﻿1
00:01:44,479 --> 00:01:47,398
‫ جاده خالیه 
‫ سرعتتون رو حفظ کنید، تمام 

2
00:01:47,398 --> 00:01:48,942
‫ دریافت شد 

3
00:01:51,653 --> 00:01:53,822
‫خانوم انستیس بیچاره‌ست؟

4
00:01:53,822 --> 00:01:55,156
‫مزخرف نگو

5
00:01:55,156 --> 00:01:56,783
‫مثل من دیگه گیرش نمیاد

6
00:02:03,873 --> 00:02:06,417
‫خیلی دوست دارم زودتر برگردم خونه
‫و واسه اولین بار پسرم رو بغل کنم

7
00:02:06,417 --> 00:02:08,419
‫ آماده باشید 
‫ راه مسدود شده 

8
00:02:12,882 --> 00:02:15,677
‫ یک مرد افغان درحال تعویض تایر 
‫ تمام 

9
00:02:15,677 --> 00:02:17,804
‫هی

10
00:02:17,804 --> 00:02:19,305
‫ماشین رو جابه‌جا کن
‫برو

11
00:02:19,305 --> 00:02:21,266
‫سوار شو و برو کنار

12
00:02:21,266 --> 00:02:22,725
‫هوی

13
00:02:22,725 --> 00:02:24,394
‫ وایسید، وایسید 

14
00:02:28,648 --> 00:02:30,108
‫هی، سوار ماشین شو

15
00:02:30,108 --> 00:02:32,152
‫دو بچه‌ی افغان توی جاده هستن

16
00:02:42,203 --> 00:02:44,789
‫سوار ماشین شو و تکونش بده
‫یالا

17
00:02:46,541 --> 00:02:50,086
‫مراقب باشید، مرد افغان در حال نزدیک شدن
‫به جلوی ماشین

18
00:02:52,172 --> 00:02:53,965
‫دریافت شد

19
00:02:53,965 --> 00:02:56,259
‫- ادامه بدید، راه بیفتید
‫- اطاعت

20
00:02:58,094 --> 00:02:59,470
‫نه، وایسا، وایسا!

21
00:02:59,470 --> 00:03:00,972
‫ترمز کن
‫نگه دار

22
00:04:03,368 --> 00:04:04,744
‫گروهبان استرایک؟

23
00:04:04,744 --> 00:04:05,954
‫استرایک، صدام رو می‌شنوی؟

24
00:04:07,413 --> 00:04:09,207
‫گروهبان استرایک، صدام رو می‌شنوید؟

25
00:05:48,389 --> 00:05:50,391
من بیرون وشتی منتظرم
کجایی؟

26
00:05:50,516 --> 00:05:52,518
نزدیکم

27
00:06:24,425 --> 00:06:25,843
‫ممنون

28
00:06:36,521 --> 00:06:38,106
‫چه امری داشتید؟

29
00:06:38,106 --> 00:06:39,857
‫ام...

30
00:06:39,857 --> 00:06:41,275
‫بله

31
00:06:41,275 --> 00:06:43,027
‫دوست دارم چندتا لباس امتحان کنم

32
00:06:44,946 --> 00:06:47,490
‫وای، خیلی بهتون میاد

33
00:06:49,784 --> 00:06:51,786
‫منتظر موندم تا برادرم برسه و ببینه

34
00:06:51,786 --> 00:06:53,121
‫واسه زنش می‌خوایم بخریم

35
00:06:53,121 --> 00:06:55,665
‫سبزه رو امتحان کن
‫فکر می‌کنم به رنگ پوستت بیشتر بیاد

36
00:06:55,665 --> 00:06:56,833
‫اونم...؟

37
00:06:56,833 --> 00:06:58,835
‫- سبزه...راستش خیلی خوشگله
‫- خیلی‌خب

38
00:06:59,001 --> 00:06:59,961
‫وشتی همیشه توی لیست خریدش بود

39
00:06:59,961 --> 00:07:02,255
‫یکی از ده تا کاری که توی لندن می‌کرد

40
00:07:03,756 --> 00:07:05,258
‫روزی که مُرد...

41
00:07:05,258 --> 00:07:06,717
‫اومد به همین اتاق

42
00:07:08,302 --> 00:07:10,054
‫نه بابا!

43
00:07:10,054 --> 00:07:12,723
‫مو به تنم سیخ شد!

44
00:07:15,977 --> 00:07:18,396
‫می‌دونی، میگن شبی که مُرده

45
00:07:18,646 --> 00:07:19,772
‫چیه؟

46
00:07:19,772 --> 00:07:22,692
‫اتفاقا می‌خواست 
‫باور کن

47
00:07:22,692 --> 00:07:24,360
‫اما اونکه عاشق ایوان بود!

48
00:07:24,360 --> 00:07:26,612
‫عکسای مراسم نامزدیشونو مگه ندیدی؟

49
00:07:26,612 --> 00:07:27,405
‫چرا

50
00:07:28,906 --> 00:07:31,617
‫خب من حرفاشون رو شنیدم

51
00:07:31,617 --> 00:07:32,994
‫حرفای کیو؟
‫لولا و ایوان؟

52
00:07:32,994 --> 00:07:35,746
‫نه نه، اون گاو بی‌ادب که همراهش آورده بود

53
00:07:35,746 --> 00:07:37,665
‫اما مل، صداشون رو روی گوشیش ضبط کرد

54
00:07:37,665 --> 00:07:39,292
‫- نه بابا!
‫- چرا

55
00:07:39,292 --> 00:07:42,211
‫یکم شیطونیه، ماها نمی‌دونستیم
‫کار درستیه یا نه

56
00:07:42,211 --> 00:07:44,172
‫اما قسم خورد که نمی‌خواد
‫بدتش دست رسانه‌ها

57
00:07:44,172 --> 00:07:45,756
‫فقط واسه دوستاش پخش می‌کنه

58
00:07:47,341 --> 00:07:50,595
‫- وایسا، مل کیه؟
‫- امروز نیومده، مرخصیه

59
00:07:50,595 --> 00:07:54,015
‫اما باور کن
‫لولا لاندری پشت ایوان یه کارایی می‌کرد

60
00:07:54,015 --> 00:07:56,142
‫و به جز دیبی مک، دیگه پای کی می‌تونه وسط باشه؟

61
00:07:57,393 --> 00:07:58,853
‫برو بیرون و ببین چطوره

62
00:08:56,327 --> 00:08:57,828
‫خوب بود

63
00:08:57,828 --> 00:08:59,622
‫بعدا خودم میام سراغ مل

64
00:09:00,790 --> 00:09:03,376
‫امروز صبح یکم سرم درد می‌کرد

65
00:09:03,376 --> 00:09:05,461
‫- من که...؟
‫- چیز بدی نگفتی

66
00:09:05,461 --> 00:09:06,712
‫اوهوم

67
00:09:07,296 --> 00:09:09,423
‫- راستش خیلی هم بامزه بودی
‫- خوبه

68
00:09:10,883 --> 00:09:12,927
‫- اونقد بده؟
‫- بدتر از اینا رو داشتم

69
00:09:14,303 --> 00:09:15,555
‫اما نه اخیرا

70
00:09:26,983 --> 00:09:28,150
‫بیا اینو ببین

71
00:09:35,199 --> 00:09:37,785
‫این کسی بود که بریستو
‫دربه‌در دنبالش می‌گشت

72
00:09:39,328 --> 00:09:41,247
‫میره سمت آپارتمان و برمی‌گرده

73
00:09:41,247 --> 00:09:43,666
‫یکم مضطربه، اما ممکنه یکی از طرفدارای
‫دیبی مک باشه

74
00:09:43,666 --> 00:09:45,668
‫که منتظره قهرمانش رو از نزدیک ببینه

75
00:09:45,668 --> 00:09:47,753
‫این 10 دقیقه قبل از افتادن لولاست

76
00:09:49,547 --> 00:09:50,923
‫و دوربین بعدی

77
00:09:52,383 --> 00:09:54,427
‫- این بعد از افتادن لولاست‌؟
‫- آره

78
00:09:54,427 --> 00:09:58,389
‫همون آدم، سریع داره میره
‫اضطرابش کم شده و با هدف قدم می‌زنه

79
00:09:58,389 --> 00:10:00,891
‫- همون آدم نیست
‫- چرا همچین حرفی می‌زنی؟

80
00:10:02,393 --> 00:10:04,562
‫چون لباسش یه علامت روش داره

81
00:10:04,562 --> 00:10:05,396
‫دقیقا، آره

82
00:10:05,396 --> 00:10:06,981
‫اینا دوتا آدم مختلفن

83
00:10:06,981 --> 00:10:09,609
‫نمی‌تونیم صورتش رو ببینیم
‫اما دستاش رو ببین

84
00:10:09,609 --> 00:10:11,110
‫دستکش چرمی

85
00:10:11,110 --> 00:10:13,696
‫گی سومه یه لباس و یه جفت دستکش
‫تحویل آپارتمان دیبی مک داده بود

