشتید می‌گید
‫هنوز هیچی دست‌مون نیست!

34
00:02:33,653 --> 00:02:35,029
‫چه میشه کرد، کُمیسر!

35
00:02:35,113 --> 00:02:37,407
‫من و فلس از تمام مخبرهامون
‫پرس‌و‌جو کردیم

36
00:02:37,490 --> 00:02:38,867
‫کسی اطلاعات خاصی نداره

37
00:02:38,950 --> 00:02:41,202
‫خود دنت چی؟ چیز جدیدی نگفته؟

38
00:02:41,286 --> 00:02:43,079
‫همین دیروز باز باهاش صحبت کردم

39
00:02:43,163 --> 00:02:45,373
‫هنوزم هیچی از حمله یادش نمیاد

40
00:02:45,456 --> 00:02:48,626
‫آره... یادش رفته!

41
00:02:48,710 --> 00:02:51,421
‫اسیدپاشی که بی‌دلیل نمیشه

42
00:02:51,504 --> 00:02:53,673
‫دنت همیشه اهل دور زدنِ قانون بود

43
00:02:53,756 --> 00:02:55,925
‫خدا می‌دونه درگیر
‫چه داستان‌های دیگه‌ای هم شده...

44
00:02:56,009 --> 00:02:58,011
‫شاید رشوه‌اینا می‌گرفته و
‫تاوان همونو پس‌داده

45
00:02:58,094 --> 00:03:01,431
‫شایدم چون کلی اراذل واوباش رو
‫انداخته زندان دشمن داشته؟

46
00:03:01,514 --> 00:03:03,224
‫با این تئوری چطوری، مانتویا؟

47
00:03:03,308 --> 00:03:05,643
‫دنت فرشته نبود، ولی
‫فاسد هم نبود

48
00:03:05,727 --> 00:03:07,228
‫صد سال سیاه تو بتونی تشخیص بدی

49
00:03:07,312 --> 00:03:10,106
‫- داری شورشو درمیاری، آبجی
‫- بس کنید!

50
00:03:10,190 --> 00:03:12,734
‫خود منم همچین دل خوشی از دنت ندارم
‫ولی باید به جواب برسیم

51
00:03:12,817 --> 00:03:15,278
‫شهردار مدام داره منو بازخواست می‌کنه

52
00:03:15,361 --> 00:03:18,281
‫نکنه می‌خواد از عامل حمله تجلیل کنه!

53
00:03:18,364 --> 00:03:21,576
‫ظاهراً حذف رقیبش نزدیک به انتخابات

54
00:03:21,659 --> 00:03:24,370
‫از دید یه عده یه‌کم بودار به‌نظر می‌رسه

55
00:03:24,454 --> 00:03:25,955
‫علی‌الخصوص رسانه‌ها

56
00:03:26,039 --> 00:03:29,834
‫خلاصه پروندۀ دنت اولویت اول‌مونـه.
‫پس بهش رسیدگی کنید.

57
00:03:36,341 --> 00:03:38,468
‫علاقه‌ای ندارم!
‫بزن به چاک!

58
00:03:47,143 --> 00:03:48,937
‫بروس؟

59
00:03:49,020 --> 00:03:50,980
‫شال و کلاه کن، رفیق.
‫می‌برمت بیرون.

60
00:03:51,064 --> 00:03:53,650
‫خیلی وقتـه که خودت رو اینجا حبس کردی

61
00:03:53,733 --> 00:03:56,152
‫آره، از خیلی وقت هم بیشتر

62
00:03:56,236 --> 00:03:59,614
‫یالا، توی رستوران آترسون
‫یه میز رزرو کردم

63
00:03:59,697 --> 00:04:02,367
‫نه، من...نه

64
00:04:02,450 --> 00:04:04,911
‫- فکر نکنم...
‫- دقیقاً به همین نیاز داری

65
00:04:04,994 --> 00:04:07,455
‫نمیشه که پرده رو بدی پایین و
‫اینجا کِز کنی،

66
00:04:07,538 --> 00:04:09,374
‫انگار از زندگی دست کشیدی

67
00:04:09,457 --> 00:04:11,834
‫بیخیال، تو هاروی دنت هستی

68
00:04:11,918 --> 00:04:16,130
‫هیچوقت از چیزی کوتاه نمیای.
‫توی ذاتت نیست.

69
00:04:16,214 --> 00:04:19,634
‫خب، نظرت چیه؟
‫من و تو، گردش توی شهر

70
00:04:19,717 --> 00:04:21,261
‫مثل اون قدیم‌ها؟

71
00:04:22,637 --> 00:04:24,806
‫و بعدش، برگشتی سمتِ من و در گوشم گفتی:

72
00:04:24,889 --> 00:04:29,560
‫«بروس، گمونم اینا اون خواهرها نیستن.»

