﻿1
00:01:07,942 --> 00:01:10,528
‫ عشق یه... 

2
00:01:10,945 --> 00:01:15,200
‫ یه سرابه 
‫ یه وهمه 

3
00:01:15,325 --> 00:01:17,035
‫ به‌خاطر تمامی اعتصاباتت اندرو 

4
00:01:17,035 --> 00:01:20,413
‫  من فکر می‌کردم تصور شما از این رابطه 
‫  سرشار از عشقه 

5
00:01:20,413 --> 00:01:24,793
‫ و همچنین شجاعانه‌ست 
‫ با توجه به نزدیکی زیادتون به این موضوع 

6
00:01:25,126 --> 00:01:27,295
‫ منظورتون خودکشی همسرمه؟ 

7
00:01:28,088 --> 00:01:29,130
‫ بله 

8
00:01:32,592 --> 00:01:35,095
‫ بذارید اینجوری بگم 

9
00:01:39,307 --> 00:01:42,936
‫ وقتی افیجی فوت کرد... 

10
00:01:45,396 --> 00:01:47,357
‫ منظورم اینه وقتی الی فوت کرد... 

11
00:01:47,357 --> 00:01:49,109
‫ گوش کن... 

12
00:02:05,750 --> 00:02:07,710
‫منم
‫بیداری؟

13
00:02:07,710 --> 00:02:09,045
‫به قطار که رسیدی؟

14
00:02:09,045 --> 00:02:12,215
‫آره، و ممنون که بهم مرخصی بیشتری دادی
‫مت بهم نیاز داره

15
00:02:12,215 --> 00:02:14,759
‫اما گوش کن، من یه برنامه
‫از اندرو فنکورت دارم می‌بینم

16
00:02:14,759 --> 00:02:18,179
‫وقتی درمورد اولین همسرش ازش پرسیدند
‫قسم می‌خورم که صداش کرد افیجی

17
00:02:27,981 --> 00:02:29,858
‫افیجی؟

18
00:02:30,066 --> 00:02:32,277
‫جملاتت رو بلند بلند بخون

19
00:02:33,736 --> 00:02:36,698
‫«عشقش به او مانند هوسی خودسرانه بود»

20
00:02:36,698 --> 00:02:39,534
‫نه نه، کلماتش مناسب نیستند

21
00:02:39,534 --> 00:02:42,620
‫باید کلمات جدیدی براش بکار ببریم

22
00:03:09,355 --> 00:03:11,274
‫فکر می‌کنم لئونارا کواین بیگناهه

23
00:03:12,609 --> 00:03:14,277
‫سر اون یکی پام شرط می‌بندم

24
00:03:15,737 --> 00:03:16,779
‫دیگه حرفی ندارم

25
00:03:43,056 --> 00:03:44,807
‫سلام لئونارا

26
00:03:44,807 --> 00:03:47,352
‫ایشون ایلسا هربرته
‫وکیلت

27
00:03:48,603 --> 00:03:51,481
‫وقتمون خیلی محدوده
‫بنابراین با توجه به اینکه...

28
00:03:51,481 --> 00:03:52,649
‫کی می‌تونم برم خونه؟

29
00:03:54,692 --> 00:03:57,445
‫باید چندتا سوال رو با هم بررسی کنیم

30
00:03:58,112 --> 00:04:01,950
‫کسی کلید خونه‌ی توی جاده‌ی تالگارد رو داره؟

31
00:04:01,991 --> 00:04:03,493
‫اندرو فنکورت

32
00:04:03,493 --> 00:04:05,745
‫موقعی که داشتیم سقف رو تعمیر می‌کردیم
‫چندتا کلید اضافه هم ساختیم

33
00:04:05,745 --> 00:04:06,955
‫اما نتونستم پیداشون کنم

34
00:04:06,996 --> 00:04:10,250
‫تا حالا شده کلید‌ها دست یه نفر دیگه باشه
‫حتی واسه یه روز؟

35
00:04:10,250 --> 00:04:12,627
‫بعضی‌وقتا اجاره‌ش می‌دادیم

36
00:04:12,627 --> 00:04:15,046
‫بنابراین فکر می‌کنم افرادی باشن که
‫قبلا رفته باشن اونجا

37
00:04:16,547 --> 00:04:18,508
‫اون خونه مثل یه کابوسه

38
00:04:18,508 --> 00:04:21,761
‫نمی‌تونیم بفروشیمش
‫و اندرو نمی‌ذاره به کسی اجاره‌ش بدیم

39
00:04:21,761 --> 00:04:24,138
‫و پول دربیاریم
‫چون از اوون خوشش نمیاد

40
00:04:24,138 --> 00:04:26,474
‫به‌جایی رسید که اوون گفت
‫اصلا ولش کنیم

41
00:04:28,268 --> 00:04:30,728
‫میشه درمورد کارت بانکیت حرف بزنیم؟

42
00:04:30,770 --> 00:04:34,023
‫به پلیسا گفتم که اصلا از این چیزا خبر ندارم

43
00:04:34,023 --> 00:04:36,109
‫روبنده، طناب و لباس سرتاپایی

44
00:04:36,109 --> 00:04:39,237
‫همش 6 ماه پیش با کارت بانکی خونوادگی شما خریداری شده

45
00:04:39,237 --> 00:04:41,447
‫و به خونه‌ی توی جاده‌ی تالگارد تحویل داده شده

46
00:04:43,825 --> 00:04:48,538
‫احتمالش هست که شوهرتون این چیزا رو

47
00:04:48,538 --> 00:04:50,540
‫واسه خودش خریده باشه؟

48
00:04:54,335 --> 00:04:56,004
‫نمی‌دونم

49
00:04:56,004 --> 00:04:57,547
‫طناب رو شاید

50
00:04:57,880 --> 00:04:59,465
‫از بسته شدن خوشش می‌اومد

51
00:05:01,009 --> 00:05:03,344
‫فقط بهم گفت هزینه‌ش رو پرداخت کنم
‫منم کردم

52
00:05:03,344 --> 00:05:05,054
‫به اینجور چیزا کاری نداشتم

53
00:05:06,180 --> 00:05:09,309
‫اوون درمورد بمبیکس موری
‫بهتون چیزی گفته بود؟

54
00:05:09,350 --> 00:05:11,019
‫می‌گفت کتابیه درمورد اینکه

55
00:05:11,019 --> 00:05:13,146
‫یه کرم ابریشم زنده‌زنده جوشونده میشه

56
00:05:13,187 --> 00:05:15,982
‫همونطوری که منتقدها اونو جوشی می‌کنن
‫همین

57
00:05:17,483 --> 00:05:21,529
‫دادستان از این به عنوان یه مدرک
‫برای باخبری شما

58
00:05:21,529 --> 00:05:25,074
‫از محتویات کتاب استفاده می‌کنه

59
00:05:26,451 --> 00:05:27,869
این دیگه چجور کمکیه؟

60
00:05:27,910 --> 00:05:30,038
‫ایلسا داره کارش رو می‌کنه

61
00:05:30,038 --> 00:05:32,915
‫من قبلا جواب تمام این سوالات رو دادم

62
00:05:34,417 --> 00:05:36,127
‫هدف پلیس فرق داره

63
00:05:36,169 --> 00:05:38,963
‫من دارم این سوالات رو می‌پرسم
‫تا نذارم بیفتی زندان

64
00:05:38,963 --> 00:05:41,299
‫خب من که کاری نکردم
‫همین کافیه، مگه نه؟

65
00:05:41,299 --> 00:05:43,092
‫حقیقت زشت اینجاست که ممکنه نباشه

66
00:05:43,134 --> 00:05:45,553
‫یعنی چی که ممکنه نباشه؟
‫جریان چیه؟

67
00:05:45,553 --> 00:05:47,221
‫- گوش کن، ما باید...
‫- خفه شی!

68
00:05:47,221 --> 00:05:48,639
‫من اینو می‌شناسم
‫اما تو رو نمی‌شناسم

69
00:05:49,974 --> 00:05:52,977
‫قرار بود نذاری اینجوری بشه
‫بهم قول دادی

70
00:05:52,977 --> 00:05:56,981
‫ایلسا یکی از دوستامه
‫کارش درسته، من بهش اعتماد دارم

71
00:05:56,981 --> 00:06:00,360
‫تو هم باید بهش اعتماد کنی
‫می‌دونم خیلی ناراحتی

72
00:06:00,360 --> 00:06:03,029
‫می‌دونم ترسیدی
‫اما ما طرف توئیم

73
00:06:06,949 --> 00:06:08,785
‫من فقط دودوم رو می‌خوام

74
00:06:39,649 --> 00:06:42,652
‫گوشی رابین، مت هستم
‫چیزی می‌خواید به رابین بگم؟

75
00:06:45,905 --> 00:06:47,532
‫شرمنده...گفتی گِل؟

76
00:06:57,834 --> 00:06:59,585
‫حالت خوبه؟

77
00:07:03,339 --> 00:07:06,259
‫به‌خاطر تمیز کردن اضافه‌ی ماشینی که
‫کرایه کرده بودی، بهت زنگ زدند

78
00:07:07,760 --> 00:07:09,470
‫جریان چیه؟

79
00:07:11,097 --> 00:07:13,724
‫هفته‌ی پیش...باید یه ماشین می‌روندم

80
00:07:13,724 --> 00:07:14,809
‫به کجا؟

81
00:07:16,936 --> 00:07:18,354
‫به سمت دوون

82
00:07:19,856 --> 00:07:22,817
‫باید از یه مظنون بازجویی می‌کردیم
‫و کورمورن هم نمی‌تونه رانندگی کنه

83
00:07:22,817 --> 00:07:26,571
‫واسه همین نتونستی توی چیدن
‫مراسم مادرم کمک کنی؟

84
00:07:26,612 --> 00:07:28,114
‫شدی بودی تاکسیش؟

85
00:07:31,576 --> 00:07:32,618
‫نه، من...

