﻿1
00:00:50,291 --> 00:00:52,000
‫- چطور بود؟
‫- بی‌تجربه

2
00:00:52,125 --> 00:00:54,250
‫- رسوندیش خونه؟
‫- نه، موند

3
00:00:54,916 --> 00:00:56,375
‫به‌به، باریکلا

4
00:00:56,416 --> 00:00:58,291
‫امری نیست، من مرخص شم

5
00:00:58,375 --> 00:01:02,041
‫لنی لاینز بهم زنگ زد،
‫گفت اصرار داشتی براش کار کنی

6
00:01:02,125 --> 00:01:04,416
‫می‌خوای آدمکش بشی، سم؟

7
00:01:04,916 --> 00:01:08,000
‫به نظرم توانایی‌هام
‫بیشتر از این حرف‌هاست، آره

8
00:01:08,041 --> 00:01:10,625
‫میگه یه مأموریتی هست که راستِ کار خودتـه

9
00:01:10,666 --> 00:01:13,333
‫- ازم پرسید قابل اعتماد هستی یا نه
‫- چی گفتی بهش حالا؟

10
00:01:13,375 --> 00:01:14,500
‫می‌خوام همینو بگم

11
00:01:14,541 --> 00:01:17,291
‫هیچکس تا وقتی دست به کار نشه
‫نمی‌فهمه از پس یه کاری برمیاد یا نه،

12
00:01:17,375 --> 00:01:18,916
‫اونوقتـه که چم و خم کار میاد دستش

13
00:01:19,666 --> 00:01:20,791
‫یعنی می‌خواد استخدامم کنه؟

14
00:01:21,750 --> 00:01:24,250
‫اگه واردش بشی، کار کردنت واسه من منتفیـه.
‫دیگه خودتی و خودت.

15
00:01:24,791 --> 00:01:27,416
‫من آدمکش جماعت نمی‌خوام.
‫کار من این نیست.

16
00:01:30,166 --> 00:01:32,000
‫از تصمیمت مطمئنی، سم؟

17
00:01:36,750 --> 00:01:37,750
‫خیلی‌خب، برو

18
00:01:40,875 --> 00:01:42,375
‫بازیکن‌های عزیز، آماده باشید

19
00:01:42,875 --> 00:01:46,666
‫به اطلاع‌تون می‌رسونیم که تا
‫پنج دقیقه‌ی دیگه اولین مسابقه شروع میشه

20
00:01:46,750 --> 00:01:48,000
‫بریم بازی بینگو رو شروع کنیم

21
00:02:03,916 --> 00:02:04,916
‫بفرمایید

22
00:02:07,875 --> 00:02:10,541
‫در رو ببند دیگه،
‫سوسک‌ها رو فراری دادی

23
00:02:19,000 --> 00:02:20,000
‫بفرما بشین

24
00:02:22,500 --> 00:02:24,250
‫یکمی نی‌قلیونی، نه؟

25
00:02:25,250 --> 00:02:27,750
‫از رید شنیدم میشه بهت اعتماد کرد

26
00:02:28,666 --> 00:02:31,041
‫خب، گمونم توی خونِتـه، درست میگم؟

27
00:02:32,791 --> 00:02:35,166
‫خب... بریم سراغ هدف

28
00:02:35,250 --> 00:02:36,250
‫یه بابایی هست

29
00:02:37,125 --> 00:02:39,041
‫به چند نفری نارو زده

30
00:02:40,041 --> 00:02:42,500
‫اصطلاحاً یه سری اصول رو زیر پا گذاشته

31
00:02:44,125 --> 00:02:46,041
‫کارمون صِرف همین اصول‌ها می‌چرخه، متوجهی؟

32
00:02:47,666 --> 00:02:50,291
‫متوجه نیستی، اما متوجه میشی. احتمالاً

33
00:02:50,375 --> 00:02:53,625
‫بگذریم، این بابا یه خط قرمزی رو رد کرده

34
00:02:53,666 --> 00:02:56,125
‫الان هم باید بمیره، بی‌بروبرگرد

35
00:02:57,125 --> 00:03:00,416
‫سه‌شنبه ساعت ۸ شب میره یه رستوران چینی

36
00:03:00,500 --> 00:03:01,750
‫میز گوشه‌ی رستوران می‌شینه

37
00:03:01,791 --> 00:03:02,791
‫تنها

38
00:03:05,750 --> 00:03:08,875
‫تابحال تجربه‌ی همچین کاری رو نداشتی، نه؟

39
00:03:08,916 --> 00:03:10,250
‫نه

40
00:03:10,791 --> 00:03:13,041
‫خب، همین‌قدر می‌تونم بگم که
‫تجربه‌ی متفاوتیـه

41
00:03:13,750 --> 00:03:15,416
‫از پسش برمیام

42
00:03:16,416 --> 00:03:17,416
‫ببینیم و تعریف کنیم

43
00:04:22,250 --> 00:04:23,250
‫انجام شد؟

44
00:04:26,666 --> 00:04:27,666
‫انجام شد

45
00:04:28,416 --> 00:04:30,875
‫مرحله‌ی سختش رو پشت‌سر گذاشتی

46
00:05:01,791 --> 00:05:04,125
‫ازم خواستن اصول اولیه رو بهت یاد بدم

47
00:05:05,500 --> 00:05:09,750
‫می‌خوان یاد بگیری چطوری
‫به کسی آسیب برسونی یا بُکشیش
‫(شش ماه بعد)

48
00:05:09,791 --> 00:05:13,291
‫می‌خوان بدونی چطوری
‫شرایط تهدیدآمیز رو ارزیابی کنی

49
00:05:13,375 --> 00:05:15,416
‫چطوری بفهمی کسی قراره بهت حمله کنه

50
00:05:15,500 --> 00:05:17,875
‫چطوری بفهمی می‌تونی کسی رو کله‌پا کنی
‫یا که باید ازش فرار کنی

51
00:05:17,916 --> 00:05:20,125
‫می‌خوان یاد بگیری چطوری
‫با استفاده از پیرامونت بتونی

52
00:05:20,250 --> 00:05:23,625
‫آدمی رو بکُشی، مصدومش کنی، گیرش بندازی
‫یا که آشوب به پا کنی

53
00:05:23,750 --> 00:05:26,375
‫- اونوقت تو همه‌ی این کارها رو بلدی؟
‫- بله

54
00:05:27,125 --> 00:05:28,125
‫آچارفرانسه‌ای؟

55
00:05:28,125 --> 00:05:30,250
‫راستش دیگه آچارفرانسه نیستم

56
00:05:30,375 --> 00:05:31,375
‫خوش به حالت

57
00:05:32,375 --> 00:05:36,625
‫پس قراره بهم یاد بدی چطوری
‫در کمال خونسردی آدم بکُشم؟

58
00:05:36,666 --> 00:05:39,125
‫عزیزم، تا جایی‌که بتونم
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

59
00:05:46,875 --> 00:05:49,000
‫- نمی‌فهمم چطوری این کار رو می‌کنی
‫- چیکار؟

60
00:05:49,916 --> 00:05:53,125
‫عینهو ناخداهای زیردریایی روس نوشیدنی می‌خوری،
‫انگار که روح و روانت به هم ریخته

61
00:05:54,750 --> 00:05:57,166
‫دست بردار، کل هفته رو
‫با زن‌های اعضای حزب محافظه‌کار گذروندم

62
00:05:57,250 --> 00:05:58,541
‫بذار تو حال خودم باشم

63
00:05:59,125 --> 00:06:01,333
‫ببین اگه دلت با این کار نیست،
‫اجباری توش نیست ها

64
00:06:03,625 --> 00:06:06,375
‫چطوری به اینجا...
‫چی میگی به خودت؟

65
00:06:06,916 --> 00:06:07,750
‫آدمکش

66
00:06:07,875 --> 00:06:10,541
‫آها، آره، آدمکش. چطوری به اینجا رسیدی؟

67
00:06:10,625 --> 00:06:12,500
‫مشاور شغلیت آدم درست و حسابی نبود، نه؟

68
00:06:12,625 --> 00:06:14,875
‫شغل خونوادگیمونـه. بابام هم همین کار رو می‌کرد

69
00:06:16,791 --> 00:06:18,750
‫بگی‌نگی اسطوره‌ای بود واسه خودش

70
00:06:18,875 --> 00:06:20,250
‫به‌به

71
00:06:20,291 --> 00:06:21,791
‫پس می‌خوای تأییدت کنه

72
00:06:24,416 --> 00:06:27,166
‫- من که بابام رو نمی‌شناختم
‫- من هم نمی‌شناختمش

73
00:06:28,416 --> 00:06:30,625
‫کلاً نبود

74
00:06:32,750 --> 00:06:35,666
‫اما... بوی روغن اسلحه،

75
00:06:36,916 --> 00:06:38,500
‫چرم، نیکوتین،

76
00:06:39,625 --> 00:06:41,125
‫زنگ‌زدگی...

77
00:06:42,750 --> 00:06:43,541
‫خاطراتش رو برام تداعی‌ می‌کنه

78
00:06:49,291 --> 00:06:50,291
‫که اینطور

79
00:06:51,125 --> 00:06:52,250
‫با اینا یادش میفتی

80
00:06:56,000 --> 00:06:57,500
‫هیچوقت نمی‌تونم
‫کسی رو واسه پول بکُشم

81
00:06:59,125 --> 00:07:00,500
‫اینطوری‌هام نیست

82
00:07:01,125 --> 00:07:04,375
‫خب، قتلـه دیگه، نیست؟
‫پس فرقی نداره

83
00:07:04,416 --> 00:07:06,875
‫خودم همیشه ماشه رو فقط
‫بخاطر بهتر کردن دنیامون می‌کِشم

84
00:07:13,666 --> 00:07:15,750
‫من میرم. تو هم میای؟

85
00:07:15,875 --> 00:07:18,041
‫- نه، من می‌مونم. تمومش کنم
‫- باشه

86
00:08:14,125 --> 00:08:15,291
‫خوشحال...