73
00:04:29,644 --> 00:04:34,023
‫این آخرین باری که دیدمش اصلا این شکلی نبود

74
00:04:35,275 --> 00:04:36,609
‫بیخیال، هاروی

75
00:04:36,693 --> 00:04:38,111
‫حتی به غذات دست هم نزدی

76
00:04:38,194 --> 00:04:41,197
‫- اشتباه بود
‫- چی؟ چرا؟

77
00:04:41,823 --> 00:04:43,741
‫زل زدن‌شون رو حس می‌کنم

78
00:04:43,825 --> 00:04:45,576
‫اینا دوستات هستن

79
00:04:45,660 --> 00:04:47,912
‫کشوندمت اینجا تا بتونی ببینی

80
00:04:47,996 --> 00:04:50,164
‫زندگیت تموم نشده، هاروی، فقط...

81
00:04:50,248 --> 00:04:54,002
‫هاروی دنت. خیلی خوشحالم که
‫دوباره سر پا می‌بینمت

82
00:04:54,085 --> 00:04:55,878
‫ممنون، سم

83
00:04:55,962 --> 00:04:57,755
‫من هم از دیدنت خوشحالم

84
00:04:59,173 --> 00:05:01,426
قول میدم اون عوضی
‫الان از خوشحالی بال در آورده

85
00:05:01,509 --> 00:05:03,970
‫اون همیشه حسادت می‌کرد

86
00:05:04,512 --> 00:05:06,347
‫شرمنده

87
00:05:06,431 --> 00:05:08,391
‫همینطوری... از دهنم پرید

88
00:05:08,474 --> 00:05:11,269
‫مشکلی نیست.
‫مصیبت سختی داشتی.

89
00:05:11,352 --> 00:05:14,564
‫راستش، یه دلیلِ دیگه‌اش
‫همین بود که آوردمت بیرون

90
00:05:14,647 --> 00:05:20,194
‫فکر کردم شاید صحبت کردن راجع به
‫اون حادثه با یه دوست، کمکت کنه

91
00:05:20,278 --> 00:05:23,114
‫روزنامه‌ها نوشته بودن که هیچی یادت نمی‌اومد؟

92
00:05:23,197 --> 00:05:24,949
‫آره

93
00:05:25,033 --> 00:05:27,118
‫آره، درسته

94
00:05:27,201 --> 00:05:29,746
‫ولی هنوز هم یادت نمیاد؟

95
00:05:29,829 --> 00:05:32,040
‫منظورت...چیه؟

96
00:05:32,123 --> 00:05:34,042
‫یعنی اصلاً هیچی یادت نمیاد؟

97
00:05:34,125 --> 00:05:36,919
‫ببین کی اینجاست. هاروی دنت

98
00:05:37,003 --> 00:05:38,379
‫خوش برگشتی، رفیق قدیمی

99
00:05:38,463 --> 00:05:40,298
‫اینجا بدونِ تو رنگ و بوی سابق رو نداشت

100
00:05:40,381 --> 00:05:42,884
‫البته، ممنون

101
00:05:44,052 --> 00:05:44,927
‫ از خود راضی

102
00:05:45,386 --> 00:05:49,182
‫باید اون لبخند چاپلوسانه‌اش رو خراب کنم

103
00:05:49,265 --> 00:05:50,391
‫هاروی؟

104
00:05:51,434 --> 00:05:54,103
‫شرمنده...

105
00:05:54,187 --> 00:05:55,480
‫طوری نیست

106
00:05:55,563 --> 00:05:58,441
‫خب...اونی که بهت حمله کرد

107
00:05:58,524 --> 00:06:00,068
‫ندیدیش؟

108
00:06:00,151 --> 00:06:01,819
‫چیزی بهت نگفت یا...

109
00:06:01,903 --> 00:06:03,571
‫چه بلایی سر صورتش اومده؟

110
00:06:03,654 --> 00:06:06,616
‫یا به نظرت شخص خاصی
‫می‌خواسته این کار رو باهات بکنه؟

111
00:06:06,741 --> 00:06:08,743
‫متوجهی؟ هاروی؟

112
00:06:08,826 --> 00:06:11,037
‫به من گوش میدی؟

113
00:06:11,120 --> 00:06:13,247
‫- هاروی؟
‫- احوال‌تون چطوره؟

114
00:06:13,331 --> 00:06:14,415
‫همه چی مرتبـه؟

115
00:06:14,499 --> 00:06:17,043
‫راستش گمونم وقتشـه صورت‌حساب رو بیارید

116
00:06:17,126 --> 00:06:19,962
‫همه چی مرتبـه؟

117
00:06:20,046 --> 00:06:23,716
‫- همه چی مرتبـه؟
‫- آهای!

