﻿1
00:00:00,066 --> 00:00:02,900
‫پرونده‌ی یه شخص گمشده رو دست گرفتم.

2
00:00:03,533 --> 00:00:07,733
‫مارگو بمبرو، از سال ۱۹۷۴ مفقوده.

3
00:00:08,133 --> 00:00:11,700
‫هیچکس ثابت نکرده که دنیس کرید
‫دکتر مارگو بمبرو رو کُشته.

4
00:00:11,733 --> 00:00:14,900
‫شبی که مامان ناپدید شد
‫گردنبند به گردنش بود.

5
00:00:14,900 --> 00:00:19,033
‫باید این رو درک کنید که این
‫یه پروندۀ خیلی قدیمی و راکده.

6
00:00:19,066 --> 00:00:23,333
‫در این مقطع بنده اعتقاد دارم
‫که دکتر بمبرو ربوده شده.

7
00:00:23,366 --> 00:00:27,466
‫انگار تالبوت یه نظریه‌ی کامل
‫بر پایه‌ی زودیاک درست کرده.

8
00:00:27,733 --> 00:00:30,200
‫برام مهم نیست مال نیم قرن
‫پیشه یا نیم ساعت پیش

9
00:00:30,200 --> 00:00:33,300
‫اون مرد باید تقاص بلایی
‫که سرش آورده رو بده.

10
00:01:16,766 --> 00:01:21,866
«سی. بی. استرایک، خون مشکل‌دار»
‫«فصل پنجم، قسمت دوم»

11
00:01:21,866 --> 00:01:23,600
‫اشکالی نداره.
‫با همون ادامه می‌دیم.

12
00:01:23,600 --> 00:01:25,000
‫باشه، خدافظ.

13
00:01:26,600 --> 00:01:28,933
‫اوناه زخمی یادش نمیاد.

14
00:01:28,933 --> 00:01:31,966
‫سلام آنا.
‫می‌خواستم یه سؤال ازت بپرسم.

15
00:01:32,000 --> 00:01:36,000
‫می‌خوایم ببینیم مامانت روی
‫بدنش علامت خاصی داشته یا نه.

16
00:01:36,033 --> 00:01:38,466
‫برای مثال یه جای زخم
‫سمت چپ بدنش.

17
00:01:38,500 --> 00:01:39,800
‫چیزی پیدا کردید؟

18
00:01:39,800 --> 00:01:41,700
‫هنوز مطمئن نیستیم.

19
00:01:41,700 --> 00:01:44,100
‫میشه از بابات بپرسی؟

20
00:01:44,133 --> 00:01:47,733
‫فکر نکنم بتونم بدون ناراحت کردنش ازش بپرسم.

21
00:01:47,766 --> 00:01:49,633
‫شاید بتونم از سینتیا بپرسم.

22
00:01:50,733 --> 00:01:52,200
‫هر کاری می‌تونی بکن.

23
00:01:52,200 --> 00:01:53,233
‫- مرسی.
‫- خدافظ.

24
00:01:55,100 --> 00:01:57,233
‫با گلوریا کانتی چطور پیش میری سم؟

25
00:01:57,266 --> 00:02:00,033
‫دارم از روی لیست میرم جلو.
‫نوبت اصلی‌ها رو تموم کردم

26
00:02:00,033 --> 00:02:03,400
‫- دارم میرم سروقت سایت‌های شجره‌نامه.
‫- تو چی ساول؟

27
00:02:03,400 --> 00:02:06,066
‫آره...دارم انجامش میدم رئیس.

28
00:02:06,100 --> 00:02:07,133
‫تا قبل از ظهر تمومش کنید.

29
00:02:07,133 --> 00:02:09,600
‫باید برگردید سر نگهبانی پرونده‌ی شیفتی.

30
00:02:11,666 --> 00:02:13,433
‫الو؟ دفتر استرایک.
‫[نتایج فوتبال]

31
00:02:18,066 --> 00:02:20,433
‫کی رو داریم که هنوز زنده باشه؟

32
00:02:20,433 --> 00:02:21,466
‫زیاد نیستن.

33
00:02:23,100 --> 00:02:24,866
‫دکتر برنر فوت کرده.

34
00:02:24,866 --> 00:02:26,633
‫این خانمه باید زنش باشه.

35
00:02:28,900 --> 00:02:30,466
‫این هم گلوریا کانتی‌ـه.

36
00:02:32,033 --> 00:02:33,866
‫اون هم اوناه‌ـه که باهاش حرف زدیم.

37
00:02:40,000 --> 00:02:43,466
‫استیو داوثویت توی مهمونی
‫کریسمس‌شون چیکار می‌کنه؟

38
00:02:43,500 --> 00:02:45,366
‫شاید با یکی‌شون دوست بوده.

39
00:02:45,400 --> 00:02:47,933
‫توی صحبتش با پلیس که
‫به همچین چیزی اشاره نکرد.

40
00:02:47,966 --> 00:02:50,133
‫ازش چی می‌دونیم؟

41
00:02:50,133 --> 00:02:53,733
‫کارل اُکدن اون کتاب مزخرف
‫رو راجع‌به پرونده‌ی مارگو نوشت.

42
00:02:53,766 --> 00:02:56,733
‫خبر دسته اول بزرگش پیدا کردن
‫داوثویت توی اردوگاه گردشگری موقع کار کردن

43
00:02:56,766 --> 00:02:59,600
‫به اسم بکستون اون هم بعد
‫از ناپدید شدن مارگو بوده.

44
00:02:59,600 --> 00:03:01,833
‫اسمش رو به استیو جکس تغییر ‌داده.

45
00:03:01,866 --> 00:03:05,200
‫توی اینترنت هر دو اسم رو گشتم
‫اما چیزی نبود.

46
00:03:06,533 --> 00:03:09,700
‫اینا هم جنیس بیتی و آیرین هیکسن هستن.

47
00:03:14,866 --> 00:03:18,000
‫آیرین، تو توی سن جانز مسئول پذیرش بودی

48
00:03:18,000 --> 00:03:21,133
‫و جنیس، تو هم پرستار خانگی بودی، درسته؟

49
00:03:21,133 --> 00:03:24,533
‫می‌تونید بگید از مارگو چی یادتونه؟

50
00:03:24,533 --> 00:03:29,600
‫خب، وقتی که مارگو مُرد
‫هر کسی، حتی سگش یه نظری داشت

51
00:03:29,600 --> 00:03:30,833
‫مگه نه جنیس؟

52
00:03:30,866 --> 00:03:32,833
‫ما که نمی‌دونیم مارگو مُرده.

53
00:03:33,933 --> 00:03:36,433
‫خب معلومه که می‌دونیم.

54
00:03:36,466 --> 00:03:39,166
‫منطقی و واقعی باید فکر کنی جنیس.

55
00:03:39,166 --> 00:03:41,866
‫مردم چه‌جور نظریه‌هایی داشتن؟

56
00:03:41,900 --> 00:03:45,300
‫خب، یه دیوونه بود...

57
00:03:45,300 --> 00:03:47,233
‫چی بود...اسمش چی بود؟
‫اثورپ؟

58
00:03:47,233 --> 00:03:49,966
‫نه، فکر کنم اسمش اپل‌ثورپ بود.

59
00:03:50,000 --> 00:03:52,333
‫آره، اسمش اپل‌ثورپ بود.

60
00:03:52,333 --> 00:03:56,200
‫راه می‌رفت و می‌گفت مارگو رو با جادو کُشته.

61
00:03:57,833 --> 00:03:59,933
‫خودش زیر یه پل مُرد.

62
00:04:01,033 --> 00:04:02,766
‫اسمش چی بود؟

63
00:04:02,800 --> 00:04:04,733
‫نوک زبونمه...

64
00:04:04,766 --> 00:04:06,866
‫با «وا» شروع می‌شد، نه؟

65
00:04:06,866 --> 00:04:09,000
‫- خیابون والتر.
‫- آره، خیابون والتر.

66
00:04:09,000 --> 00:04:10,733
‫آره، همینه.

67
00:04:10,733 --> 00:04:15,133
‫تو اپل‌ثورپ رو ویزیت خونگی می‌کردی، نه؟

68
00:04:15,166 --> 00:04:17,500
‫می‌گفتی بوی بدی می‌داده.

69
00:04:17,500 --> 00:04:20,400
‫خب، من فقط یه‌بار رفتم.
‫از اینا خیلی بوده.

70
00:04:20,400 --> 00:04:24,200
‫زن و بچه‌‍ش معلولیت داشتن.

71
00:04:24,200 --> 00:04:26,166
‫زندگی‌شون به‌نظر خیلی سخت بود.

72
00:04:26,200 --> 00:04:29,900
‫مسئله اینه که، همونطور که آیرین گفت
‫کلی آدم بودن

73
00:04:29,933 --> 00:04:33,300
‫که می‌گفتن فلان بوده بهمان بوده
‫اما اون خبرش توی روزنامه بود.

74
00:04:33,333 --> 00:04:36,700
‫بعضی‌ها دنبال توجه هستن، مگه نه؟

75
00:04:36,833 --> 00:04:38,866
‫ببخشید.
‫خیلی ببخشید.

76
00:04:38,900 --> 00:04:40,933
‫دیشب غذای تند خوردیم.

77
00:04:40,966 --> 00:04:44,833
‫بهش گفتم با این وضع شکمش
‫فکر خوبی نیست.

78
00:04:44,866 --> 00:04:48,266
‫به‌خاطر آب لندن‌ـه.
‫اصلاً برای روده‌های تحریک‌پذیر خوب نیست.

79
00:04:48,300 --> 00:04:51,633
‫شما گلوریا کانتی رو یادتونه؟

80
00:04:51,666 --> 00:04:53,500
‫آره، من یادمه.

81
00:04:53,500 --> 00:04:55,733
‫دختر...دختر خوبی بود.

82
00:04:55,733 --> 00:04:57,933
‫دختر سرسختی بود.

83
00:04:57,966 --> 00:05:00,800
‫خودش بهم گفت کل خونواده‌‍ش مافیا بودن

84
00:05:00,800 --> 00:05:02,300
‫و داداشش موادفروش بوده.

85
00:05:02,300 --> 00:05:06,900
‫- شاید خودش بوده، اما...
‫- یادته به‌خاطر اینکه از دکتر

86
00:05:06,933 --> 00:05:10,800
‫بدش میومد توی چاییش دارو ریخت؟

87
00:05:10,800 --> 00:05:12,766
‫دکتر برنر ممکن بود بمیره.

88
00:05:12,800 --> 00:05:16,566
‫داشتم لیوان‌ها رو می‌شستم که یه
‫کپسول آمیتال ته لیوان دکتر پیدا کردم.

89
00:05:16,566 --> 00:05:19,133
‫اما اگه بخوام طرف گلوریا رو بگیرم
‫هیچ مدرکی نبود.

90
00:05:19,166 --> 00:05:23,300
‫درسته. جنیس به مارگو گفت
‫اما اون کاری نکرد

91
00:05:23,333 --> 00:05:25,100
‫دلیلش هم می‌تونم بگم چرا.

92
00:05:25,133 --> 00:05:26,900
‫گلوریا پروژه‌ی شخصیش بود.

93
00:05:27,966 --> 00:05:29,800
‫چه‌جور پروژه‌ای؟

94
00:05:29,800 --> 00:05:31,566
‫جنبش آزادی زنان.

95
00:05:31,600 --> 00:05:34,966
‫آره.
‫همیشه به لباس‌های من گیر می‌داد

96
00:05:34,966 --> 00:05:38,666
‫اما من برام مهم نبود.
‫خودم دوست داشتم چشم مردها دنبالم باشه.

97
00:05:38,700 --> 00:05:40,200
‫اکثر دخترها همینن.

98
00:05:42,033 --> 00:05:44,500
‫میشه بهتون یه عکس نشون بدم؟

99
00:05:44,500 --> 00:05:51,466
‫شما این دوتا مردی که گلوریا باهاشون از
‫مهمونی کریسمس‌تون رفت رو می‌شناسید؟

100
00:05:52,833 --> 00:05:55,466
‫من...من تا حالا هیچکدوم‌شون رو ندیدم.

101
00:05:56,433 --> 00:05:59,666
‫فکر کنم جَوونه دوستش بود.
‫قبلاً بهش سر می‌زد.

102
00:05:59,700 --> 00:06:01,566
‫بیرون محل کارش منتظرش می‌موند.

103
00:06:02,733 --> 00:06:05,066
‫اون یکی ممکنه باباش باشه.

