﻿1
00:00:00,220 --> 00:00:03,640
‫- قلب سیاه جوهری به گوشِت خورده؟
‫- برنامه‌ی تلویزیونیـه؟

2
00:00:03,680 --> 00:00:06,340
‫اول به صورت کارتون پخش شد

3
00:00:06,380 --> 00:00:08,640
‫من و جاش، دوست‌ سابقم، ساختیمش

4
00:00:08,680 --> 00:00:10,880
‫یکی از طرفدارها
‫اینترنتی من رو زیر نظر گرفته

5
00:00:10,880 --> 00:00:12,280
‫یکی که عین کف دست منو می‌شناسه

6
00:00:12,280 --> 00:00:13,760
‫تموم حساب‌های کاربریش
‫با اسم «آنومی» ثبت شده

7
00:00:13,760 --> 00:00:16,240
‫همون دختره نیست که
‫اومده بود اینجا؟

8
00:00:16,240 --> 00:00:17,720
‫چرا، ایدی لدولـه

9
00:00:17,720 --> 00:00:19,880
‫کشتنش

10
00:00:19,880 --> 00:00:21,960
‫جاش نیمه فلجه

11
00:00:21,960 --> 00:00:23,440
‫فکر نکنم خیلی چیزی یادش بیاد

12
00:00:23,440 --> 00:00:25,560
‫من باشم خیلی روی جاش بلی حساب نمی‌کنم

13
00:00:25,560 --> 00:00:27,680
‫اون تنها کسیه که تمامی این اتفاقات
‫به نفعشـه، مگه نه؟

14
00:00:27,680 --> 00:00:29,240
‫اون تنها سازنده‌ایه که مونده

15
00:00:29,240 --> 00:00:31,320
‫آنومی داره ساخت فیلم رو به خطر میندازه

16
00:00:31,320 --> 00:00:33,400
‫ببینید آنومی کیـه

17
00:00:33,400 --> 00:00:35,680
‫ایشون کاتیا آپکاتـه

18
00:00:35,680 --> 00:00:39,200
‫اولش مدیر روابط عمومی‌ بود که
‫بعداً شد مدیر برنامه‌شون

19
00:00:39,200 --> 00:00:41,920
‫بارکلی، تو حواست به
‫نامزدش، فیلیپ اورمند، باشه

20
00:00:41,920 --> 00:00:44,040
‫خانم‌ها و آقایون، ایشون پز پیرسـه

21
00:00:44,040 --> 00:00:47,520
‫این همون کسیه که
‫ایدی گفت مظنون اصلیـه

22
00:00:47,520 --> 00:00:50,960
‫این هم یاسمین ودرهده
‫دستیار شخصی‌ای که ایدی اخراج کرد

23
00:00:50,960 --> 00:00:53,120
‫اون نیلز دیانگـه

24
00:00:53,120 --> 00:00:54,840
‫صاحبِ خونه‌ای که توش زندگی می‌کنن

25
00:00:54,840 --> 00:00:57,600
‫نورث گرو کلاس‌های شبانه‌ی هنر گذاشته

26
00:00:57,600 --> 00:01:01,120
‫واسه همین من هم با مریم که همسر نیلزه،
‫توی یه کلاس ثبت‌نام کردم

27
00:01:01,120 --> 00:01:03,280
‫باید توی بازی دِرِک هم عضو بشیم

28
00:01:03,280 --> 00:01:06,560
‫اگه آنومی فعال باشه و مظنون‌تون
‫پشت کامپیوتر یا گوشیش نباشه،

29
00:01:06,560 --> 00:01:08,360
‫اونوقت می‌تونیم اسمش رو خط بزنیم

30
00:01:08,360 --> 00:01:10,680
‫می‌خوای بدونی قتل ایدی لدول کار من بوده؟

31
00:01:12,280 --> 00:01:14,080
‫آره، کار من بوده

32
00:01:14,080 --> 00:01:16,640
‫قراره یه مقاله‌ای توی روزنامه‌ها چاپ بشه

33
00:01:16,640 --> 00:01:19,360
‫توش قراره بگن حزب
‫راستگرای افراطی‌ای به اسم هاونینگ

34
00:01:19,360 --> 00:01:21,720
‫مسئولیت قتل ایدی لدول رو گردن می‌گیره

35
00:02:11,940 --> 00:02:13,760
‫« فصل ششم: قلب سیاه جوهری »
‫« قسمت دوم »

36
00:02:26,400 --> 00:02:28,800
‫خیلی‌خب، خانم‌ها و آقایون،
‫برنامه‌ی امروز از این قراره:

37
00:02:28,800 --> 00:02:31,640
‫اول از همه سری به مزارهای رزتی می‌زنیم و

38
00:02:31,640 --> 00:02:33,680
‫بعدش از همین مسیر برمی‌گردیم...

39
00:02:33,680 --> 00:02:35,560
‫ایدی لدول کجا دفنـه؟

40
00:02:35,560 --> 00:02:38,800
‫راستش سر مزار خانم لدول نمی‌ریم

41
00:02:38,800 --> 00:02:40,560
‫جزو قطعات خصوصی محسوب میشه و

42
00:02:40,560 --> 00:02:43,880
‫این حق خونواده‌هاست که
‫از حریم خصوصی برخوردار باشن

43
00:02:43,880 --> 00:02:47,800
‫سری به مزار دِمانک و فرشته‌ی خفته،

44
00:02:47,800 --> 00:02:50,280
‫یعنی آرامگاه مری نیکولز می‌زنیم.
‫افرادی که طبق اطلاعات بنده،

45
00:02:50,280 --> 00:02:52,200
‫توی برنامه‌ی قلب سیاه جوهری نقش داشتن

46
00:03:00,080 --> 00:03:01,720
‫خیلی هیجان‌زده نشو،

47
00:03:01,720 --> 00:03:03,400
‫یه کیک‌میوه‌ای ساده‌ست

48
00:03:03,400 --> 00:03:05,640
‫تازه خودم ضعف کردم
‫یکمیش رو خوردم

49
00:03:05,640 --> 00:03:08,120
‫- ممنون، پت
‫- چیزی لازم داری برای خونه؟

50
00:03:08,120 --> 00:03:11,080
‫نه، یه چندساعتی اینجا می‌مونم
‫تا یکمی پام آروم بگیره

51
00:03:11,080 --> 00:03:13,240
‫حالا اونقدرهام که به نظر میاد نازک‌نارنجی نیستم،
‫چهارتا وسیله که می‌تونم جابه‌جا کنم

52
00:03:13,240 --> 00:03:15,600
‫چی می‌خوای؟ نوشیدنی 

53
00:03:15,600 --> 00:03:17,120
‫سوسیس؟

54
00:03:17,120 --> 00:03:19,560
‫سالاد بگیری بد نیست

55
00:03:19,560 --> 00:03:21,720
‫روبراهی؟

56
00:03:21,720 --> 00:03:23,840
‫خیلی‌ها سالاد می‌خورن

57
00:03:23,840 --> 00:03:25,640
‫پس برات خیار می‌خرم

58
00:03:26,800 --> 00:03:29,480
‫بی‌زحمت از بارکلی می‌پرسی ببینی می‌تونه
‫دو شیفت اورمند رو بپاد؟

59
00:03:29,480 --> 00:03:33,640
‫چشم. رابین گفت امروز بعدازظهر
‫می‌تونید عیادت جاش بلی برید

60
00:03:33,640 --> 00:03:35,760
‫بگم خودش تنها بره؟

61
00:03:35,760 --> 00:03:37,520
‫نه، اونجا رو می‌خوام برم

62
00:03:37,520 --> 00:03:39,240
‫شاید دلت بخواد، اما...

63
00:03:40,840 --> 00:03:43,480
‫- بهش میگم میری
‫- برگشته؟

64
00:03:43,520 --> 00:03:46,600
‫نه، رفته فرضیه‌اش رو سبک سنگین کنه

65
00:03:46,600 --> 00:03:48,000
‫چجور فرضیه‌ای؟

66
00:03:48,000 --> 00:03:51,480
‫خب، مزار دمانک اینجاست، سمت چپ

67
00:03:53,480 --> 00:03:55,120
‫پس تو هم دِرِک بازی می‌کنی؟

68
00:03:55,120 --> 00:03:57,360
‫قبلاً آره، اما گذاشتمش کنار

69
00:03:57,360 --> 00:04:00,400
‫سازنده‌ی بازی عقده‌ی اینو داره که
‫افسار بندازن گردن ملت و

70
00:04:00,400 --> 00:04:02,360
‫یه کله‌کیری به تموم معناست

71
00:04:02,360 --> 00:04:04,680
‫یجوری رفتار می‌کنه انگار
‫ایده‌ی قلب سیاه جوهری مال خودشـه

72
00:04:04,680 --> 00:04:07,840
‫توی قبرستون اصلی،
‫اصلاً خبری از درخت نبود...

73
00:04:09,120 --> 00:04:12,280
‫تک‌تک این درخت‌ها از زمانِ...

74
00:04:26,680 --> 00:04:29,640
‫- سلام
‫- سلام، آم... رابین الکات هستم

75
00:04:29,640 --> 00:04:32,480
‫عه، راستش خودم می‌خواستم
‫باهاتون تماس بگیرم

76
00:04:32,480 --> 00:04:35,360
‫- جداً؟ در چه مورد؟
‫- نه، اول شما بفرمایید

77
00:04:35,360 --> 00:04:37,400
‫خب، حقیقتاً درکتون می‌کنم
‫اگه نتونید جوابم رو بدید،

78
00:04:37,400 --> 00:04:40,440
‫ولی الان توی قبرستون هایگیت‌ هستم و
‫می‌خواستم بدونم ممکنه بهم بگید

79
00:04:40,440 --> 00:04:43,000
‫دقیقاً جاش و ایدی رو کجا پیدا کردن؟

80
00:04:43,000 --> 00:04:46,760
‫آم، تا جایی‌که یادمـه،
‫تقریباً ۲۰ متری شرق یه آرامگاهی که

81
00:04:46,760 --> 00:04:48,560
‫روش نقش پلیکان داره

82
00:04:49,840 --> 00:04:52,720
‫بسیارعالی، ممنونم. لطف کردید

83
00:04:52,720 --> 00:04:54,840
‫شما چیکارم داشتید؟

84
00:04:56,920 --> 00:04:59,760
‫می‌خواستم بپرسم آخر هفته فرصت دارید
‫نوشیدنی مهمون من باشید؟

85
00:04:59,760 --> 00:05:01,160
‫باید یه نگاهی به برنامه‌ام بندازم،

86
00:05:01,160 --> 00:05:03,600
‫اما می‌خواید در حضور استرایک باشه؟

87
00:05:04,640 --> 00:05:09,360
‫راستش به بهونه‌ی نوشیدنی،
‫هدفم آشنایی با شما بود

88
00:05:09,360 --> 00:05:10,840
‫آها، آم...

89
00:05:11,920 --> 00:05:15,560
‫واقعیتش این آخر هفته سر کارم

90
00:05:15,560 --> 00:05:18,560
‫- آم، اما...
‫- عیبی نداره

91
00:05:19,800 --> 00:05:20,960
‫خوش...

92
00:05:22,040 --> 00:05:23,880
‫شکار خوش بگذره پس

93
00:05:24,880 --> 00:05:26,760
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

94
00:06:29,600 --> 00:06:31,320
‫سلام

95
00:06:31,320 --> 00:06:35,000
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- آم، کلاسم دیرتر شروع میشه

96
00:06:35,000 --> 00:06:36,560
‫گفتم یه قدمی این اطراف بزنم

97
00:06:39,600 --> 00:06:42,280
‫ایدی همونجا مُرد

98
00:06:42,280 --> 00:06:43,800
‫درست جایی که وایسادی

99
00:06:45,720 --> 00:06:49,480
‫آره، من... بعد از اینکه همدیگه رو دیدیم،
‫رفتم آمارش رو در آوردم

100
00:06:51,160 --> 00:06:53,960
‫شرمنده، قصد جسارت نداشتم

101
00:06:53,960 --> 00:06:56,160
‫راحت باش بابا،
‫ناسلامتی توی یه کشور آزاد زندگی می‌کنیم

102
00:06:56,160 --> 00:06:58,120
‫البته اگه واسه اینجا اومدنت هزینه کردی

103
00:06:58,120 --> 00:07:00,040
‫خب، خیلی هم خرج برداشت!

104
00:07:04,040 --> 00:07:07,040
‫از کجا می‌دونی ایدی اینجا فوت کرد؟

105
00:07:07,040 --> 00:07:09,240
‫پاتوق‌مون بود کلاً

106
00:07:09,240 --> 00:07:11,040
‫همیشه میومدیم اینجا

107
00:07:12,240 --> 00:07:13,760
‫تو از کجا می‌دونستی؟

108
00:07:13,760 --> 00:07:16,760
‫یکی از مصاحبه‌های قدیمیش رو خوندم

109
00:07:16,760 --> 00:07:20,040
‫در مورد مقبره‌ای با نقش پلیکان صحبت کرده بود

110
00:07:20,040 --> 00:07:22,680
‫دلم خواست بیام ببینم چه شکلیـه

111
00:07:24,880 --> 00:07:26,440
‫چیـه؟

112
00:07:26,440 --> 00:07:28,720
‫تابحال کسی نقاشیت رو کشیده؟

113
00:07:28,720 --> 00:07:30,240
‫آم...