118
00:06:23,800 --> 00:06:26,594
‫خیال می‌کنی نمی‌دونم
‫واقعاً داری چی می‌پرسی؟

119
00:06:26,677 --> 00:06:28,971
‫چیزی که واقعاً می‌خوای بدونی؟ بفرما!

120
00:06:29,055 --> 00:06:31,015
‫چطوره نشون‌تون بدم؟!

121
00:06:31,099 --> 00:06:32,934
‫هاروی، بس کن

122
00:06:33,017 --> 00:06:35,937
‫این همونیـه که همه‌تون می‌خواید، مگه نه؟

123
00:06:36,020 --> 00:06:38,314
‫خب، امشب شانس باهاتونه!

124
00:06:39,023 --> 00:06:42,485
‫از نزدیک از نمایشِ وحشت‌ لذت ببرید!

125
00:06:44,779 --> 00:06:48,908
‫درسته! خوب نگاه کنید، همه‌تون!

126
00:06:49,784 --> 00:06:53,621
‫نظر تو چیه؟
‫به نظرت روبه‌راهم؟

127
00:06:53,704 --> 00:06:56,666
‫نه؟ پس یالا، بگو

128
00:06:56,749 --> 00:06:58,835
‫- بگو!
‫- هاروی!

129
00:07:01,671 --> 00:07:03,089
‫ها؟

130
00:07:17,728 --> 00:07:20,565
‫دنت یه چیزی رو مخفی می‌کنه.
‫می‌تونم حسش کنم.

131
00:07:20,648 --> 00:07:22,900
‫و آیا فهمیدنش ارزشش رو داشت؟

132
00:07:22,984 --> 00:07:24,235
‫ارزش چی رو؟

133
00:07:24,318 --> 00:07:27,488
‫آقای دنت مردی سرخورده‌ست که
‫وضعیتی شکننده داره

134
00:07:27,572 --> 00:07:29,740
‫و شما صبر و تحملش رو لبریز کردید

135
00:07:29,824 --> 00:07:32,869
‫مزخرف نگو. من سعی دارم مردی رو که
‫این بلا رو سرش آورد گیر بندازم

136
00:07:32,952 --> 00:07:34,370
‫می‌دونم

137
00:07:34,454 --> 00:07:37,415
‫صرفاً دارم میگم که راهبردی که
‫امشب به کار بردید...

138
00:07:37,498 --> 00:07:40,084
‫هاروی دنت همیشه‌ی خدا توی دادگاه
‫به آدمای سرخورده فشار می‌آورد

139
00:07:40,168 --> 00:07:43,212
‫ریزه‌میزه‌ها رو تحت فشار قرار می‌داد
‫تا به دونه درشت‌ها برسه

140
00:07:43,296 --> 00:07:44,547
‫من هم فقط داشتم همین کار رو می‌کردم

141
00:07:44,630 --> 00:07:48,426
‫فقط یه‌کم به فکرش باشید، ارباب بروس

142
00:07:48,509 --> 00:07:52,263
‫هر کسی که بوده، فکر نکنم
‫دیگه الان اون آدم باشه

143
00:07:57,393 --> 00:07:59,187
‫بعد به من میگن هیولا

144
00:07:59,270 --> 00:08:01,606
‫هیولاهای واقعی اونایی هستن که
‫این بلا رو سر من آوردن

145
00:08:01,689 --> 00:08:04,859
‫این حقِ من نیست...

146
00:08:04,942 --> 00:08:07,403
‫نه، نه...

147
00:08:07,487 --> 00:08:10,740
‫این... این درست نیست

148
00:08:10,823 --> 00:08:13,493
‫من یه کارهایی کردم، کارهای وحشتناکی

149
00:08:13,576 --> 00:08:17,830
‫ولی...مگه من...تاوان گناهانم رو ندادم؟

150
00:08:17,914 --> 00:08:21,876
‫درحالی که تورن و نوچه‌هاش
‫دارن خوش میگذرونن،

151
00:08:21,959 --> 00:08:23,461
‫به ریش من می‌خندن

152
00:08:23,544 --> 00:08:27,340
‫خیلی اینطور نمی‌مونه. نه، نه، نه.
‫تا ابد اینطور نمی‌مونه.

153
00:08:27,423 --> 00:08:29,300
‫کمک! کمک!

