﻿1
00:00:00,966 --> 00:00:04,733
‫«مارگو بمبرو» از سال 1974 گم شده.

2
00:00:04,733 --> 00:00:08,133
‫کتابی بود که توسط مردی به اسم
‫«کارل اوکمن» نوشته شده بود.

3
00:00:08,166 --> 00:00:11,000
‫اسامی افرادِ زیادی توی اون کتاب بود
‫که مامان (مارگو) رو می‌شناختن.

4
00:00:11,033 --> 00:00:14,300
‫از بین افرادی که باهاشون صحبت نکردیم،
‫«استیو داوث‌ویت» مونده...

5
00:00:14,333 --> 00:00:16,666
‫- اون یارو که پیراهن پوشیده، کیه؟
‫- تو یه زنِ متاهلی.

6
00:00:16,700 --> 00:00:18,100
‫باید درست رفتار کنی.

7
00:00:18,100 --> 00:00:21,066
‫مارگو دکتر خِبره‌ای بود.
‫کارش رو خوب بلد بود.

8
00:00:21,100 --> 00:00:22,900
‫آره به گمونم.

9
00:00:22,900 --> 00:00:26,666
‫و برای شبی که دکتر بمبرو گم شده،
‫هیچ عذر و بهونه‌ای نداری که کجا بودی؟

10
00:00:26,700 --> 00:00:28,233
‫جادو جمبل بلد نیستم من، خب؟

11
00:00:28,266 --> 00:00:30,900
‫تالبوت دنبالِ یک قاتل سریالی بوده.

12
00:00:30,933 --> 00:00:33,033
‫به نظرم احتمالا چیزی پیدا کرده.

13
00:01:17,533 --> 00:01:21,033
«سی. بی. استرایک؛ خون مشکل‌دار»
«فصل پنجم، قسمت پایانی»

14
00:01:21,066 --> 00:01:25,100
‫استیو داوث‌ویت برای درمان به
‫دکتر بمبرو مراجعه کرد.

15
00:01:25,133 --> 00:01:26,966
‫اظهار به رنج کشیدن از دردهای
‫شکمی و سردرد داشت.

16
00:01:27,000 --> 00:01:29,800
‫توی شش هفته، شش جلسه
‫بهش نوبت ملاقات داد.

17
00:01:29,800 --> 00:01:33,200
‫بازرس تالبوت به دنبال یک
‫قاتلِ سریالی بود.

18
00:01:33,200 --> 00:01:35,433
‫همچنین دنبال یک الگو هم بود.

19
00:01:35,466 --> 00:01:40,100
‫از نظر ما قبل از اینکه مریض بشه،
‫چیز مهمی دستگیرش شده بود.

20
00:01:40,133 --> 00:01:43,433
‫تالبوت، استیو داوث‌ویت رو به
‫سه مرگ متصل کرده.

21
00:01:44,833 --> 00:01:48,133
‫جوآنا هموند که متاهل بود اما
‫با داوث‌ویت رابطه داشت.

22
00:01:48,166 --> 00:01:50,833
‫با خوردن آفت‌کش صنعتی فوت کرد.

23
00:01:50,866 --> 00:01:53,633
‫حکم دادگاه بر خودکشی بوده،
‫اما روی صورت و گردنش

24
00:01:53,633 --> 00:01:54,833
‫رد کبودی وجود داشته.

25
00:01:54,866 --> 00:01:58,200
‫احتمال داره که کسی بیهوشش کرده باشه
‫و آفت‌کش رو توی دهنش ریخته باشه.

26
00:01:58,200 --> 00:02:01,233
‫صبر کن ببینم. کبودی‌های مشخصی داشته
‫و کسی پیگیرش نشده بوده؟

27
00:02:01,233 --> 00:02:02,800
‫شوهرش همیشه کتکش می‌زده.

28
00:02:02,833 --> 00:02:05,266
‫کبودی‌های قدیمی‌تری روی کل بدنش بود.

29
00:02:05,300 --> 00:02:08,233
‫حتما فرض کردن که چنین چیزی عادی و معموله.

30
00:02:08,233 --> 00:02:11,200
‫چندین بار.
‫این آخرین قربانیه که

31
00:02:11,200 --> 00:02:14,233
‫تالبوت بهش لقب جولی دابلیو داده.

32
00:02:14,266 --> 00:02:18,466
‫یک سال بعد از اینکه مارگو مفقود شد،
‫استیو داوث‌ویت اسمش رو به استیو جکز

33
00:02:18,500 --> 00:02:22,300
‫تغییر داد و توی اردوگاه
‫گردشگری بکستون مشغول به کار شد.

34
00:02:22,300 --> 00:02:25,733
‫با «جولی ویلکز» وارد رابطه شد
‫که مدت کوتاهی بعد، در حالت غیرعادی

35
00:02:25,766 --> 00:02:29,000
جسدش توی ‫استخر اردوگاه پیدا شد.

36
00:02:30,400 --> 00:02:32,600
‫مرگ سومی که بهش متصل شده.

37
00:02:32,633 --> 00:02:34,800
‫با کمک شما می‌تونیم پیداش کنیم.

38
00:02:34,800 --> 00:02:36,966
‫بعد از مرگ جولی ویلکز،
‫غیبش می‌زنه.

39
00:02:37,000 --> 00:02:39,500
‫من که کل اینترنت رو
‫واسه پیدا کردنش زیر و رو کردم.

40
00:02:39,500 --> 00:02:42,666
‫قبلا اسمش رو به استیو جکز تغییر داده بود.
‫ممکنه دوباره تغییر اسم داده باشه.

41
00:02:42,700 --> 00:02:45,566
‫خب برای تغییر اسم هیچگونه
‫منعی وجود نداره.

42
00:02:45,600 --> 00:02:48,466
کارکنان بیمارستان ‫فکر می‌کنن
داوث‌ویت برای مارگو

43
00:02:48,500 --> 00:02:49,900
‫یک بسته شکلات فرستاده.

44
00:02:49,900 --> 00:02:53,233
‫و از نظر ما این همون بسته‌ی خالیه.

45
00:02:53,266 --> 00:02:55,533
‫به عقیده‌ی ما نظافتچیشون
‫قبل از اینکه پلیس دفترش رو بگرده،

46
00:02:55,566 --> 00:02:57,000
‫سطل زباله‌ـشون رو خالی کرده.

47
00:02:57,033 --> 00:03:00,766
‫بنابراین مشخصا مارگو دور ننداختدش،
‫با اینکه حتی یک بسته‌ی خالی بوده.

48
00:03:00,800 --> 00:03:04,533
‫حالا گلوریا کانتی یادشه تقریبا
‫یک ساعت قبل از اینکه مارگو بره،

49
00:03:04,566 --> 00:03:07,200
‫این بسته رو دست‌نخورده روی میز مارگو دیده.

50
00:03:07,200 --> 00:03:09,000
‫از نظرش چیزی توی شکلات‌ها ریخته بودن؟

51
00:03:09,000 --> 00:03:10,833
‫یه جای داستان بو داره.

52
00:03:10,866 --> 00:03:14,200
‫موضوع اینه که اگه قراره توی شکلات مواد بریزی،
‫چطوری دوزش رو انتخاب می‌کنی؟

53
00:03:14,233 --> 00:03:16,933
‫از کجا می‌خوای بدونی که چندتاش رو می‌خوره
‫یا اصلا قراره با خودش ببره

54
00:03:16,966 --> 00:03:18,700
‫به خونه یا بندازتشون دور؟

55
00:03:18,700 --> 00:03:21,400
‫نمی‌فهمم اگه زمان‌بندی حائز اهمیته،
‫چطوری می‌شه با اون همه متغیر

56
00:03:21,433 --> 00:03:24,133
‫برنامه‌ریزی کرد.
‫و واقعا هم زمان‌بندیِ مهم بوده.

57
00:03:24,133 --> 00:03:27,766
‫از این موضوع مطمئنیم، چون از اونجا رفت
‫و دیگه هرگز به بار نرفت.

58
00:03:27,800 --> 00:03:31,433
‫همچنین ادعای اون شاهدی که دو نفر رو
‫در حال کشمکش دیده، از نظرمون معتبره.

59
00:03:31,433 --> 00:03:33,833
‫حتی اگه شکلات‌ها رو نمی‌خورد،
‫داوث‌ویت می‌تونست

60
00:03:33,833 --> 00:03:35,533
‫منتظر بمونه و بهش حمله کنه.

61
00:03:35,566 --> 00:03:37,233
‫با استفاده از چیزی، مهارش کنه.

62
00:03:37,266 --> 00:03:39,066
‫می‌خواید یه نگاهی به بسته بندازیم؟

63
00:03:39,066 --> 00:03:40,866
‫بله، اگه بشه که عالیه.

64
00:03:40,900 --> 00:03:43,033
‫شرمنده اثرانگشتـمون روش هست.

65
00:03:44,800 --> 00:03:46,933
‫قراره با کارکنان بیمارستان صحبت کنیم.

66
00:03:46,966 --> 00:03:48,933
‫داوث‌ویت توی ویدیویی که

67
00:03:48,933 --> 00:03:50,933
‫دکتر گوپتا از جشن کریسمس گرفته،
‫دیده شده،

68
00:03:50,966 --> 00:03:53,233
‫پس قطعا مهمون کسی بوده.

69
00:03:53,233 --> 00:03:55,500
‫اما هر کمکی از سمتِ شما...

70
00:03:55,533 --> 00:03:57,766
‫به بچه‌ها می‌گم روش کار کنن.

71
00:03:57,800 --> 00:04:00,833
‫گفتم داوث‌ویت یه کثافتِ مزخرف بوده، درسته؟

72
00:04:02,433 --> 00:04:05,333
‫می‌خوام چند تا سوال درمورد
‫استیو داوث‌ویت بپرسم.

73
00:04:05,366 --> 00:04:08,866
‫استیو مردِ فوق‌العاده‌ای بود.

74
00:04:09,866 --> 00:04:11,566
‫توی محله‌ام زندگی می‌کرد.

75
00:04:11,600 --> 00:04:13,933
‫همیشه چیزهای خنده‌داری می‌گفت.

76
00:04:13,933 --> 00:04:16,933
‫مردی که می‌تونه بخندونتت رو دوست دارم.

77
00:04:16,933 --> 00:04:19,833
‫ناگفته نمونه که مشکلات خودش رو
‫داشته، درسته؟

78
00:04:19,833 --> 00:04:22,966
‫وقتی‌که... همون خانم فوت شد.

79
00:04:23,000 --> 00:04:27,700
‫- کی؟
‫- دوستش جوآنا... نمی‌دونم چی.

80
00:04:29,066 --> 00:04:31,600
‫موضوع اینه که متاهل بود.

81
00:04:32,833 --> 00:04:36,500
‫خودش رو کشت و
‫سه بچه رو به امون خدا ول کرد.

82
00:04:36,533 --> 00:04:39,100
‫و ملت استیو رو مقصر می‌دونستن.

83
00:04:39,100 --> 00:04:42,066
‫وقتی مارگو غیبش زد،
‫وضعیت استیو چطوری بود؟

84
00:04:42,100 --> 00:04:44,266
‫گمون نکنم دیده باشمش.

85
00:04:44,300 --> 00:04:45,833
‫گذاشت رفت.

86
00:04:45,833 --> 00:04:47,366
‫ناپدید شد.

87
00:04:47,400 --> 00:04:50,366
‫حتی خداحافظی هم نکرد.

88
00:04:50,400 --> 00:04:52,600
‫فکر می‌کردم با همدیگه دوستیم.

89
00:04:52,633 --> 00:04:54,833
‫ایده‌ای دارید که کجا رفته؟

90
00:04:54,833 --> 00:04:56,566
‫نه.

91
00:04:56,600 --> 00:04:59,000
‫البته یه نوشیدنیی دوست داشت.

92
00:04:59,033 --> 00:05:02,200
‫و اشخاصی مثل ایشون
‫زیاد دووم نمیارن.

93
00:05:03,466 --> 00:05:05,433
‫استیو...

