﻿1
00:00:31,480 --> 00:00:33,680
‫کادوی تولد خدمت شما

2
00:00:33,680 --> 00:00:35,160
‫یه بار گل گرفتی برام دیگه

3
00:00:35,160 --> 00:00:37,280
‫کم لطفی کرده بودم

4
00:00:37,280 --> 00:00:40,320
‫اگه سرکار عِلیه اجازه بدید،
می‌خوام ‫براتون عطر جدید بخرم

5
00:00:40,320 --> 00:00:42,280
‫عطر دوست داشتی دیگه، نه؟

6
00:00:42,280 --> 00:00:44,800
‫- السا بهت گفته؟
‫- نمی‌خوام به سلیقه‌ی خودم باشه

7
00:00:44,800 --> 00:00:47,160
‫انتخاب با تو، من حساب می‌کنم

8
00:00:47,160 --> 00:00:50,040
‫بعدش شام مهمون منی

9
00:01:04,760 --> 00:01:06,760
‫از کجا انقدر درمورد
‫امراض دامی می‌دونی؟

10
00:01:06,760 --> 00:01:09,280
‫آم، خونواده‌ی شارلوت توی اران دامداری داشتن

11
00:01:09,280 --> 00:01:11,720
‫احتمالاً بخاطر مبلغ معاف از مالیاتـه

12
00:01:11,720 --> 00:01:15,800
‫یه چند وقتی اونجا بودم که
‫مادر ناتنیش سر از رختخواب من در آورد

13
00:01:15,800 --> 00:01:17,120
‫شوخی می‌کنی!

14
00:01:17,120 --> 00:01:18,740
‫چیکار کردی تو؟

15
00:01:18,740 --> 00:01:20,520
‫من... نگو بهم

16
00:01:20,520 --> 00:01:22,600
‫ترتیبش رو که ندادم بابا!

17
00:01:22,600 --> 00:01:25,360
‫- وای، نه
‫- یکِ نصفه شب بود

18
00:01:25,360 --> 00:01:27,720
‫جوری از جام پریدم که
‫افتادم روی سنگ دستشویی

19
00:01:27,720 --> 00:01:31,040
‫شارلوت بدو بدو اومد، خیال کرد از حال رفتم.
‫کارد می‌زدی خونش درنمی‌اومد.

20
00:01:31,040 --> 00:01:32,960
‫داد و هوار راه انداخت و
‫بعدش سروکله‌ی سِر آنتونی پیداش شد

21
00:01:37,500 --> 00:01:42,500
‫کلکسیون تمبر و شاتگان و سوگلی داشت

22
00:01:42,500 --> 00:01:44,340
سومین زنش بود

23
00:01:46,700 --> 00:01:47,980
‫چیه؟

24
00:01:47,980 --> 00:01:50,780
‫خب، من کی‌ام که بخوام نظر بدم؟

25
00:01:52,020 --> 00:01:53,940
‫خودم کمتر از یه سال
‫گند زدم به زندگی زناشوییم

26
00:01:53,940 --> 00:01:56,700
‫تو گند نزدی،
‫متیو بهت خیانت کرد

27
00:01:56,700 --> 00:01:58,420
‫آره، اما خودم هم...

28
00:02:00,140 --> 00:02:02,060
‫واقعاً دلم باهاش نبود

29
00:02:04,300 --> 00:02:07,740
‫می‌دونستی توی ماه‌عسل‌مون
‫می‌خواستم بزنم زیر همه‌چی؟

30
00:02:07,740 --> 00:02:09,900
‫واقعاً...

31
00:02:09,900 --> 00:02:12,420
‫جداً اشتباه محض بود، اما من...

32
00:02:12,420 --> 00:02:14,340
‫من جا زدم

33
00:02:17,780 --> 00:02:20,460
‫ولش کن، هنوز که هنوزه
‫واسم این و اون رو جور می‌کنن

34
00:02:22,580 --> 00:02:24,060
‫چطور پیش میره؟

35
00:02:25,220 --> 00:02:27,340
‫پیش نمیره

36
00:02:29,020 --> 00:02:30,900
‫هیچکدوم‌شون...

37
00:02:49,540 --> 00:02:51,220
‫ببخشید

38
00:02:51,220 --> 00:02:52,820
‫هنوز نتونستم به پاشنه‌بلند عادت کنم

39
00:02:52,820 --> 00:02:55,140
‫خودم هم باهاشون مشکل دارم

40
00:02:55,140 --> 00:02:56,300
‫برات تاکسی می‌گیرم

41
00:02:56,300 --> 00:02:58,700
‫نه، لازم نیست.
‫همینجوریش هم کلی تو خرج افتادی.

42
00:02:58,700 --> 00:03:01,020
‫مشکلی نیست.
‫همش بخاطر گل روی خودتـه.

43
00:03:01,020 --> 00:03:02,740
‫حدأقل کاریـه که از دستم برمیاد

44
00:03:02,740 --> 00:03:04,180
‫لایق بیشتر از اینایی

45
00:03:04,180 --> 00:03:04,580
‫تاکسی!

46
00:03:13,020 --> 00:03:14,460
‫شب بخیر

47
00:04:13,440 --> 00:04:15,320
‫« فصل ششم: قسمت اول »
‫« قلب سیاه جوهری »

48
00:04:28,740 --> 00:04:30,180
‫مدلش موقرمز بود

49
00:04:30,180 --> 00:04:33,380
‫الیزابت سیدال. می‌شناسیش؟

50
00:04:33,380 --> 00:04:36,580
‫با رزتی که ازدواج کرد قلبش رو شکوند

51
00:04:37,580 --> 00:04:39,060
‫شما چی می‌بینی؟

52
00:04:40,420 --> 00:04:42,860
‫آم، گمونم...

53
00:04:42,860 --> 00:04:45,580
رز و گزنه

54
00:04:47,100 --> 00:04:50,020
‫انگار می‌خواد بگه مرگ و عشق مکمل همدیگه‌ان

55
00:04:50,020 --> 00:04:51,620
‫بله

56
00:05:13,780 --> 00:05:16,420
‫وقت قبلی گرفتید؟

57
00:05:16,420 --> 00:05:19,180
‫- خیر
‫- بدون وقت قبلی نمیشه

58
00:05:19,180 --> 00:05:22,260
‫خب میشه الان برای دیدن ضرب‌العجلی
‫رابین الکات وقت بگیرم؟

59
00:05:35,780 --> 00:05:38,680
« کاف. ب. استرایک »
« کارآگاه خصوصی »

60
00:05:44,860 --> 00:05:48,340
‫بابونه نماد معصومیتـه و
‫درخت بید نشونه‌ی طهارت

61
00:05:49,980 --> 00:05:51,940
‫این از کل قصه‌ی اوفلیا

62
00:05:57,060 --> 00:05:58,500
‫اوهوم

63
00:06:19,460 --> 00:06:21,540
با کسی قرار داری؟

64
00:06:21,540 --> 00:06:23,500
‫می‌تونم بهش بگم بعداً بیاد

65
00:06:23,500 --> 00:06:25,540
‫کی هست؟

66
00:06:25,540 --> 00:06:27,220
‫اسمش ایدی لدولـه

67
00:06:27,220 --> 00:06:28,900
‫اوهوم

68
00:06:30,100 --> 00:06:31,860
‫خل و چلـه؟

69
00:06:31,860 --> 00:06:33,540
‫می‌خوای ازش بپرسم؟

70
00:06:56,980 --> 00:06:59,260
‫- ماچ کردن؟
‫- اصلاً بهش دست نزده

71
00:06:59,260 --> 00:07:00,540
‫شاید خوشش نیومده

72
00:07:00,540 --> 00:07:02,260
‫بعید می‌دونم پسره دنبال نظرش

73
00:07:02,260 --> 00:07:04,620
‫درمورد نقاش‌های پیشارافائلی باشه

74
00:07:04,620 --> 00:07:07,660
‫خب میج، کار جدید چطوره؟

75
00:07:07,660 --> 00:07:09,100
‫دارم حال می‌کنم

76
00:07:09,100 --> 00:07:10,980
‫چی بهتر از هوای تازه

77
00:07:10,980 --> 00:07:12,660
‫من باید برم مِی‌فر

78
00:07:12,660 --> 00:07:15,380
‫دوربینت دم دستت باشه.
‫ماچ کردن عکس بگیر که دیگه فرصتی گیرمون نمیاد.

79
00:07:20,500 --> 00:07:22,420
‫چرا اسمتون رو نزدید روی دَر؟

80
00:07:22,420 --> 00:07:24,580
‫خب، قبل از اومدنم ‫همینطوری بود

81
00:07:24,580 --> 00:07:26,540
خب، الان که شما اینجایید

82
00:07:26,540 --> 00:07:28,540
‫حالا یه دره دیگه

83
00:07:28,540 --> 00:07:30,340
‫ببینید، واقعاً عذر می‌خوام

84
00:07:30,340 --> 00:07:33,780
‫متأسفانه اگه برای استخدام اومدی،
‫باید بگم که فعلاً ارباب‌رجوع جدید نمی‌پذیریم

85
00:07:33,780 --> 00:07:35,580
‫یه سری‌ها تو نوبت‌ان

86
00:07:35,580 --> 00:07:38,100
‫آم، میشه... سیگار بکشم؟

87
00:07:38,100 --> 00:07:40,500
‫سیگار کشیدن توی این ساختمون قدغنـه

88
00:07:40,500 --> 00:07:42,340
‫بالأخره که یکی پیدا میشه سیگار بکشه

89
00:07:42,340 --> 00:07:44,460
‫- توی ساعات اداری ممنوعـه
‫- عیبی نداره

90
00:07:44,460 --> 00:07:46,660
‫آدامس دارم...

91
00:07:48,140 --> 00:07:49,660
‫این برای شماست

92
00:07:52,260 --> 00:07:53,740
‫وقت‌مون پُره ها

93
00:07:53,740 --> 00:07:56,860
‫خب، حاضرم بیشتر پول بدم

94
00:07:56,860 --> 00:07:58,980
‫راستشو بخوای،
‫به بن‌بست خوردم

95
00:07:58,980 --> 00:08:01,740
‫پس هرچقدر بخوای پرداخت می‌کنم

96
00:08:01,740 --> 00:08:04,340
‫لاأقل میشه به حرفم گوش بدی...

97
00:08:04,340 --> 00:08:05,940
‫...خواهشاً؟

98
00:08:05,940 --> 00:08:07,700
‫دستم به جایی بند نیست

99
00:08:07,700 --> 00:08:09,460
‫می‌خوای بشینی؟

100
00:08:09,460 --> 00:08:11,100
‫نه

101
00:08:11,100 --> 00:08:13,180
‫قلب سیاه جوهری به گوشِت خورده؟

102
00:08:13,180 --> 00:08:15,660
‫آم، برنامه‌ی تلویزیونیـه دیگه، نیست؟

103
00:08:15,660 --> 00:08:18,700
‫الان آره، اول به صورت کارتون پخش شد

104
00:08:18,700 --> 00:08:20,620
‫من و دوستسابقم ساختیمش

105
00:08:20,620 --> 00:08:23,740
‫به زودی فیلمش ساخته میشه

106
00:08:23,740 --> 00:08:26,340
‫ببخشید، واقعاً لازمـه...

107
00:08:26,340 --> 00:08:30,260
‫ما کُلی طرفدار داریم و اکثراً هم آدم‌های خوبی‌ان،
‫اما یکی‌شون هست که...

108
00:08:30,260 --> 00:08:31,900
‫وای،

109
00:08:31,900 --> 00:08:33,660
‫میشه لطفاً یه نخ سیگار بکشم؟

110
00:08:35,100 --> 00:08:37,260
‫آره، یه نخ دم پنجره بکش

111
00:08:56,540 --> 00:08:58,180
‫آم...

112
00:08:58,180 --> 00:09:00,900
‫یکی از طرفدارها
اینترنتی من رو زیر نظر گرفته و

113
00:09:00,900 --> 00:09:03,580
‫بخاطر این هم نیست که چشمش رو گرفتم

114
00:09:03,580 --> 00:09:05,820
‫ازم بیزاره

115
00:09:05,820 --> 00:09:09,740
‫انگار رسالتش اینـه که بیاد و
‫نذاره یه آب خوش از گلوم پایین بره

116
00:09:09,740 --> 00:09:14,140
‫ببین، پیام‌های توهین‌آمیزشون برام مهم نیست،
‫ولی این یکی حسابش با بقیه سَواست

117
00:09:14,140 --> 00:09:17,420
‫سه سال آزگاره که کار شب و روزش همین شده

118
00:09:17,420 --> 00:09:19,340
‫خب، اگه برات مزاحمت ایجاد کرده،
‫اونوقت پلیس می‌تونه...