154
00:08:29,383 --> 00:08:32,512
‫خفه شو، پیر خرفت.
‫فقط کیف پول کوفتی‌تو بده من...

155
00:08:40,853 --> 00:08:44,899
‫- شما خوبید، جناب؟
‫- بله، من...

156
00:08:44,982 --> 00:08:49,779
‫خوبه. حالا... به نظرت باید
‫با این یارو چیکار کنیم؟

157
00:08:49,862 --> 00:08:52,782
‫بذاریمش واسه پلیس‌ها که
‫یه پس گردنی بهش بزنن؟

158
00:08:52,865 --> 00:08:55,159
‫یا عدالتِ خودمون رو جاری کنیم؟

159
00:08:55,243 --> 00:08:57,870
‫وایسا، ولی منظورت این نیست که...

160
00:08:57,954 --> 00:08:59,914
‫قضیه از این قراره، بیا سکه بندازیم

161
00:08:59,997 --> 00:09:02,124
‫شیر اومد، می‌دیمش به پلیس‌ها

162
00:09:02,208 --> 00:09:03,793
‫خط اومد...

163
00:09:05,795 --> 00:09:07,505
‫- نمی‌دیم!
‫- بس کن!

164
00:09:07,588 --> 00:09:10,508
‫من جونِ یه نفر رو نمی‌ذارم پای سکه انداختن

165
00:09:13,094 --> 00:09:14,971
‫آره، شاید حق با توئـه

166
00:09:15,680 --> 00:09:18,099
‫ولی همچنان این حیوون
‫باید درسش رو یاد بگیره

167
00:09:18,182 --> 00:09:19,809
‫نه، نه!

168
00:09:23,312 --> 00:09:25,648
‫دارم حقیقت رو میگم، مانتویا!
‫به خدا قسم

169
00:09:25,731 --> 00:09:28,985
‫پس، توی کوچه سرت به کار خودت بود

170
00:09:29,068 --> 00:09:31,696
‫یه بازنشسته رو واسه حقوق و
‫مزایاش سرکیسه نمی‌کردی

171
00:09:31,779 --> 00:09:33,489
‫مثل سه بار آخری که گرفتیمت؟

172
00:09:33,573 --> 00:09:36,534
‫و یه یارویی واسه خنده
‫به زانوت شلیک کرده؟

173
00:09:36,617 --> 00:09:39,704
‫- واقعاً داستانت همینه، بنی؟
‫- آره، ولی نه هر یارویی

174
00:09:39,787 --> 00:09:41,330
‫یجور روانی!

175
00:09:41,414 --> 00:09:44,208
‫این یارو، نصف صورتش...

176
00:09:44,959 --> 00:09:47,128
‫آب شده بود انگار...

177
00:09:47,211 --> 00:09:48,588
‫حالا می‌تونید ببریدش

178
00:09:48,671 --> 00:09:50,965
‫دروغ نمیگم، کارآگاه، قسم می‌خورم!

179
00:09:52,341 --> 00:09:54,176
‫الان به دنت اتهام زد؟

180
00:09:54,260 --> 00:09:55,720
‫می‌دونم، به نظر مسخره میاد

181
00:09:55,803 --> 00:09:59,140
‫ولی شاید بهتر باشه محض احتیاط
‫برم یه سری بهش بزنم

182
00:09:59,223 --> 00:10:00,975
‫آره، ولی بیا صداش رو در نیاریم

183
00:10:01,058 --> 00:10:04,395
‫اگه کار هاروی باشه و خبرش
‫قبل از آمادگی‌مون درز کنه،

184
00:10:04,478 --> 00:10:06,564
‫خیلی سریع اوضاع بی‌ریخت میشه

185
00:10:15,323 --> 00:10:16,949
‫آقای دنت؟

186
00:10:17,033 --> 00:10:19,452
‫هاروی، خونه‌ای؟

187
00:10:19,535 --> 00:10:21,495
‫کارآگاه مانتویا هستم

188
00:10:21,579 --> 00:10:23,664
‫فقط می‌خواستم ببینم...

189
00:10:24,582 --> 00:10:26,167
‫خوبی یا نه

190
00:10:38,596 --> 00:10:40,598
‫امیل پاتر

191
00:10:40,681 --> 00:10:41,557
‫می‌شناسمت؟

192
00:10:41,557 --> 00:10:44,101
‫دارم دنبال یکی می‌گردم که
‫واسه رئیس تورن کار می‌کنه

193
00:10:44,185 --> 00:10:45,686
‫تونی زیتو

194
00:10:49,774 --> 00:10:51,317
‫زیتو نمی‌شناسم

195
00:10:51,400 --> 00:10:53,277
‫یا تورن، پس...

