﻿1
00:00:18,250 --> 00:00:19,666
‫اِی دخترِ خورشید.

2
00:00:20,625 --> 00:00:23,166
‫با زیبایی و امید فراوان.

3
00:00:25,750 --> 00:00:28,541
‫عهد می‌بندم که التیام و عدالت رو
‫به مردمت برسانم.

4
00:00:30,166 --> 00:00:32,375
‫بهم قدرت بده تا به نام تو،

5
00:00:33,375 --> 00:00:34,500
‫سِخمِتِ محبوب

6
00:00:35,291 --> 00:00:36,541
‫بهشون خدمت کنم.

7
00:00:39,625 --> 00:00:41,625
‫ولی اگه خیلی ضعیف باشم چی؟

8
00:00:43,250 --> 00:00:44,625
‫به قدر کافی شجاع نباشم؟

9
00:00:45,541 --> 00:00:48,125
‫تعداد ما خیلی کمه و خیلی خسته‌ایم.

10
00:00:49,875 --> 00:00:53,750
‫در عوض هر زجر و عذابی،
‫یک حکمت به دست میاد.

11
00:01:03,791 --> 00:01:07,791
‫[مصر جنوبی، ۱۱۹۹ عصر حاضر]

12
00:01:19,000 --> 00:01:22,000
‫همه‌اش رو بخور و خیلی بخواب.

13
00:03:01,750 --> 00:03:04,416
‫نشونم بده چطوری قوی‌تر باشم،

14
00:03:05,250 --> 00:03:06,875
‫دخترِ خورشید.

15
00:03:07,541 --> 00:03:10,458
‫بهم بگو باید چی کار کنم، تا انجامش بدم.

16
00:03:35,916 --> 00:03:37,375
‫بهتر بود فرار می‌کردی.

17
00:04:17,375 --> 00:04:19,875
‫دعا کردم که قوی‌تر بشم،

18
00:04:20,500 --> 00:04:22,125
‫و اون تو رو فرستاد.

19
00:04:24,750 --> 00:04:27,875
‫فکر کردی می‌تونی خودت رو خون‌آشام کنی؟

20
00:04:28,625 --> 00:04:30,000
‫به قدر کافی قوی نیستی.

21
00:04:30,875 --> 00:04:34,041
‫یه زنِ ضعیفی
‫که به یک الهه‌ی ضعیف خدمت می‌کنه.

22
00:04:35,000 --> 00:04:38,166
‫الهه‌ای صرفاً برای التیام.

23
00:04:39,541 --> 00:04:42,000
‫سخمت فقط الهه‌ی التیام نیست.

24
00:04:48,250 --> 00:04:51,250
‫الهه‌ی جنگ هم هست.

25
00:05:16,416 --> 00:05:17,750
‫در عوض هر زجر و عذابی،

26
00:05:19,250 --> 00:05:20,875
‫یک حکمت به دست میاد.

27
00:05:56,000 --> 00:06:01,000
‫« کسلوانیا: سمفونی شبانه »
‫" فصل دوم - قسمت دوم "

28
00:06:07,500 --> 00:06:09,916
‫پس دزدان، قبر دزدها، راهزنان،

29
00:06:09,916 --> 00:06:11,916
‫مومیایی رو دزدیدن،

30
00:06:11,916 --> 00:06:13,666
‫و توی بیابون ناپدید شدن.

31
00:06:14,875 --> 00:06:17,125
‫چرا کسی باید یه جسد رو بدزده؟

32
00:06:17,125 --> 00:06:19,375
‫فکر کردم شاید انداختنش توی رودخونه

33
00:06:19,375 --> 00:06:21,291
‫چون به دردشون نمی‌خورده.

34
00:06:21,291 --> 00:06:24,916
‫درولتا هم همین فکر رو می‌کرد،
‫که شاید برای همیشه از بین رفته.

35
00:06:24,916 --> 00:06:26,875
‫ولی تونستی ردش رو پیدا کنی.

36
00:06:27,875 --> 00:06:31,041
‫معلوم شد همه‌جور آدمی
‫برای یه جسد باستانی پول میده،

37
00:06:31,041 --> 00:06:32,666
‫می‌خره و می‌فروشتش،

38
00:06:32,666 --> 00:06:34,916
‫بدون اینکه بدونه واقعاً چیه

39
00:06:35,416 --> 00:06:37,750
‫و چه قدرت خارق‌العاده‌ای داره.

40
00:06:39,666 --> 00:06:40,916
‫لعنتی.