86
00:10:13,696 --> 00:10:15,531
‫پس می‌تونسته از لباس‌ها
‫واسه تغییر قیافه استفاده کنه

87
00:10:15,531 --> 00:10:16,157
‫آره

88
00:10:16,157 --> 00:10:18,034
‫باید با گی سومه حرف بزنم

89
00:10:18,034 --> 00:10:20,286
‫ببینم این دومیه واقعا لباسای اونو پوشیده یا نه

90
00:10:20,286 --> 00:10:21,954
‫موفق باشی

91
00:10:21,954 --> 00:10:23,080
‫تو هم باهام میای

92
00:10:24,040 --> 00:10:25,249
‫آهان

93
00:10:34,467 --> 00:10:37,470
‫حس ماموت پشمالویی رو دارم که
وارد قفس آهویی زیبا شده

94
00:10:38,763 --> 00:10:39,972
‫آره

95
00:10:39,972 --> 00:10:42,516
‫من 5 دقیقه‌ی پیش
‫از این کیفم خیلی خوشم می‌اومد

96
00:10:42,516 --> 00:10:43,851
‫بیا بریم

97
00:10:45,895 --> 00:10:47,605
‫نه، همینجاست

98
00:10:49,315 --> 00:10:51,525
‫- ببخشید...
‫- لباس پردار رو بیارید

99
00:10:51,525 --> 00:10:53,444
‫عکس‌برداری میلان با ماست

100
00:10:53,444 --> 00:10:54,945
‫ببخشید

101
00:11:10,920 --> 00:11:12,546
‫شما که وقت قبلی ندارید

102
00:11:15,675 --> 00:11:18,302
تو که نیومدی یه سر بهمون بزنی
بنابراین ما باید می‌اومدیم

103
00:11:18,302 --> 00:11:20,179
‫اسم اصلیت کوینه، مگه نه؟

104
00:11:20,179 --> 00:11:22,848
‫فقط می‌خوام چندتا لباس رو تایید کنی

105
00:11:22,848 --> 00:11:25,101
‫از استودیوی من برو بیرون

106
00:11:25,101 --> 00:11:26,394
‫فکر می‌کنم لباس‌ها مال تو باشن

107
00:11:26,394 --> 00:11:28,396
‫و شاید یه سرنخ از مرگ لولا
‫بدست آورده باشم

108
00:11:30,022 --> 00:11:31,899
‫به این که علاقه داری، نه؟

109
00:11:33,609 --> 00:11:35,027
‫بیا

110
00:11:36,320 --> 00:11:37,738
‫فک کنم از تو خوشش اومده

111
00:11:43,536 --> 00:11:44,995
‫اون لباسای توئه، نه؟

112
00:11:46,956 --> 00:11:48,749
‫از کجا آوردتش؟

113
00:11:48,749 --> 00:11:50,835
‫اونا که هنوز توی بازار پخش نشدن

114
00:11:50,835 --> 00:11:52,294
‫مطمئنی که طراحی خودته؟

115
00:11:52,294 --> 00:11:53,754
‫مطمئی که اون دماغته؟

116
00:11:53,754 --> 00:11:55,047
‫دربان آپارتمان لولا

117
00:11:55,047 --> 00:11:57,341
‫گفت چندتا لباس از طرف تو
‫واسه دیبی مک دریافت کرده

118
00:11:57,341 --> 00:11:58,759
‫چی براش فرستادی؟

119
00:11:58,759 --> 00:11:59,927
‫تریشا

120
00:11:59,927 --> 00:12:01,262
‫بله گی؟

121
00:12:01,262 --> 00:12:03,723
‫یه لباس دیبی مک
‫با یه جفت دستکشای جدید رو بیار

122
00:12:15,901 --> 00:12:17,903
‫نظر لولا درمورد دیبی مک چی بود؟

123
00:12:17,903 --> 00:12:19,989
‫هیچ نظری نداشت

124
00:12:19,989 --> 00:12:23,159
‫مدام بهش می‌گفتم
‫«عزیزم اگه یکی 3 تا آهنگ واسه من ساخته بود

125
00:12:23,159 --> 00:12:26,287
‫لخت پشت در می‌نشستم منتظرش»

126
00:12:27,788 --> 00:12:30,833
‫نمی‌فهمم که چرا دافیلد رو انتخاب کرد

127
00:12:30,833 --> 00:12:33,169
‫یه بچه سوسول سفید پوست بزله‌گو

128
00:12:33,169 --> 00:12:35,755
‫به جای اینکه دنبال یه سیاه‌پوست باشه

129
00:12:35,755 --> 00:12:37,298
‫تا کجا پیش رفت؟

130
00:12:37,298 --> 00:12:39,717
‫دنبال باباش می‌گشت چون آفریقایی بود

131
00:12:39,717 --> 00:12:42,261
‫مادرش یه سفیدپوست از کانینگ تاون بود

132
00:12:42,261 --> 00:12:45,181
‫صداش می‌کردیم خانوم مفیدورن

133
00:12:45,181 --> 00:12:48,017
‫یه مدتی بود که کوکو توی کتابخونه بود

134
00:12:48,017 --> 00:12:49,477
‫حسابی ذوق زده شده بود

135
00:12:49,477 --> 00:12:51,854
‫چون ظاهرا پدرش استادی چیزی بوده

136
00:12:51,854 --> 00:12:52,980
‫کدوم کتابخونه؟

137
00:12:52,980 --> 00:12:54,899
‫نمی‌دونم
‫یه‌جایی توی میدون راسل؟

138
00:12:55,524 --> 00:12:58,319
‫- بجز راشل
‫- آره، اون خوب می‌دونست چجوری لولا رو بازی بده

139
00:13:08,621 --> 00:13:11,791
‫فک کنم واسه دستای گنده و پشمالوی تو
‫یکم کوچیک باشن

140
00:13:13,000 --> 00:13:16,003
‫گرچه کیارا اصلا بدش نیومده بود

141
00:13:16,003 --> 00:13:18,881
‫نه عزیزم، 5 ستاره رو بهت داد

142
00:13:20,257 --> 00:13:22,051
‫تازه اون خیلیا رو داره که باهاشون مقایسه‌ت کنه

143
00:14:23,696 --> 00:14:25,614
‫و رفتند داخل

144
00:14:26,699 --> 00:14:28,742
‫دعوا شروع میشه
‫صداها میره بالا

145
00:14:28,742 --> 00:14:30,452
‫چجوری رفتند توی بالکن؟

146
00:14:30,452 --> 00:14:32,037
‫شاید در از قبل باز بوده

147
00:14:32,037 --> 00:14:33,122
‫آره، اما برف میاد

148
00:14:33,122 --> 00:14:35,749
‫لولا اکثرا حس می‌کرده که زندانیه
‫واسه همین بازشون می‌کرده

149
00:14:35,749 --> 00:14:38,919
‫یا، با اوج گرفتن بحثشون
‫پشتش رو به طرف کرده

150
00:14:38,919 --> 00:14:41,589
‫دقیقا کاری که هر کسی می‌کنه
‫اگه بخوای که از خونه برن بیرون

151
00:14:41,589 --> 00:14:44,633
‫بدون اینکه بفهمه تنسی بستیگویی
‫اون پایین داشته می‌لرزیده

152
00:14:44,633 --> 00:14:45,509
‫اوهوم

153
00:14:49,680 --> 00:14:51,974
‫فکر می‌کنم خیلی ناگهانی و وحشیانه بوده

154
00:14:51,974 --> 00:14:54,143
‫تنسی که صدای کمک نشنیده

155
00:14:54,143 --> 00:14:56,812
‫امیدوارم...که حداقل سریع بوده باشه

156
00:15:01,692 --> 00:15:04,278
‫حالا من زمان خیلی کمی دارم
‫بنابراین یه اشتباه بزرگ می‌کنم

157
00:15:04,278 --> 00:15:06,280
‫گل‌ها رو اینجا جا می‌ذارم

158
00:15:06,280 --> 00:15:09,241
‫بنابراین بعد از سقوط
‫فورا توی عکس‌های پلیس دیده شدند

159
00:15:13,120 --> 00:15:15,331
‫اینا رو اینجا جا نمی‌ذارم حیفن

160
00:15:22,963 --> 00:15:24,548
‫از این مسیر راه میرم

161
00:15:26,133 --> 00:15:27,176
‫سرش رو می‌گیرم پایین

162
00:15:29,178 --> 00:15:31,472
‫و همینطوری که داشتم می‌رفتم
‫کلاه رو سرم و دستکش به دستام

163
00:15:31,472 --> 00:15:33,390
‫راحت می‌تونستم قسر در برم

164
00:15:34,934 --> 00:15:36,727
‫درضمن اینو هم پیدا کردم

165
00:15:36,727 --> 00:15:38,604
‫- کارت کتابخونه واسه...
‫- سواس

166
00:15:38,604 --> 00:15:39,563
‫اوهوم

167
00:15:39,563 --> 00:15:41,398
‫میدون راسل

168
00:15:41,398 --> 00:15:43,901
‫می‌تونیم فردا بریم اونجا
‫ببینیم دنبال چی می‌گشته

169
00:15:43,901 --> 00:15:46,946
‫آره، اما صبح باید برم دیدن بریستو

170
00:15:46,946 --> 00:15:49,031
‫من می‌تونم تنها برم

171
00:15:49,031 --> 00:15:50,449
‫باشه

172
00:15:52,242 --> 00:15:53,452
‫امروز کارت خوب بود

173
00:15:53,452 --> 00:15:54,536
‫ممنون

174
00:16:08,801 --> 00:16:10,511
‫اینا چین؟

175
00:16:10,511 --> 00:16:11,887
‫اسکیت‌بورد

176
00:16:11,887 --> 00:16:13,347
‫منظورم اینه که...

