﻿1
00:00:28,500 --> 00:00:29,500
‫صبر کن.

2
00:00:38,625 --> 00:00:41,166
‫می‌فهمی چی هستی، شیطان؟

3
00:00:42,375 --> 00:00:44,250
‫تو برای اطاعت آفریده شدی.

4
00:00:45,083 --> 00:00:46,375
‫برای اطاعت از من.

5
00:00:47,916 --> 00:00:50,041
‫و این تنها هدف آفرینش توئه.

6
00:00:52,166 --> 00:00:53,333
‫هوم؟

7
00:00:54,166 --> 00:00:55,166
‫جادوگرـه بودش؟

8
00:00:56,375 --> 00:00:58,750
‫جادوش روی تو تسلط داره؟

9
00:01:00,083 --> 00:01:03,833
‫یا که تو روند آفرینشت خطایی رخ داده؟

10
00:01:10,041 --> 00:01:11,666
‫این چیزیه که هستی.

11
00:01:11,750 --> 00:01:13,625
‫می‌فهمی؟

12
00:01:15,125 --> 00:01:18,041
‫تنها دلیل موجودیت فقط منم.

13
00:01:37,750 --> 00:01:41,666
‫اگه این آهنگرـه تو صومعه باشه،
‫راهب هم یحتمل زندانیش هستش.

14
00:01:41,750 --> 00:01:43,750
‫یا که راهب اعظم دعوتش کرده تو.

15
00:01:43,791 --> 00:01:46,000
‫محاله. اون مرد خوبی‌ـه.

16
00:01:46,500 --> 00:01:50,166
‫وقتی برای اولین بار به مشکول
‫اومدم، راهب بود که بهم کمک کردش.

17
00:01:50,250 --> 00:01:53,166
‫هرچند، بهش که فکر
‫کنی، کلیسا یا شر متحد شده،

18
00:01:53,250 --> 00:01:55,500
‫احمق بودیم که قبلاً به فکرش نیافتادیم.

19
00:01:55,541 --> 00:01:57,291
‫ولی خدایی آخه خون‌آشام‌ها، ماریا؟

20
00:01:57,375 --> 00:02:00,625
‫اگه یه نگاه به تاریخ کلیسا
‫بندازی، زیادم تعجب آور نیستش.

21
00:02:00,750 --> 00:02:03,000
‫خب، حالا شاید یه کوچولو تعجب‌آور باشه.

22
00:02:05,041 --> 00:02:06,250
‫حالت خوبه؟

23
00:02:08,666 --> 00:02:10,250
‫نمی‌تونی با اطمینان
‫بگی که خودش بوده.

24
00:02:12,625 --> 00:02:15,000
‫وقتی کسی می‌میره،
‫کسی که دوستش داری،

25
00:02:15,500 --> 00:02:18,000
‫برای مدت طولانی، فکر می‌کنی
‫که همه‌جا اون‌ها رو می‌بینی.

26
00:02:18,041 --> 00:02:20,000
‫چشمای خودش بود.

27
00:02:21,250 --> 00:02:23,416
‫من در مورد موجودات
‫شبگرد چیزی نمی‌دونم،

28
00:02:24,333 --> 00:02:26,000
‫ولی به نظرم تو هم چیز زیادی نمی‌دونی.

29
00:02:26,916 --> 00:02:30,250
‫ می‌دونم که خیلی بده که تصور کنی
‫دوستت به یکی از او‌ن‌ها تبدیل شده، اما...

30
00:02:30,291 --> 00:02:32,333
‫من تنهاش گذاشتم و اون‌ها کشتنش.

31
00:02:32,416 --> 00:02:34,333
‫الان دیگه نمی‌تونم تنهاش بذارم.

32
00:02:34,416 --> 00:02:37,041
‫پس، می‌خوای چیکار کنی؟ نجاتش بدی؟

33
00:02:37,750 --> 00:02:39,000
‫حتی اگه ادوارد هم باشه،

34
00:02:39,083 --> 00:02:41,291
‫شاید دلش نمی‌خواد که نجات پیدا کنه، آنِت.

35
00:02:42,000 --> 00:02:43,250
‫یا شاید دیگه نمیشه نجاتش داد.