114
00:07:31,360 --> 00:07:32,920
‫نه تا جایی‌که خبر دارم

115
00:07:35,120 --> 00:07:38,040
‫خب، اینجا هم جوابـه ها

116
00:07:38,040 --> 00:07:39,840
‫می‌تونی ثابت بمونی و جُم نخوری؟

117
00:07:39,840 --> 00:07:41,720
‫شک دارم از پسش بر بیام

118
00:07:41,720 --> 00:07:44,440
‫بیخیال بابا، کاری نداره که.
‫فقط کافیـه...

119
00:07:45,560 --> 00:07:48,680
‫خب، همین که
‫جُم نخوری کفایت می‌کنه

120
00:07:48,680 --> 00:07:51,120
‫عمراً اگه

121
00:07:51,120 --> 00:07:53,680
‫راضی بشم

122
00:07:53,680 --> 00:07:55,560
‫- میشه ببینم؟
‫- چرا که نه

123
00:07:57,200 --> 00:07:59,400
‫با ایدی روش کار می‌کردیم

124
00:07:59,400 --> 00:08:02,040
‫- برای قلب سیاه جوهریـه؟
‫- نه، دلی بود

125
00:08:03,240 --> 00:08:04,960
‫یه گورکنی که می‌تونه در زمان سفر کنه

126
00:08:06,160 --> 00:08:08,440
‫خودم یه تریلر براش ساختم

127
00:08:09,760 --> 00:08:11,520
‫تنهایی انیمیشن درست کردی؟

128
00:08:11,520 --> 00:08:13,200
‫- آره
‫- به به

129
00:08:13,200 --> 00:08:16,040
‫صاحبخونه‌ام تجهیزات کامپیوتریش تکمیلـه و

130
00:08:16,040 --> 00:08:18,120
‫همچین هم کار شاقّی نیست

131
00:08:18,120 --> 00:08:19,600
‫آها

132
00:08:20,920 --> 00:08:23,320
‫خیلی‌خب، بیا بریم

133
00:08:31,400 --> 00:08:32,840
‫می‌دونم تا حالا ندیدمش،

134
00:08:32,840 --> 00:08:36,240
‫اما دیشب که داشتم توی اینترنت
‫درموردش می‌خوندم...

135
00:08:36,240 --> 00:08:40,160
‫- مثلاً چی؟
‫- خب، مثلاً میگن بریم نبش قبرش کنیم،

136
00:08:40,160 --> 00:08:42,080
‫باورشون نشده که واقعاً مُرده

137
00:08:42,080 --> 00:08:44,640
‫خیال می‌کنن صرفاً چون اینجا کشتنش،

138
00:08:44,640 --> 00:08:46,280
‫هدفشون جلب توجه عموم بوده

139
00:08:47,760 --> 00:08:50,280
‫در مورد آنومی خوندی؟

140
00:08:50,280 --> 00:08:51,640
‫آم...

141
00:08:51,640 --> 00:08:54,080
‫آنومی یه بازی از روی کارتون ساخته

142
00:08:54,080 --> 00:08:58,280
‫البته جدای از شغل اصلیش، مسئولیتِ
‫زهرمار کردن زندگی ایدی رو هم به عهده گرفته

143
00:08:58,280 --> 00:08:59,960
‫هر روز خدا بهش پیله می‌کردن

144
00:09:01,160 --> 00:09:04,320
‫به نظرت آنومی یکی از
‫دور و بری‌های ایدیـه؟

145
00:09:04,320 --> 00:09:05,920
‫کارتون رو دیدی دیگه؟

146
00:09:07,240 --> 00:09:10,920
‫خب، هارتی یه قلبه که
‫از جسدِ یه بابایی می‌زنه بیرون و

147
00:09:10,920 --> 00:09:12,600
‫خارج از جسم زندگی می‌کنه

148
00:09:12,600 --> 00:09:18,280
‫حالا، دوتا از دخترهای عضو گروه نورث گرو
‫دقیقاً داشتن روی همین ایده کار می‌کردن

149
00:09:19,360 --> 00:09:20,800
‫ایدی کارش می‌گیره...

150
00:09:21,800 --> 00:09:25,960
‫کیا هم دست از پا درازتر
‫برمی‌گرده خونه ورِ دل مامانش

151
00:09:25,960 --> 00:09:28,240
‫چه دلیلی برای دشمن‌تراشی از این بهتر؟

152
00:09:28,240 --> 00:09:33,400
‫منظورت اینـه که ایدی،
‫ایده‌ی این دختره کیا رو زد به اسم خودش؟

153
00:09:33,400 --> 00:09:36,600
‫من منظور خاصی ندارم،
‫صرفاً دارم برات توضیح میدم

154
00:09:38,400 --> 00:09:41,160
‫ببین، می‌خوام برم طراحی‌هام رو تموم کنم

155
00:09:41,160 --> 00:09:44,880
‫بعد... بعدِ کلاست
‫یه نوشیدنی بخوریم

156
00:09:44,880 --> 00:09:46,200
‫باشه

157
00:10:00,320 --> 00:10:03,560
‫سلام، میج. الان ده دقیقه‌ای میشه که
‫با پِز توی قبرستون هایگیت

158
00:10:03,560 --> 00:10:07,240
‫مشغول صحبت بودیم؛ آنومی توئیت نزده؟
‫یا توی بازی دِرِک آنلاین نشده؟

159
00:10:07,240 --> 00:10:10,520
‫- نه، هیچکدوم
‫- خیلی‌خب، پس همچنان جزو مظنونینـه

160
00:10:11,720 --> 00:10:13,720
‫با والی کاردو به جایی رسیدی؟

161
00:10:13,720 --> 00:10:15,240
‫هنوز هیچی

162
00:10:15,240 --> 00:10:18,040
‫اگه از خونه زد بیرون،
‫می‌تونی بری دنبالش،

163
00:10:18,040 --> 00:10:20,360
‫حواست بهش باشه تا من یا استرایک
‫خودمون رو برسونیم؟

164
00:10:20,360 --> 00:10:22,440
‫خب، نمیشه که استرایک رو
‫بفرستیم سراغ والی

165
00:10:22,440 --> 00:10:24,000
‫لو رفته

166
00:10:24,000 --> 00:10:26,120
‫منظورت چیـه؟ ماجرا چیـه؟

167
00:10:26,120 --> 00:10:27,960
‫نگفته بهت؟

168
00:10:34,000 --> 00:10:36,120
‫بیا تو

169
00:10:41,160 --> 00:10:43,440
‫- حالت خوبـه؟
‫- آره

170
00:10:46,120 --> 00:10:48,480
‫- یه فنجون چایی می‌خوری؟
‫- آره، لطفاً

171
00:10:52,520 --> 00:10:54,960
‫از پت شنیدم پیگیر یه فرضیه‌ای بودی

172
00:10:54,960 --> 00:10:58,440
‫آم، آره. دوست‌ سابق میج

173
00:10:58,440 --> 00:11:01,880
‫نام کاربری و رمز بازی دِرِک‌اش رو بهمون داد.
‫قبلاً تو نخ این بازی بود.

174
00:11:01,880 --> 00:11:05,720
‫همین که با حسابش وارد بازی شدم،
‫آنومی اومد باهاش صحبت کنه

175
00:11:05,720 --> 00:11:07,800
‫چی گفت؟

176
00:11:07,800 --> 00:11:09,760
‫گفت قاتل ایدی خودشـه

177
00:11:11,280 --> 00:11:13,720
‫ناشناس که باشی،
‫هر جور حرفی می‌زنی

178
00:11:13,720 --> 00:11:17,000
‫- احتمالاً می‌خواد جلب توجه کنه
‫- خب، اتفاقاً من هم همچین فکری می‌کردم

179
00:11:17,000 --> 00:11:20,320
‫ولی بعدش توی بازی، منو برد
‫همون جایی که گفت کشتدش و

180
00:11:20,320 --> 00:11:23,280
‫دقیقاً همون جایی بود که
‫واقعاً قتل رخ داده

181
00:11:23,280 --> 00:11:26,360
‫- پلیس که علنیش نکرده، درستـه؟
‫- دقیقاً

182
00:11:26,360 --> 00:11:28,160
‫تو از کجا خبر داری؟

183
00:11:28,160 --> 00:11:29,600
‫از بازپرس مورفی

184
00:11:30,560 --> 00:11:32,920
‫آنومی میگه ایدی رو کشته و
‫گروه هاونینگ هم

185
00:11:32,920 --> 00:11:35,240
‫مسئولیتش رو به عهده گرفته

186
00:11:35,240 --> 00:11:37,200
‫شاید آنومی عضو این گروهـه

187
00:11:37,200 --> 00:11:39,040
‫راست میگی. مطمئنم عضوگیری دارن

188
00:11:39,040 --> 00:11:41,240
‫خودم دیدم سعی داشتن
‫والی کاردو رو بکشونن سمت خودشون

189
00:11:42,840 --> 00:11:44,800
‫شنیدم پوششت لو رفت

190
00:11:46,680 --> 00:11:48,640
‫خرابکاری کردم. خوردم زمین

191
00:11:49,880 --> 00:11:51,960
‫توی کافه انگشت‌نمای همه شدم.
‫اون یارویی که دنبالش بودم هم

192
00:11:51,960 --> 00:11:54,680
‫حتماً از همونجا منو شناخته

193
00:11:54,680 --> 00:11:57,920
‫آره دیگه، لو رفتم

194
00:11:57,920 --> 00:12:00,160
‫ولی خداروشکر چندتا چیز فهمیدم که
‫گمونم بتونیم با رفقامون

195
00:12:00,160 --> 00:12:02,120
‫توی ام‌آی۵ درمیون بذاریم

196
00:12:09,960 --> 00:12:11,760
‫این همون باباییـه که
‫رفت با والی کاردو صحبت کنه

197
00:12:11,760 --> 00:12:15,320
‫خالکوبی حرف توریسازِ الفبای اسکاندیناویـه

198
00:12:16,320 --> 00:12:18,880
‫آنلاین ردّی ازش پیدا کردی؟

199
00:12:18,880 --> 00:12:21,360
‫سعی کردم عکسش رو جستجو کنم
‫اما چیزی دستم رو نگرفت

200
00:12:21,360 --> 00:12:24,920
‫اینجوری شد که برگشتم سراغ ویدیوهای والی کاردو و
‫دیدگاه‌ها رو زیر و رو کردم

201
00:12:24,920 --> 00:12:26,960
‫که این یارو رو پیدا کردم

202
00:12:26,960 --> 00:12:28,800
‫اَل گیزرد

203
00:12:28,800 --> 00:12:30,240
‫بعد...

204
00:12:33,120 --> 00:12:35,160
‫اَلگیز، ال گیزرد، آره

205
00:12:35,160 --> 00:12:37,800
‫بعد پنج ساعت تموم کل صفحه‌های
‫مجازی ال گیزرد رو زیر و رو کردم

206
00:12:37,800 --> 00:12:41,160
‫دنبال کسی که یه لایکی کرده باشه
‫یا حدأقل نظری چیزی گذاشته باشه

207
00:12:41,160 --> 00:12:44,080
‫آخرش هم رسیدم به جیمی کتل

208
00:12:44,080 --> 00:12:46,360
‫الگیز که درمورد قتل‌عام اوتایا پست گذاشت

209
00:12:46,360 --> 00:12:49,240
‫جیمی براش کامنت گذاشت «ستون»

210
00:12:49,240 --> 00:12:51,360
‫این جیمی کتلـه

211
00:12:52,400 --> 00:12:54,520
‫سرباز پیاده‌ی هاونینگ

212
00:12:54,520 --> 00:12:56,480
‫این عکس رو توی توئیتر گذاشته

213
00:12:58,600 --> 00:13:01,480
‫چطوری یه آدم از کار افتاده
‫انقدر اطلاعات جمع کرده؟

214
00:13:01,480 --> 00:13:03,400
‫کی گفته از کار افتادم؟

215
00:13:03,400 --> 00:13:05,320
‫از پت شنیدم ازش خواستی
‫برات خیار بخره

216
00:13:05,320 --> 00:13:06,880
‫من نخوا...