104
00:06:05,066 --> 00:06:07,833
‫مثل هم لباس پوشیدن
‫نه؟

105
00:06:07,833 --> 00:06:11,133
‫اسم دوست گلوریا رو یادتونه؟

106
00:06:11,133 --> 00:06:12,500
‫نه.

107
00:06:12,533 --> 00:06:16,800
‫ما رو به‌هم معرفی نکرد
‫برای من هم اونقدر مهم نبود.

108
00:06:16,833 --> 00:06:22,666
‫سؤال آخر، شما می‌دونید که مارگو
‫روی شکمش زخمی داشت یا نه؟

109
00:06:22,700 --> 00:06:24,233
‫تا اونجایی که من می‌دونم، نه.

110
00:06:24,233 --> 00:06:28,233
‫حالا نه که من قرار بود ببینمش!

111
00:06:28,266 --> 00:06:31,933
‫من فکر کنم بدونم از زخم منظورش چیه.

112
00:06:31,933 --> 00:06:34,133
‫مارگو سقط داشته.

113
00:06:34,166 --> 00:06:36,366
‫سقط که زخم اونطوری به جا نمی‌ذاره.

114
00:06:36,366 --> 00:06:37,733
‫این حرف‌های خاله‌زنکیه.

115
00:06:37,766 --> 00:06:41,233
‫خب، من فقط می‌خوام کمک کنم.

116
00:06:41,233 --> 00:06:43,666
‫حدوداً یک ماه پیش قبل از گم شدن مارگو بود.

117
00:06:43,700 --> 00:06:49,666
‫از یه کلینیک زنگ زدن
‫و نوبتش رو تأیید کردن.

118
00:06:49,700 --> 00:06:52,733
‫کلینیکش توی خیابون براید بود.

119
00:06:52,766 --> 00:06:56,966
‫البته اون زمان مردم فقط به یه دلیل

120
00:06:56,966 --> 00:06:59,066
‫به خیابون براید می‌رفتن...

121
00:07:01,533 --> 00:07:02,966
‫اون هم صقط جنین یواشکی بود.

122
00:07:03,000 --> 00:07:07,333
‫ما الان در واقع باید بگیم
‫که مارگو دکتر خوبی بود.

123
00:07:07,333 --> 00:07:08,866
‫کارش رو خوب بلد بود.

124
00:07:08,866 --> 00:07:10,366
‫آره گمونم.

125
00:07:10,400 --> 00:07:12,666
‫برای کِو جونت که خیلی خوب بود
‫مگه نه؟

126
00:07:12,700 --> 00:07:17,533
‫من فقط می‌خوام بگم که
‫الان خوبیَت نداره پشت سرش غیبت کنیم.

127
00:07:18,633 --> 00:07:21,133
‫من ازش بدم نمیومد.

128
00:07:21,166 --> 00:07:23,733
‫فقط به‌نظر یه‌کم افاده‌ای بود.

129
00:07:23,766 --> 00:07:26,933
‫نمی‌ذاشت براش چای درست کنیم

130
00:07:26,933 --> 00:07:30,100
‫چون زیادی توش شیر می‌ریختیم
‫می‌دونی که چی میگم؟

131
00:07:30,133 --> 00:07:34,266
‫اما اگه حس می‌کرد قندش افتاده
‫من رو می‌فرستاد براش کیک بگیرم

132
00:07:34,300 --> 00:07:37,666
‫یا به شوهرش زنگ بزنم

133
00:07:37,700 --> 00:07:40,033
‫یا برای بچه‌‍ش پوشک بگیرم.

134
00:07:40,066 --> 00:07:42,733
‫اینا کار من نیست.

135
00:07:42,766 --> 00:07:45,366
‫این چطوری فمینیسم حساب میشه؟

136
00:07:58,200 --> 00:08:01,566
‫یه‌بار مجبور بودم توی یه چاله
‫کنار یه گوسفند گندیده سنگر بگیرم.

137
00:08:01,566 --> 00:08:04,666
‫از اینا بهتر بود یا بدتر؟

138
00:08:04,700 --> 00:08:06,900
‫شبیه هم بودن...

139
00:08:06,933 --> 00:08:08,466
‫واقعاً من رو برد به اون دوران.

140
00:08:10,400 --> 00:08:13,066
‫داره یه‌کم سرد میشه، نه؟

141
00:08:13,100 --> 00:08:15,100
‫آره، داره سرد میشه.

142
00:08:15,133 --> 00:08:17,466
‫- باز هم از دیدنتون خوشحال شدم.
‫- خدافظ.

143
00:08:17,500 --> 00:08:18,933
‫دکتر گوپتا؟

144
00:08:20,133 --> 00:08:21,366
‫خوش اومدید!

145
00:08:21,400 --> 00:08:23,866
‫بابت فیلم مهمونی کریسمس
‫و ملاقات با ما ازتون ممنونم.

146
00:08:23,900 --> 00:08:26,833
‫- ایشون کورمورن استرایک هستن.
‫- خوشوقتم.

147
00:08:26,833 --> 00:08:29,766
‫ممکنه باز هم فیلم از مارگو داشته باشم.

148
00:08:29,766 --> 00:08:31,333
‫- می‌گردم براتون پیدا می‌کنم.
‫- ممنون.

149
00:08:41,766 --> 00:08:44,366
‫این دوتا مرد رو می‌شناسید؟

150
00:08:46,233 --> 00:08:47,566
‫نه.

151
00:08:47,600 --> 00:08:50,366
‫و باید بگم من حافظه‌ی عالی‌ای دارم.

152
00:08:50,366 --> 00:08:52,266
‫اینجا همه من رو می‌شناسن.

153
00:08:53,433 --> 00:08:56,166
‫ما ساختمون رو به‌عنوان صاحبخونه نگه داشتیم.

154
00:08:56,200 --> 00:08:58,933
‫اینطوری بیشتر از دارو ازش پول در میاریم.

155
00:09:00,433 --> 00:09:04,066
‫راستش ما دنبال گلوریا کانتی هستیم.

156
00:09:04,100 --> 00:09:06,566
‫مارگو گلوریا رو تحسین می‌کرد.

157
00:09:06,600 --> 00:09:09,933
‫اما از وقتی رفته ندیدمش.

158
00:09:09,933 --> 00:09:12,200
‫بذارید دفتر قدیمیش رو نشونتون بدم.

159
00:09:18,466 --> 00:09:19,900
‫اون دفتر من بود.

160
00:09:19,933 --> 00:09:22,066
‫این دفتر جوزف برنر بود.

161
00:09:22,100 --> 00:09:24,233
‫و این هم دفتر مارگو بود.

162
00:09:29,200 --> 00:09:32,600
‫خبر داشتید که مارگو تهدید می‌شد؟

163
00:09:32,633 --> 00:09:34,866
‫مشکل مارگو این بود که

164
00:09:34,866 --> 00:09:38,200
‫مثلاً اگه دنبال سقط بودید
‫خیلی راحت قبول می‌کرد.

165
00:09:38,233 --> 00:09:39,766
‫بدون اینکه سؤالی بپرسه.

166
00:09:39,800 --> 00:09:42,466
‫و خب این تبدیل شد به یه چیز عادی.

167
00:09:42,500 --> 00:09:45,266
‫این منطقه قبلاً کاتولیک بود.

168
00:09:45,300 --> 00:09:48,066
‫توی این مورد نظرهای مخالف زیادی بود.

169
00:09:48,066 --> 00:09:51,566
‫شما می‌دونید مارگو روی شکمش زخم داشت یا نه؟

170
00:09:51,566 --> 00:09:53,033
‫نمی‌دونم.

171
00:09:53,033 --> 00:09:55,833
‫چرا از شوهرش «روی فیپس» نمی‌پرسید؟

172
00:09:55,866 --> 00:09:58,066
‫مارگو اسمش رو به کسی نگفت، درسته

173
00:09:58,100 --> 00:10:00,433
‫اما روی هنوز زنده‌ست.

174
00:10:00,433 --> 00:10:02,766
‫شما آخرین بار کِی دیدینش؟

175
00:10:02,766 --> 00:10:04,133
‫توی همین اتاق بود.

176
00:10:05,466 --> 00:10:09,433
‫اومده بود وسایل مارگو رو ببره.

177
00:10:09,466 --> 00:10:11,800
‫پلیس قبلش اومده بوده توی دفترش، درسته؟

178
00:10:11,833 --> 00:10:13,066
‫البته.

179
00:10:14,466 --> 00:10:17,533
‫در اتاق رو قفل کردیم تا خود روی بیاد.

180
00:10:19,766 --> 00:10:24,333
‫در مورد دکتر برنر شنیدیم
‫که توی لیوان چای‌شون

181
00:10:24,333 --> 00:10:25,966
‫کپسول آمیتال پیدا شده.

182
00:10:25,966 --> 00:10:27,900
‫کی این رو گفته؟

183
00:10:27,933 --> 00:10:31,766
‫هر حرفی بین شاهد و ما محرمانه باقی می‌مونه.

184
00:10:31,800 --> 00:10:35,633
‫ببینید، جوزف برنر دکتر خوبی بود.

185
00:10:35,666 --> 00:10:38,333
‫اما معتاد هم بود.

186
00:10:38,366 --> 00:10:41,233
‫از اونی که فکر می‌کنید خیلی رایج‌تره.

187
00:10:41,233 --> 00:10:45,466
‫اون کلی نسخه برای بنزودیازپین نوشت.
‫(داروهای ضداضطراب و آرامبخش)

188
00:10:45,500 --> 00:10:47,166
‫برای خودش؟

189
00:10:47,200 --> 00:10:49,433
‫برای بیمارهاییش که بیشتر حرف گوش می‌کردن.

190
00:10:49,433 --> 00:10:53,433
‫البته بعد از اینکه یکی‌شون مُرد
‫جوزف دیگه تجویز نکرد.

191
00:10:55,000 --> 00:10:57,066
‫طرف...

192
00:10:57,066 --> 00:11:00,533
‫زیر پل خیابون وارنر سکته کرد.

193
00:11:05,200 --> 00:11:07,933
‫ببخشید، گفتید خیابون وارنر؟

194
00:11:07,933 --> 00:11:09,766
‫احیاناً والتر نبوده؟

195
00:11:09,766 --> 00:11:11,566
‫خیابون وارنر.

196
00:11:11,600 --> 00:11:14,366
‫و اسم اون مرد اپل‌ثورپ بوده؟

197
00:11:14,366 --> 00:11:15,633
‫اثورن.

198
00:11:18,066 --> 00:11:20,566
‫بابت وقتی که گذاشتید ممنون دکتر گوپتا.
‫خیلی کمک کردید.

199
00:11:20,566 --> 00:11:22,366
‫ببخشید، گفتید اثورن
‫الف، ث...

200
00:11:22,366 --> 00:11:25,433
‫ه، واو، ر، نون
‫بله.

201
00:11:25,433 --> 00:11:27,200
‫موفق باشید.

202
00:11:27,233 --> 00:11:28,733
‫ممنون.

203
00:11:28,766 --> 00:11:32,166
‫سر نبش یه خانواده با فامیلی اثورن ثبت شده

204
00:11:32,166 --> 00:11:33,866
‫توی خیابون البمارل وی.

205
00:11:33,866 --> 00:11:36,533
‫جنیس گفت زن و بچه داره.

206
00:11:36,533 --> 00:11:37,666
‫ممکنه خودشون باشن.

207
00:11:40,666 --> 00:11:44,066
‫این مسیریه که مارگو برای دیدن
‫اوناه باید تا نوشیدنی فروشی رفته باشه.

208
00:12:02,833 --> 00:12:05,766
‫شاهد اونجا دیده که دو نفر درگیر شدن.

209
00:12:15,533 --> 00:12:18,933
‫هفته‌ی دیگه آزادی شام بیای؟

210
00:12:18,933 --> 00:12:20,033
‫آره.

211
00:12:20,033 --> 00:12:23,633
‫هم‌خونه‌ایم توی یه سریال
‫جدید نقش سرباز گرفته.

212
00:12:23,666 --> 00:12:25,600
‫می‌خواد روی تو تحقیق کنه.

213
00:12:25,633 --> 00:12:27,433
‫تا وقتی نوشیدنی باشه من هم هستم.

214
00:12:27,433 --> 00:12:29,233
‫مرسی.
‫خیلی ممنون.

215
00:12:31,033 --> 00:12:32,633
‫عصر بخیر.

216
00:12:32,633 --> 00:12:33,966
‫من کورمورن استرایک هستم.

