﻿1
00:00:21,708 --> 00:00:23,541
‫با او بیعت می‌کنم.

2
00:00:24,208 --> 00:00:27,583
‫به بلعندۀ نور، مسیح.

3
00:00:28,583 --> 00:00:31,833
‫تا ابد به او خدمت می‌کنم.

4
00:00:46,166 --> 00:00:53,625
‫« کسلوانیا: سمفونی شبانه »
‫" فصل اول - قسمت سوم "

5
00:01:12,833 --> 00:01:16,666
‫خون‌آشام‌ها و شبگردها
‫از هرطرف بهمون حمله می‌کردن انت.

6
00:01:17,166 --> 00:01:19,041
‫فقط می‌تونستیم عقب‌نشینی کنیم.

7
00:01:19,750 --> 00:01:21,166
‫تو تقصیری نداری.

8
00:01:21,625 --> 00:01:23,625
‫اگه ادوارد بود،
‫هیچوقت تنهام نمی‌ذاشت.

9
00:01:25,541 --> 00:01:26,541
‫حالا هم مُرده.

10
00:01:29,583 --> 00:01:32,458
‫وقتی تصمیم می‌گرفت بیاد اینجا
‫از خطراتش مطلع بود.

11
00:01:35,666 --> 00:01:36,833
‫خانوادۀ من بود.

12
00:01:38,083 --> 00:01:40,125
‫بعد این که مادرم مُرد
‫هیشکی رو نداشتم.

13
00:01:41,000 --> 00:01:42,666
‫بعد از این که کشته شد.

14
00:02:39,625 --> 00:02:41,333
‫ببخشید!
‫اشتباه کرد!

15
00:02:41,333 --> 00:02:44,541
‫می‌‌بینین؟
‫کیفش داره پر میشه.

16
00:02:44,541 --> 00:02:46,833
‫کارش خوب بوده.
‫خیلی خوب بوده.

17
00:02:47,333 --> 00:02:49,666
‫برداشت پربار و فراوانی میشه.

18
00:03:11,333 --> 00:03:15,291
‫خیلی چیزها هست
‫که می‌تونه بهت آسیب بزنه کوچولو.

19
00:03:19,583 --> 00:03:21,916
‫مارها،
‫جادوگرها، رازها.

20
00:03:22,833 --> 00:03:24,750
‫تو رازی داری استر؟

21
00:03:58,666 --> 00:04:04,208
‫هیچ طلسمی نمی‌تونه
‫رو مزرعه من اثر کنه.

22
00:04:04,208 --> 00:04:10,083
‫و نه هیچ جادو و رقص و آوازی.

23
00:04:41,666 --> 00:04:44,000
‫می‌دونم دیدن مرگ مادر چطوریه.

24
00:04:52,583 --> 00:04:56,208
‫من فرار کردم...
‫اما گمون نکنم تو می‌تونستی.

25
00:04:58,791 --> 00:05:01,625
‫لالایی‌های مادرم رو تو دلم نگه داشتم.

26
00:05:02,333 --> 00:05:04,291
‫آهنگ‌ها از اجداد به ما رسیده بودند،

27
00:05:04,416 --> 00:05:07,666
‫و من رو به خدایان آفریقایی
‫فراتر از مزارع

28
00:05:08,500 --> 00:05:11,625
‫و فراتر از اقیانوس‌ها
‫و فانی‌ها پیوند می‌دادند.

29
00:05:11,958 --> 00:05:13,916
‫من زیر بار بند نمی‌رفتم.

30
00:05:13,916 --> 00:05:16,416
‫فرقی هم نمی‌کرد
‫که چقدر سعی کردن دستگیرم کنن.

31
00:05:18,291 --> 00:05:21,416
‫همیشه درحال برنامه‌ریزی برای فرار بودم.

32
00:05:21,416 --> 00:05:23,250
‫اما برده‌دارها همیشه زیرنظرم داشتن.