217
00:13:06,880 --> 00:13:08,840
‫خیال می‌کنه ضربه مغزی شدی

218
00:13:08,840 --> 00:13:11,360
‫بیا بهش بگیم گیاهخوار شدم،
‫شرط می‌بندم زنگ می‌زنه آمبولانس

219
00:13:13,480 --> 00:13:15,960
‫هنوز هم می‌خوای جاش بلی رو ببینی؟

220
00:13:15,960 --> 00:13:17,880
‫آره، یه پنج دقیقه منتظرم بمون

221
00:13:19,520 --> 00:13:21,000
‫برم چایی رو بیارم

222
00:13:38,240 --> 00:13:40,680
‫کورمورن استرایک و رابین الکات

223
00:13:40,680 --> 00:13:42,720
‫- استخدام‌مون کردن...
‫- بله، در جریانم

224
00:13:42,720 --> 00:13:44,680
‫- کاتیا آپکات
‫- رابین

225
00:13:44,680 --> 00:13:48,360
‫- سلام، جاش
‫- بد نبود می‌پرسیدید حالش مساعد هست یا نه

226
00:13:48,360 --> 00:13:49,920
‫- کاتیا
‫- مشکلی نیست

227
00:13:49,920 --> 00:13:52,440
‫سعی داشتیم ترتیب یه قرار ملاقات
‫با شما رو هم بدیم

228
00:13:52,440 --> 00:13:54,880
الان وقت مناسبی نیست

229
00:13:54,880 --> 00:13:56,760
‫بعد از اینجا بیاید خونه‌ام

230
00:13:58,000 --> 00:13:59,240
‫می‌خوام کمک کنم

231
00:13:59,240 --> 00:14:00,800
‫همه می‌خوایم

232
00:14:02,560 --> 00:14:05,720
‫شرمنده، کاتیا.
‫باید تنهایی با جاش صحبت کنیم.

233
00:14:05,720 --> 00:14:06,960
‫بخشی از روال کاره

234
00:14:10,920 --> 00:14:13,040
‫اگه خسته شدی، صدام کن

235
00:14:13,040 --> 00:14:14,680
‫اونوقت می‌فرستم‌شون بعداً بیان

236
00:14:22,440 --> 00:14:23,680
‫ممنونم

237
00:14:32,600 --> 00:14:35,320
‫اومدیم درمورد آنومی صحبت کنیم

238
00:14:35,320 --> 00:14:36,800
‫هم به من و هم به ایدی چاقو زد

239
00:14:36,800 --> 00:14:39,720
‫از کجا انقدر مطمئنی کار آنومی بود؟

240
00:14:39,720 --> 00:14:42,280
‫چون تهدیدم کرد یه کاری انجام بدم و

241
00:14:43,320 --> 00:14:44,880
‫من هم نادیده گرفتمش

242
00:14:44,880 --> 00:14:48,000
‫همه‌چی توی گوشیم هست،
‫می‌تونید ببینید

243
00:14:49,240 --> 00:14:51,600
‫۶ ۶ ۷ ۷ ۵ ۲

244
00:14:51,600 --> 00:14:53,040
‫توی گالریـه

245
00:14:53,040 --> 00:14:55,680
‫یه چندتا اسکرین‌شات هست

246
00:14:55,680 --> 00:14:58,200
‫چند سالـه که هی بهم پیام میده

247
00:14:59,480 --> 00:15:02,920
‫ایدی گفت بلاکش کنم،
‫ولی به حرفش گوش ندادم

248
00:15:02,920 --> 00:15:06,120
‫همشون ایده‌هاییـه که
‫آنومی درمورد سِیر داستانیِ

249
00:15:06,120 --> 00:15:08,320
‫قلب سیاه جوهری ابداع کرده؟

250
00:15:08,320 --> 00:15:10,680
‫آره، همشون 

251
00:15:12,440 --> 00:15:14,480
‫برو عکس‌های آخر

252
00:15:15,560 --> 00:15:18,640
‫«بدون من کارت لنگـه.
‫من می‌دونم طرفدارها دنبال چی‌ان.»

253
00:15:18,640 --> 00:15:22,000
‫«قلب سیاه جوهری رو درک نمی‌کنی، نه، جاش؟»

254
00:15:22,000 --> 00:15:25,200
‫«دارم پیشنهاد کمک میدم،
‫اگه قبول نکنی لگد به بخت خودت زدی.»

255
00:15:26,640 --> 00:15:30,080
‫چون با مورهاوس یه بازی کُپی ساختن،

256
00:15:30,080 --> 00:15:32,640
‫خیال می‌کنه تموم شخصیت‌های شما
‫ارث باباشـه؟

257
00:15:32,640 --> 00:15:34,640
‫آره

258
00:15:34,640 --> 00:15:37,440
‫ظاهراً من و ایدی سدّ راهش بودیم، نه؟

259
00:15:37,440 --> 00:15:39,520
‫مشکل حل شد

260
00:15:39,520 --> 00:15:41,760
‫آخری رو بخون

261
00:15:41,760 --> 00:15:45,440
‫«اینو توی کله‌ات فرو کن؛
‫فیلمـه رو ساختی نساختی.»

262
00:15:45,440 --> 00:15:47,760
‫«هشدار اول و آخرم بود.»

263
00:15:47,760 --> 00:15:50,800
‫فکر کنم می‌دونست ایدی قراره
‫فرداش قرارداد رو امضا کنه

264
00:15:52,160 --> 00:15:53,800
‫به خاطر همین دست به همچین کاری زد

265
00:15:55,320 --> 00:15:58,480
‫قرارداد فیلم باعث می‌شد
‫از دور خارج بشه،

266
00:15:58,480 --> 00:16:02,400
‫تازه، استودیوهای بازی‌سازی می‌تونستن بازی‌هایی
‫باکیفیت‌تر از کار آنومی بسازن

267
00:16:02,400 --> 00:16:05,640
‫- اینطوری دستش خالی می‌موند
‫- چند وقتی بود که داشت خودش رو آماده می‌کرد

268
00:16:05,640 --> 00:16:08,360
‫بقالی سر کوچه که تپانچه‌ی برقی نداره

269
00:16:08,360 --> 00:16:11,440
‫احتمالاً روند اتفاقات همینجوریـه که تو میگی.
‫باید با همین شروع کنیم.

270
00:16:11,440 --> 00:16:14,640
‫- ایدی کِی بهت زنگ زد قرار ملاقات بذاری؟
‫- روز قبلش

271
00:16:16,560 --> 00:16:18,960
‫دیگه به کی گفته بودی؟

272
00:16:18,960 --> 00:16:21,280
‫اولش، فقط مریم

273
00:16:21,280 --> 00:16:23,720
‫داشتم توی آشپزخونه باهاش صحبت می‌کردم که
‫ایدی زنگ زد

274
00:16:25,080 --> 00:16:27,960
‫آم، مریم کل روز درگیر کلاس‌هاش بود

275
00:16:27,960 --> 00:16:30,560
‫منظورم روز قتلـه، کار اون نیست

276
00:16:30,560 --> 00:16:33,960
‫امکان داره مریم برای شوهرش، نیلز،
‫تعریف کرده باشه؟

277
00:16:33,960 --> 00:16:36,080
‫آره، احتمالاً

278
00:16:36,080 --> 00:16:37,840
‫ایدی چه حسی نسبت بهش داشت؟

279
00:16:40,440 --> 00:16:41,540
‫بعد از اینکه به اون یاروی

280
00:16:41,560 --> 00:16:44,520
‫راستگرای حمال، ایان پیچ، رأی داده بود،
‫خیلی از نیلز خوشش نمیومد

281
00:16:46,000 --> 00:16:50,280
‫والی کاردو یا پِز پیرس چطور؟

282
00:16:50,280 --> 00:16:52,640
‫کار هیچکدومشون نیست

283
00:16:52,640 --> 00:16:54,200
‫همشون رفقام‌ هستن

284
00:16:54,200 --> 00:16:58,520
‫ایدی یه حدس‌هایی درمورد
‫هویت آنومی می‌زد

285
00:16:58,520 --> 00:17:00,960
‫تو هم حتماً یه حدسیاتی داشتی

286
00:17:00,960 --> 00:17:05,200
‫به این نتیجه رسیده بودم که
‫شاید کار فیلیپ اورمند، نامزدشـه

287
00:17:06,200 --> 00:17:09,120
‫چون با سیس پلیس‌های بازنشسته‌ی
‫تخس اومد نورث گرو و

288
00:17:09,120 --> 00:17:11,200
‫وانمود می‌کرد نگرانشـه

289
00:17:11,200 --> 00:17:13,320
‫اصلاً کلاس‌های هنر  مهم هم نبود

290
00:17:14,760 --> 00:17:16,680
‫شک ندارم به خاطر اون اومده بود

291
00:17:18,280 --> 00:17:20,440
‫تا توی یه موقعیت مناسب بتونه ببردش خونه‌اش

292
00:17:23,320 --> 00:17:25,720
‫بهش نیاز داشت، بد میگم؟

293
00:17:26,960 --> 00:17:29,160
‫عمراً اگه لگد به بخت خودش بزنه

294
00:17:29,160 --> 00:17:32,000
‫بدون ایدی، آه در بساط نداره

295
00:17:32,000 --> 00:17:35,160
‫شنیدیم که احتمالاً بخواد
‫طرح اولیه‌ی فیلم رو بنویسه

296
00:17:37,000 --> 00:17:39,400
‫خره بابا

297
00:17:39,400 --> 00:17:41,600
‫اصلاً ایده‌ای برای فیلمنامه در کار نیست

298
00:17:43,280 --> 00:17:45,200
‫ایدی همش رو توی گوشیش نگه می‌داشت

299
00:17:45,200 --> 00:17:47,280
‫حکم دفترچه‌اش رو داشت

300
00:17:48,360 --> 00:17:50,800
‫به خاطر همینـه که آنومی گوشیش رو بُرد

301
00:17:50,800 --> 00:17:52,680
‫ایده‌های خودش 

302
00:17:52,680 --> 00:17:57,440
‫خب، با ایدی قرار ملاقات گذاشتید،
‫بعدش چی شد؟

303
00:17:57,440 --> 00:17:59,760
‫خیلی برام سخت بود که
‫بخوام تموم چیزمیزهایی که یاسمین بهم داد رو

304
00:17:59,760 --> 00:18:01,720
‫با ایدی در میون بذارم

305
00:18:01,720 --> 00:18:04,280
‫یاسمین چی بهت داد؟

306
00:18:04,280 --> 00:18:07,200
‫مدارکی درمورد اینکه ایدی سعی داشته
‫با آنومی دست به یکی کنه

307
00:18:07,200 --> 00:18:09,880
‫تا من رو از پروژه‌ی قلب سیاه جوهری بذاره کنار

308
00:18:09,880 --> 00:18:12,360
‫همش چرت و پرت بود، مگه نه؟

309
00:18:12,360 --> 00:18:13,680
‫ولی من باور کردم

310
00:18:15,080 --> 00:18:18,400
‫یاسمین اونا رو تحویلم داد
‫چون با خودش فکر کرد بهتره بدونم

311
00:18:18,400 --> 00:18:20,840
‫اون رو سرزنش نکنید

312
00:18:20,840 --> 00:18:22,280
‫تقصیر خودمـه

313
00:18:22,280 --> 00:18:24,640
‫به خاطر قرارم با ایدی وحشت کرده بودم و

314
00:18:25,600 --> 00:18:28,120
‫برای همین  خوابم برد

315
00:18:28,120 --> 00:18:30,600
‫- توی نورث گرو؟
‫- آره

316
00:18:31,560 --> 00:18:33,320
‫توی جاسیگاری گذاشته بودم

317
00:18:34,920 --> 00:18:36,840
‫- جاش؟!

318
00:18:36,840 --> 00:18:38,160
‫لعنتی!

319
00:18:38,160 --> 00:18:40,200
‫ببخشید، معذرت می‌خوام

320
00:18:45,560 --> 00:18:48,520
‫مریم بیرونم کرد و جاخواب می‌خوام

321
00:18:48,520 --> 00:18:51,960
‫می‌دونم دیروقتـه اما فردا با ایدی
‫توی قبرستون قرار دارم و

322
00:18:51,960 --> 00:18:55,800
‫باید با یکی صحبت کنم

323
00:18:55,800 --> 00:18:57,280
‫مشکلی نداری؟

324
00:18:58,840 --> 00:19:01,360
‫کاتیا، صدام رو داری؟

325
00:19:03,200 --> 00:19:05,400
‫چطور می‌تونی
‫همچین کاری با من بکنی؟!

