﻿1
00:00:32,750 --> 00:00:37,208
‫[سه سال قبل]

2
00:01:10,750 --> 00:01:12,541
‫می‌تونید بذارید بی سر و صدا رد بشم.

3
00:01:13,541 --> 00:01:15,125
‫یا اینکه همه‌تونو بکشم.

4
00:01:16,500 --> 00:01:17,500
‫تصمیم با خودتونه.

5
00:04:01,125 --> 00:04:03,666
‫کاری می‌کنید تک تک‌تون رو بکشم،

6
00:04:04,500 --> 00:04:06,375
‫ولی اینجا هیچی وجود نداره.

7
00:05:02,875 --> 00:05:06,500
‫چرا دنیا رو برای همیشه تو تاریکی نگه نداریم
‫و همه چیز رو یکجا نابود کنیم؟

8
00:05:07,125 --> 00:05:08,916
‫به ‌نظر میاد قدرتش تضعیف شده.

9
00:05:09,875 --> 00:05:11,250
‫باید دوباره بهش حمله کنیم

10
00:05:11,250 --> 00:05:12,416
‫در حالی که ضعیفه.

11
00:05:12,416 --> 00:05:13,791
‫ضعیف نیست.

12
00:05:15,041 --> 00:05:17,000
‫ببخشید که زودتر نرسیدم.

13
00:05:18,000 --> 00:05:19,125
‫کی رو از دست دادی؟

14
00:05:20,375 --> 00:05:21,625
‫مادرش.

15
00:05:22,375 --> 00:05:24,666
‫ولی دقیقاً نمرده.

16
00:05:27,750 --> 00:05:28,916
‫متأسفم.

17
00:05:30,291 --> 00:05:31,625
‫می‌دونم چه حسی داره.

18
00:05:32,875 --> 00:05:34,375
‫یه چاه پیدا کردم.

19
00:05:34,375 --> 00:05:37,416
‫جاهایی هست که می‌تونیم بخوابیم و خشکه.

20
00:05:37,416 --> 00:05:41,041
‫یه شومینه هم هست که
‫می‌تونیم آتیش روشن کنیم و غذا درست کنیم.

21
00:05:41,041 --> 00:05:42,250
‫ممنون، میزرک.

22
00:05:49,666 --> 00:05:52,958
‫چقدر درباره‌ی ارزبت باتری می‌دونی؟

23
00:05:53,000 --> 00:05:56,750
‫قدرت یه الهه مصری به اسم «سخمت» رو جذب کرده.

24
00:05:56,750 --> 00:05:59,500
‫که ظاهراً قدرت زیادی داشته باشه.

25
00:06:00,625 --> 00:06:02,416
‫رفتم منبع قدرتش رو پیدا کنم.

26
00:06:02,416 --> 00:06:03,750
‫قدرتش.

27
00:06:03,750 --> 00:06:06,000
‫شاید راهی برای نقطه ضعفش پیدا کنم.

28
00:06:06,000 --> 00:06:07,500
‫راهی برای نابودیش.

29
00:06:08,500 --> 00:06:12,125
‫یه معبد پیدا کردم که نصفش
‫زیر شن‌های صحرای مصر دفن شده بود.

30
00:06:13,166 --> 00:06:14,791
‫در واقع نصف معبد، نصف مقبره بود.

31
00:06:15,541 --> 00:06:17,041
‫مقبره سخمت.

32
00:06:17,041 --> 00:06:18,583
‫یعنی الهه مرده؟

33
00:06:18,625 --> 00:06:20,375
‫هزاران ساله که مرده.

34
00:06:21,000 --> 00:06:24,625
‫هر چند خون‌ـش هنوز تو معبد نگهداری می‌شه.

35
00:06:26,125 --> 00:06:28,875
‫خون الهه ظاهراً تازه می‌مونه.

36
00:06:28,875 --> 00:06:31,166
‫چرا خون‌ـش رو نگه داشتن؟

37
00:06:31,166 --> 00:06:34,375
‫که یه روز سخمت
‫بتونه برگرده زمین و دوباره حکومت کنه،

38
00:06:34,375 --> 00:06:36,250
‫مثل ابتدای خلقت.

