﻿1
00:00:18,041 --> 00:00:21,041
‫[سال ۲۰۱۴]

2
00:01:03,541 --> 00:01:06,541
‫خب، چرا می‌خوای برای شرکتی مثل شرکت ما کار کنی، دیزی؟

3
00:01:06,625 --> 00:01:10,125
‫خب، آگهی‌تون رو توی روزنامه دیدم،

4
00:01:10,250 --> 00:01:13,541
‫و دیدم که دنبال مترجم می‌گردین و...

5
00:01:14,625 --> 00:01:17,916
‫منم می‌تونم ترجمه کنم، پس...

6
00:01:18,500 --> 00:01:21,000
‫رزومه‌ات یکم ناقصه.
‫چندتا جای خالی بزرگ داره.

7
00:01:21,041 --> 00:01:24,375
‫آره، اکثر ده سال گذشته رو
‫خارج از کشور بودم.

8
00:01:24,500 --> 00:01:26,250
‫از ۱۸ سالگیت.
‫به خاطر همین چندتا زبان بلدی.

9
00:01:26,375 --> 00:01:28,500
‫فرانسوی، آلمانی و روسی.
‫تحسین‌آمیزه.

10
00:01:29,000 --> 00:01:32,625
‫گرچه معمولاً کاندیدهایی
‫که مدرک دانشگاهی دارن رو طلب می‌کنیم.

11
00:01:32,666 --> 00:01:35,375
‫البته، دقت کردم که از دانشگاه کمبریج
‫پیشنهاد داشتی.

12
00:01:37,125 --> 00:01:38,500
‫چه... شما چطوری...

13
00:01:38,625 --> 00:01:40,750
‫همیشه مدارک این چیزها وجود داره،

14
00:01:40,791 --> 00:01:42,750
‫هر چقدر آدم بخواد مخفی‌شون کنه.

15
00:01:42,791 --> 00:01:44,875
‫تو یه دانشجوی استثنائی بودی.

16
00:01:45,000 --> 00:01:47,666
‫گمونم به همین خاطره
‫که بهت پیشنهاد بورسیه دادن.

17
00:01:47,750 --> 00:01:50,166
‫ولی... تو ردش کردی

18
00:01:50,666 --> 00:01:53,416
‫برای اینکه ده سال از کشور بری.

19
00:01:55,250 --> 00:01:56,625
‫ولی از اون کارت خوشم میاد.

20
00:01:57,416 --> 00:01:58,625
‫نشونه‌ی شجاعته.

21
00:01:59,666 --> 00:02:02,250
‫مادرت فوت کرده. مکان پدرت نامشخصه.

22
00:02:02,375 --> 00:02:04,083
‫وقتی ازت پرسیدن
‫خواهر یا برادری داری،

23
00:02:04,125 --> 00:02:05,750
‫نوشتی که نداری.

24
00:02:05,791 --> 00:02:08,250
‫از زنی به نام بانی ویر
‫چی می‌تونی بهمون بگی؟

25
00:02:11,041 --> 00:02:12,041
‫اه...

26
00:02:12,875 --> 00:02:15,416
‫اون، خواهر ناتنیم بود

27
00:02:15,500 --> 00:02:18,541
‫به مدت... سه سال وقتی نوجوان بودیم.

28
00:02:19,125 --> 00:02:21,666
‫مادرم با پدرش ازدواج کرد، ولی خب...

29
00:02:21,750 --> 00:02:24,125
‫- دوامی نداشت. مامانم...
‫- مُرد.

30
00:02:26,750 --> 00:02:29,500
‫پس... بان...

31
00:02:32,125 --> 00:02:35,541
‫خب، بانی دیگه خواهر ناتنیم نبود.
‫فقط...

32
00:02:36,625 --> 00:02:38,375
‫یعنی، نمی‌دونم اسمش چی می‌شه،

33
00:02:38,500 --> 00:02:40,000
‫که اصلاً اسمی داره یا نه.

34
00:02:40,041 --> 00:02:43,375
‫اینکه خواهر ناتنی داشته باشی،
‫مادرت فوت کنه،

35
00:02:43,416 --> 00:02:45,875
‫دیگه زن‌بابای خواهر ناتنیت نباشه؟

36
00:02:45,916 --> 00:02:47,125
‫آره.

37
00:02:47,166 --> 00:02:49,125
‫بازم اسمش خواهر ناتنی داشتنه.

38
00:02:51,875 --> 00:02:52,875
‫درسته.

39
00:02:53,500 --> 00:02:55,875
‫باشه خب، من... اون رو نمی‌دونستم وقتی...

40
00:02:56,000 --> 00:02:57,416
‫می‌دونی بانی الان کجاست؟

41
00:03:00,041 --> 00:03:01,416
‫زندان برونزفیلد.

42
00:03:01,500 --> 00:03:06,500
‫به جرم قتل پدر بیولوژیکیش،
‫یعنی ناپدریت، داره حبس ابد می‌گذرونه.

43
00:03:07,750 --> 00:03:09,875
‫راستش شاید دیگه واقعاً خواهر ناتنی نباشید.

44
00:03:10,416 --> 00:03:13,500
‫حدود نُه و نیم سال از حکمش می‌گذره، نه؟

45
00:03:13,625 --> 00:03:17,291
‫درست قبل از اینکه با عجله‌ی زیاد
‫از کشور خارج شدی، روانه‌ی زندان شد.

46
00:03:22,500 --> 00:03:24,541
‫دیزی، ما یه سیاست شرکتی داریم.

47
00:03:25,041 --> 00:03:28,625
‫کسی که اینجور مسائل خانوادگی داره رو
‫استخدام نمی‌کنیم.

48
00:03:31,000 --> 00:03:32,000
‫باشه.

49
00:03:32,375 --> 00:03:36,000
‫بابت موقعیتی که بهم دادین ممنون،
‫و متأسفم که وقت‌تون رو هدر کردم.

50
00:03:36,125 --> 00:03:36,916
‫هدر نکردی.

51
00:03:48,041 --> 00:03:50,375
‫وقتی رفتی خونه، به این شماره زنگ بزن.

52
00:03:51,291 --> 00:03:53,791
‫به زنی به نام رید وصل می‌شی.

53
00:03:53,875 --> 00:03:55,500
‫بهش بگو من گفتم بهش زنگ بزنی

54
00:03:56,500 --> 00:03:58,791
‫بهش بگو که گفتم فکر کنم یکی پیدا کردم

55
00:03:59,750 --> 00:04:00,750
‫یه چی پیدا کردی؟

56
00:04:01,750 --> 00:04:03,125
‫یه کبوتر کوچولوی سیاه.

57
00:04:29,375 --> 00:04:31,500
‫یه کبوتر کوچولوی سیاه.

58
00:04:50,625 --> 00:04:52,500
‫- شب بخیر.
‫- سلام.

59
00:04:54,875 --> 00:04:56,250
‫دیزی، درست حدس می‌زنم؟

60
00:04:57,291 --> 00:04:58,291
‫بله.

61
00:04:58,666 --> 00:05:02,041
‫برای شغل دستیار همه‌کاره‌ی یه شرکت بین‌المللی
‫ارائه‌دهنده راه‌حل‌های شرکتی درخواست دادی.

62
00:05:02,125 --> 00:05:03,625
‫برای مترجم شدن درخواست دادم.

63
00:05:03,666 --> 00:05:05,125
‫و بهت اجازه ندادن

64
00:05:05,166 --> 00:05:07,041
‫به خاطر روابط نزدیک خانواده‌ی تو

65
00:05:07,125 --> 00:05:08,916
‫با سرویس زندان ملکه.

66
00:05:09,000 --> 00:05:10,750
‫- بله.
‫- خب، چقدر خوش شانسی.

67
00:05:10,791 --> 00:05:13,625
‫من همیشه میگم
‫وقتی یه در بسته می‌شه، یه پنجره باز می‌شه.

68
00:05:13,750 --> 00:05:16,375
‫- پس فرانسوی، آلمانی و روسی بلدی؟
‫- آره.

69
00:05:16,500 --> 00:05:19,291
‫- توی همه‌شون سلیس هستی؟
‫- آلمانیم یکم محاوره‌ای‌تره.

70
00:05:19,375 --> 00:05:22,291
‫آره، آلمانی‌هایی که به محاوره‌ای بودن معروفن.

71
00:05:22,291 --> 00:05:24,208
‫شما... دنبال مترجم می‌گردی؟

72
00:05:24,333 --> 00:05:25,333
‫نه.

73
00:05:26,958 --> 00:05:27,833
‫دوشیزه رید.

74
00:05:27,875 --> 00:05:28,875
‫خانم رید.

75
00:05:30,958 --> 00:05:31,958
‫خانم رید.

76
00:05:33,833 --> 00:05:36,958
‫من شما یا نوع کارتون
‫یا حتی محل کارتون رو نمی‌شناسم،

77
00:05:37,458 --> 00:05:40,250
‫ولی اگه نمی‌خواید کسی رو استخدام کنید...

78
00:05:40,333 --> 00:05:41,958
‫می‌خوام کسی رو استخدام کنم.

79
00:05:43,125 --> 00:05:45,708
‫فقط نه برای شغلی که براش درخواست دادی.