41
00:06:58,000 --> 00:06:58,875
‫جوست!

42
00:07:13,750 --> 00:07:14,916
‫جوست!

43
00:07:25,166 --> 00:07:26,666
‫آلوکارد.

44
00:07:27,291 --> 00:07:29,041
‫این نشونه‌ی خوبی نیست.

45
00:07:34,291 --> 00:07:35,625
‫خورشیدگرفتگی رخ داد.

46
00:07:35,666 --> 00:07:36,791
‫می‌دونیم.

47
00:07:36,791 --> 00:07:39,208
‫خون‌آشام‌های لامصب همه‌جا بودن.

48
00:07:39,208 --> 00:07:42,166
‫تا حالا خورشیدگرفتگی ندیده بودم.

49
00:07:42,666 --> 00:07:45,916
‫ولی این یکی در هر صورت جادو بود، نه؟

50
00:07:45,916 --> 00:07:48,916
‫اِرزبت باتری، منجی خون‌آشام‌ها.

51
00:07:48,916 --> 00:07:50,791
‫می‌تونه روز رو به شب تبدیل کنه.

52
00:07:51,541 --> 00:07:52,333
‫اوه.

53
00:07:52,833 --> 00:07:54,583
‫خب برای کشتنش باید چی کار کرد؟

54
00:08:06,166 --> 00:08:07,208
‫لذت‌بخش بود.

55
00:08:14,791 --> 00:08:17,041
‫هیچ حسی از خورشید نداری.

56
00:08:18,041 --> 00:08:19,791
‫مطبوعه.

57
00:08:21,916 --> 00:08:25,375
‫این خورشیدگرفتگی بیشتر از قبلی‌ها خسته‌ات کرد.

58
00:08:28,291 --> 00:08:31,208
‫و انتقامم رو از پسرِ دراکولا خواهم گرفت.

59
00:08:31,208 --> 00:08:32,166
‫هوم.

60
00:08:32,666 --> 00:08:36,333
‫که الان داره ما رو به روحِ گمشده‌ی سخمت هدایت می‌کنه.

61
00:08:43,791 --> 00:08:45,791
‫چرا با شما به پاریس نیام؟

62
00:08:45,791 --> 00:08:47,541
‫ارزبت هنوز در ماچکوله،

63
00:08:47,541 --> 00:08:51,458
‫تو هم باید ماریا رو قانع کنی
‫که یه کار احمقانه انجام نده.

64
00:08:51,458 --> 00:08:54,541
‫خب، اگه به حرف تو گوش نمیده،
‫من چه شانسی دارم؟

65
00:08:54,541 --> 00:08:57,583
‫راستش خیلی میونه‌ی خوبی
‫با دخترهای نوجوان ندارم.

66
00:08:58,333 --> 00:09:00,500
‫پس الان فرصت داری که بهتر عمل کنی.

67
00:09:00,541 --> 00:09:03,541
‫ماریا بهت نیاز داره جوست، تو هم به تِرا مدیونی.

68
00:09:04,291 --> 00:09:06,125
‫و خب، تو...

69
00:09:06,166 --> 00:09:08,666
‫می‌دونم. من یه بِلمانت‌ام.

70
00:09:10,291 --> 00:09:12,375
‫همه‌ی بِلمانت‌ها اینجوری هستن؟

71
00:09:12,416 --> 00:09:14,583
‫اعصاب‌خُردکُن؟ چه جورم.

72
00:09:15,166 --> 00:09:18,083
‫حقیقتش، از وقتی ارتباطی باهاشون داشتم
‫سال‌ها می‌گذره.

73
00:09:19,791 --> 00:09:22,333
‫ریکتر، باید بریم.

74
00:09:23,291 --> 00:09:26,708
‫ولی اگه نتونم جلوی ارزبت رو بگیرم،
‫یه بِلمانت نیاز دارم تا کار رو تموم کنه.

75
00:09:27,541 --> 00:09:29,416
‫یا یه جادوگر انقلابی.

76
00:09:32,666 --> 00:09:36,083
‫اگه بریم پاریس و مومیایی قدرتی نداشته باشه چی؟

77
00:09:36,083 --> 00:09:39,666
‫و فقط یه جسد قدیمی باشه
‫که صدها سال پیش ربوده شده؟

78
00:09:39,666 --> 00:09:42,500
‫اونجوری حداقل فایده‌ای برای ارزبت هم نداره.

79
00:09:48,208 --> 00:09:49,208
‫هوم.

