﻿1
00:00:07,375 --> 00:00:08,750
‫هنوز هم می‌تونی پا پس بکِشی

2
00:00:09,666 --> 00:00:10,666
‫نه

3
00:00:11,291 --> 00:00:12,291
‫نمی‌تونم

4
00:00:18,500 --> 00:00:20,500
‫هر شغلی تو دنیا یه قانونی داره

5
00:00:20,541 --> 00:00:22,250
‫مطمئنی همین رو می‌خوای، سم؟

6
00:00:22,375 --> 00:00:25,125
‫دلت نازکه
‫ولی دست‌هات به خون آلوده‌ست

7
00:00:25,166 --> 00:00:27,250
‫این دوتا اصلاً با هم جور درنمیان

8
00:00:27,375 --> 00:00:32,375
‫♪ Little Drummer Boy - FOR KING + COUNTRY ♪

9
00:00:47,291 --> 00:00:50,000
‫خب، بچه‌ها.
‫امشب تعطیله. ورود ممنوعه

10
00:00:50,125 --> 00:00:51,500
‫- چی؟
‫- امشب نه

11
00:00:51,500 --> 00:00:53,583
‫- کریسمسه!
‫- گفتم که تعطیله…

12
00:00:56,291 --> 00:00:57,291
‫بیا

13
00:01:03,666 --> 00:01:04,916
‫وایسید! کجا…

14
00:01:06,500 --> 00:01:08,041
‫لعنتی. دیدید؟

15
00:01:09,750 --> 00:01:11,208
‫- دیدیم
‫- بد خفن بود

16
00:01:11,250 --> 00:01:12,541
‫چطوره زودتر تمومش کنیم؟

17
00:01:13,250 --> 00:01:14,875
‫اون تو هوای همو داریم دیگه؟

18
00:01:15,000 --> 00:01:17,791
‫نگران نباش. تا پولمون رو ندی نمی‌کُشمت.
‫احمق که نیستم

19
00:01:20,166 --> 00:01:22,250
‫۱۰ ثانیه

20
00:01:22,291 --> 00:01:25,000
‫خب، خانم‌ها، کمربندها رو سفت ببندید.
‫وقت انفجاره

21
00:01:29,791 --> 00:01:32,791
‫ چی بود؟

22
00:01:50,375 --> 00:01:53,541
‫- این عوضی ‌ها چند نفرن؟
‫- فکر می‌کردم ۱۰ نفری باشن

23
00:01:53,541 --> 00:01:55,125
‫نه، بیشتر از ۱۰ نفرن

24
00:02:00,250 --> 00:02:02,250
‫یعنی چی آخه؟!

25
00:02:58,541 --> 00:03:01,166
‫ببین، هیچی غم‌انگیزتر از یه آدمکش پیر نیست

26
00:03:01,250 --> 00:03:03,916
‫ولی دلیل نمی‌شه
‫بذارم امشب بمیری، عوضی 

27
00:03:04,000 --> 00:03:05,000
‫بیا

28
00:03:05,875 --> 00:03:07,375
‫هی، هی!

29
00:03:07,500 --> 00:03:08,750
‫میرم هکتورو پیدا کنم

30
00:03:53,375 --> 00:03:54,541
‫می‌بینم که برگشتی

31
00:03:57,375 --> 00:03:58,375
‫آره

32
00:04:01,625 --> 00:04:02,625
‫اومدی منو بکُشی؟

33
00:04:07,625 --> 00:04:09,625
‫اوضاع مثل وقتی که رفتی نیست

34
00:04:10,875 --> 00:04:12,875
‫شهر داره از هم می‌پاشه

35
00:04:14,000 --> 00:04:15,333
‫من دنبال اون دختره می‌گردم

36
00:04:16,750 --> 00:04:18,625
‫خیلی‌ها دنبال اون دخترن

37
00:04:19,375 --> 00:04:21,125
‫خیلی‌ها هم دارن می‌میرن

38
00:04:21,750 --> 00:04:22,875
‫دیگه کی‌ها دنبالشن؟

39
00:04:26,000 --> 00:04:29,125
‫حتی نمی‌دونی با چی طرفی، مگه نه؟

40
00:04:32,125 --> 00:04:35,666
‫به‌نظرم اگه می‌خواستی منو بکُشی
‫تا الان کُشته بودی

41
00:04:42,000 --> 00:04:43,416
‫نباید برمی‌گشتی

42
00:04:51,250 --> 00:04:55,000
‫« کبوتران سیاه »

43
00:04:56,666 --> 00:04:59,750
‫استیون یاریک هستم.
‫لطفاً پیغامتون رو بذارید

44
00:04:59,750 --> 00:05:02,666
‫استیون، باز هم منم.
‫هر وقت تونستی زنگ بزن، باشه؟

45
00:05:04,666 --> 00:05:06,250
‫راستی، می‌خواستم بپرسم

46
00:05:07,000 --> 00:05:09,500
‫چیزی راجع‌به امنیت خونه نشنیدی؟

47
00:05:10,041 --> 00:05:11,500
‫چرا

48
00:05:12,875 --> 00:05:15,000
‫- بسپارش به خودم. پیگیرشم
‫- باشه

49
00:05:20,750 --> 00:05:22,166
‫خب، خونه می‌بینمت

50
00:05:23,541 --> 00:05:25,041
‫- عصر به‌خیر، جان
‫- سلام، قربان

51
00:05:32,125 --> 00:05:33,625
‫الان میاد پیشتون

52
00:05:34,250 --> 00:05:35,250
‫ممنون

53
00:05:45,041 --> 00:05:46,041
‫نخست‌وزیر

54
00:05:46,125 --> 00:05:48,375
‫والاس، ایشون جیم پریمن هستن
‫از سرویس مخفی

55
00:05:48,500 --> 00:05:52,000
‫- خواستن یه نماینده تو این جلسه داشته باشن
‫- وزیر دفاع. خوبید؟

56
00:05:52,875 --> 00:05:57,250
‫خب، چینی‌ها فکر می‌کنن
‫سی‌آی‌اِی سفیرشون رو کُشته

57
00:05:57,291 --> 00:06:00,166
‫و مقامات بلندپایه‌ی پلیس متروپولیتن هم
‫قضیه رو لاپوشونی کردن

58
00:06:00,250 --> 00:06:01,500
‫با کی حرف زدی؟

59
00:06:01,541 --> 00:06:04,750
‫دو نفر داخل آشپزخونه…
‫تو مهمونی کریسمس وزارت کار و مستمری

60
00:06:04,875 --> 00:06:08,416
‫گفتن بازرس پکن و جزو هیئت نمایندگی‌ان

61
00:06:08,500 --> 00:06:11,291
‫- با یاریک حرف زدی؟
‫- نه. گوشیش رو برنمی‌داره

62
00:06:11,375 --> 00:06:13,250
‫خب

63
00:06:13,375 --> 00:06:15,750
‫- میچ پورتر اومده
‫- آره، بفرستش تو

64
00:06:15,875 --> 00:06:17,375
‫به رئیس مقر سی‌آی‌اِی زنگ زدم

65
00:06:17,500 --> 00:06:20,875
‫مطمئنم همه چیزو روشن می‌کنه

66
00:06:21,500 --> 00:06:23,375
‫- آقایون
‫- میچ، ممنون که اومدی

67
00:06:24,541 --> 00:06:26,500
‫چه کمکی از دستم برمیاد، جناب نخست‌وزیر؟

68
00:06:26,625 --> 00:06:29,333
‫والاس امشب با دوستان مشترکمون،
‫چینی‌ها، حرف می‌زده

69
00:06:29,375 --> 00:06:32,291
‫یه شایعات بی‌اساسی
‫درباره‌ی سازمان شما مطرح شده

70
00:06:32,375 --> 00:06:36,750
‫حالا بین خودمون بمونه، ولی
‫لابلای صحبت‌ها برامون سؤال شد که

71
00:06:36,875 --> 00:06:39,500
‫ممکنه دستور قتل سفیر چین رو داده باشید؟

72
00:06:40,875 --> 00:06:44,541
‫جدی می‌پرسید؟

73
00:06:46,000 --> 00:06:48,125
‫آره… جدی میگم

74
00:06:48,875 --> 00:06:52,375
‫به‌نظر باید با رئیس‌جمهور
‫در این باره صحبت کنید

75
00:06:52,416 --> 00:06:55,625
‫با رئیس‌جمهور هم حرف می‌زنم،
‫ولی میچ، قبلش،

76
00:06:56,125 --> 00:06:57,750
‫با تو راجع‌بهش حرف می‌زنم

77
00:06:57,875 --> 00:07:02,375
‫قربان، با کمال احترام،
‫بهتره اعتبار منابعتون رو بررسی کنید

78
00:07:02,416 --> 00:07:05,041
‫که البته در این مورد،
‫گویا منبعتون دولت چینه، آره؟

79
00:07:05,125 --> 00:07:07,041
‫چی درمورد کول اَتوود می‌تونی بگی؟

80
00:07:07,125 --> 00:07:09,291
‫- نمی‌شناسمش
‫- بس کن، بابا

81
00:07:09,375 --> 00:07:11,791
‫اون دوست‌ آمریکایی دختر سفیره

82
00:07:11,875 --> 00:07:14,291
‫و آخرین باری که دیدنش
‫در حال فرار از صحنه‌ی قتل

83
00:07:14,375 --> 00:07:15,875
‫و ورود به سفارت شما بوده

84
00:07:16,500 --> 00:07:17,416
‫از اون موقع هم بیرون نیومده

85
00:07:17,500 --> 00:07:21,791
‫میچ، کول اَتوود مأمور سی‌آی‌اِیه؟

86
00:07:21,875 --> 00:07:24,875
‫می‌خواید درباره‌ی
‫مأمورهای سی‌آی‌اِی حرف بزنیم؟

87
00:07:25,541 --> 00:07:27,875
‫درو باز کنم که همه بشنون؟

88
00:07:28,000 --> 00:07:29,125
‫یعنی چی؟

89
00:07:29,166 --> 00:07:33,166
‫یعنی این دولت نَشتی داره،
‫جناب نخست‌وزیر

90
00:07:33,250 --> 00:07:34,666
‫همه خبر دارن

91
00:07:34,750 --> 00:07:38,125
‫اسرار سرپوشیده نمی‌مونن؛
‫به نحوی درز پیدا می‌کنن

92
00:07:43,500 --> 00:07:44,625
‫بله؟

93
00:07:44,666 --> 00:07:46,375
‫بله

94
00:07:47,416 --> 00:07:48,416
‫پریمن

95
00:07:49,000 --> 00:07:51,166
‫- یا خدا
‫- شوخی می‌کنی. یا خدا. فهمیدم

96
00:07:51,250 --> 00:07:52,625
‫- باشه
‫- زود برگرد

97
00:07:52,666 --> 00:07:53,750
‫۵ دقیقه بهم وقت بده

98
00:07:54,250 --> 00:07:56,416
‫- بهشون خبر میدم
‫- یا خدا

99
00:07:56,500 --> 00:08:01,916
‫جنازه‌ش امشب تو یه سطل زباله
‫نزدیک خونه‌ی کمیسر یاریک پیدا شده

