﻿1
00:01:19,500 --> 00:01:25,250
« کسلوانیا: سمفونی شبانه »
" فصل اول - قسمت پنجم "

2
00:01:34,458 --> 00:01:36,291
‫از بوش متنفرم.

3
00:01:36,333 --> 00:01:37,666
‫چیه؟

4
00:01:38,125 --> 00:01:40,916
‫پوست درخت بید.
‫دردت رو تسکین میده.

5
00:01:40,916 --> 00:01:44,250
‫انقدری که بوش به مشامم خورده،
‫تنها چیزی که یاد من میندازه... آخ!

6
00:01:44,250 --> 00:01:47,333
‫- خب، انقدر تکون نخور.
‫- همیشه انقدر خشنی؟

7
00:01:47,375 --> 00:01:49,166
‫پرستار که نیستم.

8
00:01:51,750 --> 00:01:53,791
‫زخمت از چیزی که فکر می‌کردم عمیق‌تره.

9
00:01:59,125 --> 00:02:01,625
‫این کار رو چند بار بیشتر امتحان نکردم.

10
00:02:06,333 --> 00:02:09,583
‫- آخ!
‫- و فقط یه‌بار هم جواب داد.

11
00:02:11,333 --> 00:02:13,583
‫فقط روی زخم‌های جزئی
‫می‌تونم این کار رو بکنم.

12
00:02:13,625 --> 00:02:15,958
‫سعی کردم کار با استخوان هم یاد بگیرم، ولی...

13
00:02:16,875 --> 00:02:19,375
‫واقعآً... حرف نداری.

14
00:02:32,250 --> 00:02:36,750
‫همسرش می‌گه قصد داره سرش رو نگه داره.

15
00:02:37,500 --> 00:02:39,666
‫من که جلوی اشکم رو نمی‌تونم بگیرم، نیکولای.

16
00:02:39,666 --> 00:02:41,500
‫تو جای من بهش تسلیت بگو، خب؟

17
00:02:41,500 --> 00:02:45,500
‫بگو واقعاً جای تأسفه.
‫نبودش حس می‌شه، خدمت‌گذار وفاداری بود.

18
00:02:46,291 --> 00:02:49,666
‫و سلیقهٔ بی‌نظیری توی انتخاب
‫لوازم پارچه‌ای خونه داشت.

19
00:02:50,416 --> 00:02:55,083
‫بهش می‌گم اون پسره، بلمونت، رو
‫پیدا می‌کنم و سرش رو براش میارم.

20
00:02:56,500 --> 00:02:59,000
‫اون‌وقت می‌تونه بذارتش
‫توی بشقاب، کنار مارکی.

21
00:03:10,333 --> 00:03:11,791
‫مامان؟

22
00:03:13,083 --> 00:03:15,166
‫داری... گریه می‌کنی؟

23
00:03:15,250 --> 00:03:17,208
‫نه، نه. فقط...

24
00:03:18,375 --> 00:03:21,000
‫همیشه از اینکه از پنجره
‫می‌تونستم تماشاش کنم لذت می‌بردم.

25
00:03:21,000 --> 00:03:22,000
‫چرا؟

26
00:03:24,000 --> 00:03:28,333
‫وقتی ۱۷ سال پیش واسه اولین بار
‫به مشکول اومدم، هیچی نداشتم.

27
00:03:29,125 --> 00:03:32,416
‫مردم شهر به من به عنوان
‫یه غریبه مشکوک بودن.

28
00:03:32,875 --> 00:03:37,041
‫ولی هیچ‌وقت یادم نمی‌ره مردم صومعه
‫چه عشق و علاقه‌ای به من نشون دادن.

29
00:03:37,750 --> 00:03:41,000
‫اونجا مثل یه مکان امن بود.
‫یه محل مقدس.

30
00:03:43,500 --> 00:03:44,708
‫ریچر!

31
00:03:49,666 --> 00:03:50,958
‫چیکار می‌کنی؟

32
00:03:51,916 --> 00:03:53,958
‫نگو داری صومعه برمی‌گردی!

33
00:03:54,000 --> 00:03:55,708
‫نمی‌خواد باهام بیای.

34
00:03:55,750 --> 00:03:58,166
‫نرو، خواهش می‌کنم.

35
00:03:58,166 --> 00:04:00,500
‫به ادوارد قول دادم به‌خاطرش برمی‌گردم.

36
00:04:00,750 --> 00:04:04,583
‫انت، الان وقتش نیست. تو ناراحتی.

37
00:04:04,625 --> 00:04:06,791
‫ناراحت نیستم، عصبانی‌ام.

