﻿1
00:00:18,750 --> 00:00:22,250
‫اصطلاحاً انقلابی که می‌گیم،

2
00:00:23,416 --> 00:00:27,000
‫صرفاً نزاعی بر سر حقوق بشر نیست.

3
00:00:28,041 --> 00:00:32,750
‫بلکه کاری شنیع،
‫هتاکی به نظم طبیعی،

4
00:00:32,791 --> 00:00:34,500
‫هتاکی به آداب عامّه،

5
00:00:35,750 --> 00:00:37,041
‫و از همه مهم‌تـر،

6
00:00:37,541 --> 00:00:40,625
‫هتاکی به پروردگار و کلیسای اوست.

7
00:00:43,375 --> 00:00:48,000
‫نظم تقدیس‌شدۀ خودِ شخص بنده،
‫شوالیه‌های شهر سنت‌جان،

8
00:00:49,125 --> 00:00:53,875
‫که عملاً برای محافظت از زائران
‫در خلال جنگ‌های سرزمین مقدس شکل گرفتند،

9
00:00:55,125 --> 00:01:00,541
‫دستور گرفتن که حالا تسلیم
‫این شرایط کفرآمیز و لامذهب شوند.

10
00:01:02,375 --> 00:01:04,250
‫ترجیحِ ما مرگ است.

11
00:01:05,875 --> 00:01:07,625
‫اما به اسم آیندۀ ناپاکشـان،

12
00:01:07,666 --> 00:01:10,000
‫دست به هر جنایتی که زده باشند،

13
00:01:10,041 --> 00:01:13,666
‫آگاه باشید که به‌زودی
‫دورۀ این شناعت به پایان می‌رسد.

14
00:01:14,250 --> 00:01:17,291
‫منجیِ جدیدی در کنار ماست.

15
00:01:20,375 --> 00:01:23,250
‫«ژان‌دارک»ـی نوظهور،

16
00:01:23,375 --> 00:01:28,875
‫ملکۀ رزم‌آور و توانمندی که
‫ما را به سمت رستگاری هدایت ‌می‌کند.

17
00:01:31,916 --> 00:01:35,291
‫و سپاهی مقدس از
‫سربازان صالح می‌پروراند

18
00:01:35,375 --> 00:01:37,625
‫تا این کفرگویان را به هلاکت برسانیم.

19
00:01:40,750 --> 00:01:42,666
‫به نام پروردگار.

20
00:01:43,875 --> 00:01:45,125
‫به نام پروردگار.

21
00:01:53,875 --> 00:01:56,750
‫در «کمون پاریس» چه کاری دارید؟

22
00:02:08,625 --> 00:02:10,125
‫اینجا پاریسـه الان؟

23
00:02:11,333 --> 00:02:15,500
‫بنده نمایندۀ شورشی‌های
‫کمون پاریس هستم.

24
00:02:15,541 --> 00:02:16,875
‫کارتون رو بفرمایید.

25
00:02:17,000 --> 00:02:20,125
‫من هم نمایندۀ منجی‌ام.

26
00:02:20,750 --> 00:02:24,375
‫احکام دینی باید توی کنوانسیون ملّی ثبت بشن.

27
00:02:25,750 --> 00:02:26,916
‫اون منجی رو نمی‌گم.

28
00:02:28,625 --> 00:02:29,625
‫منظورم خودِ واقعیـشه.

29
00:03:04,458 --> 00:03:06,375
‫نمی‌دونم دفنـش کنم یا نه.

30
00:03:07,333 --> 00:03:10,000
‫بجنب، باید توی آماده کردنِ
‫صبحونه کمکـم کنی.

31
00:03:23,458 --> 00:03:26,208
‫البته که درمورد انقلاب سن‌دومان
‫یه چیزهایی شنیدم،

32
00:03:26,250 --> 00:03:28,750
‫ولی روزنامۀ پاریس
‫فقط گاهی‌اوقات به دستـمون می‌رسه،

33
00:03:28,833 --> 00:03:30,875
‫بعد یهویی تا شش ماه بعد
‫هم خبری از روزنامه نیست.

34
00:03:30,958 --> 00:03:33,875
‫خبر دارم که برده‌ها قیام کردن
‫و تموم مزارع نیشکرها رو سوزوندن،

35
00:03:33,958 --> 00:03:36,250
‫و تموم ارباب‌های عوضی رو کشتن.