177
00:16:13,347 --> 00:16:15,307
‫امروز توی بازسازی صحنه‌ی حادثه
‫ازشون استفاده کردیم

178
00:16:19,395 --> 00:16:21,647
‫گوش کن، شرمنده که دیشب دیر کردم

179
00:16:23,565 --> 00:16:26,235
‫- باید بهت زنگ می‌زدم
‫- حرف منم همین بود

180
00:16:26,235 --> 00:16:28,737
‫من نمی‌خوام کنترلت دست من باشه
‫فقط نگرانت میشم

181
00:16:28,737 --> 00:16:29,738
‫می‌دونم

182
00:16:29,738 --> 00:16:32,032
‫تو اینجوری نیستی

183
00:16:32,032 --> 00:16:33,409
‫آشتی؟

184
00:16:42,793 --> 00:16:46,588
‫- امروز با یه مشاور حرف زدم
‫- خب؟

185
00:16:46,588 --> 00:16:49,258
‫اگه بخوایم یه محل مناسب
‫نزدیک مترو و مدرسه‌ها بگیریم

186
00:16:49,258 --> 00:16:52,845
‫باید حقوقمون رو بذاریم رو هم

187
00:16:56,974 --> 00:16:59,143
‫بهشون گفتی که کارو قبول می‌کنی؟

188
00:16:59,143 --> 00:17:01,103
‫نه هنوز

189
00:17:10,654 --> 00:17:12,239
‫ویسکی بزرگ

190
00:17:16,869 --> 00:17:18,662
‫و یه آبجو

191
00:17:57,743 --> 00:18:00,162
‫این چارلیه قبل از مرگش

192
00:18:00,162 --> 00:18:03,916
‫- کریکت بازی می‌کرد، بازیکن خوبی بود
‫- یادمه

193
00:18:03,916 --> 00:18:06,877
‫الک می‌گفت که روزی واسه تیم ملی
‫بازی می‌کنه

194
00:18:08,879 --> 00:18:12,299
‫و اینم لولاست
‫روزی که اومد پیش ما

195
00:18:13,801 --> 00:18:16,720
‫عاشق اون دستکشای قرمز بود

196
00:18:19,431 --> 00:18:21,600
‫هنوزم دارمشون

197
00:18:21,600 --> 00:18:24,311
‫جان گفت که یه سری اقلام رو
‫از آپارتمانش برداشتید

198
00:18:24,311 --> 00:18:26,105
‫واسه یادبود

199
00:18:26,105 --> 00:18:29,358
‫- مثلا چی؟
‫- چندتا خرت و پرت

200
00:18:29,358 --> 00:18:31,860
‫می‌خواید واستون فیلم بذارم بانو بی؟

201
00:18:31,860 --> 00:18:33,237
‫اوهوم

202
00:18:36,198 --> 00:18:40,369
‫- میشه رمزش رو بخونید؟
‫- حتما، لئوپارد

203
00:18:40,369 --> 00:18:43,914
‫لئوپارد، زبون بسته

204
00:18:43,914 --> 00:18:46,208
‫خط تیره، 1942

205
00:18:46,208 --> 00:18:48,752
‫1942
‫سال تولدم

206
00:18:54,049 --> 00:18:55,551
‫صبح بخیر

207
00:18:55,551 --> 00:18:58,554
‫کیک؟

208
00:19:01,265 --> 00:19:03,350
‫واقعا خوش شانسی

209
00:19:03,350 --> 00:19:06,145
‫- آقای بون برام آوردن
‫- واقعا؟

210
00:19:06,145 --> 00:19:09,690
‫ممنون خیلی...خیلی لطف کردید

211
00:19:09,690 --> 00:19:11,400
‫فقط چندتا سوال کوچیک دارم

212
00:19:11,400 --> 00:19:15,112
‫می‌دونستی لولا دنبال خونواده‌ی اصلیش می‌گشت؟

213
00:19:15,112 --> 00:19:18,365
‫آره، یه‌چیزایی می‌دونستم

214
00:19:19,616 --> 00:19:21,869
‫سعی کردم کاری به کارش نداشته باشم

215
00:19:21,869 --> 00:19:23,453
‫دلایلشم که واضحه

216
00:19:24,496 --> 00:19:26,665
‫نمی‌دونی پدرش کی بود؟

217
00:19:26,665 --> 00:19:27,916
‫راستش دوست دارم فکر کنم

218
00:19:27,916 --> 00:19:30,002
‫پدرش مردی بود که بزرگش کرد اما...

219
00:19:32,838 --> 00:19:36,175
‫- متاسفم، نه
‫- اون یه دانش‌آموز آفریقایی بود

220
00:19:36,175 --> 00:19:38,135
‫نیجریه‌ای بود فکر کنم

221
00:19:39,761 --> 00:19:41,263
‫الک بهم گفت

222
00:19:44,516 --> 00:19:47,019
‫مجبور شد یه وکیل دیگه بگیره
‫واسه کارای اداریش

223
00:19:47,019 --> 00:19:49,646
‫- چون تونی زیر بار نرفت
‫- واسه چی؟

224
00:19:50,439 --> 00:19:52,649
‫- نمی‌خواست لولا رو به فرزندخوندگی بگیریم
‫- چرا؟

225
00:19:52,649 --> 00:19:53,734
‫به‌خاطر چارلی

226
00:19:54,902 --> 00:19:57,988
‫تونی یه چیزی به الک گفت که
‫شوهرم رو خیلی عصبانی کرد

227
00:19:57,988 --> 00:19:59,865
‫و شروع کردند به سرزنش کردن همدیگه

228
00:19:59,865 --> 00:20:02,868
‫و الک گفت که تونی دیگه حق نداره
‫بیاد توی این خونه

229
00:20:02,868 --> 00:20:06,330
‫اما اون برادرم بود...
‫هیس، اینجاش قشنگه

230
00:20:08,207 --> 00:20:10,584
‫ خب قراره حسابی غافلگیر بشن 

231
00:20:11,585 --> 00:20:15,047
‫دفعه‌ی قبلی که همو دیدیم
‫گفتی شب مرگ لولا، تونی اینجا بود

232
00:20:15,047 --> 00:20:19,468
‫حافظه‌ی خوبی دارید
‫ببخشید، بله

233
00:20:19,468 --> 00:20:23,889
‫من طبقه‌ی بالا بودم و
‫اونم پایین پیش مامان بود

234
00:20:23,889 --> 00:20:26,350
‫اما توی راه‌پله دیدمش

235
00:20:26,350 --> 00:20:28,936
‫- اون فیلم رو با تو ندید؟
‫- نه، قبل از فیلم از اینجا رفت

236
00:20:28,936 --> 00:20:30,479
‫- رفت به آکسفورد
‫- آره

237
00:20:33,815 --> 00:20:37,736
‫ببینم از اسناد حزانت
‫چی می‌تونم پیدا کنم

238
00:20:37,736 --> 00:20:39,613
‫خیلی خوب میشه

239
00:20:39,613 --> 00:20:41,323
‫عاشق اون دستکش‌ها بود

240
00:21:45,721 --> 00:21:48,307
‫سلام
‫واسه لباسه برگشتید؟

241
00:21:48,307 --> 00:21:50,809
‫نه، مل هستش؟

242
00:21:50,809 --> 00:21:52,227
‫توی اتاق پروئه

243
00:21:58,025 --> 00:22:00,027
‫مل شمایید؟

244
00:22:00,027 --> 00:22:03,196
‫بنده کورمورن استرایک هستم
‫واسه خونواده‌ی لولا لاندری کار می‌کنم