326
00:19:05,400 --> 00:19:07,520
‫کیا دوست سابقمه

327
00:19:07,520 --> 00:19:10,440
‫اسمش دقیقاً زیر شماره‌ی کاتیاست و
‫اشتباهی به اون زنگ زدم

328
00:19:11,960 --> 00:19:15,760
‫پس کیا نیون خبر داشت که
‫تو و ایدی با همدیگه قرار دارید؟

329
00:19:15,760 --> 00:19:17,840
‫کیا آنومی نیست

330
00:19:17,840 --> 00:19:22,520
‫آنومی همیشه پُست می‌ذاشت؛
‫از اینکه داریم یه فیلم می‌سازیم و

331
00:19:22,520 --> 00:19:24,320
‫از اتفاقات بین خودمون می‌ذاشت

332
00:19:25,400 --> 00:19:26,840
‫بعد از جداییم با کیا،

333
00:19:26,840 --> 00:19:28,240
‫با هممون قطع ارتباط کرد و

334
00:19:28,240 --> 00:19:30,560
‫طبیعتاً در جریان چیزی هم نیست

335
00:19:30,560 --> 00:19:31,720
‫نه مثل آنومی

336
00:19:33,040 --> 00:19:34,720
‫بعدش رفتی خونه‌ی کاتیا؟

337
00:19:36,400 --> 00:19:40,560
‫یعنی همه‌ی خونواده‌ی آپکات خبر داشتن که
‫قراره بری دیدن ایدی؟

338
00:19:40,560 --> 00:19:42,640
‫من فقط با کاتیا صحبت کردم

339
00:19:42,640 --> 00:19:45,800
‫ممکنه کسی حرف‌های بین تو و کاتیا رو
‫شنیده باشه؟

340
00:19:45,800 --> 00:19:50,000
‫توی آشپزخونه بودیم،
‫من و کاتیا تنها

341
00:19:50,000 --> 00:19:52,360
‫فرداش چی شد؟

342
00:19:52,360 --> 00:19:55,160
‫دیر رسیدم سر قرارم با ایدی

343
00:19:55,160 --> 00:19:56,520
‫قرار بود همون جایی که اولین بار
‫ایده‌ی کارتون

344
00:19:56,520 --> 00:19:58,960
‫به ذهنش رسید، همدیگه رو ببینیم

345
00:19:58,960 --> 00:20:02,280
‫جز باغبون، کس دیگه‌ای اونجا نبود

346
00:20:03,800 --> 00:20:06,080
‫رفتم همون پاتوق همیشگی‌مون

347
00:20:06,080 --> 00:20:07,840
‫اونجا بود که پای ایدی رو دیدم

348
00:20:09,560 --> 00:20:11,840
‫بعد یکی داشت از پشت
‫با سرعت میومد سمتم،

349
00:20:11,840 --> 00:20:13,480
‫همونجا هم بود که منو زد

350
00:20:13,480 --> 00:20:15,840
‫امکان داره کار باغبونی بوده باشه که دیدی؟

351
00:20:17,120 --> 00:20:18,320
‫نه...

352
00:20:19,600 --> 00:20:22,240
‫چون باغبونه گنده‌ مُنده بود و هیکلی

353
00:20:23,920 --> 00:20:26,160
‫اما صدای پای کسی که منو زد، آروم بود

354
00:20:26,160 --> 00:20:27,920
‫کچل بود؟

355
00:20:29,000 --> 00:20:30,960
‫از کجا می‌دونی کچل بود؟

356
00:20:30,960 --> 00:20:34,400
‫گمونم احتمالش بالاست که
‫کچلیش به خاطر ماسک لاتکس بوده و

357
00:20:34,400 --> 00:20:36,080
لباس نرم تنش کرده بود

358
00:20:36,080 --> 00:20:39,560
‫به خاطر همینـه که صدای قدم‌هاش
‫با جثه‌اش هم‌خونی نداشته

359
00:20:41,640 --> 00:20:43,640
‫بعد از اینکه بهم چاقو زد،

360
00:20:43,640 --> 00:20:45,520
‫خم شد و گفت:

361
00:20:47,720 --> 00:20:50,200
‫«از اینجا به بعدش با من.»

362
00:20:51,600 --> 00:20:53,920
‫صداش رو شناختی؟

363
00:20:53,920 --> 00:20:55,640
‫نه

364
00:20:55,640 --> 00:20:58,440
‫انگار زیر آب بودم

365
00:20:58,440 --> 00:21:00,360
‫در گوشم گفت، اما...

366
00:21:03,560 --> 00:21:05,520
‫قشنگ یادمه صداش سرشار از

367
00:21:07,080 --> 00:21:09,160
حس ‫تنفر و انزجار نسبت به من بود

368
00:21:15,640 --> 00:21:18,200
‫آنومی چند سال آزگار دنبال ایدی بود،

369
00:21:18,200 --> 00:21:20,800
‫توی توئیتر و هرجایی‌که فکرش رو بکنید

370
00:21:22,920 --> 00:21:24,760
‫من هم هیچوقت پشتش نبودم

371
00:21:26,920 --> 00:21:28,560
‫هیچوقت بلاکش نکردم

372
00:21:31,360 --> 00:21:33,400
‫هیچوقت به حمایت ایدی در نیومدم

373
00:21:36,000 --> 00:21:37,560
‫گذاشتم اینجوری بشه

374
00:21:38,680 --> 00:21:40,360
‫چون آدم ضعیف‌النفسی هستم

375
00:21:42,040 --> 00:21:47,000
‫نه، نمی... نمی‌خواستم
‫با طرفدارها در بیفتم و

376
00:21:47,000 --> 00:21:49,640
‫با همین کارم ایدی رو به کشتن دادم

377
00:21:58,160 --> 00:22:00,160
‫سعی کردم ازش عذرخواهی کنم

378
00:22:03,640 --> 00:22:07,720
‫راستش... یه نامه براش نوشتم

379
00:22:07,720 --> 00:22:10,880
‫به محض اینکه اینجا به‌هوش اومدم. کاتیا...

380
00:22:12,360 --> 00:22:14,320
‫کاتیا برام نوشتنش و

381
00:22:16,480 --> 00:22:18,360
‫گذاشتش توی تابوتش، اما...

382
00:22:22,280 --> 00:22:24,960
‫چه فایده؟ نه؟

383
00:22:45,760 --> 00:22:46,920
‫نه

384
00:22:48,400 --> 00:22:50,200
‫دوست داری بشین آبغوره بگیر

385
00:22:50,200 --> 00:22:52,320
‫اما به نظرم کمکمون کنی
‫این حرومزاده رو بگیریم بهتره

386
00:23:00,960 --> 00:23:03,320
‫تو مسبب این ماجرا نبودی

387
00:23:03,320 --> 00:23:04,640
‫خودت رو سرزنش نکن

388
00:23:08,800 --> 00:23:12,000
‫به محض اینکه دستگیر بشه،
‫کار من تمومـه

389
00:23:12,000 --> 00:23:15,640
‫- نه، اینطور نیست
‫- این حرفا رو تحویل من نده، خب؟

390
00:23:15,640 --> 00:23:17,640
‫اونی که فلجـه، منم نه تو!

391
00:23:17,640 --> 00:23:19,920
‫انقدر خودت رو درگیر آینده نکن

392
00:23:19,920 --> 00:23:23,040
‫- لاأقل، فعلاً
‫- به اندازه‌ی کافی  حرف های متفکرانه به خوردم دادن...

393
00:23:23,040 --> 00:23:26,080
‫گوش کن بهم، حرفی که درمورد
‫ایدی زدی از ته دلت بود؟

394
00:23:27,480 --> 00:23:29,440
‫اینکه پشیمونی پشتش در نیومدی

395
00:23:31,480 --> 00:23:33,280
‫بیشتر از هرچیزی

396
00:23:33,280 --> 00:23:34,600
‫که اینطور

397
00:23:35,800 --> 00:23:37,240
‫عاشق چی بود؟

398
00:23:42,640 --> 00:23:44,640
‫کارش

399
00:23:44,640 --> 00:23:47,240
‫- داستان‌هاش
‫- درستـه

400
00:23:48,480 --> 00:23:50,240
‫حالا یکی پیدا شده که
‫می‌خواد بدزدتشون

401
00:23:51,760 --> 00:23:54,720
‫یکی آخرین داستان‌هاش رو گرفته و

402
00:23:54,720 --> 00:23:57,960
‫الان هم می‌خواد قلب سیاه جوهری رو
‫از چنگ تو و ایدی دربیاره

403
00:23:59,320 --> 00:24:00,760
‫پس، مختاری جا بزنی...

404
00:24:01,920 --> 00:24:03,960
‫یا که بجنگی و حفظش کنی

405
00:24:05,280 --> 00:24:07,800
‫تا آنومی رو پشت میله‌های زندون ببینی

406
00:24:08,960 --> 00:24:12,720
‫بیشتر از هر چیزی، اینو بهش مدیونی

407
00:24:15,560 --> 00:24:17,800
‫کار آسونی نیست

408
00:24:17,800 --> 00:24:19,200
‫دهنت صاف میشه

409
00:24:20,320 --> 00:24:21,680
‫خودم همیچین چیزی رو از سر گذروندم

410
00:24:23,200 --> 00:24:24,840
‫اگه ذره‌ای مثل من باشی...

411
00:24:27,080 --> 00:24:28,600
‫دلت می‌خواد تسلیم بشی

412
00:24:30,760 --> 00:24:32,400
‫این چیزها همه‌جاییـه

413
00:24:34,400 --> 00:24:36,960
‫باید یه چیزی پیدا کنی که
‫به خاطرش زندگی کنی

414
00:24:38,400 --> 00:24:39,920
‫یه انگیزه داری

415
00:24:41,480 --> 00:24:44,320
‫تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونی از ارزشمندترین داراییِ

416
00:24:44,320 --> 00:24:46,160
‫ایدی محافظت کنی

417
00:24:48,360 --> 00:24:50,360
‫حاضری این کار رو بکنی؟

418
00:24:57,000 --> 00:24:59,360
‫بهتر از اون چیزی هستی که فکر می‌کنی

419
00:25:01,360 --> 00:25:02,840
‫عوض نشو

420
00:25:36,680 --> 00:25:38,720
‫خب، اگه آنومی قاتل باشه...

421
00:25:38,720 --> 00:25:41,680
‫- انگار که همینطوره، نه؟
‫- باید با بازپرس مورفی صحبت کنیم

422
00:25:41,680 --> 00:25:43,320
‫یه لحظه

423
00:25:45,640 --> 00:25:47,160
‫سلام، سم. چه خبر؟

424
00:25:47,160 --> 00:25:48,520
‫دارم فیلیپ اورمند رو می‌پام

425
00:25:48,520 --> 00:25:50,720
‫اومده خونه‌ی یه دختره.
‫گمونم یکی از همون‌هاییـه که

426
00:25:50,720 --> 00:25:51,960
‫گفته بودی احتمال قاتل بودنش پایینـه

427
00:25:51,960 --> 00:25:53,880
‫بگذریم، عکس‌ها رو برات فرستادم.
‫راه افتاده.

428
00:25:53,880 --> 00:25:55,520
‫- باید برم
‫- خیلی‌خب، مرسی

429
00:25:59,680 --> 00:26:01,480
‫سم یه چندتا عکس فرستاده

430
00:26:02,880 --> 00:26:05,720
‫یاسمین ودرهده

431
00:26:05,720 --> 00:26:09,240
‫- همون دستیاره که ایدی اخراجش کرد
‫- با نامزد ایدی

432
00:26:09,240 --> 00:26:11,280
‫بهتره میج رو بفرستیم یاسمین رو بپاد

433
00:26:11,280 --> 00:26:13,480
‫چی، یعنی دیگه نورث گرو رو
‫زیر نظر نداشته باشه؟

434
00:26:13,480 --> 00:26:15,480
‫باید یه چند نفر دیگه رو استخدام کنیم

435
00:26:15,480 --> 00:26:16,960
‫آره، می‌دونم

436
00:26:16,960 --> 00:26:18,920
‫آدم کاربلد راحت پیدا نمیشه

437
00:26:18,920 --> 00:26:21,080
‫خب، می‌تونیم آموزششون بدیم

438
00:26:21,080 --> 00:26:23,480
‫آخه من خودم هم از صفر شروع کردم

439
00:26:23,480 --> 00:26:26,760
‫تو از همون روز اول باهوش بودی.
‫همچین چیزی زیاد اتفاق نمیفته.

440
00:26:27,960 --> 00:26:30,920
‫بیا بریم دیدن کاتیا آپکات تا
‫دوباره نپیچوندتمون

441
00:26:37,200 --> 00:26:38,640
‫من باز می‌کنم!

442
00:26:42,240 --> 00:26:44,040
‫سلام

443
00:26:44,040 --> 00:26:45,560
‫اومدید دیدن مامانم؟

444
00:26:45,560 --> 00:26:47,360
‫ممنونم، گاس عزیزم

445
00:26:47,360 --> 00:26:49,160
‫آم، بفرمایید تو

446
00:26:49,160 --> 00:26:51,000
‫- ممنونم
‫- بفرمایید

447
00:26:58,120 --> 00:27:00,000
‫بریم طبقه‌ی بالا

448
00:27:00,000 --> 00:27:01,440
‫قبلاً اونجا نشیمن بود

449
00:27:01,440 --> 00:27:03,960
‫الان دیگه شده اتاق گاس. مجبور شدیم
‫به خاطر ویلچر همسرم بازسازی انجام بدیم.