119
00:09:19,340 --> 00:09:21,820
‫پیش پلیس هم رفتم،
‫کاری از دستشون برنمیاد

120
00:09:21,820 --> 00:09:24,260
‫آخه هیچکس اسم واقعیش رو نمی‌دونه

121
00:09:24,260 --> 00:09:27,500
‫تموم حساب‌های کاربریش
‫با اسم «آنومی» ثبت شده

122
00:09:27,500 --> 00:09:31,620
‫آنومی یکی از افرادی بود که از روی کارتونِ من،
‫بازی آنلاین ساخت

123
00:09:34,660 --> 00:09:36,420
‫با تموم حساب‌ها...

124
00:09:36,420 --> 00:09:38,660
‫عکس آپارتمانم رو پُست کرد

125
00:09:38,660 --> 00:09:42,820
‫چو انداخت قبلاً بودم که
‫اصلاً و ابداً حقیقت نداره

126
00:09:42,820 --> 00:09:46,780
‫آم، حتی تونستن جاش رو قانع کنن که آنومی خود منم

127
00:09:46,780 --> 00:09:49,940
‫انگار متوسل شدم به خراب کردن خودم
‫فقط بخاطر اینکه ترحم بقیه رو جلب کنم

128
00:09:51,220 --> 00:09:53,820
‫جاش همکارمـه، با هم برنامه رو ساختیم

129
00:09:55,140 --> 00:09:57,340
‫من این آدم رو دوست داشتم و

130
00:09:57,340 --> 00:10:00,140
‫همین آدم من رو به چشم
‫یه عفریته می‌بینه

131
00:10:00,140 --> 00:10:01,740
‫واقعاً...

132
00:10:03,740 --> 00:10:06,620
‫زندگیم سیاه شده

133
00:10:06,620 --> 00:10:08,980
‫انگار دیگه خودم هم دارم عقلم رو از دست میدم

134
00:10:10,380 --> 00:10:12,740
‫تازه، می‌خوای بدونی بدترین جای ماجرا کجاست؟

135
00:10:12,740 --> 00:10:15,380
‫اینکه آنومی عین کف دست منو می‌شناسه

136
00:10:16,540 --> 00:10:18,980
‫خیلی چیزمیزها درموردم می‌دونه و
‫همه‌شون هم صحت داره

137
00:10:18,980 --> 00:10:21,500
‫مثلاً اینکه یه بار خواستم خودکشی کنم...

138
00:10:21,500 --> 00:10:23,140
‫واقعاً متأسفم... متأسفم

139
00:10:23,140 --> 00:10:25,540
‫کسی چیزی نمی‌دونست، اما آنومی خبر داشت

140
00:10:26,500 --> 00:10:28,860
‫اصلاً می‌دونست توی کدوم بیمارستان بستری بودم،
‫توی توئیتر پُستش کرد

141
00:10:30,180 --> 00:10:31,700
‫نوشت هدفم جلب توجه بوده

142
00:10:35,100 --> 00:10:38,260
‫گمونم همه‌چی رو گفتم دیگه،
‫همش توی پوشه هست

143
00:10:38,260 --> 00:10:41,860
‫فکر کنم... احتمال داره

144
00:10:41,860 --> 00:10:44,380
‫یکی از هم‌خونه‌های قدیمیم باشه،
‫یه آقایی به اسم پِز...

145
00:10:44,380 --> 00:10:47,380
‫- خانم لدول...
‫- موضوع اینجاست که، نمی‌دونم

146
00:10:47,380 --> 00:10:50,020
‫این آدم رفیقم بود،

147
00:10:50,020 --> 00:10:54,740
‫حالا همش با خودم میگم: «نکنه تویی؟
‫آخه من چه هیزم تری بهت فروختم؟»

148
00:10:54,740 --> 00:10:56,180
‫تو رو خدا به دادم برس

149
00:10:57,660 --> 00:10:59,780
‫ببین...

150
00:10:59,780 --> 00:11:02,060
‫...حتی اگه بتونم بهت وقت بدم،

151
00:11:02,060 --> 00:11:05,420
تخصص‌مون همچین مواردی نیست

152
00:11:05,420 --> 00:11:08,340
‫این دفتر‌ها تخصص‌شون سایبریـه

153
00:11:08,340 --> 00:11:10,060
‫جفتشون کارشون درستـه

154
00:11:10,060 --> 00:11:11,580
‫من...

155
00:11:11,580 --> 00:11:14,140
‫واقعاً دلم می‌خواست
‫تو پیگیر کارم بشی

156
00:11:14,140 --> 00:11:16,820
‫- آم، درموردت خوندم
‫- آقای استرایک خیلی توی کارش ماهر...

157
00:11:16,820 --> 00:11:19,180
‫نه، نه، می‌خواستم خودت باشی

158
00:11:20,220 --> 00:11:22,700
‫ولی بیخیال، می‌فهمم

159
00:11:22,700 --> 00:11:24,340
‫سرت زیادی شلوغـه

160
00:11:24,340 --> 00:11:25,820
‫من هم همینطور

161
00:11:30,020 --> 00:11:32,020
‫واقعاً هیچ راهی نداره؟

162
00:11:32,020 --> 00:11:33,860
‫یکی از همین دفتر‌ها مشکلت رو حل می‌کنه

163
00:11:35,580 --> 00:11:37,620
‫گردنت چی شده؟

164
00:11:37,620 --> 00:11:39,460
‫بخاطر دست‌وپاچلفتی‌بازی‌هامـه

165
00:11:42,940 --> 00:11:47,580
‫دو ساعت از بدترین گفتگوییـه که
‫به عمرت می‌شنوی

166
00:11:47,580 --> 00:11:50,420
‫دقیقاً تهش میگه
‫توی چلسی خونه داره

167
00:11:50,420 --> 00:11:53,060
‫می‌تونی از مراجعه‌کننده جویا بشی
‫ببینی از چیزی خبر داره یا نه؟

168
00:11:53,060 --> 00:11:54,660
‫- چشم
‫- ممنونم

169
00:11:56,580 --> 00:11:59,620
‫واقعاً متأسفم کاری از دستم برنیومد

170
00:11:59,620 --> 00:12:01,060
‫ممنونم

171
00:12:01,060 --> 00:12:02,900
‫بسیارخب پس، خداحافظ

172
00:12:04,860 --> 00:12:07,580
‫یه فکری به حال این در هم بکن

173
00:12:16,060 --> 00:12:19,680
‫« جاش بلی و ایدی لدول تقدیم می‌کند: »
‫« قلب سیاه جوهری »

174
00:12:29,060 --> 00:12:32,260
‫وای، آبجیم داره میره مهمونی

175
00:12:32,260 --> 00:12:33,980
‫چرا تو رو دعوت نکرده پس؟

176
00:12:33,980 --> 00:12:37,260
‫نمی‌بینی مُرده‌ام؟! چون همین خودت
‫دیگه پوست و گوشت نذاشتی برام؟!

177
00:12:37,260 --> 00:12:39,740
‫حالا نه که به دردت می‌خورد!

178
00:12:39,740 --> 00:12:41,460
‫ناراحتم، با تموم وجودم

179
00:12:41,460 --> 00:12:43,540
‫بیخیال، رنگ‌پریده. ناسلامتی مُردی

180
00:12:43,540 --> 00:12:45,300
‫حالا دیگه اوضاع بر وفق مُراد پیش میره

181
00:12:49,140 --> 00:12:50,820
‫دور شو، موجود منفور!

182
00:12:50,820 --> 00:12:52,500
‫من منفور نیستم!

183
00:12:52,500 --> 00:12:54,980
‫یه نگاه به خودت بنداز.
‫مگه قلب درست‌وحسابی صورتی نیست؟

184
00:12:54,980 --> 00:12:57,140
‫شرارت تموم وجودت رو گرفته!

185
00:12:57,140 --> 00:12:58,620
‫میشه حدأقل با هم بازی کنیم؟

186
00:12:58,620 --> 00:13:01,820
‫ایول! بازی رو شروع کن، دادا!

187
00:13:01,820 --> 00:13:03,900
‫دِرِک می‌خواد بازی کنه!

188
00:13:03,900 --> 00:13:05,780
‫قلب سیاه جوهری نیست؟

189
00:13:05,780 --> 00:13:07,460
‫نگو که طرفدارشی

190
00:13:07,460 --> 00:13:10,260
‫- چرا؟
‫- اِکسم تو کفِش بود

191
00:13:10,260 --> 00:13:11,820
‫همش اداشون رو درمی‌آورد

192
00:13:11,820 --> 00:13:14,700
‫«ناراحتم، با تموم وجودم.»
‫«بازی رو شروع کن، دادا!»

193
00:13:14,700 --> 00:13:16,340
‫یکی بیاد منو خلاصم کنه

194
00:13:17,340 --> 00:13:19,220
‫سازنده‌اش اومده بود اینجا

195
00:13:19,220 --> 00:13:21,260
‫نه بابا! ایدی لدول؟

196
00:13:21,260 --> 00:13:23,980
‫آره. اِکست تو کفِ ایدی هم بود؟

197
00:13:23,980 --> 00:13:26,220
‫آره بابا. ایدی لدول

198
00:13:26,220 --> 00:13:28,740
‫به چشم بث،
‫یه آدم متحجره که از زمین و زمان فراریـه

199
00:13:28,740 --> 00:13:30,900
‫متعصبـه و ضدمعلولینـه

200
00:13:30,900 --> 00:13:32,340
‫حالا همچین آدمی هست؟

201
00:13:32,340 --> 00:13:33,780
‫نه احتمالاً

202
00:13:33,780 --> 00:13:35,820
‫ولی بث تموم زندگیش آنلاینـه و

203
00:13:35,820 --> 00:13:38,700
‫از عالم و آدم هم بدش میاد
‫مگر این ناشتا زده باشی

204
00:13:38,700 --> 00:13:40,980
‫یکیو شَتَک کرده باشی

205
00:13:40,980 --> 00:13:42,940
‫اینو توی دستشویی جا گذاشت

206
00:13:42,940 --> 00:13:44,180
‫آدرسش رو داده؟

207
00:13:44,180 --> 00:13:46,540
‫نه، عمداً این کار رو کرده، نه؟

208
00:13:49,700 --> 00:13:52,020
‫احتمالاً مدیر برنامه‌ داره،
‫می‌برم واسه‌ش

209
00:13:52,020 --> 00:13:53,340
‫چی، مگه نمی‌خوای پرونده‌اش رو قبول کنی؟

210
00:13:53,340 --> 00:13:55,340
‫نمیشه، جا نداریم

211
00:13:55,340 --> 00:13:57,100
‫اصلاً و ابداً

212
00:13:57,100 --> 00:13:59,100
‫نه که تا دیروقت سرکاری،

213
00:13:59,100 --> 00:14:01,860
‫عینهو بچه فراری‌ها همینجا می‌خوابی

214
00:14:01,860 --> 00:14:03,420
‫باهات موافقت کردم

215
00:14:05,820 --> 00:14:07,740
‫می‌دونی قرار بعدیم کجاست؟

216
00:14:07,740 --> 00:14:09,180
‫جاده‌ی پترتون

217
00:14:09,180 --> 00:14:10,820
بخاطر خیانت

218
00:14:25,080 --> 00:14:33,800
‫« آنومی ایدی لدول »

219
00:14:46,420 --> 00:14:49,860
‫خب، چند نفری از طرفدارهاتون
‫از روی یکی از شخصیت‌هاتون

220
00:14:49,860 --> 00:14:52,020
‫یه بازی آنلاین ساختن

221
00:14:52,020 --> 00:14:53,620
‫بله، بازی دِرِک

222
00:14:53,620 --> 00:14:55,100
‫دیدیمش

223
00:14:55,100 --> 00:14:56,660
‫جزئیاتش حرف نداره

224
00:14:56,660 --> 00:14:58,980
‫آنومی و مورهاوس، دستتون طلا

225
00:15:00,020 --> 00:15:01,460
‫البته یجورهایی عجیبـه

226
00:15:01,460 --> 00:15:06,420
‫چون توی کارتون ما،
‫بازی دِرِک واقعی نیست

227
00:15:06,420 --> 00:15:09,140
‫عرضم به حضورتون، نکته‌ی اصلی
‫اینجاست که دِرِک تموم قوانین بازی رو

228
00:15:09,140 --> 00:15:11,700
‫بداهه می‌سازه تا
‫شاهد باخت بقیه باشه

229
00:15:11,700 --> 00:15:13,780
‫بازی‌ای نیست که بشه واقعاً انجامش داد

230
00:15:13,780 --> 00:15:16,700
‫ظاهراً آنومی و مورهاوس
‫اینجاش رو متوجه نشدن

231
00:15:41,580 --> 00:15:44,620
‫رابین خیال می‌کنه احتمالاً کارت تموم شده

232
00:15:44,620 --> 00:15:47,900
‫می‌تونه پرونده‌ی عتیقه‌ها رو باهات انجام بده،
‫اگه هنوز هم دو نفر لازمـه

233
00:15:50,580 --> 00:15:53,180
‫بارکلی رو بذار باهاش

234
00:15:53,180 --> 00:15:55,820
‫سم سرگرم پرونده‌ی چلسیـه

235
00:15:55,820 --> 00:15:58,100
‫خودم پرونده‌ی چلسی رو انجام میدم

236
00:16:06,740 --> 00:16:08,460
‫- ممنونم
‫- آلن یومن

237
00:16:08,460 --> 00:16:11,100
‫رابین الکات هستم، کارآگاه خصوصی

238
00:16:11,100 --> 00:16:13,180
‫بله، ایدی گفت باهاتون صحبت کرده

239
00:16:13,180 --> 00:16:14,740
‫منتظرم بودید؟

240
00:16:14,740 --> 00:16:16,900
‫خب، گفت احتمال داره تشریف بیارید اینجا و

241
00:16:16,900 --> 00:16:19,140
‫من هم سعی کنم رأی‌تون رو بزنم

242
00:16:19,140 --> 00:16:22,820
‫مشخصات دوتا از متخصصین دیجیتالی رو
‫بهشون دادم

243
00:16:22,820 --> 00:16:24,980
‫باهاشون تماس گرفتم

244
00:16:24,980 --> 00:16:27,220
‫- توکل‌مون به خداست
‫- عالیـه

245
00:16:27,220 --> 00:16:28,940
‫این هم پرونده‌شون

246
00:16:28,940 --> 00:16:30,420
‫سلامم رو به ایدی برسونید

247
00:16:30,420 --> 00:16:32,740
‫یه لحظه

248
00:16:32,740 --> 00:16:35,380
‫گفت اگه اومدید...