196
00:10:53,361 --> 00:10:54,570
‫یه لحظه وایسا

197
00:10:54,654 --> 00:10:56,447
‫تو رو می‌شناسم

198
00:10:56,530 --> 00:10:59,950
‫تو همون دادستان عوضی هستی.
‫سعی کردی منو بفرستی هلفدونی.

199
00:11:00,034 --> 00:11:03,954
‫درسته، ولی نتونستم اتهاماتت رو
‫ثابت کنم، مگه نه؟

200
00:11:04,038 --> 00:11:05,498
‫و علتش چی بود؟

201
00:11:10,503 --> 00:11:14,799
‫آره. چون روپرت تورن شاهد کلیدی‌ام رو
‫از شهر فراری داد

202
00:11:14,882 --> 00:11:16,634
‫پس بیا مزخرفات رو تمومش کنیم

203
00:11:16,717 --> 00:11:18,969
‫- تونی زیتو کجاست؟
‫- نمی‌دونم!

204
00:11:19,053 --> 00:11:20,054
‫قسم می‌خورم!

205
00:11:21,764 --> 00:11:24,141
‫وایسا! نه! می‌دونم، می‌دونم!

206
00:11:24,266 --> 00:11:26,769
‫یعنی، زنی که با زیتو آشناست رو می‌شناسم

207
00:11:26,852 --> 00:11:29,313
‫مگی. مگی کین

208
00:11:30,314 --> 00:11:33,025
‫دیدی امیل؟ آسون بود

209
00:11:37,863 --> 00:11:40,616
‫روانی

210
00:11:50,626 --> 00:11:52,336
‫آره! آره! آره!

211
00:11:52,420 --> 00:11:55,131
‫دیدی بهت گفتم، بابا.
‫امسال قهرمان میشن.

212
00:11:57,842 --> 00:12:00,386
‫آقای تورن، شرمنده مزاحم شدم

213
00:12:01,846 --> 00:12:06,016
‫دوباره بگو که چرا این قضیه ارزشش رو داشت
‫که مزاحم اوقات خوشم با پسرم بشی؟

214
00:12:06,100 --> 00:12:07,852
‫ببینید رئیس، فرض کنیم دنت بوده

215
00:12:07,935 --> 00:12:11,856
‫نمی‌تونیم بذاریم یه دیوونه‌ی اسحله به دست
‫که دنبالِ انتقامـه، واسه خودش ول بچرخه

216
00:12:11,939 --> 00:12:13,899
‫جری، هاروی دنت موقعی که کل پلیس‌های شهر

217
00:12:13,983 --> 00:12:16,527
‫پشتش بودن هم نمی‌تونست
‫کاری به کارم داشته باشه

218
00:12:16,610 --> 00:12:20,531
‫بعلاوه، من تمام وقت شش‌هفت‌تا
‫آدم مسلح اینجا دارم

219
00:12:20,614 --> 00:12:22,074
‫اینجا مثل یه قلعه‌ست

220
00:12:22,158 --> 00:12:24,452
‫حالا، اگه اجازه بدی،

221
00:12:24,535 --> 00:12:27,246
‫من و پسرم میخوایم این بازی رو ببینیم

222
00:12:32,710 --> 00:12:34,003
‫چی واسم داری، پنی‌ورث؟

223
00:12:34,086 --> 00:12:35,838
‫رادیوی پلیس رو زیرنظر داشتم

224
00:12:35,838 --> 00:12:38,215
‫گزارش دادن که مردی با مشخصاتِ دنت

225
00:12:38,299 --> 00:12:41,343
‫با خشونت به یکی به اسم امیل پاتر حمله کرده

226
00:12:41,427 --> 00:12:43,262
‫پاتر یکی از نوچه‌های تورنـه

227
00:12:43,345 --> 00:12:44,764
‫کارچاق‌کُنِ محله‌ی ناروز

228
00:12:44,847 --> 00:12:48,184
‫بله، و اگه هاروی دنت داره همکارانِ
‫روپرت تورن رو هدف قرار میده،

229
00:12:48,267 --> 00:12:51,187
‫- منطقی‌ـه که فرض کنیم...
‫- تورن پشتِ حمله به دنت بوده

230
00:12:51,270 --> 00:12:53,522
‫و حالا، هاروی افتاده دنبال انتقام

231
00:12:53,606 --> 00:12:56,150
‫درست یه ساعت بعد از اینکه
‫باهاش رفتی بیرون

232
00:12:56,233 --> 00:12:58,694
‫- متوجه هستید؟
‫- من دنبال جواب بودم

233
00:12:58,778 --> 00:13:00,279
‫آره، همین رو گفتید

234
00:13:00,362 --> 00:13:03,991
‫موقعیت داره متشنج میشه و تو داری
‫وقتم رو تلف می‌کنی، پنی‌ورث!