33
00:05:24,750 --> 00:05:27,625
‫[ده سال بعد]

34
00:05:30,083 --> 00:05:32,666
‫وقتی ۱۶ سالم بود
‫خواستن روم مهر داغ بزنن...

35
00:05:34,708 --> 00:05:36,833
‫اما من زیر بارش نمی‌رفتم.

36
00:06:08,541 --> 00:06:10,708
‫از نسل پدرم

37
00:06:10,791 --> 00:06:13,833
‫قدرت خدای جنگ و آهن یعنی اوگون
‫رو به ارث برده بودم.

38
00:06:13,916 --> 00:06:15,500
‫نمی‌دونستم چه اتفاقی داره می‌افته،

39
00:06:15,500 --> 00:06:19,625
‫اما روح هدایتگرم درست زمانی که
‫بیشتر از هرلحظه بهش نیاز داشتم، به دادم رسید.

40
00:06:20,416 --> 00:06:23,208
‫بهتره فرار کنی دختر کوچولو.

41
00:06:28,541 --> 00:06:31,625
‫فرار کن.
‫با بیشترین سرعتی که می‌تونی.

42
00:06:37,375 --> 00:06:38,583
‫نه.

43
00:08:04,208 --> 00:08:07,208
‫ادوارد معتقد بود که آواز خواندن
‫روش حرف زدن روحه.

44
00:08:08,541 --> 00:08:13,625
‫برای همینه که همه جذب موسیقی میشن،
‫از بی‌نوایان گرفته تا دولتمردها.

45
00:08:14,166 --> 00:08:16,666
‫می‌گفت وقتی رو استیج بود

46
00:08:16,708 --> 00:08:18,500
‫و به تماشاچی‌ها نگاه می‌کرد،

47
00:08:18,583 --> 00:08:19,375
‫می‌تونست رنگ‌ روح‌های‌ همه رو ببینه.

48
00:08:19,583 --> 00:08:21,666
‫روح من صورتی بود.

49
00:08:29,333 --> 00:08:31,500
‫البته اشتباه می‌کرد.

50
00:08:31,500 --> 00:08:34,583
‫رنگ موردعلاقۀ من سبز بود.

51
00:08:56,750 --> 00:08:59,541
‫بس کن.
‫بس کن. بس کن!

52
00:09:01,791 --> 00:09:05,500
‫تو دیگه کی هستی
‫و فکر کردی داری چی‌کار می‌کنی؟

53
00:09:05,500 --> 00:09:08,208
‫بردۀ من از اینجا رد شده.

54
00:09:08,208 --> 00:09:10,416
‫سگ‌هام بوش رو کشیدن.

55
00:09:10,750 --> 00:09:13,125
‫۵۰۰ نفر تو این سالن تئاتر هستن،

56
00:09:13,125 --> 00:09:17,375
‫و تنها بویی که به مشام‌مون می‌خوره
‫بوی سگ‌هاته.

57
00:09:17,375 --> 00:09:20,416
‫من مالم رو می‌خوام.

58
00:09:26,791 --> 00:09:28,416
‫اما صبر می‌کنم.

59
00:09:43,083 --> 00:09:47,166
‫نه، نه، نه.
‫الان نه. نه.

60
00:09:48,500 --> 00:09:51,125
‫پات رو گذاشتی رو ابریشم فرانسویم.

61
00:09:56,791 --> 00:09:59,458
‫باید این لباس‌های خیست رو دربیاری.

62
00:09:59,458 --> 00:10:00,833
‫هرچی می‌خوای بردار.

63
00:10:07,375 --> 00:10:09,000
‫اوه!
‫چه قشنگ.

64
00:10:09,375 --> 00:10:12,083
‫ از اپرای گدایانه.

65
00:10:17,583 --> 00:10:19,083
‫خون‌آشامه،
‫مگه نه؟

66
00:10:20,125 --> 00:10:21,750
‫اربابت رو میگم.