94
00:05:05,466 --> 00:05:09,733
‫در همین حد می‌تونم بگم،
‫که یکمی اهل حرف زدن بود.

95
00:05:09,766 --> 00:05:14,033
‫جلو میزم وامیستاد و
‫خیره بهم نگاه می‌کرد.

96
00:05:15,533 --> 00:05:18,766
‫تا حالا استیو برای مارگو
‫هدیه فرستاده بود؟

97
00:05:18,800 --> 00:05:22,800
‫خب وقتی بسته‌ی شکلاته رسیده بود
‫من اونجا بودم،

98
00:05:22,833 --> 00:05:26,866
‫و مستقیما توی سطل زباله
‫خالیشون کرد،

99
00:05:26,900 --> 00:05:29,133
‫درست جلوی چشم ما،

100
00:05:29,166 --> 00:05:31,433
‫انگار که همه‌چیز رو فراموش کرده.

101
00:05:32,700 --> 00:05:34,600
‫موضوع اینه که خیلی آدم دورویی‌ـه،

102
00:05:34,633 --> 00:05:37,300
‫چون وقتی‌که دید کسی نگاهش نمی‌کنه،

103
00:05:37,300 --> 00:05:42,400
‫رفت و همه‌اش رو از توی سطل زباله درآورد.
‫خودم دیدم که این کار رو کرد.

104
00:05:42,433 --> 00:05:48,600
‫موضوع شکلات‌هاست، مگه نه؟
‫چون واقعا فکر نمی‌کنم

105
00:05:48,600 --> 00:05:50,100
‫از طرف استیو بوده باشه.

106
00:05:50,100 --> 00:05:53,566
‫و حتی اگه از طرفشم بوده،
‫مارگو دور انداختشون.

107
00:05:53,600 --> 00:05:56,933
‫یه نگاه بهشون انداخت
‫و پرتشون کرد توی سطل زباله.

108
00:05:56,966 --> 00:05:58,566
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

109
00:05:58,600 --> 00:06:02,600
‫احتمالا برای اینکه نشون بده از
‫بیمارها هدیه دریافت نمی‌کنه.

110
00:06:02,633 --> 00:06:06,666
‫به نظرتون استیو تعداد جلسات
‫زیادی رو با مارگو برداشت

111
00:06:06,700 --> 00:06:09,266
‫بخاطر اینکه بهش علاقه داشته؟

112
00:06:09,300 --> 00:06:11,000
‫بله.

113
00:06:11,033 --> 00:06:13,233
‫آره گمونم.

114
00:06:13,266 --> 00:06:16,333
‫آخرین باری که اومده بود،
‫من اونجا بودم،

115
00:06:16,333 --> 00:06:19,866
‫و اونم با مارگو ملاقات داشت
‫و با عجله از اتاقش اومد بیرون.

116
00:06:19,900 --> 00:06:22,200
‫سلام استیو.

117
00:06:22,233 --> 00:06:24,100
‫توی وضعیت وحشتناکی بود.

118
00:06:25,466 --> 00:06:28,233
‫حتما بهش گفتن
‫تبخال داره، نه جن؟

119
00:06:28,266 --> 00:06:32,900
‫و من فکر می‌کردم که شاید دست رد به سینه‌اش
‫زده یا اینکه باهاش خوش گذرونده

120
00:06:32,933 --> 00:06:35,300
‫و حالا ازش خواسته که بره پی کارش.

121
00:06:35,300 --> 00:06:39,233
آخه شمام باشی حاضر نیستی
خونه‌ی بزرگ و باکلاست رو

122
00:06:39,233 --> 00:06:42,333
‫با یه مردکِ ردّی طاق بزنی،
‫درست می‌گم؟

123
00:06:44,800 --> 00:06:47,600
‫چیز دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

124
00:06:47,633 --> 00:06:51,800
‫خب قصد خبرچینی ندارم اما...

125
00:06:53,466 --> 00:06:58,733
‫...گمونم از نظر مارگو،
‫کارل اوکمن آدم حقه‌بازی بوده.

126
00:06:58,766 --> 00:07:01,533
‫مادربزرگش مریضِ مارگو بوده،

127
00:07:01,533 --> 00:07:04,300
‫و بعد یه جراحی، توی خونه
‫روی تخت افتاده بود.

128
00:07:04,300 --> 00:07:07,866
‫و بعدش می‌گن که از
‫پله‌ها افتاده،

129
00:07:07,900 --> 00:07:10,700
‫و کارل خونه رو به ارث بُرده.

130
00:07:10,700 --> 00:07:16,266
‫خب من فقط دارم این رو بهتون می‌گم
‫چون دارید باهاش کار می‌کنید.

131
00:07:16,300 --> 00:07:18,233
‫چی باعث شد چنین فکری بکنید؟

132
00:07:18,233 --> 00:07:19,600
‫خودش بهم گفت.

133
00:07:19,633 --> 00:07:24,700
‫چند روز پیش اومده بود و
‫کلی سوال پرسیده بود.

134
00:07:24,700 --> 00:07:29,100
‫اگه برگشت، راهش نده.
‫هیچ ربطی به من نداره.

135
00:07:34,000 --> 00:07:37,533
‫من واقعا آخرین صورت‌حسابت
‫رو درک نمی‌کنم سائول.

136
00:07:37,566 --> 00:07:39,400
‫آره، پت می‌تونه کمکت کنه.

137
00:07:39,433 --> 00:07:41,233
‫همه‌چیز رو درک می‌کنه.

138
00:07:41,266 --> 00:07:44,100
‫چیزی که نمی‌فهمم اینه که
‫چرا سه بار هزینه‌ی شام دادی

139
00:07:44,133 --> 00:07:46,533
‫وقتی‌که داشتی نظارت می‌کردی.

140
00:07:46,533 --> 00:07:51,133
‫آره. آره، برای نظارت رفتم،
‫و خب خبری هم نبود.

141
00:07:51,166 --> 00:07:53,900
‫اما حدس خوبی راجع‌به
‫دستیار شیفتی دارم.

142
00:07:55,233 --> 00:07:57,366
‫اون کار رو که تموم کردی.

143
00:07:57,400 --> 00:08:00,366
‫نه. نه، استرایک دوباره
‫من رو برگردوند روش کار کنم.

144
00:08:00,400 --> 00:08:03,500
‫ازش بپرس.
‫کارفرما بابت اطلاعات بیشتر، پرداختی داشته.

145
00:08:03,533 --> 00:08:05,100
‫سربه‌سرت نمی‌ذارم.

146
00:08:05,100 --> 00:08:07,466
‫می‌خوام یه کار خوب انجام بدم.
‫کریسمسه‌ها.

147
00:08:07,500 --> 00:08:09,100
‫بهش نیاز دارم.

148
00:08:09,133 --> 00:08:10,733
‫با استرایک صحبت می‌کنم.

149
00:08:10,733 --> 00:08:12,466
‫متوجه شدم. ممنون رابز.

150
00:08:12,500 --> 00:08:14,200
‫می‌شه رابین صدام کنی؟

151
00:08:14,233 --> 00:08:16,266
‫همسر سابقم رابز صدام می‌زد.

152
00:08:16,266 --> 00:08:18,300
‫و بخاطر این ازش طلاق گرفتی؟

153
00:08:18,333 --> 00:08:19,900
‫- همه‌چیز مرتبه؟
‫- آره.

154
00:08:21,233 --> 00:08:22,700
‫شرمنده جلسه رو از دست دادم.

155
00:08:22,700 --> 00:08:25,166
‫- جزئیات مربوط به کارل اوکمن رو داری؟
‫- آره.

156
00:08:25,200 --> 00:08:27,600
‫چطور؟ فکر می‌کنی به
‫پرونده‌ی داوث‌ویت ارتباطی داشته؟

157
00:08:27,600 --> 00:08:29,000
‫می‌خوام خفه‌اش کنم.

158
00:08:29,033 --> 00:08:31,833
‫- همه‌جا گفته با ما کار می‌کنه.
‫- می‌تونه چنین کاری انجام بده؟

159
00:08:31,866 --> 00:08:34,666
‫داشته این کار رو می‌کرده دیگه.
‫بهتره که یه جای عمومی ببینمش،

160
00:08:34,700 --> 00:08:36,533
‫تا وسوسه نشم یه وقتی خفه‌اش کنم.

161
00:08:36,533 --> 00:08:39,500
‫شما دو تا همیشه به دیدن کسایی می‌رید
‫که یا ازشون خوشتون نمیاد

162
00:08:39,533 --> 00:08:41,766
‫یا اینکه احتمال قاتل بودنشون هست.

163
00:08:41,800 --> 00:08:46,333
‫فقط حرفم اینه که توی اکثر شغل‌ها،
‫نوشیدنی خوردن مزیت به حساب میاد.

164
00:08:47,100 --> 00:08:48,500
‫سلام.

165
00:08:48,533 --> 00:08:52,833
‫- کورمورن استرایک هستم. ایشون همکارم، رابین الاکوت هستن.
‫- رابین کانلیف نبود؟

166
00:08:52,833 --> 00:08:55,166
‫حتما با یک نفر دیگه
‫من رو اشتباه گرفتید.

167
00:08:55,200 --> 00:08:55,833
‫واقعا؟

168
00:08:55,833 --> 00:09:00,200
‫ساندویچ ویژه و یکی دیگه از
‫این نوشیدنی‌ها بیارید... به حساب ایشون.

169
00:09:02,300 --> 00:09:04,600
‫شنیدیم به دیدنِ جنیس بیتی رفتید.

170
00:09:04,633 --> 00:09:06,100
‫بله همینطوره.

171
00:09:06,133 --> 00:09:08,666
‫دارم به نوشتن کتابِ جدیدم
‫فکر می‌کنم.

172
00:09:08,700 --> 00:09:11,666
‫شاید بتونید سخنی چیزی برای
‫جلد کتابم بگید.

173
00:09:11,700 --> 00:09:15,166
‫آخرین چیزی که ازتون خوندم، مقاله‌ای
‫درمورد استیو داوث‌ویت بود.

174
00:09:16,733 --> 00:09:17,766
‫استیو جکز.

175
00:09:19,200 --> 00:09:20,733
‫ازش خوشم میومد.

176
00:09:20,766 --> 00:09:22,233
‫اما خبرگزاری‌ها نه.

177
00:09:22,233 --> 00:09:24,666
‫می‌دونید چرا؟
‫از خرابکاری به پرنده‌ها خوشش می‌اومد

178
00:09:24,700 --> 00:09:28,000
‫و پرنده‌هام از خرابکاری بهش.
‫تنها اشتباه زندگیش، همین بوده.

179
00:09:28,033 --> 00:09:29,666
‫چطوری پیداش کردید؟

180
00:09:29,700 --> 00:09:32,700
‫یکی از دوستام توی تعطیلات به
‫اردوگاه بکستون رفت و از توی روزنامه

181
00:09:32,700 --> 00:09:35,733
‫شناختش. من سعی داشتم یه کاری
‫توی روزنامه‌نگاری پیدا کنم.

182
00:09:35,733 --> 00:09:37,633
‫بعدش متوجه شدم
‫عجب خبری گیرم اومده.

183
00:09:37,633 --> 00:09:40,700
‫- از رفتنتون به اونجا، چه احساسی داشت؟
‫- قاطی کرده بود.

184
00:09:40,700 --> 00:09:42,600
‫اما باهام صحبت کرد.

185
00:09:42,600 --> 00:09:44,833
‫گفت که چرا اسمش رو تغییر داده؟

186
00:09:44,866 --> 00:09:46,200
‫اینکه مشخصه.

187
00:09:46,200 --> 00:09:48,000
‫روزگار سختی رو پشت‌سر گذاشته بود
‫و به یک شروع تازه نیاز داشت.

188
00:09:48,033 --> 00:09:49,533
‫من سرزنشش نمی‌کنم.

189
00:09:49,566 --> 00:09:51,800
‫می‌دونید چرا جکز رو انتخاب کرد؟

190
00:09:51,800 --> 00:09:54,700
‫اسم یکی از خواننده‌ی موردعلاقه‌اش،
‫تری جکز بود.