100
00:08:02,875 --> 00:08:04,500
‫تازه شناساییش کردن

101
00:08:05,625 --> 00:08:06,625
‫تسلیت میگم

102
00:08:09,000 --> 00:08:10,500
‫استیون… استیون مرده؟

103
00:08:11,000 --> 00:08:13,375
‫ظاهراً شکنجه‌ش کردن

104
00:08:13,416 --> 00:08:14,416
‫یا خدا

105
00:08:16,166 --> 00:08:20,000
‫من… جای شما بودم الان
‫به رئیس‌جمهور زنگ می‌زدم، قربان

106
00:08:33,791 --> 00:08:35,791
‫« در حال تماس با تعمیرگاه »

107
00:08:41,791 --> 00:08:42,791
‫تو کی هستی؟

108
00:08:43,750 --> 00:08:44,875
‫یه منشی

109
00:08:46,000 --> 00:08:48,666
‫نماینده‌ی یه چیز… بزرگ‌تر

110
00:08:50,041 --> 00:08:52,791
‫خودت کی هستی، هلن وب؟

111
00:08:54,541 --> 00:08:56,500
‫لازم نبود اون بلا رو سر استیون بیاری

112
00:08:56,625 --> 00:08:59,750
‫اتفاقی که برای کمیسر یاریک افتاد
‫تقصیر خودت بود

113
00:09:00,541 --> 00:09:02,625
‫هر خشونت دیگه‌ای هم که رخ بده

114
00:09:02,666 --> 00:09:05,250
‫به‌خاطر اینه که خودت رو قاطی کار ما کردی

115
00:09:06,291 --> 00:09:07,500
‫خونواده‌م در امانن؟

116
00:09:10,125 --> 00:09:12,000
‫گفتم خونواده‌م در امانن؟

117
00:09:24,000 --> 00:09:26,375
‫واقعاً به‌نظرت استیون تو این کارها
‫دست داشته؟

118
00:09:26,500 --> 00:09:28,750
‫تو چی؟

119
00:09:30,625 --> 00:09:33,625
‫قتلی که قتل نیست، اون هم
‫به دستِ جاسوسی که جاسوس نیست؟

120
00:09:38,250 --> 00:09:40,125
‫تو چشمت دنبال شغل منه، مگه نه، والاس؟

121
00:09:43,125 --> 00:09:44,916
‫خب، به‌نظرم یه روز بهش می‌رسی

122
00:09:46,375 --> 00:09:47,500
‫وقتی برسی،

123
00:09:47,541 --> 00:09:50,750
‫می‌فهمی چرخ دنیا
‫اون‌جور که فکر می‌کنی نمی‌چرخه

124
00:09:50,875 --> 00:09:53,166
‫روالش این‌طور که تصور می‌کنی نیست

125
00:09:56,125 --> 00:09:57,625
‫متوجه میشی،

126
00:09:58,875 --> 00:10:00,625
‫در واقع خیلی زود…

127
00:10:04,750 --> 00:10:07,166
‫که اکثر باورهات درواقع

128
00:10:08,666 --> 00:10:10,041
‫چیزی که به‌نظر میاد نیستن

129
00:10:13,125 --> 00:10:15,416
‫این هم یه نصیحت،
‫هرچند می‌دونم گوشِت بدهکار نیست

130
00:10:17,875 --> 00:10:19,000
‫یه کار دیگه بکن

131
00:10:26,291 --> 00:10:27,750
‫عه، اینجایی

132
00:10:28,875 --> 00:10:29,833
‫اثری از نیومن نیست؟

133
00:10:30,791 --> 00:10:31,791
‫نه

134
00:10:32,291 --> 00:10:33,541
‫دختری که دنبالشیم،

135
00:10:33,625 --> 00:10:36,458
‫یه دختر چینی بیست و چند ساله‌ست
‫که مواد زده و افتاده رو کاناپه، درسته؟

136
00:10:36,500 --> 00:10:38,000
‫- آره
‫- آره، همین‌جاست

137
00:10:38,791 --> 00:10:39,625
‫چی؟

138
00:10:49,541 --> 00:10:52,875
‫خوشگله. می‌مُردی بگی، آره؟

139
00:10:56,625 --> 00:10:58,791
‫این همون دختریه
‫که من و کِنت دنبالش می‌گشتیم

140
00:10:59,250 --> 00:11:01,541
‫اگه پیداش می‌کردیم
‫باید به یه شماره زنگ می‌زدیم

141
00:11:02,250 --> 00:11:05,750
‫می‌تونستی بگی.
‫همکارم سر پیداکردن دختره جونشو از دست داد

142
00:11:06,375 --> 00:11:09,250
‫خودت کُشتیش،
‫پس خوب میشد بهم می‌گفتی

143
00:11:11,750 --> 00:11:15,125
‫- باید یه جا واسه‌ش پیدا کنم
‫- ما می‌تونیم ازش مراقبت کنیم

144
00:11:15,250 --> 00:11:19,250
‫دختره… عین… یه عروسک کوچولوئه

145
00:11:20,166 --> 00:11:21,666
‫عین یه باربی معتاد کوچولو

146
00:11:21,750 --> 00:11:23,583
‫میتونیم از باربی معتاده مراقبت کنیم؟

147
00:11:24,000 --> 00:11:26,125
‫- من نمی‌تونم ببرمش هتلم
‫- من نمی‌تونم

148
00:11:29,750 --> 00:11:31,125
‫بابت کِنت متأسفم

149
00:11:32,125 --> 00:11:35,541
‫حالا که فکر می‌کنم، احتمالاً باید
‫به یه جای دیگه‌ش شلیک می‌کردم، نه سرش

150
00:11:37,125 --> 00:11:38,583
‫مثلاً پاش

151
00:11:38,625 --> 00:11:41,625
‫خب، قانون بازیه دیگه، نه؟
‫جزو قراردادمونه

152
00:11:44,000 --> 00:11:46,416
‫راستش اَجَل دیر یا زود
‫سراغ همه‌مون می‌اومد

153
00:11:46,916 --> 00:11:48,625
‫الان هم سراغ یکیمون اومده، درسته؟

154
00:11:48,666 --> 00:11:51,500
‫روراست باشیم، هیچ‌کدوم از ما
‫زیاد عمر نمی‌کنیم

155
00:11:51,541 --> 00:11:54,666
‫من همکار سومش بودم.
‫دو نفر قبل از من مُردن، بعد هم خودش مُرد

156
00:11:55,791 --> 00:11:58,208
‫هزار بار همین رو بهش گفتم.
‫دور احساساتت رو خط بکِش تا زنده بمونی

157
00:11:58,250 --> 00:12:00,375
‫وگرنه عاقبتت مرگه

158
00:12:01,750 --> 00:12:02,625
‫یا مثل تو میشه

159
00:12:05,666 --> 00:12:07,000
‫یعنی چی مثل من میشه؟

160
00:12:07,041 --> 00:12:09,750
‫یه عالمه روح سرگردون
‫تاابد رو دوشِت سنگینی می‌کنن

161
00:12:20,625 --> 00:12:23,041
‫ما ازش مراقبت می‌کنیم،
‫ولی باید بیشتر بهمون پول بدید

162
00:12:23,041 --> 00:12:24,625
‫ما پرستار بچه نیستیم

163
00:12:44,625 --> 00:12:45,750
‫چیزه…

164
00:12:49,000 --> 00:12:50,000
‫والاس؟

165
00:12:50,750 --> 00:12:52,375
‫چی…؟

166
00:12:53,250 --> 00:12:56,000
‫چی شده؟ بیا ببینم.
‫بیا تو بغلم، بیا

167
00:13:01,291 --> 00:13:02,875
‫اشکال نداره. اشکال نداره

168
00:13:07,791 --> 00:13:12,666
‫♪ Rides Through the Morning - Michael Nau ♪

169
00:13:41,250 --> 00:13:42,625
‫یا خدا!

170
00:14:13,166 --> 00:14:16,791
‫- به‌به، چه جای قشنگی
‫- اینجا چه غلطی میکنی؟

171
00:14:18,791 --> 00:14:20,916
‫توقع نداشتم این موقع بیدار باشی

172
00:14:22,375 --> 00:14:24,250
‫هیچ‌وقت میونه‌ت با صبح‌ زود خوب نبوده

173
00:14:24,500 --> 00:14:26,125
‫یه بچه‌ی ۴ ساله دارم، پس…

174
00:14:27,166 --> 00:14:30,416
‫الان دیگه مجبورم
‫صبح زود بیدار شم

175
00:14:33,166 --> 00:14:34,166
‫اسمش چیه؟

176
00:14:34,666 --> 00:14:36,125
‫- روبی
‫- روبی

177
00:14:38,250 --> 00:14:41,416
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫من تمام کارایی رو که باید، کردم

178
00:14:41,500 --> 00:14:43,916
‫- لام‌تاکام هم حرفی نزدم
‫- می‌دونم

179
00:14:44,875 --> 00:14:46,041
‫پس واسه چی اومدی اینجا؟

180
00:14:48,541 --> 00:14:49,541
‫آهن‌رباها

181
00:14:51,875 --> 00:14:53,000
‫و ارواح سرگردون

182
00:14:54,125 --> 00:14:55,125
‫خب…

183
00:14:57,500 --> 00:14:58,500
‫می‌دونم که…

184
00:15:00,500 --> 00:15:03,625
‫حق ندارم یهو پاشم بیام اینجا… شرمنده

185
00:15:12,000 --> 00:15:13,375
‫اصلاً فکرت نیومد پیش من؟

186
00:15:19,375 --> 00:15:23,000
‫چون… فکر می‌کردم نکردی،
‫آخه بعد یه مدت فکرش از سرت می‌افته

187
00:15:23,625 --> 00:15:25,333
‫چون همین‌طوریه دیگه، نه؟

188
00:15:29,416 --> 00:15:30,416
‫آخه،

189
00:15:31,500 --> 00:15:34,500
‫تو به یکی فکر می‌کنی،
‫ولی به خیالت اون بهت فکر نمی‌کنه

190
00:15:34,541 --> 00:15:38,125
‫تو از زندگیش محو شدی دیگه

191
00:15:39,625 --> 00:15:42,125
‫با اینکه هنوزم
‫سر کوچکترین چیزی یادشون می‌افتی

192
00:15:46,125 --> 00:15:48,916
‫همیشه، مدام،
‫از سر نمیری بیرون، مثل وزوز گوش

193
00:15:49,000 --> 00:15:50,250
‫مثل وزوز گوش؟

194
00:15:50,291 --> 00:15:52,666
‫نه مثل وزوز گوش.
‫مثل… نمی‌دونم، مثل…

195
00:15:54,750 --> 00:15:57,125
‫مثل یه آهنگ که مدام تو سرم تکرار میشه

196
00:15:58,500 --> 00:15:59,500
‫یه آهنگ خوب

197
00:16:00,750 --> 00:16:01,750
‫یه آهنگ غمگین

198
00:16:02,625 --> 00:16:03,875
‫من بهت فکر می‌کردم

199
00:16:05,500 --> 00:16:07,416
‫هر وقت یه سایه منو می‌ترسوند

200
00:16:08,250 --> 00:16:10,625
‫یا یه صدا تو تاریکی
‫منو تو تخت از سر جام می‌پروند

201
00:16:11,750 --> 00:16:13,875
‫هر وقت می‌ترسیدم به تو فکر می‌کردم

202
00:16:16,541 --> 00:16:19,500
‫می‌دونی، اون ماجرا هیچ ربطی به تو نداشت

203
00:16:19,541 --> 00:16:21,666
‫- اون آدم‌ها…
‫- ای بابا!