87
00:08:15,375 --> 00:08:18,250
‫خوشحال شدم پیام دادی.
‫فکرشم نمی‌کردم خبری ازت بشه.

88
00:08:18,291 --> 00:08:20,000
‫آره خب

89
00:08:20,125 --> 00:08:21,875
‫نمی‌خواستم، اما بعدش...

90
00:08:22,000 --> 00:08:23,041
‫شب بخیر، آقا

91
00:08:23,625 --> 00:08:25,166
‫- سلام
‫- خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون

92
00:08:25,250 --> 00:08:26,291
‫همچنین

93
00:08:28,166 --> 00:08:29,625
‫پس زیاد میای اینجا؟

94
00:08:29,666 --> 00:08:31,250
‫آره

95
00:08:31,291 --> 00:08:32,291
‫آره،

96
00:08:33,250 --> 00:08:34,041
‫خوشم میاد از اینجا

97
00:08:34,125 --> 00:08:35,750
‫آره

98
00:08:36,916 --> 00:08:37,916
‫آم...

99
00:08:38,791 --> 00:08:40,083
‫- سم؟
‫- درستـه

100
00:08:41,666 --> 00:08:42,916
‫مایکل؟

101
00:08:43,458 --> 00:08:44,291
‫آره

102
00:08:46,916 --> 00:08:48,666
‫خدای من، اون شب بدجورسرخوش بودیم ها، نه؟

103
00:08:49,708 --> 00:08:51,291
‫سوپ ونتون

104
00:08:51,791 --> 00:08:53,958
‫- ممنونم
‫- سوپ نودل مرغ

105
00:08:55,791 --> 00:08:56,791
‫نوش جان

106
00:08:56,791 --> 00:08:57,791
‫ممنونم

107
00:08:59,083 --> 00:09:01,666
‫- به چه کاری مشغولی؟
‫- بیمه

108
00:09:01,708 --> 00:09:02,708
‫آها، باحالـه

109
00:09:03,541 --> 00:09:05,791
‫- خب...
‫- نه، نه، صرفاً...

110
00:09:05,916 --> 00:09:08,458
‫- دارم سربه‌سرت می‌ذارم، ببخشید
‫- نه، منظورم اینـه که...

111
00:09:08,958 --> 00:09:11,458
‫ببین، من شغلم رو دوست دارم.
‫باعث میشه زیاد برم سفر.

112
00:09:11,541 --> 00:09:12,541
‫اوهوم

113
00:09:22,875 --> 00:09:24,333
‫- آفرین
‫- آره

114
00:09:25,958 --> 00:09:27,833
‫بگو ببینم

115
00:09:28,458 --> 00:09:30,375
‫طرف کیـه؟ اسمش چیـه؟
‫چیکاره‌ست؟

116
00:09:30,375 --> 00:09:31,458
‫مایکل

117
00:09:32,875 --> 00:09:33,875
‫هنرمنده

118
00:09:35,208 --> 00:09:36,208
‫چجور هنری؟

119
00:09:36,958 --> 00:09:40,125
‫عرضم به حضورت، انتزاعی.
‫تو کار نقاشی و این چیزمیزهاست.

120
00:09:40,208 --> 00:09:42,458
‫- نقاشی و این چیزمیزها؟
‫- آره

121
00:09:42,958 --> 00:09:46,708
‫با عقل جور درمیاد واقعاً.
‫همین که رفیق جینگت هنرمنده.

122
00:09:46,750 --> 00:09:49,083
‫- جدی؟
‫- آره، به دردت می‌خوره

123
00:09:49,208 --> 00:09:51,708
‫- چهارتا چیز یاد می‌گیری
‫- گمشو ببینم، خودم خیلی چیزها بلدم

124
00:09:51,833 --> 00:09:53,208
‫آخرین کتابی که خوندی چی بود؟

125
00:09:53,250 --> 00:09:56,458
‫زیدی اسمیت بود، چی بود؟ کتاب تالار گرگ؟

126
00:09:56,958 --> 00:09:59,833
‫ده سالـه که لای یه کتاب رو هم باز نکردی.
‫گفتی چیکاره‌ای؟

127
00:09:59,958 --> 00:10:01,083
‫تو کار بیمه

128
00:10:01,875 --> 00:10:03,458
‫چیزی هم از بیمه سر در میاری؟

129
00:10:03,500 --> 00:10:06,583
‫می‌دونم یه هنرمند هیچوقت
‫راجع‌بهش چیزی نمی‌پرسه

130
00:10:06,625 --> 00:10:07,833
‫بابا بچه‌زرنگ

131
00:10:08,583 --> 00:10:11,958
‫- فردا همین موقع؟
‫- راستش من نمی‌تونم بیام

132
00:10:12,958 --> 00:10:14,583
‫آخرهفته نیستم

133
00:10:15,375 --> 00:10:16,458
‫کجا داره می‌بردت؟

134
00:10:16,583 --> 00:10:20,333
‫خونواده‌ی والاس توی جزیره‌ی اسکای
‫یه خونه باغ دارن

135
00:10:20,375 --> 00:10:21,583
‫رابطه‌تون داره جدی میشه

136
00:10:23,083 --> 00:10:24,833
‫خب، لباس گرم یادت نره پس

137
00:10:26,875 --> 00:10:29,208
‫- هفته‌ی بعد چطوره؟
‫- نه، اون‌موقع هم نیستم

138
00:10:29,708 --> 00:10:32,000
‫ترفیع گرفته و باید بریم واشینگتن

139
00:10:32,083 --> 00:10:33,875
‫پیشنهاد داد باهاش برم

140
00:10:36,208 --> 00:10:37,208
‫خیلی‌خب، پس...

141
00:10:38,958 --> 00:10:41,083
‫- هرموقع وقت آزاد داشتی بهم بگو
‫- باشه

142
00:10:42,333 --> 00:10:44,583
‫- مراقب خودت باش، عزیز
‫- می‌بینمت، سم

143
00:10:58,250 --> 00:10:59,666
‫خونه‌ی جدید مبارک!

144
00:10:59,750 --> 00:11:02,291
‫- ممنونم
‫- چه خونه‌ی قشنگی

145
00:11:03,375 --> 00:11:04,375
‫حرف نداره

146
00:11:05,166 --> 00:11:08,750
‫- یه هدیه‌ی ناقابل هم برات آوردم
‫- دست گلت درد نکنه

147
00:11:08,791 --> 00:11:11,625
‫- اول بازش کن، بعد تشکر کن
‫-  فیلتر آب بریتاست

148
00:11:11,750 --> 00:11:13,250
‫یه برندِ قابل اطمینان

149
00:11:13,291 --> 00:11:15,000
‫فیلتر آبـه

150
00:11:15,041 --> 00:11:17,416
‫خب، این منطقه غلظت آبش بالاست، ساموئل

151
00:11:17,500 --> 00:11:20,250
‫ای کاش قبل اثاث‌کشی،
‫باهام درمیون می‌ذاشتی

152
00:11:20,291 --> 00:11:21,375
‫اوه آرنچینی دارین!

153
00:11:21,416 --> 00:11:23,375
‫مردکو ببین! بهش توجه نکنید

154
00:11:23,500 --> 00:11:25,666
‫اینجا معرکه‌ست. خدمت شما

155
00:11:25,750 --> 00:11:26,625
‫عه

156
00:11:26,750 --> 00:11:28,625
‫چیز قابل‌داری نیست،
‫برای شماست

157
00:11:30,166 --> 00:11:31,041
‫ممنونم

158
00:11:31,125 --> 00:11:33,125
‫برم یه وقت خودش رو  با آرنچینی خفه نکنه

159
00:11:33,666 --> 00:11:36,250
‫- اینا رو می‌گیری؟
‫- آره، آره

160
00:11:43,875 --> 00:11:46,000
‫...هنوز هم جای خالی مونده،

161
00:11:46,041 --> 00:11:49,000
‫اما احزاب محافظه‌کار برنده شدن و

162
00:11:49,125 --> 00:11:52,250
‫رسماً پیروز این انتخابات شدن

163
00:11:52,875 --> 00:11:56,750
‫عملاً دیگه جمعیت‌شون بیشتر میشه

164
00:11:56,791 --> 00:11:59,416
‫اما میشه گفت، با توجه به نتایج...