191
00:09:54,700 --> 00:09:56,266
‫یه لیست از خواننده‌ها رو نوشت.

192
00:09:56,300 --> 00:09:58,666
‫گری گلیتر، نیل دایموند،
‫دیوید اسکس.

193
00:09:58,666 --> 00:10:01,033
‫از چندتا دختر خواست که
‫خواننده‌ی موردعلاقه‌ـشون رو انتخاب کنن،

194
00:10:01,066 --> 00:10:03,100
‫و بعدش جکز رو انتخاب کرد.

195
00:10:03,133 --> 00:10:07,233
‫من بهش گفتم که باید استیو
‫گلیتر رو انتخاب می‌کرد.

196
00:10:07,266 --> 00:10:09,366
‫اسمیه که همیشه به نظر آشنا میاد.

197
00:10:11,433 --> 00:10:14,000
‫درمورد مارگو بمبرو حرفی زد؟

198
00:10:14,033 --> 00:10:16,600
‫بله، فقط همینقدر که مریضش بود.

199
00:10:16,600 --> 00:10:19,500
‫اگه قرار باشه یه کتاب دیگه درموردش بنویسی،

200
00:10:19,500 --> 00:10:22,300
‫به اطلاعات مهمتری نیاز داری.

201
00:10:22,333 --> 00:10:25,133
‫کتابم درمورد اون نیست.
‫دیگه خبرش سوخته.

202
00:10:25,133 --> 00:10:27,533
‫کتابم درمورد توئه کورمورن.

203
00:10:27,566 --> 00:10:31,233
‫پیش جنیس بیتی رفتم تا
‫ببینم داری چیکارها می‌کنی.

204
00:10:31,266 --> 00:10:33,733
‫فهمیدم که داری روی
‫پرونده‌ی بمبرو کار می‌کنی.

205
00:10:33,733 --> 00:10:35,933
‫کارهای ما با حیله و دوز و کلک پیش نمی‌ره.

206
00:10:35,966 --> 00:10:38,166
‫ما فقط وارد عمل می‌شیم و
‫سوالاتمون رو می‌پرسیم.

207
00:10:38,200 --> 00:10:39,800
‫منم همینطوری‌ام.

208
00:10:39,800 --> 00:10:41,366
‫و حالا نوبتِ منه.

209
00:10:41,400 --> 00:10:42,966
‫از این خبرها نیست.

210
00:10:44,100 --> 00:10:46,866
‫به نظرت سال 1970 چه بلایی
‫به سر زن‌ها آورده؟

211
00:10:46,900 --> 00:10:49,700
‫مارگو که داشت بچه‌اش رو
‫به پرستارش قالب می‌کرد،

212
00:10:49,700 --> 00:10:51,800
‫حتی با اینکه اصلا به پولش احتیاجی نداشت.

213
00:10:51,833 --> 00:10:53,933
‫یه بلایی به سر حس مادرانه اومده بود.

214
00:10:53,933 --> 00:10:56,800
‫بابا به لیدا استرایک فکر کنید.

215
00:10:56,833 --> 00:11:00,266
‫همیشه دنبالِ بچه مچه‌هاست.

216
00:11:00,300 --> 00:11:01,700
‫و سرآخر... چنین نتایجی داریم.

217
00:11:05,333 --> 00:11:08,566
‫پاشو کورمورن. ملت دارن فیلم می‌گیرن.
‫می‌خواد تو دردسر بندازتت.

218
00:11:08,566 --> 00:11:11,466
‫اگه چیزی درمورد من بنویسی،
‫کل تشکیلاتم رو فدای...

219
00:11:11,500 --> 00:11:14,400
‫نابود کردنت می‌کنم.
‫زمان زیادی نمی‌بَره.

220
00:11:14,433 --> 00:11:16,533
تمریناتِ عملیاتی استاندارد؟

221
00:11:16,533 --> 00:11:18,633
‫خودت ساندویچت رو حساب کن.

222
00:11:18,633 --> 00:11:21,900
‫- بیا از در پشتی بریم.
‫- حس کنجکاویت کجا رفته کورمورن؟

223
00:11:21,900 --> 00:11:25,233
‫نمی‌خوای بدونی چرا آمار
‫مامان و بابات و درآوردم؟

224
00:11:25,266 --> 00:11:28,233
‫- محلش نذار.
‫- می‌دونی که بابات سرنبشه.

225
00:11:28,233 --> 00:11:31,200
‫چرا نمی‌ری ازش تشکر کنی بابت اینکه

226
00:11:31,233 --> 00:11:33,933
‫مامانت رو روی یک پاف
‫جلوی 50 تا تماشاگر تحقیر کرد؟

227
00:11:33,933 --> 00:11:35,433
‫آخ!

228
00:11:36,933 --> 00:11:38,533
‫لعنتی! رابین...

229
00:11:38,566 --> 00:11:40,933
‫می‌خوام همین الان بریم.

230
00:11:40,933 --> 00:11:43,100
‫دیدید چی شد؟

231
00:11:43,133 --> 00:11:45,933
‫بهم حمله کرد. به پلیس زنگ بزنید.

232
00:11:45,966 --> 00:11:49,133
‫ممکنه بیفتی زندون و
‫همه‌چیزت رو از دست بدی.

233
00:11:49,133 --> 00:11:51,133
‫- می‌برمت اورژانس.
‫- مسخره‌بازی درنیار.

234
00:11:51,166 --> 00:11:53,366
‫- می‌برمت خونه.
‫- فقط... فقط یه جا بریم غذا...

235
00:11:53,366 --> 00:11:55,033
‫و یه نوشیدنی سنگین بخورم.

236
00:11:57,366 --> 00:11:59,300
‫راجع‌به داوث‌ویت یه فکری به سرم زد.

237
00:11:59,333 --> 00:12:01,433
‫اگه اسم دومش رو از روی اسم یک
‫خواننده گرفته...

238
00:12:01,433 --> 00:12:04,666
‫می‌شه لطفا یه چیزی بهم بدی
‫جلوی خونریزی رو بگیرم؟

239
00:12:10,533 --> 00:12:13,166
‫- دماغت چطوره؟
‫- نشکسته.

240
00:12:13,200 --> 00:12:15,100
‫الان چطوره؟

241
00:12:17,100 --> 00:12:19,066
‫سردتر شده. چیزی نیست.

242
00:12:19,100 --> 00:12:21,533
‫دیگه انقدر بزرگش نکن.
‫تصادفی بود.

243
00:12:21,566 --> 00:12:23,066
‫آره می‌دونم.

244
00:12:23,100 --> 00:12:25,866
‫- اما فقط سعی داری...
‫- چرا گذاشتی اونطوری فشاریت کنه؟

245
00:12:25,866 --> 00:12:27,900
‫تو که می‌دونستی می‌خواد
‫واست دردسر درست کنه.

246
00:12:32,500 --> 00:12:36,266
‫بچه‌های پدرم بابت دیدنِ راکبی
‫ازم دلخور بودن.

247
00:12:38,466 --> 00:12:40,200
‫اونم همیشه زنگ می‌زد.

248
00:12:43,166 --> 00:12:44,600
‫فکر می‌کردم من....

249
00:12:46,166 --> 00:12:48,466
‫- چی؟
‫- نمی‌دونم.

250
00:12:54,566 --> 00:12:56,800
‫تا حالا ندیدیش، درسته؟

251
00:12:56,833 --> 00:12:58,500
‫نه، دیدمش.

252
00:12:58,533 --> 00:13:01,566
‫وقتی کوچک بودم، مامانم
‫برای من رو به دیدنش برده بود.

253
00:13:01,600 --> 00:13:04,766
‫تا استودیوی ضبط رفته بودیم.

254
00:13:04,766 --> 00:13:07,966
‫ازش خواسته بودم بهترین
‫شلوارم رو بپوشه پام.

255
00:13:09,566 --> 00:13:11,800
‫- چند سالت بود؟
‫- هفت.

256
00:13:13,966 --> 00:13:16,266
‫و از شلوارت خوشش اومد؟

257
00:13:16,266 --> 00:13:18,100
‫اجازه ندادن بریم داخل.

258
00:13:19,266 --> 00:13:21,966
‫همش به اون یارویی که دم در بود
‫می‌گفتم؛ شما درک نمی‌کنید.

259
00:13:22,000 --> 00:13:24,500
‫اون پدرمه.
‫خودش خواسته که من رو ببینه.

260
00:13:25,933 --> 00:13:29,366
‫آخرشم، مدیرشون اومد
‫و ما رو به یه اتاقی برد

261
00:13:29,400 --> 00:13:32,600
‫و به مامانم گفت؛
‫اگه موضوع پوله،

262
00:13:32,633 --> 00:13:36,200
‫باید بری پیش وکیل،
‫نه که بیای اینجا نمایش راه بندازی.

263
00:13:38,566 --> 00:13:41,100
‫بعدش فهمیدم اصلا
‫دعوتمون نکرده بود.

264
00:13:43,566 --> 00:13:45,133
‫کار خود مامان بود.

265
00:13:45,166 --> 00:13:47,166
‫وای خدا...

266
00:13:52,666 --> 00:13:54,833
‫با اینحال راکبی اومده بود اونجا.

267
00:13:54,866 --> 00:13:57,066
‫احتمالا سر و صدا رو شنیده بود.

268
00:13:58,533 --> 00:14:01,666
‫بخاطر گریه‌هام،
‫کل صورتم دماغی شده بود.

269
00:14:03,166 --> 00:14:04,900
‫داشتم پاکشون می‌کردم.

270
00:14:06,166 --> 00:14:08,866
‫نمی‌خواستم مثل بچه‌های
‫نق‌نقو به نظر بیام.

271
00:14:10,933 --> 00:14:12,766
‫نمی‌خواستم خرابش کنم.

272
00:14:15,333 --> 00:14:17,966
‫راکبی و مامان داشتن
‫سر همدیگه داد می‌زدن

273
00:14:18,000 --> 00:14:21,366
‫و آخرشم،
‫یه نگاه بهم انداخت.

274
00:14:23,133 --> 00:14:26,766
‫و گفت؛ این فقط یه
‫اتفاق کوفتی بود.

275
00:14:29,900 --> 00:14:32,400
‫فکر کردم منظورش اون موقعیته.

276
00:14:32,400 --> 00:14:35,600
‫حتی بعد از اینکه رفتیم، فکر می‌کردم
‫بیاد دنبالم پیدام کنه و بگه؛

277
00:14:35,633 --> 00:14:37,566
‫بابتش معذرت می‌خوام.

278
00:14:37,566 --> 00:14:39,333
‫روز بدی رو پشت‌سر گذاشتم.

279
00:14:39,333 --> 00:14:41,100
‫منظوری نداشتم.

280
00:14:42,200 --> 00:14:46,300
‫آخه بهترین شلوارم رو پام کرده بودم.

281
00:14:46,333 --> 00:14:51,200
‫و بخاطر همینم دیگه هیچوقت
‫شلوار پارچه‌ای نپوشیدم.

282
00:14:54,466 --> 00:14:57,166
‫وحشتناک‌ترین حرفیه که می‌شه به یه بچه زد.

283
00:14:58,433 --> 00:15:01,033
‫اگه بخوای منصفانه بهش نگاه کنی،
‫بیراه نمی‌گفت.

284
00:15:06,000 --> 00:15:08,600
‫خب مهم نیست که اصالتت از کجاست.

285
00:15:09,766 --> 00:15:13,233
‫تو یه مرد خوبی هستی و
‫فقط هم همینه که مهمه.

286
00:15:15,033 --> 00:15:18,633
‫و اینم کسی داره می‌گه که تقریبا
‫دماغش رو شکوندی.

287
00:15:28,000 --> 00:15:29,733
‫فکر کردم دیگه...

288
00:15:31,566 --> 00:15:33,266
‫...از فکرش آزاد شده بودم.

289
00:15:35,833 --> 00:15:37,933
‫مشخصا که اینطور نیست.