67
00:10:21,750 --> 00:10:24,041
‫- رفته؟
‫- بعید می‌دونم.

68
00:10:24,125 --> 00:10:27,083
‫سرعتم زیاده.
‫می‌تونم بدوم.

69
00:10:27,083 --> 00:10:31,208
‫اینجا یه جزیره‌اس کوچولو.
‫شنا بلدی؟

70
00:10:33,708 --> 00:10:34,958
‫همم.

71
00:10:41,583 --> 00:10:42,708
‫اسم من ادوارده.

72
00:10:44,041 --> 00:10:45,041
‫انت.

73
00:10:45,833 --> 00:10:50,416
‫برای کسایی که شبیه ما هستن
‫جاهای زیادی برای مخفی شدن وجود نداره.

74
00:10:50,791 --> 00:10:52,083
‫با خودت میگی،

75
00:10:52,083 --> 00:10:55,875
‫«وای، اما اون از اول عمرش آزاد بوده.
‫مثل من نیست.»

76
00:10:55,875 --> 00:10:59,375
‫چیزی که تو دل‌مونه مهمه انت.

77
00:10:59,375 --> 00:11:01,958
‫پس چرا واسه‌شون آواز می‌خونی؟

78
00:11:01,958 --> 00:11:04,458
‫شادشون می‌کنم،
‫اونا هم دیگه جبهه نمی‌گیرن

79
00:11:04,458 --> 00:11:06,958
‫و زبون‌شون شل میشه.

80
00:11:06,958 --> 00:11:09,833
‫اینطوری به اطلاعات مفیدی می‌رسی.

81
00:11:09,833 --> 00:11:13,041
‫برای وقتایی که مجبور میشم
‫فراری‌ها رو مخفی کنم، به درد می‌خوره

82
00:11:27,083 --> 00:11:31,625
‫ادوارد من رو برد بالای کوه
‫تا پیش مارون‌ها باشم.

83
00:11:31,625 --> 00:11:36,458
‫اون‌ها بردگان‌ فراری‌ای بودن که یه جنبش مقاومتی رو
‫سازماندهی می‌کردن و من تازه بهشون اضافه شده بودم.

84
00:11:44,708 --> 00:11:48,416
‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

85
00:11:50,833 --> 00:11:54,416
‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

86
00:11:58,625 --> 00:12:01,000
‫سسیل کشیش اعظم بود.

87
00:12:01,333 --> 00:12:03,708
‫چندتا طلسم بهم یاد داد.

88
00:12:03,708 --> 00:12:08,416
‫که چطوری برای مناسک
‫دروازه‌های معنوی باز کنم.

89
00:12:08,750 --> 00:12:13,500
‫که چطور به ترسم غلبه کنم
‫تا بتونم صدای اوگون رو واضح بشنوم.

90
00:12:13,500 --> 00:12:14,833
‫چشمات رو ببند.

91
00:12:15,958 --> 00:12:17,708
‫دم.

92
00:12:17,750 --> 00:12:19,458
‫باز دم.

93
00:12:20,083 --> 00:12:21,958
‫دم.

94
00:12:22,000 --> 00:12:23,958
‫باز دم.

95
00:12:39,041 --> 00:12:42,416
‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

96
00:12:46,000 --> 00:12:49,375
‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

97
00:12:50,791 --> 00:12:52,125
‫جنگویان مسلحن.

98
00:12:53,708 --> 00:12:55,458
‫اما قلباً خانودۀ همدیگه‌ان.

99
00:12:55,458 --> 00:12:57,833
‫انقلاب داره فرانسه رو در بر می‌گیره،

100
00:12:58,541 --> 00:13:03,333
‫ارباب‌ها و بانوها و دوک‌ها
‫و شاید حتی هم پادشاه‌ها رو هم خوار می‌کنه.