39
00:06:36,250 --> 00:06:38,291
‫که یعنی یکی باید خون‌ـش رو بنوشه.

40
00:06:38,791 --> 00:06:40,250
‫یکی که از خون نابود نشه.

41
00:06:40,875 --> 00:06:41,750
‫ارزبت.

42
00:06:45,125 --> 00:06:46,291
‫اون خیلی قدرتمنده.

43
00:06:47,000 --> 00:06:50,500
‫هر چی داشتم بهش زدم،
‫ولی خیلی راحت دفعش کرد.

44
00:06:51,125 --> 00:06:52,000
‫مجبور شدیم فرار کنیم.

45
00:06:53,000 --> 00:06:54,250
‫نقشه‌ای داری؟

46
00:06:54,875 --> 00:06:58,750
‫الهه مصری دو تا روح داره،
‫به اسم «با» و «کا».

47
00:06:58,750 --> 00:07:00,833
‫اولی تو خونشه.

48
00:07:00,875 --> 00:07:05,041
‫دومی در قلبش،
‫که تو مومیای الهه حفظ شده.

49
00:07:06,416 --> 00:07:08,458
‫قلبش رو به مادرش داده؟

50
00:07:09,541 --> 00:07:14,250
‫یه رسم قدیمی میان مشرک‌هاست.
‫جسد خشک شده‌ی حفظ شده.

51
00:07:14,250 --> 00:07:16,583
‫عجب چیز قشنگیه.

52
00:07:16,625 --> 00:07:18,250
‫ولی امید هم وجود داره.

53
00:07:19,000 --> 00:07:21,125
‫قرن‌ها پیش مومیایی دزدیده شد.

54
00:07:21,625 --> 00:07:23,333
‫درولتا کاهنه بزرگ سخمت بود

55
00:07:23,375 --> 00:07:25,500
‫و هر کاری کرد که این ماجرا رو مخفی کنه.

56
00:07:26,500 --> 00:07:28,708
‫چند سال اخیر رو صرف دنبال کردنش کردم،

57
00:07:28,750 --> 00:07:30,791
‫دزدان مقبره، نوادگانشون،

58
00:07:30,791 --> 00:07:32,833
‫تو آفریقا و بعد اروپا،

59
00:07:32,875 --> 00:07:34,125
‫تا بالاخره رسیدم فرانسه.

60
00:07:34,750 --> 00:07:36,250
‫فکر می‌کنم الان تو پاریسه.

61
00:07:37,041 --> 00:07:39,125
‫و باید برم نابودش کنم.

62
00:07:39,125 --> 00:07:42,375
‫و به کمک احتیاج دارم، ریکتر.

63
00:07:43,666 --> 00:07:45,375
‫هر چی نباشه تو یه بلمونت هستی.

64
00:08:09,583 --> 00:08:11,708
‫وقتی دوباره قوی شدم،

65
00:08:11,708 --> 00:08:16,791
‫کاری می‌کنم التماس کنه
‫و از ترس خودشو خیس کنه.

66
00:08:16,833 --> 00:08:22,583
‫سر دو رگه‌ش رو
‫از گردن دو رگه‌ش جدا می‌کنم،

67
00:08:22,583 --> 00:08:27,458
‫و به ارابه‌ام می‌بندمش تا دنیا ببینه.

68
00:08:28,708 --> 00:08:31,916
‫آلوکارد، پسر دراکولا،

69
00:08:43,250 --> 00:08:46,583
‫اون یه افسانه زنده‌ست که قرن‌هاست
‫خانواده منو می‌شناسه.

70
00:08:47,250 --> 00:08:48,958
‫و یهویی ظاهر می‌شه

71
00:08:48,958 --> 00:08:52,208
‫می‌گه باید باهاش برم به یه مأموریت مهم
‫برای جنگیدن با شر.