80
00:05:47,083 --> 00:05:49,458
‫باشه، پس کار چیه؟
‫کبوتران سیاه کی هستن؟

81
00:05:50,958 --> 00:05:53,083
‫ما فراهم‌کننده‌ایم. برداشت‌کننده‌ایم.

82
00:05:53,125 --> 00:05:56,625
‫کارمون اطلاعاته. جمعش می‌کنیم،
‫و می‌فروشیمش.

83
00:05:56,708 --> 00:05:57,583
‫شما جاسوس هستید؟

84
00:05:57,625 --> 00:05:58,833
‫بله.

85
00:06:00,750 --> 00:06:01,875
‫برای ما؟ برای بریتانیا؟

86
00:06:01,958 --> 00:06:05,000
‫ما سازمان کاپیتالیستی هستیم،
‫نه یه سازمان ایدئولوژیکی.

87
00:06:05,083 --> 00:06:07,208
‫خب، کاپیتالیسم یه ایدئولوژیه.

88
00:06:07,250 --> 00:06:10,958
‫خب، همون مدرک آکسبریجت اینجا می‌تونست به کارت بیاد.

89
00:06:13,458 --> 00:06:17,833
‫پس شما... اطلاعات جمع می‌کنید
‫و به کی می‌فروشیدش؟

90
00:06:17,958 --> 00:06:19,083
‫گرون‌ترین خریدار.

91
00:06:19,208 --> 00:06:20,458
‫چین؟ روسیه؟ 

92
00:06:20,458 --> 00:06:21,416
‫گرون‌ترین خریدار.

93
00:06:24,875 --> 00:06:26,916
‫- این کارم قانون‌شکنیه؟
‫- بله.

94
00:06:27,000 --> 00:06:28,750
‫- در خطر خواهم بود؟
‫- بله.

95
00:06:30,750 --> 00:06:32,500
‫به کشورم خیانت می‌کنم؟

96
00:06:32,541 --> 00:06:34,125
‫گاهی، بهش کمک می‌کنی.

97
00:06:34,166 --> 00:06:35,166
‫بقیه‌ی مواقع؟

98
00:06:35,250 --> 00:06:39,125
‫فقط می‌شی یه دست دیگه روی فلکه،
‫که باعث چرخیدنش می‌شه.

99
00:06:47,666 --> 00:06:50,125
‫چی باعث شده فکر کنی
‫می‌خوام همچنین کاری بکنم؟

100
00:06:50,250 --> 00:06:53,000
‫چون یه ریسک‌پذیر به شدت باهوشی.

101
00:06:53,041 --> 00:06:54,416
‫چون یه بازمانده‌ای.

102
00:06:54,500 --> 00:06:56,375
‫چون یه اتفاقی برای پدرناتنیت افتاد

103
00:06:56,375 --> 00:06:58,125
‫و تونستی ده سال غیب بشی.

104
00:06:58,166 --> 00:07:00,916
‫و چون وقتی اکثر مردم نگاهت می‌کنن،
‫یه زن خوشگل رو می‌بینن.

105
00:07:01,000 --> 00:07:02,000
‫ولی من،

106
00:07:02,500 --> 00:07:03,875
‫من یه فنرِ جمع‌شده رو می‌بینم.

107
00:07:03,916 --> 00:07:05,000
‫یه سلاح می‌بینم.

108
00:07:07,125 --> 00:07:09,166
‫به محضی که اومدم پیشت ارزیابیم کردی.

109
00:07:09,250 --> 00:07:11,000
‫توی سرت یه استراتژی فرار داری.

110
00:07:11,125 --> 00:07:12,250
‫می‌دونی خروجی‌ها کجاست.

111
00:07:12,375 --> 00:07:14,416
‫می‌دونی کفش‌هام مدلی نیست
‫که بتونم باهاشون فرار کنم.

112
00:07:14,500 --> 00:07:16,750
‫شرط می‌بندم شماره پلاک ماشینم رو حفظ کردی.

113
00:07:16,875 --> 00:07:19,541
‫جی۱۷۴ اِس‌اِی‌پی.

114
00:07:22,041 --> 00:07:24,708
‫فکر نکن نمی‌دونم که دستت رو توی جیبت

115
00:07:24,750 --> 00:07:26,791
‫مشت کردی و آماده‌ای که پرتابش کنی، خانم جوان.

116
00:07:27,291 --> 00:07:29,000
‫اسم واقعیت دیزی نیست، درسته؟

117
00:07:30,500 --> 00:07:32,000
‫می‌خوای یه اسم جدید داشته باشی؟

118
00:07:42,250 --> 00:07:44,250
‫[هلن داوسون]

119
00:07:49,625 --> 00:07:51,500
‫پتانسیل ملی ما وسیعه.

120
00:07:52,000 --> 00:07:55,916
‫و بر ما واجبه که عاقلانه مهارش کنیم.

121
00:07:56,666 --> 00:08:00,500
‫پس بیاید برای مصلحت‌گرایی، توانایی رسیدن به تفاهم،

122
00:08:00,541 --> 00:08:06,250
‫و از خود گذشتگی برای ساختن یک
‫جامعه‌ی قوی‌تر و به‌هم‌پیوسته‌تر شناخته بشیم.

123
00:08:09,000 --> 00:08:10,000
‫اه...

124
00:08:11,791 --> 00:08:13,125
‫ببخشید، فقط...

125
00:08:13,625 --> 00:08:17,416
‫بله. وقتش رسیده که ما نیرویی
‫برای تغییر مثبت باشیم.

126
00:08:17,500 --> 00:08:20,916
‫که اراده‌ی رسیدن به قله‌های مرتفع‌تر
‫و دوردست‌تر رو داشته باشیم.

127
00:08:21,000 --> 00:08:24,916
‫و اون چیزیه که من برای رأی‌دهندگانم
‫فراهم خواهم کرد، خانم‌ها و آقایون.

128
00:08:25,000 --> 00:08:29,125
‫و می‌دونم چیزیه که مردم توی خونه،
‫مردم معمولی، رأی‌دهنده‌هامون،

129
00:08:29,750 --> 00:08:31,500
‫بیشتر بهش اهمیت میدن.

130
00:08:44,500 --> 00:08:46,541
‫سلام. سودا با یخ لطفاً.

131
00:08:47,625 --> 00:08:48,875
‫روز سختی بوده.

132
00:08:48,916 --> 00:08:50,291
‫بله. نه؟

133
00:08:52,666 --> 00:08:53,916
‫سخنرانیت رو دیدم.

134
00:08:54,791 --> 00:08:56,041
‫جدی؟ نظرت چی بود؟

135
00:08:57,791 --> 00:08:59,375
‫به نظرم باید بهتر باشی.

136
00:09:00,875 --> 00:09:01,875
‫آخ.

137
00:09:02,166 --> 00:09:03,125
‫خب، فقط...

138
00:09:03,166 --> 00:09:04,916
‫ببخشید. منظورم ارائه بود.

139
00:09:04,916 --> 00:09:07,541
‫با ارتباط چشمی برقرار کردن.
‫درگیر شدن با مردم.

140
00:09:07,625 --> 00:09:08,916
‫کت و شلوار درست و حسابی گرفتن.

141
00:09:10,166 --> 00:09:11,875
‫مشکل... کت و شلوارم چیه؟

142
00:09:12,000 --> 00:09:14,750
‫به جز اندازه، رنگ و جنسش؟
‫نه، مشکلی نداره.

143
00:09:14,791 --> 00:09:16,250
‫- باشه.
‫- سودا

144
00:09:16,291 --> 00:09:17,375
‫- ممنون.
‫- باشه.

145
00:09:17,416 --> 00:09:20,791
‫نظری درباره‌ی... محتویات سخنرانی نداری؟

146
00:09:20,875 --> 00:09:22,916
‫خودِ حرف‌هایی که زدم؟

147
00:09:23,000 --> 00:09:26,541
‫خب... فکر کنم هیچکس
‫به حرف‌های قشنگت گوش نمیده

148
00:09:26,625 --> 00:09:28,541
‫اگه روی ارائه کار نکنی.

149
00:09:28,625 --> 00:09:30,625
‫- تو یه آدم شکاکی. باشه.
‫- درست حدس زدی.

150
00:09:30,666 --> 00:09:32,125
‫- منصفانه است.
‫- آها.

151
00:09:32,166 --> 00:09:33,875
‫ولی نکته اینه. رازش اینه.

152
00:09:33,916 --> 00:09:36,375
‫راستش حرف‌هام رو از ته دلم زدم. جدی.

153
00:09:36,416 --> 00:09:37,750
‫- واقعاً؟
‫- آره، درسته.

154
00:09:38,541 --> 00:09:39,375
‫تو یه آرمان‌گرایی.

155
00:09:39,500 --> 00:09:43,000
‫خب، اگه آرزویی نداشته باشی،
‫چطوری می‌خوای به واقعیت تبدیلش کنی؟

156
00:09:43,625 --> 00:09:45,250
‫طرفدار راجرز و همرستاین هم هستی.

157
00:09:46,500 --> 00:09:47,750
‫متأسفانه درست گفتی.

158
00:09:50,125 --> 00:09:51,125
‫اسمت چیه؟

159
00:09:54,416 --> 00:09:57,000
‫هلن داوسون. خوشبختم، هلن داوسون.