36
00:02:45,833 --> 00:02:49,125
‫شاید تنها راه نجاتش
‫کشتنش باشه.

37
00:02:50,291 --> 00:02:52,750
‫و بهتر قبول کنی، اون همن الانش هم مرده.

38
00:02:56,375 --> 00:02:58,541
‫اگه راهب اعظم زندانی آهنگر باشه،

39
00:02:59,166 --> 00:03:00,750
‫می‌تونی رهاش کنی؟

40
00:03:00,791 --> 00:03:05,000
‫ما نمی‌تونیم فقط به امید شکست
‫دادن یه جادوگر قدرت‌مند کوفتی

41
00:03:05,083 --> 00:03:07,000
‫و آزادی همه دوستامون همینجوری حمله کنیم به صومعه.

42
00:03:07,041 --> 00:03:09,166
‫نمی‌خوام اونچه که در شاتو
‫اتفاق اُفتاد دوباره تکرار بشه.

43
00:03:09,250 --> 00:03:10,250
‫پس ترسیدی.

44
00:03:10,333 --> 00:03:14,000
‫من نترسیدم. دارم مگم
‫که به یه نقشه نیاز داریم.

45
00:03:14,083 --> 00:03:15,166
‫جادو که داریم.

46
00:03:16,000 --> 00:03:17,625
‫یعنی سه نفر داریمش.

47
00:03:17,750 --> 00:03:21,750
‫اگه نتونم ادوارد رو نجات بدم، بله،
‫می‌کشمش. مرحمتی میشه در حقش.

48
00:03:21,791 --> 00:03:25,416
‫آره بابا، بریم اون تو و بکشیمش دیگه. نقشه
‫توپیه اینجوری محاله بی‌گدار به آب بزنیم.

49
00:03:25,500 --> 00:03:27,125
‫صومعه از سنگ ساخته شده.

50
00:03:27,250 --> 00:03:30,750
‫می‌تونم همه‌شون رو تو کلیسای خودشون
‫دفن کنم و رو سرشون خرابش کنم.

51
00:03:30,833 --> 00:03:32,500
‫اینجوری چطور به راهب اعظم کمک کردیم؟

52
00:03:32,541 --> 00:03:35,125
‫اگه اونم با اونها دستش
‫تو یه کاسه باشه، که احتمالاً هم هست،

53
00:03:35,250 --> 00:03:36,416
‫قرار نیست که کمکش کنیم.

54
00:03:36,500 --> 00:03:39,000
‫آره، ولی هنوز هیچ راهی
‫نداریم که بفهمیم جریان چیه.

55
00:03:43,333 --> 00:03:45,625
‫ما یه نقشه لازم داریم.

56
00:03:45,750 --> 00:03:50,083
‫و از اونجایی که من تو نقشه ریختن زیاد
‫مهارت ندارم، خیلی عالی میشه اگه همین الان

57
00:03:50,166 --> 00:03:52,125
‫مختون رو برای یکیش به کار بندازید.

58
00:03:52,250 --> 00:03:55,416
‫یک نقشه درست و حسابی، نه اینکه « وارد
‫بشیم، چند تصمیم فوری در مورد اینکه

59
00:03:55,500 --> 00:03:58,125
‫کی سزاوار زنده موندن یا مردنه بگیریم
‫و بعدش همه چیز رو زیر و رو کنیم».

60
00:04:00,166 --> 00:04:02,000
‫ما همه‌مون ترسیدیم، ریچر.

61
00:04:02,916 --> 00:04:03,916
‫البته که می‌ترسیم.

62
00:04:05,333 --> 00:04:07,500
‫من فقط یه بار تو تمام عمرم ترسیدم،

63
00:04:08,041 --> 00:04:09,083
‫و فقط 10 سالم بودش.

64
00:04:10,083 --> 00:04:13,041
‫یه چیز تو مایه‌های اینکه تماشا کردن
‫مرگ مادرت چه حالی داره، گفته بودی.

65
00:04:14,041 --> 00:04:16,125
‫توسط یه خون آشام کشته شد، نه؟

66
00:04:17,333 --> 00:04:18,500
‫اون یه بلمونت بودش.