72
00:08:52,958 --> 00:08:55,583
‫و من یه بلمونتم. چطور می‌تونم نه بگم؟

73
00:08:56,750 --> 00:08:58,333
‫ولی می‌دونم ماریا نمیاد.

74
00:08:59,583 --> 00:09:01,083
‫تِرا رو تنها نمی‌ذاره.

75
00:09:01,958 --> 00:09:03,625
‫و تو هم نمی‌خوای ماریا رو ترک کنی.

76
00:09:04,375 --> 00:09:05,875
‫می‌خواد انتقام بگیره.

77
00:09:06,458 --> 00:09:09,208
‫از کشیش اعظم، از ارزبت،
‫و همین به کشتنش میده.

78
00:09:09,958 --> 00:09:11,375
‫می‌تونم این نقشه رو بهش بگم.

79
00:09:11,375 --> 00:09:16,208
‫رفتن به پاریس راه انتقام گرفتنه،
‫پیروزی در این جنگ، ولی اگه نباشه چی؟

80
00:09:18,083 --> 00:09:21,708
‫اینجا موندن و دوباره شکست خوردن
‫اصلاً نقشه خوبی نیست.

81
00:09:58,958 --> 00:10:00,333
‫زن سخنگو.

82
00:10:00,958 --> 00:10:03,708
‫فکر کن چه خدمتکار قدرتمندی می‌شدی،
‫خودت گفتی.

83
00:10:05,125 --> 00:10:06,500
‫یه جادو انجام بده.

84
00:10:19,541 --> 00:10:21,458
‫انگار می‌تونستی یه درولتا دیگه باشی.

85
00:10:31,083 --> 00:10:33,250
‫تو درولتا نیستی.

86
00:10:34,500 --> 00:10:36,625
‫ولی شاید به دردم بخوری.

87
00:10:38,083 --> 00:10:39,291
‫کشیش اعظم،

88
00:10:39,333 --> 00:10:42,583
‫مردی که دوستت داره
‫ولی تو رو قربانیِ من کرد،

89
00:10:43,583 --> 00:10:44,583
‫برو پیشش.

90
00:10:45,208 --> 00:10:47,375
‫الان بیارش نزد من.

91
00:10:50,250 --> 00:10:51,583
‫ماچکول خیلی دوره.

92
00:10:52,333 --> 00:10:54,875
‫نمی‌دونم می‌تونم تا اون مسافت
‫به این دوری یخ درست کنم.

93
00:10:55,458 --> 00:10:56,583
‫خودت بفهم.

94
00:11:35,750 --> 00:11:38,625
‫خدایا، به آنان آرامش ابدی عطا کن.

95
00:11:40,125 --> 00:11:42,750
‫و بگذار نور ابدی بر ایشان فروتابد.

96
00:11:45,833 --> 00:11:49,208
‫باشد که در پرتو رحمت الهی در آرامش بیاسایند.

97
00:11:53,708 --> 00:11:54,500
‫آمین.

98
00:12:07,875 --> 00:12:09,583
‫امروز خبری از آواز نیست.

99
00:12:10,625 --> 00:12:11,625
‫چرا اینطوریه؟

100
00:12:13,458 --> 00:12:16,958
‫متأسفم که همه‌ی دوستانت مردن.

101
00:12:18,583 --> 00:12:20,875
‫چطور موجودی مثل تو می‌تونه متأسف باشه؟

102
00:12:30,083 --> 00:12:33,583
‫دختری که اهل سنت‌دومینگ بود دوستت بود.

103
00:12:34,083 --> 00:12:36,000
‫اونو یادته، مگه نه؟

104
00:12:36,875 --> 00:12:37,708
‫آره.

105
00:12:38,708 --> 00:12:40,583
‫این امکان نداره.

106
00:12:42,458 --> 00:12:45,458
‫این مردها به‌خاطر ایمانشون به تو مردن.

107
00:12:46,833 --> 00:12:49,458
‫پس براشون دعا می‌کنی،
‫امیدواری که کمکی کنه.

108
00:12:51,208 --> 00:12:52,625
‫ولی برای ما نه.