36
00:03:36,333 --> 00:03:39,208
‫همه‌ـشون نه. یکیـشون فرار کرد.

37
00:03:39,833 --> 00:03:41,708
‫اکثر مستعمره‌های سفیدپوست
‫خون‌آشام بودن.

38
00:03:41,833 --> 00:03:44,833
‫این جزیره پُر از هرگونه هیولایی شده بود.

39
00:03:45,833 --> 00:03:48,458
‫و همچنان هم، انقلابـمون، به پایان نرسیده.

40
00:03:49,083 --> 00:03:50,500
‫هنوزم داریم مبارزه می‌کنیم.

41
00:03:50,583 --> 00:03:52,083
‫یه جلسه می‌ذارم.

42
00:03:52,125 --> 00:03:53,583
‫خیلی برای همه الهام‌بخش می‌شه.

43
00:03:53,708 --> 00:03:55,500
‫نماینده‌های انقلاب‌های دیگه بیان.

44
00:03:56,083 --> 00:03:58,583
‫- شمام برده بودی، درسته؟
‫- انت برده بود.

45
00:03:59,083 --> 00:04:00,208
‫من خوانندۀ اپرا بودم.

46
00:04:01,000 --> 00:04:02,000
‫وای خدای من.

47
00:04:02,333 --> 00:04:03,333
‫عجب نونی.

48
00:04:05,333 --> 00:04:07,833
‫هفته‌هاست که داریم
‫با جیره‌بندیِ کشتی سر می‌کنیم.

49
00:04:07,958 --> 00:04:12,083
‫ای کاش تا آخر عمرم،
‫ دیگه گوشت خشک نخورم...

50
00:04:12,208 --> 00:04:15,208
‫آره، خدا می‌دونه
‫فقط چجور گوشتیـه.

51
00:04:15,250 --> 00:04:16,708
‫توی کِشتی بودی؟

52
00:04:17,958 --> 00:04:20,500
‫بچه که بودم،
‫با کشتی از بوستون به اینجا اومدم.

53
00:04:20,583 --> 00:04:22,958
‫بدترین زمانِ زندگیـم بوده.

54
00:04:23,583 --> 00:04:28,083
‫گمونم غیرممکنـه
‫یه آدم بتونه انقدر استفراغ کنه.

55
00:04:28,208 --> 00:04:29,208
‫منم همینطور.

56
00:04:29,583 --> 00:04:31,625
‫از نظر انت، مشکل من خنده‌دار بود.

57
00:04:31,708 --> 00:04:35,083
‫همه‌چیزتون خنده‌داره،
‫حتی وقتی که یه گوشۀ کشتی بالا میارید.

58
00:04:40,375 --> 00:04:42,833
‫بگو ببینم درمورد این
‫خون‌آشام منجی چه اطلاعاتی داری.

59
00:04:44,083 --> 00:04:48,333
‫توی سن‌دومان، یه روانشناسی هست.
‫که هم کاهنـه و هم معلممه.

60
00:04:48,375 --> 00:04:50,333
‫ساحره و غیب‌گوی توانمندیـه.

61
00:04:51,333 --> 00:04:53,208
‫خودش بهم گفت که پیدات کنم.

62
00:04:53,750 --> 00:04:55,875
‫درمورد این منجی خبر داره؟

63
00:04:56,458 --> 00:05:00,333
‫می‌گفت یه چیزی توی این دنیای قدیم
‫داره تغییر می‌کنه.

64
00:05:00,958 --> 00:05:04,583
‫قرن‌ها بود که این خون‌آشام‌ها مثل تاک
‫به دور عمارت‌های قدیمیِ اروپا

65
00:05:04,625 --> 00:05:05,708
‫چسبیده بودن.

66
00:05:05,750 --> 00:05:08,958
‫از متحدین نزدیکِ دوک‌ها و اشراف،
‫شاهزادگان

67
00:05:09,083 --> 00:05:11,250
‫و حتی دربارهای سلطنتی بودن.

68
00:05:11,333 --> 00:05:12,958
‫شگفت‌آوره.

69
00:05:13,833 --> 00:05:17,833
‫ولی بیشتر این خون‌آشام‌ها از بابتِ وابستگیـشون
‫به شاهزاده‌ها و پادشاهان آزرده‌خاطر بودن.

