﻿1
00:00:14,000 --> 00:00:16,375
‫الهه‌ی ده هزار نام

2
00:00:16,375 --> 00:00:18,375
‫بانوی حیات،

3
00:00:18,375 --> 00:00:19,875
‫بانوی وحشت،

4
00:00:30,541 --> 00:00:33,416
‫اگه مجبور باشیم،
‫دوباره تلاش می‌کنیم

5
00:00:43,750 --> 00:00:45,416
‫حسش می‌کنی؟

6
00:00:46,041 --> 00:00:48,958
‫می‌تونی الهه رو توی بدنت حس کنی؟

7
00:01:11,041 --> 00:01:19,916
‫« کسلوانیا: سمفونی شبانه »
‫" فصل دوم - قسمت سوم "

8
00:01:35,875 --> 00:01:37,500
‫تو نمی‌تونستی نجاتشون بدی

9
00:01:38,625 --> 00:01:41,000
‫من فقط در جنگ‌هایی که می‌تونم
‫توشون برنده شم شرکت نمی‌کنم

10
00:01:41,625 --> 00:01:43,375
‫- پس احمقی
‫- نه

11
00:01:44,500 --> 00:01:45,916
‫من فقط حیوان نیستم

12
00:01:48,041 --> 00:01:50,791
‫چرا به جایی که بهش تعلق داری برنمی‌گردی؟

13
00:01:51,875 --> 00:01:53,875
‫منم به اندازه‌ی کافی دیدم، اُلراکس

14
00:01:55,166 --> 00:01:58,250
‫انقدر دیدم که بدونم یه چیزهایی
‫ارزشِ مُردن به خاطرشون رو دارن

15
00:01:59,916 --> 00:02:01,666
‫و یه چیزهایی ارزشش رو ندارن

16
00:02:21,166 --> 00:02:22,250
‫این رو برای من درست کردی؟

17
00:02:24,500 --> 00:02:26,916
‫قبلاً وقتی خوابم نمی‌برد بهش زُل می‌زدم،

18
00:02:28,166 --> 00:02:30,166
‫و پرنده‌ها رو در حال پرواز تصور می‌کردم

19
00:02:32,000 --> 00:02:34,750
‫به خودم در مورد جاهایی
‫که می‌رفتن قصه می‌گفتم،

20
00:02:35,375 --> 00:02:39,000
‫و همیشه و همیشه برگشتنشون رو تصور می‌کردم

21
00:02:39,791 --> 00:02:40,750
‫ما خوش‌شانسیم

22
00:02:41,250 --> 00:02:43,541
‫وقتی چیزهایی که دوست داریم
‫پیشمون برمی‌گردن

23
00:02:51,625 --> 00:02:53,250
‫آفتاب سریع غروب می‌کنه

24
00:03:05,041 --> 00:03:06,666
‫به نظرت شهر ساکت‌تر نشده؟

25
00:03:08,250 --> 00:03:10,041
‫و یه بویی توی هواست

26
00:03:10,875 --> 00:03:11,750
‫بوی آهن

27
00:03:12,375 --> 00:03:13,375
‫گوشت

28
00:03:13,375 --> 00:03:14,333
‫خون

29
00:03:21,875 --> 00:03:23,375
‫گارد ملی

30
00:03:24,250 --> 00:03:25,291
‫همه‌شون

31
00:03:26,000 --> 00:03:29,125
‫کی ممکنه این کارو کرده باشه؟
‫خون‌آشام‌ها؟

32
00:03:29,875 --> 00:03:31,375
‫توی روز روشن نمی‌تونستن

33
00:03:32,750 --> 00:03:34,666
‫دارن می‌برنشون صومعه

34
00:03:34,666 --> 00:03:37,916
‫ارزبت تا فردا ارتشِ جدیدی
‫از موجوداتِ شب خواهد داشت

35
00:03:39,250 --> 00:03:40,375
‫به لطف اون

36
00:04:11,875 --> 00:04:15,750
‫من علاقه‌ی جدیدی به این دستگاه پیدا کردم

37
00:04:18,833 --> 00:04:22,375
‫آنت. آنت. آنت

38
00:04:23,208 --> 00:04:24,375
‫آنت

39
00:04:25,333 --> 00:04:26,583
‫آنت

40
00:04:27,125 --> 00:04:29,083
‫آنت

41
00:04:30,000 --> 00:04:31,708
‫آنت

42
00:04:33,750 --> 00:04:35,875
‫آنت!