204
00:16:22,375 --> 00:16:24,416
‫من از اونها نمی‌ترسیدم

205
00:16:24,500 --> 00:16:25,750
‫از تو می‌ترسیدم، سم

206
00:16:27,166 --> 00:16:29,041
باهات زیر یه سقف بودم

207
00:16:29,125 --> 00:16:31,041
‫می‌خواستم زندگیم رو باهات شریک شم

208
00:16:31,125 --> 00:16:32,583
‫ولی تو داشتی بهم دروغ می‌گفتی

209
00:16:32,625 --> 00:16:35,125
‫تو یه غریبه بودی که وارد زندگیم شد

210
00:16:35,166 --> 00:16:37,625
‫گذاشتی عاشق کسی بشم که وجود نداشت

211
00:16:37,666 --> 00:16:39,416
‫می‌دونی چقدر وحشتناکه؟

212
00:16:40,875 --> 00:16:44,000
‫از اون موقع هر روز ترسیده‌م
‫که نکنه باز اون اتفاق برام بیفته

213
00:16:44,916 --> 00:16:46,375
‫که یهو یه آدم معتمد دیگه

214
00:16:46,500 --> 00:16:49,875
‫یه هیولا از آب در بیاد که
‫نقاب آدم‌خوب‌ها رو زده

215
00:16:54,125 --> 00:16:55,125
‫متأسفم

216
00:16:57,416 --> 00:17:00,500
‫من تو خطرم؟ دخترم تو خطره؟

217
00:17:00,541 --> 00:17:01,541
‫نه

218
00:17:02,375 --> 00:17:03,375
‫نه

219
00:17:06,250 --> 00:17:08,500
‫پس تو و من دیگه حرفی با هم نداریم

220
00:17:25,625 --> 00:17:27,791
‫تا حالا اسم کبوتر سیاه به گوشِت خورده؟

221
00:17:38,916 --> 00:17:40,000
‫رفت که بره

222
00:17:40,041 --> 00:17:42,750
‫رفت تو. از پسش براومدی. موفق شدی

223
00:17:42,791 --> 00:17:46,375
‫نه، افتاد.
‫همینکه اونجا رو دید پخش زمین شد

224
00:17:47,000 --> 00:17:48,500
‫چه خبره؟

225
00:17:48,625 --> 00:17:50,541
‫- سلام
‫- هلن!

226
00:17:50,625 --> 00:17:51,625
‫سلام

227
00:17:52,250 --> 00:17:54,500
‫گفتم تو تزیین خونه‌ی زنجبیلی کمک کنم

228
00:17:54,541 --> 00:17:56,791
‫ولی یه کم حواسمون پرت شد،
‫مگه نه، اُلی؟

229
00:17:59,041 --> 00:18:02,750
‫- یورش آدم برفی به خونه
‫- فکر کنم خراب‌ترش کردیم

230
00:18:02,875 --> 00:18:04,625
‫ولی دنی خیلی مهربون بوده، پس…

231
00:18:04,750 --> 00:18:07,875
‫راجع‌به استیون شنیدیم.
‫والاس می‌گفت خیلی صمیمی بودن

232
00:18:08,416 --> 00:18:10,750
‫خب، خیلی لطف کردی

233
00:18:11,250 --> 00:18:15,125
‫راستش، من نمی‌مونم.
‫فقط خواستم بیام بگم به فکرتون هستیم

234
00:18:15,250 --> 00:18:16,250
‫ممنون

235
00:18:17,375 --> 00:18:19,791
‫- چقدر قشنگ
‫- چه باحاله. بچه‌ها درست کردن؟

236
00:18:19,875 --> 00:18:21,375
‫نه، کار خودمه

237
00:18:22,625 --> 00:18:23,500
‫چه باحال

238
00:18:25,875 --> 00:18:28,666
‫- خب، تو دفتر می‌بینمت
‫- آره. نه

239
00:18:28,750 --> 00:18:29,875
‫بدرقه‌ت می‌کنم

240
00:18:29,916 --> 00:18:31,916
‫از غول تشن دم در نترس

241
00:18:32,000 --> 00:18:35,125
‫اسمش جفه. محافظ شخصی جدیدمونه

242
00:18:35,250 --> 00:18:36,500
‫- ممنون
‫- هی!

243
00:18:41,875 --> 00:18:45,000
‫- والاس میگه تازه واردی
‫- یکی دو ماهه

244
00:18:53,000 --> 00:18:56,791
‫وای. چه هیکلی داره.
‫از کجا میشه یه جف گیر آورد؟

245
00:18:58,791 --> 00:19:00,000
‫خب، بعداً می‌بینمت

246
00:19:00,041 --> 00:19:01,041
‫امیدوارم

247
00:19:10,875 --> 00:19:13,083
‫وقتی دختر بودم یه درخت پلاستیکی داشتیم

248
00:19:13,125 --> 00:19:14,125
‫هر سال همون درخت

249
00:19:14,791 --> 00:19:17,166
‫یه هفته قبل از کریسمس
‫بابام می‌رفت بالا تو انباری

250
00:19:17,250 --> 00:19:19,875
‫هی داد و بیداد می‌کرد تا درش بیاره

251
00:19:21,125 --> 00:19:22,541
‫تا پاهای بابامو نبینم که

252
00:19:22,625 --> 00:19:24,916
‫از سقف آویزونه
‫و سر مامانم داد می‌زنه

253
00:19:25,000 --> 00:19:28,250
‫که اون نردبون لامصب رو محکم بگیره
‫حس نمی‌کنم کریسمسه

254
00:19:31,166 --> 00:19:32,625
‫چرا گفتی بیام اینجا؟

255
00:19:34,375 --> 00:19:35,750
‫چینی‌ها فیلمی از

256
00:19:35,875 --> 00:19:39,750
‫یه جاسوس آمریکایی
‫موقع فرار از صحنه‌ی قتل سفیر چن دارن

257
00:19:40,541 --> 00:19:43,291
‫- کی؟
‫- اسمش کول اَتووده

258
00:19:44,875 --> 00:19:47,166
‫دوست‌ دختر سفیره

259
00:19:47,250 --> 00:19:50,041
‫عجب، دوست‌ کای‌مینگ
‫یه جاسوس آمریکاییه؟

260
00:19:50,625 --> 00:19:52,500
‫حالا همه ترسیده‌ن که

261
00:19:52,625 --> 00:19:55,541
‫نکنه چینی‌ها بخوان
‫با یه احمقانه تلافی کنن

262
00:19:55,625 --> 00:19:58,250
‫چرا آمریکایی‌ها باید سفیر چین رو بکُشن؟

263
00:19:58,375 --> 00:20:01,125
‫همه همین رو میگن دقیقاً.
‫عمراً همچین کاری می‌کردن

264
00:20:01,166 --> 00:20:04,250
‫با هیچ عقلی جور درنمیاد،
‫حتی با عقل آمریکایی‌ها

265
00:20:07,250 --> 00:20:08,250
‫این چیه؟

266
00:20:08,541 --> 00:20:11,416
‫یادداشتیه از یه طرف ذی‌نفع
‫که خواهان میانجی‌گری ما شده

267
00:20:11,500 --> 00:20:13,291
‫حاضرن یه عالمه پول بدن به اَتوود

268
00:20:13,375 --> 00:20:15,625
‫تا کلاً غائله رو بخوابونه

269
00:20:15,666 --> 00:20:17,416
‫این طرف ذی‌نفع کیه حالا؟

270
00:20:19,250 --> 00:20:21,875
‫بهتره خودتو درگیر جزئیات نکنی، هلن

271
00:20:22,666 --> 00:20:26,000
‫پس می‌خوان اَتوود
‫اعتبار چینی‌ها رو خدشه‌دار کنه،

272
00:20:26,041 --> 00:20:28,625
‫از آمریکا فرار کنه،
‫یه حلقه‌ی جاسوسی رو لو بده

273
00:20:28,666 --> 00:20:30,041
‫تا در عوض…؟

274
00:20:31,000 --> 00:20:33,875
‫اون‌قدر جیب‌هاشو پُر پول کنن
‫که کفاف ۱۰ نسل بعدش رو هم بده

275
00:20:34,000 --> 00:20:36,625
‫تو هم می‌خوای من ترتیبش رو بدم؟

276
00:20:36,666 --> 00:20:38,416
‫دیگه اصلاً دلم نمی‌خواد

277
00:20:38,500 --> 00:20:40,875
‫پای تو به این‌جور مسائل باز بشه

278
00:20:40,916 --> 00:20:43,500
‫مخصوصاً بعد از اتفاقی
‫که واسه کمیسر یاریک افتاد

279
00:20:43,625 --> 00:20:46,916
‫ولی خیلی فوریه و گزینه‌ی بهتری هم نداریم

280
00:20:47,000 --> 00:20:47,875
‫چطوری؟

281
00:20:48,000 --> 00:20:49,875
‫مگر توی سفارت آشنا نداری؟

282
00:20:52,250 --> 00:20:53,250
‫ونسا؟

283
00:20:54,250 --> 00:20:56,125
‫خودِ خودش

284
00:20:56,250 --> 00:20:59,625
‫به دستیارش ایمیل زدم
‫و یه قرار به صرف قهوه واسه‌تون ردیف کردم

285
00:20:59,750 --> 00:21:01,000
‫دل تو دلش نیست که تو رو ببینه.
‫کلی حرف دارید بزنید

286
00:21:01,041 --> 00:21:02,375
‫شوهرش جونش رو به لبش رسونده

287
00:21:03,666 --> 00:21:05,000
‫ولی وقتی پیششی،

288
00:21:05,041 --> 00:21:07,375
‫یه جوری حواسش رو پرت کن
‫و برو طبقه‌ی بالا

289
00:21:07,416 --> 00:21:09,250
‫اَتوود تو اتاق جِی‌چهاره

290
00:21:09,375 --> 00:21:11,666
‫یه آدرس واست می‌فرستم
‫که بعدش ببریش اونجا

291
00:21:11,666 --> 00:21:12,625
‫پس برو سراغش

292
00:21:12,666 --> 00:21:15,875
‫کول اَتوودو پیدا کن
‫و خبر خوش رو بهش بده

293
00:21:17,166 --> 00:21:20,000
‫هم قراره جلوی یه جنگ رو بگیره،
‫هم خرپول بشه

294
00:21:20,750 --> 00:21:23,291
‫فقط هم لازمه به کشورش خیانت کنه

295
00:21:24,125 --> 00:21:26,625
‫یه در بسته و یه در دیگه باز میشه

296
00:21:28,875 --> 00:21:30,250
‫درسته

297
00:21:32,291 --> 00:21:34,083
‫از این همه دوز و کلک خسته نمیشی، نه؟

298
00:21:34,083 --> 00:21:36,500
‫خودت خواستی. خواستِ خودت بوده.