109
00:12:54,583 --> 00:12:58,541
‫شما شیاطین جهنمید، و به همونجا برمی‌گردید.

110
00:12:59,208 --> 00:13:01,041
‫دعا کردن چه فایده‌ای داره؟

111
00:13:02,333 --> 00:13:06,916
‫و وقتی زمانش برسه اونجا منو می‌بینی.

112
00:13:15,708 --> 00:13:17,250
‫تِرا.

113
00:13:30,791 --> 00:13:33,833
‫نمی‌خوا بگی چه ظاهر عجیب و قشنگی دارم؟

114
00:13:36,458 --> 00:13:38,083
‫دخترمون رو نجات دادیم.

115
00:13:38,583 --> 00:13:39,666
‫نجات دادیم؟

116
00:13:41,416 --> 00:13:43,916
‫منجی خون‌آشام‌ها خواسته تو رو ببینه.

117
00:13:45,916 --> 00:13:48,041
‫معلومه که تو رو فرستاده.

118
00:13:49,416 --> 00:13:52,041
‫حالا اون منجی تو هم هست؟

119
00:13:56,541 --> 00:13:57,708
‫چی می‌خواد؟

120
00:13:59,416 --> 00:14:01,666
‫می‌خواد وقتی فرا خوندت، بری پیشش.

121
00:14:06,041 --> 00:14:07,291
‫هنوز دوستش داری؟

122
00:14:08,041 --> 00:14:08,833
‫ماریا؟

123
00:14:09,791 --> 00:14:11,375
‫حتی حالا که خون‌آشام شدی؟

124
00:14:11,416 --> 00:14:13,458
‫معلومه که دوستش دارم!

125
00:14:15,083 --> 00:14:17,541
‫به ماریا نزدیک نشو، ترا.

126
00:14:18,541 --> 00:14:22,166
‫اگه الان بهش آسیب بزنی،
‫فداکاری‌هات هیچ فایده‌ای نداره.

127
00:14:23,166 --> 00:14:25,291
‫چه پدر مهربونی هستی.

128
00:14:44,916 --> 00:14:46,041
‫نه.

129
00:14:51,666 --> 00:14:55,041
‫اگه زندانیت نکنم، می‌خوای چیکار کنی؟

130
00:14:56,166 --> 00:14:59,041
‫کاری فراتر از آواز خواندن انجام میدی؟

131
00:15:32,166 --> 00:15:36,041
‫هر چی که با مادرت بشه، ماریا،
‫برات آرامش نمیاره.

132
00:15:36,916 --> 00:15:40,041
‫اون خون‌آشامه. باید قبول کنیم.

133
00:15:41,833 --> 00:15:42,666
‫به همین راحتی؟

134
00:15:43,291 --> 00:15:46,083
‫نه، نه. ببخشید.
‫معلومه که راحت نیست.

135
00:15:46,083 --> 00:15:49,958
‫جوری حرف نزن که انگار مادرم
‫برات همون‌قدر اهمیت داره که برای من داره.

136
00:15:50,916 --> 00:15:52,500
‫تو تصمیم گرفتی اونجا تنهاش بذاری.

137
00:15:53,458 --> 00:15:57,083
‫انتخاب خودش بود، ماریا.
‫و انتخاب بین خودش و تو بود.

138
00:15:57,083 --> 00:15:59,791
‫نه. تو باید فرار می‌کردی.

139
00:15:59,791 --> 00:16:02,666
‫و فقط تونستی منو با خودت ببری
‫چون بی‌هوش بودم.

140
00:16:03,291 --> 00:16:04,583
‫تو فرار کردی، ریکتر.

141
00:16:06,583 --> 00:16:07,583
‫این کاریه که می‌کنی.

142
00:16:08,416 --> 00:16:09,791
‫پس فرار کن برو پاریس.

143
00:16:10,583 --> 00:16:12,166
‫منم تو رو اینجا نمی‌خوام.

144
00:16:31,291 --> 00:16:32,833
‫به جاودانگی خوش اومدی.