101
00:13:03,875 --> 00:13:08,416
‫میگن که شعارشون آزادی،
‫برابری و برادریه،

102
00:13:08,458 --> 00:13:12,750
‫اما انقلاب‌شون زنجیر بردگی ما رو پاره نمی‌کنه.

103
00:13:12,833 --> 00:13:17,000
‫برده‌ها همچنان کتک می‌خورن،
‫شکنجه میشن و ستم می‌بینن.

104
00:13:17,583 --> 00:13:23,791
‫باید از شر خدای سفیدپوست‌ها خلاص شیم
‫و به نجوای رهایی گوش کنیم.

105
00:13:25,291 --> 00:13:28,125
‫وقتش رسیده که سن دومان...

106
00:13:28,208 --> 00:13:30,416
‫بسوزه!

107
00:13:31,958 --> 00:13:33,750
‫به‌نظر نبرد حماسی‌ای می‌رسیده.

108
00:13:36,791 --> 00:13:39,583
‫آزادی از نیشکری که برداشت می‌کردیم
‫شیرین‌تر بود

109
00:13:44,291 --> 00:13:46,416
‫رفتم دنبال والبانک.

110
00:13:59,375 --> 00:14:02,416
‫به‌نظرت این شورش چی رو عوض می‌کنه؟

111
00:14:02,958 --> 00:14:05,791
‫ارباب‌ها و خدمتکارها تا ابد باقی می‌مونن.

112
00:14:06,458 --> 00:14:08,583
‫برده‌داری یه نظام طبیعیه.

113
00:14:09,833 --> 00:14:11,625
‫نمی‌تونین همه‌مون رو بکشین.

114
00:14:12,875 --> 00:14:14,416
‫اما تو رو می‌تونم.

115
00:14:15,500 --> 00:14:18,416
‫تو هنوز اون دختر کوچولوی وحشت‌زده‌ای

116
00:14:19,125 --> 00:14:22,416
‫که موقع حمام آواز می‌خونه.

117
00:15:19,500 --> 00:15:21,125
‫والبانک تبدیل به یه خفاش شد.

118
00:15:21,708 --> 00:15:23,208
‫دیگه چه جادوهایی بلدن؟

119
00:15:24,708 --> 00:15:26,583
‫سسیل،
‫چی شده؟

120
00:15:36,583 --> 00:15:38,750
‫سسیل، من کنارتم.
‫کنارتم.

121
00:15:41,833 --> 00:15:47,458
‫رنج، مرگ،
‫صدها هزار مرده.

122
00:15:47,458 --> 00:15:49,958
‫اون از والبانک هم بدتره.

123
00:15:50,958 --> 00:15:54,708
‫خو‌ن‌آشام منجی خودش رو فرا می‌خونه.

124
00:15:55,291 --> 00:15:57,000
‫اینجا توی سن دومان؟

125
00:15:57,000 --> 00:15:59,625
‫نه.
‫هنوز نه.

126
00:15:59,625 --> 00:16:01,333
‫اون‌ سمت اقیانوس.

127
00:16:01,958 --> 00:16:04,250
‫اول اروپا رو فتح می‌کنه،

128
00:16:04,833 --> 00:16:07,125
‫مگه این که جلوش رو بگیریم.

129
00:16:15,833 --> 00:16:17,291
‫مجبورم برم فرانسه.

130
00:16:17,875 --> 00:16:19,041
‫پس من هم باهات میام.

131
00:16:25,708 --> 00:16:28,416
‫وقتی برگردم
‫اینجا منتظر می‌مونه.

132
00:16:28,416 --> 00:16:30,708
‫جنگجویان مسلحن انت.

133
00:16:31,958 --> 00:16:33,833
‫اما قبلاً خانوادۀ همدیگه‌ان.