43
00:04:38,208 --> 00:04:39,125
‫آنت

44
00:04:39,833 --> 00:04:41,833
‫چیزی نیست. فقط یه خواب بود

45
00:04:43,583 --> 00:04:45,125
‫اونا هم خواب هستن

46
00:04:51,208 --> 00:04:52,833
‫این کارِ ارزبته

47
00:04:52,833 --> 00:04:55,000
‫ولی ما که کیلومترها از ماچکول فاصله داریم

48
00:04:55,000 --> 00:04:57,666
‫اون همه جا پیروان داره

49
00:04:59,083 --> 00:05:00,333
‫به پارو زدن ادامه بده

50
00:05:00,333 --> 00:05:02,291
‫همینجوری ولشون می‌کنی؟

51
00:05:02,333 --> 00:05:04,333
‫ما برای حواس پرتی وقت نداریم

52
00:05:04,333 --> 00:05:06,125
‫ولی توی اون روستا مردم زندگی می‌کنن

53
00:05:08,833 --> 00:05:10,958
‫اگه کمکشون نکنی کشته میشن

54
00:05:11,583 --> 00:05:12,375
‫راست میگه

55
00:05:12,875 --> 00:05:14,458
‫نمی‌تونیم همینجوری از کنارشون رد بشیم

56
00:05:14,458 --> 00:05:17,125
‫اگه برای نجات هر دهاتیِ درمونده بشتابیم،

57
00:05:17,125 --> 00:05:20,833
‫ارزبت به کل کشور حاکم میشه
‫قبل از این که فرصت کنیم جلوش رو بگیریم

58
00:05:21,625 --> 00:05:22,458
‫ریکتر

59
00:05:23,125 --> 00:05:24,333
‫کمک!

60
00:05:36,250 --> 00:05:38,708
‫اون طرف. اونجا امنه

61
00:05:38,708 --> 00:05:39,625
‫فرار کنید!

62
00:05:56,208 --> 00:05:58,833
‫کسی تا حالا بهت نگفته
‫غذات رو شکنجه نکنی؟

63
00:06:01,458 --> 00:06:02,625
‫به منم نگفتن

64
00:06:07,541 --> 00:06:09,083
‫فکر کنم همه‌شون رو کشتم

65
00:06:10,041 --> 00:06:12,041
‫هیچکدوم نموندن که
به ارزبت گزارش بدن

66
00:06:13,291 --> 00:06:14,166
‫چیه؟

67
00:06:15,333 --> 00:06:18,125
‫دیروز، وقتی با خون‌آشام‌ها می‌جنگیدیم...

68
00:06:20,708 --> 00:06:23,166
‫شاید مقصدمون رو لو داده باشم

69
00:06:24,083 --> 00:06:25,666
‫- من فقط داشتم...
‫- پُز می‌دادی

70
00:06:26,333 --> 00:06:27,291
‫طبق معمول

71
00:06:27,291 --> 00:06:30,166
‫ببخشید. احمقانه بود. فکر نمی‌کردم

72
00:06:30,166 --> 00:06:32,833
‫نه، فکر نمی‌کردی.
هیچوقت فکر نمی‌کنی

73
00:06:32,833 --> 00:06:36,041
‫کاریه که شده، آلوکارد. بیا بریم

74
00:06:41,208 --> 00:06:42,083
‫هی...