86
00:07:45,923 --> 00:07:50,511
‫خیلی افتضاحه...دسترسی
‫انگیزه، دادن پول واسه ابزار

87
00:07:51,596 --> 00:07:54,056
‫و اینجوری هم که با پلیس دعوا می‌کنه
‫خودش بدترین دشمن خودشه

88
00:07:54,056 --> 00:07:56,809
‫تنها چیزی که کارت بانکی ثابت می‌کنه
‫اینه که براش پاپوش دوختند

89
00:08:00,313 --> 00:08:02,356
‫کورم؟ همه‌چی مرتبه؟

90
00:08:02,857 --> 00:08:04,859
[ هرچیزی که فکرش رو می‌کردی ]
[ می‌تونست مال تو باشه ]

91
00:08:09,155 --> 00:08:12,492
‫خوبه
‫فقط شارلوته

92
00:08:15,411 --> 00:08:16,579
‫خبری از برگشت نیست

93
00:08:16,579 --> 00:08:19,332
‫آره، نیک هم واضح بهم گفت

94
00:08:19,332 --> 00:08:20,458
‫من خوبم

95
00:08:32,887 --> 00:08:35,014
‫باید باهات حرف بزنم

96
00:08:35,014 --> 00:08:37,600
‫دوباره می‌خوای توی روزنامه چاپ کنی
‫که آدم اشتباهی رو بازداشت کردم؟

97
00:08:37,642 --> 00:08:38,893
‫اصلا کار جالبی نبود

98
00:08:38,893 --> 00:08:41,479
‫روزنامه‌ای که من خوندم نوشته
‫«زنی متهم به قتل

99
00:08:41,521 --> 00:08:42,897
‫آموزش دیده در قصابی»

100
00:08:42,897 --> 00:08:44,524
‫براش پاپوش دوختند ریچ

101
00:08:44,524 --> 00:08:47,318
‫از خودت بپرس
‫بنظرت اونقدری باهوشه تا

102
00:08:47,318 --> 00:08:50,530
‫این قتل پیچیده رو سرهم کنه؛
‫هیچی واسه گروه پزشکی به جا نذاره

103
00:08:50,530 --> 00:08:53,241
‫شاهد بدرد بخوری نباشه؛
‫سرنخی نباشه...هیچی...!

104
00:08:53,282 --> 00:08:57,161
‫اما اونقدری احمق باشه که
‫از کارت بانکی خودش استفاده کنه؟

105
00:08:57,203 --> 00:09:00,206
‫باب، من ازت به عنوان رفیقم خوشم میاد
‫و زندگیم رو مدیونتم

106
00:09:00,206 --> 00:09:01,749
‫که البته به همین خاطر
‫حاضرم لطف زیادی بهت بکنم

107
00:09:01,749 --> 00:09:04,669
‫اما توی این مورد
‫داری اشتباه می‌کنی رفیق

108
00:09:04,669 --> 00:09:07,338
‫اندرو فنکورت هم کلید اون ملک رو داشته

109
00:09:07,338 --> 00:09:11,050
‫اندرو فنکورت از قبل از توزیع شدن این کتاب
‫از کواین متنفر بوده

110
00:09:12,552 --> 00:09:14,387
‫چرا نمی‌ری در خونه‌ی اون؟

111
00:09:15,805 --> 00:09:18,474
‫می‌ذارم به حساب اینکه روز بدی داشتی باب

112
00:09:47,086 --> 00:09:49,255
‫فکر می‌کردم قرار بود توی کتابخونه باشی

113
00:09:49,255 --> 00:09:52,633
‫آره اما...برنامه عوض شد

114
00:09:52,633 --> 00:09:54,969
‫و بعدش هم صندلی‌های قطاری که زودتر می‌اومد
‫رزرو شده بود

115
00:09:54,969 --> 00:09:57,305
‫در بدترین حالت دوساعت الاف می‌شدی

116
00:09:57,305 --> 00:09:59,724
‫من واسه اینکه بیام دیدنت
‫همیشه دو ساعت الاف می‌شدم

117
00:10:01,183 --> 00:10:03,978
‫توی راهرو می‌نشستم

118
00:10:03,978 --> 00:10:05,104
‫به‌خاطر تو

119
00:10:06,606 --> 00:10:08,733
‫چون توی موقعیت افتضاحی بودی
‫و من دوستت داشتم

120
00:10:08,733 --> 00:10:09,775
‫می‌دونم

121
00:10:15,072 --> 00:10:16,157
‫باید زودتر می‌اومدم

122
00:10:16,198 --> 00:10:19,368
‫نمی‌خوام رئیست نزدیک عروسیمون بشه

123
00:10:19,368 --> 00:10:21,954
‫اگه موقع مرگ مادرم
‫نمی‌تونه یکی دوروز بیخیالت بشه

124
00:10:21,954 --> 00:10:23,080
‫چجور آدمیه؟

125
00:10:24,624 --> 00:10:26,000
‫مت...

126
00:10:31,172 --> 00:10:34,175
‫تقصیر کورمورن نبود

127
00:10:34,216 --> 00:10:35,426
‫ام...

128
00:10:40,014 --> 00:10:41,349
‫تصمیم خودم بود که بمونم

129
00:10:49,565 --> 00:10:53,110
‫از زمانی که یادم میاد
‫همیشه می‌خواستم یه کاراگاه بشم

130
00:10:53,110 --> 00:10:56,447
‫اصلا به‌خاطر همین بود که
‫روانشناسی خوندم

131
00:10:57,573 --> 00:11:00,409
‫و بعد...

132
00:11:00,409 --> 00:11:02,870
‫چندین سال حس می‌کردم
‫که دیگه چنین فرصتی ندارم

133
00:11:07,375 --> 00:11:09,126
‫اما حالا فرصتش رو پیدا کردم

134
00:11:09,126 --> 00:11:11,504
‫می‌دونم تو خوشت نمیاد و...

135
00:11:11,504 --> 00:11:14,632
‫چون باید به‌خاطر تو میومدم اینجا، اما...

136
00:11:20,888 --> 00:11:22,390
‫نمی‌خوام اینکارو از دست بدم

137
00:11:29,897 --> 00:11:31,482
‫معلومه که می‌خوام خوشحال باشی

138
00:11:41,033 --> 00:11:43,369
‫خیلی خیلی متاسفم که زودتر خودمو نرسوندم

139
00:11:46,080 --> 00:11:48,791
‫بیا فراموشش کنیم و بگیم که
‫نمیشد کاریش کرد

140
00:11:58,509 --> 00:12:00,469
‫کی برمی‌گردی؟

141
00:12:04,014 --> 00:12:07,476
‫خب، پروندت چطوره؟

142
00:12:08,519 --> 00:12:11,188
‫نمی‌دونم
‫ایلسا، پرونده چطوره؟

143
00:12:12,356 --> 00:12:16,277
‫خب اگه بخوای نیفته زندان
‫باید بگم پرونده‌ی وحشتناکیه

144
00:12:17,945 --> 00:12:20,489
‫- دخترش رو دیدی؟
‫- نه

145
00:12:20,489 --> 00:12:23,743
‫بچه‌ی خوبیه
‫گرچه واسه این دنیا ساخته نشده

146
00:12:23,784 --> 00:12:25,619
‫فکر کنم همسایه داره باهاش
‫سر و کله می‌زنه

147
00:12:25,661 --> 00:12:27,413
‫سازمان حمایت از کودکان بی‌سرپرست مطلع شده؟

148
00:13:10,748 --> 00:13:12,458
‫یکشنبه‌ست

149
00:13:12,458 --> 00:13:13,918
‫می‌دونم

150
00:13:13,918 --> 00:13:16,754
‫فکر می‌کنم بهتره بیشتر درمورد اندرو فنکورت
‫تحقیق کنیم

151
00:13:16,754 --> 00:13:18,756
‫نظرت چیه؟

152
00:13:18,756 --> 00:13:22,343
‫روز تعطیلی این همه راه نیومدم
‫که قبض برق بدم

153
00:13:22,343 --> 00:13:24,094
‫آدرسش رو گیر آوردم
‫بیا بریم

154
00:13:27,973 --> 00:13:31,477
نویسنده‌ی تحسین‌شده‌ی انگلیس
در یکی از خیابان‌های فرعی لندن

155
00:13:31,477 --> 00:13:32,937
در حال درآوردن روبنده؟

156
00:13:32,937 --> 00:13:35,356
‫ممکنه فقط واسه بیرون اومدن از جاده‌ی تالگارد
‫پوشیده باشتش

157
00:13:35,356 --> 00:13:37,900
‫- و بعد توی ماشینی جایی درش آورده باشه
‫- آره

158
00:13:37,900 --> 00:13:39,527
‫بذار یه نگاه اونجا بندازیم

159
00:13:39,568 --> 00:13:41,904
‫ببینیم دل و روده‌ها رو اون پشت
‫دفن نکرده باشه

160
00:13:50,287 --> 00:13:51,789
‫می‌خوای کمک کنی برم بالا؟

161
00:13:51,789 --> 00:13:53,249
‫نه نه نه
‫خودم میرم

162
00:13:57,962 --> 00:14:00,047
‫خب اینجا که نمیشه چیزی دفن کرد

163
00:14:02,383 --> 00:14:04,468
‫لعنتی

164
00:14:04,468 --> 00:14:06,512
‫- حالت خوبه؟
‫- لعنتی

165
00:14:06,512 --> 00:14:08,138
‫عوضی خم نمیشه

166
00:14:08,138 --> 00:14:09,598
‫خدا

167
00:14:09,598 --> 00:14:11,183
‫خوبم

168
00:14:12,685 --> 00:14:13,978
‫خیلی‌خب، دستت رو بنداز گردن من

169
00:14:14,019 --> 00:14:15,187
‫نه نه، خوبم

170
00:14:15,187 --> 00:14:17,857
‫مشخصه که نیستی
‫وزنت رو بنداز رو شونه‌ی من

171
00:14:17,857 --> 00:14:19,441
‫یه میخونه همین نزدیکه

172
00:14:20,943 --> 00:14:23,070
‫- رشوه؟
‫- انگیزه

173
00:14:23,070 --> 00:14:24,572
‫متاسفم رابین

174
00:14:24,572 --> 00:14:26,323
‫این یه قلم زیادیه

175
00:14:26,323 --> 00:14:27,908
‫هروقت خسته شدی بگو که وایسیم

176
00:14:52,474 --> 00:14:55,394
‫چه کارایی که نباید واسه سلامتش بکنی

177
00:14:55,394 --> 00:14:57,313
‫پودر زدن و کرم زدن و وان آبگرم...