450
00:27:03,960 --> 00:27:06,680
‫جمع کردیم... وای، ببخشید

451
00:27:06,680 --> 00:27:09,160
ببخشید سرتون رو درد آوردم

452
00:27:09,160 --> 00:27:11,240
‫خیلی بااستعداده

453
00:27:11,240 --> 00:27:13,600
‫سال آخر آکادمی رویال گیلده

454
00:27:13,600 --> 00:27:15,760
‫احتمال داره مجبور باشه
‫یه سال دیگه بخونه

455
00:27:15,760 --> 00:27:18,560
‫پوستش هم دردسرساز شده،
‫اما الان یه متخصص پیدا کردیم

456
00:27:18,560 --> 00:27:20,080
‫پس امید داریم

457
00:27:22,040 --> 00:27:24,480
‫دوست داره ها،
‫اما هیچوقت نمیارتش اینجا

458
00:27:24,480 --> 00:27:26,800
‫گفتم با دارسی آخر هفته برن ویلامون

459
00:27:26,800 --> 00:27:29,920
‫اما فکر کنم راحت نیست
‫یه خونه‌ی دیگه داشته باشه

460
00:27:29,920 --> 00:27:31,360
‫خودمون می‌دونیم که خیلی خوش‌شانسیم

461
00:27:31,360 --> 00:27:35,000
‫این طبقه رو عایق صدا زدیم
‫که گاس مزاحم چُرت زدن ایندیگو نشه

462
00:27:36,520 --> 00:27:39,320
‫من سندرم خستگی مزمن دارم

463
00:27:39,320 --> 00:27:43,560
‫چُرت نمی‌زنم، کاتیا.
‫واسه مدیریت شرایطمـه

464
00:27:43,560 --> 00:27:45,320
‫ببخشید

465
00:27:45,320 --> 00:27:47,720
‫- خودم می‌خواستم بگم
‫- پس همون اول بگو

466
00:27:47,720 --> 00:27:50,040
‫«ایندیگو خستگی مزمن داره»

467
00:27:50,040 --> 00:27:51,800
‫شما کی باشید؟

468
00:27:51,800 --> 00:27:55,040
‫بیرون! اگه اونقدر حالت بده که مدرسه نری
‫پس روی تختت استراحت می‌کنی! برو بیرون!

469
00:27:57,800 --> 00:27:59,920
‫کورمورن استرایک هستم

470
00:27:59,920 --> 00:28:01,720
‫- رابین
‫- نه!

471
00:28:01,720 --> 00:28:03,840
‫متأسفانه نمی‌تونم دست بدم

472
00:28:03,840 --> 00:28:05,360
‫میکروب‌ها چندین ماه منو زمین‌گیر می‌کنن

473
00:28:05,380 --> 00:28:09,080
‫اونوقت کلی «چُرت» باید بزنم

474
00:28:09,120 --> 00:28:11,160
‫لطفاً بفرمایید بشینید

475
00:28:17,320 --> 00:28:19,760
‫خانم آپکات، آلن یومن گفت
‫شما می‌تونید توی شناسایی...

476
00:28:19,760 --> 00:28:22,960
‫دوستانِ نزدیک ایدی و جاش کمک‌مون کنید

477
00:28:22,960 --> 00:28:25,560
‫درسته، اسامی همه‌شون رو براتون یادداشت کردم

478
00:28:25,560 --> 00:28:27,920
‫این لیست تمام کساییه که
‫وقتی داشتن قسمت اول رو می‌ساختن

479
00:28:27,920 --> 00:28:30,360
‫پیش جاش و ایدی بودن

480
00:28:30,360 --> 00:28:32,680
‫خیلی از دوستاشون بودن

481
00:28:32,680 --> 00:28:34,440
‫توی تبلیغاتش کمک‌شون کردم

482
00:28:34,440 --> 00:28:37,600
‫بعدش هم که کارها زیاد شد
‫براشون یه دستیار گرفتم

483
00:28:37,600 --> 00:28:40,600
‫آره، اون دستیاره. یاسمین

484
00:28:40,600 --> 00:28:43,480
‫باید مظنون اصلی شما واسه آنومی باشه

485
00:28:43,480 --> 00:28:45,040
‫چطور مگه؟

486
00:28:45,040 --> 00:28:47,200
‫یاسمین مغز کامپیوتره

487
00:28:47,200 --> 00:28:49,160
‫یه‌بار کامپیوتر منو درست کرد و

488
00:28:49,160 --> 00:28:51,900
‫درمورد انگیزه‌اش هم...

489
00:28:51,920 --> 00:28:54,440
‫کی بود که به جاش یه پرونده‌ی جعلی

490
00:28:54,480 --> 00:28:57,180
‫راجع‌به قول و قرار ایدی با آنومی داد؟

491
00:28:57,280 --> 00:29:01,380
‫- کار یاسمین بود، ولی...
‫- عزیزم، جاش هم خیلی تیز و بز نیست

492
00:29:01,420 --> 00:29:04,520
‫- اتهامات وحشتناکی بود
‫- خب، مشخصاً از اینکه دیدی نوشتن...

493
00:29:04,520 --> 00:29:06,800
‫ایدی فکر می‌کرد جاش
‫باید اخراجت کنه اصلاً خوشت نیومد،

494
00:29:06,820 --> 00:29:08,840
‫یا از این که جاش
‫در نظر داشت که اخراجت کنه

495
00:29:08,860 --> 00:29:10,840
‫- دیدی که هیچ کدوم حقیقت نداشت
‫- ولی بازم!

496
00:29:10,860 --> 00:29:12,000
‫می‌دونم جاش چقدر ناراحت بود

497
00:29:12,040 --> 00:29:14,160
‫که گول همچین حقه‌ی زشتی رو خورده

498
00:29:14,160 --> 00:29:15,680
‫اون عاشق ایدی بود

499
00:29:15,680 --> 00:29:19,920
‫- اصلاً نمی‌تونستن همدیگه رو تحمل کنن!
‫- همیشه شرایط سختی بین‌شون حاکم بود

500
00:29:20,280 --> 00:29:21,880
‫اولش

501
00:29:21,920 --> 00:29:25,680
‫دوتایی یه رابطه‌ی قشنگی باهم ساختن

502
00:29:25,840 --> 00:29:28,680
‫اگه بخوام شفاف‌سازی کنم،

503
00:29:28,680 --> 00:29:33,240
‫باید بدونید که پروسه‌ی خلقِ
‫این اثر به اختلاف خورده بود

504
00:29:33,240 --> 00:29:36,360
‫مگه کیا نیون نمی‌گفت قلب سیاه جوهری

505
00:29:36,360 --> 00:29:39,240
‫- بیشترش ایده‌ی خودش بوده؟
‫- اون دختر فقط بلده چرند ببافه

506
00:29:40,360 --> 00:29:43,360
‫کیا دوست‌ سابق جاشـه.
‫یه کابوس محضـه

507
00:29:43,360 --> 00:29:45,040
‫کیا سرش به اتهامات نمی‌گیره

508
00:29:45,040 --> 00:29:48,520
‫خب، اتفاقاً من فکر می‌کنم
‫که کیا ممکنه آنومی باشه

509
00:29:48,540 --> 00:29:51,780
‫الانم بخاطر کینه‌ی شتری خودت
‫داری یه دختر جَوون رو بدنام می‌کنی

510
00:29:51,800 --> 00:29:54,720
‫یا نکنه اینم بخش بزرگی از مدیر برنامه و

511
00:29:54,720 --> 00:29:57,080
‫مربی زندگیِ جاش و
‫هرچیزی که خودتو صدا می‌کنیـه؟

512
00:29:57,080 --> 00:29:58,880
‫کیا جاش رو می‌پاد

513
00:29:58,880 --> 00:30:02,520
‫جاش بلی عادت داره مردم رو کنار بذاره

514
00:30:03,420 --> 00:30:05,660
‫همین کارو با تو هم می‌کنه

515
00:30:06,960 --> 00:30:09,280
کیا نیون نیست

516
00:30:09,320 --> 00:30:11,480
‫ولی از طرفی یاسمین ودرهد

517
00:30:11,500 --> 00:30:14,140
‫یه زن چاق و آویزون و

518
00:30:14,340 --> 00:30:16,220
‫به احتمال زیاد آنومیـه

519
00:30:16,940 --> 00:30:19,280
‫- مامان، میشه برم توله‌های کارولین رو ببینم؟
‫- گمشو بیرون!

520
00:30:19,320 --> 00:30:20,880
‫بیماریت مُسریـه

521
00:30:23,120 --> 00:30:25,760
‫واقعاً متأسفم. شاید بهتره که
‫بذاریمش واسه یه دفعه‌ی دیگه

522
00:30:25,760 --> 00:30:27,720
‫می‌خواستیم راجع‌به فیلیپ اورمند ازتون بپرسیم

523
00:30:27,720 --> 00:30:29,400
‫باشه برای یه وقت دیگه

524
00:30:38,760 --> 00:30:40,440
‫با این اومدید؟

525
00:30:40,440 --> 00:30:42,960
‫- از کجا فهمیدی؟
‫- خب، تابحال اینجا ندیده بودمش

526
00:30:42,960 --> 00:30:45,960
‫قدرت نظارت بالایی داری.
‫باید استخدامت کنیم

527
00:30:45,960 --> 00:30:49,080
‫کارآگاه بشی بهت سگ میدن؟
‫از اون سگ‌های تجسس

528
00:30:49,080 --> 00:30:50,840
‫واقعاً دلت سگ می‌خواد، نه؟

529
00:30:50,840 --> 00:30:53,600
‫خب، بهم اجازه نمیدن،
‫بعلاوه، خیلی کثیف‌ان

530
00:30:53,600 --> 00:30:55,120
‫بازم برمی‌گردید؟

531
00:30:55,120 --> 00:30:57,360
‫دوست داریم بیایم،
‫ولی به نظر سر مامانت خیلی شلوغـه

532
00:30:57,360 --> 00:30:58,920
‫خب، چون همیشه پیش جاشـه

533
00:30:58,920 --> 00:31:00,600
‫هرجا جاش بره اونم میره

534
00:31:00,600 --> 00:31:02,240
‫به من اهمیتی نمیده

535
00:31:10,320 --> 00:31:11,640
‫طفلکی

536
00:31:14,760 --> 00:31:16,240
‫فلاویا!

537
00:31:16,240 --> 00:31:18,600
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- میرم سگ‌ها رو تماشا کنم

538
00:31:22,120 --> 00:31:23,680
‫چیکار می‌کنی؟

539
00:31:23,940 --> 00:31:25,340
‫بازی رو چک می‌کنم

540
00:31:26,200 --> 00:31:28,820
‫« در حساب کاربری خود حضور دارید! »

541
00:31:28,840 --> 00:31:30,720
‫حتماً میج یا بارکلی توی بازی‌ان

542
00:31:30,720 --> 00:31:34,120
‫به نظرت از کاتیا بر میاد
‫به جاش و ایدی چاقو بزنه؟

543
00:31:35,160 --> 00:31:36,640
‫شاید

544
00:31:37,720 --> 00:31:40,240
‫ایدی ولش کرد تا با آلن یومن قرارداد ببنده

545
00:31:40,240 --> 00:31:43,980
‫اگه فکر کرده باشه جاش هم
‫همین قصد رو داره چی؟

546
00:31:44,400 --> 00:31:48,760
‫به نظر خیلی به جاش وابسته‌ست

547
00:31:50,940 --> 00:31:52,960
‫« لیست کاتیا »

548
00:31:53,380 --> 00:31:57,220
‫« گاس آپکات »

549
00:31:59,540 --> 00:32:01,840
‫چیزی از مابقی اعضای خونواده سر درآوردی؟

550
00:32:01,840 --> 00:32:03,840
‫خب، ایندیگو که...

551
00:32:05,200 --> 00:32:07,320
‫دوست‌داشتنی بود

552
00:32:07,320 --> 00:32:10,080
‫با اینکه تمام روز رو خونه بود،
‫ولی به نظر خیلی راجع‌به

553
00:32:10,080 --> 00:32:14,200
‫قلب سیاه جوهری می‌دونست.
‫دسترسی راحتی هم به اطلاعات کاتیا داره

554
00:32:14,200 --> 00:32:16,840
‫گاس آپکات مشخصاتش با آنومی جور درمیاد، نه؟

555
00:32:16,840 --> 00:32:20,680
‫جَوون، مذکر، بی‌قواره، منزوی

556
00:32:20,680 --> 00:32:23,180
‫می‌خوام خیالمون از بابت
بی‌گناهی ایندیگو و گاس راحت بشه

557
00:32:23,220 --> 00:32:24,620
‫کاتیا هم همینطور

558
00:32:24,960 --> 00:32:27,000
‫اگه یه شریکی باشه که ازش بی‌خبریم چی؟

559
00:32:27,000 --> 00:32:29,000
‫می‌دونیم که دو نفر پشت بازی درک هستن

560
00:32:29,000 --> 00:32:30,720
‫آنومی و مورهاوس

561
00:32:30,720 --> 00:32:34,840
‫آره. ممکنه ‫فیلیپ اورمند و یاسمین ودرهد باشن

562
00:32:34,840 --> 00:32:38,800
‫می‌دونیم که یاسمین به اطلاعات دسترسی داشت

563
00:32:38,800 --> 00:32:42,080
‫نمی‌تونیم مراقب همه‌ی این آدم‌ها باشیم

564
00:32:42,080 --> 00:32:43,720
باید دست بجنبونیم یه سری از مظنونین رو

565
00:32:43,720 --> 00:32:46,480
‫سریع‌تر از لیست خط بزنیم.
‫من می‌تونم بدون پوشش خاصی

566
00:32:46,480 --> 00:32:49,520
‫به فیلیپ اورمند نزدیک بشم.
‫می‌تونم برم باهاش یه لیوان نوشیدنی بخورم

567
00:32:49,520 --> 00:32:51,280
‫پس رژیم سالمی که داشتی چی میشه؟

568
00:32:51,280 --> 00:32:53,280
‫یه لیوان آب منظورمه

569
00:32:53,280 --> 00:32:55,360
‫منم میرم نورث گرو

570
00:32:55,360 --> 00:32:57,960
‫سعی می‌کنم اسم بعضی از اینا رو خط بزنم

571
00:33:00,400 --> 00:33:02,360
‫ببخشید، باید جواب بدم

572
00:33:02,360 --> 00:33:04,520
‫سلام، رابین الکات هستم، بفرمایید

573
00:33:05,800 --> 00:33:07,600
‫مطمئنید؟

574
00:33:07,600 --> 00:33:09,240
‫عالیه

575
00:33:09,240 --> 00:33:11,640
‫خیلی‌خب، محشره. ممنون

576
00:33:11,640 --> 00:33:13,640
‫خیلی ممنونم

577
00:33:13,640 --> 00:33:15,400
‫- ممنون، خداحافظ
‫- چی شده؟

578
00:33:15,400 --> 00:33:17,160
‫من...