75
00:06:43,916 --> 00:06:44,833
‫ممنون

76
00:06:57,750 --> 00:07:01,416
‫تو فرمانده ارتشِ انقلابی بودی

77
00:07:03,458 --> 00:07:04,458
‫تو چی بودی؟

78
00:07:06,458 --> 00:07:08,250
‫از وقتی که پسربچه بودم،

79
00:07:08,833 --> 00:07:11,333
‫تنها رویایی که داشتم اُپرا بود

80
00:07:12,875 --> 00:07:16,000
‫وقتی آواز می‌خوندم،
‫مردم عاشقم می‌شدن

81
00:07:16,750 --> 00:07:20,083
‫اونا کف و سوت می‌زدن
‫و جلوی پام سکه مینداختن

82
00:07:20,750 --> 00:07:22,333
‫ابریشمِ پاریسی می‌پوشیدم

83
00:07:23,708 --> 00:07:25,208
‫نوشیدنی می‌نوشیدم

84
00:07:28,333 --> 00:07:31,333
‫ولی دنیا تاریک و بی‌رحمه

85
00:07:32,333 --> 00:07:34,250
‫و پر از هیولاهاست

86
00:07:35,458 --> 00:07:38,208
‫و تحملش بیش از حد سخت بود

87
00:07:40,750 --> 00:07:42,958
‫تو هم اینطور فکر می‌کردی، فرمانده

88
00:07:44,125 --> 00:07:47,000
‫برای همین به ارتش انقلابی ملحق شدی

89
00:07:50,291 --> 00:07:52,416
‫برای پاکسازی جهان از هیولاها

90
00:07:56,041 --> 00:07:57,083
‫ولی الان اینجاییم

91
00:08:07,000 --> 00:08:07,791
‫ماریا

92
00:08:10,666 --> 00:08:11,625
‫ماریا!

93
00:08:58,250 --> 00:08:59,916
‫وقتی عصبانی هستم
‫یه شکلِ دیگه میشن

94
00:09:01,541 --> 00:09:03,291
‫اونا رو از جای دیگه‌ای احضار می‌کنم؟

95
00:09:04,625 --> 00:09:06,000
‫یا یه جوری عوضشون می‌کنم؟

96
00:09:08,541 --> 00:09:10,125
‫شاید من هیولا می‌سازم

97
00:09:11,875 --> 00:09:13,000
‫مثل پدرم

98
00:09:15,916 --> 00:09:18,041
‫تمام این اتفاقات تقصیرِ منه

99
00:09:18,041 --> 00:09:19,625
‫تقصیرِ منه که برگشتم به صومعه

100
00:09:19,625 --> 00:09:22,125
‫- تقصیرِ منه که تو...
‫- هیچکدوم از اینا تقصیر تو نیست

101
00:09:22,125 --> 00:09:26,250
‫محافظت از تو وظیفه‌ی من بود
‫و هزار بار دیگه هم انجامش میدم

102
00:09:32,250 --> 00:09:35,750
‫اینجا جاییه که اولین بار بهت یاد دادم
‫موجوداتی از جهان‌های دیگه احضار کنی

103
00:09:36,875 --> 00:09:38,250
‫تا از جادوت استفاده کنی

104
00:09:40,000 --> 00:09:41,875
‫یادت میاد اون موقع بهت چی گفتم؟

105
00:09:44,000 --> 00:09:46,416
‫بهت یاد دادم که جادو
‫به ظرافتِ یه تیغه،

106
00:09:47,750 --> 00:09:49,250
‫و دو لبه داره

107
00:09:51,125 --> 00:09:54,541
‫که میشه ازش برای بقا
‫یا کشتار استفاده کرد

108
00:09:58,875 --> 00:10:01,541
‫شاید هر چیزی که نیاز داشتم
‫در مورد بقا یاد گرفتم

109
00:10:10,416 --> 00:10:12,708
‫من به زودی میرم، اعلی حضرت

110
00:10:13,708 --> 00:10:15,708
‫و به اون مزاحم‌ها ضربه می‌زنم

111
00:10:20,708 --> 00:10:22,166
‫زانو بزن

112
00:10:41,250 --> 00:10:42,750
‫اُلراکس

113
00:10:42,750 --> 00:10:46,208
‫یه بار دیگه کنجکاوم بدونم کجا بودی

114
00:10:46,250 --> 00:10:50,583
‫در حال تحسینِ خشونتی بودم که
‫باهاش ارتشِ انقلابی رو قتل عام کردید

115
00:10:53,000 --> 00:10:54,125
‫اون چیکار کرده؟

116
00:10:54,625 --> 00:10:57,791
‫اون داشت از صمیم قلب
‫وفاداریش رو به نمایش میذاشت