178
00:14:59,231 --> 00:15:00,608
‫تولدت مبارک

179
00:15:02,568 --> 00:15:04,278
‫از کجا می‌دونستی؟

180
00:15:04,278 --> 00:15:06,947
‫شماره پاسپورتت رو هم حفظم

181
00:15:06,947 --> 00:15:10,367
‫تبریک میگم، آقای کورمورن بلو استرایک

182
00:15:13,787 --> 00:15:15,581
‫می‌خوای بگی بلو از کجا اومده؟

183
00:15:15,581 --> 00:15:16,749
‫نخیر

184
00:15:20,336 --> 00:15:21,754
‫یه‌چیزی واست گرفتم

185
00:15:26,425 --> 00:15:28,969
‫توی رسید اسمش رو نوشته
‫«مزه‌ی کورنوال»

186
00:15:30,471 --> 00:15:32,431
‫اما قضاوتش پای خودت

187
00:15:40,022 --> 00:15:43,108
‫سه کیلومتری جایی که این تولید شده
‫بزرگ شدم، خوشمزه‌س

188
00:15:44,276 --> 00:15:45,319
‫خوبه

189
00:15:47,154 --> 00:15:48,489
‫رابین این خیلی...

190
00:15:49,657 --> 00:15:50,824
‫خوشم اومد

191
00:15:52,034 --> 00:15:54,078
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

192
00:16:03,587 --> 00:16:06,131
‫تهیه شده از شیر گاو کورنوال

193
00:16:06,131 --> 00:16:09,468
‫که تنها علف‌های کورنوال را می‌خورند
‫و به کورنوال خیره می‌شوند

194
00:16:12,304 --> 00:16:16,183
‫کورنوال هم دقیقا همین مزه رو میده

195
00:16:17,768 --> 00:16:20,896
‫فنکورت نزدیک همپستد هیث زندگی می‌کنه
یه پارک تفریحیه

196
00:16:20,896 --> 00:16:23,816
‫واسش راحته شب بره توی جنگل
‫بدون اینکه کسی مشکوک بشه

197
00:16:23,816 --> 00:16:26,652
‫- ممکنه روده‌ها رو اونجا دفن کرده باشه
‫- پلیس هنوز نرفته سروقتش؟

198
00:16:26,652 --> 00:16:29,154
‫نمیرن
‫چون لئونارا رو گرفتند

199
00:16:29,154 --> 00:16:31,573
‫اما فنکورت که توی بمبیکس موری هم هست
‫هرکی باشه فکر می‌کنه که...

200
00:16:31,573 --> 00:16:33,659
فکر نکنم واحد ادبی پلیس

201
00:16:33,701 --> 00:16:35,035
واسه این مورد خبر شده باشه

202
00:16:36,078 --> 00:16:39,915
فنکورت تخیل خوبی واسه این کارا داره

203
00:16:41,417 --> 00:16:43,544
‫اکثر چیزایی که درموردش خوندی

204
00:16:43,544 --> 00:16:45,295
‫نشون میده که چقد دوست داره داستان‌های خشنی بنویسه

205
00:16:46,922 --> 00:16:48,757
‫می‌خوام فردا برم سراغ فنکورت

206
00:16:49,967 --> 00:16:52,386
‫پات تا فردا خوب میشه؟

207
00:16:52,386 --> 00:16:54,179
‫آره، مشکلی نداره

208
00:17:09,194 --> 00:17:10,863
‫بلاخره وقت صبحم خالیه

209
00:17:10,904 --> 00:17:13,407
‫چرا؟

210
00:17:14,825 --> 00:17:16,368
‫من می‌تونم برم سراغ فنکورت

211
00:17:17,995 --> 00:17:19,329
‫تو که هنوز آموزش ندیدی

212
00:17:19,329 --> 00:17:21,623
‫می‌خوام برم
‫مراقبم

213
00:17:22,708 --> 00:17:25,461
‫و لیز تسل هم قبول کرد درمورد فنکورت
‫باهات حرف بزنه

214
00:17:25,502 --> 00:17:27,671
‫واسه ناهار میاد
‫بنابراین لازم نیست وایسی

215
00:17:49,401 --> 00:17:50,903
‫فقط یه لیوان آب

216
00:17:52,446 --> 00:17:53,822
‫لئونارا چطوره؟

217
00:17:55,866 --> 00:17:57,284
‫خب دستگیر شده

218
00:17:57,284 --> 00:17:58,619
‫بله

219
00:17:58,660 --> 00:18:00,537
‫بنابراین، خودت که می‌دونی چجوریه

220
00:18:00,537 --> 00:18:04,583
‫اورلاندو نصف دلیلیه که
‫اوون رو تحمل کردم

221
00:18:04,625 --> 00:18:06,293
‫امیدوارم یکی ازش مراقبت کنه

222
00:18:06,293 --> 00:18:08,545
‫فکر نکنم خونواده‌ی دیگه‌ای داشته باشن

223
00:18:08,587 --> 00:18:10,756
‫خب بلاخره گشنه که نمی‌مونه، مگه نه؟

224
00:18:10,756 --> 00:18:13,801
‫اینجا مثلا انگلیسه
‫هنوزم یکم فرهنگ داریم

225
00:18:13,801 --> 00:18:16,178
‫خونواده‌ی کواین زیاد چیزی ندارن

226
00:18:19,848 --> 00:18:22,267
‫طی این سال‌ها من کمک زیادی بهشون کردم

227
00:18:59,012 --> 00:19:01,223
‫میشه درمورد اندرو فنکورت حرف بزنیم؟

228
00:19:01,223 --> 00:19:04,143
‫- واسه چی؟
‫- فکر می‌کنم که اندرو و کواین اختلاف داشتند

229
00:19:04,143 --> 00:19:06,478
‫مال خیلی وقت پیش بود

230
00:19:06,520 --> 00:19:09,022
‫همتون زمانی دوست بودید، مگه نه؟

231
00:19:09,022 --> 00:19:11,150
‫من مدیر جفتشون بودم

232
00:19:11,150 --> 00:19:13,861
‫حتما داشتن یه موکل مثل اندرو فنکورت
‫موفقیت زیادی حساب می‌شده

233
00:19:13,861 --> 00:19:17,656
‫وقتی من گرفتمش زیر پر و بالم
‫هنوز جایزه‌ی بزرگی برنده نشده بود

234
00:19:19,158 --> 00:19:21,493
‫ما با هم...دوست بودیم

235
00:19:21,493 --> 00:19:23,537
‫اون موقع جفتمون کتاب می‌نوشتیم

236
00:19:23,537 --> 00:19:26,498
‫البته اون شد اندرو فنکورت و من
‫بیخیال شدم

237
00:19:27,749 --> 00:19:32,588
‫اندرو نوشته‌های من رو می‌گفت
‫«مشتقی رقت‌انگیز»

238
00:19:34,715 --> 00:19:36,133
‫شکی هم نیست

239
00:19:38,594 --> 00:19:40,971
‫چرا سازمان شما رو ترک کرد؟

240
00:19:40,971 --> 00:19:44,057
‫چون اوون هجونامه‌‌ی طعنه‌آمیزی
‫از کتاب زنش نوشت

241
00:19:44,057 --> 00:19:45,642
‫و من نمی‌خواستم به این خاطر
اخراجش کنم

242
00:19:45,642 --> 00:19:49,313
‫من از سانسور کردن متنفرم و
‫خوشم نمیاد تهدید بشم

243
00:19:50,814 --> 00:19:52,900
‫اندرو وادارم کرد تا انتخاب کنم
‫همینکارو هم کردم

244
00:19:55,110 --> 00:19:58,488
‫اما بعد از اینکه زن فنکورت
‫خودش رو به‌خاطر اون هجونامه کشت

245
00:19:58,488 --> 00:19:59,573
‫شما...

246
00:19:59,573 --> 00:20:01,617
‫هرکسی که خودش رو سر یه انتقاد مسخره بکشه

247
00:20:01,617 --> 00:20:04,036
‫اصلا حق نوشتن نداره

248
00:20:04,036 --> 00:20:07,164
‫می‌دونی...می‌دونی چند نفر فکر می‌کنن
‫که می‌تونن کتاب بنویسن؟

249
00:20:07,206 --> 00:20:13,503
‫چقدر ساعت که تلف شده و چه مزخرفاتی نوشته شده
‫الی فنکورت جلو...

250
00:20:15,380 --> 00:20:18,675
‫یا حداقل اندرو کارش رو خوند و جلوش رو گرفت

251
00:20:19,676 --> 00:20:22,179
‫روپر فقط به‌خاطر لطف به اندرو
‫کتاب زنش رو چاپ کرد

252
00:20:22,179 --> 00:20:23,805
‫که لطفی هم در حقش نبود

253
00:20:23,847 --> 00:20:28,393
‫من و اندرو خیلی ساله با هم رابطه‌ای نداریم

254
00:22:31,808 --> 00:22:33,810
[ الی فنکورت ]

255
00:22:39,858 --> 00:22:43,320
‫این هجونامه از کتاب الی فنکورت که گفتید
‫چرا کواین نوشتتش؟

256
00:22:45,322 --> 00:22:46,990
‫از آدم اشتباهی داری می‌پرسی

257
00:22:46,990 --> 00:22:48,909
‫اما اگه کواین و فنکورت دوست بودند...