67
00:04:19,125 --> 00:04:22,500
‫- می‌دونم که شبا کابوسش رو می‌بینی.
‫- اون داشت انجام وظیفه ‌می‌کرد.

68
00:04:23,041 --> 00:04:24,833
‫معمولاً همه میگن که من آدم عجوله هستم.

69
00:04:24,916 --> 00:04:28,333
‫لحظه‌ای که میگم یه نقشه لازم
‫داریم، همه بهم میگن بزدل.

70
00:04:28,416 --> 00:04:30,500
‫هیچ‌کس تو رو ترسو و
‫بزدل خطاب نکرده، ریچر.

71
00:04:30,541 --> 00:04:32,041
‫شماها ترسو نیستین.

72
00:04:32,125 --> 00:04:35,166
‫شما فقط یه مشت بچه‌اید که
‫هیچ تجربه‌ای از دنیا ندارید.

73
00:04:35,250 --> 00:04:38,666
‫هیچ تجربه‌ای از انتخاب‌های سختی که
‫آدم بزرگا باید بگیرند، ندارید.

74
00:04:39,333 --> 00:04:40,833
‫راه دیگه‌ای هم هستش.

75
00:04:41,916 --> 00:04:45,500
‫یه گذرگاه زیرزمینی
‫مخفی به صومعه وجود داره.

76
00:04:45,541 --> 00:04:46,833
‫تو از کجا می‌دونیش؟

77
00:04:47,333 --> 00:04:49,333
‫باید حقیقت رو برملا کنیم، مگه نه؟

78
00:04:49,833 --> 00:04:51,333
‫چی به چیه، کی به کیه.

79
00:04:51,875 --> 00:04:54,291
‫اگه که هنوز دوستایی داریم
‫یا فقط دشمن مونده برامون.

80
00:04:55,791 --> 00:04:57,375
‫این بار باهاتون میام.

81
00:05:19,333 --> 00:05:23,083
‫این خیلی قبل‌تر از اومدن راهب
‫اعظم و راهبانش از مالتا ساخته شده.

82
00:05:23,166 --> 00:05:26,541
‫نکنه یه روز که داشتی گل
‫می‌چیدی بهش برخوردی؟

83
00:05:28,125 --> 00:05:29,791
‫به سرداب‌ها‌ منتهی میشه.

84
00:05:51,916 --> 00:05:54,416
‫داشتی نماز می‌خوندی، چه ناز.

85
00:05:55,500 --> 00:05:57,250
‫و چه کلیسای زیبایی.

86
00:05:57,333 --> 00:06:00,791
‫به تصورم کلیساهای زیادی رو نمی‌بینید.

87
00:06:00,916 --> 00:06:03,083
‫آه، چیز بیش از خونه خدا لازمه

88
00:06:03,166 --> 00:06:04,583
‫تا منو به آتیش بکشه،

89
00:06:04,666 --> 00:06:06,083
‫اگه منظورت این بودش.

90
00:06:06,166 --> 00:06:08,250
‫هرچند نور آفتاب گمونم کارساز باشه.

91
00:06:09,000 --> 00:06:10,000
‫فعلاً.

92
00:06:11,958 --> 00:06:14,333
‫حتماً قبل از اینکه از این،

93
00:06:14,416 --> 00:06:16,208
‫جستجو کرده و دعا خونده.

94
00:06:16,291 --> 00:06:18,541
‫از اینکه اجتناب ناپذیر هستش.

95
00:06:19,291 --> 00:06:20,916
‫هنوز که خفه نشدم و
‫معشوقه شما هم خفه نشده.

96
00:06:21,041 --> 00:06:25,583
‫اگرچه، در مورد اون، فکر نکنم که
‫استخون مرغی یا همچین چیزی باشه

97
00:06:25,666 --> 00:06:28,458
‫هوم، شاید به احتمال زیاد
‫دنده‌های چندتا نوزاد باشه؟

98
00:06:28,541 --> 00:06:30,708
‫معشوقه من، منجی.

99
00:06:31,375 --> 00:06:34,541
‫روحت یحتمل فقط با فکرش
‫شب‌ها از خشم زجه بزنه.