134
00:16:37,041 --> 00:16:39,250
‫خیلی شجاع بود،

135
00:16:39,250 --> 00:16:41,958
‫و به آزادی‌مون تعهد زیادی داشت.

136
00:16:42,625 --> 00:16:43,708
‫انتقامش رو می‌گیریم.

137
00:16:44,833 --> 00:16:46,000
‫قسم می‌خورم.

138
00:17:26,250 --> 00:17:30,166
‫تو دیگه کدوم خری هستی
‫و چی می‌‌خوای؟

139
00:17:32,708 --> 00:17:37,666
‫راهب اعظمت برای چی شبگردها رو
‫واسه خو‌ن‌آشام منجی می‌سازه؟

140
00:17:39,625 --> 00:17:42,125
‫با ایمانت همخونی نداره.

141
00:17:42,208 --> 00:17:44,333
‫تو چی از ایمان می‌دونی؟

142
00:17:45,625 --> 00:17:47,250
‫ایمان یه اساسه.

143
00:17:48,041 --> 00:17:49,458
‫ایمان نظامه.

144
00:17:50,208 --> 00:17:54,208
‫«هنگامی که از میان آتش ظلم و ستم عبور کنی،
‫ شعله‌هایش تو را نخواهند سوزاند!»

145
00:17:54,250 --> 00:17:56,125
‫اشعیا، فصل ۴۳، آیۀ ۲.

146
00:17:56,208 --> 00:17:59,333
‫ایمان در سخت‌ترین شرایط همراهته.

147
00:17:59,958 --> 00:18:01,583
‫وقتی که دنیا تنهات می‌ذاره.

148
00:18:02,208 --> 00:18:05,541
‫دنیا تو رو تنها گذاشته میزراک؟

149
00:18:08,708 --> 00:18:11,625
‫اسم من رو که می‌دونی،
‫اسم خودت چیه؟

150
00:18:12,458 --> 00:18:15,083
‫انقلاب همه رو مجبور کرده
‫طرفی رو انتخاب کنن.

151
00:18:16,333 --> 00:18:20,416
‫روحانیونی که وفاداری‌شون رو
‫به دولت اعلام نکنن، اعدام میشن.

152
00:18:20,416 --> 00:18:23,625
‫و تو ترجیح میدی به ارزبت بتری وفادار باشی؟

153
00:18:23,708 --> 00:18:26,333
‫هیچ می‌دونی اون کیه؟

154
00:18:26,458 --> 00:18:28,333
‫چه تواناهایی داره؟

155
00:18:31,458 --> 00:18:36,833
‫به محض این که دیگه لازم‌تون نداشته باشه
‫بهتون پشت می‌کنه و می‌کشتت‌تون، آروم آروم.

156
00:18:36,958 --> 00:18:38,333
‫یکی یکی.

157
00:18:41,041 --> 00:18:44,750
‫انتظار داری باور کنم که برات مهمه،
‫خون‌آشام؟

158
00:18:46,208 --> 00:18:50,416
‫بذاریم واسه یه بار دیگه،
‫جایی که راحت‌‌تر باشه.

159
00:18:52,458 --> 00:18:56,416
‫راستی،
‫اسم من اولروکسه.

160
00:19:13,083 --> 00:19:15,750
‫همه‌چیز تو مشکول آماده‌اس؟

161
00:19:15,833 --> 00:19:17,833
‫و فردا قراره با آهنگر ملاقات کنم.

162
00:19:17,833 --> 00:19:18,875
‫همم.

163
00:19:19,875 --> 00:19:25,291
‫دیشب خواب دنیایی که
‫داریم می‌سازیم رو دیدم.

164
00:19:25,916 --> 00:19:30,583
‫امپراتور روسیه،
‫امپراتور مقدس روم،

165
00:19:30,666 --> 00:19:36,375
‫امپراتور عثمانی،
‫پاپ، همه در برابرم زانو می‌زنن.

166
00:19:36,375 --> 00:19:38,583
‫پام رو می‌بوسن.