160
00:09:57,500 --> 00:09:58,916
‫خوشبختم، والاس وب.

161
00:10:16,458 --> 00:10:17,958
‫[در حال کپی کردن فایل‌ها]

162
00:10:24,458 --> 00:10:26,458
‫[کپی کردن فایل‌ها کامل شد]

163
00:10:38,333 --> 00:10:39,208
‫بگیر.

164
00:10:39,250 --> 00:10:40,250
‫شب بخیر.

165
00:10:40,708 --> 00:10:42,208
‫- چی؟
‫- شب بخیر.

166
00:10:43,958 --> 00:10:46,833
‫«حالت چطوره؟ اسمت چیه؟
‫خیلی ممنون که منتظر بودی.»

167
00:10:46,875 --> 00:10:49,208
‫فقط یه سری خوش و بش‌های مکالمه‌ای مرسومه

168
00:10:49,250 --> 00:10:51,958
‫که بگی‌شون... وقتی واسه‌ی اولین بار
‫با کسی آشنا می‌شی.

169
00:10:52,000 --> 00:10:53,500
‫الان داری جدی حرف می‌زنی؟

170
00:10:53,583 --> 00:10:54,958
‫الان دارم مؤدبانه حرف می‌زنم.

171
00:10:56,083 --> 00:10:57,125
‫من سم هستم.

172
00:10:57,208 --> 00:10:58,583
‫دیز... هلن.

173
00:10:58,625 --> 00:11:02,958
‫آره، سعی کن قبل از معرفی کردن خودت
‫نصف اسم قدیمیت رو نگی.

174
00:11:03,000 --> 00:11:04,958
‫احتمالاً اصول اولیه‌ی جاسوسی باشه، نه؟

175
00:11:05,083 --> 00:11:07,375
‫تو کی هستی؟ یه کبوتر سیاهی؟

176
00:11:07,458 --> 00:11:08,458
‫نه.

177
00:11:09,208 --> 00:11:10,208
‫نه، من جاسوس نیستم.

178
00:11:10,250 --> 00:11:12,500
‫گاهی خارج از چارچوب
‫برای رید یکم کار می‌کنم.

179
00:11:12,583 --> 00:11:14,833
‫عالیه. پس تو پادو هستی؟

180
00:11:16,208 --> 00:11:18,333
‫خودم اینجوری تعریفش نمی‌کنم.

181
00:11:18,375 --> 00:11:21,458
‫خب نه... احتمالاً یه جوری میگی
‫که مهم‌تر به نظر بیاد، نه؟

182
00:11:28,250 --> 00:11:29,625
‫خب کار امشبت چطوری بود؟

183
00:11:31,833 --> 00:11:34,375
‫- ببخشید، به من مربوط نیست.
‫- نه، نیست.

184
00:11:35,833 --> 00:11:37,083
‫واقعاً چندش بود؟

185
00:11:38,125 --> 00:11:39,125
‫نه، اون...

186
00:11:40,625 --> 00:11:41,958
‫جنتلمن بود.

187
00:11:42,083 --> 00:11:43,583
‫- جنتلمن؟
‫- آها.

188
00:11:44,125 --> 00:11:45,833
‫باشه.

189
00:11:45,875 --> 00:11:48,833
‫- خب کجا ببرمت؟
‫- فقط برسونم ایستگاه.

190
00:11:49,583 --> 00:11:50,833
اوه

191
00:11:50,958 --> 00:11:52,958
‫- چیه؟
‫- یه چیزی اون بالا جا گذاشتم.

192
00:11:53,000 --> 00:11:54,375
‫- چی؟
‫- یه فندک.

193
00:11:54,458 --> 00:11:56,708
‫- یکی دیگه بخر.
‫- نه، نمی‌شه. مال مادرم بود.

194
00:11:57,250 --> 00:12:00,583
‫می‌شه یه نصیحت کوچیکی بهت بکنم، دیز... هلن؟

195
00:12:01,208 --> 00:12:03,375
‫احساساتی نشو.

196
00:12:04,083 --> 00:12:05,916
‫آره خب، خیلی عمیق بود. ممنون.

197
00:12:05,958 --> 00:12:09,083
‫یه مثلی درباره‌ی برگشتن
‫به صحنه‌ی جرم هست.

198
00:12:09,208 --> 00:12:11,833
‫سعی دارم یادش بیارم، کار خوبیه یا نه؟

199
00:12:11,875 --> 00:12:14,083
‫می‌دونی، ساعت ۳ صبحی
‫خیلی داری نمک می‌ریزی.

200
00:12:14,208 --> 00:12:16,333
‫می‌خوام نذارم یه کار احمقانه بکنی.

201
00:12:16,375 --> 00:12:18,583
‫- واسه‌ی اون کار دیگه خیلی دیر شده، نه؟
‫- باشه، گوش کن.

202
00:12:18,583 --> 00:12:21,583
‫کاری که قراره بکنیم اینه. من اینجا صبر می‌کنم.

203
00:12:21,708 --> 00:12:23,208
‫می‌تونم اتاقت رو ببینم.

204
00:12:23,250 --> 00:12:25,250
‫اگه لازمم نداشتی،
‫پس پرده رو بکش.

205
00:12:25,333 --> 00:12:28,458
‫اگه پرده بسته نشه، تا یه ربع بعدش میام بالا.

206
00:12:28,500 --> 00:12:30,708
‫و تند و تیز میام بالا و از اونجا درت میارم.

207
00:12:31,958 --> 00:12:32,958
‫اولین کارته؟

208
00:12:33,833 --> 00:12:34,833
‫آره.

209
00:12:36,625 --> 00:12:37,625
‫کارت خوب بود.

210
00:12:40,208 --> 00:12:41,208
‫ممنون.

211
00:12:43,083 --> 00:12:44,750
‫اینجا منتظر می‌مونم.

212
00:12:45,625 --> 00:12:46,625
‫باشه؟

213
00:12:58,250 --> 00:12:59,250
‫رفتی.

214
00:13:00,500 --> 00:13:02,500
‫- آره.
‫- باشه.

215
00:13:04,250 --> 00:13:05,708
‫ولی حالا برگشتی؟

216
00:13:08,958 --> 00:13:09,958
‫آره.

217
00:13:21,958 --> 00:13:23,958
‫چی‌کار می‌کنی؟

218
00:13:25,000 --> 00:13:26,000
‫کار.

219
00:13:27,000 --> 00:13:28,958
‫- ۳ صبح؟
‫- آها.

220
00:13:29,083 --> 00:13:31,125
‫خب، کلی کار دارم.

221
00:13:33,208 --> 00:13:34,458
‫روی چی کار می‌کنی؟

222
00:13:36,583 --> 00:13:37,583
‫آینده.

223
00:13:39,708 --> 00:13:41,750
‫چرا برگشتی؟

224
00:14:34,291 --> 00:14:36,291
‫[کبوتران سیاه]

225
00:14:36,291 --> 00:14:37,416
‫خودشه.

226
00:14:38,875 --> 00:14:41,416
‫المور فیچ.
‫به نظر نمیاد یه اسم واقعی باشه.

227
00:14:42,125 --> 00:14:43,625
‫تیرانداز ماهر سابق سرویس هوایی ویژه بوده.

228
00:14:43,750 --> 00:14:46,000
‫۴۵ قتل تأیید شده در افغانستان.

229
00:14:46,041 --> 00:14:49,125
‫سال ۲۰۱۵ به زندگی شهروندی بر می‌گرده
‫و دیگه فریلنس کار می‌کنه.

230
00:14:50,250 --> 00:14:53,750
‫- تا حالا باهاش برخورد داشتی؟
‫- نه، ولی یه چیزهایی شنیدم.

231
00:14:53,791 --> 00:14:54,666
‫مثلاً چی؟

232
00:14:54,750 --> 00:14:58,000
‫مثلاً تیرانداز ماهر سابق سرویس هوایی ویژه بوده
‫با ۴۵ قتل تأیید شده در افغانستان.

233
00:14:58,125 --> 00:14:59,000
‫از اینجور چیزها.

234
00:14:59,041 --> 00:15:02,500
‫جیسون چرا با دختر سفیر چین تماس گرفته؟

235
00:15:03,000 --> 00:15:04,000
‫نمی‌دونم.

236
00:15:04,500 --> 00:15:06,500
‫ولی اون دوتا زن قاتل توی فلتش،

237
00:15:06,625 --> 00:15:09,000
‫گفتن دنبال یه زن جوان می‌گردن.

238
00:15:10,000 --> 00:15:12,875
‫هنوزم گم شده؟
‫یعنی نمی‌تونن پیداش کنن؟

239
00:15:13,000 --> 00:15:14,000
‫درسته.

240
00:15:14,000 --> 00:15:16,625
‫باباش هم با اُوردوز مواد مُرده؟

241
00:15:16,666 --> 00:15:19,541
‫خب راستش، چینی‌ها فکر می‌کنن
‫به خاطر اُوردوز مواد نمُرده.

242
00:15:19,625 --> 00:15:21,041
‫فکر می‌کنن به قتل رسیده.