258
00:22:48,909 --> 00:22:51,536
‫اونا هیچوقت دوست واقعی نبودند

259
00:22:51,536 --> 00:22:53,038
‫اندرو اوون رو تحمل می‌کرد

260
00:22:54,331 --> 00:22:56,750
‫اوون یه جک زشت و سرگرم کننده بود

261
00:22:56,750 --> 00:22:59,086
‫اوون هم از اندرو متنفر بود؟

262
00:22:59,086 --> 00:23:00,796
‫میشه گفت بهش حسادت می‌کرد

263
00:23:02,297 --> 00:23:05,300
‫تا حالا شده از انتخاب کواین
‫به‌جای فنکورت پشیمون بشید؟

264
00:23:05,342 --> 00:23:08,345
‫- با توجه به اینکه فنکورت...
‫- هیچوقت پشیمون نشدم

265
00:23:08,387 --> 00:23:10,806
‫پشیمونم از اینکه اندرو
‫مجبورم کرد انتخاب کنم

266
00:23:12,641 --> 00:23:14,601
‫فکر می‌کنم زمانی عاشقش بودید

267
00:23:21,483 --> 00:23:24,403
‫به نظر می‌رسه خوب تونستی زندگیهامون رو
‫غربال کنی

268
00:23:27,572 --> 00:23:30,909
‫چیزی هست که واقعا بخوای ازم بپرسی

269
00:23:30,909 --> 00:23:34,246
‫یا ازم خواستی بیام اینجا تا
‫سر خاطرات قدیم عذاب بکشم؟

270
00:23:34,246 --> 00:23:35,664
‫متاسفم...

271
00:23:35,664 --> 00:23:38,125
‫اصلا پرسیدن چنین چیزی
‫چه منظوری پشتشه؟

272
00:23:39,251 --> 00:23:41,420
‫من خیلی...

273
00:23:41,420 --> 00:23:43,588
‫من به صورت متعدد پس زده شدم

274
00:23:44,881 --> 00:23:46,383
‫هم توسط اندرو
‫و هم دیگران

275
00:23:47,592 --> 00:23:49,845
‫تنها با یه سگ زندگی می‌کنم
‫که داره نفسای آخرش رو می‌کشه

276
00:23:51,596 --> 00:23:54,474
‫با اشاره کردن به این بدبختیای من
‫چی عایدت میشه؟

277
00:23:54,474 --> 00:23:57,018
‫- متاسفم اگه که من...
‫- مزخرف نگو

278
00:23:58,812 --> 00:24:03,275
‫حداقل با ساخت یه شغل موفق
‫یکم آسوده‌خاطر شدم

279
00:24:06,445 --> 00:24:08,488
‫اما اونو هم کواین نابود کرد

280
00:24:08,488 --> 00:24:11,450
‫من دیگه...دیگه نمی‌تونم...

281
00:24:15,245 --> 00:24:16,538
‫لیاقتم بیشتر از ایناست

282
00:24:17,831 --> 00:24:19,332
‫متاسفم که ناراحتتون کردم

283
00:24:20,417 --> 00:24:22,377
‫باور کنید قصدم فقط کمک به لئوناراست

284
00:24:23,879 --> 00:24:25,213
‫تو از آدما توقع زیادی داری

285
00:24:26,548 --> 00:24:27,757
‫تو بی‌رحمی

286
00:24:48,153 --> 00:24:51,781
‫خب این هجونامه‌ایه که کواین
‫از کتاب الی فنکورت نوشته

287
00:24:53,200 --> 00:24:55,952
‫به قبرش بسته شده بود
‫یکی می‌خواسته اندرو رو مسخره کنه

288
00:24:55,952 --> 00:24:58,788
‫یا ازش اخاذی کنه چون مدرک داشته که
‫فنکورت، کواین رو کشته

289
00:24:58,788 --> 00:25:00,916
‫کارت خیلی خوب بود رابین

290
00:25:00,916 --> 00:25:02,792
‫راستش اینجوری هم نبود
‫زیاد گند زدم

291
00:25:02,792 --> 00:25:05,253
‫گمش کردم و بعد از کنارم رد شد!

292
00:25:05,253 --> 00:25:06,880
‫خب یکم آموزش ببینی درست میشه

293
00:25:25,440 --> 00:25:27,317
‫- مت؟
‫- اینجام

294
00:25:33,073 --> 00:25:34,491
‫داره تموم میشه

295
00:25:36,993 --> 00:25:38,662
‫عجب

296
00:25:42,916 --> 00:25:44,918
‫می‌خوای بعدا فیلم ببینیم؟

297
00:25:46,795 --> 00:25:49,172
‫راستش من باید کار کنم

298
00:25:49,172 --> 00:25:51,383
‫یکی هست که باید باهاش حرف بزنیم

299
00:25:51,424 --> 00:25:53,385
‫امشب تنها فرصتمونه

300
00:25:53,385 --> 00:25:55,637
‫شرمنده، اگه می‌دونستم که برمی‌گردی

301
00:25:55,637 --> 00:25:58,932
‫سعی می‌کردم از زیرش در برم

302
00:26:00,058 --> 00:26:01,393
‫میشه بذاریم واسه فرداشب؟

303
00:26:03,353 --> 00:26:04,396
‫اشکالی نداره

304
00:26:18,577 --> 00:26:20,370
‫ما مهمانان دنیل چارد هستیم

305
00:26:20,370 --> 00:26:22,372
‫کورمورن استرایک با یک همراه

306
00:26:27,002 --> 00:26:29,796
‫همراه؟
هنوزم از من خوشش نمیاد نه؟

307
00:26:43,018 --> 00:26:45,103
‫از کم شدن فروش کتابها گلایه می‌کنن

308
00:26:45,145 --> 00:26:47,564
‫اما هرکسی رو که تا حالا توی انتشارات دیدم

309
00:26:47,564 --> 00:26:50,025
‫یا یه لیوان تو دستشه
‫یا فقط واسه ناهار میاد بیرون

310
00:26:51,401 --> 00:26:52,944
‫زندگی بدی نیست، مگه نه؟

311
00:27:14,966 --> 00:27:16,509
‫متیو کی برمی‌گرده؟

312
00:27:16,509 --> 00:27:17,636
‫برگشته

313
00:27:21,264 --> 00:27:22,682
‫یه مهمونی که میشه داخلش سیگار کشید

314
00:27:29,856 --> 00:27:31,775
‫ممنون

315
00:27:31,775 --> 00:27:33,401
‫باید ژاکت می‌پوشیدم

316
00:27:48,500 --> 00:27:53,463
‫طی دوره‌ای از تغییرات مداوم
‫در دنیای انتشارات

317
00:27:54,714 --> 00:27:57,217
‫یک حقیقت

318
00:27:57,258 --> 00:27:58,551
‫به قوت خود باقی مانده

319
00:27:59,636 --> 00:28:04,516
‫اگه با نویسندگان فوق‌العاده کار کنی
‫خواننده پیدا میشه

320
00:28:04,516 --> 00:28:05,934
‫- درسته
‫- آره

321
00:28:05,934 --> 00:28:08,937
‫در همین بحث، امشب

322
00:28:08,937 --> 00:28:14,067
‫مفتخرم اعلام کنم که
‫به قولی، یکی از بهترین نویسندگان

323
00:28:14,067 --> 00:28:18,697
‫تاریخ انگلیس بعد از 20 سال
‫به روپر چارد برمی‌گرده

324
00:28:20,323 --> 00:28:23,368
‫خانوم‌ها و آقایون
‫اندرو فنکورت

325
00:28:25,453 --> 00:28:28,123
‫- چه شخصی
‫- خیلی ممنون بابت تعاریفت، تشکر همگی

326
00:28:28,123 --> 00:28:31,960
‫خوشحالم که برگشتم
‫مثل بازگشت به خونه می‌مونه

327
00:28:35,547 --> 00:28:38,675
‫من واسه چارد می‌نوشتم
‫بعد واسه روپر نوشتم

328
00:28:40,135 --> 00:28:41,845
‫روزهای خوبی بودند

329
00:28:41,845 --> 00:28:45,265
‫من یه مرد جوان عصبانی بودم
‫و حالا شدم یه مرد پیر عصبانی

330
00:28:49,352 --> 00:28:51,563
‫خوشحالم که می‌تونم واسه شما عصبانی باشم

331
00:29:00,321 --> 00:29:02,407
‫- بریم قاطی جمع؟
‫- آره

332
00:29:23,303 --> 00:29:26,806
‫می‌بینم توی انتخاب نوشیدنی
‫دو دل شدید

333
00:29:27,223 --> 00:29:30,351
‫تضمین می‌کنم شامپاین مسموم نیست
‫خودم انتخابش کردم

334
00:29:32,270 --> 00:29:34,063
‫پس همونو می‌خورم

335
00:29:36,232 --> 00:29:38,109
‫شامپاین
‫دوتا

336
00:29:43,239 --> 00:29:46,159
‫می‌خوام سوالی ازتون بپرسم که
‫توی اینجور مراسم

337
00:29:46,201 --> 00:29:49,537
‫فقط باعث دعوا و مرافعه

338
00:29:49,537 --> 00:29:51,247
‫اخیرا چیز خوبی خوندید؟

339
00:29:53,291 --> 00:29:56,920
‫راستش اگه بخوام روراست باشم
‫آخرین چیزی که خوندم

340
00:29:56,961 --> 00:29:58,713
‫بمبیکس موری بوده

341
00:30:00,048 --> 00:30:05,220
‫اوون کواین به ذات و حرفه‌ی اصلی خودش رو کرده...
‫نوشته‌های توهین‌آمیز

342
00:30:07,764 --> 00:30:09,557
‫نظرت درمورد توصیف من چی بود؟

343
00:30:11,392 --> 00:30:13,478
‫شما هم خوندیدش؟

344
00:30:13,520 --> 00:30:15,104
‫درموردش برام گفتند

345
00:30:20,568 --> 00:30:24,280
‫اوون یه نویسنده‌ی پیش پا افتاده
‫با تکبری زیاد بود