290
00:15:40,733 --> 00:15:42,133
‫شرمنده.

291
00:15:43,166 --> 00:15:44,900
‫بازم نوشیدنی می‌خوری؟

292
00:15:44,900 --> 00:15:46,633
‫بله. لطفا.

293
00:16:05,933 --> 00:16:08,300
‫قراره فردا برم خونه.

294
00:16:08,333 --> 00:16:09,800
‫چطور به نظر میام؟

295
00:16:09,833 --> 00:16:11,300
‫راستش رو بگو.

296
00:16:17,633 --> 00:16:19,300
‫خوشگلی.

297
00:16:28,900 --> 00:16:30,166
‫اون کیه؟

298
00:16:30,166 --> 00:16:32,366
‫روهان خورش کاری آورده.

299
00:16:35,133 --> 00:16:38,166
‫از در اصلی چطوری وارد شده؟

300
00:16:38,166 --> 00:16:42,666
‫بهش کلید دادم که دیگه مجبور نباشم
‫از پله‌ها بالا و پایین کنم.

301
00:16:55,333 --> 00:16:59,566
‫- من باز می‌کنم.
‫- نه. تو می‌دونی بشقاب‌ها کجان. من...

302
00:17:06,300 --> 00:17:07,833
‫سلام.

303
00:17:07,833 --> 00:17:11,400
‫رئیس بهم گفت که این‌ها رو
‫قبل از تموم شدن بازی می‌خواد، پس...

304
00:17:11,433 --> 00:17:14,033
‫من برای دماغم یخ می‌خواستم،
‫بخاطر همینـم...

305
00:17:14,066 --> 00:17:15,200
‫خیلی کریسمس‌طوره.

306
00:17:16,633 --> 00:17:18,266
‫شب خوبی داشته باشی رابین.

307
00:17:18,300 --> 00:17:19,966
‫آم... تنهاتون می‌ذارم.

308
00:17:20,000 --> 00:17:21,700
‫- بله. کریسمس مبارک.
‫- آره.

309
00:17:35,133 --> 00:17:37,666
‫وقتِ تغییر شیفته.

310
00:17:37,666 --> 00:17:40,533
‫- مارتین می‌تونه ریزشون کنه.
‫- نیازی نیست. خوشم میاد از این کار.

311
00:17:40,533 --> 00:17:42,066
‫دیدی؟ عشق و حال رابین رو خرابش نکن.

312
00:17:43,733 --> 00:17:45,300
‫وای.

313
00:17:45,333 --> 00:17:47,933
‫خیلی خوبه که دوباره توی
‫خونه صدای بچه می‌پیچه.

314
00:17:47,933 --> 00:17:49,433
‫دستشویی که بدبوتر شده.

315
00:17:49,433 --> 00:17:52,400
‫فقط پوشک بچه‌ست‌ها.
‫همیشه می‌تون سطل زباله رو خالی کنی.

316
00:17:52,433 --> 00:17:54,233
‫خونواده‌ـمون داره بزرگتر می‌شه.

317
00:17:54,233 --> 00:17:57,766
‫اساسا بچه‌ی استفن بدنیا اومد
‫اما شوهر رابین رو از دست دادیم،

318
00:17:57,766 --> 00:17:59,233
‫پس هیچ فرقی نکرد.

319
00:17:59,233 --> 00:18:01,000
‫انقدر گاو بازی درنیار مارتین.

320
00:18:02,266 --> 00:18:04,666
‫شرمنده سر شام رو مخی بودم.

321
00:18:04,700 --> 00:18:07,066
‫کاملا لذت‌بخش بود...

322
00:18:07,066 --> 00:18:09,966
‫مطمئن نیستم رابین
‫با این موضوع موافق باشه.

323
00:18:09,966 --> 00:18:11,933
‫کِی می‌خوای ازش بخوای
‫باهات بیاد سر قرار؟

324
00:18:11,933 --> 00:18:13,066
‫شوخی کردم.

325
00:18:13,066 --> 00:18:15,166
‫اولین نفری نیستی که
‫این حرف رو می‌زنه.

326
00:18:15,200 --> 00:18:17,400
‫سوال دیگه‌ای درمورد ارتش داری؟

327
00:18:17,433 --> 00:18:18,766
‫گمونم تموم شدم.

328
00:18:18,800 --> 00:18:21,933
‫و بهتره بری خونه و استراحت کنی.
‫داری سرما می‌خوری.

329
00:18:21,933 --> 00:18:23,233
‫نخیر.

330
00:18:23,233 --> 00:18:25,533
‫تو دماغی حرف می‌زنی.
‫بخاطر سرماست.

331
00:18:30,666 --> 00:18:31,933
‫فقط منم.

332
00:18:33,566 --> 00:18:35,166
‫کجایی؟

333
00:18:37,133 --> 00:18:40,900
‫نامه‌هات و سوپ و یه چندتایی

334
00:18:40,933 --> 00:18:45,366
‫هدیه از کارفرماها و طرفدارهات
‫واست آوردم.

335
00:18:45,366 --> 00:18:47,233
‫حتما حالت رو بهتر می‌کنن.

336
00:18:48,433 --> 00:18:50,166
‫حالت چطوره؟

337
00:18:50,166 --> 00:18:51,433
‫حالم بده.

338
00:18:51,433 --> 00:18:55,400
‫دخترم همیشه می‌گه
‫سرکه سیب معجزه می‌کنه.

339
00:18:55,433 --> 00:18:57,066
‫احتمالا با چیپس.

340
00:18:58,366 --> 00:19:01,266
‫اگه چیزی نیاز داشتی بهم زنگ بزن.
‫مشکلی ندارم برگردم.

341
00:19:01,300 --> 00:19:04,133
‫- کریسمس مبارک.
‫- کریسمس مبارک.

342
00:19:04,133 --> 00:19:05,833
‫ممنونم پت.

343
00:19:15,266 --> 00:19:18,366
‫فقط می‌خواستم کریسمس خوشی
‫رو برات آرزو کنم رابلز.

344
00:19:18,366 --> 00:19:20,266
‫کریسمس من که به درد نمیخوره

345
00:19:20,266 --> 00:19:24,033
‫ترجیح خودم اینه که وایسم نظارت کنم،
‫و ضعفم همینه.

346
00:19:25,066 --> 00:19:36,166
‫[به نظر من که الان ده ساعت
‫نشستن توی یه ماشین سرد ایده‌آله.]

347
00:20:24,533 --> 00:20:28,166
‫[استیو اسکس]

348
00:20:31,166 --> 00:20:33,566
‫سلام. من سعی داشتم
‫ردی از استیو داوث‌وایت پیدا کنم.

349
00:20:33,600 --> 00:20:36,666
‫واسم سوال بود که شاید اسامی
‫هم‌کلاسی‌های قدیمیش رو داشته باشید.

350
00:20:39,733 --> 00:20:43,233
‫خیله‌خب. وقتی‌که مجددا بیاید، کسی هست
‫که ممکنه سوابقش رو داشته باشه؟

351
00:20:46,633 --> 00:20:48,100
‫باشه. ممنونم.

352
00:20:48,133 --> 00:20:50,833
‫خیلی ممنونم.
‫کریسمس مبارک. خداحافظ.

353
00:21:17,566 --> 00:21:20,633
‫اگه دلت بخواد بیای پیشمون،
‫داریم شام می‌خوریم.

354
00:21:20,633 --> 00:21:23,733
‫شرمنده مامان. فقط...
‫واقعا پرونده‌ی ناجوریه.

355
00:21:23,733 --> 00:21:26,400
‫جدای از کار، باید زندگیتم بکنی دختر.

356
00:21:26,433 --> 00:21:28,066
‫الان میام.

357
00:21:53,500 --> 00:21:54,933
‫آخه توی کدوم خراب‌شده‌ای

358
00:21:54,933 --> 00:21:57,400
‫فرستادن عکست واسه من کار درستیه؟

359
00:21:57,400 --> 00:21:59,200
‫شرمنده. اشتباهی متوجه شدم.

360
00:21:59,233 --> 00:22:02,666
‫درمورد اینکه تو و استرایک توی آپارتمان
‫کار خاصی نمی‌کنین، خیلی عجیب رفتار کردی و...

361
00:22:02,700 --> 00:22:04,366
‫- چی؟
‫- می‌دونی، فکر کردم...

362
00:22:04,400 --> 00:22:06,666
‫که می‌خوای این موضوع رو
‫به یه علتی بدونم.

363
00:22:06,700 --> 00:22:08,933
‫خواهش می‌کنم. شرمنده.

364
00:22:08,933 --> 00:22:11,600
‫الان باید خودم رو بکشم.

365
00:22:11,633 --> 00:22:14,533
‫نمی‌تونم شغلم رو از دست بدم.
‫باید از پولش برای پرداخت نفقه استفاده کنم.

366
00:22:14,566 --> 00:22:16,566
‫دخترهام رو از دست می‌دم.

367
00:22:16,600 --> 00:22:18,500
‫لطفا حرفی نزن.

368
00:22:18,500 --> 00:22:21,733
‫به استرایک نمی‌گم، فقط بخاطر
‫اینکه سال بدی رو پشت‌سر گذاشته.

369
00:22:21,733 --> 00:22:26,633
‫دیگه هیچوقت چیزی جز
‫گزارش پرونده برای من نفرست.

370
00:22:32,200 --> 00:22:34,633
‫[استیو دایموند]

371
00:22:34,666 --> 00:22:36,400
‫شرمنده به دیدنت نیومدم لوس.

372
00:22:36,433 --> 00:22:38,833
‫دوست دارم اما
‫این ویروس خیلی بده.

373
00:22:38,866 --> 00:22:41,666
‫منم دوستت دارم استیک.
‫هروقت بهتر شدی بیا.

374
00:22:41,700 --> 00:22:43,733
‫- برگ‌هام.
‫- چی شده؟

375
00:22:43,733 --> 00:22:46,833
‫شرمنده تو رو نمی‌گم.
‫گمونم استیو داوث‌ویت رو پیدا کردم.

376
00:22:46,833 --> 00:22:48,600
‫امیدوارم کنار همدیگه
‫خوش و خرم باشید.

377
00:22:48,633 --> 00:22:51,400
‫ببین چرا سعی نمی‌کنی
‫دو دقیقه کارهات رو بذاری کنار

378
00:22:51,400 --> 00:22:53,433
‫و یکم چشم‌هات رو روی هم بذاری؟

379
00:22:53,466 --> 00:22:55,500
‫- خداحافظ
‫- آره، خداحافظ

380
00:23:11,500 --> 00:23:13,233
‫کریسمس کوفتی مبارک.

381
00:23:13,233 --> 00:23:14,533
‫این چه ریختیه.

382
00:23:14,533 --> 00:23:16,666
‫واسم مهم نیست.
‫استیو داوث‌ویت رو پیدا کردم.

383
00:23:18,066 --> 00:23:19,900
‫بابت هدفون ممنونم.

384
00:23:19,933 --> 00:23:22,166
‫خواهش می‌کنم.

385
00:23:22,200 --> 00:23:24,133
‫منم یه چیزی برات می‌گیرم.

386
00:23:24,133 --> 00:23:27,100
‫مشکلی نیست. هدیه‌ات به من
‫آدرس مظنونـمونه.

387
00:23:27,133 --> 00:23:29,000
‫فقط همین رو می‌خواستم.
‫یا این یا یه اسب کوچولو.

388
00:23:33,200 --> 00:23:35,566
‫خب چطوری موفق شدی؟

389
00:23:35,600 --> 00:23:39,800
‫درمورد اسامی خانوادگیِ همه‌ی ستاره‌های
‫پاپ اواسط دهه‌ی 70 سرچ کردم.

390
00:23:39,800 --> 00:23:42,566
‫بری منیلو، دیوید اسکس،

391
00:23:42,600 --> 00:23:45,366
‫التون جان، مارک بالون،

392
00:23:45,400 --> 00:23:48,166
‫دیوید بائویی، نیل دایموند.