80
00:10:09,708 --> 00:10:10,791
‫باورم نمی‌شه.

81
00:10:11,291 --> 00:10:13,166
‫کل زندگیم این مردم رو می‌شناختم.

82
00:10:17,458 --> 00:10:18,916
‫خدا بهت برکت بده، برادر.

83
00:10:22,041 --> 00:10:23,791
‫تو که هنوز به خدات اعتقاد نداری؟

84
00:10:23,791 --> 00:10:25,083
‫معلومه که دارم.

85
00:10:30,416 --> 00:10:31,708
‫سعی کردم بهشون هشدار بدم،

86
00:10:31,708 --> 00:10:35,333
‫ولی سروانِ گارد ملی
‫یه خوکِ تحمل‌ناپذیرِ نادانه.

87
00:10:42,291 --> 00:10:45,416
‫اگه تجهیزاتِ توی خونه‌ات رو نیاز داری،
‫باید سریع حرکت کنیم.

88
00:11:42,291 --> 00:11:43,416
‫نترس.

89
00:11:45,666 --> 00:11:47,916
‫ریکتر میگه تو دیگه مادرم نیستی.

90
00:11:47,916 --> 00:11:49,333
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

91
00:11:58,416 --> 00:12:00,166
‫وقتی تو رو خون‌آشام کرد،

92
00:12:01,041 --> 00:12:02,166
‫درد داشت؟

93
00:12:03,291 --> 00:12:04,666
‫داشتم از تو محافظت می‌کردم.

94
00:12:05,666 --> 00:12:07,291
‫از این سرنوشت نجاتت می‌دادم.

95
00:12:08,291 --> 00:12:09,541
‫فقط همین برام مهم بود.

96
00:12:11,833 --> 00:12:13,166
‫و الان چه شکلیه؟

97
00:12:15,541 --> 00:12:17,541
‫از جهاتی، دنیا انگار روشن‌تره.

98
00:12:18,833 --> 00:12:21,416
‫از جهاتی دیگه، به طرز غیرممکنی تاریک.

99
00:12:23,083 --> 00:12:26,083
‫عجیبه که فکر کنم جاودانه‌ام.

100
00:12:27,666 --> 00:12:29,666
‫مگر اینکه یکی بکشتم.

101
00:12:33,458 --> 00:12:34,958
‫یادته وقتی کوچیک بودی؟

102
00:12:36,208 --> 00:12:40,208
‫همیشه می‌خواستی به صدای قلبم گوش کنی
‫و سرت رو بذاری روی سینه‌ام.

103
00:12:42,166 --> 00:12:44,291
‫حالا می‌تونم از اینجا ضربان قلبت رو بشنوم.

104
00:13:05,791 --> 00:13:06,958
‫فرار کن!

105
00:13:09,041 --> 00:13:10,291
‫نه!

106
00:13:12,166 --> 00:13:13,041
‫بس کن!

107
00:13:13,041 --> 00:13:17,666
‫اون یه خون‌آشامه ماریا. همین و بس.

108
00:13:17,666 --> 00:13:18,958
‫بهش اعتماد نکن.

109
00:13:18,958 --> 00:13:21,333
‫پنج دقیقه پیش، داشتی موجودات شب می‌ساختی.

110
00:13:21,333 --> 00:13:23,583
‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

111
00:14:21,666 --> 00:14:23,666
‫[لیدی اِرلنگر بلمانت]

112
00:14:27,291 --> 00:14:28,458
‫من رو ببخش، لیدی.

113
00:14:29,958 --> 00:14:31,666
‫برات گل نیاوردم.

114
00:14:35,291 --> 00:14:36,833
‫ولی برای این نیومدم.

115
00:14:40,666 --> 00:14:42,541
‫باید دوباره به جنگ برگردم.

116
00:14:51,083 --> 00:14:52,833
‫دیگه نمی‌تونم مخفی بشم.

117
00:15:22,291 --> 00:15:24,416
‫شاید این بار،

118
00:15:25,833 --> 00:15:27,416
‫لازم نباشه که شرّ برنده بشه.

119
00:15:37,208 --> 00:15:39,666
‫از اینجا با رودخونه می‌تونیم بیشترِ مسیر رو بریم.

120
00:15:40,166 --> 00:15:43,291
‫توقف نمی‌کنیم،
‫پس اگه آذوقه می‌خواید، الان جورش کنید.

121
00:15:43,958 --> 00:15:47,208
‫توی چشم نباشید.
‫حتماً دارن تعقیبمون می‌کنن.