249
00:16:35,380 --> 00:16:38,020
‫این رو بهتون بدم

250
00:16:38,020 --> 00:16:39,540
‫نمی‌خواست وقتتون رو بگیره،

251
00:16:39,540 --> 00:16:41,740
‫چشم امیدش به شما بود

252
00:16:42,680 --> 00:16:48,620
‫« همیشه کارهای نامحسوست رو بسپار به ارواح »

253
00:16:50,180 --> 00:16:54,580
‫می‌تونم بپرسم چرا آنومی
‫انقدر ازش متنفره؟

254
00:16:54,580 --> 00:16:58,180
‫یه بازی آنلاین مختص کارتونش ساخته

255
00:16:58,180 --> 00:17:01,220
‫خیال می‌کردم حتماً
‫به چشمش یه قهرمانـه

256
00:17:01,220 --> 00:17:03,140
‫تنها چیزی که به ذهن‌مون می‌رسه اینـه که

257
00:17:03,140 --> 00:17:06,020
‫یه دفعه توی یه مصاحبه‌ای گفت
‫از نظرش بازی دِرِک

258
00:17:06,020 --> 00:17:08,460
‫متوجه شخصیت دِرِک نشده

259
00:17:08,460 --> 00:17:10,460
‫گمونم دیدمش

260
00:17:10,460 --> 00:17:13,060
‫گفت توی کارتون،
‫بازی‌های دِرِکه اصلاً

261
00:17:13,060 --> 00:17:14,740
‫واقعی نیست

262
00:17:14,740 --> 00:17:17,620
‫از همون موقع آزار و اذیت‌های آنومی شروع شد

263
00:17:17,620 --> 00:17:19,740
‫سه سال گذشته و همچنان
‫همون آشـه و همون کاسه

264
00:17:20,940 --> 00:17:23,460
رسماً جهنم رو از سر گذرونده

265
00:17:23,460 --> 00:17:25,860
‫بعد از جداییش با جاش
‫بدجور به هم ریخت و

266
00:17:25,860 --> 00:17:29,500
‫حالا هم بهش تهمت زده
‫هر مدل کثافت‌کاریی کرده

267
00:17:29,500 --> 00:17:31,260
‫خیلی نگرانشم

268
00:17:34,500 --> 00:17:38,580
‫بهش می‌گید برنامه رو تماشا کردم و
‫خیلی خوشم اومد؟

269
00:17:38,580 --> 00:17:40,860
‫خیلی بااستعداده

270
00:17:40,860 --> 00:17:43,500
‫همینطوره. حتماً بهش میگم

271
00:17:44,700 --> 00:17:46,260
‫تشکر

272
00:17:46,260 --> 00:17:48,020
‫مراقب خودتون باشید

273
00:17:48,020 --> 00:17:49,860
‫خداحافظ

274
00:18:01,380 --> 00:18:02,820
‫- السا!
‫- سلام علیکم!

275
00:18:02,820 --> 00:18:05,020
‫مرسی که اومدی

276
00:18:05,020 --> 00:18:06,980
‫دل تو دلم نیست اینجا رو ببینی

277
00:18:16,780 --> 00:18:18,660
‫- من بیرون منتظر می‌مونم
‫- لطف می‌کنید

278
00:18:24,940 --> 00:18:28,340
‫فقط یه اتاق خواب داره،
‫اما می‌تونم مبل تختخواب‌شو بخرم

279
00:18:30,380 --> 00:18:32,660
‫به نظرم حرف نداره

280
00:18:32,660 --> 00:18:35,140
‫پروسه‌اش چطوریـه؟

281
00:18:35,140 --> 00:18:36,580
‫پروسه‌ای در کار نیست

282
00:18:36,580 --> 00:18:38,700
‫صاحبخونه فی‌الفور قصد فروش داره...

283
00:18:38,700 --> 00:18:41,100
‫کورمورن نظرش چیه؟

284
00:18:41,100 --> 00:18:42,980
‫هنوز چیزی بهش نگفتم

285
00:18:46,220 --> 00:18:47,860
‫شما دوتا چتونـه؟

286
00:18:49,420 --> 00:18:52,020
‫خب... خب، حالا بهش میگم

287
00:18:53,580 --> 00:18:55,820
‫کسشعر تحویل من نده

288
00:18:55,820 --> 00:18:57,740
‫وکالت تو خونمـه

289
00:19:02,060 --> 00:19:05,660
‫خب، با کورمورن ماه گذشته...

290
00:19:05,660 --> 00:19:07,820
‫تولدم رفتیم بیرون

291
00:19:09,020 --> 00:19:11,060
‫وقتی که داشتیم خداحافظی می‌کردیم...

292
00:19:12,180 --> 00:19:14,460
‫خواست  صحبت کنه

293
00:19:14,460 --> 00:19:17,100
‫- خدای من!
‫- من هم هول شدم

294
00:19:17,100 --> 00:19:20,340
‫بگی‌نگی خودم رو عقب کشیدم

295
00:19:20,340 --> 00:19:23,340
‫هنوز که هنوزه قیافه‌اش جلوی چشممـه

296
00:19:25,900 --> 00:19:29,020
‫خیلی سریع نشوندم توی تاکسی و
‫راهیم کرد، همین

297
00:19:30,700 --> 00:19:32,420
‫دست و پام رو گم کردم

298
00:19:32,420 --> 00:19:33,860
‫چرا؟

299
00:19:37,940 --> 00:19:39,700
‫نمی‌دونم

300
00:19:39,700 --> 00:19:41,340
‫بیخیال

301
00:19:46,020 --> 00:19:47,660
‫چون...

302
00:19:48,820 --> 00:19:52,180
‫می‌دونستم از سرش بپره،
‫از کارش پشیمون میشه

303
00:19:52,180 --> 00:19:53,820
‫بعدشم...

304
00:19:54,820 --> 00:19:58,140
‫تحمل نداشتم از دهنش بشنوم که

305
00:19:58,140 --> 00:19:59,820
‫کارمون اشتباه بود

306
00:20:01,980 --> 00:20:04,140
‫واقعاً دلم نمی‌خواست بهم بگه
‫دست خودش نبود

307
00:20:05,940 --> 00:20:08,060
‫حرفت چیـه؟

308
00:20:10,380 --> 00:20:12,140
‫دلت رو بُرده؟

309
00:20:17,900 --> 00:20:19,500
‫اصلاً دلم نمی‌خواد اینطوری باشه

310
00:20:20,860 --> 00:20:23,300
‫اینطوری همه‌چی به هم می‌ریزه

311
00:20:23,300 --> 00:20:25,260
‫درموردش صحبت نکردید؟

312
00:20:27,620 --> 00:20:30,260
‫راستش دفتر تموم زندگیمـه و

313
00:20:30,260 --> 00:20:32,420
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بهش لطمه وارد بشه

314
00:20:34,540 --> 00:20:37,820
‫بعدشم الان قسط دارم.
‫باید تمرکزم رو بذارم روی کارم.

315
00:20:37,820 --> 00:20:39,700
‫عین خودش حرف می‌زنی

316
00:20:59,660 --> 00:21:02,580
‫هشت ساعت روی فاکتور
پرونده‌ی فینگرز اضافه کن

317
00:21:02,580 --> 00:21:04,060
‫ممنونم

318
00:21:07,980 --> 00:21:09,460
‫دیدی؟

319
00:21:09,460 --> 00:21:12,740
‫با ساک اومده

320
00:21:12,740 --> 00:21:14,660
‫پت، حواسم رو پرت نکن

321
00:21:14,660 --> 00:21:16,460
‫بهش میگن سندروم موفقیت

322
00:21:16,460 --> 00:21:19,860
‫به محض اینکه تموم بدهی‌هات صاف میشه و
‫زندگیت گل و بلبلـه،

323
00:21:19,860 --> 00:21:23,340
‫کم‌کم میری سراغ نوشیدنی 

324
00:21:23,340 --> 00:21:24,980
‫دود

325
00:21:29,820 --> 00:21:32,220
‫همون دختره نیست که
‫اومده بود اینجا؟

326
00:21:34,180 --> 00:21:35,820
‫چرا، ایدی لدولـه

327
00:21:36,820 --> 00:21:38,780
‫خبر فیلمش پخش شده؟

328
00:21:40,740 --> 00:21:42,980
‫نه، عزیزم. کشتنش

329
00:21:54,340 --> 00:21:56,020
‫« جسد ایدی لدول کشف شد »

330
00:22:01,300 --> 00:22:03,540
‫آقای استرایک...

331
00:22:05,580 --> 00:22:07,220
‫میشه بیاید اینجا؟

332
00:22:30,740 --> 00:22:32,340
‫ممنونم

333
00:22:35,380 --> 00:22:37,860
‫یه چیز سنگین‌تر می‌خوای؟

334
00:22:37,860 --> 00:22:41,260
‫نمی‌خوام با بوی بد بشینم جلوی پلیس

335
00:22:42,980 --> 00:22:44,420
‫چیزیم نیست

336
00:22:46,060 --> 00:22:48,580
‫اگه قرار باشه هر دفعه یکی توی لندن
‫چاقو می‌خوره از حال برم که

337
00:22:48,580 --> 00:22:50,460
‫نصف عمرم رو باید بیهوش سَر کنم

338
00:22:53,580 --> 00:22:56,980
‫کشته شدنش با قبول نکردن پرونده‌اش
‫هیچ ارتباطی ندارن

339
00:22:56,980 --> 00:22:58,740
‫می‌دونی دیگه؟

340
00:23:01,660 --> 00:23:03,700
‫آره بابا، می‌دونم

341
00:23:10,180 --> 00:23:11,820
‫ولی دستش به جایی بند نبود

342
00:23:18,820 --> 00:23:20,380
‫میشه لطفاً...

343
00:23:20,380 --> 00:23:22,820
‫میشه یه چند لحظه تنهام بذاری
‫خودم رو جمع و جور کنم؟

344
00:23:37,060 --> 00:23:40,100
‫شب بخیر. بازپرس مورفی،
‫از دایره‌ی جنایی هستم

345
00:23:40,100 --> 00:23:42,140
‫ایشون آنجلا دارویش هستن

346
00:23:42,140 --> 00:23:44,380
‫کورمورن استرایک، بفرمایید از اون طرف

347
00:23:48,420 --> 00:23:50,260
‫آنومی رو چطوری هجی می‌کنید؟

348
00:23:50,260 --> 00:23:53,740
‫الف، نون، واو، میم، ی

349
00:23:53,740 --> 00:23:57,340
‫یعنی فقدان معیارهای عرف اجتماعی و اخلاقی

350
00:23:57,340 --> 00:24:00,620
‫معنی حسِ جدایی از مردم رو هم میده

351
00:24:00,620 --> 00:24:03,500
‫ایدی ازمون خواست ببینیم
‫کی دنبالشـه

352
00:24:03,500 --> 00:24:05,620
‫خیال می‌کرد حتماً طرف یکی از آشنایانشـه،

353
00:24:05,620 --> 00:24:07,340
‫چون قبلاً که دست به خودکشی زده بود،

354
00:24:07,340 --> 00:24:10,340
‫آنومی خبر داشت کدوم بیمارستان بستریش کردن

355
00:24:10,340 --> 00:24:13,180
‫اتفاقاً به یکی از هم‌خونه‌های اسبقش هم اشاره کرد

356
00:24:13,180 --> 00:24:15,980
‫والی کاردو؟

357
00:24:15,980 --> 00:24:19,140
‫گمونم طرف اسمش پِز بود،
‫فکر کنم...