38
00:04:06,791 --> 00:04:09,000
‫منم عصبانی‌ام ولی باید صبر کنیم.

39
00:04:09,041 --> 00:04:10,041
‫که چی بشه؟

40
00:04:10,083 --> 00:04:14,125
‫تا تجدید قوا کنیم. تا یه نقشهٔ جدید بچینیم.
‫تا حداقل خورشید طلوع کنه. به‌خاطر ریچر.

41
00:04:14,125 --> 00:04:16,125
‫نه من و نه ادوارد...

42
00:04:16,125 --> 00:04:18,875
‫وقت نداریم منتظر ریچر بمونیم.
‫ادوارد رو اسیر کردن.

43
00:04:19,125 --> 00:04:21,875
‫وقتی اون آزاد نیست، من چطور می‌تونم
‫حتی یه شب توی آرامش باشم؟

44
00:04:21,875 --> 00:04:24,125
‫در حالی که اون کمکم کرد تا آزاد شم.

45
00:04:24,250 --> 00:04:27,375
‫اولروکس و درولتا خون‌آشام‌های قوی‌ای‌ هستن.

46
00:04:27,375 --> 00:04:29,416
‫نمی‌دونم توی مشکول چه نقشه‌ای ریختن،

47
00:04:29,416 --> 00:04:31,750
‫ولی اگه الان بری، این کارت خودکشیه.

48
00:04:31,791 --> 00:04:34,041
‫ریچر برمی‌گرده، و وقتی برگرده...

49
00:04:34,041 --> 00:04:37,083
‫اون‌وقت تصمیم می‌گیریم درولتا
‫و موجودات شبگرد رو چیکار کنیم.

50
00:04:37,125 --> 00:04:40,833
‫باید دشمن‌مون رو بشناسیم تا
‫شکست‌شون بدیم و ادوارد رو نجات بدیم.

51
00:04:41,041 --> 00:04:42,333
‫باهمدیگه.

52
00:04:46,875 --> 00:04:48,541
‫ماریا، سد راهم شدی!

53
00:04:48,583 --> 00:04:49,750
‫تنها وقتی که به من قول بدی...

54
00:04:49,791 --> 00:04:51,791
‫صومعه نمیری کنار میرم.

55
00:04:52,041 --> 00:04:53,083
‫باشه.

56
00:04:53,083 --> 00:04:54,291
‫شاتو چی؟

57
00:04:54,291 --> 00:04:55,416
‫اون هم همین‌طور.

58
00:04:57,750 --> 00:04:59,875
‫- داخل‌شون نمیرم.
‫- انت!

59
00:04:59,916 --> 00:05:00,916
‫حق با توئه.

60
00:05:01,000 --> 00:05:03,791
‫واسه شکستِ دشمن‌هامون اول
‫باید خوب اون‌ها رو بشناسیم.

61
00:05:03,875 --> 00:05:05,500
‫اگه می‌خوای بری سَرَک بکشی،

62
00:05:05,541 --> 00:05:08,250
‫مراقب باش توی دید نباشی.
‫اگه ریچر اینجا بود...

63
00:05:08,250 --> 00:05:10,666
‫شما دوتا هرکاری می‌خواین بکنین
‫منتظر ریچر می‌مونین؟

64
00:05:10,875 --> 00:05:12,625
‫اون فرار کرد!

65
00:05:12,625 --> 00:05:14,041
‫سعی کن ببخشیش.

66
00:05:14,083 --> 00:05:16,416
‫اولروکس خون‌آشامیه که مادرش رو کشت.

67
00:05:16,458 --> 00:05:19,791
‫اژدهایی که از بچگی کابوس شب‌هاش بوده.

68
00:05:19,791 --> 00:05:21,291
‫همه‌مون کابوس دیدیم.

69
00:05:21,875 --> 00:05:23,708
‫وقتی که یه برده واسه
‫اولین بار فرار می‌کنه...

70
00:05:23,750 --> 00:05:25,791
‫این نماد رو روی شونه‌ش می‌زنن.

71
00:05:25,833 --> 00:05:28,208
‫وقتی واسه بار دوم فرار کنه،
‫فلجش می‌کنن.

72
00:05:28,375 --> 00:05:30,291
‫و بار سوم می‌کشنش.

73
00:05:30,500 --> 00:05:33,916
‫وقتی که بچه بودم به من یاد دادن
‫از آدم‌های مزرعه‌مون که...

74
00:05:33,958 --> 00:05:35,541
‫این نماد رو روی بدن‌شون دارن بترسم.

75
00:05:35,541 --> 00:05:36,708
‫آدم‌های دردسرساز.