217
00:12:34,000 --> 00:12:36,100
‫ایشون همکارم رابین الاکات هستن.

218
00:12:36,133 --> 00:12:39,200
‫- سلام.
‫- می‌خواستیم راجع‌به پدرتون صحبت کنیم.

219
00:12:39,233 --> 00:12:41,366
‫بابای من مُرده.
‫اینجا نیست.

220
00:12:47,800 --> 00:12:49,266
‫برو.

221
00:12:59,366 --> 00:13:00,633
‫سلام.

222
00:13:05,433 --> 00:13:10,466
‫من رابین هستم.
‫میشه راجع‌به همسرتون صحبت کنیم؟

223
00:13:10,500 --> 00:13:11,533
‫گوویلرم؟

224
00:13:14,333 --> 00:13:16,400
‫این جَوونی‌های باباست.

225
00:13:16,433 --> 00:13:18,500
‫این هم الانشه.

226
00:13:18,533 --> 00:13:19,566
‫بذارش زمین ساماین.

227
00:13:23,933 --> 00:13:27,633
‫یکی بهمون گفته که قبلاً راه می‌رفته
‫و می‌گفته از جادو استفاده کرده.

228
00:13:27,666 --> 00:13:30,400
‫تا حالا راجع‌به دکتری بهتون گفته بود؟

229
00:13:30,433 --> 00:13:32,033
‫یه زنی که اسمش مارگو باشه؟

230
00:13:32,066 --> 00:13:33,066
‫آره.

231
00:13:37,566 --> 00:13:38,966
‫میشه بهم بگید چی گفته؟

232
00:13:40,833 --> 00:13:43,166
‫داشت گریه می‌کرد که من رو بیدار کرد
‫و گفت

233
00:13:43,166 --> 00:13:45,133
‫اون رو با جادو کُشته

234
00:13:45,133 --> 00:13:46,933
‫اما همچین قصدی نداشته.

235
00:13:46,966 --> 00:13:48,733
‫بهش گفتم داره خواب می‌بینه.

236
00:13:48,766 --> 00:13:52,033
‫گفت اشتباه کرده
‫اما اینکار رو کرده.

237
00:13:52,033 --> 00:13:56,233
‫می‌شنیدم که اینجا با وِرد و جادو
‫می‌خواست اون زن رو زنده کنه.

238
00:13:56,266 --> 00:13:59,166
‫من می‌خوام شکلات داغ
‫بخورم، شما هم می‌خواید؟

239
00:13:59,166 --> 00:14:01,233
‫مرسی.
‫عالی میشه.

240
00:14:01,233 --> 00:14:03,266
‫نظرت چیه من هم بهت کمک کنم؟

241
00:14:08,800 --> 00:14:10,366
‫قطعاً این یکی نمی‌تونه شکلات داغ بخوره.

242
00:14:14,200 --> 00:14:16,633
‫فکر کنم این مال اینجاست...

243
00:14:22,600 --> 00:14:25,333
‫من می‌دونم کی واقعاً اون زن رو کُشته.

244
00:14:27,000 --> 00:14:29,666
‫اما اگه حرف بزنی
‫مردم خوششون نمیاد.

245
00:14:33,133 --> 00:14:34,866
‫کار یکی از آشناهات بوده؟

246
00:14:39,833 --> 00:14:42,733
‫واقعاً خوشمزه‌ست.

247
00:14:43,766 --> 00:14:46,033
‫مسئله اینه که، من کارآگاهم

248
00:14:46,033 --> 00:14:49,166
‫و مردم باید باهامون حرف بزنن
‫پس...

249
00:14:50,633 --> 00:14:52,433
‫مشکلی نداره اگه حرف بزنی.

250
00:14:57,866 --> 00:15:00,600
‫کار نیکو و پسرهاش بوده.

251
00:15:00,633 --> 00:15:02,366
‫نیکو کیه؟

252
00:15:02,366 --> 00:15:04,100
‫نیکو ریچی.

253
00:15:04,133 --> 00:15:06,066
‫اون آدم‌ها رو توی بتون می‌ذاره.

254
00:15:07,466 --> 00:15:10,066
‫میشه بپرسم کی این رو بهت گفته؟

255
00:15:10,100 --> 00:15:11,133
‫بث گفته.

256
00:15:13,166 --> 00:15:14,700
‫بث کیه؟

257
00:15:14,733 --> 00:15:16,733
‫مددکار اجتماعی‌مونه.

258
00:15:16,766 --> 00:15:18,800
‫گفت کار بابا نبوده.

259
00:15:18,833 --> 00:15:20,333
‫کار نیکو ریچی بوده.

260
00:15:31,366 --> 00:15:35,166
‫گوویلرم به خیلی‌ها گفت که مارگو رو کُشته؟

261
00:15:35,166 --> 00:15:36,433
‫یکی دیگه بذار.

262
00:15:39,666 --> 00:15:41,733
‫گوویلرم دکتر بمبرو رو می‌شناخته؟
‫[بث اسپنسر]

263
00:15:41,733 --> 00:15:43,166
‫بیمارشون بوده؟
‫[بث اسپنسر]

264
00:15:43,200 --> 00:15:44,633
‫پیش اون یکی می‌رفت.

265
00:15:44,666 --> 00:15:46,333
‫همون پیرمرده.

266
00:15:46,366 --> 00:15:49,633
‫همه شکم درد می‌گیرن
‫اما فقط گوویلرم به‌خاطرش مُرد.

267
00:15:49,666 --> 00:15:50,800
‫ناراحت‌کننده بود.

268
00:15:53,600 --> 00:15:58,633
‫شما...
‫این دوتا مرد رو می‌شناسید؟

269
00:16:00,533 --> 00:16:02,500
‫نه.
‫بیرون رفتن رو دوست ندارم.

270
00:16:02,533 --> 00:16:05,333
‫شما چی؟
‫می‌شناسید؟

271
00:16:05,333 --> 00:16:08,133
‫قیافه‌ها زیاد برای من راحت نیستن.

272
00:16:08,166 --> 00:16:11,133
‫سام داشت برام از نیکو ریچی می‌گفت.

273
00:16:11,166 --> 00:16:14,866
‫فقط به این خاطر گفتم که
‫آدم باید با کارآگاه حرف بزنه.

274
00:16:14,900 --> 00:16:17,766
‫این دختره توی پازل چیدن وارده.

275
00:16:17,800 --> 00:16:19,933
‫آره، رابین توی همه چیز کارش خوبه.

276
00:16:19,966 --> 00:16:23,033
‫خانم اثورن، شما از نیکو ریچی چیزی می‌دونید؟

277
00:16:23,066 --> 00:16:25,300
‫اون آدم‌ها رو توی بتون می‌ذاره.

278
00:16:25,333 --> 00:16:27,533
‫گوویلرم هم همین رو می‌گفت.

279
00:16:27,566 --> 00:16:30,566
‫گفت مُردن توی بتون خیلی وحشتناکه.

280
00:16:32,966 --> 00:16:34,633
‫حالا دیگه میشه برید؟

281
00:16:34,666 --> 00:16:36,366
‫- جانم؟
‫- میشه برید؟

282
00:16:37,400 --> 00:16:39,566
‫حتماً.

283
00:16:39,600 --> 00:16:40,966
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید.

284
00:16:48,033 --> 00:16:50,433
‫آهای.
‫شما از خدمات اجتماعی هستید؟

285
00:16:50,433 --> 00:16:52,833
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- آره.

286
00:16:52,833 --> 00:16:55,033
‫من هنوز باید پول خسارتی که

287
00:16:55,033 --> 00:16:58,600
‫اون دوتا احمق با انبار کردنشون زدن رو بدم.
‫سقفم داره میاد پایین.

288
00:16:58,633 --> 00:17:00,766
‫- خونه‌شون که به‌نظرم تمیز بود.
‫- آره، الان تمیزه.

289
00:17:00,800 --> 00:17:02,966
‫اون هم به‌خاطر اینکه بهشون
‫گفتم می‌کشونم‌شون دادگاه.

290
00:17:02,966 --> 00:17:04,666
‫هنوز خسارتش هست.

291
00:17:04,700 --> 00:17:06,400
‫شاید به‌نظر بیاد که...

292
00:17:06,433 --> 00:17:07,633
‫بس کن.

293
00:17:07,633 --> 00:17:10,466
‫خب احمق که نیستن، هستن؟
‫خونه رو تخلیه کردن

294
00:17:10,500 --> 00:17:12,600
‫تا طوری به‌نظر برسه که اصلاً مشکلی نبوده

295
00:17:12,633 --> 00:17:14,733
‫و حالا هم من با پول قبض گیر افتادم.
‫حالا چیکار کنیم؟

296
00:17:14,733 --> 00:17:16,066
‫عوضی‌ان یا خر؟

297
00:17:16,066 --> 00:17:18,033
‫خب، نمیشه هر دوش بود.

298
00:17:19,600 --> 00:17:21,066
‫پرروی کثافت.

299
00:17:22,333 --> 00:17:24,266
‫سرپرستتون کیه؟!

300
00:17:26,533 --> 00:17:28,866
‫خب، حالا این نیکو ریچی کیه؟

301
00:17:28,900 --> 00:17:31,233
‫به‌نظر میاد لات محله باشه.

302
00:17:32,266 --> 00:17:34,233
‫وقتشه با متخصص مشورت کنیم.

303
00:17:38,333 --> 00:17:41,133
‫ای جان!

304
00:17:41,166 --> 00:17:44,133
‫لامصب عجب صبحونه‌ایه.

305
00:17:44,133 --> 00:17:46,033
‫خیلی‌خب...

306
00:17:46,033 --> 00:17:48,833
‫- کی پخش می‌کنه؟
‫- من.

307
00:17:48,866 --> 00:17:50,233
‫شرط سر ۵ پوند.

308
00:17:50,233 --> 00:17:51,600
‫حله.
‫رابین؟

309
00:17:55,566 --> 00:17:58,300
‫خیلی‌خب، اولشه.
‫زیاد شاخ نشو.

310
00:17:58,333 --> 00:18:01,833
‫می‌خواستیم راجع‌به
‫کلارکنول قدیم ازت بپرسیم.

311
00:18:01,866 --> 00:18:03,266
‫تا حالا اسم گلوریا کانتی رو شنیدی؟

312
00:18:03,300 --> 00:18:04,700
رقاصه ست؟

313
00:18:04,733 --> 00:18:06,833
‫تنها احتمال همینه؟

314
00:18:06,866 --> 00:18:08,966
‫کمک کردن من اینطوریه.

315
00:18:09,000 --> 00:18:11,433
‫- این عکس رو ببین.
‫- نه، وایسا. وایسا.

316
00:18:11,466 --> 00:18:13,233
‫رابین قراره خراب کنه.

317
00:18:15,333 --> 00:18:16,466
‫عالیه.

318
00:18:17,533 --> 00:18:19,833
‫این دوتا مرد رو می‌شناسی؟

319
00:18:23,333 --> 00:18:25,433
‫- این خطای تو بود.
‫- من که کاری نکردم!

320
00:18:25,433 --> 00:18:28,333
‫نه، نه زر نزن.
‫شما دوتا با همید، این هم حواسم رو پرت کرد.

321
00:18:28,333 --> 00:18:30,633
‫- هنوز نوبت منه.
‫- پس می‌شناسی‌شون.

322
00:18:30,666 --> 00:18:33,000
‫اصلاً اون عکس دستت چیکار می‌کنه؟

323
00:18:33,033 --> 00:18:34,866
‫دارم می‌پرسم کی هستن.

324
00:18:34,866 --> 00:18:36,533
‫بذار من هم تکلیفت رو روشن کنم

325
00:18:36,566 --> 00:18:40,533
‫تا وقتی ندونم چرا داری می‌پرسی
‫چیزی بهت نمیگم.

326
00:18:40,533 --> 00:18:42,166
‫پرونده‌ی یه آدم گمشده‌ست.

327
00:18:42,200 --> 00:18:45,066
‫- آره، صد درصد.
‫- اگه تو می‌شناسی‌شون

328
00:18:45,100 --> 00:18:46,833
‫بقیه هم می‌شناسن.
‫خودمون پرس‌وجو می‌کنیم.

329
00:18:46,833 --> 00:18:50,266
‫نه، بس کن.
‫به اینکار میگن گول زدن، رابین.

330
00:18:50,266 --> 00:18:53,366
‫از این انتظار داشتم
‫اما از تو نه.