243
00:15:21,541 --> 00:15:25,375
‫سفیر چین که احتمالاً مُرده
‫و دخترش گم شده

244
00:15:25,416 --> 00:15:27,750
‫که یه خادم‌العموم
‫توی روزی که با دو نفر دیگه کشته می‌شه

245
00:15:27,875 --> 00:15:30,416
‫باهاش تماس می‌گرفته.

246
00:15:35,250 --> 00:15:38,125
‫قضیه پیچیده است، نه؟

247
00:15:38,166 --> 00:15:40,000
‫- نوشیدنی خوردی؟
‫- چی؟

248
00:15:40,750 --> 00:15:42,416
‫دهنت بوی بد میده.

249
00:15:42,500 --> 00:15:43,916
‫رفته بودم شام.

250
00:15:44,875 --> 00:15:46,000
‫سرخوشی؟

251
00:15:46,125 --> 00:15:49,875
‫فکر کنم بتونم سه لیوان نوشیدنی رو یک ضرب بخورم

252
00:15:51,000 --> 00:15:52,291
‫و بازم کارم رو انجام بدم.

253
00:15:52,375 --> 00:15:54,666
‫- ممنون.
‫- ولی واقعاً سه لیوان بوده؟

254
00:15:55,750 --> 00:15:56,750
‫چهارتا.

255
00:15:58,625 --> 00:16:00,125
‫پنج‌تا.

256
00:16:00,250 --> 00:16:02,250
‫با یه چیزی که فکر کردم مواده

257
00:16:02,291 --> 00:16:05,750
‫ولی کم‌کم دارم شک می‌کنم
‫که ممکنه... مواد بوده باشه.

258
00:16:05,875 --> 00:16:09,500
‫عالی شد. حله. پس یه بطری نوشیدنی 
‫و مسکن اسب.

259
00:16:09,541 --> 00:16:12,666
‫دیگه چی؟ اومدنی زیر یه پل مواد تزریق کردی؟

260
00:16:12,750 --> 00:16:14,250
‫گوش کن، الان یه شب خیلی دلپذیر

261
00:16:14,375 --> 00:16:16,500
‫با چندتا از دوستان قدیمیم رو ول کردم

262
00:16:16,541 --> 00:16:18,750
‫که بیام و برات یه قاتل مزدور رو بکشم.

263
00:16:19,625 --> 00:16:22,041
‫پس یکم کمتر قضاوتم کن، باشه؟

264
00:16:31,625 --> 00:16:32,625
‫باشه.

265
00:16:33,666 --> 00:16:35,750
‫مردمک‌هات گشاد شدن.

266
00:16:35,791 --> 00:16:37,500
‫- حالم خوبه.
‫- به فنا رفتی.

267
00:16:38,375 --> 00:16:39,875
‫همه‌مون به فنا رفتیم، عزیزم.

268
00:17:30,166 --> 00:17:31,166
لعنت بهش

269
00:17:32,375 --> 00:17:33,250
‫خب، اینجا نیستش.

270
00:17:33,375 --> 00:17:34,375
‫نه.

271
00:17:34,666 --> 00:17:36,541
‫محض رضای خدا

272
00:17:44,500 --> 00:17:46,000
‫خب اصلاً چطوری پیداش کردی؟

273
00:17:46,875 --> 00:17:49,125
‫اثرانگشتش رو از یه پوکه‌ی گلوله برداشتم.

274
00:17:49,250 --> 00:17:51,291
‫مقابل جایی که جیسون تیر خورده بود.

275
00:17:54,500 --> 00:17:55,500
‫درسته.

276
00:17:59,416 --> 00:18:00,416
‫چیه؟

277
00:18:00,500 --> 00:18:02,625
‫نه، هیچی نیست. فقط...

278
00:18:04,500 --> 00:18:06,375
‫خب، انگار یکم سهل‌انگاریه، نه؟

279
00:18:07,000 --> 00:18:09,291
‫که یه قاتل حرفه‌ای
‫که در سرویس هوایی ویژه بوده

280
00:18:10,750 --> 00:18:14,875
‫یه پوکه‌ی گلوله با اثرانگشتش رو جا بذاره

281
00:18:14,916 --> 00:18:17,666
‫که ما رو مستقیماً به خونه‌اش برسونه؟

282
00:18:25,875 --> 00:18:27,375
‫لعنتی فرار کن! فرار کن!

283
00:18:50,000 --> 00:18:51,791
‫خدای من!

284
00:18:52,625 --> 00:18:53,625
لعنت بهش

285
00:18:54,250 --> 00:18:55,541
‫زودباش. بریم.

286
00:19:01,875 --> 00:19:03,791
‫تقصیر من بود.

287
00:19:03,875 --> 00:19:04,791
‫نه، نبود.

288
00:19:04,875 --> 00:19:08,500
‫چرا بود. مشخص بود تله است.
‫با خودم چی فکر می‌کردم؟

289
00:19:08,541 --> 00:19:10,416
‫- چیزی نیست.
‫- چیزی هست!

290
00:19:10,500 --> 00:19:12,000
‫لعنت بهش چقدر احمقم.

291
00:19:12,125 --> 00:19:13,708
‫- می‌شه یه لحظه وایسیم؟
‫- چرا؟

292
00:19:13,750 --> 00:19:16,875
‫چون وقتی از اون بالکن پرتم کردی
‫شونه‌ام رو از جا در آوردی.

293
00:19:18,041 --> 00:19:19,000
گند زدم

294
00:19:19,041 --> 00:19:20,875
‫کار خفنی بود.

295
00:19:21,750 --> 00:19:24,541
‫باید وقتی می‌دیدیم که دوتا انسان رو
‫توی یه روز بعد از ظهر

296
00:19:24,541 --> 00:19:25,541
بدنیا اوردم

297
00:19:25,625 --> 00:19:28,625
‫- برات فقط یه چهارشنبه‌ی معمولی بود، درسته؟
‫- گم شو.

298
00:19:36,500 --> 00:19:38,166
‫تمام اتاق‌ها رو بگرد.

299
00:19:38,250 --> 00:19:39,500
‫و وقتی امن بود بهم پیامک بده.

300
00:19:40,875 --> 00:19:41,875
‫باشه.

301
00:19:46,250 --> 00:19:47,500
‫خوب بخوابی، عزیزم.

302
00:21:56,000 --> 00:21:58,375
‫هیس، هیس، هیس.

303
00:21:59,000 --> 00:22:00,625
‫خانواده‌ات طبقه‌ی بالا خوابه.

304
00:22:03,125 --> 00:22:04,125
‫زنده‌ان.

305
00:22:05,000 --> 00:22:07,166
‫می‌تونن زنده بمونن. گمونم همین رو بخوای.

306
00:22:08,541 --> 00:22:10,875
‫باشه، پس بیا در این جهت کار کنیم، باشه؟

307
00:22:10,916 --> 00:22:13,416
‫من اینجام چون افرادی که براشون کار می‌کنم

308
00:22:13,500 --> 00:22:16,625
‫باور دارن ممکنه یه چیزی داشته باشی که اون‌ها می‌خوانش.

309
00:22:17,416 --> 00:22:19,875
‫همچنین باور دارن ممکنه مکان

310
00:22:20,000 --> 00:22:21,916
‫یه شخصی که دنبالشن رو بدونی.

311
00:22:22,000 --> 00:22:23,250
‫متوجهی؟

312
00:22:28,125 --> 00:22:31,666
‫وسیله‌ای که دنبالشن
‫یه دستگاه ضبط دیجیتالیه.

313
00:22:31,750 --> 00:22:34,625
‫یه دوربین فیلمبرداری کوچیک سیاهه.

314
00:22:35,166 --> 00:22:36,666
‫این دستگاه رو داری؟

315
00:22:38,750 --> 00:22:40,000
‫می‌دونی کجاست؟

316
00:22:43,125 --> 00:22:44,916
‫شاید اخیراً دست زن جوانی

317
00:22:45,000 --> 00:22:47,125
‫به نام کای‌مینگ چن بوده باشه.

318
00:22:47,875 --> 00:22:49,000
‫این زن رو می‌شناسی؟

319
00:22:53,375 --> 00:22:55,500
‫متوجهی فرق بین یه مرگ سریع و طولانی برای تو

320
00:22:55,625 --> 00:22:58,500
‫و زندگی و مرگ خانواده‌ات،

321
00:22:59,125 --> 00:23:00,708
‫اینه که چیزی که می‌خوام رو بهم بدی؟

322
00:23:01,625 --> 00:23:05,666
‫تا حالا دو بار خانواده‌ام رو تهدید به خشونت کردی.

323
00:23:07,000 --> 00:23:09,166
‫به خاطر رفاه حال خودت،

324
00:23:09,250 --> 00:23:10,625
‫واقعاً جات بودم دیگه تهدید نمی‌کردم.

325
00:23:14,000 --> 00:23:15,500
‫تو المور فیچ هستی، نه؟

326
00:23:18,500 --> 00:23:19,541
‫آره

327
00:23:21,166 --> 00:23:25,000
‫دو شب پیش توی ساوث بنک
‫یه نفر رو با تیر زدی.

328
00:23:26,375 --> 00:23:27,375
‫کشتیش.

329
00:23:27,875 --> 00:23:28,750
‫آره.

330
00:23:28,875 --> 00:23:30,541
‫قراره پشیمون بشی.