76
00:05:37,000 --> 00:05:39,500
‫ولی وقتی که خودم فرار کردم،
‫دیدم نسبت‌بهشون عوض شد.

77
00:05:39,625 --> 00:05:43,416
‫اون‌هایی که این نماد رو دارن،
‫کسایی‌ان که عمیقاً می‌دونن...

78
00:05:43,458 --> 00:05:45,375
‫آزادی چه بهایی می‌تونه داشته باشه.

79
00:05:45,375 --> 00:05:47,291
‫اون‌ها این رو هرروز به جون خریدن،

80
00:05:47,625 --> 00:05:49,041
‫پس منم همین کار رو می‌کنم.

81
00:05:52,000 --> 00:05:54,333
‫اگه از گذشته‌م ترس داشته باشم،

82
00:05:54,625 --> 00:05:56,791
‫هیچ‌وقت از دستش آزاد نمی‌شم.

83
00:06:44,166 --> 00:06:47,041
‫می‌بینم خوب ترس و وحشت رو
‫توی تنِ جَوون‌ها انداختی.

84
00:06:47,916 --> 00:06:50,208
‫من خونِ اشرافی رو ترجیح میدم.

85
00:06:52,625 --> 00:06:54,541
‫دارم از پسره، بلمونت، حرف می‌زنم.

86
00:06:54,625 --> 00:06:56,041
‫اوه، اون.

87
00:06:56,625 --> 00:06:58,041
‫فرزند دشمن قدیمی من.

88
00:06:58,750 --> 00:07:01,625
‫پسر دشمن قدیمی‌ای که
‫دیگه باید مُرده تصورش کنی.

89
00:07:01,625 --> 00:07:03,500
‫داریم ترتیبش رو می‌دیم.

90
00:07:03,500 --> 00:07:06,041
‫شاید تو توی جهان جدید
‫جور دیگه‌ای کارها رو پیش ببری،

91
00:07:06,083 --> 00:07:08,250
‫ولی اینجا ما با طبقهٔ اشرافی کاری نداریم.

92
00:07:08,291 --> 00:07:10,125
‫این‌جوری محلی‌ها صداشون درمیاد.

93
00:07:10,125 --> 00:07:12,083
‫عذر می‌خوام.

94
00:07:12,125 --> 00:07:16,125
‫نمی‌دونستم چقدر رضایت مردمِ میرا برات مهمه.

95
00:07:16,291 --> 00:07:17,833
‫سعی می‌کنم به فکرشون باشم.

96
00:07:17,875 --> 00:07:21,500
‫این وسط حواسم به شهر
‫و موجودات خبیث محل هم هست.

97
00:07:22,291 --> 00:07:25,250
‫ما توی این شهر با مردم
‫اتحاد آشفته‌ای رو داریم.

98
00:07:26,000 --> 00:07:27,250
‫البته فعلاً.

99
00:07:27,416 --> 00:07:29,416
‫حال من هم به‌هم می‌زنه.

100
00:07:29,625 --> 00:07:32,458
‫اینکه باهاشون هم‌پیمان بشم،
‫و فقط واسه نفوذ به طبقهٔ اشرافی...

101
00:07:32,458 --> 00:07:35,250
‫از خون روستایی‌ها بخورم و...

102
00:07:35,708 --> 00:07:39,958
‫در ازای موجودات شبگرد، اون مردی که
‫توی صومعه‌ست رو تحمل کنم.

103
00:07:45,125 --> 00:07:49,166
‫چیزی تا طلوع خورشید نمونده.
‫نباید به شاتو برگردی؟

104
00:07:51,250 --> 00:07:52,791
‫تو کجا می‌خوای بمونی؟

105
00:07:55,291 --> 00:07:57,250
‫اون‌طرف یه کاروانسراست.

106
00:07:57,291 --> 00:07:58,500
‫جای خوبیه.

107
00:07:58,875 --> 00:07:59,916
‫آرومه.

108
00:08:00,500 --> 00:08:01,750
‫خصوصیه؟

109
00:08:03,125 --> 00:08:04,541
‫دوست دارم توی شهر بمونم.

110
00:08:05,041 --> 00:08:07,166
‫می‌خوام حواسم به اتفاق‌های دورم باشه.

111
00:08:12,750 --> 00:08:14,250
‫دیگه چیزی نمونده.

112
00:08:14,250 --> 00:08:15,750
‫تا طلوع آفتاب.

113
00:08:16,750 --> 00:08:18,750
‫بدون اینکه به آسمون خیره شم هم می‌تونم بفهمم.

114
00:08:19,375 --> 00:08:21,500
‫لحظه‌ای که خورشید طلوع می‌کنه،

115
00:08:21,625 --> 00:08:24,541
‫یه تغییراتی توی هوا ایجاد می‌شه.