245
00:22:03,196 --> 00:22:05,657
‫اومدم براتون توضیح بدم که

246
00:22:05,657 --> 00:22:08,285
‫ضبط یک مکالمه‌ی خصوصی و اشتراک گذاشتنش

247
00:22:08,285 --> 00:22:09,661
‫با دیگر اعضا بدون رضایت طرفین چه عواقبی داره

248
00:22:09,661 --> 00:22:11,413
‫اما قبلش باید صدایی که

249
00:22:11,413 --> 00:22:13,498
‫روی گوشیت ضبط کردی رو بهم بدی

250
00:22:24,551 --> 00:22:27,929
‫ - اینجا رو امضا کن 
‫ - مطمئنی؟ 

251
00:22:27,929 --> 00:22:31,183
‫- تا حالا اینقد مطمئن نبودم عزیزم
‫- لازمش که ندارن، نه؟

252
00:22:31,183 --> 00:22:34,019
‫باورم نمیشه، امشب می‌خوام ببینمش راش

253
00:22:34,019 --> 00:22:35,437
‫بعد از این همه وقت

254
00:22:35,437 --> 00:22:38,273
‫همون موقع برگشته ببینه کسی گوش می‌کرده یا نه

255
00:22:38,273 --> 00:22:40,233
‫این سلبرتی‌ها خیلی پارانویدند

256
00:22:41,818 --> 00:22:43,987
‫«امشب می‌خوام ببینمش»

257
00:22:43,987 --> 00:22:48,450
‫- منظورش دیبی مکه؟
‫- نتیجه‌ی واضح همینه

258
00:22:48,450 --> 00:22:51,161
‫- توی ساوس چه خبر؟
‫- هیچی

259
00:22:51,161 --> 00:22:53,914
‫خب سابقه‌ی کتاب‌های لولا

260
00:22:53,914 --> 00:22:56,666
‫نشون میداد که دنبال کتاب‌هایی
‫از تاریخ غنا می‌گشته

261
00:22:56,666 --> 00:22:59,753
‫بخوام دقیقتر بگم
‫چندین بار یه مقاله‌ی دکتری

262
00:22:59,753 --> 00:23:02,714
‫که توسط جاسویا آجیمن نوشته شده رو گرفته

263
00:23:02,714 --> 00:23:04,257
‫که اونجا دانشجو بوده

264
00:23:06,218 --> 00:23:07,260
‫آجیمن

265
00:23:08,345 --> 00:23:10,847
‫- نیجریه‌ای نیست؟
‫- نه، غناییه

266
00:23:10,847 --> 00:23:13,558
‫گرچه تقدیم کردن مقاله‌ش به نظر جالبه

267
00:23:17,521 --> 00:23:20,440
‫«تقدیم به همسر دوست داشتنی‌ام امی
‫و فرزندمان جونا

268
00:23:20,440 --> 00:23:22,734
‫و تشکر فراوان از کشیش خورخه دوران

269
00:23:22,734 --> 00:23:24,111
‫«از کلیسای نور مقدس

270
00:23:24,111 --> 00:23:26,947
‫برای آموختن فروتنی و ایمان
‫به فردی که بی‌وفا بود»

271
00:23:28,740 --> 00:23:30,742
‫«فردی که بی‌وفا بود»

272
00:23:30,742 --> 00:23:34,746
‫حدس می‌زنم که اون پدر اصلی لولا باشه

273
00:23:34,746 --> 00:23:37,499
‫آره

274
00:23:37,499 --> 00:23:39,876
‫من باید برم دیدن پروفسور اینرایت

275
00:23:39,876 --> 00:23:41,920
‫استاد راهنمای دکتراش

276
00:23:41,920 --> 00:23:45,298
‫هنوز توی سواسه
‫اما امروز صبح کلاس داشت، فعلا

277
00:23:50,303 --> 00:23:52,180
‫اقتصاد سیاسی غنا

278
00:23:52,180 --> 00:23:53,974
‫خصوصا در دوره‌ی نکرومه

279
00:23:53,974 --> 00:23:57,644
‫راستش دوست داشتم با جوسایا آجیمن حرف بزنم

280
00:23:57,644 --> 00:24:00,730
‫متاسفانه دکتر آجیمن
‫دیگه همراه ما نیستند

281
00:24:00,730 --> 00:24:02,357
‫خب میشه لطفا بهم بگید

282
00:24:02,357 --> 00:24:04,609
‫کجا می‌تونم پیداشون کنم؟

283
00:24:04,609 --> 00:24:06,903
‫نزدیک یه سال پیش فوت کرد

284
00:24:08,864 --> 00:24:09,906
‫آهان

285
00:24:11,408 --> 00:24:14,119
‫شما اولین کسی نیستید که
‫اومده دنبالشون می‌گرده

286
00:24:17,622 --> 00:24:20,500
‫پس لولا هم باید دقیقا
‫همین‌چیزا رو فهمیده باشه

287
00:24:20,500 --> 00:24:21,251
‫اوهوم

288
00:24:22,752 --> 00:24:24,921
‫پروفسور اینرایت گفت که
‫دختره خیلی ناراحت بوده

289
00:24:24,921 --> 00:24:26,882
‫یعنی لولا رو نمی‌شناخته؟

290
00:24:26,882 --> 00:24:29,676
‫اون یه متخصص در تقسیمات کشوری
‫دوره‌ی پس از استعمار

291
00:24:29,676 --> 00:24:31,303
‫در جنوب صحرای آفریقاست

292
00:24:31,303 --> 00:24:34,139
‫فکر کنم دیگه دنبال کردن سلبرتی‌ها
‫از دستش در رفته

293
00:24:34,139 --> 00:24:36,183
‫پس آجیمن هم بن‌بسته

294
00:24:36,183 --> 00:24:38,977
‫نه، چون تونستم پاستور دوران رو پیدا کنم

295
00:24:38,977 --> 00:24:42,564
‫پنطیکاستیسمی که توی مقدمه‌ی دکتراش
‫بهش اشاره کرده بود

296
00:24:42,564 --> 00:24:44,274
‫کلیسا توی توتینگه

297
00:24:44,274 --> 00:24:47,694
‫و عکسای زیادی هم از خونواده‌ی آجیمن داره
‫من‌جمله...

298
00:24:50,238 --> 00:24:51,531
‫نه این یکی

299
00:24:55,494 --> 00:24:57,287
‫عجب

300
00:24:57,287 --> 00:24:58,914
‫آجیمنه با پسر جونا

301
00:25:00,123 --> 00:25:02,459
‫حالا مشخص شد که لولا به کی رفته

302
00:25:02,459 --> 00:25:03,251
‫اوهوم

303
00:25:03,251 --> 00:25:05,295
‫آبی، قرمز، آبی

304
00:25:05,295 --> 00:25:07,214
‫پرچم ارتشه

305
00:25:07,214 --> 00:25:08,340
‫سرباز پیاده

306
00:25:12,135 --> 00:25:15,055
‫لولا گفت که
‫«باورم نمیشه امشب می‌خوام ببینمش»

307
00:25:16,515 --> 00:25:18,058
‫و توی اتاق پروی وشتی:

308
00:25:18,058 --> 00:25:20,018
‫«بعد از این همه وقت، امشب قراره ببینمش»

309
00:25:20,018 --> 00:25:21,186
‫منتظر اون بوده

310
00:25:22,687 --> 00:25:24,272
‫نه دیبی مک

311
00:25:24,272 --> 00:25:26,816
‫فکر کرده که قراره برادرش رو
‫واسه اولین بار ببینه

312
00:25:28,193 --> 00:25:30,987
‫- فکر نمی‌کنی که...
‫- میرم چندتا زنگ بزنم

313
00:25:44,918 --> 00:25:46,836
‫ناراحت کننده‌ست

314
00:25:46,836 --> 00:25:48,880
‫خیلی واسه پیدا کردنش ذوق‌زده بودم
‫اما...