331
00:23:30,625 --> 00:23:33,750
‫- من از کشتن هر کسی پشیمون می‌شم.
‫- پس چرا انجامش میدی؟

332
00:23:34,291 --> 00:23:36,250
‫مرغ نغمه‌خوان چرا آواز می‌خونه؟

333
00:23:36,375 --> 00:23:37,916
‫حالا شاعر شدی؟

334
00:23:43,250 --> 00:23:44,291
‫از من چی می‌دونی؟

335
00:23:44,875 --> 00:23:47,666
‫هلن وب، زن سیاستمدار،
‫خودش رو توی دردسر انداخته.

336
00:23:47,750 --> 00:23:49,208
‫نگفتن می‌تونه مبارزه کنه.

337
00:23:50,541 --> 00:23:51,750
‫شاید نمی‌دونستن.

338
00:24:15,250 --> 00:24:18,625
‫هیس...

339
00:24:22,250 --> 00:24:23,500
لعنت بهت

340
00:24:26,750 --> 00:24:28,416
‫چرا جیسون رو کشتی؟

341
00:24:32,500 --> 00:24:33,416
‫اون فقط یه کار بود.

342
00:24:33,500 --> 00:24:35,666
‫فقط یه کار ساده نبود. یه آدم بود.

343
00:24:35,750 --> 00:24:38,375
‫مهم بود و تو کشتیش.

344
00:24:38,416 --> 00:24:39,750
‫از من گرفتیش.

345
00:24:40,375 --> 00:24:42,708
‫- و حقش رو نداشتی.
‫- ربطی به حق نداره.

346
00:24:42,750 --> 00:24:44,625
‫- خودت می‌دونی.
‫- کی اجیرت کرده؟

347
00:24:46,250 --> 00:24:47,375
‫اوه.

348
00:24:47,416 --> 00:24:49,875
‫توی ماشین ظرف‌شویی رنده‌ی پنیر دارم.

349
00:24:51,125 --> 00:24:53,375
‫پوست‌کَن دارم. سیخ دارم. کتری دارم.

350
00:24:53,500 --> 00:24:54,875
‫مخلوط‌کن دارم.

351
00:24:55,416 --> 00:24:58,500
‫پس به خدا قسم، اگه حرف نزنی

352
00:24:58,625 --> 00:25:03,750
‫تمام تیکه‌هات رو می‌ریزم داخلش
‫و باهات اسموتی درست می‌کنم.

353
00:25:05,250 --> 00:25:08,000
‫نمی‌دونم کی اجیرم کرد که جیسون رو بکشم.

354
00:25:08,125 --> 00:25:11,541
‫فقط می‌دونم یه عکس و اسم برام فرستادن

355
00:25:11,625 --> 00:25:13,625
‫و ۲۴ ساعت زمان برای انجام دادن کار.

356
00:25:14,916 --> 00:25:16,750
‫بهم گفتن می‌تونن قیمتش رو خودم بگم.

357
00:25:18,666 --> 00:25:20,416
‫جونش چقدر برات ارزش داشت؟

358
00:25:23,125 --> 00:25:24,875
‫صد هزار پوند.

359
00:25:26,416 --> 00:25:29,875
‫قراره به خاطر جیسون
‫و تهدید کردن بچه‌هام بمیری.

360
00:25:30,416 --> 00:25:33,000
‫بعدش می‌فهمم کی اجیرت کرده،

361
00:25:33,750 --> 00:25:35,125
‫و می‌کشمش.

362
00:25:36,291 --> 00:25:38,250
‫خب، اونش به خودت مربوطه، نه؟

363
00:25:40,416 --> 00:25:41,416
‫حالا چی؟

364
00:25:42,875 --> 00:25:43,875
‫میریم توی باغچه.

365
00:25:53,625 --> 00:25:54,625
‫بازش کن.

366
00:26:03,875 --> 00:26:07,500
‫حتماً دوستت خیلی آدم خاصی بوده،
‫اگه من رو اجیر کردن.

367
00:26:09,125 --> 00:26:10,625
‫انتظارش رو نداشته.

368
00:26:12,125 --> 00:26:14,041
‫اصلاً نمی‌دونسته اتفاق افتاده.

369
00:26:17,125 --> 00:26:18,125
‫سریع انجامش بده.

370
00:27:10,541 --> 00:27:12,291
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

371
00:27:26,333 --> 00:27:27,333
‫صبح بخیر ماری.

372
00:27:27,416 --> 00:27:29,041
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

373
00:27:29,166 --> 00:27:30,875
‫دیشب چی‌کار کردی؟

374
00:27:30,916 --> 00:27:32,708
‫خدای من. اون قرار نوشیدنی رو داشتم، یادته؟

375
00:27:32,791 --> 00:27:34,833
‫آره. صبح بخیر بچه‌ها. چطورید؟

376
00:27:34,916 --> 00:27:35,916
‫من رودالف گیرم اومد.

377
00:27:36,041 --> 00:27:38,583
‫می‌دونستی رودالف
‫در واقع یه گوزن رسمی نیست؟

378
00:27:38,666 --> 00:27:41,291
‫- یه شرکت اسباب‌بازی درستش کرده.
‫- چی؟

379
00:27:41,416 --> 00:27:43,791
‫- خیلی خوبه.
‫- من یه دونه‌ی برف گیرم اومد.

380
00:27:43,916 --> 00:27:46,041
‫اون یه گوزن واقعیه!

381
00:27:46,166 --> 00:27:48,833
‫هیچکدوم‌شون گوزن واقعی نیستن، عزیزدلم.

382
00:27:48,916 --> 00:27:50,333
‫فراموش کن این رو گفتم.

383
00:27:50,416 --> 00:27:52,416
‫بله. ما همه عاشق رودالف هستیم، نه؟

384
00:27:52,458 --> 00:27:54,250
‫- آره.
‫- می‌شه لطفاً صبحونه‌ات رو بخوری؟

385
00:27:54,291 --> 00:27:55,541
‫امروز چی‌کار داری؟

386
00:27:55,583 --> 00:27:58,416
‫بعداً یه مراسم یادبود باید برم.
‫خادم‌العمومی که کشته شد.

387
00:27:58,458 --> 00:27:59,583
‫- جیمز.
‫- جیسون.

388
00:28:00,291 --> 00:28:02,583
‫خدای من، آره. باید درست بگمش، درسته؟

389
00:28:02,666 --> 00:28:04,916
‫بگذریم، توی یه می‌خونه در وست‌مینستره.

390
00:28:05,041 --> 00:28:08,666
‫آدم‌های مهمی میان.
‫حتی تونستن استیون رو بیارن.

391
00:28:09,541 --> 00:28:10,708
‫- آم...
‫- بله؟

392
00:28:10,791 --> 00:28:13,791
‫یادته گفتیم که امنیت خونه رو بیشتر کنیم؟

393
00:28:13,833 --> 00:28:15,583
‫آره. با... یه نفر صحبت می‌کنم.

394
00:28:27,625 --> 00:28:28,416
‫الو.

395
00:28:28,500 --> 00:28:31,250
‫ساموئل، باید فوراً تو و هلن رو ببینم.

396
00:28:31,291 --> 00:28:32,291
‫دارم میام.

397
00:28:36,875 --> 00:28:38,250
‫سلام، لنی.

398
00:28:38,291 --> 00:28:39,625
‫و ویلیامز.

399
00:28:40,250 --> 00:28:43,166
‫تعجب کن چقدر غافل‌گیر شدم
‫وقتی اخبار رو شنیدم.

400
00:28:43,250 --> 00:28:45,375
‫«سم برگشته.»

401
00:28:46,000 --> 00:28:47,625
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

402
00:28:47,666 --> 00:28:50,041
‫- اینقدر بهم کره بزنی که بمیرم؟
‫- زیر میز یه اسلحه دستشه.

403
00:28:50,125 --> 00:28:51,541
‫- تو هم همینطور.
‫- منم همینطور.

404
00:28:51,625 --> 00:28:56,125
‫باشه حالا، قرار نیست وسط روز روشن
‫توی سوهو تیراندازی راه بندازیم.

405
00:28:56,166 --> 00:28:58,666
‫اومدم برانچ بزنم، محض رضای خدا!

406
00:29:00,125 --> 00:29:01,125
‫این کیه؟

407
00:29:01,250 --> 00:29:02,541
‫- النور.
‫- همکار جدیدمه.

408
00:29:02,541 --> 00:29:05,625
‫خدای من. زیاد طول نکشید.
‫مگه لیست انتظار داری؟

409
00:29:05,750 --> 00:29:09,625
‫گوش کن، هر سفر کاری شبونه‌ای بود،
‫اصرار کن اتاق هتل‌تون جدا باشه، خب؟

410
00:29:09,750 --> 00:29:12,041
‫ظاهراً خانم دست‌هاش مثل اختاپوسه.

411
00:29:12,125 --> 00:29:13,916
‫- خب چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دونم سم.

412
00:29:14,000 --> 00:29:17,791
‫از مردی که هفت سال پیش یهو ولم کرد چی می‌خوام؟

413
00:29:18,500 --> 00:29:21,291
‫می‌تونی با یه عذرخواهی شروع کنی،
‫به یک توضیح برسی،

414
00:29:21,375 --> 00:29:23,625
‫در نهایت به تلافی کردن برسی.