393
00:23:48,200 --> 00:23:52,300
‫و استیو دایموند رو توی مدیریت یک
‫مهمانسرا توی اسگنس پیدا کردم.

394
00:23:52,333 --> 00:23:54,633
‫فقط سه روز از وقتم رو گرفت.

395
00:24:07,200 --> 00:24:08,833
‫با الردایس تماس گرفتید.
‫دانا هستم.

396
00:24:08,866 --> 00:24:12,133
سلام گل، استیو هست؟
‫یه بسته براش دارم.

397
00:24:12,166 --> 00:24:13,566
‫ملحفه‌ها رو می‌گی؟

398
00:24:13,600 --> 00:24:16,633
‫به رئیسمون گفت قبل اومدنمون تماس بگیریم
‫که مطمئن بشیم باشه.

399
00:24:16,633 --> 00:24:18,233
‫تا یه ساعت دیگه میاد خانم.

400
00:24:18,266 --> 00:24:21,433
‫خب پس سفارش سیثورن رو می‌برم
‫و بعدش میام. فعلا گل.

401
00:24:23,600 --> 00:24:25,466
گل زیادی بود؟

402
00:24:25,500 --> 00:24:27,233
‫حال کردم باهاش.

403
00:24:29,200 --> 00:24:32,100
‫- خب یه ساعت وقت اضافه داریم.
‫- می‌دونم.

404
00:24:36,533 --> 00:24:38,433
‫یالا امتحانش کن.

405
00:24:41,100 --> 00:24:42,566
‫نخودفرنگی آبدار.

406
00:24:42,600 --> 00:24:44,500
‫خاویار یورک‌شر.

407
00:24:44,533 --> 00:24:46,433
‫خوب نیست.

408
00:24:46,466 --> 00:24:49,533
‫خب باید آبدار باشن وگرنه که
‫از توی چیپس‌ها قِل می‌خورن می‌ریزن.

409
00:24:50,733 --> 00:24:52,800
‫دیدی؟ فکر همه‌جاش رو کردیم.

410
00:24:52,833 --> 00:24:54,900
‫- جنوبی لطیفی هستی.
‫- آره.

411
00:24:56,933 --> 00:25:00,266
‫♪ شمشیری خوب و دستی قابل اطمینان ♪

412
00:25:00,300 --> 00:25:02,633
‫♪ قلبی خوش و صادق ♪

413
00:25:02,666 --> 00:25:08,666
‫♪ افراد پادشاه جیمز باید بدونن که
‫چه کارهایی از بچه‌های کورنیش برمیاد. ♪

414
00:25:11,666 --> 00:25:13,233
‫این دیگه چی بود؟

415
00:25:13,266 --> 00:25:15,233
‫موسیقی مردانِ غربی.

416
00:25:15,266 --> 00:25:19,233
‫کل مفهومش اینه که...
‫کورنیش‌ها ادمای لطیفی نیستن.

417
00:25:22,600 --> 00:25:24,200
‫تد بهم یاد دادتش.

418
00:25:26,200 --> 00:25:27,933
‫دیدن دریا چیز خوبیه.

419
00:25:31,133 --> 00:25:33,300
‫قبلا خرسواری می‌کردیم.

420
00:25:33,333 --> 00:25:35,500
‫سر اینکه کی بهترین رو برداشته
‫دعوا می‌افتادیم.

421
00:25:35,500 --> 00:25:38,133
‫از کجا می‌فهمیدید کدومش بهترینه؟

422
00:25:38,166 --> 00:25:40,300
‫هرکدومی که استفن انتخاب می‌کرد.

423
00:25:40,333 --> 00:25:42,733
‫استفن بیچاره.

424
00:25:42,766 --> 00:25:44,333
‫ادامه بده.

425
00:25:53,666 --> 00:25:55,133
‫نه.

426
00:25:55,133 --> 00:25:56,933
‫نه، نه، نه، نه.

427
00:25:58,433 --> 00:25:59,700
‫خداحافظ نخودفرنگی‌ها.

428
00:26:01,600 --> 00:26:03,766
‫- مزخرف بود.
‫- خارق‌العاده بود.

429
00:26:03,800 --> 00:26:06,400
‫فقط حسودیت شده که
‫چرا از اول به فکر خودت نیومد.

430
00:26:12,200 --> 00:26:13,933
‫بهتره بریم.

431
00:26:32,866 --> 00:26:34,400
‫شما خانم استیو هستید؟

432
00:26:34,433 --> 00:26:36,800
‫- بله.
‫- اتاق می‌خواید؟

433
00:26:36,833 --> 00:26:39,500
‫امیدوار بودیم بتونیم باهاشون صحبت کنیم.
‫کارآگاه‌های خصوصی هستیم

434
00:26:39,533 --> 00:26:42,433
‫که درمورد پرونده‌ی افراد گمشده
‫در حال تحقیق هستیم.

435
00:26:42,433 --> 00:26:43,800
‫همش رو شنیدی، درسته؟

436
00:26:43,800 --> 00:26:45,233
‫آقای داوث‌ویت.

437
00:26:45,266 --> 00:26:46,700
‫دایموند هستم.

438
00:26:46,700 --> 00:26:48,433
‫چرا بهت گفت داوث‌ویت؟

439
00:26:48,466 --> 00:26:51,000
‫همسرتون با اسم استیون داوث‌ویت
‫متولد شد، همونطوری که مطمئنم شما...

440
00:26:51,000 --> 00:26:52,633
‫کِی داوث‌ویت بودی؟

441
00:26:54,033 --> 00:26:55,566
‫قبلا اسمش جکز بود.

442
00:26:55,600 --> 00:26:58,800
‫خونواده‌ی دکتر مارگو بمبرو
‫ما رو استخدام کردن.

443
00:27:00,333 --> 00:27:02,733
‫چی کار کردی استیو؟

444
00:27:05,600 --> 00:27:09,300
‫آخه اصلا یه آدم چند تا اسم لازم داره؟ ها؟

445
00:27:09,300 --> 00:27:12,700
‫بخاطر هیچ و پوچ سه دفعه
‫اسم کوفتیت رو عوض نمی‌کنی که.

446
00:27:12,733 --> 00:27:13,966
‫من تا حالا کاری نکردم!

447
00:27:14,000 --> 00:27:17,133
‫ما می‌خوایم درمورد مارگو
‫بمبرو ازتون سوال بپرسیم.

448
00:27:17,166 --> 00:27:18,700
‫چه سوالی؟

449
00:27:18,700 --> 00:27:21,033
‫شنیدیم که براش شکلات فرستادید.

450
00:27:21,066 --> 00:27:23,700
‫من تا حالا چیزی براش نخریدم.
‫دکتر من بود.

451
00:27:23,733 --> 00:27:26,300
‫اصلا قصد مخ زدنشم نداشتم.

452
00:27:26,333 --> 00:27:27,833
‫من مریض بودم.

453
00:27:27,866 --> 00:27:30,933
‫یکی از شاهدین گفتن که
‫بعد از آخرین ملاقاتتون با مارگو،

454
00:27:30,966 --> 00:27:33,266
‫عصبانی و ناراحت بودید.

455
00:27:36,333 --> 00:27:37,733
‫مارگو...

456
00:27:39,300 --> 00:27:42,466
‫- میگه... من هیچ قصدی باهاش نداشتم!
‫- دست رد به سینه‌ات زد، نه؟

457
00:27:42,500 --> 00:27:44,366
‫خانم دایموند اگه حالتون خوب نیست،

458
00:27:44,400 --> 00:27:47,933
‫- شاید بهتر باشه با استیو صحبت...
‫- نه. من می‌مونم. باید بشنوم.

459
00:27:47,966 --> 00:27:49,833
‫دیگه چیزی برای گفتن ندارم.

460
00:27:49,866 --> 00:27:52,466
‫دکتر بهم گفت که یکم استراحت کنم.
‫فقط همین. همش همین بود.

461
00:27:52,500 --> 00:27:53,900
‫والسلام.

462
00:27:56,466 --> 00:27:58,400
‫بابت وقتی که گذاشتید ممنونم.

463
00:27:58,400 --> 00:28:00,333
‫شما هم همینطور خانم دایموند.

464
00:28:00,333 --> 00:28:03,033
‫قراره به همه بگی که کجام؟

465
00:28:10,266 --> 00:28:12,733
‫دیدی آخرش چی داشت می‌گفت؟

466
00:28:12,733 --> 00:28:15,200
‫نگرانه که کسی بره دنبالش، مگه نه؟

467
00:28:15,200 --> 00:28:17,366
‫آره گمونم همینطوره.

468
00:28:17,400 --> 00:28:21,000
‫وقتی توی بکستون کار می‌کرد،
‫با اسم استیو جکز زندگی می‌کرد،

469
00:28:21,033 --> 00:28:24,666
‫اما بعد از مقاله‌ی کارل اوکمن
‫که اسم استیو داوث‌ویت رو فاش کرد،

470
00:28:24,700 --> 00:28:26,366
‫فورا پا به فرار نذاشت.

471
00:28:26,400 --> 00:28:29,033
‫حتما انقدر نگران این نبوده که
‫کسی دنبالش می‌ره یا نه.

472
00:28:29,033 --> 00:28:31,833
‫فقط بعد از مرگ جولی ویلکز فرار کرد.

473
00:28:35,666 --> 00:28:37,400
‫تالبوت در اشتباه بود.

474
00:28:37,433 --> 00:28:40,300
‫همه‌ی تکه‌های درست رو داشت
‫اما اشتباه کنار هم چیدشون.

475
00:28:40,333 --> 00:28:43,200
‫و حتی سه زن هم کشته نشدن.

476
00:28:43,200 --> 00:28:45,800
‫اگه چیزی که توی ذهنمه
‫درست باشه،

477
00:28:45,833 --> 00:28:50,066
‫احتمالا قاتل حداقل 6 نفری رو کشته
‫که مارگو هم جزوشون بوده.

478
00:28:56,833 --> 00:28:58,833
‫اگه چیزی پیدا کردیم بهت پیام می‌دم.

479
00:28:58,833 --> 00:29:00,500
‫خیله‌خب. من نزدیک اونجام.

480
00:29:00,500 --> 00:29:03,133
‫- تا دو دقیقه‌ی دیگه می‌رم.
‫- باشه خداحافظ.

481
00:29:10,433 --> 00:29:11,600
‫چیکار می‌کنی بابا؟

482
00:29:11,633 --> 00:29:12,900
‫چه مرگته تو؟

483
00:29:12,900 --> 00:29:14,733
‫شوخی بود بابا.
‫فقط می‌خواستم یخ بینمون آب بشه.

484
00:29:14,766 --> 00:29:16,766
‫یواشکی به استرایک هم نزدیک می‌شی
‫که بگیریش؟

485
00:29:16,800 --> 00:29:18,833
‫واسه استرایک هم عکست رو می‌فرستی؟

486
00:29:21,333 --> 00:29:22,566
‫ای عوضی

487
00:29:22,600 --> 00:29:24,100
‫خودت گفتی حرفی نمی‌زنی.

488
00:29:24,133 --> 00:29:26,366
‫نمی‌خوام دستت بهم بخوره.

489
00:29:26,400 --> 00:29:28,633
‫دلم نمی‌خواد دوباره ببینمت.

490
00:29:28,633 --> 00:29:30,233
‫اخراجی.

491
00:29:30,266 --> 00:29:34,033
‫- تو نمی‌تونی من رو اخراج کنی.
‫- چرا می‌تونم. من اینجا شریکم.

492
00:29:34,066 --> 00:29:37,533
‫آخرین صورت‌حسابت رو بفرست.
‫قراردادت می‌مونه. حالا برو بیرون.

493
00:29:38,700 --> 00:29:40,300
‫من به استرایک زنگ می‌زنم.

494
00:29:40,300 --> 00:29:43,866
‫جرات این کار رو نداری.

495
00:29:43,900 --> 00:29:46,666
‫از دفتر من گورت رو گم کن.

496
00:30:01,300 --> 00:30:03,233
‫می‌تونستی بهش چاقو بزنی.