331
00:18:57,066 --> 00:18:58,866
‫بزرگه نیکو ریچی‌ـه؟

332
00:18:58,866 --> 00:19:01,433
‫اگه می‌دونی واسه چی می‌پرسی؟

333
00:19:01,466 --> 00:19:03,500
‫نمی‌دونستم.
‫الان می‌دونم.

334
00:19:03,533 --> 00:19:06,100
‫صحیح، باشه.
‫انقدر فریب دادن بسه.

335
00:19:06,133 --> 00:19:10,433
‫آره، اون بزرگه نیکو ریچی‌ـه.
‫الان هم پیره.

336
00:19:10,466 --> 00:19:14,800
‫ریچی کثیف.
کاراش همش کثافت کاریه

337
00:19:14,833 --> 00:19:18,433
‫کوچیکه پسرشه.
‫اسمش لوکاـه.

338
00:19:18,466 --> 00:19:20,233
‫لوکا توی همه چیز دست داره.

339
00:19:20,233 --> 00:19:22,433
‫به بدن یه بابایی الکترود وصل کرد

340
00:19:22,466 --> 00:19:24,833
‫واسه همون افتاد زندان.
‫حالا اینجا رو داشته باش...

341
00:19:24,866 --> 00:19:27,233
‫همون یارویی که این بلا سرش اومده بود
‫به هیئت منصفه گفت

342
00:19:27,233 --> 00:19:30,633
‫که خودش از لوکا خواسته اینکار رو بکنه.
‫انگار از این فانتزی‌های عجیب بوده.

343
00:19:30,666 --> 00:19:32,966
‫کی دلش همچین چیزی می‌خواد!
‫گندش بزنن!

344
00:19:32,966 --> 00:19:36,433
‫بگذریم، لوکا یه مدت هلفدونی بود

345
00:19:36,466 --> 00:19:38,966
‫اما الان آزاده.

346
00:19:39,000 --> 00:19:41,500
‫بهشون نزدیک نشید.

347
00:19:41,533 --> 00:19:44,400
‫اگه ریچی جواب سؤالتونه
‫پس اصلاً اون سؤال رو نپرسید.

348
00:19:44,400 --> 00:19:47,266
‫لوکا که هیچی، بدون هیچ حرفی بهت شلیک می‌کنه
‫خوب بخوابی آقا پلیسه.

349
00:19:47,266 --> 00:19:48,966
‫اما باور کن دلت
‫نمی‌خواد زنی باشی که لوکا

350
00:19:48,966 --> 00:19:50,866
‫تصمیم می‌گیره که به
‫درس یاد گرفتن نیاز داره.

351
00:19:50,900 --> 00:19:52,200
‫حواسمون رو جمع می‌کنیم.

352
00:19:52,233 --> 00:19:53,533
‫نه.

353
00:19:53,566 --> 00:19:55,733
‫قبلاً دیدم با همچین مردهایی
‫چطور برخورد می‌کنی.

354
00:19:55,766 --> 00:19:59,666
‫جراتش رو داری.
‫از هر ۱۰ بار ۹ بارش رو حال می‌کنم.

355
00:19:59,700 --> 00:20:01,600
‫اما این دفعه همون یه باره.

356
00:20:02,566 --> 00:20:05,000
‫نزدیکشون نشید.

357
00:20:12,733 --> 00:20:15,033
‫اسم پسر نیکو رو گشتم، لوکا ریچی.

358
00:20:15,066 --> 00:20:20,533
‫اسمش توی صفحه‌ی خیریه‌ی آسایشگاه
‫کاتولیک سن پیتر توی کلارکنول بالا اومد.

359
00:20:20,533 --> 00:20:22,666
‫تابستون سال گذشته ۵۰۰ پوند کمک کرده.

360
00:20:22,700 --> 00:20:24,833
‫انگار آدم خیرخواهیه.

361
00:20:24,833 --> 00:20:29,800
‫پیام همراه اهدا این بوده:
‫«به راضی نگه داشتن بابام ادامه بدید»

362
00:20:31,266 --> 00:20:34,066
‫اگه نیکو اونجا باشه
‫می‌تونم برم باهاش حرف بزنم.

363
00:20:34,100 --> 00:20:35,633
‫اون هیچوقت حرف نمی‌زنه.

364
00:20:35,633 --> 00:20:38,866
‫به محض اینکه بری اونجا سرک بکشی
‫ممکنه لوکا بفهمه.

365
00:20:38,900 --> 00:20:40,066
‫نمیرم باهاش روبه‌رو کنم.

366
00:20:40,066 --> 00:20:42,900
‫فقط میرم بفهمم با کی کار می‌کرده.

367
00:20:42,933 --> 00:20:45,766
‫اسم چندتا از مردهایی که
‫توی اون فیلم بودن رو گیر بیارم.

368
00:20:45,766 --> 00:20:48,266
‫رابین، شنکر یه‌چیزی می‌دونه که میگه.

369
00:20:49,666 --> 00:20:51,066
‫باید فاصله‌مون رو حفظ کنیم.

370
00:20:52,233 --> 00:20:53,266
‫ممنون پت.

371
00:20:55,133 --> 00:20:58,833
‫روی هرکی که هنوز پیدا
‫نکردیم علامت سؤال می‌کشم.

372
00:20:58,866 --> 00:21:01,400
‫وقتی پیداش کنی چیکار می‌کنی؟

373
00:21:01,433 --> 00:21:02,666
‫یعنی چی؟

374
00:21:02,666 --> 00:21:04,700
‫باید با بدبختی اون علامت سؤال رو پاک کنی.

375
00:21:04,733 --> 00:21:07,633
‫اگه از یه کاغذ چسبی استفاده کنی
‫دیگه نیاز نیست پاکش کنی.

376
00:21:07,666 --> 00:21:10,566
‫درسته.
‫اما از اونا نداریم، پس...

377
00:21:10,600 --> 00:21:14,233
‫چرا، داریم.
‫توی کشوی میزم یه بسته کامل دارم.

378
00:21:14,266 --> 00:21:15,266
‫باشه.

379
00:21:16,800 --> 00:21:20,200
‫همه میگن مارگو از گلوریا کانتی خوشش میومده.

380
00:21:20,233 --> 00:21:21,633
‫گلوریا با لوکا دوست بوده.

381
00:21:21,633 --> 00:21:24,700
‫باباش، نیکو هم که یه آدم کثیف و چرک بوده.

382
00:21:24,733 --> 00:21:27,800
‫حالا مارگو چطوری گرفتار این دوتا شده؟

383
00:21:29,066 --> 00:21:31,533
‫به‌نظرت چرا مددکار اثورن‌ها گفته که

384
00:21:31,533 --> 00:21:33,533
‫نیکو مارگو رو کُشته؟

385
00:21:33,566 --> 00:21:35,800
‫شماره‌‍ش رو دارم. بعداً
‫بهش زنگ می‌زنم. فعلاً

386
00:21:35,800 --> 00:21:37,933
‫باید روی تأیید کردن
‫زخم مارگو تمرکز کنیم.

387
00:21:37,966 --> 00:21:40,366
‫خواهرت باز هم زنگ زد.
‫می‌خواست ببینه هستی یا نه.

388
00:21:40,366 --> 00:21:41,666
‫گفتم نمی‌دونم.

389
00:21:41,700 --> 00:21:42,733
‫مرسی.

390
00:21:43,933 --> 00:21:45,833
‫همه چیز درسته؟

391
00:21:45,833 --> 00:21:50,466
‫لوسی عادت داره کار خودش رو بکنه
‫اما تومورِ جون اصلاً براش مهم نیست.

392
00:21:50,466 --> 00:21:52,333
‫شاید مجبور شدم برم.

393
00:21:52,333 --> 00:21:54,033
‫من اینجا از پس مدیریت کارها بر میام.

394
00:21:54,033 --> 00:21:55,700
‫تا آخر هفته می‌تونم بمونم.

395
00:21:55,733 --> 00:21:57,733
‫نه، هرکاری نیازه بکن.

396
00:21:59,400 --> 00:22:02,133
‫فکر کنم از این سایت‌های
‫شجره‌نامه یه‌چیزهایی گیر آوردم.

397
00:22:02,133 --> 00:22:04,133
‫یه زنه هست
‫اسمش ترودی متیسون‌ـه.

398
00:22:04,133 --> 00:22:06,133
‫که گلوریا کانتی دخترعموشه.

399
00:22:06,133 --> 00:22:08,066
‫- سن‌شون انگار درسته.
‫- عالیه.

400
00:22:11,033 --> 00:22:13,200
‫سلام، ترودی متسیون؟

401
00:22:13,233 --> 00:22:15,366
‫- بله.
‫- من ونیشا هال هستم.

402
00:22:15,400 --> 00:22:17,700
‫شما به شجره‌نامه علاقه دارید، درسته؟

403
00:22:17,733 --> 00:22:20,800
‫- شما از کجا می‌دونید؟
‫- نگران نباشید، قرار نیست چیزی بفروشم.

404
00:22:20,833 --> 00:22:23,433
‫کارفرماهای من دارن یه
‫سایت شجره‌نامه‌ی جدید می‌سازن

405
00:22:23,466 --> 00:22:26,033
‫و ما دنبال چند نفر هستیم
‫که اون رو امتحان کنن.

406
00:22:26,033 --> 00:22:28,600
‫بعد از راه افتادن سایت
‫رایگان در اختیارتون قرار می‌گیره.

407
00:22:28,633 --> 00:22:29,900
‫کاملاً رایگان؟

408
00:22:29,933 --> 00:22:31,933
‫بله، کاملاً رایگان.

409
00:22:31,966 --> 00:22:34,066
‫فقط کافیه ۱۰ دقیقه باهاتون مصاحبه کنم

410
00:22:34,066 --> 00:22:37,633
‫و اطلاعات مورد نیاز پایگاه داده‌مون
‫رو راجع‌به فامیل‌هاتون دریافت کنم.

411
00:22:37,666 --> 00:22:41,366
‫فقط اسم و فامیل و تاریخ و مکان تولد
‫و محل زندگی.

412
00:22:47,266 --> 00:22:48,833
‫الو، ماری هستم بفرمایید.

413
00:22:48,833 --> 00:22:51,400
‫سلام.
‫شما ماری ژوبه هستید؟

414
00:22:52,866 --> 00:22:54,300
‫بله.

415
00:22:54,333 --> 00:22:57,633
‫سلام ماری، من رابین الاکات هستم.

416
00:22:57,666 --> 00:22:59,466
‫من کارآگاه خصوصی هستم.

417
00:23:00,933 --> 00:23:04,333
‫استخدام شدم تا معمای گم
‫شدن مارگو بمبرو رو حل کنم.

418
00:23:06,466 --> 00:23:10,366
‫فکر کنم زمانی که همه به اسم گلوریا کانتی
‫می‌شناختنت، مارگو رو می‌شناختی.

419
00:23:12,533 --> 00:23:14,866
‫شماره‌ی من رو از کی گرفتید؟

420
00:23:14,900 --> 00:23:17,233
‫شغلم همینه.

421
00:23:17,233 --> 00:23:19,233
‫این رو هم می‌دونم که با یه مرد فرانسوی
‫ازدواج کردی

422
00:23:19,233 --> 00:23:22,033
‫سه‌تا بچه‌ی بزرگ داری
‫و توی شهر نیم زندگی می‌کنی.

423
00:23:23,466 --> 00:23:25,933
‫ما کلی حرف برای زدن داریم.

424
00:23:25,966 --> 00:23:28,633
‫اگه بخوای حضوری حرف بزنیم
‫می‌تونم بلیت هواپیما بگیرم بیام.

425
00:23:28,666 --> 00:23:30,666
‫نه، نه نیا.

426
00:23:30,666 --> 00:23:33,466
‫ببین، من نمی‌خوام راجع‌به هیچی حرف بزنم.

427
00:23:33,500 --> 00:23:35,333
‫این قضیه مال خیلی وقت پیشه.

428
00:23:35,366 --> 00:23:38,566
‫عذر می‌خوام اما دیگه به من زنگ نزنید.

429
00:23:38,566 --> 00:23:41,233
‫نه، نه
‫تو گوش بده چی میگم.

430
00:23:41,233 --> 00:23:44,133
‫هر تعریفی در مورد مارگو شنیدم
‫این بوده که آدم خوبی بوده.

431
00:23:44,133 --> 00:23:46,233
‫باعث شد زندگی خیلی‌ها
‫با رفتنش کمبود داشته باشه.

432
00:23:46,233 --> 00:23:50,233
‫و برام مهم نیست مال
‫چقدر پیش بوده، گلوریا...