117
00:10:57,791 --> 00:11:00,708
‫و به نظرم میاد، اُلراکس،

118
00:11:00,750 --> 00:11:02,875
‫که تو چنین کاری نکردی

119
00:11:06,041 --> 00:11:10,125
‫همونطور که به خوبی می‌دونی،
‫من تحسینت می‌کنم و می‌پرستمت، الهه

120
00:11:11,291 --> 00:11:13,875
‫تو تا حالا چی رو فدا کردی، اُلراکس؟

121
00:11:13,916 --> 00:11:16,083
‫تو حاضری برای چی بمیری؟

122
00:11:16,666 --> 00:11:18,541
‫یا برای کی؟

123
00:11:19,791 --> 00:11:20,833
‫فقط برای تو

124
00:11:27,833 --> 00:11:30,458
‫می‌تونی روی صورتت حکش کنی

125
00:11:49,208 --> 00:11:50,958
‫تمام افرادمون مُردن

126
00:11:54,333 --> 00:11:57,208
‫و با این حال اینجا ایستادیم

127
00:11:59,583 --> 00:12:01,833
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، میزرک؟

128
00:12:03,833 --> 00:12:06,333
‫اومدم بگم هنوز دیر نشده، امانوئل

129
00:12:07,500 --> 00:12:12,958
‫که بهت یادآوری کنم که حتی در لحظه‌ی آخر
‫دزد توبه کرد و بخشیده شد

130
00:12:16,250 --> 00:12:18,333
‫من چطور باید توبه کنم؟

131
00:12:19,333 --> 00:12:21,083
‫موجوداتِ شبی رو که ساختم، نابود کنم؟

132
00:12:21,958 --> 00:12:23,333
‫دوباره روحم رو بخرم؟

133
00:12:24,750 --> 00:12:26,833
‫اگه ازش نافرمانی کنم
‫من رو می‌کشه

134
00:12:27,333 --> 00:12:29,791
‫مردی که می‌شناختم
‫هیچوقت از مرگ نمی‌ترسید

135
00:12:29,833 --> 00:12:34,083
‫اگه چشمت به چیزی که از اون دنیا دیدم
‫افتاده بود، من رو زیر سؤال نمی‌بردی

136
00:12:35,333 --> 00:12:38,458
‫اگه هنگام گرگ و میش
‫اون صدا رو شنیده بودی

137
00:12:39,583 --> 00:12:41,083
‫خنده‌های آروم

138
00:12:42,000 --> 00:12:42,833
‫جهنمی...

139
00:12:43,833 --> 00:12:44,833
که در انتظارت بود

140
00:12:46,625 --> 00:12:48,083
اسمت رو زمزمه می‌کرد

141
00:12:49,208 --> 00:12:51,083
‫تو بهم گفتی ارزشش رو داره

142
00:12:51,083 --> 00:12:55,083
‫چون قصد داشتی از موجوداتِ شب
‫برای کشتن ارزبت استفاده کنی

143
00:12:55,958 --> 00:12:57,583
‫چرا الان اون کارو نمی‌کنی؟

144
00:13:00,875 --> 00:13:02,375
‫چون حالا دیدم

145
00:13:02,375 --> 00:13:05,208
‫که اون می‌تونه به راحتی نابودشون کنه

146
00:13:05,958 --> 00:13:10,208
‫پس تو جنگیدی تا دنیا رو
‫از چنگ انقلابی‌ها در بیاری،

147
00:13:10,750 --> 00:13:12,833
‫فقط برای این که به اون تحویلش بدی

148
00:13:15,333 --> 00:13:20,833
‫فکر می‌کردم می‌تونم از سلاح‌های جهنم
‫برای جنگیدن واسه بهشت استفاده کنم

149
00:13:23,375 --> 00:13:27,500
‫وقتی ارزبت بالأخره خورشید رو ببلعه
‫و دنیا رو غرق در تاریکی کنه،