358
00:24:19,140 --> 00:24:22,380
‫چیزی یادداشت نکردم، چون می‌دونستم
‫وقت خالی برای پرونده‌اش نداریم

359
00:24:22,380 --> 00:24:24,420
‫وضعیت روانیش چطور بود؟

360
00:24:24,420 --> 00:24:26,700
‫مضطرب بود

361
00:24:26,700 --> 00:24:28,140
‫برای سیگار کشیدن بی‌قراری می‌کرد

362
00:24:28,140 --> 00:24:29,860
‫ناخن‌هاش رو می‌خورد

363
00:24:31,020 --> 00:24:34,220
‫لباس‌هاش چروک بودن.
‫کیفش گرون‌قیمت بود و

364
00:24:34,220 --> 00:24:36,340
‫اما پاشنه‌ی پوتینش ترمیم لازم بود و

365
00:24:37,980 --> 00:24:41,020
‫روی گردنش ردّ کبودی انگشت بود

366
00:24:41,020 --> 00:24:43,780
‫ازش که پرسیدم،
‫جواب سربالا داد

367
00:24:45,980 --> 00:24:47,620
‫توی رابطه بود؟

368
00:24:47,620 --> 00:24:50,980
‫نامزد داشت اما جزو مظنونین نیست

369
00:24:50,980 --> 00:24:55,180
‫چیزی درمورد اینکه بخاطر عقاید سیاسی‌اش
‫مورد حمله قرار گرفته باشه، نگفت؟

370
00:24:55,180 --> 00:24:57,380
‫حرفی از سیاست نزد

371
00:24:58,940 --> 00:25:01,180
‫خب، چیز دیگه‌ای مونده که نگفته باشید؟

372
00:25:01,180 --> 00:25:04,180
‫نه، فکر کنم کارمون تمومـه

373
00:25:04,180 --> 00:25:06,020
‫ببخشید، می‌تونم بپرسم
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

374
00:25:07,380 --> 00:25:09,660
‫می‌دونم رسماً اجازه ندارید حرفی بزنید،

375
00:25:09,660 --> 00:25:11,860
‫اما رابطه‌ی خیلی خوبی با پلیس داریم و

376
00:25:11,860 --> 00:25:14,180
‫محرمانه بودنِ پرونده‌ها رو درک می‌کنیم

377
00:25:14,180 --> 00:25:16,460
‫گمونم ایرادی نداره

378
00:25:16,460 --> 00:25:20,820
‫با آقایی به اسم جاش بلی توی
‫قبرستون هایگیت قرار داشت

379
00:25:20,820 --> 00:25:22,380
‫دوست  سابقشـه

380
00:25:22,380 --> 00:25:25,600
‫جفتشون مورد حمله قرار گرفتن.
‫از نظر ما دختره قبل از اینکه پسره از راه برسه،

381
00:25:25,620 --> 00:25:26,700
‫تموم کرده بود

382
00:25:27,780 --> 00:25:30,940
‫پسره جراحی شده،
‫اما وضعیتش وخیمـه

383
00:25:30,940 --> 00:25:32,140
‫شاهدی نبوده؟

384
00:25:32,140 --> 00:25:34,540
‫نه، دوربین‌ها هم چیزی نگرفتن

385
00:25:34,540 --> 00:25:37,140
‫گوشیش رو گرفتن، امیدواریم
‫به اندازه‌ی کافی حماقت به خرج بدن که

386
00:25:37,140 --> 00:25:38,260
‫روشنش کنن

387
00:25:39,380 --> 00:25:41,540
‫متأسفانه بیشتر از این نمی‌تونیم حرفی بزنیم

388
00:25:43,220 --> 00:25:44,740
‫ممنون از شما

389
00:25:51,100 --> 00:25:53,420
‫اگه بخوام باهاتون صحبت کنم،
‫کجا بیام سراغ‌تون؟

390
00:25:53,420 --> 00:25:55,260
‫همه‌چی به بازپرس مورفی ارجاع داده میشه

391
00:25:55,260 --> 00:25:56,700
‫متوجه شدم

392
00:25:56,700 --> 00:25:58,220
‫باز هم ممنون

393
00:26:11,580 --> 00:26:15,740
‫« والی کاردو »

394
00:26:22,580 --> 00:26:24,020
‫ببخشید، اجازه هست؟

395
00:26:24,020 --> 00:26:25,940
‫دستم رو خوندی

396
00:26:27,140 --> 00:26:29,180
‫دیدی چطوری خودش رو بازپرس مورفی معرفی کرد

397
00:26:29,180 --> 00:26:31,060
‫اما خانمه رو آنجلا دارویش؟

398
00:26:31,060 --> 00:26:33,380
‫از خانمه پرسیدم چطوری باهاش در تماس باشم،
‫حواله‌م داد به مورفی

399
00:26:33,380 --> 00:26:34,860
‫منظورت چیه؟

400
00:26:34,860 --> 00:26:36,540
‫گمونم احتمالاً از ام‌آی۵ اومده

401
00:26:36,540 --> 00:26:38,660
‫برای مبارزه با تروریسم
‫با نیروی انتظامی همکاری می‌کنن

402
00:26:40,660 --> 00:26:43,860
‫چرا باید ایدی لدول رو ترور کنن؟

403
00:26:43,860 --> 00:26:47,660
‫نمی‌دونم، اما مگه ندیدی
‫پای عقاید سیاسی‌اش رو پیش کشید؟

404
00:26:47,660 --> 00:26:50,180
‫اون یارویی هم که اسمش رو گفتن؛
‫والی کاردو

405
00:26:50,180 --> 00:26:52,580
‫صداپیشه‌ی یکی از شخصیت‌های کارتونش بود،

406
00:26:52,580 --> 00:26:54,620
‫اما بخاطر راستگرا بودنش اخراجش کرد

407
00:26:59,180 --> 00:27:00,980
‫پرونده‌ی ما که نیست، درستـه؟

408
00:27:00,980 --> 00:27:03,260
‫پس الکی وقتمون رو هدر ندیم

409
00:27:06,660 --> 00:27:08,340
‫میرم خونه

410
00:27:34,180 --> 00:27:35,820
‫فعلاً

411
00:28:23,340 --> 00:28:26,660
‫- از کجا شروع کنیم؟
‫- خودت می‌دونی از کجا شروع کردیم

412
00:28:26,660 --> 00:28:28,340
‫آره، بخاطر این میگم!

413
00:28:28,340 --> 00:28:31,220
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

414
00:28:31,220 --> 00:28:34,060
‫بگید ببینیم برنامه‌تون برای
‫سلطه به دنیا چیه؟

415
00:28:34,060 --> 00:28:36,900
‫گفتن نداره که.
‫کاتیا، تو چی میگی؟

416
00:28:36,900 --> 00:28:38,820
‫کاتیا مغز متفکر فعالیت‌مون توی رسانه‌هاست

417
00:28:38,820 --> 00:28:41,260
مسبب این ویدیو هم خودشـه

418
00:28:41,260 --> 00:28:43,660
‫خب، ایدی و جاش،
‫شما دو قسمت پخش کردید و

419
00:28:43,660 --> 00:28:45,300
‫واکنش فوق‌العاده‌ای دریافت کردید،

420
00:28:45,300 --> 00:28:47,180
‫حرف‌تون به تموم بچه‌هایی که
‫قلب سیاه جوهری رو

421
00:28:47,180 --> 00:28:49,340
‫کشف کردن چیه؟

422
00:28:49,340 --> 00:28:50,620
‫ممنونیم؟

423
00:28:50,620 --> 00:28:52,420
چرا سؤالی میگی بابا؟

424
00:28:52,420 --> 00:28:54,820
انگار همچین هم برات مهم نیست

425
00:28:54,820 --> 00:28:56,580
مهمـه مگه؟

426
00:28:56,580 --> 00:28:58,740
‫ممنون بابت نگاه زیباتون

427
00:28:58,740 --> 00:29:01,260
‫واقعاً قدردانیم، خیلی زیاد

428
00:29:02,400 --> 00:29:05,700
‫« برنامه‌ی والی کاردو »

429
00:29:05,740 --> 00:29:09,300
‫خب، بخاطر چهارتا جوک،
‫از صداپیشگی دِرِک حذف شدم

430
00:29:09,300 --> 00:29:10,820
‫بهش فکر کنید:

431
00:29:10,820 --> 00:29:14,660
از ‫کارتون کمدی بخاطر طراحی طنز اخراجم کردن

432
00:29:16,100 --> 00:29:18,380
‫با معلولین شوخی کردم؟ خیر

433
00:29:18,380 --> 00:29:21,780
‫به عموم مردم پیله کردم،
‫اصلاً کاری به کار اون‌ها نداشتم

434
00:29:21,780 --> 00:29:25,140
‫طرف حسابم یه مُشت احمق‌ان که
‫امثال من رو کنار می‌زنن

435
00:29:25,140 --> 00:29:26,700
‫اونم بخاطر چهارتا ارزش

436
00:29:28,300 --> 00:29:30,580
‫آخه کدوم ارزش برات مهمـه، ایدی؟

437
00:29:30,580 --> 00:29:32,260
‫چون همه می‌دونیم
‫به چه ارزش‌هایی پایبندی

438
00:29:32,260 --> 00:29:35,300
‫خوابیدن با دوستهای بقیه،
‫دزدیدن ایده‌های مردم

439
00:29:35,300 --> 00:29:37,380
‫اینا شدن ارزش؟ چی بگم والا

440
00:29:37,380 --> 00:29:38,980
‫شاید بهتر باشه از کیا نیون بپرسیم

441
00:29:40,180 --> 00:29:42,780
چی براتون الهام‌بخش
شخصیت هارتی بود؟

442
00:29:44,500 --> 00:29:47,180
‫بچه که بودم،
‫مامانم قصه‌ی یه آدم شروری رو

443
00:29:47,180 --> 00:29:50,940
‫تعریف می‌کرد که قلبش رو
‫با یه تیکه سنگ تاخت می‌زنه

444
00:29:50,940 --> 00:29:53,220
‫تا دیگه بخاطر کارهایی که ازش سر زده

445
00:29:53,220 --> 00:29:55,240
‫احساس پشیمونی نکنه

446
00:29:55,500 --> 00:29:58,300
‫بعدش یه روز توی قبرستون بودیم و

447
00:29:58,300 --> 00:30:02,000
‫یه فکری به سرم زد که شاید
‫بعد از اینکه اون مرد شرور دفن شد،

448
00:30:02,020 --> 00:30:04,540
‫قلبش همچنان از کار نیفتاد

449
00:30:04,580 --> 00:30:07,540
‫ولی به جاش سیاه شده بود،
‫چون غرقِ  بدی بود

450
00:30:07,540 --> 00:30:10,100
‫ولی واقعاً غرق   بدی نیست

451
00:30:10,100 --> 00:30:13,140
‫فقط بخاطر صاحبش
‫کسی حرفش رو باور نمی‌کنه

452
00:30:15,740 --> 00:30:17,220
‫ممنون

453
00:30:19,180 --> 00:30:21,060
‫چه خبر، رفقا؟

454
00:30:21,060 --> 00:30:23,460
‫دیگه نمی‌تونم بگم «دادا» چون ظاهراً...

455
00:30:23,460 --> 00:30:25,380
‫نقض قانون حق نشره

456
00:30:25,380 --> 00:30:27,980
‫با اینکه ایدی وقتی با همین لحنِ خودم...