165
00:12:00,875 --> 00:12:04,125
‫- سم، در رو باز کن
‫- باشه، اومدم

166
00:12:18,500 --> 00:12:20,500
‫- الان با این چیکار کنم؟
‫- نمی‌دونم

167
00:12:20,500 --> 00:12:22,250
‫باعث میشه آب لوله‌کشی‌تون طعم بهتری داشته باشه

168
00:12:22,375 --> 00:12:24,041
‫همینجوریش هم طعمش خوبـه

169
00:12:24,125 --> 00:12:25,750
‫آره، من هم همینطور

170
00:12:26,625 --> 00:12:27,916
‫خب اینا کی‌ان؟

171
00:12:29,625 --> 00:12:31,500
‫برادرهای نیومن

172
00:12:31,541 --> 00:12:32,625
‫دارودسته‌ی جدیدن

173
00:12:33,416 --> 00:12:35,750
‫جنوب رودخونه
‫جاپاشون رو محکم کردن

174
00:12:35,791 --> 00:12:37,625
‫یکی هست که می‌خواد بزندشون کنار

175
00:12:37,750 --> 00:12:39,166
‫همچین هم کار سختی نیست

176
00:12:39,250 --> 00:12:43,000
‫هر آخرهفته با ماشین از خونه‌ی مادرشون
‫توی کرویدون برمی‌گردن

177
00:12:43,041 --> 00:12:44,250
‫جزئیات رو به دستت می‌رسونم

178
00:12:44,916 --> 00:12:47,500
‫یه برادر چهارمی هم دارن، به اسم هکتور

179
00:12:48,000 --> 00:12:49,791
‫اما عکسی ازش ندارم

180
00:12:51,000 --> 00:12:52,041
‫اون هم بکُش

181
00:12:56,166 --> 00:12:57,500
‫این هم نمی‌خوام

182
00:12:58,000 --> 00:12:59,166
‫هدیه‌ست

183
00:12:59,250 --> 00:13:00,541
‫آها

184
00:13:19,916 --> 00:13:23,125
‫آهای، خیلی شرمنده‌ام. ماشینم خراب شده

185
00:13:23,166 --> 00:13:25,916
‫واقعاً نمی‌دونم چه مرگشـه،
‫اما نمی‌تونم...

186
00:13:40,250 --> 00:13:42,750
‫هر شغلی توی دنیا
‫طبق یه اصولی پیش میره، سم

187
00:13:44,916 --> 00:13:47,791
‫شغلت هرچی که باشه،
‫هم راه و روش درستش هست

188
00:13:49,125 --> 00:13:50,375
‫هم اشتباهش

189
00:13:56,125 --> 00:13:58,791
‫آسیب رسوندن به بقیه
‫حس بدی نداره؟

190
00:13:58,875 --> 00:14:01,625
‫خب، تا حالا کسی رو نکُشتم که
‫لایق مُردن نباشه

191
00:14:02,500 --> 00:14:05,500
‫همیشه هم ماشه رو فقط
‫به نیت بهتر کردن دنیامون می‌کِشم

192
00:14:31,875 --> 00:14:32,875
‫انجام شد؟

193
00:14:34,625 --> 00:14:35,625
‫آره

194
00:14:36,500 --> 00:14:37,541
‫انجام شد

195
00:14:37,625 --> 00:14:39,875
‫احسنت، سم قابل‌اعتماد

196
00:14:56,541 --> 00:14:57,541
‫سلام

197
00:14:58,125 --> 00:14:59,125
‫سلام

198
00:15:04,000 --> 00:15:05,666
‫کجا غیبت زد یهو؟

199
00:15:08,166 --> 00:15:09,166
‫وای

200
00:15:09,625 --> 00:15:10,625
‫اینو مزه می‌کنی؟

201
00:15:12,750 --> 00:15:13,750
‫یکمی داغـه

202
00:15:15,875 --> 00:15:19,291
‫انگار یه چیزی کم داره.
‫مثل عصاره‌ی گوشتی چیزی، نه؟ نمی‌دونم

203
00:15:19,375 --> 00:15:21,000
‫نمک؟ نمک زدی؟

204
00:15:21,125 --> 00:15:23,125
‫ای وای! نه، یادم رفت

205
00:15:29,000 --> 00:15:32,500
‫امروز رفتم دیدن ورونیکا و نی‌نی‌اش

206
00:15:33,500 --> 00:15:35,875
‫خدای من، باید انگشت‌هاش رو می‌دیدی.
‫چاره داشتم می‌خوردم‌شون.

207
00:15:37,125 --> 00:15:39,750
‫- یادت نره نمک بزنی قبل خوردن
‫- هِر هِر

208
00:15:41,875 --> 00:15:42,875
‫خوبی تو؟

209
00:15:46,500 --> 00:15:47,500
‫آره

210
00:15:49,041 --> 00:15:50,666
‫می‌خوای یه بطری نوشیدنی باز کنم؟

211
00:15:51,791 --> 00:15:53,166
‫- این شد حرف حساب
‫- آره؟

212
00:17:23,750 --> 00:17:27,750
‫« کبوتران سیاه »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

213
00:17:30,541 --> 00:17:32,791
‫خب... مُرده؟

214
00:17:33,541 --> 00:17:36,916
‫- هکتور نبود
‫- بد شد که

215
00:17:37,041 --> 00:17:39,416
‫شاید دور از چشم تو دَر رفته

216
00:17:39,541 --> 00:17:41,791
‫نه، قبل اینکه من برسم
‫حمله کرده بودن اونجا

217
00:17:41,916 --> 00:17:45,041
‫فیلم فرار کردنش بود. کجا رو داره بره؟

218
00:17:45,708 --> 00:17:49,583
‫اگه ترسیده باشه، الان توی
‫مخفیگاهش توی پکامـه

219
00:17:50,333 --> 00:17:53,791
‫همه‌ی آدم‌هاش رو جمع می‌کنه،
‫همه‌جا رو مُهروموم می‌کنه، میشه سنگر

220
00:17:53,833 --> 00:17:54,791
‫منظورت چیه؟

221
00:17:54,833 --> 00:17:58,291
‫منظورم اینـه که اگه می‌خوای مایکل زنده بمونه،
‫باید یه چندتا بزن‌بهادر دست و پا کنی

222
00:17:59,916 --> 00:18:02,791
‫راستش دلشوره داشتم،
‫منظورم اولین روز آشنایی‌مونـه

223
00:18:02,916 --> 00:18:05,291
‫یه صدایی توی سرم هِی می‌گفت:

224
00:18:05,416 --> 00:18:07,333
‫«کارش خوبـه ها، اما ممکنه لنگ بزنه»

225
00:18:07,958 --> 00:18:09,666
‫بعدش باعث شدی
‫انگشت به دهن بمونیم،

226
00:18:09,791 --> 00:18:12,833
‫از آزمون سربلند بیرون اومدی و
‫همه هیجان داشتیم

227
00:18:12,916 --> 00:18:14,916
‫اما باید به اون صدای توی سرم گوش می‌دادم،

228
00:18:15,041 --> 00:18:18,083
‫چون الان که دارم می‌بینمت،
‫مشخصـه قلب رئوفی داری

229
00:18:18,166 --> 00:18:20,666
‫قلب رئوف داری اما دستت به خون آلوده‌ست،

230
00:18:20,791 --> 00:18:22,791
‫این دوتا آب‌شون توی یه جوب نمیره

231
00:18:24,041 --> 00:18:25,333
‫کارم رو تموم کن، سم

232
00:18:26,208 --> 00:18:27,208
‫هکتور رو بکُش

233
00:18:28,916 --> 00:18:32,791
‫بعدش با همدیگه بی‌حساب می‌شیم و
‫همه‌چی ختم به خیر میشه

234
00:18:33,416 --> 00:18:34,916
‫اینجوری بهتر نیست؟

235
00:19:25,208 --> 00:19:26,833
‫می‌خوام همراهم بیای

236
00:19:29,583 --> 00:19:30,791
‫تو و بچه‌ها

237
00:19:33,791 --> 00:19:34,916
‫می‌تونیم از صفر شروع کنیم

238
00:19:36,291 --> 00:19:37,500
‫واقعی زندگی کنیم

239
00:19:43,458 --> 00:19:45,791
‫« دیزی بردشاو، شهروند بریتانیا »

240
00:20:05,916 --> 00:20:08,666
‫- خیال می‌کردم چوپان‌ان
‫- نقش جدیدشونـه

241
00:20:09,166 --> 00:20:10,166
‫خیلی‌خب

242
00:20:10,541 --> 00:20:14,041
‫خب، بهتر هم هست، چون حکیم
‫نقش مهم‌تریـه، مگه نه؟

243
00:20:14,166 --> 00:20:16,458
‫به نظرم جزو همون نقش‌های فرعیـه

244
00:20:16,541 --> 00:20:18,833
‫- جدی؟
‫- مراسم یادبود دیروز چطور بود؟

245
00:20:18,916 --> 00:20:20,166
‫خوب بود

246
00:20:20,958 --> 00:20:23,791
‫گویا اخیراً جیسون خیلی خوددار شده

247
00:20:23,916 --> 00:20:26,416
‫گمونم همچین هم خیلی باهامون همکاری نداشته

248
00:20:26,458 --> 00:20:28,291
‫واسه همین هم کسی
‫اونقدر نسبت بهش شناخت نداشت

249
00:20:30,291 --> 00:20:32,833
‫- خب، در هر صورت وحشتناکـه
‫- آره، همینطوره

250
00:20:33,333 --> 00:20:36,541
‫آم، نمایش ساعت یک شروع میشه.
‫دم ورودی ببینمت؟

251
00:20:36,583 --> 00:20:38,541
‫نه

252
00:20:38,583 --> 00:20:42,666
‫تو برو برامون جا بگیر.
‫احتمالاً پنج دقیقه‌ای دیر برسم.