150
00:13:29,333 --> 00:13:31,875
‫می‌فهمیم که اونا خوش‌شانس‌ترین‌های ما بودن

151
00:13:35,625 --> 00:13:38,250
‫اونایی که زنده نموندن که ببیننش

152
00:14:07,625 --> 00:14:09,541
‫اولین باری که دنیای دیگه رو لمس کردم،

153
00:14:09,583 --> 00:14:12,458
‫احساس کردم شکافی
‫در تار و پود جهان ایجاد کردم

154
00:14:12,958 --> 00:14:15,625
‫یادمه چقدر می‌ترسیدم که
‫ممکنه چی بیرون بکشم

155
00:14:16,458 --> 00:14:18,708
‫من بارها این ترس رو حس کردم

156
00:14:19,375 --> 00:14:20,750
‫همون ترس مانعت میشه

157
00:14:22,208 --> 00:14:23,333
‫می‌تونم حسشون کنم

158
00:14:24,208 --> 00:14:26,083
‫چیزهای عجیبی که اون طرف هستن

159
00:14:26,708 --> 00:14:28,708
‫موجوداتی که می‌خوان بیرون بیان

160
00:15:10,083 --> 00:15:11,875
‫چی یه موجود رو تبدیل به هیولا می‌کنه؟

161
00:15:20,000 --> 00:15:22,000
‫اگه ازش بترسی هرگز نمی‌تونی کنترلش کنی

162
00:15:47,458 --> 00:15:49,625
‫برای کنترل کردنش مثل پرنده‌هام،

163
00:15:50,083 --> 00:15:52,458
‫باید بخشی از ذاتش رو رام کنم

164
00:15:53,375 --> 00:15:54,583
‫خودم رو بهش شبیه‌تر کنم

165
00:15:56,208 --> 00:15:58,500
‫قدرتمند. درّنده

166
00:15:59,625 --> 00:16:00,625
‫مرگبار

167
00:16:15,083 --> 00:16:16,875
‫ماریا، از سرِ راه برو کنار

168
00:16:20,708 --> 00:16:21,500
‫تو کی هستی؟

169
00:16:22,000 --> 00:16:23,208
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

170
00:16:24,083 --> 00:16:26,916
‫سعی دارم دخترت رو از دستت نجات بدم

171
00:16:26,958 --> 00:16:29,333
‫نه! خواهش می‌کنم!
‫اون مثل اونا نیست

172
00:16:31,958 --> 00:16:34,458
‫حالا موشی نشونم میدی
‫که با هر موش دیگه فرق داره

173
00:16:34,458 --> 00:16:37,625
‫من توی عمرم صدها خون‌آشام دیدم،
‫و اونا همه مثل هم هستن

174
00:17:08,208 --> 00:17:09,125
‫متأسفم

175
00:17:10,833 --> 00:17:12,125
‫جوست...

176
00:17:13,333 --> 00:17:14,583
‫من نمی‌خوام بکشمت

177
00:17:27,750 --> 00:17:28,958
‫اونا چی هستن؟

178
00:17:29,583 --> 00:17:30,708
‫گارد ملی

179
00:17:31,375 --> 00:17:33,333
‫نگاه کردن بهشون حالم رو بهم می‌زنه،

180
00:17:33,833 --> 00:17:35,416
‫دونستن این که اون این کارو کرده

181
00:17:35,458 --> 00:17:37,208
‫همه‌شون رو تبدیل به موجودات شب کرده

182
00:17:37,875 --> 00:17:39,500
‫باید جلوش گرفته شه

183
00:17:41,333 --> 00:17:43,125
‫اونم موجود شبه؟

184
00:17:46,083 --> 00:17:47,083
‫درولتا

185
00:17:48,833 --> 00:17:50,708
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟

186
00:17:52,708 --> 00:17:53,750
‫ماریا کجاست؟

187
00:17:56,333 --> 00:17:57,375
‫نه!