497
00:30:05,000 --> 00:30:06,900
‫چیزی نیست. این کار رو نکردم.

498
00:30:06,900 --> 00:30:11,500
‫نه، منظورم اینه که اگه بهش چاقو می‌زدی،
‫من می‌گفتم که در دفاع از خودت بوده.

499
00:30:11,533 --> 00:30:14,333
‫عکس‌هاشو رو واسه تو می‌فرستاده.

500
00:30:14,366 --> 00:30:16,833
‫عجب آدم مشنگی.

501
00:30:16,866 --> 00:30:19,600
‫برات چای درست کنم عزیزم؟

502
00:30:19,600 --> 00:30:21,000
‫ممنون پت.

503
00:30:21,033 --> 00:30:22,400
‫بهتره برم.

504
00:30:22,433 --> 00:30:24,466
‫نباید بیسکوئیت‌ها رو فراموش کنم.

505
00:30:32,400 --> 00:30:33,733
‫ممنون پت.

506
00:30:49,200 --> 00:30:50,800
‫آقای دایموند.

507
00:30:50,833 --> 00:30:54,800
‫من بازرس جورج لیبورن هستم.
‫از پلیس متروپلیتن لندن اومدم.

508
00:30:59,000 --> 00:31:00,500
‫الان وقت مناسبی نیست.

509
00:31:01,700 --> 00:31:04,433
‫هرچقدر بخوای می‌توی ضربه بزنی.
‫از فلز درست شده.

510
00:31:04,433 --> 00:31:05,833
‫می‌شه صحبت کنیم؟

511
00:31:19,866 --> 00:31:22,333
‫شماره تماس بث اسپنسر.

512
00:31:22,366 --> 00:31:24,800
‫می‌خوای جواب بدیش؟

513
00:31:24,833 --> 00:31:27,733
‫مددکار اثورن شمایید.

514
00:31:28,866 --> 00:31:32,100
‫پس... موضوع اینه.

515
00:31:32,133 --> 00:31:34,333
‫ببین.

516
00:31:34,333 --> 00:31:40,533
‫سماین و دلیا آدم‌های نجیبی هستن اما...

517
00:31:40,533 --> 00:31:45,266
‫...اگه من کمکی بهشون نمی‌کردم
‫آپارتمانشون رو از دست می‌دادن.

518
00:31:45,300 --> 00:31:46,800
‫من هیچوقت قصد دروغ گفتن ندارم.

519
00:31:46,833 --> 00:31:50,200
‫اما وقتی مردم بدونن که مددکاری،
‫به حرفت گوش می‌دن.

520
00:31:50,200 --> 00:31:52,100
‫همونطوری که به حرف‌های
‫یک پرستار گوش می‌دن.

521
00:31:52,100 --> 00:31:54,000
‫بیاید راجع‌به استیو داوث‌ویت صحبت کنیم.

522
00:31:55,266 --> 00:31:56,900
‫چی، دوباره؟

523
00:31:56,900 --> 00:31:59,033
‫پیداش کردی؟

524
00:31:59,033 --> 00:32:00,600
‫آره.

525
00:32:00,633 --> 00:32:03,933
‫پس باید خبرهاش رو برام بگی.

526
00:32:03,966 --> 00:32:05,800
‫همیشه ازش خوشم میومد.

527
00:32:07,500 --> 00:32:09,700
‫چایت رو چطوری می‌خوری؟

528
00:32:09,700 --> 00:32:11,900
‫با شیر، بدون شکر. ممنون.

529
00:32:31,933 --> 00:32:35,033
‫درمورد شبی که فوت کرد
‫می‌تونی چیزی بهم بگی؟

530
00:32:36,066 --> 00:32:37,833
‫همه مشغول نوشیدنی خوردن بودیم.

531
00:32:37,833 --> 00:32:39,600
‫چند نفری از ما.

532
00:32:41,233 --> 00:32:44,066
‫جولی گفت که به اندازه کافی خورده و
‫می‌خواد به کلبه‌ـش برگرده.

533
00:32:44,100 --> 00:32:45,733
‫من باهاش نبودم.

534
00:32:47,533 --> 00:32:50,433
‫صبح توی استخر پیداش کردن.

535
00:32:50,433 --> 00:32:52,600
‫گفتن سُر خورده و غرق شده.

536
00:32:52,600 --> 00:32:54,266
‫حرفشون رو باور کردی؟

537
00:32:54,300 --> 00:32:55,433
‫بله.

538
00:32:55,466 --> 00:32:56,833
‫آره، باور کردم.

539
00:32:56,866 --> 00:32:58,233
‫البته!

540
00:33:00,266 --> 00:33:01,700
‫اما...

541
00:33:02,866 --> 00:33:06,033
‫...به محض اینکه
‫اومد باهام صحبت کنه...

542
00:33:06,033 --> 00:33:07,233
‫...فهمیدم.

543
00:33:08,666 --> 00:33:10,200
‫سلام استیو.

544
00:33:11,300 --> 00:33:12,533
‫داغون به نظر میای.

545
00:33:13,933 --> 00:33:16,133
‫اتفاق وحشتناکی برای
‫اون دختر افتاد.

546
00:33:17,933 --> 00:33:19,733
‫می‌خوای نوشیدنی بخوری؟

547
00:33:19,766 --> 00:33:21,533
‫من هیچوقت به کسی آسیبی نرسوندم.

548
00:33:22,666 --> 00:33:25,366
‫تنها کاری که کردم دور شدن بود.

549
00:33:25,400 --> 00:33:29,833
‫مارگو بمبرو چیزی درمورد
‫جنیس بیتی بهت گفت؟

550
00:33:31,700 --> 00:33:34,266
‫آره، آخرین باری که دیدمش.

551
00:33:35,466 --> 00:33:37,200
‫دیگه نباید از غذایی که

552
00:33:37,233 --> 00:33:40,833
‫- جنیس بیتی برات آماده می‌کنه، بخوری.
‫- وایِ من.

553
00:33:40,833 --> 00:33:42,900
‫من هیچ اتهامی وارد نمی‌کنم.

554
00:33:42,933 --> 00:33:44,400
‫تو هم نباید این کار رو بکنی اما...

555
00:33:45,633 --> 00:33:47,133
‫...به نصیحتم گوش کن.

556
00:33:53,900 --> 00:33:56,233
‫سلام استیو!

557
00:33:56,266 --> 00:33:59,100
‫احتمالا بهش گفته تبخال زده، نه جن؟

558
00:33:59,133 --> 00:34:01,366
‫انگار که از خواب بیدار شده بودم...

559
00:34:01,400 --> 00:34:04,200
‫و یک هیولایی توی زندگیم بود.

560
00:34:29,500 --> 00:34:31,400
‫گمونم بیخیال چای بشیم.

561
00:34:38,600 --> 00:34:41,200
‫گمونم تو بهترین دروغگویی هستی
‫که تا حالا دیدم.

562
00:34:41,200 --> 00:34:43,100
‫اصلا سعی نداشتی که
‫کار خاصی بکنی.

563
00:34:43,133 --> 00:34:45,500
‫اسم‌های اشتباهی.

564
00:34:46,533 --> 00:34:48,566
‫من همیشه باهوش بودم.

565
00:34:48,600 --> 00:34:50,633
‫هرچند بهتر از خوشگل بودنه.

566
00:34:50,633 --> 00:34:52,466
‫این چیزیه که مردها می‌پسندن.

567
00:34:53,733 --> 00:34:55,466
‫من فقط دنبال یه فرصت بودم.

568
00:34:57,466 --> 00:35:01,266
‫مارگو هیچوقت فکر نمی‌کرد که کارل اوکمن
‫مادربزرگش رو کشته، درسته؟

569
00:35:01,300 --> 00:35:04,733
‫اطلاعات گمراه‌کننده‌ای بود
‫که به نفعم شد.

570
00:35:04,733 --> 00:35:08,133
‫بهش خبر دادم که
‫داری روی این پرونده کار می‌کنی.

571
00:35:08,166 --> 00:35:11,533
‫فکر کردم که شاید سردردی
‫چیزی نثارت بشه.

572
00:35:13,066 --> 00:35:15,333
‫هیچکدومشون جرم نیست.

573
00:35:15,333 --> 00:35:18,666
‫داستانی که به ساماین اثورن
‫گفتی چی؟

574
00:35:18,700 --> 00:35:20,566
‫که ریچیس مارگو رو کشته.

575
00:35:20,600 --> 00:35:22,833
‫این کار رو کردی تا برای
‫هیچکس سوال پیش نیاد

576
00:35:22,833 --> 00:35:24,400
‫که حرف گوویلرم اثورن چیه.

577
00:35:24,433 --> 00:35:28,300
‫چی... که اون مارگو رو با
‫جادوش کشته؟

578
00:35:28,333 --> 00:35:30,666
‫هردومون می‌دونیم که مرگِ مارگو
‫گردنِ اون نبوده.

579
00:35:32,900 --> 00:35:34,933
‫یه کابینت پُر از سَم داری.

580
00:35:36,033 --> 00:35:39,400
‫دارن از استیو داوث‌ویت درمورد
‫جولی ویلکز بازجویی می‌کنن.

581
00:35:39,400 --> 00:35:41,866
‫عکس جولی روی دیوار خونه‌اته.

582
00:35:41,900 --> 00:35:45,000
‫اون جوآنا همونده.

583
00:35:45,033 --> 00:35:47,400
‫همه‌ی این آدم‌ها رو کشتی تو؟

584
00:35:55,833 --> 00:35:58,600
‫اگه دست از ضبط کردن برداری...

585
00:35:58,633 --> 00:36:00,833
‫...اون موقع باهات حرف می‌زنم.

586
00:36:10,666 --> 00:36:13,000
‫بیا درمورد استیو داوث‌ویت صحبت کنیم.

587
00:36:13,033 --> 00:36:15,366
‫وقتی مقاله‌ی کارل اوکمن رو خوندی،

588
00:36:15,400 --> 00:36:18,033
‫متوجه شدی که توی جزیره‌ی کانوی زندگی می‌کنه.
‫[شهرکی در بریتانیا]

589
00:36:18,033 --> 00:36:19,800
‫بعدش چیکار کردی؟

590
00:36:19,833 --> 00:36:21,666
‫رژیم گرفتم،

591
00:36:21,666 --> 00:36:23,500
‫یه پیراهن جدید خریدم

592
00:36:23,500 --> 00:36:26,766
‫و به بکستون رفتم،

593
00:36:26,800 --> 00:36:30,066
‫و دیدم که داره یه دختری رو اذیت می‌کنه.

594
00:36:35,066 --> 00:36:38,400
‫تنها کسی بود که بدون چیزخور
‫کردن، کارش رو تموم کردم.

595
00:36:39,466 --> 00:36:41,600
‫کلی خورده بود.

596
00:36:41,633 --> 00:36:46,033
‫فقط نیاز بود که سرش رو
‫زیر آب نگه دارم.

597
00:36:52,633 --> 00:36:54,333
‫چطوری سر از کارم درآوردی؟

598
00:36:54,333 --> 00:36:56,333
‫همونطوری که مارگو فهمیده بود.

599
00:36:56,333 --> 00:36:59,366
‫گمونم متوجه شده بود که
‫همه‌چیز پشت‌سر هم اتفاق می‌افتاد.

600
00:36:59,400 --> 00:37:02,733
‫کپسول لوپرامیدی که توی لیوان
‫دکتر برنر پیدا شده بود رو گردن گلوریا انداختی.

601
00:37:02,766 --> 00:37:05,166
‫هرکی دور و برت بود همه مریض بودن.

602
00:37:05,200 --> 00:37:08,100
‫مدت زیادی مشغول به چیزخور کردنِ
‫آیرین بودی، درسته؟

603
00:37:08,133 --> 00:37:09,833
‫خب...

604
00:37:09,866 --> 00:37:11,366
‫...رومخ بود.