433
00:23:50,266 --> 00:23:54,266
‫یا الان همکاری می‌کنی
‫یا می‌کشونمت دادگاه.

434
00:23:54,300 --> 00:23:56,766
‫هم تو هم لوکا ریچی.

435
00:23:59,233 --> 00:24:01,466
‫گندش بزنن...

436
00:24:55,833 --> 00:24:57,600
‫حالِت چطوره؟

437
00:24:57,633 --> 00:24:59,033
‫چطور به‌نظر میام؟

438
00:24:59,033 --> 00:25:00,433
‫مثل همیشه دوست‌داشتنی.

439
00:25:01,666 --> 00:25:04,333
‫همچین دروغگوی قانع‌کننده‌ای نیستی.

440
00:25:07,466 --> 00:25:10,566
‫همینکه زمین گیر بشی
‫همه بهت دروغ میگن.

441
00:25:12,433 --> 00:25:15,533
‫میگن می‌تونن جات رو راحت‌تر کنن.

442
00:25:15,533 --> 00:25:16,933
‫بزرگترین دروغ همینه.

443
00:25:19,233 --> 00:25:20,633
‫درد داری؟

444
00:25:20,666 --> 00:25:21,866
‫آره.

445
00:25:24,966 --> 00:25:27,866
‫بدتر میشه؟

446
00:25:27,900 --> 00:25:29,266
‫احتمالش هست.

447
00:25:32,200 --> 00:25:33,633
‫ازت ممنونم.

448
00:25:36,633 --> 00:25:38,033
‫تو پسر خوبی هستی.

449
00:25:45,066 --> 00:25:46,966
‫تمام اون سال‌هایی که بچه می‌خواستم...

450
00:25:48,566 --> 00:25:51,200
‫...حالا بدنم داره من رو می‌کُشه.

451
00:25:51,233 --> 00:25:53,233
‫می‌بینی چه مسخره‌ست؟

452
00:25:56,633 --> 00:25:59,000
‫حس می‌کنم که بچه داشتم.

453
00:26:02,266 --> 00:26:05,366
‫لوسی از بچگیش به من می‌گفت مامان.

454
00:26:09,800 --> 00:26:11,433
‫این رو نمی‌دونستم.

455
00:26:12,866 --> 00:26:15,333
‫جلوی تو نمی‌گفت.

456
00:26:15,333 --> 00:26:17,200
‫می‌دونست خوشت نمیاد.

457
00:26:21,533 --> 00:26:22,800
‫اشکالی نداره.

458
00:26:24,233 --> 00:26:26,033
‫تو لیدا رو دوست داشتی.

459
00:26:27,366 --> 00:26:30,466
‫می‌دونم شرایط رو راحت نمی‌کرد.

460
00:26:37,766 --> 00:26:40,633
‫بهتره برم کمک تد برای شام.

461
00:26:40,633 --> 00:26:43,533
‫بگو روی هرچی که دستش میرسه نمک نزنه.

462
00:26:45,033 --> 00:26:46,666
‫فشارت بالا میره؟

463
00:26:46,700 --> 00:26:47,800
‫نه...

464
00:26:51,233 --> 00:26:53,166
‫فقط نمک دوست ندارم.

465
00:27:30,000 --> 00:27:31,533
‫مرسی.

466
00:27:40,033 --> 00:27:43,200
‫جونی می‌خواد مراسم ختم رو بچینه.

467
00:27:44,933 --> 00:27:47,600
‫به‌نظر لوسی، نصف بهبودی توی ذهنشه.

468
00:27:49,433 --> 00:27:53,133
‫اگه بخواد مراسم ختم خودش رو بچینه
‫قرار نیست خوب بشه، درست نمیگم؟

469
00:27:57,466 --> 00:27:59,266
‫اون ناراحته که...

470
00:28:00,933 --> 00:28:03,600
‫هیچوقت نمی‌تونه بچه‌هات رو ببینه.

471
00:28:06,933 --> 00:28:09,800
‫من قرار نیست بچه‌دار بشم.

472
00:28:12,200 --> 00:28:14,100
‫خب...

473
00:28:14,133 --> 00:28:15,933
‫این خبر حسابی خوشحالش می‌کنه، مگه نه؟

474
00:28:21,166 --> 00:28:23,200
‫ولی بذار این رو بگم...

475
00:28:24,400 --> 00:28:26,766
‫خواهر من، با داشتن شما بچه‌ها...

476
00:28:26,800 --> 00:28:29,400
‫بهترین تصمیم زندگیش رو گرفت.

477
00:28:32,333 --> 00:28:34,733
‫خیلی از این کارش خوشحال بودیم.

478
00:28:45,633 --> 00:28:49,533
‫- شرمنده دیر کردم.
‫- دیر بیای بهتر از اینه اصلاً نیای.

479
00:28:49,533 --> 00:28:52,033
‫صحیح، خب
‫شروع کنیم.

480
00:28:54,466 --> 00:28:57,233
‫- خودکار کجاست؟
‫- بیا.

481
00:28:57,266 --> 00:28:58,966
‫خیلی‌خب، سم.

482
00:29:00,266 --> 00:29:03,600
‫تازه اول‌هاشه
‫اما مطمئنم طرفم رابطه‌ی پنهان داره.

483
00:29:03,633 --> 00:29:07,800
‫یه دختره هست که زنش نیست و باهاش ارتباط داره.
‫همیشه یه مکان میرن

484
00:29:07,833 --> 00:29:09,866
‫شاید بتونم شنود کار بذارم.

485
00:29:09,900 --> 00:29:11,933
‫اول سعی کن عکس بگیری.

486
00:29:11,966 --> 00:29:16,366
‫- ساول؟
‫- یه هفته مهلت بده تا به دستیارش شنود ببندم.

487
00:29:16,366 --> 00:29:19,433
‫- جانم؟
‫- دستیارش رو خام کردم.

488
00:29:19,433 --> 00:29:21,466
‫قراره حسابی برام جاسوسی کنه.

489
00:29:21,500 --> 00:29:23,233
‫مگه نگفتم به کسی نزدیک نشید؟

490
00:29:23,266 --> 00:29:24,933
‫این عملیات نظارتیه.

491
00:29:24,966 --> 00:29:26,633
‫آره، اما اگه به استرایک زنگ بزنی...

492
00:29:26,633 --> 00:29:29,166
‫نیازی نیست بهش زنگ بزنم.
‫این تصمیم رو من گرفتم.

493
00:29:30,866 --> 00:29:33,066
‫به استرایک راجع‌به دستیاره گفتم.

494
00:29:33,066 --> 00:29:35,966
‫فکر کنم از نظر استرایک
‫این کار فکر خوبی بود.

495
00:29:36,000 --> 00:29:38,866
‫- ببخشید، ناراحتت کردم؟
‫- نه، ناراحت نشدم.

496
00:29:38,900 --> 00:29:40,900
‫باشه، اما انگار یه‌ذره ناراحت شدی.

497
00:29:40,933 --> 00:29:43,433
‫یه پرونده‌ی دیگه توی فولام گیرمون اومده.

498
00:29:43,433 --> 00:29:45,966
‫می‌ذارمت سر اون پرونده.
‫پت در جریانت می‌ذاره.

499
00:29:45,966 --> 00:29:48,233
‫فقط یه هفته‌ی دیگه روی
‫پرونده‌ی شیفتی بهم وقت بده.

500
00:29:48,233 --> 00:29:50,233
‫می‌خوام ببینم تمام و کمال انجام میشه.

501
00:29:50,233 --> 00:29:52,233
‫یه هفته به‌نظر منطقیه.

502
00:29:52,233 --> 00:29:56,033
‫آهای، با جفتتونم.
‫رابین رئیسه، باشه؟

503
00:29:56,033 --> 00:29:58,466
‫نظرتون چیه هر کاری که گفت بکنیم.
‫خیلی‌خب؟

504
00:30:00,233 --> 00:30:02,833
‫رابین، جدی...

505
00:30:02,833 --> 00:30:05,533
‫یه هفته فرصت بده تا هر چی توی
‫پرونده‌ی شیفتی می‌خوایم گیر بیاریم.

506
00:30:06,833 --> 00:30:08,466
‫بهت گفتم چیکار کنی.

507
00:30:14,533 --> 00:30:17,433
‫حقیقتش، دربه‌در دنبال
‫یکی هستیم که تأیید کنه

508
00:30:17,466 --> 00:30:19,333
‫مامانت زخمی داشته یا نه.

509
00:30:19,366 --> 00:30:21,800
‫بدم میاد این پیشنهاد رو بدم

510
00:30:21,833 --> 00:30:24,266
‫اما پال سچول شاید بتونه.

511
00:30:24,266 --> 00:30:28,566
‫اون یونان زندگی می‌کنه.
‫پیام‌هامون رو جواب نمیده.

512
00:30:28,600 --> 00:30:32,966
‫نمی‌تونی بدون اینکه بابات ناراحت بشه
‫ازش بپرسی؟

513
00:30:32,966 --> 00:30:34,233
‫فکر کنم ببینم چی میشه.

514
00:30:36,166 --> 00:30:38,133
‫شرایط رو عوض می‌کنه؟

515
00:30:38,133 --> 00:30:39,333
‫تصمیم خودته.

516
00:30:39,366 --> 00:30:43,200
‫اما جدی؟ آره
‫می‌تونه مهم باشه.

517
00:30:45,633 --> 00:30:47,333
‫خودت می‌دونی دیگه.

518
00:30:47,333 --> 00:30:48,800
‫باشه.

519
00:30:48,833 --> 00:30:50,266
‫خدافظ.

520
00:30:54,733 --> 00:30:56,366
‫ای ولگرد!

521
00:30:56,400 --> 00:30:59,000
‫حالا دیگه میای و به رفیق‌هات خبر نمیدی؟

522
00:30:59,033 --> 00:31:00,600
‫تا الان رفته بودیم عشق می‌کردیم!

523
00:31:00,733 --> 00:31:04,000
‫شاید چون می‌خواسته پیش «جون» باشه.

524
00:31:04,033 --> 00:31:05,900
‫حالش چطوره؟

525
00:31:05,933 --> 00:31:07,766
‫همونطور که انتظار می‌رفت.

526
00:31:07,800 --> 00:31:10,800
‫امروز حالش چطوره؟
‫خودت رفتی عیادتش؟

527
00:31:10,833 --> 00:31:12,733
‫توی دردسر افتادی.

528
00:31:12,733 --> 00:31:14,633
‫موفق باشی رفیق.

529
00:31:14,633 --> 00:31:16,566
‫حالا وقت داری؟

530
00:31:16,566 --> 00:31:19,333
‫بابت رسوندنم ممنون.

531
00:31:19,333 --> 00:31:21,333
‫خواهش می‌کنم لوسی.
‫و تو...

532
00:31:21,366 --> 00:31:23,366
‫دفعه‌ی بعد زنگ بزن، فهمیدی؟

533
00:31:25,000 --> 00:31:28,333
‫اگه تلفن بازی‌هات تموم شد
‫بریم جون رو ببینیم؟

534
00:31:31,733 --> 00:31:33,733
‫[آسایشگاه سن پیتر]

535
00:31:33,833 --> 00:31:36,500
‫سلام. راستش من الان دارم میرم داخل

536
00:31:36,533 --> 00:31:39,033
‫من از آرجی اومدم، شرکت کنترل کیفیت.
‫دو دقیقه وقت دارید

537
00:31:39,066 --> 00:31:42,066
‫برای نظرسنجی؟
‫خیلی ممنون.

538
00:31:42,100 --> 00:31:43,900
‫امروز عیادت کی رفتید؟

539
00:31:43,933 --> 00:31:47,033
‫- زنم، ایند.
‫- ایند. به‌نظرتون خوب بهش رسیدگی میشه؟

540
00:31:47,066 --> 00:31:49,066
‫با این قیمت‌ها امیدوارم.

541
00:31:49,066 --> 00:31:51,066
‫قیمت بالا، یادم می‌مونه.

542
00:31:53,933 --> 00:31:55,166
‫سلام؟

543
00:32:00,033 --> 00:32:04,833
‫اومدم ایند رو ببینم.
‫فکر کنم امروز عموم هم بیاد.

544
00:32:04,866 --> 00:32:06,266
‫پیش پات رفت.

545
00:32:10,000 --> 00:32:12,800
‫[آقای نیکولو ریچی]
‫[خانم ایند جونز]

546
00:32:15,833 --> 00:32:18,266
‫مرسی.

547
00:33:19,233 --> 00:33:20,466
‫آقای ریچی؟

548
00:33:27,133 --> 00:33:30,166
‫می‌خواستم چندتا سؤال راجع‌به
‫مارگو بمبرو ازتون بپرسم.