299
00:21:36,541 --> 00:21:38,791
‫خواستی دست‌هات
‫به خون آلوده باشه، یادت میاد؟

300
00:21:41,000 --> 00:21:42,416
‫سم داره پیشرفت می‌کنه

301
00:21:43,416 --> 00:21:46,625
‫به‌زودی می‌فهمیم کی پشت این قضیه‌ست.
‫بعدش می‌تونیم آروم بگیریم

302
00:21:47,375 --> 00:21:51,041
‫تا کریسمس همه چی
‫به روال عادی برمی‌گرده

303
00:21:52,250 --> 00:21:54,791
‫خب، بلکه برگرده، هلن.
‫واقعاً امیدوارم

304
00:22:03,375 --> 00:22:05,500
‫یک پیغام جدید دارید

305
00:22:05,541 --> 00:22:08,750
‫عزیزم، منم. کای‌مینگ رو پیدا کردیم.
‫الان آدرس رو پیامک می‌کنم

306
00:22:32,791 --> 00:22:34,791
‫- کیه؟
‫- منم

307
00:22:40,666 --> 00:22:42,375
‫یه چیزهایی واسش آوردم

308
00:22:43,291 --> 00:22:45,291
‫آب پرتقال، انگور

309
00:22:45,416 --> 00:22:48,541
‫یه بطری نوشیدنی 
‫و یه… کیک شکلاتی

310
00:22:48,583 --> 00:22:51,958
‫اون یه معتاده که با آرام‌بخش بی‌هوش شده، سم.
‫جشن تولد مامانت نیست‌ها

311
00:22:52,041 --> 00:22:55,166
‫- نمی‌دونستم چی واسش بگیرم
‫- صبح به‌خیر، سم

312
00:22:56,541 --> 00:22:57,541
‫بهش زنگ زدی؟

313
00:22:57,666 --> 00:23:00,916
‫تو ۱۷ نفرو تو یه دیسکو به رگبار بستی

314
00:23:01,041 --> 00:23:03,125
‫فکر کردی سر از اخبار درنمیاره؟

315
00:23:03,166 --> 00:23:05,166
‫- هکتور هم اونجا نبود؟
‫- نه

316
00:23:05,291 --> 00:23:07,458
‫ولی خودم ترتیبش رو میدم. نگران نباش

317
00:23:07,541 --> 00:23:11,791
‫خب، هنوز معلوم نیست که
‫من چقدر باید نگران باشم

318
00:23:11,916 --> 00:23:14,083
‫ولی به‌نظرم بهتره یه‌کم
‫به این موضوع فکر کنی

319
00:23:15,333 --> 00:23:18,041
‫امروز صبح اینجا شده
‫عین ایستگاه قطار پیکادلی

320
00:23:19,583 --> 00:23:21,583
‫بیا تو. همه اینجان

321
00:23:24,541 --> 00:23:26,291
‫هلن وب!

322
00:23:27,291 --> 00:23:30,791
‫لنی لاینز. فکر نکنم تا حالا
‫از نزدیک همو دیده باشیم

323
00:23:30,916 --> 00:23:32,416
‫هلن، این ویلیامزه

324
00:23:32,458 --> 00:23:34,708
‫قبلاً که قصد جونت رو کرده بود
‫باهاش آشنا شدی

325
00:23:34,791 --> 00:23:36,708
‫- آره، یادمه
‫- یادته داشتم می‌بردم؟

326
00:23:36,708 --> 00:23:39,958
‫- یادمه دو نفر بودید
‫- اولش آره

327
00:23:40,041 --> 00:23:41,666
‫اِلنور، قاتل حرفه‌ای

328
00:23:43,666 --> 00:23:44,666
‫هنوز بیدار نشده؟

329
00:23:45,166 --> 00:23:48,416
‫نه. یه عالمه روان‌گردن تو خونِشه

330
00:23:48,958 --> 00:23:52,458
‫خوش به حالش.
‫پس ملت دنبال این دختره‌ان؟

331
00:23:52,541 --> 00:23:53,791
‫- آره
‫- کی‌ها؟

332
00:23:53,833 --> 00:23:56,125
‫هر کی که هستن،
‫حاضرن بابتش کلی پول بدن

333
00:23:56,541 --> 00:23:57,541
‫خب،

334
00:23:58,208 --> 00:23:59,208
‫سم

335
00:24:00,416 --> 00:24:03,416
‫هکتور همچنان متواریه

336
00:24:03,541 --> 00:24:05,291
‫و باید گیرش بیاری

337
00:24:05,333 --> 00:24:09,291
‫وگرنه به‌ناچار مایکل جونت
‫به‌خاطرات می‌پیونده

338
00:24:09,333 --> 00:24:12,666
‫که خدا شاهده دلم نمی‌خواد
‫کار به اونجا بکِشه

339
00:24:13,791 --> 00:24:15,958
‫پس دست‌دست نکن

340
00:24:20,708 --> 00:24:23,833
‫- تو پای مایکل رو به ماجرا باز کردی؟ گوه توش
‫- نه. چیزی نیست. حالش خوبه

341
00:24:23,916 --> 00:24:26,291
‫تا از چه زاویه‌ای به قضیه نگاه کنی؛
‫هم هست هم نیست

342
00:24:27,708 --> 00:24:30,291
‫- باشه، کای‌مینگ
‫- اِی عوضی! جمجمه ت رو خُرد می‌کنم‌ها!

343
00:24:30,333 --> 00:24:31,958
‫خیلی‌خب، آروم باش. گوش کن. هیچ…

344
00:24:32,833 --> 00:24:35,208
‫- یا خدا!
‫- هوی! اون چراغِ مادربزرگم بود

345
00:24:35,291 --> 00:24:37,250
‫کای‌مینگ، ما دوستیم

346
00:24:37,333 --> 00:24:38,916
‫- می‌خوایم بهت کمک کنیم
‫- من شما رو نمی‌شناسم

347
00:24:38,958 --> 00:24:41,208
‫ما از دست آدم‌هایی که
‫زندانیت کرده بودن نجاتت دادیم

348
00:24:41,250 --> 00:24:42,875
‫یه خبر بد هم در همین رابطه بهت بدم

349
00:24:42,958 --> 00:24:45,041
‫باید ساقی جدید پیدا کنی؛
‫چون دخل همه‌شونو آوردیم

350
00:24:45,083 --> 00:24:46,333
‫- چی؟
‫- کای‌مینگ

351
00:24:47,250 --> 00:24:49,708
‫- می‌دونی که پدرت مُرده؟
‫- معلومه که می‌دونم

352
00:24:49,833 --> 00:24:51,875
‫خبر داری که سه نفر دیگه هم مُردن؟

353
00:24:51,958 --> 00:24:54,000
‫دوستت، مَگی، و… دو تا مَرد دیگه

354
00:24:54,083 --> 00:24:55,000
‫آره

355
00:24:55,083 --> 00:24:57,208
‫ما در تلاشیم قاتل‌هاشونو گیر بیاریم

356
00:24:57,708 --> 00:24:59,500
‫آره، باید بدونیم بعد از قتل پدرت چی شد

357
00:24:59,500 --> 00:25:00,708
‫می‌خوای بشینی؟ آره؟

358
00:25:01,833 --> 00:25:02,833
‫باشه

359
00:25:07,750 --> 00:25:10,708
‫با دوست‌هام رفته بودم بیرون.
‫وقتی برگشتم خونه،

360
00:25:10,833 --> 00:25:13,083
‫جسد بابام رو تو آپارتمانم پیدا کردیم

361
00:25:13,208 --> 00:25:15,083
‫همه‌مون… هول کردیم

362
00:25:15,750 --> 00:25:18,083
‫دوستم، کول، فرار کرد

363
00:25:19,375 --> 00:25:22,208
‫من هم مغزم درست کار نمی‌کرد

364
00:25:22,333 --> 00:25:24,583
‫و یه عالمه مواد همراهم بود

365
00:25:25,708 --> 00:25:27,833
‫خب، گمونم خودم هم هول کردم

366
00:25:27,958 --> 00:25:29,750
‫واسه همین فرار کردم…

367
00:25:30,958 --> 00:25:34,125
‫- رفتم یه جایی که بلد بودم
‫- یه انباری تو جنوب لندن؟

368
00:25:34,625 --> 00:25:37,583
‫- آره، بعضی وقت‌ها اونجا جنس می‌گیرم
‫- الان شده سردخونه

369
00:25:39,625 --> 00:25:44,333
‫از کِی دیگه جای مهمون، شدی گروگانشون؟

370
00:25:44,375 --> 00:25:48,083
‫از وقتی فهمیدن کی‌ام.
‫خواستم برم، منتها نذاشتن

371
00:25:48,958 --> 00:25:52,250
‫- هی ازم سؤال می‌پرسیدن
‫- چه سؤال‌هایی؟

372
00:25:53,875 --> 00:25:55,833
‫می‌خواستن راجع‌به ترنت بدونن

373
00:25:56,958 --> 00:25:58,875
‫- ترنت کیه؟
‫- یکی که می‌شناسمش

374
00:26:00,125 --> 00:26:03,500
‫بچه‌ی خِنگیه،
‫ولی همیشه کمک می‌کنه چیز بگیریم…

375
00:26:03,583 --> 00:26:04,458
‫مواد؟

376
00:26:04,583 --> 00:26:05,375
‫آره

377
00:26:07,958 --> 00:26:11,125
‫فکر کنم خونواده‌اش پارتی‌کُلُفتـن،
‫ولی… نمی‌دونم

378
00:26:11,750 --> 00:26:13,583
‫بگذریم، ول‌کُن نبودن.
.یه بند سراغش رو می‌گرفتن

379
00:26:13,708 --> 00:26:18,125
‫چیزی راجع‌به یه
جیسون دیویس نامی نمی‌دونی؟

380
00:26:19,208 --> 00:26:21,958
‫اون... نه. اون... واسم یه پیغام گذاشت

381
00:26:23,208 --> 00:26:26,000
‫فقط گفت که اون دوست مگیـه و
‫خواست بهش زنگ بزنم

382
00:26:26,083 --> 00:26:27,833
‫- دوست‌؟
‫- آره

383
00:26:27,875 --> 00:26:28,875
‫چـ...