315
00:25:52,384 --> 00:25:55,178
‫همیشه یه چیز ناراحت‌کننده‌ای
‫پشت همه‌ی قضایا هست

316
00:25:57,055 --> 00:25:58,557
‫کجا میری؟

317
00:25:58,557 --> 00:26:00,308
‫که به جان درمورد برادر لولا بگم

318
00:26:10,443 --> 00:26:11,653
‫برادر؟

319
00:26:13,738 --> 00:26:16,491
‫می‌دونی، باعث شدی
حس عجیبی بهم دست بده

320
00:26:16,491 --> 00:26:18,410
‫بایدم همینطور باشه

321
00:26:18,410 --> 00:26:21,496
‫از اصطلاح «برادر واقعی» متنفرم

322
00:26:21,496 --> 00:26:23,331
‫«والدین واقعی» هم همینطور

323
00:26:23,331 --> 00:26:25,500
‫والدین واقعی من کسایی بودند که
‫منو بزرگ کردند

324
00:26:25,500 --> 00:26:28,336
‫- منم کاملا موافقم
‫- پدر...پدر خودت چی؟

325
00:26:28,336 --> 00:26:30,005
‫تا جایی که به جانی روگبی مربوط بود

326
00:26:30,005 --> 00:26:31,631
‫من واسش یه لرزش توی کمر بودم

327
00:26:32,841 --> 00:26:35,510
‫خب این برادره

328
00:26:37,012 --> 00:26:39,681
‫این سربازه همونیه که
‫توی فیلم دیدیم؟

329
00:26:39,681 --> 00:26:41,391
‫فعلا تصمیمی نگرفتم

330
00:26:41,391 --> 00:26:43,685
‫فکر می‌کنی باید درمورد آجیمن
‫به پلیس بگیم؟

331
00:26:47,772 --> 00:26:50,358
‫شرمنده جان، باید فورا برم
‫دیدن کسی

332
00:26:50,358 --> 00:26:51,776
‫نه، نگران نباش

333
00:27:13,298 --> 00:27:15,925
‫صبح بخیر قربان
‫لطفا همراهم بیاید

334
00:27:34,402 --> 00:27:36,071
‫بهم گفتن که تو هم نظامی بودی

335
00:27:38,782 --> 00:27:40,075
‫عملیات هلمند؟

336
00:27:55,298 --> 00:27:57,008
‫تقصیر منه که خودش رو کشت

337
00:27:58,593 --> 00:28:00,804
‫همش تقصیر منه

338
00:28:02,305 --> 00:28:03,848
‫واسه چی؟

339
00:28:03,848 --> 00:28:05,850
‫شبی که مُرد می‌خواست منو ببینه

340
00:28:08,186 --> 00:28:10,647
‫آخرش کم آوردم

341
00:28:15,652 --> 00:28:16,945
‫این توئی، مگه نه؟

342
00:28:19,781 --> 00:28:21,032
‫بگو چی شد

343
00:28:22,200 --> 00:28:24,869
‫بابا وقتی داشت می‌مرد
‫بهم گفته بود

344
00:28:26,371 --> 00:28:28,498
‫می‌گفت نمی‌دونست مادرش نگهش داشته یا نه

345
00:28:28,498 --> 00:28:30,583
‫زنی که باها پدرت توی لندن زندگی می‌کرد؟

346
00:28:31,668 --> 00:28:34,462
‫پدرم اون موقع یه دانشجو بود
‫و مامان توی آکرا بود
‫(آکرا: پایتخت غنا)

347
00:28:34,462 --> 00:28:36,131
‫بعد یه دفعه لولا بهت زنگ می‌زنه

348
00:28:36,131 --> 00:28:39,342
‫- نمی‌خواست رسانه‌ها خبردار بشن
‫- از گوشی دوستش استفاده کرده

349
00:28:39,342 --> 00:28:41,136
‫آره، یکی به اسم راشل

350
00:28:41,136 --> 00:28:43,555
‫یه دفعه فهمیدی یه خواهر ناتنی داری

351
00:28:43,555 --> 00:28:44,723
‫که یه سوپرمدل معروفه

352
00:28:46,349 --> 00:28:49,811
‫خیلی واسم زیاد بود
‫بدجوری گیج شده بودم

353
00:28:49,811 --> 00:28:53,398
‫لولا اون همه ماشین لوکس و آپارتمان داشت

354
00:28:53,398 --> 00:28:56,067
‫- و مامان
‫- متوجهم

355
00:28:57,819 --> 00:28:59,070
‫واقعا؟

356
00:29:02,949 --> 00:29:04,659
‫قلب مادرم رو می‌شکست

357
00:29:08,329 --> 00:29:09,831
‫حالش زیاد خوب نیست

358
00:29:11,750 --> 00:29:14,669
‫اول به لولا جواب رد دادم
‫اما مدام زنگ میزد

359
00:29:14,669 --> 00:29:16,838
‫هی دنبال می‌کرد

360
00:29:16,838 --> 00:29:19,257
‫- می‌شناختیش؟
‫- نه

361
00:29:19,257 --> 00:29:23,344
‫اون خیلی...اون از همه‌چی مایه می‌ذاشت
‫می‌دونی؟

362
00:29:23,344 --> 00:29:27,223
‫به جایی رسیدیم که گفت
‫«همه‌ی پولهام مال تو»

363
00:29:27,223 --> 00:29:30,268
‫و منم گفتم
‫«پولت واسم مهم نیست»

364
00:29:30,268 --> 00:29:33,396
‫اما همیشه هم می‌گفت که
‫توی وصیت‌نامه‌ش همه‌چیز رو

365
00:29:33,396 --> 00:29:35,398
‫به من واگذار می‌کنه تا عموش رو عصبانی کنه

366
00:29:39,444 --> 00:29:40,987
‫بعدش خیلی احساس گناه کردم

367
00:29:44,657 --> 00:29:48,495
‫اگه رفته بودم
‫هنوز زنده بود

368
00:29:48,495 --> 00:29:51,206
‫اینکه خواستی از مادرت حمایت کنی
‫کار خوبی بوده

369
00:29:53,291 --> 00:29:55,418
‫گفت درک می‌کنه که مادرم چه فکری می‌کنه

370
00:29:55,418 --> 00:29:57,003
‫نمی‌خواد دل کسی رو بشکنه

371
00:29:59,339 --> 00:30:00,423
‫همین

372
00:30:02,467 --> 00:30:04,928
‫انگار دنبال یه‌چیزی می‌گشت، می‌دونی؟

373
00:30:10,308 --> 00:30:11,476
‫به‌نظر دختر خوبی بود

374
00:30:15,730 --> 00:30:17,106
‫منم همین فکرو می‌کنم

375
00:31:03,820 --> 00:31:05,488
‫- بهتون زنگ می‌زنم
‫- باشه

376
00:31:07,323 --> 00:31:10,118
‫فکر کنم باید زاغ سیا چوب زدن رو هم
‫به لیست کارات اضافه کنم

377
00:31:11,244 --> 00:31:14,247
‫خواهرزادت گفت شب مرگ لولا

378
00:31:14,247 --> 00:31:17,208
‫توی چلسی پیش خواهرت بودی
‫درسته؟

379
00:31:17,208 --> 00:31:18,585
‫عذرت اینه

380
00:31:18,585 --> 00:31:20,670
‫من عذر می‌خوام چیکار؟

381
00:31:20,670 --> 00:31:21,546
‫خودت بگو

382
00:31:21,546 --> 00:31:23,339
‫می‌تونی ثابت کنی که اونجا نبودم؟

383
00:31:23,339 --> 00:31:26,217
‫همون موقعی که قرار بوده پیش خواهر مریضت باشی

384
00:31:26,217 --> 00:31:28,595
‫توی هتل مورد علاقه‌ی با کارت اعتباریت

385
00:31:28,595 --> 00:31:30,388
‫پول نوشیدنی حساب کردی

386
00:31:31,890 --> 00:31:34,309
‫چرا نمی‌خواستی خونواده‌ی بریستو
‫لولا رو به فرزندخوندگی بگیره؟

387
00:31:36,436 --> 00:31:37,478
‫اینکه...

388
00:31:40,356 --> 00:31:42,358
‫اصلا...

389
00:31:42,358 --> 00:31:45,987
‫یوت بهم گفت که اصلا نمی‌خواستی
‫لولا رو به فرزندخوندگی بگیرن

390
00:31:45,987 --> 00:31:49,198
‫گرچه خوب که از اموال لولا حفاظت کردی

391
00:31:50,408 --> 00:31:54,412
‫من همیشه خوبی لولا رو می‌خواستم
‫همیشه

392
00:31:54,412 --> 00:31:55,872
‫از همون روز اول

393
00:31:59,167 --> 00:32:00,209
‫چلسی

394
00:32:53,471 --> 00:32:55,098
‫بانسن

395
00:32:55,098 --> 00:32:56,557
‫چه خبرا شنکر؟

396
00:33:02,522 --> 00:33:04,941
‫چند روز پیش گل گذاشتم رو قبر مادرت

397
00:33:04,941 --> 00:33:07,360
‫لطف کردی

398
00:33:07,360 --> 00:33:08,778
‫کاری داری؟

399
00:33:11,948 --> 00:33:14,575
‫مشخصات یه ماشینه
توی محل همیشگیش

400
00:33:14,575 --> 00:33:16,285
‫- خیلی‌خب، می‌خوای دو دره‌ش کنیم؟
‫- نه

401
00:33:18,037 --> 00:33:19,080
‫بیخیال

402
00:33:19,080 --> 00:33:21,749
‫ماشین همونجایی که هست باشه
‫نمی‌خواد بدزدیش

403
00:33:21,749 --> 00:33:24,377
‫اما اگه بتونی بری داخلش و
‫یه سر و گوشی آب بدی...