549
00:33:34,166 --> 00:33:35,633
‫اون رو یادتونه؟

550
00:33:38,666 --> 00:33:41,266
‫تأیید کردید؟

551
00:33:45,966 --> 00:33:48,133
‫به من لبخند نزن آشغال عوضی!

552
00:33:48,133 --> 00:33:49,600
‫من می‌دونم چه غلطی کردی!

553
00:33:50,733 --> 00:33:53,433
‫فکر کردی الان چه اتفاقی میوفته؟

554
00:33:53,433 --> 00:33:56,366
‫من هم یه کیسه بکشم روی سرت؟

555
00:34:01,666 --> 00:34:04,866
‫- تو کی هستی؟
‫- شما از خونواده‌شی؟

556
00:34:04,900 --> 00:34:06,066
‫من پسرشم.

557
00:34:06,066 --> 00:34:08,766
‫داشتم می‌رفتم بیرون
‫که دیدم داره ناله می‌کنه.

558
00:34:08,800 --> 00:34:11,766
‫هیچ پرستاری نبود.
‫اومدم گفتم شاید داره می‌میره.

559
00:34:11,766 --> 00:34:14,400
‫آره، یه‌کم ناله رو داره
‫اما چیز خاصی نیست، مگه نه بابا؟

560
00:34:14,433 --> 00:34:17,533
‫خب، پس من تنهاتون می‌ذارم.

561
00:34:20,000 --> 00:34:22,866
‫آها، همین صدا رو داشت در میاورد
‫انگار داره خفه میشه.

562
00:34:22,900 --> 00:34:24,766
‫صدای خفه شدن این شکلی نیست.

563
00:34:28,266 --> 00:34:30,833
‫اسمت چیه؟
‫این طرف‌ها ندیدمت.

564
00:34:30,866 --> 00:34:32,500
‫ونسا.

565
00:34:32,533 --> 00:34:35,633
‫- ونسا؟ اومدی عیادت کی ونسا؟
‫- مادر مادربزرگم.

566
00:34:35,666 --> 00:34:37,900
‫- عه؟ اسمش چیه؟
‫- سیدی.

567
00:34:37,933 --> 00:34:40,166
‫یه چندتا اتاق اونورتره.

568
00:34:40,200 --> 00:34:42,533
‫معمولاً مامانم میاد، اما رفته مسافرت
‫من هم گفتم

569
00:34:42,533 --> 00:34:44,233
‫براش کادو بیارم.

570
00:34:44,233 --> 00:34:45,933
‫چه دوست داشتنی.

571
00:34:45,933 --> 00:34:47,466
‫دختر خونواده‌دوست.

572
00:34:47,466 --> 00:34:49,033
‫چی بگم، کریسمس‌ـه دیگه.

573
00:34:49,066 --> 00:34:51,700
‫کریسمس، آره...

574
00:34:51,733 --> 00:34:56,066
‫می‌دونی بابام برای کریسمس
‫چی کادو دوست داره؟

575
00:34:56,100 --> 00:34:57,533
‫نه.

576
00:34:57,566 --> 00:34:59,000
یه بغل پر از محبت

577
00:35:02,366 --> 00:35:03,633
‫برو دیگه.

578
00:35:03,633 --> 00:35:05,133
‫چه پررویی تو!

579
00:35:07,733 --> 00:35:10,933
‫- برو دیگه. 
‫- باشه، حتماً. خوش بگذره.

580
00:35:10,933 --> 00:35:12,966
‫خدا رو شکر حال بابات خوبه.

581
00:35:16,433 --> 00:35:18,266
‫با سیدی خدافظی نمی‌کنی؟

582
00:35:18,300 --> 00:35:19,566
‫تا الان خوابش برده.

583
00:35:24,333 --> 00:35:26,066
‫تو پیش بابات نمی‌مونی؟

584
00:35:26,100 --> 00:35:27,833
‫بابام زیاد اهل حرف زدن نیست.

585
00:35:31,000 --> 00:35:32,666
‫یادت رفت امضا بزنی.

586
00:35:34,066 --> 00:35:35,566
‫آره.

587
00:35:44,766 --> 00:35:45,800
‫مرسی.

588
00:35:52,933 --> 00:35:55,333
‫مگه نگفتی اومدی دیدن سیلوی؟

589
00:35:55,333 --> 00:35:56,666
‫سیدی.

590
00:35:56,666 --> 00:35:59,333
‫برای ایند هم کادو آوردم.

591
00:35:59,333 --> 00:36:01,200
‫چیه حالا انقدر سین جیم می‌کنی؟

592
00:36:02,333 --> 00:36:03,733
‫می‌خواستم صمیمی باشم.

593
00:36:07,766 --> 00:36:09,300
‫می‌خوای برسونمت؟

594
00:36:09,333 --> 00:36:10,933
‫نه خودم میرم، مرسی.

595
00:36:17,466 --> 00:36:18,566
‫من دارم میرم.

596
00:36:18,600 --> 00:36:20,166
‫الان میام پایین.

597
00:36:20,200 --> 00:36:21,966
‫نه، نه نمی‌خواد بیای.

598
00:36:24,166 --> 00:36:26,766
‫کریسمس برمی‌گردم.

599
00:36:26,766 --> 00:36:28,133
‫خیلی خاص میشه.

600
00:36:28,166 --> 00:36:30,366
‫نمی‌خواد خاص باشه.
‫فقط عادی باشه.

601
00:36:33,800 --> 00:36:35,266
‫منظورم همین بود.

602
00:36:48,566 --> 00:36:51,000
‫ببخشید یادم رفت امضا بزنم.

603
00:36:57,033 --> 00:37:00,933
‫[کادوی کوچیک شکلاته]
‫[بهش بدید اول بخوره]

604
00:37:02,466 --> 00:37:03,766
‫مرسی.

605
00:37:16,966 --> 00:37:20,466
‫[بابا با دیدنت موافقت کرده]

606
00:37:35,200 --> 00:37:37,733
‫سفر چطور بود؟

607
00:37:37,766 --> 00:37:41,233
‫آنا فیپس تصمیم گرفته
‫بذاره با باباش حرف بزنیم.

608
00:37:41,266 --> 00:37:43,200
‫به امید زیاد
‫به یه جوابی برای اون زخم می‌رسیم.

609
00:37:43,233 --> 00:37:45,566
‫عالیه.

610
00:37:45,566 --> 00:37:47,900
‫خب، من سرم شلوغ بوده.

611
00:37:47,933 --> 00:37:50,833
‫اون نامه‌ی مارگو کار لوکا ریچی بوده.

612
00:37:50,833 --> 00:37:53,000
‫- این هم مدرکش.
‫- در بازه. از پله بیا بالا.

613
00:37:53,033 --> 00:37:55,666
‫دست خط‌ها یکیه.
‫ببین.

614
00:37:55,666 --> 00:37:57,766
‫همون ترکیب عجیب حروف بزرگ و کوچیکه.

615
00:37:57,766 --> 00:38:00,233
‫دقیقاً یکیه.

616
00:38:00,266 --> 00:38:02,233
‫اون رو از کجا گیر آوردی؟

617
00:38:02,266 --> 00:38:04,233
‫آسایشگاه ریچی کثیف؟

618
00:38:04,266 --> 00:38:05,533
‫آره.

619
00:38:05,533 --> 00:38:06,766
‫کِی رفتی؟

620
00:38:06,800 --> 00:38:08,033
‫وقتی نبودی.

621
00:38:12,333 --> 00:38:14,533
‫ با اینکه بهت گفتم نرو؟

622
00:38:14,566 --> 00:38:17,500
‫باید انجام می‌شد.
‫این مدرک اینه که لوکا توش دست داشته.

623
00:38:17,533 --> 00:38:20,466
‫به‌نظرت چقدر طول می‌کشه لوکا پیدات کنه؟

624
00:38:20,500 --> 00:38:22,766
‫تغییر قیافه داده بودم.
‫اسمم الکی بود.

625
00:38:22,766 --> 00:38:24,833
‫نمی‌تونه ردمون رو بگیره.

626
00:38:24,833 --> 00:38:27,166
‫چطوره فقط بگی: «آفرین کارِت خوب بود»؟

627
00:38:27,166 --> 00:38:28,533
‫بوده، اما حرف من این نیست.

628
00:38:28,566 --> 00:38:30,666
‫من نمی‌خوام یه‌وقت توی صورتت اسید بپاشه.

629
00:38:32,233 --> 00:38:34,133
‫یا صورت خودم.

630
00:38:34,166 --> 00:38:36,233
‫فکر کنم دیگه برای امروز کافیه.

631
00:38:38,600 --> 00:38:39,900
‫مراقب بودم.

632
00:38:39,933 --> 00:38:42,133
‫باید اول با من مشورت می‌کردی.

633
00:38:47,600 --> 00:38:48,966
‫من گلوریا کانتی هستم.

634
00:38:51,000 --> 00:38:52,433
‫با من کاری ندارید برم؟

635
00:38:52,466 --> 00:38:54,666
‫نه، مرسی پت.

636
00:38:54,666 --> 00:38:56,933
‫بفرمایید داخل خانم کانتی.

637
00:38:56,966 --> 00:38:59,766
‫خیلی وقت بود کسی اینطوری صدام نکرده بود.

638
00:38:59,766 --> 00:39:03,133
‫بچه‌هام که فقط من رو به
‫اسم ماری ژوبه می‌شناسن.

639
00:39:03,133 --> 00:39:04,633
‫ما رو چطور پیدا کردید؟

640
00:39:04,633 --> 00:39:07,533
‫من چند روز پیش با خانم ژوبه صحبت کردم.

641
00:39:08,766 --> 00:39:10,733
‫انتظار نداشتم که بیاید.

642
00:39:10,766 --> 00:39:12,766
‫خودم هم انتظار نداشتم
‫اما...

643
00:39:12,766 --> 00:39:14,566
‫در موردتون مقاله خوندم

644
00:39:14,566 --> 00:39:16,533
‫و بعد گفتم...

645
00:39:16,566 --> 00:39:20,033
‫که شاید شما طرف فرشته‌ها باشید.

646
00:39:20,033 --> 00:39:23,566
‫اما بعد دیدم واقعاً لازمه باهاتون صحبت کنم

647
00:39:23,566 --> 00:39:26,266
‫چون فکر کنم احتمالش هست که

648
00:39:26,300 --> 00:39:28,166
‫مارگو به‌خاطر من...

649
00:39:28,200 --> 00:39:30,066
‫مُرده باشه.

650
00:39:32,133 --> 00:39:33,966
‫چیزی می‌خورید بیارم؟

651
00:39:34,000 --> 00:39:36,600
‫آره.
‫یه‌چیز قوی لطفاً.

652
00:39:36,633 --> 00:39:38,766
‫بفرمایید.

653
00:39:38,800 --> 00:39:41,066
‫پدربزرگ من کافی‌شاپ داشت و بابام

654
00:39:41,100 --> 00:39:43,233
‫توی لندن ترنسپورت کار می‌کرد.

655
00:39:43,233 --> 00:39:45,333
‫هیچکدوم‌شون خلافکار نبودن.

656
00:39:45,366 --> 00:39:49,466
‫اما من خجالتی بودم و حالم از
‫این خجالتی بودنم به‌هم می‌خورد.

657
00:39:50,466 --> 00:39:53,100
‫دلم می‌خواست سرسخت به‌نظر بیام.

658
00:39:53,100 --> 00:39:55,700
‫فامیلیم کانتی بود

659
00:39:55,733 --> 00:39:57,900
‫و فیلم پدرخوانده هم تازه اومده بود.

660
00:39:57,933 --> 00:40:01,600
‫برای همین با خودم گفتم:
‫وای، می‌تونم همچین چیزی بشم.

661
00:40:01,633 --> 00:40:03,366
‫هنوز هم خیلی خجالت می‌کشم.

662
00:40:03,400 --> 00:40:05,166
‫ما قضاوتتون نمی‌کنیم.

663
00:40:06,400 --> 00:40:09,000
‫اگه مارگو زنده بود همین رو می‌گفت.

664
00:40:09,000 --> 00:40:11,600
‫اون همیشه جنبه‌ی مثبت من رو می‌دید.

665
00:40:11,600 --> 00:40:14,166
‫می‌خواست برگردم مدرسه

666
00:40:14,200 --> 00:40:17,800
‫اما من عزمم رو جزم کرده بودم
‫که زن مایکل کورلئونه بشم.