457
00:30:27,980 --> 00:30:30,720
‫این کلمه رو گفتم، ایده‌ی صدای
‫دِرِک از ابتدا به ذهنش رسید

458
00:30:30,740 --> 00:30:32,600
‫مغز آدم رد میده

459
00:30:32,900 --> 00:30:34,620
‫دیگه نمی‌تونم تست بدم

460
00:30:34,620 --> 00:30:36,520
‫چون ایدی بخاطر نژادپرستی و

461
00:30:36,540 --> 00:30:39,620
‫ضدمعلولین بودن و
‫هر کوفت دیگه‌ای منو اخراج کرد

462
00:30:39,640 --> 00:30:41,480
‫دیگه کسی سمتم نمیاد

463
00:30:43,020 --> 00:30:45,020
‫اون فقط از یه شغل اخراجم نکرد

464
00:30:45,020 --> 00:30:47,020
‫از یه صنعت بیرونم کرد

465
00:30:48,860 --> 00:30:50,420
‫اینم حال و روز الانمـه

466
00:30:52,220 --> 00:30:53,960
‫کار و بار خودم رو راه انداختم

467
00:30:54,980 --> 00:30:57,780
‫فقط من و شما، بچه‌ها، مستقیم روبه جلو

468
00:30:59,740 --> 00:31:01,960
‫نیازی هم به یه رسانه‌ی مطرح نیست

469
00:31:03,660 --> 00:31:08,460
‫جمهوری مالی و نیجریه همه‌شون با
‫فروش برده‌های آفریقایی پول پارو می‌کردن

470
00:31:08,460 --> 00:31:11,480
‫بعدش هم وقتی نیروی دریایی بریتانیا
‫کسب‌وکارشون رو تعطیل می‌کنه

471
00:31:11,500 --> 00:31:13,980
‫از کوره در میرن

472
00:31:14,260 --> 00:31:17,220
‫نیروی دریایی واسه آزادی ۱۵۰ هزار برده

473
00:31:17,240 --> 00:31:20,020
‫نزدیک به ۱۷ هزار
‫نیروی خودش رو از دست داد

474
00:31:20,260 --> 00:31:22,820
‫به این میگن تقاص پس دادن

475
00:31:22,820 --> 00:31:25,820
‫ولی این جماعت
‫گوشش از این حرف‌ها پُره

476
00:31:25,820 --> 00:31:30,260
‫نه، دوست دارن بگن: «اِی وای،
‫تمام پول‌های برده‌شون رو به باد دادن،

477
00:31:30,260 --> 00:31:33,340
‫بعدش هم ما نذاشتیم
‫آدم‌ها رو خرید و فروش کنن و

478
00:31:33,340 --> 00:31:36,460
‫حالا باید پول بیشتری بهشون بدیم!»

479
00:31:36,460 --> 00:31:38,380
‫منم برگشتم گفتم: «خب چرا؟»

480
00:31:38,400 --> 00:31:40,500
‫به جای اینکه تقاضای غرامت کنی،

481
00:31:40,540 --> 00:31:44,300
‫نظرت چیه که یه پیام تشکر
‫برای نیروی دریایی بریتانیا بفرستی؟

482
00:31:46,700 --> 00:31:48,820
‫بعداً باز هم اینا رو به سُخره می‌گیرم

483
00:31:48,820 --> 00:31:51,500
‫بیاید و بهم سر بزنید.
‫جزئیات بیشتر توی شبکه‌های اجتماعیمـه

484
00:31:51,520 --> 00:31:53,960
‫بازی رو شروع کن، دادا!

485
00:32:05,540 --> 00:32:08,980
‫« هی، وال. یه نگاهی به
‫انجمن برادری شمالی‌ترین نقطه بنداز »

486
00:32:09,020 --> 00:32:11,580
‫« لدول مُرده. ثمره‌ی خوبی داشت. بعدی کیه؟ »

487
00:32:11,620 --> 00:32:15,900
‫سؤال بعدیِ هواداران،
‫از طرف کاربر «شاگرد لپاین»

488
00:32:17,540 --> 00:32:19,180
‫شما باهم توی رابطه‌اید؟

489
00:32:23,500 --> 00:32:25,940
‫آره، تهش رو نمی‌گم

490
00:32:25,940 --> 00:32:28,020
‫یعنی می‌دونی تهش چی میشه؟

491
00:32:28,020 --> 00:32:29,820
‫حتماً به بن‌بست می‌رسه

492
00:32:29,820 --> 00:32:32,500
‫یعنی مثلاً غرقِ  مواد؟

493
00:32:32,740 --> 00:32:34,780
‫نه بابا، اونو که همین الانم توش غرقیم

494
00:32:36,820 --> 00:32:38,420
‫الان انگار توی ماه عسلیم

495
00:32:46,500 --> 00:32:48,300
‫آره، برات ایمیل می‌کنم

496
00:32:48,300 --> 00:32:50,100
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم

497
00:32:50,100 --> 00:32:51,540
‫باشه، باشه

498
00:32:55,340 --> 00:32:58,420
‫هی، سلام. خواستم جزئیات جدیدی
‫راجع‌به ایدی لدول بهت بگم،

499
00:32:58,420 --> 00:33:00,020
‫ولی باید بین خودمون بمونـه

500
00:33:00,020 --> 00:33:01,660
‫عالیه، ممنون. بالا بریم؟

501
00:33:01,660 --> 00:33:03,940
‫- نه، نه، همینجا خوبه. باید برگردم
‫- باشه

502
00:33:03,940 --> 00:33:07,740
‫یه مقاله‌ای قراره توی روزنامه‌ها چاپ بشه

503
00:33:07,740 --> 00:33:10,460
‫توش قراره بگن حزب
‫راستگرای افراطی‌ای به اسم هاونینگ

504
00:33:10,460 --> 00:33:13,940
‫مسئولیت قتل ایدی لدول و همچنین

505
00:33:13,940 --> 00:33:17,180
‫بمب‌های دست‌سازی که برای سه عضو
‫خانم پارلمان ارسال شده رو گردن می‌گیرن

506
00:33:17,180 --> 00:33:19,540
‫روزنامه‌نگاره میگه یکی از منابع

507
00:33:19,540 --> 00:33:22,180
‫خبرش رو ایمیل کرده.
‫ولی توی چند ماه اخیر...

508
00:33:22,180 --> 00:33:25,700
‫خیلی پیگیر‌شون بودیم و
‫هر چیزی که به روزنامه‌نگاره گفتن...

509
00:33:25,700 --> 00:33:27,820
‫به نظر معتبر میاد

510
00:33:27,820 --> 00:33:29,940
‫چیز دیگه‌ای راجع‌به آنومی دستگیرت نشده؟

511
00:33:29,940 --> 00:33:32,540
‫یه نگاهی کردیم و دیدیم انگار
‫خیلی وقت گذاشته و تلاش کرده که

512
00:33:32,540 --> 00:33:34,140
‫ایدی رو نابود کنه

513
00:33:34,140 --> 00:33:36,100
‫که با یکی از راهبردهای
‫گروه هاونینگ جور درمیاد

514
00:33:36,100 --> 00:33:37,940
‫ولی بازی‌ای که ساخته...

515
00:33:37,940 --> 00:33:39,380
‫- بازی دِرِک
‫- آره

516
00:33:39,380 --> 00:33:40,820
‫سه ساله که داره اجرا میشه

517
00:33:40,820 --> 00:33:43,620
‫به نظرم بعیده که هاونینگ
‫واسه اینکه سراغ یکی از اهدافش بره

518
00:33:43,620 --> 00:33:45,420
‫بخواد یه بازی بسازه

519
00:33:45,420 --> 00:33:47,260
‫خب، سوای چیزهایی که توی این مقاله هست

520
00:33:47,260 --> 00:33:49,780
‫مدرکی هم وجود داره که
‫ثابت کنه هاونینگ ایدی رو کشته؟

521
00:33:49,780 --> 00:33:53,060
‫خب، می‌دونیم قاتل با تپانچه‌ی برقی
‫به ایدی و جاش حمله کرده و

522
00:33:53,060 --> 00:33:55,180
‫با توجه به منبع روزنامه‌نگار،

523
00:33:55,180 --> 00:33:57,780
‫هاونینگ تجهیزاتش رو
‫با بیت‌کوین از دارک وب می‌خره

524
00:33:57,780 --> 00:34:00,660
‫چیزهایی مثل لاتکس‌های
‫تغییر چهره‌ی باکیفیت و

525
00:34:00,660 --> 00:34:02,300
‫موادی که واسه ساخت بمب لازمه

526
00:34:02,300 --> 00:34:04,460
‫بهشون می‌خوره که از تپانچه‌ی برقی استفاده کنن

527
00:34:04,460 --> 00:34:06,180
‫چرا می‌خوان الان علنیش کنن؟

528
00:34:06,180 --> 00:34:08,860
‫نمی‌دونم. شاید وجدان یکی‌شون به درد اومده؟

529
00:34:08,860 --> 00:34:11,420
‫یا شاید هم تصمیم گرفتن الان وقتشـه...

530
00:34:11,420 --> 00:34:13,860
‫کاری که کردن رو گردن بگیرن

531
00:34:13,860 --> 00:34:15,340
‫کسی چمی‌دونـه

532
00:34:15,340 --> 00:34:18,860
‫یه تیم بزرگ داریم که دارن
‫روی تمامی این مسائل کار می‌کنن

533
00:34:18,860 --> 00:34:20,660
‫فقط خواستم در جریان بذارمت

534
00:34:20,660 --> 00:34:22,260
‫مرسی، واقعاً ممنونم

535
00:34:22,260 --> 00:34:25,580
‫واقعاً... واقعاً خوشحالم که دوباره می‌بینمت

536
00:34:25,760 --> 00:34:27,480
‫منم همین‌طور

537
00:34:38,380 --> 00:34:40,560
‫دفتر استرایک و الکات

538
00:34:41,860 --> 00:34:43,340
‫گوشی دست‌تون

539
00:34:44,700 --> 00:34:46,460
‫آلن یومن باهات کار داره

540
00:34:49,820 --> 00:34:52,260
‫- آقای یومن، خودم می‌خواستم باهاتون تماس بگیرم
‫- سلام

541
00:34:52,260 --> 00:34:54,500
‫واقعاً بابت اتفاقی که برای ایدی افتاد متأسفم

542
00:34:54,500 --> 00:34:57,020
‫کاش کاری از دست‌مون برمی‌اومد

543
00:34:57,020 --> 00:34:58,740
‫ممکنه هنوز کاری ازتون بربیاد

544
00:34:58,740 --> 00:35:00,580
‫می‌تونیم همدیگه رو ببینیم؟

545
00:35:01,940 --> 00:35:03,660
‫بله، البته

546
00:35:07,140 --> 00:35:09,100
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون، خانم الکات

547
00:35:09,100 --> 00:35:11,340
‫من آلن یومن‌ام، وکیل ایدی لدول

548
00:35:11,340 --> 00:35:13,640
‫ایشون ریچارد الگار هستن،
‫رئیس استودیوی ماوریکر فیلمز

549
00:35:13,660 --> 00:35:14,200
‫سلام

550
00:35:14,240 --> 00:35:16,940
‫شرکت ایشون قراره فیلم
‫«قلب سیاه جوهری» رو بسازه

551
00:35:16,940 --> 00:35:20,820
‫نذارید لهجه‌ام گمراه‌تون کنه.
‫ما یه شرکت بریتانیایی هستیم

552
00:35:20,820 --> 00:35:24,460
‫ایشون عموی ایدیـه، گرانت لدول.
‫از نزدیک‌ترین بستگانش

553
00:35:24,460 --> 00:35:27,180
‫- سلام
‫- گفتیم ایشون هم باشن

554
00:35:27,180 --> 00:35:30,220
‫من قراره سهم ایدی از
‫قلب سیاه جوهری رو مدیریت کنم

555
00:35:30,220 --> 00:35:33,580
‫- بهتون تسلیت میگم.
‫- خواهش می‌کنم بشینید

556
00:35:33,580 --> 00:35:36,420
‫خبر جدیدی از تحقیقات پلیس نشد؟

557
00:35:36,420 --> 00:35:39,660
‫خب، اونا فکر می‌کنن کار
‫عوضی‌های افراطی راستگراییه که

558
00:35:39,660 --> 00:35:42,820
‫از دست اخراج والی کاردو
‫عصبانی بودن و کشتنش

559
00:35:42,820 --> 00:35:44,060
‫روزنامه‌ها رو دیدید؟

560
00:35:44,060 --> 00:35:45,900
‫مقاله رو خوندیم، آره

561
00:35:45,900 --> 00:35:48,740
‫جاش بلی چی؟ اون چطوره؟

562
00:35:48,740 --> 00:35:50,940
‫من با کاتیا آپکات
‫یه چند باری صحبت کردم

563
00:35:50,940 --> 00:35:53,780
‫اون مدیربرنامه‌های جاشه،
‫روابط خیلی خوب باهم دارن

564
00:35:53,780 --> 00:35:55,620
‫جاش نیمه فلجه

565
00:35:55,620 --> 00:35:57,500
‫فکر نکنم خیلی چیزی یادش بیاد

566
00:35:57,500 --> 00:35:59,660
‫من باشم خیلی روی جاش بلی حساب نمی‌کنم

567
00:35:59,660 --> 00:36:01,220
‫چرا اینو میگی؟

568
00:36:01,220 --> 00:36:03,500
‫خب، فقط دارم میگم که اون
‫تنها کسیه که تمامی این اتفاقات...