605
00:37:11,400 --> 00:37:14,300
‫چرا استیو داوث‌ویت رو چیزخور می‌کردی؟

606
00:37:14,333 --> 00:37:16,700
‫فقط می‌خواستم
‫حس و حالش جوری باشه

607
00:37:16,700 --> 00:37:19,066
‫که انگار نمی‌خواد بره بیرون.

608
00:37:21,266 --> 00:37:23,366
‫با مراقبت کردن ازش، عشق می‌کردم.

609
00:37:23,400 --> 00:37:25,600
‫بعدش پیش دکتر رفت.

610
00:37:25,600 --> 00:37:27,033
‫برای اولین بار.

611
00:37:27,066 --> 00:37:28,500
‫درد می‌کنه.

612
00:37:28,500 --> 00:37:30,600
‫مارگو فکر می‌کرد منشا دردهاش استرسه.

613
00:37:30,633 --> 00:37:33,333
‫اما بعدش از تموم مشکلاتش
‫باهاش صحبت کرد.

614
00:37:33,333 --> 00:37:36,633
‫درمورد اینکه جوآنا هموند با
‫خوردن سَم از دنیا رفت.

615
00:37:38,133 --> 00:37:41,833
‫بعدش دیگه مجبور بود بیشتر
‫بهت دقت کنه.

616
00:37:41,833 --> 00:37:44,600
‫عوضی خودپسندی بود برای خودش.

617
00:37:44,600 --> 00:37:46,400
‫فضولی می‌کرد.

618
00:37:48,033 --> 00:37:50,100
‫همه رو گول زدی.

619
00:37:50,133 --> 00:37:51,666
‫به جز مارگو.

620
00:37:56,400 --> 00:37:58,700
‫مارگو دکتر خوبی بود.

621
00:37:58,733 --> 00:37:59,900
‫حواسش به همه‌چیز بود.

622
00:37:59,933 --> 00:38:01,433
‫بجنب بریم.

623
00:38:07,400 --> 00:38:10,000
‫پس وقتی یه سری غذاها رو
‫می‌خوری، اینطوری می‌شی؟

624
00:38:10,033 --> 00:38:14,500
‫نزدیک بود بخاطر معاینه کردنِ کوین
‫بدون اجازه‌ی تو، شغلش رو از دست بده.

625
00:38:14,533 --> 00:38:16,000
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

626
00:38:16,033 --> 00:38:18,666
‫چرا نخواست که توی اتاق
‫حضور داشته باشی؟

627
00:38:18,666 --> 00:38:21,300
‫بعد از اینکه نوشیدنی‌هام رو می‌خورم
‫درد می‌گیره.

628
00:38:21,333 --> 00:38:23,833
‫چه نوشیدنی‌هایی؟

629
00:38:23,833 --> 00:38:26,333
‫نوشیدنی‌هایی که مامان درست می‌کنه.

630
00:38:26,333 --> 00:38:29,700
‫کِی تصمیم گرفتی که
‫فرزندت رو بکشی؟

631
00:38:29,700 --> 00:38:33,066
‫از وقتی‌که استیو اومده بود،
‫کِو بهونه‌گیری می‌کرد.

632
00:38:34,466 --> 00:38:38,233
‫می‌دونستم استیو از این موضوع خوشش نمیاد.

633
00:38:38,233 --> 00:38:41,133
‫گذاشت رفت. پس بخاطر همینم...

634
00:38:42,666 --> 00:38:44,233
‫...فکر کردم کِو هم باید بره.

635
00:38:44,266 --> 00:38:46,566
‫با این حال نمی‌شد که بچه‌ها
‫یهویی بمیرن.

636
00:38:46,600 --> 00:38:49,066
‫مثل جوآنا هموند آفت‌کش نمی‌خورن.

637
00:38:49,100 --> 00:38:53,066
‫با بچه‌ها باید تدریجی پیش رفت.

638
00:38:54,433 --> 00:38:56,000
‫هرچند خیلی زمان برد، درسته؟

639
00:38:56,033 --> 00:38:59,533
‫قبل از اینکه کارت رو بکنی،
‫استیو داوث‌ویت از اونجا رفته بود.

640
00:38:59,566 --> 00:39:01,700
‫این چیزی بود که جونِ کوین رو نجات داد؟

641
00:39:01,700 --> 00:39:06,500
‫خب بعد از اون کشتنش دیگه
‫فایده‌ای نداشت.

642
00:39:06,533 --> 00:39:08,666
‫امروز صبح با کوین صحبت کردم.

643
00:39:09,933 --> 00:39:11,300
‫امکان نداره.

644
00:39:12,933 --> 00:39:14,500
‫قراره شهادت بده.

645
00:39:19,000 --> 00:39:23,866
‫چطوری درمورد مارگو فهمیدی؟

646
00:39:23,900 --> 00:39:25,833
‫بسته‌ی شکلات.

647
00:39:25,866 --> 00:39:28,400
‫تو گفتی مارگو توی سطل زباله انداختدش.

648
00:39:28,400 --> 00:39:30,933
‫می‌تونی دوناتم رو از توی
‫یخچال بیاری؟

649
00:39:30,966 --> 00:39:32,900
‫اگه بخوای می‌تونم این رو برات باز کنم.

650
00:39:32,933 --> 00:39:34,833
‫لطفا بهشون دست نزن.

651
00:39:34,866 --> 00:39:37,100
‫اما گلوریا کانتی توی آخرین ملاقاتشون

652
00:39:37,133 --> 00:39:38,700
‫اون رو روی میز دید.

653
00:39:42,000 --> 00:39:44,000
‫آیرین بود که دید مارگو
‫شکلات‌ها رو از توی

654
00:39:44,000 --> 00:39:45,433
‫سطل زباله‌ی پذیرش درآورده بود.

655
00:39:45,466 --> 00:39:48,166
‫البته که این موضوع رو بهت گفت...

656
00:39:48,200 --> 00:39:51,266
‫آیرین فکر می‌کرد مارگو این کار رو کرده
‫وقتی کسی حواسش نبوده

657
00:39:51,300 --> 00:39:54,400
‫چون مارگو یه آدم دو رو بود.
‫اما تو بهتر خبر داشتی.

658
00:39:55,633 --> 00:39:58,733
‫تو خبر داشتی که شکلات‌ها
‫مسموم شده بودن

659
00:39:58,766 --> 00:40:01,866
‫و نمی‌خواستی که کل کارکنان
‫خبردار بشن.

660
00:40:01,900 --> 00:40:04,500
‫وقتی آیرین چیزی که دید رو انتقال داد،

661
00:40:04,533 --> 00:40:06,933
‫می‌دونستی که مارگو بهت شک کرده.

662
00:40:06,933 --> 00:40:09,333
‫می‌دونستی که وقتت تموم شده.

663
00:40:11,033 --> 00:40:13,933
‫یکی یه بسته شکلات برای
‫کریسمس واسم فرستاد.

664
00:40:13,966 --> 00:40:15,800
‫فقط یدونه خوردم.

665
00:40:15,833 --> 00:40:17,666
‫بعدش بالا آوردمش.

666
00:40:19,133 --> 00:40:22,000
‫چند تا باید می‌خوردم
‫تا باعث مرگم می‌شد؟

667
00:40:22,000 --> 00:40:24,266
‫چهار یا پنج تا.

668
00:40:28,800 --> 00:40:33,800
‫اگه شکلات‌ها رو نخورد،
‫پس چطوری مسمومش کردم؟

669
00:40:33,800 --> 00:40:35,633
‫با دونات.

670
00:40:35,666 --> 00:40:38,866
‫مارگو آیرین رو می‌فرسته بیرون یه
‫خوراکی واسش بگیره تا به کارش ادامه بده.

671
00:40:38,900 --> 00:40:42,333
‫گمونم می‌دونستی که مارگو
‫قراره به میخونه بره.

672
00:40:42,366 --> 00:40:45,233
‫احتمالا قبل از رفتنش خوردتش.

673
00:40:46,633 --> 00:40:50,500
‫بهش داروی پنتوباربیتال تزریق کردم.

674
00:41:03,300 --> 00:41:05,400
‫دیگه خیلی طولش داده بود.

675
00:41:07,000 --> 00:41:09,800
‫کم کم نگران شده بودم که
‫دوزش کافی نبوده باشه.

676
00:41:15,100 --> 00:41:16,666
‫کمک می‌خوای عزیزم؟

677
00:41:16,700 --> 00:41:18,366
‫نه خوبم.

678
00:41:18,400 --> 00:41:22,300
‫یکمی اعتراض کرد
‫اما زیاد ادامه پیدا نکرد.

679
00:41:23,500 --> 00:41:25,133
‫نه...

680
00:41:34,900 --> 00:41:37,333
‫باید یه جایی می‌بردمش،

681
00:41:37,366 --> 00:41:39,800
‫و خونه‌ی اثورن‌ها هم نزدیک بود.

682
00:41:45,000 --> 00:41:48,000
‫هی. هی.
‫تو چی داری؟

683
00:41:48,000 --> 00:41:50,666
‫- بیسکوئیت‌های شکلاتی.
‫- منصفانه‌ست.

684
00:41:50,700 --> 00:41:53,333
‫فقط 8 کیلومتر اینو با خودم حمل کردم.

685
00:41:54,633 --> 00:41:56,000
‫حالت خوبه؟

686
00:41:57,600 --> 00:41:59,733
‫- سلام سامین.
‫- شما؟

687
00:41:59,766 --> 00:42:01,900
‫من رابینـم. قبلا باهم آشنا شدیم.

688
00:42:01,900 --> 00:42:05,800
‫- می‌شه بیایم تو؟ بیسکوئیت آوردم.
‫- باشه.

689
00:42:11,066 --> 00:42:14,033
‫سلام دلیا.
‫قبلا یکبار به اینجا اومده بودم.

690
00:42:14,066 --> 00:42:16,333
‫درمورد گوویلرم صحبت کردیم
‫و اینکه همیشه عادت داشت بگه

691
00:42:16,366 --> 00:42:18,300
‫چطوری مارگو بمبرو رو کشته.

692
00:42:18,333 --> 00:42:20,266
‫گفتی فقط یک بار دیدیشون.

693
00:42:20,300 --> 00:42:21,766
‫آره، یکبار برای کار.

694
00:42:21,800 --> 00:42:23,366
‫اما باهاشون در تماس موندم،

695
00:42:23,400 --> 00:42:27,633
‫چون فکر می‌کردم کشتن یه خونواده
‫خیلی حال می‌ده.

696
00:42:29,433 --> 00:42:33,233
‫اما اتفاقی که برای مارگو افتاد،
‫همه‌چیز رو عوض کرد.

697
00:42:55,433 --> 00:42:57,100
‫گوویلرم یه معتاد بود.

698
00:42:57,100 --> 00:43:01,200
‫اگه دارو داشتم بهم اجازه می‌داد
‫هرچیزی بهش تزریق کنم.

699
00:43:02,433 --> 00:43:05,500
‫قبل از اینکه مطب رو ببنده،
‫همشون رو بیهوش کردم.

700
00:43:08,266 --> 00:43:10,400
‫مشکلی ندارید اگه
‫یه نگاهی به اطراف بندازیم؟

701
00:43:10,400 --> 00:43:11,900
‫پازلم رو جابه‌جا نکنید.

702
00:43:11,900 --> 00:43:13,700
‫نگران نباش عزیز. مراقبـیم.

703
00:43:13,700 --> 00:43:16,533
‫چون گوویلرم خوشش نمیاد
‫کسی بهش دست بزنه.

704
00:43:25,266 --> 00:43:27,100
‫این میز باز می‌شه؟

705
00:43:27,100 --> 00:43:30,133
‫نمی‌تونید بازش کنید. قفله.
‫اجازه‌ی این کار رو نداریم.

706
00:43:33,400 --> 00:43:34,500
‫من به بث زنگ می‌زنم.

707
00:43:34,500 --> 00:43:36,233
‫ما به جای بث اومدیم اینجا.

708
00:43:36,266 --> 00:43:38,733
‫نظرتون چیه دوتایی برید توی آشپزخونه
‫و بیسکوئیت بخورید

709
00:43:38,766 --> 00:43:40,866
‫و وقتی‌ که کارمون تموم شد
‫صداتون می‌کنیم.