346
00:30:26,449 --> 00:30:30,411
‫این نوع حرف‌ها به شدت

347
00:30:30,411 --> 00:30:31,913
‫خوشنودش می‌کرد

348
00:30:34,290 --> 00:30:36,167
‫میشه به یه نفر معرفیتون کنم؟

349
00:30:37,210 --> 00:30:38,586
‫حتما

350
00:30:54,102 --> 00:30:57,105
‫کورمورن استرایک
‫ایشون اندرو فنکورت هستند

351
00:31:01,025 --> 00:31:05,613
‫کاراگاه یک‌پا
‫درموردتون خوندم آقای استرایک

352
00:31:05,613 --> 00:31:07,949
‫دارم مرگ اوون کواین رو بررسی می‌کنم

353
00:31:07,949 --> 00:31:09,909
‫امیدوار بودم بتونیم با هم حرف بزنیم

354
00:31:09,909 --> 00:31:11,911
‫خب...حالا که اینجاییم

355
00:31:12,912 --> 00:31:15,748
‫و انتخاب طعمه‌تون رو هم تحسین می‌کنم

356
00:31:15,748 --> 00:31:19,085
‫واقعا فریب خوردم

357
00:31:20,128 --> 00:31:23,965
‫با توجه به اینکه شما هم صاحب بودید
‫احتمالا کواین رو توی جاده‌ی تالگارد دیدید

358
00:31:24,007 --> 00:31:25,675
‫10 ساله نرفتم اونجا

359
00:31:27,677 --> 00:31:30,471
‫از دوستتون جو نورث بهتون ارث رسیده

360
00:31:30,471 --> 00:31:34,017
‫از دست دادن یک دوست و همسر در یک سال
‫حتما خیلی سخت بوده

361
00:31:34,017 --> 00:31:35,393
‫من همسرم رو از دست ندادم

362
00:31:35,393 --> 00:31:37,896
‫شب توی تاریکی توی آشپزخونه
‫پام گیر کرد به جسدش و افتادم

363
00:31:40,356 --> 00:31:43,818
‫به کواین درمورد هجونامه‌ای که نوشته بود
‫گله‌ای نکردید؟

364
00:31:43,818 --> 00:31:46,070
‫- نه
‫- اما مطمئنید که کواین نوشته بود؟

365
00:31:46,070 --> 00:31:48,740
‫- بله، بدون شک
‫- کسی می‌تونه حرفتون رو تایید کنه؟

366
00:31:48,740 --> 00:31:50,617
‫یه نخ بهم میدی؟

367
00:31:54,704 --> 00:31:59,417
‫شنیدم نامزد سابقت
‫قراره ازدواج کنه

368
00:31:59,417 --> 00:32:03,087
‫تو توی پاورقی‌های مقالاتی که درموردش می‌نویسن
‫جا شدی

369
00:32:04,589 --> 00:32:06,424
‫ستودنیه

370
00:32:08,593 --> 00:32:13,014
‫بهم بگو به زن‌های دردسرساز جذب میشی

371
00:32:13,014 --> 00:32:15,516
‫یا بعد از اینکه جذبشون شدی
‫منجر میشی دردسرساز بشن؟

372
00:32:17,477 --> 00:32:19,771
‫بهتره از شما بپرسم

373
00:32:19,771 --> 00:32:21,230
‫ما فقط همکاریم

374
00:32:23,483 --> 00:32:26,277
‫چرا کواین از بمبیکس استفاده کرد
‫تا نوشتن هجونامه‌ی

375
00:32:26,277 --> 00:32:27,862
‫کتاب همسر شما رو انکار کنه؟

376
00:32:27,904 --> 00:32:30,073
‫مال 30 سال پیش بوده
‫دیگه فرقی نمی‌کرد که

377
00:32:30,073 --> 00:32:32,700
‫الی فکر می‌کرد اگه با یه نویسنده ازدواج کنه

378
00:32:32,742 --> 00:32:36,204
‫می‌تونه طرز نگاه بقیه رو بهش تغییر بده

379
00:32:36,204 --> 00:32:39,123
‫وقتی چنین چیزی هم جواب نداد
‫خودش سعی کرد نویسنده بشه

380
00:32:39,123 --> 00:32:42,794
کواین بازتابی از خودش رو در درون الی می‌دید

381
00:32:43,878 --> 00:32:46,589
‫اکثر نویسنده‌ها تخیل خوبی ندارن آقای استرایک

382
00:32:47,882 --> 00:32:50,718
‫در نهایت درمورد خودشون می‌نویسن

383
00:32:50,718 --> 00:32:54,222
‫کواین هم مثل الی، یک نویسنده‌ی
‫ناموفق بود که می‌خواست

384
00:32:54,263 --> 00:32:58,393
‫از طریق نوشتن، جایگاهی پیدا کنه
‫اما دائما در سایه‌ی من

385
00:33:00,228 --> 00:33:02,146
‫مراقب خودتون باشید آقای استرایک

386
00:33:06,317 --> 00:33:08,027
‫دوشیزه طعمه

387
00:33:42,353 --> 00:33:44,480
‫- سلام
‫- سلام

388
00:33:48,234 --> 00:33:51,070
‫- رابین
‫- سلام، بیاید تو، بفرمایید

389
00:33:59,871 --> 00:34:04,000
‫پس...بله...
‫بفرمایید بشینید

390
00:34:04,000 --> 00:34:07,962
‫- قهوه...می‌خورید؟
‫- نیاز نیست، تشکر

391
00:34:11,382 --> 00:34:14,594
‫- ممنون که بهمون وقت دادید
‫- بله، هرکاری واسه اوون می‌کنم

392
00:34:14,594 --> 00:34:17,096
عوضی

393
00:34:20,600 --> 00:34:22,769
‫توی مهمونی روپر چارد می‌خواستم بیام پیشتون

394
00:34:22,769 --> 00:34:25,646
‫اما بعد از سخنرانی فنکورت غیبتون زد

395
00:34:25,646 --> 00:34:26,647
‫بله

396
00:34:29,942 --> 00:34:33,112
‫نظرتون درمورد اندرو فنکورت چیه؟

397
00:34:33,112 --> 00:34:35,198
‫- نظر خودم شخصا؟
‫- بله

398
00:34:35,198 --> 00:34:38,701
‫نویسنده‌ای فوق‌العاده
‫آدمی افتضاح

399
00:34:38,701 --> 00:34:42,080
‫- بمبیکس رو خوندید؟
‫- بله، هردومون

400
00:34:42,121 --> 00:34:43,956
‫اما درموردش با بقیه حرف می‌زنید؟

401
00:34:43,956 --> 00:34:46,000
‫می‌دونید که هر بخشش چه مفهومی داره؟

402
00:34:46,042 --> 00:34:48,294
‫من شما رو داخلش پیدا نکردم

403
00:34:48,294 --> 00:34:51,172
‫من کاترم
‫یک ویراستار

404
00:34:51,214 --> 00:34:52,131
‫آهان

405
00:34:52,131 --> 00:34:55,635
‫اما واسه نمایش دادن من
‫کواین شایعه‌ی قدیمی که

406
00:34:55,635 --> 00:34:57,929
‫فنکورت پدر دخترمه رو دوباره پیش کشید

407
00:34:59,055 --> 00:35:01,474
‫به سلامتیت اوون!
‫خدا بیامرزتت پسر

408
00:35:01,474 --> 00:35:04,644
‫حتما چیزی که درموردتون گفته
‫براتون دردناک بوده

409
00:35:05,686 --> 00:35:08,898
کسی که دنبال رفاقت و دلسوزی همیشگیه
‫میره تو ارتش نه انتشارات

410
00:35:08,898 --> 00:35:12,860
‫اگه کسی رو می‌خواید که با شکست شما سرافراز میشه
‫با یه نویسنده کار کنید

411
00:35:12,860 --> 00:35:14,862
وفاداری ندارن

412
00:35:19,659 --> 00:35:21,285
‫معلومه که دردناک بود

413
00:35:23,287 --> 00:35:27,041
‫خیلی‌خب، بگذریم
‫من می‌خوام نوشیدنی بخورم

414
00:35:27,083 --> 00:35:31,129
فقط چندتایی که واسه امروز عصر هشیار باشم
‫میاید کمک؟

415
00:35:32,171 --> 00:35:33,673
‫چی درنظر دارید؟

416
00:35:33,673 --> 00:35:35,383
‫دارم به شراب بارولو فکر می‌کنم

417
00:35:35,383 --> 00:35:37,009
‫خیلی عالیه

418
00:35:38,511 --> 00:35:40,304
‫باریکلا

419
00:35:40,346 --> 00:35:41,722
‫یکم زوده، نه؟

420
00:35:41,722 --> 00:35:43,891
‫باعث میشه حس کنه ما طرفشیم

421
00:35:45,476 --> 00:35:48,604
‫- و منم عاشق بارولوئم
‫- صحیح

422
00:35:57,363 --> 00:35:59,657
‫دیروز با لیز تسل حرف می‌زدم

423
00:35:59,699 --> 00:36:02,034
‫امیدوارم از دنده‌ی خوبش دیده باشیش
‫چون می‌تونه یه عوضی بیشرف باشه

424
00:36:06,914 --> 00:36:11,711
‫اینم به سلامتی وفاداری...تازه یافت شده

425
00:36:22,722 --> 00:36:26,350
‫بعد از مرگ الی
‫لیز رفت سراغ اندرو

426
00:36:26,350 --> 00:36:29,979
‫و اندرو همون روزا با افتخار تمام

427
00:36:29,979 --> 00:36:33,441
بهم گفت که
نتونسته واسه لیز شق کنه

428
00:36:33,482 --> 00:36:35,151
‫عوضی

429
00:36:35,151 --> 00:36:37,570
‫جالبیش اینجاست که لیز به من نگفته بود

430
00:36:37,570 --> 00:36:39,447
‫نبایدم گفته باشه

431
00:36:40,656 --> 00:36:47,121
‫بگذریم، غرور شکسته تنها دلیلیه که لیز
‫کواین رو به جای اندرو انتخاب کرد

432
00:36:49,582 --> 00:36:52,460
‫فکر می‌کنید فنکورت انگیزه‌ای واسه کشتن کواین داشته؟

433
00:36:52,460 --> 00:36:56,839
‫خب...ظاهرا...اون کتاب ادعا می‌کنه که
‫خود فنکورت

434
00:36:56,881 --> 00:36:58,799
‫هجونامه‌ی زنش رو نوشته...