145
00:16:34,833 --> 00:16:35,916
‫چی می‌خوای؟

146
00:16:37,041 --> 00:16:38,166
‫تا حالا تغذیه کردی؟

147
00:16:39,958 --> 00:16:41,791
‫مقاومت کردن غیرممکنه،

148
00:16:42,458 --> 00:16:44,541
‫ولی این باعث نمی‌شه یه حیوون بشی.

149
00:16:45,541 --> 00:16:49,083
‫فقط یه موجود وحشی نیستی که تشنه‌ی خونه.

150
00:16:50,041 --> 00:16:53,708
‫ذهن داری که می‌تونه فکر کنه
‫و یه قلب که می‌تونه عشق بورزه.

151
00:16:56,041 --> 00:17:00,333
‫می‌تونم بهش بگم چه مار خائن کوچیکی هستی.
‫واسه همین اینجایی.

152
00:17:01,583 --> 00:17:02,791
‫البته نگران نباش.

153
00:17:04,541 --> 00:17:06,291
‫بر نمی‌گردم پیش ارزبت.

154
00:17:06,916 --> 00:17:08,166
‫که اینطور.

155
00:17:09,041 --> 00:17:12,333
‫خوبه. پس به ندای قلبت گوش میدی.

156
00:17:13,291 --> 00:17:15,416
‫ولی شاید اول بخوای یه چیزی بخوری.

157
00:18:19,458 --> 00:18:20,416
‫اینا چی هستن؟

158
00:18:21,833 --> 00:18:22,916
‫واقعاً می‌پرسم؟

159
00:18:24,041 --> 00:18:24,958
‫خون‌آشام‌.

160
00:18:26,583 --> 00:18:27,583
‫من و ریکتر،

161
00:18:28,791 --> 00:18:31,041
‫فکر می‌کردیم کشتنشون جالبه،

162
00:18:32,291 --> 00:18:33,291
‫ولی کشتنشون

163
00:18:34,041 --> 00:18:34,916
‫احمقانه‌ست.

164
00:18:36,291 --> 00:18:39,166
‫اونا فقط موجودات شروری بودن
‫که باید کشته می‌شدن.

165
00:18:41,666 --> 00:18:44,041
‫چه حسی داره که یکی از اونا پدرت باشه؟

166
00:18:45,166 --> 00:18:47,958
‫منظورت اینه که همشون شریرن؟

167
00:18:51,208 --> 00:18:53,583
‫خب، همشون ارزبت باتری نیستن.

168
00:18:56,791 --> 00:18:59,583
‫در آخر پدرم...

169
00:19:01,833 --> 00:19:03,541
‫فکر می‌کنم خوبی تو وجودش بود.

170
00:19:06,291 --> 00:19:08,833
‫عاشق مادرم بود، و این باعث شد...

171
00:19:10,833 --> 00:19:12,916
‫حداقل شرور نباشه.

172
00:19:14,541 --> 00:19:17,083
‫انسان‌هایی رو دیدم که خیلی بدذات‌تر بودن.

173
00:19:18,208 --> 00:19:19,208
‫مثل پدر من.

174
00:19:19,791 --> 00:19:21,666
‫آهنگر شیطانه.

175
00:19:22,791 --> 00:19:23,916
‫خانواده؟

176
00:19:25,916 --> 00:19:27,458
‫پس عشق؟

177
00:19:28,333 --> 00:19:29,541
‫عشق می‌تونه نجاتشون بده؟

178
00:19:32,708 --> 00:19:36,541
‫عشق تو این دنیای سرد و زودگذر
‫یه چیز شکننده و ناپایداره.

179
00:19:37,958 --> 00:19:40,791
‫ولی اگه چیزی می‌تونه کسی رو نجات بده، بله.

180
00:19:41,708 --> 00:19:42,541
‫عشقه.

181
00:19:43,666 --> 00:19:44,458
‫احتمالاً.

182
00:19:50,041 --> 00:19:51,916
‫آخرش چی سر پدرت اومد؟

183
00:19:54,833 --> 00:19:55,791
‫کُشتمش.

184
00:20:11,041 --> 00:20:12,625
‫گارد ملی.