116
00:08:25,666 --> 00:08:27,625
‫همه‌مون حسش می‌کنیم. وحشته.

117
00:08:28,291 --> 00:08:30,583
‫تا چند ساعت ازش آزادیم.

118
00:08:32,125 --> 00:08:35,625
‫فرض کن کاملاً آزاد باشیم.
‫هرگز مجبور به فرار از دست آفتاب نباشیم.

119
00:08:36,250 --> 00:08:39,625
‫من وقتم رو با خیالاتی که هرگز
‫به واقعیت تبدیل نمی‌شن تلف نمی‌کنم.

120
00:08:40,125 --> 00:08:42,166
‫ولی به واقعیت تبدیل می‌شه، اولروکس.

121
00:08:42,416 --> 00:08:46,416
‫توی سرتاسر اروپا خون‌آشام‌ها
‫با ارزبت بتری هم‌پیمان شدن.

122
00:08:46,750 --> 00:08:48,458
‫تو نفر بعدی می‌شی؟

123
00:08:50,000 --> 00:08:52,875
‫من هرگز به هیچکس، از هیچ نوعی، ایمان نداشتم.

124
00:08:54,125 --> 00:08:56,291
‫شاید واسه ایمان آوردن باید به چشم ببینم.

125
00:08:57,000 --> 00:08:58,750
‫شنیدم که خیلی پرابهته.

126
00:08:59,250 --> 00:09:01,916
‫پرابهت، خارق‌العاده، شیرزن.

127
00:09:02,750 --> 00:09:04,875
‫پلیدی جلوی اون به لرزه می‌افته.

128
00:09:05,000 --> 00:09:06,000
‫وحشت می‌کنه.

129
00:09:07,250 --> 00:09:10,250
‫ما فراز و نشیب امپراتوری رو دیدیم، اولروکس.

130
00:09:10,250 --> 00:09:12,000
‫مردمِ فانی حزب بادن.

131
00:09:12,125 --> 00:09:16,125
‫اون‌ها سرِ یه تیکه نون شورش می‌کنن،
‫از یه خدا به خدای دیگه پناه می‌برن.

132
00:09:16,875 --> 00:09:19,125
‫من کشیش سخمت بودم.

133
00:09:19,625 --> 00:09:22,416
‫الههٔ مصریِ جنگ و انتقام.

134
00:09:23,000 --> 00:09:26,875
‫بوی بدن‌های فانی توی
‫روزهای عید رو به یاد دارم.

135
00:09:27,000 --> 00:09:32,125
‫عطر و گرمی شرکت‌کننده‌ها. حسِ لمس نامیراها.

136
00:09:33,166 --> 00:09:34,000
‫و حالا...

137
00:09:34,125 --> 00:09:37,375
‫و حالا اون معبدها زیر خاک دفن شدن.

138
00:09:38,250 --> 00:09:39,291
‫دقیقاً.

139
00:09:40,375 --> 00:09:41,541
‫این‌ها رو ببین.

140
00:09:42,375 --> 00:09:44,875
‫زندگی انسان‌ها مثل «یک‌روزه‌‌ها» کوتاست.

141
00:09:45,375 --> 00:09:48,125
‫وفاداری‌شون هم به همون اندازه زودگذره.

142
00:09:48,625 --> 00:09:50,500
‫ولی ما تحمل می‌کنیم.

143
00:09:51,291 --> 00:09:53,708
‫وقتی که اون صومعه و این شهر
‫به هرج‌ومرج کشیده شد،

144
00:09:53,708 --> 00:09:56,583
‫اون‌وقت به‌نظرت همچنان توی سایه‌ها می‌پلکیم؟

145
00:09:56,625 --> 00:10:00,125
‫وقتی بین مردم فانی دنبال یه
‫وفاداری بی‌ارزش بگردیم،

146
00:10:00,166 --> 00:10:02,458
‫فکر می‌کنی کجا پیداش می‌کنیم؟

147
00:10:04,666 --> 00:10:06,541
‫بیا یه جهان جدیدی بسازیم، اولروکس.

148
00:10:07,500 --> 00:10:10,666
‫می‌بینی؟ این هم یه حرف
‫دیگه‌ایه که قبلاً شنیده بودم.

149
00:10:11,166 --> 00:10:14,291
‫پس بذار به واقعیت تبدیل شه.

150
00:10:46,250 --> 00:10:47,500
‫فرار کن!

151
00:10:57,000 --> 00:11:01,500
‫آخرین بار که دیده بودمت
‫با اون پسرهٔ دورگه بودی.