569
00:36:03,500 --> 00:36:05,940
‫به نفعشـه، مگه نه؟
‫اون تنها سازنده‌ایه که مونده

570
00:36:05,940 --> 00:36:07,780
‫ولی فراموش کرده
‫تنها لدولی نیست که نفس می‌کشه

571
00:36:07,780 --> 00:36:09,660
‫اگه چاقو دو میلی‌متر به چپ می‌رفت،

572
00:36:09,660 --> 00:36:13,460
‫الان مُرده بود.
‫فکر نکنم کسی جاش رو مظنون بدونه

573
00:36:13,460 --> 00:36:15,980
‫باید قبول کنیم که ساخت این فیلم

574
00:36:15,980 --> 00:36:17,980
‫همه‌جوره به نفع جاشـه

575
00:36:17,980 --> 00:36:20,260
‫هزینه‌ی مراقبت فعلیش خیلی میشه

576
00:36:20,260 --> 00:36:22,740
‫به نظر من اون خیلی با ایدی بد برخورد کرد

577
00:36:22,740 --> 00:36:26,700
‫دوستان، اگه اجازه بدید،
‫باید بذاریم پلیس کار خودش رو بکنه

578
00:36:26,700 --> 00:36:29,220
‫ما اینجاییم که راجع‌به فیلم صحبت کنیم

579
00:36:29,220 --> 00:36:31,860
‫خب، دقیقاً.
‫کل روز رو نمی‌تونیم اینجا بشینیم

580
00:36:31,860 --> 00:36:36,500
‫خیلی‌خب، کاری که ازتون می‌خوایم
‫اینه که ببینید آنومی کیـه

581
00:36:36,500 --> 00:36:39,220
‫اون خالق بازی دِرِکـه

582
00:36:39,220 --> 00:36:40,980
‫فکر می‌کردم دوتا خالق داره

583
00:36:40,980 --> 00:36:45,140
‫درسته، ولی اون یکی، مورهاوس،
‫هیچ‌وقت برامون مشکلی نتراشیده

584
00:36:45,140 --> 00:36:48,260
‫آنومی داره ساخت فیلم رو به خطر میندازه

585
00:36:48,260 --> 00:36:50,060
‫درست قبل از مرگ ایدی،

586
00:36:50,080 --> 00:36:52,840
‫خیلی به نهایی کردن
‫قرارداد فیلم نزدیک شده بودیم

587
00:36:52,980 --> 00:36:56,140
‫حالا جانشین ایدی،
‫گرانت، باید قرارداد رو امضا کنه،

588
00:36:56,240 --> 00:37:00,180
‫ولی با شرایط کنونی،
‫جاش پا پیش نمی‌ذاره

589
00:37:00,220 --> 00:37:02,500
‫نه تا وقتی آنومی همچنان مشغول به کاره

590
00:37:02,500 --> 00:37:04,460
‫جاش فقط پول بیشتری می‌خواد

591
00:37:04,460 --> 00:37:06,940
‫جاش می‌دونه که آنومی
‫چقدر می‌تونه شرور باشه

592
00:37:06,940 --> 00:37:08,980
‫می‌ترسه که آنومی توجه‌شو
‫معطوف به خودش کنه

593
00:37:08,980 --> 00:37:12,700
‫نه، آنومی هدفش منم.
‫همین الانش هم دربه‌در دنبال منه

594
00:37:12,700 --> 00:37:14,860
‫چه کارهایی می‌کنه؟

595
00:37:14,860 --> 00:37:18,060
‫خب، مثلاً میگه من و هدر
‫یه رابطه‌ای رو شروع کردیم

596
00:37:18,060 --> 00:37:20,220
‫حقیقت داره؟ قصد فضولی ندارم

597
00:37:20,220 --> 00:37:22,760
‫فقط می‌خوام بدونم
‫اطلاعات آنومی صحت داره یا نه

598
00:37:23,900 --> 00:37:27,300
‫خب، ازدواج اولم فقط به ظاهر تموم شده بود

599
00:37:27,300 --> 00:37:30,380
‫ولی مسائل دیگه‌ای هم مطرح بود،
‫برای مثال، همسر سابقم لوپوس داشت

600
00:37:30,380 --> 00:37:33,540
‫اون با هرکسی که توی این
‫پروژه‌ی تولید فیلم دخیله دشمنی داره

601
00:37:33,540 --> 00:37:37,340
‫و اگه به همین ترتیب ادامه بده،
‫ضربه‌ی بدی به نام و شُهرت شرکت می‌زنه

602
00:37:37,340 --> 00:37:39,740
‫نه، ولی با جاش دشمنی‌ای نداره، مگه نه؟

603
00:37:39,740 --> 00:37:41,420
‫همیشه جاش رو به حال خودش می‌ذاره

604
00:37:41,420 --> 00:37:44,460
‫این فیلم اصلاً قرار نبود
‫محتوای خاصی داشته باشه

605
00:37:44,460 --> 00:37:46,700
‫ولی حالا جاش جا زده و

606
00:37:46,700 --> 00:37:49,820
‫از طرفی هم نامزد ایدی
‫بابت فیلمنامه دنبال دستمزد می‌گرده

607
00:37:49,820 --> 00:37:51,740
‫اینا ربطی به جلسه‌ی امروز نداره

608
00:37:51,740 --> 00:37:53,820
‫نامزد ایدی کیه؟

609
00:37:53,820 --> 00:37:55,580
‫یه جوونی به اسم فیلیپ اورمند

610
00:37:55,580 --> 00:37:57,020
‫پسره یه مفت‌خور به تمام معناست

611
00:37:57,020 --> 00:38:01,260
‫برید پیدا کنید آنومی کیه تا ما هم بتونیم
‫جاش رو راضی به امضای قرارداد کنیم

612
00:38:01,260 --> 00:38:03,700
‫این کاریه که بخاطرش
‫دست به دامن شما شدیم

613
00:38:03,700 --> 00:38:07,220
‫راه‌های سایبری‌ای که گفتید هم
‫امتحان کردیم ولی به جایی نرسیدیم

614
00:38:07,220 --> 00:38:09,860
‫سیستم امنیتی بازی خیلی حرفه‌ایه

615
00:38:09,860 --> 00:38:11,500
‫باید روش دیگه‌ای رو امتحان کنیم

616
00:38:11,500 --> 00:38:14,460
‫می‌تونم بپرسم حقوق بازی هم
‫جزئی از قرارداد فیلم بود؟

617
00:38:14,460 --> 00:38:16,220
‫آره، هنوز هم هستن

618
00:38:16,220 --> 00:38:19,260
‫پس می‌تونید طبق قانون حق نشر
‫اجرای بازی دِرِک رو غیرفعال کنید و

619
00:38:19,260 --> 00:38:21,060
‫اینجوری سراغ آنومی برید؟

620
00:38:21,060 --> 00:38:23,060
‫بازیش رو پولی نکرده

621
00:38:23,060 --> 00:38:27,960
‫واسه همین سخته که بخوایم سر
‫ضرر مالی تشکیل پرونده بدیم و

622
00:38:27,980 --> 00:38:31,420
‫از اونجایی که کسی رو
‫واسه احضار به دادگاه نداریم...

623
00:38:31,420 --> 00:38:33,780
‫دقیقاً. باید بفهمیم اسم واقعی آنومی چیه

624
00:38:35,660 --> 00:38:38,860
‫چقدر قصد دارید که
‫بی سر و صدا پیش برید؟

625
00:38:38,860 --> 00:38:40,540
‫می‌خوایم محتاطانه باشه

626
00:38:40,540 --> 00:38:42,780
‫مدیر برنامه‌ی جاش می‌دونه داریم
‫چیکار می‌کنیم و هوامون رو داره

627
00:38:42,780 --> 00:38:44,740
‫پس می‌تونید با کاتیا صحبت کنید

628
00:38:44,740 --> 00:38:47,140
‫شاید با جاش هم بتونید،
‫به نظر می‌رسه که اون هم موافقـه

629
00:38:48,980 --> 00:38:53,620
‫شما انتخاب اول ایدی بودید،
‫و من فکر می‌کنم که دلیل محکمی داشته

630
00:38:53,620 --> 00:38:55,500
‫پس...

631
00:38:55,500 --> 00:38:57,180
‫فکر می‌کنید بتونید کمک‌مون کنید؟

632
00:38:57,180 --> 00:38:58,700
‫حتماً

633
00:38:58,700 --> 00:39:00,180
‫مگه اینکه...

634
00:39:00,180 --> 00:39:01,660
‫منم پایه‌ام

635
00:39:05,900 --> 00:39:07,580
‫ممنون

636
00:39:10,820 --> 00:39:12,900
‫یه سؤالی داشتم

637
00:39:12,900 --> 00:39:14,640
‫اگه از هویت اصلی آنومی باخبر بشیم...

638
00:39:15,500 --> 00:39:17,580
‫قصد دارید چیکارش کنید؟

639
00:39:17,580 --> 00:39:19,220
‫وقتی اسمش رو فهمیدیم،

640
00:39:19,220 --> 00:39:23,700
‫بعدش دیگه کار سختی نیست
‫که شکارچی‌مون رو شکار کنیم

641
00:39:23,700 --> 00:39:26,220
‫مدارکی از ظاهرسازی،

642
00:39:26,220 --> 00:39:27,980
‫بی‌توجهی نژادی،

643
00:39:27,980 --> 00:39:29,940
‫آزار جنسی پیدا می‌کنیم

644
00:39:29,940 --> 00:39:31,500
‫همیشه یه مدرکی هست

645
00:39:31,500 --> 00:39:33,340
‫منتشرش می‌کنیم

646
00:39:33,340 --> 00:39:35,380
‫کسایی که با خلافکارها دمخور میشن

647
00:39:35,380 --> 00:39:37,260
‫با همون‌ها هم ریق رحمت رو سر می‌کشن

648
00:39:39,500 --> 00:39:41,220
‫ممنون

649
00:39:41,220 --> 00:39:42,860
‫پس دست‌به‌کار می‌شیم

650
00:39:43,380 --> 00:39:46,300
‫« آنومی کیه؟ »

651
00:39:46,340 --> 00:39:50,260
‫ایدی مطمئن بود که آنومی
‫کسی بود که اون رو می‌شناخت

652
00:39:50,260 --> 00:39:53,580
‫سعی کرد با بررسی
‫توئیت‌های آنومی خودش سر دربیاره

653
00:39:53,580 --> 00:39:55,820
‫وقتی ایدی خودکشی کرد،

654
00:39:55,820 --> 00:39:58,700
‫آنومی ظرف یک ساعت متوجه‌ی قضیه شد

655
00:39:58,700 --> 00:40:01,340
‫و به همین ترتیب وقتی که
‫راجع‌به فیلم صحبت می‌کردن،

656
00:40:01,340 --> 00:40:04,380
‫آنومی می‌دونست پای
‫کدوم شرکت فیلمسازی وسطـه

657
00:40:04,380 --> 00:40:08,900
‫بنابراین آنومی کسیه که
‫مشخصاً به اطلاعات داخلی دسترسی داره

658
00:40:08,900 --> 00:40:11,020
‫حالا، این گروه اول مظنونین

659
00:40:11,020 --> 00:40:12,900
‫کسایی هستن که جاش و ایدی
‫باهاشون کار کردن

660
00:40:12,900 --> 00:40:15,820
‫اکثرشون توی یک گروه هنرمندان
‫توی هایگیت...

661
00:40:15,820 --> 00:40:18,060
‫باهم زندگی می‌کنن.
‫میشه چراغ رو خاموش کنی، میج؟

662
00:40:19,740 --> 00:40:21,540
‫غرقِ مواد؟

663
00:40:21,540 --> 00:40:23,900
‫نه بابا، اونو که همین الانم توش غرقیم

664
00:40:23,900 --> 00:40:25,540
‫الان انگار توی ماه عسلیم

665
00:40:26,980 --> 00:40:29,220
‫دست تنها که نیستیم

666
00:40:29,220 --> 00:40:32,100
‫گروه نورث گرو، سلام کن

667
00:40:33,580 --> 00:40:37,180
‫نیلز فقط صاحب‌خونه و
‫به خودی خود یه هنرمند نیست،

668
00:40:37,180 --> 00:40:39,140
‫ولی امروز اون فیلم‌بردارمون هم هست

669
00:40:39,140 --> 00:40:41,180
‫کلی کار بهم سپردید

670
00:40:41,180 --> 00:40:43,580
‫اون نیلز دیانگـه

671
00:40:43,580 --> 00:40:45,860
‫صاحبِ خونه‌ای که توش زندگی می‌کنن

672
00:40:48,140 --> 00:40:50,380
‫خانم‌ها و آقایون، ایشون پز پیرسـه

673
00:40:50,380 --> 00:40:52,420
‫هر چند الان اکثراً با خانم‌ها صحبت می‌کنم

674
00:40:52,420 --> 00:40:56,920
‫و این همون کسیه که
‫ایدی گفت مظنون اصلیـه

675
00:40:58,900 --> 00:41:00,140
‫جاتون خالی، دخی‌ها

676
00:41:00,160 --> 00:41:01,920
‫هر وقت خواستید یه سر بزنید

677
00:41:01,940 --> 00:41:03,540
‫بگو نقش چی رو بازی می‌کنی

678
00:41:03,660 --> 00:41:07,260
‫من نقش مگزپای رو بازی می‌کنم،
‫یه زاغیِ دزد

679
00:41:07,260 --> 00:41:10,700
‫و اینکه با لهجه‌ی اسکاوس صحبت می‌کنم
‫کاملاً تصادفیـه

680
00:41:10,700 --> 00:41:12,620
‫ولی اگه یه وقتی این مصاحبه مفقود شد،

681
00:41:12,620 --> 00:41:14,980
‫احتمالاً از بس بد بوده
‫هیچکس توی اینترنت نذاشتتش

682
00:41:17,860 --> 00:41:20,380
‫- از من که یه‌بار گرفتی!
‫- یه تعظیم بکن، دختر

683
00:41:20,380 --> 00:41:23,100
‫ایشون کاتیا آپکاتـه

684
00:41:23,100 --> 00:41:26,980
‫اولش مدیر روابط عمومی‌شون بود که
بعداً شد مدیر برنامه‌شون

685
00:41:26,980 --> 00:41:29,260
‫ایدی رفت ولی جاش باهاش موند

686
00:41:29,260 --> 00:41:32,060
‫کتیا به تمام مذاکراتِ
‫قراردادهاشون دسترسی داشت

687
00:41:34,940 --> 00:41:36,940
‫هی، چرا من آخری‌ام؟

688
00:41:36,940 --> 00:41:40,060
‫چون تو اصل کاری، رفیق.
‫همیشه خبر داغ رو آخر میگن

689
00:41:40,060 --> 00:41:43,740
‫درسته، دادا! چون دِرِک اصل کاریـه!