384
00:26:30,333 --> 00:26:33,333
‫منظورش از این حرف چی بود؟

385
00:26:33,375 --> 00:26:34,708
‫نمی‌دونم

386
00:26:35,833 --> 00:26:36,958
‫دیگه زنگ نزدم بهش

387
00:26:39,083 --> 00:26:42,250
‫نمی‌خواستم هیچ کدوم از این اتفاقات بیفتن

388
00:26:43,083 --> 00:26:45,500
‫آهای! ناراحت نشو

389
00:26:46,083 --> 00:26:48,208
‫یه لیوان نوشیدنی می‌خوای؟

390
00:26:49,250 --> 00:26:51,583
‫با یه کیک شکلاتی؟

391
00:26:54,708 --> 00:26:57,083
‫آره؟ می‌خواد

392
00:26:57,125 --> 00:26:59,083
‫به نظرت دوست‌ش هنوز زنده‌ست؟

393
00:26:59,125 --> 00:27:00,958
‫اسمش «کول اتوود»ـه. جاسوسـه

394
00:27:01,750 --> 00:27:03,083
‫- نه!
‫- آره

395
00:27:03,208 --> 00:27:05,958
‫مأمور سی‌آی‌ای. چینی‌ها خیال می‌کنن
‫اون سفیر رو کُشته

396
00:27:06,875 --> 00:27:09,708
‫رید می‌خواد وارد سفارت آمریکا بشم و
‫درش بیارم

397
00:27:10,458 --> 00:27:13,000
‫شاید مفید واقع بشه.
‫می‌تونیم سین‌جیمش کنیم.

398
00:27:13,083 --> 00:27:16,708
‫بفهمیم این ترنت کدوم خریـه و
‫جیسون چطوری قاتی این قضایا شده

399
00:27:16,833 --> 00:27:19,000
‫- به نظر خیلی خطرناک میاد
‫- آره

400
00:27:20,375 --> 00:27:21,375
‫می‌خوای بیای؟

401
00:27:30,000 --> 00:27:31,958
‫همکار داریم تا همکار

402
00:27:33,250 --> 00:27:34,125
‫درسته

403
00:27:34,208 --> 00:27:37,250
‫مثلاً خودم و خودت، همکاریم

404
00:27:37,833 --> 00:27:39,958
‫معنیش این نیست
‫هر چی از خودش گفته درست بوده

405
00:27:40,083 --> 00:27:42,208
‫خدایا، چیزی نمونده بود که باهاش فرار کنم

406
00:27:43,208 --> 00:27:44,875
‫اگه همه‌ش الکی باشه چی، سم؟

407
00:27:47,250 --> 00:27:48,750
‫اصلاً چیزی از خودت

408
00:27:49,875 --> 00:27:51,833
‫بهش گفتی؟

409
00:27:51,875 --> 00:27:54,583
‫نه. هیچی بهش نگفتم

410
00:28:01,333 --> 00:28:04,333
‫از خدات بود فرار کنی چون طرف مقابل
‫جیسون بود، یا فقط هدفت فرار کردن بود؟

411
00:28:04,458 --> 00:28:05,833
‫نمی‌دونم. آخه من...

412
00:28:07,583 --> 00:28:08,583
‫گمونم...

413
00:28:11,750 --> 00:28:15,833
‫اولش که وارد این نقش شده بودم، یه دفترچه
‫داشتم که دروغ‌هام رو توش می‌نوشتم

414
00:28:16,583 --> 00:28:19,958
‫بعدش وقتی حفظشون می‌کردم،
‫صفحاتش رو می‌سوزوندم و تموم

415
00:28:20,458 --> 00:28:21,708
‫دیگه می‌شدن واقعیت

416
00:28:22,833 --> 00:28:24,583
‫کلی راز دارم که از تو پنهونـه

417
00:28:24,625 --> 00:28:27,833
‫رازهای زیادی دارم که از والاس،
‫بچه‌ها و رید پنهون هستن

418
00:28:28,750 --> 00:28:33,333
‫گاهی از خواب بیدار می‌شم و نفسم بالا نمیاد.
‫نفسم بالا نمیاد، سم، چون...

419
00:28:35,583 --> 00:28:37,083
‫اصلاً نمی‌دونم کی هستم

420
00:28:38,958 --> 00:28:40,958
‫هیچکس دیگه‌ای هم نمی‌دونه من کی‌ام

421
00:28:44,333 --> 00:28:46,333
‫نمی‌دونم چرا می‌خواستم باهاش فرار کنم

422
00:28:47,750 --> 00:28:48,958
‫شاید اون هم...

423
00:28:50,250 --> 00:28:52,583
‫مثل یه صفحه‌ی جدید واسه
‫نوشتن یه دروغِ دیگه بود

424
00:28:56,083 --> 00:28:57,375
‫ولی رنگ و بوی عشق داشت

425
00:29:03,458 --> 00:29:04,458
‫مایکل چی؟

426
00:29:05,958 --> 00:29:07,000
‫رفتم دیدنش

427
00:29:08,333 --> 00:29:09,375
‫خب، حماقت کردی

428
00:29:10,208 --> 00:29:11,208
‫آره خدایی

429
00:29:13,458 --> 00:29:14,708
‫چطوریا بود؟

430
00:29:17,083 --> 00:29:18,333
‫خب...

431
00:29:18,958 --> 00:29:21,083
‫خوب شد به قطعیت رسیدم که ازم نفرت داره

432
00:29:21,208 --> 00:29:23,083
‫ندونستش بد‌تره گمونم

433
00:29:26,958 --> 00:29:30,125
‫همیشه واسم سؤال بود...
‫اگه زمان زیادی بگذره...

434
00:29:32,375 --> 00:29:33,208
‫می‌دونی...

435
00:29:38,833 --> 00:29:39,833
‫متأسفم

436
00:29:44,375 --> 00:29:45,375
‫عزیزم

437
00:29:47,250 --> 00:29:48,583
‫آخرش کمر راست می‌کنیم، مگه نه؟

438
00:29:52,958 --> 00:29:53,958
‫احتمالاً

439
00:29:56,333 --> 00:29:58,375
‫اگه قرار بود فهرستی از ساختمون‌های اروپا

440
00:29:58,958 --> 00:30:01,333
‫که شدیدترین تدابیر امنیتی رو دارن درست کنم،

441
00:30:01,458 --> 00:30:05,750
‫اینجا و کلاب «برگهاین» با هم
‫توی صدر فهرست قرار می‌گرفتن

442
00:30:08,083 --> 00:30:11,708
‫یعنی من که وارد برگهاین شدم،
‫ولی منظورم رو متوجه میشی

443
00:30:11,833 --> 00:30:12,833
‫اوهوم

444
00:30:13,125 --> 00:30:17,083
‫به مجوز ورود نیاز داریم،
‫احتمالاً با چاشنی تغییر قیافه

445
00:30:17,833 --> 00:30:20,833
‫آسانسورهای خدماتی هم هستن...

446
00:30:20,958 --> 00:30:23,500
‫نه، میرم دوستم ونسا رو ببینم

447
00:30:24,916 --> 00:30:25,958
‫ونسا؟

448
00:30:26,000 --> 00:30:30,083
‫آره، دبیر امور دیپلماتیک 45 ساله اهل دلاوِر

449
00:30:30,208 --> 00:30:33,083
‫جونم برات بگه که، یحتمل
‫خسته‌کننده‌ترین زنیـه که به عمرم دیدم،

450
00:30:33,125 --> 00:30:36,208
‫در ضمن یادت باشه، تقریباً کل
‫دایره‌ی اجتماعی من

451
00:30:36,333 --> 00:30:38,958
‫از اعضای رده بالای حزب محافظه‌کار تشکیل شده

452
00:30:39,000 --> 00:30:40,875
‫خب تا تو داخلی، من چیکار کنم؟

453
00:30:41,375 --> 00:30:43,833
‫به این شماره زنگ بزن.
‫ونسا رابینسون رو جویا شو.

454
00:30:43,875 --> 00:30:45,708
‫بگو مورد اضطراریـه. نمی‌دونم

455
00:30:45,833 --> 00:30:48,333
‫اونقدری پشت خط نگهش دار که من
‫خودم رو برسونم طبقه‌ی بالا و

456
00:30:48,333 --> 00:30:49,250
‫کول اتوود رو گیر بیارم

457
00:30:49,333 --> 00:30:52,958
‫یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم و
‫من بیرون توی ماشین نشسته بودم و منتظرت بودم؟

458
00:30:53,000 --> 00:30:54,583
‫زندگی واقعاً پر از انعکاسـه، نه؟

459
00:30:56,000 --> 00:30:57,125
‫عه

460
00:30:57,208 --> 00:30:58,083
‫موفق باشی

461
00:31:12,333 --> 00:31:14,458
‫از این طرف، خانم.
‫وسایل رو بذارید داخل سبد.

462
00:31:26,333 --> 00:31:28,833
«هلن وب، مجوز بازدید، سفارت آمریکا در لندن»

463
00:31:33,625 --> 00:31:35,458
‫همونجاست. ممنون

464
00:31:35,583 --> 00:31:37,500
‫- سلام
‫- سلام

465
00:31:38,250 --> 00:31:41,125
‫وای خدا.
‫خیلی خوشحالم که زنگ زدی.

466
00:31:41,208 --> 00:31:42,833
‫- چندین ماه بود که ندیده بودمت
‫- می‌دونم

467
00:31:42,875 --> 00:31:44,458
‫این ساختمون دیگه منو روانی کرده

468
00:31:44,500 --> 00:31:46,208
‫- ماجرای اَبی رو شنیدی؟
‫- آره

469
00:31:46,333 --> 00:31:48,833
‫مرخصی زایمان گرفته،
‫که خب، خوش به حالش

470
00:31:48,875 --> 00:31:51,250
‫ولی حدس بزن چی شده؟ اون نمی‌تونه
‫مرخصی پس از زایمان داشته باشه

471
00:31:51,333 --> 00:31:54,083
‫پس تا آخر بهار یکی از اعضای
‫تیمم نیست و دارم به فنا میرم

472
00:31:54,125 --> 00:31:55,125
‫وای نه

473
00:31:58,333 --> 00:32:00,333
« ونسا رابینسون »

474
00:32:00,333 --> 00:32:02,333
« تماس از مایکل »

475
00:32:07,708 --> 00:32:08,750
‫الو؟

476
00:32:11,250 --> 00:32:13,458
‫خب، تو چی هستی، سم؟

477
00:32:14,458 --> 00:32:15,500
‫کی هستی؟

478
00:32:17,708 --> 00:32:18,708
‫من...

479
00:32:21,833 --> 00:32:25,333
‫اگه واست راحت‌ترش می‌کنه بگم:
‫هر چی بگی، بدتر از اینی که الان هست نمیشه

480
00:32:32,083 --> 00:32:33,833
‫به من میگن آدم‌کُش

481
00:32:36,583 --> 00:32:38,000
‫واسه پول آدم می‌کُشم

482
00:32:39,083 --> 00:32:40,083
‫اوه

483
00:32:40,208 --> 00:32:42,625
‫آ...