70
00:05:18,583 --> 00:05:22,500
‫این منجی بهشون وعده داده که
‫کاری کنه اربابان بلامنازع جهان بشن.

71
00:05:22,583 --> 00:05:24,083
‫چقدر حال بده.

72
00:05:24,583 --> 00:05:26,458
‫طوری که پادشاهان و شاهزادگان
‫در سمتِ خودشون بمونن،

73
00:05:26,500 --> 00:05:29,000
‫ولی خون‌آشام‌ها
‫دست‌های پشتِ پرده باشن،

74
00:05:29,083 --> 00:05:31,583
‫این هم بدین معناست که ابتدا
‫باید انقلاب رو نابود کنن.

75
00:05:31,625 --> 00:05:33,333
‫چقدر جالب.

76
00:05:33,458 --> 00:05:36,000
‫منجی شرور از
‫رژیم قدیمی جانب‌داری می‌کنه.

77
00:05:36,750 --> 00:05:39,125
‫این کاهن بهم گفته که
‫می‌تونم جادو کنم.

78
00:05:40,625 --> 00:05:42,750
منم ‫وقتی که بچه بودم می‌تونستم.

79
00:05:43,250 --> 00:05:44,500
چی‌شد که دیگه نمی‌تونی؟

80
00:05:44,583 --> 00:05:45,583
‫نمی‌دونم.

81
00:05:49,708 --> 00:05:51,583
‫مهم نیست. درستـش می‌کنیم.

82
00:05:54,708 --> 00:05:57,125
‫منجی قبل از اینکه خون‌آشام بشه،
‫آدم وحشتناکی بود.

83
00:05:57,208 --> 00:05:58,083
‫دختره؟

84
00:05:58,208 --> 00:06:01,458
‫حتی انسان هم که بود، دختربچه‌ها
‫و پسربچه‌ها رو شکنجه می‌داد و می‌کشت.

85
00:06:02,208 --> 00:06:05,958
‫اسمـش چیه؟
‫خون‌آشام منجی رو می‌گم، اسمش رو می‌دونی؟

86
00:06:07,083 --> 00:06:08,750
‫«ارزبت بتری».

87
00:06:09,375 --> 00:06:11,708
‫کنتس ارزبت بتری.

88
00:06:12,250 --> 00:06:13,750
‫چی شده مامان؟

89
00:06:14,333 --> 00:06:15,333
‫وای نه.

90
00:06:15,375 --> 00:06:16,833
‫مامان.

91
00:07:14,083 --> 00:07:15,250
‫وای آره.

92
00:07:16,125 --> 00:07:17,333
‫به درد می‌خوره.

93
00:07:18,500 --> 00:07:20,708
‫منجی خوشحال می‌شه.

94
00:07:33,875 --> 00:07:36,250
‫واقعاً تا حالا بهتون نگفتم
‫که چرا از روسیه فرار کردم.

95
00:07:36,958 --> 00:07:39,125
‫گفتی... که چاره‌ای نداشتی.

96
00:07:40,000 --> 00:07:41,000
‫درسته.

97
00:07:41,875 --> 00:07:44,708
‫ولی هرگز بهتون نگفتم
‫که مجبور شدم کی رو تنها بذارم.

98
00:07:45,958 --> 00:07:48,083
‫فکر می‌کردم... امیدوارم بودم...

99
00:07:48,958 --> 00:07:52,583
‫این پرونده توی گذشته بسته شده
‫و توی شرق دفن شده...

100
00:07:53,458 --> 00:07:54,958
‫و شما از خطرش در امانید.

101
00:07:55,458 --> 00:07:56,958
‫ولی معلومه که در امان نیستید.

102
00:07:58,750 --> 00:08:01,833
‫من در 6500 کیلومتریِ شرق،
‫توی روسیه،

103
00:08:02,583 --> 00:08:04,208
‫توی سواحل یک رودخانۀ بزرگ متولد شدم.

104
00:08:06,000 --> 00:08:09,250
‫مردم اونجا بدبخت بودن
‫و ظالمانه باهاشون رفتار می‌شد.

105
00:08:10,458 --> 00:08:13,333
‫و خونوادۀ من،
‫که قبیله‌ای از سخنوران بودن،

106
00:08:14,000 --> 00:08:16,958
‫مدت زمان کوتاهی اونجا مستقر شدن
‫تا کمکـشون کنن این رنج و عذاب تموم بشه.