415
00:29:26,791 --> 00:29:28,875
‫همکارت فقط بحث کار بود. می‌دونی دیگه.

416
00:29:28,916 --> 00:29:30,375
‫به این معنی نیست
‫که قرار نیست بکشمت.

417
00:29:30,500 --> 00:29:33,625
‫آره، ولی قتل داریم و کشتار هم داریم. می‌دونی؟

418
00:29:34,250 --> 00:29:36,541
‫اگه قصد جونم رو کنی
‫و مغزم رو بریزی بیرون، درک می‌کنم.

419
00:29:36,625 --> 00:29:39,000
‫می‌خوام مطمئن بشم که نظرت

420
00:29:39,125 --> 00:29:40,166
‫یه تسویه حساب درازمدت‌تر نباشه.

421
00:29:40,250 --> 00:29:43,166
‫وقتی بحث نظر من باشه،
‫ترجیح میدم خودم براش فکر کنم،

422
00:29:43,250 --> 00:29:44,625
‫اگه شما اذیت نمی‌شی.

423
00:29:44,666 --> 00:29:46,750
‫- می‌خوای گردنم رو قطع کنی؟
‫- فوراً نه.

424
00:29:48,625 --> 00:29:49,750
‫کی بهت گفت برگشتم؟

425
00:29:49,875 --> 00:29:52,750
‫کل این شهر توی دستمه. خودت می‌دونی، سم.

426
00:29:52,791 --> 00:29:55,166
‫فکر کردی بی‌خبر می‌مونم
‫که یکی از قاتل‌های سابقم

427
00:29:55,250 --> 00:29:57,666
‫داره توی دبلیو۱ مزخرف 
‫صبحونه سفارش میده؟

428
00:29:58,166 --> 00:30:00,541
‫- کی برت گردوند داخل؟
‫- هیچی بهت نمیگم.

429
00:30:00,625 --> 00:30:01,875
‫واسه‌ی هیچی عذرخواهی نمی‌کنم،

430
00:30:02,000 --> 00:30:04,125
‫هیچی رو هم برات جبران نمی‌کنم.

431
00:30:04,166 --> 00:30:06,541
‫من تو دیگه ارتباطی به همدیگه نداریم.

432
00:30:06,625 --> 00:30:09,125
‫در مورد ماجرای خودمون،
‫یه لحظه بذارش کنار.

433
00:30:09,166 --> 00:30:11,041
‫باید بدونم اون شب کی اجیرتون کرد.

434
00:30:11,125 --> 00:30:13,000
‫ناشناس بود. کار فوری.

435
00:30:13,041 --> 00:30:15,375
‫- پول آسونی بود تا وقتی تو اومدی.
‫- واسه‌ی چی اونجا بودین؟

436
00:30:15,500 --> 00:30:17,791
‫- به تو مربوط نمی‌شه. تو چی؟
‫- به تو مربطو نمی‌شه.

437
00:30:17,875 --> 00:30:21,041
‫گوش کن، هر کار دیگه‌ای که داری،
‫بیخیالش شو.

438
00:30:21,125 --> 00:30:25,541
‫نباید واسه‌ی کسی دیگه کار کنی.
‫نه در لندن. نه وقتی هنوز بهم مدیونی.

439
00:30:25,625 --> 00:30:28,291
‫- چه دینی بهت دارم؟
‫- خودت می‌دونی، پسرک!

440
00:30:29,000 --> 00:30:30,041
‫هکتور نیومن.

441
00:30:37,750 --> 00:30:40,416
‫نیومدم با... هکتور نیومن سر و کله بزنم.

442
00:30:40,500 --> 00:30:43,750
‫نه، ولی ببین، دقیقاً اومدی اینجا
‫که با همین سر و کله بزنی.

443
00:30:43,875 --> 00:30:46,250
‫چون وقتی ازت خواستم
‫بهش رسیدگی نکردی.

444
00:30:46,375 --> 00:30:49,041
‫و حالا دردسر شده.
‫واسه‌ی همه دردسر شده.

445
00:30:49,125 --> 00:30:52,125
‫و همه می‌دونن من عوضی ای هستم
‫که یه عوضی رو فرستاد تا اون عوضی رو بکشه،

446
00:30:52,250 --> 00:30:53,250
‫و نکشتیش.

447
00:30:54,375 --> 00:30:57,625
‫اون هم یه ضربه‌ی شدید
‫به اعتبار حرفه‌ایم وارد کرد.

448
00:30:57,666 --> 00:31:00,791
‫پس حالا قراره تخصصت رو در اختیارم قرار بذاری

449
00:31:00,875 --> 00:31:03,500
‫تا وقتی حس کنم که گند سابقت رو

450
00:31:03,541 --> 00:31:05,500
‫به قدر کافی جبران کردی.

451
00:31:07,000 --> 00:31:09,625
‫وگرنه این دو نفری که اینجا هستن رو میارم وسط.

452
00:31:12,041 --> 00:31:14,166
‫اون می‌خواد بکشتم
‫چه این کار رو برات بکنم یا نه.

453
00:31:14,166 --> 00:31:15,166
‫آره،

454
00:31:15,250 --> 00:31:17,666
‫ولی اجیرش نمی‌کنم که تو رو بکشه.

455
00:31:17,750 --> 00:31:21,125
‫اجیرش می‌کنم بره سراغ رفیقت مایکل.

456
00:31:21,250 --> 00:31:23,875
‫پیدا کردنش خیلی آسون بود.

457
00:31:23,916 --> 00:31:25,375
‫اون و دخترش.

458
00:31:27,500 --> 00:31:28,500
‫چی، رفیقم رو میگی؟

459
00:31:29,541 --> 00:31:30,625
‫اهرم فشارت اینه؟

460
00:31:33,416 --> 00:31:35,791
‫چند ساله که ندیدمش. برام مهم نیست.

461
00:31:36,291 --> 00:31:37,625
‫- دروغ میگه.
‫- دروغ نمیگم.

462
00:31:37,625 --> 00:31:40,083
‫- چشم‌هات چرا می‌پره؟
‫- دهنت چرا می‌جُنبه؟

463
00:31:40,125 --> 00:31:44,041
‫کارم رو برام تموم کن
‫وگرنه این دوتا مایکل رو می‌کشن.

464
00:31:44,125 --> 00:31:45,791
‫قرار اینه.

465
00:31:45,875 --> 00:31:47,291
‫اوه.

466
00:31:48,875 --> 00:31:50,500
‫الان این شکلی شده.

467
00:31:51,375 --> 00:31:54,125
‫توی بریکستون
‫یه انباری مواد کوچیک جمع کرده.

468
00:31:54,750 --> 00:31:57,125
‫تحت محافظته. از بین ببرش.

469
00:31:57,625 --> 00:31:58,625
‫لنی، نمی‌تونم.

470
00:31:58,750 --> 00:31:59,625
‫گوش کن.

471
00:31:59,750 --> 00:32:02,000
‫چاره‌ای نداری عزیز جان.

472
00:32:02,875 --> 00:32:05,000
‫با اون فکر به خودت آرامش بده.

473
00:32:15,000 --> 00:32:19,250
‫می‌دونی، کار مؤدبانه اینه که
‫به خاطر کشتن همکارم عذرخواهی کنی.

474
00:32:19,291 --> 00:32:21,250
‫ببخشید که همکارت رو کشتم.

475
00:32:21,250 --> 00:32:22,916
‫با هم دوستیم؟

476
00:32:23,000 --> 00:32:26,166
‫نه. بازم قراره بزنم بکشمت.

477
00:32:26,250 --> 00:32:27,250
‫باشه.

478
00:32:45,625 --> 00:32:47,000
‫گند توش.

479
00:32:53,666 --> 00:32:56,750
‫...هر اطلاعاتی که بتونه در جستجو برای

480
00:32:56,875 --> 00:32:59,291
‫دختر سفیر چین مرحوم کمک کنه.

481
00:32:59,791 --> 00:33:01,500
‫کای‌مینگ چن، ۲۱ ساله،

482
00:33:01,625 --> 00:33:04,750
‫آخرین بار در ساعات اولیه‌ی صبح چهارشنبه رؤیت شده.

483
00:33:04,875 --> 00:33:08,375
‫بعد از اینکه جسد پدرش رو
‫در فلتش کشف شد.

484
00:33:08,875 --> 00:33:11,500
‫چن، که در حلقه‌های پارتی شبانه‌ی لندن معروفه،

485
00:33:11,541 --> 00:33:14,750
‫به خاطر روابط سیاسیش

486
00:33:14,791 --> 00:33:16,916
‫مورد توجه دائمی رسانه‌ها بوده...

487
00:33:17,000 --> 00:33:19,041
‫- سلام رئیس.
‫- اون دختر اون شبی.

488
00:33:19,125 --> 00:33:20,250
‫هنوز اونجاست؟

489
00:33:20,291 --> 00:33:22,166
‫آره، توی دفتر کلی‌ـه.

490
00:33:22,250 --> 00:33:24,208
‫تصویر اتاق رو برامون وصل می‌کنی؟

491
00:33:24,250 --> 00:33:25,416
‫باشه، حتماً.

492
00:33:25,500 --> 00:33:27,666
‫متخصصین نگرانن که کای‌مینگ...