690
00:41:43,740 --> 00:41:45,780
‫منظورت اینه که «والی» اصل کاریـه؟

691
00:41:45,780 --> 00:41:47,900
‫بازی رو شروع کن، دادا!

692
00:41:49,420 --> 00:41:52,140
‫والی کاردو کسیه که خیلی نظر پلیس رو...

693
00:41:52,140 --> 00:41:54,900
‫به عنوان مظنون قتل ایدی جلب کرده

694
00:41:54,900 --> 00:41:57,380
‫رفتم یه نگاهی به نظرات زیر این ویدئو کردم

695
00:41:57,380 --> 00:41:59,460
‫خیلی‌هاشون دارن میگن که...

696
00:41:59,460 --> 00:42:01,460
‫یه سری به «انجمن برادری شمالی‌ترین نقطه» بزنه

697
00:42:01,480 --> 00:42:02,520
‫چی هست؟

698
00:42:02,540 --> 00:42:04,260
‫یه جنبش راستگرای آلترناتیو

699
00:42:04,260 --> 00:42:07,500
‫فکر می‌کنن دارن
‫آرمان‌های وایکینگ‌ها رو زنده می‌کنن

700
00:42:07,500 --> 00:42:09,780
‫بعید می‌دونم وایکنیگ‌های اصیل
‫خودشون انقدر...

701
00:42:09,780 --> 00:42:12,540
‫درگیر فمنیسم و اصالت نژاد بوده باشن

702
00:42:13,940 --> 00:42:16,780
‫من حس می‌کنم که اونا گروهی هستن
‫که اطلاعات رو به خورد هونینگ میدن

703
00:42:16,780 --> 00:42:19,780
‫همونایی که قتل ایدی رو به عهده گرفتن

704
00:42:19,780 --> 00:42:22,740
‫نورث گرو کلاس‌های شبانه‌ی هنر گذاشته که...

705
00:42:22,740 --> 00:42:25,620
‫هر کسی می‌تونه توش ثبت‌نام کنه،
‫واسه همین منم با مریم...

706
00:42:25,620 --> 00:42:27,980
‫که همسر نیلزه،
‫توی یه کلاس ثبت‌نام کردم

707
00:42:27,980 --> 00:42:29,780
‫تا اینجوری حواسم به نیلز و پز باشه

708
00:42:29,780 --> 00:42:31,540
‫بازم با هویت «ونیشا هال» میری؟

709
00:42:31,540 --> 00:42:35,020
‫نه، اسمم جسیکائه، مدیر بازاریابی

710
00:42:35,020 --> 00:42:38,100
‫که همیشه از اینکه از کلاس‌های
‫پیشرفته‌ی هنر بیرون اومده پشیمونـه

711
00:42:38,100 --> 00:42:40,220
‫بقیه چی؟

712
00:42:40,220 --> 00:42:43,380
‫این کیا نِوینـه.
‫دوست سابق جاش

713
00:42:43,380 --> 00:42:47,420
‫این هم یاسمین ودرهده
‫دستیار شخصی‌ای که ایدی اخراج کرد

714
00:42:47,420 --> 00:42:49,540
‫ایدی نهایتاً اسم جفت‌شون رو خط زد

715
00:42:49,540 --> 00:42:51,620
‫چون وقتی جاش با کیا به‌هم زد

716
00:42:51,620 --> 00:42:54,100
‫کیا دیگه به اطلاعات داخلی دسترسی نداشت

717
00:42:54,100 --> 00:42:56,260
‫یاسمین هم به همین صورت

718
00:42:56,260 --> 00:43:00,300
‫نه که بگیم آنومی نیستن،
‫فقط توی اولویت پایین‌تری‌ان

719
00:43:00,300 --> 00:43:02,340
‫و نویسنده‌ی یاسمین چی؟

720
00:43:02,340 --> 00:43:05,900
‫داره یه کتابی راجع‌به هوادار
‫قلب سیاه جوهری بودن می‌نویسه

721
00:43:05,900 --> 00:43:08,220
‫خب، پس کتابی که تعطیلات باید بخونم جور شد

722
00:43:08,220 --> 00:43:11,180
‫نفر آخری که اضافه کردیم
‫کسی نیست که ایدی بهش مظنون بوده

723
00:43:11,180 --> 00:43:13,300
‫فیلیپ اورمند، نامزدش

724
00:43:13,300 --> 00:43:15,160
‫اورمند با ایدی زندگی می‌کرد،

725
00:43:15,200 --> 00:43:17,800
‫واسه همین به اطلاعات شخصیش دسترسی داشت

726
00:43:17,860 --> 00:43:21,820
‫همچنین روی گردنش جای کبودی بود
‫که طفره رفت و توضیح نداد واسه چیه

727
00:43:21,820 --> 00:43:24,020
‫پس حتماً باید حواس‌مون بهش باشه

728
00:43:24,020 --> 00:43:27,340
‫باید هرچه زودتر هر چقدر که می‌تونیم
‫گزینه‌های اشتباه رو از لیست خط بزنیم

729
00:43:27,340 --> 00:43:29,540
‫همه آنومی رو توی توئیتر دنبال کنید

730
00:43:29,540 --> 00:43:31,820
‫اگه آنومی فعال باشه و مظنون‌تون

731
00:43:31,820 --> 00:43:34,580
‫پشت کامپیوتر یا گوشیش نباشه،
‫اونوقت می‌تونیم اسمش رو خط بزنیم

732
00:43:34,580 --> 00:43:36,060
‫آنومی معمولاً چند وقت یه‌بار توئیت می‌زنه؟

733
00:43:36,060 --> 00:43:40,020
‫روزی پنج شیش‌تا می‌زنه.
‫اگه وارد مجادله‌ای بشه، بیشتر

734
00:43:40,020 --> 00:43:42,460
‫باید توی بازی دِرِک هم عضو بشیم

735
00:43:42,460 --> 00:43:44,660
‫آنومی همیشه توشه

736
00:43:44,660 --> 00:43:47,620
‫دوست‌دختر سابقم وقتی که داشت
‫باهاش حرف میزد دلش غنج می‌رفت

737
00:43:47,620 --> 00:43:50,180
‫انگار که پاپ رو دیده.
‫خیلی مسخره‌ست

738
00:43:50,700 --> 00:43:52,360
‫« بازی دِرِک »

739
00:43:52,580 --> 00:43:53,900
‫« عضویت »

740
00:43:53,940 --> 00:43:57,300
‫دِرِک میگه بازیکن جدید نمی‌گیریم!

741
00:43:58,620 --> 00:44:00,940
‫شاید می‌ترسن که سر و کله‌ی پلیس پیدا شه؟

742
00:44:00,940 --> 00:44:03,340
‫مورفی گفت شاید هونینگ داره
‫از بازی استفاده می‌کنه

743
00:44:03,340 --> 00:44:05,780
‫تا علیه ایدی نفرت‌پراکنی کنه،
‫پس، گمونم آره

744
00:44:07,700 --> 00:44:12,220
‫احتمالش هست که دوست‌ سابقت
‫بذاره با حساب کاربری اون وارد شیم؟

745
00:44:12,220 --> 00:44:15,060
‫الان یه یک سالی میشه باهم حرف نزدیم

746
00:44:16,260 --> 00:44:18,740
‫آره، رابطه‌مون با کلی درده سر 
‫توی روز تموم شد

747
00:44:18,740 --> 00:44:20,620
‫فقط مشکل اینجا بود که
من باهاش  بحث نمی‌کردم

748
00:44:20,620 --> 00:44:23,180
‫ببخشید. فراموشش کن

749
00:44:23,180 --> 00:44:24,780
‫بریم سراغ توئیتر

750
00:44:24,780 --> 00:44:27,020
‫بارکلی، تو حواست به
‫نامزدش، فیلیپ اورمند، باشه

751
00:44:27,020 --> 00:44:30,100
‫توی گاسپل اوک تدریس می‌کنه و
‫توی فینچلی زندگی می‌کنه

752
00:44:30,100 --> 00:44:32,780
‫میج، تو حواست به کاتیا آپکات باشه

753
00:44:32,780 --> 00:44:34,740
‫منم والی رو زیر نظر می‌گیرم

754
00:45:27,100 --> 00:45:30,020
‫مسخره نمی‌کنم،
‫ولی باید بیشتر از این تیپ‌ها بزنی

755
00:45:31,180 --> 00:45:34,180
‫آره، جسیکا نگران اینه که مردم فکر کنن

756
00:45:34,180 --> 00:45:35,700
‫واسه پول و پله حاضره هر کاری بکنه

757
00:45:35,700 --> 00:45:37,580
‫جسیکا می‌تونه با شیطون دست‌به‌یکی کنه و

758
00:45:37,580 --> 00:45:41,060
‫برخلافِ خودِ واقعیت، ظاهرش واسه
‫اکثر پسرها هیچ اهمیتی نداشته باشه

759
00:45:41,060 --> 00:45:44,020
‫قبل از اینکه بری میشه
‫یه نگاه به جدول زمان‌بندی بندازی؟

760
00:45:44,020 --> 00:45:46,860
‫این هفته ۶۰ ساعت کار کردی

761
00:45:46,860 --> 00:45:49,180
‫آره، می‌دونم.
‫باید نیروهای بیشتری پیدا کنیم

762
00:45:50,860 --> 00:45:52,620
‫فعلاً

763
00:45:55,100 --> 00:45:58,820
‫اگه یه‌بند کار کنه
‫از کجا می‌خواد دوست‌پسر پیدا کنه؟

764
00:45:58,820 --> 00:46:00,940
‫شاید با استرایک داره تیک‌وتاک می‌زنه

765
00:46:00,940 --> 00:46:03,060
‫عاقل‌تر از این حرف‌هاست

766
00:46:04,100 --> 00:46:06,860
‫اومدم پارک ریجنت و از مردم می‌پرسم

767
00:46:06,860 --> 00:46:08,420
‫جمعه شب دوست دارن شام چی بخورن

768
00:46:08,420 --> 00:46:10,060
‫یکی رو اینجا گیر آوردم.
‫یه یاروی عجیبیه

769
00:46:10,060 --> 00:46:11,500
‫یه مورد خوب جلومه

770
00:46:11,500 --> 00:46:13,580
‫ببخشید، رفیق!
‫ببخشید، رفیق!

771
00:46:13,580 --> 00:46:16,420
‫می‌خوای صحبت کنی؟ نه؟

772
00:46:16,420 --> 00:46:17,980
‫- بارکلی؟
‫- انگلیسی حرف می‌زنی؟

773
00:46:17,980 --> 00:46:20,380
‫نامزد ایدی رو دارم می‌پام

774
00:46:20,380 --> 00:46:22,020
‫چسبیده به گوشیش

775
00:46:23,060 --> 00:46:25,140
‫توئیتر آنومی هم خبری نیست

776
00:46:25,140 --> 00:46:27,980
‫- پس همه آماده‌اید دیگه؟
‫- آره، دارم از یکی از اون...