235
00:13:13,083 --> 00:13:14,627
‫آره، آره

236
00:13:14,710 --> 00:13:16,837
‫دنبال تونی زیتو می‌گردم

237
00:13:16,921 --> 00:13:19,882
‫خب، اینجا نیست. پس برو ردِ کارت

238
00:13:21,801 --> 00:13:24,845
‫خیلی متأسفم. خیلی واجبـه که
‫با تونی حرف بزنم

239
00:13:24,929 --> 00:13:27,056
‫خب؛ بدشانسی آوردی

240
00:13:27,097 --> 00:13:29,475
‫تورن توی یه خونه‌ی امن که
‫نمی‌دونم کجاست قایمش کرده

241
00:13:29,558 --> 00:13:31,268
‫لعنت بهش!

242
00:13:31,352 --> 00:13:33,562
‫نمی‌دونی این خونه‌ی امن رو
‫کجا می‌تونم پیدا کنم؟

243
00:13:33,646 --> 00:13:36,732
‫فرض کن می‌دونم.
‫چرا باید بهت بگم؟

244
00:13:36,816 --> 00:13:40,152
‫مطمئنم می‌تونم چندتا دلیل خوب برات جور کنم

245
00:13:40,528 --> 00:13:41,529
‫« بیمارستان »

246
00:13:47,910 --> 00:13:50,246
‫هاروی دنت

247
00:13:50,329 --> 00:13:51,831
‫اون چی می‌خواست؟

248
00:14:00,172 --> 00:14:03,759
‫قایم شدن با شما شل‌مغزها اونقدر هم بد نبوده

249
00:14:03,843 --> 00:14:05,886
‫تا می‌تونی حالش رو ببر، زیتو

250
00:14:05,970 --> 00:14:09,223
‫این ماجرای دنت به زودی تموم میشه و
‫دیگه کانون توجه ازت دور میشه

251
00:14:09,348 --> 00:14:10,975
‫وایسا

252
00:14:11,058 --> 00:14:12,351
‫این بو رو حس می‌کنید؟

253
00:14:12,434 --> 00:14:14,019
‫یه چیزی داره می‌سوزه

254
00:14:16,939 --> 00:14:18,357
‫سر جاتون بمونید

255
00:14:19,692 --> 00:14:22,653
‫این چیه، یجور...

256
00:14:41,130 --> 00:14:42,381
‫سلام، تونی

257
00:14:47,303 --> 00:14:49,305
‫« خطوط هوایی گاتهام »

258
00:14:51,724 --> 00:14:52,808
‫جایی تشریف می‌برید؟

259
00:14:54,184 --> 00:14:55,686
‫نکن

260
00:14:59,231 --> 00:15:01,734
‫من مثل نفر قبلی که اومده بود سراغت نیستم

261
00:15:01,817 --> 00:15:03,903
‫آخری بدجور خوش‌قیافه بود

262
00:15:03,986 --> 00:15:06,655
‫انگار موتور از روی
‫نصف صورتش رد شده بود

263
00:15:06,739 --> 00:15:09,617
‫اون دنبال نامزدت تونی زیتو بود، مگه نه؟

264
00:15:09,700 --> 00:15:11,410
‫الان دیگه نامزده سابقمـه

265
00:15:11,493 --> 00:15:14,288
‫اون روانی ترسناک بهم پول کافی داد که
‫شهر رو برای همیشه ترک کنم،

266
00:15:14,371 --> 00:15:16,540
‫بعد اینکه جای تونی رو بهش گفتم

267
00:15:16,624 --> 00:15:18,208
‫اون‌وقت جاش کجاست؟

268
00:15:19,084 --> 00:15:22,463
‫نمی‌خوام بکُشمت، تونی.
‫جدی میگم، نمی‌خوام.