493
00:33:27,750 --> 00:33:29,916
‫ببرش طبقه‌ی بالا. نذار بره.

494
00:33:30,000 --> 00:33:31,708
‫...در خطر شدید قرارش بده.

495
00:33:31,750 --> 00:33:33,250
‫- دارم میام.
‫- مشکلی نیست.

496
00:33:33,375 --> 00:33:36,666
‫...یاریک از افزایش خشونت
‫در هفته‌ی کریسمس در اطراف شهر نظر داد،

497
00:33:36,750 --> 00:33:40,916
‫و گفت به شدت نگرانه.

498
00:33:41,000 --> 00:33:42,000
‫وی افزود،

499
00:33:42,041 --> 00:33:45,750
‫«این وقت از سال باید دوران شادی و جشن باشه،

500
00:33:45,791 --> 00:33:49,125
‫ولی شاهد افزایش نگران‌کننده‌ی فعالیت‌های مجرمانه هستیم.»

501
00:33:51,750 --> 00:33:54,000
‫- بگیر، رفیق.
‫- ممنون.

502
00:33:56,000 --> 00:33:58,625
‫چینی‌ها دارن درباره‌ی گزارش کالبدشکافی
‫پیگیری می‌کنن.

503
00:33:58,666 --> 00:34:00,500
‫ولی الان مشکل اصلی اون نیست.

504
00:34:00,541 --> 00:34:03,000
‫مشکل کسیه که چینی‌ها
‫به نقش داشتن متهم کردن.

505
00:34:03,041 --> 00:34:04,625
‫- متهم؟ مظنون دارن؟
‫- آره.

506
00:34:04,625 --> 00:34:06,958
‫- نمیگن کار ما بوده؟
‫- میگن کار آمریکایی‌ها بوده.

507
00:34:07,375 --> 00:34:10,000
‫- گند توش. اون بدتره.
‫- و میگن ما لاپوشونیش کردیم.

508
00:34:10,125 --> 00:34:12,000
‫- اون که بدجوری بدتره.
‫- آره.

509
00:34:12,125 --> 00:34:13,375
‫آمریکایی‌ها چی میگن؟

510
00:34:13,500 --> 00:34:15,250
‫قاعدتاً با نهایت شدت انکار می‌کنن.

511
00:34:15,375 --> 00:34:18,666
‫می‌دونیم پکن قراره مدرک واقعی از چیزی ارائه کنه یا نه؟

512
00:34:18,750 --> 00:34:19,875
‫با نفسِ حبس‌شده منتظریم.

513
00:34:20,000 --> 00:34:22,375
‫خب، من عاشق اینم که نفسِ حبس‌شده منتظر بمونم.

514
00:34:22,916 --> 00:34:25,375
‫- دختره، کای‌مینگ چطور؟
‫- هنوز گم شده.

515
00:34:26,250 --> 00:34:28,541
‫گمونم باید سؤاله رو بپرسم.

516
00:34:29,791 --> 00:34:32,000
‫اگه دارن راستش رو میگن چی، بیل؟

517
00:34:33,375 --> 00:34:35,500
‫اگه آمریکایی‌ها سفیر رو کشته باشن؟

518
00:34:35,625 --> 00:34:36,625
‫اوهوم.

519
00:34:38,875 --> 00:34:40,291
‫باید یه پناهگاه بمب حفر کنیم.

520
00:34:42,791 --> 00:34:44,500
‫کریسمس کنسل می‌شه، نه؟

521
00:34:53,000 --> 00:34:54,125
‫قضیه چیه؟

522
00:34:54,250 --> 00:34:56,750
‫المور فیچ دیشب توی خونه‌ام بود.

523
00:34:56,875 --> 00:34:59,250
‫چی؟ چی‌شد؟ حال بچه‌ها خوبه؟

524
00:34:59,375 --> 00:35:01,416
‫اون مُرده. با تیر زدمش. توی کلبه‌امه.

525
00:35:02,125 --> 00:35:03,125
‫مُرده؟

526
00:35:05,166 --> 00:35:06,166
‫توی کلبه‌ات؟

527
00:35:08,291 --> 00:35:10,041
‫پس چی؟ کارمون تمومه؟

528
00:35:10,125 --> 00:35:11,500
‫نه، کارمون تموم نشده.

529
00:35:11,625 --> 00:35:14,666
‫باید افرادی که اون و بقیه‌ی آدمکش‌ها رو فرستادن رو پیدا کنیم.

530
00:35:14,750 --> 00:35:16,625
‫اگه یه نفر فرستادن، بازم می‌فرستن.

531
00:35:16,666 --> 00:35:19,875
‫خب، یه کار ناشناس بوده. یعنی فرضم اینه.

532
00:35:20,000 --> 00:35:21,625
‫پس فیچ دنبال یه دوربین بود؟

533
00:35:21,750 --> 00:35:23,250
‫آره، کنت و ویلیامز هم همینطور.

534
00:35:23,375 --> 00:35:27,250
‫پس یه فیلمی وجود داره
‫که مردم می‌خوان گیرش بیارن؟

535
00:35:27,375 --> 00:35:28,750
‫این روزها همیشه یه فیلمی هست.

536
00:35:28,791 --> 00:35:30,791
‫فیچ دنبال کای‌مینگ هم می‌گشت.

537
00:35:30,875 --> 00:35:32,625
‫راز کل این ماجرا پیش اونه.

538
00:35:32,666 --> 00:35:34,750
‫از سه نفری که اون شب به قتل رسیدن،

539
00:35:34,791 --> 00:35:37,375
‫مگی با کای‌مینگ چن دانشگاه می‌رفته.

540
00:35:37,500 --> 00:35:40,875
‫فیلیپ، در طور یه دوره‌ی دو ساله،
‫دوازده مقاله‌ی نسبتاً مزخرف

541
00:35:41,000 --> 00:35:43,875
‫درباره‌ی سبک زندگی عیاشیش برای روزنامه‌ی ویکدی نوشته.

542
00:35:43,916 --> 00:35:45,375
‫جیسون هم که خب...

543
00:35:46,250 --> 00:35:49,791
‫به جز این واقعیت که جیسون
‫قبل از مرگش پنج بار بهش زنگ زده،

544
00:35:49,875 --> 00:35:54,125
‫نمی‌تونیم هیچ ارتباط یا علتی پیدا کنیم
‫که چرا جیسون کای‌مینگ

545
00:35:54,166 --> 00:35:55,500
‫یا هر کدوم از مُرده‌ها رو می‌شناخته.

546
00:35:57,000 --> 00:35:58,500
‫پس دوباره ازت می‌پرسم، هلن.

547
00:35:59,750 --> 00:36:02,125
‫تو چیزی به جیسون گفتی که نباید می‌گفتی؟

548
00:36:02,166 --> 00:36:05,000
‫- نه.
‫- هیچوقت هم چیزی ازت نپرسید؟

549
00:36:05,041 --> 00:36:08,750
‫مثلاً چی؟ تو جاسوسی؟
‫نه به طرز عجیبی، نپرسید.

550
00:36:08,875 --> 00:36:11,000
‫ولی می‌دونی چیه؟ به جای بازجویی از من،

551
00:36:11,125 --> 00:36:13,916
‫چطوره یه کار مفید بکنی،
‫مثلاً کای‌مینگ رو پیدا کنی؟

552
00:36:20,250 --> 00:36:22,166
‫پس حالا می‌دونیم اون یه هدفه.

553
00:36:22,750 --> 00:36:25,916
‫می‌دونی که اگه کسی اون رو بکشه،
‫انعکاس خیلی ضعیفی روی تو داره.

554
00:36:26,000 --> 00:36:28,250
‫پس امیدوارم تمام توجهت روش باشه.

555
00:36:28,291 --> 00:36:31,750
‫درباره‌ی کای‌مینگ راست میگه.
‫باید پیداش کنیم و بفهمیم چی می‌دونه.

556
00:36:31,791 --> 00:36:33,791
‫آره، ولی بیا مراقب باشیم، خب؟

557
00:36:34,500 --> 00:36:36,291
‫دخترهای سفیرها من رو نگران می‌کنن.

558
00:36:36,375 --> 00:36:38,750
‫دوست دارم حادثه‌ی دیپلماتیک رخ نده.

559
00:36:38,791 --> 00:36:40,750
‫خصوصاً چون بهمون پول نمیدن.

560
00:36:40,875 --> 00:36:42,000
‫مراقب باشیم. فهمیدم.

561
00:36:42,666 --> 00:36:44,500
‫گزارش پیشرفت رو می‌فرستم.

562
00:36:45,166 --> 00:36:47,291
‫جسدی که توی کلبه‌ی هلن هست چی می‌شه؟

563
00:36:48,125 --> 00:36:50,625
‫تمیزش می‌کنم دیگه، نه؟

564
00:36:55,250 --> 00:36:56,250
‫مثل همیشه.

565
00:37:16,125 --> 00:37:18,125
‫[کای‌مینگ چن]

566
00:37:33,125 --> 00:37:36,125
‫[استیون یاریک: سؤالات محققان چینی رو
‫بسیار جدی گرفتیم]

567
00:37:53,416 --> 00:37:54,875
‫باید برم مراسم یادبود.