152
00:11:02,000 --> 00:11:05,250
‫آخرین باری که من دیده بودمت،
‫یه موش پرنده بودی.

153
00:11:09,916 --> 00:11:13,375
‫چند ساعت بعد از تولدت پیش من آوردنت.

154
00:11:13,416 --> 00:11:19,125
‫موجود کوچولوی نق‌نقو. مثل یه
‫جوجهٔ تازه متولد شده، زشت بودی.

155
00:11:19,250 --> 00:11:22,000
‫با اون گردن نازک و نحیفت.

156
00:11:22,416 --> 00:11:25,125
‫همون موقع باید گردنت رو می‌شکوندم.

157
00:11:40,416 --> 00:11:42,583
‫منم چندین سال فرصت داشتم
‫تا راجع‌بهت تحقیق کنم.

158
00:11:43,000 --> 00:11:46,166
‫یادم نرفته که چطور از ترس
‫جلوی خدای مسیحی‌ها خم شدی.

159
00:11:53,375 --> 00:11:54,625
‫بوی چیه؟

160
00:11:54,666 --> 00:11:55,875
‫بوی گوشتیه که سوخته.

161
00:11:56,375 --> 00:11:57,791
‫باید این رو بهتر بدونی.

162
00:12:00,250 --> 00:12:03,291
‫صدای مادرت توی لحظهٔ مرگ هنوز توی گوشمه.

163
00:12:03,791 --> 00:12:06,541
‫شعرهایی که تو و بقیهٔ دخترها می‌خوندین...

164
00:12:06,625 --> 00:12:08,666
‫وقتی که تو فکر می‌کردی همه خوابن رو یادمه.

165
00:12:09,250 --> 00:12:12,250
‫من از کابوس‌تون آگاهم.

166
00:12:12,291 --> 00:12:14,000
‫اونی که حبس شده من نیستم.

167
00:12:20,666 --> 00:12:22,666
‫شک ندارم که بعضی وقت‌ها صبح بلند شدی...

168
00:12:22,750 --> 00:12:26,250
‫و دیدی دهنت طعم شِکر سوخته میده،

169
00:12:26,291 --> 00:12:28,500
‫و به کلی فراموش کردی که بیرون رفته بودی.

170
00:12:28,875 --> 00:12:33,541
‫این یعنی جایی که باید، آزاد نیستی.

171
00:12:33,625 --> 00:12:35,791
‫اون تویی که اون نماد روی پیشونیت حک شده.

172
00:12:35,875 --> 00:12:39,125
‫این نشان وفاداری به همسر منه.

173
00:12:39,250 --> 00:12:40,875
‫ارزبت بتری.

174
00:12:40,916 --> 00:12:44,875
‫تو حق نداری اسمش رو به زبون بیاری!
‫چند وقت برده بودی؟

175
00:12:44,916 --> 00:12:46,916
‫پونزده سال؟ بیشتر؟

176
00:12:47,000 --> 00:12:50,291
‫از بدو تولد برده بودی
‫با مادری که اونم مثل تو برده بود.

177
00:12:50,375 --> 00:12:55,666
‫بعضی‌ها هرچقدر به جلو و عقب خودشون
‫نگاه می‌کنن، فقط برده‌ها رو می‌بینن.

178
00:12:55,666 --> 00:12:59,500
‫تو، مردمت، توی جایی که متعلق به منه.

179
00:13:00,000 --> 00:13:02,166
‫این چه ربطی به ارزبت داره؟

180
00:13:02,208 --> 00:13:05,541
‫اون نظام طبیعیِ دنیا رو بهش برمی‌گردونه.

181
00:13:05,541 --> 00:13:09,125
‫نامیراها، پادشاهان، انسان‌ها،

182
00:13:09,250 --> 00:13:11,375
‫روستایی‌ها، برده‌ها.

183
00:13:12,125 --> 00:13:13,125
‫تو.

184
00:13:13,500 --> 00:13:15,291
‫اون چطور می‌خواد این کار رو بکنه؟

185
00:13:15,375 --> 00:13:17,000
‫اون فقط یه خون‌آشامه.

186
00:13:18,166 --> 00:13:20,500
‫ارزبت الهه‌ست.

187
00:13:20,625 --> 00:13:23,250
‫اون خونِ سِخمت رو خورده.

188
00:13:23,291 --> 00:13:24,875
‫الههٔ مصر.

189
00:13:25,000 --> 00:13:26,000
‫بله.

190
00:13:26,041 --> 00:13:29,625
‫سخمت دخترِ «آمون‌را». یه شیرزن.