107
00:08:17,583 --> 00:08:19,333
‫و مدتی رو آزاد و رها بودیم.

108
00:08:21,083 --> 00:08:23,708
‫ولی خب مشخصاً،
‫نمی‌تونستن این آزادیِ ما رو تحمل کنن.

109
00:08:24,958 --> 00:08:26,458
‫بنابراین سروکلۀ سربازها پیدا شد.

110
00:08:35,000 --> 00:08:37,958
‫نه تنها فقط سرباز نبودن،
‫بلکه خون‌آشام هم بودن.

111
00:08:39,333 --> 00:08:41,750
‫ولی هیچکدومـشون
‫به پای ارزبت بتری نمیرسیدن 

112
00:08:45,708 --> 00:08:47,625
‫به همین منوال، تو در رفتی.

113
00:08:48,958 --> 00:08:49,958
‫هنوز به اونجاش نرسیدیم.

114
00:08:50,833 --> 00:08:52,583
‫خواهرم رو گرفتن.

115
00:08:53,208 --> 00:08:54,833
‫نمی‌دونستم خواهر داری.

116
00:08:56,458 --> 00:08:57,708
‫سعی کردم که نجاتـش بدم.

117
00:09:11,458 --> 00:09:14,333
‫الیزابت بتری به
‫کشتنِ قربانی‌هاش قانع نمی‌شه.

118
00:09:22,958 --> 00:09:25,958
‫اول شکنجه‌ـشون می‌کنه
‫تا زمانی‌که بتونن زنده بمونن.

119
00:09:28,500 --> 00:09:32,125
‫از درد و رنجی که بهشون منتقل می‌کنه،
‫لذتـش رو می‌بره.

120
00:09:53,708 --> 00:09:54,833
‫من فرار کردم...

121
00:09:56,375 --> 00:09:59,833
‫...و همۀ افرادی که می‌شناختم
‫و دوست داشتم رو تنها گذاشتم.

122
00:10:03,958 --> 00:10:07,583
‫به سمت غرب و فراتر از اون رفتم،
‫جاهایی که هرگز نمی‌دونستم وجود دارن.

123
00:10:10,208 --> 00:10:12,333
‫تا که بالاخره اینجا پناه گرفتم.

124
00:10:14,208 --> 00:10:15,708
‫قبلاً باید این موضوع رو بهتون می‌گفتم.

125
00:10:21,958 --> 00:10:24,833
‫چیزهایی هستن که من هم
‫درموردشون صحبت نمی‌کنم.

126
00:10:27,458 --> 00:10:29,833
‫عذاب و وحشتی ماورای کابوس‌ها ایجاد می‌کنه.

127
00:10:30,375 --> 00:10:32,583
‫درد و رنجی که قابل تحمل نیست.

128
00:10:33,125 --> 00:10:35,708
‫فقط قصدش نابودی انقلاب نخواهد بود،

129
00:10:36,708 --> 00:10:39,333
‫بلکه آهسته آهسته
‫خونِ انقلابیون رو می‌مکه،

130
00:10:40,000 --> 00:10:42,125
‫تا استخون‌هاشون خرد و خاکشیر بشه.

131
00:10:43,375 --> 00:10:44,833
‫ولی ما شکستـش می‌دیم.

132
00:10:52,833 --> 00:10:55,208
‫آره، نگران نباش.

133
00:10:56,500 --> 00:10:58,458
‫این کثافت رو می‌کشیم.

134
00:11:14,333 --> 00:11:17,958
‫به این موجودات تعلق خاطر داری؟

135
00:11:19,583 --> 00:11:21,958
‫وقتی فرا بخونمشون میان.

136
00:11:22,000 --> 00:11:23,375
‫گوش به فرمانِ من هستن.

137
00:11:24,750 --> 00:11:27,708
‫همم یعنی درخواست می‌کنم.
‫واقعاً فرمان و این چیزها نداریم.

138
00:11:28,583 --> 00:11:34,000
‫ولی خب آره،
‫گاهاً احساس می‌کنم بخشی از وجودِ من هستن.

139
00:11:35,458 --> 00:11:37,083
‫پس بخشی از تو مُرده.