579
00:33:17,160 --> 00:33:19,040
‫آپارتمان گرفتم!

580
00:33:19,040 --> 00:33:21,320
‫همین الان به توافق رسیدیم

581
00:33:21,320 --> 00:33:24,200
‫- نمی‌دونستم دنبال خونه‌ای
‫- آره، خب...

582
00:33:24,220 --> 00:33:26,440
‫گفتم یه جا سر و سامون بگیرم

583
00:33:26,460 --> 00:33:28,480
‫هیچوقت تنها زندگی نکرده بودم

584
00:33:28,520 --> 00:33:30,240
‫دیگه وقتش رسیده بود

585
00:33:33,960 --> 00:33:36,240
‫- بله؟
‫- جناب استرایک؟

586
00:33:36,840 --> 00:33:39,840
‫احتمالاً بهتره دوشنبه یه سَر گیتس‌هد برید

587
00:33:40,040 --> 00:33:41,760
‫آقا یا خانم؟

588
00:33:42,080 --> 00:33:43,760
‫دومی

589
00:33:43,760 --> 00:33:45,600
‫خیلی‌خب، یه لحظه وایسا

590
00:33:45,600 --> 00:33:47,760
‫مهمون ناخونده داریم

591
00:34:02,040 --> 00:34:03,880
‫سلام، بلویی

592
00:34:03,880 --> 00:34:06,160
‫میشه قبل از اینکه بری نورث،
یه دقیقه از وقت مبارکت رو بگیرم؟

593
00:34:08,560 --> 00:34:13,180
‫- شما ایشون رو می‌شناسید؟
‫- معلومه،  دوست هم بودیم واسه...

594
00:34:13,200 --> 00:34:15,480
‫چند وقت بود، قشنگم؟

595
00:34:17,620 --> 00:34:21,020
‫طعم انبه. چقدر خوبه

596
00:34:21,040 --> 00:34:22,600
‫خودم بهش رسیدگی می‌کنم

597
00:34:41,080 --> 00:34:43,360
‫نمی‌خوای تعارف کنی بشینم؟

598
00:34:43,360 --> 00:34:45,680
‫یا نکنه همه‌ی ارباب‌رجوع‌هاتو
‫سرپا نگه می‌داری؟

599
00:34:45,680 --> 00:34:49,160
‫- تو ارباب‌رجوع حساب نمیشی
‫- دقیقاً مشکل هم همینجاست، بلویی

600
00:34:49,160 --> 00:34:52,120
‫- به من نگو بلویی
‫- تو دقیقاً راستِ کار خودمی

601
00:34:52,120 --> 00:34:53,880
‫یه کارآگاه خصوصی

602
00:34:53,880 --> 00:34:57,200
‫- سگ‌های دالماسیت رو گم کردی؟
‫- منم نخواستم مفت و مجانی کار کنی

603
00:34:57,200 --> 00:35:00,120
‫نوبت‌هامون پُره.
‫برو پیش مک‌کیب

604
00:35:00,120 --> 00:35:02,840
‫ولی اگه آقای مک‌کیب رقیب توئه،

605
00:35:02,840 --> 00:35:06,520
‫می‌تونه از حرف‌هام استفاده کنه و
‫تو رو از کار بی‌کار کنه

606
00:35:06,520 --> 00:35:08,960
‫فکر نکنم همچین چیزی بخوای

607
00:35:13,240 --> 00:35:15,120
‫یادمه کوچیک‌تر بود

608
00:35:18,760 --> 00:35:21,220
‫راستی، از مدلین خوشم میاد

609
00:35:21,240 --> 00:35:23,200
‫راستش چند هفته‌ی پیش مدلش شدم

610
00:35:23,200 --> 00:35:25,240
‫- خیلی هم خوش گذشت
‫- حاشیه نرو

611
00:35:26,400 --> 00:35:29,040
‫جیگو عکسی که برات فرستادم رو دید

612
00:35:29,040 --> 00:35:30,680
‫توی گوشی قبلیم بود

613
00:35:30,680 --> 00:35:33,520
‫من نه ازت خواستم بفرستیش
‫نه دلم می‌خواست ببینم

614
00:35:35,040 --> 00:35:36,960
‫هرچی تو بگی

615
00:35:36,980 --> 00:35:39,280
‫به هرحال، این چیزی رو تغییر نمیده

616
00:35:39,320 --> 00:35:41,160
‫اینم می‌دونه که وقتی سیمنز هاوس بودم

617
00:35:41,160 --> 00:35:42,460
‫باهام در تماس بودی

618
00:35:42,480 --> 00:35:44,400
‫می‌خواستی خودت رو بکشی

619
00:35:44,400 --> 00:35:48,960
‫خب، می‌تونستی بی‌محلی کنی.
‫هرچی نباشه استاد این کارهایی

620
00:35:48,960 --> 00:35:51,440
‫بگذریم، مسئله اینه که
‫همه‌چی باهم جور درمیاد و

621
00:35:51,480 --> 00:35:53,720
‫جیگو می‌خواد توی طلاق اسمت رو بیاره

622
00:35:53,740 --> 00:35:55,620
‫اونوقت اسمت میره
‫توی تیتر تمام روزنامه‌ها

623
00:35:55,640 --> 00:35:57,240
‫قبلاً هم توی روزنامه‌ها رفتیم

624
00:35:57,260 --> 00:36:01,140
‫- اونم توی پرونده‌های اساسی
‫- ولی اینجوریش رو نداشتیم

625
00:36:01,400 --> 00:36:04,040
‫عکاس‌ها روز و شب میفتن دنبالت

626
00:36:04,040 --> 00:36:05,720
‫دیگه نمی‌تونی به کارِت برسی

627
00:36:05,720 --> 00:36:09,400
‫تازه ارباب‌رجوع‌هات هم ممکنه
‫واسه اینجا اومدن دودل بشن

628
00:36:09,400 --> 00:36:13,000
‫مخصوصاً با خبرنگارهایی که بیرون چادر زدن

629
00:36:13,000 --> 00:36:15,320
‫تازه نگم که ارباب‌رجوع‌های احتمالیت
‫ممکنه از خودشون بپرسن

630
00:36:15,320 --> 00:36:17,800
‫«واقعاً می‌تونم به کسی که خودشو

631
00:36:17,800 --> 00:36:19,680
‫توی چنین هچلی میندازه اعتماد کنم؟»

632
00:36:20,640 --> 00:36:22,840
‫نظر من این بود که...

633
00:36:22,840 --> 00:36:26,760
‫اگه بتونی قبل از علنی شدن ماجرا
‫یه آتویی از جیگو گیر بیاری،

634
00:36:26,760 --> 00:36:29,440
‫اونوقت به جفت‌مون کمک کردی

635
00:36:32,800 --> 00:36:35,320
‫می‌خواد حضانت کامل دوقلوها رو بگیره

636
00:36:35,320 --> 00:36:37,640
‫فکر می‌کردم می‌خوای از شرّشون خلاص شی

637
00:36:37,640 --> 00:36:40,120
‫خب، بالاخره بچه‌های من هم هستن

638
00:36:40,120 --> 00:36:41,960
‫نمیشه که ازم بگیردشون

639
00:36:43,680 --> 00:36:47,440
‫می‌خواد بگه من یه دروغگوی بی‌ثبات،

640
00:36:47,440 --> 00:36:50,640
‫موادی و بی‌بند و بارم که لایق مادری نیست

641
00:36:51,720 --> 00:36:54,560
‫فقط می‌خواد نابودم کنه

642
00:36:54,560 --> 00:36:57,520
‫ولی نابود کردنِ تو تفریح جانبیشـه

643
00:36:57,520 --> 00:37:00,400
‫حالا کمک می‌کنی؟

644
00:37:02,880 --> 00:37:04,160
‫نه

645
00:37:05,680 --> 00:37:07,240
‫باشه، عزیزم

646
00:37:07,240 --> 00:37:10,240
‫خب، یادت نره که ازت خواستم
‫بیای جلوی این ماجرا رو بگیری

647
00:37:11,440 --> 00:37:13,320
‫انتخابش با توئه، نه من

648
00:37:25,280 --> 00:37:27,080
‫خیلی جالبه

649
00:37:27,080 --> 00:37:28,920
‫تو با مدلین مو نمی‌زنی

650
00:37:30,960 --> 00:37:34,200
‫- ببخشید، با کی؟
‫- دوست‌ کورمورن

651
00:37:34,200 --> 00:37:36,060
‫مدلین کورسن مایلز

652
00:37:36,080 --> 00:37:38,520
‫یه چیزهایی می‌سازه بیا و ببین!

653
00:37:40,800 --> 00:37:43,420
‫- همیشه همینقدر آقاست
‫- برو بیرون

654
00:37:43,820 --> 00:37:46,860
‫میشه بازم بهش فکر کنی؟
‫اصلاً دلم نمی‌خواد این اتفاقات

655
00:37:46,880 --> 00:37:49,680
‫آسیبی به کسب و کارت بزنه.
‫خیلی واسه ساختش تلاش کردی

656
00:38:00,200 --> 00:38:02,000
‫من که از پالتوش خوشم اومد

657
00:38:15,240 --> 00:38:17,760
‫منظورش چی بود که
‫نمی‌خواد آسیبی به کسب و کارمون بزنه؟

658
00:38:17,760 --> 00:38:20,000
‫فقط دنبال توجهـه

659
00:38:20,000 --> 00:38:21,280
‫نادیده بگیرش

660
00:38:22,760 --> 00:38:24,920
‫خب، اینجا کسب و کار منم هست و

661
00:38:24,920 --> 00:38:27,240
‫از الان باید پول رهن هم بدم،
‫پس می‌خوام بدونم منظورش چی بوده

662
00:38:27,240 --> 00:38:29,920
‫اون حرف‌ها رو زد که
تو رو مجاب کنه همین کار رو کنی

663
00:38:29,920 --> 00:38:33,200
‫من به این چیزها اهمیتی نمیدم.
‫می‌خوام بدونم داستان چیه

664
00:38:43,980 --> 00:38:46,340
‫نگفته بودی وارد رابطه شدی

665
00:38:49,520 --> 00:38:51,680
‫شارلوت فقط دنبال دردسره

666
00:38:55,140 --> 00:38:57,340
‫ولی راست می‌گفت با یکی توی رابطه‌ای

667
00:38:58,560 --> 00:39:01,060
‫همین قراره واسه دفترمون دردسر درست کنه؟

668
00:39:01,280 --> 00:39:02,420
‫نه

669
00:39:08,600 --> 00:39:11,240
‫ما باهم شریک‌ایم و

670
00:39:12,280 --> 00:39:14,760
‫تو بهم گفتی من دوست صمیمیتم

671
00:39:17,680 --> 00:39:19,240
‫چیکار کردی؟

672
00:39:19,260 --> 00:39:20,560
‫هیچی!

673
00:39:20,600 --> 00:39:24,040
‫سر هیچ و پوچ می‌خوان
‫پای منو به طلاق‌شون باز کنن!