777
00:46:27,980 --> 00:46:29,460
‫اکانت‌هام که روش چندتایی
‫دنبال‌کننده هست استفاده می‌کنم

778
00:46:29,460 --> 00:46:31,260
‫از اکانت‌های جدید بهترن، نه؟

779
00:46:31,260 --> 00:46:34,060
‫همین که اسمت روش نباشه خوبه

780
00:46:34,060 --> 00:46:36,700
‫نام کاربریم «تارتان ریزلا»ـه

781
00:46:36,700 --> 00:46:38,300
‫درجه‌یکی، بارکلی

782
00:46:38,300 --> 00:46:40,560
‫- خیلی‌خب، من دیگه برم.
‫- باشه، می‌بینمت

783
00:46:40,600 --> 00:46:42,340
‫- من واسه کالیفرنیام
‫- خیلی‌خب

784
00:46:42,340 --> 00:46:45,900
‫- نظرت راجع‌به غذای اینجا چیه؟
‫- خب، آره. غذاش خوبه

785
00:46:45,900 --> 00:46:47,740
‫نودل دوست داری؟

786
00:46:47,740 --> 00:46:50,100
‫- چی؟
‫- نودل! نودل دوست داری؟

787
00:46:50,120 --> 00:46:53,760
‫- کون لقت، مرد! خل و چل
‫- نودل دوست نداره!

788
00:47:21,580 --> 00:47:23,920
‫سلام، من جسیکام.
‫واسه کلاس طراحی فیگور اومدم

789
00:47:23,940 --> 00:47:25,740
‫کلاس خودمه

790
00:47:25,780 --> 00:47:27,620
‫من مریم‌ام، دنبالم بیا

791
00:47:35,140 --> 00:47:37,540
‫اینم از این

792
00:47:37,540 --> 00:47:40,180
‫خیلی‌خب، آماده‌ی نقاشی‌ایم

793
00:47:41,780 --> 00:47:43,820
‫حالا فقط یه فیگور می‌خوایم

794
00:47:43,820 --> 00:47:45,260
‫یه لحظه

795
00:47:45,260 --> 00:47:47,500
‫داریم کلاس رو شروع می‌کنیم

796
00:47:49,980 --> 00:47:53,140
‫ایشون پرستونـه، همون پِز خودمون

797
00:47:53,140 --> 00:47:56,800
‫همینجا زندگی می‌کنه.
‫شخصاً خودش هم هنرمند بااستعدادیـه

798
00:47:57,900 --> 00:48:00,220
‫جسیکا هنرجوی جدیدمونـه.
‫جسیکا، چرا بهمون نمیگی که

799
00:48:00,220 --> 00:48:01,980
‫واسه چی اومدی این کلاس؟

800
00:48:01,980 --> 00:48:04,980
‫سلام، من جسیکام

801
00:48:04,980 --> 00:48:07,900
‫توی کلاس پیشرفته‌ی هنر شرکت کردم
‫ولی بعدش دیگه فعالیتی نداشتم

802
00:48:07,900 --> 00:48:11,380
‫کارم بازاریابیـه و

803
00:48:11,380 --> 00:48:13,660
‫گمونم اینجام چون فکر می‌کنم

804
00:48:13,660 --> 00:48:15,980
‫زندگی بیشتر از بازاریابیـه

805
00:48:15,980 --> 00:48:17,660
‫گمونم فقط...

806
00:49:02,440 --> 00:49:05,800
‫دستش رو خیلی خوب درآوردی.
‫مشخصـه یه چیزهایی بلدی

807
00:49:05,800 --> 00:49:07,920
‫- ممنون
‫- ولی اونجاشو...

808
00:49:09,940 --> 00:49:12,340
‫خیلی‌خب، وقت تمومه، دوستان

809
00:49:12,340 --> 00:49:13,900
‫توی آشپزخونه نوشیدنی هست

810
00:49:35,660 --> 00:49:37,660
‫تف توش

811
00:49:45,100 --> 00:49:47,700
‫واو، بی‌نظیره

812
00:49:47,700 --> 00:49:51,540
‫مریم پنج شیش سالِ پیش این اثر رو خلق کرد

813
00:49:51,540 --> 00:49:53,780
‫هر کسی که می‌بینی یکی از دوست‌هاشـه

814
00:49:53,780 --> 00:49:55,900
‫من اونی‌ام که روی سقف داره کمک می‌کنه

815
00:49:55,900 --> 00:49:58,580
‫لدول و بلی هم اونجان

816
00:49:58,580 --> 00:50:00,820
‫لدول و کی گفتی؟

817
00:50:00,820 --> 00:50:02,900
‫یعنی واقعاً نمی‌شناسی‌شون؟

818
00:50:02,900 --> 00:50:05,420
‫اونا خالقین قلب سیاه جوهری‌ان

819
00:50:05,420 --> 00:50:08,220
‫همینجا باهم آشنا شدن.
‫این خونه خاطره‌انگیزه

820
00:50:08,220 --> 00:50:09,980
‫اولین باره اینجا می‌بینمت

821
00:50:09,980 --> 00:50:12,100
‫واسه کلاس نقاشی رنگ روغن ثبت‌نام کردم

822
00:50:13,100 --> 00:50:14,900
‫ایدی ماه قبل به قتل رسید

823
00:50:14,900 --> 00:50:17,820
‫آره، همینطوره.
‫یکی از دوست‌های من بود

824
00:50:17,820 --> 00:50:20,580
‫بنابراین مرگش چیزی نیست
‫که بخوای راجع‌بهش اراجیف ببافی

825
00:50:20,580 --> 00:50:23,260
‫پس به بهونه‌ی نقاشی این‌ورا پیدات نشه

826
00:50:23,260 --> 00:50:24,940
‫قبرستون ته خیابونـه

827
00:50:24,940 --> 00:50:26,780
‫یالا، برو اونجا یه سر و گوشی آب بده

828
00:50:26,800 --> 00:50:28,540
‫اگه دنبال سوغاتی می‌گردی
‫شاید هنوز یه قطره‌ی خونی

829
00:50:28,580 --> 00:50:30,460
‫روی چمن‌ها پیدا کنی

830
00:50:40,620 --> 00:50:42,660
‫متأسفم

831
00:50:42,660 --> 00:50:44,140
‫هوادارها رو نمیشه تحمل کرد

832
00:50:45,380 --> 00:50:47,520
‫خیلی بابت مرگ دوستت متأسفم

833
00:50:49,380 --> 00:50:51,300
‫چه میشه کرد، هان؟

834
00:50:54,420 --> 00:50:58,460
‫ایدی اون بالاست. داره از روی
‫درخت واسه جاش سیب میندازه

835
00:51:00,260 --> 00:51:04,700
‫«وضعیت آنومی در جامعه‌ای که...»

836
00:51:04,700 --> 00:51:06,260
‫اینو ولش کن

837
00:51:06,260 --> 00:51:09,340
‫نظرت چیه که دوتایی بریم
‫یه نوشیدنی درست و حسابی بزنیم؟

838
00:51:09,360 --> 00:51:13,840
‫راستش صبح زود کار دارم،
‫ولی واسه هفته‌ی بعد چطوره؟

839
00:51:14,700 --> 00:51:17,100
‫آره، یادت نره

840
00:51:23,800 --> 00:51:29,040
‫« وضعیت آنومی در جامعه‌ای که اعضای آن در
‫هم‌بستگی و ارتباط طولانی باشند غیرممکن است »

841
00:51:39,220 --> 00:51:41,980
‫والی، تو از هر نظر جذابی

842
00:51:41,980 --> 00:51:44,220
‫مهمتر از همه
‫می‌دونی چطور مزه بریزی و

843
00:51:44,220 --> 00:51:47,020
‫این نکته‌ی ارزشمندیـه،
‫چون اکثریت مردم توی این کشور

844
00:51:47,020 --> 00:51:50,340
‫توی عمق وجودشون اونا هم
‫مثل ما یه مشت نژادگرای علمی‌ان

845
00:51:50,340 --> 00:51:53,060
‫ولی می‌ترسن حرفی که
‫توی دلشونـه رو به زبون بیارن

846
00:51:53,060 --> 00:51:55,860
‫ولی تو دقیقاً حرفی رو
‫به زبون میاری که توی دلتـه و

847
00:51:55,860 --> 00:51:58,260
‫واسه همینه مردم دوستت دارن

848
00:51:58,260 --> 00:52:00,980
‫اگه خواستی به ما ملحق شی،
‫می‌تونیم این ویژگی رو تقویت کنیم

849
00:52:05,820 --> 00:52:08,860
‫میج، تو بی‌نظیری.
‫تونستی حسابش رو بگیری

850
00:52:08,880 --> 00:52:11,040
‫آره، بدجوری مدیونمی

851
00:52:14,020 --> 00:52:16,460
‫ببین، نمی‌تونی همینجوری بری داخلش

852
00:52:16,460 --> 00:52:19,140
‫بث یه عمره داره این بازی رو می‌کنه،
‫مردم می‌شناسنش

853
00:52:19,140 --> 00:52:21,140
‫می‌خوای یکم راجع‌بهش برام تعریف کنی؟

854
00:52:21,140 --> 00:52:23,840
‫آره. یه سلیطه‌ی دروغگوی خائنـه

855
00:52:23,860 --> 00:52:27,140
‫احتمالاً بیشتر از اینا نیازم بشه.
‫شرمنده، دیروقتـه

856
00:52:27,180 --> 00:52:30,740
‫- نه، طوری نیست.
‫- واقعاً ممنونتم

857
00:52:30,740 --> 00:52:32,580
‫خیلی‌خب، نام کاربری:

858
00:52:32,580 --> 00:52:36,900
‫«بافی‌پاز۹۵۰۳۷»
‫همه‌شو یه‌جا بنویس

859
00:52:38,220 --> 00:52:39,740
‫رمز عبور:

860
00:52:39,740 --> 00:52:42,180
‫اِیکاش‌بااِلن‌توی‌رابطه‌بودم

861
00:52:56,780 --> 00:52:59,500
‫خب، این صفحه‌ی اصلیـه
‫که همه باهم آشنا میشن

862
00:52:59,500 --> 00:53:02,420
‫کلِ بازی علناً یه تالار گفت‌وگوی باشکوهـه

863
00:53:02,420 --> 00:53:04,340
‫عجیبه، نمی‌ذاره ازش اسکرین‌شات بگیرم

864
00:53:04,340 --> 00:53:06,340
‫نه، نقص قوانینـه

865
00:53:15,400 --> 00:53:18,700
‫روی «بافی‌پاز» دوتا کلیک کن
‫تا از نقطه‌نظر اون ببینی

866
00:53:33,440 --> 00:53:34,720
‫« استیسی سیاهِ جوهری »

867
00:53:34,740 --> 00:53:38,060
‫سلام، بافی‌پاز.
‫پارسال دوست، امسال آشنا

868
00:53:41,020 --> 00:53:42,980
‫سلام، حالت چطوره؟

869
00:53:47,220 --> 00:53:49,860
‫- آره، نه. خوشم اومد
‫- جداً؟

870
00:53:57,780 --> 00:53:59,820
‫حالت خوبه؟

871
00:54:01,020 --> 00:54:02,700
‫پاشو، رفیق

872
00:54:04,100 --> 00:54:05,700
‫خوبی، دادا؟

873
00:54:16,160 --> 00:54:18,140
‫آنومی: می‌بینم برگشتی!

874
00:54:24,260 --> 00:54:26,380
‫بله، دلم واسه اینجا تنگ شده بود

875
00:54:28,820 --> 00:54:31,580
‫نژاد محبوب سگت؟

876
00:54:31,580 --> 00:54:33,140
‫سؤال انحرافیـه

877
00:54:33,140 --> 00:54:35,060
‫بث عاشق گربه‌هاست

878
00:54:39,000 --> 00:54:40,460
‫گربه

879
00:54:44,300 --> 00:54:48,100
‫بامزه بود. خوش برگشتی

880
00:54:48,100 --> 00:54:49,780
‫همراه من بیا

881
00:55:24,340 --> 00:55:25,860
‫آخ!

882
00:55:36,820 --> 00:55:38,260
‫هـوی!

883
00:55:40,660 --> 00:55:41,940
‫بیا اینجا!

884
00:55:48,020 --> 00:55:50,100
‫براوو و کیلو، پشتیبانی فوری می‌خوام!

885
00:55:50,100 --> 00:55:52,540
‫مظنون ۱۹۲ سانتـه، ژاکت چرمی تنشـه

886
00:55:52,540 --> 00:55:54,740
‫صورتش تتو داره و

887
00:55:54,740 --> 00:55:56,900
‫کله‌اش هم به طرز وحشتناکی کچلـه

888
00:56:01,820 --> 00:56:03,260
‫چه خبره؟

889
00:56:03,260 --> 00:56:04,740
‫تابحال اینو ندیده بودم

890
00:56:04,740 --> 00:56:06,540
‫نمی‌دونم داره تو رو کجا می‌بره

891
00:56:11,020 --> 00:56:12,980
‫سؤالت رو ازم بپرس

892
00:56:16,620 --> 00:56:18,100
‫کدوم سؤال رو؟

893
00:56:19,680 --> 00:56:22,880
‫برگشتی چون دنبال جواب می‌گشتی

894
00:56:23,700 --> 00:56:26,300
‫می‌خوای بدونی قتل ایدی لدول کار من بوده؟

895
00:56:30,140 --> 00:56:31,860
‫آره، کار من بوده

896
00:56:33,800 --> 00:56:36,920
‫قابلت هم نداشت