667
00:40:19,633 --> 00:40:21,466
‫و تهش رسیدم به...

668
00:40:22,600 --> 00:40:24,933
‫لوکا ریچی.

669
00:40:28,633 --> 00:40:30,466
‫منتظرم گذاشتی.

670
00:40:30,500 --> 00:40:32,300
‫باید درها رو می‌بستم.

671
00:40:32,333 --> 00:40:34,233
‫گفتی تا ساعت ۶ کارِت تمومه.

672
00:40:34,233 --> 00:40:37,666
‫گفتم ۶ تعطیل می‌کنم.
‫وقتی همه رفتن که نمی‌تونم من هم برم.

673
00:40:39,366 --> 00:40:40,833
‫فکر کردی من خرم؟

674
00:40:42,166 --> 00:40:44,733
‫من یه ربعه اینجا منتظرم.

675
00:40:44,733 --> 00:40:47,300
‫نه بیماری اومد بیرون
‫نه کسی بود.

676
00:40:47,333 --> 00:40:51,033
‫بعد یه سیاه میاد بیرون
‫چند دقیقه بعدش تو میای.

677
00:40:51,066 --> 00:40:52,833
‫حالا داستان چیه؟

678
00:40:52,866 --> 00:40:54,500
‫اون دکتر گوپتا بوده.

679
00:40:54,533 --> 00:40:56,333
‫کار پرونده‌هاش رو تموم کرده بود.

680
00:40:56,366 --> 00:40:58,200
‫اون رئیسمه، نمی‌تونم...

681
00:40:59,466 --> 00:41:01,633
‫فکر کردی من نمی‌دونم چی هستی؟!

682
00:41:01,666 --> 00:41:03,033
عوضی خرابکار

683
00:41:03,033 --> 00:41:04,566
‫این پالتو رو چطوری خریدی؟

684
00:41:04,566 --> 00:41:06,266
‫پول جمع کردم!

685
00:41:07,466 --> 00:41:09,366
‫اگه می‌خوای اینطوری پول در بیاری

686
00:41:09,366 --> 00:41:10,666
‫می‌تونم بذارمت سر کار.

687
00:41:12,066 --> 00:41:14,500
‫- داری چیکار...
‫- خدا خدا می‌کردم هنوز یکی اینجا باشه.

688
00:41:14,500 --> 00:41:17,366
‫- من باید برگردم داخل ساختمون.
‫- آره، اما این...

689
00:41:17,366 --> 00:41:20,233
‫اگه وقتی کارمون تموم شد هنوز اینجا باشی
‫زنگ می‌زنم به پلیس.

690
00:41:20,266 --> 00:41:21,866
‫لطفاً پیاده شو گلوریا.

691
00:41:28,433 --> 00:41:30,566
‫برو در رو باز کن.
‫من هم الان میام.

692
00:41:33,400 --> 00:41:35,533
‫ماشینت رو روشن کن و برو.

693
00:41:35,566 --> 00:41:37,766
‫هیچ نمی‌دونی داری با کی حرف می‌زنی.

694
00:41:37,800 --> 00:41:39,966
‫خوب می‌دونم دارم با چه آدمی حرف می‌زنم.

695
00:41:40,000 --> 00:41:42,600
‫زن‌هایی که مردهایی مثل تو توی
‫زندگی‌شون بودن رو درمان کردم

696
00:41:42,633 --> 00:41:45,233
‫و براشون توی دادگاه شهادت دادم.

697
00:41:45,266 --> 00:41:46,900
‫پاش بیوفته دوباره هم شهادت میدم.

698
00:41:46,933 --> 00:41:49,633
‫حالا نظرت چیه گم شی
‫و دیگه نزدیکش نشی؟

699
00:41:51,333 --> 00:41:53,366
‫به گلوریا بگو بعداً می‌بینمش.

700
00:42:07,233 --> 00:42:09,133
‫اون همیشه اینطوری نیست.

701
00:42:09,133 --> 00:42:11,033
‫اون برام مهم نیست.

702
00:42:11,033 --> 00:42:14,900
‫پتانسیل زیادی توی تو می‌بینم.
‫از اونی که فکر می‌کنی باهوش‌تری.

703
00:42:14,900 --> 00:42:18,966
‫یه همچین مردهایی وقتی این رو می‌فهمن
‫طرفشون رو مجازات می‌کنن.

704
00:42:19,000 --> 00:42:23,066
‫از هیچی بیشتر از زنی که می‌دونه
‫چه توانایی‌هایی داره متنفر نیستن.

705
00:42:23,100 --> 00:42:25,233
‫اما من خودم گذاشتم اینطوری بشه.

706
00:42:25,266 --> 00:42:27,366
‫ما با اشتباه‌هامون تعریف نمی‌شیم.

707
00:42:27,400 --> 00:42:30,200
‫با طوری که با اشتباه‌هامون
‫مقابله می‌کنیم تعریف می‌شیم.

708
00:42:32,133 --> 00:42:33,766
‫اما اونجا تمومش نکردم.

709
00:42:35,033 --> 00:42:36,366
‫سعی کردم
‫اما...

710
00:42:37,800 --> 00:42:39,966
‫باز هم همون اشتباه‌ها رو تکرار کردم.

711
00:42:41,600 --> 00:42:46,733
‫شوهر سابق من سه‌بار با یه زن بهم خیانت کرد.

712
00:42:46,766 --> 00:42:49,833
‫خیلی طول کشید تا بفهمم.

713
00:42:49,866 --> 00:42:51,566
‫خودت رو سرزنش کردی؟

714
00:42:51,566 --> 00:42:52,600
‫آره.

715
00:42:53,800 --> 00:42:55,500
‫بالأخره تونستم تمومش کنم.

716
00:42:55,500 --> 00:42:57,200
‫به لوکا گفتم همه چیز بین‌مون تمومه.

717
00:42:59,933 --> 00:43:01,266
‫ممنون گلوریا.

718
00:43:01,266 --> 00:43:06,066
‫اما بعد دیدم که با باباش
‫اومد مهمونی کریسمس‌مون.

719
00:43:09,000 --> 00:43:11,233
‫خیلی می‌ترسیدم نکنه
‫یه‌وقت الم شنگه راه بندازن.

720
00:43:13,600 --> 00:43:14,866
‫الان میام.

721
00:43:20,400 --> 00:43:22,066
‫مجبور نیستی بری.

722
00:43:24,133 --> 00:43:25,600
‫چرا، مجبورم دکتر بمبرو.

723
00:43:43,766 --> 00:43:45,833
‫تو دختر خوبی هستی گلوریا.

724
00:43:45,866 --> 00:43:48,033
‫پسرم ازت خوشش میاد.

725
00:43:48,033 --> 00:43:49,633
‫دلت نمی‌خواد ناراحتش کنی.

726
00:43:52,033 --> 00:43:53,800
‫بعدش حامله شدم.

727
00:43:56,166 --> 00:43:59,600
‫فکر کردم دیگه تمومه.
‫باید باهاش ازدواج کنم.

728
00:43:59,633 --> 00:44:01,966
‫مارگو کمکت کرد سقطش کنی، نه؟

729
00:44:05,933 --> 00:44:09,166
‫سقط جنین رو به اسم خودش نوشت.

730
00:44:09,200 --> 00:44:11,200
‫آره، بعدش هم باهام موند.

731
00:44:15,466 --> 00:44:16,966
‫زندگیم رو نجات داد.

732
00:44:18,933 --> 00:44:21,500
‫روز آخرش پیشش بودید.

733
00:44:21,500 --> 00:44:24,066
‫می‌تونید برامون تعریف کنید؟

734
00:44:25,833 --> 00:44:29,466
‫تنها بودم که یه دختره اومد.

735
00:44:29,500 --> 00:44:30,700
‫بفرمایید بشینید...

736
00:44:30,733 --> 00:44:33,866
‫تئو؟
‫شاید هم تئودورا بود اسمش.

737
00:44:37,166 --> 00:44:38,533
‫بله؟

738
00:44:40,633 --> 00:44:43,633
‫یه دختره اومده می‌خواد معاینه بشه.

739
00:44:43,633 --> 00:44:46,266
‫- باید بگی فردا بیاد.
‫- خیلی درد داره.

740
00:44:48,066 --> 00:44:50,966
‫باشه، می‌تونی از توی یخچال دوناتم رو بیاری؟

741
00:44:51,000 --> 00:44:53,866
‫- مشکلی نداری یه‌کم بیشتر بمونی؟
‫- نه.

742
00:44:53,866 --> 00:44:56,800
‫- اگه بخوای می‌تونم اینا رو برات باز کنم.
‫- اینا رو ول کن

743
00:44:56,833 --> 00:44:57,966
‫لطفاً.

744
00:44:58,000 --> 00:44:59,166
‫باشه.

745
00:45:01,333 --> 00:45:04,233
‫دختره حاملگی خارج‌رحمی داشت
‫و اگه مارگو معاینه‌‍ش نمی‌کرد

746
00:45:04,266 --> 00:45:06,400
‫ممکن بود بمیره.

747
00:45:07,533 --> 00:45:09,666
‫مارگو قبل از شما رفت؟

748
00:45:09,666 --> 00:45:12,266
‫برای اوناه دیرم میشه.

749
00:45:12,300 --> 00:45:13,566
‫بیرون هوا وحشتناکه.

750
00:45:22,566 --> 00:45:24,466
‫اون تو رو می‌کُشه گلوریا.

751
00:45:25,633 --> 00:45:28,133
‫خودت که می‌دونی، مگه نه؟

752
00:45:28,166 --> 00:45:30,633
‫با همچین مردهایی، شرایط هیچوقت بهتر نمیشه.

753
00:45:33,233 --> 00:45:34,700
‫شب خوش.

754
00:45:34,733 --> 00:45:36,466
‫شب بخیر دکتر بمبرو.

755
00:45:42,400 --> 00:45:46,400
‫بعد از اینکه رفت
‫۱۰ دقیقه‌ی دیگه هم اونجا بودم

756
00:45:46,433 --> 00:45:49,366
‫چراغ‌ها رو خاموش می‌کردم و از این کارها.

757
00:45:49,400 --> 00:45:53,733
‫همچین چیزهایی چطوری باعث میشه
‫مسئول اتفاقی که افتاده باشید؟

758
00:45:56,066 --> 00:45:58,200
‫فکر کنم لوکا دزدیدش.

759
00:45:59,266 --> 00:46:01,833
‫خودش نه، چون من تا ساعت ۷ پیشش بودم

760
00:46:01,866 --> 00:46:03,733
‫اما شاید یه پسرعمویی یا فامیلی چیزی.

761
00:46:03,766 --> 00:46:06,333
‫لوکا می‌دونست مارگو می‌خواد که من ولش کنم.

762
00:46:07,366 --> 00:46:10,833
‫گفته بود اگه یه‌وقتی ولش کنم

763
00:46:10,866 --> 00:46:12,966
‫میده مارگو رو بکُشن.

764
00:46:13,000 --> 00:46:17,133
‫گفته بود باباش یه‌بار یه دختره به
‫اسم کارا رو برای خبرچینی کُشته بود.

765
00:46:17,133 --> 00:46:20,433
‫و چندتا عکس نشونم داد که یه
‫مرد رو دندون‌هاش رو کشیده بودن

766
00:46:20,466 --> 00:46:21,766
‫برای همین من هم حرفش رو باور کردم.

767
00:46:21,800 --> 00:46:26,100
‫باید به محض اینکه گم شد می‌رفتم
‫پیش پلیس و بهشون خبر می‌دادم

768
00:46:26,133 --> 00:46:29,133
‫اما لوکا گفت بازرس‌ها حقوق بگیرشون هستن.

769
00:46:30,833 --> 00:46:32,666
‫وقتی که فهمیدم مارگو...

770
00:46:34,333 --> 00:46:36,533
‫دیگه قرار نیست برگرده...

771
00:46:39,400 --> 00:46:41,233
‫رفتم فرانسه.

772
00:46:41,233 --> 00:46:43,066
‫از اون موقع همون‌جام.

773
00:46:55,400 --> 00:46:57,966
‫اولین باره که برگشتم لندن.

774
00:46:57,966 --> 00:46:59,000
‫خیلی عوض شده.

775
00:47:04,266 --> 00:47:08,766
‫تنها کسی که راجع‌به سقط من می‌دونه شوهرمه.

776
00:47:08,766 --> 00:47:10,166
‫ما به کسی نمی‌گیم.

777
00:47:10,166 --> 00:47:11,466
‫نه.