484
00:32:43,500 --> 00:32:45,208
‫تابحال چند نفر رو...

485
00:32:45,250 --> 00:32:46,958
‫نمی‌خوام بگم

486
00:32:47,958 --> 00:32:51,125
‫یه عدد تقریبی بهم بگو

487
00:32:51,833 --> 00:32:53,333
‫بیشتر از 20

488
00:32:54,875 --> 00:32:56,083
‫کمتر از 50

489
00:32:58,083 --> 00:32:59,583
‫بدتر شد، مگه نه؟

490
00:32:59,625 --> 00:33:01,750
‫نمی‌دونم

491
00:33:03,833 --> 00:33:04,708
‫مایکل؟

492
00:33:04,833 --> 00:33:06,625
‫خیلی متأسفم. من...

493
00:33:06,708 --> 00:33:09,458
‫میشه... چند لحظه‌ی دیگه بهت زنگ بزنم؟

494
00:33:10,000 --> 00:33:12,458
‫می‌خوام صحبت‌هامون رو ادامه بدیم

495
00:33:12,583 --> 00:33:14,125
‫سر کاری؟

496
00:33:14,208 --> 00:33:15,208
‫نه

497
00:33:15,708 --> 00:33:16,833
‫یعنی... نه

498
00:33:18,458 --> 00:33:21,333
‫یعنی قرار نیست کسی رو از پشت بگیری خفه کنی؟

499
00:33:21,375 --> 00:33:22,375
‫نه، نه، نه

500
00:33:23,333 --> 00:33:25,625
‫خدایا، نه. یعنی، من هیچوقت... نه

501
00:33:25,708 --> 00:33:27,458
‫بگذریم...

502
00:33:28,625 --> 00:33:30,958
‫یکم دیگه بهت زنگ می‌زنم. شرمنده

503
00:33:31,000 --> 00:33:32,333
‫« ونسا رابینسون »

504
00:33:35,333 --> 00:33:39,208
‫سلام. میشه با ونسا رابینسون حرف بزنم؟

505
00:33:39,333 --> 00:33:40,708
‫یه مورد اضطراری هست

506
00:33:40,833 --> 00:33:43,875
‫...کاری رو کردم که مادرم کرد و
‫واسه به کُرسی نشوندن حرفم ناراحت موندم

507
00:33:43,958 --> 00:33:45,875
‫صد البته که واسه عید شکرگزاری رفتم خونه

508
00:33:45,958 --> 00:33:48,625
‫پس، گمونم من و تیم
‫کریسمس رو همینجا بگذرونیم

509
00:33:48,708 --> 00:33:50,958
‫- صحیح
‫- راستش رو بخوای، خلاص شدم...

510
00:33:51,083 --> 00:33:53,708
‫ونسا، پشت تلفن می‌خوانت.
‫به نظر اضطراریـه.

511
00:33:53,833 --> 00:33:55,333
‫- خیلی‌خب. دو دقیقه وایسا
‫- باشه

512
00:33:56,333 --> 00:33:57,208
‫همینجا منتظرت می‌مونم

513
00:34:02,208 --> 00:34:04,375
‫چندتا آبمیوه بذار توی فریزر

514
00:34:04,458 --> 00:34:06,833
‫خدایی؟ من باید برم.
‫اونجا می‌بینمت.

515
00:34:14,083 --> 00:34:16,875
‫- وای خدا، خیلی شرمنده‌ام، ببخشید
‫- عذر می‌خوام

516
00:34:22,958 --> 00:34:25,208
‫- ونسا هستم
‫- سلام، خانم رابینسون

517
00:34:25,208 --> 00:34:29,458
‫از واحد فرماندهی حفاظت
‫پلیس متروپولیتن تماس می‌گیرم و

518
00:34:29,500 --> 00:34:32,833
‫باید درمورد تیم حفاظتی‌تون باهاتون صحبت کنم

519
00:34:32,958 --> 00:34:34,583
‫من تیم حفاظتی ندارم

520
00:34:34,583 --> 00:34:37,208
‫بله، ما هم به شدت نگران همین هستیم

521
00:34:37,333 --> 00:34:40,958
‫- چرا؟ اتفاقی افتاده؟
‫- متأسفانه یه خطر جدی جونت رو تهدید می‌کنه

522
00:34:41,000 --> 00:34:41,958
‫توسط کی؟

523
00:34:42,000 --> 00:34:43,583
‫توسطِ...

524
00:34:44,083 --> 00:34:45,083
‫القاعده

525
00:34:45,208 --> 00:34:47,583
‫- القاعده؟
‫- آره، همونا. از هم پاشیده بودن

526
00:34:47,708 --> 00:34:49,875
‫حالا دوباره برگشتن و

527
00:34:51,125 --> 00:34:54,208
‫خون جلوی چشم‌شون رو گرفته و
‫ما خیلی نگرانیم،

528
00:34:54,250 --> 00:34:56,458
‫راستش بیشتر نگران نقشه‌شون هستیم

529
00:35:15,250 --> 00:35:16,250
‫شب بخیر

530
00:35:16,833 --> 00:35:17,833
‫شب بخیر

531
00:35:22,083 --> 00:35:25,333
‫شاید دسترسی لازم واسه طبقات بالا رو
‫ندارید. بذارید یه نگاهی بندازم.

532
00:35:25,375 --> 00:35:28,875
‫نه، خیالت تخت.
‫قبلِ طبقات بالا پیاده میشم. ممنون.

533
00:35:29,375 --> 00:35:30,375
‫یه نگاهی میندازم

534
00:35:32,333 --> 00:35:34,333
« دیوید میلر، دسترسی سطح سه »

535
00:35:35,375 --> 00:35:37,625
‫نمی‌تونم جزئیات بیشتری از این تهدید بگم

536
00:35:37,708 --> 00:35:38,750
‫چندان...

537
00:35:38,833 --> 00:35:43,333
‫اگه من بودم نمیذاشتم خوابم رو
‫مختل کنه، ولی نگران می‌شدم

538
00:35:43,375 --> 00:35:44,375
‫تونستم منظورم رو برسونم؟

539
00:35:44,458 --> 00:35:47,958
‫شرمنده. ببخشید، نباید بابتش خوابم مختل شه؟

540
00:35:48,000 --> 00:35:49,333
‫نه. یعنی، سعی کنید نشه

541
00:35:49,375 --> 00:35:51,000
‫همه‌مون باید هفت ساعت رو بخوابیم دیگه

542
00:35:51,083 --> 00:35:53,958
‫گمونم باید با سرپرستم
‫درمورد این قضیه حرف بزنم

543
00:35:54,000 --> 00:35:55,833
‫آخه مو لای درزِ امنیت اینجا نمیره

544
00:36:02,958 --> 00:36:04,458
‫گفتید اسمتون چی بود؟

545
00:36:04,500 --> 00:36:06,208
‫اسم من کنتـه

546
00:36:07,625 --> 00:36:10,458
‫- براکمن. کنت براکمن
‫- گوش کنید، آقای براکمن، من...

547
00:36:10,583 --> 00:36:13,833
‫اگه یه لحظه پشت خط بمونید ممنون میشم،

548
00:36:13,958 --> 00:36:15,583
‫یه سری اطلاعات بیشتر لازم دارم از...

549
00:36:15,625 --> 00:36:18,625
‫«ازم پرسیدی این مدت بهت فکر کردم یا نه»
‫«آره کردم. گمونم خیلی»

550
00:36:18,625 --> 00:36:21,125
‫«کلی حرف واسه زدن بود. ولی مطمئن نیستم
‫فکر خوبی باشه. شاید بهتر بود زنگ نمی‌زدم.»

551
00:36:21,125 --> 00:36:22,208
‫آقای براکمن

552
00:36:23,083 --> 00:36:24,333
‫بله، خیلی خیلی متأسفم

553
00:36:24,375 --> 00:36:25,958
‫میشه دو دقیقه تلفن دست‌تون باشه؟

554
00:36:36,333 --> 00:36:38,333
‫« کنت براکمن »

555
00:36:38,333 --> 00:36:40,333
‫« کنت براکمن، شخصیتِ سریال سیمپسون‌ها »

556
00:36:42,833 --> 00:36:44,833
« اتاق‌های جی1 تا جی4 »

557
00:36:47,333 --> 00:36:48,208
‫بله؟

558
00:36:48,250 --> 00:36:52,208
‫چقدر امکانش هست که به سیستم
‫دوربین‌های مدار بسته سفارت آمریکا نفوذ کرد؟

559
00:36:52,250 --> 00:36:54,208
‫به نظر خودت چقدر امکانش هست؟

560
00:36:54,250 --> 00:36:56,208
‫بیشتر از روی امیدواری تماس می‌گیرم تا انتظار واقعی

561
00:36:56,958 --> 00:36:59,333
‫صحیح. مأموریت داره خوب پیش میره، نه؟

562
00:36:59,375 --> 00:37:02,250
‫خب...

563
00:37:02,333 --> 00:37:03,333
‫آ...

564
00:37:04,000 --> 00:37:05,458
‫به چندتا مانع جزئی برخورد کردم

565
00:37:05,500 --> 00:37:07,875
‫با بچه‌های آی‌تی صحبت می‌کنم

566
00:37:07,958 --> 00:37:10,125
‫ببینم می‌تونن سیستم‌شون رو مختل کنن یا نه

567
00:37:10,208 --> 00:37:13,958
‫عالیه. من بودم از پاک کردنِ اتفاقات
‫آسانسور شماره‌ی دو شروع می‌کردم و

568
00:37:14,083 --> 00:37:15,375
‫از اونجا به بعدش رو ادامه می‌دادم

569
00:37:16,875 --> 00:37:19,458
‫خیلی متأسفم.
‫نباید این کار رو می‌کردم. من...