269
00:15:22,963 --> 00:15:26,592
‫ولی فهمیدم گاهی خواسته‌هامون،
‫یا چیزهایی که نمی‌خوایم،

270
00:15:26,675 --> 00:15:29,595
‫با خیر و صلاح مردم سازگار نیست

271
00:15:29,678 --> 00:15:31,138
‫دنت، خواهش می‌کنم

272
00:15:32,056 --> 00:15:33,849
‫من...متأسفم

273
00:15:33,933 --> 00:15:35,726
‫می‌دونی چیه، حرفت رو باور می‌کنم

274
00:15:35,809 --> 00:15:36,602
ولی

275
00:15:37,311 --> 00:15:40,940
‫ همه می‌دونن سرطان رو
‫با فرصتِ دوباره درمان نمی‌کنن

276
00:15:41,982 --> 00:15:44,818
‫باید از ریشه درش بیاری

277
00:15:45,903 --> 00:15:48,155
‫خواهش می‌کنم، دنت،
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی

278
00:15:48,238 --> 00:15:51,492
‫من...بهت پول میدم!
‫خواهش می‌کنم!

279
00:15:51,617 --> 00:15:53,160
‫تونی، تونی...

280
00:15:53,243 --> 00:15:54,912
‫اینجا پولت به درد نمی‌خوره

281
00:15:54,995 --> 00:15:58,040
‫نمی‌تونی تصور کنی چه درد و
‫عذابی به من وارد کردی

282
00:15:58,958 --> 00:16:00,542
‫ولی متوجهش میشی

283
00:16:00,626 --> 00:16:03,087
‫خواهش می‌کنم! نکن، نکن!

284
00:16:03,170 --> 00:16:04,630
‫کار رئیس تورن بود!

285
00:16:04,713 --> 00:16:06,382
‫اون مجبورم کرد انجامش بدم!

286
00:16:06,465 --> 00:16:08,592
‫اون مجبورم کرد انجامش بدم!

287
00:16:08,676 --> 00:16:11,053
‫می‌دونم، تونی،
‫ولی با این‌حال انجامش دادی

288
00:16:12,554 --> 00:16:13,639
‫و جهت اطلاع...

289
00:16:14,431 --> 00:16:16,642
‫اون یکی یارو شاید نخواد تو رو بکُشه،

290
00:16:16,725 --> 00:16:19,019
‫ولی من بدجور دلم می‌خواد

291
00:16:27,528 --> 00:16:29,405
‫وای خدا، واقعاً این کار رو کردم

292
00:16:29,488 --> 00:16:30,990
‫من...کُشتم‌شون

293
00:16:31,073 --> 00:16:32,533
‫همه‌شون رو کُشتم

294
00:16:35,244 --> 00:16:35,828
‫چه غلطا؟

295
00:17:06,692 --> 00:17:10,821
‫زنگ زدم از حسن نیّت یه خبری بهت بدم.
‫میگن دنت رسماً رد داده.

296
00:17:10,904 --> 00:17:12,948
‫حالا به خونت تشنه‌ست

297
00:17:13,032 --> 00:17:15,200
‫اوه، محض رضای خدا

298
00:17:15,284 --> 00:17:17,494
‫چرا همه اینقدر نگرانن؟

299
00:17:17,578 --> 00:17:21,373
‫چون همین الان دخل تونی زیتو و
‫آدمایی که پیشش گذاشته بودی رو آورد

300
00:17:21,457 --> 00:17:26,128
‫و بعدش کل اون محل رو به آتیش کشید،
‫تا مطمئن بشه همگی مُردن

301
00:17:26,211 --> 00:17:29,673
‫اگه من جات بودم، الان
‫نیروی کمکی خبر می‌کردم

302
00:17:34,553 --> 00:17:37,347
‫آروم، قربان. شاید ضربه‌ی خفیفی خورده باشید

303
00:17:37,431 --> 00:17:38,807
‫باید استراحت کنید

304
00:17:38,891 --> 00:17:40,851
‫نه موقعی که دنت زده به سیم آخر

305
00:17:40,934 --> 00:17:44,396
‫- ولی قربان...
‫- اگه من هاروی رو وارد این مسیر کرده باشم،

306
00:17:44,480 --> 00:17:47,024
‫باید خودم هم جلوش رو بگیرم

307
00:17:55,032 --> 00:17:58,702
‫جیک، تام، شما ورودی پشتی رو پوشش بدید

308
00:17:58,786 --> 00:18:00,996
‫شما سه تا، پیش من بمونید

309
00:18:01,080 --> 00:18:03,332
‫من که بعید می‌دونم اتفاقی بیفته

310
00:18:03,415 --> 00:18:06,085
‫دنت محاله اونقدر روانی بشه که
‫اینجا سر و کله‌اش پیدا شه

311
00:18:06,168 --> 00:18:09,630
‫و اگه اون دلقک خیالی به سرش بزنه،
‫دو تایی می‌تونیم ترتیبش رو بدیم

312
00:18:09,713 --> 00:18:11,423
‫البته که می‌تونیم

313
00:18:11,507 --> 00:18:14,676
‫فعلاً ردیفیم و افراد اِرنی
‫الان‌هاست که برسن اینجا

314
00:18:18,305 --> 00:18:19,890
‫اِرنی هم رسید

315
00:18:23,602 --> 00:18:24,937
‫سرعتش رو کم نمی‌کنه

316
00:18:32,569 --> 00:18:35,489
‫بیخیال من، پسرم رو از اینجا ببرید بیرون!