253
00:20:43,166 --> 00:20:45,166
‫شروع که بشه درها رو می‌بندن

254
00:20:45,208 --> 00:20:48,708
‫واسه چی؟ نمایش اکوئوس که نیست، هلز

255
00:20:48,791 --> 00:20:51,166
‫- فکر کنم بذارن بیام تو
‫- جا نمونی ها

256
00:20:51,208 --> 00:20:51,833
‫- چشم

257
00:20:51,833 --> 00:20:53,958
‫- به کمک‌مون نیاز داری؟
‫- بله

258
00:20:54,083 --> 00:20:56,708
‫می‌خوای کمکت کنیم
‫هکتور نیومن رو بکُشی؟

259
00:20:57,458 --> 00:20:59,333
‫- آره
‫- چرا باید همچین کاری کنیم؟

260
00:20:59,458 --> 00:21:03,250
‫چون کارمون صِرف یه سری اصول می‌چرخـه و
‫کمکم کنید یه کار خیر انجام بدم

261
00:21:04,625 --> 00:21:05,833
‫هیچکس دیگه‌ای رو هم ندارم که ازش بخوام

262
00:21:05,958 --> 00:21:07,833
‫رک و راست بگو
‫ممکنه چقدر کار بیخ پیدا کنه؟

263
00:21:07,833 --> 00:21:11,958
‫حسابی. یه مُشت خلافکار مسلح اونجان که
‫منتظرن بریم سر وقت‌شون

264
00:21:12,000 --> 00:21:14,375
‫می‌خواید بدونید چند درصد
‫ممکنه موفق بشیم؟

265
00:21:14,458 --> 00:21:16,750
‫- میشه گفت ۸۰-۲۰ به نفع اونا
‫- ۲۰‏ درصد!

266
00:21:16,833 --> 00:21:20,208
‫- عملاً کسره
‫- نسبتـه و اصلاً هم خوب نیست

267
00:21:20,833 --> 00:21:22,625
‫نه؟ نسبت؟

268
00:21:22,708 --> 00:21:24,583
‫- نمی‌دونم
‫- فقط خدا می‌دونه

269
00:21:24,625 --> 00:21:26,250
‫رسماً قراره به فنا بریم

270
00:21:26,333 --> 00:21:29,208
‫چرا بمب نندازیم بالاسرشون؟
‫من موشک‌انداز دارم

271
00:21:29,250 --> 00:21:31,333
‫از کِی تا حالا موشک‌انداز داری تو؟

272
00:21:31,458 --> 00:21:32,875
‫- کریسمس پارسال دیگه
‫- خیلی‌خب

273
00:21:32,875 --> 00:21:37,208
‫اولاً که قرار نیست آرنولدبازی دربیاری
‫از اینجا به پکام آرپی‌جی بزنی

274
00:21:37,333 --> 00:21:40,458
‫دوماً، فکر بمب رو از سرتون بندازید بیرون.
‫یکی اونجاست که باید آزادش کنیم.

275
00:21:40,500 --> 00:21:41,458
‫- کی؟
‫- یه دختر

276
00:21:41,500 --> 00:21:42,583
‫- چه دختری؟
‫- ورزشکاره؟

277
00:21:42,625 --> 00:21:45,083
‫چی چی؟ نمی...

278
00:21:45,125 --> 00:21:47,208
‫- اصلاً چه فرقی داره؟
‫- می‌خوام تصورش کنم...

279
00:21:47,208 --> 00:21:49,583
‫نمی‌تونم بگم کیـه
‫یا اطلاعاتی درموردش بدم

280
00:21:50,708 --> 00:21:53,625
‫اما به کمک‌تون نیاز دارم،
‫چون تنهایی از پسش برنمیام و...

281
00:21:53,708 --> 00:21:57,375
‫- چون این کار صِرف یه سری اصول می‌چرخـه
‫- همچنین شهرت

282
00:21:57,458 --> 00:22:00,583
‫کمکم کنید هکتور نیومن رو بکُشم،
‫اسم‌تون میفته رو زبون‌ها

283
00:22:00,625 --> 00:22:01,708
‫زبونزد خاص و عام

284
00:22:03,000 --> 00:22:04,708
‫واقعیتش نکته‌ی خوبیـه

285
00:22:10,083 --> 00:22:11,125
‫نرخ‌مون اینـه

286
00:22:11,208 --> 00:22:12,583
‫می‌تونم نصفش رو بدم

287
00:22:12,625 --> 00:22:13,833
‫می‌تونی کُلش رو بدی

288
00:22:15,125 --> 00:22:16,125
‫باشه

289
00:22:18,083 --> 00:22:19,083
‫خیلی‌خب

290
00:22:19,875 --> 00:22:23,250
‫ولی رفاقتی بین‌مون نیست.
‫هنوز هم کینه و کدورت‌مون سرجاشـه. فهمیدی؟

291
00:22:23,333 --> 00:22:24,333
‫تموم و کمال

292
00:22:24,708 --> 00:22:27,250
‫خیلی‌خب، یه کوکتل میوه و قهوه دوبل بزنیم و

293
00:22:27,333 --> 00:22:29,333
‫بریم تیکه‌پاره‌شون کنیم، موافقید؟

294
00:22:39,333 --> 00:22:41,208
‫باید درمورد یاریک صحبت کنیم

295
00:22:41,250 --> 00:22:43,708
‫والاس بهم گفت که
‫تابحال اسم فیلیپ بری رو نشنیده

296
00:22:43,750 --> 00:22:44,750
‫اما دروغ می‌گفت

297
00:22:45,583 --> 00:22:47,791
‫فیلیپ اومده بود پیشش تا
‫درمورد صحت و سقم خبری که

298
00:22:47,833 --> 00:22:52,000
‫درمورد صدای ضبط‌ شده‌ی یاریک داشت بپرسه که
‫ظاهراً یه ربطی هم به چین داره

299
00:22:52,083 --> 00:22:55,958
‫شک ندارم همون صدای ضبط‌ شده‌ایـه که
‫المور فیچ دربه‌در دنبالش بود

300
00:22:57,250 --> 00:22:58,125
‫بعد دیشب،

301
00:22:58,208 --> 00:23:01,958
‫اتفاقی شنیدم والاس داشته یاریک رو به اینکـه
‫توی مرگ فیلیپ دست داشته، متهم می‎‌کرده

302
00:23:02,083 --> 00:23:05,250
‫فیلیپ بری اومده پیشم و
‫میگه صدات رو ضبط کرده

303
00:23:05,333 --> 00:23:08,125
‫این که یه ربطی هم به چین داشته،
‫بعد الان رفته سینه‌ی قبرستون

304
00:23:08,208 --> 00:23:10,583
‫دستی توی مرگش داشتی یا نه؟

305
00:23:10,708 --> 00:23:12,458
‫داری چیزی رو مخفی می‌کنی؟

306
00:23:13,083 --> 00:23:15,375
‫خیلی‌خب، تا وقتی‌‌که دستم به کای‌مینگ نرسه،

307
00:23:15,458 --> 00:23:18,250
‫نفر بعدی‌ای که باید باهاش صحبت کنم
‫استیون یاریکـه

308
00:23:18,833 --> 00:23:23,083
‫موافقم. گمونم بتونه کمک‌مون کنه
‫قاتل جیسون رو پیدا کنیم

309
00:23:25,250 --> 00:23:27,500
‫ولی سم، بهش آسیبی نرسون

310
00:23:28,875 --> 00:23:30,583
‫مگر اینکه چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشی

311
00:23:31,375 --> 00:23:34,208
‫توی تموم جشن تولدهای بچه‌هام بوده

312
00:23:34,833 --> 00:23:36,583
‫تعطیلات رو با هم گذروندیم

313
00:23:37,208 --> 00:23:39,708
‫توی خوشی و ناخوشی
‫کنار والاس بوده

314
00:23:39,750 --> 00:23:41,708
‫نگرانی بهش شلیک کنم یا نه؟

315
00:23:45,750 --> 00:23:47,500
‫بچه‌هامون هم‌مدرسه‌ای‌ان

316
00:23:48,000 --> 00:23:51,208
‫امروز بعدازظهر میره تئاتر تولد مسیح

317
00:23:51,250 --> 00:23:52,250
‫می‌تونم بهش دسترسی پیدا کنم؟

318
00:23:53,000 --> 00:23:56,083
‫خب، گمون کنم آره.
‫ببین می‌تونی از زیر زبونش چیزی بکشی بیرون یا نه.

319
00:23:56,208 --> 00:23:58,458
‫-گوشیش رو هم برام بیار
‫- باشه

320
00:24:00,583 --> 00:24:01,583
‫اینو نگاه کن

321
00:24:02,208 --> 00:24:04,708
‫- کای‌مینگ رو پیدا کردم
‫- باید از اینجا بریم! برید!

322
00:24:05,375 --> 00:24:08,583
‫مطمئنم توی مخفیگاه خلافکارهایی
‫توی پکام محبوس شده

323
00:24:09,375 --> 00:24:10,458
‫خب، بریم سراغش

324
00:24:10,500 --> 00:24:12,500
‫- خیلی خطرناکـه
‫- از پسش برمیایم

325
00:24:12,583 --> 00:24:13,625
‫نه

326
00:24:13,708 --> 00:24:14,833
‫- سم...
‫- هلن

327
00:24:16,125 --> 00:24:17,583
‫من رو فرستادن زنده نگهت دارم،

328
00:24:17,625 --> 00:24:20,500
‫نه اینکه پاتو به درگیری مسلحانه باز کنم، خب؟

329
00:24:21,333 --> 00:24:24,083
‫یه نقشه‌ای دارم. یه راه برای ورود هم پیدا کردم.
‫خودم حل و فصلش می‌کنم.

330
00:24:24,125 --> 00:24:26,333
‫ولی به روش من پیش میریم، خب؟

331
00:24:31,708 --> 00:24:33,208
‫وال!