100
00:06:34,958 --> 00:06:38,333
‫ازش خوشم میاد. آدم حاضر جوابیه.

101
00:06:38,875 --> 00:06:43,333
‫بقای دنیایش در خطرـه، ولی از
‫توهین کردن به من هم نمی‌ترسه.

102
00:06:44,125 --> 00:06:48,083
‫یا نمی‌تونه عصبانیتش رو
‫کنترله کنه یا هم غرورش رو،

103
00:06:48,166 --> 00:06:49,750
‫یا هم یه کودن تمام عیاره.

104
00:06:50,250 --> 00:06:52,625
‫قصد ما این نبود که
‫به شما توهین کنیم.

105
00:06:54,375 --> 00:06:55,416
‫عه، نکنه فکر کردی
‫در حال معاشقه هستیم؟

106
00:06:56,250 --> 00:06:59,958
‫می‌دونم مغز شما کشیش‌ها فقط
‫درگیر مسائل خودشه‌ ولی، باورم کن،

107
00:07:00,041 --> 00:07:02,416
‫واقعاً نباید منو تو این زمینه وسوسه کنی.

108
00:07:02,916 --> 00:07:04,166
‫فکر نکنم خوشت بیادش.

109
00:07:04,958 --> 00:07:07,458
‫هر سوراخی که تو بدنم دارم پر از دندونه.

110
00:07:07,541 --> 00:07:10,208
‫مجبور نیستیم که وانمود کنیم
‫از همدیگه خوشمون میادش.

111
00:07:10,291 --> 00:07:12,291
‫این ترتیبی‌ـه که برای هر دوی ما مناسبه،

112
00:07:12,375 --> 00:07:14,000
‫چون که دشمن مشترکی داریم.

113
00:07:14,125 --> 00:07:15,666
‫یعنی مردم.

114
00:07:15,750 --> 00:07:16,833
‫ترجیح می‌دیم که بهشون بگیم اوباش بی‌خدا.

115
00:07:17,458 --> 00:07:19,916
‫وحشیایی که کلیسای ما رو از
‫پایه‌هایش نابود می‌کنند، آجر به آجر،

116
00:07:19,958 --> 00:07:21,250
‫و هرچی که ازش مونده رو می‌سوزونند.

117
00:07:21,333 --> 00:07:24,666
‫و شما و معشوقه‌ات رو
‫می‌ندازند روی شعله‌های آتش.

118
00:07:24,750 --> 00:07:26,083
‫همراه با ما.

119
00:07:27,083 --> 00:07:29,583
‫پس، خوش آمدید،

120
00:07:29,666 --> 00:07:32,708
‫فرستاده تزوئنتس، به مشکول.

121
00:07:39,291 --> 00:07:41,166
‫میشه بوی شر رو از اینجا استشمام کرد.

122
00:07:42,750 --> 00:07:44,666
‫واقعاً فکر می‌کنی که می‌تونی اونو بکشی؟

123
00:07:45,916 --> 00:07:47,166
‫اون کسی‌ـه که دوستش داری.

124
00:07:48,500 --> 00:07:50,416
‫حتی اگه تبدیل به یه هیولا شده باشه.

125
00:07:51,791 --> 00:07:53,416
‫اون امکان نداره یه هیولا شده باشه.

126
00:07:54,791 --> 00:07:55,916
‫پس می‌خوای چیکار کنی؟

127
00:07:59,833 --> 00:08:01,791
‫خب، موجودات شبگرد.

128
00:08:02,500 --> 00:08:06,166
‫مارکی سخواتمندانه اجساد
‫مختلفی رو براتون فراهم کرده.

129
00:08:06,750 --> 00:08:08,708
‫تا الان باید تعداد قابل توجهی داشته باشید.

130
00:08:08,791 --> 00:08:11,791
‫در کل هجده‌تا. بیشتر هم میشه.

131
00:08:12,000 --> 00:08:13,625
‫من به توافقم پایبند می‌مونم،

132
00:08:13,750 --> 00:08:15,875
‫همونطور که مطمئنم شما پایبندی.