778
00:47:11,466 --> 00:47:13,733
‫منظورم این بود که

779
00:47:13,733 --> 00:47:15,433
‫اگه چیزی پیدا کردید

780
00:47:15,433 --> 00:47:19,666
‫که نشون می‌داد کار لوکا بوده
‫من حاضرم توی دادگاه شهادت بدم.

781
00:47:19,700 --> 00:47:22,433
‫هرچی که به شما گفتم
‫به اونا هم میگم.

782
00:47:22,466 --> 00:47:25,366
‫من بیشتر از اینا به مارگو مدیونم.

783
00:47:25,400 --> 00:47:29,233
‫مارگو شجاع‌ترین و مهربون‌ترین
‫آدمی بود که می‌شناختم.

784
00:47:30,533 --> 00:47:31,933
‫اون نجاتم داد.

785
00:47:44,866 --> 00:47:47,700
‫کارِت توی پیدا کردنش حرف نداشت.

786
00:47:47,733 --> 00:47:50,033
‫کارِت توی همه چیز حرف نداشت.

787
00:47:52,233 --> 00:47:53,933
‫ببخشید که انقدر عوضی‌ام.

788
00:47:54,966 --> 00:47:56,166
‫اشکالی نداره.

789
00:47:57,966 --> 00:48:01,000
‫فردا خونه‌ی روی فیپس میای؟

790
00:48:12,533 --> 00:48:16,766
‫آنا میگه شاید شما از
‫مارگو اطلاع داشته باشید.

791
00:48:18,400 --> 00:48:21,900
‫ما امیدوار بودیم که شاید بتونید
‫به یه‌سری سؤالات جواب بدید.

792
00:48:21,900 --> 00:48:25,400
‫ببخشید، شما با وعده‌ی اطلاعات جدید

793
00:48:25,433 --> 00:48:28,066
‫پیش دخترم اومدید یا نه؟

794
00:48:28,100 --> 00:48:29,233
‫اومدیم.

795
00:48:29,233 --> 00:48:33,233
‫چیزی که الان خیلی می‌تونه کمک کنه
‫اینه که مارگو زخمی داشته یا...

796
00:48:33,266 --> 00:48:34,600
‫دکتر بمبرو!

797
00:48:36,966 --> 00:48:40,933
‫که دکتر بمبرو این قسمت
‫بدنش زخمی داشته یا نه؟

798
00:48:40,933 --> 00:48:42,733
‫نه، نداشت.

799
00:48:42,766 --> 00:48:44,300
‫فقط چندتا خال داشت.

800
00:48:44,333 --> 00:48:45,866
‫دیگه چیزی نداشت.

801
00:48:46,966 --> 00:48:48,500
‫عکسی ازش دارید؟

802
00:48:50,000 --> 00:48:51,400
‫این آدم کیه؟

803
00:48:51,433 --> 00:48:53,466
‫فقط می‌خواد به دخترت کمک کنه، روی.

804
00:48:53,500 --> 00:48:55,333
‫فقط همین.

805
00:48:56,633 --> 00:48:57,833
‫سینتیا، میشه...؟

806
00:49:02,533 --> 00:49:04,433
‫تعطیلات...

807
00:49:04,466 --> 00:49:07,966
‫آخرین تعطیلاتمون، تابستون ۱۹۷۴.

808
00:49:07,966 --> 00:49:11,466
‫فرانسه.
‫برعکسه.

809
00:49:23,500 --> 00:49:24,933
‫اون نیست.

810
00:49:26,366 --> 00:49:28,700
‫چرا نگفتی این عکس‌ها رو داری؟

811
00:49:28,733 --> 00:49:31,933
‫۵۰ ساله اینجا دارن خاک می‌خورن.

812
00:49:31,933 --> 00:49:34,433
‫فکر کردم دفتر پزشکی هستن.

813
00:49:36,600 --> 00:49:39,900
‫چرا نگفتی از مامان عکس داری؟

814
00:49:40,000 --> 00:49:41,700
‫تو اون رو یادت نمیاد.

815
00:49:42,933 --> 00:49:46,500
‫ما تصمیم گرفتیم به‌جای اینکه اینجا رو شبیه
‫مقبره کنیم

816
00:49:46,500 --> 00:49:48,300
‫بیشتر شبیه یه خونه‌ی عادی برات باشه.

817
00:49:49,500 --> 00:49:50,766
‫تو بهم دروغ گفتی.

818
00:49:50,800 --> 00:49:52,100
‫ما هیچوقت همچین قصدی نداشتیم.

819
00:49:53,200 --> 00:49:55,900
‫بعد میگی چرا هیچوقت بهت اعتماد نمی‌کنم.

820
00:49:55,933 --> 00:49:59,266
‫طوری با وجود داشتنش رفتار می‌کنی
‫انگار یه راز از روی عذاب وجدانه.

821
00:49:59,266 --> 00:50:02,600
‫من این آدم‌ها رو استخدام کردم
‫تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده.

822
00:50:02,633 --> 00:50:05,433
‫اینا کارآگاهن.

823
00:50:05,466 --> 00:50:07,633
‫پس، تو به من دروغ گفتی.

824
00:50:07,633 --> 00:50:09,800
‫تو یه ترسویی.

825
00:50:09,800 --> 00:50:12,366
‫فکر می‌کردی با کس دیگه رابطه داره.

826
00:50:12,400 --> 00:50:14,133
‫پال سچول؟

827
00:50:15,200 --> 00:50:19,466
‫در حالی که تمام این مدت
‫من مدرک داشتم که ممکنه زنده باشه.

828
00:50:19,466 --> 00:50:22,066
‫اون گردنبند مال مادرت نبود!

829
00:50:22,100 --> 00:50:25,333
‫و از اون موقع هر کاری کردی
‫تأیید می‌کنه که

830
00:50:25,366 --> 00:50:28,300
‫من کار درست رو در حقت کردم
‫دختره‌ی دیوونه.

831
00:50:28,300 --> 00:50:29,433
‫مزخرفه!

832
00:50:29,466 --> 00:50:32,966
‫من مردهایی رو دیدم که زن‌هاشون گم شده بودن

833
00:50:33,000 --> 00:50:35,300
‫و این نابودشون کرده بود.

834
00:50:35,300 --> 00:50:37,433
‫برایان تاکر

835
00:50:37,466 --> 00:50:40,266
‫زندگی مشترک سر اینکه می‌خواست

836
00:50:40,266 --> 00:50:42,366
‫دخترش رو پیدا کنه نابود شد.

837
00:50:42,366 --> 00:50:45,800
‫نزدیک بود من رو هم گیر بندازه، تا
‫کنارش با تری ولفسن

838
00:50:45,833 --> 00:50:51,066
‫توی بار بشینم. تری تا سر
‫حد مرگ برای خواهرش کارا ناراحتی می‌کرد.

839
00:50:52,966 --> 00:50:56,866
‫و برایان می‌خواست نصف لندن رو شخم بزنه!

840
00:50:57,966 --> 00:51:00,666
‫دیوونگی بود.

841
00:51:00,700 --> 00:51:03,400
‫هیچ مدرکی نبود که نشون بده

842
00:51:03,400 --> 00:51:06,366
‫کرید زن و خواهر و دخترمون رو کُشته.

843
00:51:06,400 --> 00:51:10,200
‫اونا فقط...گم شده بودن.

844
00:51:10,200 --> 00:51:13,466
‫و فقط توی همین نقطه اشتراک داشتیم.

845
00:51:13,466 --> 00:51:19,066
‫من مادرت رو یادم نرفته آنا.

846
00:51:19,100 --> 00:51:22,433
‫من فقط سعی کردم که
‫نذارم رفتنش نابودمون کنه.

847
00:51:22,466 --> 00:51:25,800
‫سعی کردم به‌جای چیزی که خودم داشتم

848
00:51:25,833 --> 00:51:30,366
‫به‌جای دردی که داشتم
‫بهت خوشبختی بدم.

849
00:51:32,900 --> 00:51:34,800
‫بابا؟

850
00:51:34,833 --> 00:51:36,566
‫نه، بابا!

851
00:51:36,600 --> 00:51:38,300
‫بابا؟

852
00:51:38,333 --> 00:51:40,000
‫نه، بس کن!

853
00:51:45,900 --> 00:51:47,400
‫اگه بمیره...

854
00:51:47,433 --> 00:51:49,366
‫این حرف رو نزن.

855
00:51:49,366 --> 00:51:50,500
‫نه، درست میگه.

856
00:51:52,133 --> 00:51:56,200
‫این قضیه جز درد چیزی برامون نیاورده.
‫ببخشید، من فقط...

857
00:51:56,233 --> 00:51:57,800
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

858
00:51:57,800 --> 00:52:00,533
‫- متوجه‌ایم.
‫- اما آنا، من می‌خوام پیداش کنم.

859
00:52:00,533 --> 00:52:03,266
‫- رابین...
‫- فقط ازت اجازه می‌خوام که

860
00:52:03,266 --> 00:52:04,500
‫بذاری دنبال مارگو بگردیم.

861
00:52:04,533 --> 00:52:07,200
‫هفته‌ی دیگه حرف می‌زنیم.
‫لطفاً بهمون بگید حال آقای فیپس چطوره.

862
00:52:07,233 --> 00:52:08,400
‫بیا بریم.

863
00:52:14,433 --> 00:52:16,200
‫توی کلوب کارنیوال سوهو کار می‌کرده.

864
00:52:16,200 --> 00:52:19,033
‫کم‌تر از یک سال قبل از گم شدن مارگو
‫اونجا کار کرده که خودش هم گم شده.

865
00:52:19,066 --> 00:52:22,733
‫اینا یه‌سری عکس هستن که کارا گرفته.
‫زخمش مشخصه.

866
00:52:24,066 --> 00:52:26,166
‫فردا فیلم رو میاریم مرکز پلیس اسکاتلندیارد.

867
00:52:26,166 --> 00:52:28,000
‫از اونجا به بعدش به‌عهده‌ی خودشون.

868
00:52:28,033 --> 00:52:30,666
‫تمام قطعاتی که نیاز دارید رو داریم.
‫می‌دونیم زنی که توی فیلمه کیه.

869
00:52:30,700 --> 00:52:32,800
‫می‌دونیم نیکو ریچی اون رو کُشته.

870
00:52:32,833 --> 00:52:34,966
‫و برای قتل هم قانون مرور زمان صدق نمی‌کنه.

871
00:52:41,400 --> 00:52:43,633
‫صلاحیت حضور توی دادگاه رو داره؟

872
00:52:46,366 --> 00:52:48,000
‫نمی‌تونه حرف بزنه.

873
00:52:48,033 --> 00:52:50,033
‫اما...سؤال رو می‌فهمه.

874
00:52:53,800 --> 00:52:57,233
‫فقط اون نیست.
‫آدم‌هایی که اجیر کرده بهش حمله کنن هم هستن.

875
00:53:00,200 --> 00:53:01,900
‫اسم‌هاشون رو داری؟

876
00:53:11,033 --> 00:53:13,600
‫بابت این کارش مجازات میشه، نه؟

877
00:53:22,100 --> 00:53:25,200
‫پس یعنی نیکو ریچی برای
‫کریسمس شکلات کادو می‌گیره

878
00:53:25,233 --> 00:53:28,300
‫و لوکا ریچی هم توی آستون
‫مارتین‌ـش راست راست می‌گرده

879
00:53:28,333 --> 00:53:30,633
‫اونوقت کارا حتی یه سنگ قبر نداره

880
00:53:30,666 --> 00:53:32,866
‫و ما هم باید اینا رو قبول کنیم؟

881
00:53:32,866 --> 00:53:35,066
‫عذر می‌خوام.
‫فقط می‌خوام واقع‌بین باشم.

882
00:53:41,266 --> 00:53:42,900
‫ممنون جورج.

883
00:53:42,900 --> 00:53:45,400
‫من دیگه میرم.
‫این هفته خیلی سخت گذشت.

884
00:54:17,400 --> 00:54:23,900
‫[کارا ولفسن]
‫[۱۹۷۳ - ۱۹۹۷]

885
00:55:14,800 --> 00:55:16,533
‫آقای استرایک؟

886
00:55:16,566 --> 00:55:18,266
‫آقای استرایک؟

887
00:55:18,300 --> 00:55:20,100
‫من برایان تاکر هستم.

888
00:55:20,133 --> 00:55:23,700
‫من مدرک دارم که کی مارگو بمبرو رو کُشته.

889
00:55:23,700 --> 00:55:25,400
‫اعتراف کتبی دارم.