710
00:43:40,900 --> 00:43:42,433
‫بجنب خانم خنگ.

711
00:43:56,000 --> 00:43:59,133
‫شب قبلش کیسه بتون
‫رو برده بودم اونجا.

712
00:44:55,600 --> 00:44:57,300
‫چیزی اینجا نیست.

713
00:44:58,933 --> 00:45:01,800
‫خدای من. یا خدا. انگار که از داخل قفل شده.

714
00:45:06,000 --> 00:45:07,666
‫بیا، اینو بذاریم کنار.

715
00:45:08,833 --> 00:45:13,933
‫نگه داشتن چیزها کار هوشمندانه‌ای نیست
‫اما با این حال، درموردش فکر کردم.

716
00:45:21,033 --> 00:45:23,933
‫گرنبند مشابهش رو برای
‫دخترش فرستادی.

717
00:45:23,966 --> 00:45:26,400
‫خیلی ظالمانه بود.

718
00:45:26,433 --> 00:45:30,466
‫می‌دونستم جلوی فضولی‌هاش
‫رو می‌گیره.

719
00:45:30,500 --> 00:45:32,600
‫درست مثل مامانش بود.

720
00:45:32,633 --> 00:45:34,833
‫نمی‌تونست دست از فضولی برداره.

721
00:45:40,200 --> 00:45:44,933
‫چیزخور کردن یه شیره‌ای کار سختیه
‫چون بدنشون جور دیگه‌ای عمل می‌کنه.

722
00:45:44,966 --> 00:45:46,533
‫گوویلرم.

723
00:45:48,066 --> 00:45:51,000
‫چیکار کردی تو؟

724
00:45:51,000 --> 00:45:53,933
‫من فقط داشتم از اینجا رد می‌شدم.

725
00:45:53,933 --> 00:45:58,266
‫بهش گفتم دیدم در ورودی بازه،

726
00:45:58,300 --> 00:46:00,300
‫اومدم بالا که یه سری بزنم،

727
00:46:00,300 --> 00:46:03,066
‫دیدم جسد یه زن اون وسط افتاده.

728
00:46:03,100 --> 00:46:05,866
‫گفتم حتما کار خودش بوده.

729
00:46:08,633 --> 00:46:13,300
‫جادو تنها راهی بود که می‌تونست درک کنه.
‫کلا درگیر همین چیزمیزها بود.

730
00:46:13,333 --> 00:46:15,600
‫چقدر صبر کردی تا بکشیش؟

731
00:46:15,600 --> 00:46:16,900
‫شش ماه.

732
00:46:16,900 --> 00:46:20,033
‫با داروی پزودوافدرین این کار رو کردم.

733
00:46:20,033 --> 00:46:21,633
‫مثل مسمومیت دارویی به نظر می‌رسید.

734
00:46:25,333 --> 00:46:27,933
‫درمورد کشتنش خفه‌خون نمی‌گرفت.

735
00:47:23,533 --> 00:47:25,633
‫داخلِ میز کاناپه.

736
00:47:25,666 --> 00:47:28,966
‫این یه مشکل جدید واست درست کرد، مگه نه؟

737
00:47:28,966 --> 00:47:32,233
‫امکان نداشت بتونی با اون همه
‫بتون حملش کنی.

738
00:47:32,266 --> 00:47:35,300
‫رسما داشت از سقف مغازه پایینی می‌افتاد.

739
00:47:35,333 --> 00:47:39,800
‫اگه کسی می‌اومد اون آپارتمان رو خالی کنه،
‫پیداش می‌کرد.

740
00:47:39,800 --> 00:47:42,000
‫مجبور بودی که اثورن‌ها رو زنده نگه داری.

741
00:47:42,000 --> 00:47:44,200
‫همه‌جوره کارهاشون رو کردم.

742
00:47:45,266 --> 00:47:46,800
‫خیلی دردسر داشت.

743
00:47:48,033 --> 00:47:50,200
‫و همشـم بخاطر استیو داوث‌ویت.

744
00:47:52,133 --> 00:47:54,433
‫استیو به دادگاه میاد؟

745
00:47:54,466 --> 00:47:59,100
‫چون لذت می‌برم از اینکه
‫بهش بگم چه اتفاقاتی بخاطرش رخ داده.

746
00:48:01,933 --> 00:48:04,466
‫همه‌جا برای آدم‌ها درس مفیدی وجود داره...

747
00:48:05,500 --> 00:48:07,633
‫...اگه نظرم رو بپرسی.

748
00:48:09,600 --> 00:48:11,466
‫اعمال همیشه عواقبی به همراه دارن.

749
00:48:15,000 --> 00:48:16,400
‫وقت رفتنه.

750
00:48:29,633 --> 00:48:31,666
‫از این کارها چی بهت رسید؟

751
00:48:32,933 --> 00:48:37,333
‫گاهی‌اوقات بعد از مراقبت کردن ازشون،
‫سپاس‌گزار بودنشون بود.

752
00:48:38,866 --> 00:48:41,733
‫گاهی‌اوقات بخاطر اینکه عصبانیم می‌کنن،

753
00:48:41,733 --> 00:48:46,033
‫و باقی وقت‌هام فقط دوست دارم
‫از بین رفتنشون رو ببینم.

754
00:48:55,133 --> 00:48:59,533
‫البته کشتنِ تو هم حتما
‫حسابی حال می‌داد.

755
00:49:02,466 --> 00:49:05,000
‫قتل خاصی می‌تونست بشه.

756
00:49:15,433 --> 00:49:18,300
‫گردنبند واقعیِ مارگو رو هم پیدا کردن.

757
00:49:18,300 --> 00:49:21,100
‫وقتی‌که محاکمه تموم بشه،
‫بهتره پس بگیریدش.

758
00:49:21,133 --> 00:49:23,900
‫نمی‌دونید چقدر این کارتون
‫برای من ارزشمنده.

759
00:49:23,933 --> 00:49:27,100
‫شرمنده اگه بهتون دروغ گفتیم.

760
00:49:28,700 --> 00:49:31,600
‫- هرگز قصدِ...
‫- می‌دونم چرا این کار رو کردید.

761
00:49:31,600 --> 00:49:34,266
‫مامان تو رو انتخاب کرد
‫تا بزرگم کنی.

762
00:49:34,300 --> 00:49:36,166
‫انتخاب درستی کرد.

763
00:49:36,200 --> 00:49:38,433
‫یه چیز دیگه هم براتون داریم.

764
00:49:42,400 --> 00:49:44,233
‫آم... دکتر گوپتا پیداش کرد.

765
00:49:44,266 --> 00:49:47,600
‫به پرونده ربطی نداره اما
‫فکر کردیم شاید بخواید داشته باشیدش.

766
00:49:55,666 --> 00:49:56,933
‫خدای من.

767
00:50:05,600 --> 00:50:08,000
‫خدای من.

768
00:50:10,633 --> 00:50:12,866
‫بهتره که دیگه ما بریم.

769
00:50:12,866 --> 00:50:15,100
‫تا دم در همراهیتون می‌کنم.

770
00:50:40,666 --> 00:50:42,800
‫- خیله‌خب.
‫- ممنونم.

771
00:50:48,400 --> 00:50:49,833
‫کِی سارا زایمان می‌کنه؟

772
00:50:51,333 --> 00:50:52,933
‫شش ماه دیگه.

773
00:50:52,933 --> 00:50:56,000
‫و می‌خواد قبل زایمان ازدواج کنه،

774
00:50:56,033 --> 00:50:59,100
‫که بخاطر همینـم بالاخره
‫تصمیم گرفتی که کار رو به پایان برسونی.

775
00:50:59,133 --> 00:51:00,933
‫کارت درسته.

776
00:51:02,733 --> 00:51:05,533
‫اگه از همه‌چیز خبر می‌داشتی،
‫توی عمل انجام شده قرارم می‌دادی.

777
00:51:09,533 --> 00:51:11,900
‫در وقت نیازم در کنارم بودی.

778
00:51:13,666 --> 00:51:15,600
‫هیچوقت اینو فراموش نمی‌کنم.

779
00:51:21,666 --> 00:51:23,633
‫موفق باشی رابز.

780
00:51:49,900 --> 00:51:51,400
‫چند نفر میان؟

781
00:51:51,400 --> 00:51:53,133
‫گمونم حدودا 200 نفر.

782
00:51:57,100 --> 00:51:59,800
‫بعدش می‌ری؟

783
00:51:59,800 --> 00:52:01,033
‫صبح می‌رم.

784
00:52:02,333 --> 00:52:04,300
‫زود برمی‌گردم.

785
00:52:06,066 --> 00:52:09,633
‫می‌خواست در این مورد توی کریسمس
‫باهات صحبت کنه،

786
00:52:09,633 --> 00:52:11,600
‫اما جونی فکر می‌کنه...

787
00:52:13,066 --> 00:52:15,233
‫...که بهتره با راکبی صحبت کنی.

788
00:52:15,266 --> 00:52:17,400
‫فکر می‌کنه بهت کمک می‌کنه.

789
00:52:17,433 --> 00:52:21,933
‫می‌دونم سرکارت گذاشته
‫اما هنوزم پدرته.

790
00:52:21,966 --> 00:52:23,833
‫هیچوقت پدرم نبوده.

791
00:52:28,533 --> 00:52:30,433
‫تو همیشه پدرم بودی.

792
00:52:49,833 --> 00:52:53,633
‫می‌تونم غروب ببینمت؟
‫یه کار پیدا کردم.

793
00:52:53,633 --> 00:52:55,733
‫بهتره یکم شیک و پیک بیای.

794
00:53:24,533 --> 00:53:25,933
‫سعی داری جلب توجه نکنی؟

795
00:53:27,733 --> 00:53:29,866
‫خب کارمون چیه؟

796
00:53:29,900 --> 00:53:32,000
‫هدیه‌ی تولدت.

797
00:53:32,033 --> 00:53:33,800
‫بهم گل داده بودی دیگه.

798
00:53:33,833 --> 00:53:35,600
‫باید هدیه‌ی بهتری می‌گرفتم.

799
00:53:35,633 --> 00:53:38,666
‫هنوزم خیلی دیر نشده، دوست دارم
‫یه عطر جدید برات بگیرم.

800
00:53:38,700 --> 00:53:40,633
‫همین رو می‌خواستی، مگه نه؟

801
00:53:40,633 --> 00:53:42,133
‫ایلسا بهت گفت اینو؟

802
00:53:42,133 --> 00:53:45,433
‫نمی‌خوام واست انتخاب کنم.
‫انتخاب با تو، من حساب می‌کنم.

803
00:53:45,433 --> 00:53:47,900
‫بعدشم می‌برمت شام.

804
00:53:57,733 --> 00:54:01,600
‫هردوشون رو دوست دارم
‫اما تو باید رایحه‌اش رو تحمل کنی.

805
00:54:01,600 --> 00:54:03,466
‫توی لندی.

806
00:54:08,033 --> 00:54:09,933
‫این یکی بوی کیک می‌ده.

807
00:54:11,033 --> 00:54:12,433
‫کیک دوست داری.

808
00:54:16,233 --> 00:54:17,666
‫این یکی...

809
00:54:20,233 --> 00:54:21,566
‫چی؟

810
00:54:21,600 --> 00:54:23,066
‫این یکی رو دوست دارم.

811
00:54:24,833 --> 00:54:26,333
‫منم اینو ترجیح می‌دم.

812
00:54:28,933 --> 00:54:32,000
‫خدای من، ارزونم نیست.

813
00:54:32,000 --> 00:54:33,300
‫مشکلی نداره.

814
00:54:47,866 --> 00:54:49,233
‫استرایک.

815
00:54:51,200 --> 00:54:53,433
‫بابت این ممنونم.

816
00:54:55,800 --> 00:54:57,466
‫خیلی برام ارزشمنده.

817
00:55:05,233 --> 00:55:07,100
‫تو بهترین دوستِ منی.