167
00:19:39,083 --> 00:19:41,375
‫چه خواب قشنگی بود.

168
00:19:43,333 --> 00:19:46,833
‫خبر خیزش برده‌ها توی سن دومان
‫به گوش همه‌مون رسیده.

169
00:19:47,583 --> 00:19:51,333
‫امشب کسی پیش ماست
‫که توی اون خیزش شرکت داشته.

170
00:19:51,416 --> 00:19:53,833
‫یک رهبر انقلابی کبیر.

171
00:19:54,333 --> 00:19:56,375
‫انت رو بهتون معرفی می‌کنم.

172
00:20:00,250 --> 00:20:01,583
‫عاشقت میشن.

173
00:20:09,083 --> 00:20:13,541
‫اگون موجوبا.
‫من به نیاکان احترام می‌ذارم.

174
00:20:16,666 --> 00:20:18,583
‫من یه رهبر انقلابی نیستم.

175
00:20:19,458 --> 00:20:25,541
‫من دختری‌ام که قبلاً یه برده بوده
.اما دیگه نتونستم بردگی رو تحمل کنم

176
00:20:26,708 --> 00:20:32,458
‫این انقلاب از چیزی به اصلاح منطق دم‌ می‌زنه،

177
00:20:32,458 --> 00:20:35,541
‫اما فقط خداونده
‫که می‌تونه روح‌هاتون رو نجات بده.

178
00:20:36,250 --> 00:20:40,666
‫ما جرقه قیام رو روشن کردیم،
‫در ابتدا تعدادی‌مون توی کوه‌ها پنهان شده بودن

179
00:20:40,750 --> 00:20:44,333
‫اما مزارع شکر و تنباکو
‫زیر نور خورشید خشک شدن،

180
00:20:44,416 --> 00:20:48,666
‫و اون جرقه به شعله تبدیل شد
‫و بعد اون شعله به جهنم،

181
00:20:48,750 --> 00:20:52,750
‫تمام قدرت و ظلم‌شون
‫در برابرمون از بین رفت.

182
00:20:53,541 --> 00:20:57,333
‫آزادی، برابری، برادری!

183
00:20:57,333 --> 00:20:59,083
‫کلیساهای کاتولیک رو می‌سوزنن

184
00:20:59,125 --> 00:21:01,958
‫و مجسمه‌های مریم مقدس
‫و قدیسان رو از بین می‌برن

185
00:21:02,083 --> 00:21:04,500
‫و بهش میگن منطق.

186
00:21:04,583 --> 00:21:07,333
‫من بهش میگم کار اهریمن.

187
00:21:17,208 --> 00:21:20,000
‫چیزی نیست،
‫از صندلی‌هاتون بلند نشین.

188
00:21:20,583 --> 00:21:21,583
‫جامون امنه.

189
00:21:22,166 --> 00:21:24,916
‫خدا ازمون محافظت می‌کنه.

190
00:21:28,958 --> 00:21:31,541
‫پراکنده شین.
‫مسیرها رو خالی کنین.

191
00:21:55,083 --> 00:21:57,041
‫بتاز!

192
00:23:06,125 --> 00:23:08,125
‫چیشد؟

193
00:23:09,000 --> 00:23:10,000
‫اون ادوارد بود.

194
00:23:11,291 --> 00:23:12,541
‫چشماش رو دیدم.

195
00:23:13,041 --> 00:23:16,000
‫چی؟
‫منظورت چیه؟

196
00:23:16,000 --> 00:23:17,333
‫اون مُرده.

197
00:23:19,791 --> 00:23:22,500
‫دارن میرن صومعه.

198
00:23:26,250 --> 00:23:27,583
‫اون یه شبگرده.

199
00:23:29,000 --> 00:23:34,208
‫ادوارد عزیز و قشنگم
‫تبدیل به یه هیولا شیطانی شده