191
00:13:29,750 --> 00:13:32,375
‫نفسش مثل بادِ صحراست.

192
00:13:32,500 --> 00:13:37,000
‫به ما گفتن نشونه‌هایی خواهد بود.
‫بی‌نظمی، قیام برده‌ها، جنگ.

193
00:13:37,125 --> 00:13:40,125
‫به ما گفتن نوید این اتفاقات رو به بقیه بدیم.

194
00:13:40,250 --> 00:13:44,166
‫ارزبت میاد و با تمام قدرتِ سخمت ظهور می‌کنه،

195
00:13:44,250 --> 00:13:46,791
‫تا همه‌چیز رو به حالت اولش برگردونه.

196
00:13:47,375 --> 00:13:48,583
‫منظورت از این حرف‌ها چیه؟

197
00:13:48,625 --> 00:13:51,083
‫یعنی می‌تونی من رو بکشی،

198
00:13:51,125 --> 00:13:53,750
‫ولی ارزبت هرگز شکست نمی‌خوره.

199
00:13:54,500 --> 00:13:57,041
‫اون وقتی شبِ ابدی فرا برسه ظهور می‌کنه.

200
00:13:57,125 --> 00:14:03,666
‫اون هرکس یا هرچیزی که
‫دوست داری رو نابود می‌کنه.

201
00:14:15,250 --> 00:14:16,833
‫خورشید داره طلوع می‌کنه.

202
00:14:17,916 --> 00:14:19,833
‫تاریکی رو از بین می‌بره.

203
00:14:23,666 --> 00:14:25,000
‫همیشه همین‌طوره.

204
00:14:26,500 --> 00:14:29,125
‫نظام طبیعی دنیا همینه.

205
00:14:53,750 --> 00:14:56,125
‫[نه برده و نه ارباب]

206
00:15:07,750 --> 00:15:09,583
‫انصاف نیست.

207
00:15:09,750 --> 00:15:13,750
‫اوه، عزیزم. همه دنبال گروه آزادی‌ان.

208
00:15:13,875 --> 00:15:17,125
‫شاید هم بتونه عضو برابری بشه، یا اخوت.

209
00:15:17,250 --> 00:15:21,291
‫واسه رفتن به اخوت باید مرد باشی.
‫اخوت یعنی برادری.

210
00:15:21,375 --> 00:15:23,875
‫پس عضو «خواهری» می‌شه.

211
00:15:29,500 --> 00:15:31,041
‫اوه، چه بهت میاد.

212
00:15:32,500 --> 00:15:33,791
‫می‌خوای توام بیای؟

213
00:15:33,875 --> 00:15:37,416
‫- به جشنواره یا انقلاب‌تون؟
‫- جفتش.

214
00:15:38,750 --> 00:15:40,416
‫به من نیازی ندارین.

215
00:15:40,916 --> 00:15:42,916
‫خب، یکی رو می‌خوایم که برامون بجنگه.

216
00:15:43,750 --> 00:15:46,791
‫و به تو میاد که مبارز خوبی باشی.

217
00:15:56,125 --> 00:15:57,750
‫شاید دیگه از جنگ خسته شدم.

218
00:16:15,083 --> 00:16:16,708
‫امانوئل.

219
00:16:20,125 --> 00:16:21,250
‫ترا، لطفاً.

220
00:16:22,416 --> 00:16:24,000
‫من فقط اومدم که حرف بزنیم.

221
00:16:25,000 --> 00:16:26,000
‫خواهش می‌کنم.

222
00:16:28,750 --> 00:16:30,625
‫ما با تو حرفی نداریم.

223
00:16:31,166 --> 00:16:32,875
‫تو... چیزیت شده؟

224
00:16:37,875 --> 00:16:39,666
‫من دارم سعی می‌کنم بهتر متوجه شم.

225
00:16:40,666 --> 00:16:42,666
‫راجع‌به چیزی که دیدم و از تو می‌دونم.

226
00:16:43,166 --> 00:16:45,875
‫تو یه‌بار به ما گفتی که خدا اسمت رو صدا زده.

227
00:16:46,375 --> 00:16:48,583
‫اینکه بهت وحی شده با شرارت بجنگی.

228
00:16:48,625 --> 00:16:50,791
‫قبلاً بهش باور داشتم، آره.

229
00:16:50,875 --> 00:16:52,125
‫و حالا؟

230
00:16:52,166 --> 00:16:56,708
‫حالا پایه و اساس زندگی من
‫داره سرنگون می‌شه.

231
00:16:56,750 --> 00:16:58,250
‫شاید دیگه وقتشه که این اتفاق بی‌افته.