140
00:11:38,458 --> 00:11:40,500
‫درست مثل بخشی از تو که
‫با مرگِ خواهرت از بین رفته.

141
00:11:43,583 --> 00:11:44,833
‫به احترام هردوشون آواز می‌خونم.

142
00:11:51,583 --> 00:11:57,833
‫♪ وقتی که آرمیدم ♪

143
00:11:57,958 --> 00:12:04,333
‫♪ وقتی که در خاک آرمیدم ♪

144
00:12:04,958 --> 00:12:11,958
‫♪ باشد که اشتباهاتـم مسببِ ♪

145
00:12:12,083 --> 00:12:15,583
‫♪ هیچ دردی نشوند ♪

146
00:12:15,625 --> 00:12:18,125
‫♪ هیچ دردی ♪

147
00:12:18,208 --> 00:12:23,125
‫♪ در سینه‌ات ♪

148
00:12:27,125 --> 00:12:30,958
‫♪ مرا به خاطر بیاور ♪

149
00:12:34,333 --> 00:12:38,583
‫♪ مرا به خاطر بیاور ♪

150
00:12:41,083 --> 00:12:42,083
‫♪ اما... ♪

151
00:12:46,750 --> 00:12:51,833
‫♪ سرنوشتـم را به فراموشی بسپار ♪

152
00:12:53,458 --> 00:12:57,333
‫♪ مرا به خاطر بیاور ♪

153
00:12:57,375 --> 00:12:58,333
‫♪ اما... ♪

154
00:13:01,833 --> 00:13:04,458
‫♪ سرنوشتـم را ♪

155
00:13:04,583 --> 00:13:11,583
‫♪ به فراموشی بسپار ♪

156
00:13:16,333 --> 00:13:20,083
‫مطمئنی که خون‌آشام‌ها
‫توی شاتوی مارکی جمع شدن؟

157
00:13:20,833 --> 00:13:21,875
‫آره.

158
00:13:22,708 --> 00:13:25,458
‫با عقل جور درمیاد.
‫بهشون میاد که اونجا برن.

159
00:13:26,583 --> 00:13:30,083
‫باید تحقیقات کنیم و
‫در صورت لزوم آتشش بزنیم.

160
00:13:30,208 --> 00:13:31,208
‫داره دیروقت می‌شه.

161
00:13:31,958 --> 00:13:33,250
‫بهتره صبر کنی.

162
00:13:33,333 --> 00:13:34,583
‫برای یه حملۀ دیگه؟

163
00:13:35,125 --> 00:13:37,833
‫ما به استراحت نیاز داشتیم
‫ولی حالا داریم وقتـمون رو تلف می‌کنیم.

164
00:13:38,333 --> 00:13:41,375
‫یواشکی می‌ریم.
‫فقط ببینیم چند نفر هستن.

165
00:13:41,458 --> 00:13:42,875
‫پس منم باهاتون میام.

166
00:13:45,708 --> 00:13:48,708
‫تو باید استراحت کنی
‫و ما هم باید مخفی بمونیم.

167
00:13:50,250 --> 00:13:52,083
‫راستش رو بخوای،
‫چهار نفر هم زیادی‌ان.

168
00:13:53,583 --> 00:13:54,583
‫قول می‌دم...

169
00:13:54,958 --> 00:13:56,125
‫حواسمون باشه.

170
00:13:56,958 --> 00:13:57,958
‫مراقب خودمون هستیم.

171
00:14:07,625 --> 00:14:10,958
‫هزاران سال پیش،
‫قبل از اینکه کلیسایی و چیزی وجود داشته باشه،

172
00:14:11,083 --> 00:14:14,375
‫افرادی که دایره‌های سنگی می‌ساختن،
‫با چیزی که «جهانی دیگر» می‌نامیدن

173
00:14:14,458 --> 00:14:15,583
‫ارتباط برقرار می‌کردن.

174
00:14:15,708 --> 00:14:18,833
‫به نظر میاد جهانی معنوی باشه،
‫جایی که اجداد انت ساکن هستن.

175
00:14:19,583 --> 00:14:21,958
‫نسل‌ها پس از نسل‌های اجدادی،

176
00:14:22,083 --> 00:14:24,958
‫به خداوند اوریشا «اوگون» برمی‌گشتن.

177
00:14:25,625 --> 00:14:27,708
‫خداوندگار پولاد و نبرد.