404
00:33:24,377 --> 00:33:26,087
‫- چه سر و گوشی؟
‫- هدایت‌کننده

405
00:33:26,087 --> 00:33:27,672
‫می‌خوام این آدرس رو وارد کنی

406
00:33:27,672 --> 00:33:29,799
‫ببینی قبلا رفته اونجا یا نه

407
00:33:34,595 --> 00:33:37,015
‫سلام، رابین الکات هستم
‫قبلا...

408
00:33:37,015 --> 00:33:39,100
‫بله، منابع انسانی

409
00:33:39,100 --> 00:33:42,311
‫تماس گرفتم تا بگم شرایطم عوض شده

410
00:33:42,311 --> 00:33:44,397
‫بنابراین نمی‌تونم کار رو قبول کنم

411
00:33:44,397 --> 00:33:46,774
‫اما اگه میشه قدردانی من رو
‫اطلاع بدید

412
00:33:47,942 --> 00:33:50,278
‫بله، تشکر
‫خیلی ممنون

413
00:34:04,000 --> 00:34:06,627
‫- درموردش اصلا حرف نزدیم
‫- درموردش حرف زدیم

414
00:34:06,627 --> 00:34:08,838
‫باشه، اما تصمیمی که نگرفتیم

415
00:34:08,838 --> 00:34:11,090
‫- این روی جفتمون تاثیر داره
‫- آره، اما بیشتر من

416
00:34:11,090 --> 00:34:13,176
‫گوش کن من...

417
00:34:13,176 --> 00:34:15,053
‫من...

418
00:34:15,053 --> 00:34:17,055
‫من از کاری که حالا می‌کنم خوشم میاد

419
00:34:18,514 --> 00:34:20,933
‫همیشه دوست داشتم چنین کاری داشته باشم

420
00:34:20,933 --> 00:34:21,976
‫چنین کاری؟

421
00:34:24,520 --> 00:34:26,481
‫تا جایی که یادمه
‫دنبال روان‌شناسی بودی

422
00:34:26,481 --> 00:34:29,567
‫نه بایگانی کردن واسه یه
‫کاراگاه یه پا توی سوهو

423
00:34:31,235 --> 00:34:34,739
‫خوشم اومد که همه‌چی رو
مسخره جلوه دادی

424
00:34:34,739 --> 00:34:37,575
‫می‌دونی، توی یه جنگ
‫پاش رو از دست داده

425
00:34:37,575 --> 00:34:40,161
‫که فقط مایه‌ی تلف کردن
‫زمان و پول بوده

426
00:34:40,161 --> 00:34:43,539
‫این دیگه حرف بدیه

427
00:34:43,539 --> 00:34:44,707
‫خب...

428
00:34:46,709 --> 00:34:48,377
‫شاید بهتره ببینیش

429
00:34:49,837 --> 00:34:51,756
‫- ببینمش؟
‫- آره

430
00:34:51,756 --> 00:34:54,842
‫می‌تونیم...بعد از کار با هم
‫بریم یه‌چیزی بخوریم یا یه کاری بکنیم

431
00:34:54,842 --> 00:34:57,762
‫و وقتی که تو میری بخوابونیش
‫من باید تنها برگردم خونه؟

432
00:35:00,765 --> 00:35:02,892
‫- پس ولش کن
‫- شوخی کردم

433
00:35:02,892 --> 00:35:04,227
‫شوخی کردم بابا

434
00:35:22,703 --> 00:35:24,664
‫فکر می‌کنی به خاطر نوشتن یه وصیت‌نامه
‫کشته شده؟

435
00:35:24,664 --> 00:35:25,331
‫نه

436
00:35:25,331 --> 00:35:28,167
‫من نه، اما راشل همچین فکری می‌کرد

437
00:35:28,167 --> 00:35:29,293
‫من که نمی‌فهمم

438
00:35:29,293 --> 00:35:30,753
‫فکر می‌کنم راشل از قاتل باج می‌گرفته

439
00:35:30,753 --> 00:35:33,256
‫چون تنها کسی بوده که
‫از وصیت‌نامه خبر داشته

440
00:35:33,256 --> 00:35:35,049
‫- خب وصیت‌نامه کجاست؟
‫- نمی‌دونم

441
00:35:39,137 --> 00:35:40,638
‫اگه لازم باشه
‫دوباره هم آدم می‌کشه

442
00:36:05,746 --> 00:36:08,166
‫- دفتر کورمورن استرایک
‫- تماس گرفتی؟

443
00:36:08,166 --> 00:36:09,959
شکایت از وصیت‌نامه از ریچموند

444
00:36:09,959 --> 00:36:11,335
‫- خودشه
‫- هماهنگ شده

445
00:36:11,419 --> 00:36:12,461
‫عالیه

446
00:36:14,422 --> 00:36:17,466
‫راستش...یه چیز دیگه هست که
‫می‌خواستم بهت بگم

447
00:36:18,885 --> 00:36:20,303
‫ااا...

448
00:36:23,264 --> 00:36:27,185
‫ من هیچوقت قبول نمی‌کنم که با اون 
‫ به یه جزیره‌ی متروکه برم 

449
00:36:28,186 --> 00:36:30,813
‫شبی که لولا مُرد
‫یادتون هست که تونی اینجا بود یا نه؟

450
00:36:32,982 --> 00:36:37,236
‫درست خاطرم نیست

451
00:36:37,236 --> 00:36:39,864
‫حافظه‌ی بلند مدتم خوب کار می‌کنه

452
00:36:39,864 --> 00:36:43,826
‫اما داروها همه‌چیز رو بهم می‌ریزه

453
00:36:43,826 --> 00:36:46,037
‫متوجهم

454
00:36:46,037 --> 00:36:48,581
‫البته تو و چارلی رو یادمه

455
00:36:48,581 --> 00:36:50,583
‫خیلی جور بودید

456
00:36:51,667 --> 00:36:55,171
‫مادرت مدلی چیزی بود

457
00:36:55,171 --> 00:36:56,672
‫درسته

458
00:36:56,672 --> 00:36:59,050
‫خیلی خوشگل بود

459
00:37:00,176 --> 00:37:01,886
‫تو اصلا بهش نرفتی

460
00:37:03,054 --> 00:37:05,640
‫جانی هم زیاد قیافه‌ای نداره

461
00:37:05,640 --> 00:37:11,103
‫شوهرم الک، دوست زیاد داشت

462
00:37:11,103 --> 00:37:12,772
‫مجلس 

463
00:37:14,273 --> 00:37:16,859
‫و می‌گفت که براش مهم نیست

464
00:37:16,859 --> 00:37:18,903
‫اگه دور و بر جانی کوچولو باشن

465
00:37:18,903 --> 00:37:21,739
‫«فقط به‌خاطر اینکه رفیق ه

466
00:37:21,739 --> 00:37:25,576
‫دلیل نمیشه که بگی سلیقه ندارن»

467
00:37:31,999 --> 00:37:33,834
‫موقع ناهاره بانو بی

468
00:37:33,834 --> 00:37:35,628
‫اشکالی نداره برم دستشویی؟

469
00:37:35,628 --> 00:37:36,754
‫اوهوم

470
00:37:38,839 --> 00:37:39,882
‫بفرمایید

471
00:39:30,910 --> 00:39:32,203
‫بالاست

472
00:40:21,544 --> 00:40:23,379
‫من جات بودم نمی‌رفتم تو

473
00:40:38,811 --> 00:40:40,980
‫هدایت‌کننده آدرس رو داشت

474
00:40:44,817 --> 00:40:46,652
‫- صحیح
‫- اینو هم پیدا کردیم

475
00:40:46,652 --> 00:40:48,028
‫بهت گفتم که دست...

476
00:41:00,124 --> 00:41:01,584
‫این یکی مهمون ما

477
00:41:03,294 --> 00:41:05,629
‫اما رفیقم وقتی سوار ماشین شد
‫و می‌دونست نباید بدزدتش

478
00:41:05,629 --> 00:41:07,756
‫حسابی دلش شکست

479
00:41:07,756 --> 00:41:09,717
‫امیدوارم با این دلش آروم بگیره

480
00:41:23,689 --> 00:41:25,191
‫گرفتمش واردل

481
00:41:37,328 --> 00:41:39,955
‫خبری نشده؟
‫بازداشتش کردند؟

482
00:41:41,999 --> 00:41:43,918
‫برو خونه

483
00:41:43,918 --> 00:41:47,338
‫راستش حالا منتظر کسی نیستم
‫برو

484
00:41:48,506 --> 00:41:50,341
‫امشب خبری نمیشه

485
00:42:05,731 --> 00:42:07,608
‫من...