122
00:15:48,166 --> 00:15:49,875
‫لعنتی‌ها همیشه تعقیبم می‌کنن.

123
00:15:49,916 --> 00:15:51,500
‫قراره ورق رو براشون برگردونی،

124
00:15:51,541 --> 00:15:54,416
‫غافلگیرشون کنی و با اون بیلبیلک شمشیری پرنده‌ات
‫کارشون رو بسازی؟

125
00:15:55,416 --> 00:15:56,916
‫می‌خوام یه قایق پیدا کنم.

126
00:16:00,541 --> 00:16:01,958
‫من شکار می‌کنم، تو جمع کن.

127
00:16:02,541 --> 00:16:04,583
‫یعنی، تو هم می‌تونی شکار کنی.

128
00:16:04,583 --> 00:16:05,958
‫من یکم قارچ پیدا می‌کنم.

129
00:16:07,708 --> 00:16:10,041
‫- تو می‌خوای چی شکار کنی؟
‫- خرگوش.

130
00:16:11,458 --> 00:16:13,791
‫راستش برای قارچ باید مراقب باشی‌ها.

131
00:16:13,791 --> 00:16:15,916
‫قول میدم مسمومت نکنم.

132
00:16:33,333 --> 00:16:34,416
‫اژدهای من.

133
00:16:35,458 --> 00:16:37,916
‫ببین، برگشته.

134
00:16:37,958 --> 00:16:38,833
‫هوم.

135
00:16:39,500 --> 00:16:40,625
‫معجزه است.

136
00:16:41,333 --> 00:16:42,500
‫شکوهمنده.

137
00:16:43,333 --> 00:16:44,625
‫کجا بودی؟

138
00:16:44,625 --> 00:16:45,875
‫شناسایی می‌کردم.

139
00:16:46,458 --> 00:16:47,958
‫با توجه به دشمنان جدیدمون،

140
00:16:47,958 --> 00:16:50,375
‫گفتم بهتره که حومه رو بگردم.

141
00:16:50,875 --> 00:16:52,083
‫چی پیدا کردی؟

142
00:16:52,708 --> 00:16:54,125
‫آلوکارد رو پیدا کردی؟

143
00:16:54,125 --> 00:16:55,208
‫هنوز نه.

144
00:16:55,833 --> 00:16:58,083
‫- یا بلمانت رو؟
‫- ناپدید شده.

145
00:16:59,083 --> 00:17:00,125
‫جادوگرها؟

146
00:17:00,750 --> 00:17:04,083
‫حتی راهب جنگجوی کوچولو
‫که برعلیه ما شد؟

147
00:17:04,708 --> 00:17:06,625
‫حتی زحمت نکشیدم که دنبال اون بگردم.

148
00:17:09,625 --> 00:17:10,958
‫فکر کردم برات جالب باشه که بدونی

149
00:17:10,958 --> 00:17:14,583
‫ارتش انقلابی به ماچکول رسیده.

150
00:17:15,333 --> 00:17:19,250
‫سربازان مسلح و تعلیم‌دیده،
‫ولی تعدادشون زیاد نیست.

151
00:17:19,250 --> 00:17:20,375
‫خوبه.

152
00:17:20,375 --> 00:17:22,708
‫برای ماشین به اجساد بیشتری نیاز داریم.

153
00:17:23,583 --> 00:17:24,875
‫بهش رسیدگی می‌کنم.

154
00:17:25,750 --> 00:17:27,583
‫چرا تا شب صبر کنی؟

155
00:17:30,416 --> 00:17:33,458
‫شکار در نور خورشید خیلی باحال‌تره.

156
00:17:41,625 --> 00:17:43,000
‫هنوز خرگوش نگرفتی؟

157
00:17:43,791 --> 00:17:45,375
‫کار آسونه رو تو داشتی.

158
00:17:45,375 --> 00:17:47,333
‫قارچ نمی‌تونه فرار کنه.

159
00:17:51,541 --> 00:17:52,541
‫چی شده؟

160
00:17:54,291 --> 00:17:55,125
‫هیچی.

161
00:17:56,791 --> 00:17:58,750
‫به فکر ادواردی؟

162
00:18:00,250 --> 00:18:01,750
‫دست‌کم گرفتیمشون.

163
00:18:02,666 --> 00:18:04,875
‫البته که از خورشیدگرفتگی نمی‌دونستیم.

164
00:18:05,750 --> 00:18:07,500
‫و الان مقیاسشون دستمه.