435
00:36:58,841 --> 00:37:00,760
‫واقعیت داره؟

436
00:37:02,303 --> 00:37:05,681
‫یعنی فنکورت می‌تونه آدم بکشه؟

437
00:37:08,935 --> 00:37:12,438
‫فنکورت توی توصیف نفرت که خیلی کارش درسته

438
00:37:12,438 --> 00:37:15,691
‫یه شرارتیه که از جایی سرچشمه می‌گیره

439
00:37:15,691 --> 00:37:16,943
‫حتی اگه پوشونده بشه

440
00:37:16,984 --> 00:37:19,362
‫می‌دونی، نویسنده‌ها اینجوری خودشون رو لو میدن

441
00:37:19,362 --> 00:37:22,698
‫همیشه بیشتر از اینکه خودشون بدونن
‫توی نوشته‌هاشون نمود پیدا می‌کنن

442
00:37:22,740 --> 00:37:25,910
‫دنیل چارد هم یه نظریه‌ی جالب
‫شبیه به همین در مورد بمبیکس داشت

443
00:37:25,910 --> 00:37:29,247
‫دنیل اصلا از چیزی که کواین درموردش گفت
‫خوشحال نبود

444
00:37:29,247 --> 00:37:32,166
‫فکر می‌کرد که اون کتاب
‫بیشتر از یه نویسنده داشته باشه

445
00:37:36,045 --> 00:37:39,382
‫واقعا نظر جالبیه

446
00:37:47,556 --> 00:37:49,350
‫خیلی‌خب، بفرمایید

447
00:37:49,350 --> 00:37:53,396
‫قسمت‌های زیادیش هست که
‫مثل نوشته‌های سابق کواینه

448
00:37:53,396 --> 00:37:57,108
‫داستان‌های ترسناک خیره‌کننده
‫اما قسمت‌هاییش هم هست که...

449
00:38:00,152 --> 00:38:05,241
‫من حدود 20 سال نوشته‌هاش رو ویرایش می‌کردم

450
00:38:05,241 --> 00:38:08,119
‫و تا حالا ندیده بودم از نقطه ویرگول استفاده کنه

451
00:38:10,371 --> 00:38:13,374
‫و توی اون نوشته، چندین نقطه ویرگول دیده میشه

452
00:38:13,374 --> 00:38:18,212
‫این از اون چیزایی نیست که یه نویسنده سر پیری
‫بخواد یاد بگیره

453
00:38:20,715 --> 00:38:23,509
‫تشکر
‫کمک زیادی کردید

454
00:38:28,389 --> 00:38:30,141
‫تشکر

455
00:38:30,182 --> 00:38:32,059
‫خیلی‌خب، من میرم فولهام

456
00:38:36,314 --> 00:38:38,190
‫شرمنده بابت اون موقع

457
00:38:40,693 --> 00:38:42,194
‫اگه می‌دونستم که مُرده، من...

458
00:38:43,738 --> 00:38:45,197
‫اشکالی نداره

459
00:38:46,615 --> 00:38:49,744
‫یادمه یه چیزی گفتید درمورد اینکه

460
00:38:49,744 --> 00:38:52,455
‫توی کتاب بعدیش ازتون استفاده می‌کنه

461
00:38:53,456 --> 00:38:55,750
‫به نظر می‌رسید انتظار داشتید

462
00:38:55,750 --> 00:38:57,251
‫کتاب دیگه‌ای باشه

463
00:38:58,586 --> 00:39:02,089
‫اون عاشقم بود، می‌گفت می‌خواد با من باشه
‫و باهام کار کنه

464
00:39:03,215 --> 00:39:07,428
‫و بعد...می‌دونید که من خودم نویسندم

465
00:39:07,428 --> 00:39:10,723
‫و این حرف واسم معنای زیادی داره...
‫بهم گفت که داره یه کتاب می‌نویسه

466
00:39:10,723 --> 00:39:12,600
‫که من داخلشم و بعد که خوندمش
اسمم رو گذاشته بود هارپی

467
00:39:12,600 --> 00:39:14,226
‫سرطان خواهرم رو مسخره کرده

468
00:39:14,226 --> 00:39:17,188
‫خیلی خیلی زیاد دردناک بود

469
00:39:17,188 --> 00:39:19,106
‫- با هم دعواتون نشده بود؟
‫- همیشه می‌گفت عاشق منه

470
00:39:19,106 --> 00:39:21,859
‫و می‌گفت حالا که توی کتابشم
‫می‌تونیم با هم باشیم

471
00:39:26,822 --> 00:39:28,532
‫من آتیشش زدم

472
00:39:29,867 --> 00:39:34,080
‫هرگز به یه نویسنده اعتماد نکن
‫باید اینو روی دستم خالکوبی می‌کردم

473
00:39:35,456 --> 00:39:38,376
‫من عاشقش بودم و اون...
‫اون تحقیرم کرد

474
00:39:39,877 --> 00:39:41,379
‫این منطقیه

475
00:39:41,420 --> 00:39:44,048
‫یا میشه گفت خیلی قسمت‌هاش منطقی نیست

476
00:39:44,048 --> 00:39:46,717
‫اما تنها راه توجیه‌ش همینه

477
00:39:46,717 --> 00:39:48,010
‫اول از همه، عنوان کتاب

478
00:39:48,010 --> 00:39:51,347
‫لئونارا گفت کواین بهش گفته
‫کرم‌های ابریشم جوشانده میشن

479
00:39:51,347 --> 00:39:53,933
اما ‫کرم ابریشمی که توی بمبیکسه
‫تیکه پاره میشه

480
00:39:53,933 --> 00:39:56,852
‫اما البته توی کتاب هم نوشته که
‫قهرمان داستانش

481
00:39:56,852 --> 00:39:59,897
‫توسط یه مایع سوزانده میشه
‫و محوطه هم اتفاقی پر بوده از جوهرنمک

482
00:39:59,939 --> 00:40:01,774
‫این تصادفی نیست

483
00:40:01,816 --> 00:40:04,318
‫کاترین کنت انتظار کتاب دیگه‌ای رو داشته

484
00:40:04,318 --> 00:40:07,488
‫جری والدگریو و دنیل چارد
‫هردو نوشته‌های غریبی رو

485
00:40:07,488 --> 00:40:10,449
‫در متن دیدند
‫مدام دارن بهمون یه چیز رو با اشکال مختلف میگن

486
00:40:10,449 --> 00:40:13,244
‫یه‌جای بمبیکس موری مشکل داره

487
00:40:13,244 --> 00:40:16,330
‫بنابراین به یه تحلیلگر ادبیات نیاز داریم
‫کسی که بتونه نحوه‌ی نوشتن رو مقایسه کنه

488
00:40:17,331 --> 00:40:19,125
‫باشه، خودم ترتیبش رو میدم

489
00:40:19,125 --> 00:40:21,794
‫شاید خونه‌ی کواین یه چیز دیگه‌ای هم پیدا بشه

490
00:40:21,794 --> 00:40:23,462
‫حالا چیکار داری؟

491
00:40:24,505 --> 00:40:28,008
‫فقط یه موقعیت هست که می‌دونیم
‫کواین درمورد کتاب با یه نفر حرف زده

492
00:40:28,008 --> 00:40:30,928
‫ناهار با لیز تسل
‫موقعی که اخراج شده

493
00:40:30,928 --> 00:40:33,222
‫دوباره می‌خوای بری رستوران؟

494
00:40:33,264 --> 00:40:34,723
‫الزامیه

495
00:40:40,563 --> 00:40:41,981
‫لطف کردی اومدی ال

496
00:40:42,022 --> 00:40:43,941
‫می‌تونم با برادرم

497
00:40:43,941 --> 00:40:46,694
‫توی رستوران مورد علاقه‌م باشم
‫چرا نیام؟

498
00:40:46,694 --> 00:40:48,863
‫بابا هنوز امیدواره که بری ملاقاتش

499
00:40:48,904 --> 00:40:50,573
‫چطوری؟

500
00:40:51,740 --> 00:40:55,494
‫پیگیری رسانه‌ها، دوستای خوشگل...
‫شکایتی ندارم

501
00:40:56,704 --> 00:40:58,873
‫تو اینجا آشنا داری، مگه نه؟

502
00:40:58,873 --> 00:41:00,040
‫آره، زیاد میام اینجا

503
00:41:00,040 --> 00:41:02,710
‫می‌خوام یکی رو پیدا کنم که
‫یه دعوایی رو اینجا دیده

504
00:41:02,710 --> 00:41:06,839
‫خب فرانکی هستش
‫اون همه رو می‌شناسه

505
00:41:08,340 --> 00:41:11,302
‫رفیق، میشه به فرانکی بگی بیاد اینجا
‫تا چند کلمه حرف بزنیم؟

506
00:41:11,302 --> 00:41:12,803
‫ممنون

507
00:41:15,931 --> 00:41:18,058
‫بقیه‌ی خونواده چطورن؟

508
00:41:18,058 --> 00:41:21,604
جماعت روگبی؟
‫اونام خوبن

509
00:41:23,230 --> 00:41:25,774
‫اسم بابا رو هم توی تالار مشاهیر راک اند رول ثبت کردند

510
00:41:25,774 --> 00:41:28,819
‫- دیدی؟
‫- نه، توجه نکردم

511
00:41:30,321 --> 00:41:31,822
‫آره، دور و برت رو که نگاه می‌کنی

512
00:41:31,864 --> 00:41:33,991
‫همه دارن پیر میشن

513
00:41:33,991 --> 00:41:36,785
‫گرچه تالار دی‌جی‌ها
‫مثل مشاهیر ابهت نداره، مگه نه؟

514
00:41:52,968 --> 00:41:54,803
‫سلام، من با کورمورن استرایک کار می‌کنم

515
00:41:54,803 --> 00:41:58,349
‫میشه بیام داخل و یه نگاهی بندازم؟

516
00:41:58,349 --> 00:42:01,560
‫حقیقتش از یکم استراحت بدم نمیاد
‫اورلاندو بالاست