568
00:37:55,416 --> 00:37:57,750
‫ظاهراً حتی تونستن استیون رو بیارن.

569
00:38:05,291 --> 00:38:08,000
‫می‌دونم. خیلی غم‌انگیزه، نه؟

570
00:38:44,250 --> 00:38:45,458
‫- استیون.
‫- والاس.

571
00:38:51,500 --> 00:38:54,333
‫- واسه‌ی کریسمس آماده‌ای؟
‫- همه‌اش رو به هلن سپردم.

572
00:38:54,375 --> 00:38:56,750
‫- کاملاً هم حق داری. حالش چطوره؟
‫- آره، خوبه.

573
00:38:56,875 --> 00:38:58,333
‫- بچه‌ها چطور؟ -
‫- خوبن.

574
00:39:09,500 --> 00:39:11,500
‫تالارهای رفیع وست‌مینستر چطوره؟

575
00:39:12,000 --> 00:39:13,625
‫پُر استرس، استیون.

576
00:39:19,416 --> 00:39:21,875
‫من بالدردش بازی می‌کنم. خیلی خوبه.

577
00:39:22,875 --> 00:39:24,875
‫مال چند سال پیشه.

578
00:39:25,000 --> 00:39:28,791
‫...ماجرای سفیر ممکنه از کنترل خارج بشه.

579
00:39:28,875 --> 00:39:31,750
‫چیزی نمونده چینی‌ها به همه بگن
‫که آمریکایی‌ها توی ماجرا نقش داشتن.

580
00:39:31,875 --> 00:39:33,500
‫مدرکی ندارن.

581
00:39:33,541 --> 00:39:35,541
‫نمی‌دونیم چی دست‌شونه، درسته؟

582
00:39:35,625 --> 00:39:38,500
‫من پیگیر اون پرونده هستم و اصلاً همچنین مدرکی ندارن.

583
00:39:38,541 --> 00:39:39,416
‫حال نخست‌وزیر چطوره؟

584
00:39:39,500 --> 00:39:41,250
‫خب، اون... نگرانه.

585
00:39:41,291 --> 00:39:44,625
‫- قرار نیست وارد جنگ بشن.
‫- شاید بشن. واقعاً ممکنه.

586
00:39:44,750 --> 00:39:47,708
‫اگه واقعاً فکر کنن آمریکایی‌ها
‫سفیرشون رو کشتن، دخلمون اومده

587
00:39:48,875 --> 00:39:50,625
‫باید از فیلیپ بری حرف بزنیم،

588
00:39:50,750 --> 00:39:52,416
‫چون باهام تماس گرفت

589
00:39:52,500 --> 00:39:55,166
‫و گفت یه گزارشی داره و یه فیلمی از تو داره.

590
00:39:55,750 --> 00:39:59,166
‫- کاش بهم می‌گفت.
‫- آره، ولی حالا مُرده، استیون.

591
00:40:01,000 --> 00:40:05,166
‫فیلیپ بری یه نویسنده‌ی دوزاری رسانه‌ای مزخرف والاس.

592
00:40:05,250 --> 00:40:08,500
‫نمی‌دونم چی داره میگه
‫یا فیلمش ممکنه چی باشه.

593
00:40:08,625 --> 00:40:12,125
‫ولی چینی‌ها میگن
‫یه جرم آشغال رو لاپوشونی کردیم.

594
00:40:12,166 --> 00:40:14,000
‫- جرمی رخ نداده.
‫- استیون.

595
00:40:14,125 --> 00:40:15,250
‫داری ازم چی می‌پرسی؟

596
00:40:15,375 --> 00:40:16,750
‫دارم چی...

597
00:40:17,666 --> 00:40:20,916
‫فیلیپ بری اومد پیشم. گفت یه گزارشی ازت داره.

598
00:40:21,000 --> 00:40:24,416
‫گفت به چین وصله و حالا افتاده مُرده.

599
00:40:25,125 --> 00:40:28,291
‫تو ربطی به مرگش داشتی؟

600
00:40:28,375 --> 00:40:32,166
‫- چیزی رو مخفی کردی؟
‫- خدای من، والاس.

601
00:40:32,250 --> 00:40:34,625
‫می‌خوام بفهمم قضیه از چه قراره.

602
00:40:34,750 --> 00:40:37,000
‫و همین و بس، والاس. داری فرض اشتباه می‌کنی.

603
00:40:37,750 --> 00:40:39,375
‫- استیون.
‫- ببین.

604
00:40:39,500 --> 00:40:42,041
‫چینی‌ها می‌تونن بابتش هر چقدر می‌خوان
‫سر و صدا کنن،

605
00:40:42,125 --> 00:40:45,250
‫ولی افسرهای من درباره‌ی مرگ سفیر چن تحقیق کردن.

606
00:40:45,750 --> 00:40:47,000
‫جرمی رخ نداده.

607
00:40:47,625 --> 00:40:50,250
‫نمی‌دونم فیلیپ بری چی می‌گفته،

608
00:40:50,291 --> 00:40:52,375
‫و از فیلمی مطلع نیستم.

609
00:40:52,916 --> 00:40:55,125
‫باید یکم استراحت کنی، والی.

610
00:40:55,791 --> 00:40:56,791
‫انگار خسته‌ای.

611
00:41:24,541 --> 00:41:26,625
‫هوم.

612
00:42:07,000 --> 00:42:08,625
‫می‌شه یه رازی رو بهت بگم؟

613
00:42:09,125 --> 00:42:10,541
‫می‌تونی هر چیزی بهم بگی.

614
00:42:11,041 --> 00:42:13,250
‫شاید بعدش مثل قبل ازم خوشت نیاد.

615
00:42:13,791 --> 00:42:14,791
‫هر چیزی که باشه.

616
00:42:27,041 --> 00:42:28,958
‫من یه داستانی‌ام که به مردم میگم.

617
00:42:49,208 --> 00:42:50,791
‫چه صحنه‌ی قشنگیه.

618
00:42:52,583 --> 00:42:54,041
‫واقعاً دل آدم رو آب می‌کنه.

619
00:42:54,916 --> 00:42:56,083
‫نصیحتت بکنم؟

620
00:42:56,708 --> 00:42:57,833
‫احساساتی نشو.

621
00:43:03,791 --> 00:43:06,208
‫فکر می‌کنی تو ممکنه یه روانی باشی، ویلیامز؟

622
00:43:06,708 --> 00:43:08,166
‫آره، گمونم ممکنه.

623
00:43:08,708 --> 00:43:10,416
‫گاهی من نگرانم که شاید باشم.

624
00:43:10,458 --> 00:43:13,333
‫روانی‌ها بیرون فلت رفیق سابق‌شون نمی‌ایستن،

625
00:43:13,416 --> 00:43:14,958
‫و مثل یه سگی که سیلی خورده
‫غم و اندوه نمی‌خورن.

626
00:43:17,083 --> 00:43:19,333
‫می‌خوام کار لنی رو انجام بدم،
‫پس می‌تونید برید خونه.

627
00:43:19,416 --> 00:43:22,458
‫نمی‌دونم والا. شاید یکم این بیرون بمونیم.

628
00:43:22,541 --> 00:43:24,291
‫آره، شب قشنگیه. آره.

629
00:43:24,416 --> 00:43:27,041
‫آره. ولی توی کار موفق باشی.

630
00:43:28,166 --> 00:43:31,041
‫آخرین باری که تو و هکتور نیومن
‫با همدیگه برخورد داشتین، برات خوب نبود،

631
00:43:31,166 --> 00:43:34,666
‫پس فقط... سعی کن نذاری درگیرت کنه.

632
00:43:56,541 --> 00:43:59,291
‫لنی، الان دارم میرم اونجا.

633
00:43:59,916 --> 00:44:02,291
‫هکتور کار قاچاق موادش رو

634
00:44:02,416 --> 00:44:04,541
‫از طبقه‌ی دوم انباریش انجام میده.

635
00:44:06,291 --> 00:44:07,791
‫محافظت داره.

636
00:44:09,208 --> 00:44:10,333
‫آماده باش.

637
00:44:12,791 --> 00:44:13,791
‫گوش کن

638
00:44:15,916 --> 00:44:18,291
‫اگه می‌خوای از عزیزانت محافظت کنی...

639
00:44:21,458 --> 00:44:24,833
‫...این کار رو برام بکن... تا بی‌حساب بشیم.

640
00:44:26,166 --> 00:44:27,541
‫وقتی تموم شد بهم زنگ بزن.

641
00:44:29,416 --> 00:44:30,416
‫و سم،

642
00:44:31,208 --> 00:44:33,666
‫این دفعه هیچ‌جوره بهم دروغ نگو.

643
00:47:34,791 --> 00:47:36,416
‫- هکتور!
‫- دارن میان!

644
00:47:36,416 --> 00:47:38,208
‫دارن میان! اومدن!

645
00:47:38,291 --> 00:47:39,791
‫همین الان ببرش بیرون!

646
00:47:39,833 --> 00:47:42,791
‫لعنت بهش کلارک‌ها اومدن!
‫باید از اینجا بریم. برو، برو، برو!

647
00:47:42,833 --> 00:47:45,416
‫برید کلاب! برید!

648
00:48:00,416 --> 00:48:01,458
لعنت بهش 