165
00:18:08,250 --> 00:18:09,875
‫دفعه‌ی بعد، فرار نمی‌کنیم.

166
00:18:12,750 --> 00:18:13,791
‫جنگیدن با شرّ.

167
00:18:14,666 --> 00:18:17,083
‫هیچوقت قرار نبود کار آسونی باشه.

168
00:18:27,875 --> 00:18:31,500
‫گرچه، گمونم اینجا خیلی قشنگه.

169
00:18:34,666 --> 00:18:36,875
‫پس من میرم سراغ اون خرگوش‌ها، باشه؟

170
00:18:38,666 --> 00:18:39,625
‫باشه.

171
00:18:49,541 --> 00:18:51,083
‫کاش وقت برای دفن کردنتون بود،

172
00:18:51,083 --> 00:18:52,333
‫ولی وقتی نیست.

173
00:18:53,958 --> 00:18:54,833
‫متأسفم.

174
00:18:55,833 --> 00:18:57,250
‫یک لحظه هم برای از دست دادن نداریم.

175
00:19:13,000 --> 00:19:14,083
‫اه.

176
00:19:22,875 --> 00:19:24,083
‫بهتره پسش بدی.

177
00:19:27,708 --> 00:19:29,000
‫پس کارمون به آتیش می‌کشه.

178
00:19:43,083 --> 00:19:43,958
‫اه.

179
00:19:59,875 --> 00:20:02,250
‫- می‌تونستم جاخالی بدم.
‫- تشکر کردن اینقدر برات سخته؟

180
00:20:15,708 --> 00:20:16,833
‫کوچیکه مال تو.

181
00:20:42,500 --> 00:20:43,416
‫ممنون.

182
00:20:47,958 --> 00:20:52,083
‫امیدوارم خون‌آشام‌های پاریس
‫بهتر از این قماشِ خون‌خورها باشن.

183
00:20:55,875 --> 00:20:57,416
‫ریکتر!

184
00:21:02,500 --> 00:21:04,250
‫ولی کوچیکه فرار کرد.

185
00:21:07,458 --> 00:21:10,875
‫امیدوارم خون‌آشام‌های پاریس
‫بهتر از این‌ها باشن.

186
00:21:10,875 --> 00:21:13,583
‫عالیه. حالا می‌دونن مقصدمون کجاست.

187
00:21:13,583 --> 00:21:15,625
‫بله، می‌دونم. ببخشید.

188
00:21:16,458 --> 00:21:18,458
‫گمونم باید به آلوکارد بگیم.

189
00:21:18,458 --> 00:21:20,875
‫بیا نگیم. احتمالاً اهمیتی نداره.

190
00:21:20,875 --> 00:21:23,375
‫و نمی‌خوام یه بهونه‌ی دیگه بهش بدم

191
00:21:23,375 --> 00:21:25,500
‫که اون نگاهِ «شما بچه‌اید» رو بهمون بندازه.

192
00:21:27,625 --> 00:21:30,875
‫ولی شاید بخوای توضیح بدی
‫که چرا خرگوش نگرفتی.

193
00:21:51,833 --> 00:21:54,291
‫مرگ بر انقلاب!

194
00:22:01,333 --> 00:22:02,333
‫خائنان!

195
00:22:03,708 --> 00:22:06,333
‫مرگ بر انقلابیون!

196
00:22:07,875 --> 00:22:09,958
‫نفرین بر قیام!

197
00:22:09,958 --> 00:22:11,958
‫اومدیم ازتون محافظت کنیم.

198
00:22:15,958 --> 00:22:18,208
‫ده قدم برید عقب. بهتون هشدار میدم.

199
00:22:21,583 --> 00:22:23,500
‫آرایش جنگی رو حفظ کنید!

200
00:22:34,291 --> 00:22:36,166
‫مرگ بر انقلاب!

201
00:22:37,708 --> 00:22:38,958
‫اینجاست!

202
00:22:51,958 --> 00:22:54,750
‫این پلیدی کارِ راهب شماست.

203
00:23:02,750 --> 00:23:05,125
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری، میزراک.

204
00:23:18,541 --> 00:23:21,833
‫می‌کشتت و تمام.

205
00:23:36,791 --> 00:23:38,958
‫در عوض هر زجر و عذابی،

206
00:23:39,583 --> 00:23:40,916
‫یک حکمت به دست میاد.

207
00:23:43,083 --> 00:23:44,708
‫بهتر بود فرار می‌کردی.

208
00:23:45,666 --> 00:23:48,041
‫اعدامشون کنید!