332
00:24:33,333 --> 00:24:36,333
‫- امشب چی می‌پوشی؟
‫- چی می‌پوشم؟ هیچی

333
00:24:36,375 --> 00:24:39,208
‫منظورم لباس‌ راحتیـه.
‫منظورت چیـه؟

334
00:24:39,250 --> 00:24:41,250
‫مهمونی کریسمسِ وزارت کار و بازنشستگی

335
00:24:41,333 --> 00:24:43,250
‫آره، خوشبختانه دعوت نیستم

336
00:24:43,333 --> 00:24:46,000
‫سهل‌انگاری فاحشی بود که رفع شد، دعوتی

337
00:24:46,708 --> 00:24:48,458
‫می‌دونی که من وزیر دفاعم؟ درستـه؟

338
00:24:48,500 --> 00:24:50,083
‫چینی‌ها بهمون پیغام دادن

339
00:24:50,125 --> 00:24:52,625
‫- درخواست ملاقات دادن
‫- با من؟

340
00:24:52,708 --> 00:24:54,916
‫آره، اما گفتن هیچکس نباید بفهمه که
‫درخواست ملاقات دادن

341
00:24:54,958 --> 00:24:57,875
‫بنابراین باید زمینه رو جوری بچینیم که
‫وزیر دفاع به طور اتفاقی

342
00:24:57,958 --> 00:25:00,208
‫با نماینده‌های دولت چین دیدار کنه

343
00:25:00,333 --> 00:25:03,333
‫مهمونی کریسمس وزارت کار و بانشستگی
‫اولین چیزی بود که به ذهنت خطور کرد؟

344
00:25:03,375 --> 00:25:06,083
‫- توی این فرصت کوتاه، بهترین ایده بود
‫- همینطوره قطعاً

345
00:25:06,083 --> 00:25:08,375
‫کل اداره رو مجبور کردم بیان.
‫خانمت رو بیار، نمایش راه بنداز.

346
00:25:08,375 --> 00:25:11,208
‫پنج دقیقه تو اتاق بغلی سُک‌سُک کنی،
‫بعدش می‌تونی بری

347
00:25:12,208 --> 00:25:13,833
‫چیکارمون دارن؟

348
00:25:14,833 --> 00:25:18,583
‫خب، گمونم مسئله سفیر مرحوم‌شونـه

349
00:25:19,083 --> 00:25:22,250
‫اونوقت اگه موضوع واجد شرایط بودن
‫آرسنال برای لیگ قهرمانان اروپا باشه،

350
00:25:22,333 --> 00:25:24,125
‫پس حتماً همه‌مون قراره غافلگیر بشیم

351
00:25:25,083 --> 00:25:26,333
‫ماشین می‌فرستم دنبالت

352
00:25:27,458 --> 00:25:28,458
‫خب؟

353
00:25:29,708 --> 00:25:32,083
‫« اتاق نداریم »

354
00:25:36,875 --> 00:25:38,333
‫استیون، نه، وقت نداریم

355
00:25:38,458 --> 00:25:42,000
‫شماره‌ی دولتیـه. باید جواب بدم.
‫دو دقیقه بیشتر طول نمی‌کِشه.

356
00:25:42,083 --> 00:25:44,375
‫بیا بابا، بیا تندتر از این عوضی ها بریم

357
00:25:44,458 --> 00:25:45,833
‫ردیف جلو بشینیم

358
00:25:45,958 --> 00:25:47,000
‫الو؟ یاریک

359
00:25:49,833 --> 00:25:50,833
‫الو؟

360
00:25:53,708 --> 00:25:55,333
‫الو؟ الو؟

361
00:25:55,833 --> 00:25:56,833
‫نه؟

362
00:25:57,375 --> 00:25:58,333
‫خیلی‌خب

363
00:25:58,375 --> 00:25:59,583
‫برنگرد

364
00:26:00,458 --> 00:26:01,625
‫برو جلو

365
00:26:07,208 --> 00:26:08,208
‫برو اون تو

366
00:26:09,250 --> 00:26:10,083
‫برو

367
00:26:11,375 --> 00:26:12,375
‫بشین

368
00:26:13,750 --> 00:26:14,583
‫بشین

369
00:26:14,708 --> 00:26:16,583
‫نرسیدیم هنوز؟

370
00:26:16,625 --> 00:26:19,458
‫نخیر، راه دور و درازی رو در پیش داریم

371
00:26:19,583 --> 00:26:22,833
‫دقیقاً مثل پنج دقیقه پیش که پرسیدی

372
00:26:22,958 --> 00:26:25,458
‫یه کاری نکنید از همین راهی که اومدم برگردم

373
00:26:25,500 --> 00:26:27,458
‫صبوری کنید، لطفاً

374
00:26:27,500 --> 00:26:30,958
‫به محض اینکه چشم‌مون به جمال مسیح نوزاد باز بشه،
‫ارزشش رو درک می‌کنیم

375
00:26:31,458 --> 00:26:34,833
‫حکما به مسیر خود ادامه دادند،
‫مشتاق دیدار بودند...

376
00:26:34,875 --> 00:26:36,875
‫وقتی فیلیپ بری صدات رو ضبط کرد،
‫درمورد چی حرف می‌زدی؟

377
00:26:36,958 --> 00:26:39,083
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی
‫- خیلی خوب هم می‌دونی

378
00:26:39,083 --> 00:26:41,375
‫ازت آتو داشت،
‫تو هم خبردار شدی و الان یارو مُرده

379
00:26:41,458 --> 00:26:42,708
‫من دخلی به این جریان ندارم

380
00:26:42,750 --> 00:26:44,625
‫- ربطش به چینـه
‫- نه

381
00:26:44,708 --> 00:26:48,750
‫حواست رو جمع کن، ببین چطوری
‫جمله‌ام رو اَدا کردم

382
00:26:48,833 --> 00:26:51,500
‫سوال نپرسیدم، بخاطر کاری که کردی
‫دنبالت بود

383
00:26:51,500 --> 00:26:53,458
‫یه ربطی هم به سفیر داشت که به کشتن دادش

384
00:26:53,500 --> 00:26:57,583
‫صدای ضبط‌ شده‌ات چی بود، استیون؟
‫چیـه که همه افتادن دنبالش؟

385
00:26:57,625 --> 00:26:59,458
‫دنبال جا هستیم که شب رو...

386
00:26:59,458 --> 00:27:03,750
‫راستی امشب باید تا یه جایی بریم،
‫مهمونی کریسمسـه

387
00:27:03,833 --> 00:27:05,375
‫- امشب؟
‫- آره

388
00:27:06,333 --> 00:27:08,375
‫یه مهمونی مزخرفـه، بخاطر چینی‌ها

389
00:27:08,458 --> 00:27:10,583
‫یه جلسه‌ی مخفیانه‌ست،
‫اما سریع جمع میشه

390
00:27:12,083 --> 00:27:14,833
‫- اتاق خالی نداریم!
‫- قفل گوشیت رو باز کن بده من

391
00:27:16,625 --> 00:27:17,500
‫بجنب

392
00:27:19,250 --> 00:27:21,083
‫برنگرد

393
00:27:21,208 --> 00:27:26,208
‫نصفه‌شب چندین بار به شماره‌ای زنگ زدی که
‫توی گوشی «تعمیراتی» ذخیره کردی

394
00:27:27,500 --> 00:27:32,083
‫عه، اینجارو! ۱۳اُم سپتامبر ساعت ۵ صبح
‫بهشون پیام دادی

395
00:27:32,208 --> 00:27:34,708
‫همون شبی که سفیر چن رو کشتن، درست میگم؟

396
00:27:34,750 --> 00:27:36,208
‫بذار ببینم چی پیام دادی

397
00:27:36,833 --> 00:27:38,958
‫- به محض اینکه انجام شد، خبرم کن
‫- انجام شد

398
00:27:39,083 --> 00:27:40,583
‫«انجام شد». چی انجام شد، استیون؟

399
00:27:40,625 --> 00:27:42,458
‫چن؟ روحم هم خبر نداره
‫از چی حرف می‌زنی

400
00:27:42,583 --> 00:27:44,708
‫دارم از کُشت و کشتار حرف می‌زنم

401
00:27:44,750 --> 00:27:46,833
‫قتل‌های حرفه‌ای و گرون‌قیمت

402
00:27:46,875 --> 00:27:49,875
‫سفیر چن، فیلیپ بری،
‫مگی جونز، جیسون دیویس

403
00:27:49,958 --> 00:27:53,083
‫خیلی خوب هم می‌دونی کی کُشت‌شون.
‫الکی ادا درنیار.