133
00:08:16,000 --> 00:08:20,375
‫مردم ما منتظر ژان‌دارک هستند.
‫کسی که بتونند بهش ایمان داشته باشه.

134
00:08:20,500 --> 00:08:23,875
‫عه، بله، نکته ظریفی بودش.

135
00:08:24,500 --> 00:08:28,166
‫ملکه مقدس جنگجو، خوشمان آمد.

136
00:08:28,666 --> 00:08:31,416
‫بهتون اطمینان میدم،
‫معشوقه‌م ناامیدتون نمی‌کنه.

137
00:08:33,791 --> 00:08:36,458
‫دوست دارم چندتا از
‫موجوادت شبگرد رو ببینم.

138
00:08:36,458 --> 00:08:36,958
‫ماشین شیطان رو بهم نشون بده.

139
00:08:37,041 --> 00:08:38,416
‫لطفاً بهم بگین که تو زیرزمینه،

140
00:08:38,458 --> 00:08:40,708
‫چون که این همه نور آفتاب
‫دیگه داره بهم سر درد میده.

141
00:09:22,666 --> 00:09:25,083
‫چه اتفاق خارق‌العاده‌ای اینجا اُفتاده؟

142
00:09:26,416 --> 00:09:27,958
‫چه جرمی مرتکب شدی؟

143
00:09:28,791 --> 00:09:33,166
‫من بوی درد، حسرت و نوامیدی رو می‌شنوم.

144
00:09:34,833 --> 00:09:35,833
‫یه روح انسانی.

145
00:09:37,625 --> 00:09:41,333
‫نمی‌دونم چه اتفاقی اُفتاده،

146
00:09:42,541 --> 00:09:43,541
‫یا کی هستم،

147
00:09:43,958 --> 00:09:46,291
‫یا چی... چی هستم.

148
00:09:48,125 --> 00:09:49,666
‫ولی من آزادیم رو می‌خوام.

149
00:09:53,416 --> 00:09:54,625
‫مگه این خواسته هممون نیستش؟

150
00:10:06,875 --> 00:10:08,541
‫ما برای حقیقت اینجا اومدیم.

151
00:10:09,166 --> 00:10:10,875
‫به خاطر افرادی که بهشون اهمیت می‌دیم.

152
00:10:12,125 --> 00:10:14,541
‫ولی همه‌مون می‌دونیم که قراره
‫اونجا موجودات شبگرد هم داشته باشیم

153
00:10:14,625 --> 00:10:16,083
‫و تعدادشون رو هم نمی‌دونیم.

154
00:10:16,166 --> 00:10:18,708
‫من یه بلمونت‌م. شیاطین رو می‌کشم.

155
00:10:18,791 --> 00:10:20,041
‫کارمون اینه.

156
00:10:20,083 --> 00:10:21,416
‫کار همه‌مونه.

157
00:10:24,166 --> 00:10:25,166
‫نزدیک هم بمونید.

158
00:12:08,666 --> 00:12:10,125
‫درولتا تزوئنتس.

159
00:13:07,625 --> 00:13:08,875
‫ادوارد،

160
00:13:18,666 --> 00:13:19,833
‫اون یه بچه‌ست.

161
00:13:20,666 --> 00:13:23,208
‫کشتار بچه‌ها بخشی
‫از معامله‌مون نیستش.

162
00:13:25,000 --> 00:13:28,000
‫امیدوارم بنیه ضعیفی
‫نداشته باشی پدر اعظم.

163
00:13:28,083 --> 00:13:30,125
‫وگرنه معشوقه‌م به
‫شدت ناامید میشه.

164
00:13:34,916 --> 00:13:35,750
‫لعنتی!

165
00:13:44,000 --> 00:13:45,000
‫ادوارد.

166
00:13:45,625 --> 00:13:47,708
‫خیلی متاسفم.

167
00:13:48,708 --> 00:13:52,875
‫از یه اقیانوس گذشتیم... مگه نه؟

168
00:13:55,875 --> 00:13:58,125
‫فکر می‌کردیم می‌تونیم دنیا رو تغییر بدیم.

169
00:14:01,625 --> 00:14:03,125
‫می‌توانم سریع تمومش کنم، ادوارد.