570
00:37:19,583 --> 00:37:20,583
‫چیکار؟

571
00:37:21,083 --> 00:37:24,500
‫نمی‌دونم. بهت زنگ زدم،
‫پیامک دادم، جواب تلفنت رو دادم

572
00:37:25,500 --> 00:37:26,500
‫ولی این کارها رو کردی

573
00:37:31,833 --> 00:37:33,833
‫دلم برات تنگ شده بود

574
00:37:34,833 --> 00:37:36,000
‫اینو نگو

575
00:37:36,083 --> 00:37:37,083
‫دلم برات تنگ شده بود

576
00:37:46,208 --> 00:37:48,208
‫چطوره برگردی اینجا؟

577
00:37:49,458 --> 00:37:50,583
‫می‌خوای برگردم؟

578
00:37:51,083 --> 00:37:52,125
‫نمی‌دونم

579
00:37:54,250 --> 00:37:55,708
‫از خدامه که بخوای

580
00:37:55,750 --> 00:37:57,833
‫سم، آخه من نمی‌دونم

581
00:37:59,708 --> 00:38:01,250
‫چرا بهش فکر نمی‌کنی؟

582
00:38:01,333 --> 00:38:04,833
‫به خواسته‌ت فکر کن،
‫به آستانه‌ی تحمل و توقعاتت،

583
00:38:05,750 --> 00:38:07,833
‫بعدش فقط یه «آره» یا «نه» واسم پیامک کن

584
00:38:07,958 --> 00:38:11,750
‫«آره» اگه می‌خوای بیام پیشت و
‫«نه» اگه دیگه نمی‌خوای هیچوقت منو ببینی

585
00:38:13,375 --> 00:38:14,750
‫جوابت هر چی باشه درک می‌کنم

586
00:38:21,958 --> 00:38:23,708
‫ونسا، شرمنده. کجا بودیم؟

587
00:38:29,958 --> 00:38:32,333
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟
‫- کول اتوود؟

588
00:38:32,458 --> 00:38:34,500
‫- آره
‫- بیا

589
00:38:36,125 --> 00:38:37,208
‫این چیه؟

590
00:38:37,333 --> 00:38:39,208
‫پیشنهادی با فرصت محدود نیم ساعته

591
00:38:44,333 --> 00:38:47,208
‫گوش کنید، آقای براکمن،
‫شماره‌ی شناسایی‌تون رو بدید

592
00:38:47,333 --> 00:38:49,458
‫باید یه سری موارد رو با یکی بررسی کنم

593
00:38:50,000 --> 00:38:51,708
‫وای خدا. کمی زمان می‌بره که...

594
00:38:51,750 --> 00:38:53,833
‫همیشه همونجاییـه که آخر از همه می‌گردی

595
00:38:53,958 --> 00:38:55,958
‫گوش کن، باید ازت چندتا سؤال بپرسم

596
00:38:58,583 --> 00:39:01,208
‫- لعنتی
‫- اوه. چی بود؟

597
00:39:01,250 --> 00:39:03,333
‫آژیر ساختمونـه

598
00:39:04,083 --> 00:39:05,458
‫لعنتی. من باید برم

599
00:39:11,875 --> 00:39:14,125
‫اون راه افتاد.
‫باید عجله کنی. زود باش!

600
00:39:14,958 --> 00:39:18,375
‫یه ماشین بیرونـه. بی‌ام‌و قهوه‌ای،
‫خیلی توی چشم می‌زنه. محاله نبینیش.

601
00:39:18,458 --> 00:39:19,625
‫پنج دقیقه. اونجا باش

602
00:39:43,333 --> 00:39:45,583
‫گمونم بهتره از خیر قهوه بگذریم

603
00:39:45,708 --> 00:39:46,833
‫شرمنده!

604
00:39:46,875 --> 00:39:49,166
‫- از دیدنت خیلی خوشحال شدم. خداحافظ!
‫- من هم همینطور!

605
00:39:56,791 --> 00:39:58,750
‫- خب؟
‫- خب...

606
00:39:59,375 --> 00:40:02,791
‫پاکت رو بهش دادم. نمی‌دونم.
‫ببینیم جواب میده یا نه.

607
00:40:03,541 --> 00:40:05,166
‫- تو باعث شدی آژیر به صدا در بیاد؟
‫- آره

608
00:40:05,666 --> 00:40:08,500
‫- چیز دیگه‌ای واسه گزارش دادن هست؟
‫- کمی تا قسمتی بد بود

609
00:40:08,541 --> 00:40:09,875
‫- جدی؟
‫- بگی‌نگی

610
00:40:27,125 --> 00:40:28,875
‫- خوبی؟
‫- سلام!

611
00:40:29,000 --> 00:40:32,791
‫- توی مهمونی شرکت نمی‌کنی؟
‫- نه، نمی‌خواستم قبل تو برم

612
00:40:32,875 --> 00:40:33,875
‫عه، خب...

613
00:40:34,416 --> 00:40:35,416
‫خب، من...

614
00:40:35,500 --> 00:40:38,375
‫اشتباه برداشت نکن،

615
00:40:38,500 --> 00:40:41,000
‫ولی از قیافه‌ت می‌باره که نوشیدنی ‌لازمی

616
00:40:41,875 --> 00:40:43,000
‫اوه، باشه

617
00:40:44,125 --> 00:40:45,125
‫بریز پس

618
00:40:45,750 --> 00:40:46,750
‫یه لیوان بیار

619
00:40:47,625 --> 00:40:49,750
‫لیوان؟

620
00:40:49,791 --> 00:40:50,875
‫خب، این...

621
00:40:51,416 --> 00:40:53,250
‫خیلی حس کریسمسی داره، نه؟

622
00:40:56,291 --> 00:40:59,625
‫- نوشیدنی  داخل کشو؟
‫- از موقعی که «تیم» داشت می‌رفت جا مونده

623
00:40:59,750 --> 00:41:00,916
‫- جدی؟
‫- آره

624
00:41:01,000 --> 00:41:03,125
‫الان...؟ یه دفعه‌ای بریم بالا؟

625
00:41:03,750 --> 00:41:05,250
‫یه دفعه‌ای بریم بالا

626
00:41:07,916 --> 00:41:09,666
‫آخ

627
00:41:11,750 --> 00:41:13,625
‫خوبه، نابـه

628
00:41:14,250 --> 00:41:19,791
‫من... استیون رو نمی‌شناختم،
‫ولی شنیدم که آدم خوبی بوده

629
00:41:21,375 --> 00:41:22,375
‫اوهوم

630
00:41:22,875 --> 00:41:23,875
‫آره

631
00:41:24,541 --> 00:41:26,625
‫من هم قبلاً همین فکر رو می‌کردم، ولی

632
00:41:28,041 --> 00:41:29,041
‫الان زیاد مطمئن نیستم

633
00:41:29,541 --> 00:41:31,166
‫همه رازهای خودشون رو دارن

634
00:41:32,666 --> 00:41:35,125
‫نمیشه هیچکس رو کامل شناخت

635
00:41:38,500 --> 00:41:41,250
‫خب، با هروئین آشنایی داری؟ چطوریاست؟

636
00:41:41,750 --> 00:41:44,375
‫بهترین حس دنیا رو میده

637
00:41:44,500 --> 00:41:46,375
‫بعدش کم‌کم زندگیت رو نابود می‌کنه

638
00:41:46,875 --> 00:41:48,375
‫همه چیزت رو ازت می‌گیره

639
00:41:49,500 --> 00:41:51,416
‫همه‌ی فاکتورهایی که شخصیتت رو ساختن

640
00:41:51,500 --> 00:41:54,875
‫مثل خون‌آشام، منبع انرژیت رو می‌مَکه و
‫خشکت می‌کنه

641
00:41:57,041 --> 00:41:59,666
‫پس یعنی جمعاً هفت از ده؟

642
00:42:00,666 --> 00:42:02,041
‫آره

643
00:42:03,250 --> 00:42:04,500
‫پدرم مواد می‌فروخت

644
00:42:05,125 --> 00:42:06,125
‫راستش نه، نمی‌فروخت

645
00:42:06,250 --> 00:42:10,250
‫اون یه تجارت رو می‌چرخوند،
‫مثل خانواده‌های تبه‌کاری

646
00:42:10,291 --> 00:42:13,250
‫- واسه همین تو...؟
‫- قاتلم؟

647
00:42:13,375 --> 00:42:14,875
‫- آره
‫- آره

648
00:42:16,500 --> 00:42:18,000
‫آره، گمونم آره

649
00:42:19,000 --> 00:42:21,250
‫همیشه به طرز غیرطبیعی
‫تمایل به خشونت داشتم

650
00:42:21,375 --> 00:42:23,416
‫از سنین پایین در معرض خشونت بودم

651
00:42:24,166 --> 00:42:26,625
‫بچه که بودم، به چشم دیدم مادرم
‫یه مرد رو با کیسه‌ی ساندویچ خفه کرد

652
00:42:26,666 --> 00:42:28,375
‫تا از هوش رفت

653
00:42:28,500 --> 00:42:31,125
‫ادعا کرد طرف منحرف بوده،
‫ولی می‌دونستم دروغ میگه

654
00:42:34,250 --> 00:42:37,000
‫پشمام. انگار توی مهدکودک مجرمای روانی بودی

655
00:42:42,500 --> 00:42:43,500
‫چه غلطا؟

656
00:42:53,875 --> 00:42:54,875
‫خودشـه

657
00:42:57,125 --> 00:43:00,000
‫لعنتی. با آژیر چیکار کردی؟ من...

658
00:43:00,666 --> 00:43:01,750
‫وای خدا

659
00:43:07,875 --> 00:43:08,666
‫- همسرم؟
‫- بله

660
00:43:08,750 --> 00:43:10,750
‫اوه نه، نه. توی یه کنفرانس آشنا شدیم

661
00:43:11,375 --> 00:43:12,375
‫چقدر کلیشه‌ای

662
00:43:12,750 --> 00:43:15,000
‫کلیشه‌ای؟ آره، کلیشه‌ای

663
00:43:15,041 --> 00:43:16,250
‫آره، گمونم خیلی

664
00:43:17,916 --> 00:43:19,541
‫حال و هوای کنفرانس داشت

665
00:43:21,500 --> 00:43:23,000
‫- به نظر باحال بوده
‫- آره

666
00:43:28,875 --> 00:43:29,875
‫چیه؟

667
00:43:33,041 --> 00:43:34,041
‫نه

668
00:43:35,500 --> 00:43:37,125
‫هیچی. بهتره نگم

669
00:43:39,416 --> 00:43:40,291
‫چی رو نگی؟

670
00:43:45,750 --> 00:43:46,750
‫یه شایعه‌‌ای شنیدم

671
00:43:47,875 --> 00:43:48,875
‫درمورد هلن

672
00:43:50,875 --> 00:43:52,000
‫صحیح. چه شایعه‌ای؟

673
00:43:58,625 --> 00:43:59,625
‫نباید بگم

674
00:44:00,250 --> 00:44:02,000
‫در جایگاهی نیستم که اظهار نظر کنم، پس...

675
00:44:03,250 --> 00:44:07,125
‫خب، الان دیگه نمی‌تونی نگی.
‫پس، چه شایعه‌ای شنیدی؟

676
00:44:09,125 --> 00:44:13,000
‫من... این... مسخره‌ست.
‫کل این قضیه از بیخ دیوونگیـه.

677
00:44:13,125 --> 00:44:15,791
‫آروم باش. همه چی درست میشه.
‫فقط باید چندتا سؤال ازت بپرسم.

678
00:44:15,875 --> 00:44:18,250
‫تا وقتی مطمئن نشم به قولت عمل می‌کنی

679
00:44:18,250 --> 00:44:20,083
‫هیچی بهت نمیگم

680
00:44:20,125 --> 00:44:22,250
‫نگران نباش، ما به قول‌مون عمل می‌کنیم

681
00:44:22,291 --> 00:44:24,916
‫فقط باید بدونم چه اتفاقی
‫واسه سفیر افتاد

682
00:44:25,000 --> 00:44:26,125
‫کی داره لاپوشونیش می‌کنه؟

683
00:44:26,250 --> 00:44:29,250
‫ببخشید، ولی من شما رو نمی‌شناسم.
‫چطوری بهتون اعتماد کنم؟ من...