178
00:14:28,250 --> 00:14:29,750
‫از دودمان الهیـه یعنی؟

179
00:14:30,333 --> 00:14:31,833
‫از طرف پدرم آره.

180
00:14:33,750 --> 00:14:35,583
‫از طرف مادری، به اورونمیلا وصلـه،

181
00:14:36,458 --> 00:14:38,750
‫اوریشای حکمت و ربوبیت.

182
00:14:39,583 --> 00:14:40,583
‫ظاهراً دیگه.

183
00:14:41,583 --> 00:14:44,708
‫در هر حال، قدرتِ
‫کنترل فلزات و سنگ‌ها رو داره.

184
00:14:45,208 --> 00:14:47,208
‫ما همه از دودمان الهی هستیم.

185
00:14:47,250 --> 00:14:49,958
‫فقط باید یاد بگیریم
‫که چطوری قدرتـشون رو به کار بگیریم.

186
00:14:50,083 --> 00:14:53,583
‫خب من که کاملاً از تازیانه و
‫خنجرهام راضی‌ام، تشکر.

187
00:14:53,708 --> 00:14:58,125
‫نسل‌های نسل از اجدادمون،
‫خون‌آشام‌ها رو با همین تازیانه به هلاکت رسوندن.

188
00:14:58,708 --> 00:15:01,208
‫راستش اکثـرشون توانایی سحر و جادو داشتن،

189
00:15:01,333 --> 00:15:04,208
‫از جمله مادرم،
‫که اصلا لزومی نداشت.

190
00:15:04,750 --> 00:15:05,833
‫مادرت کجاست؟

191
00:15:07,458 --> 00:15:08,458
‫فوت کرده.

192
00:15:10,333 --> 00:15:11,958
‫بعضی خون‌آشام‌هام قدرت سحر و جادو دارن.

193
00:16:06,750 --> 00:16:10,083
‫انگار که «ورسای» رو خالی کردن،
‫و کثافت‌ها به اینجا اومدن.

194
00:16:10,208 --> 00:16:11,208
‫خودشه.

195
00:16:11,958 --> 00:16:13,250
‫اون مارکیـه.

196
00:16:15,208 --> 00:16:16,208
‫عجب مصیبتی.

197
00:16:20,333 --> 00:16:21,958
‫داره جنازه‌ها رو بهشون می‌ده.

198
00:16:22,000 --> 00:16:24,083
‫- چرا؟
‫- که بیشتر بشن.

199
00:16:24,125 --> 00:16:27,333
‫مارکی با «آهنگر شیطان»
‫یه قول و قرارهایی داره.

200
00:16:27,458 --> 00:16:29,708
‫این موجودات شب رو دنبال کنیم
‫به خالقـشون می‌رسیم.

201
00:16:31,958 --> 00:16:32,958
‫ژاک‌ـه.

202
00:16:36,208 --> 00:16:38,083
‫همین دیروز دیدمـش.

203
00:16:39,375 --> 00:16:40,375
‫خدای من.

204
00:16:42,000 --> 00:16:44,666
‫همون خون‌آشامیـه که مادرش
‫رو به بردگی گفت و به قتل رسوند،

205
00:16:44,708 --> 00:16:45,833
‫کامت د وابلانک.

206
00:16:45,958 --> 00:16:48,333
‫انگار که خدا رو پیدا کرده.

207
00:16:49,833 --> 00:16:52,958
‫بابا لگبا، دروازه رو باز کن.

208
00:16:53,958 --> 00:16:55,708
‫الان نه انت.

209
00:16:57,333 --> 00:16:58,333
‫انت.

210
00:18:02,458 --> 00:18:04,041
‫باید از اینجا بریم!

211
00:18:12,083 --> 00:18:13,791
‫برو.

212
00:18:16,166 --> 00:18:18,666
‫ماریا! باید بریم!

213
00:18:18,791 --> 00:18:19,958
‫حالا!

214
00:18:43,541 --> 00:18:45,916
‫انت! پُل بزن!

215
00:19:03,541 --> 00:19:04,541
‫انت!

216
00:19:14,708 --> 00:19:15,791
‫ریچر!

217
00:22:16,666 --> 00:22:17,916
‫خب، خب...

218
00:22:18,791 --> 00:22:19,958
‫شکوه و جلال از آنِ پروردگار است.