170
00:14:03,916 --> 00:14:04,916
‫بدون درد.

171
00:14:06,125 --> 00:14:08,333
‫و تو رو نزد مادرم تو عالم ارواح بفرستم.

172
00:14:10,458 --> 00:14:13,083
‫برگرد. متاسفم! متاسفم!

173
00:14:13,833 --> 00:14:16,916
‫اد... متاسفم ادوارد. فکر کردم
‫این همون چیزیه که تو هم می‌خوای.

174
00:14:17,000 --> 00:14:20,083
‫ادوارد! ادوارد!

175
00:14:34,333 --> 00:14:37,250
‫اون یکی چی؟
‫به اندازه کافی برای کشته شدن به دست من برزرگه؟

176
00:15:01,416 --> 00:15:03,500
‫من ریچر بلمونت هستم.

177
00:15:04,000 --> 00:15:06,583
‫آخرین نسل از خاندان بلمونت.

178
00:15:06,666 --> 00:15:10,416
‫و من خون آشام‌ها رو می‌کشم!

179
00:15:12,958 --> 00:15:15,166
‫بعدی کیه؟

180
00:15:25,500 --> 00:15:26,791
‫چیکار کردی؟

181
00:15:29,666 --> 00:15:32,000
‫دنیا در خطرـه، ترا.

182
00:15:32,666 --> 00:15:35,208
‫خود پادشاهی خدا در معرض خطرـه.

183
00:15:35,708 --> 00:15:37,416
‫باید ازش محافظت کنم.

184
00:15:38,166 --> 00:15:41,083
‫یا شاید هم ما با کشتن تو از
‫دنیا حافظت ‌کنیم.

185
00:15:44,208 --> 00:15:46,041
‫پسر کوچولو بلمونت.

186
00:15:47,416 --> 00:15:48,666
‫چه آقایی شدی.

187
00:16:07,791 --> 00:16:11,291
‫باید بریم. باید از اینجا بریم
‫باید گورمون رو گم کنیم!

188
00:16:20,458 --> 00:16:22,375
‫برمی‌گردم سراغت اد، قول میدم!

189
00:16:40,041 --> 00:16:42,250
‫اون فقط یه فرصت طلب بودش که از

190
00:16:42,333 --> 00:16:44,625
‫منجی پیروی می‌کنه
‫صرفاً چون که اون قدرت‌منده.

191
00:16:45,375 --> 00:16:48,750
‫اما تا جایی که به اطلاعم رسیده
‫کسانی هستند که اونو دوست دارند.

192
00:16:50,083 --> 00:16:52,791
‫من اولراکس‌ام. اون منتظرمه.

193
00:16:52,875 --> 00:16:53,958
‫عه!

194
00:16:54,000 --> 00:16:58,583
‫البته. اسمش چی بود؟ آزتک.

195
00:16:58,708 --> 00:17:01,375
‫همین الان با کشتی اومدم. تا حالا که عاشق فرانسه شدم.

196
00:17:07,833 --> 00:17:11,583
‫چندتا از موجودات شبگرد رو از دست دادید.
‫جایگزینشون کنید.

197
00:17:11,708 --> 00:17:12,708
‫قراره بهشون نیاز دشته باشیم.

198
00:17:13,791 --> 00:17:14,791
‫اونم خیلی زود.

199
00:17:19,875 --> 00:17:20,875
‫ریچر!

200
00:17:22,750 --> 00:17:23,750
‫ریچر!

201
00:17:25,208 --> 00:17:26,208
‫کجا رفته؟

202
00:17:27,083 --> 00:17:28,208
‫چی شدش؟

203
00:17:28,250 --> 00:17:29,375
‫فرار کرده.

204
00:17:29,875 --> 00:17:31,500
‫گذاشت در رفت.

205
00:17:38,375 --> 00:17:40,791
‫کابوسش رو تو واقعیت به چشم دید.

206
00:17:42,333 --> 00:17:44,791
‫حالا هم به هر طرف که
‫نگاه می‌کنیم، پر از کابوسه.

207
00:17:45,541 --> 00:17:48,625
‫از زمین بلا می‌زنه بیرون.