404
00:27:54,583 --> 00:27:57,708
‫چرا از خودِ تعمیراتیه نپرسم؟
‫زنگ بزنم الان؟

405
00:27:57,750 --> 00:27:59,833
‫نه، نه، نزن

406
00:27:59,958 --> 00:28:02,875
‫تک به تکِ شماره‌ها، مخاطبین و پیام‌های
‫توی این گوشی رو زیر و رو می‌کنم

407
00:28:02,958 --> 00:28:06,708
‫سَر از تموم پنهون‌کاری‌هات درمیارم و
‫نمی‌ذارم دیگه از کسی پنهون بمونن

408
00:28:06,833 --> 00:28:08,833
‫صبر کن. فقط دست نگه دار

409
00:28:08,958 --> 00:28:09,958
‫خب؟

410
00:28:11,833 --> 00:28:14,708
‫برو پی زندگیت، روحت هم خبر نداره
‫درگیر چه بازی‌ای شدی

411
00:28:14,833 --> 00:28:17,833
‫پس خودت برام توضیح بده.
‫درگیر چی شدی؟

412
00:28:19,000 --> 00:28:21,083
‫خود به خود حل نمیشه ها، استیون

413
00:28:21,958 --> 00:28:24,708
‫کمکی از دستم برنمیاد اگه بهم نگی
‫برای کی کار می‌کنی

414
00:28:32,125 --> 00:28:33,458
‫کاری از دستت ساخته نیست

415
00:28:39,000 --> 00:28:40,708
‫می‌خوای توی این کلاس
‫بهم شلیک کنی؟

416
00:28:51,250 --> 00:28:52,375
‫اگه زرنگ بودی،

417
00:28:53,583 --> 00:28:54,708
‫دو پای دیگه قرض می‌کردی دَر می‌رفتی

418
00:29:59,500 --> 00:30:01,583
‫« تعمیراتی »

419
00:30:01,708 --> 00:30:04,083
‫- به محض اینکه انجام شد، خبرم کن
‫- انجام شد

420
00:30:09,833 --> 00:30:15,083
‫« گوشی اریک دست ماست و پیدات می‌کنیم »

421
00:30:34,875 --> 00:30:43,541
‫« گوشی اریک دست ماست و پیدات می‌کنیم »

422
00:30:44,333 --> 00:30:48,208
‫« مگه اینکه اول ما شما رو پیدات کنیم »

423
00:30:55,458 --> 00:30:58,208
‫یعنی این یارو، هکتور نیومن که
‫صاحب اونجاست رو می‌شناسی؟

424
00:30:58,833 --> 00:31:00,625
‫آره؟ آره؟

425
00:31:01,208 --> 00:31:04,875
‫اونوقت هفت سال پیش فرصت اینو داشتی که
‫سر به نیستش کنی اما کاری نکردی؟

426
00:31:04,958 --> 00:31:05,833
‫درستـه

427
00:31:05,875 --> 00:31:08,333
‫- خب، منصفانه‌ست
‫- شک ندارم الان پشیمونی

428
00:31:08,375 --> 00:31:09,625
‫من به اصول کاریم پایبندم

429
00:31:10,333 --> 00:31:12,708
‫خدای من، از دست تو و اصولت

430
00:31:13,458 --> 00:31:15,583
‫اگه توی این کار به اصلی پایبند نباشی،
‫یعنی هیچی نداری

431
00:31:15,583 --> 00:31:20,125
‫خیلی‌خب، پس گذاشتی زنده بمونه... تا بتونه
‫هفت سال بعدش بیاد خِرت رو بگیره؟

432
00:31:21,625 --> 00:31:24,541
‫می‌خوام بکشمش، صرفاً بخاطر اینکه
‫اگه این کار رو نکنم، رفیقم من رو می‌کُشه

433
00:31:24,583 --> 00:31:27,375
‫ما هم می‌خوایم رفیقت رو بکُشیم
‫چون همکار من رو کُشتی

434
00:31:27,458 --> 00:31:30,000
‫من همکارت رو کشتم
‫بخاطر اینکه می‌خواست دوستم رو بکشه

435
00:31:30,000 --> 00:31:31,583
‫- خب، من...
‫- ای داد بیداد! گند تو این زندگی!

436
00:31:31,625 --> 00:31:33,833
‫خفه‌خون بگیرید بابا!

437
00:31:33,958 --> 00:31:34,958
‫سرم درد گرفت

438
00:31:35,000 --> 00:31:37,833
‫عملاً سه‌تا قاتلِ جانی اینجا نشستیم
‫داریم حرف از اصول اخلاقی می‌زنیم

439
00:31:41,583 --> 00:31:44,458
‫می‌دونید چیـه؟ من توی ۱۷ سالگی
‫اولین مأموریتم رو اجرا کردم

440
00:31:44,583 --> 00:31:47,583
‫۲۰۰‏ پوند گرفتم تا ترمز ماشینِ
‫نامزد دخترعموم رو دستکاری کنم

441
00:31:48,083 --> 00:31:51,083
‫رفت توی پمپ‌بنزین، صدای انفجارش تا بریجند اومد

442
00:31:51,208 --> 00:31:53,416
‫چند سالی میشه که تو این کارم و
‫کارم هم حرف نداره

443
00:31:53,458 --> 00:31:57,125
‫هی سم، گفتی یه دختری هست که
‫امشب اونجا به کمک‌مون نیاز داره،

444
00:31:57,208 --> 00:31:59,833
‫یه درصدی هم شانس زنده‌موندن داریم، درسته؟

445
00:32:00,458 --> 00:32:01,458
‫آره... چیـه؟

446
00:32:02,208 --> 00:32:03,583
‫خب، از احتمالش خوشم میاد

447
00:32:04,750 --> 00:32:06,583
‫خوشحالم که می‌تونیم
‫یه قدم مثبت برداریم

448
00:32:06,625 --> 00:32:09,500
‫بعدش وقت هست به جون هم بیفتیم

449
00:32:10,333 --> 00:32:12,833
‫اون هم اگه تا فردا زنده موندیم

450
00:32:22,958 --> 00:32:25,083
‫خوش گذشت، نه؟

451
00:32:26,625 --> 00:32:28,375
‫که نمایش بچه‌ها رو دیدیم

452
00:33:03,833 --> 00:33:06,833
‫دوتا لیوان نوشیدنی لطفاً. تشکر

453
00:33:13,458 --> 00:33:15,083
‫- ممنونم
‫- بفرمایید

454
00:33:19,875 --> 00:33:21,583
‫- چقدر...
‫- نباید اینجوری خرناس بکشم

455
00:33:21,708 --> 00:33:23,708
‫- خیلی هم بلند بود
‫- ببخشید!

456
00:33:23,833 --> 00:33:26,250
‫- نوشیدنی می‌خوری؟
‫- نه، مرسی

457
00:33:26,333 --> 00:33:27,458
‫- سلام!
‫- سلام

458
00:33:27,583 --> 00:33:30,083
‫هلز، ایشون دنیـه.
‫نمی‌دونم تا حالا همدیگه رو دیدید یا نه.

459
00:33:30,583 --> 00:33:31,833
‫« چه بامزه »

460
00:33:33,333 --> 00:33:35,708
‫- نه، فکر نکنم. سلام
‫- خوشحالم از دیدنت

461
00:33:35,750 --> 00:33:38,208
‫- اسمت از دهن والاس نمیفته
‫- خدای من، چه رو مُخ!

462
00:33:38,333 --> 00:33:40,333
‫ببخشید. والاس، میشه یه لحظه بیای؟

463
00:33:40,458 --> 00:33:42,708
‫آره، یه لحظه منو ببخشید

464
00:33:48,500 --> 00:33:49,500
‫چه پیراهن خوشگلی

465
00:33:49,583 --> 00:33:51,708
‫ممنونم، چه جوراب قشنگی

466
00:33:51,750 --> 00:33:54,333
‫شوخی بین بچه‌های اداره‌ست

467
00:33:59,708 --> 00:34:01,208
‫گوشی شماست؟

468
00:34:01,333 --> 00:34:03,000
‫وای، ببخشید. شرمنده

469
00:34:03,083 --> 00:34:04,083
‫خواهش می‌کنم

470
00:34:05,833 --> 00:34:07,208
‫ببخشید، ممنون

471
00:34:08,125 --> 00:34:09,833
‫« تعمیراتی »

472
00:34:14,333 --> 00:34:17,333
‫هر کسی که این گوشی دستشـه
‫توی بد مخمصه‌ای پا گذاشته

473
00:34:17,833 --> 00:34:19,333
‫دنبال یه چیزی هستی

474
00:34:19,375 --> 00:34:21,833
‫اما سنگی رو برداشتی که زیرش مار خوابیده

475
00:34:22,333 --> 00:34:23,958
‫یه مار افعی

476
00:34:24,458 --> 00:34:28,958
‫افعی‌ای که اگه عقب نکِشی،
‫بدجور بهت حمله می‌کنه

477
00:34:29,583 --> 00:34:32,000
‫خب، قطعاً واسه سر هم کردن
‫همچین استعاره‌ای خیلی زحمت کشیدی

478
00:34:32,083 --> 00:34:35,625
‫گوش بده، نظرت چیـه بهم بگی
‫کی هستی و کجا می‌تونم پیدات کنم که

479
00:34:35,708 --> 00:34:38,458
‫بتونیم رو در رو درموردش صحبت کنیم؟

480
00:34:38,500 --> 00:34:40,250
‫نه، از این خبرها نیست

481
00:34:40,333 --> 00:34:42,958
‫شاید اگه ببینی با چی طرفی،
‫راحت‌تر بتونی تصمیم بگیری

482
00:34:48,958 --> 00:34:50,625
‫پاشو، استیون

483
00:34:56,833 --> 00:34:59,958
‫- حال و هوای جلسه چطوره؟
‫- سرد

484
00:35:02,583 --> 00:35:03,625
‫هی، برو بیرون

485
00:35:05,208 --> 00:35:06,833
‫چانگ هائو، نماینده‌ی چین

486
00:35:06,958 --> 00:35:07,958
‫آقای وب

487
00:35:08,458 --> 00:35:10,125
‫- حالتون خوبه؟
‫- ایشون وو لینـه

488
00:35:10,208 --> 00:35:11,083
‫بسیارخب

489
00:35:11,208 --> 00:35:14,125
‫آقای وو درخصوص قتل سفیر چن
‫تحقیقاتی انجام دادن