674
00:39:27,840 --> 00:39:31,280
‫پس تا یک سال آینده قراره
‫تیتر زرد روزنامه‌های نیم‌قطع باشی

675
00:39:31,360 --> 00:39:32,720
‫از این بهتر نمیشد

676
00:39:36,200 --> 00:39:37,640
‫حالا چی می‌خواست؟

677
00:39:39,880 --> 00:39:43,240
‫می‌خواست یه آتویی از جیگو
‫گیر بیارم که نذارم طلاقش بده

678
00:39:45,040 --> 00:39:47,440
‫خب، فکر خوبیه.
‫کِی دست‌به‌کار شیم؟

679
00:39:47,440 --> 00:39:49,280
‫بهش گفتم نه

680
00:39:52,080 --> 00:39:55,840
‫معلومه شیش دنگ حواست اینجا نیست

681
00:39:58,000 --> 00:40:00,480
‫ببین، این که با زندگی شخصیت
‫چیکار می‌کنی به من ربطی نداره،

682
00:40:00,480 --> 00:40:04,600
‫اگه دلت خواست می‌تونی بری با هر
‫مدلین و شارلوتی که توی لندنه بخوابی

683
00:40:04,600 --> 00:40:07,840
‫ولی به کارمون گند نمی‌زنی

684
00:40:07,840 --> 00:40:12,760
‫این انصاف نیست.
‫من واسه این کار از جون مایه گذاشتم

685
00:40:12,760 --> 00:40:16,680
‫پس می‌تونی یه بارم که شده
‫غرور کوفتیت رو کنار بذاری و

686
00:40:16,680 --> 00:40:18,880
‫کمکم کنی درستش کنم

687
00:40:21,800 --> 00:40:23,240
‫متأسفم

688
00:40:29,520 --> 00:40:32,000
‫آدرس جیگو روس رو برام بفرست

689
00:40:32,000 --> 00:40:35,040
‫- نری خونه‌شون ها!
‫- نمی‌خوام باهاش صحبت کنم، خب؟

690
00:40:35,040 --> 00:40:37,060
‫می‌خوام زیرنظر بگیرمش

691
00:40:40,000 --> 00:40:42,480
‫کلاس نقاشیم داره دیر میشه.
‫فردا می‌بینمت

692
00:41:12,340 --> 00:41:13,980
‫شما رو می‌شناسم؟

693
00:41:13,980 --> 00:41:15,500
‫ببخشید؟

694
00:41:15,500 --> 00:41:19,100
‫خب، توی خونه‌ی منی و
‫اصلاً نمی‌دونم کی هستی

695
00:41:19,360 --> 00:41:21,820
‫من اینجا کلاس میرم

696
00:41:22,060 --> 00:41:23,780
‫مشکلی پیش اومده؟

697
00:41:25,500 --> 00:41:26,580
‫ابداً

698
00:41:32,100 --> 00:41:33,660
‫یه گربه این‌ورها ندیدی؟

699
00:41:34,900 --> 00:41:38,180
‫نه، متأسفم

700
00:41:38,180 --> 00:41:40,820
‫غیبش زده

701
00:41:40,820 --> 00:41:43,340
‫نگرانم نکنه یکی اونو کشته باشه

702
00:41:44,020 --> 00:41:46,080
‫چرا باید یکی همچین کاری کنه؟

703
00:41:46,120 --> 00:41:48,240
‫اتفاقیه که پیش میاد

704
00:41:49,020 --> 00:41:50,460
‫همونطوری که می‌دونیم

705
00:41:51,960 --> 00:41:54,220
‫یه چرخی توی خونه زدی؟

706
00:41:54,260 --> 00:41:57,820
‫یه جاهاییش رو دیدم.
‫داشتم دنبال دستشویی می‌گشتم

707
00:41:57,820 --> 00:41:59,780
‫هنوز آثار منو ندیدی

708
00:42:00,380 --> 00:42:02,860
‫حتماً باید یه نگاه بهشون بندازی

709
00:42:04,240 --> 00:42:05,660
‫مهمون من باش

710
00:42:11,460 --> 00:42:12,980
‫ممنونم

711
00:42:16,580 --> 00:42:19,420
‫از کلاس همسرم لذت می‌بری؟

712
00:42:19,420 --> 00:42:20,860
‫آره، خیلی

713
00:42:28,580 --> 00:42:31,820
‫واو، اون خاک رُس و...؟

714
00:42:31,820 --> 00:42:33,700
‫خاکستر پدرمـه

715
00:42:34,400 --> 00:42:37,100
‫با ارثش خاکسترش هم بهم داد

716
00:42:38,740 --> 00:42:42,340
‫- با خاک رُس قاتیش کردی؟
‫- یه کمی، آره

717
00:42:43,460 --> 00:42:45,220
‫حالا دیگه جزئی از یه مجسمه‌ست

718
00:42:46,980 --> 00:42:49,980
‫پدرم فهمید که سرطان داره

719
00:42:49,980 --> 00:42:53,380
‫میشد درمانش کرد،
‫ولی خودش تصمیم گرفت که خودشو بکشه

720
00:42:54,840 --> 00:42:57,280
‫نحوه‌ی مرگش نتیجه‌ی زندگی‌ای بود که داشت

721
00:42:57,380 --> 00:43:00,780
‫وگرنه سرطان بهش بی‌ربط بود.
‫تشخیص درست وضعیتی که بهش دچار بود...

722
00:43:00,820 --> 00:43:02,780
‫آنومی بود

723
00:43:04,600 --> 00:43:05,980
‫می‌دونی یعنی چی؟

724
00:43:08,620 --> 00:43:13,260
‫یعنی... فقدان اصول اخلاقی

725
00:43:13,260 --> 00:43:14,820
‫یا استانداردهای اجتماعی معمول

726
00:43:15,160 --> 00:43:17,120
‫بعد از اینکه نوشته‌ی روی...

727
00:43:17,200 --> 00:43:19,420
‫پنجره‌ی آشپزخونه‌مون رو دیدی
‫رفتی معنیش رو پیدا کردی؟

728
00:43:20,380 --> 00:43:21,700
‫آره

729
00:43:27,280 --> 00:43:28,940
‫واو، چقدر قشنگـه

730
00:43:32,840 --> 00:43:35,760
‫«شمالی‌ترین نقطه»

731
00:43:36,080 --> 00:43:37,460
‫معنی این چی میشه؟

732
00:43:37,500 --> 00:43:40,340
‫وایکینگ‌ها باور داشتن که
‫شمالی‌ترین نقطه

733
00:43:40,340 --> 00:43:43,900
‫مکانی بود ماورای دنیای شناخته‌شده

734
00:43:44,240 --> 00:43:47,440
‫شمالی‌ترین نقطه جاییـه که
‫الان اون زن هستش

735
00:43:49,060 --> 00:43:51,460
‫اون ایدی لدولـه؟

736
00:43:51,460 --> 00:43:52,900
‫درسته

737
00:43:53,140 --> 00:43:56,560
‫ولی... عنکوبتـه هم خودشـه

738
00:43:56,940 --> 00:43:59,580
‫این حشره توی تاریکی زندگی می‌کنه

739
00:43:59,620 --> 00:44:01,540
‫عنکبوت گردباف

740
00:44:01,540 --> 00:44:04,420
‫توی سردابه‌های هایگیت پیداش می‌کنی

741
00:44:04,620 --> 00:44:08,640
‫مثل یه هنرمند،
‫توی روشنایی نمی‌تونه زنده بمونه

742
00:44:12,260 --> 00:44:14,260
‫می‌تونم یه عکس بگیرم؟

743
00:44:14,800 --> 00:44:17,280
‫اجازه‌ی ما هم دست شماست.
‫خواهش می‌کنم، خونه‌ی خودتـه

744
00:44:19,160 --> 00:44:22,280
‫مرگ هر کسی به معنی...

745
00:44:22,320 --> 00:44:24,880
‫رسیدن به کمالِ زندگی خودشـه، موافقی؟

746
00:44:26,300 --> 00:44:28,140
‫حتی مرگ ایدی لدول؟

747
00:44:28,140 --> 00:44:30,180
‫مخصوصاً مرگ اون

748
00:44:30,500 --> 00:44:33,500
‫ایدی ذهنیت بورژوازی داشت

749
00:44:33,860 --> 00:44:35,300
‫نازک نارنجی

750
00:44:35,340 --> 00:44:37,460
‫نسبت به دستاوردهاش سلطه‌گر بود

751
00:44:38,660 --> 00:44:41,580
‫بزرگ‌ترین عشقش قانون حق نشر بود

752
00:44:43,980 --> 00:44:45,940
‫مگه حق نشر اون رو به کشتن داد؟

753
00:44:45,940 --> 00:44:48,100
‫کاری کرد همه ازش متنفر شن

754
00:44:49,380 --> 00:44:52,020
‫ولی بازم یه هنرمند بود

755
00:44:52,020 --> 00:44:54,340
‫واسه همینه که مرگش یه پیروزی بود

756
00:44:55,060 --> 00:44:59,820
‫قاتلش مجبور شد
‫تا متوجه‌ی قدرتش بشه

757
00:45:04,040 --> 00:45:05,680
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

758
00:45:05,700 --> 00:45:08,500
‫رفیقت اومده نورث گرو چیز یاد بگیره

759
00:45:08,500 --> 00:45:12,580
‫منم خواستم چهارتا چیز یادش بدم

760
00:45:12,580 --> 00:45:16,180
‫درسته. ممنون، رفیق.
‫به نظر معرکه میاد

761
00:45:16,420 --> 00:45:19,620
‫- نوشیدنی ‌فروشی؟
‫- راستش باید یه ایمیلی بزنم

762
00:45:19,660 --> 00:45:22,460
‫پز، بذار اینو نشونت بدم

763
00:45:27,900 --> 00:45:29,380
‫می‌خوام بدونم که...

764
00:45:29,380 --> 00:45:31,020
‫نظرت راجع‌به این چیه

765
00:45:32,060 --> 00:45:33,660
‫خوشت میاد؟

766
00:45:50,440 --> 00:45:55,900
‫« نیلز دیانگ خط خورد »
‫« پز پیرس خط خورد »

767
00:46:03,020 --> 00:46:04,580
‫جناب اورمند!

768
00:46:07,220 --> 00:46:10,100
‫از فرصت استفاده کردم،
‫برات یه آبجوی کم‌الکل گرفتم

769
00:46:10,100 --> 00:46:11,660
‫ممنون، پسر

770
00:46:13,180 --> 00:46:15,060
‫دستت چی شده؟

771
00:46:15,340 --> 00:46:17,620
‫اسید ریخت

772
00:46:17,620 --> 00:46:20,180
‫چند هفته پیش داشتم
‫با اسید فولاد رو حکاکی می‌کردم

773
00:46:20,180 --> 00:46:22,060
‫فعلاً آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کنم

774
00:46:22,800 --> 00:46:24,980
‫بدترین اتفاقی نیست که جدیداً برام افتاده

775
00:46:25,400 --> 00:46:27,420
‫آره، البته

776
00:46:27,460 --> 00:46:29,260
‫بهت تسلیت میگم

777
00:46:29,260 --> 00:46:30,740
‫ایرادی نداره یادداشت بردارم؟

778
00:46:31,920 --> 00:46:33,120
‫راحت باش

779
00:46:33,140 --> 00:46:36,140
‫کلاس طراحی توی نورث گرو بود؟

780
00:46:36,180 --> 00:46:37,480
‫آره

781
00:46:37,600 --> 00:46:40,900
‫بعد از طلاقم دنبال
‫کاری می‌گشتم که شب‌ها سرمو گرم کنه و

782
00:46:40,900 --> 00:46:43,500
‫نورث گرو هم شباهت زیادی به
‫مدرسه‌ای که توش تدریس می‌کنم داره

783
00:46:43,520 --> 00:46:45,740
‫- چی درس میدی؟
‫- علوم کامپیوتر

784
00:46:47,220 --> 00:46:50,420
‫از زمان مرگ ایدی
‫شده برگردی نورث گرو؟

785
00:46:50,440 --> 00:46:51,720
‫نه

786
00:46:53,060 --> 00:46:56,260
‫هنوز با کسایی که درگیر پروژه‌ی
‫قلب سیاه جوهری بودن در تماسی؟

787
00:46:56,520 --> 00:46:57,920
‫نه

788
00:46:58,060 --> 00:47:01,020
‫فکر می‌کردم قراره راجع‌به
‫ایدی و آنومی صحبت کنیم

789
00:47:01,020 --> 00:47:02,820
‫اگه یه پیش‌زمینه‌ای داشته باشم
‫بهم کمک بیشتری می‌کنه

790
00:47:02,820 --> 00:47:04,540
‫پس کارِت با کامپیوتر خوبه؟

791
00:47:05,540 --> 00:47:08,660
‫آره، ولی امیدوارم که
‫توی نویسندگی به جایی برسم

792
00:47:08,680 --> 00:47:10,280
‫کتابی هم به چاپ رسوندی؟

793
00:47:11,220 --> 00:47:15,660
‫من و ایدی داشتیم روی فیلمنامه‌ی
‫قلب سیاه جوهری کار می‌کردیم

794
00:47:15,660 --> 00:47:17,220
‫فکر همه‌جاشو کرده بودیم

795
00:47:17,220 --> 00:47:19,300
‫می‌خواست اسم منو
‫به عنوان نویسنده‌ی مشترک بزنه

796
00:47:19,300 --> 00:47:22,340
‫حالا که ایدی نیست،
‫ازت خواستن که فیلمنامه رو بنویسی؟

797
00:47:23,040 --> 00:47:24,620
‫گمونم باید بخوان،

798
00:47:24,900 --> 00:47:26,780
‫چون کلش ایده‌ی خودش بود و

799
00:47:26,800 --> 00:47:28,800
‫همه‌ش این توئـه

800
00:47:28,820 --> 00:47:31,460
‫- یعنی فیلمنامه رو ننوشته بود؟
‫- توی گوشیش بود که

801
00:47:31,460 --> 00:47:33,100
‫قاتل دزدیدش

802
00:47:34,620 --> 00:47:36,700
‫پلیس بهم گفت

803
00:47:36,700 --> 00:47:38,740
‫عجیبه

804
00:47:39,180 --> 00:47:40,660
‫چیش عجیبه؟

805
00:47:40,700 --> 00:47:43,300
‫اینکه گوشی قربانی رو برداری.
‫چون راحت میشه ردیابیش کرد

806
00:47:43,300 --> 00:47:46,380
‫اگه روشنش کنن
‫زیر یه دقیقه میشه ردشو زد

807
00:47:48,920 --> 00:47:52,100
‫حدس من اینه که پای جاش بلی
‫توی نویسندگی وسطه

808
00:47:53,580 --> 00:47:55,460
‫هیچ آبی ازش گرم نمیشه

809
00:47:55,460 --> 00:47:57,020
‫ایدی یه عمر تا اینجا بالا آوردش

810
00:47:57,020 --> 00:47:59,540
‫خودش ۹۰ درصد کارها رو انجام می‌داد،
‫اونوقت جاش می‌رفت بیرون نشئه می‌کرد

811
00:47:59,540 --> 00:48:02,820
‫تازه ۹۰ درصد توهین‌های
‫هوادارها رو می‌شنید

812
00:48:02,820 --> 00:48:04,660
‫بعد از اینکه اومد پیش من، دیگه...