517
00:42:01,560 --> 00:42:04,104
‫- من میرم بهش میگم
‫- ممنون، من رابینم

518
00:42:04,104 --> 00:42:06,023
‫- سلام
‫- از دیدنتون خوشحالم

519
00:42:43,185 --> 00:42:44,687
‫سلام ال

520
00:42:44,687 --> 00:42:47,106
‫فرانکی، این برادرم کورمورنه

521
00:42:47,147 --> 00:42:48,232
‫سلام

522
00:42:48,232 --> 00:42:51,610
‫- میشه 5 دقیقه بهمون وقت بدی؟
‫- فقط باید زود باشید

523
00:42:51,610 --> 00:42:55,489
‫ظاهرا این دو نفر حدود 2 هفته پیش
‫یه درگیری داشتند

524
00:42:55,489 --> 00:42:58,075
‫آره، پلیس درموردشون ازمون پرسید

525
00:42:58,075 --> 00:43:00,619
‫- آخرین جایی بوده که دیده شده، نه؟
‫- شما اون روز کار می‌کردید؟

526
00:43:01,620 --> 00:43:03,622
‫خدا، خیلی مسخره بودند

527
00:43:03,622 --> 00:43:06,709
‫به جایی رسیدند که یارو بلند شد
‫انگشتش رو گرفت سمت زنه و داد زد

528
00:43:06,709 --> 00:43:11,005
‫«روزی خواهد رسید که همگان می‌فهمند
‫نتوانستی کیر فنکورت را شق کنی»

529
00:43:12,881 --> 00:43:14,633
‫مشخصه که چرا نتونستی فراموش کنی

530
00:43:16,135 --> 00:43:18,429
‫به‌نظرت داشتند ادا در میاوردند؟

531
00:43:18,429 --> 00:43:21,181
‫مَرده که زیادی جوگیر شده بود
‫از اینکه توجه جلب کرده خوشش اومد

532
00:43:21,223 --> 00:43:25,352
‫گرچه زنه خیلی عصبانی شده بود و
‫به طرف می‌گفت بشینه و خفه‌خون بگیره

533
00:43:25,352 --> 00:43:27,229
‫مَرده هم راهش رو کشید و رفت

534
00:43:27,229 --> 00:43:29,273
‫پس مَرده داشته نقش بازی می‌کرده؟

535
00:43:29,273 --> 00:43:32,026
‫من باید برم، اشکالی نداره؟

536
00:43:32,026 --> 00:43:34,028
‫ما انعام زیادی میدیم

537
00:43:34,028 --> 00:43:35,654
‫ممنون عزیزم

538
00:43:37,740 --> 00:43:40,367
‫تا حالا هیچ خدمتکاری بهم نگفته عزیزم

539
00:43:40,367 --> 00:43:43,287
‫به‌خاطر اینه که انعام زیاد نمیدی

540
00:43:58,719 --> 00:44:00,638
‫تو سگ داری؟

541
00:44:00,679 --> 00:44:04,350
‫آره...یعنی خونوادم دارن

542
00:44:04,350 --> 00:44:06,018
‫اسمش رو گذاشتیم راونتری

543
00:44:07,561 --> 00:44:09,313
‫من یه سگ می‌خوام

544
00:44:09,313 --> 00:44:11,190
‫چجور سگی؟

545
00:44:11,190 --> 00:44:12,983
‫فقط یه سگ می‌خوام

546
00:44:16,028 --> 00:44:18,072
‫اسمت چیه؟

547
00:44:18,072 --> 00:44:19,657
‫رابین

548
00:44:20,824 --> 00:44:23,619
‫من دودوئم
‫من یه پرندم

549
00:44:23,619 --> 00:44:26,205
‫- رابین هم اسم پرنده‌ست
‫- آره

550
00:44:27,498 --> 00:44:28,874
‫می‌خوای یه رابین برات بکشم؟

551
00:44:33,629 --> 00:44:34,838
‫باشه

552
00:44:58,362 --> 00:44:59,905
‫بفرما

553
00:45:06,870 --> 00:45:08,872
‫دیگه چی اون تو داری؟

554
00:45:08,872 --> 00:45:11,166
‫نمی‌تونم داخلش رو بهت نشون بدم

555
00:45:11,166 --> 00:45:14,795
‫چیزایی که دزدیدم رو اینجا قایم می‌کنم

556
00:45:14,795 --> 00:45:16,338
‫آهان

557
00:45:18,757 --> 00:45:22,428
‫اگه چیزی از خودم بهت بدم
‫تا بدزدی...

558
00:45:22,428 --> 00:45:24,054
‫میشه یه نگاه داخلش بندازم؟

559
00:45:29,184 --> 00:45:32,271
‫هه، خیلی خرج برمی‌داری

560
00:45:34,857 --> 00:45:35,899
‫باشه

561
00:45:37,776 --> 00:45:38,861
‫بفرما

562
00:45:50,497 --> 00:45:51,915
‫عجب

563
00:46:13,896 --> 00:46:16,190
‫می‌خوای بدزدیش؟

564
00:46:18,358 --> 00:46:21,528
‫- اشکالی داره؟
‫- نه، می‌تونی بدزدیش

565
00:46:23,280 --> 00:46:24,865
‫ممنون اورلاندو

566
00:46:27,868 --> 00:46:29,536
‫حالا می‌خوای بریم بیرون؟

567
00:46:29,578 --> 00:46:32,331
‫نه، تو پیش من می‌مونی

568
00:46:37,628 --> 00:46:39,880
‫بمون، بمون، بمون!

569
00:46:39,880 --> 00:46:42,716
‫دوباره میام پیشت، قول میدم
‫قول میدم

570
00:46:42,716 --> 00:46:46,261
‫بمون

571
00:46:47,805 --> 00:46:49,097
‫می‌تونی آرومش کنی؟

572
00:46:49,097 --> 00:46:52,768
‫فقط دلتنگ مادرشه
‫چیزی نیست، مگه نه دودو؟

573
00:46:52,768 --> 00:46:54,520
‫زودباش عزیزم
‫بیا بریم

574
00:46:57,981 --> 00:47:00,651
‫اسمای عادی
‫ادی بوی و کیت

575
00:47:02,444 --> 00:47:04,655
توی اینکه ادبیات منسوخی استفاده نشده

576
00:47:14,832 --> 00:47:16,542
‫خوب تونستی اینو پیدا کنی

577
00:47:16,542 --> 00:47:18,335
‫ظاهرا خیلیا از آکسفورد
‫سراغش رو گرفتند

578
00:47:18,335 --> 00:47:21,255
‫چون داستان‌های ابتدایی فنکورت
‫داخلش چاپ شده

579
00:47:22,256 --> 00:47:23,674
‫چطوره؟

580
00:47:23,674 --> 00:47:27,553
‫خیلی‌خب، می‌بینید توی این داستان‌های کوتاه

581
00:47:27,553 --> 00:47:29,638
‫و اینجا توی این هجونامه

582
00:47:29,680 --> 00:47:32,015
‫تنظیم عبارتی غیرعادی بکار رفته

583
00:47:32,015 --> 00:47:33,475
‫و توی این نوشته هم همینطور

584
00:47:33,517 --> 00:47:37,104
‫نقطه ویرگول، بیشتر از حد عادی
‫استفاده شده

585
00:47:37,104 --> 00:47:39,231
‫و آره، اینجا رو ببینید

586
00:47:39,231 --> 00:47:42,776
‫فنکورت همیشه بعد از لیست کردن
‫یه کاما می‌ذاره که توی هر سه نوشته قابل مشاهده‌ست

587
00:47:42,776 --> 00:47:47,489
‫توی نوشته‌ی کواین...
‫هیچ کامایی بعد از لیست دیده نمیشه

588
00:47:50,284 --> 00:47:53,495
‫از اون چیزایی که نویسنده‌ها
‫یا همیشه رعایت می‌کنن یا هیچوقت

589
00:47:53,495 --> 00:47:55,581
‫مدرکه؟

590
00:47:55,622 --> 00:47:57,457
‫نه

591
00:47:57,499 --> 00:48:00,210
‫اما این چیزا با همدیگه...

592
00:48:00,210 --> 00:48:02,921
‫شرط می‌بندم هرکسی که این هجونامه رو نوشته

593
00:48:02,921 --> 00:48:07,384
‫بمبیکس موری رو هم نوشته
‫و احتمالا این داستان کوتاه رو هم همینطور

594
00:48:07,384 --> 00:48:09,887
‫- البته گفتنش سخته
‫- منم روش شرط می‌بندم

595
00:48:11,513 --> 00:48:13,891
‫یه انتقام ماهرانه‌ست، مگه نه؟

596
00:48:14,892 --> 00:48:20,063
‫داستانی از کینه به شکل هجونامه‌ای مخفی از جانب کواین

597
00:48:20,105 --> 00:48:23,567
‫داستانی که منجر به تنفر معشوقه‌ی کواین
‫زنش

598
00:48:23,567 --> 00:48:25,360
‫و تمامی همکارانش از کواین شده

599
00:48:25,360 --> 00:48:27,654
‫انتقام خیلی فراگیریه

600
00:48:27,654 --> 00:48:28,947
‫اما خیلی پیچیده‌ست

601
00:48:28,947 --> 00:48:30,824
‫همینه که از هم مجزاشون می‌کنه

602
00:48:35,454 --> 00:48:40,000
‫آنستیس، آخرین لطف
‫باید بهم اعتماد کنی

603
00:48:40,000 --> 00:48:43,086
‫باید حکم تفتیش بگیری

604
00:48:50,469 --> 00:48:53,180
‫- مطمئنی؟
‫- بدون شک

605
00:49:04,691 --> 00:49:06,902
‫شبیه گردهمایی توی بامبیکس موریه

606
00:49:20,165 --> 00:49:22,876
‫آقای چارد، آقای فنکورت
‫چند لحظه وقت دارید؟

607
00:49:22,918 --> 00:49:25,045
‫درمورد بمبیکس موریه

608
00:49:37,724 --> 00:49:40,978
‫من هجونامه‌ی کتاب همسرتون رو خوندم
‫آقای فنکورت

609
00:49:43,105 --> 00:49:45,399
‫به نظرتون چطور بود؟

610
00:49:45,440 --> 00:49:47,818
‫چیزی که متعجبم کرد این بود که
‫خیلی کینه‌توزانه بود

611
00:49:51,613 --> 00:49:53,031
‫بمبیکس چطور؟

612
00:49:54,658 --> 00:49:57,411
‫هر دو توسط یک نفر نوشته شدند

613
00:49:58,537 --> 00:50:01,456
‫- اینو که می‌دونیم
‫- اوون کواین نویسنده نبوده

614
00:50:05,043 --> 00:50:08,088
‫نتونستم اسم اون کتاب تاسف‌بار رو بشنوم

615
00:50:08,088 --> 00:50:09,214
‫و نیام عذرخواهی کنم...