490
00:35:14,833 --> 00:35:16,875
‫تحقیقات غیرقانونی؟

491
00:35:16,958 --> 00:35:19,833
‫بدون اجازه یا همکاری پلیس متروپولین

492
00:35:19,958 --> 00:35:23,375
‫متأسفانه توی این یه مورد، امکان همکاری
‫با نیروی انتظامی شما وجود نداره

493
00:35:23,458 --> 00:35:24,458
‫چرا اونوقت؟

494
00:35:24,500 --> 00:35:27,500
‫چون بر این باوریم که
‫توی این جنایت دست داشتن

495
00:35:27,583 --> 00:35:28,833
‫جدی؟ دست داشتن؟

496
00:35:29,750 --> 00:35:31,083
‫متأسفانه توی این کشور،

497
00:35:31,125 --> 00:35:33,291
‫هم روی پلیس‌هامون اِشراف داریم و
‫هم حد و مرزی براشون تعریف شده

498
00:35:33,333 --> 00:35:36,125
‫دقیقاً برعکس وضعیتی که توی کشورتون
‫بهش عادت دارید، آقایون

499
00:35:37,583 --> 00:35:38,375
‫این چیـه؟

500
00:35:38,458 --> 00:35:40,125
‫دوربین خونه‌ی کای‌مینگ،

501
00:35:40,208 --> 00:35:43,583
‫یک ساعت قبل از اینکه جسدِ
‫سفیرمون رو اونجا پیدا کنیم

502
00:35:43,625 --> 00:35:46,333
‫آقایی که می‌بینید داره فرار می‌کنه کول آَتووده

503
00:35:46,458 --> 00:35:47,833
‫نامزد کای‌مینگ و

504
00:35:47,875 --> 00:35:49,833
‫مأمور سیا

505
00:35:49,958 --> 00:35:51,458
‫با بررسی دوربین‌های مداربسته،

506
00:35:51,583 --> 00:35:53,500
‫تونستیم ردِ کول اتوود رو

507
00:35:53,583 --> 00:35:56,625
‫از صحنه‌ی جرم تا خودِ سفارت آمریکا بزنیم

508
00:35:56,708 --> 00:35:58,708
‫هنوز ندیدیم که از اونجا بیرون بیاد

509
00:35:58,708 --> 00:35:59,583
‫« گزارش سالانه‌ی کارمندان »

510
00:36:00,250 --> 00:36:02,333
‫کُلی فیلم دوربین مداربسته هست

511
00:36:02,458 --> 00:36:05,125
‫بجز وقتی‌که آقای لین
‫سعی داشت فیلم‌های

512
00:36:05,208 --> 00:36:08,333
‫شب قتل کای‌مینگ توی آپارتمانش رو پیدا کنه

513
00:36:08,875 --> 00:36:10,250
‫چیزی پیدا نکرد

514
00:36:10,333 --> 00:36:15,458
‫انگار یکی تموم شواهدِ اتفاقی که
‫اون شب رخ داده رو نیست و نابود کرده

515
00:36:24,583 --> 00:36:28,333
‫آقای وب، سفیر ما رو کشتن و
‫دخترش هم مفقود شده

516
00:36:28,458 --> 00:36:31,208
‫نزدیک‌ترین متحدین شما علیهِ ما اعلان جنگ کردن

517
00:36:31,333 --> 00:36:33,375
‫دولت هم توی لاپوشونی کردنِ این مسئله
‫باهاشون هم‌دست شده

518
00:36:33,458 --> 00:36:35,750
‫متأسفانه این فیلم چیزی رو اثبات نمی‌کنه، آقایون

519
00:36:36,375 --> 00:36:40,958
‫مدرکش جور میشه.
‫از آمریکایی‌ها بپرس کول اتوود مأمور سیاست یا نه.

520
00:36:41,000 --> 00:36:44,000
‫بعدش بیا بهم بگو انکار کردنشون
‫حکم دروغ رو داره یا نه

521
00:36:44,083 --> 00:36:45,375
‫چرا این مسئله رو با من در میون گذاشتید؟

522
00:36:45,458 --> 00:36:47,625
‫پیشنهادهایی از سمت دولت چین

523
00:36:47,708 --> 00:36:52,333
‫برای شرکت‌های متعدد بریتانیایی هست که
‫برای قراردادهای نظامی رده یک ارائه شده

524
00:36:52,458 --> 00:36:56,833
‫تا حالا، این پیشنهادها رو رد کردن.
‫مایلیم که مجدد ارزیابی‌شون کنیم.

525
00:36:57,458 --> 00:36:59,833
‫ما با شما وارد همچین کسب و کاری نمی‌شیم،
‫خودتون هم خوب می‌دونید

526
00:36:59,958 --> 00:37:01,958
‫داریم فرصتی رو بهتون پیشنهاد می‌کنیم که

527
00:37:02,083 --> 00:37:04,458
‫از تشدید خشونت سهمگینی
‫جلوگیری می‌کنه

528
00:37:04,958 --> 00:37:07,083
‫توصیه می‌کنیم هم این مورد رو
‫در نظر داشته باشید و

529
00:37:07,125 --> 00:37:08,833
‫هم راه دیگه‌اش رو

530
00:37:21,833 --> 00:37:24,083
‫گندش بزنن

531
00:37:34,958 --> 00:37:35,750
نوشیدنی 

532
00:37:39,958 --> 00:37:41,958
‫اوضاع روبراهـه؟

533
00:37:43,208 --> 00:37:45,250
‫نوشیدنی بود؟ عاشقشم

534
00:37:46,458 --> 00:37:47,750
‫هی، باید بریم

535
00:37:47,833 --> 00:37:50,500
‫- به این زودی؟
‫- آره، یه جلسه‌ی یهویی پیش اومد

536
00:37:50,583 --> 00:37:53,708
‫دردسر تمومی نداره.
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم، هلن.

537
00:37:53,833 --> 00:37:57,250
‫ناراحت شدم واسه جاهای خوبش نیستید.
‫انگار تازه داشتید گرم می‌شدید.

538
00:37:57,333 --> 00:37:59,166
‫ناراحت نباش. خیلی شانس بیارم،
‫تو ترافیک گیر نمی‌کنم و

539
00:37:59,208 --> 00:38:01,166
‫تا یه ساعت دیگه، لباس خواب به تن،
‫می‌شینم تلویزیونم رو تماشا می‌کنم

540
00:38:01,208 --> 00:38:03,458
‫گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری‌

541
00:38:07,375 --> 00:38:08,375
‫آره گمونم

542
00:38:37,375 --> 00:38:38,458
‫می‌خوام بکِشم کنار

543
00:38:38,500 --> 00:38:39,375
‫وای، هلن

544
00:38:39,458 --> 00:38:42,833
‫توروخدا سعی نکن متقاعدم کنی که بمونم.
‫شدنی نیست.

545
00:38:43,333 --> 00:38:46,583
‫فقط وقت‌مون هدر میره و
‫من هم که باید هر یه ربع برم دستشویی

546
00:38:46,708 --> 00:38:49,000
‫پس جفت‌مون خیلی وقت نداریم

547
00:38:49,583 --> 00:38:51,583
‫- چرا الان؟
‫- بخاطر بچه‌هام

548
00:38:53,625 --> 00:38:56,458
‫- نمی‌تونم اجازه بدم قاتی همچین قضایایی بشن
‫- والاس چی؟

549
00:38:56,500 --> 00:38:59,500
‫- دلم نمی‌خواد اذیتش کنم
‫- برای چی می‌خوای ولش کنی بری؟

550
00:38:59,583 --> 00:39:01,625
‫نمی‌خوام اونو ولش کنم،
‫می‌خوام تو رو ول کنم

551
00:39:02,208 --> 00:39:03,333
‫خب، باید بری یه جای دور

552
00:39:03,458 --> 00:39:05,958
‫نمی‌تونی این دور و بر بچرخی

553
00:39:06,000 --> 00:39:06,875
‫یه جایی دارم برم

554
00:39:06,958 --> 00:39:08,583
‫- دوره؟
‫- دست تو بهمون نمی‌رسه

555
00:39:08,625 --> 00:39:10,458
‫اگه نخوام بگردم، آره

556
00:39:12,333 --> 00:39:13,791
‫خب البته که تصمیم با خودتـه

557
00:39:13,833 --> 00:39:16,083
‫احتمالاً خیلی راحت بتونیم
‫جایگزینت کنیم

558
00:39:16,125 --> 00:39:18,208
‫بعد از اینکه ولش کنی بری،
‫نزدیک شدن بهش راحت‌تر میشه

559
00:39:18,250 --> 00:39:19,708
‫یکی دیگه رو جام بیارید؟

560
00:39:19,750 --> 00:39:22,833
‫چیه، خیال کردی اگه بذاری بری
‫با کس دیگه‌ای آشنا نمیشه؟

561
00:39:23,458 --> 00:39:27,750
‫قرار نیست نقش «دوشیزه هاویشام» وامونده رو بازی کنه، هلن.
‫بالأخره با یه دختر جدید آشنا میشه و میره توی رابطه.

562
00:39:27,833 --> 00:39:31,125
‫والاس گزینه‌ی خوبیـه برای ما که بتونیم
‫در درازمدت ازش سوءاستفاده کنیم

563
00:39:31,208 --> 00:39:33,458
‫پس بله، یکی دیگه رو می‌فرستیم جات

564
00:39:33,583 --> 00:39:37,583
‫همونطوری که همیشه میگم: «گر خدا ز حکمت ببندد دری،
‫یه رحمت گشاید در دیگری»

565
00:40:03,750 --> 00:40:04,583
‫سلام!