684
00:44:29,291 --> 00:44:31,625
‫گوش کن. ما می‌دونیم تو اونو نکُشتی

685
00:44:32,375 --> 00:44:34,750
‫ولی دوستم مُرده. دوستم

686
00:44:34,875 --> 00:44:36,500
‫اون با کای‌مینگ در ارتباط بوده

687
00:44:36,625 --> 00:44:38,916
‫یه چیزی می‌دونست.
‫خودش و دو نفر دیگه رو به کُشتن داد.

688
00:44:39,000 --> 00:44:42,000
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫مگی رو می‌شناختم. دوست کای بود.

689
00:44:42,916 --> 00:44:44,916
‫فیلیپ فقط یه روزنامه‌نگار دوزاری بود و

690
00:44:45,000 --> 00:44:47,875
‫اون یکی یارو، جیسون،
‫هیچی ازش نمی‌دونم

691
00:44:48,000 --> 00:44:51,750
‫خب، یکی اونا رو کُشته. ممکنه دنبال
‫خانواده‌ی من هم باشن. باید بدونم اون کیه.

692
00:44:51,875 --> 00:44:57,041
‫اگه همونایی که فکر می‌کنم
‫سفیر رو کُشتن، دنبالت باشن،

693
00:44:58,000 --> 00:44:59,000
‫پس فاتحه‌ات خونده‌ست

694
00:44:59,125 --> 00:45:00,625
‫هنوز داغی خودت نفهمیدی

695
00:45:04,125 --> 00:45:07,125
‫برادرم قبل از تصادفش داشت
‫آموزشش می‌دید که کشیش بشه

696
00:45:07,166 --> 00:45:10,791
‫یه اتوبوس پر از راهبه زیرش گرفت و
‫اون این رو نشونه‌ی ترک مسیحیت دونست

697
00:45:10,875 --> 00:45:12,916
‫النور، میشه یه لحظه بیای اینجا؟

698
00:45:14,625 --> 00:45:16,791
‫چی توی کله‌ی سفیر بود؟
‫چرا زاغ سیاهش رو چوب می‌زدی؟

699
00:45:16,875 --> 00:45:20,625
‫یا خدا. زاغ سیاه چن رو چوب نمی‌زدم.
‫ما جاسوسی چینی‌ها رو نمی‌کردیم.

700
00:45:20,666 --> 00:45:23,250
‫من اونجا بودم که حواسم
‫به اونایی باشه که کُشتنش

701
00:45:23,291 --> 00:45:24,375
‫هدف اونا بودن

702
00:45:24,416 --> 00:45:25,916
‫کی؟ حواست به کی بود؟

703
00:45:28,375 --> 00:45:29,541
‫خانواده‌ی کلارک‌

704
00:45:32,125 --> 00:45:33,500
‫- اونا کدوم گوری هستن؟
‫- ها؟

705
00:45:34,666 --> 00:45:37,125
‫تشکیلات خانواده‌ی کلارک

706
00:45:38,375 --> 00:45:39,750
‫هیچی ازش نمی‌دونید؟لعنت بهش

707
00:45:39,875 --> 00:45:42,500
‫انگار ترکیبی از «دوقلوهای کری» و
‫فراماسونرها هستن

708
00:45:43,125 --> 00:45:45,291
‫اونا لندن رو تصاحب کردن و
‫هیچکس بویی نبرد

709
00:45:45,375 --> 00:45:47,166
‫حالا پاشون به آمریکا باز شده

710
00:45:47,250 --> 00:45:50,000
‫نیویورک، میامی، لس‌آنجلس،
‫دارن چپ و راست آدم می‌کُشن

711
00:45:50,041 --> 00:45:53,625
‫خانواده‌های مافیایی نیست و نابود شدن.
‫همه‌ی شبکه‌های توزیع دود شدن رفتن هوا.

712
00:45:53,666 --> 00:45:57,000
‫یه سرِ همه چی برمی‌گرده به اینجا.
‫همه چی از لندن شروع میشه.

713
00:46:02,875 --> 00:46:05,375
‫- هنوز اون موشک‌انداز دستتـه؟
‫- آره

714
00:46:05,500 --> 00:46:06,500
‫بیارش

715
00:46:12,125 --> 00:46:13,125
‫کای‌مینگ چی؟

716
00:46:13,166 --> 00:46:17,250
‫اون فقط یه معتاد وامونده‌ست
‫با یه عالمه بُرش سیاسی

717
00:46:17,375 --> 00:46:18,541
‫نکنه اون فقط بازیچه‌تون بوده؟

718
00:46:18,625 --> 00:46:21,250
‫اون مواد می‌خرید،
‫ولی نه از ساقی‌های خیابونی،

719
00:46:21,291 --> 00:46:23,625
‫ما هم رد ساقیش رو زدیم

720
00:46:24,291 --> 00:46:28,375
‫- ترنت؟
‫- اون فقط یه بچه‌پولدار احمقـه

721
00:46:28,416 --> 00:46:31,375
‫احمق به تمام‌معناست.
‫نقطه‌ضعف اونـه.

722
00:46:31,416 --> 00:46:33,166
‫ترنت واسه خانواده‌ی کلارک کار می‎کرده؟

723
00:46:33,250 --> 00:46:36,500
‫نه، نه، نه. ترنت
‫واسه کلارک‌ها کار نمی‌کنه

724
00:46:36,625 --> 00:46:38,875
‫اون خودش یه کلارکـه

725
00:46:38,916 --> 00:46:41,291
‫مادرش، الکس کلارک،

726
00:46:42,666 --> 00:46:44,875
‫سرکرده‌ی امورات لندنـه

727
00:46:45,000 --> 00:46:48,125
‫تازه اینو فهمیده بودیم که
‫قتل چن، تحقیقات‌مون رو عقب انداخت

728
00:46:48,625 --> 00:46:51,000
‫حالا، طبق این اطلاعات حدس می‌زنم که

729
00:46:51,041 --> 00:46:54,541
‫کلارک‌ها می‌دونن چه اتفاقی
‫واسه سفیر چین افتاده

730
00:46:54,625 --> 00:46:56,625
‫چون دارن سعی می‌کنن همه‌ی مدارک
‫مربوط به اتفاقات اون شب

731
00:46:56,750 --> 00:46:59,000
‫توی آپارتمان کای‌مینگ رو ماسمالی کنن

732
00:46:59,041 --> 00:47:01,166
‫ولی چینی‌ها خیال می‌کنن تو قاتلی

733
00:47:01,250 --> 00:47:03,416
‫آره، از خداشونه کار من بوده باشه

734
00:47:03,500 --> 00:47:07,375
‫یه مأمور مخفی سی‌آی‌ای
‫سفیرشون رو در بریتانیا به قتل می‌رسونه

735
00:47:07,416 --> 00:47:09,875
‫یه لحظه فکر کنید با این تیتر
‫چه بهونه‌هایی دستشون نمیفته

736
00:47:10,000 --> 00:47:13,416
‫- آره درسته
‫- کلارک‌ها همه رو خریدن

737
00:47:14,166 --> 00:47:15,166
‫الان دارم جدی حرف می‌زنم

738
00:47:15,250 --> 00:47:19,000
‫اگه این جماعت دنبالت هستن،
‫صد درصد گیرت میارن، فقط زمانش مشخص نیست

739
00:47:38,000 --> 00:47:39,875
‫همینجاست

740
00:47:41,666 --> 00:47:44,250
‫هر چی که می‌تونستم بهتون گفتم

741
00:47:45,000 --> 00:47:47,000
‫باید سر قول‌تون بمونید

742
00:47:47,041 --> 00:47:49,125
‫آره، نگران نباش. پولت رو می‌گیری

743
00:47:50,500 --> 00:47:52,791
‫پول؟ کدوم پول؟

744
00:47:54,625 --> 00:47:58,250
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که
‫خانواده‌ام در امان هستن، همین و بس

745
00:48:00,250 --> 00:48:02,125
‫آخه چرا باید کسی آزارش به خانواده‌ت برسه؟

746
00:48:02,875 --> 00:48:04,375
‫مسخره‌شو در آوردید

747
00:48:06,000 --> 00:48:08,125
‫نگاه. می‌بینی؟

748
00:48:08,250 --> 00:48:11,166
‫اونا پدر و مادرم هستن،
‫خواهرم و برادرزاده‌هام

749
00:48:11,250 --> 00:48:14,375
‫من باهاتون اومدم که
‫اونا رو ول‌ کنید برن

750
00:48:14,416 --> 00:48:18,375
‫ولی، وایسا، رید این رو نگفت.
‫این جزو...

751
00:48:20,750 --> 00:48:21,750
‫دنی؟

752
00:48:23,416 --> 00:48:24,625
‫چه شایعه‌ای شنیدی؟

753
00:48:27,750 --> 00:48:29,166
‫اون به شما وفادار نیست

754
00:48:30,750 --> 00:48:33,000
‫با یه کارمند دولت رابطه‌ی نامشروع داشته

755
00:48:33,625 --> 00:48:34,791
‫کول اتوود!

756
00:48:34,875 --> 00:48:35,875
‫وای خدا

757
00:48:36,000 --> 00:48:38,000
‫خدایا! اونا مأمورای چینی هستن؟

758
00:48:40,875 --> 00:48:43,666
‫من همسرم رو می‌شناسم و
‫اون همچین کاری نمی‌کنه، پس...

759
00:48:46,500 --> 00:48:48,916
‫هیچکس بقیه رو کامل نمی‌شناسه، والاس

760
00:48:49,625 --> 00:48:50,750
‫واقعاً نه

761
00:48:52,375 --> 00:48:55,375
‫- از ماشین پیاده‌ شید!
‫- ببخشید، شما واسه اینا کار می‌کنید؟

762
00:48:55,375 --> 00:48:57,791
‫- هلن؟
‫- می‌تونی کمکم کنی دستم به الکس کلارک برسه؟

763
00:48:57,875 --> 00:48:59,000
‫هلن؟

764
00:48:59,125 --> 00:49:01,458
‫گوش کن، هر کاری از دستم بر بیاد می‌کنم
‫تا خانواده‌ات در امان باشن

765
00:49:01,500 --> 00:49:03,791
‫- می‌تونی کمکم کنی خودم رو به کلارک‌ها برسونم؟
‫- آره. آره سعی‌مو می‌کنم

766
00:49:03,791 --> 00:49:05,625
‫خیلی‌خب، تف توش. سم؟

767
00:49:05,625 --> 00:49:07,625
‫« مایکل: می‌خوام ببینمت »

768
00:49:07,666 --> 00:49:10,000
‫آره. خیلی‌خب، گور باباش!

769
00:49:13,541 --> 00:49:14,583
‫برو!