616
00:50:10,382 --> 00:50:11,883
‫از هردوتون

617
00:50:11,883 --> 00:50:13,051
‫شبتون بخیر خانوم تسل

618
00:50:13,051 --> 00:50:16,430
‫داشتم بهشون می‌گفتم که
‫اوون کواین، بمبیکس موری رو ننوشته

619
00:50:16,430 --> 00:50:19,141
‫حداقل اون نسخه‌ای که شماها خوندید رو ننوشته

620
00:50:19,182 --> 00:50:21,685
‫یه کتابی نوشته به اسم بمبیکس موری

621
00:50:21,685 --> 00:50:24,396
‫و می‌خواسته باهاش یکم تسویه حساب کنه

622
00:50:24,396 --> 00:50:28,608
‫آبروی چندتا رفیق قدیمی رو ببره
‫اما داستانش درمورد

623
00:50:28,608 --> 00:50:33,196
‫شق نکردن آقای فنکورت
‫توی نوشته‌هایی که ما پیدا کردیم نبوده

624
00:50:37,617 --> 00:50:40,078
‫منظورت چیه؟

625
00:50:40,120 --> 00:50:42,706
‫شما هجونامه‌ی کتاب الی فنکورت رو نوشتید

626
00:50:42,706 --> 00:50:45,375
‫همونی که به‌خاطرش خودش رو کشت

627
00:50:45,375 --> 00:50:47,627
‫اوون کواین می‌دونست که کار شما بوده

628
00:50:50,047 --> 00:50:52,382
‫تهمت خیلی بدی دارید می‌زنید

629
00:50:52,382 --> 00:50:55,594
‫شما یه داستان کوتاه واسه کلکسیون آکسفورد نوشتید

630
00:50:55,594 --> 00:51:00,015
‫شیوه‌ی نوشتار با بمبیکس موری

631
00:51:00,015 --> 00:51:03,518
‫و هجونامه‌ی کتاب الی فنکورت
‫دقیقا یکسانه

632
00:51:03,560 --> 00:51:06,772
‫اندرو، به حرفاش گوش نکن
‫همش چرت و پرته

633
00:51:06,772 --> 00:51:09,775
‫همش توی کتابیه که نوشتید
‫خانوم تسل

634
00:51:09,775 --> 00:51:12,319
‫وقتی اندرو به نوشته‌هات بها نداد
‫دلت شکست

635
00:51:12,360 --> 00:51:14,529
‫و دوباره بعد از اینکه عشقت رو پس زد

636
00:51:19,159 --> 00:51:20,285
[ هوس ]

637
00:51:24,081 --> 00:51:27,501
‫اوون کواین واسه نگه داشتن رازت
‫یه قیمتی داشت

638
00:51:27,501 --> 00:51:30,295
‫تو اون خونواده رو از سر دلسوزی
‫حمایت نمی‌کردی

639
00:51:30,295 --> 00:51:33,381
‫نزدیک 30 سال ازت باج گرفت

640
00:51:33,381 --> 00:51:36,510
‫مجبورت کرد اونو به جای اندرو
‫انتخاب کنی

641
00:51:36,510 --> 00:51:38,386
‫آقای استرایک بیچاره

642
00:51:38,386 --> 00:51:40,972
‫اینقدری درمونده‌ی پول شده که
‫مجبوره به هرچیزی اتکا کنه

643
00:51:40,972 --> 00:51:43,934
‫فکر شما بود که کواین
‫توی رستوران فیلم بازی کنه

644
00:51:43,934 --> 00:51:46,103
‫سرتون داد بزنه و بره بیرون

645
00:51:46,103 --> 00:51:48,730
‫و بعدش بره توی جاده‌ی تالگارد مخفی بشه

646
00:51:48,730 --> 00:51:51,608
‫درحالی که رسانه‌ها به نزاعش با شما
‫و غیب شدنش دامن می‌زنند

647
00:51:51,608 --> 00:51:53,443
‫توی گذشته که خوب واسش تبلیغ شده بود

648
00:51:55,737 --> 00:51:56,822
‫مزخرفه

649
00:51:56,822 --> 00:51:59,950
‫بعد از اون به خونه‌ی لئونارا رفتید
‫تا بهش قوت قلب بدید

650
00:51:59,950 --> 00:52:01,493
‫درحالی که کواین گم شده بود

651
00:52:01,493 --> 00:52:04,496
‫از اون موقعیت استفاده کردید
‫تا تک‌تک دفترچه‌ها رو از اتاق کواین

652
00:52:04,496 --> 00:52:08,291
‫که نوشته‌های بمبیکس موری واقعی
داخلشون بود رو جمع کنید

653
00:52:08,291 --> 00:52:11,086
‫اما نتونستید همه‌ی ردها رو نابود کنید

654
00:52:15,715 --> 00:52:18,760
‫من تونستم چند صفحه از نوشته‌های واقعی

655
00:52:18,802 --> 00:52:21,012
‫و نوار ماشین تحریر رو پیدا کنم

656
00:52:22,139 --> 00:52:23,849
‫پلیس تونسته یه ماشین تحریر

657
00:52:23,849 --> 00:52:27,060
‫با همون مدلی که کواین داشته رو

658
00:52:27,060 --> 00:52:31,439
‫از توی برکه‌ی کنار خونه‌ی دوستت دارکوس پنگلی
‫پیدا کنه

659
00:52:34,609 --> 00:52:36,403
‫به زودی می‌رسن اینجا

660
00:52:37,654 --> 00:52:41,491
‫اسیدی که استفاده کردی
‫بدجوری روی گلوت اثر داشته

661
00:52:56,131 --> 00:52:57,299
‫رابین

662
00:53:04,514 --> 00:53:05,765
‫وایسا

663
00:53:32,834 --> 00:53:34,461
‫رابین؟

664
00:53:46,973 --> 00:53:48,516
‫حالت خوبه؟

665
00:53:48,558 --> 00:53:50,894
‫آره، خوبم
‫خوبم

666
00:53:57,484 --> 00:53:58,944
‫بله، نگه می‌دارم

667
00:54:12,499 --> 00:54:14,125
‫رابین؟

668
00:54:22,300 --> 00:54:24,844
‫فکر کنم خبر خوبی باشه
‫یه تاکسی خبر می‌کنی؟

669
00:54:50,495 --> 00:54:54,124
‫- کجاست؟
‫- توی زندان، تحت مراقبت تا خودکشی نکنه

670
00:54:56,835 --> 00:54:59,838
‫پلیس کتاب واقعی شوهرت رو
‫توی خونه‌ی اون پیدا کرده

671
00:54:59,838 --> 00:55:02,632
‫دنیل چارد می‌خواد بخونتش
‫واسه اینکه چاپش کنه

672
00:55:04,009 --> 00:55:07,345
‫این یکی شاید چند نسخه‌ای فروش داشته باشه

673
00:55:10,974 --> 00:55:12,142
!چی گفتم مگه؟

674
00:55:28,867 --> 00:55:31,619
‫- مامانی، مامانی
‫- دودوی من

675
00:55:53,475 --> 00:55:57,187
‫- آنستیس جوابت رو میده؟
‫- مجبوره، جونش رو نجات دادم

676
00:55:57,187 --> 00:55:58,646
‫و به‌هرحال مثل اکثر پلیسا

677
00:55:58,646 --> 00:56:01,024
‫دوست نداره ببینه آدم اشتباهی
‫زندانی شده

678
00:56:01,024 --> 00:56:03,443
‫درضمن فریزرش رو هم گشتند

679
00:56:03,443 --> 00:56:06,446
‫- نگو که روده‌ها...
‫- خوردشون داده به سگش

680
00:56:06,446 --> 00:56:07,906
‫حالم بهم خورد

681
00:56:09,532 --> 00:56:11,493
‫میتو با این زخما مشکلی نداره؟

682
00:56:12,494 --> 00:56:16,706
‫بهش گفتم بدتر از اینا رو بعد از مسابقات راگبیش دیدم

683
00:56:16,706 --> 00:56:19,125
‫و ادعای تساوی حقوق مرد و زن کردم

684
00:56:19,125 --> 00:56:21,127
‫من میرم ایستگاه

685
00:56:21,211 --> 00:56:26,299
‫آهان من...من...نامزد سابقت
‫یه سری عکس واسه‌ت فرستاده

686
00:56:26,299 --> 00:56:28,259
‫من تصادفی بازشون کردم

687
00:56:28,676 --> 00:56:30,553
‫اون دیگه مشکل من نیست

688
00:56:30,595 --> 00:56:33,264
‫خیلی‌خب پس
‫فردا می‌بینمت

689
00:56:33,348 --> 00:56:35,016
‫رابین؟

690
00:56:35,100 --> 00:56:36,976
‫یه‌چیزی واسه‌ت دارم

691
00:56:39,521 --> 00:56:41,564
‫- چیه؟
‫- بازش کن

692
00:56:46,528 --> 00:56:50,115
‫«دوره‌ی نظارتی
‫تو پیداش کن، من پولش رو میدم»

693
00:56:50,949 --> 00:56:53,159
‫واقعا؟

694
00:56:53,159 --> 00:56:54,786
‫پس...شریکیم، آره؟