813
00:48:05,980 --> 00:48:08,900
‫خوشحال‌تر بود.
‫هر چند بازم اذیتش می‌کرد

814
00:48:08,900 --> 00:48:12,100
‫به پلیس هم گزارش داد،
‫ولی یه مشت احمق  ردش کردن

815
00:48:12,100 --> 00:48:13,540
‫خودت مأمور اسبق پلیسی؟

816
00:48:16,420 --> 00:48:20,540
‫آره. همسر سابقم خواست
‫شغلم رو عوض کنم، واسه همین...

817
00:48:21,640 --> 00:48:22,760
‫منم شغلم رو عوض کردم

818
00:48:22,800 --> 00:48:25,000
‫ولی زندگی 
‫همچنان به بن‌بست رسید و

819
00:48:25,300 --> 00:48:26,820
‫از اینجور حرف‌ها

820
00:48:30,180 --> 00:48:32,780
‫تو فکر می‌کنی که احتمال داره
‫آنومی ایدی رو کشته باشه؟

821
00:48:33,040 --> 00:48:34,660
‫نمی‌دونم

822
00:48:34,680 --> 00:48:36,300
‫از کجا معلوم؟

823
00:48:36,300 --> 00:48:38,240
‫دلیلی نمی‌بینم کار اون باشه

824
00:48:39,060 --> 00:48:41,440
‫دلیلی نمی‌بینم اصلاً کار کسِ خاصی باشه

825
00:48:44,980 --> 00:48:47,140
‫می‌دونستی ایدی و جاش باهم قرار داشتن؟

826
00:48:47,140 --> 00:48:48,900
‫آره، چطور؟

827
00:48:48,900 --> 00:48:50,900
‫می‌دونستی کجا همدیگه رو می‌بینن؟

828
00:48:50,900 --> 00:48:54,880
‫نه. فکر می‌کردم توی یه کافه‌ای
‫یا یه جای معمولی باشه

829
00:48:55,300 --> 00:48:56,740
‫کِی نگران این شدی که...

830
00:48:56,780 --> 00:48:58,500
‫شاید اتفاقی براش افتاده باشه؟

831
00:49:00,700 --> 00:49:04,160
بچه‌ها رو تنبیه کرده بودم موندم مدرسه

832
00:49:04,180 --> 00:49:06,100
‫بعدش اومدم خونه و دیدم ایدی اونجا نیست

833
00:49:06,100 --> 00:49:08,540
‫اول از همه رفتم سراغ پیغام‌گیر

834
00:49:08,840 --> 00:49:10,940
‫حول و حوش ۱۱ بود که نگران شدم

835
00:49:10,960 --> 00:49:12,940
‫به نیمه‌شب نرسیده با پلیس تماس گرفتم

836
00:49:13,840 --> 00:49:15,880
‫اونا هم مأمور فرستادن

837
00:49:17,460 --> 00:49:20,620
‫- خودم مجبور شدم جسدش رو شناسایی کنم
‫- متأسفم

838
00:49:22,500 --> 00:49:25,140
‫ایدی تابحال حرفی راجع‌به
‫یاسمین ودرهد باهات نزد؟

839
00:49:27,580 --> 00:49:28,980
‫چطور؟

840
00:49:31,840 --> 00:49:34,080
‫خب، یاسمین رو می‌شناسم

841
00:49:35,060 --> 00:49:38,460
‫فکر می‌کردم ایدی زیاده‌روی کرد
‫که بخاطر بازی کردن اونو اخراج کرد

842
00:49:38,520 --> 00:49:41,160
‫ولی خیلی راجع‌به یاسمین حرفی نزدیم

843
00:49:43,140 --> 00:49:45,460
‫فکر می‌کنم همینقدر کافی باشه

844
00:49:45,460 --> 00:49:47,860
‫راستی، می‌خواستم بدونم

845
00:49:47,860 --> 00:49:51,140
‫دفتر ما رو تو پیشنهاد دادی
‫یا نظر خودِ ایدی بود؟

846
00:49:51,760 --> 00:49:53,100
‫چیکار کردم؟

847
00:49:53,140 --> 00:49:56,380
‫ایدی قبل از مرگش اومد ملاقات همکارم

848
00:49:56,380 --> 00:49:59,900
‫- چرا همچین کاری کرد؟
‫- می‌خواست آنومی رو پیدا کنیم

849
00:50:00,500 --> 00:50:03,260
‫اوه، درسته. بهم گفته بود

850
00:50:03,300 --> 00:50:05,900
‫نمی‌دونستم واسه این کار
‫سراغ شماها اومده بود

851
00:50:05,900 --> 00:50:07,660
‫وقتی که اومد، همکارم متوجه‌...

852
00:50:07,660 --> 00:50:10,540
‫- جای کبودی روی...
‫- کار همکار شما بود، نه؟

853
00:50:10,540 --> 00:50:13,660
‫- اون به پلیس‌ها گفت که من خفه‌اش کردم؟
‫- کسی حرفی از خفه کردن نزد

854
00:50:13,660 --> 00:50:16,180
‫صرفاً گزارش کبودی‌ها رو داد

855
00:50:17,780 --> 00:50:19,740
‫ممنون که اومدی، فیلیپ

856
00:50:19,760 --> 00:50:21,600
‫کمک زیادی کردی

857
00:50:23,740 --> 00:50:25,180
‫خواهش می‌کنم

858
00:50:52,260 --> 00:50:54,000
‫« شماره‌ی ناشناس »

859
00:50:54,940 --> 00:50:56,980
‫کورمورن استرایک

860
00:50:56,980 --> 00:50:58,820
‫ایدی رو نبش قبر کن

861
00:50:58,840 --> 00:51:01,080
‫یه نگاهی به نامه‌های توی تابوت بنداز

862
00:51:01,180 --> 00:51:02,780
‫تو کی هستی؟

863
00:51:02,780 --> 00:51:04,660
‫نامه‌ها رو بخون

864
00:51:13,520 --> 00:51:15,160
‫ممنون، رفیق

865
00:51:16,940 --> 00:51:18,180
‫هی

866
00:51:20,580 --> 00:51:22,380
‫- مرسی
‫- خیلی‌خب

867
00:51:25,640 --> 00:51:28,860
‫خب، نظرت راجع‌به آثار هنری نیلز چی بود؟

868
00:51:28,900 --> 00:51:32,140
‫- بدک نبود
‫- همه می‌دونیم 

869
00:51:32,140 --> 00:51:34,860
‫خب، خیلی با سلیقه‌ی من جور نبود

870
00:51:34,860 --> 00:51:37,180
‫نیلز از اون آدم‌های عجیب غریبـه

871
00:51:37,180 --> 00:51:41,860
‫از اون هنرمندهای نیمه‌هیپی،
‫آزادی‌خواهـه

872
00:51:41,880 --> 00:51:44,380
‫ولی در عین حال سرور خودش رو داره

873
00:51:44,420 --> 00:51:46,460
‫چون توهم برش داشته که
‫دولت سرورها رو هک می‌کنه

874
00:51:46,460 --> 00:51:48,860
‫به ایان پیچ رأی میده

875
00:51:48,860 --> 00:51:50,840
‫- همونی که نامزد ریاست شهرداری شد؟
‫- آره

876
00:51:50,860 --> 00:51:52,040
‫- جداً؟
‫- آره

877
00:51:53,040 --> 00:51:56,180
‫حالا... قضیه‌ی اون
چیزمیزهای وایکینگی چیه؟

878
00:51:56,220 --> 00:51:58,900
‫چی بگم والا، خودمم نمی‌دونم

879
00:51:58,900 --> 00:52:01,100
‫رفیقم والی هم زده توی خط همین چیزها

880
00:52:01,100 --> 00:52:04,780
‫یه سری تتوهای مسخره
‫از حروف وایکینگی زده

881
00:52:04,780 --> 00:52:06,620
‫فکر نکنم خودش هم معنیش رو بدونه

882
00:52:07,860 --> 00:52:10,580
‫خب، لاأقل بهشون می‌خندی

883
00:52:10,580 --> 00:52:12,660
‫اونم بعد از اتفاقاتی که افتاد

884
00:53:08,100 --> 00:53:10,820
‫پس اونقدرها هم تو نخ وایکینگ‌ها نیستی!

885
00:53:10,840 --> 00:53:12,500
‫من نه

886
00:53:12,500 --> 00:53:15,660
‫من هوادار بیتلزم.
‫تنها هویت منه، بذار...

887
00:53:16,740 --> 00:53:18,840
‫کار فیلمنامه‌ی قلب سیاه جوهری رو کامل کنی؟

888
00:53:18,840 --> 00:53:20,600
‫فکر بدی هم نیست، می‌دونی

889
00:53:20,600 --> 00:53:23,720
‫خب، نه اگه مثل ایدی لدول پولدارت کنه

890
00:53:23,720 --> 00:53:25,120
‫نه

891
00:53:25,120 --> 00:53:28,120
‫پولدار که بشی
‫فقط یه مشت لاشخورن که دورت جمع میشن

892
00:53:28,120 --> 00:53:31,120
نامزدش یه بی‌شرفِ پستـه

893
00:53:31,120 --> 00:53:32,840
‫واقعاً؟ چرا؟

894
00:53:34,560 --> 00:53:37,280
‫دائم باهام تماس می‌گیره
‫میگه براش کارهایی که

895
00:53:37,280 --> 00:53:39,040
‫من و ایدی روش کار می‌کردیم رو بفرستم

896
00:53:39,040 --> 00:53:41,520
‫میگه حق قانونیشـه

897
00:53:45,220 --> 00:53:47,580
‫نه، هرچی دارم بسمـه

898
00:53:47,620 --> 00:53:49,820
‫همین که مردم بخوان من  رو بکشن راضیم

899
00:53:54,400 --> 00:53:56,400
‫یه لحظه میرم دستشویی و بیام

900
00:54:18,520 --> 00:54:19,700
‫« رابین: یک فایل صوتی »

901
00:54:19,720 --> 00:54:23,140
‫« دقیقه‌ی ۱۴:۰۲ ببین
‫چی راجع‌به فیلیپ اورمند میگه »

902
00:54:31,920 --> 00:54:34,560
‫دائم باهام تماس می‌گیره
‫میگه براش کارهایی که

903
00:54:34,560 --> 00:54:36,320
‫من و ایدی روش کار می‌کردیم رو بفرستم

904
00:54:36,320 --> 00:54:38,160
‫میگه حق قانونیشـه

905
00:54:44,340 --> 00:54:46,740
‫نیلز اینو واسه تولدم زد

906
00:54:46,760 --> 00:54:49,660
‫«تنها چیزی که نیاز داری عشق است»

907
00:54:53,440 --> 00:54:55,480
‫آروم خوشتیپ‌خان،
‫مردم دارن نگاهمون می‌کنن

908
00:54:55,520 --> 00:54:57,180
‫گمونم به این چیزها عادت داری

909
00:54:57,740 --> 00:54:58,980
‫خب...

910
00:55:57,460 --> 00:55:59,060
‫« بارکلی »

911
00:56:01,260 --> 00:56:03,180
‫بارکلی، هنوز اورمند رو زیرنظر داری؟

912
00:56:03,200 --> 00:56:06,560
‫تا نزدیکی‌های نورفورلک رفت
‫که یه گوشی رو توی رودخونه بندازه

913
00:56:06,600 --> 00:56:08,800
‫رودخونه‌ی بدی رو انتخاب کرد،
‫عمقش خیلی کم بود

914
00:56:08,800 --> 00:56:10,240
‫گوشی رو برداشتی؟

915
00:56:10,240 --> 00:56:13,040
‫آره. پوتینم از بین رفت،
‫ولی گوشی رو گرفتم

916
00:56:13,040 --> 00:56:15,200
‫می‌خواستم زودتر تماس بگیرم
‫ولی آنتن افتضاح بود

917
00:56:15,200 --> 00:56:17,000
‫بارکلی، بنازم بهت

918
00:56:17,000 --> 00:56:18,800
‫تا کِی اینجایی؟

919
00:56:18,800 --> 00:56:20,360
‫تا یه ساعت دیگه

920
00:56:21,060 --> 00:56:22,800
‫مستقیم بیارش دفتر

921
00:57:18,380 --> 00:57:19,980
داری چیکار میکنی