232
00:16:58,375 --> 00:17:03,375
‫البته که این حرف خیلی رمانتیکه،
‫مثل مابقی شلوغ‌کاری‌های شما انقلابیون.

233
00:17:03,416 --> 00:17:05,875
‫ولی وقتی که این کشور رو با خاک یکسان کردین،

234
00:17:05,875 --> 00:17:08,875
‫می‌خوام بدونم که کی باقی می‌مونه
‫تا دوباره اون رو از نو بسازه.

235
00:17:09,166 --> 00:17:10,791
‫تو از آزادی حرف می‌زنی.

236
00:17:11,208 --> 00:17:12,708
‫آزادیِ کی؟

237
00:17:12,750 --> 00:17:14,333
‫آزادی همه.

238
00:17:16,000 --> 00:17:18,916
‫توی محلهٔ من یه زن ۸۲ ساله‌ست.

239
00:17:19,000 --> 00:17:21,625
‫اون هرروز توی کلیسا چیزی اهدا می‌کنه.

240
00:17:21,666 --> 00:17:27,125
‫و حالا نوه‌ش به اسمِ حِکمت
‫اون رو از این کار منع کرده.

241
00:17:27,166 --> 00:17:31,666
‫فکر می‌کنی وقتی که شب از خواب بلند شه
‫واسه حِکمت و آزادیش توی تاریکی...

242
00:17:31,708 --> 00:17:34,000
‫اشک می‌ریزه تا وحشت‌های
‫خودش رو از بین ببره؟

243
00:17:34,041 --> 00:17:35,791
‫ولی اون فقط یه زنه.

244
00:17:35,791 --> 00:17:39,000
‫بیش از ۲۰۰ کشیش توی نبرد وردن قتل‌عام شدن.

245
00:17:39,041 --> 00:17:43,916
‫خیلی طول نمی‌کشه که
‫کشیش‌ها تبعید و اعدام بشن.

246
00:17:44,000 --> 00:17:47,875
‫مردم از ذوب کردن ناقوس کلیسا
‫واسه ساخت گلوله توپی حرف می‌زنن.

247
00:17:48,000 --> 00:17:50,750
‫بربرها جلوی دروازه‌ان.

248
00:17:50,791 --> 00:17:55,750
‫واسه اون‌ها هیچکس به اندازهٔ کافی
‫واقعی یا وفادار نیست.

249
00:17:56,125 --> 00:17:58,416
‫اون‌ها ما رو توی خونِ خودمون غرق می‌کنن.

250
00:17:58,416 --> 00:18:00,541
‫نه اگه شما موجودات شبگرد
‫اول این کار رو باهاشون بکنین.

251
00:18:00,541 --> 00:18:02,916
‫من دارم یه ارتش تدارک می‌بینم.

252
00:18:02,916 --> 00:18:05,375
‫من با یه جبههٔ اشتباه دارم می‌جنگم.

253
00:18:05,416 --> 00:18:06,750
‫با خون‌آشام‌ها.

254
00:18:06,750 --> 00:18:09,916
‫من همون‌طور که باید،
‫دارم دنبال هم‌پیمان می‌گردم.

255
00:18:10,000 --> 00:18:11,250
‫و قربانی‌ها.

256
00:18:11,291 --> 00:18:14,666
‫اون کسی که من می‌شناختم اگه الان خودش
‫رو توی آینه می‌دید حالش به‌هم می‌خورد.

257
00:18:16,125 --> 00:18:18,416
‫من از اولش هم بی‌گناه نبودم، ترا.

258
00:18:18,500 --> 00:18:22,375
‫بین بی‌گناهی و پناه دادن
‫به شبگردها خیلی فاصله‌ست.

259
00:18:22,416 --> 00:18:25,500
‫چند بار توی جهان...

260
00:18:25,625 --> 00:18:29,000
‫زندگی همه به تصمیم یه مرد وابسته بوده؟

261
00:18:29,041 --> 00:18:32,625
‫کنستانتین، شارلمانی، من.

262
00:18:32,666 --> 00:18:36,416
‫خدا می‌دونه که این انقلاب چه پلیدی‌های
‫دیگه‌ای با خودش به همراه میاره.

263
00:18:36,500 --> 00:18:41,625
‫اگه خدای تو اونقدری که ادعا می‌کنه قدرتمنده،
‫نیازی نداره که تو برای اون بجنگی.

264
00:18:41,666 --> 00:18:43,625
‫تو این کارها رو به‌خاطر کلیسا نمی‌کنی،

265
00:18:43,625 --> 00:18:46,250
‫این کارها رو واسه غرور خودت می‌کنی.