188
00:17:58,208 --> 00:17:59,791
‫اون داره میره صومعه

189
00:17:59,833 --> 00:18:01,250
‫جوست، برو دنبالش

190
00:18:01,875 --> 00:18:04,166
‫نمی‌تونم به سرعت خودم رو به اونجا برسونم
‫که نجاتش بدم

191
00:18:04,208 --> 00:18:07,333
‫- از چی نجاتش بدی؟
‫- از کاری که می‌خواد انجام بده

192
00:18:08,625 --> 00:18:10,208
‫اون قصد داره پدرش رو بکشه

193
00:18:25,125 --> 00:18:26,500
‫به همه‌ی اینا نگاه کن

194
00:18:27,708 --> 00:18:29,208
‫ما حالا خیلی نزدیکیم

195
00:18:30,250 --> 00:18:32,750
‫به همه‌ی چیزهایی که می‌خواستیم

196
00:18:52,166 --> 00:18:53,708
‫پاریس همیشه اینجوریه؟

197
00:18:55,166 --> 00:18:56,666
‫می‌تونم تنش رو حس کنم

198
00:19:03,666 --> 00:19:05,291
‫یه اتفاقی قراره بیفته

199
00:19:21,416 --> 00:19:23,041
‫فکر کنم اون پادشاهه

200
00:19:23,583 --> 00:19:24,833
‫دیگه نیست

201
00:19:24,833 --> 00:19:27,833
‫اون کدوم لویی‌ـه؟
‫حسابشون از دستم در رفته

202
00:19:27,833 --> 00:19:29,916
‫اونا بهش میگن لوییِ آخر

203
00:19:31,166 --> 00:19:33,791
‫من موافق گردن زدن اشرافِ خون‌آشام هستم

204
00:19:33,791 --> 00:19:38,416
‫البته منظورم کساییه که واقعاً شرورن،
‫ولی این یکم زیاده روی نیست؟

205
00:19:39,041 --> 00:19:40,333
‫چطور می‌تونی این رو بگی؟

206
00:19:40,333 --> 00:19:42,916
‫فقط به نظرم زیاد منصفانه نمیاد

207
00:19:42,916 --> 00:19:45,958
‫من طرفِ انقلاب هستم،
‫ولی اون مردِ بدی نبود

208
00:19:46,916 --> 00:19:49,916
‫حتی ماریا هم میگه که
‫اون پادشاه زیاد بدی نبود،

209
00:19:50,541 --> 00:19:53,041
‫و تمام این خانواده‌های قدیمی...

210
00:19:53,041 --> 00:19:54,541
‫بوربن‌ها

211
00:19:54,541 --> 00:19:56,166
‫بلمونت‌ها

212
00:19:56,166 --> 00:20:01,916
‫آره، اونا شاید به نظرت پست بیان،
‫چون با یه خدای واقعی نسبت داری

213
00:20:03,083 --> 00:20:05,458
‫بحث پادشاه‌های خوب یا بد نیست

214
00:20:05,958 --> 00:20:07,708
‫هیچکس نمی‌تونه معصومانه حکومت کنه

215
00:20:08,208 --> 00:20:09,208
‫بهاش اینه

216
00:20:10,041 --> 00:20:11,791
‫اینجوری مقدماتِ تغییر رو فراهم می‌کنیم

217
00:20:13,041 --> 00:20:14,750
‫از طریق گیوتین

218
00:20:14,791 --> 00:20:17,166
‫بهم نگو که تو هم سلطنت‌طلبی

219
00:20:17,166 --> 00:20:18,541
‫من واقع‌گرام

220
00:20:19,083 --> 00:20:20,541
‫ولی خیلی پیر هم هستم

221
00:20:21,458 --> 00:20:24,541
‫منظورم این نیست که وقتی قرن‌ها عمر می‌کنی،
‫دیگه به چیزی اهمیت نمیدی،

222
00:20:25,916 --> 00:20:28,958
‫ولی وقتی شورش‌ها و انقلاب‌های کافی ببینی،
‫متوجه الگوها میشی

223
00:20:31,333 --> 00:20:33,958
‫انقلاب‌ها با امید شروع میشن
‫و با خونریزی تموم میشن

224
00:20:33,958 --> 00:20:39,083
‫یا با خونریزی شروع میشن
‫و با خونریزی تموم میشن

225
00:20:44,583 --> 00:20:46,458
‫آنت. چی شده؟

226
00:20:57,916 --> 00:20:58,916
‫آنت

227
00:21:28,666 --> 00:21:29,458
‫آنت؟