486
00:42:07,608 --> 00:42:09,985
‫من کار منابع انسانی رو قبول نکردم

487
00:42:10,986 --> 00:42:12,029
‫عجب

488
00:42:13,447 --> 00:42:16,534
‫من دیگه نمی‌تونم حقوقت رو بدم
‫وقتی که این کار...

489
00:42:17,535 --> 00:42:18,786
‫می‌دونم

490
00:42:21,038 --> 00:42:22,122
‫شب بخیر

491
00:42:50,901 --> 00:42:52,736
‫امشب یکم دیر میام

492
00:43:17,261 --> 00:43:20,472
‫یارویی که توی دوربین امنیتی دیده شده
‫اما نرفتند دنبالش

493
00:43:20,472 --> 00:43:21,932
‫توئی، مگه نه؟

494
00:43:34,945 --> 00:43:37,573
‫گفت که ازش می‌ترسه

495
00:43:44,580 --> 00:43:46,123
‫از جلو چشمم گمشو

496
00:44:29,166 --> 00:44:30,668
‫آهای؟

497
00:44:35,756 --> 00:44:36,840
‫آهای؟

498
00:44:39,301 --> 00:44:41,637
‫پس تویی جان

499
00:44:41,637 --> 00:44:43,514
‫منتظر کس دیگه‌ای بودی؟

500
00:44:43,514 --> 00:44:45,933
‫شاید آره
‫اما خوشحالم

501
00:44:45,933 --> 00:44:48,143
‫پیتزا می‌خوای؟
‫یه تیکه مونده

502
00:44:48,143 --> 00:44:49,728
‫گرچه پپرونیش رو برداشتم

503
00:44:51,230 --> 00:44:52,815
‫نه ممنون

504
00:44:54,316 --> 00:44:55,442
‫بشین

505
00:45:00,656 --> 00:45:02,282
‫به‌خاطر تموم زحماتت

506
00:45:02,282 --> 00:45:04,743
‫پیدا کردن جونا آجیمن نتیجه‌ی خیلی خوبی بود

507
00:45:05,911 --> 00:45:07,746
‫خیلی سخاوت‌مندانه‌س

508
00:45:10,332 --> 00:45:11,959
‫ام...

509
00:45:11,959 --> 00:45:14,128
‫مارشا گفت امروز رفتی اونجا

510
00:45:14,128 --> 00:45:16,130
‫راستش یکم غافلگیر شدم

511
00:45:17,631 --> 00:45:19,383
‫- سیگار؟
‫- نه ممنون

512
00:45:20,384 --> 00:45:24,304
‫بهم زنگ زدند تا برم پیش یه موکل احتمالی
‫توی ریچموند

513
00:45:24,304 --> 00:45:26,765
‫اما مشخص شد که چنین کسی وجود نداشته

514
00:45:29,143 --> 00:45:30,769
‫آره

515
00:45:30,769 --> 00:45:33,230
‫به منشیم گفتم بزنه

516
00:45:33,230 --> 00:45:35,733
‫متاسفم جان، می‌خواستم یکم
‫از سر راهم بری کنار

517
00:45:37,568 --> 00:45:40,738
‫در ارتباط با تونی لاندری
‫یه سری اخبار ناراحت‌کننده دارم

518
00:45:44,158 --> 00:45:46,034
‫می‌دونه که تو لولا رو کشتی

519
00:45:47,536 --> 00:45:50,414
‫- ببخشید؟
‫- می‌دونه که تو لولا رو کشتی

520
00:45:52,458 --> 00:45:55,544
‫شاید اقرار نکنه، اما...

521
00:45:55,544 --> 00:45:57,629
‫ته قلبش می‌دونه

522
00:45:57,629 --> 00:46:00,466
‫غیرممکنه آدم از چیزی خبر داشته باشه
‫که واقعیت نداره

523
00:46:03,343 --> 00:46:05,304
‫روزی که لولا مُرد

524
00:46:07,264 --> 00:46:08,974
‫تو رفتی به خونه‌ش

525
00:46:10,100 --> 00:46:12,603
‫از اینکه جونا رو پیدا کرده بود
‫خیلی عصبانی بودی

526
00:46:16,190 --> 00:46:18,400
‫اونجا رو ترک کردی

527
00:46:18,400 --> 00:46:20,652
‫رفتی طبقه‌ی پایین

528
00:46:20,652 --> 00:46:22,654
‫اما از ساختمون بیرون نرفتی

529
00:46:34,625 --> 00:46:37,461
‫طبقه‌ی پایین رو واسه استقبال از
‫دیبی مک آماده کرده بودند

530
00:46:43,342 --> 00:46:45,177
‫اونجا چند قلم چیز پیدا کردی

531
00:47:06,114 --> 00:47:08,867
‫گل‌ها و لباس‌ها واسه فرار کردنت

532
00:47:16,458 --> 00:47:19,545
‫نمی‌دونم کی تصمیم گرفتی خواهرت رو بکشی

533
00:47:19,545 --> 00:47:22,172
‫همونطوری که نمی‌دونم چه لحظه‌ای تصمیم گرفتی

534
00:47:22,172 --> 00:47:25,968
‫برادرت رو از لب صخره بندازی پایین

535
00:47:25,968 --> 00:47:27,553
‫اما تصمیم گرفتی

536
00:47:27,553 --> 00:47:29,263
‫و بعد برگشتی

537
00:47:46,780 --> 00:47:48,282
‫خیلی متاسفم

538
00:47:48,282 --> 00:47:51,451
‫من زیاد بلد نیستم انکار کنم

539
00:47:51,451 --> 00:47:54,371
‫که ظاهرا باید حالا بکنم
‫من فقط...

540
00:47:56,373 --> 00:47:59,293
‫من واقعا ناامید شدم

541
00:47:59,293 --> 00:48:00,419
‫بازش کن

542
00:48:03,839 --> 00:48:06,383
‫دنبال همین می‌گشتی، مگه نه؟

543
00:48:06,383 --> 00:48:09,595
‫توی کیف سومه بود که
‫مادرت از آپارتمان لولا برداشته بود

544
00:48:12,139 --> 00:48:16,143
‫درمورد آستر جداشدنی نمی‌دونستی
‫مگه نه؟

545
00:48:16,143 --> 00:48:18,103
‫کل این مدت جلوی چشمت بوده

546
00:48:19,354 --> 00:48:22,482
‫ظاهرا راشل ازش خبر داشته

547
00:48:22,482 --> 00:48:24,860
‫- واسه همین کشتیش
‫- من اصلا ندیدمش!

548
00:48:24,860 --> 00:48:28,155
‫پس چرا هدایت‌کننده‌ی ماشینت
‫آدرسش رو ذخیره کرده بود؟

549
00:48:30,949 --> 00:48:33,744
‫راشل دوست خوبی واسه لولا نبود

550
00:48:33,744 --> 00:48:35,621
‫می‌خواست به‌خاطر وصیت‌نامه
‫ازت اخاذی کنه

551
00:48:35,621 --> 00:48:38,123
‫البته خبر نداشت که
‫تو چجور آدمی هستی

552
00:48:38,123 --> 00:48:39,875
‫که قبلا چیکار کردی

553
00:48:46,632 --> 00:48:50,594
‫توی دومین دعواتون
‫لولا درمورد وصیت‌نامه بهت گفت

554
00:48:50,594 --> 00:48:52,137
‫و اینجوری سرنوشتش رقم خورد

555
00:48:58,393 --> 00:49:00,687
‫همش رسید به مامان

556
00:49:00,687 --> 00:49:03,440
‫لولا بدون وصیت‌نامه فوت کرد
‫به من چیزی ارث نرسید

557
00:49:03,440 --> 00:49:06,443
‫آره، اما بعد از اینکه مادرت بمیره
‫که زیاد هم طول نمی‌کشه، به تو می‌رسه

558
00:49:08,028 --> 00:49:10,739
‫اما من فکر می‌کنم پول
‫دومین محرکت بوده

559
00:49:10,739 --> 00:49:12,074
‫حسادت

560
00:49:16,203 --> 00:49:18,997
‫این زنگ دوچرخه‌ی چارلیه
‫مگه نه؟

561
00:49:18,997 --> 00:49:21,792
‫همونی که وقتی افتاد توی دره
‫زیر پاش بود

562
00:49:23,001 --> 00:49:25,420
‫اول برادرت چارلی

563
00:49:25,420 --> 00:49:26,880
‫بعد لولا

564
00:49:27,881 --> 00:49:30,300
‫اونوقت منو استخدام کردی
‫تا واسه جونا پاپوش بدوزی