266
00:18:48,291 --> 00:18:51,000
‫بعضی وقت‌ها به یهودا فکر می‌کنم.

267
00:18:51,541 --> 00:18:53,541
‫خائن، عهدشکن.

268
00:18:54,166 --> 00:18:58,208
‫ولی اگه اون کار رو نمی‌کرد،
‫چه اتفاقی می‌افتاد؟

269
00:18:58,750 --> 00:19:02,541
‫یعنی کل دنیا به‌خاطر
‫خیانت یه مرد نجات پیدا کرد؟

270
00:19:02,625 --> 00:19:06,625
‫من احمق بودم که به تو اعتماد کردم.
‫ایکاش هرگز نمی‌دیدمت.

271
00:19:07,291 --> 00:19:10,375
‫اگه منو نمی‌دیدی،
‫الان ماریایی وجود نداشت.

272
00:19:19,041 --> 00:19:21,166
‫تو که گفتی پدرم فوت کرده.

273
00:19:21,375 --> 00:19:23,416
‫تا ازت محافظت کنم.

274
00:19:32,750 --> 00:19:35,750
‫بهت قول میدم، ترا.

275
00:19:36,625 --> 00:19:38,708
‫من مراقبشم.

276
00:19:47,291 --> 00:19:48,625
‫چقدر واسه اون...

277
00:19:48,666 --> 00:19:51,291
‫این‌طور که به‌نظر میاد،
‫بیشتر از چیزی که تو داری می‌شه.

278
00:19:52,291 --> 00:19:55,625
‫توی شکار خون‌آشام می‌تونم برات جبران کنم.

279
00:19:56,666 --> 00:19:59,750
‫اگه توی ظرف شستن می‌تونی
‫کمکم کنی قبول می‌کنم.

280
00:20:09,750 --> 00:20:13,041
‫ولی مردی که اونجاست برات حساب کرده.

281
00:20:27,416 --> 00:20:28,958
‫بابت شام ممنون.

282
00:20:28,958 --> 00:20:31,833
‫خب، می‌دونی که راجع‌به شامِ مفتی چی می‌گن؟

283
00:20:32,666 --> 00:20:34,625
‫چیز خاصی می‌گن؟

284
00:20:34,666 --> 00:20:39,916
‫می‌گن: «برگرد همون جایی که ازش اومدی
‫و انتظار یه شام دیگه نداشته باش.»

285
00:20:41,000 --> 00:20:42,666
‫یا شاید فقط منم که این حرف رو می‌زنم.

286
00:20:43,500 --> 00:20:45,625
‫ببین، من که نخواستم به من لطفی بکنی.

287
00:20:49,708 --> 00:20:52,416
‫اون پیر خرفت کدوم گوریه؟

288
00:20:54,375 --> 00:20:56,000
‫ای بابا. بازم یکی دیگه...

289
00:20:56,041 --> 00:21:01,500
‫تو قسم خوردی دفعه بعد که منو
‫توی این روستا دیدی بکشی.

290
00:21:02,041 --> 00:21:04,875
‫حالا اومدم. ببینم چندمرده حلاجی.

291
00:21:39,750 --> 00:21:42,375
‫پس فکر کنم الان پای حرفم موندم.

292
00:21:45,375 --> 00:21:47,125
‫خوب شد حداقل تمومش کرده بودم.

293
00:21:49,916 --> 00:21:53,208
‫اگه بتونی جای پول برام نجاری کنی خوب می‌شه.

294
00:21:58,541 --> 00:22:00,125
‫اون رو بده من.

295
00:22:00,125 --> 00:22:02,333
‫باید بیشتر حواست می‌بود.

296
00:22:02,583 --> 00:22:06,000
‫فراموش کرده بودم که چقدر سنگینه.

297
00:22:06,666 --> 00:22:08,125
‫خیلی سنگینه.

298
00:22:11,666 --> 00:22:13,916
‫هی! هی!

299
00:22:13,916 --> 00:22:15,208
‫تو کی هستی؟

300
00:22:15,250 --> 00:22:17,416
‫مگه قرار نبود باهوش باشی؟

301
00:22:17,416 --> 00:22:18,500
‫چی؟

302
00:22:18,625 --> 00:22:20,416
‫جولیا همیشه این حرف رو به من می‌زد.

303
00:22:20,916 --> 00:22:22,083
‫تو کی هستی؟

304
00:22:26,333 --> 00:22:28,041
‫من جوست‌ام.

305
00:22:28,916 --> 00:22:30,291
‫کدوم جوست؟

306
00:22:30,916 --> 00:22:32,041
‫جوست بلمونت.

307
00:22:33,291 --> 00:22:34,833
‫پدربزرگت.