185
00:20:12,666 --> 00:20:15,333
‫- می‌دونم کیا هستن.
‫- ارتش انقلابی.

186
00:20:15,333 --> 00:20:17,958
‫دولت پاریس حتماً اونا رو فرستاده
‫که به ما ملحق شن.

187
00:20:49,458 --> 00:20:53,541
‫گفتی در تاریکی نور هست،
‫ولی من هیچ نوری نمی‌بینم.

188
00:20:54,416 --> 00:20:55,416
‫ما شکست خوردیم.

189
00:20:56,541 --> 00:20:58,041
‫کاملاً شکست خوردیم.

190
00:20:59,583 --> 00:21:01,375
‫قدرتی اونجا بود.

191
00:21:01,416 --> 00:21:04,208
‫پاپا لگبا رو مثل یه تار عنکبوت کنار زد.

192
00:21:05,041 --> 00:21:08,250
‫پاپا لگبا نگهبان دروازه‌ست، آنت،

193
00:21:08,291 --> 00:21:12,666
‫که دروازه‌های دنیای ارواح رو باز و بسته می‌کنه.

194
00:21:13,416 --> 00:21:16,166
‫تو باید بری جلوتر.

195
00:21:17,166 --> 00:21:21,541
‫فراتر از پاپا لگبا، از دروازه عبور کن.

196
00:21:22,708 --> 00:21:24,916
‫گوش کن. نگاه کن.

197
00:21:25,791 --> 00:21:28,333
‫بشنو. ببین.

198
00:21:30,041 --> 00:21:32,000
‫چرا این کار رو به من سپردی؟

199
00:21:32,041 --> 00:21:35,666
‫تو از من خیلی قوی‌تری.
‫خودت باید می‌اومدی.

200
00:21:36,791 --> 00:21:37,958
‫بشنو.

201
00:21:38,916 --> 00:21:40,333
‫ببین.

202
00:21:40,333 --> 00:21:43,208
‫چی رو بشنوم؟ چی رو ببینم؟

203
00:21:58,708 --> 00:21:59,916
‫آنت؟

204
00:22:04,958 --> 00:22:06,041
‫حالت خوبه؟

205
00:22:14,083 --> 00:22:15,833
‫ماریا نمی‌خواد اینجا باشم.

206
00:22:15,833 --> 00:22:17,166
‫پس باید بریم.

207
00:22:17,708 --> 00:22:19,333
‫میزراک مراقبشه.

208
00:22:21,833 --> 00:22:24,916
‫و یه نفر دیگه هم هست
‫که می‌تونه بیاد و ازش محافظت کنه.

209
00:22:37,583 --> 00:22:42,375
‫قبلاً توافق کردیم اولین هدفمون
‫دژ انقلابیون نانت باشه.

210
00:22:42,375 --> 00:22:44,833
‫برنامه‌ی بی‌ارزشت.

211
00:22:45,458 --> 00:22:46,583
‫نه.

212
00:22:47,208 --> 00:22:49,500
‫وقتی آماده بشیم، به سمت پاریس حرکت می‌کنیم.

213
00:22:49,500 --> 00:22:51,375
‫سر این انقلاب رو قطع می‌کنیم.

214
00:22:52,083 --> 00:22:54,458
‫فکر کنم به گردن زدن علاقه دارن.

215
00:22:55,375 --> 00:22:57,708
‫ولی دلیل این که شما رو احضار کردم،
‫این نیست.

216
00:22:58,333 --> 00:22:59,833
‫منو احضار نکردی.

217
00:22:59,833 --> 00:23:03,208
‫ازم خواستی بیام و منم قبول کردم.

218
00:23:04,083 --> 00:23:06,958
‫چند تا از هیولاهای جهنمیت رو از دست دادی؟

219
00:23:07,583 --> 00:23:10,750
‫بیشتر از چیزی که دلم می‌خواست
‫ولی می‌تونم بیشتر بسازم.

220
00:23:12,083 --> 00:23:13,708
‫تو هم تلفات دادی.