565
00:49:30,300 --> 00:49:32,094
‫من باهات همدردی می‌کنم

566
00:49:32,094 --> 00:49:35,097
‫با فرق گذاشتن مادرت...بین بچه‌هاش

567
00:49:35,097 --> 00:49:37,557
‫بچه خوشگله، بچه باهوشه
‫بچه بامزه‌هه

568
00:49:39,142 --> 00:49:41,019
‫تو همیشه دومی بودی

569
00:49:41,019 --> 00:49:42,521
‫ولمون کن

570
00:49:42,521 --> 00:49:44,815
‫نمی‌خواد بگی عصبانیتم انباشته شده

571
00:49:44,815 --> 00:49:47,526
‫نه؟ خیلی‌خب باشه
‫من خودمم زیاد طرفدار این نظریه نیستم

572
00:49:47,526 --> 00:49:49,736
‫گرچه هیئت‌منصفه خیلی دوستش داره

573
00:49:49,736 --> 00:49:52,364
‫بذار بچسبیم به چیزایی که می‌دونیم

574
00:49:52,364 --> 00:49:55,158
‫تونی همیشه شک داشت که
‫تو توی مرگ چارلی دست داشتی

575
00:49:55,158 --> 00:49:57,577
‫و سعی کرد جلوی والدینت رو
‫از گرفتن یه بچه‌ی دیگه بگیره

576
00:49:57,577 --> 00:50:00,247
‫- چون واسه لولا می‌ترسید
‫- خودش اینا رو بهت گفته، مگه نه؟

577
00:50:01,748 --> 00:50:04,418
‫اون شب اصلا نزدیک خونه‌تون نبوده

578
00:50:04,418 --> 00:50:05,961
‫اول این حرفت مشکوکم کرد

579
00:50:05,961 --> 00:50:08,463
‫اما بعد فهمیدم اینکه تو
‫واسش عذر ساختی

580
00:50:08,463 --> 00:50:11,133
‫این معنی رو داشته که
‫واسه خودت هم جور کردی

581
00:50:11,133 --> 00:50:13,593
‫توی لاندری یه بزدل بی جراته

582
00:50:15,387 --> 00:50:17,723
‫اما یه قاتل نیست

583
00:50:17,723 --> 00:50:18,974
‫تو هستی

584
00:50:27,858 --> 00:50:29,443
‫دیگه کافیه

585
00:50:34,656 --> 00:50:37,117
‫مادرت یه معتاد بود

586
00:50:37,117 --> 00:50:39,995
‫پدرت اصلا نمی‌خواد بدونه که وجود داری

587
00:50:39,995 --> 00:50:42,414
‫تا خرخره توی قرض و بدهی رفتی

588
00:50:42,414 --> 00:50:44,958
‫و توی دفترت زندگی می‌کنی
‫و آت و آشغال می‌خوری

589
00:50:47,586 --> 00:50:50,422
‫- برو پیش پلیس ببین بهت چی میگن
‫- رفتم

590
00:50:52,424 --> 00:50:55,677
‫درضمن باید بدونی که چرم، ‫متخلخله

591
00:50:55,677 --> 00:50:58,430
‫از انتقال مدارک قانونی جلوگیری نمی‌کنه

592
00:50:58,430 --> 00:51:00,140
‫یه اشتباه رایجه

593
00:51:00,140 --> 00:51:03,268
‫اما باعث میشه که مجرم شروع کنه به عرق کردن

594
00:51:03,268 --> 00:51:06,897
‫مخصوصا وقتی که حسابی هیجان زده باشن
‫مثل اون شب تو

595
00:51:06,897 --> 00:51:09,608
‫واسه دوتا قتل میری زندان جان

596
00:51:09,608 --> 00:51:11,401
‫البته باید 3 تا باشه

597
00:51:17,949 --> 00:51:21,036
‫حان، می‌دونی که دیگه تموم شده

598
00:51:55,278 --> 00:51:56,571
‫کورمورن؟

599
00:51:59,908 --> 00:52:02,661
‫- کورمورن؟
‫- برو بیرون!

600
00:52:18,510 --> 00:52:20,512
‫کورمورن؟

601
00:52:20,512 --> 00:52:22,973
‫کورمورن، بس کن
‫بسه، بس کن، بسه...

602
00:52:26,059 --> 00:52:28,395
‫لعنتی

603
00:52:28,395 --> 00:52:31,189
‫خونریزی شدید داری
‫یه آمبولانس خبر می‌کنم

604
00:52:32,858 --> 00:52:34,151
‫و یه تاکسی

605
00:52:36,319 --> 00:52:38,280
‫من با اون جایی نمیرم

606
00:53:25,702 --> 00:53:27,913
‫دیگه وقتش بود

607
00:53:27,913 --> 00:53:29,706
‫در آرامش رفت

608
00:53:31,750 --> 00:53:33,251
‫چرا منو خبر کردی؟

609
00:53:34,628 --> 00:53:37,756
‫من و خواهرم قبل از مرگش
‫توافق کردیم که به خواسته‌ی لولا

610
00:53:37,756 --> 00:53:40,383
‫برای دادن اموالش به جونا آجیمن احترام بذاریم...

611
00:53:40,383 --> 00:53:41,259
‫خیلی‌خب

612
00:53:41,259 --> 00:53:45,055
‫و اینکه مبلغی زیاد رو برای
‫تلاش‌های شما بهتون بدیم

613
00:53:45,055 --> 00:53:46,181
‫تشکر

614
00:53:48,016 --> 00:53:50,852
‫حس می‌کنم فکر بدی درمورد من می‌کنید
‫آقای استرایک

615
00:53:55,315 --> 00:53:59,402
‫هیچوقت اطمینان نداشتم
‫وقتی جان و چارلی توی دره بودند

616
00:53:59,402 --> 00:54:01,279
‫چه اتفاقی بینشون افتاد

617
00:54:01,279 --> 00:54:04,115
‫اونقدری بودی که نخوای بذاری
‫لولا رو به فرزندی بگیرن

618
00:54:04,115 --> 00:54:06,743
‫بنابراین تصور کن چی میشد
‫اگه به یوت می‌گفتم

619
00:54:06,743 --> 00:54:08,495
‫لولا رو هم کشته

620
00:54:08,495 --> 00:54:10,372
‫تصور کن چه بلایی سرش می‌اومد

621
00:54:11,665 --> 00:54:14,626
‫هیچوقت با مرگ چارلی هم نتونست کنار بیاد و...

622
00:54:14,626 --> 00:54:16,211
مرگ خودش هم نزدیک بود

623
00:54:26,054 --> 00:54:27,430
‫خونواده

624
00:54:27,430 --> 00:54:28,932
‫- آره
‫- آره

625
00:54:39,609 --> 00:54:41,486
‫بله حتما
‫بهشون اطلاع میدم

626
00:54:41,486 --> 00:54:43,655
‫خیلی ممنون
‫خدافظ

627
00:54:43,655 --> 00:54:46,116
‫تلفن مدام داره زنگ می‌خوره

628
00:54:50,996 --> 00:54:52,247
‫ممنون

629
00:55:18,773 --> 00:55:21,026
‫می‌دونم قیمتش چقدره
‫یادت که نرفته؟

630
00:55:21,026 --> 00:55:22,694
‫به‌عنوان پاداش بهش نگاه کن

631
00:55:27,365 --> 00:55:29,784
‫من بهت نگفتم

632
00:55:29,784 --> 00:55:31,745
‫چی رو؟

633
00:55:32,746 --> 00:55:35,040
‫چیزی که می‌خواستم بگم

634
00:55:35,040 --> 00:55:37,459
‫شبی که جان بریستو بهت حمله کرد

635
00:55:43,757 --> 00:55:46,760
‫از مصاحبه‌های کاری بی‌هدف
‫خسته شدم

636
00:55:46,760 --> 00:55:48,470
‫از اینجا خوشم میاد

637
00:55:50,347 --> 00:55:53,183
‫تونی لاندری سر حرفش موند
‫و پولش رو داد

638
00:55:53,183 --> 00:55:54,517
‫بدهی‌هام رو دادم

639
00:55:56,019 --> 00:55:57,062
‫خب...

640
00:56:04,235 --> 00:56:07,530
‫- میشه کار من دائمی باشه؟
‫- آره

641
00:56:07,530 --> 00:56:10,909
‫البته یکم واسه افزایش حقوقت زوده

642
00:56:10,909 --> 00:56:12,202
‫اشکالی نداره

643
00:56:13,411 --> 00:56:14,871
‫خیلی‌خب پس

644
00:56:17,540 --> 00:56:18,958
‫اوه

645
00:56:19,250 --> 00:56:21,169
‫دفتر کورمورن استرایک

646
00:56:23,588 --> 00:56:25,673
‫در حال حاضر سرمون خیلی شلوغه

647
00:56:25,673 --> 00:56:28,468
‫اما اگه بهم اطلاعات تماستون رو بدید من...

648
00:56:35,100 --> 00:56:36,267
‫آهان

649
00:56:37,477 --> 00:56:38,853
‫خیلی‌خب، تشکر