566
00:40:04,708 --> 00:40:05,708
‫هلن

567
00:40:06,083 --> 00:40:08,875
‫- خیلی خوشحالم زنگ زدی
‫- چند وقتتـه؟

568
00:40:10,500 --> 00:40:11,833
‫سم، چی شده؟

569
00:40:11,958 --> 00:40:13,125
‫تو دردسر افتادم

570
00:40:13,833 --> 00:40:16,000
‫خب... منظورم اینـه که گند بالا آوردم

571
00:40:16,708 --> 00:40:19,458
‫اومدن سراغم، مایکل هم اینجاست.
‫ازت می‌خوام بیای نجاتش بدی.

572
00:40:20,208 --> 00:40:21,583
‫دارم میام. طاقت بیار

573
00:40:21,708 --> 00:40:23,333
‫هلن، اوضاع قاراشمیشـه

574
00:40:25,750 --> 00:40:26,708
‫میام

575
00:40:36,375 --> 00:40:38,625
‫- سم، جریان چیـه؟
‫- باید لباس بپوشی

576
00:40:38,708 --> 00:40:40,458
‫- چه کوفتی شده؟
‫- لباس بپوش

577
00:40:40,583 --> 00:40:41,958
‫- نه، سم
‫- بگیر بپوش ببینم!

578
00:40:42,083 --> 00:40:43,125
‫باهام صحبت کن

579
00:40:43,208 --> 00:40:45,125
‫اینا کی بودن؟ چرا اومدن سراغ ما؟

580
00:40:45,208 --> 00:40:46,500
‫- نیومدن سراغ ما
‫- نه

581
00:40:46,583 --> 00:40:47,583
‫اومدن سراغ من

582
00:40:48,083 --> 00:40:50,250
‫حالا گوش بده. به من گوش کن

583
00:40:50,333 --> 00:40:52,625
‫چیزی نیست، چیزیت نمیشه.
‫اما باید لباس تنت کنی.

584
00:40:52,708 --> 00:40:54,458
‫دیگه هیچی مهم نیست. بپوش تنت

585
00:40:56,125 --> 00:40:57,125
‫بجنب

586
00:40:57,208 --> 00:40:59,708
‫حالا میریم بیرون و
‫تو هم پشت‌سرم بمون، خب؟

587
00:40:59,833 --> 00:41:01,000
‫- متوجهی؟
‫- سم...

588
00:41:01,833 --> 00:41:02,833
‫چشمات رو ببند

589
00:41:11,875 --> 00:41:12,875
‫بیا

590
00:41:13,833 --> 00:41:15,750
‫بلند نشو، اینجا پله‌ست

591
00:41:16,583 --> 00:41:17,583
‫حالا، بیا پایین

592
00:41:18,500 --> 00:41:19,500
‫یکی دیگه

593
00:41:22,708 --> 00:41:23,708
‫بلند نشو

594
00:41:25,083 --> 00:41:26,250
‫- محکم منو بگیر
‫- باشه

595
00:41:27,708 --> 00:41:29,583
‫عقب، عقب

596
00:41:44,791 --> 00:41:46,041
‫یا خدا!

597
00:41:55,291 --> 00:41:56,416
‫برو، برو، برو!

598
00:42:00,916 --> 00:42:03,583
‫ای لعنت بهت 

599
00:42:03,666 --> 00:42:05,583
‫سم... سم

600
00:42:08,041 --> 00:42:09,041
‫مایکل، من...

601
00:42:10,083 --> 00:42:12,041
‫- سم، خوبی تو؟
‫- خیلی متأسفم

602
00:43:01,791 --> 00:43:02,666
‫الو؟

603
00:43:02,708 --> 00:43:03,708
‫منم

604
00:43:03,791 --> 00:43:05,041
‫یه جسد وسط خیابونِ

605
00:43:05,166 --> 00:43:07,541
‫پرستون ان۱ افتاده و
‫چندتا جسد هم توی آپارتمان‌ان

606
00:43:07,666 --> 00:43:08,791
‫که اینطور

607
00:43:08,833 --> 00:43:13,041
‫برای سم استراتژی خروج می‌خوام،
‫برای رفیقش هم امنیت جانی

608
00:43:14,083 --> 00:43:16,958
‫خب، هلن‌خانم، همچین درخواستی
‫خرج برمی‌داره

609
00:43:17,708 --> 00:43:18,916
‫کلی دنگ و فنگ داره

610
00:43:20,041 --> 00:43:22,458
‫همچین خدماتی رو نمی‌تونم
‫برای هرکسی اعمال کنم

611
00:43:23,583 --> 00:43:26,208
‫می‌مونم، نمیرم. حرف‌هام رو فراموش کن

612
00:43:28,791 --> 00:43:31,541
‫باید بدونم قابل اعتمادی و
‫می‌تونم روت حساب کنم

613
00:43:32,791 --> 00:43:34,708
‫می‌تونی، قول میدم

614
00:43:35,333 --> 00:43:37,291
‫خوشحالم همچین حرفی می‌زنی

615
00:43:38,416 --> 00:43:40,541
‫با چند نفر تماس می‌گیرم و
‫دوشنبه با هم حرف می‌زنیم

616
00:43:41,083 --> 00:43:43,083
‫سم خوش‌شانسـه که دوستی مثل تو داره

617
00:43:48,958 --> 00:43:51,291
‫به رفقات بگو افسردگی داشت و
‫باید می‌رفت

618
00:43:51,333 --> 00:43:54,666
‫بگو دعوا کردین و چند وقتی گذاشتی رفتی

619
00:43:54,708 --> 00:43:57,541
‫پیش مادر و پدرت می‌مونی.
‫خانمی به اسم رید باهات تماس می‌گیره.

620
00:43:57,583 --> 00:44:01,208
‫هرچی گفت انجام بده.
‫امروز رو فراموش کن. متوجه شدی؟

621
00:44:01,291 --> 00:44:05,166
‫هیچوقت به هیچ احدی درمورد امروز چیزی نگو.
‫اگه این کار رو نکنی، نمی‌تونم امنیتت رو تضمین کنم.

622
00:44:09,416 --> 00:44:10,416
‫بچه‌ات چیـه؟

623
00:44:12,333 --> 00:44:13,333
‫یه دختر و یه پسر

624
00:44:32,791 --> 00:44:35,958
‫« برای استیون، اِما و بچه‌ها »

625
00:44:55,708 --> 00:44:57,916
‫این حرفا رو به خانم بنده بگو

626
00:44:57,958 --> 00:44:59,416
‫اصلاً تو کَتش نمیره

627
00:44:59,458 --> 00:45:01,583
‫دوستش داره، نه؟ اون هم چه‌جورم!

628
00:45:02,291 --> 00:45:04,666
‫یا خدا، باید موشک‌اندازم رو می‌آوردم

629
00:45:05,291 --> 00:45:07,416
‫این دختری که اون توئـه،
‫چقدر مهمـه؟

630
00:45:10,291 --> 00:45:12,041
‫به دوستم قول دادم پیداش می‌کنم

631
00:45:13,708 --> 00:45:15,166
‫پس خیلی مهمـه

632
00:45:41,208 --> 00:45:42,416
‫هنوز وقت هست برگردیم ها

633
00:45:45,333 --> 00:45:46,458
‫یه بابایی هست

634
00:45:47,291 --> 00:45:49,291
‫به چند نفری نارو زده

635
00:45:52,458 --> 00:45:54,916
‫اصطلاحاً یه سری اصول رو زیر پا گذاشته

636
00:46:03,291 --> 00:46:05,666
‫ کارمون صِرف همین اصول‌ها می‌چرخه

637
00:46:06,708 --> 00:46:07,791
‫متوجهی؟

638
00:46:10,041 --> 00:46:12,166
‫ متوجه نیستی، اما متوجه میشی

639
00:46:12,208 --> 00:46:13,333
‫احتمالاً

640
00:46:13,416 --> 00:46:16,166
‫ بگذریم، این بابا یه خط قرمزی رو رد کرده

641
00:46:17,416 --> 00:46:18,541
‫ الان هم باید بمیره

642
00:46:19,333 --> 00:46:20,291
‫بی‌بروبرگرد

643
00:46:44,333 --> 00:46:46,041
‫وقتی کسی رو می‌کُشی،

644
00:46:46,666 --> 00:46:47,958
‫توی چشم‌هاشون نگاه کن،

645
00:46:48,833 --> 00:46:52,416
‫چون اینطوری می‌تونی
‫تا عمق وجودش نفوذ کنی

646
00:46:53,583 --> 00:46:55,083
‫تو غروب خورشیدی

647
00:46:58,333 --> 00:47:00,083
‫تو شبِ پیش‌روشونی

648
00:47:02,416 --> 00:47:05,083
‫تو آخرین کلمه‌ی داستان‌ زندگی‌شون رو می‌نویسی

649
00:47:14,666 --> 00:47:16,166
‫پس زُل می‌زنی تو چشم‌هاشون،

650
00:47:18,541 --> 00:47:20,041
‫چون اینو بهشون مدیونی

651
00:47:23,541 --> 00:47:24,541
‫همین و بس

652
00:47:37,541 --> 00:47:38,791
‫بعدش تموم میشه

653
00:47:55,416 --> 00:47:56,416
‫سم

654
00:47:58,208 --> 00:47:59,416
‫هنوز هم وقت هست برگردیم

655
00:48:01,708 --> 00:48:02,708
‫نه

656
00:48:03,333 --> 00:48:04,333
‫نمی‌تونم