221
00:23:15,000 --> 00:23:17,291
‫همه راهب‌هات مردن. ازشون استفاده کن.

222
00:23:17,333 --> 00:23:18,500
‫نه.

223
00:23:21,166 --> 00:23:22,291
‫این کار رو نمی‌کنم.

224
00:23:23,125 --> 00:23:26,375
‫به نظر می‌رسه بعضی اوقات
‫موجودات روح خودشون رو حفظ می‌کنن.

225
00:23:27,416 --> 00:23:29,291
‫و اونا مسیحی بودن.

226
00:23:30,166 --> 00:23:32,333
‫می‌ذارم در آرامش باشن،

227
00:23:32,375 --> 00:23:33,625
‫اگه خدا بخواد.

228
00:23:35,791 --> 00:23:37,750
‫و اون خودش باقی می‌مونه.

229
00:23:40,291 --> 00:23:43,166
‫اون خون‌آشامه. قبلاً مرده بوده.

230
00:23:43,166 --> 00:23:46,750
‫نمی‌دونم دستگاه با همچین چیزی کار می‌کنه یا نه.

231
00:23:47,750 --> 00:23:47,791
‫داری عذاب می‌کشی، سوگواری.

232
00:23:48,666 --> 00:23:50,541
‫نمی‌پذیرم.

233
00:23:52,708 --> 00:23:53,958
‫این کار رو می‌کنی.

234
00:23:54,583 --> 00:23:58,166
‫ولی اون یه خون‌آشامه.
‫درباره‌ی بازگردوندن روح چی گفتم؟

235
00:23:58,208 --> 00:24:00,208
‫اون روح نداره.

236
00:24:02,000 --> 00:24:06,958
‫فکر می‌کنی این فرق بین ماست، نه، کشیش اعظم؟

237
00:24:07,833 --> 00:24:12,208
‫تو و راهبات روح دارید و ما نداریم.

238
00:24:13,625 --> 00:24:15,333
‫برش گردون.

239
00:24:34,250 --> 00:24:35,958
‫ادوارد تصمیمشو گرفته، آنت.

240
00:24:36,458 --> 00:24:37,833
‫دوباره می‌بینیش.

241
00:24:39,583 --> 00:24:40,500
‫ماریا کجاست؟

242
00:24:41,000 --> 00:24:43,000
‫حداقل باهاش خداحافظی کنم.

243
00:24:43,875 --> 00:24:46,750
‫رفت که با ارتش انقلابی ملاقات کنه.

244
00:24:47,250 --> 00:24:48,875
‫اگه بخوای می‌رم دنبالش.

245
00:24:49,500 --> 00:24:52,708
‫خب، اگه گارد ملیه،
‫راحت می‌تونه تو جمعشون باشه،

246
00:24:52,708 --> 00:24:54,916
‫و از خبرهای پاریس صحبت کنه،

247
00:24:54,958 --> 00:24:58,083
‫و بحث کنه تا همه رو خسته کنه
‫درباره چیزایی که خدا می‌دونه چیه.

248
00:24:58,708 --> 00:25:01,375
‫بهش بگو دنبالش گشتیم،
‫و دوباره می‌بینیمش.

249
00:25:06,250 --> 00:25:07,083
‫بهش بگو...

250
00:25:10,583 --> 00:25:11,833
‫هیچی بهش نگو.

251
00:25:13,458 --> 00:25:14,833
‫وقتی همه‌چی تموم شد،

252
00:25:15,958 --> 00:25:17,208
‫خودم بهش می‌گم.

253
00:26:35,333 --> 00:26:39,708
‫منجی خون‌آشام‌ها بهت خوشامد می‌گه
‫که از جهنم برگشتی.

254
00:26:40,666 --> 00:26:43,333
‫ولی امیدوارم انتظار نداشته باشی
‫که ازت اطاعت کنم.

255
00:26:44,416 --> 00:26:46,916
‫مثل همیشه من تنها یک ارباب دارم.

256
00:26:47,583 --> 00:26:50,958
‫و اون یه دنیا برای فتح کردن داره.