317
00:18:41,203 --> 00:18:43,288
‫خیلی‌خب، عوضی...

318
00:18:44,623 --> 00:18:45,999
‫چه غلطا...؟

319
00:18:53,799 --> 00:18:56,176
‫اون توی خونه‌ست! پخش بشید!

320
00:19:01,640 --> 00:19:03,809
‫بالکن! بگیریدش!

321
00:19:20,450 --> 00:19:22,703
‫دنت، تویی اون بالا؟

322
00:19:22,786 --> 00:19:25,706
‫بابانوئل که نیومده، روپرت

323
00:19:25,789 --> 00:19:27,291
‫چی می‌خوای، هاروی؟

324
00:19:27,374 --> 00:19:30,460
‫همونی که همیشه می‌خواستم: عدالت

325
00:19:30,544 --> 00:19:32,838
‫فقط همین برام مونده، به لطف تو

326
00:19:32,921 --> 00:19:37,885
‫دیگه نه دادگاهی هست، نه وعده‌های
‫انتخاباتی و نه سلسله مراتب اداری

327
00:19:40,012 --> 00:19:42,389
‫چون، الان

328
00:19:42,472 --> 00:19:45,976
‫خودم قاضی، هیئت منصفه و جلاد هستم

329
00:19:50,606 --> 00:19:52,399
‫عدالت؟

330
00:19:52,482 --> 00:19:54,484
‫به این میگی عدالت؟

331
00:19:54,568 --> 00:19:56,528
‫به خونه‌ی من یورش آوردی

332
00:19:56,612 --> 00:20:00,157
‫شش هفت نفر از افرادم رو کُشتی.
‫چیزی نمونده بود پسرم رو بکُشی!

333
00:20:00,991 --> 00:20:04,286
‫به نظر من این شبیه عدالت نیست، دنت

334
00:20:04,369 --> 00:20:05,996
‫- بیشتر شبیه...
‫- انتقامـه؟

335
00:20:06,079 --> 00:20:07,998
‫آره

336
00:20:08,081 --> 00:20:09,708
‫اون هم هست

337
00:20:09,791 --> 00:20:11,251
‫نه!

338
00:20:11,335 --> 00:20:14,171
‫- متیو، نکن!
‫- اگه می‌خوای پدرم رو بکُشی،

339
00:20:14,254 --> 00:20:16,089
‫باید از رو نعش من رد بشی!

340
00:20:18,550 --> 00:20:20,594
‫عجب بچه‌ی شجاعی هستی...

341
00:20:22,137 --> 00:20:25,015
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم به
‫«با یه تیر دو نشون بزن» نه بگم!

342
00:20:39,363 --> 00:20:40,989
‫تو باید ازم ممنون باشی!

343
00:20:43,533 --> 00:20:45,619
‫من توی یه شب، بیشتر از
‫کل دورانِ تو برای این شهر...

344
00:20:45,702 --> 00:20:47,788
‫من سعی دارم کمکت کنم، دنت. تسلیم شو

345
00:20:47,871 --> 00:20:49,706
‫هاروی دنت هیچوقت تسلیم نمیشه!

346
00:20:49,790 --> 00:20:51,583
‫توی ذاتم نیست!

347
00:20:56,129 --> 00:20:59,633
‫نه! توی مشتم بود! توی مشتم بود!

348
00:20:59,716 --> 00:21:02,261
‫چرا جلوم رو گرفتی؟ چرا تو...

349
00:21:03,929 --> 00:21:05,222
‫جلوم رو گرفتی

350
00:21:05,305 --> 00:21:08,141
‫وای خدا رو شکر.
‫تو جلوم رو گرفتی.

351
00:21:08,225 --> 00:21:11,186
‫نمی‌تونستم کنترلش کنم.
‫باید منو زندانی کنید.

352
00:21:11,270 --> 00:21:15,357
‫خواهش می‌کنم، لطفاً،
‫قبل اینکه به کس دیگه‌ای صدمه بزنه

353
00:21:37,337 --> 00:21:38,797
‫وکیلت اینجاست

354
00:21:38,880 --> 00:21:40,841
‫من وکیلی ندارم
